دانلود تحقیق،مقاله،جزوات دانشگاهی،خلاصه کتاب و طرح لایه بازفتوشاپ

مرکز دانلود تحقیق رايگان دانش آموزان و فروش آنلاين انواع مقالات، پروژه های دانشجويی،جزوات دانشگاهی، خلاصه کتاب، كارورزی و کارآموزی، طرح لایه باز کارت ویزیت، تراکت مشاغل و...******* توجه مهم: به منظور افزایش سطح کیفیت سایت و رضایت شما بازدیدکنندگان گرامی لطفا درصورت رویت هر یک از موارد زیر سریعا به پشتیبانی سایت اطلاع دهید. ۱) در صورت مشاهده هر گونه مغایرت در محتویات فایل با عنوان موضوع جهت اصلاح فایل مورد نقص ۲) در صورت مشاهده هر گونه مغایرت با موازین جمهوری اسلامی ایران به منظور اصلاح یا حذف لینک مربوطه ۳) اگر شما نویسنده یا پدیدآورنده اثر هستید در صورت عدم رضایت از نمایش اثر خود به منظور حذف اثر از سایت *****با تشکر از همراهی شما***** دانشجو برای دانشجو

نمونه سوالات کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات کارشناسی دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات دانشگاه پيام نور (سوالات عمومی)

کارآموزی و کارورزی

مقالات رشته حسابداری و اقتصاد

مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

مقالات روانشناسی و علوم تربیتی

مقالات فقهی و حقوق

مقالات تاریخ- جغرافی

مقالات دینی و مذهبی

مقالات علوم سیاسی

مقالات مدیریت و سازمان

مقالات پزشکی - مامایی- میکروبیولوژی

مقالات صنعت- معماری- کشاورزی-برق

مقالات ریاضی- فیزیک- شیمی

مقالات کامپیوتر و شبکه

مقالات ادبیات- هنر - گرافیک

اقدام پژوهی و گزارش تخصصی معلمان

پاورپوئینت و بروشورر آماده

طرح توجیهی کارآفرینی

آمار سایت

نظرسنجی سایت

چه قسمتی از سايت برای شما مفيد بود؟***(آيا می دانيد با اولين خريد به شما كد تخفيف 30 درصدی جهت خریدهای بعدی تعلق ميگيرد؟)***

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 4373
  • بازدید دیروز : 6686
  • بازدید کل : 3142549

مقاله 108-بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران 135صفحه


مقاله 108-بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران 135صفحه

108بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران

چکیده:

هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران
می باشد. با توجه به هدف تحقیق، سه فرضیه به شرح زیر مطرح شده است:

فرضیه اصلی:

بین هوش عاطفی و رهبری استراتژیک مدیران، ارتباط معناداری وجود دارد.

فرضیه های فرعی:

بین مدیران با هوش عاطفی پایین و سبک رهبری وظیفه مدار ارتباط معناداری وجود دارد.

بین مدیران با هوش عاطفی بالا و سبک رهبری کارمند مدار ارتباط معناداری وجود دارد.

جامعه آماری این تحقیق، کلیه مدیران سازمان نوسازی شهر تهران و شرکت های تابعه اش می باشد که حجم نمونه 52 نفر است. همچنین در این تحقیق ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد همکار با کمترین ترجیح، جهت سنجش سبک رهبری و پرسشنامه هوش عاطفی سیبریا شرینگ برای ارزیابی هوش عاطفی مدیران استفاده شده است. بر اساس روش بازآزمايي ضريب آلفاي كرونباخ كل پرسشنامه سبک رهبری استراتژیک، برابر با 873/0 برآورد شد، كه ميزان آن بالاي 7/0 و نشان از اعتبار و پایایی بالای پرسشنامه می باشد. همچنين ضريب آلفاي كرونباخ براي پرسشنامه هوش عاطفی برابر 770/0 شده است که این ضریب نیز پایایی بالای پرسشنامه هوش عاطفی را نشان می دهد. علاوه بر این، اطلاعات جمع آوري شده براي اين پژوهش با استفاده از بسته نرم افزاريSpss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در اين پژوهش از آمار توصيفي براي توصيف داده های جمعیت شناختی (محاسبه فراواني ، درصد فراواني، ميانگينو نمودارها و...) استفاده شده و در قسمت دوم براي تحليل داده هاي جمع آوري شده و پاسخ به فرضیه اصلی پژوهش از آمار استنباطي كمك گرفته شده است که با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی ساده و چندگانه، ضریب همبستگی اسپیرمن به تجزیه و تحلیل فرضیات پرداخته شد. به منظور اثبات یا رد وجود رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی(جنسیت، سن و ...) با متغیر وابسته(سبک رهبری) ازآزمون ناپارامتری خی دو استفاده شده است. همچنین، به منظور تحلیل جانبی نیز از آزمون t و تحلیل واریانس(ANOVA) استفاده می شود. همچنین جهت بررسی پیش فرض های رگرسیون؛ نرمال بودن خطاها، استقلال خطاها، شاخص VIF و تلورانس نیزبررسی شده اند. با توجه به آزمون های آماری و یافته های تحقیق، شواهدی مبنی بر رد سه فرضیه موصوف وجود ندارد.

نتایجحاصلازپژوهش، بیانگرآناستکههرچهدرطیفسبکرهبريازرویکردوظیفه مداربهسمترویکردهايرابطه مدار پیشمیرویم،مدیرانازسطحهوشعاطفیبالاتريبرخوردارمیشوند، چرا کهاینگروهازمدیراناینقابلیترادارندکهبادركاقتضائاتووضعیتمحیطی،سبکمناسبتعاملیراجهتهدایتورهبرياثربخشسازماندرپیشگیرند. همچنین،براساسنتایجحاصلهازنمونهآماريمیتواندریافتکهدرسازمان نوسازی شهر تهران و شرکت های تابعه،درمدیرانگرایشبیشتريبهرویکردهايرابطه مداریکهمتناسببااقتضائاتمحیطپویاورقابتیحاضراست،دیدهمیشود. همچنین،اینواقعیتکه77% افرادنمونهآماري،ازحیثهوشهیجانیدرسطحمتوسطوبالاترازآنقراردارند،نویدآنرامیدهدکهبتوانبهواسطهآموزش هايهیجانی،مدیرانرابهقابلیت هايرهبريرابطه مدارمبتنیبرهوشعاطفیمجهزکرد.


 

 

فصل اول:

کلیات تحقیق


مقدمه:

هوش هیجانی ( توانایی شناخت و مدیریت هیجانات و نشان دادن احساسات خود به دیگران ) مبنایی است که رهبری سازمانی مبتنی بر آن است. توسعه‌ هوش هیجانی به تعهد فردی، نسبت به رشد و توسعه‌ بلند مدت بستگی دارد. این تحولی ارزشمند است که نه تنها شما، بلکه سازمانتان و جامعه‌ ای راکه در آن کار و زندگی می‌کنید متحول خواهد ساخت. (ریک لاش، 1385) حالات هیجانی و اعمال رهبران براحساس افراد تحت رهبری و در نتیجه بر عملکرد اجرایی آنان تاثیر می گذارد. پس چگونگی مدیریت حالات خود و دیگران توسط رهبر، موضوعی نه تنها فردی بلکه عاملی مهم درعملکرد بهتر یک کارمند می باشد.(گلمن[1]، 1385، 40) وقتی رهبران هیجانات را در جهت مثبت هدایت می کنند، کارکنان به نتایج بهتری دست می یابند.(گلمن، 1383، 26) بی کفایتی بین فردی رهبران، عملکردها را کاهش می دهد، باعث اتلاف زمان می شود، کج خلقی وجود می آورد، تعهد و انگیزه را از بین می برد و خشونت و بی تفاوتی ایجاد می کند.( گلمن، 1383، 57-56) و از آنجا که سازمان های امروزی هم از درون هم از برون زیر فشارهای شدیدی قرار دارند. در چنین شرایطی برای دستیابی به انگیزش و بهره وری، مدیران بایستی روش های سنتی را کنار گذاشته و دگرگونی های عمده ای در رفتار و کارکرد خود پدید آورند تا بتوانند بر افراد تأثیر بگذارند.

تغییردرظرفیترهبريعموماًنتیجهومحصولتغییراتفزایندهدرزندگیسازمانی،افزایشهمکاريهايمبتنیبراعتمادوتعاملاتخلاقانهفرديدرمحیطکارياست. درمدل هاينوینرهبريمهارت هاییهمچونکمکبهافراد،توانمندسازيوشنودکهبهایجاداعتماد،تعهدواخلاقکارمنجرمیشوندازاهمیتفزایندهايبرخوردارگشتهاندواینامربیانگرآناستکهمهارت هايمتعددرهبرينوین،نیازمندمدیریتراهبرديهیجاناتاست.تواناییرهبراندردركومدیریتهیجاناتواحساساتخودودیگران،بهافزایشمشارکتوتعهدکارکناننسبتبهسازمان،ارتقاءانگیزهوبهرهوريآنانودرآخرسودآوريبالاترسازمانمنجرخواهدشد. درهمینراستا،رهبرانیکهازسطحبالاتريازهوشعاطفیبرخورداراند،قادربهتدوینارزش هاییخواهندبودکهموردقبولکارکنانوسازمانبودهواینامرفرایندبهبودپتانسیلنیرويکارراتسهیلمیکند.ازاین روهوشعاطفیمیتواندبهعنوانشاخصیبرايشناساییوگزینشرهبرانسازمانیبهحسابآید.(لاجوردی و جمالی نظری، 1389، 70)

 

1-1) بیان مسئله تحقیق

اجرای استراتژی کارآمد به تعهد کامل تمام مدیران برای حمایت و هدایت نوآوری های استراتژیک در حوزه مسولیت سرپرستی خودشان، بستگی دارد. در محیط اغلب نامطمئن و پویای امروزی، نقش رهبر استراتژیک حائز اهمیت است، یعنی قابلیت الهام بخشی به کارکنان تا به طور موفقیت آمیز در فرایند تحول مستمر، افزایش عملکرد و اجرای استراتژی های سازمانی درگیری ذهنی و عاطفی داشته باشند. یک رهبر استراتژیک باید اطمینان حاصل کند که هر فرد استراتژی را درک می کند. وظایف روزانه و مشارکت های افراد از مأموریت و هدف ها فاصله خواهند گرفت، مگر اینکه استراتژی ها درست درک شوند. ممکن است هر فردی سخت بکوشد، لیکن بدون توازن و همخوانی با استراتژی، پراکندگی بوجود می آید و در دست یابی به هدف های مشترک توفیقی حاصل نمی شود. نکته مهم این است که رهبر استراتژیک باید یک معلم باشد. وظیفه رهبر است تا استراتژی را تفهیم کند و سبب شود که افراد آن را علت موفقیت بدانند. برای اینکه استراتژی خوب عمل کند، باید موجب تعهد در سراسر سازمان شود. این امر بدان معناست که رهبر استراتژیک باید بتواند مسایل را خوب و به نحو مطلوب انتقال دهد. هر فردی باید استراتژی را درک کند و بداند چگونه سازمانشان را از سایر سازمان ها متفاوت می سازد. (ایران نژاد پاریزی، زیرچاپ)

رهبری يك صفت ارثي وفطري نيست، بلكه رهبرييك نوع تعاملاجتماعي تخصصي ويك فرآيند دوجانبه، تبادلي وگاهي تحول سازاست كه طي آن يك همكار يا عضو اجازه مي يابد ضمن تاثير گذاري برساير اعضاء و مردم، به آنها انگيزه بدهد تا به هدفهاي گروهي وفردي خويش برسند. رهبران، خواه ناخواه، بايد بر حال و هواي سازمان خود مسلط باشند. بيش تر رهبراني كه استعداد خداداد دارند، خلق و خوي سازمان خود را به كمك آميزه اي غريب از توانايي هاي روان شناختي كنترل مي كنند و اين آميزه همان است كه هوش عاطفي مي ناميم.

هوش عاطفی افراد به توانایی آنها در پاسخ موثر به نیازها و فشارهای محیطی از بعد عاطفی و هیجانی اشاره دارد و در واقع؛ مهارتی است که دارنده ی آن می تواند به کمک شناخت هیجان های خود، روحیات خود را کنترل نماید، از طریق کنترل این هیجان ها آن را بهبود دهد، به وسیله شناخت هیجان های دیگران تاثیر آنها را درک نماید و با کمک مدیریت روابط سعی در بالا بردن روحیه خود و دیگران داشته باشد.(دوستار به نقل از بابایی و مومنی، 1385، 27)

اهميت هوش عاطفي در محيط كار به دليل ارتباط زيادي است كه بين بلوغ عاطفي رهبران و مديران وجود دارد. توانايي هايي مثل خود آگاهي، همدلي و عملكرد مالي نمونه هايي از اين بلوغ عاطفي هستند. صاحب نظران مثل سالوي وگلمن بر مبناي تحقيقات خود چنين بيان مي دارند كه روحيه رهبر و رفتارهاي آن تأثيرات به سزايي بر عملكرد كلي سازمان دارد زيرا روحيات كاملا مسري و قابل انتقال به ديگران هستند. مثلا يك رهبر يا مديرعصبي، سازمان زهراگيني به وجود مي آورد كه پر از افراد كم آموز منفي است. يا يك رهبر بشاش و الهام دهنده پيروان وفاداري را به دنبال خود خواهد داشت كه مي توانند هر چالشي را از سر راه خود بردارند. از آنجا كه روحيات و رفتارهاي رهبران، محرك هاي نيرومند موفقيت كاري به شمار مي روند لذا وظيفه اصلي مديران ارشد (و حتي كار اصلي آنها) رهبري عاطفي است. به عبارت ديگر، قبل از اينكه رهبران بتوانند به كارهايي مثل تعيين استراتژي، تعيين بودجه يا استخدام كاركنان بپردازند، بايد در وهله اول به تاثير روحيات و رفتارهاي خود بر ديگران توجه نشان دهند. اين دسته از رهبران، هيجان هاي خود را شناخته و بر آن ها دهنه مي زنند و در ضمن، احساسات ديگران را درك كرده و كم و زياد حالت هاي حسي و هيجاني سازمان خود را مي سنجند. تنظيم روابط عاطفي و احساسي با زيردستان موضوعي پيچيده و از دغدغــه هاي دروني مديران است؛ چرا كه بهره وري مجموعه تحت مديريت، در فضايي انساني اتفاق مي افتد كه در آن احساس و عاطفه انسانها درگير و دخيل در عملكرد خواهدبود.(علامه، 1385)

ضريب هوشي، ظرفيتي ذهني و استعدادي كه لزوما موفقيت انسانها را تضمين نمي كند و به جاي آن هوش عاطفي تعيين كننده موفقيت هاي انسان ها تشخيص داده شده است. كساني كه از نظر هوش عاطفي قدرتمندند، می توانند راحت با افراد ارتباط بر قرار كنند، واكنش ها و احساسات آنها را به سرعت دريابند، ديگران را رهبري كنند و سازمان دهند و به مشاجراتي كه مي تواند در هر فعاليت بشري شعله ور شوند خاتمه دهند. آنها افرادي هستند كه ديگران دوست دارند با آنها باشند زيرا از نظر عاطفي به ديگران نيرو مي دهند و حالتهاي روحي خوبي درافراد بوجود مي آورند.(علامه، 1385)

تحقیق حاضر به بررسی رابطه«هوش عاطفی»مدیران با رهبری استراتژیک آنها می پردازد. همچنین سعی شده است تا با تشریح و تفسیر این مفهوم و روشن نمودن زوایای هوش عاطفی در افراد، هوش عاطفی مدیران مورد نظر، جمع آوری گردیده تا بتواند در راستای جوابگویی به هدف تحقیق، کارآمد باشد.

«تا چه میزان هوش عاطفی در مهارت رهبری مدیران سازمان نوسازی شهر تهران و شرکت های تابعه، به عنوان معیاری در رهبری استراتژیک نقش دارد؟ و آیا رابطه معنی داری بین آنها وجود دارد یا خیر؟»

تحقیق حاضر با روش علمی و منظم در پی پاسخگویی به سوالات بالاست. اما در راستای تبیین و تشریح مشکلات به شرح ذیل می باشد:

  • عدم نفوذ مؤثر مدیران بر کارکنان سازمان
  • عدم برقراری ارتباط گرم، حمایتی و راغبانه مدیران با کارکنان سازمان
  • فقدان توانایی لازم بر درک نیازهای کارکنان
  • نبود اعتماد کافی به کارکنان
  • عدم توانایی لازم در ایجاد علاقه و انگیزه کاری در کارکنان

 

1-2) سوالات آغازین تحقیق

با توجه به شرایط و اقتضائات سازماننوسازی شهر تهران و شرکت های تابعه؛ مدیران با سطوح مختلف هوش عاطفی، از چه استراتژی سبک های رهبری استفاده می کنند؟

سوال اصلی:

- هوش عاطفی چه تاثیری بر استراتژی رهبری مدیران دارد؟

سوالات فرعی:

- مدیران دارای هوش عاطفی بالا از چه استراتژی سبک رهبری بهره می گیرند؟

- مدیران دارای هوش عاطفی پایین از چه استراتژی سبک رهبری بهره می گیرند؟

 

1-3) اهمیت و انگیزه انتخاب موضوع تحقیق

عواطف، احساسات و هیجانات ما نقش بسیار مهم و کلیدی در فرایندهای رهبری، تصمیم گیری و ارتباطات و ... ایفا می کنند. از طرفی این احساسات و عواطف و هیجانات چنان هستند که گاهی باعث اختلال در فرایندهای شناختی شده و گاهی هم باعث بهبود در این فرایندها می شوند که در اکثر اوقات تأثیر عواطف و هیجانات بر فرایندهای ذکر شده به شکل ناآگاهانه و ناخودآگاه می باشد.(بوری[2]،2001، 10-4)

روانشناسان و دانیل گلمن در کتاب هوش عاطفی (1995) از نخستین کسانی هستند که اصطلاح "هوش عاطفی" را مطرح نمودند. در تحقیقاتی که گلمن از 200 شرکت بزرگ جهانی به عمل آورد، مشخص گردید که اصلی ترین خصیصه ای که رهبران کارآمد و اثر بخش را از بقیه رهبران متمایز می سازد، "هوش عاطفی" می باشد. هوش عاطفی به توانایی شناسایی، بروز و کنترل احساسات خود و دیگران توسط فرد اشاره دارد و با معیاری تحت عنوان EQ مورد سنجش قرار می گیرد و تئوری های مختلفی نیز در مورد آن توسط دانشمندان روانشناسی و علوم اجتماعی مطرح شده اند.(مقدمی، 1383، 19)رهبری یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیط های جدید، ویژگیهای خاصی را می طلبد که عموماً مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می شوند. یکی از مهمترین خصیصه ها که می تواند به رهبران و مدیران در پاسخ به این تغییرات کمک کند، هوش هیجانی است. هوش هیجانی موضوعی است که سعی در تشریح و تفسیر جایگاه هیجانهای و احساسات در توانمندی های انسانی دارد. مدیران برخوردار از هوش هیجانی، رهبران مؤثری هستند که اهداف را با حداکثر بهره وری، رضایتمندی و تعهد کارکنان محقق می سازند.

هوشهيجانيتواناييدركاحساساتوهيجانهايخودوديگراناستتابتوانبابهكارگيريآنهاارتباطمؤثرتريباديگرانايجادشود.درمحيطكارهوشهيجانينقشبارزيدرداشتنعملكردمطلوبنسبتبهسايرقابليتهاازقبيلبهرههوشييامهارت هايفنيايفاميكند،که در شکل 1-1 به تفصیل نشان داده شده است.دكتردانيلگلمنمعتقداستكههوشهيجانيدرتماميردههایسازمانيكاربردزياديدارد،امادرردههايمديريتياهميتيحياتيپيدامي كند؛زيرامديرانسازمانرابهجامعهمعرفيمي كنندوبابسياريازافراددرداخلوخارجسازمانتعاملبرقرارمی كند.استفادهازهوشهيجانيمي توانددرلحظهانتخاببهمديرانكمكنمايد تاكنترلمؤثرتريبرخودوتأثيرمضاعفيبرديگرانداشتهباشند.(آقايار،شريفيدرآمدي، 1386، 24) مدیران عامل دارای هوش هیجانی بالا محیط کاری را خلق می‌کنند که افراد می‌توانند در آن به بهترین شکل ممکن کار کنند.همچنین مطالعات نشان می‌ دهند که هوش هیجانی دارای تاثیری واقعی بر نتایج کاری است و بهره‌وری را دو برابر و حتی سه برابر می ‌سازد و در ایجاد انگیزش و برقراری ارتباطات خوب با کارکنان موثر است.

بااینوجود،متأسفانهشاهدآنیمکهدرکشورمان،علیرغمآموزشهايآکادمیکوتأکیدبرضرورتاتخاذرویکردهايمدیریتمشارکتیدربخشدولتی،همچنانحاکمیتساختارهايمکانیستیکورویکردهاياقتدارگریانهادامه داردکهشایدبتوانگفتاینمهمعمدتاًناشیازتأثیراتفرهنگیونگاهبیاعتمادينسبتبهنیرويکارونیزتأکیدبیشازحدبرضرورتارتقاء کارآییوسودآوريدرکلیهعملیاتدولتیاست.ازاینرو،دراینتحقیقبرآنیمتابهتبیینرابطهمیانسبکرهبريمدیرانوهوشعاطفیبپردازیم.

لذا به دلیل نقش مهمی که هوش عاطفی در رهبری وتواناییمدیراندردركومدیریتهیجاناتخود ودیگران دارد وسبب افزایشبهرهوري ونتایج کاری کارکنان، افزایش تعهد آنان نسبت به اهداف و استراتژی های سازمانی ودرنهایترضایتبیشترمشتریانمی شود، انجام تحقیقاتی در زمینه بررسی رابطه هوش عاطفی و سبک رهبری مدیران ضرورت می یابد. از دیگر عوامل اهمیت این پژوهش آنست که از لحاظ تأثیر بر موفقیت و یا شکست سازمان در هدایت و رهبری به سوی چشم انداز و اهداف از اهمیت زیادی برخوردار است.

انگیزهانتخاب تحقیق حاضر نیز از آن جهت است که این تحقیق، علاوه بر اینکه به خودشناسی مدیران در سازمان نوسازی شهر تهران کمک شایانی می کند، بلکه آنها را در این امر یاری می رساند که با شناسایی عواطف و هیجانات خود و دیگران، گام بلندی را در جهت تسهیل روابط خود و کارمندان بردارند و از این طریق به فرایند نفوذ اجتماعی در کارکنان خود، مسلح شوند و از آن در جهت دستیابی هر چه بیشتر به اهداف استراتژیک بهره گیرند.

1-4) اهداف تحقیق

هدف آرمانی:این تحقیق با هدف سیر در یکی از ابعاد وجودی انسان، به نام عواطف و هیجانات، سعی داشته تا این پدیده پیچیده انسانی را بشناساند، تا مخاطبان آن، بخصوص مدیران بتوانند شناختی نسبی به خود و دیگران یافته و مهارت های روابط انسانی خود را افزایش دهند.

شکل1-1 هوش عاطفی و عملکرد شغلی(www.talentsmart.com)

¨ هدف اصلی

هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران میباشد.

¨ اهداف فرعی:

  • بررسی رابطه هوش عاطفی پایین و سبک رهبری وظیفه مدار مدیران
  • بررسی رابطه هوش عاطفی بالا و سبک رهبری کارمند مدار مدیران

 

1-5) فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی:

بین هوش عاطفی و رهبری استراتژیک مدیران، ارتباط معناداری وجود دارد.

فرضیه های فرعی:

بین مدیران با هوش عاطفی پایین و سبک رهبری وظیفه مدار ارتباط معناداری وجود دارد.

بین مدیران با هوش عاطفی بالا و سبک رهبری کارمند مدار ارتباط معناداری وجود دارد.

1-6) روش تحقیق

تحقیق حاضر از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی می باشد. روش مورد استفاده در آن توصیفی-پیمایشی است. این تحقیق از لحاظ نحوه اجرا، از نوع همبستگی به شمار می رود که هدف آن مطالعه همبستگی بین دو متغیر می باشد و در نهایت آیا این رابطه خطی است یا غیر خطی؟ در تحقیقات همبستگی هدف آنست که مشخص شود آیا رابطه ای بین دو یا چند متغیر کمّی وجود دارد یا نه؟ و چنان چه رابطه ای وجود دارد، شدت آن چقدر است. مطالعات همبستگی، تعدادی از متغیرهایی را که انتظار می رود با مسئله مرتبط هستند، را ارزیابی می نمایند.(خاکی، 1387)

1-6-1) جامعه آماری

جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران سازمان نوسازی شهر تهران و شرکت های تابعه اش می باشد و محقق تصمیم دارد تا رابطه بین دو متغیر هوش عاطفی و رهبری استراتژیک را در سازمان مزبور مورد بررسی قرار دهد.

 

[1]Goleman

[2]Bourey


مبلغ قابل پرداخت 5,999 تومان

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود. درصورت وجود مشکل می توانید از بخش تماس با ما ی همین فروشگاه اطلاع رسانی نمایید.

Captcha
پشتیبانی خرید

برای مشاهده ضمانت خرید روی آن کلیک نمایید

  انتشار : ۲۳ تیر ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 46

برچسب های مهم

دیدگاه های کاربران (0)

دفتر فنی دانشجو

توجه: چنانچه هرگونه مشكلي در دانلود فايل هاي خريداري شده و يا هر سوال و راهنمایی نیاز داشتيد لطفا جهت ارتباط سریعتر ازطريق شماره تلفن و ايميل اعلام شده ارتباط برقرار نماييد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما