کل مقاله 23 صفحه
نقش ارتباطات جمعی و رسانههای عمومی در امنیت ملی
چکیده:
اطلاق مفهوم «دهکده جهانی» یا به طور گستردهتر جامعه جهانی بر جهان امروز خود به تنهایی گویای این حقیقت مهم است که دنیای حاضر بسیار متفاوتتر از دنیایی است که در چند دهه گذشته آن را پشت سر گذاشتهایم.پیشرفت علم و تغییر ماهیت اطلاعات تا آنجا رسیده است که حتی دقایقی پس از یک رویداد در نقطهای از جهان، تنها به یاری اینترنت میتوان از همه جزئیات اخبار مربوط به آن آگاه شد. اهمیت رسانهها و تأثیر بسزایی که انواع آنها، بویژه روزنامهها و شبکههای خبری ماهواره ای و اینترنتی بر سیاستگذاری دولتها دارند، موجب شده که بعنوان یک چالش جدید در حوزه حاکمیتی خود از این پدیده، یعنی «انفجار اطلاعات» یاد کنند. از بارزترین مشخصههای سده بیست و یکم گستردگی وسایل ارتباط جمعی بوده و این مشخصه، شرایطی را پدید آورده است که در آن انسانها، در جهت تأمین جوانب مختلف زندگی خود، در جستجوی فضایی امن میباشند تا در سایه چنین امنیتی به سوی توسعه ای همه جانبه گام بردارند. بیتردید شیوه برقراری امنیت در چنین جهانی تحت تأثیر ارتباطات میباشد، شیوه ای که بسیار متفاوت از گذشته است. لذا این مقاله در صدد است با بررسی تاثیر وسایل ارتباط جمعی بر امنیت ملی به شیوههای برقراری امنیت با تاکید بر این مهم بپردازد. پس از بررسی مفهومی امنیت و ارتباطات به نقش ارتباطات جمعی در تهدید یا ارتقاء امنیت ملی اشاره خواهیم کرد. در انتها با تمرکز به اوضاع امنیتی ایران به تاثیر رسانههای جمعی در ارتقای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران اشاره میکنیم. آنچه بدان خواهیم رسید این است که ارتباطات در روابط پیچیده و مستقیم در عصر خود، نقشی بسیار حساس و کلیدی می تواند داشته باشد.
کلید واژه: ارتباطات، ارتباطات جمعی، رسانه، رسانههای عمومی، رسانههای جمعی، امنیت، امنیت ملی
مقدمه
در عصر حاضر که «عصر سلطه ارتباطات» نامیده میشود، بیگمان در مورد همه مسائل جهان، بزرگترین رسالت اطلاع رسانی بر دوش رسانههای جمعی است.
افزایش روز افزون شبکههای خبری ماهوارهای، روزنامهها و کمیسیونهای خبری از نقش مهمّ رسانههای جمعی در «اطلاع رسانی» حکایت دارد. گسترش شبکههای ارتباطی جهان، در هم شکستن مرزها و قرار گرفتن مخاطبان کشورهای مختلف در معرض امواج تبلیغات جهانی، مفاهیم بسیار متفاوتی از ارتباطات درون مرزی و نتایج حاصل از آن در چارچوبهای مختلف از جمله، مسائل مربوط به امنیت ملی پدید آورده است.
دیدگاه امروزی نظامهای مختلف جهانی، به مسأله جهانی شدن و همکاریهای منطقهای، تمامی مجموعههای ملی را وادار میسازد تا با توجه به نقش گسترده ارتباطات، پیدایش و گسترش ماهواره ها و تبدیل مخاطبان ملی به بین المللی، از این ابزار قدرتمند تعریفی جدید به دست دهند. بنابراین در پرتو تعاریف جدید از ارتباطات و با تکیه بر مفهوم کاربردیاش میتوان نقش آن را در امنیت ملی مشاهده کرد: امروزه ابزارهای مختلف اعمال زور جای خود را به اقناع میبخشند و دولتها نیز بیشتر بر پایه اقناع ملی سعی در حفظ و گسترش مشروعیت قانونی خود دارند. پس مشاهده میشود که تحولات جدید که حاصل استفاده از وسایل ارتباطی است سبب شده اند که مرزهای جغرافیایی به شکل موجود مفهوم خود را از دست بدهند و دنیای امروز بنا به گفته مک لوهان اصطلاحا به دهکده جهانی مبدل گردد. با توجه به اهمیت علم ارتباطات و تأثیر مستقیم آن بر امنیت ملی و جهانی، نظامهای سیاسی مختلف در پی آنند تا تدابیری تازه را جهت برقراری هر چه بیشتر امنیت به کار گیرند.
این تحقیق سعی دارد به این مسأله بپردازد که رسانههای گروهی و ارتباط جمعی چه تأثیری بر امنیت ملی میتواند داشته باشد؟
برای پاسخگویی به این سؤال ما ابتدا به تشریح مفاهیم کلیدی ارتباطات و امنیت ملی میپردازیم سپس تاثیر ارتباطات را بر امنیت ملی مورد ارزیابی قرار میدهیم. در نهایت چند راهکار برای استفاده بهینه از رسانههای جمعی در جهت ارتقای امنیت ملی ارائه خواهیم کرد.
مفهومارتباطات
بهطوركليارتباطراميتوانبهاينصورتتعريفكرد:
برقراريتفاهموهماهنگيبينفرستندهوگيرندةپيام(روحانی1387)
هدفازوسيلةارتباطيبهطوركليجريانانتقالوبرقراريارتباطوتعاملاست اينفرايندرادرمجموع«ارتباطهاي جمعی» ميگويند.
وسيلةارتباطجمعيعبارتازآنوسيلةارتباطياستكهموردتوجه گروهزياديازمردماست (روحانی 1387)
سه وسیله ارتباط سیاسی یعنی تلویزیون، رادیو و روزنامه (و اخیراً ماهواره و اینترنت) بیش از همه مورد توجه سیاستمداران و ارتباط گران سیاسی است. سیاستمداران از وسایل ارتباط جمعی سه بهره متفاوت می گیرند؛ نخست ارائه اطلاعات، دوم شخصیت پردازی و سوم شکل دادن به افکار عمومی و آماده کردن و جهت دادن به آن.
امروزه سیاستمداران به توانایی و نقش موثر وسایل ارتباطی عمده یعنی روزنامه، رادیو، سینما، تلویزیون، ماهواره و اینترنت در زمینه اطلاعات، شخصیت پردازی و چهره سازی و جهت دهی به افکار عمومی آگاهی یافته اند و لذا اولین هدف سیاستمداران، کنترل و دسترسی به این ابزار به ویژه رادیو و تلویزیون است. روزنامه ها با ارائه اخبار و تفاسیر، طرح دیدگاهها، نقد مسائل جامعه و انتقاد از عملکرد دولت، مطلع ساختن حکومت و نمایندگان از نظرات و خواست های مردم و منعکس کردن پاسخ ها و نظرات حکومت، می توانند در ایجاد فرهنگ مشارکتی و باز کردن فضای سیاسی مناسب برای پیشرفت جامعه، نقش مهمی را ایفا کنند.
اهمیت رادیو در کسب و حفظ قدرت سیاسی یا در تضعیف حکومت ها در دوره معاصر، فوق العاده افزایش یافته است. برای نمونه می توان به نقش رادیوهای آزاد در شوروی سابق اشاره کرد که بسیاری از صاحب نظران، نقش این رادیوها را یکی از عوامل مهم فروپاشی شوروی دانسته اند. در انقلاب ها و کودتاها نیز یکی از زمینه های مبارزه، نبرد بر سر تسلط بر وسایل ارتباط جمعی به ویژه رادیو و تلویزیون است. دریافت پیام رادیویی یا تلویزیونی نیازی به داشتن سواد ندارد و همه جوامع و اقشار اعم از بی سواد و با سواد مخاطب آن هستند.
اگرچه رادیو در حال حاضر فراگیرترین وسیله ارتباط جمعی در جهان است ولی روز به روز بر اهمیت و جاذبه تلویزیون در ارتباطات افزوده میشود. تلویزیون از امتیازات رادیو و سینما هر دو برخوردار است و راحتتر به حوزه زندگی خصوصی افراد وارد می شود. امروزه اکثر سیاستمداران جهان یکی از راه های موفقیت در سیاست را در تلویزیون جست وجو می کنند و تلاش می کنند که از طریق آن، پیام و تبلیغ سیاسی خود را ارائه کنند. تلویزیون در کسب و حفظ قدرت سیاسی و ایجاد رابطه بین حکومت و مردم و نیز تاثیرگذاری بر افکار عمومی، نقش تعیین کننده یی دارد. از این نظر جایگاه خبری تلویزیون بسیار با اهمیت تلقی می شود. نهایت آنکه تلویزیون و ماهواره و اخیراً اینترنت به عنوان یکی از ابزارهای اصلی «نفوذ در افکار عمومی» مورد شناسایی قرار گرفته و توسط دولت ها یا بخش خصوصی در جهت اهداف مورد نظر به کار برده میشود. تلویزیون و ماهواره وسیلههایی حائز اهمیت در شکل دادن به افکار عمومی در رابطه با سیاست داخلی و خارجی هستند.
وظایف وسایل ارتباط جمعی
بهطورکلینیازهايروزافزونگروههايوسیعانسانیبهاستفادهازوسایلارتباطی،براي اینوسایلوظایفاجتماعیمتعدديهمانندوظیفهخبريوآموزشی،وظیفهراهنماییو رهبري،وظیفهتفریحیوتبلیغیپدیدآوردهاست.
وظیفهخبريوآموزشی: برايآنکهانسانبهتربتواندبهزندگیجمعیادامهدهدودرصحنه فعالیتهاياجتماعیراهمناسبتريرابرگزیندومسئولیتهايفرديواجتماعیرابا آگاهیکاملبرعهدهگیرد،بایدهمیشهدرجریانحوادثواتفاقاتیکههرلحظهدرمحیط اطرافودردنیايبزرگاورويمیدهد،قرارداشتهباشد.درزمانحاضرتنهاچندثانیه
کافیاستکهیکخبردردورافتادهتریننقاطگیتیپخششود. بههمینجهتاستکه اکنوندرجهانهیچفرديپیدانمیشودکهباوسایلارتباطجمعی،سروکارداشتهباشد.
وظیفهونقشاساسیوسایلارتباطجمعی،انتشارجریانرویدادهاياجتماعیاستوهمین امربهانسانامکانمیدهدمحیطزندگیرابهتربشناسدوباتوجهبهآن،احتیاجاتفرديیا جمعیخودرامرتفعسازد،دربرابردیگرانراهورسمشایستهتريرادرپیشبگیرد، اندیشه هايخوببدستآوردوقضاوتهايدرستنشاندهدوبهطورکلیبهعنوانعضوي ازاعضايجامعه،باآگاهیکاملبهحقوقومسئولیتهايخویشوباآزاديوآسایشبه زندگیادامهدهد. اشتیاقورغبتیکهمیلیونهانفرهرلحظهبابدستگرفتنروزنامه،گوش دادنوتماشايرادیویاتلویزیون،برايخواندنیاشنیدنودرجریانرویدادهاو دگرگونیهايمحیطزندگیخویشومحیطدیگران،بیانگروظیفهآگاهکنندهوسایل ارتباطیونقشحساسآنهادرایجادهمبستگیملیوبین المللیاست.باتجزیهوتحلیل وظایفخبريوسایلارتباطی،میتواننقشآموزشیوپرورشیآنهاراکهمحصولانتشار اطلاعاتعینیوارایهروشهايصحیحزندگیاست،نیزمعرفیکرد. بایددانستکهوسایل ارتباطیباتهیهوانتشاراخبارگوناگونعلمیوفرهنگیمیتوانندمعلوماتجدیدواکتشافات تازهرادراختیارمخاطبانبگذارند،افقدیدآنهاراگسترشدهدوتامیننیازهايآنانراتسهیلوتسریعنماید.(دکتر عبدالرضا محمدی، 1390)
وظیفهراهنماییورهبري: نقشرهبريکنندهوسایلارتباطیوتاثیرآنهادربیداريوارشاد افکارعمومی،اکنونبرهیچکسپوشیدهنیستوروزبهروزنیزبراهمیتآنافزوده میشود.چنانکهمیدانیممطبوعاتدرچندقرنگذشتهدرمبارزاتبرايطرداستبداد،از سلاحهايبرندهسیاسیبودهاند. اگربهسیرتحولاتسیاسیجهاندردوقرناخیرتوجه نماییم،مشاهدهمیکنیمکهمبارزاتمختلفانسانهابرايتامینآزاديفکروبیان،از عواملمهمپیشرفتوگسترشوسایلارتباطیبودهاست.
درنظامهايمبنیبردمکراسی،روزنامه ها،مجله ها،رادیوهاوتلویزیونهاوسینماها میتواننددرراهگسترشارتباطبینحاکمانوحکومتشوندگانخدماتمهمیانجامدهند وبهعنوانآیینهتمامنمايافکارعمومی،درجلبهمکاريمردموشرکتدادنآنهادرامور اجتماعیتاثیرفراوانبجايگذارند.
وظیفهتفریحیوتبلیغی: وسایلارتباطی،علاوهبروظایفمهمخبري،آموزشی،راهنماییورهبريکهدرسازندگیوآمادگیافرادبرايزندگیاجتماعینقشاساسیدارند ـوظایف تفریحیوتبلیغینیزانجاممیدهند. وسایلارتباطیباانجاموظایفاخیربیشترازلحاظ روانیرويافرادتاثیرمیگذارندودرصورتیکهباعثسرگرمشدنافرادوپرکردناوقات فراغتآنانگردند،نقشتفریحیدارندوهرگاهبهمنظورجلبتوجهیاایجاداعتقادو: اطمینانموردبهره برداريقرارگیرند،داراينقشتبلیغیهستند.
برايپاسخگوئیبهنیازهايتفریحیافرادانسانی،وسایلارتباطیمعاصروظایفگوناگونیبه عهدهدارند. دردنیايکنونیبهسببفشارکارروزانهوشرایطدشوارزندگیماشینی،انسان هابیشازهرزمانبهاستراحتنیازدارندواگربرنامه هايمناسبیوجودنداشتهباشندکه اوقاتفراغتآنانراپرکنندوخستگیها،اضطرابهاودلهرههايآنانراتسکیندهند، خیلیزودترازحدمعمولفرسودهوازکارافتادهخواهندشد. توجهفراوانبهتامینفراغت بیشترواستفادهکاملازایناوقات،سببشدهاستکهبهتدریجانسانبهسويیکنوع تمدنفراغتگامبرداردوباکاهشساعاتکاروایجادوسایلسرگرمی،اززندگیخود بیشترلذتببرد.
درحالحاضرروزنامهومجله،رادیووتلویزیون،سینماواینترنتباانتشاروپخشبرنامه هاي گوناگونخود،ازبهترینوسایلتفریحیوسرگرمیافرادبهشمارمیروند.
اخبار،مطالبوداستانهايمصورمطبوعات،برنامه هايموسیقیوهنريرادیوو تلویزیونها،فیلمهايمتنوعتلویزیونیوسینمایی،اکنوندرتماماوقاتشبانهروزمیتوانند انسانهاراسرگرمکنندوآنانراازغوغاواضطرابمحیطکاروزندگییارنجتنهاییدور نگهدارندوبرايآنهایکمحیطفراغتوآسایشمناسبایجادنمایند.
واژه تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا از ریشه پروپاگاره به معنی نشا کردن، منتشر ساختن، برانگیختن یا به حرکت واداشتن اندیشه خاصی است.(سید جلال صادقیان،1388) هدف از تبلیغ سیاسی می تواند تحت تاثیر قرار دادن افراد برای پذیرش نگرش های خاص باشد. البته گوبلز تنها هدف تبلیغ را غلبه بر توده ها میدانست، ولی به طور کلی، هدف تبلیغات سیاسی، تغییر در نحوه ادراک و قضاوت های ارزشی مردم است تا براساس آن، رفتارهایی را از خود بروز دهند. بنابراین تبلیغات سیاسی موجب گردآوری آرا، عضویت در احزاب و گرویدن به گروه های سیاسی می شود. با توجه به اهمیت تبلیغات است که امروزه سخن از قدرت هایی می رود که رهبری مغزها را در اختیار دارند؛ این قدرت ها حکومت ها نیستند، بلکه کنترل کنندگان اطلاعات و ابزار اطلاعاتی هستند.
افکار عمومی عبارت از مجموعه گرایش های ذهنی افراد یک واحد اجتماعی نسبت به موضوعات مطروحه است. (سید جلال صادقیان،1388) بهترین نوع افکار عمومی را افکار عمومی صمیمی و دیرپا دانسته اند زیرا از تعادل، ثبات و دوام بیشتری برخوردار است. افکار عمومی زیربنای تبلیغات به شمار می رود. به بیان دیگر همه سعی و تلاش تبلیغات اعم از سیاسی، تجاری یا فرهنگی در جذب یا هم سویی افکار عمومی است. امروزه در اغلب کشورها افکار عمومی یک قدرت واقعی است و اهمیت آن بستگی به رشد سیاسی مردم دارد و دولت و مسوولان کشور (حتی در نظام های سیاسی خودکامه و استبدادی)ناچارند به آن توجه کنند. موثرترین نوع تبلیغ، فرآیندی است که مردم را بی اراده وادار به دیدن و شنیدن کند، به عبارتی اراده تفکر را از آنها سلب کند. در این میان تبلیغات دیداری شنیداری یعنی همان استفاده از رادیو و تلویزیون، موثرترین نقش را بازی می کند. تردیدی نیست که رسانه ها نقش زیادی در شکل دهی افکار عمومی دارند، با این حال از آنجا که افکار عمومی در پارهیی موارد بازتاب خواست های بیآلایش فطرت انسانی هستند، چه بسا شاهد پدیده های معکوس هستیم. بدین معنی که افکار عمومی درست نقطه مقابل رویه رسانه های گروهی رفتار می کنند و آنها را تحت تاثیر خود ناگزیر به اصلاح روش می سازند. این پدیده را ما در جریان انقلاب اسلامی شاهد بودیم. بنابراین نباید نسبت به کارکرد رسانه ها در افکار عمومی، به صورت یک سویه قضاوت کرد.
در دوران فعلی، رابطه تنگاتنگی را می توان میان تبلیغات سیاسی، آگهی های تجاری، اخبار و حتی آموزش و پرورش مشاهده کرد. بسیاری از اقتصاددانان، جامعه شناسان یا فلاسفه، خصوصاً در جوامع غربی بر نقش فزاینده تلویزیون در عملکرد دموکراسی های جدید تاکید کرده اند. رسانه ها همچنین با نمایش زندگی عده یی از شخصیت های فرهنگی به شهروندان منزوی، آنها را در زندگی جمعی تازه یی مشارکت می دهند. هنرمندان و سیاستمداران به تدریج چهره های آشنا می گردند و موضوع گفت وگو واقع می شوند. افراد با سیاستمداران نظرات و هویت مشترکی پیدا می کنند و علاقه یا نفرت مشترک خود را نسبت به سیاستمداران خاصی کشف کرده و این خود باعث تقویت انسجام گروهی در آنها می شود. سریال های تلویزیونی نیز همین نقش را ایفا می کنند. آنها درواقع الگوهای رفتاری عرضه میکنند.
امروزه حکومت و دولت، موضوع افکار عمومی شده است و صاحبان قدرت در معرض داوری همگان قرار گرفتهاند. صاحبان نفوذ دیگر نمی توانند قدرت را به دست بگیرند یا آن را حفظ کنند، مگر با موافقت ضمنی یا آشکار نیروی ناپیدایی به نام افکار عمومی. درست در همین نقطه، نقش رسانه ها، بارز می شود؛ رسانه های همگانی در زمره عوامل اساسی شکل دادن افکار عمومی در جهان امروز هستند، یعنی رسانه های عمومی می توانند به جای ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ، به تحمیق مردم دست یازند و رهبران و مدیران لایق را نالایق و برعکس مقامات نالایق را توانا نشان دهند.
هژمونی رسانه ای
از آنجا که علم و دانش مهمترین ابزار برتری جوامع بر یکدیگر است، بدیهی است کشورهای استعمارگر سابق و توسعه یافته امروز، به منظور حفظ منافع خود در دیگر کشورها از علم و تکنولوژی به عنوان بهترین وسیله استفاده می کنند و امپریالیسم خبری، رسانه ها، کتب و مجلات را به عنوان ابزاری، به انحصار خود در آورده اند که صدها دانشمند طراز اول آمریکایی و اروپایی و گاه، جهان سومی (نخبگان مهاجر)، به شکل سازمان یافته ای مجهز به آخرین اطلاعات و آمار درباره اغلب کشورها، الویتهای استراتژیک آنها هستند و تقریبا در بیشتر حوزه ها و مسائل آنها، از جنبه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی مشغول تفکر و مطالعه و ارائه راه و روشهای متعدد می باشند؛ و بدین طریق خط مشی شبکه های بزرگ خبری و اطلاع رسانی جهانی را تعیین و ترسیم می نمایند.
امروزه چهار خبرگزاری غربی به عنوان بزرگترین بنگاههای اطلاع رسانی و سخن پراکنی جهان نظیر؛ یونایتدپرس، اسوشیتدپرس، فرانس پرس و رویتر، روزانه نزدیک به چهل میلیون کلمه خبر به سراسر دنیا مخابره می کنند و 90 درصد اخبار خارجی روزنامه ها و سایر وسایل ارتباط جمعی، از این چهار منبع خبری تهیه و پخش می شودکه خوراک خبری بیشتر رسانه ها از این غولهای خبرگزاری است که به راحتی می توانند افکار عمومی دنیا را تحت تأثیر قرار دهند، به عقیده هاوس «خبرگزاریها به طور اخص بر خبرهای تألم انگیز و فاجعه آمیز جهان سوم تأکید ندارد؛ بلکه آنها تصویر مخدوشی از جهان سوم ارائه می دهند و برخورد آنها با جهان سوم برخورد قوم گرایانه بوده و صرفا در جهت ارضای بازار خبری تحت سلطه غرب است»( مهدی مینایی، مجله اندیشه انقلاب اسلامی)
بنابراین این هژمونی رسانه ای و خبری قدرتهای جهانی، توانسته است چالشی جدی در زمینه امنیت ملّی سایر کشورهای جهان؛ بخصوص کشورهای هدف؛ که تبعا همقدم و همجهت با سیاستهای آنها نیستند، بشمار می آید. زیرا باید این واقعیت را پذیرفت که نقش و تأثیر بسزای بنگاههای اطلاع رسانی بر اذهان عمومی به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست، زیرا در بسیاری از مواقع این رسانه ها بوده اند که قیامی به راه انداخته، و یا از برخی رویدادها جلوگیری کرده اند.
به همین سبب، قدرت رسانه ها را به اندازه ای می دانند که قادر است در سرتاسر جهان، به عنوان مهمترین سلاح به کار گرفته شود.
مبلغ قابل پرداخت 9,803 تومان