تسلیم بودن در برابر خدا:
این صفت محوری ترین صفت مومن است چرا که مومن را از غیر مومن متمایز می کند. پیروان دین اسلام را از این رو مسلم و مسلمان می خوانندکه در برابر خداوند تسلیم هستند.قرآن کریم مومنان را به توبه و بازگشت به سوی خدا و تسلیم شدن در برابر او پیش از فرا رسیدن عذاب الهی فرا می خواند:
*و أَنیبوُا إلی ربکم و أسلموُا مِن قَبلِ أن یَاتیکُمُ العذابَ ثُم لا تنصَرون*
پیش از آنکه شما را عذاب رسد ، و دیگر یلری نشوید ؛ به سوی پروردگارتان باز گردید و تسلیم او شوید(زمر/54)
مفهوم تسلیم بودن در برابر خداوند:
تسلیم بودن به معنای پیروی بی چون و چرا از دستورهای اوست که در متون دینی آن را تعبد و عبادت می خوانند.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:
عبادت فقط سجود و رکوع نیست ، بلکه اطاعت است . کسی که مخلوق خدا را به بهای عصیان خداوند پیروی کند در واقع مخلوق را عبادت کرده است.
وقتی خداوند به ابراهیم (ع) دستور داد فرزند خود اسماعیل (ع) قربانی کندتنها می خواست او را در اطاعت بی چون و چرا از خود بیازماید.
پیامبراسلام(ص)نیز گاهی افرا را هنگام اسلام آوردن در اسلامشان می آزمود تا مشخص شود که آیا او به خاطر اطاعت خداوند قصد مسلمان شدن دارد یاقصد و غرض دیگری دارد.
امام صادق (ع) می فرماید: مردی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت : ای رسول خدا آمده ام تا با شما بیعت کنم. پیامبر(ص) فرمود: بیعت می کنم اما به شرط اینکه پدرت را بکشی . مرد منصرف شدو دست خود را کشید. دوباره گفت: ای رسول خدا با من بیعت کن . پیامبر (ص) فرمود : اکنون دانستم که کسی را بر خدا و پیامبر و مومنان بر نمی گزینی . ما تو را فرمان نمی دهیم که پدرت را بکشی بلکه دستور می دهیم که او را گرامی بداری.
آثار تسلیم بودن در برابر خداوند:
آثار اطاعت از خداوند در روایات:
- منشا عزت و هیبت : در روایتی از امام حسین(ع)
- مطاع شدن انسان: یعنی هرچه بخواهد انجام شود
- رضایت خدا و بهشتی شدن انسان
منشا تسلیم :(آنچه که باعث می شود مومن تسلیم خداوند شود)
آنچه باعث می شود که مومن تسلیم خداوند باشد وی چون و چرا دستور های او را بپذیرد؛ شناخت عمیق و دقیق خداوند و محبت به اوست و همانگونه که در مبحث گفته شد یکی از راه های افزایش محبت انسان نسبت به خداوند شناخت عمیق و دقیق خداوند است . مومن می داند که خداوند منشا همه ی حرکات در این عالم است. خداوند از همه چیز آگاهی دارد و بهتر از هرکسی خیر و صلاح بنده اش را می داند از این رو بدیهی است که از او اطاعت می کندو کاملاً تسلیم او می شود.بنابرین می توان گفت که منشا تسلیم در برابر خداوندهمان شناخت عمیق و دقیق خداوند است.
راه رسیدن به تسلیم در برابر خداوند:
هر اندازه شناخت انسان از خداوند عمیق تر و دقیق تر باشد به همان اندازه تسلیم وی در برابر خداوند بیشتر است.
اخلاص:
اخلاص یکی از ویژگی های بنیادین مومن است که در متون دینیبر آن بسیار تاکید شده است . خداوند در قرآن به پیامبر (ص) دستور می دهد که خداوند را خالصانه بپرستید:
*فاعبُد الله مُخلصاً لهُ الدّین* إلا لله الدینُ الخالص*
پس خداوند را در حالی که اعتقاد(خود) را برای او خالص کننده ای عبادت کن ؛ آگاه باشید که آیین پاک از آن خداوند است.
این دستور اختصاص به پیامبر اسلام (ص) ندارد بلکه همه ی پیامبران پیش نیز از این و.یژگی برخوردار بودند : واذکرُ فی الکتاب مُوسی انَّهُ کانَ مخلصاً
در باره ی حضرت یوسف(ع) می فرماید : إنّهُ کان مِن عبادِنا المُخلَصین ؛ او از بندگان مخلص ما بود(یوسف/24)
در حدیث قدسی آمده است : اخلاص، سری از سرهای من است که آن را در قلب بندگانی که دوستشان می دارم ، قرار می دهم .
در روایت آمده است: چیزی برتر از اخلاص در عمل وجود ندارد.(امیرالمومنین ع)(غررالحکمو دررالحکم)
مفهوم اخلاص :
اخلاص در لغت پیراستن (اخلاص کردن)(طلای خالص یعنی طلایی که مخلوط نداشته باشد)از آمیزه هاست. در اخلاق اسلامی اخلاص ، خالص ساختن نیست از غیر خداوند متعال است .
بنابرین مومن باید در هر کاری قصد و نیت خود را از هر چیزی جز خداوند پیراسته کند لذا اگر کسی کاری را برای خداوند انجام ندهد یا کاری را هم برای خداوند و هم برای خوشنودی دیگران و یا هم برای رسیدن به مال و جاه و هم برای خدا انجام دهد در شمار مخلصان نیست.
د ر روایتی از پیامبر(ص) آمده است:
همانا ارزش عمل به نیت است و برای هر کسی است به آنچه نیت کرده است.کسی که برای خدا و رسولش مهاجرت کند مهاجرت او بسوی خدا و رسول خواهد بود و کسی که برای نیل به امری دنیایی یا ازدواج با زنی مهاجرت کند مهاجرت او به سوی همان ها خواهد بود.
بر اساس این روایت ، قصد و نیت از عمل مهمتر است. ممکن است دو کس رفتاری یکسان انجام دهند اما چه بسا رفتار یکی در نظر خداوند بسیار ارزشمند و رفتار دیگری بی ارزش باشد.در تاریخ اسلام نمونه های فراوانی از این دست می بینیم . برای مثال ، امام علی (ع) در حال رکوع، انگشتری خویش را به نیازمندی بخشید و در شان این عمل آیه ای نازل شد:
*إنما ولیکُم الله رسول و الَّذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الذکات و هم راکعون*
پس از ایشان ، بسیاری انگشتر هایی چه بسا گران تر به نیازمندان بخشیدند اما در شان هیچ یک ،آیه ای نازل نشد، زیرا رضای خدا را در نظر نداشتند.
البته باید دانست که پیراستن نیت از آلودگی ها و آراستن آن به اخلاص کاری بس دشوار است، چرا که این کار مستلزم آن است که فرد وجود خود را از دوستی دنمیا و غیره خدا پاک کند که تنها خداوند را موثر در جهان بداند(توحید افعالی)و این جز با تلاش و مجاهدت بسیار حاصل نخواهد شد.
منشا اخلاص :
امیر المومنین (ع) در روایتی یقین را منشا اخلاص شمرده اند و در روایت دیگر اخلاص را نتیجه ی علم شمرده اند.
البته از آنجا که یقین هم از علم سرچشمه می گیرد. می توان گفت هم یقین و هم علم هر دو منشا اخلاص هستند.
از آثار محبت این است که انسان متوجه محبوب گردد و برایش خالصانه کارمی کند برای اخلاص ورزیدن انسان باید ابتدا قلب خود را از آلودگی ها ومحبت دنیا خالی کند و بسوی خداوند روی آورده و از محبت او پر کند.آنچه که انسان را در انجام این کار یاری می دهد علم و یقین است یعنی بدون نور علم و جاذبه یقین هیچگاه انسان نمی تواند از این دنیا ببرد و به خداوند بپیوندد.
اخلاص: معرفت
علم ویقین
محبت
مراتب و درجات اخلاص :
اخلاص نیز همچون دیگر فضیلت ها مراتب و درجاتی دارد .ملا احمد نراقی معتقد است که بالاترین درجه ی اخلاص آنست که نیت فرد در انجام عمل تنها رضای خداوند متعال باشد بدون آنکه پاداش و کیفر عمل توجهی داشته باشد اما پایین ترین مرتبه اش این است که فرد برای رسیدن به ثواب یا دوری از عقاب خداوند کاری را انجام دهد.
(معراج السعادت ص 487)
امام صادق (ع) می فرمایید : عابدان سه دسته اند : گروهی از ترس خداوند عزوجل عبادت می کنند این عبادت بردگان است، گروهی برای رسیدن به پاداش ، خداوند تبارک وتعالی را عبادت می کنندکه این عبادت مزدوران است ، گروهی نیز از سر محبت خداوند را عبادت می کنند که این عبادت آزادگان است و این برترین عبادت است.
این روایت که مربوط به عبادت و درجات آن اسن بیانگر درجات و مراتب اخلاص نیز هست.بر اساس این روایت اخلاص سه درجه دارد: پایین ترین درجه ی آن ، این است که قصد شخص تنها فرار از عذاب خداوند باشد
درجه ی متوسط آن این است که هدف رسیدن به پاداش های خداوند باشد و بالاترین مرتبه ی آن نیز این است که فرد خداوند را نه برای ترس از عذاب و نه به خاطر شوق به بهشت بلکه برای محبت او عبادت کند.
آثار و پیامد های اخلاص :
برخی از مهمترین آثاری که در روایات برای اخلاص بیان شده است:
1- شخص راسزاوار پاداش الهی و بهشت می کند و چه بسا انسان باید عمل کوچک که همراه با اخلاص انجام دهد وارد بهشت شود
امام صادق (ع):
پروردگار شما بخشنده است و برای اندک هم سپاس گذار است. بنده ای دو رکعت نماز برای رضای خداوند می خواند و خداوند به سبب آن او را وارد بهشت می کند
2- حکمت : علم به صلاح و فساء : علم به این که چگونه رفتار کند تا به سعادت برسد.
عن الرضا (ع) : عن آبائه (ع)قال رسول الله (ص) : ما أخلصَ عبدٌ لله عزوجلَ أربعین صباحاً إلّا جَرَت ینابیعُ الحکمة من قلبه علی لِسانه
3- سعادت
امیر المومنین (ع): اخلاص نشانه ی سعادت است.
نشانه های عمل خالص :
در روایات آمده است : عمل خالص آن است که نخواهی کسی جز خداوند عزوجل تو را بر آن بستاید.
سپس بر اساس این روایت بهترین نشانه ی عمل خالص آن است که انسان آن را تنها برای خوشایند خدا انجام دهد.
راه رسیدن به اخلاص :
برای خالص شدن انسان باید کاری کندکه علاقه و محبت به دنیا در او از میان برود و علاقه و محبت به خداوند جایگزین آن شود در این صورت هر کاری که انجام می دهد برای رضای خدا خواهد بود.
- بیرون رفتن محبت دنیا از قلب
- جایگزین ساختن محبت خداوند در قلب
- افزایش علم و یقین - علم نسبت به موثر بودن خدا
توکل :
توکل از ویژگی هایی است که در روایات بر آن تاکید شده است خداوند در مواردی مومنان را به توکل خداوند فرا خوانده است :
اللهُُ لا إله هو و عَلی الله فلیتوکَّل المؤمنون ؛ خدا [ست که] جزا و معبودی نیست و مومنان بای تنها بر خدا اعتماد کنند.
در آیه ای دیگر از زبان حضرت یعقوب (ع) خطاب به فرزندانش آمده است:
إن الحُکم إلا لله علیه تَوکَّلت و علیه فلیَتوَکّل المُتوکَّلون
در سوره ی توبه خداوند به پیامبر(ص) دستور می دهد:
قُل لَّن یُصیبنا إلّا ما کتبَ اللهُ لنا هو مَولآنا و علی الله المؤمنون؛ بگو جز آنچه خدا برای ما مقرر داشته هرگز به ما نمی رسد، او سرپرست ماست و مومنان باید تنها بر خدا توکل کنند.
با توجه به آیات روشن می شود که توکل یکی از ویژگی های مومن است . در روایات بسیاری نیز به این مطلب یقرع شده است . امام رضا می فرماید : ایمان چهار رکن دارد : توکل بر خداوند عزوجل ، رضا به قضای او ، تسلیم بودن در برابر فرمان های او ، واگذاری امور به خداوند
مفهوم توکل :
توکل در لغت به معنای واگذاشتن است ؛ لذا به کسی که انجام کارهای خود را به دیگری وا گذارد؛ متوکل و به کسی که انجام کار به او واگذار شده است وکیل می گویند.توکل در متون اسلامی نیز به همین معنا به کار رفته است .مومن امور خود را همیشه به خداوند واگذار می کند نه به غیر خداوندزیرا که تنها به او اعتماد دارد چرا که او آفریدگار جهان و تمام موجودات است و حکومت بر این جهان تنها شایسته ی اوست.
در کتابهای ادبیات عربی قدیم مطالبی به عنوان مقدمه آمده بود و از جمله این مطبست که :
اول، معلم معرفه الجبار و آخر، تفویض الامور الیه
آغاز این است که انسان نسبت به خدای متعال شناخت پیدا کند و نهایت و آخر آن این است که تمام امور را به او واگذار نماید به عبادت دیگر اگر کسی شناختی نسبت به پرورگار نداشته باشدعلمی هم ندارد و نتیجه ی عالم شدن او این است که امور را به او وا گذار نماید . چرا که تنها خدای متعال است که به سود و زیان بندگانش آگاه است و هر که را بخواهد عزیز می کند و هر که را بخواهد ذلیل می کند.و هیچ کسی بدون اذن و اراده ی خدای متعال نمی تواند کوچکترین سود یا ضرر برساند.
در روایتی می خوانم:
پیامبر (ص) از جبرئیل پرسید: توکل بر خداوند عزوجل چیست ؟جبرئیل گفت : علم به اینکه هیچ آفریده ای زیانی و سودی نمی رساند و بخشش و منعی نمی کند و اینکه از آفریدگارمان نا امید باشد.هر گاه بنده ای چنین باشد برای کسی جز خداوند کار نمی کند و از کسی جز خداوند نمی ترسد و امید نمی بندد و به کسی جز خداوند طمع نمی ورزد . این همان توکل است.
اینکه مومن در امورش برخداوند توکل کند منافاتی با این مطلب ندارد که جهان ، جهان اسباب و سببات است و هر چیزی که بخواهد موجود شود باید اسباب و علل آن مهیا شود زیرا که مومن می داند که این اسباب نیز تحت قدرت و اراده ی خداوند متعال هستند لذا ذر برخی از روایات آمده است که خواست خداوند بر این قرار گرفته که فعالیت ها پدیده های این جهانی بر پایه ی نظام اسباب و سببات و علل و معلومات جریان یابد.
بنابرین توکل به خداوند به این معناست که انسان در رسیدن به هدف های خود اضافه بر فراهم آوردن اسباب و شرایط لازم تحقق اهداف خود را تنها منوط به خواست و ارادهی خداوند می داند و در این راه تنهابه او امیدوار است چرا که اسباب و سببات همه در اختیار اوست.بنابرین توکل به خداوند به معنای رها کردن کار و تلاش برای تامین نیاز های زندگی نیست بلکه مومن باید افزون بر کار وتلاش و در کنار آن تنها به خداوند امیدوار باشد و بداند که موثر واقعی در جهان تنها در اوست.
حکایت شده که بعد از نزول آیه ی ((و مَن یتَّقِ الله یجعل لهُ مخرجاً و یرزُقهُ مِن حیثُ لا یحتَسِب)) تعدادی از یاران پیامبر(ص) کار و زندگی را رها کرده ، کنج عزلت گزیدند و به عبادت مشغول شدند. پیامبر (ص) از این ماجرا مطلع شد و کار آنان را ناپسند شمرد و فرمودند:
من مردی که دهانش را باز کرده و بگوید: خدایا به من روزی ده . در حالی که کار و تلاش را کنار گذاشته دشمن می دارم.
در روایتی دیگر آمده است : عربی از پیامبر (ص) پرسید: شترم را عقال کنم و بر خدا توکل کنم یا او را رها کنم و بر خدا توکل کنم ؟ پیامبر پاسخ فرمود: عقالش کن و بر خدا توکل کن
گفت پیغمبر به آواز بلند با تو کل زانوی اشتر ببند
بنابرین تفاوت مومن و غیر مومن در این است که غیر مومن همهی امید واتکایش به همین اسباب و شرایط است ولی مومن این اسباب را نیز محکوم قدرت و اراده ی خداوند می داند . از نظر مومن این شرایط تنها واسطه اس است که اراده ی خداوند از طریق آنها در این جهان جریان می یابد.
منشا توکل : ایمان به خداوند(یقین)
صفت توکل در مومن از نوع نگرش او به جهان هستی و جایگاه خدا و انسان و دیگر آفریده ها مایه می گیرد.
توضیح:
بر پایه ی منابع اسلامی ، جهان هستی و تمام موجودات آن آفریده ی است قدرتمند خداوند است و همهی آنچه روی می دهد ، محکوک ارادهی اوست . به عبارت بهتر ، موثر واقعی و فاعل حقیقی در جهان هستی تنها خداوند است و دیگر سبب ها و فاعل ها سببیت و فاعلیت خود را از خداوند گرفته اند . از این رو تا زمانی موثر و فاعلند که خداوند اراده کرده و هرگاه خداوند اراده کند فاعلیت آنها باطل خواهد شد .
برندگی چاقو ،شفا بخشی دارو ، مهلکی سم و سوزانده آتش...همه از جانب خداوند است و هیچکدام بطور مستقل اثر گذار نیستندبلکه به اذن خداوند اثر گذار می باشند.
حضرت ابراهمیم (ع) فرمود: (ربی الذی یطمعنی و یقین و اذا مرضت فهو یشفعین)
زمانی که حضرت ابراهیم (ع) کارد را بر گلوی حضرت اسماعیل (ع) گذاشت تا او را به فرمان الهی ذبح کند چاقو نبرید چون برندگی چاقو از خودش نیست بلکه از جانب خداوند است . وقتی خداوند نخواهد چاقو نمی برد .
حضرت ابراهیم (ع) عصبانی شد و چاقو را به زمین زد چاقو به صدا در آمد و گفت : الخلیل رنامرئی و الجلیل ینهانی؛ خلیل من را امر می کند (به بریدن ) اما خداوند خلیل مرا از بریدن نهی می کند.
معلوم است که چاقو تحت فرمان خداوند است و از او اذن می گیرد نه تحت فرمان بنده ی خداوند.
بر پایه ی این جهان بینی بدیهی است که مومن جز بر خداوند و اتکا نخواهد کرد . حضرت علی(ع) منشا توکل را اعتماد به خداوند ، یقین و ایمان قوی می داند.
توکل (ناشی) از قوت یقین است ، حسن توکل نشان دهنده ی حسن یقین است . آنکه در ایمان قوی تر باشد به خداوند بیشتر توکل می کند و کسیکه به خداوند اعتماد داشته باشد بر او توکل می کند.
مراتب و درجات توکل :
همانگونه که گفته شد نوکل ریشه در شناخت و ایمان به خداوند دارد. از آنجا که ایمان و شناخت مراتب و درجاتی دارد؛ توکل که ثمره ی شناخت و ایمان به خداوند است تیز دارای مراتب و درجات است.در روایتی از امام کاظم آمده است:
توکل بر خداوند درجاتی دارد . یکی از آن درجات این است که در همه ی امور خود را بخداوند اتکا کنی . هر کاری را که درباره ی تو انجام داد ؛ راضی باشب و بدانی که جز خیر و نیکی تو را نمی خواهد.
برخی توکل را دارای سه درجه دانسته اند:
- مانند وکیل : انسان به کسی اعتماد می کند گاهی کارهایش را به او می سپارد تا انجام دهد.
- مانند مادر: مادر دلسوز و مهربان است و اعتماد انسان نسبت به مادر زیاد است هیچ گاه مادر به فرزندانش خیانت نمی کند.
- هیچ شانی برای خود قائل نباشد
1- انسان به خداوند چنان توکل می کند که به وکیل کار آزموده ی خود در اور حقوقی اتکا می کند: این پایین ترین درجه ی توکل است
2- انسان چنان به خداوند اتکا کند و امیدوار باشد که کودک به مادر خود. کودک تمام امید خود به مادر می بیند از این رو هر خواسته ی خود را به مادر عرضه می کند و از او می خواهد.
3- انسان برای خود هیچ شانی قائل نباشد و تمام حرکات ها و کارهای خود را از خداوند بداند . که این بالاترین مرتبه ی توکل است.
آثار توکل:
مهمترین آثار توکل
1. رهایی از ترس و اضطراب و رسیدن به آرامش است
امام صادق (ع): آنکه کارهای خود را به خداوند واگذارد ، در راحت و خوشی و آرامش دائم است.
زمانی که انسان معتقد باشد هیچ کس بدون اازه ی خداوند نمی تواند کوچکترین ضرری به بزند طبیعی است که ترس و اضراب از او می رود و به آرامش می رسد.
2. بی نیازی از غیر خدا و دستیابی به عزت
امام صادق (ع): بی نیازی وعزت در گردش اند. پس هرگاه به توکل برسند در آنجا ساکن می شوند.
بدیهی است که کسی که در این جهان جز خداوند را موثر و فاعل مستقل نمی داند ؛ تنها از او امید یاری دارد زیرا می داند کسی نمی تواند برخلاف خواست و اراده ی الهی کاری انجام دهد و این باعث می شود که از همه قطع امید کند و تنها به خداوندامیدوار باشد و این خود سبب عزت او می شود یعنی آهسته می شود نزد دیگران عزیز شود چون عزت تنها از آن خداوند است و نگاه العزه جمیعا به خداوند چشم دوخته است و نیز سرچشمه ی همه ی پستی ها گشودن دست نیاز به سوی دیگران است
3. قدرتمندی
از پیامبر (ص) روایت شده : هر که می خواهد قدرتمندترین مردم باشد بر خداوند توکل کند .چنین شخصی به نیروی عظیم یعنی خداوند که حاکم بر هر چیزو سر چشمه ی قدرت هاست تکیه کرده است و بدیهی است که موجب قدرتمند شدن او می شود.
راه رسیدن به حقیقت توکل:
همانگونه گفتیم منشا توکل شناخت و ایمان به خداوند است بنابرین برای ایجاد و تقویت این صفت باید معرفت و ایمان خود را به قدرت و لطف خداوند تقویت کنیم.
راه حل آن هم تفکر و اندیشه در این امور است . مطالعه روایات ائمه (ع) و سرگذشت آنها چون آن حضرات از متوکلان واقعی بر خداوند متعال بوده اند و همچنین تفکر در حالات متوکلان و لطف خداوند نسبت به آنان نیز باعث عبرت آموزی و افزایش توکل در انسان می شود.
ارتکاب گناه :
در این بخش باید به این سوالات پاسخ داده شوند:
1. اهمیت دوری از ارتکاب گناه
2. مفهوم گناه / انواع گناه
3. آثار گناه
4. منشا گناه (سرچشمه ی گناهان)(چیزهایی که باعث می شوند تا انسان مرتکب گناه می شود)
5. راه دوری از گناه
1- اهمیت دوری از گناه:
ارتکاب گناه و خارج شدن از قلمرو و اطاعت الهی از رذیلت هایی است که در آیات متعدد مذمت شده است.
خداوند در قرآن می فرماید:
*وَ مَن یَعصِ الله و رسولهُ و یَتَعدَّ حُدودهُ یُدخِلهُ ناراً خالداً فیها و لَه عذابٌ مُّهین*(نساء /14)
و هرکس از خدا و پیامبر او نا فرمانی و از حدود مقرر او تجاوز نماید وی را در آتش در آورد که همواره در آن خواهد بود و برای او عذابی خفت آور است.
در سخنان معصومان (ع) نیز از ارتکاب گناهان از مهلکات عظیم به شمار آمده و از این رو بر دوری از گناهان بسیار تاکید شده است . در روایتی از پیامبر (ص) آمده است:
عجب دارم از کسی که به سبب ترس از بیماری ، از غذا پرهیز می کند ؛ چگونه از گناهان به سبب ترس از آتش جهنم پرهیز نمی کند.(بحار النوار ج70 ص 325 )
2- مفهوم گناه
گناه معادله کلمه ذنب در زبان عربی است .ذنب در اصل به معنای دنباله است و از این جهت گناه را ذنب نامیده شده که اگر کسی مرتکب آن شد ، مذمت و کیفر نیز به دنبال آن خواهد آمد.
اکنون باید پرسید که در اسلام چه رفتار هایی گناه است ؟ از نظر اسلام هر گونه تجاوز از مرز های الهی و سرپیچی از دستورات خداوند و پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) گناه محسوب می شود و سرزنش و کیفر الهی را به دنبال دارد.
3- آثار گناه
در متون اسلامی آثار و پیامد گناه به تفضیل بیان شده است ، در این جا برخی از آنها را به اختصار می آوریم:
1/ فاسد شدن قلب:
در روایات متعدددی بیان شده است که گناه نورانیت را از قلب می گیرد ، وقتی نورانیت از قلب گرفته شد قلب کدر می شود و دیگر خوبی را تشخیص نمی دهد.و در نتیجه انسان را از رحمت الهی دور می سازد.
امام صادق (ع) به تقل از امام باقر (ع) می فرماید:
چیزی بیش از گناه قلب انسان را فاسد نمی کند . قلب گناهی مرتکبی می شود و این گناه در آن باقی می ماند تا به سراسر آن گسترش می یابد و آن را سرنگون می کند.
و در روایتی دیگر می فرماید:
هرگاه کسی مرتکب گناه می شود در قلب اونقطه ای سیاه ظاهر می شود. اگر توبه کند ؛ نقطه ی سیاه پاک می شود و اگر بر گناه ، خویش بیفزایید آننقطه افزایش می یابد تا سراسر قلب را فرا گیرد . در این صورت هیچگاه رستگار نخواهد شد.
2/ دچار شدن به گرفتاری و مصیبت:
گاهی انسان در زندگی دچار گرفتاری هایی می شود که زندگی را بر او تلخ می کند و تحمل ناپذیر می کند که نتیجه ی گناهانی است که خود را به آنها آلوده است.
*وَما أصابکُم مِن مصیبةِ فیما کسبت أیدیکم و یَعفو عَن کثیر*(شوری/30)
در روایتی از امام صادق (ع) آمده است :
بدانمید که هیچ رگی از انسان زده نمی شود و به هیچ درد و نکبت و سردرد و بیماری مبتلا نمی شود جز به سبب گناه .دلیل این مطلب سخن خداوند در قرآن است :(هر مصیبتی که به شما می رسد به سبب کارهایی است که انجام داده اید (در حالیکه خداوند)بسیاری از آنها را می بخشد ) و آن را خداوند می بخشد.
سلب نعمت از انسان ، محرومیت از روزی و مستجاب نشدن دعا برخی از این مصیبت هاست.
3/حبط عمل:
حبط یعنی نابود شودن وحبط عمل به معتای بر باد رفتن کارهای نیک آدمی است که این موضوع در روایات متعددی بیان شده است. برای نمونه، سلیمان بن خالد گوید:
از امام صادق (ع) درباره ی آیه ی (و به رفتار هایی که انجام داده اند روی آورده و آنها را نابود می کنیم) پرسیدم . امام (ع) فرمود: به خدا سوگند ! اگر رفتار های آنها سفید تر از پارچه های مصری باشد (خداوند آنها را نابود می کند) زیرا هرگاه حرامی به آنها عرضه می شد از آن دوری نمی کردند.
4/ کفر به خداوند( عاقبت تخم مرغ دزد شتر دزد می شود)
ارتکاب گناهان به تدریج انسان را به جایی می رساند که منکر خدا و پیامبر (ص) و معاد می شود.
ثم کان عاقبه الذین اتساودو،السوای ان کذبو بایات الله و کانو بها یستهزون؛ آنگاه فرجام کسانی که بدی کردند (بسی)بدتر بود (چرا) که آیات خدا را تکذیب کردند.و آنها را به ریشخند گرفتند(روم/10)
در این آیه خداوند ارتکاب گناهان را سبب کفر می داند. در روایات نیز به این موضوع اشاره شده است. پیامبر (ص) می فرماید: ای بندگان خدا! از فرو رفتن در گناهان و خوار شمردن آنها بپرهیزید که گناهان، خواری را بر گناه کار چیره می کند تا او را در انکار ولایت وحی پیامبر خدا(ص) وارد کند و پیوسته در این حالت خواهد بود تا او را وادار به رد یگانگی خدا و کفر به دین او کند.
گناهان بزرگ
گناهان بزرگ گناهانی هستند که کیفرشان آتش جهنم است . امام صادق (ع) می فرماید : گناهان کبیره آن هایی هستند که خداوند بر انجام دهنده ی آن آتش جهنم را واجب کرده است.
گناهان کبیره مانند:
کشتن انسان بی گناه ، عاق والدین ، ربا خواری، تهمت زدن به زنان پاک دامن ، خوردن مال یتیم ، فرار از جنگ ، ترک نماز، شرک به خدا ، نا امیدی از رحمت خداوند ، شراب خواری ، زنا (اذا اکثر الزنا
فی امتی کثر الموت فجاه) قطع رحم ، خیانت و مکر و فریب،شهادت دروغ ،کتمان شهادت، پیمان شکنی، ... که انجام دهنده ی آنها مستحق آتش جهنم است.
گناهان خود را کوچک نشماریم:
از چیز های که در روایات از آن نهی شده است کوچک شمردن گناهان است.کوچک شمردن گناهان باعث می شود راه برای گناهان بزرگ تر نیز باز شود و گناهان دور هم انباشته شود.
پیامبر (ص) در مسافرتی با یاران خود در سرزمینی خشک و بی آب و علف فرود آمدند.برای تهیه و تدارک غذا نیاز به هیزم برای افروختن آتش داشتند. پیامبر (ص) رو به یاران نمودندو فرمودند:هیزم بیاورید.
آنها در جواب گفتند : یا رسول الله در بیابان بی آب و علف هیزمی یافت نمی شود . حضرت فرمودند: هر اندازه هیزم یافتید بیاورید. هر یک از اصحاب اندکی هیزم جمع کردند و در جایی انباشتند. پس مدتی هیزم زیادی جمع شد در این هنگام پیامبر (ص) فرمودند: گناهان نیز چنین انباشته می شوند از گناهان کوچک بپرهیزید که هر چیزی طالبی دارد. بدانید که خداوند آنچه قبلاً انجام داده اید و آنچه بعداً انجام خواهید داد ثبت وضبط می کند.(ج2 ص 288)
سرچشمه های گناه : (منشا گناه) ، (عواملی که با عث ارتکاب گناه می شود )
دانشمندان اخلاق ،شهوت و غضب را دوعامل اصلی روی اوردن انسان به گناه می داند .در برخی ایات نیز پیروی از هوای نفس منشا گناه شمرده می شود .
1/شهوت وغضب :دانشمندان اخلاق این دورا دو عامل اصلی روی اوردن انسان به گناهان می داند .
2/پیروی از هوای نفس :* و من اضل ممن اتبع هواه بغیر هدی من الله ؛
وکیست گمراهتر از انکه بی راهنمایی خدا از هوسش پیروی کند؟ بی تردید خداوند مردم ستمگر را راهنمایی نمی کند .(قصص/ )
* واما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی * فان الجنه هی الماوی ؛واما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید ونفس خود را ازهوس باز داشت ؛پس
جایگاه او همان بهشت است .
3- افراط در دنیا خواهی و پیروی از شیطان و فریفتگی دنیا و نعمتهای آن و فریب خوردن از شیطان
* یا أیُّها الذینَ آمنوا ادخُلوا فِی السِّلم کآفَّهً و لا تَتَبعوُا خطُوات الشیطان إنه لکُم عدوّ مبین*؛ ای کسانی که ایمان آورده اید همگی به اطاعت (خدا) در آیید و گام های شیطان را دنبال مکنید.که او برای شما دشمنی آشکار است.(بقره/208)
* ای مردم از پروردگارتان پروا بدارید و بترسید از روزی که هیچ پدری به کار فرزندش نمی آید و هیچ فرزندی (نیز) به کار پدرش نخواهد آمد. آری ، وعده ی خداوند حق است . زنهار تا این زندگی دنیا شما را نفریبد، و زنهار تا شیطان شما را مغرور نسازد.(لقمان/33)
4- غفلت و فراموش کردن خداوند و فراموش کردن خویشتن نیز از عوامل ارتکاب گناه است. خداوند در قرآن می فرماید:
* ولا تکونو کالذین نسُوا الله فأنسَاهُم أنفُسَهمُ أولئکَ هُمُ الفاسقون ؛ و چون کسانی مباشید که خداوند را فراموش کرده اند و او (نیز) آنان را دچار فراموشی کرد؛ آنان همان نافرمایان اند.
بدین ترتیب فراموش کردن خداوند منشا خود فراموشی و این دو منشا
راه های دوری از گناه :
دوری از گناه یکی از وظایف و ویژگی های تردید ناپذیر مومن است . اما پرسش این است که مومن چگونه می تواند با وجود همه ی عوامل زمینه ساز گناه ، خود را از گناهان باز دارد و اساساً آیا چنین کاری شدنی است ؟
مطالعه اجمالی تاریخ و سرگذشت زندگی مومنان راستین نشان می دهد که دوری از گناه ممکن است. آسیه ، همسر فرعون با اینکه در کاخ فرعون زندگی می کرد توانست خود را از کفر و گناه برهاند . نگاهی گذرا به زندگی افرادی همچون فضیل عیاض و بشر حافی نیز بیان گر آن است که آدمی هر چند غرق در گناه باشد می تواند خود را ازگناه پاک کند.
برخی از مهمترین راه های دوری از گناه که در متون اسلامی آمده است عبارت است از:
1. یاد خداوند وتوجه به او
ذکر خدا و حاظر و ناظر دانستن او در همه جا و همه حال ، یکی از راه های بسیار موثر برای دوری از گناهان است. امیر المومنین (ع) می فرماید :
از گناه و نافرمانی خدا در خلوت نیز پرهیز کنید که شاهد و گواه گناه همان داور است . (ان هو الشاهد)
امام صادق (ع) : کسی که بداند خداوند عزوجل او را و کار های نیک و بدش را می بیند و سخنان او را می شنود و همین او را از زشتی ها باز دارد ؛این همان کسی است که از مقام الهی می ترسد و نفس خود را در هواهایش باز می دارد.
امام صادق(ع) : یکی از سخت ترین تکلیف هایی که خداوند بر مردم واجب کرده بسیار یاد خدا کردن است . سپس فرمود: مراد، گفتن(( سبحان الله ولا اله الا الله و الله اکبر))
نیست گر چه این ها هم ذکر هستند بلکه مراد این است که هنگام حلال و حرام بر یاد خدا باشد و آنچه خدا واجب کرده انجام دهد و آنچه حرام کرده ترک کند.
2. اعتراف به گناهان و پشیمانی از آنها نزد خداوند؛
کسی که اعتراف به گناهان خود کند حواسش جمع می شود و بیشتر مراقبت می کند و دیگر دچار لغزش نمی شود.
این عامل شرط لازم برای نجات از گناهان است . کسی که بپذیرد همواره در معرض گناه و لغزش است بیشتر مراقبت می کتد و در نتیجه کمتر دچار لغزش می شود.
امام باقر (ع) می فرماید: به خدا سوگند از گناه رهایی نمی یابد مگر کسی که به آن اعتراف کند .
یکی از اصحاب امام صادق (ع) می گوید: امام (ع) فرمود : کسی گناهی می کند و خداوند او را وارد بهشت می کند . عرض کردم : خداوند او را به سبب گناهش وارد بهشت می کند ؟امام (ع) فرمود: آری او گناهی می کند و پیوسته ترسان و متنفر از خویش است به همین جهت، خداونداو را مورد رحمت خود قرار می دهد و او را وارد بهشت می کند.
3. یاد مرگ:
امیر المومنین (ع) فرمودند: هنگامی که با نفستان بر سر شهوت ها درگیرید بسیار مرگ را یاد کنید و مرگ به عنوان موعظه گر کافی است.
.رسول خدا (ص) یاران خود را به یاد مرگ بسیار سفارش می کرد و می فرمود:( مرگ را بسیار یاد کنید که لذت ها را از میان می برد و میان شما و شهوت های شما فاصله می اندازد.)
4. تنفر از گناهان: محبت به چیزی ؛ متمایل شدن انسان به آن چیز
محبت به کار خوب: متمایل شدن انسان به کار خوب
محبت به کار بد: متمایل شدن انسان به کار بد
تنفر از کار بد: دوری از کار بد
به همان مقدار که دوست داشتن انسان های نیکوکارموجب می شود که انسان بسوی رفتاری نیکو تمایل پیدا کند، تنفر از کار های زشت نیز سبب دوری از این گونه کارها می شود. از این رو معصومان (ع) یاران خود را به دوست داشتن کارهای نیکو وبیزاری از گناه توصیه می کردند.
می گوید به امام کاظم (ع) عرض کردم مردی از موالیان شما شیعه است ولی شراب می خورد و گناهانمهلک مرتکب می شود ،آیا از او بیزاری بجویم؟
امام (ع) فرمود : از کارهای وی بیزاری بجویید ولی از خود او بیزاری نجویید . او را دوست بدارید ولی کار او را دشمن بدانید.
5. توجه داشتن به ماندگاری پیامد ها گناه
لذت گناه موقت است و پیامد های آن همیشگی است.انسانها معمولاً به سبب لذتی که در گناه است ؛ به آن گرایش می یابند و معمولاً توجه نداند که لذت گناهان ، موقت است و پیامد های آن همیشگی است . امیر المومنین (ع) می فرماید : به یاد داشته باشید که لذت ها از میان می روند ولی عواقب آنها باقی می ماند.