فساد مالي، زاييده فساد سياسي
فساد سياسي، اداري و اقتصادي از درجه مشروعيت و اثر بخشي دولت ها مي کاهد تا آن اندازه که مي تواند دولت ها و نظام هاي سياسي را با بحران مشروعيت و مقبوليت مواجه سازد. فساد از هر نوع آنکه باشد ثبات و امنيت جوامع را به خطر انداخته و تهديدي جدي عليه امنيت ملي محسوب مي شود. فساد، ارزش هاي اسلامي ،اخلاقي و آزادي سياسي را مخدوش ساخته و از اين طريق مانع توسعه سياسي و اجتماعي جامعه مي شود. بر اساس ديدگاه مطرح شده در اين مقاله که توسط محمد صادق زماني تحليلگر و کارشناس ارشد مسائل سياسي در سايت “الف” منتشرشده ،تا زماني که فساد سياسي باشد فساد مالي هم خواهد بود .
چنانچه بخواهيم فساد را در قالب يک معادله ارائه دهيم اين معادله بدين صورت خواهد بود: انحصارطلبي به علاوه سوء استفاده از قدرت منهاي پاسخگويي و شفافيت عملکرد مساوي با فساد است. مهمترين دليل بروز و ظهور انواع فساد در يک نظام سياسي و يا اداري وجود مديران ناکارآمد و يا آلوده ونيز فقدان نظارت قوي و مستمر است.
فساد تا جايي که به سازمان و فرآيندهاي سازماني مربوط مي شود، به اجزاي سه گانه سياسي، قانوني و اداري قابل تقسيم است.
1- فساد قانوني:
وضع قوانين تبعيض آميز به نفع سياستمداران قدرتمند و طبقات مورد لطف حکومت را فساد قانوني مي گويند. براي مثال قوانيني که بدون هيچگونه توجيه اقتصادي و يا اجتماعي انحصار خريد، فروش يا توليد يک محصول را به يک فرد يا گروه از افراد اختصاص مي دهند، نمونه هايي از اين نوع فساد است. به جرات مي توان گفت که قوانين مبهم و شکاف دار نيز، که زمينه را براي اختلاس ارتشاء ، رانت خواري و... فراهم مي کند نمونه هاي بارزي از فساد قانوني است.
2- فساد سياسي:
سوء استفاده از قدرت سياسي در جهت اهداف شخصي و نامشروع را فساد سياسي مي گويند. فساد سياسي به معناي راه يافتن فساد در سياست ، قدرت و حکومت است. اصولا فساد سياسي و قدرت همزاد يکديگرند، به عبارت ديگر فساد سياسي زاييده قدرت سياسي ويا نزاع براي کسب قدرت است.ژان ژاک روسو بر اين باور است که فساد سياسي نتيجه حتمي کشمکش و تلاش بر سر کسب قدرت است. راه يافتن فساد در چهار حوزه(قلمرو) معادل فساد سياسي است: نظام اداري و دستگاه بوروکراسي، رجال سياسي ، گروهها و احزاب سياسي و دستگاه قضايي.
الف) نظام اداري و دستگاه بوروکراسي : نظام اداري حوزه اجراي سياست هاي دولت و جايگاهي است که قدرت سياسي از آنجا به طور ملموس در جامعه جاري مي شود. به عبارت ديگر، نظام اداري رابط بين مردم ، توده ها و جامعه مدني با دولت و حکومت است. براي شناختن نظام اداري سالم يا فاسد بايد ابتدا نظام اداري سالم را شناخت.
دستگاه بوروکراسي سالم دستگاهي است که کارکنان آن وظايف خود را در قبال شهروندان به نحو شايسته و در ازاي حقوقي معين انجام مي دهند. هر جرياني که در اين روند خلل ايجاد کند فساد به شمار مي آيد. به طور مثال اگر کارکنان دولت نه در قبال حقوق دريافتي از دولت بلکه در مقابل وجوه دريافتي از مردم ، وظايف خود را انجام دهند از آن به فساد اداري و در نهايت به فساد سياسي تعبير مي شود.
وجود فساد اداري در يک جامعه نشانگر دروني نشدن فرهنگ سياسي اصيل در آن جامعه است چرا که فرهنگ سياسي توزيع خاصي از ايستارها ، ارزشها ، احساسات ، اطلاعات و مهارتهاي سياسي است که بر رفتار شهروندان و رهبران در سراسر نظام سياسي تاثير مي گذارد. بنابراين فساد اداري مي تواند سبب بي ثباتي نظام سياسي مي شود.
ب) رجال سياسي : از دو طريق مي توان فساد را در وجود رجال سياسي رديابي کرد؛ اول اينکه رجال سياسي از مقام و موقعيتي که در اختيار دارند سوء استفاده نموده و فراجايگاهي عمل کنند و دوم آنکه مقام و موقعيت خود را محملي براي کسب ثروت اندوزي خويش و اطرافيانشان قرار دهند.
ج) گروهها و احزاب سياسي : گروههاي سياسي در واقع بخش جمعي جامعه بوده و قسمتي از قدرت اجتماعي را نمايندگي و هدايت مي کنند. راه يافتن فساد در گروهها و احزاب سياسي زماني است که آنها خارج از چارچوب قانون عمل کرده و بيشتر از سهم خود طلب کنند و در تامين منابع مالي درگير فساد اقتصادي شوند.
ت) دستگاه قضايي : نبود امنيت قضايي و فقدان عدالت و برابري در دستگاه قضايي در يک نظام سياسي دليل واضحي بر وجود فساد در دستگاه قضايي است. زماني که شهروندان يک جامعه در مراجعه به دستگاه قضايي مطمئن نباشند که از موقعيت مساوي با سايرين در گرفتن حقوقشان برخوردار هستند ، دستگاه قضايي آلوده به فساد است.
3 - فساد اداري:
بر اساس دايره المعارف بريتانيکا، استفاده از اين لغت ابتدا از قرن 14 ميلادي در اروپا رايج شد و از نظر لغوي به معني آلودگي ، دگرگوني از وضع ابتدايي و طبيعي، ناخالصي و کاسته شدن در کميت و کيفيت است. فساد اداري از نظر اصطلاحي بر اساس تعريف بانک جهاني، به معناي استفاده از امکانات و منابع عمومي در جهت منافع و سود شخصي از سوي مديران کارگزاران و پايوران سازمان هاي اداري و موسسات است.
علت وجود پديده فساد اداري، انحصار و نيز وجود قوانين بازدارنده براي مداخله عوامل مختلف براي عرضه يک خدمت و يا کالاي خاص است ، بنا براين آنجا که رانت ( امکان کسب سود انحصاري ناشي از داشتن يک موقعيت خاص) وجود دارد، فساد اداري هم وجود دارد.
فقدان نظارت قوي و کارآمد ،عدم ثبات اقتصادي، تورم لجام گسيخته، رکود، کاهش درآمدها و قدرت خريد مردم، عدم عدالت اقتصادي و اجتماعي، توزيع نامناسب امکانات و تسهيلات در جامعه و امثال اين موارد از عمده ترين ريشه هاي اقتصادي فساد اداري به شمار مي آيند.
عدم استقلال کامل قوه قضائيه،اعمال نفوذ قوه مجريه بر آن و بر دستگاه هاي نظارت و بازرسي، فشار گروه هاي ذي نفوذ در داخل و خارج سازمان، فساد مديران عالي رتبه، جوسازي و غوغاسالاري، توصيه براي در امان ماندن مديران مختلف از مجازات ها و تساهل و تسامح نسبت به موارد مشاهده شده از عوامل سياسي تسهيل کننده جريان فساد تلقي مي شوند.
تشکيلات و ساختار اداري غيرپويا، حجيم و نامتناسب با اهداف و وظايف، پيچيدگي قوانين و مقررات و تعداد بخش نامه ها و دستورالعمل هاي اداري، مديران غير موثر، فقدان نظام شايسته سالاري، وجود تبعيضات در استخدام، انتصاب و ارتقاي افراد، نارسايي در نظام حقوق و دستمزد، نظام پاداش و تنبيه و به ويژه نظام نظارت و ارزشيابي، ترجيح اهداف گروهي به اهداف سازماني و ناآگاهي ارباب رجوع به فرايندهاي اداري و حقوق خود از عوامل اداري تسهيل کننده فساد اداري هستند.
يکي از مهمترين علل چالشهاي کنوني نظام سياسي جمهوري اسلامي در سطح کلان اين است که تحقق آرمانها و اهداف عالي انقلاب بر عهده دستگاه بوروکراسي گذاشته شده و اين در حالي است نظام اداري ايران نه تنها نتوانسته آرمانهاي ارزشي انقلاب را محقق سازد.
فساد سياسي، اداري و اقتصادي از درجه مشروعيت و اثر بخشي دولت ها مي کاهد تا آن اندازه که مي تواند دولت ها و نظام هاي سياسي را با بحران مشروعيت و مقبوليت مواجه سازد. فساد از هر نوع آن که باشد ثبات و امنيت جوامع را به خطر انداخته و تهديدي جدي عليه امنيت ملي محسوب مي شود. فساد، ارزش هاي اسلامي ،اخلاقي و آزادي سياسي را مخدوش ساخته و از اين طريق مانع توسعه سياسي و اجتماعي جامعه مي شود.
در نظام هاي تک حزبي يا ديکتاتوري به دليل محدوديت آزادي بيان و مطبوعات و فقدان احزاب سياسي رقيب، هزينه هاي فساد اداري به مراتب کمتر و فرصت هاي ارتکاب به آن بسيار بيشتر از نظام هاي چند حزبي و دموکراتيک است. احزاب سياسي به عنوان يکي از ارکان جوامع دموکراتيک مي توانند به کنترل بوروکراسي اداري کمک و از اين طريق دامنه فساد را محدودتر کنند.
قابل توجه ترين تعريفي که امروزه در کشورهاي غربي براي پديده فساد مالي و اقتصادي در دستگاه هاي دولتي وجود دارد اين است که فساد اقتصادي عبارت از «استفاده از پول مردم براي مقاصد شخصي» است. فساد اقتصادي و مالي، مسئله اي است که اين روزها پارلمان اروپا و حتي کميسيون اين اتحاديه را به خود مشغول داشته است. در سال 1998 و در اندونزي اين پرسش که سوهارتو، رئيس جمهور اين کشور چگونه موفق به مال اندوزي شده است باعث برگزاري تظاهرات هاي دانشجويي بسياري شد و در نهايت به سقوط حکومت وي انجاميد. اين موضوع باعث شد که دانشجويان زيمبابوه اي نيز به اين فکر بيفتند که چرا رهبرانشان تا اين حد ثروت اندوخته اند. در دهه 1990 ميلادي دولت هاي ايتاليا، برزيل، پاکستان و زئير به خاطر افشا شدن فساد مالي موجود در دستگاه دولتي از کار برکنار شدند زيرا مردم اين کشورها ديگر تاب تحمل فساد مالي موجود در دستگاه دولتي خود را نداشتند.
واقعيت اين است که در دنياي امروز فساد مالي مي تواند از حاکمان يک کشور به مردم آن سرايت کند و به عنوان هنجاري اجتماعي رواج يافته و نهادينه شود. به طوري که کارمندان دولتي از آنجا که مي بينند حاکمان دولت غرق در فساد مالي هستند، به فکر سوء استفاده از موقعيت اداري خود مي افتند.
در کشورهاي صنعتي فساد بيشتر در رده هاي بالاي جامعه متمرکز است در حالي که در کشورهاي در حال توسعه فساد تمام زير و بم جامعه را در بر گرفته است.شاخص بين المللي فساد، ميزان فساد را از صفر تا ده نشان مي دهد به گونه اي هر چه کشوري فسادش کمتر باشد نمره بيشتري دريافت مي کند. در سال 2001 کشور فنلاند با 9/9 کمترين و بنگلادش با 4/0 بيشترين فساد را داشته اند.
توسعه نيافتگي و فساد همانند يک دور باطل يکديگر را تقويت مي کنند و فساد سياسي و اقتصادي را به وجهي از خصوصيت جوامع توسعه نيافته تبديل مي نمايند.
براي پرهيز ازفساد و استبداد، بهترين راهي که به نظر انديشمندان رسيده اين است که اقسام گوناگون قدرت مشخص شده و اجراي آن به دستگاههاي جداگانه سپرده و به نحوي به کار برده شود که مديريت هيچ يک از قوا، توان اعمال نفوذ در قدرت ديگر را نداشته باشد؛ زيرا مقامات سياسي و حکومت گران، غالبا در پس لفاظي هاي فريبنده در باب خير و صلاح مردم،علاوه بر خودسري و زور گويي، دست به پنهانکاريهايي به سود خود يا نزديکانشان هم مي زنند.
امروز قوانين اساسي آزاديخواهانه به منظور جلوگيري از تثبيت غير حقاني چنين زمامداراني، با تفکيک قواي سه گانه، اصل حکومت قانون و نه فرد را رسميت بخشيدند تا از فساد و تحکم حکومت گران بکاهند . هرگاه نظارت بر فعاليتهاي متصديان امور عمومي به ضعف گرايد فرصت براي فساد سياسي افزايش پيدا مي کند.
زماني که تقسيم قدرت ميان نقش آفرينان سياسي يعني دولت و قواي ديگر روشن و دقيق نباشد، کشف موارد فساد و مجازات عاملان آن بسيار دشوار مي شود. اينکه در دو دهه اخير در سراسر جهان مدام بر ضرورت مقررات زدايي و تسهيل فعاليت هاي اقتصادي تاکيد مي شود، براي رهايي از فساد سياسي است.
فساد اداري ، عوامل بروز و راهكارهاي پيشگيري و مقابله با آن
براساس آمار منتشره از سوي سازمان جهاني شفافيت ايران از ميان 133 كشور در رتبه 79 از نظر فساد اداري قرار گرفته است. فساد اداري از جمله پديدههاي سازماني است كه روند توسعه كشورها را به طور چشمگير بامشكل رو برو مي سازد و در خصوص فساد اداري اصولاً تعريف قابل قبول همگاني وجود ندارد و معمولاً به گونههاي متفاوتي با موضوع فساد اداري برخورد مي شود برخي فساد اداري را سوء استفاده از موقعيت و جايگاه اداري براي مقاصد مشخصي دانستهاند ، گروه ديگري رشوه گيري و پنهان كاري را فساد نامگذاري كردهاند وعدهاي نيز هرگونه ارتباط و رد و بدل كردن منابع و امكانات براي انجام امور غير قانوني را در سازمانها فساد اداري تعريف كردهاند . اما آنچه در تمامي اين تعاريف مشترك است نوعي هنجار شكني و تخطي از هنجارهاي اخلاقي و قانوني در عملكرد اداري و سازماني است و از اين روست كه فساد اداري و تعريف آن تابعي از هنجارهاي مورد قبول در هر جامعه و فرهنگ مي شود .
دلايل گوناگوني را براي فساد اداري درجوامع مختلف بر شمرده اند : فقر اقتصادي و نابساماني هاي در آمدي كاركنان سازمان ها، فقر فرهنگي و عدم وجود باورهاي استوار اخلاقي و نبود مقررات و قوانين بازدارنده و نظام هاي كنترلي موثر از زمره دلايل اصلي بروز فساد اداري بوده است اما شايد مهمترين دليل اشاعه فساد اداري نبود ساختارهاي شفاف و روشن انجام امور در سازمانهاست در محيط هاي اداري غير شفاف و مبهم امكان كجرويهاي اداري افزايش مي يابد و انجام رفتار هاي فساد آلود تسهيل مي شود بنابراين شايد به جرات بتوان ادعا كرد كه مؤثرترين و كاراترين شيوههاي مبارزه با فساد اداري خروج از فضاي تاريك و سايه و شفاف سازي محيط و ساختار هاي اداري است .
همانطور كه در مطالب فوق الذكر بيان شد بررسيهاي صورت گرفته بر روي پديده فساد اداري حكايت از پيچيده بودن و گسترده بودن عوامل موثر در شكل گيري اين پديده دارد ولي به طور كلي مي توان عوامل اصلي شكل گيري اين پديده را به سه گروه تقسيم بندي كرد :
- عوامل فرهنگي و محيطي
- عوامل شخصيتي
- عوامل اداري و سازماني
- عوامل فرهنگي و محيطي : هر چه سطح اخلاقي عمومي بالاتر باشد هزينههاي رواني و اخلاقي فساد اداري بيشتر خواهد شد چرا كه فرد در اثر ارتكاب به عمل خلاف ،رنج بيشتري متحمل شد از طرف ديگر هر چه سطح اخلاق كارمندي در محيط كار بالاتر باشد ،خطر كشف ، تنبيه و هزينه هاي حيثيتي آن افزايش مي يابد و شرمسازي مرتكبين فساد بيشتر خواهد شد.
- عوامل شخصيتي : در تمام كشورها به ويژه كشورهاي توسعه يافته ،براي پست هاي اداري و سازماني شرايط احراز معرفي مي گردد كه انتخاب و انتصاب افراد بر مبناي آن شرايط صورت مي گيرد در محتواي شرايط احراز موقعيتهاي اداري و دولتي ، بخشي به ويژگيهاي شخصيتي مدير اختصاص داده شده است علت آن نيز به اهميت و نقش ويژگيهاي شخص مديران در رفتارهاي سازماني بر مي گردد كه از خود نشان ميدهند .
- عوامل اداري و سازماني : چيزي كه در نظام اداري كنوني واقعيت دارد اين است كه واحدهاي اداري معمولاً با تعداد زيادي از قوانين و مقررات غير واقعي و يا غير ضروري مواجه هستند وابهامات موجود در رويه هاي اداري و استانداردهاي جاري كار ،امكان هر گونه تصميم و اقدامات خود سرانه را به كارگزاران آنها مي دهند . بعلاوه اينكه ، فرآيندهاي پيچيده و چند لايه امور اداري نيز عامل تشويق مراجعان ، به پيشنهاد رشوه براي تسريع كار هستند ، از طرفي پايين بودن حقوق كاركنان هم دليل كاهش تدريجي قدرت مقاومت و هم عادت بعدي آنان به قبول اين پيشنهادها است .
- همانطور كه عوامل به وجود آورنده فساد در جامعه از گسترده بالايي برخوردار است ،آثار و نتايج ناشي از فساد در جامعه نيز بسيار گسترده است فساد همچون غدهاي سرطاني است كه آسيبهاي بسياري را بر حامعه و كشور وارد مي آورد صدمه زدن بر اعتماد مردم نسبت به حكومت ، ممانعت از ثبات سياسي و اقتصادي و پيوستگي اجتماعي و ممانعت از توسعه اقتصادي كشور از طريق تخريب رقابت سالم در بازار از جمله اين موارد هستند علاوه بر آنچه اشاره شده مي توان موارد زير را به عنوان آثار ناشي از وجود فساد اداري در جامعه نام برد .
- تضعيف ساختار اداري
- تخريب مشروعيت حكومت وحاكميت قانون
- كاهش احترام به قانون اساسي
- از بين رفتن شفافيت و حساب پس دهي
- كاهش فرصتهاي سالم پيشرفت براي افراد موسسات و سازمان ها
- افزايش هزينه زندگي سالم
- كاهش بهره وري
راهكارهاي پيشگيري و مقابله با فساد در نظام اداري كشور
گام بعدي پس از شناخت عوامل وگلوگاههاي بروز فساد اداري ، پيگيري مجدانه راهكارهايي پيشگيرانه ، باز دارنده و بهبود بخش در چارچوب برنامه هاي ميان مدت و بلند مدت مي باشد در اين راستا راهكار هايي در قالب راهكارهاي كلان و خرد در ذيل مطرح مي گردد .
الف – راهكارهاي كلان
1) پيشگيري از طريق اصلاح و بهسازي نظام اداري و آموزش
2) مقابله و برخورد جدي با مصاديق فساد
3) مديريت موثر برنامه مقابله با فساد
4) تصويب قوانين كار آمد و راهگشا در مقابله با فساد
ب – راهكارهاي خرد
1) راهكار هاي اداري و مديريتي :
1-1- تمركز زدايي از اداره امور كاهش تصدي هاي دولتي
1-2- ايجاد اصلاحات در ساختار نظامها ،روش ها و رويههاي انجام كار و ارائه خدمات به مردم
1-3- ايجاد اصلاحات در نظام نظارت و بازرسي و بهينه سازي فرآيند نظارت و كنترل
1-4- استقرار نظام احقاق حقوق و تامين خسارت ارباب رجوع
1-5- توسعه مديريت و توسعه كيفي نيروي انساني
1-6- تقويت فرهنگ مشاركت جويي و مشاركت پذيري در دستگاههاي اجرايي
1-7- افزايش پاسخگويي دستگاهها در مقابل مردم ،نهادهاي مدني و نهادهاي نظارتي قانوني
1-8- ايجاد اصلاحات نهادي در مديريت مقابله با فساد و سالم سازي نظام اداري
2 ) راهكارهاي فرهنگي ـ اجتماعي :
1-2- افزايش اگاهي و آموزش مستمر مردم در خصوص برنامهها و دستاوردهاي مقابله با فساد
2-2- احيا و آموزش ارزشهاي ارزشهاي اخلاقي و انضباط اجتماعي
2-3- تقويت فرهنگ مسئوليت خواهي و نقد پذيري دولت
2-4- بهبود نظام تامين اجتماعي
3) راهكارهاي سياسي ـ مدني :
1-3- تقويت نهادهاي مدني در نظارت بر نهاد قدرت ودستگاههاي اجرايي
3-2- توسعه مشاركت مردمي در مقابله با فساد ونظارت بر دستگاههاي اجرايي
3-3- تقويت نقش و جايگاه مطبوعات آزاد و مستقل در مقابله با فساد
4-3- سياست زدايي از نظام اداري و انتخاب مديران براساس شايستگي
5-3- اصلاح قوانين و مقررات كيفري و جزايي براي برخورد موثر با عوامل فساد
4) راهكارهاي اقتصادي :
1-4- كاهش مداخلات دولت در امور اقتصادي
4-2- رقابتي نمودن فعاليتهاي اقتصادي و معاملاتي دولتي و حذف امتيازات و رانتهاي مختلف
4-3- كاهش و حذف انحصارات دولتي در امور اقتصادي و مقابله با شكل گيري هر نوع انحصارات دولتي در امور اقتصادي و مقابله با شكل گيبري هر نوع انحصار
4-4- بهبود وضعيت معيشتي كاركنان دولت
5-4- اصلاح ساختار شركتهاي دولتي و تسريع در تكليف و واگذاري شركتهايي كه تداوم فعاليتهاي آنها به صورت دولتي ضرورت ندارد .
6-4- شفاف سازي قوانين و مقررات حاكم بر فعاليتهاي اقتصادي ( بخش دولتي و بخش خصوصي )
7-4- تقويت نظارت دولتي بر فعاليتهاي اقتصادي كشور ( كاهش تصدي در زمينههاي اقتصادي و افزايش جانبههاي حاكميت و نظارت دولت )
نقش فرهنگ سازماني در پيشگيري از بروز فساد اداري
تجربه هاي بدست آمده از كشور هاي مختلف نشانگر اين است كه فساد1 امري پيچيده ، پنهان و متنوع است . از اين رو ، مبارزه با آن نيز امري مستمر ، طولاني و پيچيده بايد باشد . در حقيقت ، فساد (در ابعاد اداري و ابعاد ديگر جامعه ) مانند عفونت است كه اگر به اندام و پيكر جامعه راه يابد ، اعضاء آن را يكي پس از ديگري عفوني كرده و از كار مي اندازد و چه بسا گسترش اين عفونت ، كل پيكره جامعه را فاسد كند .
اصطلاح فساد اداري2 كه آن را در برابر سلامت اداري3 بكار مي برند ، مدت زيادي است كه مورد توجه انديشمندان ، صاحبنظران مختلف سازماني قرار گرفته و تلاش كرده اند با ارائه تعاريف منطبق با اصول سازماني در جهت رفع آن گام بردارند كه وجه اشتراك اغلب تعاريف ارائه شده درباره فساد دستگاهـهـاي دولتــــي را مي توان رشوه و سوء استفاده از موفقيت هاي شغلي ، براي نفع شخصي دانست. پيامدهاي فساد اداري نيز در قالب معضلات و ناهنجاري هائي همچون سوء استفاده از موفقيت هاي شغلي ، ارتشاء و اختلاس ، كلاه برداري ، پارتي بازي ، بي عدالتي ، باج خواهي ، ايجاد نارضايتي براي ارباب رجوع (ذينفع ها)، سرقت اموال و دارايي هاي سازمان ، فروش اطلاعات محرمانه سازمان به ديگران ، افشاء اطلاعات سري و محرمانه سازمان و نظاير آن به صورت فردي ، گروهي و سازمان يافته پديدار مي گردد و عوامل و زمينه هاي گوناگوني وجود دارند كه مي تواند موجب پيدايش و گسترش و ترويج فساد اداري به صورت بالقوه و بالفعل شوند . بر مبنــاي اين عوامل و زمينـــه ها مي توان راه هائي را شناسايي كرد كه اثر بيشتري در كاهش و حذف پديده فساد اداري در سازمان دارند . اگر سازمان را بصورت يك سيستم در نظر بگيريم ، اين سيستم از خرده سيستم هاي گوناگوني تشكيل شده است كه يكي از مهمترين آنها خرده سيستم منابع انساني مي باشد ، بر همين اساس در مبارزه با پديده فساد اداري ، تمركز بر روي عواملي كه مستقيماً به بعد منابع انساني سازمان مربوط مي شود ، مي تواند تاثير بيشتري دركاهش يا حذف فساد اداري در سازمان داشته باشد هر چند كه عوامل سازماني ديگري همچون شفافيت قوانين اداري و … در اين زمينه موثرند .
فرهنگ سازماني بعنوان پديده اي كه نقش گرفته از سياستها و رويكردهاي مديران رده بالاي سازماني مي باشد از جمله عوامل ساخته شده توسط منابع انساني سازمان است كه نقش مهمي در پيشگيري از بروز فساد در ادارات و سازمانها دارد . صاحبنظران نسبت فرهنگ سازماني به سازمان را ، همچون نسبت شخصيت به فرد مي دانند كه نقش مهمي در شكل گيري رفتار (فردي و سازماني ) دارد .
از آنجا كه فساد اداري (و انواع ديگر آن همچون فساد اقتصادي ، سياسي و…) مي تواند تاثير زيادي بر روي حركت توسعه جامعه بگذارد و بنابر اهميتي كه فرهنگ سازماني - بعنوان يكي از مهمترين عوامل پيشگيريكننده از بروز فساد اداري - دارد، اين مقاله تلاش دارد تا با برجسته نمودن نقش فرهنگ سازماني مطلوب زمينة مناسبي را براي افزايش شناخت مديران سازمانها و شركتها در جهت پيشگيري از بروز پديدهاي نامطلوب بنام فساد اداري بوجود آورد .
فرهنگ سازماني :
فرهنگ سازماني بدليل ماهيت اثرگذاري قوي كه مي تواند بر رفتار و عملكرد و اعضاء سازمان داشته باشد ، نقش مهمي در كنترل دروني رفتارهاي كاركنان و پيشگيري از بروز فساد اداري دارد . فرهنگ سازماني كه پيوندي نزديك با فرهنگ عمومي جامعه دارد ، عامل مهمي در شكل دهي به رفتار سازماني ، محسوب مي شود و از نقش مهمي در پديد آوردن دگرگوني در رفتارهاي نامطلوب و ايجاد ثبات در رفتارهاي مورد نظر سازمان برخوردار است . فرهنگ سازماني در قالب مجموعه اي از باورها و ارزشهاي مشترك كه بر رفتار و انديشه هاي اعضاء و سازمان اثر مي گذارد ، مي تواند بعنوان سرچشمه اي براي دستيابي به محيط سالم اداري و يا فضائي كه ترويج كننده فساد اداري است به شمار آيد .
تعاريف :
از فرهنگ سازماني همچون ديگر پديده هاي سازماني به صورتهاي مختلف تعريف بعمل آمده است . در اين رابطه دنيسون (Denison. ، 1997) معتقد است كه ارزشهاي اساسي ، باورها و مفروضاتي كه در سازمان وجود دارند ، الگو هاي رفتاري كه از بين اين ارزشهاي مشترك ناشي مي شود و نمادهايي كه مبين پيوند بين مفروضات و ارزشها و رفتار اعضاي سازمان اند ، فرهنگ سازماني ناميده مي شوند.
ادگار شاين( Edgar . H . Schein، 1997) ، يكي از برجسته ترين انديشمندان رفتار سازماني در رابطه با فرهنگ سازماني معتقد است كه : فرهنگ سازماني عبارت از آداب ، رسوم و اخلاقيات است . فرهنگ سازماني ارزشهايي كه بطور علني اعلام شده اند را شامل مي شود . فرهنگ سازماني ، انباشته اي از آموخته هاي مشترك در طول تاريخ مشترك است و آن اشاره به استحكام ساختاري و الگويي بودن و تكامل سازمان دارد .1 كارتر مك نامارا در رابطه با فرهنگ سازماني معتقد است كه ، اساساً فرهنگ سازماني شخصيت يك سازمان است . فرهنگ سازماني شامل پيش فرض ها ، ارزشها ، هنجارها و علائم ملموس (مصنوعات بشري) اعضاي سازمان و رفتارهاي آنها مي باشد . فرهنگ از جمله اصلاحاتي است كه بيان آن به طور واضح بسيار مشكل است ، اما هر فردي وقتي آنرا حس كند ، آنرا به خوبي مي شناسد براي مثال فرهنگ يك شركت بزرگ كه به دنبال سود بيشتر است كاملاًمتفاوت از فرهنگ يك بيمارستان و آن كاملاً متفاوت از فرهنگ يك دانشگاه است . فرهنگ يك سازمان از طريق نظاره ترتيب لوازم ، آنچه اعضاء درباره آن حرف مي زنند و آنگونه كه پوشيده اند و.. قابل تشخيص است.
ديل و كندي (Deal & Kennedy , 1988) ، در تعريف فرهنگ سازماني قوي ، آنرا فرهنگي مي دانند كه افراد تحت آن ، اهداف سازمان را بخوبي مي شناسد و در جهت آنها كار مي كنند . به عقيده اين دو نفر ، فرهنگ قوي اهرمي قوي براي هدايت رفتار (كاركنان ) است و كاركنان را براي انجام كارهايشان به شيوه بهتر بويژه به دو صورت خاص كمك مي كند:
1- يك فرهنگ قوي سيستمي از قوانين غير رسمي است كه به افراد ياد مي دهد كه اغلب اوقات چگونه رفتار كنند.
2- يك فرهنگ قوي افراد را قادر مي سازد كه احساس بهتري درباره آنچه انجام مي دهند داشته باشند ، بر اين اساس آنها راغب تر به انجام كارهاي سخت تر مي شوند .
اجزاي تشكيل دهنده فرهنگ سازماني :
كامينگز و اورلي در كتاب توسعه سازمان و تحول ، چها عنصر اصلي را براي فرهنگ سازماني نام مي برند :
1- مفروضات اساسي: در ژرف ترين سطح آگاهيهاي فرهنگي ، مفروضات ناخودآگاه و مسلم درباره چگونگي حل مسايل سازماني جاي گرفته اند . اين مفروضات اساسي به اعضاء مي گويند كه چگونه به امور نگريسته ، درباره آنها فكر كرده و آنها را احساس نمايند . آنها نشان دهنده مفروضات غير قابل بحث و خدشه ناپذير پيرامون برقراري رابطه با محيط و همين طور ماهيت طبيعت انسان ، فعاليت انسان و روابط انسان هستند .
2- ارزشها: سطح بعدي ، آگاهيهاي در بردارنده ارزشهاي مربوط به بايدهاي درون سازمان است . ارزشها به اعضا مي گويند كه چه چيزي در سازمان مهم است و آنها لازم است به چه چيزي توجه كنند . ارزشها معمولاً در ابتدا توسط باني سازمان (رهبر سازمان) بكار گرفته شده و سپس رواج مي يابند .
3- هنجارها: در زير سطح آگاهيهاي فرهنگي ، هنجارهايي قرار دارند كه اعضاء را در اينكه چگونه بايد در موقعيتهاي خاص عمل نمايند راهنمايي مي كنند . اين هنجارها ، قوانين نوشته نشدة رفتاري مي باشند.
4- مصنوعات : بالاترين سطح آگاهيهاي فرهنگي مصنوعات و ابداعاتي قرار دارند كه آشكارتر از ساير سطوح عناصر فرهنگي هستند . اينها شامل رفتارهاي مشهود اعضاء و همين طور ساختارها ، سيستم ها ، رويه ها ، قوانين و ابعاد فيزيكي سازمان هستند .
كاركردهاي فرهنگ سازماني :
فرهنگ سازماني داراي كاركردها ، وظايف و يا نقشهاي متفاوتي هستند كه به طور خلاصه عبارتند از:
1- كنترل رفتار
2- برقراري ثبات در شيوه هاي انگيزش (استحكام در تشويقها)
3- هويت بخشي (فراهم كردن منبعي براي تعيين هويت)
البته تقسيم بندي كاركردهاي فرهنگ سازماني به صورت بالا بسيار كلي است . مي توان اين تقسيم بندي را توسعه بيشتري داد و آنها را به چهـار گروه زيـــــر تقسيم بندي نمود.
1- هويت سازماني
2- تعهد گروهي
3- شكل دادن به رفتار
4- ثبات نظام اجتماعي سازمان
آنگونه كه رابينز در كتاب مديريت رفتار سازماني خود آورده است:
1- فرهنگ ، تعيين كنندة مرز سازماني است يعني سازمانها را از هم تفكيك مي نمايد .
2- نوعي احساس هويت در وجود اعضاي سازمان تزريق مي كند .
3- فرهنگ سازماني باعث مي شود كه در افراد نوعي تعهد نسبت به چيزي به وجود آيد كه آن چيز بيش از منافع مشخص فرد است .
4- فرهنگ سازماني موجب ثبات و پايداري سيستم اجتماعي مي شود . فرهنگ از نظر اجتماعي به عنوان چسب به حساب مي آيد كه مي تواند از طريق استاندارد مناسب (در رابطه با آنچه بايد اعضاء سازمان بگويند يا انجام دهند)، اجزاي سازمان را به هم متصل مي كند .
5- فرهنگ به عنوان يك عامل كنترل به حساب مي آيد كه موجب به وجود آمدن يا شكل دادن به نگرشها در رفتار كاركنان مي شود . بطوريكه شايستگي و تناسب فرد در سازمان ، تناسب نگرشها و رفتار فرد با فرهنگ سازماني موجب مي شود كه فرد بتواند به عنوان عضوي از سازمان درآيد .
فساد اداري :
در دنياي امروز كه جامعه مصرفي لقب گرفته ، رشد بي رويه نيازهاي مادي و گرايش انسانها به برطرف نمودن هر چه بيشتر نيازهاي مادي سرعت بيشتري گرفته و در اين ميان پول حرف اول را براي برطرف نمودن اين نيازها مي زند . براي انساني كه امكان افزايش درآمد بيشتر برايش ميسر نيست و راه هاي مشروع كسب درآمد بيشتر نيز بر او بسته است ، چه راهي وجود دارد كه او بتواند بر رفع نيازهاي روبه رشد زندگي فائق آيد؟ تحقيقات گوناگون صورت گرفته بر روي ميزان نياز و درآمد افراد جامعه بويژه كاركنان ، حكايت از اين دارد كه با گذشت زمان و افزايش بي رويه تورم در سالهاي اخير ، نه تنها سطح درآمد نتوانسته بر سطح نيازهاي مادي غلبه كند ، بلكه همانطور كه نمودار نشان مي دهد ، از حركتي نزولي (نسبت به رشد نيازهاي مادي) برخوردار شده است .
با شكل گيري چنين شرايطي ، طبيعي به نظر مي رسد كه در عرصة رقابتهاي اجتماعي ناعادلانه ، افراد تلاش كنند تا از طريق مسيرهاي غير معمول و غير قانوني به مقاصد و اهداف شخصي دست يابند كه حكايت از يك جهش اجتماعي براي بروز فساد در جامعه است . بر اساس گزارش سازمان جهاني شفافيت ، ايران از نظر مفاسد اداري بين 133 كشور ، در رتبه 79 قرار دارد . بر اساس اين گزارش امتياز ايران در پيوستار 0 تا 10 امتياز ، برابر 7/3 است كه نشان دهنده گسترده بودن پديده فساد در فضاي اجتماعي ايران دارد.
اگر چه جامعه ايران ، جامعه اي توام با گرايشهاي مذهبي و ملي است كه همه آنها فساد را پديده اي زشت شناخته اند و همواره تاكيد بر مبارزه با آن كرده اند ، با اين حال شاهد اين هستيم كه شيوع فساد در جامعه مسير بسياري از پيشرفتهاي اجتماعي و ملي را بسته و هزينه هاي هنگفتي را بر دوش كشور و در نهايت مردم گذاشته است كه يكي از مهمترين آنها در بعد كلان ، افزايش فاصله طبقاتي ميان طبقات اجتماعي غني و فقير است . افزايش اين فاصله طبقاتي در كشور را مي توان به حركت پله هاي برقي تشبيه كرد . عده اي را تجسم كنيد كه بر روي يك پله برقي كه به طرف بالا مي رود ، ايستاده اند و به راحتي به طرف بالا (برخورداري از رفاه و فرصتهاي اجتماعي عالي) مي روند كه اين پله برقي فقط براي عده معدودي از افراد جامعه است . بقيه مردم كه اكثريت آنرا تشكيل مي دهند نيز مي خواهند به آن مرتبه بالا برسند ، اما راهي ندارند به جز اينكه از روي پله برقي ديگري كه به طرف پايين مي آيد با فعاليت و سرعت بسيار بيشتر حركت كنند اما هرگز به آن به آن نمي رسند مگر اينكه خود را از اين قاعده خارج كنند . وضع كارمندان دولت و كارگران در جامعه امروز ايران شبيه به حركت بر روي پله برقي از نوع دوم است . كارمندان و كارگران با همسران و فرزندانشان در مقابل خود ، افراد زيادي را مي بينند كه در رفاه كامل از پله هاي دستيابي به رفاه استفاده مي كنند . از سوي ديگر ، مرتباً از طريـق تبليغـــات ، جنبه هاي گوناگون يك زندگي مرفه به آنها معرفي مي شود (كه در اين رابطه صدا و سيما بيشتر از هر منبع ديگري اثرگذار بوده است ) . بنابراين احساس عدم وجود عدالت اجتماعي در نگرشها و ذهنيات آنها موجب مي شود كه اعتقاد به نظام اجتماعي (به قول دوركهايم: وجدان جمعي) كاهش يابد و به عبارت ديگر كنترل رواني افراد بر روي رفتار خود - كه بعداً اشاره مي كنيم كه نقش مهمي در آلوده شدن كاركنان به فساد اداري دارد - كم شود .
اگرچه در ايران برنامه هاي زيادي براي مبارزه با فساد طراحي و به اجرا در آمده است اما در اين رابطه موفقيت اندكي حاصل شده است كه مي توان دو دليل اصلي آنرا چنين نام برد :
- تلاشهاي صورت گرفته از سوي دولت و دستگاههاي نظارتي ديگر به منظور مبارزه با فساد، سيستماتيك (نظامدار) نبوده است. بدين معني كه هر از چند سال با تغيير دولتها و شدت و ضعف فشارهاي اجتماعي، محتواي برنامه ها براي مبارزه با فساد تغيير كرده و برنامه ها انسجام خود را براي دستيابي به هدفها از دست دادهاند .
- دليل مهم ديگري كه اين مقاله نيز تلاش به تاكيد آن دارد اين است كه برنامه هاي صورت گرفته از سوي دولتها غالباٌ برروي تنبيه ومجازات متخلفين متمركز بوده است بجاي آنكه برپيشگيري از بروز فساد تاكيد داشته باشد.
رويكرد اساسي كه اين مقاله برآن تاكيد دارد اينست كه بجاي اتكاء بر رويه هايي كه مبتني بر تنبيه بعد از ارتكاب فساد است ، ايجاد و راه اندازي يك سيستم پيشگيري از فساد (در اينجا فساد اداري) كه هسته مركزي آن فرهنگ جامعه و فرهنگ سازماني ادارات است، امري ضروري است. بطوري كه با هرگونه فسادي درسرچشمه آن برخوردارشود. اين رويكرد ، اقداماتي همچون، هويت بخشي به كاركنان ، تثبيت سيستم اجتماعي، ايجاد تعهد دروني در كاركنان ، تثبيت شيوهاي انگيزشي و ارائه الگوهاي مناسب رفتاري كه از مهمترين كاركردهاي فرهنگ سازماني هستند را مورد تاكيد قرار مي دهد .
علل بروز فساد اداري:
بررسي هاي صورت گرفته برروي پديده فساد اداري حكايت از پيچيده بودن وگسترده بودن عوامل موثر در شكل گيري اين پديده دارد. بطوركلي مي توان عوامل اصلي شكلگيري اين پديده را به سه گروه تقسيم بندي كرد:
1- عوامل فرهنگي ومحيط2 .
2-عوامل شخصيتي .
3-عوامل اداري و سازماني .
عوامل فرهنگي و محيطي : واقعيت مسئله اينست كه در نظام اداري كنوني ، انتصــاب و اختصــاص پست هاي سازماني بر مبناي رفيق بازي و يا رشوه به صورت امري عادي درآمده و تباني بين افراد متمول ، سياستمداران و عوامل بوروكراسي اداري براي عبور از فيلترهاي نظام اداري ؛ يك جريان پذيرفته شده است . كه نتيجه آن بروز فساد بويژه درسطح كلان جامعه بوده است.
عوامل شخصيتي : در تمام كشورها به ويژه كشورهاي توسعه يافته ، براي پست هاي اداري و سازماني شرايط احراز معرفي مي گردد كه انتخاب و انتصاب افراد برمبناي آن شرايط صورت مي گيرد . در محتواي شرايط احراز موقعيتهاي اداري و دولتي ، بخشي به ويژگيهاي شخصيتي مدير اختصاص داده شده است ، علت آن نيز به اهميت و نقش ويژگيهاي شخصيتي مديران در رفتارهاي سازماني كه از خودشان نشـان مي دهـنـــد مي باشد. در نظر بگيريد كه بر مبناي رفيق بازي يا رشوه ، فردي براي منسبي انتخاب شده است كه شرايط آن را نداشته است در اينجا بروز فساد امري اجتناب ناپذير است.
عوامل اداري سازماني : چيزي كه در نظام اداري كنوني واقعيت دارد اينست كه واحد هاي اداري معمولاٌ با تعداد زيادي از قوانين و مقررات غير واقعي و يا غيرضروري مواجه هستند، وابهامات موجود در رويه هاي اداري واستاندارد هاي جاري كار ، امكان هرگونه ، تصميم و اقدامات خودسرانهاي را به كارگزاران آنها مي دهند. بعلاوه اينكه ، فرايند هاي پيچيده و چند لايه امور اداري نيز عامل تشويق مراجعين به پيشنهاد رشوه براي تسريع كار هستند ، از طرفي كمي حقوق كاركنان بخش خدمات اجتماعي هم دليل كاهش تدريجي مقاومت وعادت بعدي آنان به قبول اين پيشنهاد ها مي باشد .
درحالتي روشن تر مي توان مدل تعاملي عواملي كه موجب بروز فساد اداري مي شوند - درجوامع در حال توسعه كه به سوي مادي گرايي حركت مي كند - را به صورت نمودار زير نشان داد.
همانطور كه عوامل بوجود آورنده فساد درجامعه از گسترة بالايي برخوردار است، آثار و نتايج ، ناشي از فساد در جامعه نيز بسيار گسترده است . فساد همچون غده اي سرطاني است كه آسيبهاي بسياري را بر جامعه و كشور وارد مي آورد. صدمه زدن بر اعتماد مردم نسبت به حكومت ، ممانعت از ثبات سياسي و اقتصادي و پيوستگي اجتماعي و ممانعت از توسعه اقتصادي كشور از طريق تخريب رقابت سالم در بازار از جمله اين موارد هستند. علاوه بر آنچه كه اشاره شد، مي توان موارد زير را بعنوان آثار ناشي از وجود فساد اداري در جامعه نام برد:
آثار ناشي از وجود فساد اداري درجامعه:
- زائل كردن حكومتمداراي مطلوب و دمكراسي.
- تخريب مشروعيت حكومت و حاكميت كانون.
- كا هش احترام به قانون اساسي.
- ازبين رفتن شفافيت وحساب پس دهي.
- كاهش فرصتهاي سالم پيشرفت براي افراد، موسسات وسازمانها .
- افزايش هزينه زندگي مردم ، همچون افزايش قيمتها .
- كاهش بهره وري، زيرا زمان و انرژي به جاي صرف شدن براي دستيابي به اهداف، وقف ايجاد شكاف در سيستم ميشوند.
- خنثي كردن حركت توسعه كشور.
- زحمت بيهوده براي جلوگيري از شيوع فساد و شناسايي آن .
رويكردهاي اساسي پيشگيري از بروز فساد اداري با تاكيد بر نقش فرهنگ سازماني :
همانطور كه مارك ج . سينجر در كتاب مديريت منابع انساني خود آورده است ؛ براي بيشتـر سرپرست ها و مديران ، تاديب كاركنان ، تكليف سنگين و شاقي است . هدف تاديب پرورش و قوت بخشيدن به رفتارهاي مثبت و مطلوب كاركنان و پيشگيري نمودن از بروز رفتارهاي نادرست است كه اين موجب پيشبرد اهداف سازمان خواهد شد . مارك ج سينجر دو روش اساسي و بنيادي را براي تاديب نام مي برد . يك روش سنتي ، كه در تلاش براي متوقف ساختن رفتار نامطلوب ، بر اقدامات تنبيهي تكيه دارد ، كه از جمله ايــن روشهـــا ، مي توان به روش كوره داغ و روش تاديب تصاعدي اشاره كرد . روش ديگر ، كه روش نوين تاديب نام دارد ، به روشي اشاره دارد كه تاكيد آن بر جلوگيري از وقوع رفتارهاي نامطلوب است . هدف اين روش ، حذف كاركنان خاطي نيست ، بلكه پيشگيري از بروز رفتار نامطلوب است.
محققان در زمينه رويكردهاي تحقيقاتي متداول در پيشگيري از فساد اداري به چهار گروه اشاره مي كنند:
1- رويكرد علمي : بر مبناي اين رويكرد ، به مدد شاخه هاي علوم رايج ، بويژه علوم انساني ، به شناخت چيستي پديده فساد ، چرايي بروز آن و چگونگي پيشگيري يا مبارزه با آن (بر اساس يافته هاي علمي) پرداخته مي شود.
2- رويكرد تجربي : اساس اين رويكرد مبتني بر تحقيقات صورت گرفته قبلي شامل افت و خيزها ، ضعفها و قوتهاي حركتهاي قبلي است تا با بهره گيري از تجربه هاي آنها در جهت پيشگيري از وقوع فساد گام بردارد.
3- رويكرد ارزشي : در اين رويكرد با مراجعه به منابع اسلامي ، مباني و مصداقهاي پيشگيري و مبارزه با پديده فساد استنباط ، استخراج و بهره برداري مي گردد.
4- رويكرد تطبيقي : اين رويكرد ، استفاده از تجربيات ديگر كشورها ، سازمانهاي فرا ملي و منطقــه اي و بين المللي را مورد توجه قرار مي دهد .
بر پايه يك نگرش سيستمي به سازمان و پديده اي همچون فساد اداري كه طي فرايندهاي كاري سازمان شكل مي گيرد، اين نتيجه حاصل مي شود كه برنامه پيشگيري از فساد اداري بايد از سبك و سياقي سيستمي برخوردار باشد، بگونه اي كه همه عوامل بوجود آورنده اين پديده را مورد توجه قرار دهد و بر اساس مهمترين آنها ، سيستم پيشگيرانه اي را براي آن طراحي كند. ايجاد يك سيستم پيشگيرانه مقابله با فساد اداري به جاي نظام كنترل تخلفات را مي توان بعنوان يك راهبرد اساسي در مسير مبارزه با فساد اداري و دستيابي به سلامت اداري مطرح كرد . منظور از سيستم پيشگيرانه اين است كه نظام تمركز يافته بر كشف موارد فساد و تنبيه متخلفين ، به سيستم بازدارنده عوامل فساد تجهيز گردد ، به ترتيبي كه با تكيه بر يك رويكرد سيستماتيك و جامعه ، نسبت به رفع علل فساد و حل اساسي مسئله فساد در سطح كشور اقدام نمايد. يكي از مهمترين اجزاء اين سامانه پيشگيرانه عامل فرهنگ سازماني است . نقشي كه فرهنگ سازماني ، به عنوان يكي از خرده سيستمهاي برنامه نظام مند پيشگيري از فساد اداري مي تواند داشته باشد.
جهت گيري كاركردها براي پيش گير ي از بروز فساد اداري كاركردهاي فرهنگ سازماني
فرهنگ سازماني ، به عنوان منبع و مرجعي براي احساس هويت كاركنان به حساب مي آيد . بر اين اساس كاركنان شخصيت خود را وابسته به شخصيت (فرهنگ)سازمان دانسته وازآن اعتبار كسب مي كنند. (هويت بخشي)
فرهنگ سازماني با ارائه الگوهاي رفتاري به كاركنان سازمان و كنترل رفتار آنان ،از اين طريق مانع بروز فساد اداري مي شود. شكل دادن به رفتار(كنترل رفتار)
فرهنگ سازماني با معرفي انگيزنده هاي مناسب به كاركنان ،سبب مي شود كه آنها در جهت اهداف سازمان گام بردارند .ازاين راه احتمال بروز رفتارهاي خلاف قاعده سازمان كاهش مي يابد. (ثبات شيوهاي انگيزش)
فرهنگ از نظر اجتماعي به عنوان چسبي به حساب مي آيد كه مي تواند ازطريق ارائه استاندارد مناسب(درابطه با آنچه كه اعضاي سازمان بايد انجام دهنديا بگويند) اجزاي سازمان را به هم متصل مي كند. (ثبات سيستم اجتماعي)
فرهنگ سازماني باعث مي شود كه در افراد نوعي تعهد واحساس مسئوليت نسبت به چيزي به وجود آيدكه آن چيز ، بيش از منافع شخص فرد است .( تعهد دروني)
همانطور كه مشخص است ، فرهنگ سازماني از طريق كاركردهاي اساسي كه از آن برخوردار است ، با تاثير بر كاركنان ، مي تواند از قابليت بالايي براي پيشگيري از بروز فساد اداري برخوردار باشد. تاثير فرهنگ سازماني بر كاركنان به اندازه اي است كه آن را منشاء شكل گيري سازمان غير رسمي دانسته اند. فرهنگ سازماني ، مي تواند بعنوان منبع و مرجعي براي احساس هويت كاركنان محسوب شود . بگونه اي كه آنان شخصيت خود را وابسته به فرهنگ سازماني دانسته و از آن كسب اعتبار كنند . اگر سازمان از فرهنگ مطلوبي برخوردار باشد ، اين ذهنيت را در كاركنان ايجاد مي كند كه آنان ، افرادي ارزشمند هستند ، بر اين اساس احتمال بروز رفتارهاي نامطلوب در كاركنان نيز كاهش مي يابد .
كاركرد ديگري كه فرهنگ سازماني قادر با ارائه آن است ، اينست كه مي تواند رفتار كاركنان را در جهت هاي خاصي - متناسب با محتواي فرهنگ سازماني – هدايت كند . فرهنگ سازماني با ارائه الگوهاي رفتاري به كاركنان ، رفتار آنان را جهت مي دهد و همچنين از طريق تثبيت شيوه هاي انگيزش و معرفي بر انگيزنده هاي مثبت به كاركنان ، موجب مي شود كه آنها در جهت اهداف سازمان گام بردارند. از اين راه كاركنان علاقه و توجه كمتري به رفتارهاي خلاف قاعده هاي سازمان از خود نشان مي دهند .
فرهنگ سازماني موجب متعهد شدن كاركنان نسبت به خود و نسبت به گروه مي شود . همانطور كه گفته شد ، فرهنگ سازماني باعث نزديك شدن كاركنان از نظر روحي و رواني به يكديـــگر شده و باعـــث شكلگيري سازمان غير رسمي مي شود. بر اين اساس ، سازمان غيررسمي در افراد نوعي تعهد و مسئوليت نسبت به چيزي به وجود مي آورد كه آن چيز بيش ازمنافع شخصي فرد است . در نهايت فرهنگ سازماني عاملي براي تثبيت سيستم اجتماعي است.فرهنگ از نظر اجتماعي به عنوان چسبي به حساب مي آيدكه مي تواند از طريق ارائه استاندارد مناسب (درابطه با آنچه كه بايد اعضاي سازمان بايد انجام دهند يا بگويند) اجزاي سازمان رابه هم متصل كند.
نوآوري در پيشگيري از فساد اداري با تاكيد بر فرهنگ جامعه- ميثاق سلامت
طرح ميثاق سلامت به عنوان پيشنهادي نوآورانه در زمينه پيشگيري از فساد اداري است به گونه اي كه اين طرح رشد فرهنگ عمومي جامعه (و فرهنگ سازماني بعنوان پديده اي كه متاثر از فرهنگ عمومي جامعه است) را مورد نظر قرار مي دهد . ميثاق سلامت ، بعنوان توافقي بين دولت (بعنوان ارائه دهنده خدمات) و ملت ( بعنوان مراجعه كنندگان به دولت ) است به طوري كه ملت رشوه ندهد و دولت نيز رشوه نگيرد . هدف نهايي برنامه ميثاق سلامت ، حذف فساد از ارتباطات اداري و خدماتي ميان ارباب رجوع و كارمندان و كاهش هزينه هاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي ناشي از فساد است . هرسي و بلانچارد به نقل از هرزبرگ جنبه هاي سلامت سازماني را شامل آئين نامه ها و مديريت شركتها ، سرپرستي ، شرايط كاري ، مناسبات ميان افراد (روابط انساني) ، پول ، مقام و امنيت معرفي مي نمايد . اين جنبه ها ربطي به ذات امور ندارند ، بلكه به شرايطي كه كار
سهام عدالت
سالهاي گذشته، سياست خصوصي سازي در كشور با تمام نواقص بنايي و مبنايي خود به سرعت دنبال مي شد و عملاً نه تنها يار شاطر دولت نبود بلكه بار خاطر هم محسوب مي شد.
پيش از اين «خصوصي سازي ايراني» در سه شكل عمل مي شد. اول سياق مذاكره بود كه عملاً باتالي فاسدهاي غير قابل تصور مواجه شد. روش دوم مزايده و سومي هم بورس بود كه تا امروز اين دو روش همچنان ادامه دارد.
با روي كار آمدن دولت جديد، «خصوصي سازي انبوه» با در نظر گرفتن مصالح طبقات پايين درآمدي وعده داده شد؛ تا اينكه هفته گذشته طرح دوفوريتي دولت براي «سهام عدالت» تدوين شد و 10 ميليون تومان سهم عدالت به خانوار اقشار آسيب پذير اختصاص يافت.
سهام عدالت علاوه براينكه از حجم دولت كم مي كند مي تواند ابزار مؤثر جهت جلوگيري از ايجاد شكاف هاي درآمدي ميان اقشار مختلف جامعه و كمك به توزيع عادلانه مالكيت و به تبع آن درآمد در كشور باشد.
از اين حيث سهام عدالت مي تواند زمينه اي براي دستيابي به عدالت اجتماعي باشد.
اما خارج از اثرات بسيار مثبت اين طرح نگاهي به حواشي آن نيز مي تواند در اجراي موفق طرح مؤثر باشد. بخشي از اين حواشي به نقاط ابهام طرح برمي گردد كه با رفع آن، اثر بخشي طرح بيشتر مي شود. براساس آئين نامه اجرايي اين طرح قرار است ثروت خانوارهاي ايراني از طريق گسترش سهم بخش تعاون افزايش يابد. با اين هدف سهام عدالت شامل 49 درصد سهام كليه شركت هاي مادر تخصصي و همچنين شركت هاي بيمه دولتي است.
طبق اين طرح «طبقات هدف» از طريق هماهنگي نهادهاي اجتماعي مثل كميته امداد و سازمان بهزيستي و بنياد شهيد و سازمان بازنشستگي انتخاب مي شوند و به هر خانوار مشمول در پايين ترين دهك درآمدي حداكثر تا سقف 10 ميليون تومان سهم واگذار مي شود.
همانطور كه گفته شد اين طرح به منظور كم كردن وزن دولت و پركردن فاصله هاي درآمدي تهيه شده است كه مدعي عدالت اجتماعي همراه با توسعه اقتصادي است.
اما چند پرسش اساسي به اين طرح وارد است. اولاً اينكه زمان بندي اجرايي اين طرح به چه نحو است؟ شروع و پايان آن چه وقت است؟ طبيعي است كه طولاني شدن زمان اجراي طرح موجب فرسايشي شدن آن و كاهش اعتماد عمومي مي شود. براين اساس دولت قصد دارد ظرف چه مدتي خانوارهاي ايراني را سهامدار كند؛ با اين ملاحظه كه شناسايي اقشار آسيب پذير مقدمه اجرايي طرح است.
گفته مي شود كشورهاي موفقي كه طرح «كوپن سهام» را تجربه كرده اند، در ابتداي امر از سرعت عمل بالايي در جريان واگذاري سهام برخوردار بودند به نحوي كه در كشور روسيه، دولت ظرف چهار ماه، 95 درصد سهام دولتي را واگذار مي كند.
دوم اينكه ساز و كار واگذاري اين سهام ها به چه ترتيب است؟ دولت در طرح اجرايي خود به «شركت هاي واسطه» اشاره كرده است كه مجري واگذاري اين طرح هستند. طبيعي است كه اين شركت ها داراي اطلاعات گسترده اي از وضعيت شركت هاي دولتي هستند. با اين حساب سوء استفاده اطلاعاتي و شائبه زد و بند و رابطه بازي در واگذاري سهام وجود دارد. هرگونه احتمال قرار و مدارهاي غير ضابطه اي موجب عدم اعتماد عمومي و نهايتاً ناكامي طرح مي شود، بنابراين با توجه به اينكه اين شركت ها خصوصي هستند، دولت بايد ملاحظات نظارتي را براي عادلانه تقسيم شدن سهام در نظر بگيرد.
مسئله سوم مربوط به پراكندگي مالكيت «شركت هاي خصوصي شده» مي باشد. مهمترين دليل مدافعان خصوصي سازي افزايش كارايي و نظارت بخش خصوصي بر عملكرد شركت است. ناگفته پيداست كه افزايش كارايي و نظارت مؤثر، به بخش خصوصي يكدست، با تجربه و با انگيزه احتياج دارد. اما پراكندگي مالكيت سهام عدالت و عدم تجربه و انگيزه نظارتي كافي در بين اقشار مشمول طرح نمي تواند لوازم افزايش كارايي شركت هاي دولتي خصوصي شده را مهيا كند، همچنين وضعيت اشتغال و آينده شغلي نيروي كار شركت هاي واگذار شده نيز محل ابهام و پرسش است.
مسئله ديگر مربوط به شركت هاي دولتي مشمول اين قانون است،بايد بررسي شود كه شركت هاي مدنظر به لحاظ ماهيت فعاليت و ساختار دروني آمادگي واگذاري را دارد يا خير به عنوان مثال شركت هاي خدماتي و درماني نمي تواند شامل اين طرح باشد.
اما با گذر از اين پرسش ها به نظر مي رسد دولت براي اجراي اين طرح نسبت به سه حوزه بايد شناخت كافي داشته باشد.
اول اينكه بايد شركت هاي دولتي زيرمجموعه شركت مادر را به لحاظ ماهيت فعاليتشان و وضعيت سود و زيان كاملاً شناسايي كنند، طبيعي است كه شركت هاي زيان ده نمي توانند شركت هاي هدف باشند. در حال حاضر نزديك به 20 درصد شركت هاي دولتي كاملاً زيان ده هستند و دولت بايد تكليف خود را با اين شركت ها روشن كند.
مسئله دوم شناخت دولت از اقشار آسيب پذير و دهك هاي پائين درآمدي است. دولت بايد پيش از اجراي اين طرح به شناسايي گروه هاي هدف در طرح بپردازد.
قابل توجه است كه دولت سالها است قصد دارد يارانه ها را هدفمند كند و براي آن نياز به شناسايي گروههاي آسيب پذير دارد كه تا امروز نتوانسته به اين مهم دست يابد.
مسئله سوم نيز شناخت تركيب اجتماعي اين طبقات است. دولت بايد بررسي كند كه آيا سهامدار كردن دهك هاي پائين درآمدي باعث كاهش فاصله درآمدي مي شود يا اينكه اين جماعت به علت نداشتن «ميل نهايي پس انداز» و براي رفع هزار و يك جور احتياج ديگر سهام خود را واگذار مي كنند و همچنان «قلدران سرمايه» مثل جاروبرقي اين سهام را مي بلعند و فاصله طبقاتي به قوت خود باقي و تنها نقشي از تورم از اين طرح باقي مي ماند.
بنابراين اجراي موفق اين طرح نيازمند شناخت اقتصادي و اجتماعي از وضع موجود است.
توزيع اين سهام نقش عدالت را در جامعه پررنگ مي كند
توزيع سهام عدالت قرار است به منظور افزايش ثروت خانوار هاي ايراني تا هفته هاي آتي اجرايي شود.
جدا از اين كه بخواهيم موضوع بسيار مهم «سهام عدالت» را مورد واكاوي قرار دهيم اعلام شده است كه توزيع سهام عدالت در قالب يازده ماده بوده و وظايف هر يك از دستگاه هاي اجرايي كشور هم براي تحقق اين موضوع مردمي، در آن تعيين شده است.
در ماده اول اين آيين نامه اجرايي آمده است: سهام عدالت شامل 49درصد سهام كليه شركت هاي مادر تخصصي و همچنين شركت هاي بيمه دولتي با رعايت اصل 44قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و 49 درصد سهام و دارايي هاي دستگاه هاي موضوع ماده (160) قانون برنامه چهارم توسعه است.
براساس ماده دوم آيين نامه اجرايي «افزايش ثروت خانوارهاي ايراني از طريق گسترش سهم بخش تعاون براساس توزيع سهام عدالت»، دستگاه ها و وزارتخانه هاي ذي ربط موظفند سهام عدالت اين آيين نامه را حداكثر ظرف يكماه پس از تصويب آن، يكجا به سازمان مالكيت- سازمان مالكيت شركت هاي دولتي براساس مفاد بند(ز) ماده (7) قانون برنامه چهارم- منتقل كنند.
براساس اين گزارش رئيس سازمان مالكيت به منظور نظارت بر اقدام دستگاه هاي فوق الذكر موظف است، ظرف دوماه از گذشت تاريخ تصويب اين مصوبه، با تهيه بانك اطلاعاتي جامع از سهام عدالت، نسبت به انجام كامل اين انتقال پيگيري و گزارش عملكرد را با مجمع عمومي سازمان مالكيت ارايه كند.
برطبق همين ماده، سازمان مديريت و برنامه ريزي نيز موظف است، ظرف دو ماه از گذشت تصويب اين آيين نامه، با هماهنگي نهادهاي اجتماعي از قبيل كميته امداد، سازمان بهزيستي، بنياد شهيد، سازمان بازنشستگي فهرست اولويت بندي شده و تعداد افراد مشمول برحسب قرارگرفتن در دهكهاي درآمدي پايين جامعه تهيه و به تصويب مجمع عمومي سازمان مالكيت برساند.
ماده چهارم اين آيين نامه اجرايي مي افزايد: به هر يك از افراد مشمول در پايين ترين دهك درآمدي با اولويت ايثارگران، خانواده هاي تحت پوشش كميته امداد و بازنشستگان حداكثر 20ميليون ريال سهم واگذار مي شود. ميزان سهم پرداختي به دهك هاي بالاتر با رعايت حداكثر تعيين شده در اين ماده، براساس مصوبه مجمع عمومي سازمان مالكيت تعيين خواهد شد.
اين گزارش حاكيست، براساس ماده پنجم اين آيين نامه اجرايي، وزارت امور اقتصادي و دارايي موظف است با هماهنگي وزارت تعاون به تعداد كافي مجوز تاسيس شركت هاي واسط سرمايه گذاري توسط بخش تعاوني صادر كند، به طوري كه در تمام مراكز استان ها حداقل يك شركت سرمايه گذاري فعال شود.
در همين ماده اين آيين نامه اجرايي تصريح شده است: با فعال شدن شركت هاي مزبور، آنها به صورت شركت سهامي عام تعاوني فعاليت خواهند كرد و اساسنامه نمونه اين شركت ها، براساس پيشنهاد وزارت امور اقتصادي و دارايي و وزارت تعاون ظرف دو ماه از گذشت تصويب اين آيين نامه به تصويب مجمع عمومي سازمان مالكيت خواهد رسيد.
به گفته رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي سهام عدالت حداكثر تا پايان سال اول برنامه چهارم توسعه از طريق شركتهاي واسطه به افراد مشمول با اولويت گروه هاي هدف شامل كميته امداد، سازمان بهزيستي، بنياد شهيد، سازمان بازنشستگي واگذار مي شود.
عدالت اجتماعي احياء مي شود
دكتر مقدسي استاد دانشگاه و كارشناس مسايل اقتصادي در گفت وگو با خبرنگار كيهان تصريح كرد: توزيع عادلانه سهام عدالت موجب مي شود تا نقدينگي سرگردان جامعه در بخش توليد بكار گرفته شود و بحث گمشده «عدالت اجتماعي» بار ديگر در جامعه كنوني ما پررنگتر شود.
وي با تأكيد بر اينكه هم اكنون اقشار زيادي از جامعه كنوني ايراني استحقاق دريافت «سهام عدالت» را دارا هستند تصريح كرد: پرداخت 2ميليون تومان «سهام عدالت» به دارندگان درآمدهاي ثابت و كم درآمدها مي تواند خط نزولي فقر نسبي در جامعه را كنترل و صعود آن به سمت «برخورداري حداقلي از ثروت ملي» را تقويت كند.
اين كارشناس اقتصادي در ادامه به وظايف سازمان مالكيت كه قرار است طبق آئين نامه اجرايي توزيع سهام عدالت تشكيل شود، اشاره كرد و گفت: شناسايي افرادي كه واجد شرايط دريافت «سهام عدالت» هستند بايد طبق اصول علمي و با كمال دقت و صحت انجام گيرد.
وي افزود: اگر در شناسايي افراد واجد شرايط دريافت سهام عدالت، باز هم «بي عدالتي» مشاهده شود و خانواده هايي براي اين امر انتخاب شوند كه استحقاق دريافت «سهام عدالت» را ندارند، در اين صورت در چند سال آينده سازمان مالكيت به تالاري براي جولان «بورس بازاني» تبديل خواهد شد كه «بي عدالتي» را تسهيم خواهند كرد.
اين كارشناس اقتصادي همچنين با تأكيد بر وظايف دستگاههاي نظارتي در قصه توزيع عادلانه سهام عدالت خاطرنشان كرد: توزيع سهام عدالت، منشاء بسياري از حركت هاي توليدي خواهد شد چراكه در اين باره، بخش تعاوني كشور مجدداً رونق خواهد گرفت.
وي با اشاره به ماده پنجم آئين نامه اجرايي توزيع سهام عدالت گفت: اگر شركت هاي سهامي عام تعاوني كه سهام آنها ميان كم درآمدها و بعضي دارندگان درآمدهاي ثابت توزيع مي شود، با اصول علمي فعاليت خود را آغاز كنند در كوتاه مدت، شاهد اشتغالزايي بسياري از جوانان و بيكاراني خواهيم بود كه چند سال است در انتظار شغلي آبرومند هستند.
مقدسي همچنين وظايف كاري شركت هاي واسط سرمايه گذاري در بخش تعاوني را كه قرار است سهام عدالت از طريق فعاليت آنها واگذار شود گفت: در صورت فعاليت هاي كارآمد و بهينه اين شركت ها، افزايش ثروت خانوارهاي ايراني از طريق گسترش سهم بخش تعاون كشور براساس توزيع سهام عدالت دور از انتظار نخواهد بود.
واگذاري سهام عدالت تورم زا نيست
عضو كميسيون اقتصادي مجلس هم واگذاري سهام عدالت به افراد طبقه محروم و كم درآمد جامعه را تورم زا ندانست.
احمد بلوكيان در گفت وگو با فارس گفت: واگذاري سهام عدالت تورم زا نيست زيرا ابتدا به خانواده هايي كه تحت پوشش نهادهاي حمايتي مانند كميته امداد امام خميني(ره) و سازمان بهزيستي هستند واگذار مي شود.
وي گفت: از آنجايي كه واگذاري سهام عدالت نقدي نيست و به صورت اقساط انجام مي شود، مشكلاتي ايجاد نمي كند و تورم زا نيست.
عضو كميسيون اقتصادي هدف از واگذاري سهام عدالت را توزيع ثروت دانست و گفت: قبلاً واگذاري سهام كارخانه يكجا صورت مي گرفت و سهام را تنها افراد ثروتمند مي توانستند خريداري كنند كه در شرايط واگذاري سهام عدالت، افراد كم درآمد نيز مي توانند از آن بهره مند شوند.
وي تأكيد كرد: با اين اقدام شركتها و كارخانجاتي كه سهام آنها واگذار مي شود از راندمان و قدرت بيشتري برخوردار خواهند شد.
تاملاتي در باب سهام عدالت
1) سهام عدالت قرار است به اقشار محروم داده شود. چنين سهامي قاعدتا بيش از 20 درصد سود در سال نخواهد داشت چرا كه سود بيش از اين رقم در صورت حضور فعال در بازار بورس و استفاده از شكافهاي اطلاعاتي بازار ممكن است. فرض كنيد اين سهام بخواهد اندكي به درآمد خانوادههاي دارنده آن اضافه كند. توجه كنيد كه سهامداران قرار است قيمت سهام را نيز از محل سود آن پرداخت كنند. پس رقم سود ماهيانه 80 هزارتومان انتظار خيلي بالايي نخواهد بود. قيمت سهامي كه بخواهد ماهيانه 80 هزار تومان سود توليد كند بايد چيزي حدود پنج ميليون تومان يا 5500 دلار باشد. فرض كنيد 20 ميليون نفر (25% جمعيت) در كشور مشمول دريافت چنين سهامي باشند پس بايد حداقل پنج ميليون خانواده از اين نوع سهام دريافت كنند. ارزش كل سهامي كه به اين ترتيب بايد واگذار شود برابر 27.5 ميليارد دلار است. فراموش نكنيد كه ارزش تمام سهام سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران كه يكي از بزرگترينها است و سهام شركتهاي بزرگ خودروسازي و كشتيسازي و غيره را در اختيار دارد تنها سه تا چهار ميليارد دلار است. ضمنا ارزش كل بازار سهام تهران بيش از شصت ميليارد دلار نبوده كه آن هم پس از افت قيمت بايد به زير پنجاه ميليارد دلار رسيده باشد. اين را هم داشته باشيد كه امسال قرار بوده كلا 500 ميليون دلار سهام دولتي واگذار شود كه كمتر از 35 درصد آن محقق شده است.
2) دريافتكنندگان قرار است قيمت سهام را از محل سود آن پرداخت كنند. دولتيان اين روش را وام قرضالحسنه ناميدهاند. به نظرم اين نامگزاري كاملا دقيق است براي اينكه همان طوري كه در دنيايي كه در آن تورم هست و پول نيز ارزش زماني دارد وام قرضالحسنه چيزي جز انتقال مقدار مشخصي پول بيدردسر به وامگيرنده نيست انتقال سهامي كه سهامدار قيمت آنرا از محل سودش ميدهد در واقع يعني تصاحب مجاني اين سهام. حالا با اين اسمگزاري قضيه را موجهتر جلوه ميدهند. تنها جايي كه در دنيا سهامي را به كسي ميدهند و بعد پولش را از محل سود پس ميگيرند وقتي است كه بخشي از سهام شركتهاي درمانده را به يك تيم مديريتي قوي ميدهند تا آنها تشويق شوند به كار شركت رونق بخشند و آن را زنده كنند. اين كار در واقع پيشپرداخت دستمزد مديريتي اين تيم است.
http://www.kayhannews.ir/840928/6.htm
دانشِ مديريت دانش
چكيده
فرانسيس بيکن از دانش به عنوان قدرت ياد ميكند. قدرت دانش يک منبع مهم براي حفظ ميراث ارزشمند، يادگيري موارد نو و تازه، حل مشکلات و مسائل، ايجاد هستههاي رقابت و بنيان نهادن موقعيتهاي جديد براي فرد و سازمان در حال حاضر و همچنين براي آينده است. در دهههاي پيشين با ظهور انقلاب صنعتي، تمامي توجهات معطوف به صنعت و توليد انبوه و ارائه راهكارهايي در جهت بهبود و توسعه آن بوده است، اما هماكنون با انقلاب ديگري به نام انقلاب فناوري اطلاعات و ارتباطات روبهرو شدهايم كه دريچه جديدي را به روي ما گشوده و باعث تغيير نگرش ما شده است. در اين نگرش، دانش به عنوان يك منبع ارزشمند در كنار منابعي كه قبلاً در اقتصاد مورد توجه قرار بود (كار، زمين، سرمايه) به عنوان يك دارايي ارزشمند مطرح ميشود. در نگرش جديد، صنعتمحوري جاي خود را به دانشمحوري داده است. در دهه اخير دانش و مديريت آن بهطور گستردهاي مورد كنكاش و تدقيق قرار گرفتهاند و در همين راستا زمينه کاري گستردهاي هم براي تحقيقات آکادميک و هم براي کاربردهاي عملي ايجاد شده است. در اين مقاله سعي شده است تا مقوله مديريت دانش و ابعاد آن به صورت اجمالي بررسي شود.
مقدمه
حركت به سوي جامعههاي مبتني بر دانش مقولهاي است که امروزه در همه جا مورد بحث واقع ميشود. ظهور و بروز فناوري اطلاعات و ارتباطات و نفوذ آن به تمامي ابعاد زندگي بشر، پارادايمهاي جديدي را پيش روي همگان قرار داده و زندگي بشر را متحول ساخته است. سازمانها نيز از اين امر مستثني نبوده و در همين راستا دچار تغييرات و تحولات زيادي شدهاند. سازمانها نيز در عصر تحولات روزافزون و شتابان، به منظور کسب مزيت رقابتي و جهت ادامه بقا و حيات و مقابله با شرايط متغير محيطي، به استفاده از ابزارهاي مديريتي نوين، تکنيکها و اصول نو رو آوردهاند. مديريت دانش به عنوان يکي از آخرين مباحث سازماني مطرح شده در همين راستا به کمک سازمانها آمده است.
واژه مديريت دانش در دنياي مديريت موضوعات مختلفي را در بر ميگيرد. علت ايجاد اين نگرش به دليل انتقال و حركت سيستمهاي اقتصادي مبتني بر صنعت به سوي جامعههاي مبتني بر دانش و توسعه اقتصاد دانش محور است.
کسب دانش به عنوان يکي از فاکتورهاي اصلي مزيت رقابتي بنگاههاي بزرگ و کوچک صنعتي و خدماتي شناخته ميشود. اگر سازمانها به دقت به مقوله استفاده از دانش توجه كنند به اين نکته پي خواهند برد که ميزان دانش موجود در سازمان آنها بيشتر از آن چيزي است که خود تشخيص ميدهند.
مديريت دانش
مديريت دانش فرآيندي است که طي آن سازمان به توليد ثروت از دانش و يا سرمايه فکري خود ميپردازد. Nonaka, 1995) &Takeuchi ) به صورت بسيار ساده، مديريت دانش فرآيندي است که طي آن سازمان به ايجاد ارزش از داراييهاي فکري و دانش- محور ميپردازد. اغلب، ايجاد ارزش مستلزم به اشتراکگذاري دانش بين کارکنان، بخشهاي سازماني و يا حتي ساير سازمانهاست. مديران موفق همواره از داراييهاي فکري موجود در سازمان خود استفاده کرده و به آن پي بردهاند، اما اغلب اين فعاليتها به صورت غيرسيستماتيک و ساختاريافته انجام گرفته است، به نحوي که مديران از انتشار و گسترش دانش کسب شده در سطح سازمان اطمينان نيافتهاند. تخمين زده ميشود که 85 درصد داراييهاي دانش سازمان بهجاي ذخيرهسازي در پايگاههاي داده، در پست الکترونيک، فايلهاي word، و در فايلهاي Presentation جاي گرفتهاند.[Turban, 2003]
طبق تعريفي ديگر، مديريت دانش، فرآيند يا فعاليت ايجاد، به دست آوردن، تسخير، تسهيم و به كار بردن دانش، هر جايي كه وجود داشته باشد، براي افزايش يادگيري و عملكرد در سازمانهاست.[Swan, 1999]
با توجه به تمامي موارد مطرح شده، به عبارت بسيار ساده مديريت دانش را ميتوان به عنوان فرآيند بهينهسازي کاربرد سرمايه فکري به منظور دستيابي به اهداف سازماني دانست.
اهميت مديريت دانش
کسب و کار در هزاره سوم داراي شرايط ويژهاي است. رقابت بين بنگاههاي اقتصادي هر روز فشردهتر شده و نرخ نوآوري رو به افزايش است. رقابت بين بنگاههاي اقتصادي باعث شده است كه تا آنها به منظور کاهش هزينهها، تعداد نيروي انساني خود- که منابع ارزشمند دانش محسوب ميشوند- را کاهش دهند. کاهش تعداد نيروي انساني، سازمانها را بر آن داشته است تا نسبت به صريح کردن دانش ضمني موجود نزد کارکنان اقدام کنند. در دنياي امروزي کسب و کار، بخش اعظمي از کارها و فعاليتهاي ما مبتني بر اطلاعات هستند و زمان کمتري براي کسب تجربه و بهدست آوردن دانش در دسترس است. در اين شرايط سازمانها بر اساس ميزان دانش خود با يکديگر به رقابت ميپردازند. محصولات و خدمات سازمانها هر روز پيچيدهتر شده و سهم اطلاعات در آنها بيشتر ميشود. در اين ميان مديريت دانش با در اختيار داشتن ابزارهاي لازم، فرصت خوبي براي ايجاد بهبود در عملکرد منابع انساني و همچنين مزاياي رقابتي ايجاد ميکند. امروزه تمامي سازمانهاي کوچک و بزرگ نيازمند پيادهسازي مديريت دانش در خود هستند تا از گردونه رقابت عقب نمانند. انعطافپذيري و عکسالعمل سريع در برابر شرايط متغير محيطي، استفاده بهتر از منابع انساني و دانش موجود نزد آنها و همچنين اتخاذ تصميمات بهتر، دستاوردهاي مديريت دانش براي سازمانهاي امروزي است.
دستهبندي ابزارهاي مديريت دانش
تلاشهاي زيادي براي تقسيمبندي ابزارهاي مديريت دانش صورت گرفته است. در کل ميتوان گفت يک نظر واحد در اين زمينه وجود ندارد و هر يک از صاحبنظران مطابق نظر خود اين تقسيمبندي را انجام دادهاند.
مديريت دانش بيشتر از آنکه يک فناوري و يا محصول باشد يک متدولوژي است. با اين وجود فناوري اطلاعات يک عنصر بسيار مهم براي موفقيت سيستم مديريت دانش محسوب ميشود. مديريت دانش به وسيله فناوري اطلاعات تسهيل ميشود اما خود فناوري اطلاعات، مديريت دانش نيست. در واقع ميتوان گفت که پايه اصلي موفقيت مديريت دانش در سازمان بر استفاده از تکنولوژي اطلاعات است. [OECD,2004] سيستمهاي مديريت دانش به کمک چند دسته تکنولوژي- که همگي ريشه در فناوري اطلاعات دارند- توسعه مييابند. ما در اينجا ابزارهاي مديريت دانش را به هفت دسته کلي تقسيم كردهايم: [The WISE Consortium 2002]
-1 همکاري: ابزارهاي همکاري کمک ميکنند تا افراد، با هم روي يک کار محول شده به فعاليت بپردازند. افراد ممکن است در يک مکان فيزيکي و يا در مکانهاي مختلف باشند و کار ممکن است به صورت همزمان توسط افراد و يا به صورت غيرهمزمان انجام گيرد.
-2 نگاشت دانش: ابزارهاي نگاشت دانش به تسخير، تجسم و ذخيره دانش ساختارنيافته در قالب گرافهاي استاندارد - نه به صورت متني- کمک ميکنند.
-3 داده کاوي و اکتشاف دانش: توليد دانش از اطلاعات، هدف اصلي ابزارهاي داده کاوي و اکتشاف دانش هستند.
-4 بازيابي اطلاعات: ابزارهاي بازيابي اطلاعات براي جستجو و بازيابي اطلاعات در محدوده کامپيوتر شخصي يک کاربر، مخزن و يا شبکه گسترده اطلاعات يک شرکت و يا اينترنت به کار گرفته ميشوند.
-5 سيستمهاي آموزش برخط: سيستمهاي آموزش برخط، سيستمهاي نرمافزاري مديريت آموزشي هستند که نرمافزارهاي ارتباطاتي و شيوههاي برخط ارائه محتواي آموزشي را ترکيب ميکنند.
-6 مديريت اسناد: سيستمهاي مديريت اسناد الکترونيک، سازمان را براي خلق، مديريت و توزيع اطلاعات مبتني بر اسناد پشتيباني ميکنند. اين سيستمها باعث کاهش هزينههاي توليد و توزيع مستندات ميشود و دستيابي، بهنگامسازي و کنترل آنها را بهبود ميبخشد.
-7 حافظه سازماني: هدف ابزارهاي حافظه سازماني تأمين اطلاعات مناسب براي رويههاي سازماني است که نميتوانيد آنها را در جايي غير از سازمان خود بياموزيد. واژگان فني و اصطلاحات مخصوص سازمان شما، درسهاي فرا گرفته شده از پروژههاي سازمان و خط مشيها و راهبردها نمونههايي از حافظه سازماني هستند.
سازمان يادگيرنده
قبل از بحث در مورد رابطه مديريت دانش و سازمان يادگيرنده بايد به تفاوت دو مفهوم «سازمان يادگيرنده» و «يادگيري سازماني» توجه کنيم. يادگيري سازماني و سازمان يادگيرنده دو مفهوم متفاوتاند، به اين معني كه اولي به فعاليتهاي (فرآيندهاي) خاصي در داخل سازمان اشاره ميكند، در حالي كه دومي نوع خاصي از سازمان است. در بحث از سازمان يادگيرنده تمركز ما بر چيستي است. سيستمها، اصول و ويژگيهاي سازمانهايي را كه به عنوان يك هويت جمعي، شروع به يادگيري کرده و اقدام به توليد ميكنند، مورد بررسي قرار ميدهيم. از طرف ديگر يادگيري سازماني به چگونگي وقوع يادگيري سازماني به معني مهارتها و فرآيندهاي ساخت و بهرهگيري از دانش، اشاره دارد. در اين معني، يادگيري سازماني تنها يك بعد يا عنصر از سازمان يادگيرنده است.[Marquardt, 1995]
در تعريف سيستماتيك، يك سازمان يادگيرنده سازماني است كه با قدرت و به صورت جمعي ياد ميگيرد و دائماً خودش را به نحوي تغيير ميدهد كه بتواند با هدف موفقيت مجموعه سازماني به نحو بهتري اطلاعات را جمعآوري، مديريت و استفاده كند.[Marquardt, 1995] در واقع سازمان يادگيرنده سازماني است كه با ايجاد ساختارها و استراتژيها به ارتقاي يادگيري سازماني كمك ميكند.
مفاهيم سازمان يادگيرنده و مديريت دانش با هم رابطه نزديکي دارند و به صورت دو طرفه از يكديگر حمايت ميكنند، اما در واقع يکي نيستند. سازمان يادگيرنده روي فرآيند يادگيري و سازمان دانشمحور روي نتايج و محصول فرآيند يادگيري تمرکز ميکند. در واقع ميتوان گفت مديريت دانش وسيلهاي براي پرورش و حمايت يک سازمان يادگيرنده است. اين پذيرفته شده است که يک سازمان يادگيرنده دانش جديدي ايجاد مي كند که مزيت رقابتي اش را حفظ کند. اما فقط ايجاد دانش به تنهايي بدين معني که دانش بهطور کارآمد و موثري به کار رفته است يا مديريت ميشود نيست. مديريت دانش نتيجه سازمان يادگيرنده را مي گيرد، مديريت ميكند و اطمينان ميدهد که محيط مناسب براي توليد و مديريت سرمايه دائمي دانش به طور مناسبي ايجاد شده است. با وجود هم افزاييهايي بين سازمان يادگيرنده و مديريت دانش، چالش پيش رو، توسعه بيشتر اين مفاهيم و افزايش کاربرد ترکيب اين رشتههاست.
مديريت منابع انساني
امروزه کاملاً پذيرفته شده است که پيادهسازي موفقيتآميز مديريت دانش مستلزم تعامل مديريت دانش و مديريت منابع انساني است. اين موضوع در نگرش سيستمي به مديريت دانش نيز کاملاً مورد تأکيد قرار گرفته است. (شکل 1)
پيادهسازي پروژههاي مديريت دانش مستلزم پذيرش فرهنگي آن توسط کارکنان است. در همين راستا بايد تلاشهاي در زمينه تغيير رفتار کارکنان به منظور پذيرفتن استفاده از مديريت دانش انجام گيرد. اصولاً چنين پروژههايي نيازمند حمايت گسترده و مشارکت مديران ارشد سازمان به منظور تسهيل پيادهسازي پروژه است. با توجه به همين موضوع، بسياري از سازمانها يک نقش جديد را به نام مدير ارشد دانش (CHIEF KNOWLEDGE OFFICER=CKO) در ساختار سازماني خود ايجاد کردهاند. مدير ارشد دانش ميکوشد تا بر ميزان داراييهاي دانش سازمان بيافزايد و به طراحي و پيادهسازي استراتژيهاي مديريت دانش بپردازد. يک مدير ارشد دانش بايد فعاليتهاي زير را انجام دهد [Turban, 2003]:
_ تنظيم اولويتهاي استراتژيک براي مديريت دانش
_ ايجاد يک مخزن دانش از بهترين تجارب
_ متعهد کردن مديران ارشد سازمان براي حمايت از محيط يادگيرنده در سازمان
_ ايجاد يک فرآيند مناسب براي مديريت سرمايههاي فکري
_ جمعآوري اطلاعات بلادرنگ در مورد رضايتمندي مشتري
_ سراسري و يکپارچه کردن مديريت دانش
يکي از وظايف اصلي مدير ارشد دانش ايجاد يک زيرساختار و محيط مناسب براي تسهيم دانش است.
پيادهسازي موفقيتآميز هر تکنولوژي جديد به فاکتورهاي مختلفي ازجمله مديريت موثر نيروي انساني وابسته است. به علاوه تحقيقات جديد حاکي از آن است که سرمايههاي فکري و منابع انساني موجود در سازمان به کمک تکنيکهاي مديريت دانش، به صورتي کارآتر و اثربخشتر مورد استفاده قرار خواهند گرفت. با توجه به مباحث مطرح شده بايد گفت که در مورد پيادهسازي مديريت دانش دو ديدگاه متفاوت وجود دارد. عدهاي شروع پيادهسازي مديريت دانش را در فناوري اطلاعات ميدانند در حالي که دستهاي ديگر معتقدند که پيادهسازي مديريت دانش با مديريت منابع انساني شروع ميشود. صرفنظر از اينکه کداميک از اين نظريهها درست است، ميتوان به اهميت مديريت منابع انساني در مديريت دانش پي برد. در واقع يکي از نکات مهم در اين ميان اين است که بايد از کجا شروع کرد؟ سليمان [Soliman, 2000] استراتژي زير را براي مديريت دانش منابع انساني در يک سازمان پيشنهاد ميکند:
1. بازنگري محرکها و استراتژيهاي مديريت دانش منابع انساني
2. کسب تعهدات لازم و درک شرايط توسط مديران منابع انساني
3. شناسايي اولويتهاي بخش منابع انساني سازمان
4. پيادهسازي سيستمهاي پشتيباني مديريت دانش در بخش منابع انساني سازمان
5. مديريت انتظارات کارکنان (جبران خدمت)
محصولات مديريت دانش و فروشندگان آنها
ابزارهاي تکنولوژيک که مديريت دانش را پشتيباني ميکنند به نام دانشافزار شناخته ميشوند. اکثر بستههاي نرمافزاري مديريت دانش يکي و يا چند مورد از ابزارهاي هفتگانهاي که در بالا به آنها اشاره شد و يا مشابه آنها را مورد استفاده قرار ميدهند. بسياري از اين بستههاي نرمافزاري چندين ابزار را شامل ميشوند، زيرا براي ايجاد يک سيستم مديريت دانش کارا وجود همه ابزارها ضروري است. سيستمهاي مديريت دانش را ميتوان به صورت يکپارچه و يا در بخشهاي مجزا از يکي از شرکتهاي توليدکننده نرمافزار و يا فروشندگان سيستمهاي اطلاعاتي سازمان خريد. همچنين اين امکان وجود دارد که براي اين کار از ASPها استفاده نمود. ASP سازماني است كه امكانات نرم افزاري، پشتيباني، نگهداري از سرورها، خدمات كاربردي اينترنتي و امنيت را در يك روش ساده و بر حسب درخواست اشخاص، سازمانهاي خصوصي و دولتي از طريق اينترنت و يا يك شبكه خصوصي پر سرعت در ازاي دريافت يك مبلغ ماهيانه، ارائه ميكند.
پيادهسازي مديريت دانش
تاکنون چارچوبهاي مختلفي براي پيادهسازي مديريت دانش ارائه شده است. ما در اينجا با گذر از بررسي اين چارچوبها، فقط به عواملي که بر پيادهسازي موفقيتآميز مديريت دانش موثر هستند اشاره ميکنيم. قطعاً اين عوامل جامع و مانع نبوده و در برگيرنده همه فاکتورها نيستند. آنچه در اينجا بدان پرداخته شده است، برخي از مهمترين عواملي هستند که نيازمند توجه بيشتري هستند:
-1 مديريت موثر. تعريف نقشهاي رهبري يکي از نکات کليدي در پيادهسازي مديريت دانش است. اين امر مستلزم همکاري مديران ارشد و درک فرهنگ سازماني حاکم و برنامهريزي بر اساس آن است.
-2 فرهنگ. پايهريزي سيستم مديريت دانش بايد از ديدگاه کاربران صورت گيرد. بايد فرهنگ سازماني حاکم کاملاً شناسايي تا به کمک مديريت موثر و استفاده از تکنيکهاي مديريت تغيير، از ميزان مقاومت کارکنان در برابر سيستم جديد کاسته شود و خود به سوي مديريت دانش حرکت کنند. همچنين بايد به شناسايي و ترسيم جريان اطلاعات و دانش در سازمان پرداخت.
-3 مديريت محتوا. مديريت محتوا به عنوان مرکز مديريت دانش، بر بازيابي، توزيع و کاربرد دانش موجود (دانشي که قبلاً کسب شده) تمرکز ميکند. به روز و کارآمد نگاه داشتن دانش با توجه به نيازها و تقاضاي کارکنان يکي از فعاليتهاي کليدي در مديريت محتواست.
-4 فناوري. فناوري يک ابزار تسهيلگر و توانمندساز است که در راستاي فرآيندها، سيستمها و فرهنگ سازماني موجود به پيادهسازي مديريت دانش کمک ميکند.
-5 اندازهگيري. از آنجاييکه هدف نهايي مديريت دانش افزايش کارايي و اثربخشي است، تعيين شاخصهاي واضح و دقيق بر پايه اهداف بسيار مهم است.
آينده مديريت دانش
مديريت دانش از تأكيد صرف روي انتقال و مديريت اطلاعات به فرآيندهاي ساختيافته و غير ساختيافته كه از اطلاعات استفاده ميكنند، به تمركز بر تغيير شرايط سازمان و توسعه و رشد آن تغيير سو داده است. يكي از نتايج اين تحول، تأكيد روي اهميت مديريت اسناد يا متون در سازمانهاست. يكي ديگر از نكات قابل توجه در نگرش جديد مديريت دانش، بهكارگيري سايتهاي نوع Portal در شبكه اينترنت يا اينترانت به منظور ارائه خدمات همزمان به تمام اركان و پرسنل فعال در سازمان يا مرتبط با سازمان است تا در تصميمگيريها نقش جديتر و مؤثرتري ايفا كنند. سازمانها براي بهكارگيري يك سيستم مؤثر مديريت دانش، بايستي به اين تحول در مفاهيم مديريت دانش توجه داشته باشند.
چيزهايي که امروز براي ما زياده از حد پيشرو و آيندهگرايانه به نظر ميرسند، به جزئي از زندگي فرداي ما مبدل خواهند شد. در آينده هر يک از ما قادر خواهيم بود تا مزايا و فوايد مديريت دانش را درک کرده و در مورد آن به بحث بپردازيم. تمرکز کارفرمايان بر مهارت و تجربه مديران، به تمرکز بر توانايي مديريت دانش تبديل خواهد شد. هيچکس نيازي نخواهد داشت تا همه چيز را بداند زيرا ميداند از کجا دانش مورد نياز خود را به سرعت بهدست آورد.
در چند سال آينده ما به پشت سر و گذشته خود نگاه خواهيم کرد و در کمال تعجب از خود خواهيم پرسيد که
_ چه تعداد مشکل را در محيط کار خود نديديم، چون به جاي استفاده از دانش، خود را بيش از حد مشغول دادهها کرده بوديم؟
_ چه تعداد فرصت را از دست داديم، زيرا ابزارهاي لازم را براي پيشقدم بودن نداشتيم؟
_ چقدر سطح آگاهي افراد و سازمان از خودشان کم و اندک بود؟
نتيجهگيري
مديريت دانش به عنوان نياز سازمانهاي هزاره سوم، گريزناپذير است. بنابراين بايد بهصورت برنامهريزي شده به سمت آن حرکت کرد. افزايش مشاغل مبتني بر خلق و استفاده دانش، جهاني شدن، رقابت، نوآوري موفق، سازماندهي مجدد، کوچک کردن ساختار و به اشتراک گذاردن بهترين عملکردها همه و همه مواردي هستند که سازمانها را به سمت پيادهسازي مديريت دانش سوق خواهند داد. در اين ميان سازمانهايي موفق خواهند بود که با آگاهي کامل از شرايط محيطي و پيشقدمانه در اين راستا گام بردارند.
منابع
1. Efraim Turban. "Information technology for management: Transforming organizations in the digital economy"، John Wiley & Sons، Ltd، 2003.
2. Fawzy Soliman and Keri Spooner، Strategies for implementing knowledge management: role of human resources management، Journal of Knowledge Management، Volume 4، Number 4، 2000
3. Michael J Marquardt. (1995) Building the Global Learning Organization in Best Practices in Learning Organizations: Measuring the Reality. La Hulpe، Belgium: ECLO
4. Nonaka & Takeuchi. "The Knowledge-Creating Company" Oxford University Press، 1995
5. OECD، "Knowledge Management: Innovation in the Knowledge Economy، Implications for Educations and Learning"، 2004.
6. Swan، Scarborough، & Preston. 1999، "Knowledge management - the next fad to forget people?"، Proceedings of the 7th European Conference on Information Systems، Copenhagen.
7. The WISE (Web-enabled Information Services for Engineering) Consortium 2002، CYS/ 020326-1/Version A4; 26-03-2002
روش مشاهده در روانشناسی تجربی
اوّلین مرحله از مراحل علمی در آزمایشهای تجربی، روش مشاهده است. در این نوشتار بر این هستیم تا این روش را معرّفی کرده، انواع آنرا ذکر کنیم و مزایا و معایب آنرا نیز متذکّر شویم. در پایان به ذکر یک نمونه از روش مشاهدهی علمی همانگونه که در کلاس درس روانشناسی تجربی استاد خدادادی مطرح شد، اشاره خواهيم كرد.
در نخستین مراحل پژوهش در هر زمینه، دستزدن به بررسیهای آزمایشگاهی یا همبستگی شاید کاری شتابزده باشد و ممکن است از راه مشاهدهی پدیدهی مورد نظر در وضعیّت طبیعی آن ، پیشرفت بهتری حاصل شود. مشاهدهی دقیق رفتار حیوانها و آدمیان، گام آغازین در بسیاری از پژوهشهای روانشناختی بوده است. برای مثال، مشاهداتی روی نخستینها[2] در زیستگاه طبیعی آنها ممکن است اطّلاعاتی دربارهی نظام اجتماعی آنها فراهم آورد. همان اطّلاعاتی که میتواند ما را در بررسیهای آزمایشگاهی یاری دهد. فیلمبرداری از نوزادان میتواند جزئیّات الگوهای حرکتی آنان را اندگی پس از تولّد، و نیز نوع محرّکهایی را که نوزادان به آنها پاسخ میدهند آشکار سازد. پژوهشگرانی که به مشاهدهی رفتار در شرایط طبیعی میپردازند باید دورهی آموزشی لازم را دربارهی مشاهده و ثبت دقیق رفتار گذرانده باشند تا بتوانند از انعکاس سوگیریهای خود در گزارشها بپرهیزند.
در مواردی که مسأله تاحدودی جنبهی زیستشناختی دارد روش مشاهده نیز ممکن است مستلزم کار در آزمایشگاه باشد. برای مثال همانگونه که اتکینسون و همکارانش در زمینهی روانشناسی هیلگارد (1387) آوردهاند، مَسترز و جانسون (1966) در بررسی مشهور خود دربارهی جنبههای فیزیولوژیایی رفتار جنسی آدمی روشهایی را ابداع کردهاند که امکان مشاهدهی مستقیم پاسخهای جنسی را در آزمایشگاه فراهم میکرد. دادههای این پژوهش عبارت بودند از: الف) مشاهدات رفتاری، ب) ثبت اطّلاعات تغییرات فیزیولوژیایی، ج) پاسخهای افراد به پرسشهایی دربارهی احساسهایشان پیش از تحریک جنسی، در طول آن تحریک و پس از آن. هرچند مسترز و جانسون بیش از هرکسی از این نکته آگاه بودند که رفتار جنسی آدمی علاوه بر جنبههای زیستشناختی ابعاد متعدّد دیگری نیز دارد مشاهدات آنها دربارهی جنبههای کالبدشناختی و فیزیولوژیایی پاسخ جنسی، نقش ارزندهای در آگاهی ما از ماهیّت رفتار جنسی آدمی و حلّ مشکلات جنسی داشته است.
روانشناسی تجربی[3] (آزمایشگاهی) روشی است که با گذراندن چهار مرحلهی زیر محقّق میشود:
مشاهده، ارائهی فرضیه، آزمایش، تنظیم و طبقهبندی
1- مشاهده: با این روش در ادامه بیشتر آشنا خواهیم شد.
2- ارائهی فرضیّه: رابطهای که بین متغیّرها فرض میشود که یا از روی مشاهدات بهدست میآید و یا از یک نظریّهی موجود استخراج میشود.
3- آزمایش: محقّق فرضیّهی خود را مورد آزمایش قرار داده تا درست بودن یا درست نبودن آن معلوم شود.
4- تنظیم و طبقهبندی نتایج آزمایش که با فنون آماری صورت میگیرد.
«مشاهده فعّالیّت ویژهای است که برای بسیاری از مردم بهطور طبیعی فراهم نمیشود. مشاهده با ارزیابی اینکه چیزی خوب یا بد است، تبیین اینکه چرا چیزی روی داده است و گزارشِ خلاصه تفاوت دارد. بنابراین روشهای مشاهدهای به آموزش ویژه نیاز دارند.» (بارکر، 1380، ص 177)
همانطور که گفته شد یکی از نکات مهمّی که در روش مشاهده باید مدّنظر داشت این استکه چیزی را آنگونه که هست توصیف کرد، بهصورتیکه اگر کسی تا به حال آنرا ندیده باشد بتواند بهصورت تقریبی بفهمد آن چیست. درضمن بیان مشاهده مانند امانتداری است. به این معنا که آنچه را که میبینیم باید بدون هیچگونه سوگیری و ارزشگذاریِ شخصی بیان کنیم و در بیان مشاهدات خود جانب امانت را نگهداریم، لذا در فرآیند مشاهده گزارههای اخلاقی (مثل خوب، بد و ...) جایی ندارند. مشاهدهگر مثل یک دوربین و ضبطصوت است و هیچگونه تصرّفی در مشاهداتش نمیکند. در مشاهده تفسیر و پیشداوری نداریم.
در روش مشاهده دو چیز باید در نظر گرفته شود :
الف : هنر اخذ وقایع از طریق مشاهدهی دقیق.
ب : هنر بهکار بردن این وقایع به کمک استدلال های تجربی، جهت دستیابی به شناخت قوانین پدیدهها.
«مشاهدهی دقیق، صریح و طولانی حیوانات یا انسانهایی که توصیف رفتار آنها مورد نظر است.» (برتیوم و لامورد، 1373، ص 18)
مشاهده یعنی درک وقایع و روابط آنها به کمک حواس یا به کمک ابزاری که بر دقّت و توانایی حواس میافزاید.
هدف مشاهده بهعنوان اوّلين گام هر تحقيق در طبيعت رسيدن به يك سؤال علمياست. بههمين دليل چگونگي مشاهده در تمام علوم اعم از طبيعي و غيرطبيعي از اهمّيّت بسيار برخوردار است. در گذشتههاي دور كه فلاسفه و انديشمندان امكان آزمايش و استفاده از وسايل سنجش و بررسي متغيّرها را در شرايط كنترلشده نداشتند، مشاهدات مستقيم و غير مستقيم خود را مورد بحث و بررسي قرار ميدادند.مشاهدهي صحيح در طبيعت يك هنر است كه پس از تجربهي طولاني و اصلاح آن حاصل ميشود. همهكس با اندام حسّي خود محسوسات را تجربه ميكند ولي طبيعت كسانيكه با ديد علمي و دقيق به مشاهده مينشينند بسيار نيست. افراد عادّي هميشه آنچه را كه ميخواهند ببينند، مشاهده ميكنند. يعني نوعي ذهنگرايي و پيشداوري دارند و گاه تعصّب براي آنها اجتنابناپذير است. حتّي دانشمندان مجرّب نيز هميشه از اين ذهنگرايي مصون نيستند. از اين رو مشاهدهي علمي، تنها هنگامي باارزش تلقّي ميشود كه دانشمندان بسياري جدا از يكديگر آنرا تكرار كرده باشند و گزارشهاي آنان يافته هاي يكسان دربر داشته باشد. (ايرواني، 1378)
دانشمندان ازجمله فيزيكدانان، زمينشناسان، ستارهشناسان، انسانشناسان و روانشناسان در زمينههاي مورد مطالعهي خودشان فرضيههاي اساسي ساختار جهان و پديدههاي حادث در آنرا بررسي ميكنند. بر اساس همين زمينهها يا سؤالهاي علمي به مشاهده و آزمايش ميپردازند و در جهت اثبات يا ردّ اين فرضيهها تلاش ميكنند تا به پاسخ علمي مورد نظر برسند و هستهي علمي زمينهي مورد تحقيق خود را بشكافند. (همان)
كاربرد روش علمي براي مطالعهي پديدههاي روانشناختي، بهطور كلّي بر دو اصل استوار است: يكي مشاهدهي علمي منظّم بهطور مستقيم و غيرمستقيم و ديگري اشتنباط منطقي و در نتيجه تدوين يا تهيّهي ساختار دانش سازمانيافته است. بههر حال اگر پژوهشگر يك روش علمي را براي بررسي فرضيّهي خود و در چارچوب يك مشاهدهي منظّم بهكار ميبرد، قطعاً آنرا با انجام يك آزمايش كنترلشده محك ميزند و به اثبات يا ردّ فرضيّه، يعني وجود رابطهي علّت و معلولي و يا عدم آن بين دو پديده نائل ميگردد. (همان)
در علوم محض مشاهده همچون آزمايش از اهمّيّت بسيار زيادي برخوردار است.
مشاهدهی نامنظّم. مشاهدهی تصادفی بهندرت مبنای دانش میشود. ولی فرضیّههایی که بعدها به بوتهی آزمایش گذاشته میشوند از طریق همین نوع مشاهده تدوین میشوند. (فیرس و ترال، 1382) اين نوع مشاهده ممكن است براي هر روانشناس يا عالمي در زندگي روزمرّه و در رابطه با محيط و اطرافيان خود، رخ بدهد. ميگويند نيوتن در باغي كه قدم ميزد، افتادن سيب از درخت نظر او را جلب كرد و پس از آزمايشهاي بسيار به قانون جاذبهي زمين دست پيدا كرد. و يا كشف سرعت جريان الكتريسيته در پاي قورباغه كه حاصل يك مشاهدهي اتّفاقي از دست و پا زدن قورباغهاي كه در ايوان منزل او آويخته شده بود. همچنين تعجّب گاليله از ديدن نوسان چراغي كه به سقف كليساي "بيز" آويزان بود باعث كشف قانون "پاندول" شد. بنابراين اين نوع مشاهده ممكن است موجب كشف يا شناخت دقيق پديدهاي گردد كه در پيشفرض دانشمند نبوده است. (ايرواني،1378)
مشاهدهي منظّم. برخي اين روش را با آزمايش يكي ميگيرند. چنانچه پژوهشگر مشاهدهي اتّفاقي خود را بهطور منظّم و با يك فرضيّهي منطقي مورد بررسي قرار دهد و در يك شرائط ثابت بهطور منظّم رابطهي دو پديده را بررسي كند به مشاهدهي منظّم پرداخته است. چنانچه اين نوع مشاهده در موقعيّتهاي زندگي روزمرّه بهمنظور و با هدف معيّني انجام گيرد، آنرا مشاهدهي طبيعي نيز مينامند. در روانشناسي حرفهاي و بهطور كلّي علوم طبيعي از اين نوع مشاهده استفاده ميكنند. يا اينكه در محيطهاي كار و پژوهشهاي ميداني حضور مشاهدهكننده لازم و ضروري است ولي سعي او بر اين است تا بدون اينكه ديده شود به مشاهده بپردازد. در اين نوع مشاهده شرائط محيطي تا حدّامكان ثابت نگهداشته ميشود و در زمان و مكان معيّن هر مورد مشاهده را با ابزار و يا بهطور مستقيم بهكمك حواسّ دقيق مورد مشاهده قرار ميدهند. در اين صورت به شرايط آزمايش نزديك ميشويم و گاه ميتوان اين نوع مشاهده را با آزمايش براي ديدن يكي دانست. در هر حال بايستي توجّه داشته باشيم كه اين نوع مشاهده حالت خودانگيختگي و طبيعي رفتارها را از بين نبرد. (همان)
مشاهدهی طبیعی. اگرچه در محیط طبیعی زادگی صورت میگیرد ولی دقیقتر و منظّمتر است و کاملاً برنامهریزی شده است. (فیرس و ترال، 1382)
مشاهدهی کنترلشده. در این روش با وجود آنکه تحقیق میدانی است یا در محیطی نسبتاً طبیعی صورت میگیرد امّا محقّقان تا حدودی روی حوادث و وقایع کنترل دارند. (همان)
يك مشاهدهي دقيق مستلزم حواسّ تيز و سالم مشاهدهكننده است. از اين روي آدم ناشنوا و يا نابينا و يا كسانيكه مبتلا به كوررنگي هستند نميتوانند به مشاهده بپردازند، امّا چون حواس براي كشف اسرار طبيعت كافي نيست آلات و وسايلي اختراع شده است كه به حواس، هم در جهت قدرت و هم به دقّت مشاهدهكننده كمك ميكند. مثلاً برخي از اين آلات توان حواسّ مشاهدهكننده را زياد ميكنند مثل تلسكوپ و ميكروسكوپ، و برخي دقّت حواسّ او را افزايش ميدهند مثل ترازو و حرارتسنج. اين آلات سنجش، مخصوصاً از اين جهت درخور اهمّيّت است كه اختلالات در كيفيّت را كه با حواسّ ظاهري تميز داده نميشود به تغييرات در كميّت مبدّل ميسازد. (ايرواني، 1378)
الف) محاسن:
1- بنیادیترین روش در اوّلین مراحل رشد یک علم یا مطالعهی یک مسألهی تازه درون یک علم است. نيوتن ابتدا افتادن سيب را خوب مشاهده كرد و سپس توانست با بررسيهاي بيشتر قانون جاذبهي عمومي را كشف كند.
2- روش مشاهده ميتواند به تدوين فرضيّه منجر شود كه بايد با يك روش علمي ديگر مورد بررسي قرار گيرد.
3- اين روش اجازه میدهد تا زمینهی مورد مطالعه پاک شود و برای محقّقان آینده اندیشههای تازهای فراهم آید.
4- محقّق میتواند رفتار معیّنی را بهطور دقیق تبیین کند. (برتیوم و لامورد، 1373) زمانيكه هدف محقّق تنها اين است كه رفتار معيّني را بهطور دقيق تبيين كند روش مشاهده ميتواند بهترين روش باشد.
5- مقیاس مستقیمی از رفتار فراهم میکند.
6- این امکان را میدهد تا رفتار را در بافت آن، موردِ سنجش قرار دهید. (بارکر، 1380)
7- با اين روش ميتوان رفتارها را تا اندازهاي پيشبيني كرد.
ب) معایب:
1- ممکن است با این روش نتوان اطّلاعات لازم و مفید برای تدوین فرضیهها را به اندازهی کافی جمع کرد. (برتیوم و لامورد،1373)
2- به زمان زیادی نیاز دارد. (برتیوم و لامورد، 1373) از ويژگيهاي مشاهدهكننده، صبر و حوصله و شكيبايي است تا بتواند ملاحظات خود را به اندازهاي تكرار كند كه ديگر جاي شبهه و سؤالي باقي نماند. در اين خصوص كار "آگاسيز" زيستشناس مثال معروفي است كه بيست و هفت هزار نوع صدف مخصوص را مشاهده كرد تا ببيند آيا دوتا از آنها مثل هم هستند يا نه. (ايرواني،1378) و يا مثل مطالعات و مشاهدات علمي كه ژان پياژه بر روي كودكان خود انجام داد تا توانست يك مكتب جديد و كامل را بهنام مكتب شناختي تأسيس كند. او براي اينكار ساليان طولاني و بسيار زياد به مطالعهي كودكان خود پرداخت و رشد و تفاوتهايي را كه در اين مدّت در آنها مشاهده ميكرد به دقّت بررسي ميكرد.
3- این روش را فقط برای پاسخ به پرسشهای پژوهشی خاص میتوان بهکار برد. (بارکر،1380)
4- امکان سوگیری مشاهدهگر همیشه وجود دارد. نكته اين است كه مشاهدهكننده داراي نگرشي واقعبين و فكري آزادهانديش باشد و خود را مقيّد به طرز فكر و عقيده يا نظام فلسفي خاص نسازد تا بتواند وقايع و حوادث طبيعت را آنچنانكه وجود دارند مشاهده و بيكم و كاست ثبت نمايد. (ايرواني،1378)
5- از ميان آنهمه محرّك خارجي اطراف كه همزمان ما را تحت تأثير قرار ميدهند و نظر ما را جلب ميكنند، ميتوانيم تنها به يك يا دو محرّك بپردازيم. (همان)
6- حضور مشاهدهكننده در محيط طبيعي يا آزمايشگاه يكي از متغيّرهاي مهم است كه ممكن است در رفتار حيوان يا انسان مورد مشاهده اختلال ايجاد كند. (همان) براي موقعيّتهاي خاص و مشاهدهي آنها نياز به مداخله است و همين امر ميتواند در مطابق واقع بودن نتايج تأثير بگذارد. مثل حضور آزمونگيرنده در اتاق بچّهها براي مطالعهي رفتارهاي آنها. در اين حالت ممكن است كودكان رفتارهايي را داشته باشند كه اگر مشاهدهكننده در اتاق آنها حضور نميداشت، كودكان رفتارهاي ديگر و طبيعيتري را از خود بروز ميدادند. البتّه براي حلّ اين مشكل راه حلهايي سنجيده شده است؛ مثل ايجاد اتاقهاي داراي شيشههاي يكطرفبين و يا استفاده از دوربينهاي ضبط تصاوير كودكان بهصورت مخفي.
7- دربردارندهي هزينهي اقتصادي و انساني قابل توجّهي است. ممكن است براي يك آزمايش و مشاهدهي طولاني و گسترده به ميلياردها تومان بودجه نياز شود.
8- احتمال خطا در ثبت مشاهدات، گرداوري دادهها و تفسير آنها هميشه وجود دارد.
9- ویژگیهای فردی مشاهدهگر. از جملهی آنها دانایی و دقّت مشاهدهگر که اعتبار اطّلاعات جمعآوری شده را بالا می برد.
10-عواملی که مشاهدهگر را متأثّر میکند مانند وجود شرایط نامساعد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی که میتوانند در نتایج بهدست آمده از مشاهده اثر بگذارند.
11-مشاهده اگر در آزمایشگاه انجام شود، شرایط آزمایشگاه با شرایط طبیعی متفاوت است و رفتارهای غیرطبیعی آزمودنیها را برمیانگیزد. مطالعات نشان داده است که وقتی افراد از شرایط عادّی و آزادِ خانه به شرایط ناآشنا و ساختدار آزمایشگاه منتقل میشوند تمایل دارند هیجانات منفی کمتر و پاسخهای اجتماعپسند بیشتری از خود بروز دهند و حتّی با تکلّف، رفتارهایی انجام دهند که از نظر اجتماعی پذیرفته شده باشد. (بیریا، 1385)
برای ثبت مشاهدات انجام شده، متناسب با نحوهی مشاهده، روشهای مختلفی وجود دارد که به برخی از آنها خواهیم پرداخت:
1. شرح داستانیِ مشاهدات[4]: ویژگی اصلی این روش آن است که در یک دورهی زمانی مشخّص و در شرایط معیّن، تمامی رویدادها ثبت میشود. در این روش، همراه با تفصیلاتی دربارهی فعّالیّتهای در حال انجام، باید شرایط و موقعیّت نیز شرح داده شود. مشاهدهگر باید همهی رویدادها، تغییراتی که در وضع جاری رخ میدهد و عکسالعمل آزمودنی به این تغییرات، بهکارگیری وسایل و اشیاء و تعاملهای آزمودنی را ثبت نماید و در حاشیهی این یادداشتها گذشت زمان را نیز تذکّر دهد. البتّه واقعنمایی نباید با قضاوت اشتباه شود. این روش، گزارشی تا حدّ ممکن تفصیلی از رفتار را در همان هنگام وقوع به دست میدهد. گزارش داستانی را میتوان به گونهای طرّاحی کرد که هر روز یا هر هفته در ساعات معیّنی انجام گیرد. یک سلسله از این گزارشها، منبع اطّلاعات غنی و بااهمّیّتی در مورد آنچه مورد مشاهده است، بهدست میدهد. (بیریا، 1385)
2. گزارش خطوط اصلی[5]: در این روش تنها رویدادهایی گزارش میشود که در مورد هدف مورد نظر مشاهدهگر مهم و معنیدار هستند. نوشتن چنین گزارشاتی از کسانی بر میآید که به صورت مداوم با مشاهدهشونده در ارتباط هستند و میتوانند نقاط مهم را در او مشاهده کرده و ثبت نمایند. (همان)
طبق مطالبی که در کلاس درس مطرح شد به مشاهده و توصیف یک عدد گوجه فرنگی میپردازیم:
رنگ آن قرمز است، مدوّر است نه یک دایرهی کامل، دارای قطر تقریباً 3 سانتیمتری است، وزن آن حدود پانزده گرم میباشد و ... امّا مواردي كه نميشد نام آنها را مشاهده گذاشت در ميان توصيفات دانشجويان زياد به چشم ميخورد. مثلاً مزّهي خوبي دارد، رنگ آنرا ميپسندم، من اين نوع سبزي را دوست ندارم، اندازهي آن تقريباً كوچك بود و ... (مطالب کلاسی)
در این بخش به نکات ضروری که خلاصهی مطالب ذکر شده هستند، اشاره میکنیم:
1- صرفاً به توصیف واقعیّت میپردازیم.
2- هیچگونه استنباط یا استنتاجی را بیان نمیکنیم.
3- باید کاملاً شفّاف و واضح توصیف شود.
4- توصیفات حاصل از مشاهده نباید هیچگونه ابهامی داشته باشند.
5- ثبت موضوع مورد مشاهده باید بلافاصله صورت گیرد.
6- مشاهده باید دقیق و طولانی و در فواصل زمانی منظّم و یکسان ثبت شود.
7- مشاهدهی رفتار انسانی با دیگر موجودات متفاوت است چون انسان با دیده شدن رفتارش تغییر میکند و باید به صورت غیر محسوس باشد.
1. اتکینسون، ریتا و همکاران. (1387). زمینهی روانشناسی هیلگارد. ترجمهی براهنی، محمّدنقی و همکاران. چاپ دهم. تهران: رشد.
2. ايرواني، محمود. (1378). روانشناسي آزمايشي (تجربي). تهران: انتشارات بينالمللي شمس.
3. بارکر، کریس و پیسترنگ، نانسی و الیوت، رابرت. (1380). روشهای پژوهش در روانشناسی بالینی و مشاوره. ترجمهی آوادیس یانس، هامایاک و نیکخو، محمّدرضا. تهران: سخن.
4. برتیوم، فرانسوا و لامورد، آندره. (1373). مقدّمهی تحقیق در روانشناسی. ترجمهی گنجی، حمزه. تهران: پناهافزار
5. بیریا، ناصر و همکاران. (1385). روانشناسی رشد2: با نگرش به منابع اسلامی. جلد اوّل. چاپ چهارم. تهران: سمت.
6. فیرس، ای.جری و ترال، تیموتی جی. (1382). روانشناسی بالینی، مفاهیم، روشها و حرفهها. ترجمهی فیروزبخت، مهرداد. تهران: رشد.
7. مطالب مطرح شده در کلاس روانشناسی تجربی استاد: دکتر خدادادی. پاییز 1389. مؤسّسهی آموزشی- پژوهشی امام خمینی (ره).
محاسن و معايب روش تجربی در روانشناسی
در این نوشتار به تعریف روانشناسی تجربی خواهیم پرداخت. سپس به بیان مختصری از تاریخچهی آن اشاره خواهد شد. بعد از آن به شکلگیری برخی مکاتب روانشناسی خواهیم پرداخت و سپس و در نهایت به محاسن ومعایب آن اشاره خواهیم کرد.
امروزه، روانشناسي آزمايشي بهعنوان رشتهاي از علم روانشناسي و در ارتباط نزديك با زيستشناسي، فيزيولوژي، نورولوژي و ... مطرح ميشود. در اين نوع روانشناسي، مباحث ويژهاي مانند ادراك، حافظه، انگيزش و يادگيري با استفاده از روش آزمايش، در شرائط كنترلشدهي آزمايشگاهي مورد مطالعه قرار ميگيرد. گرچه روانشناسی آزمایشی (تجربی) در مقایسه با سایر علوم تاریخچهی کوتاهتری دارد و هنوز مراحل نوزادی خود را در این مدّت سپری میکند ولی روشهای آزمایشی که مطرح میکند در طبقهبندی افراد از لحاظ دقّت، هوش، شنوایی، بینایی و .... مفید و مؤثّر است.
اگر در آن زمان قلمرو روانشناسی آزمایشی محدود به موضوعهایی نظیر احساس و ادراک، یادگیری و حافظه بود امروزه وضعیّت کاملا ً تغییر کرده است و قلمرو پژوهش در روانشناسی آزمایشی بسیاری از موضوعهای روانشناختی نظیر روانشناسی اجتماعی،روانشناسی محیط و غیره را دربرمیگیرد. (ايرواني، 1378)
روش. كاربرد روش آزمايش معيار علم روانشناسي بهعنوان يك علم مستقل است كه ابتدا توسّط ويلهلم وونت[2] در اوّلين آزمايش، بهعنوان يك روش علمي، بهمنظور بررسي روابط موجود ميان متغيّرها و ردّ و قبول فرضيّه بهكار برده ميشود آزمايشگاه روانشناسي در سال 1879 بهكار برده شد. پس از تحوّل و پيشرفت اين علم، با انقلاب رفتارگرايي در روانشناسي و رويكرد گشتالت، از اين روش براي مطالعهي رفتار موجود زنده و تفكّر بهعنوان كنش مغز استفادهي بسيار شده است. اگرچه موضوع روانشناسي بهمراتب پيچيدهتر از موضوع ساير علوم طبيعي است و برخي پديدههاي رواني را نميتوان با روش آزمايش مطالعه كرد، ولي انجام مطالعات منظّم و استفاده از آزمونهاي روانسنجي معتبر در روش باليني، در شرائط كنترلشده نيز يك روش آزمايشي است كه برخي آنرا "روش تجربي" ناميدهاند. به همين دليل بهنظر برخي از روانشناسان اين روش را از روش آزمايش و روانشناسي آزمايشي متمايز ميدانند. امروزه بر اساس نظريّهي اخبار و پردازش اطّلاعات، مباحث روانشناسي شناختي با استفاده از دستاوردهاي علوم اعصاب (نوروساينس) در چارچوب روانشناسي آزمايشي مورد مطالعه قرار ميگيرد. در اين ديدگاه روانشناسي آزمايشي بهعنوان زيرمجموعهاي از علوم اعصاب، در كنار روانشناسي زيستي، روانشناسي فيزيولوژيك، نوروپسيكولوژي، سيبرنتيك و ... مطرح ميشود كه موضوع آن رفتار و تفكّر بهعنوان كنش عصب مركزي و مغز است. (همان)
موضوع روانشناسي آزمايشي همان موضوع مورد مطالعه در روانشناسي علمي است كه با روش آزمايش و استفاده از امكانات آزمايشگاهي و در شرائط كنترل متغيّرها به مطالعهي رفتار موجود زنده و پديدههاي رواني ميپردازد. بههمين دليل اين نوع روانشناسي را آزمايشگاهي نيز ناميدهاند. موضوع روانشناسي آزمايشي كه در ابتدا در مكتب ويلهلم وونت منحصر به مطالعه و كشف قانونمندي حواس و توصيف محتواي هوشياري يا عناصر ذهن بوده است، امروزه، مطالعهي كنش مغز و فرآيندهاي پيچيدهي ذهني است كه در قالب تظاهرات رفتار و تفكّر متبلور ميشود. (همان)
پس از وونت شاگردان او در اقصي نقاط جهان بهويژه در آلمان و ساير كشورهاي اروپايي و حتّي در آمريكا به تأسيس آزمايشگاههاي روانشناسي همّت گماشتند. در اين آزمايشگاهها بهتدريج ابزار و آلات دقيقتر و مجهّز به سيستمهاي الكترونيكي تهيّه و تدوين گرديد و آزمونهاي رواني بهمنظور سنجش استعدادهاي ذهني، رواني و مهارتهاي حسّي- حركتي تحوّل و تنوّع بسيار پيدا كرد. (همان)
خوب است قبل از ورود به بحث و اشاره به محاسن و معایب روش تجربی در روانشناسی به تاریخچهای بسیار مختصر از علم روانشناسی و رویکردهای گوناگون به آن اشارهای داشته باشیم. سپس به تعریف و بیان محاسن و معایب روانشناسی تجربی (آزمایشگاهی) خواهیم پرداخت.
تاريخچهي روانشناسي آزمايشي همان تاريخ روانشناسي علمي است كه متأثّر از فلسفهي تحصّلي اوايل قرن نوزده در آلمان و مطالعات پيرامون مناسبات روان و فيزيك (پسيكوفيزيك) در كنار علوم شيمي، زيستشناسي و بهويژه فيزيولوژي است. (همان)
بنابراين روانشناسي آزمايشي بين سالهاي 1800 تا 1850 بر پايهي تحقيقات فيزيولوژيستها و پديدارشناسها در كنار علوم زيستي بنيانگذارده ميشود. (همان)
«هرچند طیّ قرون متمادی فلاسفه و دانشمندان همواره به کارکرد ذهن و بدن آدمی توجّه نشان میدادند امّا آغاز روانشناسی علمی را معمولاً مقارن با تأسیس نخستین آزمایشگاه روانشناسی توسّط ویلهلم وونت در دانشگاه لایپزیک[3] آلمان به سال 1879 میدانند.»(اتکینسون، 1387، ص 45)
در مورد شروع علمی روانشناسی وونت تنها نبود و همکارانی نیز داشت که در این زمینه به او کمک میکردند و چه بسا اثرگذاری زیادی نیز داشتند. افرادی چون گوستاو فخنر[4](1897-1801) و هرمان ابینگهوس[5]که تحقیقات علمی وونت و فخنر در مورد احساسها و آزمایشهای ابینگهوس دربارهی حافظه شروع شد. (برتیوم و لامورد، 1373) کارهای فخنر را میتوان شروع رسمی روانشناسی تجربی دانست. قبل از فخنر تنها فیزیولوژی روانشناختی و روانشناسی فیزیولوژیک وجود داشتند و آزمایشهای فخنر بود که منجر به بنیانگذاری روانشناسی جدید شد. (شمساسفندآباد، 1382)
در خلال پنجاه سال مکاتب مختلف با دیدگاههای مختلف در مورد آنچه روانشناسی باید باشد، بنیانگذارده شدند که برخی به شرح زیر هستند:
ساختنگری[6]: اوّلینمکتب روانشناسی است و مبتکر آن تیچنر (1927-1867) است. (همان)
«روانشناسی ساختینگری در اساس به آشکارکردن ساختارذهن میپردازد و در صدد پاسخگویی به سه سؤال اصلی است: عناصر تجربه چه هستند؟ چگونه ترکیب میشوند؟ چرا و علّت آن چیست؟» (همان، ص 18)
رفتارنگری[7]: بنیانگذار این مکتب جان بی. واتسون[8](1985-1878) است. این رویکرد به بررسی علمی رفتار میپردازد که بر اساس اصل محرّک- پاسخ[9] استوار است. به اعتقاد واتسون برای اینکه روانشناسی به صورت علم درآید دادههای آن باید مانند دادههای علوم دیگر قابل وارسی همگان باشد. رفتار امری است همگانی. علم باید با واقعیّات همگانی سروکار داشته باشد.
روانشناسی گشتالت: حوالی سال 1912، روانشناسی گشتالت در آلمان جوانه زد. گشتالت به معنای شکل یا شکلبندی است و رویکرد ورتایمر، کافکا و کهلر میباشد. روانشناسان گشتالت اساساً به مفهوم ادراک کار داشتند و اینکه کل چیزی متفاوت از مجموع اجزای آن است.
روانتحلیلگری[10]: این مکتب را فروید(1939-1856) بنیان نهاد. در این مکتب بر مطالعهی شخصیّت (نهاد، خود و فراخود) و هشیاریها و ناهشیاریها تکیه میشود.
رویکردهای دیگری نیز وجود دارند که به ذکر نام آنها بسنده میشود: رویکرهای شناختی، پدیدارشناختی، زیستشناختی و ...
حال به تعریف این مطلب طبق مطالبی که در کلاس عنوان شده است میپردازیم:
کاربرد روش آزمایشی در روانشناسی برای شناخت علمی رفتار و فرآیندهای ذهنی.
به نقدهایی که ممکن است به این تعریف وارد شود اشاره نمیکنیم امّا این نکته را نباید فراموش کرد که این مطالب قطعی و غیر قابل تغییر نیستند و بر دانشجویان بهویژه دانشجویان با انگیزهی مسلمان است تا با تحقیقات علمی و مناسب، به تعاریف متناسب با جهانبینی و تفکّر بومی خودشان دست یابند.
الف) معایب:
1. تأکید بر کلّیّات: بسیاری از پژوهشها بر اساس سنّت قانونگرا[11] انجام میشوند که بر ادغام مردم برای یافتن وجوه مشترک تأکید دارد تا سنّت فردنگر[12]که به یگانه بودن فرد اهمّیّت میدهد.
2. پژوهش زمانبر و وقتگیر است.
3. مهارت فنّی: پژوهش مستلزم داشتن مهارت فنّی قابل ملاحظهایست که موجب دلسردی افرادی میشود که خواهان پژوهش هستند.
معيارهاي اخلاقي هر پژوهشگري را ملزم ميسازد تا اصول زير را در انجام آزمايشهاي خود رعايت كند:
· قبول انجام هر پژوهشي كه مغاير با اصول اخلاقي نباشد.
· توجّه به مخاطرات احتمالي نسبت به جسم و روان آزمودنيها.
· توافق منصفانه و صريح در حقوق و تعهّدات با آزمونيها.
· عدم استفاده از شيوهي فريبكاري، مگر در شرائط ضروري پژوهش.
· آزمودنيها در مورد حضور و غياب خود آزادي عمل داشته باشند.
· حفاظت از جان و مال رواني آزمودنيها در طيّ پژوهش.
· ارائهي اطّلاعات كافي و صريح در حدّ نياز به آزمودنيها دربارهي پژوهش مورد نظر.
· تصحيح و رفع هرگونه پيامد ناخوشايند به حال آزمودنيها پس از انجام پژوهش.
· مراقبت از جان حيوانات و آزار آنها در طيّ آزمايشها.
· رعايت اين معيارها در روانشناسي با كم و بيش تفاوت از حسّاسيّت بيشتري برخوردار است. بنابراين، پس از مهيّا كردن تمام وسائل و شرائط آزمايش در برابر آزمودنيهاي انسان يا حيواني قرار ميگيريم كه بايستي با رعايت تمام اصول اخلاقي به آزمايش بپردازيم. (ايرواني، 1378)
5. کل را فدای جزء میکند یعنی انسان را بهصورت یک کل درنظر نمیگیرد بلکه آنرا به اجزاءکوچک تقسیم میکند.
6. ذهنیّت را فدای عینیّت میکند یعنی روانشناسی تجربی دنبال آن نیست که علّت رفتارها چیست و چگونه بهوجود میآیند.
7. پرهزینه و پرخرج بودن آن.
8. مصنوعی و کنترلشده بودن محیط آزمایشگاه.
9. وجود متغیّرهای مزاحمی چون مشاهدهگر و آزمونگر و ... .
10. محدودیّت در سنجش عوامل و پدیدههای غیرقابلرؤیت و غیرحسّی.
11. ابطالپذیری نتایج.
12. تعمیم نتایج بدست آمده از حیوانات بر روی انسانها مشکل است.
13. در بعضی اوقات ذهنیّت فرد آزمایشگر در نتیجهگیری تأثیر دارد.
14. تغییرات فیزیولوژیک مانند گرسنگی ، تشنگی ، فشار خون می تواند در نتایج آزمایش مؤثر باشد.
ب) محاسن:
1- این روش به کنجکاویهای یک محقّق پاسخ میگوید.
2- خواست شخصی. بعضی از روانشناسان پژوهش را برای رضایت درونی انجام میدهند یعنی آنها چالش پژوهشی را دوست دارند.ژ
3- رقابت میان حرفهها. برخی افراد بهعنوان راهی برای پیشبرد رشتهی تخصّصی خود به پژوهش روی میآورند. (بارکر، 1380)
4- دادن نتایج عینی.نتایج بهصورت عینی و ملموس بیان میشود.
5- آزمایشها قابل تکرار و تعمیمپذیری هستند.
6- نتایج قابل اندازه گیری است. یعنی میتوانیم گزارههای کیفی را به گزارههای کمّی تبدیل کرد. گزارههای کیفی مانند خوب، بد، کم، زیاد و ... و گزارههای کمّی مانند عدد برحسب واحدهای اندازهگیری مثل میلیمتر و شمارش مقادیر.
7- محرّکها قابل کنترل هستند و ارزیابی اثر متغیّر مستقل بر وابسته، آسانتر و دقیقتر است. محرّکها و عوامل تحت کنترل آزمایشگر است.
8- منشأ بسیاری از فرضیّات و نظریّات علمی است.
9- آزمایشگر میتواند متغیرهای مزاحم را حذف یا کنترل کرده و اثر آنها را برروی آزمودنی بررسی کند. (مطالب کلاسی)
باید توجّه داشت که گذشته از فراگیر نبودن موارد ذکر شده و کامل نبودن آنها، بسیاری از موارد مذکور در محاسن و معایب و نیز تعدادی از مواردی که ذکر نشد، جنبهی دوسویه داشته و از طرفی حُسن محسوب میشوند و از طرفی عیب محسوب میشوند، مثل عینی بودن نتایج در روش آزمایشی که هم جزء محاسن و هم جزء معایب بهحساب میآید.
1- ايرواني، محمود. (1378). روانشناسي آزمايشي (تجربي). تهران: انتشارات بينالمللي شمس.
2- اتکینسون، ریتا و همکاران. (1387). زمینهی روانشناسی هیلگارد. ترجمهی براهنی، محمّدنقی و همکاران. چاپ دهم. تهران: رشد.
3- بارکر، کریس و پیسترنگ، نانسی و الیوت، رابرت. (1380). روشهای پژوهش در روانشناسی بالینی و مشاوره. ترجمهی آوادیس یانس، هامایاک و نیکخو، محمّدرضا. تهران: سخن.
4- برتیوم، فرانسوا و لامورد، آندره. (1373). مقدّمهی تحقیق در روانشناسی. ترجمهی گنجی، حمزه. تهران: پناهافزار.
5- شمساسفندآباد، حسن. (1382). روانشناسی تجربی. تهران: سمت.
6- مطالب مطرح شده در کلاس روانشناسی تجربی استاد: دکتر خدادادی. پاییز 1389. مؤسّسهی آموزشی- پژوهشی امام خمینی (1).






























آبشارآب ملخ، یکی از عجیبترین آبشارهای ایران است که ترکیبات خاص موجود در آب آن، تمام ملخهای مهاجم را درجا نابود میکند. این روستا و چشمه آن نیز به همین علت آب ملخ نام گرفتهاند.
به گفته اهالی روستا سالها قبل، وقتی مزارع گندم روستاهای اطراف مورد تهاجم ملخها قرار گرفت، از آب این چشمه بزرگ برای دفع آفت استفاده کردند و آنها را یکجا نابود کردند.

این آبشار به آبشار تخت سلیمان نیز معروف است. وجه تسمیه این منطقه به دلیل قطعه سنگ بزرگ و طبیعی است که به مانند یک پل روی رودخانه آب ملخ قرار گرفته است و دو دره را به یکدیگر متصل میکند.
برخی از اهالی این منطقه اعتقاد دارند که این پل به مانند یک تخت، محل استراحتگاه حضرت سلیمان بوده است. منظره خیال انگیز و بی مانند تخت سلیمان روی رودخانه آب ملخ همچون تخت طاق مانندی که بر بالای رودخانه قرار گرفته است مانند پلی زیبا و طبیعی مسافران و گردشگران را به غار داخل کوه هدایت میکند.از دهانه غارطبیعی که در تخت سلیمان وجود دارد، چشمهای با آب زلال و گوارا میجوشد و از اطراف این تخت به رود پایین دست آن میپیوندد.

در محل تخت سلیمان، طی یک پدیده نادر طبیعی، آب رودخانه ماربر برای مدتی ناپدید شده و سپس کمی جلوتر در بستر خود هویدا می شود.
این پدیده منحصر بفرد، صدها سال پیش طی ریزش عظیمی از کوه در این محل ایجاد شده و جلوی عبور آب را مسدود کرده است. سپس جریان آب توانسته در همان بستر قبلی خود راهی تونل مانند به طور تقریبی هشتاد متر باز کرده و به جریان خود ادامه دهد اما آنچه که زیبایی خاصی به این پدیده بخشیده است وجود چشمه یا سرابی با آبدهی فراوان است که از دیواره های شمالی بالای سقف تونل خارج شده به شکل آبشاری آبپاش مانند، هر دو دهانه تونل را پوشانده است. در حقیقت آب ملخ نام همین آبشار یا سراب خروشان است.

آبشار آب ملخ از دو بخش تشکیل شده است. اولین قسمت آن سرچشمه آبشار است که از دل کوه بیرون میآید و بخش دیگر که در زیر سرچشمه آن قرار گرفته، طاقدیسی سبز رنگ است که مثل پل روی رودخانه ماربر خم شده است.
پشت آبشار پرتگاه خطرناک و زیبایی وجود دارد که آب ملخ را به یکی از خطرناکترین آبشارهای ایران تبدیل کرده است. بهترین زمان بازدید از آبشار آب ملخ فصلهای بهار و تابستان است.
شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید که موقعیت جغرافیایی روستای آب ملخ مانع از آن می شود که آفتاب بیش از سه ساعت در این روستا توقف کند. بنابراین، شما در آب ملخ ظرف سه ساعت هم طلوع خورشید را خواهید دید و هم غروب آن را. به همین دلیل است که این روستا به روزستای نیمروز نیز معروف است.

مسیر دسترسی
اگر از سمت استان اصفهان راهی آب ملخ می شوید، باید از شهرهای اصفهان و سمیرم بگذرید و این شهر را به سمت یاسوج ترک کنید. در جاده سمیرم- یاسوج، بلافاصله بعد از روستای چهار راه، جاده ای خاکی می بینید که در مسیر آن دو دوراهی وجود دارد. در هر دو مورد راه سمت چپ را در پیش بگیرید و حدود ۷ کیلومتر در آن پیش بروید، تا به روستای آب ملخ برسید. روستایی در شمالی ترین قسمت خط الراس دنا و مردمی که اصالتشان بختیاری است.
http://daneshjooqom.4kia.ir/
مکانهای بسیار خاص، خطرناک و حفاظتشده زیادی برای دیدن وجود دارد که از انبوه آنها، ۱۰ مکان ممنوعه دیدنی را با شما به اشتراک میگذاریم:
۱. مقبره بزرگ آیز، ژاپن
این مقبره در شهر اوجی تاچی ژاپن قرار دارد. این مجموعه که از دو مقبره اصلی و ۱۲۵ مقبره فرعی تشکیلشده به الهه اماترسوا - امیکانی پیشکش شده است. محل بنا متعلق به قرن سوم است اما خود مقبره و بناها هر ۲۰ سال یکبار تخریب و بازسازی میشود. این کار نشأتگرفته از اعتقاد خاص شینتوها به مرگ و تجدید حیات است. آخرین بار در سال ۲۰۱۳ بناها بازسازی شدند. یکی از مقبرههای اصلی متعلق به «آینه مقدس» (از داراییهای خانواده سلطنتی) است که یاتا نو کاگامی نامیده میشود. بیرون از بنا جز سقف بعضی از مقبرهها و چند درخت چیزی پیدا نیست. دسترسی به این مکان فقط برای کشیش اعظم و کشیش جزو خاندان سلطنتی مجاز است.
۲. آرمگاه کین شی هانگ، چین
آرامگاه اولین امپراتور چین، شی هانگ که سال ۲۱۰ قبل از میلاد درگذشت، زیر یک تپه در مرکز چین مدفون است. مجموعه مدفون شامل شبکهای پیچیده از تونلهای زیرزمینی است این تونلها پر از وسایلی است که پادشاه در زندگی پس از مرگ به آنها احتیاج دارد که شامل ارتش، خانواده، کارمندان، اسب، کارکنان و ... است که جملگی از جنس سفال هستند. این مجموعه به ارتش سفالین معروف است. از زمان کشف این مجموعه تاکنون ۲۰۰۰ سرباز سفالین منحصر به فرد یافت شده است. کارشناسان بر این باورند که این تعداد تا ۸۰۰۰ هم قابل افزایش است. دولت چین حفاریها را بهمنظور احترام به سنت باستانی خاکسپاری ممنوع کرده است. هرچند همین مقدار از ارتش کشفشده در معرض دید عموم قرار گرفته اما بیم آن میرود که ارتش سفالین تا ابد کشفنشده باقی بماند.
۳. جزیره آتشفشانی هرد، استرالیا
این جزیره آتشفشانی لمیزرع خارج از قلمرو استرالیا و در فاصله بین ماداگاسکار و قطب جنوب واقع شده است. این منطقه یکی از دور از دسترسترین مناطق روی کره زمین است. ۹۵۳ کیلومتر مربع از مساحت جزیره را کوهستان پوشانده. این جزیره ۹۳ یخچال طبیعی دارد و زیستبوم حیوانات مختلفی از جمله پنگوئن، خوک دریایی و پرندگان دریایی است. سال ۲۰۰۰ محققان دانشگاه هاوایی متوجه جریان گدازه ۲ کیلومتری شدند که از قسمت جنوب غرب قله ماسون سرچشمه گرفته است. این رشتهکوه آتشفشانی ۸۳۶ متری از سال ۲۰۰۰ به بعد همواره فعال بوده است. جدا از آتشفشان و خطرات مربوط به آن، آبوهوای این جزیره به شدت ضعیف است. به علاوه از هرد تا نزدیکترین خشکی ۲ هفته با قایق فاصله است. تمام این موارد در کنار هم این جزیره را به یکی از دور از دسترسترین و خطرناکترین مکانهای روی زمین تبدیل کرده است.
۴. جزیره سنتینل شمالی، جزایر اندامان
این جزیره کوچک و جنگلی واقع در خلیج بنگال، بهطور کامل با سواحل مرجانی احاطه شده بهطوریکه نزدیکشدن به آن با قایق سخت است. البته این عدم دسترسی مانع اصلی دیدن این جزیره نیست. این جزیره متعلق به بومیانی موسوم به سنتینلسزها است. این قبیله جزو قبایلی است که با دنیای مدرن هیچ تماسی ندارند. سال ۲۰۰۸ دو ماهیگیر که بر اثر انحراف مسیر و تصادفی به این جزیره رسیدند توسط بومیان کشته شدند. هلیکوپتر ارزیابی که در جریان سیل و سونامی بزرگ هند در سال ۲۰۰۴ بر فراز این جزیره در حال پرواز بود، از طرف بومیان منطقه مورد اصابت سنگ و تیرکمان قرار گرفت.
۵. جزیره مارها، برزیل
Ilha da Queimada Grande که به «جزیره مارها» شناخته شده، در فاصله ۳۲ کیلومتری ساحل سائوپائولو در برزیل واقع است. این جزیره محل زندگی یکی از گونههای کشنده مار به نام افعی طلایی است. زهر این مار گوشت تن را آب میکند. بیش از ۴۰۰۰ افعی طلایی در این جزیره زندگی میکنند؛ بهطوریکه در هر ۵ کیلومتر مربع، یک مار دیده میشود. دولت برزیل بازدید از این جزیره را برای عموم ممنوع کرده است جز سالی یکب ار آن هم برای دانشمندانی که روی مارها مطالعه میکنند.
۶. غار لاسکوس، فرانسه
شگفتانگیزترین مکانی که نمیتوانید از آن دیدن کنید. این مجموعه از غارها که در شمال غربی فرانسه واقع شدهاند حاوی نقاشیهایی از دوران پارینهسنگی هستند. نقش و نگارهای روی دیواره غار بیش از ۱۷۰۰۰ سال قدمت دارد و اکثرا از حیوانات عظیمالجثهای است که کاوشهای فسیلی، حضور آنها در این مناطق را تایید کرده است. این غار جزو میراث فرهنگی جهانی است. با این حال غار از سال ۲۰۰۸ به بعد بهطور کامل به علت شیوع قارچها بسته شد و فقط چند روز در ماه گروهی از محققان برای مطالعه نقاشیها اجازه ورود به این منطقه را دارند.
۷. پوگیلا، ایتالیا
این جزیره کوچک بین ونیز و لیدو در شمال ایتالیا واقع شده است. در طول عمر چندین سالهاش این جزیره مکانی برای یک دژ نظامی، نقطه حمل و نقل، محل قرنطینه افراد مبتلا به طاعون خیارکی و در قرون اخیر تیمارستان بوده است. سال ۱۹۶۸ تیمارستان بسته و جزیره قرنطینه شد و مدتهاست که به مکانی متروک تبدیل شده است. شایعات از سرگردان بودن روح قربانیان طاعون و دکترهای تیمارستان در این منطقه خبر میدهد. دولت ایتالیا دسترسی به این مکان را به مدت ۹۹ سال ممنوع کرده است. امید میرود که به زودی کسی دست به بازسازی جزیره بزند.
۸. آرشیو مخفی واتیکان، ایتالیا
دیوارها و زمینهای واتیکان رازهایی در دل خود دارند؛ از رازهای عظیم دربار پاپ گرفته تا اسناد تاریخی و ایالتی، دفتر حساب پاپ و دیگر اسناد دولتی که قدمت برخی از آنها به قرن هشتم بازمیگردد. در بین این اسناد، نامه میکلآنژ، نامه ملکه ماری قبل از اعدامش، نامه شاه هنری هشتم برای فسخ ازدواج و ... دیده میشود. این آرشیو کامل به طول بیش از ۸۴ کیلومتر قفسه و ۳۵۰۰۰ هزار مورد است که جزو املاک رسمی پاپ فعلی بهحساب میآیند. غیر از تعداد انگشتشماری از کارکنان که مسئولیت مراقبت از این اسناد را بر عهده دارند، اجازه دسترسی محدود به این اسناد فقط به محققان مؤسسات برتر و آن هم طی فرآیندی سختگیرانه اعطا میشود.
۹. منطقه ۵۱، نوادا
یکی از مهمترین مناطق ممنوعه، پایگاه نیروی هوایی ادوارز امریکا است که به منطقه ۵۱ مشهور است. تا مدتها تصور میشد که این منطقه رازآمیز محلی برای آزمایش هواپیماها و سلاحهای جنگی است در حالی که شایعات چیز دیگری میگویند. دولت امریکا در این منطقه بقایای فضاپیماها و سلاحهای آدم فضاییها از جمله فضاپیمایی که شایعه شده است در روزرول نیومکزیکو فرود آمده است را مورد مطالعه و آزمایش قرار میدهد. با وجود اینکه این منطقه یکی از محلهای مورد علاقه توریستهاست، از آن بهطور سختگیرانهای محافظت میشود و دسترسی به آن فقط برای افسران ارشد امکانپذیر است. مرز هوایی این منطقه هم جزو مناطق ممنوعه است و شایعه شده است که از این منطقه با سلاحهای جنگی و ضد هوایی محافظت میشود.
۱۰. بانک جهانی بذر، نروژ
بانک جهانی بذر در فاصله ۱۲۸۷ کیلومتری از قطب شمال، منطقهای زیرزمینی است که به اندازه ۱۲۲ کیلومتر در کوهستان فرو رفته است. این بانک سال ۲۰۰۸ به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد و هماکنون ۸۴۰ هزار نمونه از ۴ هزار گونه دانه موجود در سراسر جهان را در خود ذخیره دارد. هدف از احداث این بانک تأمین نقطه اتکایی در برابر بحرانهای جهانی و منطقهای است. عملکرد این بانک دقیقا مشابه عملکرد گاوصندوق بانک است به این صورت که به سازمانها و دولتها اجازه سپردهگذاری داده میشود و تنها خود آنها به حسابشان دسترسی دارند. فضای ۱۰۲۱ مترمربعی این مکان با امکانات فوقالعاده امنیتی محافظت میشود و جز تعداد اندکی از کارکنان کسی به این منطقه دسترسی ندارد.
http://daneshjooqom.4kia.ir/
http://daneshjooqom.4kia.ir/
http://daneshjooqom.4kia.ir/





http://daneshjooqom.4kia.ir/
اثر افزایش دی اکسید کربن بر روی زمین
مقدمه
کربن دیاکسید، دیاکسید کربن یا گازکربنیک با فرمول شیمیایی CO۲، از ترکیب کربُن با اکسیژن به دست میآید. گاز کربنیک بر اثر احتراق ذغال و مواد آلی در مجاورت اکسیژن، تخمیر مایعات، تنفس حیوانات و گیاهان و غیره به دست میآید. (به طور بسیار سادهتر میتوان گفت زمانی که کربن میسوزد-یا به عبارت دیگر سوختن کامل صورت میگیرد-گاز دی اکسید کربن تولید میشود
گاز مزبور گازی است بیرنگ، بیبو، دارای طعمی مایل به حموضت. وزن مخصوص آن ۱/۵۲ است. چون این گاز سنگینتر از هواست، همیشه در طبقه سفلای محیطی که حاصل میشود، پخش میگردد. این گاز۰۳۰٪ از هوا را تشکیل میدهد
گیاهان از آن در فرایند فتوسنتز برای فرآوری کربوهیدراتها بهره میبرند و با گرفتن آن، از خود اکسیژن بیرون میدهند. CO۲حاضر در اتمسفر در نقش یک سپر حرارتی برای زمین کار میکند و با اثر گلخانهای طبیعی خود، از سرما در زمین جلوگیری میکند. اگرچه تراکمهای بالای کربن دیاکسید در جو زمین، که با سوختن سوختهای فسیلی تولید میشود، به عنوان آلاینده جوی شناخته میشود.
گازهای گلخانهای که کربن دیاکسید نیز یکی از آنهاست باعث میشود که اشعههای خورشید با طول موج پایین و از ابرها که آنها نیز جز گازهای گلخانهای هستند بگذرند و بعد از برخورد به سطح زمین بازتاب شده و طول موج آن افزایش مییابد و از پرتوهای فرابنفش به فروسرخ تبدیل میگردد.
پرتوهای فروسرخ خطرناک نیستند و بعد از برخورد به گازهای گلخانهای بازمیگردند و نمیتوانند از آنجا عبور کنند و باعث گرم شدن میشوند.
در صورت تنفس این گاز انسان ابتدا احساس تنگی نفس کرده و پس از مدت بسیار طولانی ممکن است خفه شود. دی اکسید کربن برخلاف اکسیژن که باعث شعلهور تر شدن آتش میشود، باعث خفگی آتش میشود، به همین خاطر است که در کپسولهای آتشنشانی گاز دی اکسید کربن وجود دارد.
دی اکسید کربن اولین بار توسط شیمیدانی به نام جان وان هلمونت در قرن هفده شرح داده شد. این شیمیدان ، موقع سوزاندن زغال چوب در محفظه بستهای ، متوجه شد که جرم خاکستر بدست آمده ، مقداری کمتر از جرم زغال چوب اولیه میباشد. بنابراین به زبان ساده توضیح داد که مقداری زغال چوب در اثر سوختن به جسمی نامرئی یا گاز تبدیل شده است.این گاز دارای وزن مولکولی 44.0095 g/mol وبدون رنگ بوده ؛نقطه جوش 78- درجه سانتی گراد می باشد.
دی اكسید كربن و گیاهان :
افزایش دی اکسید کربن در اغلب گیاهان سه کربنه باعث افزایش وزن خشک و عملکرد در گیاه می شود.این در حالی است که هرگز نباید اجازه داد كه غلظت دی اكسید كربن در گلخانه از حد مجاز بالاتر رود. غلظت دی اكسید كربن به اندازة ppm 5000می تواند موجب سرگیجه انسان شود. میزان بالاتر دی اكسید كربن از آنچه كه توصیه شده میتواند موجب از بین رفتن برگهای پیر خیار و گوجه فرنگی گردد. برگ های بنفشه آفریقایی بسیار سخت و شكننده شده و رنگ خاكستری متمایل به سبزی به خود می گیرند. در این حالت اغلب گلبرگ ها حالت بد شكلی داشته و به طور كامل باز نمی شوند. استفاده بیش از حد و طولانی مدت از دی اكسید كربن (به خصوص در مورد گوجه فرنگی) می تواند منجر به عدم پاسخ گیاه نسبت به تأمین دی اكسید كربن شود. انقطاع در استفاده از دی اكسید كربن برای چند روز می تواند موجب بهبود پاسخ گیاهان شود.
دمای مناسب می تواند تأثیر قابل توجهی بر میزان پاسخ گیاه نسبت به تأمین دی اكسید كربن داشته باشد.قرار گرفتن در دمای مطلوب با اضافه كردن دی اكسید كربن منجر به افزایش رشد در گیاهان می شود. اضافه كردن دی اكسید كربن، رشد گیاهان را در همة موارد به جز در پایین ترین سطوح نور افزایش می دهد. اضافه كردن نور و تأمین دی اكسید كربن (با هم) برای بهبود رشد گیاه بسیار مناسب است.افزایش در مقدار خالص فتوسنتزی بیشتر در گونه های 3 کربنه ( 50% به 100% وقتی تجمع دی اکسید کربن 2 برابر میشود )اتفاق می افتداین نسبت در گونه های 4 کربنی 10% خواهد بود. به عنوان یک نتیجه : افزایش فتوسنتز خالص باعث تولید ماده خشک و عملکرد مناسب می گردد . این افزایش حقیقی به وسیله بالا رفتن دی اکسید کربن انجام می گیرد .
سازمان خواروبار کشاورزی جهانی گزارش نموده است که شواهد نشان می دهد افزایش دی اکسید کربن باعث افزایش بیوماس و عملکرد دانه در گیاهان زراعی خواهد شد.
دی اكسید كربن در گلخانه
سالهای زیادی است كه به منافع غنی سازی دی اكسید كربن در گلخانه ها، برای افزایش رشد و تولید گیاهان پی برده شده است. دی اكسید كربن یكی از ضروری ترین اجزاء فتوسنتز می باشد.
اختلاف بین نرخ فتوسنتز و تنفس، مبنایی برای میزان انباشتگی ماده خشك در گیاهان می باشد.
در تولید گلخانه ای، هدف همه پرورش دهندگان، افزایش ماده خشك و بهینه سازی اقتصادی محصولات می باشد. دی اكسید كربن با توجه به بهبود رشد گیاهان، باروری محصولات راافزایش می دهد.
دی اكسید كربن و انسان:
اثرات دی اکسیدکربن امروزه بر انسان نیز مورد مطالعه قرار گرفته است. در بررسی که بر روی جوامع کانادایی انجام شده نشان داد: آلودگی هوا به گاز دی اکسید کربن میتواند موجب تغییر جنسیت از فرزند پسر به دختر شود، حتی اگر منبع آلودگی از کیلومترها دورتر باشد. همچنین قرارگیری در معرض دی اکسید کربن علاوه بر افزایش احتمال تولد دختر، موجب افزایش میزان ابتلا به سرطان در میان افراد میشود. تحقیقاتی که توسط سازمان محیط زیست و سلامت کانادا انجام شد اخیرا گزارش داد كه صحت این پدیده را تایید می کند. این مطالعه نشان داده است که احتمال خطر تا فاصله ی ۲۵ کیلومتری منبع آلودگی وجود دارد.به طور معمول حدود ۵۱ درصد تولدها از جنس پسر و ۴۹ درصد باقی مانده از نوع دختر میباشد ولی بر اساس تحقیق انجام شده در مناطق و شهرهایی از کانادا که خانوادهها در معرض آلودگی پالایشگاهها و تصفیه خانهها و کارخانههای کاغذسازی و ذوب آهن قرار دارند، احتمال تولد فرزند پسر به کمتر از ۴۶ درصد کاهش پیدا کرده است.
اما دی اکسیدکربن با تاثیراتی که بر گیاهان و انسان می گذارد خود در محیط زیست به گونه ای دیگر عمل می کند به عبارت دیگر ردپای اکولوژیکی انسان(Ecological Footprint) و اثری که ناشی از تولید این گاز توسط انسان در زمین ایجاد می نمایدرا می توان به طور مفصل و از ابعاد گوناگون مورد ارزیابی قرارداد.خورشید می تابد و زمین را گرم می کند. بخشی از نور هنگام ورود به جو منعکس می شود و باقی آن وارد اتمسفر شده و به زمین می رسد و آن را گرم می کند. زمین که گرم شده، شروع به تابش می کند.زمین مقداری از این انرژی را جذب می کند و باقی آن را منعکس می نماید. در طی این فرآیند طول موج نور تغییر پیدا می کند. بعضی از گازهای موجود در جو زمین، این تابش خروجی را جذب می کنند. این تابش عمدتا در محدوده مادون قرمز است. مولکول گازهای گلخانه ای، بسیار بیشتر از سایر گازها نور مادون قرمز را جذب می کند. جذب انرژی توسط مولکولهای گاز سبب جنبش مولکول و افزایش انرژی آن می شود. وقتی این اتفاق در مقیاس بزرگ رخ دهد، مانند این است که زمین را با یک پتو پوشانده ایم. دمای کل نواحی زمین افزایش می یابد. این پدیده " اثر گلخانه ای " و گازهایی که در آن موثرند، " گازهای گلخانه ای " نامیده می شوند.
اثر گلخانه ای باعث می شود زمین گرم بماند و حیات روی آن ادامه پیدا کند. متان، دی اکسید کربن، بخار آب و اکسید نیتروژن جزو گازهای گلخانه ای هستند. این گازها هم در طبیعت و هم در فرآیندهای صنعتی تولید می شوند. CFC ها دسته دیگری از گازهای گلخانه ای هستند که فقط در صنعت تولید می گردد.
عده ای از دانشمندان معتقدند که اثر گلخانه ای در سالهای اخیر بیشتر شده و زمین در حال گرم شدن است. متان و CFC انرژی بیشتری را به دام می اندازند، اما دی اکسیدکربن مهمترین بخش گازهای گلخانه ای است، زیرا حجم بیشتری از آن در اتمسفر وجود دارد.احتراق سوخت های فسیلی ( زغال سنگ، نفت و گاز ) دلیل اصلی ازدیاد بیش از حد دی اکسیدکربن است.
دمای اتمسفر در نزدیکی سطح زمین، به دلیل پدیده ای به نام اثر گلخانه ای ، بالا میرود. نور مرئی ، که دارای طول موج کوتاه میباشد، از خورشید به سوی زمین آمده و براحتی از میان پشته ای از گازهای گلخانه ای میگذرد . گازهای گلخانه ای عمدتآ از بخار آب ، دی اکسید کربن، متان ، اکسید نیتروژن و ازن تشکیل شده اند. نور پس از برخورد به سطح زمین به شکل اشعه فروسرخ (= مادون قرمز) به سوی فضا بازتابیده میشود اما اینبار نمیتواند بسادگی از میان پشته گازهای گلخانه ای بگذرد. مقداری از اشعه بازتابی به دام افتاده و بسوی زمین برمیگردد و موجب میشود تا متوسط دمای کره زمین در حدود 16 درجه سانتیگراد، که مناسب زندگی جانداران است، باقی بماند.
رشد صنعت ، کشاورزی و حمل ونقل که از زمان انقلاب صنعتی شروع شده است ، موجب افزایش مقدار گازهای گلخانه ای طبیعی گشته و علاوه بر آنها کلروفلوروکربن ها و گازهای دیگر نیز به آنها اضافه شده اند.
بطور کلی پذیرفته شده است که افزایش مقدار گازهای گلخانه ای موجب حبس شدن گرما و افزایش دمای کره زمین میشود و بنابراین پدیده ای که برای زندگی انسانها سودمند است ، به پدیده ای نگران کننده و مضر تبدیل میگردد. در طول قرن بیستم دمای اتمسفر به میزان 6/0 درجه سانتیگراد افزایش داشت و سطح دریاها چند اینچ بالا آمد.
افزایش دمای زمین
اصلیترین فعالیت انسانی که منجر به گرمای زمین میشود، سوزاندن سوختهای فسیلی (زغالسنگ، نفت و گاز طبیعی) و از بین بردن جنگلها است. بیشتر سوخت فسیلی در اتومبیلها، کارخانهها و نیروگاهها به مصرف میرسد. سوزاندن این سوختها گازی به نام دی اکسید کربن با علامت اختصاری CO2تولید میکند.
کربن دی اکسید از گازهای گلخانه ایست که روند فرار گرما از جو به فضا را بسیار کند میکند. درختان و دیگر گیاهان در روند فتوسنتز، گاز کربن دی اکسید را از هوا جذب میکنند. با از بین بردن گیاهان، میزان گاز کربن دی اکسید در هوا افزایش مییابد. تجزیه شدن گیاهان نیز منجر به افزایش این گاز میشود.
افزایش دمای زمین نام پدیدهای است که منجر به افزایش میانگین دمای سطح زمین و اقیانوسها گردیده است. طی 100 سال گذشته، کره زمین به طور غیرطبیعی حدود 41/0 درجه سانتیگراد گرمتر شده که این موضوع دانشمندان را نگران کرده است. برخی از دانشمندان معتقدند که دهههای پایانی قرن بیستم، گرمترین سالهای 400 سال اخیر بوده است. گزارشها حاکی از آن است که 10 مورد از گرمترین سالهای جهان تنها از سال 1990 تا سال 2007 به ثبت رسیده است که این میزان در 150 سال گذشته بیسابقه بوده است.
به نظر میرسد فعالیتهای صنعتی در ایجاد این مشکل بسیار مۆثر است و به گرم شدن زمین کمک میکند. برخی از دانشمندان معتقدند که افزایش گازهای گلخانهایی عامل اصلی این افزایش دما نیست بلکه افزایش انرژی تابیدهشده از خورشید عامل اصلی است؛ اما بیشتر کارشناسان هواشناسی تأثیر این عامل را در روند افزایش دمای عمومی کره زمین بسیار ناچیز میدانند.
عواقب افزایش دما
ادامه این افزایش دما آثار مخرب زیادی در بر دارد. ممکن است زندگی گیاهان و جانداران دریایی به مخاطره جدی بیفتد. زیستگاههای گیاهان و حیوانات دچار تغییرات اساسی میشوند. الگوهای آب و هوا دست خوش تغییرات میشوند؛ نتیجه آن وقوع سیل، خشک سالی و طوفانهای شدید مخرب خواهد بود. افزایش دما با ذوب نمودن یخهای قطبی، باعث بالا آمدن سطح آب دریاها میشود. در مناطق خاصی از زمین، بیماریهای انسانی گسترش مییابد و محصولات کشاورزی نابود میگردد. تکرار وقوع شرایط بحرانی آب و هوا منجر به خسارات زیادی میشود. تغییرات الگوهای بارش باعث افزایش سیلابها و خشکسالی در نواحی مختلف میشود. طوفانها و تندبادها، بیشتر و قدرتمندتر به وقوع خواهند پیوست.
ادامه گرم شدن هوا، در طی چند قرن، مقادیر زیادی از یخهای موجود در سطح زمین را ذوب میکند. در نتیجه سطح آبها در کل زمین بالاتر میآید. بسیاری از مناطق ساحلی ممکن است دچار سیلزدگی، فرسایش، از بین رفتن زمینهای خشک و ورود آب دریاها به آبهای شیرین شوند. بالا آمدن آب دریاها ممکن است منجر به غرق شدن شهرها، جزایر کوچک و دیگر مناطق زیستی شود. به حتم در محلهای طبیعی مسکونی حیوانات و گیاهان تغییرات شدیدی روی میدهد. بسیاری از گونههای زیستی مشکلات زیادی برای ادامه حیات در شرایط جدید خواهند داشت. برای مثال بسیاری از گیاهان گلدار بدون طی کردن زمستانی سرد شکوفه نخواهند کرد.
تهدید سلامت انسانها
بیماریهای گرمسیری نظیر مالاریا و تب دنگی به مناطق زیادی شیوع پیدا میکند. ادامه یافتن گرما و شدت یافتن آن میتواند عامل مرگ و میرهای زیاد و بیماریهای گوناگون شود. سیل و قحطی، گرسنگی و سوء تغذیه را افزایش خواهد داد. در نتیجه کارشناسان هواشناسی به دنبال افزایش بیرویه دما، راهحلهای مختلفی برای جلوگیری از افزایش دما ارائه دادهاند که مهمترین آنها عبارتاند از: محدود کردن گاز کربن دیاکسید و تصفیه هوا.
برخی نتایج دراز مدت افزایش دی اکسید کربن و گرم شدن زمین عبارتند از :
عواملی که در گرمایش زمین سهیم هستند عبارتند از :- سوزاندن زغال سنگ و محصولات نفتی ( منابع دی اکسید کربن ، متان ، اکسید نیتروژن ، ازن
- قطع درختان جنگلی که موجب افزایش دی اکسید کربن در اتمسفر میشود.
- گاز متان ناشی از فضولات حیوانی .
- افزایش تولید گوشت دامها که موجب نابودی چراگاهها ، تولید گاز متان و مصرف سوختهای فسیلی میگردد.
تعدادی از کشورهای جهان در سال 1997 در ژاپن پیمان نامه ای تنظیم کردند. طبق این پیمان که به پیمان کیوتو معروف است، کشورهای صنعتی متعهد شدند که ظرف ده سال آینده، میزان گازهای گلخانه ای خود را پنج درصد کاهش دهند. اما ایالات متحده در سال 2001 از این پیمان خارج شد و با اینکه چهار ماه بعد، با توافق 180 کشور، محدودیت های اعمال شده توسط پیمان کیوتو کاهش پیدا کرد، باز هم آمریکا به پیمان نپیوست.اخیرا کشور های صنعتی اعلام کردند تا تولید گازهای گلخانه ای را تا سال 2050 تا 80% کاهش دهند.ایالات متحده امریکا هنوز متعهد به پیمان کیوتو نمی باشد.
یک موسسه آمریکایی برای نخستین بار جدولی را تنظیم کرده است که میزان تصاعد گاز دی اکسید کربن در اثر تولید الکتریسیته در نیروگاه های سراسر جهان را مشخص می کند.
به گزارش شبكه BBC ، این جدول نشان می دهد که یک چهارم کل دی اکسید کربن جهان در اثر تولید الکتریسیته در آمریکا تولید می شود و پس از آن کشورهای چین، روسیه و هند قرار دارند.
اما وقتی تصاعد گاز دی اکسید کربن به طور سرانه جمعيتي محاسبه می شود، استرالیا در صدر قرار می گیرد. میزان سرانه تولید دی اکسید کربن در استرالیا در اثر تولید برق سالانه ده تن است. این رقم برای آمریکا هشت تن، برای چین دو تن و برای هند کمتر از نیم تن است. یک نیروگاه هزار مگاواتی با سوخت مایع در فرآیند تولید برق به طور متوسط 15 تن گاز دی اکسید کربن در ساعت و حدود 100 کیلو گرم هیدرو کربن نیم سوخته وارد اتمسفر می کند.
سازمان جهاني هواشناسي WMOاعلام كرد: ميزان تراكم گاز دياكسيد كربن و ديگر گازهاي گلخانهاي در هوا، در سال گذشته ميلادي ۲۰۰۸افزايش يافته است.
کمبود آگاهی زیستمحیطی در بسیاری کشورها به شکلی تهدیدآمیز مبارزه با پیامدهای گرمایش زمین را دشوار کرده است به همین منظور همایش جهانی تغییرات اقلیمی در کپنهاگ از ۷ دسامبر ۲۰۰۹ آغاز به کار نمود . در کنفرانس اخیر کپنهاگ در دانمارک بیشترین توجه بر سر نحوه عرضه فن آوری های جدید سبز پیشرفته -- مانند باد و نیروی خورشیدی -- به کشورهای در حال توسعه و نیز پیشرفت در توسعه و احیای جنگل ها به ویژه در کشور های افریقایی بوده است زیرا جنگل ها یکی از مهم ترین منابع جذب گاز دی اکسید کربن محسوب می شوند .از طرف دیگر دومین و بزرگترین جنگل ها بعد از جنگل های آریزونای آمریکا در افریقا مورد توجه کنفرانس کپنهاگ می باشد
بسیاری از متخصصین در این همایش بالا بردن توان و ظرفیت علمی کشورهای در حال توسعه را در زمینه های اقلیم شناسی , شهرسازی, اکولوزی و کشاورزی کمکی شایان به بهبود توسعه پایدار و کمک به بهبود تغییر اقلیم می دانند همچنین بر این باورند که اولویت با دادن کمک مالی به کشورهای در حال توسعه خواهد بود.
افزایش غلظت دی اکسید کربن در تغییر اقلیم نقش اساسی داشته که یکی از آثار آن خشکسالی هایی است که در مناطق اروپایی مثل انگلستان و فرانسه در بهار و تابستان اتفاق می افتد. این تغییر اقلیم می تواند باعث تغییر در الگوی آبیاری ؛ مدیریت کود؛تولید محصولات زراعی همچنین موضوعات جدیدی راجهت بررسی بیشتر در زمینه نوع علف های هرز؛ بیماری ها و آفات بوجود می آورد .
سطح CO2نرمال
اثرات افزایش سطح CO2در بزرگسالان در سلامت خوب را می توان خلاصه کرد:
سطح نرمال در فضای باز: 450 - 350 پی پی ام
سطح قابل قبول: کمتر از 600 پی پی ام
شکایت از خشکی و بو: 600 - 1000 پی پی ام
ASHRAE وOSHA استاندارد 1000 پی پی ام
خواب آلودگی کلی: 1000 - 2500 پی پی ام
اثرات مضر سلامتی: 2500 - 5000 پی پی ام
حداکثر غلظت مجاز در یک دوره کاری 8 ساعته: 5000 پی پی ام
سطح بالای کاملا نرمال و حداکثر سطح ممکن است گاهی اوقات از زمان به زمان اتفاق افتد.
سطح شدید و خطرناک CO2
کمی مست کننده ، افزایش تنفس و ضربان قلب ، تهوع: 30000 پی پی ام
سردرد همراه با اختلال بینایی: 50000 پی پی ام
بی هوش، قرار گرفتن در معرض مرگ: 100،000 پی پی ام
سطح استاندارد دی اکسید کربن
توصیه استاندارد آشار در سال های62 - 1989 عبارتند از:
کلاس های درس و اتاق کنفرانس 15 CFM در ازای هر ساکن
فضای اداری و رستوران 20 CFM در ازای هر ساکن
بیمارستان 25 CFM در ازای هر ساکن
راه های کاهش انتظار دی اکسید کربن و گازهای گلخانه ای
فنآورینانو میتواند انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهد
کاربردهای فنآورینانو در زمینههایی از قبیل افزودنیهای سوخت، پیلهای خورشیدی )فتوولتائیک)، اقتصاد هیدروژنی و ذخیره الکتریسیته می تواند باعث کاهش انتشار گازهای گلخانه ایی می شود.
افزودنیهای سوخت
افزودنیهای نانوذرهیی نشان دادهاند که میتوانند بازده سوخت موتورهای دیزلی را تا تقریباً ٥ درصد افزایش دهند، در نتیجه انتشار CO2در انگلستان دو تا سه میلیون تن در سال کاهش مییابد. این امر میتواند فوراً در نیروگاههای دیزلی انگلستان محقق شود. هر چند ابتدا باید نگرانیها مرتبط با سلامتی ناشی از تماس با نانوذرات آزاد در گازهای خروجی دیزلی، رفع شود. توصیههایی که در این زمینه شده است، شامل تستهای سمیتشناسی جامع و تستهای عملکرد مستقلِ کمککننده برای نشان داده سود محیطی آن میباشند.
پیلهای خورشیدی
قیمت بالای پیلهای خورشیدی مانع استفاده از آنها برای تولید انرژی از منابع تجدیدپذیر میشود. فناورینانو میتواند باعث کاهش قابل توجه هزینه تولید پیلهای خورشیدی شود. اگر یک شبکه تولید برق از انرژی خورشیدی، بتواند ١درصد کل نیازهای برق را تولید کند،انتشار گاز گلخانهیی CO2مثلاً در انگلستان سالانه تقریباً ٥/١ تن کاهش مییابد.
اقتصاد هیدروژنی
وسایل نقلیه مبتنی بر سوخت هیدروژنی میتوانند انتشار همة آلایندههای مضر از وسایل نقلیه را حذف کنند.به گزارش ستاد ویژه توسعه فنآوری نانو، یکی از مشکلات اصلی اقتصاد مبتنی بر هیدروژن، ذخیره هیدروژن میباشد که فنآوری نانو میتواند کمک زیادی برای رفع این مشکل بکند. نانوساختارهایی از قبیل نانولولههای کربنی، فولرینها و غیره، توان بالقوهای در ذخیرهسازی هیدروژن دارند. همچنین فنآورینانو در پیل سوختی که در آن انرژی ناشی از سوخت هیدروژن تبدیل به برق میشود، کاربرد دارد؛ مثلاً نانوکاتالیستها میتوانند عملکرد آنها را بهبود دهند. اگر هیدروژن به عنوان منبع انرژی استفاده شود، انتشار گاز گلخانهیی CO2که در انگلستان سالانه ١٣٢ میلیون تن است به طور کامل حذف میشود.
باتریها و ابرخازنها
پیشرفتهای اخیر در فنآوری باتری استفاده از وسایل نقلیه الکتریکی را عملیتر کرده است. هنوز مشکل در این زمینه، زمان شارژ میباشد. فنآورینانو میتواند راه حلی برای این مشکل پیدا کند به طور که وسایل نقلیه بتوانند کمتر از ١٠ دقیقه شارژ شوند، که این زمان با زمان سوختگیری ماشینهای کنونی قابل مقایسه است. همچنین فنآورینانو میتواند باعث افزایش ذخیره بار در باتریها و بهبود عمر آنها شود. استفاده از وسایل نقلیه الکتریکی به کاهش انتشار گاز گلخانهای CO2 منجر میشود.
منبع: http://daneshjooqom.ir و http://psdkart.ir
1- به خدایی که زمین را آفرید و فرشتگان زیبا رو را خلق کرد .
2- او خداوندی است که خود علت و علل است ( ضعف و بیماری به او راه نمی یابد ) و او خدایی است که در فرمانروایش هیچ نقص و اشکالی راه ندارد .
3- و هم و خیال انسان از شناخت خداوند عاجز است و عقل از شناخت ماهیت خداوند ناتوان است
4- او شریکی ندارد و یاری دهنده همه است هیچ کس ابدی نیست و فقط خداوند تا ابد باقی است
5- خداوند علی و ابدی است ( برای خداوند ابتدا و انتهایی نمی توان در نظر گرفت )
6- به ماه روشنایی بخشیده است و به ستاره ی عطارد دوات و قلم عطا کرده است
( اشاره به این مطلب که در ادبیات عطارد به دبیر فلک مشهور است )
7- خداوند انسان یتیمی را ( پیامبر ) حبیب و دوست خود می خواند و او را از پایین ترین درجه به بالاترین درجات می رساند
خواجوی کرمانی
نعمت پیامبر (ص )
1- پیامبر داری اخلاق نیک و عادت های پسندیده است او پیامبر خدا بر مردم و شفاعت کننده امت خود است .
2- او پیشوای پیامبران و راهنمای راه شناخت خداست او امانت دار خداوند است و کسی است که جبرئیل بر او نازل شد .
3- او پیامبری است که وحی هنوز تمام نشده بود با رسالت خود همه ادیان را منسوخ و بی اعتبار کرد .
4- وقتی پیامبر ( ص ) تصمیم به اندار مشرکان گرفت با معجزه خود ماه را به دو نیم کرد .
5- وقتی آوازه و شهرت پیامبر در همه جا پیچید کاخ بزرگ ساسانیان فرو ریخت .
6- شبی به معراج می رود و از نظر مقام و منزلت از جبرئیل پیشی می گیرد .
7- آن چنان با شتاب و عجله به خدا نزدیک می شد و پیش می رفت که در سدره ( نامه درختی بهشتی )
جبرئیل از او عقب می ماند .
8- پیامبر به جبرئیل می گوید ای جبرئیل بالاتر بیا .
9- جبرئیل به پیامبر گفت من از این بیشتر اجازه ندارم و توانایی من بیشتر از این نیست .
10- اگر به اندازه یک سر مو هم بالاتر بیایم تجلی فروغ خداوند مرا نابود می کند .
11- من چگونه می توانم تو را به طور شایسته کنم ای پیامبر خدا بر مردم سلام و درود بر تو باد .
12- در حالی که خداوند تو را ستایش کرده است و به تو قدر و ارج نهاده است و به جبرئیل فرمان داده که تو را ستایش کند .
13- من که در کمال و معرفت ، ناتوان و عاجز هستم چگونه می توانم تو را ستایش کنم ای پیامبر خدا بر تو سلام و درود باد .
درس دوم رستم و اسفندیار
1- بلبل در باغ و بوستان بخاطر گل ناله سر می دهد و گل از ناله بلبل افتخار می کند .
2- کسی نمی داند که بلبل چه می گوید و در پای گل از چه می نالد .
3- او از مرگ اسفندیار می نالد چون جزءاه و حسرت چیزی از او یادگار ندارد .
4- مرگ او در زابل به دست فرزند قوی هیکل زال خواهد بود .
5- اگر خواهان تاج و تخت پادشاهی هستی سپاهت را به طرف سیستان ببر .
6- وقتی آنجا رسیدی دستهای رستم را ببند در حالی که دستش بسته او را پیش من بیاور .
7- در دنیا هر کسی که قدر شناس باشد تلاش می کند و با بزرگان سازش و صلح می کند .
8- زمان زیادی لهراسب پادشاه بود اما تو برای احترام به کاخ او نیامدی .
9- و وقتی که کشور را لهراسب به گشتاسب داد تو به کاخ او نیامدی .
10- رستم به اسفندیار می گوید با من بد رفتاری و بد زبانی نکن و با دشمنت بجنگ و با من نجنگ .
11- سخنی را که تا کنون کسی به من نگفته تو به من نگو و با جرات و گستاخی کار بیهوده نکن .
12- دل رستم پر از غم و قصه شد و جهان در مقابل چشمانش تیره و تار شد .
13- اگر من دست به بند او بدهم و یا از کشتن او احساس سر افرازی کنم
14- این هر دو کار نفرین شده ، زشت و زیان بار و بدعت خواهد بود .
15- هم از بندی که به دستانم میدهد من بد نام خواهم شد و هم با کشتن او سرانجام خوبی نخواهم داشت .
16- و تا زمانی که مردم در روی زمین خواهند بود سرزنش کردن من کهنه نمی شود .
17- که رستم از دست جوانی آسیب دید و دستان او را بست .
18- همچنین نام من با ننگ و نفرت قرین خواهد بود و در جهان اعتباری برای من نخواهد بود .
19- و اگر در میدان جنگ کشته شدم در میدان جنگ به پادشاهان همیشه شرمنده خواهم بود .
20- و اگر من کشته شوم ارزش و اعتباری برای زابل نخواهد ماند .
21- رستم به او می گوید ای پهلوان شهرت طلب اگر تو چنین خواسته ای داری
22- تن تو را مهمان سم اسب خود می کنم و با گرز دردت را دوا می کنم
23- تو فردا ضربه سر نیزه مرا و نیز آمادگی مرا خواهی دید .
24- بعد از آن تو خواهان جنگ با پهلوانان در میدان جنگ نخواهی بود .
25- وقتی روز شد رستم برای حفاظت تن خود لباس های جنگیش را می پوشد
26- طنابی به ترک ذین اسب خود بست و سوار اسب پیر پیکر خود شد .
27- با این (اوساف) در حالی که دلش پر از آه و افسوس و لبش پر از پند و اندرز بود تا لب رود هیرمند آمد .
28- از کنار رود به سمت بلندی رفت و از کار روزگار متعجب بود .
29- ای اسفندیار شاد و شادمان حریفت آمد آماده جنگ باش .
30- وقتی اسفندیار یار این سخنان را از آن شیر جنگ آور پیر شنید
31- خندید من از همان زمانی که از خواب بلند شدم آماده جنگ هستم .
32- دستور داد تا بر اسب سیاه زین بنهند و او را به نزد پادشاه ببرند .
33- وقتی اسفندیار یار جنگ جو لباس جنگی خود را پوشید به سبب شادی و قدرت که در او بود.
34- نوک نیزه را بر زمین گذاشت و از روی زمین به پشت زین پرید .
35- مانند پلنگی برای شکار پشت گورخر می پرد و او را آشفته و مضطرب می کند
36- با این توصیحات هر دو به میدان جنگ رفتند .گویی در جهان هیچ شادی و نشاطی وجود ندارد .
37- وقتی دو پهلوان پیر و جوان به آن دو پهلوان سر افراز نزدیک شدند
38- شیحه ای از اسب آن دو بلند شد که گویی میدان جنگ شکافته شد . ( آرایه اغراق )
39- رستم با صدای بلند گفت ای پادشاه خوشبخت و شاد
40- اگر خواهان جنگ و خون ریزی هستی
41- بگو تا جنگجویانی از زابل مسلح به شمشیرهای کابلی هستند بیارم .
42- و در میدان جنگ آنها را به جنگ بیندازیم.
43- تو که خواهان خون ریزی هستی جنگیدن ( سپاهیان مرا ) ببینی ؟
44- اسفندیار پاسخ داد چرا این قدر سخنان بیهوده می گویی
45- من چه نیازی به جنگ زابلستان و یا ایران و کابلستان دارم .
46- آعین و روش من اینگونه نیست و این کار در نظر من شایسته نیست .
47- که ایرانیان را به کشتن دهیم و خودمان در جهان پادشاهی کنیم .
48- و اگر تو نیازی به یارو کمکی داری با خود بیاور من نیاز به کمک ندارم .
49- با همدیگر پیمان بستند که کسی در آن جنگ کمکشان نکند
درس سوم رستم و اسفندیار (2)
1-تیر و کمان را گرفتند و جنگ به حدی شدید شد که آسمان تیره و تار شد .
2- با نوک پیکانها گویی آتشی به پا کردند و گویی که تیر اندازی زه به تن می دوختند .
3- اسفندیار ناراحت شد و ابروهایش پرچین و چروک شد. ( کنایه خشمگین شد )
4- وقتی که او دست به کمان می برد هیچ کس از چنگ تیرو کمان او در امان نمی ماند .
5- وقتی که او شست را از کمان برداشت و تیر را رها کرد .
6- وقتی که رخش و رستم از کار جنگ در مانده شدند با بیچاره گی اندیشیدند
7- رستم بسیار تند و تیز مثل باد از اسب پیاده شد و به طرف بلندی رفت
8- و همچنین رخش با عظمت و زخمی هم صاحب خود را ترک کرد و به سوی خانه رفت
9- بر روی آن بلندی از رستم خون می رفت به گونه ای که رستم که مانند کوه بیستون بود سست و لرزان شد .
10- سر نوشت آن را مستقیم به چشم اسفندیار می زند و او را کور می کند در حالی که تو دلت پر از خشم است
11- ای مرد سیستانی مگر تو قدرت و کمان مرا فراموش کردی .
12- تو با حیله و نیرنگ زال اینگونه سالم و درست شدی وگرنه که الان مرده بودی و دنبال گور می گشتی
13- امروز طوری گردنت را می کوبم که دیگر زال تو را زنده نبیند .
14- از خدای پاک بترس و بر خلاف عقل و احساس خود عمل نکن ( مگذار احساس تو عقل و خرد تو را به خاک بسپارد )
15- من امروز به خاطر جنگ نیامدم من امروز بخاطر عذر خواهی آمده ام .
16- در حالی که تو به جنگ با من تلاش می کنی و چشم عقلت را بسته ای
17- کمان را آماده کرد و در آن تیرگزی را که پیکان آن زر آلود کرده بود .
18- داخل کمان گذاشت و سر خود را به سمت آسمان بلند کرد
19- گفت ای آفریننده خورشید ای خدایی که شکوه و عظمت و قدرت و دانش در دستان تواست
20- تو می بینی که روح و روان من پاک است و از نیت و قدرت من آگاهی
21- که هر چقدر که اسرار می کنم که شاید اسفندیار دست از جنگ از من بردار ( تاثیری ندارد )
22- تو می دانی که او ظالمانه به جنگ می کوشد و جنگ آوری و مردانگی را به رخ می کشد
23- مرا به خاطر این گناه مجازات نکن ای خدایی که آفریننده ماه و ستارگان هستی
24- به همان شیوه ای که سیمرغ دستور داده بود رستم تیر گز را در کمان گذاشت
25- آن تیر را به چشمان اسفندیار زد طوری که جهان در مقابل چشمانش تیره و تار شد .
26- قامت بلند اسفندیار خمیده شد و شکوه و عظمت دانش از او دور شد .
درس چهارم بازرگان و طرار
1- اول روز جوانی و غره ی ایام زندگانی `اول روز جوانی و آغاز روز زندگی
2- تفحص کار دزدان و بحث احوال طراران کردی ` در مورد کار دزدان تحقیق و جستجو می کرد.
3- پای در میان نهادی ` شروع به بررسی کردن 4- پی بیرون بردی ` کشف و شناسایی می کرد
5- به بزازی مشغول شده بود ` به پارچه فروشی مشغول شده بود
6- به دست بازی آوردی ` باز پس گرفتن اموال مسروقه 7- زی او بر آورد ` لباس او بر آورد
8- با مفاتیح که برای گشادن در دکان معد بود ` با کلید که برای گشادن در دکان آماده بود
9- بر افروز که مرا در دکان مهمی هست ` برایم کار مهمی پیش آمده است
10- شمع بستد ` شمع را گرفت 11- فرا پیش نهاد ` در مقابل خود قرار داد
12- محاسبه ای می کند ` مشغول حساب و کتاب است
13- حمالی را آوازده تا بعضی از این اقمشه با من به خانه برد ` فرد باربری را صدا کن تا بعضی از این پارچه ها را به خانه ی من ببرد
14- قراضه ای بدو داد ` مبلغ اندکی به او داد 15- امشب از من زحمت دیدی در اخر اجات خود صرف کن ` امشب من باعث زحمت تو شدم این پول را خرج زندگی ات کن 16- چهار رزمه از جامه های قیمتی بر هم نهاده بود ` چهار بقچه از لباس های قیمتی پر کرده بود 17- به فراست صادق دانست ` به زیرکی تمام دانست 18- امارات آن بر خود ظاهر نگردانید ` نشانه ها آن بر خود ظاهر نگردانید 19- حلم و و قار ` بردباری و متانت 20- مشروع ` جای ورود آب 21- ملاحی ` ملوان 22- شعد ` رودخانه 23- ملاقی `دیدار کننده 24- حیله کرد ` تلاش کرد 25- معاونت کرد ` کم
درش ششم داستان در آتش افکندن ابراهیم (ع)
1-نمرود منادی فرمود `نمرود فرمان داد 2- خدایان شما را پاره کرده است ` خدایان شما را شکسته است 3- آتش افروختن بدان بود ` آتش به آن سبب بود 4- تا که بود که نصرت کند تو ` به امید آن که تو را یاری کند 5- ابراهیم را باز داشته بود ` ابراهیم را زندانی کرده بود 6- نرگس و ریاحین گربر گرد تخت او برست و حله ی بهشت بیاورند ` نرگس و گل های خوش بو اطراف تخت او رویین و لباس بهشت بیاوردند 7- نمرود مرندیمان را گفت ` نمرود خدمتکاران را گفت 8- این همه فضل او کرد ` این همه را بخشش کرد 9- نیک خدای است ` خوب خدای است 10- مملکت تو را زیارت کند ` مملکت تو را برکت می دهد 11- من به خداوند بگروم ` من به خداوند ایمان می آورم 12- با ابراهیم دوستی گیرم و با خداوندی بسازم ` با خدای ابراهیم سازگاری کنم و با او دشمنی نداشته باشم 13- حشمت ایشان برود ` شکوه ایشان ازبین برود 14- این از رای ضعیف بود ` این از کم فکری بود
درس هفتم بردار کردن حنسنک
15- پس به سر قصه شد ` به سر قصه خواهد شد 16- گذشته شده است ` مرده است 17- به پاسخ آن که از وی رفت گرفتار ` به گرفتار اعمال خود شده است 18- هر چند مرا از وی بر آمد ` هر چند او به من بدی کرد 19- تعصبی و تزیدی کشد ` جانب داری و دروغ کشد 20- طعنی نزند ` سر زنش نکند 21- این بو سهل مردی امام زاده و محتشم و فاضل و ادیب بود ` این بو سهل مردی بزرگ زاده و محتشم و دانشمند و ادیب بود 22- اما شرارت و زعارتی در طبع وی موکر شده ` اما بد خوی و تند خوی با سرشت او استوار شده بود 23- همیشه چشم نهاده بودی ` همیشه مراقب بود. 24- آن چاکر رالت زدی ` و آن نوکر را تنبیه می کرد 25- فرو گرفتی` لطمه می زد
26- آن گاه لاف زدی ` آن گاه به دروغ زدی 27- جز استادم ` بو نصر مشکان 28- که وی را فرو نتوانست برد ` نتوانست به او آسیبی بزند 29- بی آن که مخدوم خود را خیانتی کرد ` بی آنکه پادشاه خود را خیانتی بکند 30- نگاه داشت ` مطابق میل او رفتار کرد 31- حال حسنک دیگر بود ` روش حسنک غیر از روش بونصر مشکان بود 32- این خداوند زاده ` سلطان محمود 33- که اکفا آن را احتمال نکنند ` که مردم آن را تحمل نمی کنند 34- فضل جای دیگر نشیند ` حساب فضا و دانش جداست
35- امیرت ` سلطان محمود 36- سلطان ` سلطان مسعود 37- در این کیستند ` چه کاره هستند
38- حسنک عاقبت تمور و تعدی خود کشید ` حسنک عاقبت بی باکی و گستاخی خود کشید
39- این مرد بر مرکب چوبین نشست ` کنایه از این است که به دار آویخته شد .
40 – از انواع استخفاف آن چه رسید که چون باز جستی نبود` از انواع خاری آن چه رسید که چون بازرسی نبود 41- انتقام و تشفی ها رفت ` انتقام و سختی گیری کرد 42- تعصب و انتقام می بود ` دائم او را سخت گیری می کرد 43- بر سهل مثال داد ` بو سهل فرمان داد 44- بسیار محابا رفتی ` بسیار او را ملاحضه می کردم 45- امیر بس حلیم و کریم بود ` امیر بس صبور و بزرگوار بود 46- حجتی و عذری باید کشتن این مرد را ` برای کشتن این مرد دلیل داشت 47- قرمطی است ` کافر است 48- بیازرد ` آزرده شد
49- نامه از امیر محجمود باز گرفت ` نامه نگاری و مکاتبه را قطع کرد 50- من در ایستادم ` من آغاز کردم 51- راه بادیه ` راه صحرا 52- چند گونه صورت کردند ` گزارش کردند 53- تا نیک آزار گرفت ` رنجیده خاطر شد 54- و از جای بشد ` بسیار ناراحت شد 55- امیر ماضی ` سلطان محمود 56- چنان که لجوجی و ضجرت وی بود ` چنان که لج بازی و دشمنی وی بود 57- درست گردد ` ثابت شود 58- آن طرایف که نزدیک امیر محمود فرستاده بودند ` آن هدیه که نزدیک امیر محمود فرستاده بودند 59- محمود فرمان یافت ` مرد 60- با قضات و مزکیان تا آن چه خریده آمده است ` با قاضی ها و آدم های عادل تا آن چه خرید آمده است 61- دانشمند نبیه ` دانشمند آگاه 62- چون این کوکبه راست شد ` چون این جماعت آماده شد 63- به دکان ها نشسته در انتظار حسنک یک ساعت ببود ` به سکو نشسته در انتظار حسنک مدتی طول کشید 64- جبه ای داشت حبری رنگ ` بالا پوش داشت سیاه رنگ
65- خلق گونه دراعه وردایی سخت پاکیزه و دستاری نشابوری مالیده ` کهنه بالا پوش بسیار پاکیزه و عمامی کهنه 66- موزه ی میکا ئیلی` نوعی کفش 67- والی حرس ` افسر نگهبانان 68- نماز پیشین ` نماز ظهر 69- خواجه بو سهل را بر این که آورد ` خواجه بو سهل را بر انگیخت 70- که آب خویش ببرد ` که باعث شد آبروی خود را ببرد 71- می ژکید ` غرغر می کرد 72- بو سهل را طاقت برسید ` تحمل بو سهل تمام شد 73- کرا کند ` ارزش دارد 74- مرا شعر گفته است ` مرا قبلاً ستایش می کرد 75- بو سهل را صفرا بجنبید ` بسیار خشمگین شد 76- دو قباله نبشته بودند ` دو سند بنبشته بودند 77- اسباب و ضیاع حسنک ` اسباب و آب و زمین حسنک 78- آن به طوع و رغبت و آن سیم که معین کرده بودند `آن به میل و اراده و میل و آن سیم که معین کرده بودند 79- گواهی نبشتند ` قول نامه نوشتند 80- سجل کرد ` امضاء کرد 81- ژاژ می خاییدم ` سخنان بیهوده 82- کسان خواجه را نواخته داشتم ` اطرافیان خواجه احترام می گذاشتند 83- به ستم وزارت مرا دادند و نه به جای من بود ` وزارت را به نا حق و به زور به من دادند 84- مرا فرو نگذارد ` مرا رها نکند 85- خواجه مرا بحل کند ` خواجه مرا حلال کند 86- صفرای خویش بر نیامدم ` نتوانستم بر خشم خودم غلبه کنم 87- نیک بمالید ` تنبیه کرد
88- بیش چنین سهو نیفتد ` دیگر چنین اتفاقی نمی افتد 89- نماز خفتن ` نماز عشاء 90- نباید رقعتی نویسد ` نباید نامه نویسد 91- دو مرد پیک راست کردند با جامه ی پیکان که از بغداد آمده اند ` دو مرد را به شکل و شمایل قاصد و رسول آراستند و چنین وا نمود کردند که آنها از بغداد آمده ا ند 92- چون کارها ساخته آمد ` چون کارها آماده شد 93- شارستان ` قسمت پایین شهر 94- پذیره ی وی آمد ` استقبال وی آمد 95- ازار بند استوار کرد ` کمربند استوار کرد 96- پایچه های ازار را ببست و جبه و پیراهن بکشید ` پایچه های شلوار را ببست و بالاپوش و پیراهن بکشید 97- آن شور بنشا ند ند `آن غوغا بنشاند ند 98- رسن ها فرود آورد ` طناب فرود آورد 99- که سنگ دهید ` با سنگ نزنید 100- رند ` انسانهای بی سرو پا و ولگرد 101- خبه کرده ` خفه کرده بود 102- این همه اسباب منازعت و مکاوحت از بهر حطام دنیا به یک سوی نهادند ` این همه اسباب دشمنی از بهر مال دنیا به یک سوی نهادند 103- احمق مردا که دل در این جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت بازستاند ` چه بسیار احمق است کسی که دل به این دنیا ببندد دنیایی که نعمتی به آن می دهد و آن را بسیار زشت می گیرد 104- بداشته در طبقی با مکبه ` در درون ظرفی با سرپوش آوردند 105- نوباوه آوردند ` میوه ی نورس آوردند 106- تا به دستوری فرو گرفتند ` تا به اجازه پایین آوردند 107- سخت جگر آور ` سخت شجاع 108- جزعی نکرد `گریه نکرد 109- ماتم بداشت ` عزاداری برگزار کرد 110- جای آن بود ` حق هم همین بود
111- سرش را ببرید زیرا که او بزرگ بزرگان است و او زینت روزگار و تاج حکومت بود
112- اگر قرمطی جهود و کافر بود شایسته او نبود که به دار آویخته شد
درس هشتم داستان شیرو گاو
1- دررسیدند ` بزرگ شدن 2- اعراض نمودند ` دوری نمودند 3- پدر مو عضلت و ملامت ایشان واجب دید ` پدر نصیحت و سرزنش ایشان واجب دید 4- فراخی معیشت است ` آسایش زندگی است 5- رفعت منزلت ` بالا بردن مقام 5- الفغدن مال است ` ذخیره ی مال است 6- رضای اهل ` رضایت مردم 7- صیانت نفس ` حفظ نفس 8- مهمل گذارد ` رها کند 9- روزگار ، حجاب مناقشت پیش مرادهای او بدارد ` روزگار رسیدن به آرزوهای آن شخص را سخت می کند 10- پسران بازرگان عفلت پدر بشنودند ` پسران بازرگان نصیحت پدر بشنودند 11- نیکو بشناخت ` نیکو بشناختند 12- برادر مهتر ایشان روی به تجارت آورد ` برادر بزرگ تر ایشان روی به تجارت آورد 13- در راه خلابی پیش آمد ` در راه باتلاقی پیش آمد 14- حالی ` فوراً 15- وی را تیمار می داری ` وی را مواظبت می کند 16- ملول گشت ` خسته و درمانده شد 17- سقط شد ` مرد 18- به مدت ` به مرور 19- انتعاشی حاصل آمد ` بهبود یافتن حاصل آمد 20- انواع نبات و اصناف ریاحین ` انواع گیاهان و انواع گیاهان خوش بو 21- بطر اسایش و مستی نعمت بدو راه یافت ` در اثر آسایش و نعمت فراوان مقرورو متکبر شد 22- مردی را برای تعهد او بگذاشت ` مردی را برای مراقبت او بگذاشت 23- و حوش و سباع ` امارت وحشی و درندگان 24- می بهراسد ` می ترسد 25- بر جای ساکن می بود ` از ترس خشک شده بود 26- در میان اتباع او دو شگال بودند ` در میان پیروان او دو شغال بودند 27- هر دو دهای تمام داشتند ` هر دو زیرک کامل داشتند 28- چه می بینی ` نظرت چیست 29- بر جای قرار کرده است ` خشک شده است 30- فایده ی تقرب به ملوک رفعت منزلت است و اصطناع دوستان و قهر دشمنان ` فایده ی تقرب به ملوک بالا بردن مقام و برگزیدن دوستان و خشم گرفتن دشمنان 31- و ما از آن طبقه نیستیم که این درجات رامرشح توانیم بود و در طلب آن قدم توانیم گذارد ` و ما از آن گروهی نیستیم که خودمان را آماده چنین مقام های کنیم و بتوانیم به آن برسیم 32- مراتب میان اصحاب مروت و ارباب همت مشترک و متنازع است ` این سخنان بین جوانان و انسانها با همت مشترک و مختلف نقل شده 33- هر که نفس شریف دارد خویشتن را از محل و ضیع به منزلت رفیع می رساند ` هر کسی نفس و شریف دارد خودش را از محل پست به مقام بالا می رساند 34- عقل سخیف است از درجت عالی به رقبت خامل گراید ` کم عقل است از مقام بالا به مقام بی ارزش و پست می رسد 35- عرضه کنم ` نشان کنم 36- که تردد و تحیر بدو را ه یافته است ` دو دلی و سر گردانی بدو راه یافته است 37- تفرجی حاصل آید ` آسایش حاصل آید 39- چگونه قربت و مکانت جویی ` چگونه نزدیکی و مقام جویی 40- فراست خویش ` زیرکی خویش 41- مباشرت کار بزرگ و حمل بار گران او را رنجور نگرداند ` اقدام کار بزرگ و تحمل بارگردان او را رنجور نگرداند 42- مقرون گرداناد` همراه کنند 43- کجا می باشی ` کجایی 44- مقیم شده ام ` اقامت کنم 45- کفایت کنم ` انجام می دهم 46- خامل منزلت و بسیار خصم باشد ` پست و بی ارزش و بسیار دشمن باشم 47- چنان که فروغ آتش اگر چه فروزنده خواهد که پست سوزد به ارتفاع گراید ` شعله های آتش اگر چه روشن کننده ی آن می خواهد بسیار شعله ور نشود ولی آتش به زات خود شعله ورت می شود 48- بر کافه ی خدم و حشم ملک که آن چه ایشان را فراز آید تا نصیحت باز نمایند ` بر همه ی خدمتکاران پادشاه که آن چه برای آن ها پیش می آید از نصیحت باز نمایند 49- با او الفی تمام گرفت ` با او دوستی تمام گرفت 50- اتباع خویش را نیکو نشناسد ` اطرافیان خویش را نیکو نشناسد 51- جای ببرد ` ترساند 52- که عنان تمالک و تماسک از دست او بشد ` که او اختیار خودش را از دست داد 53- مقام صواب نباشد ` ماندن درست نیست 54- دمنه با او وثیقتی کرد ` دمنه با او عهد کرد 55- از شفقت و اکرام و مبرت و انعام مانصیبی تمام یاوی ` از مهربانی و اکرام و نیکی و نعمت ها ما بهره مند شویم 56- در اعزاز و ملاطفت اطناب و مبالغت نمود` درعزیز داشتن و مهربانی زیادروی نمود 57- چه ترحیب می نماید ` چه نزدیکی می نماید 58- تا قربت و مکانت یافت ` تامقام یافت 59- می اندیشم که به لطایف حیل بکوشم تا او را درگردانم ` تلاش می کنم که با حیله های زیرکانه او را منصرف کنم 60- وجهی دارد ` خوب است 61- و اگر مضرتی بدو پیوندد ` و اگر ضرری به شیر برسد 62- زینهار تا آسیب بر آن نزنی ` مواظب باش که آسیبی به گاو نرسانی 63- چون دژمی ` چون ناراحت 64- در حال فراغ خلوتی راست آید ` مهرمانه این موضوع را بگویم 65- مهمات تاخیر بر ندارد ` کارهای مهم دیر نشود 66- خردمند مقبل کار امروز به فردا نیفگند ` خردمندخوشبخت کار امروز به فردا نیفگند 67- گزارد حق ` به جای آوردن حق 68- وفور امانت تو مقرر است ` زیادی امانت تو مشخص است 69- نوعی استمالت نمود ` نوعی دل جویی نموده 70- رای و مکیرت او برانست ` نکر و اندیشه زیرکی او را فهمیدم 71- در هر یک خللی تمام و ضعفی شایع دیدم ` خیلی ضعیف و ناتمام 72- افراط نمود ` زیاده روی کرد 73- تا هوای عصیان از سر او باد خانه ای ساخت ` تا خیال های بیهوده بر سرش زد 74- دمدمه ی دمنه در شیر اثر کرد ` وسوسه دمنه در شیر اثر کرد 75- چون خوره در دندان جای گرفت ` چون درد در دندان جای گرفت 76- مگر به قلع ` مگر بیرون آوردن 77- آن چه تازه است ` آن چه تازه اتفاق افتاده است 78- من کاره شده ام مجاورت گاورا ` من از نزدیک شدن به گاو کراهت دارم و این امر را زشت می دانم 79- دمنه از اعزای شیر بپرداخت ` دمنه از تحریک شیر بپر داخت 80- به دم او آتش فتنه از آن جانب بالا گرفت ` به سخنان او آشوب از آن جانب بالا گرفت 81- از مضمون ضمیر او تنسمی کنم ` از دلش باخبر شود 82- شنز به ترحیب تمام نمود ` گاو احوال پرسی تمام نمود 83- سوابق اتحاد ` گذشته دوستی ها 84- مشفق و یار کریم عهد ` دلسوز و یار وفادار 85- وحوش را به گوشت او نیک داشتی خواهم کرد ` با گوشت او برای حیوانات مهمانی و ضیافت خواهم کرد 86- بروجه مسارعت روی به حیلت آری ` بر وجه تند و سریع روی به حیلت آری 87- مگر دفعی دست دهد ` شاید رها شوی 88- عهود و مواثیق شیر پیش خاطر آید ` عهد و پیمان شیر پیش خاطر آید 89- شیر بر من غدر اندیشید ` شیر بر من خیانت اندیشد 90- بر من اغالیده باشند ` بر من شوریده باشند 91- شیر تشمر او مشاهدت کرد ` شیر آمادگی او مشاهدت کرد . 92 - باران دویست ساله هم نمی تواند گرد و غباری که تو بلند کردی بنشاند 93- بنگرای نادان ، در وخامت عواقب حیلت خویش ` به فکر عاقبت حیله خودت باش 94- رنج نفس شیر و سمت نقض عهد ` آزار شیر و علامت پیمان شکنی 95- چون مفاوضت ایشان ` چون نصیحت ایشان 96- چندان عقل و کیاست ` آن همه عقل و زیرکی 97- این کار مصیب ` در این کار درست اندیشیدم 98- توجع و تحسر سود نخواهد داشت ` دردمندی و حصرت سود نخواهد داشت 99- ناکامی و مذلت ` ناکامی و خواری 100- جای ترحم نیست ` جای رحم نیست 101- روزگار انصاف بستد ` روزگار حق کار را گرفت 102- افتدا و زرق او شیر را معلوم گشت ` دروغ و ریاح او شیر را معلوم گشت 103- عواقب مکر و غدر همیشه نا محمود بوده است ` عواقب مکر و خیانت همیشه نا پسند بوده است 104- خواتم و بدسگالی ` عاقبت بد اندیشی
درس نهم چگونگی تصنیف گلستان
گلستان سعدی
گلستان نوشته شاعر و نویسنده پرآوازه ایرانی سعدی شیرازی است. به باور بسیاری، گلستان تاثیرگذارترین کتابِ نثر در ادبیات فارسی میباشدکه در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شدهاست. بیشترِ نوشتههای آن کوتاه و به شیوه داستانها و پندهای اخلاقی است.
زمان نگارش گلستان
سعدی، هنگامِ نگارشِ گلستان را سالِ ۶۵۶ هجری (۱۲۵۸ میلادی) میشمارد.
در آن دوران که ما را وقت خوش بود ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود
هماکنون، بیشترِ گزارهها و ابیاتِ گلستان به شکلِ ضربالمثل به گفتارِ ایرانیان راه یافتهاست؛ همچون: بیار آنچه داری زِ مردیّ و زور.
ساختار کتاب
دیباچه
باب اول - در سیرت پادشاهان
باب دوّم - در اخلاق درویشان
باب سوّم - در فضیلت قناعت
باب چهارم - در فواید خاموشی
باب پنجم - در عشق و جوانی
باب ششم - در ضعف و پیری
باب هفتم - در تأثیر تربیت
باب هشتم - در آداب صحبت
دیباچه
سعدی در دیباچه کتاب، چراییِ نگارشِ آن و زمانِ نگارش را با گفتاری فاخر، شیرین و روان بازگو میکند. وی در دیباچه، کتابِ گلستان را گلستانی راستین میشمارد که سرما و گرمایِ روزگار بر آن تأثیری ندارد و چنین میگوید:
برای نُزهتِ ناظران و فُسحَتِ حاضران، کتابِ گلستانی توانم تَصنیف کردن، که بادِ خزان را بر وَرقِ او دستِ تَطاول نباشد و گردشِ زمان، عیشِ ربیعَش را به طیشِ خَریف مُبَدل نکند.
به چه کار آیدت ز گُل طَبَقی از گلستانِ من بِبر وَرقی
گُل همین پنج روز و شِش باشد وین گلستان همیشه خوش باشد
نمونههایی از نثر گلستان سعدی
منت خدای را، عَزَّ وَ جَلّ، که طاعتش موجبِ قُربت است و به شُکر اندرش مزیدِ نعمت. هر نفَسی که فرومیرود مُمِدّ حیات است و چون برمیآید مفرِّح ذات؛ پس در هر نفَس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شُکری واجب.
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بیفایده کردند؛ یکی آنکه اندوخت و نخورد، و دیگری آنکه آموخت و نکرد.
سه چیز پایدار نمانَد: مالِ بی تجارت و علمِ بی بحث و مُلکِ بی سیاست.
دشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید؛ بدان! مقصود وی جز آن نیست که دشمنی قوی گردد؛ و گفتهاند بر دوستیِ دوستان اعتماد نیست، تا به تملقِ دشمنان چه رسد! و هرکه دشمنِ کوچک را حقیر میدارد، بدان مانَد که آتشِ اندک را مُهمل میگذارد.
متنشناسی
برخی از چاپهای معتبر گلستان عبارت است از تصحیح قریب، تصحیح فروغی، تصحیح یوسفی و تصحیح انوری.
1- سنگ سرا چه ی دل به الماس آب دیده می سفتم :` با ریختن اشک سنگ خانه ی کوچک دلم را صیقل می دادم (با گریه کردن دلم را سبک می کردم)
2- هر لحظه از عمر من سپری می شود و وقتی می بینم که چیزی زیادی نمانده است
3- ای کسی که پنجاه سال از عمرت گذشت و تو در خواب غفلت به سر می بری امید است که این 5 روز باقی مانده را قدر بدانیم
4- آن کسی که بمیرد برای آن آمادگی نباشد شرمنده خواهد بود طبل حرکت ( مرگ ) فرا رسیده است او هنوز بار توشه خود را فراهم نکرده است
5- خواب شیرین صبح سفر انسان پیاده از راه باز می دارد
6- هر کسی به این دنیا آمدو خانه ای نویی برای خود درست کرد بعد از مدتی از دنیا رفت و آن را به دیگری واگذار کرد .
7- آن شخص دیگر هم آرزوهای کوچی به سر داشت در حالی که هیچ کس در این عمارت دنیا تا ابد به سر بنده
8- این دنیا را که مانند رفیق نیمه راهی است دوست نداشته باش زیرا این رفیق فریب کار شایسته ی دوست داشتن نیست .
9- خوب و بد همه با ید بمیرند پس خوش با حال آن کسی که از دیگران به خوبی سبقت بگیرند .
10- عمر مانند برخی در مقابل آفتاب تابستان است اندکی از عمر باقی مانده است در حالی که صاحب آن غافل و مغرور است .
11- ای کسی که با دست خالی به بازار رفته مطمئن هستم که تو دست خالی بر می گردی .
12- هر کس محصول خودش را پیش فروش کند هنگام برداشت محصول به دیگران نیازمند می شود
13- روز دریابی ` درک کنید 14- رحلت `کوچ 15- رحیل ` کوچ 16- سبیل ` راه 17- هوسی` آرزوی کوچ 18- غدار `فریب کار 19- خنک ` خوشا 20- تموز` تابستان 21- غره ` فریب خورده 22- ترسمت پر نیاوری دستار ` مطمئن هستم با دست خالی بر می گردی 23- بعد از تامل این معنی مصلحت آن دیدم که در نشین غدلت نشینم ` بعد از اندیشیدن به این موضوع رسیدیم که گوشه نشینی کنم . 24- دامن از صحبت فراهم چینم ` گوشه نشینی اختیار کنم
25- آن کسی که کرو لال در گوشه ای بنشیند از کسی که مهار زبان خود را در دست ندارد بهتر است .
26- صم بکم ` کرو لال 27- تایکی از دوستان که در کجاوه انیس من بودی ` تایکی از دوستان که در محمل هم نشین و هم صحبت من بود 28- حجره جلیس به رسم قدیم از در در آمد ` حجره دوست به رسم قدیم وارد شد 29- چندان که نشاط ملاعبت کرد ` چندان که نشاط شوخی کرد 30- بساط مداعبت گسترد جوابش نگفتم ` هر قدر زمینه شوخی و خنده را فراهم کرد به او پاسخی ندادم
31- و از سر زانوی تعبد بر نگرفتم ` و از سر زانوی عبادت بر نگرفتم 32- اکنون قدرت حرف زدن دادی با خوبی خوش سخن بگو 33- زیرا وقتی فردا عجل برسد مجبوری که ساکت و خاموش بمانی 34- زبان درکشی ` خاموش شدن 35- از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید ` تایکی از نزدیکان بر حسب اتفاق او را ماجرا مطلع گردانید 36- نیت جزم که بقبت عمر معتکف نشیند ` بقیه ی عمر خود را گوشه نشینی کند 37- سر خویش گیر ` دنبال کار خود رفتن 38- راه مجانبت پیش ` راه دوری پیش 39- به عذت عظیم ` قسم به بزرگی خداوند 40- عادت مالوف ` عادت همیشگی 41- آزردن دوستان جهل است ` آزردن دوستان نادانی است 42- کفارت یمین سهل و خلاف راه صواب است ` کفاره قسم شکستن آسان و خلاف راه صواب است 43- نقض رای اولو الالباب : ذوالفقار علی درنیام و زبان سعدی درکام ` اندیشه ی خردمندان است که شمشیر علی (ع) در غلاف بماند و زبان سعدی در دهان آرام بگیرد
44- ای خردمند زبان در دهان چه حکمی دارد زبان مانند کلیدی برای گنجینه ی هنرمند است .
45- وقتی زبان به سخن درنیاید چه کسی می داند که انسان طلا فروش ( باارزش ) است یا خورده فروشی ( بی ارزش ) است .
46- اگر چه در نزد انسانهای خردمند سکوت نشانه ی ادب است ولی بهتر است که انسان به هنگام نیاز سخن بگوید .
47- دو چیز نشانه سبکی عقل است یک سخن نگفتن به هنگام ضرورت و دوم سخن گفتن به هنگامی که ساکت باشی
48- پیله ور `خرده فروش 49- دو چیز طیره ی عقل است ` دو چیز سبکی عقل است 50- فی الجمله زبان از مکالمه ی او در کشیدن قوت نداشتم ` در هر حال زبان از مکالمه ی او در کشیدن قوت نداشتم 51- محادثه ی ` با یکدیگر سخن گفتن 52- یار موافق بود و ارادت صادق ` دوستی یک دل به من ارادت پاکی داشت . 53- وقتی که می خواهی با کسی به جنگی با کسی به جنگ که یا چاره ای برای او داشته باشی یا بتوانی فرار کنی 54- گزیرت بود ` چاره بود 55- تفرج کنان بیرون رفتیم : در فصل ربیعی که صولت برد آرمیده بود و اوان دولت ورد رسیده بود ` گردش کنان بیرون رفتیم : در فصل بهار که حمله سرما آرمیده بود و هنگام دوران حکومت رسیده بود
56- اول اردیبهشت ماه از روی تقویم جلالی که بلبل ها از روی منبر شاخه های درخت آوازخوانی می کردند . 57- بر روی گل سرخ مرواریدی از شبنم نشسته است مانند قطره ی غرقی که برروی چهره ی یک زیبا روی خشمگین نشسته باشد .
58- ماه جلالی ` گل سرخ 59- منابر قضبان ` منبر شاخه ی درخت 60- لالی ` مروارید 61- بر عذار شاهد غضبان ` بر چهره زیبا و خشمگین 62- شب را به بوستان یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد ` به هنگام شب در باغ بوستان یکی از دوستان شب را بر صبح رساندیم 63- گفتی که خرده ی مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تاکش در آویخته ` انگار که شیشه های رنگی بر خاکش ریخته بودند و خوشه های انگور همانند ستارگان پروین از درختان انگور آن آویخته باشد
64- بوستانی که آب جویبارش خوش گوار و درختستانی که آوای پرندگانش خوش و آهنگین بود
65- آن باغ پر از گلها رنگارنگ بود و درختان پر از میوه های گوناگون بودند
66- و باد زیر سایه های درختان آن خرش رنگارنگی گسترده بود .
67- سلسال ` آب گوارا 68- بوقلمون ` رنگارنگ 69` دیرمش دامنی گل و ریحان و سنبل در ضمیران فراهم آورده و آهنگ رجوع کرده ` دیرمش یک بقل گل و گیاهان خوشبو و سنبل و ریحان دشتی جمع کرده و قصد بازگشت کرد 70- گفتم : گل بستان را چنان که دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد ` همانطور که می دانی گل زیاد پایدار نیست و باغ گلستان به عهد سرسبز بودن خود وفادار نیست 71- هر چه نپاید دلبستگی را نشاید ` هر چیزی که جاودانه و پایدار نیست شایسته دوست داشتن نیست 72- برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستانی توانم تصنیف کرد ` برای خوشحالی و خرمی بینندگان و آسودگی خاطر حاضران می توانم کتاب گلستانی بنویسم 73- که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیع آن را به طیش خریف مبدل نکند `که باد پاییزی نتواند وراق آن را نابود کند و گذر زمان نتواند خوش بهار آن را به خشم پاییز تبدیل کند
74- این طبق پر از گل به چه دردت می خورد بیا و از یک ورق از کتاب گلستان من همراه داشته باش
75- عمر گل بسیار کوتاه اس در حالی که این کتاب گلستان من همیشه خوش و خرم خواهد بود
76- « الکریم اذا وعد و فی » ` جوان مرد وقتی وعده دهد وفا کند 77- فصلی در همان روز اتفاق بیا من افتاد ` در همان روز پاک نویس کردن یک فصل از گلستان میسر شد 78- در لباسی که متکلمان را به کار آید و مترسلان را بلاغت بیفزاید ` به شیوه ی که به درد سخن وران بخورد و بلاغت شیوای بیفزاید .
درس دهم در سبب عید نوروز
1- عید نوروز از اجله و اقدام اعیاد ملی روی زمین است ` عید نوروز از بزرگ ترین و قدیمی ترین اعیاد روی زمین است 2- رسوخ ` نفوذ 3- مرتسم داشت ` ترسیم کرد 4- صفای قلوب مکدره است ` پاکی قلبها تیر و تار است 5- د تالار بزرگی به تخت مرصع جلوس نموده بود ` در تالار بزرگی به تخت پر از طلا و جواهر جلوس نموده بود 6- از ایام عتیق یادگار مانده و دیگر موسمی است ` از ایام گذشته یادگار مانده و دیگر زمانی است .
درس یازدهم معنی شعر دانش دبیری و شاعری
1- روزگار را سرزنش نکن و این خیره سری را از سرت بیرون کن
2- روزگار را گناه کارندان و شایسته نیست انسان دانا عوامل غیر محسر را کوشش کند.
3- تا زمانی که جهان ظلم ستم بیشیه می کند تو را صبر پیشه ی خود کن
4- هم اکنون این طرز فکر غلط کنار بگذار این قضاوت را به فردا واگذار نکن
5- وقتی خودت سرنوشتت را خراب می کنی از روزگار انتظار خوشبختی نداشته باش
6- اگر تو از آموختن سر پیچی کنی هیچ وقت با مقام منزلت بالا نخواهی رسید
7- چوب درختان بی ثمر را می سوزانند زیرا برای بی ثمری همین عمل شایسته است
8- با فرا گرفتن علم دانش مقام تو را از آسمان فراتر می رود و آن را به فرمان خود درخواهی آورد
9- مواظب باش بی جهت نویسندگی و شاعری را دانش به حساب نیاورد
10- بله نویسندگی و شاعری هر دو نوعی سخن است اما هیچ شباهتی به سخنان پیامبر وحی ندارد
11- اگر تو حرفه ی شاعری را بیش گرفتی کسی دیگر هم نوازندگی و خوانندگی پیشه خود قرار گرفته است
12- در جایی که مطربان و نوازنندگان می نشینند تو سرپا هستی ( ارزش مطربان از تو بیش تر است) پس شایسته زبان گستاخی را کوتاه کنی .
13- چهره ی همچون ماه و گیسوان خوش بو را به شمشاد لاله تشبیه کنی و آنها را توصیف کنی
14- با وجود زهد و عمار و ابوذر شایسته است که عنصری محمود غزنوی را ستایش کند
15- من کسی هستم که مروارید پر از ارزش سخن فارسی را دریای صاحبان قدرت ( خوکان ) قربانی نمی کنم .
درس دوازدهم معنی شعر بیدار و پنهان
1- خوشبحال دردی که درمانش تو باشی و خوش به جان آن شی پایان راه تو باشی
2- خوشبحال آن چشمی که چهره ی زیبای تو را ببیند و خوشحال آن سرزمین به پادشاه تو باشی
3- خوشبحال آن جان دلی که به تو معشوق آن هستی
4- شادی شادابی و کامرانی روزگارخوش آن کسی دارد که تو را بخواهد
5- خوشبحال آن دل امید واری که به امید لطف و محبت تو دل بسته است
6- در آن خانه ای که تو مهمان آن هستی همیشه شادی و خواهد بود
7- گل و گلزار برای کسی خوشایند خواهد بود که تو باغ گلستان او باشی
8- آن کسی که تو نکهبانش هستی دیگر ترسی ندارد
9- عراقی همیشه خواهان درداست فقط به این امید که تو درمان درد باشی
درس دوازدهم معنی شعر الفت موج
1- نه تنها معشوق از من می گریزد بلکه خار بیابان نیز از من دوری بر می گزیند فقط خار است که مرا به طرف خودش رها شد
2- تو به معشوق با من مانند دوستی موج با ساحل است لحظه ای در کنار ساحل و لحظه ای دور از ساحل است
3- اگر من همچون مورچه ای نا توان ضعف هستم و کاین قدرت توانایی دارم که سرزمین سلیمان مال من بود آن را ببخشم .
4- با هر شیوه ای چه با سخن گفتن چه با سکوت چه با لبخند چه با یک نگاه به راحتی می توان دل مرا بدست آورد
5- من مانند قمری ریخته بالی هستم پس به کسی پناه ببرم تا کی می خواهی معشوق تا کی می خواهی از من روی برگردان
6- ای کلیم این همه بیهوده اشک نریز گرد و غبار غم راحتی به طوفان اشک نمی توان شست
درس سیزدهم معنی شعر از درد سخن گفتن
1- برگرد زیرا که چهره ی من از دوری تو مثل برگ پاییز زرد شده است !
2- هر وقت تو را یاد می کنم آه سردی می کشم !
3- من به خاطر نیاز درونی خود روی آوردم!
4- و اگر تو را به زحمت افکند ه ام به خاطر درد عشق است !
5- تنها کسی که راه عشق را می پیماید اشک سرخ من است !
6- در میدان اندیشه ی فکر من فریادها نبردهای خونی وجود دارد !
7- تنها کسی به من وفادار مانده است درد است و فقط درد می داند که من چه کسی هستم !
8- بدترین درد دردی است که انسان با کسی دردی ندارد که اصلاً دردی نکشیده است !
9- به جهت دوری از تو خون در دل من موج می زند و چهره ی من زرد شده است( از دوری تو غمگینم ناتوان شدم !)
10- نشانه های رهگذران عاشق را می توان در صحرا ( گلها و لاله ها ) دید !
11- یا غنچه ی گل سرخ از خاک بیرون زده است نشانه ی خون شهید است !
درس سیزدهم هم معنی شعر راز رشید
1-ای عباس نام تو نیز مانند ماه آسمان مشهور است ( لقب بنی هاشم )
2-عهد پیمان تو با امام حسین مانند آیه های جهاد قرآن که جز (محکمات است ) محکم استوار است .
3-تو انسان شجاعی هستی که فرات می خواست به تو برسد و تو آب را پس زدی و لحظاتی بعد با قطعه قطعه شدن حقیقت وجودیت و راز دلت آشکار شد .
4-باد بوی شهادت را به خیمه ها برد .
5-انتظار کودکان تشنه ی آب برای نوشیدن آب بیشتر شد .
6-وبا شهادت تو گویی امام حسین دیگر توان بر رمقی ندارد ( از خبر شهادت تو کمرش شکست ) .