تاثیر ورزش در اعتماد به نفس
مقدمه :
مـیلـیـون هـا بـار تا به حال شنیده اید: ورزش کردن برایتان خوب و یـکـجـا نشـسـتن و تلویزیون تماشا کردن برایتان بد است. امـا در کـنـار ایـنـکـه به شما کمک می کند تا کالری بیشتری سوزانده ،چه فواید دیگری دارد؟ در ایـنجـا مـی خواهیم علاوه بر بیان فواید ورزش برای جسم، به نقش ورزش در سلامتی روح و روان به ویژه اعتماد به نفس اشاره نماییم
ورزش کردن چه فوایدی دارد :
1- کمک می کند که بهتر و راحت تر بخوابید.
اگرچه ممکن است از نظر شما مسئله ای بدیهی بیاید، اما تحقیقات مربوط به ورزش کردن با راحت خوابیدن به تازگی انجام شده است. این تحقیقات نشان داده است که به طور میانگین 20 الی 30 دقیقه ورزش برای سه تا چهار روز در هفته کمک می کند که خواب راحت تری داشته باشید. هر چند، بهتر است که روز ها یا بعد از ظهرها ورزش کنید نه شب ها قبل از خواب چون در اینصورت خیلی پرانرژی خواهید شد و به سادگی خوابتان نخواهد برد.
ورزش کردن کمک می کند راحت تر خوابتان ببرد و بهتر بخوابید و ساعت خوابتان را هم بیشتر خواهد کرد. همچنین کیفیت خواب شما را هم بالاتر خواهد برد و سبب می شود که خواب عمیق تری داشته باشید.
2- حافظه را قوی تر خواهد کرد.
تحقیقات بسیاری نشان داده است که افرادی که روی قاعده ای منظم ورزش می کنند حافظه و قدرت تمرکز بهتری دارند. پیاده روی سه روز در هفته به مدت 45 دقیقه برای بالا بردن زیرکی و هوش شما کافی است. ورزش های هوازی قسمت های جلویی و جداره های بالایی مغز که به تمرکز مرتبط است را تحریک می کند.
3- اعتماد به نفس را بالا می برد.
این سوال ساده را از خود بپرسید: در کدام لحظه احساس بهتری دارم؟ وقتی روی مبل لم داده ام و مشغول خوردن یک پاکت چیپس هستم یا بعد از انجام یک تمرین ورزشی عالی از باشگاه برگشته ام؟ اگر مدتی است که بد هیکل شده اید، تمرینات ورزشی را شروع کنید، بنیه، ماهیچه ها و قدرت بدنیتان را افزایش خواهید داد و از نظر روحی حال بهتری خواهید داشت. این خود به خود باعث می شود که تصویر بهتری از خود داشته باشید و اعتماد به نفستان بالا رود.
افرادی که به طور مداوم ورزش می کنند، انرژی، قدرت بدنی و تحمل بیشتری دارند. مدت کمی بعد از آغاز تمرینات این انرژی بیشتر را در خود کاملاً حس خواهید کرد.
4- فشارهای عصبی، افسردگی و اضطراب را کاهش می دهد.
ورزش باعث می شود که اضطراب و استرس شما به پائین ترین حد خود برسد. در این حالت بدن شما بعد از یک یا دو ساعت بعد از اتمام تمریناتتان اندورفین بیشتری تولید خواهد کرد که اعصاب شما را تسکین داده و آسودگی خیالتان را افزایش خواهد داد. فایده دیگر فعالیت بدنی این است که شما را به داشتن رژیم غذایی مناسب تشویق می کند و تغذیه مناسب هم استرس را کاهش می دهد. حتی بعضی تحقیقات نشان داده است که از ورزش می توانیم به عنوان درمانی برای افسردگی نیز استفاده کنیم.
5- احتمال ابتلا به بسیاری از بیماری ها را کاهش می دهد.
بهترین نتیجه ای که از تمرینات ورزشی گرفته می شود این است که احتمال ابتلای شما را به بسیاری از بیماری های جدی و کشنده مثل بیماری های قلبی، فشار خون بالا، پوکی استخوان، دیابت، چاقی، کلسترول بالا، سرطان سینه ، ایست و حملات قلبی و ورم مفاصل کاهش می دهد.
6-ورزش ، درمان خستگی مزمن
بهترین درمان برای افرادی که از خستگی مزمن رنج می برند ، ورزش است.
پژوهشگران با درج مقاله ای در آخرین شماره نشریه روان درمانی و طب روان- تنی اعلام کردند: افراد کم تحرکی که از خستگی مزمن رنج می برند، در صورتی که در یک برنامه ورزشی سبک و منظم شرکت کنند ، می توانند تا حد بسیار زیادی بر خستگی خود غلبه کنند.
پژوهشگران با بررسی 36 فرد مبتلا به خستگی مزمن متوجه شدند، استفاده از دوچرخه ثابت با شدت متوسط به میزان3 بار در هفته و هر بار بیست دقیقه، پس از 6 هفته باعث کاهش چشمگیر خستگی و افزایش انرژی به میزان 20 درصد می شود.
عزت نفس ورزشی 1
اشاره به موقعیت قابل ملاحظهای که ورزش در جوامع کنونی بدست آورده است، امری پیش پا افتاده میباشد. پخش تلویزیونی مسابقات بزرگ بخصوص بازیهای المپیک که با جلب تماشاچیان بعد جهانی به آن بخشیده و در هر نقطه ای از دنیا قابل مشاهده است(بعلت اینکه در هیچ زمینه دیگری مشابه آن یافت نمیشود) نشانگر بعد اجتماعی چشمگیر پدیده ورزش می باشد. زمین ورزش شاید تنها مرکز ثقل انسانی به شمار می رود ، همانطوریکه ورزش کردن هم روز به روز در حال توسعه می باشد (توماس ، 1988) .
تربیت بدنی و ورزش در معنای اعم را می توان یک پدیده اجتماعی خاص تلقی نمود چه گستره اجتماع را به هر تقدیر ضعیف یا قوی بهره مند میسازد و به وسیله روابط و مناسبات دوستانه و انسانی در بین اقشار مختلف اجتماعی دامن می زند. بصورت متقابل اینگونه روابط حسنه و مستحکم عامل مهمی در توسعه و اشاعه ورزش در جامعه بشمار می رود. بنابراین ، روابط اجتماعی و ورزش در هر جامعه ای بصورت دو سویه در توسعه و تحکیم یکدیگر گام برمیدارند و در جهت گیری جامعهای ، مطلوب و تحقق انسان کامل، موثرند. (رحمانی 1368)
با این حال ، در ازای چنین ذوق و شوق عمومی به نظر میرسد که مطالعه علمی ورزش فوقالعاده به تاخیر افتاده است. این امر هم درباره ورزش صدق میکند و هم در مورد بازی. بازی مدتهای مدیدی بعنوان نوعی تفریح و سرگرمی بیهدف و بیمعنی تلقی میگردید. جامعه به چشم بدگمانی و بیاعتمادی به آن مینگریست. زیرا نوعی فعالیت و کار غیرتولیدی و بیثمر محسوب میگشته. مطالعه و بررسی برخی بازیهای گروهی یعنی بازیهایی که تصادف و شانس در آن دخالت دارند بیش از بازیهای دیگر با موانع مذهبی برخورد کرده و میکرد، زیرا چنین تصور میشد که بخت و اقبال تابع قوانین الهی نیست. از این رو، مطالعه علمی در این حیطه با تاخیر انجام شد و تا زمانی رسمیت خود را بازیافت که نامهای دو موتور، پاسکال و برنولی عنوان گردید و تحقیقات پاسکال در حیطه، احتمالات صورت گرفت (هاوس و استول ، 1993)
مطالعه علمی ورزش هم با موانعی برخورد نمود که مطالعه بازی با آن مواجه بوده است. حتی می توان گفت موانع دیگری هم برآن افزوده شده است. مسئوولان ورزشی تا مدتهای مدید به این نوع مطالعه و تحقیق روی خوش نشان نمیدادند و هدفشان قبل از هر چیزی این بود که بعنوان مردان عمل زمین ورزش معرفی شوند. مربیان ورزش هم تا قبل از اینکه بعضی از آنان برای کمک بطرف اهل علم برگردند، سکوت برگزیدند. بعد از جنگ جهانی دوم مساله اعتلای درجه مهارت افراد، مسئوولان فنی را مجبور نمود در فکر روشهای تربیتی و مربیگری عقلانیتر باشند.
فیزیولوژیست ها اولین کسانی بودند که توانستند به درخواست مربیان جواب مثبت بدهند. پیشرفت نسبی بیولوژی ورزشی نشانه ای از این امر است زیرا با توجه به خطرناک بودن فعالیتهای ورزشی پزشکان بسرعت در صحنههای ورزشی حضور یافتند. مشاهداتی که پزشکان مذکور بعمل آوردند، اساس رشتهای علمی را پایهریزی کرد که در حال حاضر میتواند توصیه های مقتضی و مناسبی را در اختیار همه اقشار جامعه قرار دهد. (سروری 1370)
در حال حاضر، مربیان ورزشی متوجه شدهاند که متغیرهای روانشناختی بخصوص فشار روانی تاثیرات فیزیولوژیکی فراوانی برجای میگذارند. در نتیجه سعی میکنند به تجزیه و تحلیلهای شخصی دست بزنند که مبتنی بر استنباط خودشان میباشد ولی اکثریت مربیان اعتقاد دارند که در این زمینه متخصصین بهتر میتوانند به آنها کمک کنند. از این رو، ضرورت کارورزی و آموزش روان شناسان ورزش مشهود است. در کشورهای خارجی بخصوص در ممالکی که علاقه دارند ورزشکاران برگزیدهای که به مسابقات بینالمللی میفرستند و در صف اول ورزش بینالمللی قرار گیرند، خیلی وقت است که روان شناسی ورزش ریشه گرفته و جا افتاده است. به این ترتیب رشته روان شناسی بعنوان رشتهای مستقل شناخته شده است و از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. کنگرههای جهانی و قارهای که متخصصین نتایج تحقیقات و مطالعات روان شناسی ورزش را در آنجا ارائه میدهند، نه تنها یکی بعد از دیگری تشکیل میشود، بلکه هیات علمی مخصوص ورزش نیز در حال شکل گیری است (سروری ، 1370)
رشته روان شناسی ورزش ، در طی دهه گذشته با حجم زیادی از دانش مواجه شده است. این پیشرفت را میتوان در گسترش بنیان علمی و افزایش کاربردهای بالینی آن مشاهده کرد. هر کسی که در مسابقات ورزشی شرکت کرده است حال چه ورزشکار آخر هفته ای، چه بازیکن مسابقات دوره ای کوچک و با یک ورزشکار حرفهای، از این موضوع آگاه است که چرا روانشناسی ورزش تا این حد برای موفقیت ورزشی مهم است (ماری برد، 1968)
به سختی میتوان موضوعی را در ارتباط با ورزش یافت که از روان شناسی ورزش مبهم تر باشد. در حال حاضر، مربیان بزرگ و موفق علاقه مند هستند که ورزشکاران پیروز همواره از لحاظ ذهنی آمادگی داشته و انگیزش شدیدی را نسبت به رقابت نشان دهند.
همچنین ، آنها اعتقاد دارند که روان شناسان ورزش میتوانند نقش موثری را در ظهور آمادگی فوق داشته باشد. تحقیقاتی که توسط اورلیک در کانادا صورت گرفته است، نیاز به روان شناسان ورزش را برملاء میسازد (کوکس ، 1987)
رشته روان شناسی ورزش در مقایسه با رشته های دیگر بسیار نوپا است، اگر چه پارهای مطالعات در پاره ورزشکاران از دهه 20 تا 60 صورت گرفت، اما این مطالعات همواره برپایه تحقیقات موردی انجام میشدند و برنامههای منظم تحقیقاتی تا حدود سال 1970 بوقوع نپیوسته بود. درهر صورت امروزه این رشته برای پژوهشگران مربیان ورزشی و ورزشکاران بصورت رشتهای هیجان انگیز و چند بعدی است. تلاش تحقیقات روانشناسی ورزش، بررسی پرسشهای مربوط به رفتار فردی در ورزش و فعالیتهای حرکتی دیگر میباشد. برای مثال عوامل روانی چه تاثیری بررفتار ورزشی میگذارد؟ چگونه تجارب ورزشی بر متغیرهای روانی موثرند؟ در پاسخ به چنین سوالاتی ، روان شناسان ورزش از روش های تحقیقاتی مشابه با سایر علوم رفتاری استفاده میکنند. ایشان با دنبال نمودن مراحلی چون توصیف[1]، تببین [2]، پیش بینی [3]و بالاخره تغییر رفتار امید دارند که نظریههایی را گسترش دهند که موجب افزایش درک ما از رفتار فردی در ورزش و فعالیتهای حرکتی گردد . از این رو، شناخت فزاینده نسبت به دیده های ورزشی یا برای کاهش و محدود کردن اثرات منفی روان شناختی و یا برای افزایش مطلوبیت مهارت های ورزشی می تواند بکار برده شود . روان شناسان ورزش به این شعار متکی هستند که بدون پایهای بنیادی چه در ورزش علمی و چه در شناخت متداول از جنبه های تحقیقات روانشناسی ورزش، درک روشن از چگونگی بهبود رفتار ورزشی غیرممکن است (ماری برد، 1968)
روان شناسی ورزش هدفهای مختلفی دارد که زمینه های متفاوتی را در برمی گیرد. تعریفی که فداراسیون روان شناسی ورزش و تربیت بدنی اروپا از این رشته بعمل آورده است مشخص کننده اهداف کلی روانشناسی ورزش میباشد. به این شرح، روان شناسی ورزش دارای موضع مخصوص به خود میباشد. این دانش به مطالعه انسان وحرکات او در جریان تمرینات بدنی، مسابقات ورزشی و فعالیتهای رقابتی میپردازد. روان شناسی ورزش سطوح مختلف عوامل ژنتیک، اثرات گروه برفرد و تاثیر جنبههای روانشناختی رقابتهای ورزشی در ضعیف ، قوی و پراستعدادترین فرد در تمامی زمینههای روانی حرکتی میپردازد (توماس ، ریموند 1988).
در تعریف و تعیین روان شناسی ورزش میتوان آن را علمی در نظر گرفت که قوانین روانشناسی را در موقعیتهای ورزشی بکار میبرد. اغلب این قوانین برای افزایش عملکرد ورزشی بکار برده میشوند. روانشناسان ورزش بگونهای خاص پدیده های ورزشی را ملاحظه مینمایند و آنها را در جهت باروری انسان بکار میگیرند. آنها اعتقاد دارند که با افزایش خود کنترلی و عزت نفس میتوان زمینه را برای شکوفایی نیروهای بالقوه ورزشکاران فراهم ساخت. در نهایت، مطرح مینمائیم روانشناسی ورزش حیطهای جالب توجه است که به جنبه های روانی – اجتماعی پدیده ورزش و افزایش عملکرد انسان معطوف میباشد (کوکس ، 1987).
بصورت دقیق میتوان پنج هدف را برای روانشناسی ورزش معرفی نمود. هدف یاوری دهنده ، پیشبینی، اکتشاف، آماده سازی بازی آموزش و مسابقه و هدف تحقیقاتی. ورزش فعالیتی است که هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ جسمانی مخاطره انگیز می باشد.
بنابراین، اگر پزشک نقشی در این زمینه برعهده دارد این امر در مورد روان شناسی نیز صدق میکند. هر مسابقه حاوی نوعی فشار روانی شدیدی است که میتواند تعادل فرد را برهم زند و موجبات اختلال را فراهم سازد. آزمایشهایی که درباره اضطراب حاصله از نزدیک شدن زمان دیدار ورزشی صورت گرفته است، مهر تائیدی بر این ادعا می زند. از این رو، اعمالی که از خرافات ناشی میشوند در بین ورزشکاران و قبل از مسابقه بسیار مشهود و رایج هستند. اگر ورزش وسیلهای در ا ختیار انسان بگذارد که ضمن تامین و تضمین پیروزی، نگرانی ورزشکار را تقلیل دهد، در این صورت ورزشکار بدنبال حرکات و عواملی می رود که به او اطمینان دهند تا نتیجه مسابقات رضایت بخش و مطلوب خواهد بود. ولی از آنجا که ورزشکار خود را در برابر آزمایش قطعی احساس میکند، پس آنچه در اینجا مطرح می شود نوعی اضطراب است که ما با آن سر و کار داریم. بنابراین ، به نظر بعضی افراد که نسبت به چنین فضای روانی خاص مسابقه حساسترند، امکان دارد که ورزش سبب بعضی اختلالات روانی گردد. بکی از وظایف روانشناسان ورزش این است تا ورزشکاری را که تحت تاثیر چنین حالتی قرار گرفته به حالت عادی برگردانند و تعادل روانی را برایش برقرار سازند. وانگهی چنین عملی طوری توجیه میشود که هدف آمادهسازی قهرمان است تا بتواند بیشترین موفقیت را بدست آورد. برای این منظور بهرهگیری از روشهای استراحت کامل، بسیار عادی و پیش پا افتاده است (توماس ، 1988).
بسیاری از تحقیقات اولیه روانشناسی ورزش، معطوف به تلاش در پیوند شخصیت یا ویژگی های ورزشکار با شرکت او در مسابقات ورزشی بوده است. بنابراین، اکثریت تحقیقات اولیه با هدف مقایسه شخصیتهای ورزشکاران با غیر ورزشکاران طرح ریزی شده بود.
هنگامیکه ازتحقیقات متکی بر شخصیت ، روندهای معینی پدیدار نشد. روان شناسان ورزش از آن برخورد ناامید شده و به این بحث دامن زدند که شاید روش بهتر برای درک جنبه های روان شناختی رفتار ورزشی فرد آزمون نظریه است. در طی ده 1970 روان شناسان ورزش با جستجو در نوشته های روانشناسی سعی مینمودند، نظریه هایی را از اصول بنیادی روان شناسی بیابند که شاید در مورد مهارتهای حرکتی قابلیت کاربرد داشته باشد. نمونه خوبی از این وام گیری نظریه، استفاده از نظریه تسهیل پذیری اجتماعی[4] می باشد که پیش بینی های قابل آزمایشی را در رابطه با تاثیر حضور افراد در اکتساب مهارتهای اولیه و انجام مهارتهای بعدی فراهم می ساخت (ماری برد ، 1968) .
در عصر حاضر تحقیقات تربیتی روانشناسی ورزش فراموش نشده است. برای مثال کوبرتن، احیاء کننده بازیهای المپیک در تمرینات تربیت بدنی رقابت آمیز شاهد نوعی تاثیر تربیتی بوده است. مقایسهای که در این باب نوشته سرشار از تائیدات کلی می باشد. وی در کتاب تعلیم و تربیت ورزشی چنین مینویسد: "بزرگترین خدمتی که ورزش میتواند به جوانان کند این است که آنان را از پوچی افکار و بیتفاوتی نسبت به محیط پیرامون رها میسازد. زیرا سرعت تصمیم گیری و تحلیل محیط همواره اساس حرکت ورزشی محسوب می شود" (توماس ، 1988) .
در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 روانشناسان ورزش با توجه به مشکلات کاربرد نظریههایی چون تسهیلپذیری اجتماعی در ورزش، روش آزمون نظریه را کنار گذاشتند (لاندرز 1983) و شروع به طرح سوالاتی از این قبیل نمودند : " چگونه مربی باید برای افزایش فعالیتهای ورزشی دخالت نماید؟ مرور ذهنی چگونه بر اجرای مهارتها اثر میگذارد؟ در حال حاضر، بسیاری از پژوهشگران به بررسی ارتباط بین سازگاری و رهبری مربی با موفقیت تیمی توجه مینمایند. چنین نظریه پردازی برای ایجاد پایهای استوار که از آن بتوان تغییر رفتار را در محیط ورزشی استخراج نمود، بسیار تعیین کننده است(ماری برد، 1968)
با توجه به تلاشهای طاقت فرسایی که روان شناسان ورزش داشته اند اکثریت متخصصین براین اعتقادند که آنها سهم قابل توجهی را در زمینه های کاربردی ورزش برجای گذاشتهاند. در این مبحث نمی توان سهم روزبرن سینگر رئیس فعلی انجمن روان شناسان ورزش را نادیده گرفت وی روان شناسان ورزش را به سه طبقه اساسی زیر تقسیم می نماید :
1- روان شناسان ورزش پژوهشگر.
2- روان شناسان ورزش آموزشگاهی .
3- روان شناسان ورزش بالینی .
عزت نفس ورزشی - 2
خویشتن یکی از کهن ترین مفاهیم روان شناسی است که قدمت آن به زمانهای بسیار دور باز می گردد بنابراین ، ما نمی توانیم مفهوم خویشتن را به علم روان شناسی محدود نمائیم. فیلوسفان قدیمی پیشنهاد کردهاند که "خودت را بشناس" و در اشعار باستانی عنوان می شود : "حقیقت فقط در وجودت جای دارد". نویسندگان اخیر صدها کتاب در زمینه سیستمهای خودشناسی به رشته تحریر درآوردهاند برای اینکه گرایش اخیر مشخص شود به فرهنگ آکسفورد اشاره میکنیم. همچنانکه اشاره شد اغلب ما در زمینه جنبه هائی از خویشتن تعقل می نمائیم. هنگامی که تصمیم می گیریم به دانشگاه برویم، توانائیها یا انگیزههای شخصی را به چه صورتی بررسی می کنیم؟ در مواقعی که از رفتار خاصی ناراحت میشویم، چه عملکردی را به نمایش میگذاریم؟ زمانی که در تنهایی هستیم، چگونه نقاط ضعف و قوت خود را برآورد می کنیم؟ در مبحث خویشتن، مواد ضروری برای پاسخگویی به پرسشهای بالا مطرح می شود. اهمیت مبحث خویشتن غیرقابل انکار است ولی چرا در رشته های خاصی از قبیل روان شناسی اجتماعی، روان شناسی شخصیت و روان شناسی ورزش جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است؟ برای پاسخگویی به این سوال مطرح میسازیم که خویشتن یک سازه اجتماعی است و برمبنای تعاملات شخصی با دیگران شکل می گیرد. در مبحث خویشتن نه تنها فرایندهای بنیادی و تعاملات بین فردی مطرح می شود، بلکه عوامل موثر بر رفتار اجتماعی نیز توصیه می گردند. بعلاوه چگونگی قضاوت نسبت به دیگران، نحوه برقرار سازی ارتباط و تعاملات اجتماعی با همکاران و بخصوص دیگر ورزشکاران مطرح میگردد (کریمی ، 1371).
قبل از هر چیز ضروری است که خودمفهومی را تعریف کنیم. ما چگونه باورهایی را نسبت به خویشتن و روشهای سازگاری با دنیای پیرامون خود شکل میدهیم؟ سوالات فوق پایه های اساسی را برای مطرح نمودن نظریه های روان شناختی در مورد شکل گیری خویشتن فراهم می سازد (رایتسمن، 1988) .
هر چند که در این حیطه باید به عقاید روان شناختی توجه کنیم ولی باورهایی که نسبت به شکل گیری خویشتن وجود دارد، ریشه در یونان باستان و عقاید افلاطون دارند. با این وجود، ویلیام جیمز فیلسوف و روان شناس معروف از اولین نظریه پردازانی بود که عقاید بسیار مطلوبی را نسبت به خویشتن ابراز داشت که هنوز هم عقاید مربوط به خویشتن را تحت تاثیر قرار میدهد. وی خویشتن را تا سر حد امکان در واژههای بیشماری مطرح نموده است. برطبق نظر ویلیام جیمز، خویشتن تن و روان، پوشاک و خانه، همسر و کودکان نیاکان و دوستان، اعتبار و مالکیت را در بر می گیرد (جیمز، 1980).
تجاربی که هرکدام از عناصر فوق را در بر دارد، در احساس، سلامت جسمانی و خود ارزشی تاثیر میگذارند. نزدیک به 100 سال پیش ، اکثریت روان شناسان اتفاق نظر داشته اند که خویشتن از چندین عنصر بوجود میآید و تقریباً همه تجارب برخود مفهومی تاثیر می گذارند (راتوس، 1991).
انسانها در زندگی روزمره ، خود مفهومی را بوسیله فهرست بندی صنعت های شخصیتی میسازند. برای مثال، ورزشکاری ابراز میکند " من فرد خونسردی هستم، زیرا بدون احساس عمل می کنم و قضاوت من بر منطق استوار است. بدین دلیل هرگز گول نمی خورم. لازم است یادآور شویم که خود مفهومی هرگز ثابت نیست. زیرا انسانها همواره تغییر و تکامل می یابند. بدین ترتیب، تغییر در خود مفهومی دوران نوجوانی از اهمیت خاصی برخوردار است (راتوس ، 1991).
برخی اوقات به موجب تغییراتی که در خود مهفومی ایجاد می شود صفت هایی از فهرست خود مفهومی کنار گذاشته می شوند. برای مثال، ورزشکاری که در دوران نوجوانی جسورانه عمل میکرد و شهامت وی زبانزد دیگران بود پس از اینکه به شدت آسیب دید، با احتیاط بیشتری عمل میکرد و بتدریج شهامت و بیپروایی را کنار گذاشت. نتیجه می گیریم که اگر از فرد پرسیده شود که صفت های خود را عنوان نماید، وی به صفت شهامت اشاره نخواهد کرد (رایتسمن ، 1988).
خودمفهومی صفت های فراوانی را در بردارد که براحتی نمی توانیم آنها را بشناسیم. دیدگاهی که محدوده خود مفهومی را مشخص میکند، به فرایند "اسناد" اشاره دارد. اسناد فرایندی است که ما رفتاری را مشاهده می کنیم و صفت هماهنگ با آن رفتار را استنتاج نموده و رفتار فوق را به صفت استناد
می نمائیم (رایتسمن، 1988) .
اسناد کردن یک صفت، باعث می شود که به شخصی اطلاعات خاصی در مورد صفت متضمن انتقال یابد و بازخوردی که وی دریافت می کند باعث می شود که صفت فوق را با خود مفهومی خویش تلفیق نماید. با توجه به عقاید استواری که در زمینه اسناد وجود دارد، براحتی نمی توانیم در تغییر خود مفهومی از آنها استفاده بعمل آوریم. بصورت سنتی فرض می شود که افراد فقط میتوانند صفت هایی را استنباط کنند که یعنی مشاهده گر باید پایداری صفت فوق را در موقعیتهای اجتماعی مستعد ببیند. برای مثال، اگر فردی در موقعیتهای اجتماعی متنوع از قبیل مسجد، محل کار و مهمانی، صفت شخصیتی محتاط بودن را مشاهده کرد و بازخورد را در این زمینه، حال چه با مشاهده رفتار و حال چه با عقاید دیگران، دریافت نماید صفت محتاط بودن را در خود مفهومی خویش جای می دهد با توجه به عقایدی که مطرح گردید لازم است همسانی رفتار و همچنین بحث هایی که در این زمینه وجود دارد، عنوان کردند. ولی ما فقط عنوان می کنیم که طبق گفته نظریهپردازان خود مفهومی ، همسانی رفتار در حد بیش از متوسط وجود دارد بنابراین، همسانی رفتار توصیف نسبی از چگونگی تلفیق صفت هایی جدید را در خود مفهومی ارائه می دهد، در اینجا پیشنهاد می شود که با توجه به همسانی رفتار و اسنادی که در این زمینه وجود دارد عقاید و تحقیقات خاصی را مطرح نمائیم تا هرگونه ابهام برطرف گردد. برای اینکه بخواهیم مبنای اساسی فرایند اسناد را دریابیم باید یکسری از مفروضات را عنوان سازیم. فرض کنید ورزشکاری در رشته مسابقات این کیفیت ایدهآل را نشان میدهد. در این مواقع ما می توانیم برعملکرد نمایشی و مهیج تاکید کنیم. همچنین اصطلاح روان شناختی کیفیت دراماتیک به خلاقیت ، مهارت و سودمندی عملکرد اشاره دارد(فیلدمن ، 1987).
اگر کیفیت دراماتیک عملکرد رفتاری بالا باشد حتی اگر فقط این عملکرد یکبار حادث شود، تاثیر خود را برجای خواهد گذاشت و احتیاج چندانی به همسانی رفتار ندارد. برای مثال، رکوردهای دوندگان سرعت از این قبیل می باشند. مطالعه اخیری که کیفیت ارزشی را در توصیف مباحث خود مفهومی نشان می دهد و توسط آلین و همکارانش در سال 1988 صورت گرفته است، عملکرد برخی از آزمودنی ها را که نشان دهنده حساسیت می باشد نشان می دهد.
حساسیت صفتی است که بعنوان مقیاس اسمی مطرح می شود و آزمایشگر آنرا ابداع می کند و بعنوان متغیر گسسته دو ارزشی مطرح می شود. آزمودنی یا دارای صفت حساسیت هست و یا دارای آن
نمی باشد. بنابراین، متوجه می شویم که آزمودنی یا بعنوان فرد حساس برچسب میخورد و یا بعنوان فرد غیرحساس محسوب می گردد. نامگذاری فوق به نمرات آنها در آزمون حساسیت بستگی ندارد، بلکه به صورت تصادفی به افراد برچسب حساس بودن یا غیرحساس بودن زده میشود. با توجه به نتایج تحقیق متوجه می شویم کیفیت ارزشی از چندین عامل تاثیر میپذیرد (آیکن، 1991) .
ارزش دراماتیک یا نمایشی سرنخ دیگری است که به فرد می گوید دارای چه ویژگی هایی است. بنابراین ، ارزش دراماتیک اگر بالا باشد، رفتار نادری به نمایش گذاشته می شود. از این، ارزش دراماتیکی فقط یک رفتار را مشخص نمی کند و عملکردهای گوناگونی را موجب می شود. برای مثال، اگر فوتبالیستی بنام "آقای گل" شناخته شود و ارزش نمایشی بالایی را در شکست تیم حریف داشته باشد، فقط از یک سمت به طرف دروازه شلیک نمی کند بلکه از رفتارهای گوناگونی استفاده میکند تا فقط یک ارزش نمایشی بالائی را که بعنوان شم گل زنی شناخته می شود نشان دهد. با توجه به مباحث فوق متوجه می شویم که کیفیت و ارزش نمایشی تاثیر شگرفی را در خود مفهومی برجای می گذارد (اپستین ، 1988).
طبق نظریه هینگز[1] اکثریت ما از دو معیار اساسی برای خود ارزیابی استفاده میکنیم: خویشتن ایدهآل که ما دوست داریم آن گونه شویم و خویشتن الزامی که بیانگر این است که ما باید همواره یکسری احساسات خاصی را تجربه نمائیم. تفاوت بین خویشتن واقعی و معیارهای درونی است که باعث بروز هیجانات منفی میشوند. این هیجان به میزان تفاوت بین معیارهای درونی و خویشتن واقعی بستگی دارد. برای تفهیم مطالب فوق فرض کنید که شما دوست دارید یک ورزشکار حرفه ای شوید. خود ایدهآل شما این است که یک ورزشکار مشهور و حرفه ای گردید. در حقیقت، اگر شما ویژگیهای یک ورزشکار حرفه ای را در خویشتن درک نکنید و رفتارهایتان با معیار درونی تفاوت داشته باشد، هیجانهای منفی را تجربه خواهید کرد. از این رو، هر میزان که این تفاوت بیشتر گردد، هیجانات منفی نیز بیشتر خواهد شد و عزت نفس کاهش مییابد. برخی اوقات این تفاوت یک حالت تهییج مرضی را ایجاد می کند. پس اگر در مسابقهای شرکت کنید و به پیروزی دست نیابید (هر چند که حالت تهییج مرضی [2]را در هنگام مسابقه تجربه کردهاید) باز هم احساس گناه و هیجانات منفی دیگری را تجربه خواهید کرد (کوکس ، 1992).
فرآیند دیگری که در تعیین موفقیت و شکست و همچنین در میزان عزت نفس تاثیر میگذارد، اسناد علی نامیده می شود. در این فرآیند به توصیف یا استنتاج علت و رخدادهای محیطی تاکید میگردد. از طریق فرآیند فوق ما سعی میکنیم رفتار را بعنوان معلول در نظر گرفته و علت آنرا مورد شناسایی قرار دهیم. این شناسایی به دو طریق صورت می گیرد. یا بصورت عوامل شخصیتی و یا بصورت عوامل موفقیتی. برخی اوقات تعاملی بین این دو عامل ایجاد می شود. اگر ما تمایل داشته باشیم تا در مواقعی که به پیامدهای مثبت دست می یابیم خودمان را مسئول تجربه این گونه عوارض مطلوب بدانیم، فرآیند "اسناد علی اریب دار را نشان دادهایم. این فرآیند زمینه را برای درمان اسنادی[3] و اقدامات حرف یاوری بخش در جهت افزایش عزت نفس فراهم میسازد.
اکثریت نظریه پردازان کمال معتقدند افرادی که از میزان عزت نفس بالایی برخورد دارند، عملکرد خوبی را نشان می دهند. مدارک بی شماری از این عقیده حمایت بعمل می آورد با مرور تحقیقات فراوانی که در زمینه عزت نفس وجود دارد متوجه می شویم که میزان عزت نفس با سطح سازگاری ارتباط دارد و افزایش عزت نفس موجبات موارد زیر را فراهم می سازد.
اکثریت نظریهپردازان کمال معتقدند افرادی که از میزان عزت نفس بالایی برخوردارند، عملکرد خوبی را نشان می دهند. مدارک بی شماری از این عقیده حمایت بعمل میآورد با مرور تحقیقات فراوانی که در زمینه عزت نفس وجود دارد متوجه می شویم که میزان عزت نفس با سطح سازگاری ارتباط دارد و افزایش عزت نفس موجبات موارد زیر را فراهم میسازد.
در این تحقیقات نتایج دیگری نیز بدست آمده است که فهرست وار به مهمترین آنها اشاره میکنیم :
1- بهداشت روانی و جسمانی مطلوب .
2- استقامت در برابر فشار روانی .
3- رضایتمندی از شغل ، تحصیل و زندگی زناشویی .
4- منبع کنترل درونی .
5- سطح همکاری متناسب در بازیهای گروهی و فعالیت های ورزشی توام با رقابت در محیطهای آموزشی و میادین ورزشی یا رشد اجتماعی مطلوب .
6- خلق مناسب و افسردگی پایین .
7- ارتباط مناسب با دیگران و توانایی برای شناخت نیازها و تمایل یاری رساندن به دیگران یا شناخت اجتماعی دقیق (سیرز، 1991).
8- انتقاد و مخالفت با عقاید انعطاف ناپذیر.
9- مقاومت و عدم تسلیم در مقابل همنوایی.
بصورت خلاصه اشخاصی که عزت نفس بالایی دارند احساس خوشحالی و رضایتمندی را در زمینه های گوناگون زندگی تجربه می کنند. آنها بر این باورند که تلاشهای فعالانه به کسب پاداش منجر می شود و بدین علت کوششهای خستگی ناپذیری را به نمایش می گذارند. هر چند که این افراد به پاداش خویش دست مییابند ولی در حیطه های متنوع زندگی با دیگران رقابت می کنند و از لحاظ جسمانی و روان شناختی عملکرد مناسب تری را نشان می دهند. همچنین ، آنها به همنوع خویش علاقه دارند و در مواقع ضروری از ارائه کمک روی گردانی نمی کنند.
به علاوه ، افرادی که در صحنه های ورزشی به موفقیت دست مییابند به پشتکار و عزت نفس بالایی احتیاج دارند.
نتیجه گیری :
عزت نفس ورزشی از عوامل گوناگونی تاثیر می پذیرد و در روان شناسی ورزشی نوین از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است .
ورزشکاران براثر تجارب ورزشی که داشته اند ارزشیابی های ویژهای را نسبت به خود مفهومی صورت میدهند و در مواقعی که عزت نفس ورزشی افزایش می یابد عملکرد ورزشی مطلوب تری را برجای
می گذارد.
منابع:
نام نویسنده :سیاوش گودرزوند چگینی/ سایت چکنویس
سایت مردمان