فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول
مقدمه9
براستي هيجان و هيجانخواهي چيست؟. 9
فصل دوم
ادبيات پژوهش... 12
1-2 تعاريف هيجان. 13
2-2 مؤلفههاي هيجانخواهي. 13
حادثهجويي:13
تجربهجويي:13
بازداري زدايي:13
ملالپذيري:14
رابطه هيجانخواهي با برونگرايي:15
ارتباط هيجانخواهي با سن:15
ارتباط هيجانخواهي با ترتيب تولد:16
4-2 تعاريف خوشبيني. 17
|
5-2 تعاريف خوشبيني. 18
6-2 پژوهشهاي انجام شده در ايران و ساير كشورها19
فصل سوم
روششناسي پژوهش... 23
1-3 جامعه آماري.. 22
2-3 روش نمونهگيري.. 22
3-3 ابزار پژوهش هيجانخواهي. 22
4-3 روايي و اعتبار پرسشنامهي هيجانخواهي سانتروك... 22
5-3 ابزار پژوهش خوشبيني. 23
6-3 اعتبار و روايي آزمون خوشبيني. 23
7-3 طرح پژوهش... 24
فصل چهارم
تجزيه و تحليل. 25
آماري دادهها26
فصل پنجم
بحث ونتيجهگيري.. 35
1-5 بحث و نتيجهگيري.. 35
منابعفارسي. 36
|
Refrence. 38
براستي هيجان و هيجانخواهي چيست؟
هيجان يعني واكنش كلي، شديد و كوتاه ارگانيسم به يك موقعيت غيرمنتظره، همراه با يك حالت عاطفي خوشايند يا ناخوشايند. هيجان ترجمهي لغت انگليسي Emotion است. از نظر ريشهي لغت، Emotion يعني عاملي كه ارگانيسم را به حركت در ميآورد. (گنجي، 1382، ص197)
هر هيجان چند مؤلفهي كلي دارد كه عبارتند از:
هيچيك از اين مؤلفهها به تنهايي گوياي حالت هيجاني نيست، بلكه تركيبي از همهي آنهاست كه هيجان معيني را به وجود ميآورد. (اتكينسون [و ...]،م؛ براهني [و....]، 1378، ص710)
يك پاسخ هيجاني متشكل از سه مؤلفه است: رفتاري، خودكار و هورموني. مؤلفهي رفتاري متضمن آن دسته از حركات عضلاني است كه با موقعيتي كه آنها را بر ميانگيزد، تناسب دارند. پاسخهاي خودكار موجب تسهيل رفتارها ميشوند و انرژي بدني را براي حركات سخت، به سرعت بسيج ميكنند.
پاسخهاي هورموني باعث تقويت پاسخهاي خودكار (خودمختار) ميشوند. هورمونهايي كه از مغز غدهي فوق كليوي ترشح ميشوند- اپينفرين و نوراپي نفرين- همچنين موجب افزايش جريان خون به سوي عضلات شده، گليكوژن اندوخته شده در عضلات را به گلوكز تبديل ميكنند. (كارلسون، م؛ پژهان، 1381، ص287)
هيجانخواهي خصلتي است كه در موقعيتهاي گوناگون از همساني برخوردار است. معروف است كه تمايلات هيجانخواهي را ميتوان به وسيله اين مقياس مورد بررسي قرار داد. از لحاظ سنّي هيجانخواهي در افراد جوان بيشتر است. بررسي افراد بين سنين نوجواني تا شصت سالگي حاكي از آن است كه اين خصوصيات با افزايش سن كاهش پيدا ميكند. از لحاظ جنسيت مردان خواهان هيجان بيشتري ميباشند و نسبت به يكنواختي نيز حساسيت بيشتري نشان ميدهند. افراد بسيار هيجانخواه تفكرات ابتكاريتري نسبت به افراد كم هيجانخواه از خود نشان ميدهند. افراد هيجانخواه از نظر شغلي، پزشكي، مددكاري اجتماعي، وكالت، وزارت، روانشناسي، مشاغل مربوط به موسيقي، خلباني و مأمور آتشنشاني علاقهمندند و در مقابل با كارهاي دفتري، حسابداري و بانكداري و خانهداري به شدت مخالفند. (موحدي، 1381، ص12)
تجربيات روانشناختي ثابت كردهاند كه نگرش و ذهنيت انسان، پاسخهاي عاطفي و هيجاني او را سخت تحتتأثير خود قرار ميدهد. بسياري از اختلالات رواني، ريشه در نگرش نامطلوب دارند كه به صورت افكار منفي در سطح هشيار ذهن، درك ميشوند.
افكار منفي، موجب بروز پاسخهاي نامطلوب عاطفي و هيجاني خواهد شد و برعكس اين پاسخها، به شدت افكار منفي ميافزايند و اين دور همچنان ادامه مييابد تا جايي كه فرد را از حوزهي هشياري نسبت به واقعيتها به حوزه عميق مرضي سوق ميدهد. افكار منفي در اثر مكانيزم و فرآيند نابهنجار ذهني حاصل ميشوند و اگر بتوانيم نحوهي شكلگيري فكر را در ذهن خود تغيير دهيم، افكار منفي شكل نخواهد گرفت. (رضاپور، 1380)
خوشبيني در نظر بسياري از افراد اغلب مفهومي باژگونه پيدا ميكند به گونهاي كه برخي آن را تظاهر و جلوه كامل كاهلي و «سادهلوحي» بر شمرده و خصيصه ذاتي كساني دانستهاند كه از رويارويي با مشكلات زندگي سرباز زده و در پشت اين واژه خود را پنهان ساختهاند و تا آنجا كه در توان دارند از زير بار تعهد و مسئوليت شانه خالي ميكنند. حال آنكه خوشبيني واقعي به ويژه اگر با خلاقيت همراه باشد از قدرت شگرفي برخوردار ميشود. تا جايي كه در طول حيات فعالانه و با اميد و اطمينان در شاهراه پيشرفت گام بر ميدارد و به سوي بالندگي و شكوفايي پيش ميرود تا به هدفي كه از بهر خود منظور كرده و مالاً به سعادت و آرامش حقيقي دست يابد. (ژرژ باربارن)
گاهي اوقات افراد خوشبين به غيرواقع بينانه بودن متهم ميشوند، اما لازم است كه بدانيم كه سلامت و بهداشت رواني به داشتن تفكرات مثبت (خوشبيني) در مورد خود و شرايطمان بستگي دارد. تفكرات مثبت و خوشبينانه به خصوص در مواجهه با رويدادهاي بد ميتواند بهترين محافظ زندگي باشد. در مطالعهاي مربوط به مردان مبتلا به ايدز افرادي كه به طور واقعبينانه احتمال مرگ زودرس را پذيرفته بودند 6ماه كمتر از افراد خوشبيني كه در مورد احتمال مرگ خود به ظاهر غير واقعگرا بودند، عمر كردند.
و اما نكته ديگر اينكه، تفكرات مثبت انكار كردن واقعيت نيست. افراد خوشبين مشكلات خود را انكار نميكنند يا از مواجهه با اخبار بد اجتناب نميكنند بلكه برعكس افراد بدبين، بيشتر طالب جمعآوري اطلاعات و حل مسأله هستند. آنها خود غرق در توهمات و افكار رويايي نميكنند بلكه براي آينده برنامهريزي ميكنند و موقعيتها را به روش مثبتي تعبير و تفسير ميكنند و خود را از فعاليت و تلاش محروم نميكنند. (جان بزرگي، 1380)
هدف از این پژوهش بررسی رابطه خوشبینی و هیجان خواهی است که در اینجا خوشبینی و هیجان خواهی را به عنوان دو متغیر بکار برده ایم.
|
«نظريه من اين است كه تغييرات جسماني مستقيماً به دنبال ادراك پديده مهيج به وقوع ميپيوندد و احساس ما از همين تغييرات، هيجان ناميده ميشود.» (ويليام جيمز، 1884)
هيجان عبارت از كنش و واكنش بافتها و اندامهايي است كه با دستگاه عصبي خودمختار تحريك شدهاند. اين حركات احتمالاً متضمن پاسخهاي عضلاني و فعاليت ذهني نيز ميباشد.» (ماريون ايونگر، 1956)(پلاچيك، م؛ رمضانزاده، 1371، ص204و 202)
براي صفت كلي هيجانخواهي چهار عامل يا مؤلفه تعيين شده است. (زوكرمن، 1983، ص42)
اين عوامل عبارتند از:
تمايل به درگير شدن در فعاليتهاي جسماني كه شامل عناصري از سرعت، خطر، تازگي و گريز از جاذبه است. (مانند چتربازي يا غواصي)
جستجو براي تجربههاي جديد از طريق مسافرت، موسيقي، هنر و شيوه زندگي خود انگيخته و ناهمرنگي با وجوه تشابهي كه مردم به آنها گرايش دارند.
نياز به جستجوي رهايي در فعاليتهاي اجتماعي بازداري نشده با توسل به الكل يا بدون آن.
اجتناب از تجربه تكراري، كار عادي يا يكنواخت يا اشخاص قابل پيشبيني و در صورت قرار گرفتن اجباري در معرض چنين تجربههايي، واكنش عدم رضايت بيقرارانه نشان دادن. (شولتز، م؛ كريمي، 1377، ص578)
3-2 پژوهشهاي انجام شده در ايران و ساير كشورها
رابطه هيجانخواهي با مخاطره جويي:
به موجب تحقيق فرافكن و همكاران (1992) تهييج طلباني كه در سطح شديد تهييج طلبي قرار دارند نسبت به كساني كه در سطح خفيف تهييج طلبي هستند در تجربيات خود دچار ترس و اضطراب كمتري ميباشند و نسبت به انواع فعاليتهاي مخاطرهآميز كمتر احساس خطر ميكنند. گرايش رفتار مخاطرهآميز هيجانخواهان به فعاليت نوراپي نفرين بستگي دارد. بنابراين هيجانخواهي و اضطراب تابع يك نظام زيستي مشترك هستند.
گلايتمن (1988) ابراز ميدارد كه افراد با صفت هيجانخواهي بالا همواره به دنبال كسب تجارب جديد هستند و از فعاليتهاي پيچيده لذت ميبرند، آنها دوست دارند كه رفتارهاي خطرناك انجام دهند و از فعاليتهاي يكنواخت و تكراري لذت نميبرند.
نتايج تحقيق زاكرمن (1979) نشان ميدهد كه مقياس هيجانخواهي زاكرمن با تفكر خلاق و ابتكاري رابطه دارد و تهييج طلباني كه در سطح شديد قرار ميگيرند با پيچيدگي شناختي و آنهايي كه در سطح خفيف واقع ميشوند را با سادگي شناختي توصيف ميكنند.
دكتر چارلز گارفيلر، رئيس مركز افزايش كارآيي كلي كاليفرنيا، مطالعات گستردهاي در زمينه افزايش كارآيي انجام داده كه تاكنون در امريكا سابقه نداشته است. او در طول 15 سال مطالعه، افزايش كارآيي را در 600 مرد و زن كه در زمينههاي گوناگون ورزشي، بازرگاني و آموزشي موقعيتهاي والايي داشته بررسي كرد و دريافت كه همه آنها صفات مشتركي با هم دارند. يكي از با اهميتترين صفات آنها تمايل به مخاطرهجويي است و مخاطرهجويي صفت بارز افراد هيجانخواه است. (ويكت، م؛ آلياسين، 1374، ص12)
رابطه هيجانخواهي با برونگرايي:
فرد هيجانخواه هنگامي كه اوضاع تغيير نميكند بيقرار شده و تحمل اوضاع را ندارد. (زاكرمن، 1978)
هر مؤلفه SSS، مخصوصاً مقياس بازداري زدايي به نحو چشمگيري به برونگرايي مربوط ميشود. هيجانخواهي و برونگرايي ساختارهاي مربوط به هم هستند، زيرا هر دو درجهاي را كه فرد فعالانه در جستجوي منابع تحريك بيروني براي تحريك دستگاه عصبي مركزي است اندازهگيري ميكنند.
آيزنگ در واقع ميگويد هيجانخواهي را ميتوان مؤلفهاي از برونگرايي دانست ولي عليرغم ادعاي آيزنگ، زاكرمن قوياً اصرار دارد كه دلايل چنداني براي در نظر گرفتن هيجانخواهي به عنوان ساختار مجزا و جداگانه وجود دارد. از نظر فيزيولوژي هيجانخواهي به برانگيختگي مغزي مربوط ميشود، در حالي كه برونگرايي به انگيختگي دستگاه كناري مربوط است. از نظر رفتاري، فرد هيجانخواه برخلاف فرد برونگرا علاقمند به جستجوي تجربه جديد است، در جستجوي كارهاي مخاطرهآميز است و فعاليتهاي جديد و غيرمعمول را ميطلبد. (ريو، م؛ محمدي، 1376، ص231)
مبلغ قابل پرداخت 26,325 تومان
برچسب های مهم