مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی

مرکز دانلود تحقیق رايگان دانش آموزان و فروش آنلاين انواع مقالات، پروژه های دانشجويی،جزوات دانشگاهی، خلاصه کتاب، كارورزی و کارآموزی، طرح لایه باز کارت ویزیت، تراکت مشاغل و...(توجه: اگر شما نویسنده یا پدیدآورنده اثر هستید در صورت عدم رضایت از نمایش اثر خود به منظور حذف اثر از سایت به پشتیبانی پیام دهید)

نمونه سوالات کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات کارشناسی دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات دانشگاه پيام نور (سوالات عمومی)

کارآموزی و کارورزی

مقالات رشته حسابداری و اقتصاد

مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

مقالات روانشناسی و علوم تربیتی

مقالات فقهی و حقوق

مقالات تاریخ- جغرافی

مقالات دینی و مذهبی

مقالات علوم سیاسی

مقالات مدیریت و سازمان

مقالات پزشکی - مامایی- میکروبیولوژی

مقالات صنعت- معماری- کشاورزی-برق

مقالات ریاضی- فیزیک- شیمی

مقالات کامپیوتر و شبکه

مقالات ادبیات- هنر - گرافیک

اقدام پژوهی و گزارش تخصصی معلمان

پاورپوئینت و بروشورر آماده

طرح توجیهی کارآفرینی

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 1849
  • بازدید دیروز : 1796
  • بازدید کل : 14991378

تلقین پذیری


تلقین پذیری

دیدن یک «نوع» باعث تغییر رفتار ما می‌شود

جان بارگ، روا‌ن‌شناس، آزمایشی را بر روی دانشجویان انجام داد. او می‌خواست ذهن ناخودآگاه (ناهشیار) آن‌ها را به گونه خاصی آماده کند تا بر روی رفتارشان تأثیر بگذارد. او از دانشجویان خواست که از انتهای راهرو تا دفتر کارش را پیاده طی کنند و در آنجا در آزمونی شرکت کنند. تعداد زیادی کلمه در اختیار دانشجویان قرار داده می‌شد و آن‌ها می‌بایست با استفاده از آن‌ها به سرعت جملات چهار کلمه‌ای می‌ساختند.

دانشجویان نمی‌دانستند که بسیاری از کلمه‌ها مربوط به وضعیت سالمندی است. به عبارت دیگر، تصویر کلیشه‌ای که به ذهن ناخودآگاه این دانشجویان جوان ارائه می‌شد مربوط به افراد سالمند بود. بنابراین، ‌آن‌ها باید با کلماتی چون «خاکستری»، «تنها»، «چین و چروک»، «پیر» و ... جمله می‌ساختند. این کلمات در بین بسیاری کلمات دیگر قرار داشت و لزوماً به طور خاص به انسان مربوط نمی‌شد. اتفاقی که افتاد شگفت‌آور بود.

آنچه جان بارگ درصدد آزمایشش بود، تاثیر این عرضه غیرمستقیم و ظریف یک «نوع» خاص بر شیوه راه رفتن دانشجویان به هنگام خروج از دفترش بود.

اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان، در هنگام خروج از دفتر جان بارگ، خیلی آهسته‌تر از موقعی که برای امتحان می‌آمدند راه می‌رفتند. رفتار آن‌ها تحت تأثیر کلماتی که مربوط به یک «نوع» بود قرار گرفته بود (هر چند آن‌ها از کلمات مربوط به سالمندان که بهشان عرضه شده بود ناآگاه بودند!)

همین آزمایش بر روی گروهی دیگر از دانشجویان تکرار شد و این بار کلماتی چون «قوی»، «سفت»، «جوان»، «سریع»، «تند»، «ورزشکار» و ... به جای کلمات قبلی به آن‌ها عرضه شد.

دانشجویان پس از خاتمه آزمون، بسیار سریع‌تر از هنگام ورود به دفتر جان بارگ راه می‌رفتند. در واقع، علّت این که سرعت دویدن من بر روی تردمیل بیشتر شده بود نیز این بود که ذهنم در معرض یک «نوع» (ورزشکارانی با اندام متناسب و سریع) قرار گرفته بود.

ما موجوداتی هستیم که به سادگی تحت تأثیر چیزهایی که در ورای ضمیر خودآگاهمان وجود دارد قرار می‌گیریم و به طور خودکار سعی می‌کنیم که خود را با تصویر کلیشه‌ای یا «نوعی» که به ما عرضه می‌شود هماهنگ سازیم - به ویژه اگر دقیقاً آگاهی نداشته باشیم که چیست. به این جهت است که نوجوانان خود را با «نوعی» که در تلویزیون و جامعه به آن‌ها عرضه می‌شود وفق می‌دهند و طرز حرف زدن و لباس پوشیدنشان متناسب با آن است (به جای آن که از والدینشان تقلید کنند یا سرمشق بگیرند).

بنابراین اگر می‌خواهید در امتحان ورزش نمره بهتری کسب کنید کاری که باید بکنید چنین است: قبل از امتحان (یا در حین آن) به ورزشکاران نگاه کنید و یا آن‌ها را در ذهنتان مجسّم سازید. یا حتی می‌توانید قبل از امتحان به کلماتی چون «توانا»، «قوی»، «طاقت»، «توان»، «ورزشکار» فکر کنید. چیزی که به آن نیاز دارید این است که تصویر کلیشه‌ای «ورزشکار متناسب» را به ذهن بیاورید.

حال از خود بپرسید: پیرامون شما را چه جور آدم‌هایی فرا گرفته‌اند؟

«نوع» خود را انتخاب کنید

محیط‌هایی که شامل تعداد زیادی از یک «نوع»، مثلاً خانه‌های افراد سالمند، باشند بیشتر رفتارهای متناسب با آن «نوع» را به وجود می‌آورند. در کشور آلمان، در بعضی از مناطق، مهدکودک‌ها و کودکستان‌ها را درست در کنار خانه‌های افراد سالمند ساخته‌اند که نتایج بسیار خوبی در برداشته است. ساکنان سالمند آن منطقه کودکان پرشور و پرانرژی را می‌بینند و با آن‌ها تعامل می‌کنند و در نتیجه ذهنشان در معرض تصویر کلیشه‌ای «جوان» و «پرشور» قرار می‌گیرد. کودکان نیز از همجواری با سالمندان، خویشتن‌داری و تفکر را می‌آموزند.

مثل افراد هوشمند فکر کنید

دو پژوهشگر هلندی مطالعه‌ای را بر روی گروهی از دانشجویان انجام دادند. دانشجویان باید به سوالات نسبتاً سخت هوش پاسخ می‌دادند. دانشجویان به دو دسته تقسیم شدند. از یک گروه خواسته شد که پنج دقیقه قبل از امتحان به خصوصیات یک استاد دانشگاه فکر کنند (مثلاً باهوش، عینک، فضای آموزشی، و غیره) و از گروه دیگر خواسته شد که پنج دقیقه به خصوصیات یک تماشاگر متعصب فوتبال فکر کنند (مثلاً صدای بلند، مشکل‌ساز، توهین، اغتشاش و غیره). دانشجویان باید در آن 5 دقیقه هر چه درباره موضوعی که بهشان گفته شده بود به فکرشان می‌رسید را روی کاغذ می‌نوشتند.

سپس از هر گروه امتحان هوش گرفته شد. گروه «تماشاگر فوتبال» به طور میانگین به 6/42 درصد سوالات پاسخ درست دادند و گروه «استاد دانشگاه» به 6/55 درصد سوالات.

این آزمایش چند بار بر روی گروه‌های متفاوتی تکرار شد و هر بار نتیجه مشابهی به بار آمد. فکر کردن درباره افراد هوشمند (تصویر کلیشه‌ای) شما را با هوش‌تر می‌سازد! و فکر کردن درباره افراد نادان و کلماتی که مرتبط با نادانی و حماقت است، شما را نادان‌تر!

همه آنچه گفته شد، تأثیرات عمیقی بر ارتباطات انسانی دارد. کلماتی که شما در محاوره‌هایتان استفاده می‌کنید، چنانچه بیشتر به یک «نوع» خاص مرتبط باشد، تأثیری قوی بر روی مخاطبان شما می‌گذارد و به طور مشابه، شما نیز هنگامی که به دیگران گوش می‌کنید تحت تاثیر قرار می‌گیرید.

 

روان درمانی بد

اگر روان درمانگر یا پزشکی در گفتگو با بیمار، کلماتی چون «سخت»، «دردناک»، «مشکل»، «ناراحت‌کننده» و نظایر این‌ها را به کار ببرد، بیمار به احتمال زیاد رفتارش را «به طور ناخودآگاه» با «نوع» فرد افسرده یا مضطرب یا حتی از نظر جسمی پردرد، وفق خواهد داد. به این خاطر است که در تمام دانشکده‌های روان‌شناسی و پزشکی به دانشجویان آموزش داده می‌شود که چگونه از بیان مناسب استفاده کنند. اگر درمانگر در حرف‌هایش از کلماتی چون «راحت»، «خوب»، «عالی»، «آرام» و ... استفاده کند، بیمار را در معرض یک «نوع» مثبت قرار خواهد داد و بیمار سعی خواهد کرد خود را با آن وفق دهد.

پزشکی که بیمارانش را در معرض کلماتی چون «بهبودی»، «راحت»، «فعال»، «بهتر»، «سریع»، «سالم» و نظایر آن قرار دهد، الگوی سلامتی و بهبود سریع‌تر را در آن‌ها فعّال خواهد کرد.

امّا در اینجا می‌خواهیم یک نکته جالب‌تر به شما بگویم: داشتن یک قهرمان یا بت در ذهن، می‌تواند برای شما بد باشد و باعث عملکرد بدتر شما گردد!

و اکنون؟

با توجه به آنچه گفته شد اکنون این سوال مطرح می‌شود که چگونه زندگی کنیم؟

آیا پیرامون شما را افرادی باهوش، پرشور، خوش‌بین و امیدوار فرا گرفته‌اند؟ این یک «نوع» عالی برای پیروی کردن است! دانشجویانی که باید با استفاده از کلمات جمله می‌ساختند را به یاد بیاورید و به برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌های سینمایی و کتاب‌هایی که به شما عرضه می‌شود فکر کنید.

اگر دائماً فیلم‌های جنایی ببینید، این «نوع» در شما فعّال می‌شود. اگر به مباحثات هوشمندانه گوش کنید، احتمالاً نمره شما در آزمون هوش افزایش خواهد یافت. امّا اگر فیم زندگی‌نامه اینشتین (به عنوان یک نابغه) را تماشا کنید احتمالاً نمره شما در آزمون هوش تنزل خواهد کرد.

ما خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم تلقین‌پذیریم. ما حتی هنگامی که فکر می‌کنیم این چنین نیستیم، تلقین‌پذیرتر می‌شویم!

 

آزمايش تلقين پذيري

در این آزمایش به بررسی تأثیر تلقین پذیری در ادراک و نگرش انسان، میزان تلقین پذیری افراد در ضمن نمونة ساده ای ، می پردازیم و درنهایت تأثیر تلقین و تلقین پذیری در نگرش های انسان را خواهیم دید.

 

مقدمه:

محققین روانشناسی، تلقین را به گونه ای سست و بی دقّت معنا کرده اند به طوری که خواننده غالباً در فهم معنای واقعی آن دچار سردرگمی می شود. «تلقین» گاهی به همراه تداعی و مشارکت آمده و به این معانی نزدیک شده ، برخی قلمرو آن را به قدری گسترش داده اند که هرگونه نفوذ فرد بر همنوعانش را شامل می شود. عده ای هم آن را به صِرف علائم روان رنجوری هیستریک دانسته اند.

تلقین پذیری یا توانایی پذیرش تلقین (suggestibility) ، یکی از صفات شخصیّت است. تلقین ممکن است با سخن گفتن یا با ایجاد موقعیت به وجود آید.

 

هدف:

هدف آزمایش حاضر آشکار ساختن پدیدة تلقین در یک موقعیت ادراکی است، پدیده ای که برای اولین بار آلفرد بینه (Alfred Binet )، روانشناس مشهور فرانسوی آن را مورد مطالعه قرار داده است.

 

روش آزمایش:

آزمونگر ( استاد ) در حضور 14 آزمودنی ( دانشجویان رشته روانشناسی) پس از حدود یک ساعت مقدّمه چینی و صحبت در بارة دقت در پدیده ها و دقت در مشاهده و گزارش دقیق و بحث و تبادل نظر با آزمودنی ها در همین زمینه، کاغذهای سفید یک شکل و هم اندازه ای را در اختیار آزمودنی ها قرار داد. سپس از آنها خواست تا همگی با دقت در کاغذ، درصدِ کِرِم رنگ بودن آن را روی همان کاغذ بنویسند. پس از انجام کار و جمع آوری کاغذ ها، نتایج زیر در بین 14 آزمودنی مورد آزمایش به دست آمد:

1, 0, 10, 5, 2, 0, 5, 1, 2, 5, 20, 30, 30,1

به جدول 1-6 توجه کنید:

Cf%

Cf

Rf%

Rf

طبقات

50

7

50

7

0-3

71.5

10

21.5

3

4-7

71.5

11

7.1

1

8-11

78.5

11

0

0

12-15

78.5

11

0

0

16-19

85.7

12

7.1

1

20-23

85.7

12

0

0

24-27

100

14

14.3

2

28-31

   

100

14

 

 

تحلیل:

نکته! این آزمایش صرفا برای آشنایی دانشجویان با نحوه کار در تلقین پذیری بوده و شرایط لازم برای یک آزمایش کامل از جمله تعداد آزمودنی ها نوع آزمایش انتخاب شده و ...را ندارد لذا در تحلیل نتایج نیز با توجه به این نکته نمرات به صورت درصدی بیان شده است.

طبق آزمایش انجام شده و با مشاهده نتایج در جدول (1-6) می بینیم که فقط 2 نفر از افراد تحت آزمایش هیچگونه درصدی از رنگ کرم برای کاغذ ذکر نکرده اند و بقیه آزمودنی ها تحت تأثیر تلقین، درصد های مختلفی را بیان کرده اند.

حدود هفتاد درصد از آزمودنی ها درصدرنگ کمتر از 5 گزارش کرده اند.

حدود 21% از آزمودنی ها درصدِ بالای 20 اعلام کرده اند.

14 درصد از آزمودنی ها (برابر دو نفر) میزان کِرِم رنگی کاغذ را 30 درصد اعلام کرده اند.

حدود 85 % از آزمودنی ها تحت تأثیر تلقین پذیری نتایج غلطی از مشاهده خود اعلام کرده اند.

بینابر این می توان چنین گفت که تلقین و تلقین پذیری نقش مهمی در شخصیت و نگرش افراد دارد.

 

 

  انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۹۵               تعداد بازدید : 3398

دفتر فنی دانشجو

توجه: چنانچه هرگونه مشكلي در دانلود فايل هاي خريداري شده و يا هر سوال و راهنمایی نیاز داشتيد لطفا جهت ارتباط سریعتر ازطريق شماره تلفن و ايميل اعلام شده ارتباط برقرار نماييد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما