205- كارآموزي در كارخانه آجر يكتا 47ص  

مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی

مرکز دانلود تحقیق رايگان دانش آموزان و فروش آنلاين انواع مقالات، پروژه های دانشجويی،جزوات دانشگاهی، خلاصه کتاب، كارورزی و کارآموزی، طرح لایه باز کارت ویزیت، تراکت مشاغل و...(توجه: اگر شما نویسنده یا پدیدآورنده اثر هستید در صورت عدم رضایت از نمایش اثر خود به منظور حذف اثر از سایت به پشتیبانی پیام دهید)

نمونه سوالات کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات کارشناسی دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات دانشگاه پيام نور (سوالات عمومی)

کارآموزی و کارورزی

مقالات رشته حسابداری و اقتصاد

مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

مقالات روانشناسی و علوم تربیتی

مقالات فقهی و حقوق

مقالات تاریخ- جغرافی

مقالات دینی و مذهبی

مقالات علوم سیاسی

مقالات مدیریت و سازمان

مقالات پزشکی - مامایی- میکروبیولوژی

مقالات صنعت- معماری- کشاورزی-برق

مقالات ریاضی- فیزیک- شیمی

مقالات کامپیوتر و شبکه

مقالات ادبیات- هنر - گرافیک

اقدام پژوهی و گزارش تخصصی معلمان

پاورپوئینت و بروشورر آماده

طرح توجیهی کارآفرینی

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 907
  • بازدید دیروز : 1152
  • بازدید کل : 15191739

205- كارآموزي در كارخانه آجر يكتا 47ص


205- كارآموزي در كارخانه آجر يكتا 47ص

فهرست مطالب

عنوان صفحه

سنگ هاي ساختگي 1

خاك رس 3

فلدسپات 5

سولفات ها 5

شفته خاكي 11

آجر سفالي 14

خشك كردن خشت 18

آجر پزي 20

كوره هاي آجر پزي 21

آجر لعابي 30

سفيدك سولفاتي 35

سفيدك كلروري 37

سفيدك نيتراتي 39

پاك كردن سفيدك ديوار 40

 

سنگ هاي ساختگي : آجر،سراميك،نسوز و بتن

آجر واژه بابلي مي باشد و نام نخست خشت نوشته هايي بوده است كه بر آنها فرمان، منشور، قانون و جز اينها را مي نوشتند. سومري ها وبابليها، براي ساختن خشت،پس از فرونشستن سيلاب،گل خميري را از كنار رودخانه ها به دست مي آوردند.

پختن آجر بايد همزمان با پيدايش آتش، نخست در دشتهايي كه سنگ پيدا نمي شده اختراع شده باشد.نخستين بار از گل پخته ديواره ها و كف اجاقها، به آجر پزي پي بردند. پيشينه آجر پزي در خوزستان و ميانرودان (بين النهرين ) زودتر از جاهاي ديگر ايران زمين است، در هندوستان تا شش هزار سال پيش مي رسد.

در ايران در جاهايي كه سنگ نبود، پختن و مصرف كردن آجر از زمان باستان معمول شده. در دوران ساسانيان مصرف كردن آجر گسترش يافت. آجرهاي ساساني را نخست به گندگي 7 تا 8*44*44 سانتيمتر مي ساختند. كف دالان مسجد اصفهان با آجرهاي ساساني به روش نره فرش شده است. اين آجرها از زمان ساسانيان كه اينجا آتشكده بوده بجا مانده اند. آجرهاي بزرگ قدمگاه نيشابور هم از زمان ساسانيان بجا مانده اند زيرا آنجا آتشكده آذر برزين مهر بوده است.

ساختمانهاي بزرگ و زيباي آجري زيادي در ايران زمين باستان بجا مانده اند مانند : طاق كسري در ميانرودان، پلهاي دختر كه براي آناهيتا (ناپيلد = بي گناه = معصومه ) ايزد آب يا، بابك (با = بك + بك = بغ = ايزد ) ساخته شده اند، گنبد كاووس، مسجدهاي بزرگي (بيشتر مسجدهاي جامع) كه در زمان ساسانيان آتشكده بوده اند و نشانه هنر آجر كاري استادان ايراني هستند. شاهكار هنر آجركاري مسجد جامع اصفهان و گنبدكاووس زيباتر از ساختمانهاي آجري ديگر شد.

آجر سنگي است ساختگي و دگرگون كه از پختن خشت به دست مي آيد. خشت خاك نمناك يا گلي است كه به آن شكل داده شده باشد، گل مخلوط همگن و ورزديده خاك و آب است. خاك را با 15 تا 25% وزنش آب، در هم كرده ورز مي دهند تا تمام دانه هاي خاك نمناك شوند، يا به گرد خاك 7تا 8% وزنش نم مي زنند. گل با فشار كم و به خاك نمناك با فشار زياد شكل مي دهند. خاك آجر - زمين خرده سنگي در همي است از جسم جامد + آب + هوا. آب و هواي درون خاك آجر، جاي خالي آن است كه نمي شود بر آن بار گذاشت. جسم جامد خاك در هم شده اي است از مياندانه (ماسه 2 م م تا 60 ميكرن) + ريزدانه (لاي 60 ميكرن تا 2 ميكرن و خاك رس پولكي شكل نازك تر از 2 ميكرن)وخاك آجر داراي سنگ آهك، سولفات فلدسپات،جسم هاي آهن دار، رستني ها و جز اينها هم هست.

خاك رس

ماسه، از پوسيدن سنگهاي آذري، فلدسپاتشان خاك رس مي شود و كوارتز آنها خرد شده ماسه و لاي مي گردد. اين است كه در همه خاكها كم و بيش ماسه و لاي هست.

پاك ترين كوارتز، بلورهاي دركوهي است كه بي رنگ و سوگذران هستند. كوارتز منگنزدار Amethyst است با رنگ بنفش، عقيق،كوارتز غير بلوري مي باشد كه به رنگهاي سرخ، سياه (Onyx)،سبز پيدا مي شود. سنگ آتشزنه يا چخماق Opal هيدراكسيد سبليسم است.

ماسه استخوان بندي خشت است. اگر زياد باشد براي گل رس چسبيده جا نمي ماند و آجري كه با خشت پر ماسه پخته شود، ترد و پوك و كم تاب مي گردد. اگر دانه درشت سنگ سيليسي يا سيليكاتي درخشت بماند.چون با بالا رفتن درجه گرما حجمش زياد مي شود كه با جمع شدن خشت هنگام پختن هماهنگي ندارد، در آجر دوردانه هاي سنگ تركهاي مويي پيدا مي گردد. براي جلوگيري بايد خاك آجر را آسياب كرد و يا سنگهاي درشت را از خاك بيرون آورد.

در ايران در زماني كه خشت مالي با دست انجام مي گرفت براي بيرون آوردن دانه هاي سنگ از گل خشت در آن پول نقره مي ريختند تا خشت زدن براي پيدا كردن پول سنگهاي گل را هم از آن بيرون آورد.

سنگ آهك CaCo3 :

به اندازه كم و به شكل گرد به آجر آسيب نمي رساند و آچر را سفيد رنگ مي كند، اما زيادش در آجر كارگذار آور داشته، درجه گرماي خميري شدن خاك را پايين مي اورند و در گرماي كوره،خشت خميري و آجر جوش مي شود. اين است كه نبايد خاك خشت بيش از 30% وزنش گرد سنگ آهك داشته باشد. هرگاه دانه سنگ آهك درشت در خشت بماند، در كوره مي پزد و آهك زنده Cao مي شود و پس از مصرف شدن، آب ملات را مي مكد، مي شكفد، حجمش زياد مي شود و آجر را مي تركاند (آجر آلوك مي كند ) نبايد درخشت دانه درشت سنگ آهك بماند.

 

فلدسپات :

در خاك آجر، كارگذار را مي كند و گرماي خميري شدن آجر را در كوره به 1100 تا 1150 درجه پايين مي اورد. از اين رو پختن سراميك با خاك فلدسپات دار ارزان مي شود.

سولفات ها :

سولفات منيزيم Mgso4 سولفات كاليم K2SO4 سولفات ناتريم Na2so4 و سنگ گچ 1H2O. CaSO 4 به شكل گرد و دانه درشت،‌در خاك آجركم و بيش پيدا مي شوند. سولفات ها اگر در آجر بمانند، هنگام آسياب كردن خاك به شكل گرد در مي آيند و پس از مصرف شدن آب مي مكند، رو مي زنند و نماي ساختمانهاي آجري سفيدك مي زند.

سنگ گچ، پس از پريدن آب شيميايي آن، در گرماي زيادكوره Cao و So3 مي شود، Cao كار آهك را مي كند و So3 مي پرد و يا در آجر مي ماند. آنچه در آجر بماند پس از نم كشيدن آجر به H2so4 تبديل شده و له آجر آسيب مي رساند.

آهن جسم هاي آهن دار مانند سولفور آهن Fes2 در كوره به اكسيد آهن و So3 تجزيه مي شوند. اگر AO3 با Cao، Mgo, k2o, Na2o تركيب سولفات بدهد. مانند سولفات ها كار مي كند.

اكسيد آهن در آجر كار گداز آور را مي كند. از اين رو در آجرهاي نسوز اكسيد آهن بايد خيلي كم باشد و از يك در صد وزن خاك نسوز بيشتر نشود. اگر Fe2o3 در خاك به 5% وزن آن برسد، رنگ آجر سرخ مي شود و درجه آب شدن آن پايين مي آيد. اين جور خاك در ساختن تنپوشه ممتاز كه نم نمي كشد و آب پس نمي دهد مصرف مي شود. در گرماي كم كوره، آجر نيم پز مي شود و آهن آن Feo مي گردد كه رنگش كبود چرك است.

رستني ها : گياه ريشه و رستنيهاي ديگر مانده در خشت، در كوره مي شوند و جايشان در آجر خالي مي ماند و آجر پوك مي شود. براي ساختن آجر پوك و سنگ، به گل خاك اره مي زنند، خاك اره در كوره مي سوزد و جايش خالي مي ماند و آجر پوك و سبك مي گردد. آجر پوك به وزن تا 1/4t/m3 ساخته مي شود و براي گرما بندي و صدا بندي به مصرف مي رسد.

دانسته شده كه، در آغاز تمدن مردم در گروههاي كوچك در غارها مي زيستند با زياد شدن شمار مردم گروهها،چون براي زيستن شان در غارها جا نبود، زير زمين، غار كندند و در آنجا مي زيستند. در جاهاي نمناك و بارشي كه زمين نم مي كشد و غارهاي كنده شده فرو مي ريختند. روي تپه ها و بلنديها براي خود زيستگاه مي ساختند.

كندوگل : آرياييها كه از جاي سرد به ايران زمين آمده بودند، به روش سنتي خود زمين را مي كندند و زير زمين زندگي مي كردند و به زيستگاه خود گند مي گفتند مانند سمركند (سمرقند)تاشكند، خودكند (خوقند)، قصر كند (قصر قند ) و جز اينها.

با گذشتن زمان،‌در پاره اي از گويشهاي ايراني «دال » كند افتاده و «كن» مانده مانند كن نزديك تهران و در ايرانشهر، بروسكن در خراسان و كنان در اردبيل در گويشهاي ديگر، «نون» كنده افتاده و «كد» مانده مانند كدخدا، كدبانو (مس = بزرگ + كد) كه مسجد شده. كده، كوچك شده كد است كه پسوند واژه هاي زيادي است مانند آتشكده، دانشكده، ميكده، مزداكده، و جزاينها.

به كده،‌كته هم گفته مي شود مانند كته زغال، كته هيزم كه جاي زير و پايين است. كوچك شده «كن » كنه است كه جمع آن كنات يا قنات است، به كنه خنه هم مي گويند كه در خراسان به خانه گفته مي شود كندك، خندق شده و كندو به جاي انبار كردن دانه ها گفته مي شود. كندوان نام چند جا در ايران است. به لانه زنبور عسل هم كندو گويند.

در زمين هاي نمناك و آبدار كه كندن زمين و زيستن در زيرزمين دشوار است، همچنين براي ايمن بودن از يورش دشمنان، روي تپه ها (كله تپه ها)جاي زندگي مي ساختند كه جاهاي زيادي با پيشوند و پسوند «گل» به جا مانده است مانند شش كلان در تبريز، هفت گل در خوزستان، سياه كل در گيلان،كلان در تهران، بروجرد، آهر،قزوين، نهاوند، سروان، وجاهاي ديگر، كلادر در مازندران مانند كيا كلا، رستم كلا،‌امير كلاو جاهاي ديگر.

كلات (كل + ات) مانند كلات نادري دره گز،كلات در بجنورد، مهاباد، چابهار و جاهاي ديگر، كلاك به كل كوچك گفته مي شود مانند كلاك نزديك تهران كلاك در ساري، رشت، ايرانشهر و جاهاي ديگر. به كل كوچك كلك هم گفته مي شود مانند كلك سفيد در تهران، كلك شهداد در چابهار، كلك سري در ايرانشهر و جاهاي ديگر.

كل،به آدم بزرگ و سر و سرور هم گفته مي شود مانند كل اسفنديار (كلو اسفنديار ) كل احمد، كل محمد و جز اينها، كل، كوتاه شده «كربلائي » نيست زيرا، كلانتر به بزرگتر مي گويند، نه به «كربلايي تر »

در زمان صفويان، بهشهر مازندران (اشرف پيش و «خركوران » پيشتر) كاخي در ميان باغ به سبك فرنگ ساخته شد كه آن را «كلا فرنگي » نامند.

سعدي در گلستان نوشته است « كلا كوشه دهقان به آفتاب رسيد » كه در آن كلا = ساختمان، كوشه = كوشك = كاخ (كيوسك در زبانهاي فرنگي همريشه با كوشك فارسي ست)، دهقان = دهگان = مالك ده يا فئودال است. پس كلا كوشه دهقان يعني ساختمان كوشك مانند مالك ده. قلعه عربي شده «كله » و قله عربي شده «كله » است.

روشن شده كه آريايي هايي كه از خاور درياي مازندران به ايران آمدند در آغاز، زير زمين و كله تپه ها مي زيستند.

پس از آن زمان، در دشتها كه سنگ يافت نمي شد، خانه ها را با گل ورزيده يا شفته خاكي مي ساختند. خاك را دسته كرده ميان آن را آخوره (آبخوره) مي كردند، و در آب مي ريختند تا به خورد خاك برود و خاك خيس بخورد و گل شود : گل را ورز مي دادند تا همه دانه هاي آن آب اندود شده گل چسبيده شود و با آن ديوار چينه اي مي ساختند. واژه «وردن » بايد از آن زمان به جا مانده باشد. روستاهايي كه با خانه هاي چينه اي ساخته مي شدند با پيشوند «ورد» نامگذاري مي شدند،مانند ورده (ورد +ده) نزديك تهران ساوه و مهاباد. وردان در خوي،وردآورد در تهران و تويسركان و وردان در بوشه. ورين در اهر، آماده ورد (عماد ورد) در ري. واژه «واردان » كه در زبان ارمني وارطان گفته مي شود همان است. در زبان سوئدي روزگار را «وارداداك » گويند.

ديواره هاي چينه اي شاغولي نبودند، هر چه بلندتر ساخته مي شدند، كفلتي شان كمتر مي شد. براي آنكه ديوار شاغولي و با كلفتي كمتر ساخته شود، ديوارها را با خشت (گل شكل گرفته) ساختند. روستاهايي كه با خشت ساخته مي شدند. با پسوند« كرد يا گرد» (از ريشه كردن)، نامگذاري مي گرديدند، مانند دارابگرد، خسروكرد و روگرد يا بروجرد (ور +رو+گرد يا بر +رو +گرد) و جاهاي ديگر. گرد در زباد روسي و گراد زبانهاي اروپايي، مانند «نيژني نوگرد» در روسيه، « بلگراد » در يوگسلاوي لنين گراد در روسيه و جاهاي ديگر، با گرد همريشه اند. روستانشينان براي آرامش در برابر يورش دشمنان برج مي ساختند و هنگام خطر به درون برج پناه مي بردند.چسبيده به ديوار برج، باور مي ساختند تا بتوانند از درون بارو پاي ديوارهاي برج را ببينند.

به برج پيش ها «برگ»مي گفتند كه همام «بورگ» زبانهاي اروپايي است مانند هامبورگ، ادين بورگ، ماكدبوگ و جاهاي ديگر.

 

شفته خاكي :

استخوانبندي ماسه و نرمه سنگي بيست كه سنگدانه هاي آن با گل رس به همديگر چسبيده باشند و گل رس، جاهاي خالي استخوانبندي سنگي را پر كرده باشد.

هرچه داندانه بندي سنگدانه شفته ييوسته تر باشد و شفته بيشتر ورز داده شود كه همه دانه هاي آن خوب خيس بخورند، پس از خشك شده بيشتر مي شود.

اگر چسبنده گل رسي شفته كم باشد، سنگدانه هاي آن (2 ميكرون تا 10 ميليمتر) به همديگر نمي چشبند و جاهاي خالي استخوانبندي شفته با گل رس پر نمي شود و هنگام مصرف كردن شفته مانند ماسه شسته وا مي رود.

چنانچه حجم گل رس در شفته بيش از اندود كننده دانه هاي نرمه سنگ و ماسه و پر كننده جاهاي خالي استخوانبندي ماسه و نرمه سنگي باشد به هنگام خشك شدن شفته جمع مي شود و ترك مي خورد.

بايد پيش از ساختن شفته دانه بندي خاك آن آزمايش شود كه خاك رس در خاك شفته به اندازه اي باشد كه پس از گل شدن،تنها سنگدانه ها را اندود كند و آنها را به همديگر بچسباند و جاهاي خالي استخوانبندي سنگي را پر كند و نه بيشتر.

خشت :

استخوانبندي ماسه اي است كه، گل رس خشك شده دانه هاي ماسه را به همديگر چسبانده و جاهاي خالي استخوانبندي را پر كرده باشد. تاب فشاري خشت بستگي به دانه بندي خاك آن و روش ساختن خشت دارد، هر چه دانه بندي خاك خشت پيوسته تر باشد، و براي ساختن گل خشك آب بهينه مصرف گردد و به گل، با فشار شكل داده شود، تاب فشاري خشت خشك بيشتر مي گردد.

خاك رس در خاك بايد به اندازه اي باشد كه گل آن تنها دور دانه هاي ماسه (2 ميكرون تا 2 ميليمتر ) را اندود كرده و جاهاي خالي استخوانبندي ماسه اي را پر كند و نه بيشتر. خاك رس زيادتر از اين هنگام خشك شدن خشت جمع مي شود. و خشت ترك مي خورد. كم بودن خاك رس در خاك، به اندازه اي كه دور دانه هاي ماسه گل اندود نگردد و جاهاي خالي ي استخوانبندي ماسه اي پر نشود،‌دانه هاي ماسه به همديگر نمي چسبند و جاهاي خالي ميان آنها پر نمي شود و خشت داراي تاب فشاري زياد نخواهد شد.

مركز تحقيقات ساختمان براي ساختن خشت آزمايش نوشته شده، در زير را با مكعب هاي 5*5*5 سانتيمتر با خاك علي آباد جنوب تهران انجام داده است.

از اين آزمايش بر مي آيد كه به خشتي كه با خاك و ماسه دانه پيسوته با گل سفت با نم بهينه Optimum و زير فشار ساخته شود، 10kp/cm2 برابر 100 t/m2 بار گذاشت

تا زماني كه ساختمان گلس (چينه اي يا خشتي ) نم نكشد، خيس نخورد و خشك بماند مي شود بر آن بار گذاشت. همين كه ساختمانهاي گلي نم كشيد و خيش شد دانه هاي نگ آن (2 ميكرن تا 10 ميليمتر ) تر مي شود و پولكهاي خاك رس نازكتر از 2 ميكرن آن آب مي كند، گل مي شوند و دور دانه هاي سنگ را گل اندود مي كنند. سايش دانه هاي سنگ گل اندود شده به همديگر از ميان مي رود، زير بارگذاري يا زير وزنشان دانه هاي گل اندود شده جابجا مي شوند و ساختمان گلي از شكل مي افتد و خراب مي گردد.

ساختن خانه هاي گلي، روش سنتي جاهاي گرم و خشك است و در ايران زمين پيشينه هزاران ساله دارد. ساختمانهاي بزرگ تاريخي مانند مسجد امير چخماق در يزد با خشت ساخته شده اند. كساني كه تا بيست سال پيش به مكه رفته اند، خانه هاي چند اشكوبه يي را كه با چينه ساخته شده بودند، در جده ديده اند.

بايد خانه سازي روستايي، به روش سنتي با بهره گيري از دانش و فن امروزي با چينه و خشت و بام ضربي، از نو رواج يابد، زيرا ساختن آن ارزان و آسان است

آجر سفالي - براي ساختن آجر، بيشتر گل مي سازند، با گل خشت مي زنند

گل ساختن : خاك آجر را آبخوره مي كنند و در آن آب مي ريزند. و گل مي سازند، گل را مي خوابانند تا كم كم آب به خورد خاك رفته دانه هاي خاك آب اندود شوند و خاك به حال خمير در آيد. در كارخانه هاي آجر پزي، خاك را گرد مي كنند به خاك گرد شده آب مي افزايند و آن را با ماشين هم مي زنند تا به حل خمير در آيد و گل شود و به گل شكل مي دهند.

در روش خشت زني خشك روي خاك گرد شده 8% وزن خاك آب مي پاشند و آن را هم مي زنند تا دانه هاي آن نمناك شوند خاك نمناك شده را زير فشار زياد پرس مي كنند تا به شكل خشت درآيند. در چنين خشتي آب آزاد نيست و خشت نياز به خشك كردن ندارد. از سال 1356 در غرچك ورامني (جنوب خاوري تهران) يك كارخانه آجر پزي بزرگ به اين روش به كار افتاده است.

خشت مالي : خشت مال قالب چوبي خشت را روي زمين صاف مي گذارند، گل را در آن گذاشته با انگشتانش به آن فشار مي آود تا قالب پر شود و گل شكل بگيرد روي خشت را با كف دست مي مالد تا تخت شود.پس از ماليدن خشت، قالب را بر مي دارد و آن را براي ماليدن خشت ديگر پاك مي كند و پهلوي خشت ماليده جا مي گذارد. خشتي كه با دست ماليده شود پوك است و تاب زياد ندارد. از اين گذشته خشت مالي با دست كند. پيش مي رود و گران است.

در كارخانه هاي آجر پزي نخست با ماشين هاي فشاري خشت زده مي شد در اين جور ماشين ها گل در لوله فولادي اي كه يك مارپيچ فولادي در آن مي چرخيد به پيش رانده مي شد. جلوي دهانه لوله،‌قالب خشت سورا شده بود كه از توي آن فيتيله گل شكل گرفته به بيرون رانده شده به اندازه خشت بريده مي شد. خشت هاي بريده شده را به خشت خشك كني مي بردند. با اين جور ماشين ها تا ساعتي 6000 خشت مي زدند.

خشتهايي كه با ماشين هاي فشاري زده مي شدند. كم و بيش در آنها هوا به جا مي ماند كه پس از پختن آج ران پوك و كم تاب مي شد. كارشناسان، از آغاز شده ييستم ميلادي تلاش كرده اند ماشيني بسازند كه بشود با آن خشت هايي بزنند كه در آنها هوا نماند.پيامد كوشش آنها ساختن ماشين خشت زني مكنده بود. در اين جور ماشين ها، مارپيچ هاي پيش راندن گل، درون جلد فولادي كار گذاشته شده اند. هواي درون جل فولادي مكيده مي شود تا در گل خشت به جا مانده فتيله گل بي هوا از دهانه ماشين بيرون آيد. با كم شدن هوا در گل خشت حالت خميري آن زياد مي شود.

عيب خشت گلي آن است كه براي ساختن گل خشت به خاك آن 15 تا 25% وزنش آب مي زنند و آب خشت تر را در خشت خشك كن بخار مي كنند. اين كار گذاشته از آنكه هزينه دارد جاي آب بخار شده در آجر خالي مي ماند آجر پوك مي شود و تاب آن كاهش مي يابد. براي از ميان بردن اين عيب خشت گلي در روش نو خشت زني خاك آجر را نمناك مي كنند و با خاك نمناك زير فشار زياد خشت مي زنند.

زماني كه بايد خاك نمناك زير فشار بماند تا خشت با تاب خواسته شده زده شود. همه جا و در همه خاكها يك اندازه نيست و در هر جا بايد از راه آزمايش به دست آيد.

 

 

 

براي خشت زدن خاك نمناك را در قالب خشت ريخته زير فشار مي گذارند. اندازه اين فشار بستگي به نمناكي خاك و آجري كه بايد پخته شود، دارد هر چه نم خاك بيشتر باشد، به فشار كمتر نياز است بايد :

خاك با 7 تا 8 % آب، زير فشار 120kp /cm2

خاك با 10 تا 12 % آب، زير 50تا 60

خاك خشت آجر جوش 50 تا 60 150 تا 200

خاك خشت آجر نسوز 50 تا 60 400 تا 500 گذاشته شود.

بهترين خاك براي زدن خشت فشاري،مخلوطي است از : 50 % وزني 0 تا 1 ميليمتر + 25 % وزني 1 تا 2 ميليمتر + 25 % وزني 2 تا 3 ميليمتر

سنگ هاي شيست داراي 6 تا 10 % آب شيميايي هستند و باگردشان بايد زيرفشار خشت زد. اگر خاك يكسان نمناك نشده باشد آجري كه با خشت فشاري آن ريخته شود ترك مي خورد.

خشك كردن خشت :

خشت با دست در كوره چيده مي شود از اين رو بايد تاب كافي داشته باشد (خشك باشد). خشتتر تا 25 % وزنش آب داردكه اگر به حال تر در كوره چيده شود، در گرماي كوره آبش بخار مي شود و گاز كوره را نمناك مي كند و گرد خاكستري كه در گاز نمناك هست، روي خشت اتاقهاي ديگر نششته به آن مي چسبد و پس از پختن خشت، اجر بد نما مي شود. خشت بايد از همه سو خشك گردد تا خم نشود، نپيچد و ترك نخورد.اگر در جاي روباز،يا سرپوشيده دور باز كه در آن هوا مي وزد خشت را خشك كنند، چون هوا از يك سو مي وزد، خشت از همان سوخشك مي شود و در سوي ديگر ترك بر مي دارد. براي خشك كردن خشت بايد با آهستگي به آن هواي گرم خشك دميد تا نم خشت از هر سو بخار شده و همه خشت خشك شود.

خشت در هواي آزاد پس از 3 تا 15 روز خشك ميگردد، در جاهاي نمناك بيشتر به درازا مي كشد و اگر سرما زياد باشد. خشت تر يخ مي زند و خرد مي شود. براي آنكه خشت يكنواخت خشك گردد، آن را در خشت كن خشك مي كنند.

خشت را سه جور خشك مي كنند : روي كوره حلقه اي، در جاي بسته گرم و در تونل گرم.

براي بهره گيري از گرماي كوره حلقه يي، روي آن خشت مي چينند و خشك مي نمايند. چون آتش در كوره حلقه اي ثابت نيست، از اين رو رساندن هواي گرم به خشت تر يكنواخت انجام نمي گيرد. در جاي گرم و بسته بلند و باريكي كه در ديوارهاي آن جاي چيدن خشت ساخته شده است،خشت تر مي چينند، جاي خشت خشك كني را با لوله بخار آب با هواي داغ از پايين گرم مي كنند و هوايي را كه آب خشت تر را گرفته و نمناك شده است از بالا مي مكند.خشت در اينجا، يك روزه تا سه روزه خشك مي شود.

در تونل گرم، خشت تر از روي واگونك مي چينند، واگونگ بار شده را به درون تونل به سوي ته تونل مي رانند. از نزديكي ته تونل از كف تونل، به سوي دهانه تونل، هواي داغ، آب خشت را بخار مي كند، سرد و نمناك مي شود و به هواكش مي رود.

همين كه يك وانگونك خشت خشك شد، آن را از ته تونل بيرون مي كشند و همزمان با آن از دهانه تونل يك وانگونك را با بار خشت تر به درون تونل مي رانند. خشت در تونل يك روزه تا دو روزه خشك مي شود.

آجر پزي :

به خشت به اندازه اي گرما مي دهند كه آب شيميايي خاك رس بپرد (هيدروسيليكات آلومنيم، سيليكات آلومينيوم شود) ودانه هاي خاك به همديگر بچسبند،جسم سخت يكپارچه گردند. تا خشت بپزد. داراي تاب زياد بشود و زير اثرهاي جوي و مكانيكي پايدار گردد.

آجر ساختماني، جوري كه در زير نوشته شده در گرماي 800 تا 900 درجه مي پزد :

1- در گرماي تا 100 درجه، خشت خشك مي شود و حالت خميري وچسبناكي خود را كم مي كند.

2- در گرماي بالاتر از 500 درجه، كم كم آب شيميايي خاك رس مي پرد.

3- در گرماي 800 تا 900 درجه خشت مي پزد و دانه هاي خاك رس كه آب شيميايي ندارند جسم سخت و دانه هاي ماسه را به همديگر مي چسباند.

در گرماي 1100 -1150 درجه، سراميك و در گرماي بالاتر از 1400 درجه، چيني و نسوز مي پزند.

رس AL2O3 در گرماي 2050 درجه، سيليس Sio2 در 1685 درجه و سيليكات آلومينيوم 235I O2، AL2O3 در گرماي 1750 درجه آب مي شوند.

جسمهاي بيگانه در خاك (گدازآورها )، گرماي آب شدن آجر را از 800 درجه هم پايين تر مي آورند. هر چه گداز آورها، مانند گرد سنگ آهك و اكسيد آهن در خاك زيادتر باشند، درجه گرماي خميري شدن آجر پايين تر مي آيد. كربنات كلسيم و كربنات ناتريم در خاك درجه گرماي آب شدن آن را تا 800 درجه پايين مي آورند.

كوره هاي آجر پزي :

پس از خشك شدن، آن را در كوره مي چينند جوري كه به همديگر نچسبند، تا هوا، شعله و گاز از لاي آجرها بگذرند. كوره هاي آجر پزي سه نوعند : كوره با آتش ثابت و آجر ثابت، كوره با آتش رونده و آجر ثابت و كوره با آجر رونده و آتش ثابت.

كوره با آتش و آجر ثابت يا كوره تنوره اي :

اين كوره كارش پيوسته نيست. كوره تنوره كوتاه وگشادي است كه خشت را در ان مي چينند و تون آن را مي تابند (آتش مي كنند ) شعله، هواي داغ و دود از بالاي خشت هاي چيده شده در كوره بالا مي روند و گرماي خود را به خشت ها پس مي دهند و خشت ها مي پزند.

كار كوره تنوره اي پيوسته نيست و در ان گرماي زياد هدر مي رود زيرا پس از انكه خشت پخت و آجر شد،‌سر كوره را باز مي كنند و مي گذارند تا آجر درون كوره سرد شود و گرمايش را به هوا بدهد.

جنس آجري كه در كوره تنوره اي پخته شود يك جور نيست. از پايين به بالا جوش، آجر جوش، آجر سبز، آجر بهي، آجر سفيد، آجر ابلق، آجر قرمز و آجر نيم پخته به دست مي آيد.

اگر بالاي كوره هايي تنوره يي به شكل قارچ ساخته شده و سركوره پوشيده شود، جوري كه گاز كوره از بالاي آن بيرون نرفته، از سوراخهاي نزديك كف كوره به دودكش يا هواكش مكيده شود. گاز داغ گرمايش را به خشت هاي چيده شده و در كوره پس مي دهد.با اين كار، گرماي گاز كوره هدر نمي رود و جنس آجرها هم همجور مي شود.

كوره با آتش رونده و آجر ثابت : كار اين كوره پيوسته است و گرماي آن خيلي كم هدر مي رود. اين كوره را نخست يك بناي اهل برلن به نام Friedrich Hoffmann ساخت كه به نام او موسوم است. چون حلقه اي ساخته مي شد، آن را كوره حلقه اي هوفمان ناميدند.

نخستين كوره ها به شكل دايره اي ساخته مي شدند. اكنون آن را به شكل حلقه دراز يا آره اي و مانند اينها مي سازند. در اين كوره ها از هدر رفتن گرما به اندازه زياد جلوگيري مي شود.

نقشه دو كوره آجرپزي خوب در اينجا چاپ شده است.يكي از اين دو كوره حلقه اي مي باشد و آن دالاني است به درازي 82 متر كه 18 اتاق دارد هر يك به سطح برش 5*5 ر 2 متر.

اگر كوره در حال آجر پختن و آتش در اتاق 18 باشد،اتاقهاي از 8 تا 18 و از 18 تا 4 به همديگر راه دارند و اتاقهاي 5 و 6 و7 و8 با برگ كاغذ از يكديگر و از اتاقهاي همسايه آنها جدا شده اند (هر جور خواستيد اتاقهاي را شماره گذاري كنيد ).

هواي بيرون از اتاق 10 به كوره مي رود و دودكش يا هواكش آن را مي مكد.هنگام گذشتن از اتاقهاي 11 تا 14 كه آجرشان پخته و سرد نشده است،هوا داغ شده به اتاق 17 مي رسد،در اتاقهاي 17 و 18 سوخت از لوله هاي چدني و يا فولادي در پوش دار كه شاغولي در طاق كوره كار گذاشته اند به كوره مي رسد (خاكه زغال سنگ يافت كوره يا گاز ) و مي سوزد.گاز داغي كه از سوختن پيدا مي شود،هنگام گذشتن از اتاقهاي 2و3 بخشي از گرماي خود را به خشت هاي نيم پخته مي دهد و پس از آن،از راه لوله هاي سوخت به مجراي طولي سراسر ميان كوره مي رسد و به اتاق 5 و از آنجا همين جور به اتاقهاي 6 و7 رفته،خشت آنها را خشك و داغ مي كند. در اين روند كار،گذشته از صرفه جويي در گرما،چون خشت كم كم مي پزد، هنگامي كه شعله به آن مي رسد سطحش عرق نمي كند و گرد خاكستر روي آن نمي نشيند و آن را بدنما نمي نمايد.در اتاق 8 كه با برگ كاغذ از اتاق 7 جدا شده است،خشت چيده مي شود. آتش كم كم به اتااقهاي 2 و 3 و 4 و… مي رود و جريان بالا را به دنبال خود مي كشد.

  انتشار : ۴ تیر ۱۳۹۶               تعداد بازدید : 584

دیدگاه های کاربران (0)

http://kia-ir.ir

دفتر فنی دانشجو

توجه: چنانچه هرگونه مشكلي در دانلود فايل هاي خريداري شده و يا هر سوال و راهنمایی نیاز داشتيد لطفا جهت ارتباط سریعتر ازطريق شماره تلفن و ايميل اعلام شده ارتباط برقرار نماييد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما