شاخه اسفنج
اسفنجها (پوریفرا) از سادهترین جانوران هستند. اندازه آنها ازچند میلیمتر تا چندین متر تغییر میکند. رنگ این جانوران نیز گوناگون است و ازخاکستری تا قرمز ، نارنجی ، آبی ، بنفش و سیاه تفاوت دارد. اسفنجها در آبهای شور واعماق مختلف دریا یافت میشوند و تنها یک راسته از این جانوران درآب شیرینزندگی میکند.
اسفنجهامعمولا خود را به سنگها و اجسام جامدی که در آب وجود دارد میچسبانند. تعیین هویت وانتساب اسفنجها به جانوران ، در اواسط قرن نوزدهم میلادی صورت گرفت. تعیین جایگاهاسفنجها درردهبندی جانوراندقیقا مشخص نیست. به علتهضم داخل سلولی ، اسفنجها از سایر جانوران پریاختهای متمایزند و به این جهت بهآنها پرآزیان نیز گفته میشود.
مشخصات کلی
رده بندی اسفنجها
اسفنجها را بر اساس ساختمان اسکلت درونی به 4 رده تقسیممیکنند.
لوکوسولینا یک اسفنج ساده
لوکوسولینا یکی از سادهترین اسفنجهاست که بهصخرههای مناطق کم عمقساحل دریاچسبیده است. لوکوسولینا از تعدادیتشکیلات لوله مانند که بطور عمودی بر روی لولههای افقی دیگر قرار گرفتهاند،تشکیل شده است. هر لوله عمودی ، درونحفرهاسپونگوسلقرار دارد و از بالا از راه دهانچه با محیط بیرون در ارتباطاست. جنس اسپیکولها در لوکوسولینها ، کربنات کلسیم است. شکل بیرونی روزنهها بایکدیگر تفاوت دارد. برخی از آنها به صورت میله ساده و یا یک محوری هستند و پارهایدیگر سه یا چهار محور دارند.
به اسپیکولهای بزرگتر که ساختار اصلی اسکلتجانور را تشکیل میدهند مگااسکلرو اسپیکولهای کوچکتر را میکرواسکلر میگویند. دیواره بدن جانور ، مجهز به سوراخهای ریز و متعددی به نام روزنک است که سطح بیرونبدن را به حفره درونی اسپونگوسل مربوط میسازد. مزانشیم از ماده کلوئیدی با غلظتناچیز تشکیل یافته است. کوانوسیتها که یاختههای لاله مانندی هستند، از سمت پایه ،بر روی مزانشیم قرار گرفتهاند و تاژک آنها متوجه اسپنگوسل است.
تاژکها باحرکت خود جریانی از آب را بوجود میآورند و آب را از روزنکها به حفره درونی انتقالمیدهند و در نهایت ، آب از دهانچه خارج میشود. تخمین زده شده که اسفنجی با حجمیحدود 8 سانتیمتر مکعب ، قادر است در روز بین 23 تا 28 لیتر آب را از خود عبور دهد. با گردش آب ، جانور، ازاکسیژنومواد غذایی موجود در آن به منظور تنفس ،تغذیهو انتقالمواد زاید بهره میگیرد. لوکوسولینها ازپلانکتونهاو ذرات آلی کوچک در آب ، تغذیه میکند. این جانور ، عصب و یاختههای حسی ندارد، ازاینرو هر یاخته ، مستقلا نسبت به محرکهای محیطی از خود واکنش نشان میدهد.
مجاری در اسفنجها
ساختمان مجاری در اکثر اسفنجها ، بسیار پیچیده و دارایانشعابات زیادی است. مجاری با توجه به نوع انشعابات ، به سه گروه تقسیممیشوند.
استخوانبندی
بدن نرم اسفنجها بوسیله اجسام ریز متعددی به نام سوزنه (اسپیکول) که به صورت بلورهایی در درون مزانشیم جایگزین شدهاند نگهداری میشود. ترکیب شیمیایی اسپیکولها ، در انواع مختلف اسفنجها تفاوت دارد. در لوکوسولیناوسیفا، از جنسکربناتکلسیمو در اسفنجهای شیشهای ، از جنسسیلیساست.
اسپیکولها از نظر اندازهو شکل خارجی متفاوت هستند. برخی از آنها پیچیدهاند. اسفنجهای حمام و برخی دیگر ازاسفنجها دارایالیاف اسفنجیهستند. ترکیب شیمیایی این مادهمانندناخنوپشم، از جنس اسکلروپروتئین و کاملا دربرابرآنزیمهامقاوماست.
تولید مثل در اسفنجها
تولیدمثل غیرجنسی
هرگاه قسمتی از اسفنج آسیب ببیند یا از بین رود، مجدداترمیم میشود. قابلیت ترمیم در اسفنجها ، بسیار زیاد است. بطوری که هرگاه یاختههایبدن اسفنجی را کاملا از هم مجزا کنند و یاختهها را مجاور هم قرار دهند، اسفنجدوباره به صورت اولیه خود در میآید. تکثیر بسیاری از اسفنجها از راه جوانه زدناست. جوانه ممکن است از تنه اصلی جدا شود و یا متصل باقی بماند که در این صورت بهتدریج بر توده اسفنج افزوده میشود. اسفنجهایی که در آب شیرین زندگی میکنند، دارایجوانههای داخلی هستند.
تشکیل جوانههای داخلی ، اسفنجها را از شرایطنامناسب محیطی ، مانند سرما و خشکی مصون نگه میدارد. جوانهها توسط ارکئوسیتها کهمحتوی مواد غذایی هستند، احاطه میشوند و گاهی نیز غشایی مقاوم ومجهز روزنه ، رافرا می گیرد. در شرایط نامساعد که تنه اصلی اسفنج از بین میرود، جوانهها آزادمیشوند. در شرایط مناسب برای رشد جوانه ، ارکئوسیتها از میان میکروپیل دیوارهمقاوم بیرون میآیند و تشکیل اسفنج جدیدی میدهند.
تولید مثل جنسی در اسفنجها
بعضی از اسفنجها مثلسیفا، یک جنسی و برخی دیگر دو جنسی هستند. تخمواسپرم، از ارکئوسیتها مشتق میشوند. اندامتناسلی در اسفنج وجود ندارد. تخم درون مزانشیم باقی میماند و بوسیله اسپرم ، اسفنجدیگری بارور میشود. ابتدا تخم بارور شده سه بار پیدرپی تقسیم میشود و هشت یاختهجدید بوجود میآورد.
سطح تقسیم بعدی ، افقی است. هشت یاخته بزرگ ، اپیدرم راتشکیل میدهد و هشت یاخته کوچک ، کوانوسیتها را بوجود میآورد. این مرحلهبلاستولاست و حفره داخلی بلاستوسیل نیز وجود دارد. پس از این مرحله لارو شناگر آزاد، به نامآمفی بلاستولابوجود میآید کهبه زودی ساکن میشود و پس از طی دوران رشد و نمو ، اسفنج بالغ را میسازد.
اسفنجهای آب شیرین
این اسفنجها به صورت تودههای نامنظم رشد میکنند،بزرگی آنها به اندازه مشت گره کرده انسان است. پارهای به رنگ زرد یا قهوهای هستندو برخی دیگر ، چون در مجاورتنور آفتابقرار گیرند، رنگ سبز به خودمیگیرند. پیدایش رنگ سبز ، به علت وجودجلبکاست که درونمزانشیم اسفنجهای آب شیرین زندگی میکنند.
شقایق دریایی
شقایق دریایی یکی از جانوران پست است که در شاخه کینداریا و رده آنتوزوآ ، طبقه بندی میشود.
عمومی ترین صفت جانوران ، که طی مراحل رشد نیز قبل از همه ظاهر میشود، تراز سازمانی آنهاست. همه جانوران زندگی را از یک سلول آغاز میکنند و برخی از تراز بافت بالاتر نمیروند. اما بقیه آنها از این تراز میگذرند و بدن پیچیده تری مییابند. بدین ترتیب جانوران (متاوزآ) را صاحب دو شعبه رده بندی در نظر میگیرند. در شعبه پارازوآ ، بالاترین تراز سازمانی را بافت تشکیل میدهد این شعبه فقط شاخه اسفنجها را شامل میشود. همه جانوران دیگر که به شعبه یومتازوآ تعلق دارند، دارای اندام و دستگاه مشخص هستند.
دومین صفت جانوران که بعد از تراز سازمانی در حین رشد آنها ظاهر میشود، نوع تقارن آنهاست. در ابتدا جنین همه جانوران دارای تقارن شعاعی یعنی بصورت کرهای توپر یا توخالی و متشکل از تعدادی سلول است. بعضی از گروههای جانوران این تقارن شعاعی را تا مرحله بلوغ حفظ میکنند. اما در بقیه ، پس از مدتی جنین تقارن دوطرفی مییابد و لارو جانور بالغ حاصل از آنها نیز همین نوع تقارن را نگه میدارند. بر همین اساس ، شعبه یومتازوآ را میتوان به دو دسته دارای تقارن شعاعی و دارای تقارن دو طرفی تقسیم بندی کرد.
شاخه کینداریا
کینداریا پست ترین جانورانی هستند که بافتهای مشخص دارند. این جانوران بصورت منفرد یا دسته جمعی زندگی میکنند و بر دو نوع هستند:
پولیپ که دارای بدن لوله ای است و یک انتهای آن بسته و چسبیده است و در انتهای دیگر آن یک دهان مرکزی وجود دارد که معمولا اطراف آن را شاخکهای نرم احاطه کردهاند. پولیپها ساکن هستند.
مدوز که بطور آزاد شنا میکند بدن ژلاتینی و بشکل چتر و ازشاخکهایی حاشیه گذاری شده است. و در برجستگی مرکزی سطح مقعر آن دهانی دیده میشود.
در هر جاندار حفره گوارشی ، چندین الیاف عضلانی و تعداد زیادی کپسولهای کوچک نیش زننده یا نماتوسیست وجود دارد. همه کینداریا آبزی و دریایی هستند. این شاخه از سه رده هیدروزوآ ، ~~green:سیفوزوآشقایقها و مرجانها به رنگ روشن و بعضی از مدوزها کم رنگ و زیبا هستند و بسیاری از گونههای مرجان نیز درخشندگی دارند.
صفات اختصاصی شاخه کینداریا
تقارن شعاعی در حول محور دهانی - مخرجی ، تقارن دو شعاعی در بعضی از آنتوزوآ (شقایق و مرجان) ، سر ، حلقه یا بند وجود ندارد.
بدن از دو لایه سلولی ، یک اپیدرم خارجی (اکتودروم) و یک گاسترودرم درونی (آندودرم) تشکیل شده و میان دو لایه مزبور به مقدار کم یا زیاد ، تیغه میانی یا مزولگه (Mesoglea) وجود دارد. نماتوسیتها در یک یا هر دو لایه جای دارند.
اسکلت آهکی یا شاخی است و یا از هیچکدام نیست. الیاف عضلانی در اپتیلیا (Epithelia) دیده میشود.
دهان از شاخکهای نرم احاطه شده و به یک حفره هاضمه کیسه مانند به نام انترون (Entron) متصل میشود. انترون ممکن است منشعب یا بوسیله دیوارههایی تقسیم بندی شده باشد، مقعد وجود ندارد.
خون و اندام های تنفسی و وازنش دیده نمیشود.
شبکه منتشری از سلولهای عصبی در دیواره بدن که فاقد سیستم عصب مرکزی است. بعضی از آنها دارای لکه چشمی هستند.
تکثیر معمولا بوسیله تناوب تولید مثل انجام میگیرد، یعنی با جوانه زدن غیر جنسی در مرحله چسبیده یا پولیپ و تکثیر جنسی بوسیله گامتها در مرحله آزاد یا مدوز ، یک جنسی یا دو جنسی ، بعضی دارای غدد جنسی ماده ولی بدون مجاری جنسی هستند.
رده آنتوزوآ (Anthozoa)
آنتوزوآ پلیپهای دریایی بشکل گل هستند و به اندازههای کوچک یا بزرگ یافت میشوند. بافت و ترکیب آنها نسبتا محکم است و به علت وضع مری و دیوارههای داخلی به تقارن دو شعاعی ، تمایل دارند. همگی به شکل پولیپ هستند که معمولا بر روی تخته سنگها ، ثابت میباشند و هیچ نوع تغییر محل نمیدهند گاهی جدا و منفرد زندگی میکنند ولی غالبا کلنیهای بزرگ درست میکنند. این جانوران در آبهای گرم سطحی فراوانند ولی بعضی از آنها در دریاهای قطبی ساکن هستند و گونههای مختلف از خطوط جزر و مد تا اعماق 5300 متری یافت میشوند.
معمولا سلولهای جنسی نر و ماده در بدن افراد مختلف بوجود میآیند و در عدهای عمل لقاح در حفره گوارشی ماده صورت میگیرد و مراحل اولیه نمو این حفرهها آغاز میشود. از حفره مزبور لاروی به نام پلانولا خارج میشود و رویان از این به بعد بحالت مجتمع به سر میبرند. شروع به جوانه زدن میکند و کلنی در اثر جوانه زدن بوجود میآید و افراد کلنی بوسیله لوله باریکی به هم مربوط میشوند. این رده شامل شقایق دریایی ، مرجان و ... است.
ساختمان شقایق دریایی
یک گونه معروف از شقایق دریایی به نام متریدیوم (Meridium) ، بدن استوانهای کوتاهی دارد. روی صفحه دهانی که در بالا و بصورت مسطح است ، تعداد زیادی شاخکهای کوتاه و تو خالی در اطراف دهان ، قرار گرفتهاند. پایه یا صفحه پایی نیز برای چسبیدن جانور به اجسام سخت دریا ، استفاده میشود. مری لوله پهن است که به دهان و حفره داخلی (انترون) متصل میشوند. در امتداد یک یا دو طرف مری شیار صاف و مژکداری به نام "سیفونوگلیف" وجود دارد که از آن آب به داخل انترون عبور میکند.
بدن از داخل بوسیله 6 زوج دیوارههای عمودی کامل به نام سپتا (Septa) به قسمتهای شعاعی تقسیم میشود که از دیواره بدن به مری امتداد دارند. در میان این دیوارهها ، دیوارههای ناقص وجود دارد که به مری نمیرسند. بواسطه وجود سپتاها ، کنار حفره گوارشی به بخشهای حفره مانند تقسیم میشود و شاخکها در دنباله حجرهها قرار دارند. در زیر صفحه دهانی منافذی یافت میشوند که میتوانند آب را میان قسمتهای داخلی عبور دهند.
بر روی حاشیه داخلی و آزاد هر دیواره یک رشته ضخیم و چین خورده وجود دارد که تا پایین امتداد پیدا میکنند بر روی آنها نماتوسیتها و سلولهای غدهای وجود دارند. سایر نماتوسیتها در شاخکها یافت میشوند. رشتههای معدی میتوانند از سوراخهای دیواره بدن یا دهان بیرون آیند و در گرفتار ساختن طعمه ، کمک کنند. غدد تناسلی در امتداد جدارها ، تشکیل میشوند.
سطح خارجی بدن جانور از اپیدرم خشنی بطور کامل پوشیده شده و صفحه قاعدهای و شاخکها ، علاوه بر پوشش مزبور دارای مژک هستند و مری انترون از گاسترودرم مفروش شدهاند. اپیدرم در جدارها دارای یک شبکه عصبی و اعصاب است ولی اندامهای حسی موضعی وجود ندارند.
وضع طبیعی شقایق دریایی
شقایق دریایی بالای سطح محکم بحالت چسبیده زندگی میکند. جانور وقتی که سالم و از آب پوشیده است بدن و شاخکهایش خیلی کشیده و طویل میشوند. هر گاه تحریک شود به داخل خمیدگی پیدا کرده و بدن به شدت منقبض میشود. یک جریان دائمی آب از سیفوگلیف به طرف پایین حرکت میکند و برای تنفس و متورم نگه داشتن بدن در داخل انترون به چرخش در میآید و یک جریان بطرف خارج نیز به سمت مری بالا میآید.
تغذیه شقایق دریایی
غذای این جانوران از نرم تنان ، سخت پوستان ، بی مهرگان دیگر و ماهیها تشکیل میگردد. شکارهای مزبور بوسیله نماتوسیتها فلج میشوند و بوسیله شاخکها بسوی دهان برده میشوند. دهان و مری نیز میتوانند وسیعا باز شوند و بعضی از شکارها را مستیقما بگیرند. غذا به داخل حفره داخلی (انترون) میآید و در آنجا بوسیله آنزیهای مترشحه گوارش مییابد و بوسیله گاسترودرم جذب میگردد، مواد زاید گوارش نیافته از راه دهان به خارج دفع میشوند.
تولید مثل در شقایق دریایی
جنسهای نر و ماده از هم مجزا هستند. تخمک ها و اسپرم ها از غدد تناسلی بیرون میآیند و از دهان به آب میریزند و عمل لقاح در آب صورت میگیرد. تخم به صورت یک گاسترولای دراز مژک دار رشد میکند. بزودی جدارها در لوله گوارش تولید ظاهر میشود و بلاستوپور به دهان تبدیل میشود و مژکهای طویل محکم در انتهای مقابل دهانی میرویند. این لارو به اطراف شنا میکند و از جانوران میکروسکوپی تغذیه میکند و سپس به کف آب میرود و در آنجا بوسیله انتهای مقابل دهانی خود ثابت میگردد. آنگاه با رشد و نمو شاخکها ، جدارها و ... لارو به شقایق دریایی کوچکی تبدیل میشود.
سایر خصوصیات شقایق دریایی
بیشتر انواع شقایقها به صخرهها ، صدفها و سطوح دیگر میچسبند ولی بعضی از آنها میتوانند به سهولت حرکت کنند و تعدادی از انواع بسیار کوچک شقایق قادر هستند با تکان دادن شاخکهای خود شنا کنند و بعضی از انواع باریک هم ، کف دریا را سوراخ میکنند و فقط شاخکها را رها میسازند و در نتیجه صفحه دهانیشان روباز میشود.
شقایقها بوسیله ماهیها ، خرچنگها ، سایر سخت پوستان ، ستارههای دریایی و نرم تنان خورده میشوند. ماهی روغن ، و ماهی پهن هم از شقایق استفاده میکنند. بعضی از انواع نرم تنان نسبت به زهرهای شقایقها مصون بوده و حتی نماتوسیتهای خارج شده را در داخل بدن جای میدهند.
مَرجان دریایی یکی از جانوران پست است که در شاخه مرجانیان و رده گُلسانزیان (آنتوزوآ) ردهبندی میشود.
مرجانها فقط ۱٪ از بستر دریاها را پوشش میدهند. مرجانها ۲۵٪ از تمام حیات دریا را در خود حفظ میکنند و بسیاری ازانواع ماهیها در مرجانها زند گی میکنند. هر کدام از مرجانها یک اکوسیستم کامل هستند.
در اقیانوس اطلس ۱۵٪ مرجانها تجمع دارند که مجموعی از ۷۰ گونه مرجان میباشند. این مرجانها محل زندگی ۵۰۰ نوع ماهی هست.
اقیانوس هند و آرام ۸۵٪ از ریفهای جهان را با ۷۰۰ نوع مرجان و ۴۰۰۰ گونه ماهی دارا است.
مرجانها مقر زندگی گیاهان و جانورانی است که خودا اکوسیستم کاملی هستند. بیش از ۸۰۰۰۰ گونه حیاتی در مرجانها زندگی میکنند.
مرجانها ۶/۱ سواحل دریاها و خشکیها را محافظت میکنند مثلا: جزیرههای کم ارتفاع را در برابر خشم امواج و فرسایش دریاها محافظت مینمایند.
هر یک متر مربع مرجان از نظر اقتصادی برابر ۴۷۰۰۰ دلار میارزد به طوریکه بزرگترین صنعت توریست جهان با جذابیتهای طبیعی که ۱۰٪ از کل صنعت توریست را پوشش میدهند. از مرجانها جهت تولید داروهای ضد سرطان ونیز و جهت پیوند استخوان استفاده میگردد.
مرجانها به غیر از غذا یک مکان برای زندگی موجودات دریایی هستند. این موجودات قدیمیترین اکوسیستم زمین هستند و جوانترین گونه مرجانها ۱۸۰۰۰ سال عمر دارند.
مرجانها گونهای از جاندارانند که نه گیاهند و نه جانور بلکه ماینرال نام دارنند که از موادی به نام زوکسانتیلا تشکیل یافتهاند.
مرجانها دو دستهاند: مرجانهای نرم و مرجانهای سخت. مرجانهای نرم: از اجزایی به نام پلیپس تشکیل شدهاند. پلیـپسها در درون خود مایعی زله مانند دارند. دهان مرجانهااز اجزایی به نام تنتیکلز تشکیل شدهاست که به وسیله آن پلنکتونها را به دام میاندازد.
مرجانها به دو طریق تقسیم سلولی و حرکت لاروها تولید مثل میکنند. مرجانها سیستم دفاعی و تهاجمی هم دارند. مرجانها زندگی همیارگونهای دارند. مرجانها تا جایی که مواد غذایی دارند رشد میکنند، سپس رشد آنان متوقف گردیده و اجازه رشد به گونههای دیگری میدهند که فرصتهای غذایی مناسب تری دارند.
برطبق آمار سازمان اقیانوسشناسی آمریکا مرجانها در حال انقراض هستند.
دمای آب عمق شوری و املاح آب شفافیت آب امواج بستر دریا از سال ۹۲ تا ۲۰۰۰ ۱۰٪ از مرجانها از بین رفتهاند در صورتی که امروزه در آستانه هزاره سوم٪۲۵ از بین رفتهاند و ۵۸ ٪ دیگر بر طبق آمار جهانی در خطر میباشند.
خشک کردن دریاها آلودگی دریاها گسترش شهرکهای ساحلی ماهیگیری بیش از حد گرم شدن زمین آب شدن یخهای قطبی شکاف لایه اوزون
هدایای مرجانی را نخرید از لنگر استفاده نکنید دست به مرجانها نزنید در حین غواصی تجهیزات خود را در مکانهای مناسب قرار داده تا از برخورد آنها با مرجانها جلوگیری نمائید نزدیک مرجانها نروید به ماهیها در ریفها غذا ندهید موقع عکاسی مراقب نور فلش باشید
مرجانها دو دستهاند: مرجانهای نرم و مرجانهای سخت.
مرجانهای نرم، از اجزایی به نام پلیپس تشکیل شدهاند. پلیـپسها در درون خود مایعی ژله مانند دارند. دهان مرجانها از اجزایی به نام تنتیکلز تشکیل شدهاست که به وسیله آن پلانکتونها را به دام میاندازد. مرجانها به دو طریق تقسیم سلولی و حرکت لاروها تولید مثل میکنند. مرجانها سیستم دفاعی و تهاجمی هم دارند. مرجانها زندگی همیارگونهای دارند. مرجانها تا جایی که مواد غذایی دارند رشد میکنند سپس رشد آنان متوقف گردیده و اجازه رشد به گونههای دیگری میدهند که فرصتهای غذایی مناسبتری دارند.
راسته روگوزا یا تتراکورالها از راستههای مهم و از بین رفتهاست و کلیه جنسهای آن متعلق به دوران دیرینزیوی است دارای اسکلت آهکی بوده و به شکل انفرادی و کلنی دیده میشوند. سطح خارجی اسکلت آنها به دلیل چین خوردگیهای افقی (Rugae) ناهموار بوده و روگوزا نامیده میشوند. صفحات تابوله (Tabula) و دیساپیمنت (Dissepiment) نیز مشاهده میشوند. در قسمت فوقانی هر کورالیت فرورفتگی فنجانی شکلی مشاهده میشود که به آن «کاسه گل» (Calyx) میگویند. تابوله صفحات کم و بیش افقی، مقعر یا محدب است که تا قسمت مرکزی داخل یک پولیپ گسترش دارند.
دیساپیمنت صفحات کم و بیش منحنیشکل که معمولاً در مجاورت دیواره بیرونی کورالیت (Epitheca) واقع شدهاند. روگوزا ابتدا دارای شش سپتای اولیه(اصلی) است و سپتاهای بعدی که تشکیل میشوند، فقط در ۴ نقطه در داخل کورالوم قرار میگیرند و تعداد آنها مضربی از ۴ بوده و نسبت به یک صفحه تقارن دارند، لذا به آنها تتراکورال هم گفته میشود. زافرانتیس، کلسئولا و لیتوستروشن از جنسهای شاخص تتراکورال هستند. راسته تابولاتا: تمامی جنسهای این راسته به صورت کلنی مشاهده میشوند. صفحات تابولا در آنها گسترش یافته و سپتاها تحلیل رفته هستند. منشا مرجانهای تابولا هنوز مشخص نشدهاست. از اردویسین میانی تا پرمین وجود داشتهاند و بدین ترتیب همزمانی با مرجانهای چهارتیغهای نشان میدهند. فاوزیتس، میشلینا و هلیولیتس از جنسهای شاخص مرجانهای تابوله هستند. راسته اسکلراکتینا یا هگزاکورالها مرجانهای منفرد یا کلنی با اسکلت آراگونیتی هستند. سیکل تشکیل سپتا در آنها شش یا مضربی از شش است. برای اولین بار در تریاس میانی ظاهر شده و یکی از تشکیلدهندههای مهم ریفها در دریاهای مناطق حاره امروزی هستند. اسکلت هگراکورالها شبیه به تتراکورالها است ولی طرز تشکیل سپتاها در آنها با تتراکورالها متفاوت است. گونیوپورا، مونتلیوالتیا و مآندرینا از جنسهای شاخص هگزاکورال هستند. مرجانهای هگراکورال و تتراکورال اگرچه در بعضی از خصوصیات مورفولوژیکی شبیه به یکدیگر هستند اما اختلافات عمدهای دارند. در تشکیل سپتاهای تتراکورال بعد از تشکیل سپتای اولیه، سپتاهای بعدی فقط در ۴ نقطه قرار میگیرند، در صورتی که سپتاهای هگزاکورال نظم و ترتیب شعاعی دارند.