مقدمه
ارتکابجرم همواره توسط یک نفر به وقوع نمیپیوندد و همیشه جرم نتیجه اراده و عملیک فرد نیست بلکه ممکن است افراد دیگری نیز با وی در ارتکاب عمل مجرمانه ودر نتیجه وقوع جرم دخالت داشته باشند که در این صورت گاهی مستقیما درعناصر متشکله ذات و ماهیت جرم مداخله نموده و مجرم را در ارتکاب جرم یاریمیدهند و زمانی نیز بطور غیر مستقیم اما بنحو مأثر مباشر جرم را در محققساختن آن یاری و کمک میرسانند.آنچه که در صورت نخست واقع میشود، تحتعنوان شرکت در جرم لحاظ شده و هریک از مداخلهکنندگان نیز معنون بهعنوان"شریک جرم" خواهند بود.
آنچه در این مقاله به اختصار به آنپرداخته میشود، بررسی و تحقیقی در خصوص"ماهیت مشارکت در جرم وارکان وعناصر متشکله آن"میباشد که این امر با عنایت به گفتار و نظریات فقهایاعلام و علما و اساتید حقوق جزای عرفی و نیز با توجه به تعاریف قانونگذارامکانپذیر گردید.
امید است که این تحقق مختصر، فراراهی به سویگامهایی هرچه بلندتر و گستردهتر در راستای بینش عمیقتر در مجموعه قوانینجزایی اسلامی که منبعث از فقه اصیل اسلامی است، باشد.
مبحث اول: تعریف شرکت در جرم در حقوق عرفی از دیدگاه حقوقدانان
اصولاآنچه که در لسان حقوقدانان و علمای حقوق جزا در خصوص تبیین مفهوم شرکت درارتکاب فعل مجرمانه آمده است، حاکی از عمل یا اعمالی است که فرد یا افرادیبا دخالت در عملیات مادی و اجرایی ارتکاب جرم، پدیده مجرمانه را عملا درخارج تحقق میبخشند.از جمله این حقوقدانان، دکتر نوربها در این زمینهمینویسند:"در جرم کسی است که با فرد و یا افراد دیگر شرکت در انجام مادیبزه معینی با قصد مجرمانه مشخص و هماهنگ با همکاران خود دخالت میکندبنحوی که بتوان او را شریک در مفهوم عرفی آن شناخت[1]".
ایشان درادامه بحث چنین میگویند:"هرشریک جرم در عین حال میتواند مباشر آن جرمنیز نامیده شود اما نظر به اینکه چند نفر در ارتباط با یکدیگر جرم یاجرایمی را انجام دادهاند، لذا اطلاق شرکای جرم بر کلیه آنها صحیح است[2]."
چنانچه ملاحظه میشود اطلاق مذکور، در واقع با توجه به ماهیتعمل شراکت و مقایسه آن با ماهیت عمل ارتکابی توسط مباشر، صورتمیپذیرد.لذا اگر مباشرت را عملی بدانیم که"مستقیما توسط خود جانی واقعشده باشد[3]" ، شراکت را نیز میتوان انجام عملیاتی دانست که مستقیماتوسط خود جانیان واقع شده باشد.
دکتر پرویز صانعی پس از تذکر ایننکته که حقوق جزا برای عمل مجرمانه یعنی عنصر مادی جرم اهمیت بسزا قائلاست، میگویند:"شخص یا اشخاصی را که مرتکب عمل مجرمانه شدهاند، ...دراصطلاح حقوق جزا، مباشر.اگر یک نفر باشد یا شرکاء جرم اگر چند نفر باشندمینامند.[4] به عقیده ایشان مشارکت وقتی تحقق پیدا میکند که درانجام"عملیات اجرایی"افراد دخالت داشته باشند: "...بنا بر این"عملیاتاجرایی"تشکیل دهنده هرجرم مشخص و معین است و افرادی که در انجام اینگونهعملیات همکاری داشته باشند، «شریک جرم»خواهند بود.با این توضیح اگر فعالیتیکی از کسانی که در ارتکاب جرم همکاری داشته داخل در تعریف«عملیات اجراییتشکیلدهنده جرم» نباشد نمیتوان او را بعنوان شریک مجازات کرد[5]".
دکترگلدوزیان یکی دیگر از اساتید حقوق جزا در مقام بیان و تعریف شرکت در جرمچنین میگویند:"شرکت در جرم وقتی مصداق پیدا میکند که چند نقر"دو نفر بهبالا"با تشریک مساعی خود عنصر مادی جرم را انجام دهند[6]". و بنا براین"شریک جرم، همانند مباشر مادی جرم"به کسی اطلاق میشود که شخصا اعمالمادی تشکیلدهنده جرم را انجام دهد.ولی از این جهت چنین فردی را شرکی جرممیدانند که به همراهی شخص یا اشخاص دیگری اعمال مادی تشکیلدهنده جرم رابه مورد اجرا میگذارد[7]".
یکی دیگر از حقوقدانان شریک جرم راعبارت از کسی میداند که"به قصد ارتکاب جرم با فرد یا افراد دیگری درانجام عملیات مادی جرم معینی مشارکت و همکاری میکند به دیگر سخن، شریکجرم به کسی اطلاق میشود که با همکاری یک یا چند نفر دیگر، یک جزء ازعملیات مادی و محسوس جرم معینی را انجام میدهد به نحوی که هریک از آنهافاعل مستقل آن جرم شناخته میشوند[8].
دکتر سمیعی با تاکید بر نقشعملیات اجرایی در تدوین شرکت در جرم چنین بیان میکنند: "هرگونه عملی کهدر مرحله ارتکاب جرم، «شروع به»حساب میشود در مرحله تعیین مجرم اجرامیتوان آن را«شرکت در جرم»نامید.[9]" ایشان در بخشی از سخنان خویش درصورتی فاعل را شریک جرم تلقی میکنند که"عمل برای ارتکاب جرم ضرورت داشتهباشد به نحوی که ارتکاب جرم بدون آن صورت نگیرد[10]".
همچنین دکترآزمایش از اساتید حقوق جزا در تقریراتشان در تعریف شرکت در جرم میگویند: "شرکت عبارتست از دخالت اشخاص متعدد در عنصر مادی جرم واحد به این صورت کهیا هریک عملی جداگانه انجام میدهند یا اینکه همگی بالاتفاق عمل واحد راانجام میدهند[11]."
و آقای دکتر جعفری لنگرودی در کتاب ترمینولوژی حقوق شرکت در جرم را چنین تعریف مینماید:"ارتکاباز اجزاء اصلی جرم را بوسیله"شخص"شرکت در جرم گویند.بطوری که از جزئیمجمووع اعمال دو یا چند نفر جرم صورت گرفته باشد.مثل اینکه کسی دست و پایمقتول را نگه دارد و دیگری سرش را ببرد[12]."
و در همین ارتباطمؤلف کتاب شرکت و معاونت در جرم، ضمن آنکه مثال فوق را از مصادیق امساکبعنوان معاونت در قتل عمدی ذکر میکنند، خود، را عبارت از"همکاری مؤثر باشخص دیگر شرکت در جرم در ارتکاب اجزای اصی عنصر مادی جرم"دانستهاند[13]".
چنانچهملاحظه میشود، مطابق تعاریف مزبور، شریک کسی است که در عملیات اجراییجرم، مداخله موثر داشته به نحوی که جرم ناشی از اقدامات او و فاعل اصلیمیباشد.و مشارکت در جرم، زمانی تحقق پیدا میکند که در"عملیات اجرایی"دونفر یا بیشتر شرکت داشته باشند.
مبحث دوم: تعریف شرکت در جرم بر اساس نظریات فقها و علمای اسلام
الف- شرکت در جرم در فقه امامیه
اصولافقها متعرض بیان تعریفی از شرکت در جرم به معنای کلی و اعم نشدهاند، بلکهفقط شرکت در قتل را مورد بحث قرار داده و به تبیین کیفیت تحقق آن اکتفانمودهاند.
از جمله فقهاء، حضرت امام(ره)در کتاب قصاص تحریر الوسیلهمسأله 45 میفرمایند:"تتحقق الشرکه فی القتل بان یفعل کل منهم ما یقتل لوانفرد کان اخذوه جمعا فالقوه فی النار او البحر...[14]" یعنی شرکت در قتلوقتی تحقق پیدا میکند که هریک از شرکاء عملی انجام دهد که ر صورت انفرادو به تنهایی هم کشنده باشد.مثل اینکه همه او را گرفته و در آتش یا دریابیندازند.
ایشان همچنین در بخشی دیگر از تقریراتشان، شرکت در قتل رادر صورت"سرایت"فعل همگی با قصد جنایت واقع شده را، محقق میدانند."و کذاتتحقق بما یکون له السرایة مع قصد الجنایة...[15]" آیت اله خویی(ره)نیزدر تکملة المنهاج میفرمایند:"تتحقق الشرکه فی القتل بفعل شخصیین معا[16]"... یعنی شرکت در قتل به سبب فعل دو نفر با همدیگر محقق میگردد.
حضرتآیت اله مرعشی از فقهای معاصر، شرکت در جرم را اینگونه تعریفنمودهاند:"چند نفر جنایتی را علیه شخص یا مال یا امنیت و یا حق با یک فعلمادی و یا افعال متعددی واقع سازند بطوری که دارای اثر واحدی به طورمستقیم بوده باشد[17]."
چنانچه ملاحظه میشود، ایشان بر خلاف سایرفقهای اسلامی که موضوع شرکت در جرم را تعریف ننمودهاند، اکتفا به این امرنکرده و در مقام بیان جامع و مانعی از مفهوم"شرکت در جرم" برآمدهاند[18].
ب- شرکت در جرم در فقه عامه
فقهایاهل سنت نیز در کتب فقهی خود موضوع شرکت در جرم را تعریف نکردهاند بلکهبه مناسبتهای مختلف، به اشکال گوناگون اشتراک در جنایت اشاره داشتهاند کهالبته نظرات ایشان نسبت به اشتراک در جرم با عقیده علمای امامیه متفاوتاست.بطور کلی آنچه که از تعاریف ایشان بر میآید اینکه، در لسان اهل سنت،شریک جرم به گونهای تفسیر و تعریف میشود که شامل معاون جرم نیزمیگردد."حتی از نظر آنان کسی که دیگری را به کشتن شص ثالثی فرمان دهد،مالک، آمر و مأمور را جزو مشارکین در قتل محسوب داشته و هردو را محکوم بهقصاص میداند.در حالیکه از نظر حقوق جزای شیعه، اینگونه تفسیرها قابل قبولنیست...[19]" همچنین به نظر اهل سنت، شریک مسببی کسی است که با دیگری درارتکاب فعلی اتفاق میکند یا دیگری را بر انجام فعلی بر میانگیزد یا برفعل مجرمانه اعانه مینماید و در شرکت در جرم، همکاری یا تحریک یا اعانهبر جرم را با قصد مجرمانه شرط میدانند[20]. بدین ترتیب شریک در عملیاتاجرایی جرم مداخلهای ندارد بلکه اعمال مقدمات آنرا انجام میدهد.
علمایاهل سنت، به عبارت دیگر"قائل به شرکت در جرم نبوده بلکه معاونت در جرم رابعنوان شرکت محسوب و آنچه را که ما بعنوان شرکت مینامیم به«فاعلین»«شریکمباشر»«مباشرین» «تعدد فاعلین»«مرتکبین اصلی»و«فاعلون»و تعبیرات مشابهدیگر اطلاق مینمایند[21]".
از جمله جندی عبد الملک در کتابالموسوعه الجنائیه مینویسد:"شریک جرم کسی است که در ارتکاب اعمال تبعی مشارکت میکند؛اعمالی که ذاتا سازنده جرم به شمار نمیرود2".
ونیز عبد القادر عوده، در مقام بیان صورتهای همکاری در بزهکاریمیگوید:"...شخصی را که در اجرای عنصر مادی مباشرت دارد، مباشر جرمنامیدهاند و شخصی را که در اجراء عنصر مادی جرم مباشرت ندارد، معاون جرمنامیدهاند و فعل مباشر را اشتراک مباشرتی در جرم و فعل مسببی را اشتراکغیر مباشرتی یا اشتراک سببی میگویند.[22]"لذا تحت عنوان"الاشتراکفی الجریمه"که معادل فارسی آن در نظام حقوقی ما همکاری در بزهکاری یا شرکتو معاونت در جرم میباشد، حقوقدانان عربی بخصوص حقوقدانان کشور مصر،اصطلاح اشتراک در جرم را به معنای شرکت و معاونت در جرم استعمالمینمایند.و به شریک در اصطلاح حقوقی ما، شریک مباشر و به معاون جرم، شریکمسبب میگویند.[23]"
دکتر ابراهیم نشأت ضمن تشریح ماده 54 قانونجزای بغداد مینویسد:"شریک نفس جرم را مرتکب نمیشود...بلکه از طریق تحریکیا تبانی یا تسهیل وقوع جرم مساعدت نمیکند یعنی عمل شریک به دور ازارتکاب نفس جرم است[24]" بدین ترتیب شرکت در جرم در لسان علمای اهل سنتدارای مفهومی اعم از معاونت و شرکت در جرم بوده و هم فاعلان و مرتکبیناصلی جرم و هم محرکین و مساعدتکنندگان مرتکبین اصلی را گرچه خارج ازعملیات اجرای و عنصر مادی جرم مداخله داشتهاند را در میگیرد.
مبحث اول- شرکت در جرم در قوانین جزایی قبل از انقلاب اسلامی ایران
اولینقانون جزای مدون ایران در سال 1304 طی ماده 27 از فصل ششم باب اول، درخصوص شرکت در جرم مقرر میداشت:"هرگاه چند نفر مرتکب یک جرم شوند، به نحویکه هریک فاعل آن جرم شناخته شود، مجازات هریک از آنها، مجازات فاعل است واگر هرکدام یک جزء از جرم واحد را انجام دهد، بطریقی که مجموع آنها جرمشناخته شوند، شرکاء در جرم محسوب و مجازات هریکاز آنها حداقل مجازات فاعل مستقل است لیکن هرگاه نسبت به خصوص بعضی ازشرکاء اوضاع و احوالی موجود باشد که در وصف جرم یا کیفیت مجازات، تغییریدهد، تأثیری در حق سایر شرکاء نخواهد داشت".
همچنین قانونگذار سال1352، با ایجاد اصلاحاتی در ماده فوق، بنا به ماده 27 قانون اخیر، قانونسابق را منسوخ و شرکت در جرم را چنین تعریف نمود:"هرکس با علم و اطلاع باشخص یا اشخاص دیگر در انجام عملیات اجرایی تشکیلدهنده جرمی مشارکت وهمکاری نماید، شریک در جرم شناخته میشود و مجازات او مجازات فاعل مستقلآن جرم است، در مورد جرایم غیر عمدی که ناشی از خطای دو نفر یا بیشترباشد، مجازات هریک از آنها نیز مجازات فاعل مستقل خواهد بود و اگر تأثیرمداخله شریکی در حصول جرم ضعیف باشد، دادگاه مجازات او را به تناسب عمل اوتخفیف میدهد".
در مقایسه بین دو قانون قبل از انقلاب اسلامی کههردو ناظر بر تعریف شرکت در جرم بودند، میتوان گفت:در قانون مجازات عمومیسال 1304، بحث تعدد فاعلین جرم مطرح شده که به موجب آن در صورت ارتکاب جرمواحد از سوی چند نفر هرگاه عمل هرکدام به تنهایی برای وقوع جرم کفایتمینمود و بعبارت دیگر عمل هریک از فاعلین علت تامه تحقق نتیجه مجرمانه راتشکیل میداد، تحت عنوان فاعل مستقل محسوب شده و از نظر مجازات نیز هریکاز آنها به مجازات فاعل مستقل جرم، محکوم میشدند.در حالی که در قانون سال1352ذکری از تعدد فاعلین نشده بلکه صحبت از شرکای جرمی بود که از مجموعاعمال آنها، جرم کاملی انجام میپذیرفت.همچنین در قانون مجازات عمومی1304، نحوه نگارش ماده مزبور به نحوی بود که در خصوص"امکان تحقق شرکت درجرایم غیر عمدی"موجب بروز اختلاف بین حقوقدانان میشد اما نظریه غالبی کهدر دوران حاکمیت این ماده ملاحظه میشود پذیرش این فرض است.مثلا دکترکتابی مینویسد:فرض علمی و عملی و تصویر و تصور چنین موردی خالی از اشکالاست و هیچ مانعی به نظر نمیرسد که دو یا چند نفر هریک جزئی از عملی رابطور ارادی انجام دهند که آن عمل منتج و منتهی به حادثه قابل تعقیبیگردد.از جهت عملی و تصور خارجی مساله در تمام موارد بزههای خطئی به جای یکنفر میتوان چند نفر را فرض نمود.مثلا چند نفر از روی بیاحتیاطی یابیمبالاتی مشترکا سنگ بزرگی را که یک نفر قادر به حمل آن نیست بردارند واز پشت بامی به خیابان پرتاب کنند و در این موقع اتفاقا عابری از آن محلعبور نماید و سنگ بر سر او اصابت کرده موجب مرگ او گردد.شک نیست کهانداختن سنگ که موجب قتل عابر شده، حاصل جمع و نتیجه کار کسانی است که درآن کار شرکتداشتهاند.[25]در هرحال علیرغم اینکه قانونگذار سال 1304 به جرایم غیرعمدی هیچگونهاشارهای نکرده بود، قانونگذار سال 1352 در مورد جرایم غیرعمدی که ناشی ازخطای دو نفر یا بیشتر باشد نیز فرض شرکت را پذیرفته است.از سوی دیگر قانوناخیر الذکر علم و اطلاع را شرط تحقق شرکت در جرم دانسته و این در صورتیاست که در قانون سال 1304، قانونگذار اشارهای به این مورد نکرده بود. همچنین قانونگذار 1352، بحث"تناسب میزان مجازات با عمل ارتکابی"را در نظرداشته که جای آن در قانون 1304، خالی است.
مبحث دوم- شرکت در جرم در حقوق جزای جمهوری اسلامی ایران
باپیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، تغییرات عمدهای در نهادهای قانونیکشور، بالاخص نهاد جزایی صورت گرفت که از جمله آنها تغییرات و اصلاحاتی درقوانین مربوط به شرکت در جرم بود.بدین ترتیب ماده 27 قانون مجازات عمومی1352، با تدوین ماده 20 قانون راجع به مجازات اسلامی مصوب 1361 نسخگردید.به موجب ماده اخیر:"هرکس با علم و اطلاع با شخص یا اشخاص دیگر دریکی از جرائم قابل تعزیر مشارکت نماید و جرم مستند به عمل همه آنها باشد،خواه عمل هریک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثرکار آنها مساوی باشد خواه متفاوت، شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازاتفاعل مستقل آن جرم خواهد بود.در مورد جرایم غیر عمدی که ناشی از خطای دونفر یا بیشتر باشد، مجازات هریک از آنان نیز مجازات فاعل مستقل خواهدبود.اگر تأثیر مداخله و مباشرت در حصول جرم ضعیف باشد، دادگاه مجازات اورا به تناسب تأثیر عمل او تخفیف میدهد".همچنین به موجب ماده 23 همانقانون:"رهبری و سردستگی دو یا چند نفر در ارتکاب جرم اعم از اینکه عملآنان شرکت در جرم یا معاونت باشد، میتواند از علل مشدّده مجازات باشد."
چنانچهملاحظه میشود، ویژگی مهم این ماده آنست که قانونگذار، تنها شرکت در جرایمقابل تعزیر را در شرکت در جرم مدنظر قرار داده و سایر جرایم را در این بحثکه در واقع تعریف کلی شرکت در جرم بطور اعم بوده را از نظر دور داشتهاست.همچنین در بحث از عوامل مشدده مجازات، سردستگی و رهبری دو یا چند نفردر ارتکاب جرم را از علل مشدده مجازات دانسته است اعم از اینکه
عملآنها"شرکت"در جرم یا"معاونت"باشد.و اما چرا قانونگذار اسلامی تعریف خود ازشرکت در جرم را اختصاص به امور تعزیری داده و سایر جرائم مشمول حدود وقصاص و دیات را از نظر دور داشته و اصولا آیا قائل به تفاوتی میان شرکت درجرم در جرائم تعزیری و سایر جرائم شده است یا خیر؟در بحث از قانون مجازاتاسلامی مصوبه 1370 به آن خواهیم پرداخت:
مقنن سال 1370 در ماده 42قانون مجازات اسلامی با چند تغییر انشایی در ماده 20 قانون راجعبه مجازاتاسلامی مصوب 1361 به تعریف شرکت در جرم پرداخت و چنین مقرر میدارد: "هرکسعالما، عامدا با شخص یا اشخاص دیگر در یکی از جرائم قابل تعزیر یامجازاتهای بازدارنده مشارکت نماید و جرم مستند به عمل همه آنها باشد خواهعمل هریک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کارآنها مساوی باشد خواه متفاوت، شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعلمستقل آن جرم خواهد بود.در مورد جرایم غیر عمدی(خطایی)که ناشی از خطای دونفر یا بیشتر باشد، مجازات هریک از آنان نیز مجازات فاعل مستقل خواهدبود".تبصره ماده مذکور اشعار میدارد:"گر تأثیر مداخله و مباشرت شریکی درحصول جرم ضعیف باشد، دادگاه او را به تناسب تأثیر عمل او تخفیف میدهد".
دریک بحث تطبیقی بین دو ماده 20 قانون راجعبه مجازات اسلامی و ماده 42قانون مجازات اسلامی ملاحظه میشود که اولا:در ماده اخیر الذکر که امروزهقدرت اجرایی دارد، قانونگذار در مقام تعریف شرکت عمدی در جرایم قید«عالماو عامدا»را در صدر ماده جایگزین عبارت«علم و اطلاع» نموده، بدین ترتبی ودر حال حاضر، صرف علم و اطلاع شریک به مجرمانه بودن عمل ارتکابیاش، برایتحقق شرکت در جرایم عمدی کافی نبوده بلکه علاوه بر آن به قصد واراده«عمد»نیز نیاز میباشد.ثانیا:در ضمن ماده، جداگانه مسأله شرکت درجرایم غیر عمدی(خطایی)را مورد نظر قرار داده و مجازات شریک در جرم غیرعمدی را مانند شریک در جرم عمدی، مجازات فاعل مستقل آن جرم دانستهاست.ثالثا:مقنن در تعریف شرکت در جم آن را محدود به-یکی از جرایم قابلتعزیر یا مجازاتهای بازدارنده-نموده است که این یکی از نقائص ماده مزبوررا تشکیل میدهد.اما اینکه چرا قانونگذار شرکت در جرم را تخصیص به شرکت درجرایم تعزیری یا مجازاتهای بازدارنده داده است، سئوالی است که بعضی ازعلمای حقوق به بررسی آن پرداخته و در مقام پاسخگویی به آن بر آمدهاند: ازجمله دکتر رضا نوربها در این زمینه مینویسند:"صراحت قانونی نباید موجباین توهم شود که در سایر جرائم شرکت وجود ندارد بلکه چون در جرایم دیگرتکلیف مشخص شده، لذا نویسندگان قانون نخواستهاند با ورود در بحث آن جرایممسائل مطروحه در شرکت را که غالبا از حقوق عرفیسرچمشه میگیرد از مجرای کلی خود دور سازند[26]".
واقعیتاین است که"بطور کلی در حقوق موضوعه جمهوری اسلامی ایران، قانونگذار دربحث از شرکت در جرم، مشی احد و کلی ندارد.در تعزیرات راهی را در پیش گرفتهو در قصاص و...راهی دیگر[27]".
اصولا مشارکت در مسایل جزایی یکمفهوم کلی و عامی دارد که قابل انطباق بر همه مجازاتها میباشد"برای تحققشرکت در کلیه جرائم، وجود تعدد مرتکب، مجرمانه بودن عمل ارتکابی و وجودرابطه سببیّت و علیّت بین فعل ارتکابی شرکاء و نتیجه حاصله لازم و ضروریاست و بدون تحقق هریک از آنها شرکت در جرم واقع نمیگردد.لذا جرایم تعزیریاز این جهت خصوصیت خاصی ندارند که قانونگذار تعریف خود را بدان اختصاصداده است[28]". لذا برای هرعنوان جزایی(تعدد-تکرار- معاونت-مشارکتو...)باید تعریفی کلی و جامع داده شود.مشارکت و معاونت و...همه جا یکماهیت دارد، گر چه مصادیق آنها متفاوت است، بهرحال یک حقیقت است.مشارکت درجرم همه جا مشارکت در جرم است.و اینکه قانونگذار این قید"جرائم تعزیری ومجازاتهای بازدارنده"را آورده، علت آن اینست که مقنن عبارات قانون سابق رابه طور تقلیدی آورده زیرا تعاریف آنها بیشتر راجعبه مجازاتهای تعزیریبوده[29]". خصوصا با توجه به این نکته که قانون مجازاتهای اسلامی در مقامبیان عمومات و کلیات است از اینرو بهتر آن بود که قانونگذار با اتخاذ مشیواحد و کلی و با به دست دادن ملاکی عام، قواعد کلی شرکت در جرم را چنانانشاء مینمود که شامل همه انواع جرائم میشد.
بطورکلی برای اینکه جرمی محقق شود عناصر و شرایطی لازم است که بدون وجود آنها،هیچ جرمی در عالم خارج وقوع پیدا نمیکند.این عناصر به دو دسته اصلی تقسیمشدهاند:1-عناصر عمومی جرم و 2-عناصر اختصاص جرم.
عناصر عمومی جرمکه باید در هرجرمی محقق باشد، هم در حقوق جزای عرفی و هم در حقوق جزایاسلامی پذیرفته شده است.این عناصر عبارتند از:
1- وجود نص و قانونی که جرمرا منبع و مجزات آنرا بیان نماید که امروزه آنرا اصطلاحا"عنصر قانونجرم"مینامیم.
2- انجام فعل و یا ترک فعلی که ایجادکننده جرم است که امروزهآن را در اصلاح حقوقی"عنصر مادی جرم"مینامیم.
3- مکلف یعنی مسئول بودنجانی در مقابل جرم که امروزه آنرا"رکن معنوی یا روانی جرم"مینامیم[30]".
ایناجزاء و مواد سهگانهای که در حقوق جزای عرفی، جرم را مرکب از آنهاگرفتهاند[31]، با آنچه در فقه اسلامی در این زمینه وجود دارد، از نظرنمره عملی قابل انطباق است.با توجه به آنچه در فقه در باب معاملات وعبادات و سایر ابواب آمده است، میتوان گفت:در هرجرمی تا سه چیز تحقق پیدانکند، جرم نیست، آن سه چیز عبارتند از:
1- نص قانونی جرم یا دلیل حکم
2- عملخارجی که مصداق واقعی جرم است
3- تکلیف[32](یعنی بلوغ و عقل و اختیار).
بعلاوه،هرجرمی با توجه به ماهیت خاص خود، برای تحقق یافتنش به عناصر و شرایطدیگری هم نیازمند است که از آن بعنوان"عناصر اختصاصی"یاد میشود.مثل"جرمسرقت، که عنصر اختصاصی آن مخفیانه بودن ربایش مال غیر و یا جرم قتل کهعنصر اختصاصی آن"اذهاق نفس محترمه"است.و اما در مورد عنصر قانونی:در یکیاز مشخصات اصلی جرم که در نظامات کیفری عصر ما پذیرفته شده است، همین خصیصه قانونی بودن آن است.مراد از قانونی بودن جرم این است که قانونجزا بر حسب مصلحت نظام اجتماعی احکام جزائی را تعیین میکند و از آن احکاماستنباطمیشود که انجام یا ترک چه اعمالی به عنوان جرم، ممنوع و مستحق مجازاتاست. بنا بر این مادام که قانونگذار عملی را امر یا نهی نکرده باشد و عاملآن را قابل مجازات نداند، اشخاص در انجام آن عمل مجاز و آزاد میباشند[33]." و این امر با قاعده فقهی"الصالة الصحه"نیز سازگارمیباشد.زیرا"الصالة الصحه به معنی آنست که چنانچه فعل از غیر صادر شدهباشد و در حرمت و حلیت آن فعل شک حاصل شود، بنابر جواز و حلیت تکلیفیگذاشته میشود[34]."
در هرحال، شرکت در جرم، نیز از این قواعدا وملاک کلی بر حذر نبوده و یکی از شرایط تحقق شرکت در جرم، را"مجرمانه بودنعمل ارتکابی"و به عبارت دیگر"تخطی و تجاوز به قانون جزا[35]" که از آن بهعنصر قانونی بودن جرم و مجازات تعبیر میتوان کرد، تشکیل میدهد."لذا صرفاشتراک و همکاری فی حد ذاته قابل مجازات نبوده، مگر آنکه منجر به عملی شودکه آن عمل از نظر مقنن قابل مجازات باشد[36]." پس در صورتی که فعلارتکابی ولو بوسیله چند نفر انجام شده باشد، در صورتی که مطابق قانون جرمنباشد، موضوع شرکت در جرم نیز محقق نخواهد شد.بعلاوه شامل کلیه جرائم اعماز حدود و قصاص و دیات و تعزیرات و..میگردد[37]".
بنا بر این درمواردی مثل دفاع مشروع(موضوع ماده 61 ق.م.ا مصوبه 1370)و نیز عوامل موجههجرم یا عفو عمومی که اثر آنها، اصولا امحاء آثار جرم و دفع مسئولیت است،چون خود عمل جرم تلقی نمیشود و قانونا وجهی برای جرم دانستن آن وجودندارد، لذا شرکاء در آن نیز مجرم محسوب نمیشوند.همچنانکه نص قانون درماده 42 قانون مجازات اسلامی با عبارات"...در یکی از«جرائم»" و"...«جرم»مستند به عمل همه آنها باشد"، که زیر عنوان"شرکاء و معاونینجرم"در فصل دوم بیان نموده است، مؤید این مطلب میباشد.
در خصوصشرایط و ارکان اختصاصی شرکت در جرم، حقوقدانان نظریات متفاوتی را ابرازداشتهاند:از جمله دکتر گرجی یکی از حقوقدانان و اساتید حقوق، وجود دو شرطرا در صدق عنوان شرکای جرم لازم میداند که عبارتند از:1-علم و اطلاع آناناز ماهیت جرم ارتکابی، 2-مشارکت و همکاری در انجام عملیات اجرای جرم[38]" و اما دکتر نوربها"با توجه به ماده 20 قانون راجعبه مجازاتاسلامی شرایط زیر را برای حصول شرکت در جرم لازم میدانند:الف- ماهیت جرم،ب- علم و اطلاع از جرم، ج- انجام عملیات اجرایی[39]" و دکتر صالحولیدی نیز گذشته از انجام علمیات اجرایی و علم و اطلاع شرکاء از ماهیت جرمارتکابی، مشارکت در یکی از جرایم قابل تعزیر را هم با توجه به نص قانونراجعبه مجازات اسلامی، از شرایط شرکت در جرم دانستهاند[40]".
بعضینیز عناصر تحقق شرکت در جرم را به شرح ذیل احصا نمودهاند:1- مجرمانه بودنعمل ارتکابی 2- عنصر مادی و وجود رابطه علیت و سببیت 3- تعدد مرتکب 4- علم وقصد مجرمانه که صرفا برای تحقق شرکت عمدی در جرایم لازم است[41]." عبدالقادر عوده از علمای اهل سنت در این خصوص وجود دو شرط را برای اعتبارشرکت و معاونت در جرم ضروری میدانند:و الاشتراک سواء کان مباشرا او غیرمباشر له شرطان عامان یجب توفرهما لاعتبار الاشتراک جریمه و هذان الشرطانهما:اولا:ان یتعدد الجناة، فاذا لم یتعدوا فلیس هناک اشتراک مباشر و لاغیر مباشر.ثانیا:ان ینسب الی الجناة فعل محرم معاقب علیه، فاذا لم یکنالفعل المنسوب الیهم معاقبا علیه فلیس هناک جرمیه و بالتالی لااشتراک[42]." یعنی:"وجود دو شرط برای شرکت در جرم ضروریست اعم از آنکه بصورت شرکتیا معاونت در جرم باشد.آندو شرط این است:اول-باید مجرمین، متعدد باشند. بنا بر این اگر مجرمین متعدد نباشند، اشتراک مباشرت و یا غیر مباشرت محققنمیشود.دوم-فعل حرامی که برای آن مجازات تعیین شده باشد، به مجرمین نسبتداده شود.لذا اگر فعلی که به آنها نسبت داده میشود، مجازات برای آن تعییننشده باشد، جرمی در کار نخواهد بود.و با نبودن جرم، شرکت و معاونت در جرمنیز محقق نمیشود[43]."
آیت اله مرعشی در مقام بیان ماهیت مشارکتدر جرم، میفرمایند:با عنایت به بیانات فقهای اعلام و عبارات مقنن در خصوصشرکت در جرم، میتوان شرکت در جرم را اینگونه تعریف نمود: "چند نفر جنایتیرا علیه شخص یا مال یا امنیت و یا حق با یک فعل مادی و یا افعال متعددیواقع سازند بطوری که دارای اثر واحدی به طور مستقیم بوده باشد[44]. بهموجب این تعریف، شرایط و ارکان اختصاصی شرکت در جرم عبارتند از:1- وقوعجنایت«عمل مجرمانه»2- تعدد فاعلین 3- فعل ایجابی اعم از بسیط یا مرکب 4- وقوعنتیجه مجرمانه 5- استناد پدیده مجرمانه به فعل همه شرکاء[45]«رابطه سببیت» حالپس از بیان این مختصر در مورد عناصر عمومی و اختصاصی شرکت در جرم و بیاننظریات فقها و علمای اسلام و اساتید حقوق جزا، در خصوص عنصر قانون وتوجیهات و تفاسیر آن، ادامه مطلب را با دومین عنصر متشکله جرم، یعنی عنصرمادی شرکت در جرم پی میگیریم.
یکیاز عناصر تشکیل دهنده هرجرمی، عنصر مادی آن است.به عقیده علمای حقوق جزا، "قصد ارتکاب جرم زمانی قابل تعقیب و مجازات است که به صورت یک عمل خارجیفعلیت و عینیت پیدا کند یا به سخن دیگر، عنصر مادی جرم، نمودار خارجیاندیشه و پنداری است که کاشف از قصد فاعل آن است و قانون آن را جرممیشناسد[46]" بنا بر این شرط تحقق جرم، آنست که یک اقدام خلاف قانونکیفری بعمل آید، این اقدام که لازمه پیدایش جرم و تجلی خارجی قصد مجرمانهمجرم است، عنصر مادی جرم نامیده میشود[47] و زمانی که فعل یا عملی کهقانون آن را جرم دانسته، از طرف چند نفر"دو نفر به بالا"صورت گیرد، در اینصورت عنصر مادی شرکت در جرم، تحقق مییابد.برای به منصه ظهوررسیدن"عمل"مجرمانه یا عنصر مادی، مجرم یا مجرمین(چه در صورت مباشرت یامشارکت)باید مراحلی را طی نماید."در نظامهای جزایی کنونی کسی را تنهابخاطر اندیشه مجرمانه -اگر با عمل و واکنشی توأم نباشد-مجازات نمیکنند[48]اصولا در حقوق جزای عرفی، وقوع جرم در سه مرحله صورت میپذیرد.درمرحله اول که مرحله معرف النفی است که فکر ارتکاب جرم ناگهان بخاطر تبهکارخطور میکند و تصمیم به ارتکاب آن میگیرد.در مرحله دوم که مرحله مقدماتیاست آلات و ادوات جرم تهیه و جمع میشود.در مرحله سوم که مرحله اجراستقاعدتا جرم بوقوع میپیوندد[49].
مرحله اجرا یا عملیات اجرایی کهدر نظر قانون جزا برای مرتکبین آن، در صورت جرم بودن، مجازات مقرر شدهاست، پس از مرحله دوم یعنی تهیه مقدمات، بوقوع میپیوندد.و مراحل قبل ازآن از جنبه جرم بودن آن، مورد حکم قانونگذار و نیز شارع اسلام قرار نگرفتهاست.
مبحث اول- عملیات اجرایی
"مقصوداز عملیات اجرایی آن مقدار اعمال مادی است که شریک با مداخله در آن، قصدخود را مبنی بر انجام جرم به شکل مادی متجلی میسازد.بعنوان مثال دو نفرقصد تخریب دیوار متعلق به شخص ثالث را مینمایند.هردو شریکاند، اگر هریکیکلنگی بردارد و مقداری از دیوار را تخریب کند و دیگری نظاره نماید، نمیگفت در عملیات اجرایی شرکت داشتهاند[50]." همچنین در تعریفی دیگر ازعملیات اجرایی آمده"عملیات اجرایی آنهایی هستند که یک دسته آنها یا مجموعآنها تشکیل عنصر مادی جرم را میدهند و موجب تشکیل جسم جرم یعنی به وجودآمدن آن میشوند[51]". بنا بر این هرجرمی از عملیات معینی تشکیلمیشود.مثلا جرم سرقت که عبارت از "ربودن مخفیانه مال غیر"و یا"سلبحیات"که عملیات مادی جرم قتل میباشد و آنچه از لسان حقوقدانان و اساتیدحقوق جزا در حقوق جزای عرفی مستفاد میشود این است که هرگاه افرادی در اینگونه عملیات مادی مشارکت و همکاری داشته باشند، "شریک جرم"خواهند بود.دکترصانعی در همین رابطه مینویسد:"اگر فعالیت یکی از کسانی که در ارتکاب جرمهمکاری داشته، داخل در تعریف«عملیات اجرایی تشکیل دهنده جرم»نباشد،نمیتوان او را بعنوان شریک مجازات کرد.برای مثال شخصی که مأمور مراقبت درخیابان است تا در صورت نزدیک شدن پلیس، دوستان خود را که مشغول دزدیهستند، مطلع نماید، «شریک جرم»نخواهد بود.زیرا که عمل او از عملیات اجراییتشکیلدهنده جرم سرقت نیست[52]." البته برخی از حقوقدانان معاصر، از جملهآیت اله مرعشی میفرمایند:تعریفی که از شرکت در جرم در حقوق جزای عرفی شدهو بر مبنای آن مشارکت را وقتی قابل تحقق میدانند که در"عملیات اجرایی"دویا بیشتر شرکت داشته باشند، تعریفی جامع و مانع نیست زیرا دامنه علمیاتاجرایی معاونت را هم در بر میگیرد.در واقع علمیات اجرایی، اعمال فیزیکی ومادی است که اعم است از اینکه مربوط به ماهیت جرم باشد یا مربوط به ماهیتجرم نباشد.و این در حالی است که عمل ایجابی شریک در تحقق جرم، دخالت درماهیت عمل مجرمانه است نه صرف شرکت در عملیات اجرایی و مادی متشکلهجرم.لذا به نظر ایشان در تعریف مشارکت در جرم، بهتر است به جای عملیاتاجرایی، از"ماهیت"استفاده شود.بعنوان مثال شرکت در جرم را میشودبدین گونه تعریف نمود:دو نفر یا بیشتر در ارتکاب«ماهیت جرم»دخالت کنند[53]". البته قانونگذار بعد از انقلاب اسلامی، بر خلاف مقنن سال 1352 درمقام بیان شرکت در جرم، ذکری از "عملیات اجرایی"به میان نیاورده، ولیکنبرخی برآنند که"مستفاد از عبارت جرم مستند به عمل همه آنان باشد، این استکه شرکاء در مرحله اجرایی شرکت و همکاری نمایند[54]." در هرحال عملیاتاجرایی جرم اعم از دو مرحله شروع و اجرا میباشد؛که در هردو مرحله، هممنفردا قابل تحقق است و هم با مشارکت چند نفر میتواند انجام پذیرد و درصورتی که شرکای جرم در هردو مرحله مجتمعا با یکدیگر معاضدت و مشارکت داشتهباشند، شرکت در جرم، محقق میشود.اما اگر شرکاء شروع به عملیات اجراییکرده لکن به همان مرحله شروع، محدود شود، در این صورت شرکت در شروع به جرمصادق خواهد بود نه شرکت در جرم(کامل)و مجازات شرکاء نیز محدود به مجازاتاقدامات انجام شده مجرمانه میباشد.ماده 41 ق.مجازات اسلامی در این رابطهمقرر میدارد: "هرکس قصد ارتکاب جرمی کند و شروع به اجرای آن نماید، لکنجرم منظور واقع نشود چنانچه اقدامات انجام گرفته، جرم باشد، محکوم بهمجازات همان جرم میشود."و نیز به موجب تبصره یک همان ماده:"مجرد قصدارتکاب جرم و عملیات و اقداماتی که فقط مقدمه جرم بوه و ارتباط مستقیم باوقوع جرم نداشته باشد، شروع به جرم نبوده و از این حیث قابل مجازاتنیست".در حقوق عرفی نیز علمای حقوق با عنایت به این قاعده کلی بر آنند کهاصل آنست که افراد تا زمانی که مرتکب جرمی نشدهاند از هرگونه مسئولیتمبری باشند.بعلاوه مصالح اجتماعی ایجاب میکند تا حد امکان، تعداد کمتریاز افراد، مخصوصا اگر عمل آنها مشمول مقررات جزائی نباشد، در زمرهبزهکاران قرار گیرند و مجازات شوند[55] "اما در صورت ارتکاب جرم، گرچه درحد اقدامات انجام شده مستحق کیفر همان میزان اقدامات میباشند سزاربکاریادر این رابطه میگوید:"با آنکه قوانین، مجرد قصد مجرمانه را مجازاتنمیکند، با این حال عملی که حاکی از شروع به اجرا و مبین اراده ارتکابجرم باشد، سزاوار کیفر است.لیکن کیفری ملایمتر از کیفر اجرای کامل جرم[56]".
اداره حقوقی قوه قضائیه در زمینه مسائل کیفری، در نظریه شماره9/2/1365-7/892در خصوص شروع به جرم اشعار میدارد:"...در جرایمی که شروعبه آنها طبق قانون جرم تلقی شده، چنانچه عملیات مقدماتی فی نفسه جرمنباشد، حاکم بترتیب مقرر در قانون مجرم را تأدیب خواهد نمودو اگر شروع به جرم قانونا جرم نباشد، حاکم حق تأدیب ندارد[57]" چنانچهملاحظه میشود، نظریه فوق، در جهت تایید اصل جهان قانونی بودن جرایم ومجازاتها و در راستای حفظ آزادیهای افراد انسانی از تعرض سودجویان ومسرفین میباشد.
مبحث دوم- میزان دخالت در عملیات اجرایی و احراز رابطه علیت
یکیاز مسائل عمدهای که در عنصر مادی مشارکت در جرم باید مورد توجه وامعاننظر قرار بگیرد، آنست که برای تحقق شرکت در جرم، استناد نتیجه مجرمانه بهعمل همه شرکاء، شرط میباشد.به نحوی که در صورت فقدان چنین استنادی،نمیتوان موضوع شرکت در جرم را محقق دانست.مهم احراز استناد و یا بعبارتیدیگر احراز رابطه سببیت بین عمل ارتکابی و نتیجه جرم حاصله میباشد و اینکه میزان مداخله آنان به چه میزانی باشد، قانونگذار اشعار میدارد:"خواهعمل هریک به تنهایی برای وقوع جرم، کافی باشد، خواه نباشد و خواه اثر کارآنها مساوی باشد خواه، متفاوت شریک در جرم محسوب خواهند شد".لذا قانونگذاربا فرض احراز استناد جرم به عمل همه شرکاء"و جرم مستند به عمل همه آنهاباشد."در خصوص میزان مداخله شرکاء، تحقق اشتراک در جرم را خواه در شکل جزءالعله بودن و خواه علت تامه بودن اعمال ارتکابی شرکاء در وقوع جرم راامکانپذیر میداند.بنا بر این در این مبحث به دلیل اهمیت موضوع، رابطهسببیت یا علیت را از دیدگاه فقهای اسلام و نیز نظریات گونانگون در خصوصرابطه علیت در حقوق عرفی و به تبع آن در قانون مجازات اسلامی، بطور خلاصهبررسی میکنیم:
الف- رابطه علیت در فقه
فقهای امامیه بدوناینکه شرکت در جرم را مورد تعریف قرار دهند به بیان کیفیت تحقق آن در قتلپرداختهاند.بطور کلی در خصوص رابطه علیت بین فعل شرکاء و جرم، در لسانفقها نظریات و بیاناتی ایراد شده است:از جمله حضرت امام(ره)در کتاب قصاصدر تحریر الوسیله میفرمایند: "تتحقق الشرکة فی القتل بان یفعل کل منهم مایقتل لو انفرد[58]" یعنی شرکت در قتل وقتی محقق میشود که هریک از شرکاءعملی را انجام دهد که در صورت انفراد نیز کشنده باشد.آنچه از این تعریفمستفاد میشود اینکه شرکت در قتل زمانی به وقوع میپیوندد که عمل هرکداماز شرکاء، به
تنهایی،بتواند علت تامه در تحقق جرم قتل بوده باشد.و به عبارت دیگر به نظر ایشانبین عمل تک مشارکین در قتل و اذهاق نفس مقتول، رابطه علیت برقرار باشد.وصاحب جواهر، در این مورد میفرمایند:"اذ کما انه اکتفی الاول لم بمت.فلولمیکن الاول لم بمت الاخیر"یعنی عمل شرکاء بصورتی باشد که اگر فقط عمل اولیوجود میداشت قتلی به وقوع نمیپیوست و اگر هم عمل اولی وجود نمیداشت، بهسبب عمل دولی قتلی حاصل نمیشد، به عبارت دیگر هردو عمل بایستی تأثیر درسلب حیات داشته باشند[59]". و به عبارتی دیگر به موجب تعریف ایشان، هریکاز دو عمل، جزء العلة برای مرگ بوده و با همدیگر موجب مرگ میشوند.اصولابرای تحقق شرکت در قتل، عمل شرکاء در ارتباط با جرم حاصله از سه حال خارجنیست:1-عمل تمامی شرکاء، علت تامه برای مرگ هستند.یعنی هریک از دو عمل، بهتنهایی کشندهاند.(دو علت تامه)2-هریک از دو عمل، جزء العلة برای مرگ باشدو با همدیگر موجب مرگ شوند.(دو جزء العلة)3-یک عمل، جزء العلة باشد و عملدیگر علت تامه.لکن سلب حیات باید مستند به هردو عمل باشد.یعنی آن عملی کهجزء العلة هست هم باید مؤثر در مرگ باشد تا اشتراک در قتل محقق گردد[60].(علتتامه+جزء العلة موثر در مرگ). با توجه به تقسیمبندی فوق، نظر حضرتامام داخل در تعریف اول و نظر صاحب جواهر، داخل در تعریف دوم میگردد.واما نظر مرحوم خویی در خصوص تحقق شراکت در جرم قتل بگونهای است که همهمراحل بالا را در بر میگیرد.ایشان در این باره میفرمایند:"تتحق الشرکةفی القتل بفعل شخصصین معا[61]" یعنی شرکت در قتل محقق میشود به سبب فعلدو نفر با هم.و این تعریف اعم است از اینکه عمل هریک از شرکاء به تنهاییکشنده و علت تامه برای مرگ باشد یا اینکه عمل هریک جزء العلة برای اذهاقنفس باشد و یا اینکه هردو جزء العلة بوده ولی مرگ مستند به فعل هردوی آنهاباشد.
در هرحال بنابر عقیده فقهای امامیه که گذشت ملاک در اشتراک،احراز رابطه علیت بین عمل شرکاء و سلب حیات است.خواه عمل هریک علت تامهبرای قتل باشد، یا عملی علت تامه و دیگری جزء العلة و یا هردو جزء العلةباشند، لکن هردو موجب قتل شوند یعنی عمل هردو منجر به به نتیجه واحد شود[62]."
و اما عقیده دیگری در مورد اشتراک در قتل وجود دارد، که"صرفاشتراک"را کافی دانسته و لزومیبه احراز ابطه علیت بین عمل شرکاء و سلب حیات نمیداند.یعنی همین که دونفر با قصد واحدی برای کشتن دیگری اقدام کند هرچند یکی از آنها عملی کهسالب حیات است، انجام ندهد، اما چون صدق میکند که هردوی آنها قاتل باشند،شرکت در قتل تحقق مییابد.یکی از فقهای متأخر در این باره میگوید:"الشرکةفی القتل بتحقق بمطلق الاشتراک و لایلزم التساوی فی الجنایة فلو ضربهبالعصا عشرة و ضربه الاخر بواحد، فمات فعلیها القود اذ کانا بقصد القتل وکذا لو امسکه شخص و ضربه الاخر و کان قصدهما القتل، فیصدق علیهما انهماقاتلان..."یعنی شرکت در قتل به صرف اشتراک تحقق پیدا میکند و لزومی نداردکه جنایات وارده مساوی باشند بنا بر این اگر یکی از شرکاء ده ضربه عصا ودیگری یک ضربه به او بزند و قصد هردو قتل او باشد، هردوی آنها قصاصمیشوند(شریک به حساب میآیند).همچنین اگر کسی شخصی را نگه دارد و دیگریبه او بزند و قصد هردو قتل او باشد، صدق میکند که هردو قاتل باشند[63](شریکبه حساب آیند). چنانچه ملاحظه میشود، مطابق این نظریه، حتی ممسّک کهدر ماهیت جرم قتل یعنی اذهاق نفس دخالت ندارد، شرکت قتل محسوب شده، درحالی که علم ممسک به هیچ عنوان وارد در تعریف اشتراک در جرم بطور کلی واشتراک در جرم قتل بالاخص نمیگردد.زیرا همچنانکه قبلا گذشت، شرکت در جرمزمانی صورت میپذیرد که اولا چند نفر(دو نفر یا بیشتر).درارتکاب«ماهیت»جرم دخالت کنند و ثانیا اثر جرم مستند به فعل هردو باشد[64]". و این در مورد عمل ممسک صادق نیست بلکه در باب ممسک در فقه قاعده وحکم خاصی وجود دارد که بدان عمل میگردد.
ب- رابطه علیت در حقوق عرفی
درخصوص اهمیت رابطه سببیت و احراز آن در جرایم بویژه در صورت اشتراک در جرمآمده است:"رابطه سببیت از آن جهت حائز اهمیت است که همیشه وجود فعل یاافعال متعدد از یک طرف و وجود جرم یا نتیجه مجرمانه از سوی دیگر، دلیلمجرمیت نیست.خصوصا در صورتی که جرم واحد حاصل افعال مرتکبین متعدد باشد،زیرا ممکن است افعال ارتکابی برخی از آنها در تشکیل عنصر مادی جرم مؤثرنبوده و بالعکس فعل برخی دیگر از آنچنان تأثیری برخوردار باشد که رابطهاستنادی بین فعل و نتیجه حاصله دیگر مرتکبین را قطع نماید، لذا در اینجاوجود رابطه علیت بین فعل شرکاء و جرم ارتکابی بیش از هرزمان دیگر مطروح وباید اثبات گردد[65]."
همچنین در تعریف رابطه علیت گفته شده:"رابطهعلیت یا سببیت بین فعل شرکاء و جرم عبارتستاز ملازمه عرفی بین افعال ارتکابی شرکاء و نتیجه مجرمانه؛یعنی جرم ارتکابینتیجه و حاصل فعلی است که شرکاء مرتکب آن شدهاند[66]". برخی دیگر آنراچنین تعریف نمودهاند:"رابطه علیت عبارتست از رابطه ناگسستنی نتیجه به فعلبه نحوی که یک عنصر خارجی آنرا قطع نکند[67]."
در حقوق عرفی نظرات متعددی در خصوص احراز رابطه علیت بیان شده است که به اختصاربرخی از آنها اشاره میشود:
1- نظریهشرط ضروری:به موجب این نظریه"عمل مجرمانه تنها وقتی علت نتیجه مجرمانهتلقی میشود که بدون عمل، نتیجه هم تحقق پیدا نکند[68]".
2- نظریهشرط مستقیم و متصل به نتیجه:طرفداران این نظریه معتقدند که رفتار مجرمانهلزوما باید با حدوث نتیجه وارده ارتباط مستقیم داشته و علت نزدیک وبلاواسطه آن باشد[69].
3- نظریه شرط پویای نتیجه: بعضی از حقوقداناندر توجیه رابطه علیت معتقدند:"باید میان شروط پویا و دینامیک و شروط ایستایا غیر متحرک، تمیز قائل شد و تنها شروط پویا و متحرک را علت حدوث نتیجهمجرمانه دانست[70]".
4- نظریه شرط کافی: مطابق این نظریه در شروط عللضروری باید آنهائی که بخودی خود قادر به ایجاد نتیجه مجرمانه نبوده است،کنار گذاشته شده، شرط یا شروطی که بخودی خود مستقلا برای ایجاد نتیجه کافیبودهاند، علت یا علل حدوث نتیجه مجرمانه تلقی گردد[71].
نظریاتفوق، چهار نظریه اصلی بودند که در زمینه چگونگی احراز رابطه علیت ب