
فهرست مطالب :
بخش اول فصل اول : خط و نمونه هایی از خطوط ایرانی
بخش اول فصل دوم : کاربرد گرافیکی خط ( طراحی حروف)
الف : طراحی کامل حروف الفبا
ب : طراحی نشانه بصورت نشانه نوشتاری
عناصر در طراحی حروف :
نقطه ، خط ، جرم و سطح ، فضا و مکان ، بافت
قواعد هایی برای طراحی حروف فارسی :
ارتباط و هماهنگی ، تغییر حالت و جهت ، تکرار و ریتم ، تاکید و تضاد ، برتری ، توازن
بخش دوم فصل اول :
نکات قابل توجه در طراحی حروف فارسی
تحول قرارداد ها و عادات بصری ، متد هایی برای طراحی حروف ، به کارگیری متدهای خطاطی در طراحی حروف ، نتایج سهل وممتنع در طراحی حروف ،ترکیب بندی در کلمات
تغییر شکل فرمها در مراحل طراحی ، فشردگی و کشیدگی حروف ، وصل حروف ،نقطه در حروف ، اجرا در طراحی حروف و تکنیک های آن .
نتیجه
چکیده :
تا زمانی که طراحان گرافیک و صاحبنظران در طراحی حروف ، نخواهند هیچگونه فعالیتی در جهت رفع محدودیت های خط فارسی انجام دهند ، مشکلات خط فارسی همچنان به قوت خود باقی است . لذا پیشنهاد می شود که مرکز و یا انجمن طراحی حروف که متشکل از خطاطان و طراحان گرافیک و دست اندرکاران حروف چینی و چاپ میباشد ، تاسیس شده و به فعالیت در جهت رفع مشکلات خط فارسی بپردازند .
همجهت با موضوع رساله که بحث اصلی آن پیرامون طراحی حروف فارسی است.
مقدمه :
تعریف ارتباط : ارسطو فیلسوف یونانی شاید نخستین اندیشمندی باشد که ۲۳۰۰ سال پیش در زمینه ارتباط سخن گفت.
ارتباط عبارت است از:( جستجو برای دست یافتن به کلیه وسایل وامکانات موجود برای ترغیب و اقنای دیگران .
ارتباط عبارت است : ( از فراگرد انتقال یک محرک با پیام از سوی برقرار کننده (فرستنده ) به فرد دیگری (گیرنده ) به منظور تغییر ر فتار.
با جمع بندی مطالب فوق می توان ارتباط را فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده دانست. مشروط بر اینکه در معنای دریافت شده توسط گیرنده و معنای مورد نظر فرستنده پیام مشابهت مشاهده شود .
بخش اول
فصل اول
خط :
انسان خط را در طی قرون و با گذراز مراحل چند تکامل بخشیده.هر تحول به دهها و صدها سال گذشت زمان نیاز دارد. چرا که هر تحولی به ارتقاء توان بصری مخاطبین نیاز دارد. متکاملترین
درجه ای که خط بدان رسید عبارت بود از : خط الفبایی که تا کنون نیز بدان می نویسیم .
انواع خط : خط تصویری وخط واژه نگار
منبع : خوشنویسی در ایران لیلا برات زاده
در میان ملل متمدن، خط منحصرا وسیله نمایش و ضبط و تفهیم مقاصد و افکار است. ذوق لطیف ایرانی هم توانسته است از آن استفاده کند واینکه قرنهاست خط ایرانی یکی ازمظاهرهنری ظریف اسلامی- ملی می باشد .
نمونه هایی از خطوط ایرانی :
خط ایرانی قریب به هزار سال است که وسیله هنر نمایی خوشنویسان است و پیوسته هنرمندان در صدد تکمیل و توسعه آن بوده اند ومدت هفت قرن پیوسته خطوط ایرانی سیر تکاملی خود را نموده
و درحدود قرن دهم به حد اعلای ترقی و زیبایی و شیوایی خود رسید .
البته وضع کنونی و اقتضای زمانه و متداول شدن قلمهای تند نویس و ماشین تحریر برای کاربرد
در صنعت چاپ در تسریع کار برای اهمیت دادن به زمان و قلمهای جدید کامپیوتری نیز برای راحتی کارهای چاپی و تایپی در زوال این هنر کمک نموده است . ولی این نکته را هم نباید فراموش کنیم که باید به پیروی از راهی که نیاکان ما رفته اند، برای احیای هنرهای زیبای قدیم مانند : هنر خوشنویسی ومینیاتور و....... به زنده نگه داشتن هنر خط و ترویج آن اهمیت دهیم .
بخش اول
فصل دوم
کاربرد های گرافیکی خط:( طراحی حروف)
کار هنرمند بر اساس موقعیت زمانی و مکانی شکل می گیرد . چرا که دیدگاه های زیبا شناسی در هر دوره ای متفاوت است . ممکن است مردم در دوره ای نوعی دید گاه و برداشت از زیبایی داشته باشند که این دید گاه در دوران بعد به کلی متفاوت باشد .
امروزه کار کردن روی شکل و فرم الفبا و خط های سنتی و بومی به وسیله طراحان گرافیک برای مصارف گوناگون انجام می شود که از مهمترین آنها طراحی کامل حروف الفبا می باشد.
( طراحی کامل حروف الفبا ) :
هر گروه الفبای طراحی شده باید در نوع خودش منطقی باشد . اختراع الفبا یکی از برجسته ترین فعالیتهای زیبا شناسی به حساب می آید . امروزه هر کس در زمینه طراحی دارای ذوقی است که گاه منجر به اختراع یک حرف زیبا می شود و خصوصیات فردی جالبی را در آن اجرا می نماید
و چه بسا که با ریزه کاری های تزئینی آن را سرشار از زیبایی می کند ولی از آن پس طرح باید یک رابطه صحیح و منطقی را نسبت به حرف اولش دنبال کند . او باید قدرت برقرار کردن یک جریان قیاسی سلیس و روان را داشته باشد و در عین حال تخیل او فلج نگردد.
استاد ممیز درباره طراحی حروف فارسی در عصر معاصر می گوید : در زمینه طراحی حروف
بسیار کم کار کرده ایم و اغلب قلم هایی که این روزها به وسیله کامپیوتر طراحی شده معیوب و ناقص اند . زیرا اولا الگوی فرنگی دارند و دوما به خوش نویسی و اسکلت حروف فارسی در آنها کمتر توجه شده است . چفت و بست اغلب این حروف به طور فنی طراحی نشده است و از همه بد تر اینکه این قلم ها به طور کامل با روحیات ایرانی منطبق نیستند . بطور مثال قلم های:
Ï»H : اول
³I¿²H : الهام
در طراحی حروف شیوه های مختلفی وجود دارد که می توان آنها را در دو بخش عمده جای داد :
الف : طراحی در قالب خوشنویسی سنتی یا خطا طی
ب : طراحی خارج از قالبهای خوش نویسی سنتی
الف : در این نشانه ها کاملا از قلم های خوش نویسی استفاده شده است ولی با ترکیب بندی و جای گذاری منطقی و مناسب در یک کادرمشخص . دراین شیوه اصولا طراح به هیچ عنوان ازقوانین، فرمول، قواعد و قلم خوشنویسی دوری نمی کند و نیز به آن وفادار می ماند و سعی در هر چه زیباتر جلوه دادن آن در یک ترکیب بندی درست و اصولی دارد .
مثال : طراحی عنوان موزه رضا عباسی
ب : دراین نوع نشانه ها قواعد خوشنویسی رعایت می شود ولی فرم اصلی حروف با طراحی گرافیک ، تازگی و پویایی خاصی می یابد و سعی درایجاد طرحی نو می نماید .از این رو هر چه ساده تر کردن طرح اصلی و ترکیب بندی جدید هدف اصلی می باشد .
به عنوان مثال : طراحی های قالی سلیمان و اخبار
عناصر در طراحی حروف عبارتند از :
١- نقطه ٢- خط ٣ – سطح(جرم)
۴- فضا ، مکان ۵- بافت
نیروهای اصلی یک ساختار یا یک کمپوزیسیون هستند .
این اجزای اصلی به هرروشی که مورد نظر طراح باشد با هم ترکیب می شوند. اینها خالص ترین عناصر طراحی بوده و هر یک خصوصیات خاص خود را دارند .
١- نقطه :
نیروهای زیادی وجو د دارد که بر نقطه وارد می شوند . نقطه همچنین در فضا جای می گیرد ، مطرح می شود و به نسبت فضا ( کادر) در نظرگرفته می شود و یا سنجیده می شود . این نقطه ها هستند که با در کنارهم قرار گرفتن ، خط را به وجود می آورند.
و آن خط جرم دارد . پس خود نقطه هم جرم خاصی دارد و در هر جایی از فضا حا لت خاصی دارد و نقطه ها یکسان نیستند ، بلکه دارای اشکال متفاوتی هستند و می توانند معنا پیدا کنند و مهم شوند.
٢- خط :
خط نیرویی است که می تواند تقسیم شود ، نفوذ کند درمیان بگیرد و یا حتی معنی فضا یا شکل بدهد . خطوط غا لب آنهایی هستند که حرکت ، نیرو و تضاد و یا شکل را ایجاد می کنند . دیگر خطوطها راهنما هستند که خطوط فیزیکی یا شکل حروف را هدایت می کنند . آنها روان بودن طبیعی حروف را موجب می شوند . دیگر خطوط از پیش تعیین شده یا گرید ها هستند که مکان
عناصر را روی کاغذ مشخص می کنند .
این نیروها هستند که حروف را شکل می دهند. همینطورشکل حروف موجب ایجاد نیرو می شود.
خط مهم ترین عنصری است که به حروف شکل می دهد . این چگونگی طراحی با خط است که شخصیت نوشته را مشخص می کند .
٣ – جرم( سطح):
منظور ما از جرم در اینجا فضای معینی است که شکل و حجم مشخصی را دارد . جرم به وزن یک مجموعه یا گروهی از عناصر از لحاظ بصری اشاره می کند . با افزایش وزن حروف و کم کردن فواصل بین کلمات و فضای داخلی حروف و همچنین تنگ کردن سطور معمولا می توان به یک ساختار قوت بخشید .
نیروی بین خطوط در یک حرف
b b
ضخامت و انرژی حروف نسبت به فضای اطراف
¥ ¥
تغییرات بصری از حروف سیاه تا تو خالی ³
عوامل زیادی در وزن یک توده تاثیر می گذارند و ترکیب این عوامل است که جای یک عنصر را در ساختار کار تعیین می کند . بعضی از این خاکستری ها عبارتند ا ز : قوت ، شدت ، تیرگی و کنتراست حرف .
٤- فضا ، مکان :
فضا محیطی است که دیگر عناصرطراحی نیز د رآن عمل می کنند ، همانند محیط اطراف ما .
این عنصردر طراحی عبارت است ازمحیط خالی که عناصر درآن جای گرفته اند و با اشغال ابعاد همانگونه که عناصر دیگر به آن اضافه می شوند ، طراحی شکل می گیرد . فضا شبیه به یک بوم و یا یک مکان خالی عمل می کند که زمینه و همینطوردیگرچیزها به آن اضافه می شود.
موفقیت یک کمپوزیسیون به انتخاب وچگونگی قراردادن عناصر گوناگون در یک فضای طراحی بستگی دارد .
٥- بافت :
درجه شدت رنگها در هنگام تکثیر به صورت سیاه و سفید هنگامی که در کنار هم قرار می گیرند مطرح است . در آن هنگام سیاهی ذاتی خود را از دست داده و در مجموع به صورت یک سطح خاکستری دیده می شوند . درجه شدت این خاکستری بستگی به نوع حروف ، وزن و تراکم آنها در ارتباط با هم دارد .
ارزش های خاکستری مورد استفاده بایستی با انتخاب و اندازه صحیح حروف به وجود بیاید .
بافت می تواند بوسیله تکراراشکال یکسان به وجود بیاید یا اجزا تشکیل دهنده آن در ساختار سطح تفاوت داشته باشد . بافت ا لگویی از ترکیب روشنایی و تاریکی در هم بافته شده است که بوسیله تکرارشکل حروف در ارتباط با فضای اطراف آن به وجود می آید .
الف : ارتباط بین جرم وفضا
٤ ٣ ٢ ١
ب : نیروی وارد آمده بر خط
قواعدهایی برای طراحی حروف فارسی :
هر اثر هنری زمینه ای را به وجود می آورد که تمامی عناصر موجود در ساختار آن بایستی در رابطه با یکدیگر عمل کرده و معنی هر قواعد طراحی تئوری های اساسی هستند که چگونگی استفاده و کار با عنصر خط را مشخص می کنند . این ۶ قاعده عبارت اند از :
۱ - ارتباط و هماهنگی :
گرچه یک کمبود مشخص ممکن است از تمامی قواعد طراحی که در بالا ذکر شده استفاده کند ولی قاعده ارتباط تقریبا همیشه در اجزا هر طرحی موجود است . چرا که این نیرویی است که اجزا را مر تبط کرده و طرح را منسجم می کند .
یکی از قواعد در ایجاد هماهنگی استفاده از تناسبات طلایی است . هر چه که بر مبنای این قاعده طراحی شود ، به خودی خود دارای هارمونی است که اجزای آن با هم رابطه برقرار می کنند و دیگری حفظ هماهنگی در خانواده حروف است .
نسبت میان اجزائ شکل حروف:
R¼¤IÄ
نسبت میان ضخامت :
HoTö
نسبت فضای مثبت و منفی در یک حرف :
kö kö
با نگاهی دقیق می توان اصل هماهنگی را در شکل حروف فارسی یافت ، که درک و رعایت اصول آن موجب هماهنگی و توازن در طراحی خط فارسی شده و در نهایت هماهنگی و و حدت
طرح را نیز تضمین می کند . برای یافتن این اصول هم ابتدا به ساده سازی حروف می پردازیم ،
تا عناصر اصلی به دست بیایند .
ساختار الفبای فارسی از سه شکل اصلی : مستطیل افقی ، مستطیل عمودی و بیضی تشکیل شده است .
مستطیل عمودی بیضی مستطیل افقی
در این میان شکل بیضی نقش تعیین کننده ای در کیفیت تصویری الفبای فارسی دارد . چرا که بیضی اساس نقوش اسلیمی در هنرهای مشرق زمین و به خصوص هنر های اسلامی بوده و باعث تنوعات چشمگیری در خطوط اسلامی شده است . علی رغم اینکه این تنوعات بر زیبایی خط افزوده است ولی موجب سختی و پیچیدگی طراحی قلم نیز شده است .
بنا براین در طراحی قلم فارسی باید جزئیات متنوع حروف را به سمت جزئیات مشترک سوق داد تا از یک طرف به هماهنگی قلم و از طرف دیگر به کاهش تنوع و سادگی شکل حروف بیانجامد . سه شکل اصلی در الفبای فارسی عبارت اند از :
مستطیل عمودی ، مستطیل افقی و دایره
٢ - تغییر حالت و جهت :
این قاعده جهت ایجاد یک فرآیند به شرطی که مراحل انتقالی بین یک عنصربه عنصر دیگرهمگی به زمینه اصلی کار، وفادار باقی بمانند ، لازم است . همینطور برداشت مشترک از مسیر
حرکت فضا وگذشت زمان برای شناخت این قائده ضروریست . توجه به جهت نیز بسیار مهم است .
شناخت این عامل تاثیر بصری خط را دو چندان می کند .
در خط فارسی سه جهت اصلی وجود دارد که عبارت اند از :
الف : حرکت عمودی که به حروف وقار خاصی می بخشد .
ب : حرکت افقی که روند مستمر حروف را به یکدیگر پیوند می دهد.
ج : حرکت چرخشی که زیبایی خط فارسی را دو چندان کرده و ارتباط نزدیکی با عامل بصری دارد .
ج : تکرار ( ریتم ) :
استفاده ازعلائم یا موضوعات مشابه ، یک رابطه هارمونیک را میان آن عناصر تشکیل می دهد این رابطه توالی هر شکل ، حالت و حرکت مشابه طبق یک نظم معین را تکرار یا ریتم می گویند این قاعده در میان تمامی عناصر مشترک است . به طور مثال با کمی دقت در قطعات موسیقی می توان این قاعده را یافت .
ساده ترین فرم ریتم در جریان مداوم سطور، نوشته های روی صفحه می باشد . در اینجا عناصر مورد استفاده طراح بایستی به نحوی در کنار هم قرار گیرند که تشکیل یک تداوم بصری از حرکت را بدهند . ریتم را می توان ضربان کنترل کننده تغیرات تدریجی میان عناصر یک اثر دانست .
الف : گاهی ریتم از شکل های کاملا مشابه از نظر اندازه و جهت تشکیل می شود .
ب : گاهی ریتم از شکل های مشابهی به وجود می آید که از نظر اندازه و جهت و موقعیت متفاوت اند .
۴ – تاکید و تضاد :
در میان تمامی خواص تاکید و کنتراست، شاید مهمترین آنها باشند . از نظر بصری تاکید موجب نوعی تغیر ماهیت در موضوع می شود که در عین حال با طرح هماهنگی دارد .
در حالی که کنتراست تغیر ناگهانی ایجاد می کند و موجب جلب توجه شدید بصری می شو د. تاکید را با تغیرات کوچک و جزئی می توان به وجود آورد همانگونه که فقدان کنتراست و تضاد
موجب خستگی و کسالت موضوع می گردد که بیش از حدآن هم نیز آزار دهنده است . تفاوت
و تضاد جذابیت کار را به حداکثر خود می رساند . این قاعده هنگامی که به طور موثر به کار برده شود می تواند موجب تحریک هیجان و فشار شود .
نمونه هایی از تضاد در حروف فارسی :
تضاد بین کوچک و بزرگ :
b b
تضاد بین اول و آخر :
b e
تضاد بین نازک و ضخیم :
b b
تضاد بین نرم وسخت ، تضاد بین پهن و باریک ، تضاد بین مثبت و منفی ، تضاد بین راست ومورب وبین روشن و تیره ، تضاد در بافت ، تضاد بین ریز و درشت .
۵ – برتری :
برتری مشخص می کند که کدام عنصر در میان عناصر مختلف یک طرح بر دیگران حاکم است .
این قاعده بر طبق درجه اهمیت عناصر را سازماندهی می کند و برای خلق منطق یک طرح لازم است . با استفاده از تکنیک های گوناگون از عناصر می توان راه های جدید را برای برتری بصری بدست آورد .
ایجاد برتری به معنای آن نیست که عنصراولیه بایستی نسبت به طرح از یک حاکمیت فوق العاده
برخوردار باشد . بلکه این عنصر به منزله نقطه شروعی برای سفر چشم محسوب می شود تا
چشم حرکت خود را بر روی کاغذ از آنجا آغاز کند . دیگر عناصری که چشم را به سوی باقی طرح حرکت می دهند نیز تداوم را در کمپوزسیون ایجاد می کند .
۶ – توازن :
قراردادن یک عنصریا عناصر در یک محدوده آن چنان که از نظر بصری به نظرمساوی آیند را توازن یا تعادل می نامند . این خاصیت یک پدیده اساسی در طبیعت و یک برداشت مقبول و همگانی در هنر است . نمونه های فراوانی از تقارن در طبیعت به چشم خورده است. از تقارن در
یک گل تا تقارن در بدن انسان .
توازن فیزیکی قادر به اندازه گیری است ولی ، در هنر هیچ روش عملی و فیزیکی برای سنجش
وزن یا شکل عناصر وجود ندارد و ایجاد توازن با تخمین بصری وزن اشکال صورت می گیرد .
از نظر بصری جرم بیشتری از خاکستری می تواند با قطعه کوچکتری از سیاه توازن ایجاد کند .
اما وزن بصری عناصر ثابت نیستند .
چشم ما در یک ترکیب بندی حرکت می کند و عناصر ایجاد کننده توازن را جستجو می کند . وقتی عناصر حدودا در وسط صفحه تصویر قرار بگیرند بوسیله فضای اطراف خود حفظ و حمایت
می شوند ، ولی هر گاه آنها بطرف کناره های صفحه تصویر تغیر مکان دهند ، توازن می تواند
هم به صورت متقارن و هم به صورت نا متقارن باشد .
در توازن متقارن از نظر بصری کیفیت و تیرگی دو طرف با یکدیگر برابر است .