نحوه خونگیری - Blood Sample collection
۱) مشخصات بيمار رابه دقت در دفتر پذيرش آزمايشگاه ثبت نماييد ( نام ، نام خانوادگي ، سن ، جنس
نام پزشک معالج ، تاريخ مراجعه ) .
۲) زمان تحويل جواب آزمايشات را براي بيمار توضيح دهيد .
۳) در صورتي که انجام آزمايش نياز به ناشتا بودن بيمار دارد ، در همان مرحله پذيرش از ناشتا بودن بيمار اطمينان حاصل نماييد .
۴) به طور عادي جهت جلو گيري از بروز خطا در نتیجه آزمايشات بيوشيمي خون بهتر است بيمار ناشتا باشد . بخصوص در مورد آزمايشاتي مثل قند ، تري گليسريد ، کلسترول و اوره .( بطور معمول زماني معادل 12 تا 14 ساعت را جهت ناشتا بودن در نظر مي گيرند ) .
در مورد CPK و کراتينين ، بيمار حداقل 6 ساعت قبل از نمونه گيري از انجام هر گونه تزريق وفعاليت عضلاني خودداري نمايد .
۶) نام و نام خانوادگي بيمار را به همراه آزمايشات در خواستي بر روي برچسب ثبت نماييد .
۷) جهت انجام آزمايش CBC از ويال حاوي EDTA استفاده نماييد .
۸) جهت انجام آزمايش ESR از لوله حاوي سيترات سديم استفاده نماييد .
۹) جهت انجام آزمايشات بيوشمي و سرولوژي از لوله آزمايش بدون ماده نگهدارنده استفاده نماييد
۱۰) قبل از شروع به نمونه گيري از آماده بودن کليه وسايل از قبيل گارو ، سرنگ يکبار مصرف ، پنبه ، الکل طبي ( 70تا 75 درجه ) اطمينان حاصل نماييد .
۱۱) باتوجه به نوع و تعداد آزمايشات از سرنگ مناسب (۲ و ۱۰ و ۵ سی سی ) استفاده نماييد .
وريد بازو بهترين محل جهت نمونه گيري مي باشد ، در صورتيکه به هر دليل نتوان از وريد مذکور استفاده نمود ميتوان از وريدهاي پشت دست يامچ پا استفاده نمود ولي بايد توجه داشته باشيم که استفاده از اين وريدها همراه با درد بيشتري نسبت به وريدهاي بازو مي باشد .
جهت نمونه گيري ، پس از مشخص نمودن وريد مورد نظرو بستن گارو با پنبه الکل محل را بخوبي استریل نماييد .
سوزن را از جهتي که برش آن به سمت بالا باشد ، وارد رگ نماييد .
پس ازگرفتن خون به مقدار کافي ، گارو را باز نموده وسوزن را خارج مي نماييم ، سپس محل را باپنبه الکلي محکم فشار مي دهيم تا خون بند آمده واز بروز عوارضي از قبيل کبود شدن جاي سوزن جلوگيري شود
بايد سعي شود گارو بيش از يک دقيقه روي بازو بسته نشده باشد ، در غير اينصورت 3- 2 درصد افزايش همو گلوبين ، هماتو کريت وشمارش گلبولهاي قرمز را به دنبال خواهد داشت .
سوزن را از سرنگ جدا نموده وسپس خون را به آرامي از ديواره لوله آزمايش درون لوله بريزيد .
در هنگام جدا نمودن سوزن از سرنگ احتياط لازم را به عمل بياوريد که سوزن وارد دست شما نشود .
ويال CBCرا آرام وبا يک حرکت به شکل عدد 8 حرکت دهيد تا خون با ماده ضد انعقاد مخلوط شود .
لوله ESR را نيز به آرامي تکان دهيد تا خون با ماده ضدانعقاد مخلوط شود .
مقادير تقريبي خون جهت انجام آزمايشات :
1- جهت انجام يک آزمايش CBC مقدار cc 2- 1.5 .
2- جهت انجام يک آزمايش ESR مقدار 1.6 cc
3- جهت انجام آزمايشاتFBS ، T.G ،Cho ، BUN و Cr حدود cc5 – 4 .
4- جهت انجام آزمايشات سرولوژي مثل رايت ، کومبس رايت ، ME 2 مقدار 3cc .
5- البته بايد توجه داشته با شيد مقادير بالا به تقريبي مي باشد وبا توجه به آزمايشاتي که پزشک درخواست نموده مقدار خون لازم متفاوت مي باشد .
توجه: در صورتيکه لازم است آزمايشات جهت انجام به آزمايشگاه ارسال شود ، لوله آزمايش را سانتريفوِژ نماييد وسرم را ازخون جدا نموده ودر لولهاي ديگر جمع آوري نماييد ودرب لوله آزمايش را باپارافيلم ببنديد .
در صورتيکه امکان جدا سازي سرم وجود ندارد نمونه را بايد در اسرع وقت به آزمايشگاه منتقل نمود ، تا هنگام انتقال نمونه به آزمايشگاه مي توان نمونه را در يخچال 8- 2 نگهداري نمود .
ضدانعقادهاي رايج در خونشناسي :
جهت انجام آزمايش CBC از اتيلن دي آمين تترااستيک اسيد يا EDTA استفاده مي شود نمک دي پتاسيم آن در غلظت 2.2- 1.5 ميلي گرم به ازاي هر سي سي خون بکار مي رود که مي توان از آن بصورت پودر يا محلول استفاده نمود .
بايد توجه داشت مقدارEDTA مصرفي بايد متناسب با مقدار خون باشد وچنانچه بيش از اندازه مصرف شود ، آب گلبولها را جذب کرده وسبب چروکيدگي آنها مي شود . افزايش EDTA بيش از 2 ميلي گرم به ازاي هر سي سی خون سبب کاهش قابل توجه هماتو کریت ودر نتیجه افزایش MCHC می شود .
چنانچه خون در EDTA بماند بتدریج تغییرات زیر در مورفو لوژی گلبولهای قرمز مشاهده می شود :
الف- گلبولهای قرمز بتدریج متورم شده وحالت کروی پیدا می کنند .
ب- در نوتروفیلها باگذشت زمان پل اتصال دهنده بین لوبها از بین می رود وگاهی تنها فقط یک لوب باقی می ما ند ، گرانولها محو شده و زمینه سیتوپلاسم نوتروفیل هابه رنگ صورتی در می آید ، که حتی ممکن است با گلبول قرمز هسته دار یا NRBC اشتباه شود
ج- هسته لنفوسیتها ومنو سیتها منشعب شده و بصورت برگ شبدری با واکئول های سیتوپلاسمی همراه می شوند .
د- اگر خون دارای EDTA به مدت طولانی بماند گلبولهای حاوی انگل مالاریا از بین می روند و شناسایی مشکل خواهد بود ، در ضمن امکان دارد در تشخیص بورلیا نیز مشکل ایجاد شود .
اصول اولیه خون گیری ضد انعقادها :
خون گیری اساس کار آزمایشگاه و رکن تمام آزمایشات بستگی به رعایت اصول خون گیری است. خون گیری را به چند بخش تقسیم میکنیم.
Pre collection – 1
Ooring collection – 2
Hand of cimen – 3
اولین بحثی که در خون گیری مطرح میشود تعامل communication است و دکتر باید با بیمار رابطهی خوبی داشته باشد و آن را آماده کند چون بیمار نسبت به دادن خون مقاومت میکند و تعامل مهم است.
تحقیقات نشان میدهد 47% خطاهای آزمایشگاهی مربوط به prelab بوده که همان نمونه گیری است و حدود 45% خطاها مربوط به post lab بوده که همان خطاهای مربوط به نوشتن و گزارش کردن است و کمترین خطاها مربوط به خود آزمایش است ( 3% ) اگر خون گیری خوب انجام نشود باعث اشتباه در جواب آزمایش میشود و باعث صرفه هزینه و تکرار آزمایش میشود.
1 –pre collection : آنچه که قبل از خون گیری انجام میدهیم :
قبل از خون گیری از بیمار سئوالاتی شود.
1- به عنوان مثال فرد سیگار مصرف کرده است یا نه ؟
2- آیا ورزش کرده یا خیر با پله آمده یا آسانسور، فعالیت شدید داشته است یا نه.
3- وضعیت قرار گرفتن بیمار آیا بیمارم مدت طولانی خواب بوده است یا خیر؟
During collection :
- زمان خون گیری صبح بوده یا بعد از ظهر ، نحوه بستن تورنيكت، مسائل مربوط به خود نمونه (ارسال به موقع یا با تاخیر)
- آیا نمونه همولیز دارد یا خیر؟ آیا نسبت ماده ضد انعقاد رعایت شده؟ مشخصات نمونه با بیمار هم خوانی دارد یا خیر؟
- نمونه به اندازه کافی بوده است یا خیر.
دو نوع : 1- مویرگی capillary 2- وریدی venous
نمونه گیری مویرگی نداریم در واقع همان skin puncture میباشد که با زدن لانست و سوراخ کردن پوست انجام میشود. خون گیری اصلی وریدی است اسم دیگر خون گیری فلبتومی است.
1-انواع سرنگها با گاج شماره گذاری میکنند قطر آنها بین 23 – 16 است هر چه این درجه کمتر باشد قطر سوزن بیشتر است.
2- صندلی یا تحت مناسب خون گیری
3- گارو
4- فشارسنج
5- Warmer یا گرم کننده
6- Ice bag یا کیسه ی یخچال
7- یخچال
8- سطل مناسب برای دور کردن مواد نوک تیز حتما باید نفوذ ناپذیر باشد.
9- پنبه، الکل، گاز
1- شناسایی بیمار
2- بسته به نوع آزمایش ناشتا یا غیر ناشتا بودن بیمار
3- گارو را در بازوی سمت راست یا چپ حدود 7 تا 10 cm بالاتر از محل خون گیری میبندیم حدود 4 انگشت بسته
4- فشار گارو نباید بیشتر ازmmHg40 باشد و زمان بستن آن نباید بیش از یک دقیقه باشد.
برای خون گیری از دو رگ استفاده میکنیم. سفالیک مناسبترین رگ برای خون گیری است.
چون حرکت و درد کمتری دارد که از سمت مچ دست به سمت بالا آمده است.
Basilic
cobital
cephalic
اگر رگ پیدا نشد با ماساژ دادن از مچ دست به سمت بالا سعی میکنیم ورید قابل مشاهده باشد و اگر باز هم دیده نشد با دو انگشت روی ورید میزنیم و اگر نشد با پارچه مرطوب و گرم این کار را انجام میدهیم.
پس از پیدا کردن رگ با گاز استریل کرده به صورت حرکت دورانی از مرکز به خارج محیط را استریل میکنیم چون میخواهیم میکروب ها را دور کنیم یا از بالا به پائین
با رعایت همه موارد هیچ گاه پوست آسیب نمیبیند الکل میکروبها را از بین میبرد یعنی cell wall میکروبها را از بین میبرد ولی الکل نمیتواند ویروسها را از بین ببرد زیرا ویروس دیواره یا cell wall ندارد.
پس از استریل کردن محیط سوزن را هواگیری میکنید سپس با زاویه 30 درجه به طوری که ناحیه اوریب سوزن به سمت بالا باشد یا شیار به سمت بالا باشد وارد رگ میکنیم. عمق سوزن نباید بیش از 5/1 cm باشد خیلی کم هم نباشد چون باعث ایجاد هماتوم میشود.
به محض اینکه خون وارد سوزن شد گارو را باز کرده و خون گیری میکنیم و نمونه خون را در لولههای مربوط میریزیم و پس از ریختن خون نام بیمار و مشخصات مربوطه را مینویسیم.
سپس با یک گاز ناحیه خون گیری را فشار داده تا خون بند آید.
1- بستن تورنیکت یا گارو به مدت طولانی اگر بیش از یک دقیقه بسته شود باعث افزایش غلظت خون شده مثل هموگلوبين – هماتوکریت –RBC حدود 2 تا 3 درصد افزایش پیدا میکند.
میران لوکوسیتها حدود 5 تا 8% زیاد میشود.
2- posture بیمار :
اگر بیمار بیش از یک و نیم ساعت خواب باشد باعث نتیجهی کاذب در جواب آزمایش میشود و فاکتورهای خونی نیز میزان کاذب را نشان میدهد، بیمار باید 10 دقیقه قبل بیدار شود و آن گاه خون گیری صورت گیرد.
3- safety 8 infcction control :
سلامت خون گیر و بیمار بسیار مهم است.
ممکن است بیمار اوریون، سرخک، دیفتری داشته باشد که فرد خون گیر باید از دستکش و ماسک استفاده کند و ممکن است بیمارانی داشته باشیم که سیستم ایمنی ضعیفی دارند مثل افراد پیوند کلیه یا افراد شیمی درمان مثل لوسمیک یا پیوند مغز استخوان یا سوختگی شدید این افراد باید حتما ماسک و گان داشته باشند.
خون گیری مویرگی skin culture :
در این خون گیری به جای سوزن از لانست استفاده میکنیم لانست ها اغلب اتوماتیک است هم شدت ضربه هم عمق ضربه کنترل شده است. عمق ضربه نباید بیش از 2 میلی متر باشد و باید عمود بر شیارها باشد در بزرگسالان از انگشت 3 و 4 استفاده میشود و از کودکان از پاشنه پا استفاده میشود از کنارهها نه در مرکز جایی که تورم و هماتوم دارد نباید از خون گیری مویرگی استفاده کنیم.
تفاوت خون گیری مویرگی و وریدی :
در خون گیری مویرگی نسبت اماتوکریت و هموگلوبین و RBC بیشتر است.
استاندارهای فاکتورهای خونی براساس خون وریدی است.
میزان پلی مورفونوکلئویدها PMN 8% میزان مونوسیت 12% و میزان پلاکت ها 9% در خون گیری مویرگی بیشتر است ومیزان پتاسیم و کلسیم و پروتئين در خون وریدی بیشتر است.
بعد از گرفتن نمونه سریع اقدام به آزمایش میکنیم ولی اگر امکان پذیر نیست برای آزمایشات CBC (شمارش گلبولها) 4 تا 6 ساعت در دمای اتاق یا تا 24 ساعت در دمای یخچال نگهداری میکنیم.
برای آزمایش ESR 4 ساعت در دمای اتاق و 12 ساعت در دمای یخچال
برای گازهای خونی PH , PCO2 , PO2 باید بلافاصله و بدون هیچ گونه تاخیری انجام شود و در آیس بک یا کیسه خون باشد و سریع آزمایش شود.
Rejection of specimen : اُت کردن نمونه :
شرایطی که نمونه باید ات شود :
1- مشخصات نمونه با بیمار هم خوانی ندارد.
2- نمونه همولیز دارد.
3- نمونه لخته دارد.
4- زمان ارسال به آزمایشگاه درست انجام نشده است یعنی عدم شرایط نگهداری نمونه
5- نمونه کافی باشد.
مهم ترین آنها EDTA ( اتیلن دی آمین تترااستیک اسید ) که از نظر نوع نمک متفاوت است ممکن است Li , Na2 , k3 , k2 باشد. بهترین و استانداردترین نمک k2 است که توسط Icsh تأیید شده است.
نمک k2 به صورت پودر است که باید به صورت محلول در آید سپس در 1650 میلی گرم در 1 لیتر آب مقطر قابل حل است. قدرت حلالیت زیاد باعث شده بهترین کاربرد را داشته باشد. در ایران زیاد استفاده میشود.
سدیم هر 108 میلی گرم در 1 لیتر قابل حل است.
EDTA را که به صورت پودر است برای مصرف به صورت نمک محلول در آورده و بعد در ویالهای CBC توزیع میکنیم و در اتوكلاو 37 درجه قرار داده تا دوباره خشک شود و به صورت پودر در آید. به مدت یک روز
نوع k3 که به صورت محلول است در آمریکا زیاد استفاده میشود و میزان خطا 2 % است. میزان استفاده آن 5/1 – 25/1 میلی گرم در lcc خون است. اگر کم باشد باعث لخته میشود و اگر زیاد باشد مشکلاتی از قبیل :
1-باعث جذب آب توسط گلبولهای سفید شده و گلبولها متورم میشوند و میترکند و چروکیده میشوند و میزان هماتوکریت و ESR کاهش مییابد و میزان MCHC افزايش مييابد. میزان پلاکت ها بالا میرود و MCHC نیز افزایش مییابد. شکل گلبولهای سفید از حالت نرمال خارج میشود.
معمولاً بیشتر عدم رعایت نسبت مربوط به حجم نمونه خونی است که اضافه میکنیم . مثلا نمونه خون کم بوده باعث لخته میشود.
پدیده پلاکت ماهواره ای satelet plstelet :
اگر نسبت EDTA بیشتر باشد باعث تولید آنتی بادی بر علیه پلاکتها در خون میشود و همین باعث میشود پلاکتها در یک نوتروفیل جمع شوند و پلاکت به نوتروفیل بچسبد علاوه بر نوتروفیلها در مونوسیتها هم این حاصیت صورت میگیرد و باعث به وجود آمدن پلاکت ماهوارهای یا satelet platelet میشود.
در بررسی گلبولها Basophil stipling بررسی مورفولوژیکی نیز اختلال ایجاد میکند.
- در فعالیت لاکتوفرین و فاکتوردافی و فعالیت تومور TNF نکروز فاکتور اختلال ایجاد میشود.
کلسیم را از محیط خون حذف میکند و انعقادی صورت نمیگیرد.
نمک سدیم چون حلالیت کم است کمتر استفاده میشود.
برای تستهای انعقادی PTT , PT و فیبرینوژن و بررسی فعالیت پلاکتها استفاده میشود.
برای تستهای انعقادی از رقت 1 به 10 استفاده میشود و برای سدیمان از نسبت نیترات 1 به 5 خون استفاده میشود.
از دو نوع رقت استفاده میشود :
1- 2/3 بهترین
2- 8/3 : معمولاً اسمولاریته را به هم میریزد. مکانیسم عمل مشابه EDTA است یعنی کلیسم را از محیط حذف میکند. برای ESR هم استفاده میشود؟ بله
برای CBC زیاد استفاده نمیشود ولی برای بررسی مورفولوژی هم مناسب نیست برای لماتوکریت مناسب است. نسبت آن مثل EDA است یعنی 1 به 5/1 در cc خون
مکانیسم هپارین: آنتی تروبین است یا آنتی ترمبوبلاستین. تروبین را از محیط حذف میکند و نسبتی که استفاده میشود 10 تا 20 1cc / Iu است و برای تست اسمتیک ( of )osmotic fragility استفاده میشود.
هپارین شکل و اندازه سلولها را تغییر نمیدهد ولی باعث تجمع پلاکت و تنریت گلبول سفید میشود به همین دلیل برای CBC مناسب نیست و برای گسترش خون مناسب نیست.
هپارین برای درمان بیماران قلبی استفاده میشود.
ایراد هپارین با پروتئينهای سرم کمپلکس تشکیل میدهد و باعث رسوب پروتئين در خون محیطی میشود و باعث آبی شدن رنگ زمینه لام میشود. لام نباید در زمینه آبیشود. هپارین برای اندازه گیری هماتوكريت مناسب است. لولههای موئینه آغشته به هپارین است. و اگرانتهاي آن قرمز باشد فاقد هپارین است. هپارین باعث تخریب آنزیمهایی مثل پلیمراز PCR واکنش زنجیرهای پلیمراز pocymera & chain reaction میشود و در این آزمایش نباید از هپارین استفاده شود.
ضد انعقاد و نگهدارنده است. بیشتر در بیوشیمی استفاده میشود چون باعث مهار چرخه گلیکولیز و مانع سوخت و ساز قند میشود. بنابراین در نمونههای خون که قند اندازه گیری میشود از این ضد انعقاد استفاده میشود تا مقدار آن تغییر نکند مکانیسم مشابه EDTA بوده و هم کلسیم را مهار میکند و هم قند را مهار ميكند.
ضد انعقادهای خون براساس کاربرد :
1- مناسبترین آن هپارین است ولی چون زمان نگهداری خون 48 ساعت بود جای خود را به اسید سیترات A.C.D داد 21 روز نمونه را نگه میداشت و بعد جای خود را به CPD سیترات فسفات دكتروز که نمونه را 35 روز نگهداری میکرد و بعد CPD – A1 (سیترات فسفات و دكتروز که نمونه را تا 42 روز نگه میداشت. با کیفیت بهتر در کیسه خون در ایران استفاده میشود.
برای خونهای نادر از محلول افزاینده استفاده میشود Additive solution
و ماده Rejuvantive که گلبولهایی که بعد از 42 روز نگهداری شدهاند را جوان میکند برای خون بمبئی در آزمایشگاهها امروزه از لولههایی استفاده میشود که دربهای رنگی متنوع دارند رنگها استاندارد و ثابت شده است که به این لولهها ونوجکت میگویند که بسیار اختصاصی است یا vacutinar است.
ضد انعقاد ها : ضد انعقاد های مورد استفاده در خون شناسی
سه ضد انعقاد اصلی که در ازمایشگاه مورد استفاده قرار میگرد عبارت است از :
EDTA
Tri sodium Citrate
Heparin
EDTA | Ethylene diamine tetra acetic Acid
این ضد انعقاد به وسیله عمل جذب و جداسازی (Chelating) مانع روند ابشاری انعقاد می شود . EDTA بهترین نوع ضدانعقاد برای مطالعه گسترش خون محیطی است و برای تستهای انعقادی مصرف نمی شود چون فاکتور 5 و8 در مقابل EDTA نا پایدار است.EDTAنمک های سدیم یا پتاسیم از ضد انعقادهای مناسب برای آزمایشات روزمره خونشناسی مانند HCT,RETIC,HGB,CBC ,PLT می باشند .
EDTAبه صورت اسید آزاد به تنهایی بعنوان ضد انعقاد مصرف نمیگردد و بیشتر نمکهای آن مورد استفاده است . EDTA به طور کلی سه نوع است :
EDTA دی سدیک به همراه دو ملکول آب | EDTA-NA2,2H2O
به صورت پودر کریستال بدون بو میباشد.
حلالیت آن در حرارت 20 در سانتی گراد میباشد.
با دو مولکول آب دی پتاسیکEDTA | EDTA-K2,2H2O
قابلیت حلالیت بیشتری داشته و به توصیه ICSH بهترین نوع EDTA است .
بصورت مایع مصرف میشود به راحتی در آب حل میشود وغلظت 15 گرم درصد تهیه کرده به هر لوله حدود 054/0 سی سی که معادل 7میلی گرم پودر است برای 5 سی سی خون اضافه می کنیم .
PH آن بین 8-7 است.
زمان نگه داری نمونه در حرارت اتاق بیش از 6 ساعت نباشد.
در دمای یخچال تا 24 ساعت مقادیر پارامترهای خونی PCV,WBC,RBC,PLT,MCV, HG ثابت است.
MPV بیش از یک ساعت نباید از زمان نمونه گیری گذشته باشد.
مقدار بیش از 2 میلی گرم EDTA به ازا هر سی سی خون سبب کاهش قابل توجه هماتوکریت و در نتیجه افزایش MCHC خواهد شد.
افزایش میزان EDTA موجب افزایش کاذب واکنش های انعقادی شود.
این ماده روی فاکتور 5 و8اثرات تخریبی داشته و از این رو ضد انعقاد سفارش شده برای آزمونهای انعقادی سیترات سدیم می باشد.
پدیده اقماری شدن پلاکت ها منحصرا با ضد انعقاد EDTA گزارش شده .دراین پدیده پلاکت ها دور نوتروفیل ها و منو سیت ها بصورت اقماری ظاهر می شوند.این پدیده باعث میشود که شمارش پلاکت های بیمار بطور چشمگیری کاهش یابد.
چنانچه خون دارایEDTA آلوده به انگل مالاریا باشدو به مدت طولانی بماند جهت تشخیص رنگدانه های آن مناسب نیستند.
اگر خون در EDTAبیش از 6 ساعت بماند گلبولهای قرمز حالت کروی پیدا می کنند
هسته لنفوسیتها و منوسیتها منشعب شده بصورت برگ شبدری در آمده وبا واکوئلهای سیتوپلاسمی همراه می شوند. نوتروفیلها بصورت یک لوب ظاهر می شوند.
نا کافی بودن EDTA باعث تجمع پلاکتی گشته و ایجاد لخته های ریز را در نمونه می نماید.
اگر از ظروف Vacutainer استفاده میکنید برچسب روی ظروف موارد زیر را دارا باشند
مقدار حجم خون مورد نیاز
تاریخ انقضا
وشرایط نگه داری
تری سدیم سیترات با حذف کلسیم از ترکیب پروترومبیناز واکنش تبدیل پروترومبین به ترومبین رامتوقف میکند.در نتیجه تبدیل فیبرینوژن به فیبرین مهار خواهد شد.این واکنش با افزودن کلسیم به خون برگشت پذیر است.رایج ترین شکل مصرف آن نمک تری سدیم با وزن مولکولی294 (با دو مولکول آب)است.ترکیب سدیم سیترات و اسید سیتریک راسیترات سدیم بافری می گویند.این نوع از نوع غیر بافری ارجحتر است.
تاکید بر اهمیت غلظت صحیح سیترات به دلیل مشاهده اختلاف نتایج بین دو علظت 3.2% و 3.8% اسکولاریته 3.2 به اسمولاریته پلاسما نزدیک تر است. چون سیترات سدیم دارای غلظت کمتری است در مقادیر مختلف هماتوکریت نتایج آزمایش های انعقادی تغیرات کمتری نشان خواهد داد. سازندگان کیتهای PT میزان ISI را بر اساس 3.2 ارائه میدهند. بر اساس پیشنهاد NCCLS و ISTH غلظت مناسب 105-109یا به عبارتی 3.31-3.2 ( 3.2%)میباشد.
32گرم پودرتری سدیم سیترات با دو مولکول آب را در یک لیتر آب حل کرده به حجمهای 10 میلی لیتری تقسیم کنید سپس به مدت 15 دقیقه در 121 درجه اتو کلاو شود.این محلول در یخچال 4 درجه به مدت چندین ماه پایدار است و در صورت مشاهده کدورت و یا رشد کپک باید دور ریخته شود.
این ضد انعقادی را برای آزمایش های انعقادی باید به نسبت 1:9 (0.2سی سی خون و 1.8سی سی خون) به کار برد.برای برای اندازه گیری سرعت رسوب گلبول های قرمزٍٍESR) )از تری سدیم سیترات 0.2باید استفاده کرد .
برای محاسبه میزان ضد انعقاد دو روش وجود دارد.ابتدا هماتوکریت بیمار را بر روی محور افقی یافته وسپس بر اساس حجم نهایی مورد نظر (حجم خون +حجم ضد انعقاد)منحنی 1 یا 2 یا 5 یا 10 را انتخاب کرده و خطی عمودی از از مقدار هماتوکریت بیمار تا منحنی فوق رسم کنید.واز روی منحنی عمودی مقدار ضد انعقاد را بیابید .
روش دوم استفاده از فرمول است :
X=(100-PCV)/(595-PCV)
برای مثال اگر هماتوکریت بیمار 55 باشد
X=(100-55)/(595-55)=45/540=0.08
یعنی برای یک میلی لیتر خون ضد انعقاد باید 0.08می لیتر ضدانعقاد را به 0.92 می لیتر خون اضافه نمود.
تهيه لام خون محيطي يا اسمير و رنگآميزيPrepare 8 stalning of Blood smear
یکی از آزمایشات رایج در خون شناسی تست cBc یا cell Boold count است از جمله آزمایشاتی که در این مورد انجام میشود prepare است که زیر مجموعهای از cBc است برای انجام cBc :
1 - تهیه اسمیر خون محیطی
2- رنگ آمیزی را انجام میدهیم.
عمدهترین آزمایش در خون شناسی cBc است در اروپا به جای cBc از FBCاستفاده میکنند یعنی FULL blood count استفاده میکنند.
1- cover glass method
2- wedg method
3- spun
4- wet smear
5- Thich smear
6- Buffy coat
1- coverglass method :
با استفاده دو لام انجام میشود یک قطره خون روی یکی از لامها قرار داده بعد لام بعدی را طوری روی آن قرار میدهیم که یک 16 ضلعی ایجاد شود بعد در حالت افقی آنها را از هم جدا میکنیم این روش توزیع خوبی از سلولها به ما میدهد اما چون لام شکننده است و در رنگ آمیز پشت لام رسوب رنگ دیده میشود و نیاز به تجربه بالا است از این روش استفاده نمیشود.
2- wedg method :
روش معمول در آزمایشگاه با استفاده از دو لام انجام میشود.
3- spun :
یا روش دستگاه که به دستگاه آن spinner میگویند دستگاه از صفحه پلاتین تشکیل شده است لام را روی آن قرار میدهند و خورش اسمیه را تهیه میکند.
روش کاملا خوبی است از نظر توزیع سلولها و از نظر کاهش آلودگی و همچنین سرعت آن بالا است. بهترین روش است دقیق – سرعت بالا - توزیع خوب
4- wet smear :
روش مرطوب که بیشتر برای انگلها استفاده میشود برای انگلوزيوربادي خوب است برای دیس مرفولوژی گلبولهای قرمز خوب است.
5- Thich smear :
در انگل شناسی بیشتر استفاده میشود. روش ضخیم است.
6- Buffy coat smear :
زمانی که فرد دچار لوکوپنی شدید یا کاهش گلبولهای سفید است یا در تست LE لوكواريتروماتوز از بافی کوت استفاده میشود.
در تست هماتوکریت با استفاده از لوله موئینه، لایهای بین پلاسما و گلبولها تشکیل میشود لایهای شیری رنگ، خاکستری رنگ به نام بافی کوت و از بافی کوت اسمیر تهیه میکنند و این در زمانی است که میزان لوکوسیتها خیلی کم است. و فرد دچار لکوپنی شده است.
لام باید خیلی ضخیم یا خیلی نازک نباشد. لام باید کاملا عاری از گرد و غبار و بدون هیچ گونه حبابی باشد.
برای تهیه لام خون محیطی یک قطره خون نه خیلی زیاد نه خیلی کم در یکی از انتهای لام میریزیم و لام دیگری که به آن spider یا کشنده میگوییم ( رونده ) آن را طوری مجاور میکنیم با قطره خون قبل از اینکه پخش شود با زاويه مناسب و سرعت مناسب آن را به سمت جلو میکشیم.
Smear از یک ناحیه ضخیم شروع می شود و به یک ناحیه نازک ختم می شود لام کشنده باید کاملا صاف باشد و معمولا طول آن 5/1 سانتی متر خوب است و بهترین جا برای مطالعه قسمت وسط است در انتها چون نوتروفیل، مونوسیتها بیشتر هستند مناسب نیست و در قسمتهای ابتدایی و ضخیم لنفوسیتها است پس بهترین جا قسمت وسط هست.
از قسمت ابتدا و ضخیم برای مطالعه کریستالها و Hbc، انگلها و سلولهای بازوفیل stippiling استفاده میشود.
گاهی اوقات به علت لرزش دست smear موج دار است که به مرور زمان خوب میشود smear نباید انتهایش دانهدار باشد.
این به خاطر spider است که صاف نیست گاهی اوقات از ابتدا تا انتها حالت خطوط دارد که این به خاطر وجود لخته در خون است. نمونهاي گرفتيم خوب به هم نزديم- به موقع به هم نزديم. لختههای ریزی ایجاد شده و ما آن را ندیدهایم و خطوط ايجاد شده است به خاطر وجود لخته است. میزان پلاکتها کاهش پیدا میکند. و امكان تخمين درست نيست پس خطاهاي اصلي همان prelopb است كه نمونه خوب مخلوط نشده است. نسبتها خوب رعايت نشد و باعث ايجاد مشكل شده و وجود لخته تمام نتايج را مختل ميكند. گاهی اوقات smear انتها ندارد یعنی ادامه داشته است.
این حالت زمانی ایجاد میشود که قطره خون زیاد است حدود 3/2 لام را اسمیر باید داشته باشیم.
گاهی اوقات اسمیر انتهایش صاف است spider را زود برداشتیم.
گاهی اوقات روی اسمیر حباب تشکیل میشود علت آن اینکه : لام چربی دارد باید لام را از کنارهها بگیریم ولی باز هم گاهی اوقات حفره دارد به علت این است که خون دارای شیلومیکرون است چون خود فرد چربی زیاد خورده است مثلا صبحانه کله پاچه خورده است و لام حالت حفره حفره دارد ورودی هماتوکریت و سدیمان و هموگلوبین تاثیر میگذارد.
پس ناشتا بودن در هماتولوژی هم باید رعایت شود.
بعد از این مرحله تهيه اسمير الکل متانول میریزیم کاملا خالص و عاری از هر گونه آلودگی. علت اينكه بايد الكل تميز باشد اين است كه ميخواهيم از آن براي فيكس كردن سلولها استفاده كنيم و صبر كنيم تا الكل خشك شود. بعد از این با الکل میکس شد مرحله بعد رنگ آمیزی است در رنگ آمیزی از رنگهای Romanowsky stain (رومانوسكي) استفاده میکنند ترکیبی هستند از رنگهای اسیدی و قلیایی اسیدی را میگویند.
ائوزين Hb + Edying اجزاي قليايي مثل صورتی – نارنجی
قلیایی : آزورB Azourb + اسید کلئیک اجزاي اسيدي مثل + هسته آبی
عمده رنگها Romanowsky :
Wright , gimsa , jenner , lishman , may , grund walld
متداولترین رنگ در آزمایشگاه گیمسا است. بهترين رنگ مخلوط رنگهاي wright و گيمسا است.
روشهای Refrenee metjod در رنگ آمیزی
مخلوطی از ائوزین لام میزان 260 میلی گرم در 100 سی سی متانول و Azourb میزان 130 میلی گرم در 100 سی سی متانول این دو تا را که هر کدام را حل کردیم یک حجم از ائوزین و یک حجم از آزور B + 10 (cc1) حجم بافرفسفات 66 میلی مول با 8/6 = PH = رنگ رفرنس است در این رنگ تهیه شده معمولا RBC ها به رنگ صورتی یا نارنجی در میآید گرانول نوتروفیلها به رنگ ارغوانی در میآید، هسته لنفوسیتها بنفش ارغوانی و سیتوپلاسم لنفوسیتها آبی میشوند.
لامی که رنگ آمیزی شده نباید خیلی تیره و نباید خیلی روشن باشد باید از نظر ماکروسکوپی ارغوانی مایل به صورتی باشد.
گاهی اوقات رنگ لام تیره است علت آن می تواند طولانی بودن زمان رنگ آمیزی، اسمیر ضخیم ، شستشوی ناکافی و یا PH بالا باشد.
و اگر روشن بود علت آن شستشوی طولانی –PH پائین و اسمیر نازک است.
گاهی اوقات الکل مانده است الکل مانده نباید استفاده کنیم الکل تنبیل به اسيدفرميك میشود و باعث کاهش PH میشود و لام خیلی روشن دیده میشود.
گاهی اوقات زمان فیکس کردن طولانی است بعد از تهیه اسمیر باید فورا آن را فیکس کنیم در غیر این صورت لام ته زمینه آن آبی میشود از علتهای دیگر ته زمینه آبی هپارین است.
بعد از ریختن رنگ به مدت 10 تا 20 دقیقه صبر کرده و سپس با آب معمولی شستشو میدهیم.
بعد از شستشو خشک کرده و زیر میکروسکوپ مطالعه مینمائیم.
تست ESR یا Erytjrocyte sedimentation Rate
یا سرعت رسوب گلبولهای قرمز در يك واحد زماني مشخص
معمولا واحد زمانی میلی متر بر ساعت است سدیمان یک تست ساده، ارزان و البته غیر اختصاصی است و بدون اینکه نیاز به مولد انرژی باشد انجام میشود.
چون در تمامی التهابات و عفونتها افزایش پیدا میکند یعنی از یک سرماخوردگی تا یک اختلال قلبی عروقی افزایش پیدا میکند.
معادل آن که اختصاصیتر است CRP است.
معمولا رسوب گلبولها در 3 زمان مشخص اتفاق میافتد یکی در 10 دقیقه اول که اصطلاحا به آن log phas میگویند .
گلبولها حالت رولو روی هم قرار میگیرند و حالت سکهای است.
Oecoantiation :
که حدود 40 دقیقه طول میکشد در واقع رسوب مرحله log است.
در واقع رسوب رولو است.
paking phas 10 :
در این مرحله رسوب ثابت میشود 10 دقیقه به طول میانجامد. مجموعاً 60 دقیقه به این روش استفاده شده در سال 1921 ابداع شد توسط وست گرین wester green میگویند. سدیمان را باید در عرض 60 دقیقه گزارش کنیم نه بیشتر نه کمتر معمولا از یک پی پیت با طول cm 30 تشکیل شده است که این پی پیت دارای قطري حدود 5/2 میلیمتر و دو انتهای آن صاف است از صفر تا 200 درجه بندی شده است و گنجایش cc 1 خون را دارد به این ترتیب که تا صفر از خون پر میکنیم بعد روی یک پایه سدیمان قرار میگیرد به طور كاملا عمودی بعد از یک ساعت رسوب گلبولها را یادداشت میکنیم.
امروزه به روش دستگاه هم انجام میشود که در دستگاه زمان از یک ساعت به20 دقیقه کاهش یافته است و کار کردن با آن راحتتر است. به پی پیت آن پی پیت سدیمان میگویند.
میزان نرمان با توجه به سن و جنس متفاوت است. در کودکان 1 – 0 ، در خانمها 20- 0 در آقایان
0 – 10 هر چه سن بالاتر رود به میزان سدیمان اضافه میشود به طوری که در سن 50 سالگی در خانمها 30 و در آقایان 20 میشود.
عواملی که روی سدیمان تاثیر میگذارد.
1- عوامل پلاسمایی
2- عوامل گلبولی
عوامل پلاسمایی مثل کلسترول، فیبرینوژن، هاپتوگلوبولینها، سرولوپلاسین و به طور کلی پروتئینهای فاز حاد crp که باعث افزایش سدیمان میشوند. عوامل پلاسمایی دیگر مثل آلبومین، لیستین باعث کاهش سدیمان میشوند به همین دلیل یکی از علتهایی که در بزرگسالان میزان سدیمان بالا میرود به خاطر کاهش تولید آلبومین است که آلبومین توسط کبد سنتز میشود و چون با افزایش سن باعث کاهش فعالیت کبد و دیگر ارگانها میشود و سدیمان بالا میرود.
عوامل گلبولی مثل عوامل گلبولهای قرمز مثل انواع اشکال گلبولهای سلولی مثل lopoikilocytosis (اشكال مختلف گلبول قرمز) آنیزوستیوز، تفاوت در اندازه سلولها را آنیزوسیتوز میگوییم. مثل تارگرت سل باعث کاهش سدیمان میشوند چرا؟
1- چون شکل آنها متفاوت است نمیتوانند راحت رولو تشکیل دهند و چون رولو حالت سکهاي است.
2- شکلهای مختلف سلولی دارند پلاسما در آنها مخفی میشوند بنابراین سدیمان کم میشود.
1- خود نمونه خون :
اگر نسبت ماده ضد انعقاد رعایت نشده باشد باعث مختل شدن نتیجه میشود بهترین ماده ضد انعقاد EDTA است. معمولا از آن استفاده میشود ولی چون در نوزادان حجم خون کم است از یک نمونه دو تا آزمایش میخواهیم انجام دهیم در cBcEDTA میریزیم ماده ضد انعقاده مناسب برای سدیمان سیترات است رقت آن هم 1به 5 است اما اگر EDTA استفاده کردیم باید آن را corrected کنیم.
12 – ( 85% × سدیمان ) = ESR correctad
بهترین سدیمان در هماتوکریت 30 تا 35 به دست میآید اگر هماتوکریت زیر 30 یا بالای 35 بود از این فرمول استفاده میکنیم. .5/3 – 35% / HCT × 5/3 = V حجم
اگر هماتوکریت کمتر از 30 بود حجمی را که از این فرمول به دست میآوریم حجم پلاسمای است که باید از نمونه خون کم کنیم نمونه خون را سانتریفوژ میکنیم پلاسما را بر میداریم به میزانی که توی فرمول به دست بیاید.
اگر هماتوکریت بالای 36 بود از حجمی که به دست میآوریم از گلبولهای سفید کم میکنیم آن وقت میشود سدیمان واقعی پزشک به تست CRP نگاه میکند و اگر CRP با سدیمان تفاوت نداشته باشد پزشک شک میکند.
اول هماتوکریت را محاسبه میکنیم و بعد از فرمول اصلاح شده استفاده میکنیم.
2- نحوه قرار دادن پی پیت :
پی پیت باید به حالت کاملا عمودی با زاویه 90 درجه باشد اگر 3 درجه انحراف داشته باشد باعث افزایش کاذب سدیمان میشود سرعت رسوب بیشتر میشود.
3- درجه حرارت :
اگر در اتاق بیش از 25 درجه گرما باشد باعث افزایش سدیمان میشود و اگر دمای خود خون هم کمتر از 18 درجه باشد باعث افزایش سدیمان میشود. چرا؟
(نمونه) تست را به هیچ عنوان کنار پنجرهای که مستقیماً آفتاب میتابد قرار ندهیم چون خون خشک میشود همچنین پايه سدیمان را در محلهای دارای تکان قرار ندهیم باعث افزایش سدیمان میشود. پايه سدیمان را در مقابل آفتاب قرار ندهیم.
در لوله به هیچ عنوان حباب نباید باشد.
آزمایش سدیمانتاسیون ( سدیمان ) :
نام دیگر این آزمایش Blood sedimentation Rate و یا به اختصار B . S . R میباشد. معنای لغوی E . S . R سرعت رسوب یافته سرخ و B . S . R سرعت رسوب خون است.
اساس آزمایش زمانی که خون وریدی را به میزان مناسب با ماده ضد انعقاد مخلوط نموده و در لولهای به حالت عمودی قرار دهیم یافتههای سرخ رسوب نموده و در ته لوله جمع میشوند. میزان این سقوط را میتوان از بالای لوله در یک فاصله زمان مشخص اندازه گیری نمود که چون این مقدار در حالات مختلف فیزیولوژیک و پاتولوژیک متغیر است از این آزمایش جهت تشخیص بیماریهای مختلف میتوان یاری گرفت.
ولی واقعیت آنست که در چند آزمایش ESR یکی از آزمایشات بسیار متداول میباشد ولی هیچ گاه آزمایش اختصاصی نبوده و بعبارت بهتر نه تنها نتایج طبیعی منتفی کننده حالات التهابی و عفونی نمیباشد بلکه از روی مقادیر بالای آن زمینه نمیتوان بیماری خاصی را شناسایی نمود. فی المثل در بیماریهای بسیار گستردهای میزان آزمایش سدیمانتاسیون افزایش مییابد مانند: سکته قلبی، سل، بدخیمی، سیروز کبدی و بسیاری از بیماریهای دیگر که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند.
از طرف دیگر حالات فیزیولوژیک متعددی نیز بر روی میزان به دست آمده از این آزمایش مؤثر هستند به طور مثال در خانمهای باردار میزان سدیمانتاسیون افزایش مییابد. بنابراین هیچ گاه از روی یک افزایش میزان سدیمانتاسیون، پزشک قادر به تشخیص بیماری نخواهند بود، مگر آنکه توأم با علائم بالینی و آزمایشات پاراکلینیک دیگری باشد.
به طور کل میتوان فاکتورهای مؤثر بر روی میزان آزمایش سدیمانتاسیون را به دو دسته تقسیم نمود:
1- فاکتورهای پلاسمائی
2- فاکتورهای اریتروسیتی
1- فاکتورهای پلاسمائی مؤثر بر روی آزمایش ESR :
بالا بردن مقادیر پروتئینهای زیر در پلاسما موجب بیشتر شدن سرعت سقوط یاختههای سرخ و در نتیجه افزایش نتایج آزمایش سدیمانتاسیون میگردد.
الف – فیبرینوژن : بالا بودن میزان این پروتئین در پلاسما بیشترین اثر را در افزایش میزان نتیجه آزمایش سدیمانتاسیون دارا میباشد چرا که به شدت سرعت رسوب یاختههای سرخ را افزایش میدهد.
ب – به ترتیب افزایش دیگر گلبولینهای X2 , B , Y نیز بر روی افزایش سرعت سقوط یاختههای سرخ ( هر چند نه به شدت فیبرینوژن ) مؤثر میباشند.
چگونگی تأثیر پروتئینها بر روی سقوط یاختههای سرخ :
اریتروسیتهایی معلق در محلولها مِن جمله پلاسما، یکدیگر را به علت بار منفی سطحی که ناشی از اسید سیالیک غشاء آنها است دفع نموده و به یکدیگر متصل نمیشوند. پروتئینهای موجود در پلاسما با پوشش سطح یاختههای سرخ موجب تضعیف این بار منفی مابین دو یاخته هم جوار میگردند. به طوری که اریتروسیتهای مجاور در محلول دارای PY زیاد بهم متصل گشته و اصطلاحا به حالت رولو در میآیند.
از آنجائی که حالت رولو یاختههای سرخ موجب میشود حجم توده به نسبت سطح آن زیاد شود، سقوط یاختهها تسریع گشته و میزان سدیمانتاسیون افزایش مییابد. بار منفی مابین یاختههای سرخ پتانسیل زتا گویند.
هر چقدر شکل فضائی پروتئینهای پوشاننده سطح یاخته سرخ، غیر قرینهتر باشد، چنین پروتئینی از قابلیت بیشتری در کم کردن پتانسیل زتا برخوردار میباشد مهمترین پروتئینهای دارای ساختمان غیر قرینه در پلاسما، فیبرینوژن و Y گلبولینها میباشند. اگر فیبریوژن خونی را که در حالت عادی سدیمانتاسیون بسیار بالای داشته، از آن جدا نموده (خون و فیبرینه) و سپس مجددا را بر روی آن آزمایش را تکرار نمائیم خواهیم دید میزان ESR به صورت چشمگیری کاهش یافته و حتی به میلی متر در ساعت میرسد.
هر چند هیچ ارتباط مطلقی مابین ESR و پروتئینهای مختلف پلاسما جز موارد بالا یافت نشده ولی به نظر میرسد که میزان آلبومین و مقادیر ESR با هم نسبت عکس داشته باشند که پارهای از محققان علت این یافته را کاهش نسبی گلبولینها در واحد حجم، بعلت آزمایش آلبومین ذکر نمودهاند.
گلیکوپروتینهای غیر اختصاصی ( مانند CRP ) نیز موجب تسهیل ایجاد شده رولو و در نتیجه افزایش مقادیر سدیمانتاسیون میگردند از چربیها لستین موجب کاهش و کلسترول باعث افزایش مقادیر ESR میگردند.
به طور کلی از آنجائی که در التهابات و عفونتها، مقادیر پروتئینهای فاز حاد ( فیبریوژن، CRP و... ) و Y گلبولینها افزایش مییابد، از آزمایش سدیمانتاسیون به عنوان شاخص و نشان دهنده وجود و یا عدم وجود التهاب و عفونت در بیماران استفاده میشود.
ولی باید به این نکته نیز توجه داشت که این رابطه هیچ گاه صددرصد صادق نبوده نمیتوان بدون تردید اعلام نموده که هر گونه التهاب و یا عفونتی موجب بالا رفتن میزان سدیمانتاسیون میشود. در صورتی که ازدیاد پروتئینهای پلاسما موجب افزایش ویسکوزیته و غلظت پلاسما شود میزان سدیمانتاسیون کاهشی کاذب را نشان خواهد داد.
فی المثل در حالی که آنتی بادیهای کلاس IGM در بین Y گلبولینها، بیشتر از بقیه موجب ایجاد شدن رولو، افزایش سرعت رسوب یاختههای سرخ و افزایش میزان سدیمانتاسیون میگردد ولی در صورت افزایش بیش از حد آن ایجاد ماکروگلبولینمی و افزایش غلظت پلاسما میگردد که اثری منفی در افزایش میزان سدیمانتاسیون را دارا است.
میتوان این پدیده را به شناور ماندن اشخاص حتی چاق بر روی دریاچه آب شور تشبیه نمود. در این حالت نیز افزایش ویسکوزیته پلاسما مانع رسوب نه تنها یاختههای سرخ به تنهایی بلکه یاختههایی میگردد که به صورت رولو به یکدیگر متصل شده باشند.
افزایش فی المثل IGM ممکن است جدی موجب افزایش ویسکوزیته گردد که با وجود کاهش بسیار شدید پتانسیل زتا و اتصال یاختهها به یکدیگر باز سرعت رسوب یاختههای سرخ به آن حدی که منتظر آن هستیم نرسد و در حالی که بیمار گرفتار عفونت و یا التهاب بسیار شدیدی است، نتابج سدیمانتاسیون وی چندان با علائم بالینی هم خوانی نداشته باشد، در این حالت در کنار سدیمانتاسیون نه چندان بالای بیمار شاهد حالت رولو بسیار شدیدی در لام خون محیطی خواهیم بود.
این حالت را در بیماری تب مالت حاد مشاهده میکنیم چرا که در این شکل از بیماری بدلیل آنکه آنتی بادی ایجاد شده بر علیه باکتری بروسلا را عمدتا IGM تشکیل میدهد ممکن است در کنار آزمایشات فی المثل : رایتا = 800/1 و SME = 40/1 شاهد نتیجه نه چندان بالای E . S . R باشیم و روی همین اصل نیز در کتب پزشکی قید شده آزمایش سدیمانتاسیون نقش تشخیصی چندانی در تب مالت ندارد.
3- فاکتورهای اریتروسیتی مؤثر بر روی آزمایش ESR :
از آن جائی که گم شدن تعداد یاختههای سرخ در واحد حجم، مبنای افزایش پروتئینهای پلاسما در دمای حجم میباشد، واضح است که میزان انتقال مولکولهای پروتئینی به هر یاخته افزایش مییابد و چون این حالت موجب ایجاد شدن بیشتر حالت رولو میگردد، معمولا در اکثر موارد کم خونی ( آنمیا ) شاهد افزایش نتایج سدیمانتاسیون میباشیم، بدون آنکه بیمار گر