نحوه پیشگیری از حوادث و رعایت نکات ایمنی و بهداشت محیط کار :
عللحوادث
عللحوادثبرچندنوعاستوآنهارامىتوانبهدوگروهعمدهتقسيمنمود:
عللانسانى
بسيارىازمصنفانعواملانسانىرادرايجادحادثهمهمترازعواملزيستمحيطىبهشمارمىآورند. عواملانسانىموجب۸۵درصدهمهٔحوادثشناختهمىشوند. اينعواملعبارتنداز:
۱. عواملبدنىکارگر: ممکناستتوانايىبدنىکارگربراىانجامکارموردنيازکافىنباشد،مثلاًتيزبيني،ياميزانشنوايىاوممکناستناقصباشد.
۲. عواملفيزيولوژيک:
- جنس: مطالعاتنشاندادهکهزناندرمشاغلقابلمقايسهبسيارکمترازمردانحادثهمىآفرينند،دريکبررسىکهدرکلکتهٔهندوستانانجامشدهايننسبتدرحوادثگزارششدهپنجبهبيستوچهاربودهاست.
- سن: هرچهشخصجوانترباشدبيشازديگراندرايجادحادثهدخيلاست. سنينخيلىبالاهمدوبارهمستعدبهايجادحادثهمىشوند.
- زمان: درآغازروزحوادثکمترهستندوباافزايشخستگىکارگرانحوادثهمافزايشمىيابند.
- تجربه: نزديکبهپنجاهدرصدکارگرانىکهايجادحادثهکردهانددرششماهاولاشتغال،بيستوسهدرصددرششماهدومبودهاندوتنهاسه درصددرششماهههاىبعددربعضىصنايعبودهاندوازاينروتجربهدربروزحادثهيکعاملمهمبهشمارمىرود.
- ساعاتکار: هرگاهميزانساعاتکارروزانهياهفتگىافزايشيابدبروزحادثههمافزايشمىيابد.
۳. عواملروانشناختي: اينعواملعبارتندازعواملروانىمؤثردرايجادحادثهتوسطشخص،شاملبىدقتي،بىتوجهي،غرورزياد،کندىکارمغز،ناداني،بىتجربگي،فشارعاطفىاستعدادايجادحادثهبهنظرمىآيدکهعواملروانشناختىازعواملفيزيولوژيکمهمترباشند.
عللزيستمحيطى
ازعللزيستمحيطىمؤثردربروزحادثهمىتوانعواملذيلرانامبرد: گرما،کمبودنروشنايي،رطوبت،سروصدا،ونامطمئنبودنماشينها،عللىکهمستقيمبهخرابىماشينهامربوطمىشونددهتابيستدرصدهمهٔحوادثهستند.
پيشگيرى
پيشگيرىازحادثهيکموضوعجالباست. مطالعاتنشاندادهکهنودوهشتدرصدحوادثرامىتوانپيشگيرىنمود. اصولپيشگيرىعبارتنداز:
۱. معاينهٔقبلازبهکارگماردنبهاندازهٔکافى
۲. آموزششغلىکافى
۳. آموزشمداوم
۴. اطمينانازبىخطربودنمحيطکار
۵. تأسيسبخشايمنىدرسازمانيامهندسىايمنىصلاحيتدار
۶. بررسىهاىدورهاىبراىيافتنخطرات
۷. گزارشدهىدقيقونگاهدارىگزارشهاونوشتهها.
بهداشتروانیمحیطكار
دنیایامروزاسترسهایمختلفیداردكهبعضیازایناسترسهامختصمحیطكاراست.
نزاعبایكهمكار،محرومشدنازپاداش،دیررسیدنبهسركاروفشارهیأتمدیرهیارؤسایسازمانبهمدیررامیتواننمونههاییازاسترسهایمحیطكارنامید. مدیرانبرایاینكهبهداشتروانیمحیطكارراتأمینكنندبایدبامفاهیماساسیبهداشتروانیآشناشوند. مدیرانبایدتوجهداشتهباشندكهمدیریتاثربخشنیزبدونتوجهواعتمادبهسلامتروانیكاركنانحاصلنمیشودوبرایرسیدنبهاینمهمبایداصولبهداشتروانیدرسازمانرارعایتنمایند.مطلبذیلبهموضوعفوقمیپردازد.
اصولبهداشتروانیدرسازمان
۱- ایجادجوصمیمیت،همدلی،صداقت،همكاریواحتراممتقابلدرمیانكاركنانسازمان.
۲- پرهیزازاعمالروشهایمبتنیبرزورواجباردرمحیطسازمان.
۳- شناساییاستعدادهایبالقوهكاركنانتحتنظارتسازمانوفراهمساختنرشدوشكوفاییایناستعداددرحدتوانوامكاناتسازمان.
۴- پرهیزازقضاوتهایكوركورانهومبتنیبرپیشداوریدرموردكارورفتاركاركنانسازمان.استرسونگرانیهایافرادنسبتبهكار،خانوادهونگرانیهایمادرانكارمندنسبتبهوضعكودكانخود،وضعاقتصادی،انتظاراتسازمانازكارمندانو... همگیسببمیشودكهفردازلحظهبیداریبامدادتاهنگامآرمیدنشامگاههموارهدچارهیجانها،تنشها،نگرانیهاوامیدهایگوناگونیباشدكهگاهباظرفیتبدنی،عصبیوروانیویمتناسبنیستوافرادوسازمانرادچارمشكلمیكند.اگرسازمانبهسطحتولیدمناسببرسداماكاركنانسازمانافرادعصبی،افسرده،ناراحتوپرخاشگردرانتظارفرصتیتاپریشانیهایروانیخودراباكمكاری،ترورشخصیتیكدیگر،غیبت،شایعهپراكنیوایجادسوانحوحوادثوبهشیوهایمخربنشاندهنددراینصورتآیامیتوانچنینجامعهایراسالمیاموفقدانست؟شكینیستكهپاسخبهاینسؤالمنفیاستبنابراینمیتوانگفتنقشووظیفهدیگرهرمدیرلایق،دورنگروكاردان،تأمینبهداشتروانیكاركنانسازماناست.
بهداشتروانیبهسهقسمتتعریفمیشود:
۱- نگرانیهایمربوطبهخود،۲- نگرشهایمربوطبهدیگران،۳- نگرشهایمربوطبهزندگی.
نشانههاییوجودداردكهماراازدشواریهایروانی،بهویژهدرخودفرورفتن،پرخاشگری،خودمداری،بیاعتمادیشدید،احساسناتوانیووابستگیمطلعسازد. بهعلاوهبرایداشتنبهداشتروانیخوبشرایطیوجودداردكهعبارتنداز: روبهروشدنباواقعیت،كمتوقعبودن،دشمنینكردنبادیگرانوكمكرسانیبهمردم.
تعریفبهداشتروانیدرمحیطكار
بهداشتروانیدرمحیطكاریعنیمقاومتدرمقابلپیدایشپریشانیهایروانیواختلالاترفتاریدركاركنانسازمانوسالمسازیفضایروانیكاربهنحویكههدفهایچندگانهزیرتأمینشود:
۱- هیچیكازكاركنانسازمانبهدلیلعواملموجوددرسازمانگرفتاراختلالروانینشوند.
۲- هریكازكاركنانازاینكهدرسازمانمحلكارخودبهفعالیتاشتغالدارنداحساسرضایتكنندوعلاقهمندبهادامهكاردرآنسازمانباشند.
۳- هریكازكاركنانسازماننسبتبهخود،رؤسا،همكارانخودوبهطوركلینسبتبهجهاناطرافخودوخصوصاًنسبتبهجایگاهخوددرسازماناحساسمثبتیداشتهباشند.
۴- همهكاركنانسازمانقادربهایجادروابطمطلوببامحیطكاروعواملموجوددرآنباشند.
اصولبهداشتروانیدرسازمان
۱- ایجادشرایطیكهكاركنانسازمانبااعتقادقلبیوباصمیمیتبرایخودوهمكارانخویشاحترامقائلباشند.
۲- پرهیزازاعمالروشهایمبتنیبرزورواجباردرمحیطكار
۳- شناساییاستعدادهایبالقوهكاركنانتحتنظارتوسپسفراهمساختنشرایطلازمبرایرشدوشكوفاییایناستعدادتوسطمدیرانسازمان.
۴- شناساییدلایلواقعیكمكاری،غیبتازكار،بیحوصلگیوبیعلاقگیبهكار،كمتوجهیوبیدقتیكاركنانتوسطمدیروپرهیزازقضاوتهایكوركورانهومبتنیبرپیشداورینسبتبهاساسرفتارانسان.
۵- آشناساختنكاركنانباواقعیتهایمحیطكاروحذفآندستهازمعیارهاوعواملسازمانیكهازلحاظاخلاقی،انسانیوفرهنگسازمانیصحیحتلقینمیشود. بنابراینمدیرانبایدتلاشكنندتامحیطكاربرایكاركناناضطرابآورنباشدوكارمنداناحساسامنیتشغلیكنندوباشادیونشاطوشوقوانگیزهبهدورازهرگونهخشمودرگیریبیهودهبهوظایفخودعملنمایند.
عواملتشكیلدهندهمحیطكار
۱- عواملفیزیكی،دراینبخشجنبههایفیزیكیمحیطكارموردبحثقرارنمیگیرد. ۲- عواملانسانی
الف- شخصیتورفتاردرسازمان: شخصیتازعناصرمتعددیتشكیلمیشودكهرفتارهایانسانیمحصولشخصیتانساناستوصفاتشخصیتیبررفتاراثرمیگذارد.
دراینجاصفاتیكهرفتارسازمانیراتحتتأثیرمیگذاردعبارتنداز:
۱- عزتنفس: عزتنفسیعنینظرشخصدربارهخود،ایننظرازطریقارزشیابیهرشخصیازرفتارها،ظاهر،هوش،موقعیتاجتماعیخودوازطریقارزشیابیدیگرانازخوددراورشدمییابدوبرنوعكارنیزاثردارد .مثلاًكسیكهعزتنفسبالاییدارد،دركارزیادخطرمیكندوبهدنبالكارهایسطحبالامیرودوكارهاییراجستجومیكندكهنیازبهرقابتهایزیادیدارد. بهانتقاد،حساسیتزیادینشانمیدهدوهدفهایزیادیداردوبرایرسیدنبهآنهاتلاشهایطاقتفرساانجاممیدهد. بنابراینیكمدیرسازمانبایدبرایكاركنانخودرقابتهاییبهوجودآوردكهآنهابتوانندموفقیتهاییبهدستآورندوازاینطریقعزتنفسخودرارشددهندواحساسنمایندبرایكارهایبالاترشایستگیدارند.
اصولپیشگیریازحملاتقلبی
انتخابغذاهایسالمدرسلامتاینافرادبسیارمهماست. بایدرژیمیرابرایخوددرنظربگیریدكهبتوانیدبهطورروزمرهازآناستفادهكنید،مثلاشمابایدنمكغذایخودرامحدودكنیدوازغذاهایكمچرباستفادهكنید.
انتخابغذاهایسالمدرسلامتاینافرادبسیارمهماست. بایدرژیمیرابرایخوددرنظربگیریدكهبتوانیدبهطورروزمرهازآناستفادهكنید،مثلاشمابایدنمكغذایخودرامحدودكنیدوازغذاهایكمچرباستفادهكنید.
اگرشماپیشازاینسابقهحملهقلبیداشتهاید،بهتراستیادبگیریدكهچگونهازبروزحملاتقلبیدرآیندهجلوگیریكنید. برایشروعبهتراستازبعضیموارددرمانیووضعیتجسمانیخودآگاهیداشتهباشیدوسوالاتیازتیمومتخصصانمسوولدرمانبیماریخودبپرسید. مواردكلیدیكهشمابایدبدانیدعبارتنداز:
▪ ورزش:
بعضیازبیمارانیكهحملهقلبیداشتهاندازاینكهیكزندگیفعالداشتهباشند،میترسند. اینافرادازاینكهدرنتیجهفعالیتدچارحملهقلبیمجددشوند،بهشدتواهمهدارنداماواقعیتایناستكهاینافرادباتاییدپزشكمیتوانندباورزشبهشدتبهسلامتخودكمككنند. چونورزشموجبافزایشانرژی،كاهشفشارخونوتقویتعضلاتآنهامیشود. همچنیناسترسافرادراكمكردهواعتمادبهنفسآنهارابالامیبرد. پسازپزشكخوددربارهوضعیتجسمانیخودوامكانانجامورزشسوالكنید.
رژیمغذایی:
انتخابغذاهایسالمدرسلامتاینافرادبسیارمهماست. بایدرژیمیرابرایخوددرنظربگیریدكهبتوانیدبهطورروزمرهازآناستفادهكنید،مثلاشمابایدنمكغذایخودرامحدودكنیدوازغذاهایكمچرباستفادهكنید.
رژیمدارویی:
باراهنمایییكمتخصصقلبمیتوانیدازداروهایبلوككنندهگیرندهبتااستفادهكنید. بنابرایندربارهداروهایخودازپزشكسوالكنیدومطمئنشویدداروهایمصرفیشمادرستاست
. درمانصحیح
باپزشكخوددربارهدرمانخودصحبتكنید. اگرشماازیكحملهقلبینجاتپیداكردیدبایدیكسریازداروهارابرایكاهشاحتمالحملاتبعدیاستفادهكنید. درزیرفهرستبعضیازاینداروهاآمدهاست.
بلوككنندههایگیرندهبتا:
اینداروهاموجبكاهشضربانقلبمیشودوپمپاژقلبهمبهوسیلهاینداروهابانیرویكمتریصورتمیگیرد. درنتیجهپمپاژخونبهوسیلهقلبراحتترصورتمیگیرد. همچنیناینداروهاموجبمیشودكهقلبمنظمبتپد. بعضیازداروهادراینگروهموجبكاهشبروزخطراتبعدیدرفردیمیشوندكهقبلاسابقهحملهقلبیداشتهاست.
آسپرین:
آسپرینموجبجلوگیریازعودحملهسكته،دردهاوحملاتقلبیمیشود.
استاتینها:
اینداروهادرافرادیكهكلسترولیاچربیخونبالادارندبهكارمیروند. اگرمیزانچربیخونشماازآنچهموردنظرپزشكاستبالاترباشدایندارورابخورید. سطحكلسترولدریكبیمارقلبیبستگیبهوضعیتاوداردوبرایهمهافرادیكعددثابتنیست. شمامیتوانیدمیزانمناسبآنرادرخودتانازپزشكتانجویاشوید.
مهاركنندههایآنزیم ACE:
اینداروهاازپیشرفتضعفعضلانیقلبمیكاهندزیراكارقلبراكممیكنند. اینداروهاموجبگشادشدنبعضیازعروقدربدنمیشوندوازفشاراعمالشدهبرقلبمیكاهند. همچنینازآزادشدنبعضیموادكهموجبكارسختقلبمیشودجلوگیریمیكنندالبتهایندارو،كاربردهایدیگرهمدارد.
آتشسوزى
درهنگامروبهروشدنباآتشسوزىسرعتتفکروروشنبينىبراىنجاتجانخودومصدومهاىاحتمالي،کاملاًحياتىاست. آتشخيلىسريعانتشارمىيابد. بنابراينبلافاصلهآتشنشانىوسرويساورژانسراخبرکنيدوتاآنجاکهمىتوانيداطلاعاتکاملىدرموردبروزحادثهبهآنهابدهيد. سپسکوششکنيدکهتمامافرادراازساختمانبيرونببريدومطمئنشويدکهتمامدرهابستهاست. بهخاطرداشتهباشيدکهنبايدکوششکنيدکهآتشراخاموشکنيد. مگرآنکهقبلاًآتشنشانىواورژانسراخبرکردهباشيدومطمئنشويدکهخودشمادرمعرضخطرنيستيد.
مبلمانهاىجديداغلبداراىموادترکيبىخاصىهستندکهدرهنگامسوختنممکناستدودسمىازخودمتصاعدکنند. بنابراينهيچوقتواردساختمانآتشگرفتهکهاحتمالدودسمىدرآنهستنشويدمگرآنکهمجهزبهماسکتنفسباشيدوبهکاربردآنعادتکردهباشيد. اگربههردليلىناچارشديدکهوارداطاقپرازدودشويداولمطمئنشويدکهخودرابهخطرنمىاندازيدوسپسروشىراکهدرمبحثنجاتيکمصدومازاطاقگفتهشدهدنبالنمائيد.
اگردريکساختمانآتشگرفتهگيرافتاديدبهترينکارايناستکهبهاطاقىکهداراىپنجرهاستپناهببريدودرراببنديد. يکپتويافرشيامانندآنراکيپزيردربگذاريدتادودوارداطاقنشودوازپنجرهتقاضاىکمککنيد.
- توجه:
تماممواردبالابراىحوادثىکهدرآننشتگازدرکاراستنيزمصداقدارد.
- نجاتيکمصدومازاطاقپرازدودياگاز:
۱. بررسىکنيدومطمئنشويدکهخودرابهخطرنمىاندازيد.
۲. يکطنابنجاتبهکمرخودببنديدوطنابرابهدستيکىازحاضرينبدهيد.
۳. بينخودوآنفرديکسيستمازنشانههاىقراردادىبرقرارکنيدتازمانىکهعلامتداديدشمارابکشد. بهترينروشايناستکهطنابرابهصورتدائمدرحالتکشيدهنگهداريدودرهنگامخطرآنراشلکنيدتافردمتوجهخطربشودوشمارابکشد.
- توجه:
بستندستمالتربهدوردهانوبينىباعثمحافظتشمادربرابرگازيادودهاىسمىنخواهدشد.
۴. باچسباندنپشتدستخودبهدرباطاقآتشگرفتهوقراردادندستخوددرزيردرب(جائىکههوابيرونمىآيد)حرارتاطاقرابسنجيد. اگرهرکدامداغبودندواردنشويد.
۵. اگرداغنبودندقبلازورودبهاطاقچندنفسعميقبکشيدتاخونشماپرازاکسيژنبشودوسپسباشانهخودازپهلوبهدربضربهبزنيدوآنرابازکنيدودرهمينحالصورتخودرابرگردانيد. اطاقممکناستپرازهواىسوختهٔفشردهباشدکهممکناستهرآنمنفجرشود.
اگردودکاملاًمتراکماستکفزمينسينهخيزبرويد. چونباتوجهبهاينکههواىداغبهبالامىرودممکناستلايهاىازهواىتميزکفاطاقوجودداشتهباشد.
۶. مصدومرابگيريدوباتوجهبهرعايتتمامجنبههاىايمنىباسرعتهرچهتمامتراورابکشيد،لباسسوختهرابااستفادهازپتو،گليمياکتخاموشکنيد.
۷. اگرمصدومهوشياراستکاملاًازاومراقبتکنيدچونممکناستبراثرنيمسوزشدناشياءداخلاطاقگازمنواکسيدکربندرهواىاطاقپراکندهشدهباشدواينامرروىهوشيارىمصدومبهتدريجتأثيرمىگذارد.
۸. اگرتنفسمصدومقطعشد،تنفسمصنوعىرابلافاصلهشروعکنيد.
۹. مصدومرابهبيمارستانبرسانيد.
اگرمصدومدريکپارکينگبستهکهماشينىباموتورروشندرآنقرارداردگيرافتادهباشددرپارکينگرابازکنيدتادودازپارکينگخارجشدهوهواىتازهبهاندازهکافىواردآنشود. نبايدکوششکنيدکهواردچنينمحلهائىشويدمگرآنکهمطمئنشويدکهخطرىجانخودشماراتهديدنخواهدکرد.
عوامل تهدید کننده نیروی کار در محیط کار
حادثه ناشی از کار:
در کتب لغت معمولا حادثه به معنای رویداد ، واقعه و یا پیش آمد نوشته شده و بیشتر منظور عمل و یا اتفاق ناخوشایند و خارج از نظم می باشد که ممکن است خسارت مالی و یا جانی در بر داشته باشد . بنا بر عقیده برخی ، حادثه اتفاقی است پیش بینی نشده و ناگهانی که بدون مداخله خود شخص ، بر اثر یک نیروی خارجی بوجود می آید و یا به عبارت دیگر آنچه انسان را ناخواسته از مسیر زندگی طبیعی منحرف سازد و برای او ایجاد ناراحتی جسمی و روانی و یا خسارت مالی نماید ، حادثه نامیده می شود .
اهمیت حوادث ناشی از کار:
همه ساله در جهان دهها میلیون کارگر ، قربانی حوادث می شوند که منجر به کشته شدن و یا از کار افتادگی تعداد کثیری از آنها می گردد . بر طبق آمار منتشر شده در کشورهای پیشرفته صنعتی ، سالانه از هر ده نفر کارگر یکی دچار سانحه می شود و در نتیجه اینگونه سوانح ، پنج در صد روزهای کار می به هدر می رود . از این رو حوادث ناشی از کار از سویی سبب ناراحتی فرد کارگر و یا افراد خانواده اش می شود و از سوی دیگر سبب از بین رفتن سرمایه و تزلزل بنیان اقتصادی جامعه می گردد . لذا اینگونه حوادث از دیدگاههای زیر دارای اهمیت شایان توجهی می باشند.
1- از نظر انسانی 2- از نظر اجتماعی 3- از نظر اقتصادی
از نظر انسانی :
هر گونه حوادث ناشی ازکار ، ( ولو جرئی) ، سبب درد و ناراحتی شخص کارگر و افراد خانواده اش می شود و در صورتی که حادثه شدید باشد و منجر به مرگ یا از کار افتادگی دائمی می شود این مساله اهمیت بیشتری پیدا می کند .
از نظر اجتماعی :
از آنجا که پیشرفت و ترقی هر اجتماعی بستگی به نیروی کار افراد جامعه دارد لذا محصول کار هر کارگر نه تنها مایه امرار معاش زندگی خود و خانواده اوست ، بلکه سرمایه و پشتوانه اقتصاد یک جامعه نیز می باشد .
از نظر اقتصادی :
حوادث به هر صورت و درجه ای که باشد ، برای کارگر ،کارفرما و جامعه زیانهای اقتصادی در بر دارد . این زیانها به صورت مستقیم و غیر مستقیم می باشد تخت عنوان زیانهای مستقیم می توان از خسارات ناشی از وقفه کار به عات حادثه ، هزینه های درمانی ، سر انجام خسارات پرداختی در مورد از کار افتادگی موقت ، دایم و یا فوت بحث کرد .
بطور کلی در محیط کار عوامل مختلفی وجود دارد که هر کدام به نوبه خود می تواند برای کارگران و افراد ایجاد خطرات و زیانهائی بنمائید .
الف) عوامل شیمیایی محیط کار CHEMICAL AGENTS
ب) عوامل فیزیکی محیط کار AGENTSPHYSICAL
ج) عوامل بیولوژیکی محیط کار AGENTS BIOLOGICAL
علاوه بر عوامل فوق عامل دیگری که در محیط کار وجود دارد عامل مکانیکی است . این عامل شامل انواع و اقسام ماشینهای مختلفی است که انسان با پیشرفت صنعت آنها را به کار گرفته و برای افزایش تولید از آنها استفاده می نمایند . استفاده از ماشین سالهاست که سطح تولید را بالا برده و نسبت به افزابش جمعیت و تولیدات ماشینی و صنعتی کشورها را نیز روبه توسعه گذاشته است . در حفاظت صنعتی در مورد چگونگی استفاده و کاربرد ماشین آلات صنعتی به نحوی که سلامت کارگران و افراد تامین گردد ، بحث مفصل اختصاصی داده شده است .
در علم ارگونومی یا مهندسی انسانی نیز چگونگی تطبیق کار ماشین با انسان و یا چگونگی تطبیق انسان یا ماشین مورد مطالعه قرار می گیرد . به زبان دیگر استفاده از ماشین ، راحت ، سریع و مطمئن بوده و باید از وسایل استحفاظی خاصی برخوردار باشد و در صورتیکه کارگر نداشته و یا به طور اشتباه از ماشین استفاده کند بطور خودکار از کار بازمی ایستد .
عوامل فیزیکی زیان آور محیط کار :
عوامل و شرایط فیزیکی محیط کار ، عبارت از مجموعه عوامل و شرایط قابل درک به وسیله حواس پنجگانه است که جزئی از محیط فیزیکی کار را تشکیل می دهند . علاوه برجا و مکان و وسایل و ابزار کار مورد نیاز کارکنان ،عوامل نظیر روشنائی ، گرما ، سرما ، رطوبت ، صدا ، ارتعاش و غیره بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در بازدهی کار موثر می باشند .
1 – جا و مکان ، وسایل و تجهیزات :
محیط کار در مساله حفاظت ، عامل روانی مهمی است . استقرار کارکنان در مکان و فضای مناسب و دسترسی آنان به لوازم مورد نیاز یکی از ضروریات محیط کار است . تنگی و کوچکی فضای محیط کار و فشردگی افراد در یک محل کوچک ، علاوه بر آنکه شوق و علاقه و روحیه کارگران را از بین میان می برد ، آنها را معذب می کند و در بسیاری از موارد ممکن است سوانح ناگواری در محیط بوجود آورد .
2- روشنائی:
روشنائی به عنوان یک عامل حفاظتی در محیط ، دارای اهمیت بسزایی می باشد نور نه تنها برای دیدن اشیاء و استفاده از آنها و انجام کارها ضروری است بلکه عاملی مهم برای ایجاد یک محیط کار مطبوع و دلپذیر است میزان روشنائی در بازدهی کار افراد بسیار موثر است . از تحقیقات متعددی که به عمل آمده چنین نتیجه گرفته شده است ، که اگر روشنائی با نوع کاری که باید انجام گیرد ، متناسب و کافی باشد ، بر کارآیی افراد می افزاید و به ظن قوی بطور مستقیم به تقلیل حوادث مکم می کند .
در صورتی که حوادث ناشی از خستگی باشند ، روشنائی متناسب به منزله تدبیری برای پیشگیری از حوادث است . در محیط کار ، دشواریهایی که از نظر دید بروز می کند ، باید با توجه به ماهیت و نوع کار و دقت مورد نیاز میزان نور به حدی تعبیه شود که کارکنان بتوانند کارهای خود را به راحتی انجام دهند .
نورکافی و مناسب در محیط کار دارای محاسن زیر است :
1- جلوگیری از احساس خستگی کارکنان
2- کاهش اشتباهات
3- کاهش تعداد حوادث و سوانح در محیط های کارگاهی
4- بهبود روحیه کارکنان
5- بهبود کیفیت کار و افزایش بازدهی
3- آثار تهویه در محیط کار :
منظور از تهویه در ادارات و محیط های کار ، عبارت است از کنترل کیفی هوای داخل اینگونه محلها ، از نظر درجه حرارت ، میزان رطوبت ، جریان هوا و احیاناً تصفیه مواد مضده موجود در هوا : هدف از تهویه در محیط کار آن است که افراد از تغییرات درجه حرارت هوا دچار ناراحتی نشوند و درجه حرارت و رطوبت هوا همواره متناسب با نیازهای فصل بوده ، جریان هوا سالم در محیط کار تضمین شود . درجه حرارت مناسب بستگی به نوع کار در محیط مورد نظر دارد . وقتی که گرمای اتاقی بیش از حد طبیعی باشد ، برای حفظ سلامت مناسب نیست و اصولا درجه حرارت بیش از 21 درجه سانتی گراد برای ادارات اضافی است.
به غیر از حرارت ، میزان رطوبت هوا نیز موثر است . هرچه رطوبت هوا زیادتر باشد ، درجه حرارت کمتری قابل تحمل خواهد بود .
مثلا ممکن است انسان در 30 درجه سانتی گراد و حرارت ،20 ٪ رطوبت احساس راحت و آرامش کند ، ولی در همین میزان حرارت با 50٪ رطوبت احساس ناراحتی می کند و هرچه میزان رطوبت هوا بیشتر شود ، احساس ناراحتی نیز بیشتر خواهد شد . حداکثر میزان رطوبت قابل تحمل در هوا 70 ٪ می باشد به طور کلی رطوبت زیاد مقدمه بعضی بیماریها و گاهی نیز باعث تشدید آنها می گردد .
سرما نیز به همان اندازه گرما در افراد و میزان بازدهی کار آنان اثر نامساعد دارد . در مناطقی که دارای زمستانهایی سرد است ، تا حین وسایل حرارتی ، از قبیل بخاری و سیستم حرارت مرکزی و غیره در محیط کار کاملا ضروری است .
وقتی که درجه حرارت از 5/15 سانتی گراد پایین تر باشد در نحوه انجام دادن کار بطور محسوسی تاثیر می گذارد و باعث کاهش بازدهی می شود . خشکی هوا نیز نه تنها باعث ناراحتی ، بلکه سبب کم شدن مقاومت بدن در برابر بیماریهای ریوی و تنفسی می شود . برای جلوگیری از آلودگی هوا باید در محیط کار جریان هوا وجود داشته باشد .
بدون تصفیه و تعویض هوا در فواصل زمانی لازم ، بوهای نامطبوع ، بویژه بوی ناخوشایند دود سیگار ، تراکم گاز کربنیک ناشی از تنفس افراد و تغییر درجه رطوبت و حرارت هوا در جهت نامساعد ، باعث ناراحتی افراد می شود . در برخی از محیط های کار با تعبیه یک هوا کش ساده می توان جریان هوا را بر قرار کرد . بدیهی است که اندازه و قدرت هواکشها با توجه به فضای محیط کار انتخاب می شود . این کار یک روش علمی و صحیح برای تصفیه هوا بشمار می رود .
4- صدا :
اشخاصی که در کارگاههای مختلف صنعتی ، مانند کارخانه صنایع سنگین ، کارگاههای موتور جت و غیره کار می کنند ، کارگرانی که با چکشهای نپوماتیک ، مته های برقی پر سر و صدا و ماشین های برش سرکار دارند و سرانجام کارگران صاف کار ، آهن گر ، فلزکار ، نجار و غیره بیش از همه در معرض خطر ضایعات جبران ناپذیر گوش قرار دارند . شدت صدا بر حسب مربع فشار صدا نشان داده می شود .
بطور کلی صدا در محیط کار از دو عامل نشأت می گیرد :
اثرات سروصدا :
1- ایجاد ناراحتیهای روانی در شکلهای مختلف
2- تغییرات فیزیولوژیکی
3- دستگاه شنوائی
4- اثر بر راندمان کار
5- عدم ارتباط پرسنل در محیط کار
5- ارتعاشات :
وسایل و ابزارهای دارای ارتعاش می توانند به بافت نرم دستها صدمه زده در فواصل دستها و بخصوص مچ و آرنج درد تولید نمایند . در اندامهای کارکنانی که با لوازم بادی و اره های زنجیری کار می کنند ، معمولاً کیستها ، حفره ها پدید می آید که در پرتونگاری از استخوانهای مچ قابل استفاده است . ضایعه شایع دیگر رنگ پریدگی انگشت بر اثر ارتعاش است . این حالت در مشاغل گوناگونی پدید می آید و تمام کسانی که از ابزارهای بادی یا چرخنده برای سائیدن یا منظورهای مشابه استفاده می کنند ، در معرض خطر هستند .
ارتعاشات موثر بر انسان به دونوع است :
1- ارتعاشات حاصل از لرزش امواج صوتی
2- ارتعاشات حاصل از لرزش امواج فوق صوت
6 – فشار :
فشار هوا در مجاورت دریا 760 میلی متر جیوه است و مقداری فشاری که بر هر سانتی متر مربع از سطح بدن وارد می شود 1033 گرم و بر تمام سطح بدن در حدود 17 الی 20 هزار کیلوگرم است و چون بین فشار هوا و فشار مایعات و گازهای داخل بدن تعادلی وجود دارد ، به راحتی این فشار را تحمل می نمائیم . با توجه به اینکه کار و فعالیت همیشه در شرایط مطلوب نیست و گاهی انسان مجبور می شود در محیط هایی با فشار هوای غیر از فشار طبیعی به فعالیت بپردازد ، لذا در معرض یک سری عوارض و بیماریهائی قرار دارد :
الف ) بیماریها و عوارض ناشی از کاهش فشار هوا
ب ) بیماریها و عوارض ناشی از ازدیاد فشار هوا
عوامل شیمیائی زیان آور در محیط کار :
عوامل شیمیائی مورد مصرف در صنعت سبب بوجود آمدن اکثر بیماریها و مسمومیت های ناشی از کار می باشند . برای طبقه بندی بیماریهای ناشی از عوامل شیمیائی روشهای مختلف به بکار برده شده ، ولی ظاهراً بهترین روش طبقه بندی با توجه به راه دخول عوامل شیمیائی به بدن می باشد .
الف ) بیماری ها و مسمومیت هائی که ناشی از جذب مواد از طریق دستگاه تنفسی می باشند. ذرات گرد و غبار ، گازها و دود از این طریق جذب می شوند .
ب ) بیماری ها و مسمومیت هائی که ناشی از جذب مواد از طریق دستگاه گوارشی می باشند . از موادی که از این طریق ممکن است وارد بدن شوند و ایجاد ناراحتی نمایند . فسفر و سیانور قابل ذکرند .
ج ) بیماری ها و مسمومیت هایی که ناشی از جذب مواد از طریق پوست می باشند
1- گرد و غبار 2- گازها 3- اسموگ 4- دمه 5- هیدروکربونها
1- گردو غبار :
گرد و غبار بر اثر تجزیه مواد مختلف جامد به ذرات بسیار کوچک ، تشکیل می شود که این ذرات معمولاً مدتی در هوا شناور می مانند . اعمال مکانیکی از قبیل خردکردن، اره کردن ، شکستن ، ترکاندن ، سائیدن و غیره تولید گرد و غبار می کنند . گرد و غبار از نظر اندازه از ذرات قابل رؤیت با چشم تا ذرات میکروسکپی تغییر می نمایند . گردوغبار ممکن است دارای منشاء معدنی – شیمیایی باشد . بهرحال انتشار و پراکندگی آنها در محیط کار ، در افرادی که با آن تماس پیدا می کنند ، بر حسب جنس گردوغبار ، اندازه ذرات و طول مدت استنشاق و فاکتورهای دیگر ، احتمالاً ایجاد عوارض و بیماریهایی گوناگون خواهد نمود . گردوغبار را برحسب اینکه باعث بیماریهای حرفه ای می شوند یا نه ، به دو دسته تقسیم می کنند :
الف ) گردوغبار بی اثر
ب ) گردوغبار سمی
بی اثر مانند : پورد کربن ، کربنهای کلسیم و منیزیم ، سیمان ، گچ ،گردوغبار آهن .
سمی مانند : سیلیکاتها ، زغال سنگ ، حشره کشها ، سرب ، گردو غبار رادیواکتیو.
2- گازها :
گاز به ماده ای گفته می شود که بالاتر از حرارت بحرانی خود قرار گیرد . گازها تعدادشان بسیار زیاد و برخی از آنها در بعضی از تولیدات صنعتی به مقدار قابل ملاحظه ای به مصرف می رسند . برخی از آنها نیز بر اثر فعل و انفعالات شیمیائی ، در موقع تهیه بعضی از مواد ، تولید می شوند . اغلب گازها دارای بوی نافذ و مدت کوتاهی پس از انتشار قابل تشخیص می باشند .
بعضی از آنها دارای رنگ های خاصی هستند که در غلظت های معین ، این رنگ را می توان تشخیص داد . بعضی از گازها بی رنگ و بی بویند و بدین ترتیب وجود آنها به آسانی حس نمی شود.
این گازها در صورتی که خاصیت سمی داشته باشند ، بسار خطرناکند ، مانند گاز کربنیک ، علاوه بر داشتن خواص سمی ، برخی از گازها دارای قابلیت اشتعال می باشند ، مانند اکسید دوکربن ، گاز ذغال ، هیدروژن ، بوتان و غیره که ممکن است بر اثر عدم تشخیص وجود آنها و برخورد شعله ،آتش سوزیهای مهیبی ایجاد کنند و خطرهای جانبی و مالی زیادی بوجود آورند . لذا مسأله نشت گاز ، جست و جو و تعیین مقدار آنها در صنعت اهمیت خاصی دارد. گازهای خفه کننده به دو دسته تقسیم می شوند : یکی گازهای غیر سمی که با رقیق کردن هوا در تنفس اختلال ایجاد می کنند و دیگر گازهای خفه کننده که ضمن اختلال سیستم تنفسی و جریان خون سیستم عضلانی ، اعصاب را نیز مختل می نمایند .
3- اسموگ :
تشکیل اسموگ ، یا به عبارت دیگر دودمه را چینن می توان بیان نمود :
وقتی که سطح زمین و در نتیجه هوای مجاور آن ، به اندازه کافی سرد شود ، مه تشکیل می شود ، زمانی که مه در هوای آلوده ایجاد گردد ، ذرات مه با آلوده سازهای هوا مخلوط و دودمه را تشکیل می شود که پدیده ای بسیار خطرناک است و در اغلب حوادث ناشی از آلودگی هوا ، به عنوان یکی از مهمترین عوامل مرگ و میر شناخته شده است .
4- هیدروکربنها :
تولید ، ذخیره و پخش مواد نفتی صنایع پتروشیمی ، ( استعمال حلالها ) ، سوزاندن ضایعات و ذغال و چوب و همچنین احتراق و تبخیر ناقص سوختها در موتور وسائل نقلیه و چوب و همچنین احتراق و تبخیر ناقص سوختها در موتور وسائل نقلیه ، همگی از عوامل مؤثر بخش هیدروکربورها در هوا می باشند . بر طبق مطالعاتی که درباره آثار هیدروکربورها انجام گرفته ، معلوم شده است که در غلظت های معمولی هیدروکربورهای موجود در هوا بر سلامت انسان اثر مستقیمی ندارد ، ولی از طرف دیگر آثار نامطلوب اکسید کننده های فتوشیمیائی را که مقدار آنها در اتمسفر ، بستگی مستقیم با غلطت هیدروکربورها دارد، نباید نادیده گرفته آثار مضر هیدروکربورها برانسان اغلب از طریق واکنش های شیمیائی که مواد ثانوی آلودهساز تولید می کنند ، به وجود می آید . در مورد آثار مستقیم این ترکیبات می توان اثر تحریک کنندگی برخی نظیر الوئیدها را بر روی چشم و نیز خاصیت سرطانزائی ترکیباتی را ذکر نمود.
عوامل بیولوژیکی محیط کار :
عوامل بیولوژیکی محیط کار بسیار زیاد و هریک ممکن است منشاء ایجاد بیماریهای گوناگون در دسته ای از کارگران و افراد در رشته های مخلتف باشند . این عوامل عبارتند از :
ویروسها ، باکتری ها ، قارچها و انگلها . هر کدام از بیماریها دارای بحث مفصل و جداگانه ای میباشد.
محیط و شرایط کار :
محیط کار در مسأله حفاظت عامل روانی است . در بسیاری از کارگاهها دیده شده است که کثرت حوادث ، ناشی از تأثیرات محیط عمومی است . اگر روابط بین کارگر و کارفرما بد باشد یا کارگران از فرد و ساعت کار و یا سایر شرایط کار ناراضی باشند ، میزان حوادث افزایش می یابد ، حال آنکه در موقعی که ضایعات و روابط صنعتی خوب است ، عکس این قضیه صادق می باشد . تدابیری که به منظور راحتی کارگر اتخاذ می گیرد ، محیط کار را بی خطر می سازد .
رفتار کارگر نمودار محیط کار او از لحاظ مادی و روانی است .مزدهای عادلانه ، مناسبات انسانی درون کارخانه و تفاهیم صحیح کارگر و کارفرما ، یا اعطای به موقع و صحیح ترفیعات و همچنین مواظبت محل کار و تسهیلات بهداشتی خیلی بیشتر از آنچه که بعضی ها تصور می کنند ، بر عادات و رفتار کارگر تأثیر می گذارد و او را در راه حفاظت یاری می کند . زیرا این عوامل بر سرعت و نتیجه کار تأثیر قابل ملاحظه ای دارد و بطور غیر مستقیم به اعتماد به نفس و علاقه و ثبات کارکنان کمک می کند و در نتیجه ایمنی آنان را افزایش می دهد .
عدم تأمین شغلی و وضع استخدامی نامناسب ، یکی از عوامل مسلم وقوع حوادث است . اگر کارگران نگران اخراج خود باشند از تعادل روحی لازم برخوردار نیستند . و در معرض سوانح قرار خواهند گرفت در بعضی از کشورها که تضمین قانونی برای پرداخت قسمتی از مزد در هنگام غیبت وجود دارد ، ولی در موارد بیکاری چنین تضمینی وجود ندارد ، اغلب اتفاق می افتد که کارگرانی که خود را در معرض خظر بیکاری می بینند ، برای خود ایجاد حادثه می کنند ، تا برای زمان بیماری خود ، درآمدی داشته باشند .
نظم و ترتیب ، نظافت و حفاظ گذاری ماشینها ، نمونه هائی از عوامل ملاحظه ای نیز دارند . رفتار کارگرانی که در محیط های کار تمیز و منظم کار می کنند ، فرق کلی دارد و این امر در بروز حوادث کار بخوبی نمایان می شود . احترام به احساسات و شخصیت کارگر ، به او آرامش خاطر می بخشد و این امر در مورد ایمنی او از مهمترین عوامل روحی است . در نتیجه موقعی که کارفرما در مناسبات خود با کارگر دقت بیشتری به خرج می دهد و با او انسانی رفتار می کند ، کارگر بیشتر از گزند سوانح مصون می ماند . و عواملی از قبیل خستگی جسمی و روانی ، تجربه و بی تجربگی ، استعداد حادثه و شرایط فیزیولوژیکی در محیط کار او دخالت دارند و مهم می باشند .
خستگی جسمی و روانی :
خستگی سبب کاهش کارایی کارگر و وقوع حوادث می شود و هر چه میزان خستگی بیشتر باشد ، امکان ایجاد خطر نیز بیشتر می شود ، زیرا خستگی سبب می شود که حواس کارگر به اندازه کافی متمرکز نباشد و فکرش خوب کار نکند و همچنین جوانب کار را در نظر نداشته باشد و احتیاط نکند و در مجموع خطاپذیری حواس مختلف او افزایش یابد .
تجربه و بی تجربگی :
اغلب ، طول خدمت و تجربه کارگر را نمی توان به عنوان عاملی در کم شدن میزان حوادث بررسی نمود ، چون عواملی گوناگونی که در وقوع حوادث مؤثرند ، یه یکدیگر تأثیر می گذارند و تفکیک ناپذیرند . به عنوان مثال ، اگر کارگران بی تجربه جوان هستند و اکثر کارگران با تجربه از بزرگسالان ، حال مشکل می توان تأثیر سن را از تأثیر تجربه تشخیص داد .
شرایط فیزیولوژیکی :
منظور از شرایط جسمانی یا فیزیولژیکی ، مجموعه آمادگیها ، مهارتها و توانائی های جسمی لازم در فرد ، برای انجام وظایف و مسئولیت های محوله می باشد . همیشه فرد باید توانائی ها و قابلیتهای لازم را برای انجام کار محوله داشته باشد . ایجاد برخی حوادث در محیط کار ناشی از شرایط بدنی و نارسایی و معایب فیزیولوژیکی است ، نظیر نارسایی در بینائی و شنوائی ، نداشتن قدست بدنی کافی ، داشتن حساسیت نسبت به برخی بوها ، احساس سرگیجه در ارتفاعات ، که ممکن است در وقوع سوانح در محیط کار تأثیر داشته باشند .
|
تقسیم بندی حوادث |
عوامل ایجاد حادثه |
نوع صدمات ناشی از حادثه |
تدابیر ایمنی حادثه |
|
خظرات مکانیکی |
ماشین آلات صنعتی ، اجسام با لبه های تیز و برنده –ابزارالات وسایط حمل و نقل داخل و خارج کارگاه |
ضربه زدن – بریدن – پاره کردن – جراحات و ضایعات استخوان – قطع کردن – له کردن – جداشدن پوست و غیره |
استفاده از دستکش های مخصوص ایمنی جهت هر نوع کار تخصصی – استفاده از ابزار کار مناسب – برطرف کردن لبه های تیز – حفاظ گذاری – استفاده از چشم الکتریکی و سایر پیش بینی های ایمنی و حفاظت صنعتی |
|
خطرات شیمیایی |
اسیدها – بازها – چربیها – روغن ها و حلال ها |
سوختگی – ضایعات پوستی – جراحات و امراض جدی – حساسیت |
استفاده از دستکش های ایمنی و حفاظت پوست بوسیله پمادها |
|
خطرات حرارتی |
اشیاء جامد یا مایع بسیار گرم (داغ) و یا بسیار سرد(یخ) |
سوختگی – صدمات و ضایعات پوستی – جراحات |
استفاده از دستکش های ایمنی و حفاظت پوست بوسیله پمادها |
|
خطرات الکتریکی |
تماس با سیم برق ( جریان برق قوی و ضعیف ) دستگاههای برقی و صنعتی و خانگی |
سوختگی – شوک الکتریکی – مرگ |
کنترل لوزام الکتریکی به طور منظم با رعایت کلیه اصول ایمنی ، منجمله عایق بندی و دستکش های مخصوص ایمنی برق |
|
خطرات اشعه یونساز و غیر یونساز |
مواد رادیواکتیو – اشعه ایکس رادیوگرافی و غیره |
نوع حادثه ارتباط مستقیم با نوع اشعه و شدت و ضعف آن دارد . |
استفاده از روپوش ها و پیش بندها و دستکش های ایمنی مخصوص( با روکش های عایق ) رعایت اصول ایمنی / در ارتباط با اشعه |
استفاده و کاربرد وسائل حفاظت چشم در هنگام خطر :
|
عینک |
ماسک |
|
|
نوع خطر |
خواص |
خواص |
|
غبار نرم، قطر کمتر از mm 5/0گاز ،مه ، بخار، یا دود |
باید طوری روی صورت قرار بگیرد که گاز نفوذ نکند . |
ماسک های شیشه ای بدون اثر فیلتری |
|
غبار درشت با قطر بیش از mm 5/0 |
عینک باید روی صورت بچسبد . |
ماسک های شیشه ای بدون اثر فیلتری |
|
فشارهای ضربه ای سبک ، مونتاژ ، سوار کردن قطعات سبک وآسان ، آلودگی محل کار بازدید کنندگان |
عینک های معمولی ایمنی کار |
ماسک های شیشه ای بدون اثر فیلتری |
|
فشارهای ضربه ای سنگین ، تغییر شکل و برش |
عینک با حفاظ جانبی |
ماسک های شیشه ای بدون اثر فیلتری |
|
اشعه نوری ، بدون اشعه حرارتی مانند برش با دستگاه دوش ، جوشکاری و آفتاب شدید |
عینک با حفاظ جانی |
ماسک های شیشه ای با اثر فیلتری برای جوشکاری ، اشعه ماوراء بنفش و مادون قرمز ، آفتاب شدید |
|
اشعه نوری با اشعه حرارتی مانند برش با جوش ، جوشکاری ، و آفتاب شدید |
عینک با حفاظ جانی |
ماسک های شیشه ای با اثر فیلتری برای جوشکاری ، اشعه ماوراء بنفش و مادون قرمز ، آفتاب شدید |
|
اشعه نوری ( اشعه لیزر ) |
عینک چسبیده به صورت ، با حفاظ جانبی |
ماسک های شیشه ای بدون اثر فیلتری |
|
چکه و تراوش مایعات |
عینک چسبیده به صورت |
ماسک های شیشه ای بدون اثر فیلتری |
شناسايي و ارزيابي خطرات محيط كار
فهرست مطالـب:
1- شناسايي خطرات ايمني و بهداشتي محيط كار
1-1- شناسايي خطرات ايمني
2-1- ملاحظات ايمني
3-1- شناسايي خطرات بهداشتي
4-1- ملاحظات بهداشتي
5-1- فرم ارزيابي خطرات بهداشتي
2- مراحل پنج گانه ارزيابي ريسك
1-2-2- جستجوي خطرات
2-2-2- چه كسي و چگونه ممكن است آسيب ببيند؟
3-2-2- ارزيابي اقدامات احتياطي انجام شده
4-2-2- ثبت يافته ها
5-2-2- مرور و بازبيني ارزيابي ها
1- شناسايي خطرات ايمني و بهداشتي محيط كار
1-1- شناسايي خطرات ايمني
شناسايي خطرات ايمني و بهداشتي محيطهاي كاري، وظيفه اوليه و اساسي كميته هاي بهداشت و ايمني شغلي مي باشد. بطور كلي چهار نوع از حوادث خطرساز (در بحث ايمني) موجودند كه شامل:
الف- سقوط در سطوح هم تراز و سقوط از ارتفاع
ب – برخورد با اجسام
ج – درگيري بين قطعات ثابت و متحرك
د – تصادفهاي تماسي، همانند تماس با سطوح بسيار سرد يا بسيار داغ و يا تماس با برق
اعضاي كميته هاي بهداشت و ايمني بايد قادر به شناسايي و معرفي خطرات ايمني بوده و بتوانند اقداماتي را در زمينه مديريت صحيح خطرات و همچنين كاهش و تنزل تعداد آنها به انجام رسانند. اعضاي كميته مي توانند از طريق مشورت با كارفرمايان و كارگران، مراجعه به گزارشات مربوط به حوادث و يا صدمات ناشي از كار، مرور گزارشات مربوط به عملكرد ماشين آلات و ...... با محدوده و حوزه خطراتي كه افراد در معرض آنها قرار دارند، آشنا گردند و در پيشگيري از بروز آنها اقدام نمايند.
2-1- ملاحظات ايمني:
پاسخگويي به سؤالات ذيل، اعضاي كميته هاي بهداشت و ايمني و همچنين بازرسان كار را در امر شناسايي و پيشگيري از خطرات ايمني ياري مي رساند:
1-آيا كليه اجسام و ماشين آلات الكتريكي داراي سيستم اتصال به زمين مناسب مي باشند؟ و يا آيا كليه اجسام فوق و سيم هاي برق داراي روپوش عايق مناسب هستند؟
2-آيا كليه تسمه فلكه ها، چرخ دندها، فن ها و ساير اجزا و قسمتهاي متحرك، داراي حفاظ و پوشش مناسب هستند؟
3- آيا كليه تجهيزات الكتريكي در شرايط كاري خوبي قرار دارند؟
4- آيا كليه ابزارآلات دستي در شرايط مناسبي نگهداري مي شوند؟
5- آيا كليه ابزارآلات تيز و برنده همانند قيچي ها، كاردكها و ...... داراي پوشش هاي نگهداري ايمن هستند؟
6- آيا كليه وسايل نقليه موتوري درون كارگاهي در شرايط كاري خوبي قرار دارند؟ آيا اجزاي آنها سالم وصحيح مي باشند؟
7- آيا كف زمين تميز، خشك و عاري از هرگونه زباله مي باشد؟ آيا ابزار و تجهيزات از محل عبور و مرور افراد جمع آوري مي شوند؟
8- آيا افراد با روش صحيح كار با نردبانها آشنايي دارند؟
9- آيا براي مواقع ضروري وقوع خطر، پيش بيني دربهاي خروج اضطراري شده است؟
10- آِيا دربها و قسمتهاي خروجي اضطراري دقيقاً علامتگذاري و به وضوح مشخص
شده اند؟
11- آيا راههاي خروجي مناسب، براي راهنمايي به سمت دربهاي خروجي تعبيه شده است؟
12- آيا راه پله ها در دسترس مي باشند و آيا در شرايط خوبي قرار دارند؟
13- آيا كمدها و قفسه ها و كشوها در محل مناسبي مي باشد، به نحوي كه كشوها و دربهاي آنها به محلهاي رفت و آمد افراد باز نشود؟
14- آيا براي دسترسي ايمن به سطوح بالاتر، نردبانها يا چهارپايه هاي مناسب در نظر گرفته شده است؟
15- آيا نور مناسبي براي روشن كردن اداره ها و محيطهاي كاري ديگر فراهم شده است؟
16- آيا كاركنان از محل دقيق كپسولهاي آتش نشاني اطلاع كافي داشته و با شيوه كار آنها آشنايي دارند؟
17- آيا كاركنان از محل دقيق آژيرهاي اعلام خطر اطلاع دارند؟
18- آيا كاركنان با اقدامات مربوط به كمكهاي اوليه در مواقع ضروري آشنايي دارند؟
19- آيا كاركنان از موقعيت مكاني نزديك ترين بيمارستان يا درمانگاه اطلاع كافي دارند؟
سؤالات مطرح شدة فوق، چندين پرسش پيشنهادي مي باشد كه البته در محيطهاي گوناگون و بسته به نوع و شرايط كاري، كميته هاي بهداشت و ايمني مي توانند ليست ديگري از سؤالات مربوطه را مطرح كرده و سپس به پاسخگويي به پرسشهاي مطرح شده بپردازند. همچنين اين كميته ها موظفند كليه اقدامات لازم جهت دستيابي به اهداف ايمني را به انجام رسانند.
3-1- شناسايي خطرات بهداشتي محيط كار
در موارد بسياري، شناسايي خطرات بهداشتي محيطهاي كاري، به نسبت خطرات ايمني مشكل تر مي باشد و اغلب اوقات از زمان تماس اوليه با مواد شيميايي سمي و خطرناك تا زمان بروز اثرات زيان آور اين مواد، سالهاي زيادي سپري مي شود. بنابر اين اعضاي كميته هاي بهداشت و ايمني بايد با تكنيكهاي تشخيص خطرات بهداشتي آشنايي كامل داشته باشند. براي اطمينان بيشتر از وجود يا عدم وجود اين نوع خطرات، صحبت كردن و مشورت با كارگران به همراه طرح سؤالاتي در اين زمينه، مرور پرونده هاي پزشكي كاركنان و مطالعه در زمينة سوابق بيماريهاي شغلي آنان، مراجعه به اسناد مربوط به بازرسي هاي انجام شده و كليه مدارك مربوطه در اين زمينه مي تواند راهگشا باشد.
4-1- ملاحظات بهداشتي
پاسخگويي به سؤالات ذيل، اعضاي كميته هاي بهداشت و ايمني و همچنين بازرسان كار را در امر شناسايي خطرات بهداشتي ياري مي رساند:
1-آيا اعضاي كميته و بازرسان كار به عنوان قسمتي از وظايفشان از بخشهايي كه احتمال وجود خطرات ناشناخته در آنها موجود است (همانند آزمايشگاهها، كارخانجات توليد موادشيميايي و بخشهايي از كارگاهها كه از موادشيميايي استفاده مي كنند، نيروگاههاي هسته اي و بخشهايي از كارگاهها كه از مواد هسته اي و راديواكتيو استفاده مي كنند و.....)، بازرسي كامل بعمل مي آورند؟
2- آيا در صورت مواجهه با محيط كار ناايمن، افراد و كاركنان از لوازم حفاظت فردي استفاده مي كنند؟ در صورت پاسخ منفي، آيا تا زمان ايمن سازي كامل محيط، تمهيدات ديگري در اين زمينه در نظر گرفته مي شود؟
3- آيا در محيط كار، استفاده از انواع خاصي از لوازم حفاظت فردي ضروري مي باشد و در صورت لزوم آيا انتخاب بهترين و مناسب ترين نوع اين لوازم (با توجه به روندكاري) مدنظر قرار مي گيرد؟ و آيا اين لوازم در شرايط مناسبي، مصرف و نگهداري مي شوند؟
4- آيا در حين كار، لوازم و ابزار توليدكننده ارتعاش، مورد مصرف قرار مي گيرد؟ در صورت پاسخ مثبت چه تمهيداتي در اين زمينه انديشيده شده است؟
5- آيا افرادي كه با موادشيميايي و يا ساير مواد خطرناك سروكار دارند، با نوع و خواص اين مواد آشنا هستند؟
6- آيا تهويه موضعي و عمومي درمحل مصرف موادشيميايي و يا محل توليدگازها و بخارات سمي و خطرناك، تعبيه شده است؟
7- آيا دماي محيط كار در حد نرمال و طبيعي مي باشد؟ در صورت بروز دماهاي بسيار بالا و يا پايين، چه تمهيداتي در نظر گرفته شده است؟
8- آيا گازها، بخارات و گردو غبار در فضاي محل كار وجود دارد؟ در صورت پاسخ مثبت، آيا منابع توليد اين مواد شناخته شده هستند؟ و آيا اين مواد موجب ايجاد عوارضي از جمله تهوع، سردرد و سرگيجه، طولاني شدن مدت زمان عكس العمل به عوامل خارجي و .... براي كارگران گشته اند؟
9- آيا ماشين آلات، لوازم و تجهيزات مصرفي، ايجاد سر و صدا و آلودگي هاي صوتي غيرمجاز مي كنند؟ در صورت پاسخ مثبت، چه تمهيداتي انديشيده شده است؟
10- آيا كارگران در حين انجام كار، با مشكلاتي از قبيل خستگي زود هنگام، ناراحتي هاي پوستي وتنفسي، ناراحتي هاي عصبي و استرسهاي شغلي و .... مواجه مي شوند؟ در صورت پاسخ مثبت، آيا در مورد اين موضوع، ريشه يابي هاي لازم انجام شده است؟
5-1- فرم ارزيابي خطرات بهداشتي
اين فرم بر اساس استانداردNIOSH (National Inistitute for Occupational Safety and Health )
تهيه و تنظيم گشته است و براي تكميل آن، فاكتورهاي زير بايد مدنظر قرار گيرد:
1- نوع صنعت و توليدات محل كار
2- مشخص كردن مكانهاي با احتمال خطرات بهداشتي بيشتر
3- تعداد افراد در معرض خطرات بهداشتي
4- مدت زمان تماس (برحسب تعداد ساعات در طي يك روز كاري)
5- نوع فعاليت كاري افرادي كه در معرض تماس يا مواجهه با خطرات بهداشتي هستند
6- تعيين پروسه كاري مربوطه
7- آيا خطرات بهداشتي محل كار، اخيراً مورد ارزيابي بازرسان كار، كارشناسان بهداشت كار و يا سازمانها و ارگانهاي فعال در زمينه هاي بهداشتي قرارگرفته است؟ در صورت پاسخ مثبت، اين عمل توسط چه كساني (و يا چه ارگاني) صورت پذيرفته است؟
8- آيا مشكلات بهداشتي مشاهده شده، مورد بررسي قرار گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است، اين عمل توسط چه سازمانها، انجمن و يا ارگانهايي صورت پذيرفته است؟
9- مسئوليت ايمني و بهداشتي كاركنان بر عهده چه كسي (كساني) مي باشد؟
10- تمامي موارد، عوامل و يا شرايط كاري كه ممكن است در بروز خطرات نقش داشته باشند، ليست شوند. در مورد مواد شيميايي خطرناك بهتر است نام شيميايي، نام تجاري، نام شركت توليدكننده و همچنين ساير اطلاعات مفيد و مناسب ذكر گردد.
11- اشكال و فرمهاي فيزيكي موادمصرفي (بصورت جامد، گاز، مايع، گرد و غبار، ميست و .....) تعيين گردند.
12- نحوه تماس افراد در معرض تماس با مواد، تعيين شود. (تنفس، تماس پوستي، استنثاق و .....)
13- نوع مشكلات بهداشتي و يا عوارض حاصل از تماس افراد با اين مواد.
ميست (Mist ) : بخار كنداسه تمامي مايعات بغير از آب
2- مراحل پنج گانه ارزيابي ريسك
1-2- ارزيابي ريسك چيست؟
ارزيابي ريسك همان بررسي دقيق عامل آسيب رساندن به افراد در محيط كار مي باشد، بطوريكه شما قادر خواهيد بود ارزيابي كنيد كه آيا اقدامات پيشگيرانه شما كافي بوده يا بايد كارهاي بيشتري را براي جلوگيري از آسيب به افراد انجام دهيد.
هدف، حصول اطمينان از اين مسأله است كه هيچ شخصي مجروح يا بيمار نخواهد شد. حوادث و بيماريها مي توانند سبب نابودي زندگي افراد شوند و همچنين مي توانند از طريق كاهش راندمان كاري، آسيب به ماشين آلات، افزايش بهاي بيمه يا الزام شما در پاسخگويي به شكايات قضايي افراد بر روي شغل شما نيز اثر گذار باشند.
براي تصميم گيري در مورد اينكه آيا خطر در محيط كار قابل توجه است يا خير و اينكه آيا شما توسط اقدامات پيشگيرانه مفيد و كافي، ميزان خطر پذيري را كاهش داده ايد يا خير،
به مسائل زيادي نياز داريد. زمان ارزيابي ريسك بايد تمام اين مسائل را كنترل كنيد. براي مثال جريان برق مي تواند سبب مرگ افراد شود اما در يك محيط كاري اين خطر را
مي توان با عايق بندي قسمتهاي فلزي و ايجاد سيستم اتصال زمين مناسب كاهش داد.
2-2- نحوه ارزيابي ريسك در محيط كاري
مراحل پنجگانه جهت ارزيابي ريسك عبارتند از:
مرحله 1: خطرات موجود را پيدا كنيد.
مرحله 2: تشخيص دهيد كه چه كساني و چگونه ممكن است آسيب ببينند.
مرحله 3: خطرات را ارزيابي كرده و تعيين كنيد آيا اقدامات احتياطي موجود، كافي است يا نياز به انجام اعمال پيشگيرانه و احتياطي بيشتري است؟
مرحله 4: يافته هاي خودتان را ثبت كنيد.
مرحله 5: ارزيابي هاي خودتان را مرور كنيد و در صورت نياز آنها را مورد تجديد نظر و اصلاح قرار دهيد.
خودتان را سر در گم نكنيد. عموماً در بخشهاي تجاري، خدمات و صنايع سبك، خطرات كم و ساده اند و كنترل آنها آسان اما لازم است. احتمالاً شما با اين خطرات آشنايي داريد: خطراتي نظير ماشين آلات خطرناك و پلكان معيوب يا ورودي هاي نامطمئن كه ممكن است سبب صدمه به افراد شوند. در اينصورت درخصوص اقدامات احتياطي جهت پيشگيري از صدمه و جراحت تحقيق كنيد.
اگر شما صاحب يك مؤسسه كوچك مي باشيد و كاملاً مطمئن هستيد كه اطلاعات كافي از مسائل مربوط به كارتان را داريد مي توانيد عمل ارزيابي را خودتان انجام دهيد. (لازم نيست كه متخصص ايمني و بهداشت باشيد)؛ ولي اگر صاحب مؤسسه بزرگتري هستيد
مي توايند از يك كارشناس مسئول و متخصص يا نماينده ايمني و يا مراكز مشاوره ايمني و يا در صورت عدم اطمينان، از مراجع ذيصلاح در اين زمينه كمك بخواهيد.
1٭ خطرات و 2٭ ريسك موجود در محل كار، اجازه هيچ گونه اهمال كاري را به شما نمي دهند.
1-2-2- مرحله 1: جستجوي خطرات
اگر شما خودتان عمل ارزيابي ريسك را انجام مي دهيد در محيط كارتان قدم بزنيد و به موارديكه مي توانند موجب آسيب شوند توجه كنيد. از موارد جزئي صرف نظر كنيد و توجه خود را روي خطراتي كه ممكن است منجر به آسيبهاي جدي شود يا روي افراد بيشتري اثر بگذارد، متمركز كنيد.
از كارگران يا نمايندگان آنها نظرخواهي كنيد. آنها ممكن است به چيزهايي توجه داشته باشند كه شما در نگاه اول متوجه نشده ايد. همچنين اطلاعات و دستور العمل هاي كارخانه توليد كننده مي تواند در تشخيص خطرات و مشاهده ريسكها در جايگاه واقعي خودشان به شما كمك كند.
به اين ترتيب حوادث و بيماريها ثبت مي شوند.
1- خطر: عبارت است از هرچيزي كه سبب آسيب رساندن به افراد شود نظير مواد شيميايي، جريان برق، كار با نردبانها و غيره.
2 - ريسك: احتمال (كم يا زياد) وارد شدن آسيب به افراد توسط خطرات را ريسك مي نامند.
2-2-2- مرحله 2: تعيين اينكه چه كسي و چگونه ممكن است آسيب ببيند.
فراموش نكنيد كه افراد زير در معرض خطر بيشتري قرار دارند:
الف- كارگران جوان، كارآموزان، مادران باردار و افراديكه بصورت ويژه اي در معرض خطر قرار دارند.
ب - كارگران نظافتكار، ارباب رجوع، پيمانكاران، كارگران بخش تعميرات و ساير افراديكه بطور دائم در محيط كار حضور ندارند.
ج - افراد عادي و يا كسانيكه در محيط كاري با شما شريكند و ممكن است در اثر فعاليتهاي شما آسيب ببينند.
3-2-2- مرحله 3:ارزيابي اقدامات احتياطي انجام شده.
در نظر بگيريد كه چگونه هر خطري ممكن است منجربه آسيب شود. به اين ترتيب مشخص خواهد شد كه اقدامات بيشتري جهت كاهش احتمال ريسك نياز مي باشد يا خير؟
حتي بعد از انجام همه اقدامات احتياطي باز هم برخي از ريسكها ممكن است باقي مانده باشند. شما بايد تعيين كنيد كه ريسكهاي قابل توجه موجود بعد از انجام اعمال احتياطي لازم در چه حدي باقي مي مانند (بالا، پائين يا متوسط). ابتدا بايد از خودتان بپرسيد كه آيا تمام اعمالي را كه مقررات به شما مي گويد انجام داده ايد يا خير؟ براي مثال يكسري مقررات براي جلوگيري از تماس با قسمتهاي خطرناك ماشين آلات وجود دارد. سپس از خودتان سؤال كنيد كه آيا تمام استانداردهاي صنعتي پذيرفته شده را در محيط كارتان اعمال كرده ايد. اما خودتان را تا اين مرحله متوقف نكنيد زيرا طبق قوانين و مقررات موجود، بايد تمام اقدامات اجرائي ممكن را جهت ايمني خود بكار ببنديد.
هدف واقعي، انجام اقدامات احتياطي جهت كاهش ريسك هاي موجود مي باشد. پس از تعيين كارهاي لازم جهت اجرا، يك ليست از اين اقدامات تنظيم كنيد و هميشه حق تقدم را به ريسكهايي كه در حد بالا باقي مانده اند و يا ممكن است روي افراد بيشتري اثر بگذارند بدهيد. از خودتان بپرسيد:
1- آيا مي توانم از وجود خطرات خلاص شوم.
2- در غير اينصورت چگونه مي توانم ريسكها را طوري كنترل كنم كه احتمال آسيب ديدن افراد تقريباً غيرممكن شود.
براي كنترل ريسكها اصول كلي زير را بكار ببريد:
- سعي كنيد انتخابهايي داشته باشيد كه ميزان خطر پذيري كمتري دارند.
- از دسترسي به قسمتهاي خطرناك توسط حفاظ گذاري جلوگيري كنيد.
- كارتان را طوري سازماندهي كنيد كه ميزان تماس با خطرات كاهش يابد.
- افراد را به وسايل حفاظتي مجهز كنيد.
- امكانات رفاهي لازم را تهيه كنيد (نظير محلي براي شستشو و حذف آلودگيها و جعبه كمكهاي اوليه). بهبود وضع سلامتي و بهداشت، نياز به هزينه هاي زيادي ندارد. براي مثال قراردادن آينه در سرپيچ هايي كه ديد كافي وجود ندارد و يا استفاده از مواديكه سبب كاهش سرخوردن بر روي پله هاي لغزنده مي شود، همگي اقدامات احتياطي ارزاني هستند. كوتاهي در انجام اين اقدامات احتياطي ساده، ممكن است سبب بروز حادثه و در نتيجه وارد آمدن خسارت زيادي شود.
اما اگر كار شما دستخوش تغييرات زيادي شده يا محل كار شما يا كارگرانتان به جاي ديگري منتقل شده چه كارهايي بايد انجام دهيد؟
خطرات مورد انتظار و ريسكهاي حاصل از آنها را شناسايي كنيد. سپس در صورت شناسايي هر نوع ريسك اضافي در زمان انتقال به محل كار جديد اطلاعات لازم را از ساير افراد در اين محل جمع آوري كرده و اقدامات لازم را انجام دهيد.
اما اگر محل كارتان بصورت اشتراكي است، چه كارهايي بايد انجام دهيد؟
به ساير كارفرمايان يا كارگران خويش فرمايي كه در محل كار با شما شريكند، راجع به خطرات ناشي از كارتان و اقدامات احتياطي كه در اين خصوص انجام داده ايد توضيح دهيد. همچنين راجع به خطراتي كه متوجه شما و ناشي از كار آنهاست بينديشيد.
اما اگر برخي از ريسكها را ارزيابي كرده ايد چه كارهايي بايد انجام دهيد؟
|
براي مثال اگر شما از مواد شيميايي مضر استفاده مي كنيد و خطرات آنها را بر روي سلامتـي ارزيابـي نموده ايد و اقدامـات احتياطـي لازم را بـراساس مقـررات
انجام داده ايد، مي توانيد اين خطرات را كنترل شده تلقي نمائيد.
|
اطلاعات بيشتر در مورد الزامات قانوني و استانداردها را مي توانيد در نشريه
تحت عنوان مقدمه اي بر بهداشت و ايمني در كار با استفاده از آيين نامه هاي موجود
پيدا كنيد.
1) COSHH: control of substances Hazrdous to Healt
كنترل خطرات مواد بر روي سلامتي
2) HSE:Healt and safety excutive
كميته اجرايي ايمني و بهداشت
4-2-2- مرحله 4: ثبت يافته ها
در صورتيكه شما كمتر از 5 نفر كارگر داريد نيازي به ثبت آنچه كه انجام داده ايد، نداريد؛ اگرچه ثبت آنها مي تواند مفيد باشد. اما اگر بيش از 5 كارگر داريد بايد يافته هاي مهم حاصل از ارزيابي خود را ثبت كنيد، بدين معنا كه خطرات مهم و نتايج آن را ثبت نمايييد.
براي مثال در نصب تجهيزات الكتريكي بايد به عايق بندي و سيستم اتصال زمين و در عمليات جوشكاري بدليل ايجاد دمه هاي فلزي (فيوم) به تهويه موضعي توجه شود. شما بايد به كارگرانتان در مورد يافته هايتان توضيح دهيد.
ارزيابي ريسك بايد مناسب و كافي باشد. شما بايد قادر به نمايش موارد زير باشيد:
- كنترل مناسب انجام شده.
- افرادي كه ممكن است تحت تأثير خطرات قرار گرفته باشند را در نظر گرفته ايد.
- شما به خطرات مهم قابل مشاهده و تعداد افراديكه درگير اين خطرات هستند
توجه كرده ايد.
- اقدامات احتياطي بصورت مناسب انجام شده و ميزان ريسك در حد پاييني قرار
گرفته است.
آنچه را كه ثبت كرده ايد براي استفاده يا مراجعات بعدي نگهداري كنيد. در صورتيكه بازرسان كار از شما راجع به اقدامات احتياطي كه انجام داده ايد سؤال كنند يا زمانيكه درگير يكسري مسئوليت هاي اداري گشته ايد، اين نوشته ها به شما كمك خواهد كرد. همچنين اين نوشته ها شما مراي ياري خواهد نمود تا همواره خطرات و اقدامات احتياطي لازم را به ياد داشته باشيد و به اين ترتيب شما قادر خواهيد بود نشان دهيد كه چه الزامات قانوني را انجام داده ايد. براي اينكه مسائل را آسانتر كنيد مي توانيد به ساير اسناد و مدارك مراجعه نمائيد: نظير كتابهاي راهنما، گزارشات خط مشي ايمني و بهداشت، مقررات گروهي، دستورالعمل هاي كارخانجات توليد كننده، روشهاي ايمني و بهداشت و انجام تمهيدات و اقدامات لازم در مورد ايمني حريق.
5-2-2- مرحله 5: مرور و بازبيني ارزيابي ها
دير يا زود شما مجبور به استفاده از ماشين آلات، مواد يا روشهاي جديدي مي شويد كه مي توانند منجر به خطرات تازه اي شوند. هر تغيير مهمي كه رخ مي دهد شما بايد مجدداً عمل ارزيابي را بدليل ايجاد خطرات تازه انجام دهيد.
ارزيابي هاي خودتان را بدليل هر تغيير جزئي و بي اهميتي كه رخ مي دهد يا حتي براي هر شغل جديدي، مورد تجديد نظر قرار ندهيد.
اما اگر بدليل شغل جديد، خطرات مهم ديگري ايجاد شد شما مجبور به انجام يكسري اقدامات احتياطي براي پائين آوردن ريسكهاي ايجاده شده هستيد.
در هر صورت بازنگري مجدد ارزيابي هايتان (هرچند مدت يكبار) تمرين خوبي براي اطمينان از موثر بودن اقدامات احتياطي انجام شده توسط شما مي باشد.
راهكارهاي توسعه كارآفريني و اشتغالزايي روستايي
مقدمه
مطالعه برنامهها, استراتژيها, سياستها و راهكارهاي مختلف توسعه (در سطوح مختلف) همراه با بررسي تجربه عملي كشورهاي مختلف در زمينه توسعه روستايي و توسعه كارآفريني و اشتغالزايي در روستاها, درسها و نكات كليدي بسيار مهمي را پيش روي ما گذاشته است. اگرچه الزاماً نميتوان عيناً از اين تجربيات و رويكردها استفاده نمود اما توجه به آنها و ”يادگيريِ“ درست نكات, باعث روشنشدن فضاي موضوع كارآفريني و اشتغالزايي در روستاها و تسهيل و تسريع فرآيند سياستگذاري در اين زمينه خواهد شد. بعلاوه ميتوان در بسياري از موارد با بكارگيري رويكرد ”بوميسازي“, با استفاده از ابتكارات و دانش ساير ملل, بهگونهاي اثربخش روشها, طرحها و برنامههاي محلي را طراحي و اجرا نمود.
چرا كارآفريني در روستا؟
از آنجاييكه در اكثر مناطق جهان, روستاها از جمله نواحي فقير درحالفرسايش محسوب ميشوند, انديشمندان و سياستگذاران تمامي كشورهاي دنيا توجه خاصي را معطوف به امر توسعه روستايي و رفع مشكلات و معضلات آنها نمودهاند. امروز صاحبنظران بينالمللي بر اين اعتقاد هستند كه بايد جداي از سياستها و استراتژيهاي كلان توسعه و توسعه اقتصادي (كه بسيار مهم هم هستند) به طور ويژه و مشخص به امر توسعه روستاها و ريشهكني فقر گستردهاي كه بر آنها حاكم است نيز پرداخت.
مشكلات و معضلات روستاها در تمامي جهان ناشي از دو مساله اساسي است: يكي كمبود امكانات اجتماعي (ضعف زيرساخت) و ديگري كمبود درآمد (ضعف اقتصادي). از جمله امكانات اجتماعي ميتوان به خدمات بهداشتي, آموزشي, بيمه و تامين اجتماعي, خطوط ارتباطي (حملونقل و مخابرات), امنيت, آب آشاميدني, سوخت, برق و امثالهم اشاره كرد. اگرچه بسياري از دولتها برنامههاي گسترده و پرهزينهاي را براي بهبود اين زيرساختها انجام دادهاند (همچون دولت ايران) اما مشاهدات نشانگر آن است كه اين امر خود بهتنهايي نتوانسته است معضلات زندگي روستايي را حل كرده و آنان را از فقر برهاند و سيل مهاجرت از روستا به شهر را كاهش دهد.
كمبود درآمد عامل مهمي است كه اگر براي آن چارهاي انديشيده نشود اجازه نميدهد طرحهاي توسعه روستايي به ثمر بنشيند و روستاها توسعه يافته و از حركت به سمت شهرهاي بزرگ بازايستند. كمبود درآمد روستاييان ناشي از چندين مساله است:
1. افزايش جمعيت روستاييان (مقدار مطلق)
2. بيكاري (كامل يا فصلي)
3. بهرهوري پايين افراد و منابع
4. عدمجذابيت براي سرمايهگذاري
5. ضعف فضاي كسبوكاري
مطالعات مختلف نشان داده است كه يكي از مهمترين اهداف توسعه اقتصادي (چه در شهرها و چه در روستاها) ايجاد اشتغال و مهمترين سازوكار و ابزار آن, كارآفريني است. كارآفريني باعث كاهش بيكاري و افزايش بهرهوري افراد و منابع, و بالتبع افزايش درآمد مردم جامعه ميگردد.
اگرچه نبايد گفت كه كارآفريني خصوصي تنها راهكار اشتغالزايي و افزايش درآمدهاي مردم روستايي است, اما قطعاً ميتوان گفت بهترين و بهرهورترين نوع آن است. اقتصاددانان آن را مهمترين پيشران توسعه اقتصادي روستاها, سياستمداران آن را يك استراتژي كليدي براي جلوگيري از اغتشاشات و ناآرامي در روستاها, كشاورزان و روستاييان آن را ابزاري براي بهبود درآمد خويش, و زنان آن را امكاني براي اشتغال در مجاورت محل سكونت خود كه ميتواند خودمختاري, استقلال و كاستن از نيازهاي اجتماعي آنان را در پي داشته باشد, ميدانند [32].
كارآفريني روستايي چيست؟
تعاريف بسيار مختلفي از كارآفريني وجود دارد. بعضي آن را به معناي نوآوري, بعضي معادل مخاطرهپذيري, برخي به عنوان نيروي ثباتدهنده و متعادلكننده بازار, و تعدادي نيز آن را مترادف با ايجاد يك كسبوكار جديد (يا ايجاد يك كسبوكار بر مبناي يك ايده جديد) يا توسعه كسبوكار موجود ميدانند.
قدمت واژهي كارآفرين به سال 1709 ميلادي برميگردد. سِي، اقتصاددان قرن هجدهم، كارآفرين را فردي تعريف كرد كه ”منابع اقتصادي را از حوزهاي با بهرهوري پايينتر بيرون ميكشد و آنها را به حوزهاي با بهرهوري و سود بيشتر منتقل ميكند“ [Drucker 1985, P.277].
در نيمه اول قرن بيستم، شومپيتر، اقتصاددان و نظريهپرداز اجتماعي، مطالب گستردهاي پيرامون كارآفريني و تأثير آن بر اقتصاد نوشت. تز شومپيتر اين بود كه كارآفرينانِ نوآور موجب نوعي ”عدم تعادل پويا“ در اقتصاد ميشوند. وي، فرد كارآفرين را يك ”تخريبگر خلاق“ قلمداد ميكرد كه با تجاريسازي نوآوري و جاانداختن آن در محيطي كه قبلاً فاقد آن بوده، تعادل اقتصادي را بر هم ميزند [35].
كارآفريني روستايي اساساً تفاوتي با كارآفريني در شهر ندارد جز اينكه بايد آن را در فضاي روستا تصور نمود. پترين (1994) كارآفريني روستايي را مجموع سه گزاره ذيل تعريف مينمايد [32]:
1. نيرويي كه ساير منابع را براي پاسخگويي به يك تقاضا بيپاسخ بازار بسيج ميكند
2. توانايي خلق و ايجاد چيزي از هيچ
3. فرآيند خلق ارزش به وسيله امتزاج مجموعه واحدي از منابع درراستاي بهرهگيري از يك فرصت
آنچه در مجموع ميتوان براي تعريف مقوله كارآفريني روستايي بكار برد عبارتست از:
”بكارگيري نوآورانه منابع و امكانات روستا در راستاي شكار فرصتهاي كسبوكاري“
يافتههاي كليدي و راهكارهاي توسعه كارآفريني روستايي
از بررسي و تحليل مجموعه مطالعات نظري و اكتشافي (موردكاويها) انجامشده, ميتوان به يافتههاي كليدي و درسهاي اساسي ذيل اشاره كرد:
1. بدون وجود يك استراتژي كلان توسعه و توسعه اقتصاديِ مشخص, نميتوان توفيق فراواني در امر توسعه روستايي و توسعه كارآفريني در روستاها بدست آورد. قطعاً بايد تمركززدايي يكي از مهمترين و اساسيترين سياستهاي كلان توسعه كشور باشد.
2. استراتژي توسعه اقتصادي كشور بايد بخوبي جايگاه روستاها و رويكرد توسعه روستايي مطلوب را مشخص ساخته و براي آن ارزش و اهميت كافي قايل شود. مثلاً نميتوان با انتخاب يك استراتژي صنعتيشدن (همچون كشور ما كه اخيراً توسط وزارت صنايع و معادن معرفي شده است) به توسعه روستايي (و توسعه كشاورزي) دست يافت.
3. توسعه روستايي معادل توسعه كشاورزي نيست. توسعه كشاورزي بايد به عنوان زيرمجموعه توسعه روستايي تلقي شود. بعلاوه كشور نبايد صرفاً بر توسعه كشاورزي متمركز گردد, چون توسعه كشاورزي الزاماً به توسعه روستايي منتهي نميگردد.
4. بهترين استراتژي توسعه روستايي, تركيبي از رويكرد ساختارهاي سلسلهمراتبي سكونتگاهها, توسعه روستايي يكپارچه و توسعه پايدار است. لازم به ذكر است توسعه پايدار ما را مجاز به بهرهبرداري بيشينه از زمين و منابع طبيعي نميداند. جالب است كه بدانيم بسياري از كشورهاي پيشرفته (همچون آلمان) به كنترل و محدودسازي كشاورزي و استفاده از جنگلها و مراتع خود پرداختهاند و بيشتر مايلند اينگونه مواد و محصولات موردنياز خود را از ديگر كشورها تامين كنند تا محيط زيستشان سالم باقي بماند.
5. توسعه روستايي صرفاً از طريق توسعه زيرساختهاي عمراني و ارايه خدمات اجتماعي رخ نميدهد. بلكه نيازمند اشتغالزايي درآمدزا براي روستاييان و تسريع توسعه فرهنگي آنان (در مقابل جذابيتهاي فرهنگي-اجتماعي شهرها) است.
6. سروساماندهي به ساختار سلسلهمراتبي سكونتگاههاي كشور بسيار ضروري است. بايد روستاهاي مركزيتر (بزرگتر و داراي امكانات بيشتر) روستاهاي كوچكتر و پراكنده اطراف خود را پوشش داده و اين روستاها از طريق شهركها يا شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ (و در نهايت كلانشهرها) ارتباط يابند. به هر حال ممكن است در اين فرآيند لازم باشد تا بسياري از مناطق دورافتادهتر يا غيرقابلدسترس (كه طبق روند موجود نيز در حال تخليه و نابودي هستند) نيز از گردونه خارج شده و ساكنان آنها به ديگر روستاها يا مناطق جديد كوچ داده شوند.
7. بايد با ارايه خدمات اجتماعي و اقتصادي مناسب در نقاط واسطي همچون روستاهاي مركزي و شهركها و شهرهاي كوچك, از مهاجرت مستقيم روستاييان به شهرهاي بزرگ جلوگيري نمود. بعلاوه وجود چنين نقاط ميانجي باعث خواهد شد كه بسياري از روستاييان علاوه بر حفظ كار خود در روستا از زندگي شهري نيز برخوردار شده و بعضاً داراي كسبوكار جديدي در آن نقطه واسط (در كنار شغل روستايي خود) نيز شوند كه اين خود زمينه افزايش درآمد و رفاه آنان را فراهم ميسازد.
8. اساساً نبايستي صرفاً توسعه روستايي و توسعه كارآفريني روستايي را در بافت خود روستا تصور نمود. بلكه بايد بدان به صورت ملي نگريست. به همين جهت از مهمترين راهكارهاي توسعه كارآفريني و اشتغالزايي در مناطق روستايي ميتوان به ايجاد شهركهاي كسبوكاري اشاره كرد. اين شهركها با ايجاد فضاي مناسب براي رشد كسبوكارها و كارآفريني همچون انكوباتوري باعث رشد شركتها و بنگاههاي روستايي ميگردند.
9. در اكثر كشورهاي جهان, نسبت جمعيت روستايي به جمعيت كل كشور در حال كاهش است بطوريكه در اغلب كشورهاي پيشرفته اين مقدار زير 10 درصد ميباشد. جداي از مسايل مربوط به روند رشد طبيعي شهرنشيني در تمامي جهان, علت اصلي اين كاهش, محدودبودن ظرفيت توليد مناطق روستايي (به خصوص در حوزههاي مربوط به كشاورزي) است. با صنعتيشدن و علميشدن كشاورزي در كشورها, بهرهوري منابع توليد روستايي نيز افزايش يافته و بالتبع (در درازمدت) نيازمند نيروي انساني كمتري است. اين روند خودبهخود باعث افزايش بيكاري و كاهش درآمد روستاييان داراي زمين و امكانات كمتر ميشود. به همين جهت يكي از استراتژيهاي اصلي اشتغالزايي در مناطق روستايي, حركت به سمت صنايع و كسبوكارهاي غيركشاورزي است. اينگونه كسبوكارها در چند حوزه اساسي قرار ميگيرند: صنايع تبديلي, صنايع فرهنگي, خدمات, امور دولتي و ديگر كسبوكارها.
10. صنايع تبديلي از جمله مهمترين زمينههاي مربوط به توسعه كشاورزي, توسعه روستايي و توسعه اشتغالزايي در روستاها است. وظيفه اصلي اين صنايع, فرآوري محصولات كشاورزي و دامي روستا و تبديل آنها به كالاهايي نهاييتر و باارزشتر است. اين امور اكثراً در صنايع و كارخانههاي شهري انجام ميشود. انجام اين امور در روستاها يا نواحي اطراف روستاها باعث خلق ارزشافزوده بيشتر در اين مناطق و تحريك توليد ميشود. بعلاوه كيفيت و دوام محصولات نيز افزايش يافته و قدمي روبهجلو درراستاي تحكيم امنيت غذايي كشور برداشته ميشود. توسعه اين گونه صنايع كه به دانش و فناوري فوقالعادهاي نيازمند نيستند, امري امكانپذير براي نواحي روستايي محسوب ميشود. بسياري از روستاييان نيز كه در شهرها نيز در همين نوع صنايع و كسبوكارها به كار مشغول ميشوند, كمتر به مهاجرت متمايل خواهد گشت. اينگونه صنايع, امكان صادرات مستقيم محصولات و كالاها به ديگر كشورها را فراهم آورده و باعث افزايش رونق مناطق روستايي خواهد شد.
11. صنايع فرهنگي از جمله صنايع ريشهدار در مناطق روستايي محسوب ميشوند و به جرات ميتوان گفت زادگاه اين صنايع محسوب ميشوند. اگرچه صنايع فرهنگي گستره وسيعي را در برميگيرند, اما مناطق روستايي بيشتر بر صنايع دستي متمركز ميباشند. از آنجاييكه روستاييان وقت آزاد بهنسبه زيادي (به خصوص به صورت فصلي) در اختيار دارند, اكثراً بر زمينهاي از اينگونه صنايع وارد ميشوند. اينگونه مصنوعات يا مورد استفاده شخصي و خانوادگي قرار ميگيرند يا اينكه به عنوان كمكخرج (در كنار درآمد اصلي از كشاورزي) مورداستفاده قرار ميگيرند. مواد اوليه موردنياز صنايع دستي, بهوفور در مناطق روستايي موجود ميباشد, بعلاوه اينكه نيازمند دانش فوقالعاده يا فناوري سطح بالايي نيز نميباشند. شايان ذكر است اين صنايع, زمينه اشتغال مناسبي نيز براي زنان (به عنوان قشر عظيمي از جمعيت روستايي) محسوب ميشود: از يك طرف آنان را از فضاي خانه دور نكرده و از طرف ديگر با شرايط جسماني و روحي آنان سازگاري بيشتري دارد.
12. صنعت گردشگري (توريسم) نيز از ديگر صنايع فرهنگي محسوب ميشود كه زمينه رشد فوقالعادهاي در مناطق روستايي دارد. طبيعت زيباي مناطق روستايي همراه با جاذبههاي سنتي روستانشينان, زمينه موردعلاقه گردشگران داخلي و خارجي محسوب ميشود. توسعه اين صنعت كه با هزينه قابلتوجهاي همراه نيست, در حاشيه خود باعث توسعه كسبوكارهاي فراواني خواهد شد.
13. خدمات زمينه فوقالعاده اشتغالزايي است كه حوزه درحالرشدي در اكثر كشورهاي جهان محسوب ميشود بطوريكه بسياري از انديشمندان, اقتصاد نوين را اقتصاد خدماتي مينامند. خدمات زمينه بسيار مستعدي براي اشتغالزايي است چون در يك اقتصاد روبهرشد و پويا, نميتوان هيچگونه محدوديتي براي توسعه خدمات در نظر گرفت. بعلاوه خدمات زمينه مناسبي براي خلاقيت و نوآوري افراد محسوب ميشود. بخش عمدهاي از كارآفرينيها در حوزه خدمات اتفاق ميافتد. خدمات اجتماعي, خدمات بهداشتي, خدمات فني, خدمات آموزشي, تجارت, خدمات اقتصادي و مالي, و خدمات ارتباطي از جمله مهمترين زمينههاي قابلتوسعه و اشتغالزا در مناطق روستايي هستند. قطعاً مشاركت دولت در اين زمينه ميتواند تسهيلكننده و تسريعكننده فرآيند توسعه خدمات در روستاها باشد.
14. دولت ميتواند با برنامهريزي, طراحي و اجراي طرحهاي مختلف براي ارايه خدمات دولتي در مناطق روستايي, زمينه اشتغالزايي و كارآفريني فوقالعادهاي را در روستاها ايجاد نمايد. طيف اين امور نيز بسيار گسترده است: از امور اداري, اقتصادي, انتظامي, بيمه و تامين اجتماعي گرفته تا مراقبت از محيط زيست, حفظ و توسعه مراتع و جنگلها (و حتي پاسداري از مرزها و منافع عمومي و ملي). استخدام نيروهاي كاري در اين زمينهها بايد به صورت محلي انجام پذيرد و تا حد ممكن به بخش خصوصي واگذار گردد. اين امر از طرف ديگر باعث كاهش حركت و مهاجرت روستاييان به شهرها براي دريافت اينگونه خدمات خواهد شد. تحقق دولت الكترونيكي در سطح روستاها, چشماندازي مطلوب براي آينده است كه اكثر كشورها در حال حركت به سمت آن ميباشند.
15. ”رويكرد خوشهاي“ به توسعه, نگرش بهنسبه جديدي است كه سياستگذاران و برنامهريزان توسعه در كشورهاي مختلف بكار ميگيرند. نگاه كلنگرانه و منسجم به مسايل و كل فضاي مربوط به يك مقوله, مديران را در اجراي برنامههاي توسعه با موفقيت بيشتري همراه ميسازد. توسعه روستاها برمبناي توسعه خوشههاي صنعتي, خوشههاي فناوري و خوشههاي دانشيِ روستايي, راهكار مناسبي براي توسعه روستاها و توسعه كسبوكارهاي روستايي است. از آنجاييكه توجه به اين رويكرد حائز اهميت فوقالعادهاي است آن را در بخش بعدي و قبل از تشريح مدل توسعه اشتغالزايي و كارآفريني روستايي به گونهاي مفصلتر بيان ميداريم.
16. اكثر كشورهاي جهان (بالاخص كشورهاي پيشرفته) درحال حركت به سمت ايجاد جامعه دانشبنيان, جامعه يادگيرنده و جامعه اطلاعاتي هستند. جامعه دانشبنيان و جامعه يادگيرنده دو روي يك سكه هستند كه از مسير تشكيل و تكامل يك جامعه اطلاعاتي ميگذرند. اقتصادهاي دانشي و اطلاعاتي داراي الزامات و ساختاري هستند كه اگر از آنها غفلت شود اقشار روستايي از جمله آسيبپذيرترين گروه در آن خواهند بود. بدين جهت, اكثر كشورها برنامههايي براي تقويت زيرساختهاي اطلاعاتي جوامع روستايي خود (و ارتقاي سواد اطلاعاتي آنان) و مديريت اثربخش دانش در اين مناطق (در تعامل با مناطق شهري) دارند.
17. توسعه فناوريهاي مناسب و اشاعه آنها در مناطق روستايي نقش بسزايي در توسعه كسبوكارها دارد. توسعه فناوريهاي زيستي (بيوتكنولوژي) و فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي باعث افزايش توانمنديهاي نوآوران و كارآفرينان روستايي و شهري (براي فعاليت در روستاها) خواهد شد. اشاعه اين فناوريها به روستاها, موجي عظيم از فرصتهاي اشتغال را به اين مناطق سرازير مينمايد. بهويژه امروز توسعه فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در مناطق روستايي علاوه بر اينكه باعث تسهيل و بهبود امكانات و شرايط روستاييان ميشود, فرصتهاي كاري خوبي را نيز در اختيار قشر بهنسبه تحصيلكرده روستا ميگذارد.
18. ادغام فناوريهاي سنتي موجود در مناطق روستايي كشور با فناوريهاي نوين و پيشرفته راهكار مناسبي براي پيشرفت و روزآمدشدن محصولات و كالاهاي ساخت روستا است. بسياري از محصولات سنتي را ميتوان با ابزارها و تجهيزات نوين توليد نمود يا آنان را با فناوريهاي جديد آغشته نمود. اين امر باعث بقاي صنايع سنتي فعلي و بعضاً توسعه بازار (روبهاضمحلال) آنان خواهد شد.
19. توسعه فناوري اميد رويكرد مناسبي براي ارتقاي كيفيت و زندگي روستاييان است. اين مفهوم كه اولين بار توسط راشمي ماير (انديشمند و آيندهپژوه هندي) مطرح گرديد, تصريح ميدارد كه الزاماً توسعه كشورهاي درحالتوسعه (و ورود به عصر فراصنعتي) از مسير صنعتيشدن و الگوهاي توسعه كلاسيكِ تجويزيِ غربي نميگذرد. بسياري از كشورهاي توسعهنيافته (بالاخص در مناطق روستايي) ميتوانند با بكارگيري مجموعهاي از فناوريهاي نرم و اثربخش كه هزينه سرانه اندكي دارند, دردسترس ميباشند و باعث آلودگي محيط زيست نميشوند, يك مسير ”توسعه اقتصادي نرم“ را بپيمايند و جوامع خود را از فقر و فلاكت برهانند. از جمله اين فناوريها ميتوان منابع انرژي تجديدپذير (همچون سلولهاي خورشيدي و بيوگازها), فناوريهاي ارتباطي ارزانقيمت (تلفنهاي راديويي) و فناوريهاي مالي و اقتصادي اشاره كرد. استفاده از اين فناوريها ارزان و نيازمند دانش تخصصي سطح بالايي نيست.
20. فرهنگسازي از مهمترين و زيربناييترين اموري است كه بايد براي توسعه روستاها و توسعه كارآفريني در آنها صورت گيرد. كارآفريني نيازمند فرهنگ خاصي است كه پرورش آن بسيار سخت و نيازمند تلاشي طولانيمدت است. توانايي درك تغييرات و كشف فرصتها, مشاركت و كار گروهي, خلاقيت و نوآوري, روحيه استقلالطلبي و مسؤوليتپذيري, مخاطرهپذيري و مخاطرهجويي, همگي از عناصر اصلي سازنده اين فرهنگ هستند كه نميتوان صرفاً با انجام برنامههاي كوتاهمدت و ضربتي به آنها دست يافت. بهترين راهكارهاي توسعه فرهنگ كارآفريني در روستاها, ارتقاي ”سواد كارآفرينيِ“ روستانشينان از طريق برنامههاي آموزشي و ترويجي مختلف است. بعلاوه تدوين ساختار و معماري مشاغل روستايي و آموزش ماژولار عناصر سازنده آنها يكي از رويكردهاي آموزشي نوين و اثربخش ميباشد. صرفاً توسعه سواد خواندن و نوشتن (سواد عمومي و پايه) راهگشاي مسايل روستايي نخواهد بود, بلكه توسعه مجموعهاي از سوادهاي فرهنگي, فناوري و اطلاعاتي باعث توانمندشدن روستاييان شده و آنان را در ايجاد, توسعه و بهرهبرداري از كسبوكارها و منابع خود ياري ميرساند.
21. سه استراتژي اساسي براي توسعه كارآفريني روستايي وجود دارد: يكي جذب كسبوكارها از ديگر مناطق (بهخصوص مناطق شهري) به روستاها, كه در مجموع و از نگاه ملي چندان مفيد نيست. دوم حفظ و توسعه كسبوكارهاي موجود از طريق سياستها حمايتي, كه عموماً سياستگذاران و مديران كشور به آن توجهي نميكنند. سوم حمايت از ايجاد و تولد كسبوكارهاي جديد از دل خود مناطق روستايي, كه معمولاً مدنظر ميباشد اما نيازمند برنامهريزي منسجم و بلندمدت ميباشد.
22. به نظر نميرسد هيچ گروهي مستعدتر از فارغالتحصيلان روستازاده براي امر كارآفريني روستايي باشند. ايجاد شرايطي مناسب براي فعاليت و جذب اين افراد به فضاهاي روستايي از مهمترين مسايل پيش روي مديران توسعه روستايي است: ايجاد شهركهاي كسبوكاري, ايجاد مراكز رشد (انكوباتور) روستايي و پاركهاي كارآفريني, اعطاي تسهيلات و امكانات به آنها, ارايه آموزشهاي كارآفريني به آنها, ايجاد آموزشگاههاي مختلف (كه به آموزش كارآفريني نيز بپردازند) در مناطق روستايي و نقاط واسط, ايجاد مراكز آموزشي, تحقيقاتي و علمي در مناطق روستايي مستعد و تقويت ارتباطات اينگونه مراكز با روستاها, تحريك و انگيزش آنان به توسعه و آباداني زادگاههاي خود از طريق مديران و رهبران كشور.
23. ايجاد فضاي مديريت مشاركتي در روستاها و همراهنمودن آنان در تصميمگيريهاي انجامشونده در مورد خود آنان از جمله مهمترين سازوكارهاي توسعه روستايي و بسط كارآفريني است. روحيه مشاركتجويي در توسعه منطقه خود, از مهمترين الزامات و پيشرانهاي كارآفريني روستايي محسوب ميشود كه از طريق بسط مردمسالاري در سطح روستاها ناشي ميشود. شوراها از مهمترين سازوكارهاي اين امر هستند. كمك به ايجاد تعاونيها و مشاركت در فرآيند تكامل و موفقيت آنان از مهمترين اقدامات دولتها محسوب ميشود.
رويكرد خوشهاي چيست؟
هنگامي كه راجع به يك موضوع يا مساله خاص فكر ميكنيم, ناخودآگاه ذهنمان به مقولات مرتبط نيز كشيده ميشود. به عنوان مثال, هيچگاه نميتوان وضعيت يك كارخانه را بدون درنظرگرفتن منابع نيروي انساني آن, بازار محصولات, ساختارهاي نهادي و قانوني, نظام اقتصادي و سياسي, سيستم آموزش, فناوريها, رقبا, تامينكنندگان, نمايندگيها و سيستم خدمات بعد از فروش و امثالهم مورد بررسي درست و جامع قرار داد و راهكارهاي كارآمد و اثربخشي براي حل مشكلات و يا بهبود شرايط آن ارايه كرد. پس ما با ”خوشهاي“ از مسايل و مقولات مرتبط با يك موضوع خاص مواجه هستيم كه بايد همگي آنها را مدنظر داشته باشيم.
در چند دهه اخير, رويكرد خوشهاي به مسايل كه برگرفته از نگاه ”كلنگرانه“ (در برابر جزءنگري) است, روشهاي نويني را پيش روي برنامهريزان قرار داده است. اولين بار مفهوم ”خوشه صنعتي“ ابداع گرديد كه كليه مسايل, موضوعات, ساختارها, سازوكارها و عناصر مرتبط با يك صنعت خاص را, در يك منطقه, كشور يا جهان, دربرميگرفت (مثلاً خوشه صنعت هوافضا). اقتصاددان هارواردي, مايكل پورتر (1990) در كتاب ارزشمند خود, مزيت رقابتي ملتها, از تركيب نظريات موجود در زمينه توسعه منطقهاي و عناصر سازنده استراتژي كسبوكارها, ايده خوشههاي صنعتي موفق را در قالب ”الماس مزيت“ تئوريزه نمود. اين الماس از چهار عنصر ساخته شده است:
الف. شرايط عامل: مواهب منطقهاي در زمينه مواهب توليد همچون منابع انساني, فيزيكي, دانشي و سرمايهاي, و زيرساختي كه موفقيت يك صنعت خاص را تسهيل مينمايد.
ب. شرايط تقاضا: ماهيت نيازها و احتياجات منطقهاي كه ميتوان مشوق و محرك نوآوري بيشتر در صنايع منطقه باشد.
ج. صنايع مرتبط و حامي: شبكههاي خريداران و تامينكنندگاني كه در تعاملي تنگاتنگ, مشوق تبادل فعالانه اطلاعات, يادگيري جمعي و نوآوري زنجيره تامين هستند.
د. استراتژي, ساختار و رقابت صنعتي: جو و فضايي كه مشوق شديد رقابت درميان توليدكنندگان محلي در عين همكاري و همياري در بهاشتراكگذاري نيازها و بارورسازي آنها در راستاي نوآوري و مزاياي رقابتي منطقه است.
(پورتر علاوه بر چهار عنصر اصلي مذكور, دو عامل جانبي ”دولت“ و ”شانس“ را نيز بر مزيت رقابتي و مسير توسعه خوشههاي صنعتي موثر ميداند)
به مرور و با اهميت يافتن مقوله ”فناوري“ به جاي ”صنعت“, مفهوم ”خوشه فناوري“ متولد شد (همچون خوشه فناوري اطلاعات). امروز آنچه به طور جدي توجه انديشمندان, مديران و سياستگذاران را به خود جلب نموده است ظهور مفهوم ”خوشه دانشي“ است كه محوريت را در ”دانش“ ميبيند.
برنامهريزي براي توليد, اشاعه, بهاشتراكگذاري و بكارگيري دانش, مبناي نگرش خوشههاي دانشي است. اولويتدادن به دانش به جاي مقولات ديگر (همچون مواهب طبيعي, تجهيزات, سرمايه و امثالهم) در بسياري از نقاط جهان, تجربيات موفقي به بار آورده است. حسن اصلي اين نگاه, آن است كه الزاماً كاربردپذيري آن در حوزه فناوريهاي برتر نيست, بلكه ميتوان آن را به روشي موفقيتآميز در حوزه فناوريهاي سطوح متوسط و پايين (حتي صنايع سنتي و دستي) نيز بكار گرفت. شركتهاي مبتني بر فناوريهاي برتر امروزيني همچون نوكيا, ساآب و ولوو (كه همگي سوئدي هستند), همگي تا چندين سال پيش, چوببري (صنايع توليد محصولات چوبي) بودهاند! مطالعات بانك جهاني (2003) صراحتاً به كشورهاي جهان سوم و درحالتوسعه پيشنهاد مينمايد بكوشند با بهرهگيري از مواهب طبيعي خود, سازمانهايي بنانهند كه مبتني بر دانش باشند يعني مستمراً مهارتها, تجربيات و شايستگيهاي خود را ثبتوضبط نموده, بهبود داده, سازوكارهاي بهاشتراكگذاري و توزيع دانش سازمان را فراهم نموده, يادگيري مستمر (و مادامالعمر) داشته باشند و از طريق نوآوريهاي تدريجي به بهبود مستمر محصولات و فناوريهاي خود بپردازند. در يك كلام, سازمانها و شركتهاي كشورهاي درحالتوسعه بكوشند برمبناي مواهب طبيعي, صنايع سنتي و شايستگيهاي موجود, مديريت دانش را در خود (و در كل كشور) بنانهند تا سريعتر و آسانتر بتوانند به سمت فناوريهاي برتر حركت كرده و از قافله پيشرفتهاي آينده عقب نمانند.
در همين راستا چندي است شاهد ظهور ايده ”خوشههاي دانشي روستايي“ به عنوان الگويي براي نوآوري روستايي هستيم. به خصوص كشور كانادا برمبناي تجربيات موفق خود در اين زمينه, بهطور گستردهاي بر اين ايده براي توسعه نوآورانه و پايدار مناطق اقتصادي روستايي كشور, متمركز گرديده است. هدف اصلي سياستگذاران و برنامهريزان در اين زمينه, عقبنماندن مناطق روستايي كشور از قافله ”جامعه دانشبنيان جهاني“ است. طبق تعريف, خوشههاي دانشي روستايي, به مجموعهاي از شركتهاي نوآور و مرتبط مستقر در مناطق روستايي (غيرشهري) اطلاق ميشود كه ميكوشند از طريق گردآوري, انباشت و جذب دانش درميان نقشآفرينان و نهادهاي محلي, به ايجاد و تقويت مزيت رقابتي بپردازند. به عنوان مثال, اين خوشههاي دانشي روستايي ميتوانند حول صنايع چوب, محصولات كشاورزي, چرم و پوست, صنايع دستي و امثالهم شكل بگيرند و توسط مديران مورد برنامهريزي قرار بگيرند تا مسير توسعه خود را طي نمايند.
توصيه هاي ايمني در عمليات قطع اشجار
جلوگيري از مرگ و جراحت افراد شاغل در عمليات قطع اشجار
انستيتو ملي ايمني و بهداشت حرفه اي (NIOSH) در زمينه جلوگيري از جراحت و مرگ افراد شاغل در عمليات قطع اشجار نيازمند همكاري و مشاركت مي باشد. تحقيقات جديد NIOSHنشان مي دهد كه بسياري از كارگران و كارفرمايان در صنعت قطع اشجار با خطرات مربوط به عمليات قطع اشجار آشنا نبوده و دستورالعمل هاي ايمني و بهداشت حرفه اي صادره از طرف سازمان OSHA را در اين رابطه رعايت نمي كنند. اين مقاله شامل توصيف 6 حادثه منجر به مرگ 6 نفر از كارگران شاغل در امر قطع اشجار مي باشد.در هر حادثه مي شد از مرگ اين افراد با رعايت دستورالعملهاي ايمني و استفاده از تجهيزات ايمني، مطابق با استانداردهاي OSHA جلوگيري نمود.
NIOSH خواهان آنست كه نويسندگان مجلات تجاري، مسئولان دفاتر ايمني و بهداشت، موسسات صنعتي، اتحاديه ها و كارفرمايان در صنعت قطع اشجار موارد ذكر شده در اين اخطار را مورد توجه تمامي كارگران در معرض خطر قرار دهند.
دورنما
نرخ مرگ و مير
سيستم نظارت ملي بر مرگ و ميرهاي شغلي (NTOF) نشان مي دهد كه در طي سالهاي 1980-1989 حدود 6400 كارگر آمريكايي در اثر جراحت هاي ناشي از كار در هر سال كشته مي شوند. در طول اين 10 سال، 1492 مرگ مربوط به صنعت قطع اشجار بوده است. در حاليكه نرخ مرگ و مير متوسط سالانه براي آنها 23 برابر بقيه كارگران آمريكايي مي باشد (164 كشته براي هر 100.000 كارگر در مقايسه با 7 كشته براي هر 100.000 كارگر). اغلب، مرگ و مير در رابطه با قطع اشجار به 4 دسته شغلي تقسيم مي شود:
افراد حرفه اي شاغل در اين بخش (براي مثال، كساني كه درخت را قطع مي كنند، كساني كه
شاخه ها را قطع مي كنند. كساني كه درخت را به كنده تبديل مي كنند و كساني كه درخت را حمل
مي كنند)، رانندگان كاميون، كارگران عمومي و اپراتورهاي ماشين آلات. تعداد حقيقي افراد قطع كنند. اشجار بيشتر از تعدادي است كه توسط NTOFارائه شده زيرا روش هاي جمع آوري و
گزارش داده ها منجر به ناچيز شمردن تعداد كل مرگ و مير مي شود.
داده هاي NTOFهمچنين نشان مي دهد كه 59 درصد مرگ و مير ناشي از قطع اشجار بواسطه ضربه ناشي از افتادن يا به پرواز درآمدن اشياء و يا قرار گرفتن كارگر در ميان اشياء مي باشد. تقريباً 90 درصد اين مرگ و ميرها ناشي از درختان، گرده بينه ها، درختان مرده يا شاخه ها هستند.
بعلاوه، فعاليت سازمان NIOSH در آلاسكا مشخص كننده اين است كه قطع درختان با هليكوپتر نيز بشدت خطرناك است. اين اخطار اشاره به عمليات قطع درختان با هليكوپتر نمي نمايد ولي اطلاعات مربوط به اين موضوع در گزارش هاي جديد قابل دسترسي است.
جراحت
در سال 1992، دفتر آمار كار گزارش داد كه عمليات قطع اشجار داراي نرخ جراحتي بيش از 14000 مجروح در هر 100.000 كارگر تمام وقت است در حاليكه براي تمامي بخش خصوصي آمار 8000 نفر براي هر 100.000 كارگر وجود دارد.داده هاي مربوط به خسارت كارگران نشان مي دهد كه جراحت منجر به از دست رفتن روزهاي كاري، بسيار شبيه به جراحت هايي هستند كه منجر به مصدوميت هاي منجر به مرگ مي شود. همچنانكه اغلب مرگ و ميرهاي ناشي از قطع درختان در گروههاي شغلي چهارگانة مذكور رخ ميدهد، اغلب شكايات جهت پرداخت خسارت نيز در اين گروهها اتفاق مي افتد.
استانداردهاي رايج
OSHA
سازمان OSHAاخيراً مقررات خود را در رابطه با انواع عمليات قطع اشجار بدون توجه به اينكه استفاده نهايي فرآورده هاي جنگلي چه هستند مورد بازبيني و بسط قرار داده است. كارفرمايان مكلفند تمام استانداردها را تا 9 فوريه 1995 بكار ببندند. مقررات بازبيني شده به مقدار قابل ملاحظه اي با نسخه هاي قبلي تفاوت داشته و شامل موارد ذيل مي باشد:
1- آموزش هاي اضافي در زمينه كار و كمك هاي اوليه براي كارگران.
2- استفاده و تنوع گسترده در زمينه لوازم حفاظت فردي.
3- ملاحظات شديد تر براي استفاده از سازه هاي محافظ در برابر غلت خوردن و افتادن اشياء.
4- راهنمايي قابل درك در رابطه با روش هاي قطع درختان (شامل روش هاي مناسب براي افتادن درخت در جهت مطلوب و جلوگيري از پيچيدن و شكسته شدن نابهنگام درخت)
در سال 1976، سازمان NIOSH معيار خود را براي استانداردهاي توصيه شده تحت عنوان: «عمليات قطع درختان از قطع تا حمل» منتشر كرد. اين مدرك يكسري دستورالعمل هاي ايمني كار و تجهيزات حفاظت فردي و مداواي پزشكي را براي افراد شاغل در اين بخش توصيه نموده بود.
گزارشات حادثه:
بين اكتبر 1991 و مه 1993، برنامه برآورد كنترل و ارزيابي مرگ ومير (FACE) 13 مورد حادثه منجر به مرگ را (هر كدام شامل 1 مرگ) در صنعت قطع اشجار مورد تحقيق و بررسي قرار داده است. موارد ذيل شامل جمع بندي 6 عدد از اين حوادث است.
گزارش شماره 1
در 9 اكتبر 1992، يك كارگر مرد 33 ساله شاغل در امر قطع كردن درختان در حين استفاده از اره زنجيري كشته مي شود. او از يك اره با توان 4 اسب بخار و ابعاد 16 اينچ از نوع bow-bar استفاده مي نموده است. قرباني يك درخت كاج به طور 40 پا را قطع كرده بود.
سپس او با استفاده از اره زنجيري اقدام به قطع كردن شاخه هاي درخت مي نمايد. دراين حالت، حين قطع كردن قسمتي از درخت كه تحت تنش ناشي از وزن درخت بوده اره زنجيري لگد زده و به عقب بر مي گردد و او را از ناحيه گلو مصدوم مي نمايد.
گزارش شماره 2
در 10 اكتبر 1992 يك كارگر مرد قطع كننده درخت با سن 53 سال در اثر افتادن يك درخت قطع شده بر روي درخت ديگر و در رفتن آن دچار حادثه منجر به مرگ مي شود. قرباني يك درخت كاج به طول 70 پا را قطع كرده بود. اين درخت در حين افتادن به يك درخت كوچكتر با طول 15 پا برخورد كرده و به آن گير
مي كند. قرباني احتمالاً تصميم مي گيرد با قطع كردن درخت كوچكتر آن را آزاد كند هنگامي كه او شروع به قطع درخت كوچكتر مي نمايد، لرزش اره زنجيري باعث آزاد شدن درخت بزرگتر مي شود. درخت آزاد شده و بر روي قرباني افتاده و باعث مرگ او مي شود.
گزارش شماره 3
در 17 نوامبر 1992، يك كارگر مرد قطع كننده درخت با سن 58 سال، در اثر برخورد شاخه يك درخت با سرش كشته مي شود. قرباني در حال قطع كردن درختان در شيب 40% كوه بوده است. او در حاليكه يك درخت بلوط با طول 100 پا را قطع مي كرده، درخت بر روي سرازيري افتاده و به يك درخت ممرز در فاصله 6 متري خود برخورد كرده و يك شاخه ممرز به طول 40 پا را از آن جدا مي كند كه اين شاخه به طرف بالا و روي قرباني مي افتد. اين شاخه به مقدار 35 پا پرت شده و به سر قرباني بصورت مرگباري برخورد مي كند.
گزارش شماره 4
در 3 دسامبر 1992، يك كارگر مرد مسئول برش الوار، در حين قطع كردن يك درخت تبريزي به طول 80-90 پا در زمانيكه درخت در حال افتادن بوده، يكي از شاخه هايش به يك درخت خشك 35 پايي برخورد
مي كند. درخت خشك در ارتفاع 4 فوتي از زمين شكسته شده و از پشت به روي قرباني مي افتد. (وقتي كه قرباني به طرف مقابل آن نگاه مي كرده است ) و سر او را مضروب مي كند . اگر چه قرباني مجهز به وسايل حفاظت از سر بوده ، ضربه در همان لحظات اوليه كشنده بوده و ستون فقرات او را در ناحيه گردن مي شكند.
ِگزارش شماره 5
در 22 مارس 1993 ، يك كارگر سرپرست مرد 51 ساله و متصدي حمل درخت بصورت مرگباري از ناحيه سر بواسطه افتادن درخت آسيب مي بيند . او درحال برش درخت و تبديل آن به كنده بود . يك كارگر بعنوان كمك او در حال قطع كردن يك درخت تبريزي 58 پايي در فاصله 50 پايي قرباني بوده است . وقتي كه درخت به طرف قرباني مي افتد ، شخص مسئول برش الوار و يك كارگر ديگر فرياد اخطار را سر مي دهند با وجود اين قرباني ( كه داراي كلاه ايمني و گوشي بوده است ) آشكارا صداي آنها را نمي شنود و در نتيجه سرش مصدوم شده و فوت كند .
گزارش شماره 6
در 8 آوريل 1993 ، يك كارگر مرد اپراتور 28 ساله در اثر ضربه ناشي از ماشين كشنده گرده بينه ها كشته مي شود . قرباني در محوطه انبار كردن گرده بينه ها قرار داشته ( شيب اين قسمت 5 درصد بوده است) و ماشين حمل كننده را متوقف كرده بود و تعدادي از گرده بينه هاي آويزان را از قلاب بازكرده و دوباره سوار دستگاه كشنده شده و در حال حركت و دورزدن يك دستگاه بارگيري گرده بينه بوده كه دستگاه كشنده به روي 2 عدد گرده بينه موجود در روي زمين مي رود . يكي با قطر 6 اينچ و ديگري با قطر 14 اينچ . وقتي دستگاه از روي گرده بينه ها رد مي شود قرباني آشكارا تعادلش را از دست مي دهد و از كابين دستگاه به بيرون مي افتد و چرخ چپ عقبي دستگاه از روي او رد
مي شود . قرباني دچار چندين جراحت در ناحيه سروبدن شده و درهمانجا فوت مي كند .
نتايج
تحقيقات FACEو داده هاي مرگ ومير در سطح ملي نشان مي دهد كه بسياري از كارگران و كارفرمايان در صنعت قطع اشجار نسبت به خطرات مربوط به قطع درختان ناآگاهند و از استانداردهاي OSHAبراي پرهيز از جراحت و مرگ و مير پيروي نمي كنند. درهركدام از حوادث ذكر شده توسط NIOSH، پيروي از دستورالعملهاي ايمني OSHAجان كارگر را نجات مي داد.
توصيه ها
سازمان NIOSHپيشنهاد مي كند كه كارگران و كارفرمايان موارد ذيل را جهت جلوگيري از مرگ ومير و جراحت ناشي از قطع درختان رعايت كنند:
- از دستورالعملها و مقررات OSHAدر رابطه با عمليات قطع اشجار تحت شماره
29CFR 1910 .266 پيروي شود.
- قبل از شروع عمليات قطع اشجار، بدقت بدنبال علامات ناشي از كنده شدن پوست درخت ، شاخه هاي شكسته شده و ياديگر صدمات درختان باشيد
- مناطق كار تعيين گردد تا اينكه هيچ درختي به داخل محدوده مجاور منطقه كار سقوط نكند. فاصله بين مناطق همجوار تا منطقه كار مي بايد حداقل به اندازه طول 2 عدد درخت قطع شده باشد.
- اگر يك درخت در جلوي درخت ديگري قطع شود ، آن را از محل كار به هر طريق مكانيكي و يا روشهاي ديگر خارج كنيد تا باعث به حداقل رساندن صدمات كارگر شود.
- افراد قطع كننده درخت را نسبت به ارزيابي محل هاي تجمع برف و يخ، باد، شيب درخت،
شاخه هاي مرده، محل درختان ديگر و مراحل مقتضي در جلوگيري از ايجاد خطر براي كارگران آگاه نماييد.
- در حين بريدن درختان و يا قسمتهاي تحت تنش آنان نبايد به غير از شخص قطع كننده درخت به ديگران اجازه داد به اندازه كمتر از طول 2 درخت به آن نزديك شوند.
- مطمئن شويد وسايل نقليه و يا ماشين آلات مجهز به حفاظ بالاي سر و كمربندهاي صندلي هستند. اين مورد در رابطه با وسايل نقليه يا ماشين آلاتي كه توسط كارگران و كارفرمايان فراهم شده هم صادق است.
- كارگران را به وسايل حفاظت فردي مقتضي مجهز نماييد كه شامل دستكش ، ساق بند، كلاه ايمني، عينك ايمني و ماسك مي باشد. آنان را در رابطه با استفاده صحيح ، نگهداري ، بازرسي ، تعمير و جايگزيني اين تجهيزات آموزش داده و مجبور به استفاده نماييد. مطمئن شويد كه همه كارگران از وسايل حفاظت پاي مناسب استفاده مي نمايند.
جعبه كمك هاي اوليه در هر سايت كاري كه درختان قطع شده و حمل مي شوند و همچنين در داخل وسايل نقليه كارگران بايد موجود باشد . تعداد و محتوي جعبه كمك هاي اوليه بايد منعكس كننده حد ايزوله بودن منطقه كار ، تعداد كارگران و خطرات منطقي پيش بيني شده در محيط كار باشد.
2 – يك برنامه ايمني مكتوب شامل دستورالعمل هاي ايمني براي تمام وظايف محوله را توسعه دهيد، اجرا كنيد و كارگران را به اطاعت از آن وادار نماييد. اين برنامه ايمني بايد شامل عناصر ذيل باشد ولي به آنها محدود نشود.
- آموزش كارگران در جهت ارزيابي بريدن الوارها به جهت اينكه خطرات تشخيص داده شده و كنترل شوند.
- تعليم كارگران براي برنامه ريزي و پاك سازي گذرهاي عقب نشيني قبل از شروع هرگونه عمل قطع كردن.
- آموزش كارگران جهت روشهاي صحيح قطع درختان (براي مثال برش اوليه مناسب ، برش نهايي مناسب و مقدارتنه درخت باقي مانده در روي زمين پس از قطع كردن)
3 – قبل از شروع كار ، بازبيني روزانه و اوليه راجهت شناسايي و اجرا كردن كنترل هاي مقتضي به جريان بياندازيد.
4 – يك شخص ذي صلاح را براي به اجرا در آوردن بازرسي هاي ايمني و اطمينان از انجام كارها توسط كارگران، مطابق با دستورالعمل هاي ايمني كار مشخص نماييد . بلافاصله هرگونه خطر شناسايي شده و يا عمل غير صحيح را تصحيح نماييد.
5 – بر انتخاب و استفاده از اره هاي زنجيري نظارت نماييد.
- مطمئن شويد كه اره زنجيري و افراد مربوطه بصورت مقتضي بر حسب نوع كار انتخاب شده اند
- اره زنجيري را مطابق با معيارهاي ايمني انتخاب نماييد مثل ترمزهاي زنجير، طراحي سيستم ضد لگدزدن زنجير، سوئيچ هاي ايمني و اجزاء جاذب ارتعاش.
- مطمئن شويد كه اره زنجيري مطابق دستورالعمل سازنده آن استفاده تنظيم و تعمير و نگهداري
مي شود.
تعريف حق العملكار و شرايط عمومي حق العملكاري در گمرك
ماده 376- حق العمل كاردر گمرك به شخصي (اعم از حقيقي يا حقوقي) اطلاق ميشود كه تشريفات گمركي كالاي متعلق به شخص ديگري را به وكالت از طرف آن شخص در گمرك انجام بدهد كسانيكه بدون داشتن كارت حق العمل كاري تشريفات گمركي كالا را به وكالت انجام مي دهند نمي توانند بيش از 10 مرتبه در سال به اين كار اقدام نمايند. مستخدمين تجارتخانه ها يا مستخدمين حق العمل كاران كه منحصرأ كارهاي آن تجارتخانه يا آن حق العمل كار را در گمرك انجام مي دهند مشمول مقررات ماده 382 اين آئين نامه خواهند بود.
ماده 377- هيچ شخصي بعنوان حق العمل كار در گمرك پذيرفته نميشود مگر اينكه پروانه مخصوص اين شغل را از اداره كل گمرك تحصيل نموده باشد.
پروانه حق العمل كاري در گمرك به اشخاصي داده ميشود كه داراي كارت بازرگاني بوده و حائز شرايط مذكور در زير باشند:
1. تابعيت ايران
2. سن كمتر از بيست و پنج سال نباشد.
3. نداشتن محكوميت به جنحه و جنايت و عدم سابقه قاچاق در گمرك به گواهي كتبي مقامات مربوط.
4. حداقل داشتن ديپلم دبيرستان ، دارندگان مدارك تحصيلي بالاتر در شرائط مساوي حق تقدم خواهند داشت .
5. كارمند دولت نباشد.
6. پذيرفته شدن در امتحان قانون امور گمركي و آئين نامه آن كه از طرف گمرك هر سال يكبار بعمل خواهد آمد.
تبصره – اشخاصيكه در تاريخ تصويب اين آئين نامه بيش از سه سال سابقه حق العمل كاري دارند از داشتن مدرك تحصيلي فوق و دادن امتحان معاف خواهند بود ولي پس از يكسال تمديد كارت حق العمل كاري آنها موكول به توفيق در امتحان موضوع اين ماده خواهد بود.
ماده 378- حق العمل كاران به دو طبقه تقسيم و از آنان وجه الضمان نقدي يا تضمين بانكي به شرح زير اخذ ميشود :
1. كساني كه درآمد غيرخالص حق العمل كاري سالانه آنها تا چهارصد هزار ريال باشد يكصد هزار ريال.
2. كساني كه درآمد غيرخالص حق العمل كاري سالانه آنها از چهارصد هزار ريال به بالا باشد دويست هزار ريال.
تبصره 1- وجوهي كه به عنوان وجه الضمان اخذ ميشود تا موقعي كه حق العمل كار در گمرك به شغل خود ادامه مي دهد بايد در بانك به حساب سپرده ثابت گذارده شود و سود آن عايد صاحب وجه ميگردد.
تبصره 2- در صورتيكه ميزان درآمد حق العمل كار در يك سال طبق دفتر مذكور در ماده 383 اين آئين نامه از حد نصاب تجاوز نمايد موظف است موقع تمديد پروانه تضمين خود را به تناسب كاركرد سالانه افزايش دهد.
ماده 379- براي تحصيل پروانه حق العمل كاري در گمرك داوطلبان اين شغل بايد كتبأ ازگمركي كه مي خواهند در آنجا حق العمل كاري كنند درخواست صدور پروانه نمايند متقاضي بايد به درخواست خود مدارك حائز بودن شرايط مذكور در ماده 377 اين آئين نامه كه از طرف مقامات صلاحيتدار بايد صادر شده باشد با سه قطعه عكس ضميمه نمايد، رئيس گمرك مزبور درخواست و ضمائم آن را رسيدگي و تحقيقاتي نيز درباره سوابق متقاضي بعمل آورده درصورتيكه اشكالي در قبول تقاضا به نظرش نرسد پروانه صادر و امضاءو آن را به ضميمه درخواست و ضمائم ضمن گزارش براي تصويب و امضاء به اداره كل گمرك ارسال مي دارد . موقع تسليم پروانه به ذينفع بايد به نسبت درجه بندي به ترتيب 100 و 200 ريال از او اخذ و معادل آن تمبر به پروانه الصاق و ابطال شود.
تبصره 1- درخواست حق العمل كاري روي اوراق چاپي طبق نمونه مخصوص تنظيم و امضاء متقاضي بايد در ذيل تقاضانامه از طرف دفاتر اسناد رسمي گواهي شده باشد.
تبصره 2- اشخاصي كه در گمركهاي مختلف مي خواهند به حق العمل كاري بپردازند در تقاضاي خود بايد اين نكته را تصريح نمايند و درخواست خود براي صدور پروانه مستقيمأ به اداره كل گمرك تسليم دارند. اداره كل گمرك مجاز است به تناسب حجم كار و خصوصيات هر يك از گمرك خانه ها تعداد حق العمل كاران را تعيين و محدود نمايد و براي تأمين اين منظور ادارات گمرك شهرستانها موظفند تا قبل از پايان دي ماه هر سال عده حق العمل كاران موظفند تا قبل از پايان دي ماه هر سال عده حق العمل كاران را كه در سال بعد مورد احتياج خواهد بود به مركز گزارش دهند تا اداره كل گمرك براي صدور پروانه جديد با رعايت مفاد ماده 377 اين آئين نامه و حق تقدم از نظر معدل امتحانات مربوط اقدام نمايد.
**1 ماده 380- مدت اعتبار پروانه حق العمل كاري فقط يكسال از تاريخ صدور آن است درصورتيكه دارنده پروانه مايل به ادامه حق العمل كاري در گمرك باشد بايد قبل از انقضاء مدت و با پرداخت بهاي تمبر پروانه و تسليم دفتر مخصوص حق العمل كاري موضوع ماده 383 اين آئين نامه درخواست تمديد آن را از گمركي كه پروانه را گرفته بكند رئيس گمرك محل درصورتيكه تخلفي كه مستلزم محروميت دائم يا موقت از شغل حق العمل كاري باشد از متقاضي نديده و ادامه شغل او را صلاح بداند مي تواند با ملاحظه دفتر حق العمل كاري سال قبل و پلمپ و امضاي دفتر حق العمل كاري سال بعد تا يكسال ديگر پروانه را در صورتيكه حق العمل كار سابقه ترخيص سالانه حداقل يكصد اظهارنامه در گمرك خانه هاي درجه 1 يا پنجاه اظهارنامه در گمرك خانه هاي درجه 2 يا 25 اظهارنامه در گمرك خانه هاي درجه 3 داشته باشد تمديد نمايد.
تبصره – درجه بندي گمرك خانه هاي موضوع اين ماده اول دي ماه هر سال وسيله اداره كل گمرك تعيين و اعلام ميگردد.
ماده 381- حق العمل كار موظف است اصل وكالتنامه رسمي ثبتي اشخاصي كه به حساب آنها تشريفات گمركي را انجام مي دهد طبق نمونه اي كه اداره كل گمرك تعيين مي نمايد تنظيم و به اداره كل گمرك تسليم و رونوشت گواهي شده آن را در هر مورد به اظهارنامه تسليمي ضميمه نمايد.
ماده 382- براي مستخدمين تجارتخانه ها و مستخدمين حق العمل كاران كه جهت انجام تشريفات گمركي يا كمك در انجام امورگمركي به گمرك مراجعه و منحصرأ كارهاي مربوط به تجارتخانه يا حق العمل كار مربوط را انجام مي دهند با رعايت شرايط و تشريفات زير كارت مخصوصي صادر ميگردد.
الف – اين قبيل اشخاص علاوه بر داشتن سواد درحدود سوم دبيرستان وداشتن اطلاعات مربوط به امور گمركي بايد داراي شرايط مقرر در بندهاي 1 و 3 و 5 ماده 377 اين آئين نامه باشند و درباره اين قبيل مستخدمين حداقل سن بيست سال خواهد بود.
ب – اگر فقط بعنوان كمك در انجام تشريفات گمركي دخالت نمايند بايد معرفينامه اي كه امضاي آن در دفاتر اسناد رسمي گواهي شده باشد از طرف تجارتخانه يا حق العمل كار با تعيين حدود مداخله در امور ارائه نمايند در اين صورت حق امضاي اوراق و اظهارنامه را نداشته و اين قبيل اوراق فقط با امضاي بازرگانان يا حق العمل كاري كه از طرف صاحب كالا وكالت دارد درگمرك قبول ميشود.
ج – اگر بخواهند اظهارنامه و اوراق را نيز امضا كنند بايد وكالتنامه رسمي و ثبتي با رعايت شرايط ماده 381 اين آئين نامه از از صاحب كالا در دست داشته و به گمرك تسليم و رونوشت گواهي شده آن را در هر مورد به اظهارنامه تسليمي ضميمه نمايند.در صورتيكه چنين اختياري از طرف حق العملكار به مستخدم خود داده شود به شرطي پذيرفته ميشود كه آن حق العمل كار طبق وكالتنامه صاحب كالا كه به گمرك تسليم نموده وكالت در توكيل هم داشته باشد. در هر دو حال دهنده معرفي نامه يا وكالتنامه بايد نسبت به اعمال شخص معرفي شده به گمرك به شرح زير ضمانت كتبي بسپارد.
اينجانب …………. داراي كارت بازرگاني / پروانه حق العمل كاري شماره صادره اتاق بازرگاني و صناع ايران / گمرك تعهد مي نمايم هر گاه در اثر اعمال آقاي ………. به اداره كل گمرك جمهوري اسلامي ايران ضرر و زياني وارد شود و يا در اثر تخلف از مقررات گمركي جريمه به او تعلق بگيرد ضرر و زيان وارده را جبران و جريمه متعلق را طبق نظر گمرك پرداخت نمايم.
د – براي هر يك از اين اشخاص پس از تسليم معرفينامه يا وكالتنامه (اصل يا رونوشت گواهي شده ) و اسناد و مدارك مقرر رئيس اداره در صورتيكه آن را حائز شرايط تشخيص داد كارت مخصوصي مبني بر حدود اختياراتيكه از طرف معرف يا موكل به دارنده آن داده شده است براي مدتي كه از يكسال تجاوز نخواهد كرد صادر مي نمايد. كارتهاي مزبور در دو نسخه صادر و به هر دو نسخه بايد عكس دارنده آن الصاق و با دريافت پنجاه ريال به نسخه اول تمبر الصاق و ابطال شود.
نسخه اول كارت به ذينفع تسليم نسخه دوم در پرونده مربوط به حق العمل كار معرف يا موكل ضبط ميشود و اگر دارنده كارت مستخدم تجارتخانه باشد براي او پرونده مخصوصي باز و نگهداري ميشود.
تبصره - حق العمل كاران مي توانند با توجه به حجم كار خود در گمرك عده لازم نماينده را با تشخيص رئيس گمرك و رعايت مقررات مربوط معرفي نمايند.
ماده 383- حق العمل كار موظف است تمام عملياتي را كه در گمرك به وكالت اشخاص انجام مي دهد در دفتر مخصوص ثبت نمايد اين دفتر به هزينه حق العمل كار طبق نمونه و دستوري كه گمرك مل مي دهد نگاهداري ميشود و قبل از شروع به ثبت بايد برگهاي آن از طرف گمرك محل شماره گذاري و دفتر پلمپ شود و در اولين برگ دفتر مزبور نام و نشاني حق العمل كار و شماره و تاريخ پروانه صادره از اداره كل گمرك و همچنين تعداد برگهاي آن قيد و به امضاي رئيس گمرك برسد و سپس در مقابل رسيد حق العمل كار تسليم شود.
ماده 384- رئيس گمرك حق دارد هر موقعي كه بخواهد دفتر حق العمل كار را رسيدگي كند و حق العمل كار موظف است به محض اخطار كتبي رئيس گمرك دفتر خود را بلافاصله جهت رسيدگي به اختيار او بگذارد رئيس گمرك يا نماينده او در هر دفعه كه دفتر را رسيدگي مي كنند بايد رويت خود را با قيد تاريخ در زير آخرين ثبت يادداشت و امضا نمايد.
ماده 385- حق العمل كار مكلف است دفتر مزبور را هميشه مرتب و بدون حك و خدشه نگهدارد.
بخش دوم – تخلفات حق العملكاران و مجازات آنها
ماده 386- هرگاه حق العمل كاردر ضمن اشتغال به شغل حق العمل كاري درگمرك عمدأ اظهارنامه خلاف واقع تنظيم و يا اقدامي برخلاف قانون و آئين نامه گمركي مرتكب شود كه متضمن زيان مالي دولت باشد تخلف او به پيشنهاد گمرك در كميسيوني مركب از نمايندگان وزارت اقتصاد و اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران و اداره كل گمرك جمهوري اسلامي ايران رسيدگي و در صورت ثبوت تخلف طبق رأي قطعي كميسيون مزبور پروانه حق العمل كار متخلف به صورت موقت يا دائم باطل خواهد شد . (ماده 36 قانون امور گمركي) چنانچه حق العمل كار در ارتكاب قاچاق گمركي دخالت داشته باشد علاوه بر اجراي مقررات بالا مشمول مقررات مرتكبين قاچاق نيز خواهد بود.
تبصره – هرگاه حق العمل كار متخلف از اشخاص حقوقي باشد مقررات اين ماده هم شامل شخص حقوقي مزبور و هم شامل كساني كه در آن شخصيت حقوقي داراي حق امضاء بوده و اظهارنامه خلاف را امضا كرده و يا در آن اقدام خلاف مداخله داشته اند مي باشد و هر گاه حق العمل كار مزبور از اشخاص حقيقي باشد در مدت ممنوعيت نمي تواند بعنوان شخصي كه داراي امضاء در يك شخصيت حقوقي حق العمل كاري است در امور حق العمل كاري گمركي مداخله نمايند.
ماده 387- گمرك هر محل بايد براي هر يك از حق العمل كاراني كه با تحصيل پروانه مشغول حق العمل كاري در گمرك آن محل باشند پرونده مستقلي مركب از سه پوشه نگاهدارد. اوراقيكه در اين پرونده ها هميشه بايد موجود باشد به شرح زير است:
پوشه اول – درخواست متقاضي براي تحصيل پروانه
رونوشت يا فتوكپي گواهي شده پروانه حق العملكاري
فتوكپي گواهي شده كارت بازرگاني موضوع ماده 377 اين آئين نامه ورقه رسيد دفتر حق العمل كاري موضوع ماده 383 اين آئين نامه.
پوشه دوم – يك نسخه از هر صورتمجلس تخلف يا صورتمجلس قاچاق كه بر عليه او در گمرك تنظيم ميشود.
پوشه سوم – هر نوع مكاتبات و مراسلات ديگري كه در مورد شخص حق العمل كار مبادله ميشود.
حقالعمل کارى (کميسيون)
مادهٔ ۳۵۷
حقالعمل کار کسى است که به اسم خود ولى بهحساب ديگرى (آمر) معاملاتى کرده و در مقابل حقالعملى دريافت مىدارد.
مادهٔ ۳۵۸
جز در مواردى که بهموجب مواد ذيل استثناء شده مقررات راجعه به وکالت در حقالعمل کارى نيز رعايت خواهد شد.
مادهٔ ۳۵۹
حقالعمل کار بايد آمر را از جريان اقدامات خود مستحضر داشته و مخصوصاً در صورت انجام مأموريت اين نکته را به فوريت به او اطلاع دهد.
مادهٔ ۳۶۰
حقالعمل کار مکلف به بيمه کردن اموالى که موضوع معامله است نيست مگر اينکه آمر دستور داده باشد.
مادهٔ ۳۶۱
اگر مالالتجارهاى که براى فروش نزد حقالعمل کار ارسال شده داراى عيوب ظاهرى باشد حقالعمل کار بايد براى محفوظ داشتن حق رجوع برعليه متصدى حمل و نقل و تعيين ميزان خسارات بحرى (آواري) به وسايل مقتضيه و محافظت مالالتجاره اقدامات لازمه بهعمل آورده و آمر را از اقدامات خود مستحضر کند و الاّ مسئول خسارات ناشيه از اين غفلت خواهد بود.
مادهٔ ۳۶۲
اگر بيم فساد سريع مالالتجارهاى رود که نزد حقالعمل کار براى فروش ارسال شده حقالعمل کار مىتواند و حتى در صورتىکه منافع آمر ايجاب کند مکلف است مالالتجاره را با اطلاع مدعىالعموم محلى که مالالتجاره در آنجا است يا نماينده او به فروش برساند.
مادهٔ ۳۶۳
اگر حقالعمل کار مالالتجارهاى را به کمتر از حداقل قيمتى که آمر معين کرده به فروش رساند مسئول تفاوت خواهد بود مگر اينکه ثابت نمايد از ضرر بيشترى احتراز کرده و تحصيل اجازه آمر در موقع مقدور نبوده است.
مادهٔ ۳۶۴
اگر حقالعمل کار تقصير کرده باشد بايد از عهده کليه خساراتى نيز که از عدم رعايت دستور آمر ناشى شده برآيد.
مادهٔ ۳۶۵
اگر حقالعمل کار مالالتجارهاى را به کمتر از قيمتى که آمر معين کرده بخرد و يا به بيشتر از قيمتى که آمر تعيين نموده به فروش رساند حق استفاده از تفاوت نداشته و بايد آن را در حساب آمر محسوب دارد.
مادهٔ ۳۶۶
اگر حقالعمل کار بدون رضايت آمر مالى را به نسيه بفروشد يا پيشقسطى دهد ضررهاى ناشيه از آن متوجه خود او خواهد بود معذلک اگر فروش به نسيه داخل در عرف تجارتى محل باشد حقالعمل کار مأذون به آن محسوب مىشود مگر در صورت دستور مخالف آمر.
مادهٔ ۳۶۷
حقالعمل کار در مقابل آمر مسئول پرداخت وجوه و يا انجام ساير تعهدات طرف معامله نيست مگر اينکه مجاز در معامله به اعتبار نبوده و يا شخصاً ضمانت طرف معامله را کرده و يا عرف تجارتى بلد او را مسئول قرار دهد.
مادهٔ ۳۶۸
مخارجى که حقالعمل کار کرده و براى انجام معامله و نفع آمر لازم بوده و همچنين هر مساعدهاى که به نفع آمر داده باشد بايد اصلاً و منفعتاً به حقالعمل کار مسترد شود.
حقالعمل کار مىتواند مخارج انباردارى و حمل و نقل را نيز بهحساب آمر گذارد.
مادهٔ ۳۶۹
وقتى حقالعمل کار مستحق حقالعمل مىشود که معامله اجراء شده و يا عدم اجراء آن مستند به فعل آمر باشد.
نسبت به امورى که در نتيجه علل ديگرى انجامپذير نشده حقالعمل کار براى اقدامات خود فقط مستحق اجرتى خواهد بود که عرف و عادت محل معين مىنمايد.
مادهٔ ۳۷۰
اگر حقالعمل کار نادرستى کرده و مخصوصاً در موردىکه بهحساب آمر قيمتى علاوه بر قيمت خريد و يا کمتر از قيمت فروش محسوب دارد مستحق حقالعمل نخواهد بود بهعلاوه در دو صورت اخير آمر مىتواند خود حقالعمل کار را خريدار يا فروشنده محسوب کند.
تبصره:
دستور فوق مانع از اجراءِ مجازاتى که براى خيانت در امانت مقرر است نيست.
مادهٔ ۳۷۱
حقالعمل کار در مقابل آمر براى وصول مطالبات خود از او نسبت به اموالى که موضوع معامله بوده و يا نسبت به قيمتى که اخذ کرده - حق حبس خواهد داشت.
مادهٔ ۳۷۲
اگر فروش مال ممکن نشده و يا آمر از اجازه فروش رجوع کرده و مالالتجاره را بيش از حد متعارف نزد حقالعمل کار بگذارد حقالعمل کار مىتواند آن را با نظارت مدعىالعموم بدايت محل يا نماينده او بهطريق مزايده به فروش برساند(۱) .
(۱) منظور از مدعىالعموم بدايت، دادستان شهرستان است. ضمناً با توجه به تبصرهٔ مادهٔ ۱۲ قانون تشکيل دادگاههاى عمومى و انقلاب مصوب ۱۵/۴/۱۳۷۳ دادستان و دادسراى عمومى از تشکيلات قضائى حذف و وظايف آن حسب مورد به رؤساى دادگاههاى عمومى و دادگسترى محول شده است.
اگر آمر در محل نبوده و در آنجا نماينده نيز نداشته باشد فروش بدون حضور او يا نماينده او بهعمل خواهد آمد ولى در هرحال قبلاً بايد به او اخطاريه رسمى ارسال گردد مگر اينکه اموال از جمله اموال سريعالفساد باشد.
مادهٔ ۳۷۳
اگر حقالعمل کار مأمور به خريد يا فروش مالالتجاره يا اسناد تجارتى و يا ساير اوراق بهادارى باشد که مظنه بورسى يا بازارى دارد مىتواند چيزى را که مأمور به خريد آن بوده خود شخصاً بهعنوان فروشنده تسليم بکند و يا چيزى را که مأمور به فروش آن بوده شخصاً بهعنوان خريدار نگاه دارد مگر اينکه آمر دستور مخالفتى داده باشد.
مادهٔ ۳۷۴
در مورد ماده فوق حقالعمل کار بايد قيمت را برطبق مظنه بورسى يا نرخ بازار در روزى که وکالت خود را انجام مىدهد منظور دارد و حق خواهد داشت که هم حقالعمل و هم مخارج عاديه حقالعمل کارى را برداشت کند.
مادهٔ ۳۷۵
در هر موردىکه حقالعمل کار شخصاً مىتواند خريدار يا فروشنده واقع شود اگر انجام معامله را به آمر بدون تعيين طرف معامله اطلاع دهد خود طرف معامله محسوب خواهد شد.
مادهٔ ۳۷۶
اگر آمر از امر خود رجوع کرده و حقالعمل کار قبل از ارسال خبر انجام معامله از اين رجوع مستحضر گردد ديگر نمىتواند شخصاً خريدار يا فروشنده واقع شود.
تاریخچه عکاسی :
سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.
این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.
این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.
این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود.
در حدود سال ۱۵۰۵ میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند.
اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است.
این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد.
و اینکه در سال ۱۸۱۹ سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel) انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود.
تا اینکه سرانجام بین سالهای ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند.
وی این عکس را در املاک شخصی خود واقغ در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد.
نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود ۸ ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید.
نی یپس در سال ۱۸۲۹ با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت.
پس از مرگ نی ئپس ، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ) نامید.
داگر و نی پپس:
سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت.
در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند.
در سال 1838 شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر ، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد.
قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. ( فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!)
در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد .لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود.
از طرفی سوزه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به ۲-۳ ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به ۱/۲۵ ثانیه کاهش پیدا کرد.
و اما اشخاص زیادی برای ارتقاء عکاسی تلاش کردند که یکی از معروفترین این افراد جرج ایستمن (GeorgeEastman) بود که تلاش کرد تا عکاسی را در اختیار همگان قرار دهد وی هم چنین بنیانگذار موسسه کداک است.
نخستین عکاس ایرانی
نخستین مرد عکاس ایرانی را برخی پژوهشگران تاریخ عکاسی ایران شاهزاده ملک قاسم میرزا دانستهاند که به روش داگروتیپ بر روی صفحه نقره عکاسی میکرده است.و عده ای ناصرالدین شاه قاجار را نیز به سبب علاقه بسیار او به این فن، از آغاز گران ایرانی عکاسی برشمرده اند.شاه عکاسی را از عکاسی فرانسوی به نام "فرانسیس کارلهیان " که به همراه فرخ خان امین الدوله برای اموزش و ترویج عکاسی به ایران آورده شده بود،آموخت. اعتماد السلطنه در کتاب خاطراتش بارها به عکاسی توسط شاه اشاره کرده است. در آلبوم خانه کاخ گلستان نیز عکسهای بسیاری موجود است که عکسبرداری آنها توسط ناصرالدین شاه انجام گرفته است.آقا رضا عکاسباشی، حسنعلی عکاس، آقایوسف عکاس،امیر جلیل الدوله قاجار، میرزا احمد صنیع السلطنه، ابوالقاسم ابن محمد تقی نوری، میرزا ابراهیم خان عکاسباشی، آنتوان خان سوریوگین و عبدالله قاجار از دیگر عکاسان پُرکار و نامدار دوران قاجار به شمار میآیند که نمونه آثار آنان در میان مجموعههای باقیمانده از دوران قاجار و نزد اشخاص، به فراوانی دیده میشود. برای آگاهی بیشتر به این کتابها نگاه کنید:
1- افشار،ایرج،گنجینهٔ عکسهای ایران، نشر فرهنگ ایران، تهران 1370
2- ذکا،یحیی، تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1376
3- طهماسب پور،محمدرضا،ناصرالدین،شاهِ عکاس، نشر تاریخ ایران، تهران 1381 4- آقا رضا عکاسباشی، آلبوم عکس ها و دو مقاله به قلم دکترمحمدستاری، محمدرضاطهماسب پور،عکسخانه شهر، 1385
نخستین عکاسخانهای که توانست در شب عکس برداشته و بر آن تبلیغ بکند عکاسخانه "محمد جعفر خادم" نزدیک چهار راه حسن آباد بود، (تا آن زمان بجز در روز و توسط نور آفتاب گرفتن عکس مقدور نبود). وی با به کار گیری نور مصنوعی چراغهای الکتریکی توانست در عکاسخانه خود که تا آن زمان فقط با استفاده از نور روز عکس برداری امکانپذیر بود، امکان عکس برداری در محیط بسته عکاسخانه را در روز و شب فراهم کند. عکس برداری به این روش به دلیل به کارگیری نیروی الکتریسیته بسیار گران و تقریباً 3برابر قیمت عکسهایی بود که در نور روز گرفته میشد.
برای آگاهی بیش تر نگاه کنید به:
ذکا،یحیی،تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران،انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1376،مقاله مربوط به محمد جعفر خادم
نخستین آغاز گران عکاسی در ایران، اروپاییانی از کشورهای روسیه، فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در مدرسه دارالفنون نیز تدریس میکردند. عکاسی نیز پس از 1860 در برنامههای درسی دارالفنون گنجانده شد. نخستین خارجی که در ایران با روش صفحهٔ نقره عکسبرداری کرد دیپلمات جوان روسی به نام نیکلای پاولوف بود. پس از وی ژول ریشار فرانسوی نیز که در حدود سالهای 1844-1846 به ایران آمد با این روش عکسبرداری کرد و سپس در دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت وی پس از آنکه دین اسلام را برگزید، نام "میرزا رضا خان" را برای خود انتخاب کرد. " کرشیش" اتریشی معلم توپخانه دارالفنون و فوکتی ایتالیایی نیز از نخستین کسانی بودند که دست به تجربیاتی اندک در عکاسی زدند. در کتاب المآثروالآثار تالیف محمد حسن خان اعتماد السلطنه که به سال 1307 قمری تالیف یافته است مطلبی با عنوان ترویج علم و عمل عکس به این شرح آمده است که خالی از خطای تاریخی در برشمردن وقایع صحیح تاریخ عکاسی ایران نیست. " علم عکاسی که از شعب علوم طبیعی است، در این عهد [ناصری] جاوید مهد،رواج گرفته و انتشار یافت. اگر چه نمونهً آن در اواخر سلطنت مرحوم محمد شاه به دست ریشارخان[!!!؟] سرتیپ، معلم زبان فرانسه و انگلیسی و غیره ارائه شد، اما اصل شیاع و تکمیل این صنعت و انتشار عمل عکس را که مسیو ریشارخان آورده و بر روی صفحه نقرهای میانداختند، اسمش را داگئروتیپ میگفتند به اسم شخصی است که مخترع آن بود... اینک شمارهً اساتید عکاسین و مواقع عکاسخانهها در دارالخلافه طهران و سایر بلاد معظمهً ایران صعوبت واَشکالی به کمال دارد" بدین ترتیب، میتوان گفت که عکاسی در اواخر حکومت محمد شاه قاجار یعنی در سالهای قبل از 1264 قمری که ناصرالدین شاه قاجار به سلطنت رسید به ایران وارد شده است. درست بعد از سه سال که از اختراع عکاسی به روش داگروتیپ در فرانسه گذشته بود، این پدیدهً نوظهور به کشور ایران راه پیدا کرد. عکاسی، پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه با توجه به اشتیاق فراوان شاه، دوران پیشرفت و تعالی خود را تا مرزهای هنر گسترش داد.
برای آگاهی بیشتر نک:
سرآغاز عکاسی در ایران، دانا استاین، ترجمه ابراهیم هاشمی ، نشر اسپرک، تهران 1367 طهماسب پور،محمدرضا،ناصرالدین،شاهِ عکاس،نشر تاریخ ایران، تهران 1381
در آغاز رواج فن عکاسی در ایران،نخستین عکاسخانه در تهران عکاسخانهً مبارکهً همایونی در کاخ گلستان بود که به فرمان ناصرالدین شاه و برای امور شخصی و دولتی در دربار ایجاد شده بود که همگان به آنجا راه نداشتند. اما پس از چندی نخستین عکاسخانه برای استفاده عموم به فرمان ناصرالدین شاه در تهران تأسیس شد. در روزنامه دولت علیه ایران که به سال 1285 هجری قمری منتشر شده، اعلانی در باره تأسیس این عکاسخانه عمومی به شرح زیر آمده است:
" اعلانات
چون اغلب مردم زیاده از حد مایل و راغب هستند که عکس خود را بیاندازند و در عکاسخانهً مبارکهً دولتی همه کس نمیتوانست برود و عکس خود را بیاندازد،عکاسباشی "عباسعلی بیگ" آدم خود را، که مدتها در زیر دست او بوده و تربیت شده و در عکاسی کمال مهارت را پیدا کرده بود،قرار گذاشت در خیابان جباخانهً مبارکه(باب همایون کنونی) حجرهای ترتیب واسباب عکاسی آماده نماید تا هر کس را میل انداختن عکس خود باشد، درآنجا رفته عکس بیاندازد و قیمت آن هم موقوف به بزرگ و کوچکی عکس است: عکس بزرگ یکی چهار هزار "دینار" است تا دوازده عدد. پس از آن، هر کس زیادتر طالب باشد، یکی سه هزار دینار است، عکسکوچک یکی دوهزار دینار است تا دوازده عدد. بعد از آن هر کس زیادتر بخواهد، یکی سی "شاهی" است." از این تاریخ به بعد، گشایش عکاسخانهها در تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران مانند اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز و رشت رو به فزونی بوده است چنانکه اعتماد السلطنه در کتاب المآثر والآثار که تاریخ چهل سال فعالیتهای سیاسی،فرهنگی و اجتماعی دوران ناصری را در بر دارد، تعداد عکاسخانهها و استادان عکاسی را در تهران و سایر بلاد ایران بسیار زیاد و خارج از حد شمارش، نوشته است."
برای آگاهی بیشتر نک:
1- طهماسب پور،محمدرضا، ناصرالدین،شاهِ عکاس ،نشر تاریخ ایران، تهران 1381،صص 52
نخستین عکاسان زن ایرانی را باید در میان زنان حرمسرای ناصرالدین شاه قاجار که خود شیفتهٔ این فن بود جستجو کرد. در برخی از آلبومهای ناصری که در آلبوم خانه کاخ گلستان موجود است، آثاری از این زنان عکاس که به طور تفننی به عکاسی میپرداختهاند دیده میشود. اما نخستین زن ایرانی که به صراحت بر عکاسی او اشاره رفته، عزت ملک خانم ملقب به "اشرف السلطنه" همسر محمد حسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات دوران ناصری است که عکاسی را از "شاهزاده محمدمیرزا" پسر عموی خود فرا گرفته است. اعتمادالسلطنه در کتاب ارزشمند خود، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که شامل وقایع چهل سال زندگی پر ماجرای وی در دربار ناصرالدین شاه است، بارها به عکاسی وی اشاره کرده است. شرح روشنگری را نیز یکی از بستگان اشرف السلطنه در مقدمه چاپهای بعدی این کتاب در معرفی اشرف السلطنه و فعالیتهای او از جمله عکاسی نوشته است. از دیگر عکاسان زن ایرانی میتوان به زنان خانواده معیر الممالک اشاره کرد که به لحاظ آشنایی معیر و دارا بودن عکاسخانهای مجهز در منزل شخصی امکان عکسبرداری توسط زنان وی فراهم بوده است. دو تن از زنان دوران ناصری نیز به نامهای فاطمه سلطان خانم همسر میرزا حسنعلی عکاس و عُذرا خانم همسر آقا یوسف عکاس که از عکاس باشیهای شاه بودهاند به عکاسی میپرداخته اند. همسر و دختر آنتوان خان سوریوگین، عکاس نامدار دوران ناصری تا رضا شاه را نیز باید در شمار نخستین زنان عکاس در ایران نیاورد.
لوئیجی پشِه سرهنگی از اهالی "ناپل"ایتالیا و معلم پیاده نظام ارتش ایران که خود عکاسی پرشور و شوق بود، در 1848 به ایران مهاجرت کرد تا فرماندهی کل قوای پیاده نظام ایران را بر عهده گیرد. وی نخستین عکسها را به روش کلودیون تر از آثار باستانی تخت جمشید و برخی مناظر شیراز گرفته است. پشه این عکسها را با هزینه خود و در سفری که به فوریت " به طرز چاپاری" به شیراز رفته گرفته و در آلبومی به ناصرالدین شاه قاجار اهدا کرده است. این آلبوم که قدیمترین آلبوم موجود در آلبوم خانه کاخ گلستان است نمونههای دیگری نیز در کتابخانههای مشهور دنیا دارد. آلبوم پشه از جهات بسیاری قابل اهمیت است. این آلبوم اولین گزارش تصویری و نخستین عکسهای مستند و اولین عکسها از آثار باستانی را در خود جای داده است.
برای آگاهی بیشتر نک:
طهماسب پور،محمدرضا، ناصرالدین،شاهِ عکاس، نشر تاریخ ایران، تهران 1381، مقاله: گزارشهای تصویری در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه نیز نک: ایتالیایی ها و عکاسی در ایران، محمدرضا طهماسب پور، نشر قو، تهران 1385
از جمله مهمترین و چشمگیرترین فعالیتها در زمینهً عکاسی در ایران، تاًسیس انجمن عکاسی آبادان در سال 1337 است. این اقدام، اولین گام برای ایجاد کانون فعالیت سازمان یافتهً عکاسی در ایران بود که سعی در پرورش ذوق علاقه مندان به عکاسی در قالب سازمانی دولتی (شرکت ملی نفت ایران)داشت. برای آگاهی بیشتر درباره این مطلب، نک: چنعانی، حسین، انجمن عکاسی آبادان، نشریه عکاسی خلاق، بهار 1384 ش:دوم،س: اول، صص 85-61
در سال 1319 هجری قمری یعنی حدود شصت سال بعد از پیدایش هنر عکاسی در ایران، برای اولین بار مقالهای تحت عنوان آقا احمد ما عکاسی میکند در کتابی به نام سفینهً طالبی که به کتاب احمد معروف است، توسط " عبدالرحیم بن ابوطالب نجار تبریزی" چاپ و منتشر شد که به زبانی ساده و همه فهم، نکات علمی و فنی عکاسی را به شکلی که در آن زمان رایج بود در قالبی داستان گونه تشریح مینمود. در قسمتی از این مقاله آمده است: " احمد آنها را استمالت می کند که روی کرسی بنشاند و عکس بردارد. هیچکدام راضی نمیشدند ... بالاخره، ماهرخ راضی شده به کرسی نشست. احمد گفت حرکت نکن ... و بعد رفت سرپوش ماهوت دستگاه عکاسی را برداشت و نگاه کرد که ماهرخ چطور نشسته است. بعد یکدفعه پایش را به زمین زد و دستش را تکان داد و همان طور سر پوشیده صدا نمود: خانم آرام باش مرا معطل نکن. ماهرخ گفت: من حرکت نمیکنم. احمد گفت دروغ میگویی. تا ماهرخ این حرف قبیح را از برادرش شنید از کرس پایین آمد و تغیر نمود که احمد چرا نسبت دروغگویی به من داد ... احمد گفت: چون ماهرخ را از همه زیاده دوست دارم، میخواستم عکس او را بردارم و نشاندم به کرسی رفتم نگاه بکنم دیدم معلق نشست ... و عمل مرا ضایع کرد...". در اینجا نویسنده این مقاله در تشریح دوربین عکاسی، آن را چنین توصیف نمود: " دستگاه عکاسی که کامیراوبسکور باشد قوطی مربعی است نصفش ثابت و نصف دیگرش را به واسطهً پرده های فنری میشود قصیر و طویل نمود. در سر سه پایه منصوب است. داخل آن را رنگ سیاه زدهاند و از تابش روشنایی محفوظ میدارند. شیشهً مدوری در منظرهً آن نسب شده است، سرپوشی و پیچی دارد که به واسطه آن شیشه را قبض و بسط میدهند آن را شیشه جامعه گویند. ذرات شعاع جمع شده منکسراً به شیشهً جاذبه که در مقطع اندرونی قوطی مربع است، میرسد و در آنجا صورت میبندد ... ". این مقاله به تحقیق اولین مقالهای است که به زبان فارسی نوشته شده و دارای جنبهً آموزشی میباشد و چهارده سال پس از انتشار آن، یعنی در سال 1313 هجری قمری اولین کتاب علمی و آموزشی توسط مسیو پاپاریان انتشار یافت که طی آن تشریح فنی کاملی از وسائل و تکنیکهای عکاسی و ظهور فیلم و چاپ عکس به دست آمده و از نظر تاریخی برای کسانی که بخواهند دربارهً تاریخ عکاسی ایران مطالعه و تحقیق نمایند جالب و با ارزش است
برگرفته از تالارهای گفتگوی آزاد گفتمان نخستین عکاس ایرانی نخستین مرد عکاس [[ایرانی را ناصرالدین شاه دانستهاند کهبه قصد عکس گرفتن از زنان حرمسرا, ماردش ,مهد علیا،عکاسی را از شخصی فرانسوی به نام "موسیو کارلهیان " که به همراه امین الملک برای گرفتن عکس شاه به ایرانآمده بود، آموخت. اعتماد السلطنه در جایی در کتاب خاطراتش مینویسد:"شاه چند روزی است که عکاسی میفرمایند".کتابهای معتبر تاریخی، پدر عکاسی ایران را آقارضا عکاسباشی میدانند. این مرد اولین عکاس مخصوص ناصرالدین شاه بود و عکسهای بسیاری به امضای او موجوداست.
[ویرایش] نخستین عکاسی در شب (در ایران) نخستین عکاسی که توانست در شب عکس برداشته و بر آن تبلیغ بکند عکاسی جعفر خادم نزدیک چهار راه حسن آباد بود، (تا آن زمان بجز در روز و توسط نور آفتاب گرفتن عکس مقدور نبود). وی از ابتکار یا اطلاعی که به دست آورده بود، به این صورت عمل میکرد: پودر منیزیم را در ظرف درازی ریخته دو طرف پودر را به سر سیم لخت برق وصل نموده، با آماده شدن عکس خواهان کلید برق را زده منیزیم مشتعل و تولید نور درخشان آنی مینمود و در این هنگام هم بود که فلاش او به کار میافتاد و به همین خاطر در ابتدا به جهت کمی رقیب, عکس شب بسیار گران و تقریباً سه برابر قیمت عکسهای روز بود.
نخستین کسی که عکس را به روش چاپ نقرهای چاپ کرد نخستین دست اندرکاران عکاسی در ایران، اروپاییانی از فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در دارالفنون تدریس میکردند. عکاسی نیز پس از 1860 در برنامههای درسی دارالفنون گنجانده شد. نخستین فرد خارجی که در ایران عکس را با روش صفحه ی نقرهای چاپ کرد نیکلای پاولوف دیپلمات جوان روسی بود که در سال 1842ق-1258ق به ایران آمد و نخستین عکس ها را به روش داگرئو تیپ از محمد شاه و درباریان برداشت. پس از وی ژول ریشار فرانسوی است که در سال 1844م. باز به روش داگرئوتیپ عکسبرداری کرد وبعدهادر دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت و پس از آنکه اسلام آورد، نام "میرزا رضا خان" را برای خود انتخاب کرد و دیگری "کرشیش" اتریشی معلم توپخانه دارالفنون بود. در کتاب المآثروالآثار تالیف محمد حسن خان اعتماد السلطنه که به سال 1307 قمری تالیف یافته است مطلبی با عنوان ترویج علم و عمل عکس به این شرح آمده است:" عکس که از شعب علم طبیعی است، در این عهد (قاجاریه) رواج گرفته و انتشار یافت. اگر چه نمونهً آن در اواخر سلطنت مرحوم محمد شاه به دست ریشارخان سرتیپ، معلم زبان فرانسه و انگلیسی و غیره ارائه شد، اما اصل شیاع و تکمیل صنعت و انتشار عمل عکس را که مسیو ریشارخان آورده و بر روی صفحه نقرهای میانداختند، اسمش را داگئروتیپ میگفتند به اسم شخصی که مخترع آن بود و اینک شمارهً اساتید عکاسی و مواقع عکاسخانهها در دارالخلافه طهران (تهران) و سایر بلاد معظمهً ایران صعوبت و اشکالی به کمال دارد. بدین ترتیب میتوان گفت که عکاسی در اواخر حکومت محمد شاه قاجار یعنی در سالهای قبل از 1264 قمری که ناصرالدین شاه قاجار به سلطنت رسید، بیش از 140 سال قبل، وارد ایران شده است. درست بعد از سه سالی که از اختراع عکاسی گذشته بود، این پدیدهً نوظهور به کشور ایران راه پیدا کرد. [ویرایش] اولین عکاسخانه عمومی در ایران در اوان رواج صنعت عکاسی در ایران، تنها عکاسخانه تهران عکاسخانهً مبارکهً دولتی بود و همگان به آنجا راه نداشتند.در سال 1285 هجری قمری آمده است: " اعلانات: چون اغلب مردم زیاده از حد مایل و راغب هستند که عکس خود را بیاندازند و در عکاسخانهً مبارکهً دولتی همه کس نمیتوانست برود و عکس خود را بیاندازد، عکاسباشی "عباسعلی بیگ" آدم خود را، که مدتها در زیر دست او بوده و تربیت شده و در عکاسی کمال مهارت را پیدا کرده بود، قرار گذاشت در خیابان جباخانهً مبارکه حجرهای ترتیب و اسباب عکاسی آماده نماید تا هر کس را میل انداختن عکس خود باشد، در آنجا رفته عکس بیاندازد و قیمت آن هم موقوف به بزرگ و کوچکی عکس است: عکس بزرگ یکی چهار هزار دینار است تا دوازده عدد. پس از آن هر کس زیادتر طالب باشد، یکی سه هزار دینار است، عکس کوچک یکی دوهزار دینار است تا دوازده عدد. بعد از آن هر کس زیادتر بخواهد، یکی سی شاهی است." دربارهً نخستین عکاسخانه تهران روایت دیگری نیز در کتاب دارالخلافه تهران و تهران قدیم ذکر شده است بدین شرح که: نخستین عکاسخانهً تهران در خیابان علاءالدوله گشایش یافت و متعلق به روسی خان بود و بعد از وی فردی به نام " ماشاءالله " اقدام به برپایی عکاسخانهای در بازار بین الحرمین نمود که به عکاسخانهً بین الحرمین ماشاءالله شهرت داشت. روسی خان که نخستین عکاسخانه عمومی را در تهران دایر نمود اسم اصلی اش مهدی و مدتها شاگرد " میرزا عبدالله قاجار" بود و بعد از فوت مظفرالدین شاه و در آغاز سلطنت محمد علی شاه مدتی نیز ریاست بخش عکاسی مدرسهً دارالفنون را بر عهده داشت.
نخستین زن عکاس ایرانی نخستین زن ایرانی که نامش به عنوان اولین زن عکاس ایرانی به ثبت رسیده، " اشرف السلطنه" همسر محمد حسن خان اعتماد السلطنه است که عکاسی را از "شاهزاده محمد میرزا " آموخته و راًسا به فعالیت در آن پرداخته است.
نختین عکاس آثار تاریخی ایران لوئیچی پشِه سرهنگی از اهالی ناپل، ایتالیا که خود عکاسی پرشور و شوق بود در 1848 به ایران مهاجرت کرد تا فرماندهی کل قوای پیاده نظام ایران را بر عهده گیرد وی در مارس 1861 در نامهای به " کنت کاوور " ضمن درخواست بازگشت به ایتالیا خاطر نشان کرد که " آلبومی از جالبترین آثار آثار تاریخی ایران که تاکنون کسی از آنها عکس نگرفته و نگارنده اولین کسی بوده که فکر آن به خاطرش خطور کرده " تهیه نموده است. در ژانویه همان سال، " پشِه " نسخهً دیگری از آلبوم را برای " ویلیام اول " پادشاه پروس فرستاد. تا کنون تصور میشد " پشِه" که شامل نخستین عکسهای مستند مربوط به ایران است مفقود شده است. اما اخیراً آلبومی شامل پنجاه قطعه عکس، که عناوینی به زبان ایتالیایی با خطی بسیار خوش در حاشیهً آن نوشته شده، در یک مجموعهً شخصی در رم یافت شد و اعتقاد بر این است که این همان آلبومی است که " پشِه " برای" کنت کاوور " فرستاده بود. آلبوم دیگری نیز در 1977 به موزهً هنر کالن شهر نیویورک اهدا شده که شامل 75 قطعه عکس است که با روشهای چاپ سپیاتون سالت و آلبومین تهیه شده است (امضای پشِه روی بیش از یک سوم نگاتیوها دیده میشود). این آلبوم احتمالاً همان آلبومی است که او برای " ویلیام اول " پادشاه پروس فرستاده بود. نیز نک به: ایتالیایی ها و عکاسی در ایران، محمدرضا طهماسب پور، نشر قو، تهران 1385 [ویرایش] نخستین انجمن عکاسی از جمله مهمترین و چشمگیرترین فعالیتها در زمینهً عکاسی در ایران، تاًسیس انجمن عکاسی آبادان در سال 1337 است. این اقدام، اولین گام برای ایجاد کانون فعالیت سازمان یافتهً عکاسی در ایران بود که سعی در پرورش ذوق علاقه مندان به عکاسی داشت.
نخستین مقاله در مورد هنر عکاسی به زبان فارسی در سال 1319 هجری قمری یعنی حدود شصت سال بعد از پیدایش هنر عکاسی در ایران، برای اولین بار مقالهای تحت عنوان آقا احمد ما عکاسی میکند در کتابی به نام سفینهً طالبی که به کتاب احمد معروف است، توسط " عبدالرحیم بن ابوطالب نجار تبریزی" چاپ و منتشر شد که به زبانی ساده و همه فهم، نکات علمی و فنی عکاسی را به شکلی که در آن زمان رایج بود در قالبی داستان گونه تشریح مینمود. در قسمتی از این مقاله آمده است: " احمد آنها را استمالت میکند که روی کرسی بنشاند و عکس بردارد. هیچکدام راضی نمیشدند ... بالاخره، ماهرخ راضی شده به کرسی نشست. احمد گفت حرکت نکن ... و بعد رفت سرپوش ماهوت دستگاه عکاسی را برداشت و نگاه کرد که ماهرخ چطور نشسته است. بعد یکدفعه پایش را به زمین زد و دستش را تکان داد و همان طور سر پوشیده صدا نمود: خانم آرام باش مرا معطل نکن. ماهرخ گفت: من حرکت نمیکنم. احمد گفت دروغ میگویی. تا ماهرخ این حرف قبیح را از برادرش شنید از کرس پایین آمد و تغیر نمود که احمد چرا نسبت دروغگویی به من داد ... احمد گفت: چون ماهرخ را از همه زیاده دوست دارم، میخواستم عکس او را بردارم و نشاندم به کرسی رفتم نگاه بکنم دیدم معلق نشست ... و عمل مرا ضایع کرد...". در اینجا نویسنده این مقاله در تشریح دوربین عکاسی، آن را چنین توصیف نمود: " دستگاه عکاسی که کامیراوبسکور باشد قوطی مربعی است نصفش ثابت و نصف دیگرش را به واسطهً پردههای فنری میشود قصیر و طویل نمود. در سر سه پایه منصوب است. داخل آن را رنگ سیاه زدهاند و از تابش روشنایی محفوظ میدارند. شیشهً مدوری در منظرهً آن نسب شده است، سرپوشی و پیچی دارد که به واسطه آن شیشه را قبض و بسط میدهند آن را شیشه جامعه گویند. ذرات شعاع جمع شده منکسراً به شیشهً جاذبه که در مقطع اندرونی قوطی مربع است، میرسد و در آنجا صورت میبندد ... ". این مقاله به تحقیق اولین مقالهای است که به زبان فارسی نوشته شده و دارای جنبهً آموزشی میباشد و چهارده سال پس از انتشار آن، یعنی در سال 1313 هجری قمری اولین کتاب علمی و آموزشی توسط مسیو پاپاریان انتشار یافت که طی آن تشریح فنی کاملی از وسائل و تکنیکهای عکاسی و ظهور فیلم و چاپ عکس به دست آمده و از نظر تارخی برای کسانی که بخواهند دربارهً تاریخ عکاسی ایران مطالعه و تحقیق نمایند جالب و با ارزش است
تاریخچه چیلرهای جذبی
تا پيش از قرن نوزدهم ميلادي تبريد تنها به حمل ونقل يخ از مناطق سردسير به مناطق گرم سير و نگهداري آن در محفظه هاي مخصوص و يا زير زمين و همچنين ساخت يخ در زير زمين[1] و نيز نگهداري برف فشرده در مكانهاي مخصوص براي استفاده در فصول گرم سال محدود بود.در سال 1834 اولين ماشين تبريد دستي در انگلستان تحولي در صنعت تبريد به وجود آورد ،قبل از آن ميشل فاراده در سال 1824 يك سلسله آزمايشات براي تبديل بعضي گازهاي پايدار به مايع انجام داد كه مبناي كار ماشينهاي جذبي قرار گرفت اگرچه فاراده در زمان خودش نتوانست از اين آزمايشات براي توليد برودت بهره بگيرد ولي مقدمه اي شد براي آيندگان .
در سال 1851 يك مخترع آمريكايي يك ماشين يخ ساز با مبرد هوا ساخت و در سال 1859 سيكل جذبي با استفاده از آمونياك بعنوان ماده مبرد وآب به عنوان جاذب توسط فرديناندكاره مورد استفاده قرار گرفت اين سيتم اولين بار در ايالات متحده آمريكا براي ساخت چيلر هاي جذبي استفاده شد .سپس در سال 1860 اولين ماشين اتر سولفوريك براي ايجاد برودت در صنايع نوشابه سازي در استراليا ساخته شد بعد ها در سال 1880 اولين كارخانه يخ مصنوعي ساخته شد و اين كارخانه اولين قدم در عمومي سازي صنعت تبريد بود.
در سال 1890 تبريد تراكمي و جذبي رواج يافت البته در اوايل پيدايش تبريد تراكمي ،دستگاههاي موجود حجيم وگران بودند و راندمان زيادي نداشتند و مي بايست فردي متخصص از آنها نگهداري مي نمود به همين دليل تبريد مكانيكي صرفا به چند كاربرد بزرگ محدود مي شد. يكي از دلايل عدم پيشرفت تبريد مكانيكي در دهه هاي اوليه استفاده از بخار براي چرخاندن كمپرسور بود ،با اختراع و پيشرفت موتودهاي الكتريكي و همچنين تهيه مبرد هاي بي خطر توليدات صنايع تبريد و تهويه مطبوع به نقطه اوج خود رسيد و دستگاههاي هواساز كوچك و يخچالها و فريزرهاي خانگي به ميزان قابل توجهي توليد گرديد و هنوز هم تكامل و پيشرفت ادامه دارد.
اساس كاركرد سيستم هاي تبريد جذبي در آزمايش ميشل فاراده كه در سال 1824 م صورت گرفت استوار مي باشد.در آن زمان دانشمندان عقيده داشتندكه گازهايي مانند آمونياك تنها به شكل بخار وجود دارند.فاراده آزمايشهايي را به منظور مايع ساختن آمونياك انجام داد. او مي دانست كه بخار آمونياك مي تواند به مقدار زياد جذب كلريد نقره شود،فاراده كلريد نقره را در دماي بالا در معرض بخار آمونياك قرار داد.پس از جذب بخار آمونياك توسط كلريد نقره،فاراده ماده حاصل را درون يك لوله آزمايش به شكل عدد 8 قرار داد سپس انتهاي لوله را كه حاوي كلريد نقره بود حرارت و در همان حال انتهاي ديگر لوله را در يك ظرف آب سرد قرار داد.
بخار آمونياك تحت اثرحرارت داده شده از كلريد نقره جدا شده و در يك طرف ديگر لوله كه درون آب سرد قرار داشت تقطير شد.پس از اين عمل فاراده لوله آزمايش را از ظرف آب و از نزديكي شعله خارج كرد پس از مدت كوتاهي ،مايع آمونياك در داخل لوله آزمايش به شدت شروع به جوشيدن كرد.سپس تمامي مايع در مدت كوتاهي تبخير شده و مجددا جذب كلريد نقره شد.فاراده با لمس كردن لوله آزمايشي كه آمونياك در آن جوشيده بود متوجه شد كه اين لوله به مقدار زيادي سرد شده است.در واقع آمونياك ضمن تغيير فاز از مايع به بخار گرماي محيط را جذب كرده و سبب ايجاد سرما شده بود در واقع اين آزمايش نقطه آغازين پيدايش سيستمهاي تبريد جذبي بود.
سيستم تبريد جذبي اولين بار در سال 1860 بوسيله فرديناند كاره فرانسوي اختراع شد بدين ترتيب كه اگر در سيستم تراكمي بخار،بجاي كمپرسور يك ژنراتور و يك جذب كننده و يك پمپ قرار دهيم نتيجه يك سيستم جذبي ساده خواهد شد(البته در شرايط خاص مي توان پمپ را نيز از سيكل حذف كرد).
چیلرهای جذبی
چيلرهاي جذبي به دو گروه تك اثره (Single effect) و دو اثره (Double effect) طبقه بندي مي شوند.چيلرهاي تك اثره با تغذيه بخار، تك اثره با تغذيه آب داغ ( دماي بالاي C 100) و تك اثره با تغذيه آب گرم ( دماي زير C100) تقسيم مي شوند كه سيكل كاري آنها مشابه بوده و همگي داراي حداقل يك مولد حرارتي مي باشند.چيلرهاي دو اثره به دو دسته دو اثره با تغذيه بخار و دو اثره با شعله مستقيم طبقه بندي مي شوند. اين چيلرها، نسل جديد چيلرهاي جذبي تك اثره است.در چيلرهاي جذبي دواثره برخلاف چيلرهاي جذبي تك اثره كه يك مولد حرارتي وجود دارد داراي دو مولد حرارتي مي باشد كه يكي مولد حرارتي دما بالا و ديگري مولد حرارتي دما پايين مي باشد كه اين امر باعث كاهش بسيار چشمگير مقدار مصرف سوخت شده و ضريب عملكرد (cop) دستگاه را تا دو برابر افزايش مي دهد.مهمترين شرط براي بكارگيري چيلر جذبي با تغذيه بخار وجود تاسيسات تامين كننده بخار با فشار حداقل يك اتمسفر مي باشد. بنابراين بدليل هزينه زياد تجهيزات توليد و انتقال بخار، استفاده از اين نوع چيلر در پروژه هايي كه جهت مصارف ديگري نياز به بخار حداقل يك اتمسفر دارند مانند پروژه هاي صنعتي و بيمارستاني توصيه مي شود.در چيلرهاي جذبي شعله مستقيم حرارت حاصل از احتراق سوخت بطور مستقيم باعث گرم شدن و تغليظ محلول ليتيوم برمايد شده و ديگرنيازي به ايجاد تاسيسات بخار يا آب داغ نمي باشد كه باعث كاهش زيادي در سرمايه گذاري اوليه مي شود.همچنين بدليل كم شدن تجهيزات، هزينه تعميرات و نگهداري كاهش خواهد يافت. از ديگر قابليت هاي چيلر شعله مستقيم توليد آب گرم مي باشد ولي بدليل پايين بودن دماي آب گرم خروجي كه حداكثر دماي آن 60سانتي گراد مي باشد و استهلاك دستگاه، در بيشتر مواقع از اين امكان استفاده نمي گردد.
چيلرهاي جذبي گازسوز آپارتماني
اکثر مردم تبليغات سازمان بهينه سازي مصرف سوخت درباره چيلرهاي جذبي گازسوز آپارتماني را در تلويزيون مشاهده كرده بودند ولي تماس گرفتن با شماره بهينه سازي مصرف سوخت نمي توانست جوابگوي كافي به سوالات آنها باشد لذا وقتي در دهمين نمايشگاه ساختمان اصفهان غرفه صنايع يكتا تهويه اروند را مي ديدند مراجعه و سوالات مختلفي را مطرح مي نمودند در اين بين پرسنل فني شركت بناگستران نماينده فروش و خدمات پس از فروش اين محصول در استان اصفهان در كنار جناب آقاي مهندس بهرامي قائم مقام مديرعامل و جناب آقاي مهندس حسيني مسئول فروش صنايع يكتا تهويه اروند جوابگوي سوالات متنوع بازديدكنندگان محترم بودند كه جهت استفاده بيشتر به برخي از موارد مطروحه اشاره مي گرد .
1) اين چيلرها براي آپارتمانها بصورت غير مشترك استفاده مي شود البته اگر متراژ واحد كم باشد مي توان از يك دستگاه جهت دو يا چند واحد استفاده نمود.
2) اين دستگاه روي بام ساخمان قرار گرفته و بوسيله لوله كشي به فن كويلها وصل شده بنابراين نياز به اشغال فضا جهت دستگاه يا كانال كشي ندارد و با استفاده از فن كويل هاي سقفي نيز مي توان در اشغال فضاي داخلي واحد نيز صرفه جويي نمود.
3) مصرف گاز تقريبا معادل يك شومينه خانگي و مصرف آن حداكثر 900 وات ميباشد كه قابليت ذخيره برق در سيستم و كارآيي در زمان قطع برق را نيز داراستبه همين جهت سازمان بهينه سازي مصرف سوخت از آن حمايت و مبالغي را بعنوان سوبسيد روي اين دستگاه پرداخت مينمايد.
4) اين دستگاهها استهلاك كم و طول عمر بالا دارند و نياز چنداني به خدمات و تعمير ونگهداري ندارند.
فهرست مطالب:
1- مقدمه
2- نكات قابل توجه در حين كار با نردبانها
1-2- روش صحيح كار با نردبانها
2-2- وارسي نردبانها
3-2- روش صحيح بالا رفتن از نردبانها
3- انواع نردبانها
1-3- تقسيم بندي نردبانها برحسب جنس آنها
1-1-3- نردبانهاي چوبي
1-1-1-3- نردبانهاي چوبي يكپارچه
2-1-1-3- نردبانهاي چوبي با ريلهاي نواري شكل
3-1-1-3- مزاياي نردبانهاي چوبي
4-1-1-3- معايب نردبانهاي چوبي
2-1-3- نردبانهاي فايبر گلس
1-2-1-3- مزاياي نردبانهاي فايبر گلاس
2-2-1-3- معايب نردبانهاي فايبر گلاس
3-1-3- نردبانهاي آلومينومي
1-3-1-3- مزاياي نردبانهاي آلومينومي
2-3-1-3- معايب نردبانهاي آلومينومي
4-1-3- نردبانهاي فلزي
2-3- تقسيم بندي نردبانها براساس ساختار و شكل ظاهري
1-2-3- نردبانهاي كشويي
2-2-3- نردبانهاي داربستي
3-2-3- نردبانهاي تاشو
4-2-3- نردبانهاي كاميوني
5-2-3- نردبانهاي دوطرفه
6-2-3- نردبانهاي يكطرفه
فهرست منابع و مآخذ
1- مقدمه
نردبانها ابزار ساده اي براي دست يابي به ارتفاعات و سطوح بالاتر مي باشند كه اگر از آنها به درستي استفاده و مراقبت نماييم، براي سالهاي زيادي قابل استفاده خواهند بود. نردبانها از مواد اوليه متفاوت و در طراحي هاي متنوعي ساخته مي شوند و در همه اشكال، اندازه ها موجود بوده و در صنايع گوناگون نيز موارد استعمال متنوعي دارند.
عمده ترين خطر هنگام استفاده از نردبانها، سقوط مي باشد كه در نتيجه انجام يك سري اعمال و شرايط ناايمن ايجاد مي گردد كه از جمله آنها مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
الف- موقعيت نامناسب نردبان نسبت به محل كار فرد مصرف كننده آن
ب- ايستادن فرد بر روي پله هاي بالايي نردبان كه منجر به برهم خوردن تعادل وي
مي شود
ج- گذاشتن نردبانها بر روي سطح ناپايدار و بي ثبات
و .... .
اين خطرات در صورتي كه كارگران مايل به انجام روش صحيح كار با نردبان بوده و نردبانها نيز در شرايط مطلوب نگاه داشته شوند، به حداقل خواهد رسيد. متأسفانه بر طبق آمارهاي انجمن ايمني ملي آمريكا[1]، نردبانها يكي از عوامل اصلي مرگ و ميرهاي ناشي از سقوط از آنها مي باشند. اقدامات زير باعث كاهش حوادث و جراحات حاصل از نردبانها خواهد گرديد :
1- آموزش صحيح
2- بازرسي هاي مداوم
3- نگهداري مناسب و كاربرد صحيح نردبانها
2- نكات قابل توجه در حين كار با نردبانها
توجه به نكات زير در حين كار با نردبان از اهميت بسزايي برخوردار است:
1-2- روش صحيح كاربرد نردبانها
- قبل از كار كردن با نردبان براي اولين بار، دستورالعمل كارخانه توليد كننده را مطالعه كنيد .
- در كليه اموري كه در آنها نياز به كاربرد نردبان مي باشد، استفاده از نردبانهاي محكم و با ثبات بر روي يك سطح صاف توصيه مي شود.
- هر نردبان را صرفاً جهت مصارفي كه براي آن طراحي شده است، مورد استفاده قرار دهيد كه در اين مورد مي توانيم به پيشنهادات و توصيه هاي كارخانجات توليد كننده مراجعه نماييم.
|
- نردبانها را در زاويه اي قرار دهيد كه به ازاي هر 4 فوت طول نردبان (2/1 متر)، معادل يك فوت (3/0 متر) از ديوار فاصله داشته باشند؛ يعني بايد فاصله پاي نردبان از پاي ديوار، يك چهارم طول نردبان باشد. (شكل 1)
- در هر زمان تنها يك نفر مجاز به بالا رفتن از نردبان مي باشد.
- براي افزايش طول نردبان نبايد آن را روي چيزهاي ديگري قرار داد؛ همچنين هرگز دو نردبان كوتاه را متصل نكرده و به جاي نردبان بلند مورد استفاده قرار ندهيد.
شكل 1- زاويه شيب نردبان : سطح بالايي نردبان بايد حداقل 1 متر بالاتر از تكيه گاه بالايي قرار گيرد.
- در هنگام حمل و نقل نردبانها، آنها را موازي با سطح زمين و با احتياط حمل نموده و از سقوط ناگهاني آنها جلوگيري نماييد.
- افرادي كه از نردبانها استفاده مي كنند بايد از كفشهاي مقاوم در مقابل سرخوردگي استفاده كنند.
- همواره از خطوط انتقال نيرو دوري نموده و حداقل 3 متر از آنها فاصله داشته باشيد، اگر ولتاژ بيش از 57000 ولت است، فاصله ايمني 5 متر مي باشد و در زمان لازم، ضرورتاً از نردبانهاي با ريلهاي نارسانا استفاده كنيد، در اين موقع پوشيدن لباس محافظ و كفش هاي با كفهاي لاستيكي نيز توصيه مي گردد.
- پايه هاي نردبان بايد هم سطح بوده و محكم بر روي زمين قرار گيرند. در مواقعي كه سطح زمين نرم (سطحي كه با قرار گرفتن نردبان روي آن دچار فرورفتگي مي شود) و يا ناهموار است، بايد در زير پايه هاي نردبان، تخته محكم و يكدستي قرار داده شود.
استفاده از كفشك براي جلوگيري از سرخردن و حفظ تعادل نردبان توصيه مي شود كه در اين مورد مي توان از كفشكهاي زير استفاده نمود:
الف- يك قطعه چوب
ب- دو گيره فلزي در كف، يك گيره مقابل هر پايه و ريل
ج- غلاف فلزي نوك تيز: بر روي سطوح خاكي و شني و يا كفهاي ناهموار
د-گوه پلاستكي
هـ- كفشكهاي پلاستيكي: بر روي سطوح سخت (همانند بتن)
در غير اينصورت حضور فرد ديگري بر پاي نردبان ضروري مي باشد.
- براي اثبات امنيت نردبان، آنرا قبل از استفاده تست كنيد تا مشخص شود كه نردبان لق نمي زند و روي سطح زمين ثابت است، براي حصول اطمينان از استحكام نردبان، هر دو طرف آن را به ديوار يا تكيه گاه ثابت ديگري، تكيه دهيد.
- نردبان را در محلهاي پر رفت و آمد استفاده نكنيد و در صورت لزوم اطراف نردبان را محصور نموده و از ورود افراد متفرقه به اين محل ممانعت بعمل آوريد.
- در مواقعي كه نردبانها در محل درگاه مورد استفاده قرار مي دهيد، كليه درهاي ورودي در مجاورت محل قرار گيري نردبان را بطور موقتي نماييد و در صورتي كه در حتماً بايد باز بماند و يا نردبان بايد روي سطي شيب دار قرار گيرد، از فرد ديگري تقاضا كنيد تا در پاي نردبان و در كنار آن بايستند تا از واقع شدن تصادف احتمالي جلوگيري شود.
- محوطه بالايي و پاييني قرارگيري نردبان بايستي تميز و بدور از هرگونه اشياء اضافي باشد.
- نردبان بايد طوري قرارگيرد كه سطح بالايي آن حداقل 3 فوت (ا متر) بالاتر از تكيه گاه بالايي باشد كه اين قسمت بعنوان دستگيره اي براي پياده شدن بر روي بام، داربست و... بكار مي ورد. (شكل 1)
2-2- وارسي نردبانها
قبل و بعد از هر بار مصرف بايد از نردبان بازرسي كرده و از كاربرد نردبانهاي با عيوب عمده بپرهيزيم. پله ها بايد مجكم و نشكن باشند، بستها سفت و با اطمينان متصل شده باشند، طنابها و قرقره ها و ساير اجزاي متحرك به طرز مناسبي كار كنند و... . اگر بازرسي اوليه ايرادي را نشان دهد، نردبان بايد تعمير گردد و اگر انجام تعميرات ممكن و عملي نيست يا نتيجه مورد نظر را حاصل نمي كند، اين نردبان بايد كنار گذاشته شود و نردبان جديدي مورد استفاده قرار گيرد. همچنين براي جلوگيري از مصرف اين نردبانها توسط سايرين، برچسبي بر روي آن چسبانده و معيوب بودن آن را بر روي برچسب ذكر مي كنيم: سپس نسبت به رفع عيب و نقص و تعويض قسمتهاي فرسوده و خراب نردبان اقدام مي نماييم.
- شرايط عمومي نردبان را مورد بررسي قرار دهيد:
آيا پيچ و مهره ها محكم بسته شده اند؟
آيا پله ها ايمن مي باشند؟
آيا كفشكهاي ايمني عملا ً كارآيي دارند؟...
نگهداري نردبانها بايد در شرايط مناسبي صورت گيرد كه شامل موارد زير مي شود:
الف- ايجاد اتصالات محكم در تمامي نقاط تماس
ب- روغن كاري چرخها، قرقره ها، قفل ها و پولي ها
ج- تعويض طنابهاي كهنه و فرسوده
د- تميز كردن دائمي و روتين آنها
هـ- انبار كردن آنها در محلي كه براي بازرسي و استفاده مجدد به راحتي قابل دسترس باشد.
و- انبار كردن آنها به شيوه اي كه خطر پايين افتادن و سقوط آنها بر روي افراد وجود نداشته باشد.
- قبل از مصرف نردبان از سرويس مناسب نردبان ها در مواقع مناسب و همچنين از اينكه پله هاي نردبان عاري از روغن، گريس و يا ساير مواد لغزنده مي باشد، اطمينان حاصل كنيد.
3-2- روش صحيح بالا رفتن از نردبانها
- قبل از بالا رفتن و استفاده از نردبان از هموار بودن و يكنواختي سطحي كه نردبان بر آن قرار مي گيرد، اطمينان حاصل كنيد.
- در هنگام بالا رفتن از نردبان بايد رو به آن بوده و با دستها يكي پس از ديگري آن را گرفت و بالا رفت.
- هرگز از پشت به نردبان تكيه نكيند.
- همواره در قسمت مركزي نردبان بايستيد تا تعادل شما حفظ شود و در هنگام بالا رفتن نيز در موقعيتي قرار گيرد كه وزنتان به وسط آن وارد شود و سپس به آرامي بالا برويد.
- همواره بابستي دست كم سه نقطه تماسب مابين نردبان و بدن شخص مصرف كننده آن موجود باشد كه شامل دو پا و يك دست و يا دو دست و يك پا مي شود.
- در حين كار بر روي نردبان همواره با يك دست خود، آن را محكم نگاه داريد.
- هرگز از سه پله بالايي نردبان استفاده نكيند، زيرا در غير اينصورت تكيه گاه مطمئني نخواهيد داشت.
- در هنگام بالا رفتن از نردبانهاي بلند استفاده از كمربند ايمني توصيه مي شود كه بهتر است اين نردبانها به گونه اي به ريلهاي بسته شود كه تعادل فرد حفظ گردد.
- در هنگام ايستادن بر روي نردبان، از جابجا كردن و يا افزايش طول آن اكيداً خودداري نماييد.
- نگاه داشتن ابزار و يا ساير وسايل در حين ايستادن روي نردبان مي تواند بسيار خطرناك باشد، مگر آنكه دستورالعمل هاي ذيل دنبال شود:
الف- نگاه داشتن ابزار در يك كمربند مخصوص نگهداري آنها، دستان شما را در هنگام بالا رفتن از نردبان آزاد مي گذارد .
ب- هر وسيله سنگين يا حجيم ، زماني بايد بالا آورده شود كه شما به بالاي نردبان رسيده باشيد .
ج- استفاده از علائم و يا نشانه هاي خاصي براي هشدار به كساني كه از نردبان استفاده مي كنند.
د-جلوگيري از حمل بار بيش از حد مجاز .
هـ- براي بالا بردن تجهيزات و ساير بارها با كمك نردبان بايستي از طنابي جهت حمل آنها استفاده كرد.
و- براي حمل بارها و ابزار آلات كوچك تر مي توان از كيسه اي كه به دور كمر فرد مصرف كننده نردبان بسته شده و يا بوسيله تسمه ، نوار و يا بندي كه از شانه وي آويزان گشته است ، استفاده نمود .
3- انواع نردبانها
در زير توضيح مختصري در مورد برخي از متداولترين نردبانها ( ابتدا بر حسب جنس آنها و سپس بر اساس ساختار و شكل ظاهري شان )آورده شده است :
1-3- تقسيم بندي نردبانها بر حسب جنس آنها
1-1-3- نردبانهاي چوبي
نردبانهاي چوبي بر اساس موارد استعمال، جنس و نوع مواد كاربردي و مراقبتهاي لازمه براي نگهداري آنها مورد بررسي قرار مي گيرند . اين نردبانها بايد از چوب با وزن مخصوص بالا (و البته چوبهاي بدون لبه ها و تراشه هاي تيز) ساخته شوند. به هنگام وارسي چشمي نبايد در ظاهر آنها پوسيدگي ، ترك خوردگي ، شكستگي ، نقص هاي حاصل از فشردگي تراكم (گره) و يا ساير نقاط ضعف مشاهده شود.
ريلهاي نردبان نيز بايد سالم و بدون تاب خوردگي باشند . براي مشاهده تغييرات حاصله بر بروي چوب نردبان مي توان از رنگهاي روشن براي رنگ كردن آنها استفاده كرد .
در هنگام ساختن نردبانهاي چوبي مختلف توجه به نكات زير ضروري مي باشد :
1- رعايت حداكثر ميزان طول مجاز نردبان (جدول 1)
2- فاصله ميان پله هاي نردبان ( فضاي بين پله ها بايد در طول نردبان يكسان بوده و بيشتر از 12 اينچ (30 سانتي متر )نباشد .
در اغلب نردبانهاي چوبي پله ها از جنس چوب ساخته مي شوند . اين چوب معمولاً از نوع چوب سخت متراكم همانند چوب درخت بلوط يا درخت گردوي آمريكايي مي باشد . علت استفاده از اين نوع چوبها، استحكام بالاي آنها درحالت طبيعي مي باشد .
|
حداكثر طول نردبان(فوت) |
نوع نردبان |
|
20-3 |
نردبانهاي دو طرفه با مصارف صنعتي |
|
12-3 |
نردبانهاي دو طرفه با مصارف تجاري |
|
6-3 |
نردبانهاي دوطرفه با مصارف خانگي |
|
30 |
پله نردبانها(شكل 13) |
|
20 |
نردبانهاي خركي(شكل 14) |
|
12 |
نردبانهاي مخصوص نقاشي ساختمان |
Ùجدول 1- حداكثر طول مجاز برخي از نردبانهاي متداول چوبي
1-1-1-3- نردبانهاي چوبي يكپارچه 1
اين نوع از نردبانها شامل ريلهاي چوبي يكپارچه اي مي باشند كه توسط پله هاي چوبي در فواصل مشخصي به هم متصل مي شوند .پله ها معمولاً با انحنا بوده و از جنس چوبي سخت با تراكم بالا ساخته مي شوند . در حاليكه جنس چوب ريلهاي نردبان از نوع چوب نرم تر و سبك تر هماننند چوب درخت صنوبر و يا درخت شوكران مي باشد .
اين ريلها بايد مستقيم و صاف بوده و هيچگونه عيبي در آنها موجود نباشد ، بنا به دلايل علمي ، هنگامي كه طول نردبان بيشتر مي شود ، ضخامت اين ريلها و سايز آنها نيز بايد به همان نسبت افزايش يابد؛ بنابر اين به طور معمول اين نوع از نردبانها در طولهاي بالا استفاده نمي شوند ، زيرا در اينصورت وزن آنها بسيار بالا خواهد بود كه عملاً كاربرد آنها را با مشكل مواجه مي سازد.
2-1-1-3- نردبانهاي چوبي با ريلهاي نواري شكل [2]
اين نردبانها تا حدودي مشابه نردبانهاي يكپارچه مي باشند با اين تفاوت كه ريلهاي آنها از يك ميله يكپارچه چوبي تشكيل نشده اند . در طراحي اين نردبانها از يك نوار چوبي (بجاي ريلها) در طرفين نردبان بهمراه قطعات چوبي نگهدارنده پله ها در فواصل مشخصي استفاده مي شود ، سپس نقاط اتصال بهم چسب زده مي شود و در بعضي از قسمتها نيز با ميخ محكم مي شوند . كاربرد اين نردبانها در طولهاي بالا ميباشد، زيرا اگر بخواهيم در اين طولها از نردبانهاي چوبي يكپارچه استفاده كنيم ، وزن ريلهاي آن بسيار بالا رفته و عملاً استفاده و حمل و نقل نردبان را با مشكل مواجه مي سازد .
مشابه نردبانهاي يكپارچه ، در اين نردبانها نيز با افزايش طول نردبان بايد بر سايز و ضخامت ريلهاي نواري نيز افزود.
3-1-1-3- مزاياي نردبانهاي چوبي
نردبانهاي چوبي(در حالت خشك) در مقابل جريان الكتريسيته نارسانا مي باشند . به همين دليل ، نربانهاي چوبي يا فايبر گلس[3]، در مواقعي كه خطر برق گرفتگي وجود دارد ،مورد استفاده قرار مي گيرند ؛ اگر چه چوب ، مستعد آتش گيري مي باشد ، اما سطح بيروني آن در حضور اكسيژن سوخته و بخش مركزي چوب بصورت يكپارچه براي مدت قابل توجهي پايدار مي ماند ، بهمين دليل در اكثر مراكز آتش نشاني ترجيحاً از نردبانهاي چوبي استفاده مي كنند.
4-1-1-3- معايب نردبانهاي چوبي
نربانهاي چوبي به سرعت فرسوده مي شوند زيرا چوب با گذشت زمان ،نسبت به خشك شدن و شكافته شدن حساس مي باشد . به همين دليل نردبانهاي چوبي نياز به ماده محافظ شفافي دارند كه بر روي آنها كشيده شده و بر عمر مفيد آنها مي افزايد . اين ماده محافظ شفاف (روغن جلا)1 ، به نوعي سطح چوب را صيقل و جلا مي دهد . روغن جلا بيشترين محافظت را از نردبان ( به نسبت ساير مواد )به عمل مي آورد.
برخي از نردبانهاي چوبي نيز با روغن خاصي پوشيده مي شوند كه از نظر پوشش دهي، مناسب مي باشد . اما مشكلي كه ايجاد مي كند آن است كه نردبان چوبي را در مقابل جريان الكتريسيته ، رسانا مي سازد كه اين امر باعث وارد شدن خدشه به يكي از مزاياي اصلي نردبانهاي چوبي مي گردد.
نكته قابل توجه آنست كه عمليات تكميل با استفاده از روغن جلا، تازماني موثر است كه از روي سطح چوب از بين رفته و دچار آسيب ديدگي نشده باشد . اگر روغن جلا دچار عيب و نقصي گردد، خشك شدگي و پوسيدگي چوب آغاز مي شود . به همين دليل توصيه مي شود كه عمليات تكميل روغن جلا هر شش ماه يكبار مورد بازرسي قرار گرفته و به فواصل زماني سالانه يكبار تكرار شود .
ميزان عمر مفيد يك نردبان چوبي مي تواند از 2 الي 3 سال تا 10 سال و بيشتر باشد كه اين امر به نوع كاربرد و نگهداري آن بستگي دارد . نردبانهاي چوبي كه در نزديكي منابع توليد گرما ، در زير نور آفتاب ، در انبارهاي داخل ساختمان و ... نگهداري مي شوند ، بايستي به دقت مورد بازرسي قرار گرفته و عمليات تكميلي بر روي آنها بطور سالانه انجام شود .
نكته : سلامتي و زندگي شما در گرو عمل شخص شماست . قبل از استفاده از نردبان ها از صحت و سلامت آنها اطمينان حاصل كنيد .
2_ 1_3_ نردبانهاي فايبرگلس[4]
نردبانهاي فايبر گلس در سالهاي اخير وارد بازار گشته و جنس اوليه آنها از نوعي ماده مصنوعي مي باشد كه در حالت خشك جريان الكتريسيته را عبور نمي دهد . بنابراين عموماً از اين جهت با نردبانهاي مدل چوبي مقايسه مي شوند .
نردبانهاي فايبرگلس معمولاً از نوع يكپارچه با پله هاي متصل شده به ريلها مي باشد كه اين پله ها از جنس فايبرگلس يا آلومينيوم بوده و در فواصل منظمي نصب مي شوند . در بيشتر موارد اين پله ها بوسيله پرچ كردن به ريلها متصل مي شوند . اين نردبانها عموماً در طولهاي بلندتر در دسترس نمي باشند . به دليل اينكه فايبرگلس متراكم تر از چوب بوده و بهمين دليل در يك سايز مشابه ، نردبان فايبر گلس سنگين تر از نردبان چوبي هم سايز خود مي باشد .
1_2_1_3_ مزاياي نردبانهاي فايبرگلس
فايبرگلس يك محصول بشر ساخت مي باشد كه در حالت خشك نارسانا بوده و جريان الكتريسيته را از خود عبور نمي دهد . فايبر گلس در زير نور خورشيد و يادر كنار منابع توليد گرما خشك نشده و پوسته پوسته نمي گردد . فايبر گلس از جمله مواد متراكم بوده و نسبت به فلزات گرماي كمتري را هدايت مي كند ، هچنين مي تواند در برابر تماس كوتاهي با درجه حرارتهاي بسيار بالا مقاومت نمايد ، بدون آنكه ضعفي در ساختار آن پديدار گردد . سپس بعد از وارد شدن به درجه حرارت اتاق مجدداً تمامي طول اوليه خود را بدست مي آورد ، مگر آنكه در اثر حرارت بالا بسوزد .
اگر فايبر گلس ، شامل يك رزين خود اطفاء باشد ، در آنصورت تنها در حضور شعله مستقيم خواهد سوخت و زماني كه شعله را دور كنيم ، خود به خود خاموش خواهد شد . اين پروسه سوختن، علائمي را بر روي نردبان برجاي خواهد گذاشت كه نشانگر وجود نقاط ضعفي بر روي نردبان مي باشد و بايد رفع عيب و سرويس گردد .
عموماً ، نردبانهاي فايبر گلس احتياجي به عمليات تكميل حفاظتي نخواهند داشت ، بدترين حالتي كه ممكن است براي آنها ايجاد شود ، رنگ پريدگي و گاهي اوقات نيز ساييدگي حاصل از تأثير اشعه فرابنفش بر سطح آنها مي باشد . اگر چه در بيشتر نردبانهاي فايبر گلس از پله هاي آلومينيومي استفاده مي شود ، اما هيچگونه اتصال فلزي مابين پله ها و ريلها موجود نمي باشد ، بنابراين اين نردبانها همچنان نارسانا در مقابل جريان الكتريسيته باقي مي مانند .
2_2_1_ 3_ معايب نردبانهاي فايبرگلس
اين نردبانها سنگين تر از نردبانهاي آلومينيومي و چوبي مي باشد . فايبرگلس ، تحت فشار و ضربه هاي سنگين تمايل به لب پريدگي و ترك برداشتن دارد . فايبر گلس همانند فلزات ، يك ماده چكش خوار نمي باشد ؛ بنابراين در زماني كه اضافه بار به آن اعمال مي گردد ، همانند نردبانهاي چوبي عمل مي كند ؛ يعني خم نمي شود ، اما ممكن است بطور ناگهاني سقوط نمايد . بنابراين فرد مصرف كننده نردبان ، بايستي همواره از محدوديتهاي آن آگاهي داشته باشد .
3_1_3_ نردبانهاي آلومينيومي
نردبانهاي آلومينيومي همانند نردبانهاي چوبي به دو دسته تقسيم مي شوند كه شامل نردبانهاي با ريلهاي يكپارچه و نردبانهاي با ريلهاي نواري شكل مي باشد .
نردبانهاي يكپارچه، نوعي از نردبانهاي حاوي ريلهاي يكپارچه آلومينيومي به همراه
پله هايي از جنس آلومينيوم مي باشند كه با اتصالاتي در فواصل منظمي به ريلها وصل
شده اند . پله هاي آلومينيومي عمدتاً به وسيله اتصالات جوشكاري و يا توسط يك گيره رابط به ريلها متصل مي شوند .
روش استفاده از گيره رابط ، عمل جابجايي و تعويض پله هاي نردبان را سهل تر ساخته و همچنين در صورت شل شدن پله ها مي توان آنها را به آساني سفت و محكم نمود . در روش جوشكاري ، اتصالات پله ها و ريلها ، در صورت جابجايي پله ها ، بايد بخش مربوط را مجدداً جوشكاري نمود .
اما در صورت استفاده از اين روش ، پله ها هرگز به سهولت شل نخواهند گرديد ، مگر آنكه ريلها دچار مشكل خاصي گردند كه در صورت بروز اين مشكل پيشنهاد مي شود كه كل نردبان تعويض گشته و سعي در جابجايي ريلها ننماييم .
همانند نردبانهاي چوبي و فايبرگلس ، در مورد نردبانهاي آلومينيومي نيز با افزايش طول نردبان بايد ضخامت ريلها را نيز افزايش داد ، در غير اينصورت حمل بار مجاز توسط نردبان كاهش مي يابد .
نردبانهاي آلومينيومي با ريلهاي نواري شكل ، تا حدود زيادي مشابه نردبانهاي چوبي از اين نوع مي باشند ، با اين تفاوت كه نقاط اتصال بجاي چسب يا ميخ توسط پرچ بهم متصل مي شوند . پله ها نيز همانند مدل يكپارچه ، بوسيله اتصالات جوشكاري يا گيره هاي رابط به ريلها متصل مي گردند .
طراحي خاص اين نردبانها ، امكان كاربرد آنها در طولهاي بالاتر و جابجايي وزنهاي بيشتر توسط آنها را مي دهد كه در اين زمينه محدوديت كاربرد نردبانهاي باريلهاي سنگين برطرف مي شود .
1_3_1_3_ مزاياي نردبانهاي آلومينيومي
نردبانهاي آلومينيومي بطور كلي با دوام و محكم بوده و از فلزات با قابليت انبساط ساخته مي شوند . اين نردبانها در مقابل فشارها و ضربات سنگين دچار لب پريدگي ، شكاف و خردشدگي نمي شوند .
همچنين نيازي به تكميل محافظتي ندارند ، زيرا با گذشت زمان در مقابل هواي آزاد و در معرض نور خورشيد دچار خشكي نمي شوند . بدترين حالتي كه ممكن است براي نردبانهاي آلومينيومي رخ دهد ، اين است كه با گذشت زمان سطح آنها دچار زنگ زدگي
مي شود كه مي توان بر روي آن واكس يا جلا دهنده سطح استفاده نمود .
2_3_1_3_ معايب نردبانهاي آلومينيومي
اين نردبانها رساناي جريان الكتريسيته بوده و علاوه بر آن گرما را نيز بسرعت هدايت
مي كنند كه اين امر مهمترين نقص آنها مي باشد . آلياژ آلومينيوم كاربردي در نردبانها، از آلياژ با قابليت انبساط بالا مي باشد كه اين امر جهت ايجاد وزن سبك تر و نيز استحكام بيشتر آنها مي باشد . به همين دليل ، در زمان توليد بر روي اين آلياژها عمليات تكميل گرمايي در دمايي حدوداً معادل600 درجه فارنهايت انجام مي شود .
اگر نردبان آلومينيومي شما در معرض گرماي بسيار بالاي آتش ( حتي براي يك دورة زماني كوتاه ) قرار گيرد ، ممكن است به شدت گرم شده و به حالت پخت برسد . اين بدان معني است كه بار مجاز نردبان به حد قابل توجهي كاهش خواهد يافت ، در صورتي كه علائم ظاهري نردبان چنين چيزي را نشان نخواهد داد .
به همين دليل پيشنهاد مي شود از برچسب هاي حساس به گرما هاي بالا ، در قسمتهاي بالايي نردبانهاي آلومينيومي استفاده شود كه اين برچسب ها با افزايش دما تا حدود دماهاي بالا ، تغيير رنگ داده و اين امر نشانگر آن است كه نبايد از نردبان استفاده شود و يا در صورت لزوم ، بار زيادي با آن حمل نگردد .
در هر صورت پس از هر بار مشاهدة علائم تغيير رنگ بر چسب ، نردبان بايستي مورد بازرسي قرار گيرد تا در صورت ايجاد نقاط معيوب ، جهت رفع آن نقص اقدام گردد .
در صورتي كه بر چسبهاي مصرفي بعد از چند بار استفاده ، تغيير رنگ دائمي يافتند ، بايستي نسبت به تعويض برچسبها و جايگزيني آنها با نمونه جديد شان اقدام نمود .
نكته: در صورتي كه نردبان آلومنيومي در محل آتش سوزي قرار گرفته و در شعله هاي آتش غوطه ور باشد ، ديگر قابل استفاده نخواهد بود و حتي تحمل وزن يك نفر را هم نخواهد داشت .
4-1-3- نردبانهاي فلزي
نردبانهاي فلزي ، از نظر شرايط اوليه اي كه بايد دارا باشند ، مراقبتها و
نگهداري هاي بعدي و همچنين طرز بكارگيري ، مورد بررسي قرار مي گيرند . شرايط عمومي كه مد نظر مي باشد شامل :
الف– در نردبان لبه هاي تيز موجود نباشد .
ب – از لحاظ سازه اي ، حاوي ساختاري بي عيب و نقص باشند .
ج – اين نردبانها بايد شامل پله هايي باشند كه روي سطح آنها كنگره اي و يا موج دار
(با برجستگي و فرورفتگي) نباشد تا از سرخوردن افراد جلوگيري كرده و مقاومت آنها در برابر لغزندگي بهبود يابد .
د- فضاي بين پله ها بايد در طول نردبان يكسان بوده و بيش از 12 اينچ (معادل 5/30 سانتي متر) نباشد .
هـ - حداكثر طول مجاز نردبانها در نظر گرفته شود (جدول2)
|
حداكثر طول مجاز نردبان (فوت) |
نوع نردبان |
|
30 |
نردبانهاي يكطرفه |
|
48 |
نردبانهاي كشويي |
|
60 |
نردبانهاي كشويي دو تكه |
|
60 |
نردبانهاي كشويي سه تكه |
|
20 |
نردبانهاي دوطرفه |
|
20 |
نردبان مسطح |
|
20 |
نردبانهاي خركي |
جدول 2 – حداكثر طول مجاز برخي از نردبانهاي متداول فلزي
مراقبتهاي صحيح در استفاده از نردبان باعث طولاني شدن عمر آن و همچنين افزايش ايمني شخص كار بر مي گردد . قبل از استفاده از نردبان ، براي رفع نواقص احتمالي
( از جمله انحناء يا خميدگي ها ، سوراخها يا فرورفتگي ها ، نقاط اتصال و پرچهايي كه شل شده اند و...) بايد آنرا مورد بازرسي قرار داد و اگر نقايصي مشاهده شد ، بايد محل معيوب را علامت زده و مشخص كرد تا تعمير گردد . نردبانها بايد همواره تميز نگاه داشته شوند تا از لغزيدن اشخاص روي آنها جلوگيري به عمل آيد . نردبانهاي فلزي قابل حمل تنها براي استفاده يك نفر (با حداكثر وزن 90 كيلوگرم معادل 200 پوند) طراحي مي شوند و بايد موقعيت پله هاي آن براي محل اتكاي پاها ، مطمئن باشد . همانند ساير نردبانها ، نردبانهاي فلزي هم بايد در زاويه اي قرار گيرند كه به ازاي هر 4 فوت طولشان ، يك فوت از ديوار فاصله داشته باشند .
2-3- تقسيم بندي نردبانها بر اساس ساختار و شكل ظاهري
1-2-3- نردبانهاي كشويي[5]
براي استفاده ايمن از نردبانهاي كشويي موارد زير بايد مد نظر قرار گيرد :
الف – نردبانها را در يك سطوح صاف و محكم جايگزين كرده و از ايمن بودن محلي كه فرد مصرف كننده در آن فرود مي آيد ، اطمينان حاصل كنيد .
ب – نردبان را طوري بر پا كنيد كه بخش بالايي آن بر روي بخش پاييني قرار گرفته و آن بخش نيز به ديوار يا سطح پشتيبان ديگري تكيه كند . (مطابق شكل 2)
ج – همانند ساير نردبانها ، زاويه نردبان كشويي با تكيه گاه آن بايد حدود 75 درجه باشد .
د – از قفل بودن گيره هاي بخش بالايي و پاييني نردبان اطمينان حاصل نماييد ، به اين منظور مي توانيد سعي كنيد طول نردبان را كاهش يا افزايش دهيد اگر موفق به انجام اين امر شديد ، نشانگر آن است كه قفل گيره ها محكم نبوده و امكان جدا شدن آنها و تغيير طول در حين استفاده از نردبان و نيز وقوع حادثه وجود دارد .
هـ - نردبان را طوري برپا كنيد كه حداقل 1 متر (3 فوت) از طول آن بالاتر از سطح بالايي تكيه گاه قرار گيرد و سپس اين قسمت را به سطح بالاي تكيه گاه محكم ببنديد و يا گره بزنيد .
و- در مواقعي كه امكان بستن و گره زدن بخش بالاي نردبان به سطح بالايي تكيه گاه وجود ندارد ، ايستادن يك نفر در پاي آن جهت جلوگيري از سر خوردن نردبان ضروري
مي باشد كه اين روش تنها براي نردبانهاي با طول حداكثر 5 متر (معادل 16 فوت )
مؤثر مي باشد و براي نردبانهاي با طول بيشتر بايد تمهيدات ديگري انديشيده شود . شخصي كه در پاي نردبان مي ايستد بايد هر دوريل نردبان را با دو دست خود نگاه داشته و يكي از پاهاي خود را بر روي پله پاييني نردبان قرار دهد .
ز- حداقل ميزان overlap [6]را رعايت نماييد كه اين ميزان در قوانين ايمني مشخص شده است .
ح – حداكثر تا چهارمين پله از سطح بالايي نردبان بالا برويد ، بالا رفتن بيش از اين ميزان ممكن است باعث بر هم خوردن تعادل شما و نردبان گشته و موجب سقوطتان گردد .
در حين استفاده از نردبانهاي كشويي بايد از انجام اعمال نا ايمن زير پرهيز نماييم :
1- در نزديكي خطوط انتقال نيرو از اين نردبانها استفاده نكنيد .
2- مادامي كه نردبان كشويي باز مي باشد ، آنرا نصب ننموده و يا جابجا نكنيد.
3- نردبان را بيش از حد مجاز باز نكنيد وهمواره حداقل ميزان overlapرا رعايت نماييد .
4- هرگز نردبان را بر سطوح بي ثبات ، ليز و لغزنده ( همانند سطوح يخي و برفي) قرار ندهيد .
5- هرگز نردبان ها را بدون انجام مراقبت هاي ضروري رها نسازيد .
براي جلوگيري از ازدياد طول بيش از حد نردبانهاي كشويي در حين نصب ، تدابير زير بايستي انديشيده شود :
الف - براي جلوگيري از ازدياد طول غير مجاز نردبانهاي كشويي در حين نصب آنها در محل استفاده از روش زير پيروي كنيد . (براي نردبانهاي با وزن بيش از 25 كيلوگرم و يا در مواقع كار در شرايط پيچيده و دشوار، به وجود دو نفر از پرسنل جهت پيروي از زير نياز مي باشد.)
مرحله اول – نردبان را بر روي زمين در محل مناسبي بخوابانيد.
مرحله دوم – قسمت انتهايي نزدبان را محكم نگاه داريد.
مرحله سوم – پله بالايي نردبان را با دو دست نگاه داشته و سپس انتهاي بالايي آن را بالا آوريد، در اين حين پله هاي مركزي نردبان را نيز محكم نگاه داريد تا ثبات و پايداري نردبان حفظ گردد.
مرحله چهارم – نردبان برپا شده را تا طول مورد نياز باز كرده، به سمت محل مورد نظر خود برده و آن را بر روي يك تكيه گاه مناسب قرار داده و تكيه دهيد. (مطابق شكل 5)
ب - براي برپا كردن نردبان هاي كشويي كوتاه و سبك حضور يك نفر از پرسنل كافي بوده كه با روش زير اين كار انجام مي گيرد:
مرحله اول – انتهاي نردبان را مطابق شكل 6 در يك تكيه گاه ثابت و محكم قرار دهيد.
مرحله دوم – قسمت بالايي نردبان را بالا آورده وآنرا در يك موقعيت مناسب عمودي قرار دهيد.
مرحله سوم – بعد از باز كردن نردبان تا طول مورد نظر، آنرا به مكان مد نظر انتقال دهيد.
مرحله چهارم – نردبان را به شكل عمودي، محكم و نزديك به بدن خود نگاه داريد. (مطابق شكل 6)
نكته : متد مناسب جهت كوتاه كردن طول نردبان، عكس روش افزايش طول آن مي باشد.
شكل 2 – نردبان كشويي |
شكل 3- overlap نردبان كشويي |
شكل 4 – نردبان هاي كشويي |
|
شكل 5- روش بر پا كردن نردبانهاي با وزن بيش از 25 كيلوگرم |
||
|
شكل 6- روش بر پا كردن نردبانهاي با وزن كم و كوتاه |
||
2-2-3- نردبانهاي داربستي [7]
در زماني كه نردبان ايمني در دسترسي نمي باشد و يا سطح يكپارچه اي جهت قرار دادن نردبان بر روي آن يافت نمي شود، مي توان از نردبانهاي داربستي استفاده كرد. قبل از اينكه فرد مصرف كننده آن بر روي داربست برود، بايستي ترمزها و نگهدارنده هاي آن در قسمت پايين داربست نصب و محكم شود. در غير اينصورت بايستي ضرورتاً فرد ديگري در پاي داربست جهت جلوگيري از سر خوردن و لغزيدن آن حضور يابد.
همچنين استفاده از اشياء ناپايدار مثل شبكه، جعبه، آجرهاي لق، بلوك سيماني و ... بعنوان تكيه گاه داربست مجاز نمي باشد. توجه به نكات زير در حين كار با آنها حائز اهميت مي باشد:
- نردبانهاي داربستي را بايستي در فواصل طولي 15 فوتي (معادل 5/4 متر) به يك پشتيبان يكپارچه و پايدار توسط سيم، كابل، زنجير و يا طناب محكمي متصل نمود.
- حمل و نقل و جابجايي جعبه ها، نردبانها و ساير اشياء توسط آنها ممنوع مي باشد. همچنين هنگام حركت دادن داربستها، نبايد مواد و تجهيزات مصرفي را بر روي آن جاي گذارد.
- در هنگام جابجايي نردبان داربستي، بايستي ارتفاع آن را به 15 فوت (معادل 5/4 متر) كاهش داد و پس از استقرار در محل مورد نظر، طول آن را به حد مد نظر رسانيد.
- در هنگام جابجايي نردبانهاي داربستي، بايد از نيروهاي كمكي كافي بهره گرفت.
- براي تنظيم آن بايستي از پيچ هاي تنظيم استفاده كرده و اين پيچها را نبايد بيش از 12 اينچ (30 سانتي متر) باز كرد.
- حضور يك فرد بعنوان ناظر در حين جابجايي نردبان داربستي جهت جلوگيري از برخورد داربست با موانع هوايي موجود و يا فرورفتن آن در چاله هاي عميق سطوح زمين بسيار مفيد خواهد بود.
- دور نگاه داشتن ابزار آلات و مواد مصرفي از لبه هاي داربست جهت جلوگيري از سقوط و افتادن آنها بر روي ساير افراد ضروري مي باشد.
- هرگز بر روي داربست در حال حركت سوار نشويد.
- از حمل بار اضافي توسط داربست خودداري نماييد.
- داربست هاي با طول بيش از 15 فوت (15 متر) ضرورتاً بايستي توسط اداره ايمني و بهداشت حرفه اي مورد بازرسي و تائيد قرار گيرند.
- هرگز از نردبان جهت افزايش طول و ارتفاع داربست استفاده نكنيد.
- كليه نردبانهاي داربستي بايد قبل از استفاده توسط سرپرستان مربوطه و افراد
مصرف كننده مورد وارسي قرار گيرند.
- وجود دستورالعملها و هشدارهاي ايمني بر روي نردبانهاي داربستي كه توسط كارخانه توليد كننده اين نردبانها فراهم مي شود، بسيار مهم مي باشد كه اين دستورالعمل ها بصورت برچسبي بر روي آنها نصب مي گردد. اين برچسبها، بايستي خوانا و قابل استفاده باشند.
- در حين استفاده از داربستهاي چرخدار، حداقل يك چرخ در هر سو بايستي قفل گردد تا از حركت داربست، جلوگيري بعمل آيد.
شكل 7 – نردبان داربستي
3-2-3- نردبانهاي تاشو1
اين مدل از نردبانها از چوب و آلومينيوم ساخته شده وبطور نرمال هرگز طول آنها بيش از 3/4 متر (14 فوت) نمي باشد. اين نردبانها حاوي لولاهايي بر روي پله هاي خود
مي باشند، به نحوي كه ريلها مي توانند بر روي هم تا شوند، بنابراين مي توان نردبان را به آساني از پله ها و يا در ساير مكانهاي باريك حمل و نقل و جابجا نمود.
نكته قابل توجه آنست كه در آن واحد تنها يك نفر مي تواند از نردبانهاي تاشو استفاده كند، زيرا اين نردبانها در وزنهاي سبك و با پهناي كم ساخته مي شوند. بهتر است نردبانهاي تاشو همواره مجهز به كفشكهاي ايمني لاستيكي باشند كه بر روي سطوح سخت همانند سطوح بتني از آنها استفاده نمود. انواع استيل اين كفشكها نمي تواند نردبان را بر روي سطوح سخت به خوبي نگاه دارند.
شكل 8 – نردبان تاشو
4- 2 – 3 – نردبانهاي كاميوني [8]
درصورت استفاده از نردبانهاي كاميوني حصول اطمينان از محكم بسته شدن نردبان به كاميون توسط قلاب از اهميت بسزايي برخوردار است . اين قلابها بايد در فواصل منظمي استفاده شده و نردبان را به طور محكم به كاميون متصل نمايند كه جنس آنها نيز بايد بگونه اي باشد كه در اثر تماس آنها با نردبانها و در اثر جابجايي و حركت هيچگونه بريدگي برروي نردبان ايجاد ننمايند . به اين منظور مي توان از يك لايه يا رويه آستري نرم برروي قلابها استفاده نمود.
شكل 9 – نمونه اي از نردبانهاي كاميوني
شكل 10 – نمونه اي از نردبانهاي كاميوني
5 - 2 – 3 – نردبانهاي دو طرفه 1
پايه هاي نردبانهاي دوطرفه بايد بطور كامل باز شوند و درموقعيتشان قفل گردند تا از باز و بسته شدن و تكان خوردن آنها در حين استفاده جلوگيري بعمل آيد.
براي جلوگيري از بازشدن بيش از حد نردبانهاي دوطرفه مي توان با استفاده از زنجير يا ميله اتصالي بين بازوان دو طرف نردبان اتصال ايجاد نمود .
ايستادن روي سكوي بالايي (top cap) نردبانهاي دوطرفه ممنوع مي باشد ، زيرا دستگيره اي براي جلوگيري از لغزش و سقوط ، موجود نمي باشد ؛ همچنين جهت احتياط بيشتر بهتر است برروي دو پله بالايي نردبان نيز نايستيد .
شكل صفحه بعد نمونه هايي از نردبانهاي دوطرفه را نشان مي دهد .
شكل 11 – نمونه هايي از نردبانهاي Step Ladders (نردبانهاي دوطرفه)
6 – 2 – 3 – نردبانهاي يكطرفه 1
از نردبانهاي يكطرفه جهت مصارف عمومي استفاده مي شود ، اما مصرف آنها در موارد زير ممنوع مي باشد :
- رنگ زدن نماي خارجي ساختمان
- كار در ارتفاعات بيش از هشت متر
- حمل مصالح ساختماني
- ايجاد پل موقت
- برپاكردن دار بست
در هنگام استفاده از اين نردبانها ، همواره بايد نسبت 4 به 1 و زاويه قرارگيري 75 درجه را رعايت نمود . مصرف كنندگان ، مجاز به استفاده از سه پله بالايي نردبان نمي باشند و نيز در هنگام جايگذاري نردبانهاي يكطرفه ، بايد انتهاي آنها حداقل 9/0 متر (36 فوت) بالاتر از محل تكيه گاه بالايي نردبان باشد .
شكل 12 – نمونه هايي از نردبانهاي يكطرفه
شكل 13 – نمونه اي از پله نردبانها (Rung Ladders)
شكل 14 – نمونه اي از نردبانهاي خركي
شكل 15 – نمونه اي از پلكان هاي صنعتي
( Stairways and Landings )
شكل 16 – نمونه اي از پلكان هاي با كاربرد صنعتي ( Stairways and Landings )
شكل 17 – نردبانهاي مخصوص بالارفتن ازتانكها (Tank – top Lift
شیرین کننده ها
وقتی تصمیم می گیرید از دست چاقی به یک رژیم غذایی پناه ببرید,با انواع رژیمهای روزانه,کم کالری,علمی و تجربی بر خورد می کنید.یکی از پر طرفدارترین این رژیم ها,رژیم های بدون قند هستند که در آنها قند مصرفی روزانه شما با انواع محصولات رژیمی جایگزین شده است.شیرین کننده ها در رژیم های غذایی فقط نقش طعم دهنده را بازی می کنند که یا اصلا انرژی ندارند یا مقدار انرژی آنها بسیار کم است. به خاطر همین از آنها در رژیم های لاغری و محصولات رژیمی استفاده می شود.ولی هستند کسانی که از این محصولات خورده اند و لاغر نشده اند.احتمال می رود طعم شیرینی خود باعث تحریک ترشح انسولین شود که این منجر به افت قند خون گشته و در نتیجه اشتهای فرد افزایش می یابد.تازه خود انسولین باعث حفظ و افزایش بافت های چربی بدن می شود.دیگر اینکه بسیاری از شیرین کننده های مصنوعی از اسیدهای آمینه ساخته می شوند که با وجود نداشتن قند,می توانند با یا بدون وارد شدن به چرخه انرژی بدن,باعث افزایش وزن شوند.بنابراین بدیهی است که در برخی افراد شیرین کننده ها باعث لاغری نشده و خود عامل چاقی می شوند. تا همین چند وقت قبل یکی از پر و پا قرص ترین مشتریان محصولات رژیمی و شیرین کننده های مصنوعی,بیماران دیابتی بودند.چون با مصرف این مواد,بیمار دیابتی قند نمی خورد ولی از تکرار تجربه مزه شیرینی هم محروم نمی شد.ایده اینکه,در بیماران دیابتی به جای قند از موادی استفاده کنند که در عین شیرینی,فاقد قندهای ساده مثل شکر باشند از آنجا منشا گرفت که سابقا تصور می شد قندهای ساده ای مثل شکر زودتر از قندهای مرکبی مثل نشاسته جذب می شوند و سریع تر به گلوکز تبدیل گشته و به طور ناگهانی قند خون فرد دیابتی را بالا می برند.با این طرز تفکر,بیمار دیابتی از مصرف قندهای ساده چه به صورت خالص مثل قند در کنار چای و چه به صورت مخلوط با سایر مواد مثل مربا, منع می شد و برای تامین لذت مزه شیرینی به طور جایگزین,به وی استفاده از شیرین کننده ها پیشنهاد می گردید.ولی امروزه مدت هاست که دانشمندان دریافته اند که زمان جذب و افزایش قند توسط قندهای ساده و مرکب تفاوت چندانی ندارد و مصرف قندهای ساده مثل شکر,توسط فرد دیابتی در یک حد معقول و ثابت که طبق آن دارویشان تنظیم شده باشد,قابل قبول است.ولی عده ای هنوز بر آن باور قدیم,استفاده از شیرین کننده ها و محصولات حاوی آنها را به جای قند به دیابتی ها توصیه می کنند.ساخارین که در اصل نوعی نمک است,300 تا 400 برابر شکر قدرت شیرین کنندگی دارد.این ماده تا کنون تهمت های زیادی را تحمل کرده است که معروف ترین این اتهامات, مسبب سرطان مثانه شدن,بود.ولی بعد از تحقیقات فراوان این لکه ننگ از دامن ساخارین پاک شد!!پر مصرف ترین و رایج ترین شیرین کننده در حال حاضر,آسپارتام است که دشمنان زیادی هم دارد.آسپارتام 180 تا 200 برابر از شکر شیرین تر است.نوعی آسپارتام خالص را به نام تجاری کاندرل می شناسیم.یکی از قوی ترین شیرین کننده ها آلیتام است که 2000 برابر شکر شیرینی دارد و مثل آسپارتام نوعی پروتئین است.دیگری نئوتام است که 8000 برابر شکر قدرت شیرین کنندگی دارد و هنوز به تایید نرسیده اند.
انواع شیرین کننده های رژیمی
شيرين كننده های رژيمی به دو دسته " كالری زا" و "غير كالری زا" تقسيم می شوند.
شیرین کننده های کالری زا
دسته اول كه شامل "فروكتوز"، "سوربيتول" و "مانيتول" مي باشند، حاوي كالری هستند و بنابراين مصرف آنها بايد حساب شده باشد تا منجر به اضافه وزن نگردد. همچنين مصرف زياد سوربيتول و مانيتول به علت عدم جذب كامل ددر روده ها موجب اسهال می گردد.
بنابراين قبل از مصرف فرآورده هاي غذايي رژيمي به برچسب روي آنها كه بيانگر تركيباتشان است دقت كنيد. به طور كلي مصرف اين نوع شيرين كننده ها در افراد ديابتي چاق كه داراي چربي خون بالايي نيز هستند، توصيه نمي شود.
شیرین کننده های غیر کالری زا
شيرين كننده هاي غير كالري زا مانند" ساخارين" و "آسپارتام" داراي هيچ كالري نيستند و باعث اضافه وزن نيز مي شوند. قدرت شيرين كنندگي آنها بسيار بيشتر از شكر معمولي مي باشد (حدود 200 برابر ). بعضي از اين شيرين كننده ها مثل آسپارتام در اثر حرارت زياد اثر شيرين كنندگي خود را از دست مي دهند و بنابراين نمي توان از آنها در كيك پزي استفاده كرد. همچنين مصرف زياد ساخارين در بعضي از حيوانات منجر به سرطان مثانه شده كه البته هنوز در مورد انساني به اثبات نرسيده است. زنان باردار نيز بهتر است از ساخارين استفاده نكنند.
شيرين کننده ها در مواد غذايي
شيرين کننده ها به دو دسته مغذي و غير مغذي تقسيم مي شوند. شيرين کننده هاي مغذي در بدن توليد انرژي مي نمايند در حالي که غيرمغذي ها توليد انرژي نمي کنند و يا با توجه به اينکه شيريني آنها در برخي موارد بيش از صد برابر ساکاروزات در غلظتهايي که استفاده مي شود توليد انرژي کمي مي نمايد.
از انواع شيرين کننده ها گليسريزين مي باشد که از ريشه شيرين بيان Licorice استخراج مي گردد و در محصولاتي مانند توتون سيگار و پيپ ، آبنبات، نوشابه، شکلات و فرآورده هاي دارويي استفاده مي شود. امروزه در برخي از نوشابه هاي کم کالري از شيرين کننده اي به نام آسپارتام Aspartame استفاده مي کنند.
در سالهاي اخير از برخي ميوه هاي آفريقايي شيرين کننده هايي با منشاء پروتئيني استخراج گرديده است. به عنوان مثال مي توان به مونيلين اشاره داشت که از ميوه اي به نام سرنده پيتي Serendipity تهيه شده و حدود 2500 تا 3000 برابر ساکاروز قدرت شيرين کنندگي دارد.شيرين کننده ديگر ميراکولين نام دارد که از ميوه اي با نام ميوه اعجازآميز Miracle استخراج مي گردد. اين ترکيب بدون طعم است اما ويژگي آن به اين صورت است که طعم ترش را به شيرين تبديل مي کند، در حقيقت با مصرف يک ماده غذايي ترش در دهان، قادر است به عنوان يک تغيير طعم دهنده، مزه آنرا به شيريني تبديل نمايد.
از ديگر شيرين کننده ها سوربيتول مي باشد که در شکلات يا بستني مورد استفاده در افراد ديابتي مصرف مي گردد. در آدامس بدون قند و قرصهاي ويتامينه کودکان که قابل جويدن هستند از شيرين کننده اي به نام گزيليتون استفاده مي شود. ازماليتتول در غذاهاي ديابتي، محلولهاي شستشوي دهان و دندان، در آدامس، شکلات، بستـني، باستيل و آبنبات استفاده مي گردد.
قند ها
در حالی كه بسیاری از افراد مزه شیرینی را به قند معمولی یا ساكاروز نسبت می دهند، ساكاروز تنها یكی از انواع قند هایی است كه مزه شیرین دارند. میوه ها دارای قند های ساده ای مانند گلوكز و فروكتوز هستند؛ مواد غذایی دیگر نیز مانند عسل یا شربت ذرت دارای قند هایی هستند كه تركیبی از گلوكز و فروكتوز هستند.یك قند ساده دیگر قند لاكتوز نام دارد كه تركیبی از گلوكز و یك قند ساده دیگر یعنی گالاكتوز است.همه قند ها مواد كربوهیدراتی هستند كه به ازای هر گرم چهار كالری انرژی ایجاد می كنند و همه كربوهیدرات ها از یك یا چند نوع مولكول قند ساده تشكیل شده اند. قند ها پس از گوارش از طریق جریان خون به سلول های بدن می رسند و در آنجا به عنوان سوخت اصلی بدن، كمك به سوخت و ساز چربی، تشكیل پروتئین ها و ذخیره برای استفاده های بعدی به كار می روند.قند ها تنها شیرین كننده های غذا نیستند، آنها خصوصیات عملی منحصر به فردی دارند مثلاً رشته شدن و قوام گرفتن غذا كه خوردن غذا را لذت بخش می كند مدیون آنها است.
ساكاروز: یا همان قند معمولی كه ما به صورت شكر یا حبه های قند- مصرف می كنیم یك تركیب دوقندی (دی ساكاریدی) است كه از دو قند گلوكز و فروكتوز تشكیل شده است و به ازای هر گرمش ۴ كالری (تقریباً ۱۶ كالری برای هر قاشق چایخوری شكر) انرژی تولید می كند. فرایند تصفیه قند در كارخانه ناخالصی ها را از نیشكر یا چغندر قند می زداید و بلور های سفیدی به وجود می آورد كه شكل شاخص شكری را كه سرمیز می گذاریم به وجود می آورد. ملاس شكل ناخالص تر ساكاروز است.
فروكتوز: فروكتوز مانند ساكاروز به ازای هر گرم چهار كالری ایجاد می كند. همانطور كه گفته شد فروكتوز یكی از اجزای سازنده قند معمولی یا ساكاروز است، فروكتوز همچنین به شكل بلوری به برخی نوشابه ها اضافه می شود.
شیرین كننده های كم كالری مزه شیرین ایجاد می كنند ولی فاقد كالری هستند یا میزان كالری كمی دارند، بنابراین باعث افزایش وزن نمی شوند. این مواد پیش از آنكه مجوز مصرف بگیرند باید استاندارد های لازم از لحاظ ایمنی را كسب كنند. از جمله باید برای كودكان و زنان باردار بی خطر باشند. در حال حاضر شش شیرین كننده قوی كم كالری توسط سازمان غذا و داروی آمریكا به تصویب رسیده است كه شامل این مواد می شود: آیس سولفام پتاسیم (Ace-k)، آسپارتام، نئوتام، ساكارین، سوكرالوز و تاگاتوز و دو ماده دیگر آلتیام و سیكلامات نیز در بسیاری كشور ها مجوز مصرف گرفته اند.آسپارتام در بسیاری از غذا ها و نوشابه ها و به صورت شیرین كننده سر میز غذا مصرف می شود. آسپارتام به ازای هر گرم دارای چهار كالری است، اما در مقایسه با قند معمولی ۲۰۰ برابر شیرین تر است، بنابراین مقدار بسیار كمی از آن برای شیرین كردن كفایت می كند و لذا كالری زیادی را به غذا ها نمی افزاید.اضافه كردن ساكارین كه یكی از قدیمی ترین شیرین كننده های كم كالری است، كالری به غذا ها اضافه نمی كند. آیس سولفام پتاسیم (Ace-K) در بسیاری از نوشابه ها و غذا ها و به عنوان تشدید كننده رایحه هم كاربرد دارد. این ماده نیز فاقد كالری است و در مقابل حرارت هم پایدار است. هنگامی كه آن را با سایر شیرین كننده های كم كالری مخلوط می كنند یك اثر افزاینده دارد و طعم شیرینی و پایداری غذا ها و نوشابه های كم كالری را می افزاید.
تنها شیرین كننده كم كالری كه از قند ساخته می شود و حدود ۶۰۰ بار شیرین تر است، فاقد كالری و پایداری زیادی تحت شرایط به عمل آوری دارد. سازمان غذا و داروی آمریكا سوكرالوز را برای استفاده در غذا ها و نوشابه ها در پختن غذا و نان و به عنوان شیرین كننده روی میزی تائید كرده است.
یك شیرین كننده فاقد كالری و یك طعم دهنده با مزه ای مانند قند و شیرین است. حدود ۸۰۰ بار شیرین تر از قند و مقدار بسیار كمی از آن برای شیرین كردن غذا ها و نوشابه ها كافی است. نئوتام در سال ۲۰۰۲ به وسیله سازمان غذا و داروی آمریكا بعد از یك بررسی گسترده و بیش از ۱۰۰ مطالعه برای اثبات سلامت و كارآمدی جهت استفاده عمومی در غذا ها و نوشابه ها مورد تائید قرار گرفت. نئوتام به سرعت تجزیه شده و كاملاً حذف شده و در بدن تجمع نمی یابد. نئوتام برای استفاده عمومی افراد شامل زنان باردار و شیرده، كودكان و افراد دیابتی مناسب است.
از نظر علمی به عنوان دلتا- تاگاتوز شناخته می شود كه شیرین كننده ای است با كالری كم و از مشتقات لاكتوز است كه در برخی محصولات لبنی و سایر غذا ها وجود دارد.تاگاتوز در آمریكا اجازه استفاده در غذا و نوشابه ها را دارد.
مخلوط شیرین كننده های كم كالری در غذا و نوشابه ها به صورت دسته جمعی عمل می كنند تا سطح مورد نیاز شیرینی را در سطوح كمتر از شیرین كننده هایی كه به تنهایی استفاده می شوند ایجاد كند. طعم نهایی اغلب انتظارات مصرف كننده ها را نسبت به قند یا سایر شیرین كننده های كالری دار بهتر تامین می كند. همچنین محصولات ممكن است پایداری شیرینی بهتری تا پایان طول عمر محصول داشته باشند. مراجع سلامتی جهان نتیجه گرفته اند در حال حاضر هیچ شاهد علمی وجود ندارد كه مخلوط این مواد اثرات فیزیولوژیك متفاوت از اثر هر یك از این مواد به تنهایی داشته باشند و موردی هم تا به حال گزارش نشده است.
در حالی كه طعم شیرین عموماً از قند ها ناشی می شود امروز انواع بسیاری از شیرین كننده ها كه به غذا اضافه می شوند وجود دارند. الكل های قندی مانند اریتریتول، ایزومالت، مانتیتول، مانیتون، سوربیتول و گزلیتول، مزه شیرین را به وجود می آورند، در بسیاری از آب نبات های فاقد قند، غذا ها و آدامس های جویدنی وجود دارند. الكل های قندی به طور طبیعی در بسیاری از سبزی ها و میوه ها یافت می شوند اما در تولید تجاری آنها را از سایر كربوهیدرات ها مانند ساكاروز، گلوكز و نشاسته به دست می آورند.
اگرچه كه قند ها، شیرین كننده های كم كالری، مخلوط شیرین كننده ها یا الكل های قندی، مزه بسیاری از غذا های مورد علاقه را ایجاد می كنند، كارشناسان تغذیه عقیده دارند كه غذا های شیرین می توانند بخشی از یك رژیم سالم باشند.مسئله مهم دریافت متعادل كالری است به طوری كه اطمینان حاصل شود غذا های شیرین- كه برخی از آنها مواد مغذی چندانی به رژیم غذایی نمی افزایند- جای موادی را نگیرند كه سرشار از مواد مغذی هستند.ممنوعیت مصرف غذا های شیرین جذابیت آنها را افزایش می دهد، به طوری كه فرد پس از مدتی خودداری ناگهان به افراط در مصرف آنها روی می آورد و بعد احساس گناه او را دربرمی گیرد و دوباره مصرف آنها را تحریم می كند.به این ترتیب چرخه معیوبی از توالی ممنوعیت و افراط در مصرف به وجود می آید كه نهایتاً باعث شكست در اهداف رژیم غذایی می شود.قندها و شیرین كننده ها باعث بیش فعالی در كودكان، دیابت نوع ۲ یا سایر بیماری های مزمن نمی شوند.شواهد علمی ارتباط میان مصرف قند و چاقی و اضافه وزن را تائید نمی كند. تحقیقات دیگر بر روی شیرین كننده های فاقد كالری به وسیله كمیسیون اروپایی و آژانس استاندارد های غذایی فرانسه سلامت و مفید بودن آنها را در رژیم غذایی دوباره تائید می كند. این مواد این ظرفیت را دارند كه به عنوان وسیله ای برای مدیریت موثر وزن- هنگامی كه در هماهنگی با فعالیت جسمی و انتخاب های غذایی مناسب استفاده شوند- به كار روند .
زيان هاي شيرين کننده هاي مصنوعي
حتماً تاکنون با محصولات غذايي که با برچسب بدون قند (sugar free) در بازار فروخته مي شوند، برخورد کرده ايد. در اين محصولات به جاي شکر از شيرين کننده هاي مصنوعي نظير آسپارتام استفاده مي شود. امروزه آسپارتام در بيش از 6 هزار محصول غذايي شامل انواع نوشيدني، دسر، ماست، آدامس و برخي ويتامين ها که با عنوان کم کالري يا رژيمي فروخته مي شوند، استفاده مي شود و حدود 200 ميليون مصرف کننده در دنيا دارد. اما چون در دماي بالا به آمينواسيدهاي سازنده تجزيه مي شود، براي پخت مناسب نيست.آسپارتام در سال 1965 کشف شد و از آنجايي که در غلظت هاي معمولي 200 بار شيرين تر از شکر است و کالري کمي دارد به عنوان جايگزين شکر براي افراد ديابتي مورد توجه قرار گرفت. اما استفاده از اين شيرين کننده به دلايل خطرات احتمالي که براي انسان دارد مورد بحث هاي زيادي قرار گرفته است. در ابتدا سازمان غذا و داروي امريکا (FDA) استفاده از آسپارتام را به دليل احتمال ايجاد سرطان در موش ها نپذيرفت. اما از سال 1981 با توجه به تحقيقاتي که در ژاپن انجام شد، آسپارتام براي استفاده در نوشيدني ها پذيرفته شد و در سال 1996 محدوديت هاي استفاده از آن در مواد غذايي برداشته شد.تحقيقات اخير دانشمندان نشان مي دهد که آسپارتام به متانول (الکل چوب) تجزيه مي شود و متانول نيز در بدن به فرمالدئيد تبديل مي شود. طبق اين تحقيقات بلعيدن مقادير کم آسپارتام منجر به تجمع مقدار زيادي فرمالدئيد در کبد، کليه، مغز و برخي بافت ها مي شود که در درازمدت باعث تاثيرات بدي در سيستم عصبي و دستگاه ايمني مي شود و ممکن است منجر به مشکلات ژنتيکي نيز شود. البته متانول در آبميوه ها نيز موجود است اما به دليل وجود اتانول و مواد شيميايي بازدارنده به فرمالدئيد تبديل نمي شود. با توجه به خطرات احتمالي که تجمع فرمالدئيد آزاد شده از آسپارتام براي سلامتي انسان دارد، در اکتبر 2005 اعضاي مجلس عوام انگلستان از دولت خواستند که مصرف آسپارتام را در اين کشور ممنوع کند. اما به دليل سوددهي ناشي از تجارت آسپارتام و در نظر گرفتن مصالح اقتصادي، ممنوعيت توليد و فروش اين شيرين کننده هنوز از سوي دولت ها پذيرفته نشده است.
شیرین کننده ها
آسپارتام(قند رژیمی)
________________________________________
يافتن كسى كه مزه شيرين را دوست نداشته باشد كار سختى است. در واقع تصور مى شود كه تمايل انسان به شيرينى ها يك سازگارى اساسى براى بقا بوده است. هنگامى كه به نوزادان طعم هاى اساسى گوناگون يعنى شيرينى، شورى، تلخى و ترشى را ارائه مى دهيم آنها شيرينى را انتخاب مى كنند. دانشمندان معتقدند اين ترجيح ممكن است يك طرح تكاملى باشد كه تضمين مى كند نوزادان شير را كه براى ادامه حياتشان ضرورى است بپذيرند، چرا كه شير به علت قند موجود در آن (لاكتوز) اندكى شيرين است.
قند ها
در حالى كه بسيارى از افراد مزه شيرينى را به قند معمولى يا ساكاروز نسبت مى دهند، ساكاروز تنها يكى از انواع قند هايى است كه مزه شيرين دارند.
ميوه ها داراى قند هاى ساده اى مانند گلوكز و فروكتوز هستند؛ مواد غذايى ديگر نيز مانند عسل يا شربت ذرت داراى قند هايى هستند كه تركيبى از گلوكز و فروكتوز هستند.يك قند ساده ديگر قند لاكتوز نام دارد كه تركيبى از گلوكز و يك قند ساده ديگر يعنى گالاكتوز است.
همه قند ها مواد كربوهيدراتى هستند كه به ازاى هر گرم چهار كالرى انرژى ايجاد مى كنند و همه كربوهيدرات ها از يك يا چند نوع مولكول قند ساده تشكيل شده اند. قند ها پس از گوارش از طريق جريان خون به سلول هاى بدن مى رسند و در آنجا به عنوان سوخت اصلى بدن، كمك به سوخت و ساز چربى، تشكيل پروتئين ها و ذخيره براى استفاده هاى بعدى به كار مى روند.
قند ها تنها شيرين كننده هاى غذا نيستند، آنها خصوصيات عملى منحصر به فردى دارند مثلاً رشته شدن و قوام گرفتن غذا كه خوردن غذا را لذت بخش مى كند مديون آنها است.
ساكاروز: يا همان قند معمولى كه ما به صورت شكر يا حبه هاى قند- مصرف مى كنيم يك تركيب دوقندى (دى ساكاريدى) است كه از دو قند گلوكز و فروكتوز تشكيل شده است و به ازاى هر گرمش ۴ كالرى (تقريباً ۱۶ كالرى براى هر قاشق چايخورى شكر) انرژى توليد مى كند. فرايند تصفيه قند در كارخانه ناخالصى ها را از نيشكر يا چغندر قند مى زدايد و بلور هاى سفيدى به وجود مى آورد كه شكل شاخص شكرى را كه سرميز مى گذاريم به وجود مى آورد. ملاس شكل ناخالص تر ساكاروز است.
فروكتوز: فروكتوز مانند ساكاروز به ازاى هر گرم چهار كالرى ايجاد مى كند. همانطور كه گفته شد فروكتوز يكى از اجزاى سازنده قند معمولى يا ساكاروز است، فروكتوز همچنين به شكل بلورى به برخى نوشابه ها اضافه مى شود.
• شيرين كننده هاى كم كالرى
شيرين كننده هاى كم كالرى مزه شيرين ايجاد مى كنند ولى فاقد كالرى هستند يا ميزان كالرى كمى دارند، بنابراين باعث افزايش وزن نمى شوند. اين مواد پيش از آنكه مجوز مصرف بگيرند بايد استاندارد هاى لازم از لحاظ ايمنى را كسب كنند. از جمله بايد براى كودكان و زنان باردار بى خطر باشند. در حال حاضر شش شيرين كننده قوى كم كالرى توسط سازمان غذا و داروى آمريكا به تصويب رسيده است كه شامل اين مواد مى شود: آيس سولفام پتاسيم (Ace-k)، آسپارتام، نئوتام، ساكارين، سوكرالوز و تاگاتوز و دو ماده ديگر آلتيام و سيكلامات نيز در بسيارى كشور ها مجوز مصرف گرفته اند.
آسپارتام در بسيارى از غذا ها و نوشابه ها و به صورت شيرين كننده سر ميز غذا مصرف مى شود. آسپارتام به ازاى هر گرم داراى چهار كالرى است، اما در مقايسه با قند معمولى ۲۰۰ برابر شيرين تر است، بنابراين مقدار بسيار كمى از آن براى شيرين كردن كفايت مى كند و لذا كالرى زيادى را به غذا ها نمى افزايد.
اضافه كردن ساكارين كه يكى از قديمى ترين شيرين كننده هاى كم كالرى است، كالرى به غذا ها اضافه نمى كند. آيس سولفام پتاسيم (Ace-K) در بسيارى از نوشابه ها و غذا ها و به عنوان تشديد كننده رايحه هم كاربرد دارد. اين ماده نيز فاقد كالرى است و در مقابل حرارت هم پايدار است. هنگامى كه آن را با ساير شيرين كننده هاى كم كالرى مخلوط مى كنند يك اثر افزاينده دارد و طعم شيرينى و پايدارى غذا ها و نوشابه هاى كم كالرى را مى افزايد.
• سوكرالوز
تنها شيرين كننده كم كالرى كه از قند ساخته مى شود و حدود ۶۰۰ بار شيرين تر است، فاقد كالرى و پايدارى زيادى تحت شرايط به عمل آورى دارد. سازمان غذا و داروى آمريكا سوكرالوز را براى استفاده در غذا ها و نوشابه ها در پختن غذا و نان و به عنوان شيرين كننده روى ميزى تائيد كرده است.
• نئوتام
يك شيرين كننده فاقد كالرى و يك طعم دهنده با مزه اى مانند قند و شيرين است. حدود ۸۰۰ بار شيرين تر از قند و مقدار بسيار كمى از آن براى شيرين كردن غذا ها و نوشابه ها كافى است. نئوتام در سال ۲۰۰۲ به وسيله سازمان غذا و داروى آمريكا بعد از يك بررسى گسترده و بيش از ۱۰۰ مطالعه براى اثبات سلامت و كارآمدى جهت استفاده عمومى در غذا ها و نوشابه ها مورد تائيد قرار گرفت. نئوتام به سرعت تجزيه شده و كاملاً حذف شده و در بدن تجمع نمى يابد. نئوتام براى استفاده عمومى افراد شامل زنان باردار و شيرده، كودكان و افراد ديابتى مناسب است.
• تاگاتوز
از نظر علمى به عنوان دلتا- تاگاتوز شناخته مى شود كه شيرين كننده اى است با كالرى كم و از مشتقات لاكتوز است كه در برخى محصولات لبنى و ساير غذا ها وجود دارد.
تاگاتوز در آمريكا اجازه استفاده در غذا و نوشابه ها را دارد.
• مخلوط شيرين كننده هاى كم كالرى
مخلوط شيرين كننده هاى كم كالرى در غذا و نوشابه ها به صورت دسته جمعى عمل مى كنند تا سطح مورد نياز شيرينى را در سطوح كمتر از شيرين كننده هايى كه به تنهايى استفاده مى شوند ايجاد كند. طعم نهايى اغلب انتظارات مصرف كننده ها را نسبت به قند يا ساير شيرين كننده هاى كالرى دار بهتر تامين مى كند. همچنين محصولات ممكن است پايدارى شيرينى بهترى تا پايان طول عمر محصول داشته باشند. مراجع سلامتى جهان نتيجه گرفته اند در حال حاضر هيچ شاهد علمى وجود ندارد كه مخلوط اين مواد اثرات فيزيولوژيك متفاوت از اثر هر يك از اين مواد به تنهايى داشته باشند و موردى هم تا به حال گزارش نشده است.
• الكل هاى قندى (قند الکل)
در حالى كه طعم شيرين عموماً از قند ها ناشى مى شود امروز انواع بسيارى از شيرين كننده ها كه به غذا اضافه مى شوند وجود دارند. الكل هاى قندى مانند اريتريتول، ايزومالت، مانيتول، مانيتون، سوربيتول و گزيتول، مزه شيرين را به وجود مى آورند، در بسيارى از آب نبات هاى فاقد قند، غذا ها و آدامس هاى جويدنى وجود دارند. الكل هاى قندى به طور طبيعى در بسيارى از سبزى ها و ميوه ها يافت مى شوند اما در توليد تجارى آنها را از ساير كربوهيدرات ها مانند ساكاروز، گلوكز و نشاسته به دست مى آورند.
• شيرين كننده ها و سلامتى
اگرچه كه قند ها، شيرين كننده هاى كم كالرى، مخلوط شيرين كننده ها يا الكل هاى قندى، مزه بسيارى از غذا هاى مورد علاقه را ايجاد مى كنند، كارشناسان تغذيه عقيده دارند كه غذا هاى شيرين مى توانند بخشى از يك رژيم سالم باشند.
مسئله مهم دريافت متعادل كالرى است به طورى كه اطمينان حاصل شود غذا هاى شيرين- كه برخى از آنها مواد مغذى چندانى به رژيم غذايى نمى افزايند- جاى موادى را نگيرند كه سرشار از م روى مى آورد و بعد احساس گناه او را دربرمى گيرد و دوباره مصرف آنها را تحريم مى كند.
به اين ترتيب چرخه معيوبى از توالى ممنوعيت و افراط در مصرف به وجود مى آيد كه نهايتاً باعث شكست در اهداف رژيم غذايى مى شود.قندها و شيرين كننده ها باعث بيش فعالى در كودكان، ديابت نوع ۲ يا ساير بيمارى هاى مزمن نمى شوند.شواهد علمى ارتباط ميان مصرف قند و چاقى و اضافه وزن را تائيد نمى كند. تحقيقات ديگر بر روى شيرين كننده هاى فاقد كالرى به وسيله كميسيون اروپايى و آژانس استاندارد هاى غذايى فرانسه سلامت و مفيد بودن آنها را در رژيم غذايى دوباره تائيد مى كند. اين مواد اين ظرفيت را دارند كه به عنوان وسيله اى براى مديريت موثر وزن- هنگامى كه در هماهنگى با فعاليت جسمى و انتخاب هاى غذايى مناسب استفاده شوند- به كار روند
سه جايگزين رايج تري كه براي قند عرضه شدند همه به طور تصادفي كشف شدند. ساكارين، نخستين شيرين كننده مصنوعي مدت ها قبل از آنكه مصرف آن به عنوان جايگزيني براي قند خوراكي معمولي يا "سوكروز" رواج پيدا كند، بيش از يكصد سال پيش كشف شد. اين واقعه در آزمايشگاه "ايرا رِمسِن" ( Ira Remsen) ، مشهورترين شيميدان آمريكايي سده نوزدهم، روي داد.
در سال 1879، يكي از همكاران رمسن بر روي مسئله اي كار مي كرد كه به عنوان برنامه پژوهشي نظري به او محّول شده بود. ضمن اين كار، همكار مذكور كه "فالبرگ" نام داشت، متوجه شد ماده اي كه تهيه كرده بود و تصادفاً بر دستش ريخته بود طعم بسيار شيريني دارد ( آن روزها شيميدانان مثل حالا زياد در بوييدن و چشيدن موادي كه با آنها كار مي كردند، محتاط نبودند). ظاهراً فالبرگ، ارزش احتمالي اين ماده شيرين جديد را حدس زده بود، چون براي تهيه آن روشي تجاري ابداع كرد و در سال 1885 به نام خود به ثبت رساند. نامي كه براي اين ماده جديد انتخاب كرد، ساكارين بود كه از معادل لاتيني قند يا ساكاروم مشتق مي شد.
در سال 1937 يكي از دانشجويان فارغ التحصيل شيمي كه زير نظر پروفسورل. ف. آودريت در دانشگاه ايلينويز پژوهش مي كرد مشغول آماده كردن تركيباتي به نام سولفامات ها بود، چون تصور مي شد خواص دارو شناختي ( نه شيرين كنندگي ) جالبي داشته باشند. اين دانشجو كه "مايكل سودا" نام داشت ضمن كار در آزمايشگاه متوجه شيريني چشمگيري در سيگاري كه مشغول دود كردن آن بود شد، و پي برد كه منشاء آن يكي از موادي است كه روي آن كار مي كرد. اين ماده "سيكلوهگزيل سولفامات سديم" بود. بعدها معلوم شد كه نمك كلسيمي آن هم شيرين است. از نمكهاي سديمي و كلسيمي اسيد سيكلوهگزيل سولفاميك به عنوان جايگزين هايي براي قند استفاده شد، كه نمك كلسيمي آن در رژيم هاي كم سديم به كار رفت. تا سال 1970استفاده از اين مواد به عنوان جايگزين هايي براي قند رواج داشت، اما در آن سال سازمان مواد غذايي و دارويي ايالات متحده براساس پژوهش هايي كه در جانوران انجام گرفته بود و حكايت از زيانمند بودنش مي كرد، آن را در آمريكا ممنوع ساخت. پس از كشف شيريني سيكلوهگزيل سولفامات سديم، انواعي از سولفاماتهاي مشابه تهيه و آزمايش شدند، اما هيچ يك از آنها به اندازه نخستين جايگزيني كه مايكل سوادي تيزبين شناسايي كرد شيرين نبودند. سيكلاماتها را با ساكارين مخلوط مي كردند، چون اين دو در كنار يكديگر طعم شيرين تري داشتند، و ضمناً تلخي كمتري هم از آنها در دهان باقي مي ماند.
سومين جايگزين شيرين كننده مهم نيز كه آسپارتام ( يا به نام تجاري اش نوتراسوييت) خوانده مي شود كاملاً به طور تصادفي كشف شد. نام شيميايي صحيح آسپارتام ، ل- آسپارتيل – ل- فنيل آلانين متيل استراست. قسمت " متيل استر" نام آن بدين معناست كه اين ماده از خويشاوندان شيميايي نزديك دي پپتيدل- آسپارتيل- ل – فنيل آلانين است. هر دي پپتيد تركيبي از دو اسيد آمينه است كه آجرهاي ساختماني پروتئين ها هستند؛ وقتي پروتئيني را هضم مي كنيم به اسيدهاي آمينه سازنده اش شكسته مي شود. اين استرمتيلي دي پپتيد مذكور از مواد واسطي بود كه شيمي دانان شركت " سرل طبي " فرآينده تهيه ي يك تتراپتييد ( تركيبي از چهار اسيد آمينه ) به دست آورده بودند. تتراپپتيدي كه به دنبال آن بودند در طرح پژوهشي تهيه دارويي براي زخم معده مورد نياز بود تا از آن به عنوان مقياسي زيست شناختي استفاده شود.
يكي از شيمي دانان برحسب تصادف مقداري از استردي پپتيد واسط را چشيد و متوجه طعم بسيار شيرين آن شد. طعم شيرين آسپارتام را نمي شد از روي ويژگي هاي اسيدهاي آمينه تشكيل دهنده اش پيش بيني كرد- يكي از آنها " بي مزه" است و ديگري طعم تلخي دارد. شيريني زيادي كه بر اثر تركيب اين دو و تبديل آنها به استرمتيل ايجاد شد كاملاً نا منتظره بود.
جيمزم. شلاتر، شيميدان، در كتاب آسپارتام: فيزيولوژي و زيست شيمي (1984) چگونگي كشف آسپارتام را شرح مي دهد:
"در دسامبر سال 1965 براي تهيه تتراپپتيد انتهاي كربني گاسترين با دكتر مازور همكاري مي كردم. ما مشغول تهيه مواد واسط بوديم و سعي مي كرديم آنها را خالص كنيم. بخصوص در يكي از روزهاي دسامبر سال 1965 مشغول تبلور مجدد مقداري آسپارتيل فنيل آلاتين متيل استر( آسپارتام) بودم كه دكتر مازور آماده كرده و به من سپرده بود. آسپارتام را در ظرفي با متانول حرارت مي دادم كه ناگهان مقداري از مخلوط به بيرون از ظرف ريخت. در نتيجه كمي از گرد آن برانگشتانم نشست. كمي بعد وقتي براي برداشتن كاغذي سرانگشت خودم را با زبانم تر كردم، متوجه طعم شيريني غليظي شدم. اول گمان كردم شايد هنوز مقداري شكر از صبحانه روي دستم مانده باشد. اما چيزي نگذشت كه متوجه شدم ممكن نيست چنين باشد، چون در اين فاصله دستانم را شسته بودم. بنابراين نتيجه گرفتم كه گرد روي دستم بايد از همان ظرفي باشد كه بلور آسپارتيل فنيل آلانين متيل استر را در آن ريخته بودم. احساس كردم اين استردي پپتيد نبايد سمّي باشد، در نتيجه كمي از آن را چشيدم و دريافتم كه همان ماده اي است كه اندكي قبل بر انگشتانم چشيده بودم."
آسپارتام برخلاف ساكارين و سيكلامات كه بدون تغيير از بدن دفع مي شوند، به اسيدهاي آمينه طبيعي سازنده اش تجزيه مي شود، و آنها نيز به نوبه خود در مسيرهاي سوخت و ساز معمولي بدن به اجزاي كوچكتري شكسته مي شوند. چون شلاتر اين مطلب را درباره سوخت و ساز پپتيدها مي دانست، آن قدر جرئت داشت كه ماده اي را كه از ظرف بيرون ريخته بود، بچشد.
آسپارتام 180 تا 200 برابر شیرینتر از شکر بوده و تولید آن آسان است. ولی در برابر حرارت پایدار نبوده و در اثر حرارت دیدن، خاصیت شیرینی خود را از دست میدهد. آسپارتام در مقادیر زیاد در موش تومور مغزی ایجاد میکند، ولی در لیست کارسینوژنهای انسانی قرار ندارد. مصرف مقادیر متوسط آسپارتام در دوران بارداری ایمن میباشد
با این حال آسپارتام دارای عوارض بسیار زیادی است که مصرف آن را محدود مینماید از جمله: حملات پانیک که یک عارضه شایع ناشی از مسمومیت با این قند است، تشنج، صرع، گیجی، میگرن، سردرد شدید، از دست دادن حافظه، اختلالات تکلم به صورت تکلم بریده بریده، بیحسی انتهاها، خستگی مزمن، بیخوابی، تحریکپذیری، فوبیا (ترس مرضی)، تغییرات تشخیصی واضح، تاکیکاردی، واکنشهای آسمی، درد قفسه سینه، افزایش فشارخون، تهوع و استفراغ، اسهال، دردهای شکم، بلع دردناک، خارش، کهیر و سایر واکنشهای آلرژیک، افزایش یا کاهش قند خون، اختلالات قاعدگی، اختلالات جنسی، کاهش میل جنسی در مردان، سوزش ادرار، افزایش تشنگی، افزایش وزن، ادم، نازک شدن موها، ریزش مو، درد مفاصل، تومور مغزی تایید شده در حیوانات و مرگ.
مصرف آسپارتام بیماریهای زیر را تشدید کرده یا علائم آنها را تقلید میکند: فیبرومیالژی، آرتریت، اسکلروز مولتیپل، پارکینسون، لوپوس اریتماتو، حساسیت به مواد شیمیایی، دیابت و مشکلات ناشی از آن، آلزایمر، نقص های هنگام تولد، سندرم خستگی مزمن، لنفوم، بیماری اختلال در توجه، بیماریهای پانیک، افسردگی و سایر بیماریهای روانی.
اما با این همه باید بررسیهای جدید را نادیده نگرفت که نيويورك تايمز: يك بررسي جديد در مورد شيرين كننده مصنوعي آسپارتام ممكن است باعث راحتي خيال مصرف كنندگان نوشابه هاي رژيمي شود.يك تحقيق بزرگ انجام شده توسط موسسه ملي سرطان آمريكا هيچ ارتباطي را ميان مصرف آسپارتام و افزايش خطر ابتلا به سرطان مغز يا سرطان هاي خون نشان نداده است.
درباره بي خطر بودن ساكارين و سيكامات بحث هاي فراواني شده است. ساكارين بيش از 80 سال مصرف مي شد بي آنكه اثر سوئي از آن مشاهده شود، اما در دهه 1970 به زير سؤال رفت، چون در موش هايي كه مقادير بسيار زيادي ساكارين مصرف كرده بودند، تومورهاي مثانه پيدا شد. البته تحريم پيشنهادي سازمان مواد غذايي و دارويي ايالات متحده تا ارزيابي آزمايش هاي جانوري بيشتر به تعويق افتاد. گرچه تحريم سيكلامات در سال 1970 در ايالات متحده اجرا شد، اما اين جايگزين قند هنوز در بسياري از كشورهاي ديگر عرضه مي شود.
ارائه ارقام دقيق براي سنجش ميزان شيريني يك ماده كار دشواري است. بي ترديد ساكارين شيرين ترين ماده اي است كه شناخته شده است. در مصارف عادي، نسبت شيرين كنندگي آن به سوكروز در حدود 300 به 1 است . سيكلامات در حدود 30 بار شيرين تر از سوكروز است و شيريني آسپارم تام تقريباً 200 برابر بيشتر.
مواد شيرين كننده غير مغذي طبيعي و صناعي ديگري به غير از سه ماده اي كه در اينجا شرح داديم در سراسر دنيا مصرف شده اند، اما اين سه ماده در ايالات متحده بيش از همه مورد استفاده قرار گرفته اند. هر سه به طور تصادفي كشف شدند، اما شايد اين نمونه هاي بخت ياري به اندازه بقيه شگفت آور نباشند، چون طعم ها به غير قابل پيش بيني و ذهني بودن مشهورند.ساختارهاي مولكولي ساكارين، سيكلامات و آسپارتام به نحو چشمگيري با يكديگر متفاوت اند. گر چه ساكارين و سيكلامات در داشتن حلقه اي از شش اتم كربن به يكديگر شبيه اند و هر دو يك اتم گوگرد دارند، اما آسپارتام كاملاً متفاوت است- در ساختار مولكولي آن هيچ وجه اشتراكي با دو تركيب ديگر وجود ندارد.
مواد ديگري كه به داشتن طعمي شيرين شناخته شده اند نيز انواع گوناگوني از ساختارهاي مولكولي و تركيب هاي شيميايي دارند. دانشمندان علوم مولكولي كاملاً به اين تناقض هاي ظاهري در ساختار مولكولي و كار كرد فيزيولوژيك پي برده اند، و كم كم بر شناخت خود از اين تفاوت ها افزوده اند. شايد در آينده در آينده نزديك، پيشرفت چشمگيري در اين زمينه صورت گيرد.
«نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اسلام»
«فقر را می توان به غده یی سرطانی تشبیه کرد که اگر به موقع درمان نشود، تمام پیکره ی جامعه را دربر می گیرد و از پای در می آورد. به رغم دیدگاه های مختلفی که در طول تاریخ درباره ی علت پیدایش فقر و شیوه ی رویارویی با آن وجود داشته است، امروزه محرومیت زدایی یکی از اهداف همه ی نظامها و مکاتب شمرده می شود؛ هر چند درباره ی راه رسیدن به آن اختلاف وجود دارد.
اسلام، چون دیگر ادیان الهی، به این مسأله اهمیت بسیار داده و بر ریشه کن کردن فقر و تأمین رفاه عمومی، به عنوان یک هدف اقتصادی، تأکید کرده است.»
دکتر سعید فراهانی فرد عضو هئیت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سردبیر فصلنامه اقتصاد اسلامی است. تحصیلات دانشگاهی وی دکترای اقتصاد است و درس خارج فقه را نیز در کارنامه تحصیلات حوزوی خود دارند.
تألیف کتاب «نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اسلام» یکی از چند صد کتاب منتشر شده توسط کانون اندیشه جوان است که در سال 1378 توسط دکتر فراهانی فرد به رشته تحریر درآمده است. در این کتاب به مباحثی چون عوامل فقر، درمان فقر و پیشگیری از آن، بررسی علل عقب ماندگی مسلمانان و ... پرداخته شده است.
گفت و گوی زیر، با دکتر فراهانی فرد در خصوص کتاب مذکور است.
به چه دلیل به موضوع فقر و فقرزدایی علاقه مند و نسبت به تألیف این کتاب با محوریت «فقر از دیدگاه اسلام» اقدام نمودید.
زمانی که در حوزه تحصیل می کردم و در خدمت اساتید بودم، محور اساسی مطالعاتم شامل مباحث حوزوی بود. از سوی دیگر به لحاظ تحصیلات دانشگاهی در رشته اقتصاد و بررسی و مطالعه در این زمینه به نظرم رسید یکی از مهم ترین مشکلات مطروحه برای نسل جوان، بحث فقر است. در تألیف این کتاب به پدیده فقر از دیدگاه اسلام توجه نموده و تلاش کردم با توجه به اندیشه ها و آموزه هایی که در مکتب اسلام برای برخورد با این پدیده وجود دارد و همچنین استفاده از مطالعات حوزوی - بالاخص موضوع شناسی در مواضع اقتصادی- و سایر مطالعات قبلی به این موضوع به شکل عمیق تری بپردازم.
شما در این کتاب «فقر» را از چندین منظر بررسی کرده اید. لطفاً در این رابطه توضیح بیشتری بفرمایید.
با توجه به اینکه کتابهای کانون اندیشه جوان به صورت خلاصه و مفید به نگارش درمی آید سعی کردم بحث خیلی مفصل نباشد و به همین منظور کتاب را در 5 فصل پی ریزی نمودم.
فصل اول یا کلیات که دارای چند بخش است. در بخش اول، ماهیت فقر و مفهوم ذهنی که از فقر داریم تبیین شده است. زیرا احساس کردم شبهات و مشکلاتی برای نسل جوان در ارتباط با معنای فقر وجود دارد. ضمن اینکه فقر را از نگاه اهل لغت، اهل تفسیر، فقها، فلاسفه و عرفا بررسی کردم، بدلیل اینکه مسأله فقر از منظر فلاسفه، عرفا یا فقها متفاوت است. به طور مثال فقر فلسفی و فقر عرفانی، معنا و مفهوم مثبتی دارد، در حالیکه فقر مورد نظر فقها و مفسرین منفی است. فقر فلسفی آن است که انسان خودش را نسبت به خداوند فقیرتر احساس و او را دارای کمال بیشتری می داند. در ادامه این بحث به اقسام فقر پرداختم. برای نمونه فقر جسمی(مثل افراد ناقص الخلقه)، فقر فرهنگی، فقر روحی، فقر اقتصادی یا مالی و ....
در ادیان، مذاهب و مکاتب مختلف راجع به فقر دیدگاه های مختلفی وجود دارد. به دیدگاه های دین یهود، مسیحیت و نیز مکاتب سرمایه داری چون مارکسیسم و نهایتاً دیدگاه اسلام نسبت به فقر - خصوصاً فقر مالی و اقتصادی - توجه کرده و نیز به آثار فقر از جهت اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی بطور گذرا اشاره نمودم.
در فصل دوم کتاب، عوامل فقر را تبیین کردم و اینکه چه عواملی باعث به وجود آمدن فقر می شود. در این فصل به این موضوع پرداختم که فقر اقتصادی یا مالی که افراد به آن مبتلا هستند، انتخابی یا تحمیلی است.
فقر انتخابی می تواند مثبت یا منفی باشد. فقر انتخابی مثبت مثل اینکه دانشمندی بدون داشتن امکانات مالی برای رسیدن به دانش مجبور است سالها درس بخواند، در حالیکه شرایط مالی مناسبی ندارد، بنابراین این فرد برای رسیدن به کمال در علم و دانش آگاهانه فقر را انتخاب کرده است. مورد دیگر حضرت خدیجه(س) است. ایشان با اینکه ثروتمندترین بانوی عربستان بود، اما بدلیل اعتقادی که داشت فقر را انتخاب کرد.
از طرفی ممکن است مسبب فقر انتخابی منفی که گریبانگیر بسیاری از جوانها و بعضی از قشرهای جامعه شده، خود آنها باشند. مثلاً به دلیل تنبلی و اینکه زمانی که فرد می توانسته آموزشی ببیند تنبلی کرده و بعدها به صورت طبیعی آثار تنبلی به شکل فقر بر او نمایان می شود، یا شخصی که برنامه ای برای زندگی اش ندارد و نیز موارد معنوی مثل ارتکاب گناه، همانطور که در روایات هم داریم ارتکاب گناه باعث فقر می شود.
فقر تحمیلی که بخشی از فصل دوم کتاب را تشکیل می دهد، آنست که فرد در به وجود آمدن آن نقشی نداشته و عوامل بیرونی باعث به وجود آمدن آن شده است، مثل عوامل طبیعی، اقتصادی، فرهنگی. از جمله مهم ترین عوامل فقر فرهنگی، مسئله خودباختگی است که اشخاص به دلیل خود باختگی سبب فقر خود شده اند.
در فصل سوم، بحث درمان و پیشگیری فقر را مطرح نمودم و به این موضوع پرداختم که چه کنیم که جامعه یا فرد فقیر نشود و در مرحله بعد، در زمان مواجه شدن با اینگونه پدیده ها در جامعه ای که فقیر است چه باید کرد. همچنین در این قسمت بحث شناسایی فقرا آمده است و به بررسی امکانات جامعه و سیاستهایی که برای درمان فقر وجود دارد اشاره شده است.
فصل چهارم، بحث فقر زدایی است. در یک نگاه کلان به مسأله « سرمایه گذاری در بستر رشد و توسعه اقتصادی» و با این نگاه که اکثر نظریه های اقتصادی به یکی از موارد مهم که آن « سطح فقر و ایجاد رفاه عمومی است» توجه ویژه ای دارند. نهایتاً در موقعیت های مختلف دیدگاه اسلام را نسبت به توسعه - خصوصاً به جهت سطح فقر- مطرح کردم.
در فصل آخر به سؤالات اساسی که معمولاً در ذهن همه وجود دارد، پرداختم. سؤالاتی از قبیل اینکه چرا مسلمانان عقب مانده هستند؟ علل عقب ماندگی و به تعبیری فقر جوامع اسلامی علیرغم یک پیشینه غنی چه می تواند باشد؟
با توجه به اینکه جنابعالی در زمینه فقر، مطالعات و تحقیقات بسیاری داشته اید، لطفاً در مورد عواملی که سبب فقر مسلمانان می شوند توضیح بفرمایید.
همانگونه که قبلاً گفته شد فقر می تواند انتخابی یا تحمیلی باشد. فقر مسلمانان هم مثل سایر جوامع از این دو مقوله خارج نیست. فقر انتخابی مثبت در جوامع اسلامی، مثل افرادی است که اهداف والایی را مورد نظر داشتند. در مورد فقر تحمیلی با نگاه کلان می توان درصدی را به تنبلی، بی برنامه بودن و عمل نکردن به ارزشهای اسلامی اختصاص داد. قبلاً گفتم ارتکاب گناه فاصله گرفتن از دین است و به اصطلاح سبب فقیر شدن قشر یا گروهی از جوامع اسلامی می شود. از طرفی برخی عوامل اقتصادی مثل توزیع ناعادلانه ثروت نیز می تواند تأثیرگذار باشد. به عنوان مثال در کشورهای اسلامی مثل عربستان - با آن همه ثروت- فقر در جامعه بیداد می کند. حتی در کشور خودمان هم بحث توزیع ناعادلانه ثروت وجود دارد. خداوند این ثروتها را به مصداق آیه شریفه« خلق لکم ما فی السموات و ما فی الارض» برای همه انسانها آفریده، اما توزیع ناعادلانه این ثروتها سبب شده که عده ای فقیر بمانند. یکی از عوامل فقر می تواند ضعف مدیریت در جوامع اسلامی باشد.
در بحث فقر فرهنگی به موضوع «خود باختگی» اشاره می شود. متأسفانه بسیاری از خانواده هایی که در جوامع اسلامی زندگی می کنند، علیرغم داشتن پیشینه تمدن قومی، به این باور رسیده اند که هر آنچه از دانش و تخصص وجود دارد از طرف کشورهای غربی به آنها می رسد.
در یک جمع بندی کلی می توان گفت فقر در جوامع اسلامی به فاصله گرفتن از آموزه های دینی و فقر تحمیلی که از جانب کشورهای دیگر بر ما روا شده است مربوط می شود.
همچنین دلیل ثروتمند شدن کشورهای دیگر، زیر ساختهای اقتصادی توسط منابع طبیعی است که توسط نیروهای کار ارزان و متخصص کشورهای جوامع اسلامی و جهان سوم فراهم شده است. زمانی که این کشورها مشغول ساختن زیرساختهای اقتصادی بودند و فاصله خود را با کشورهای دیگر کم می کردند، حاکمان و مسؤولان اقتصادی و سیاسی جوامع اسلامی دچار غفلت بودند یا به عبارت دیگر اصلاً از مهره ها و عوامل کشورهای ثروتمند بودند، تا بتوانند راحت تر به غارت و یغمای کشورشان توسط استعمارگران کمک کنند.
سؤالی که معمولاً در اذهان جوانان و دانشجویان وجود دارد این است که چرا افراد گناهکار از نظر مالی تأمین هستند ولی انسانهای باتقوا در فقر و تنگدستی به سرمی برند. پاسخ شما بعنوان مؤلف کتاب فقرزدایی از دیدگاه اسلام به این پرسش چیست؟
نگاه خرد و کلان به این تعبیر درست نیست. زیرا جوامع اسلامی و جهان سومی هم وجود دارد که مسلمان نبوده، اما فقیرند. افراد غیرمسلمان فقیر زیادی هم به صورت پراکنده در جهان وجود دارند. در آمریکا و کشورهای افریقایی تعداد کثیری از مردم غیر مسلمان فقیر هستند. از آن طرف مسلمانان ثروتمند زیادی هم داریم. چنین نظریه ای اصلاً قابل قبول نیست. باید نگاه کلی تری به موضوع داشت. از طرفی باید سؤال کنیم مگر می شود پذیرفت که خدا بخواهد کسی فقیر باشد؟ شاید پاسخ این باشد که خداوند می خواهد فردی را امتحان کند، که البته این مسأله به صورت عام نیست، یعنی اینطور نیست که خداوند همه افراد را به این روش امتحان کند. گاهی اوقات نبودن ظرفیت در بعضی افراد به صورت جزئی سبب بروز فقر خدا خواسته می شود. بعنوان مثال: خداوند چون بنده اش را دوست دارد و می داند که ظرفیت غنی شدن را ندارد، زمینه فقر را برایش فراهم می کند. اگر بحث استدراج را شنیده باشید در مورد طرف دیگر این قضیه است که خداوند عده ای از افراد گناهکار را بعد از دادن فرصتهای بسیار برای بازگشت به سوی خوبی، به حال خود وا می گذارد. این افراد اصطلاحاً دچار استدراج می شوند که هر چه بیشتر در دنیا بمانند بیشتر غرق می شوند. ثروت اگر در جهت مثبت استفاده شود موجب کمال است و اگر در جهت منفی استفاده شود موجب بیشتر غرق شدن در گناه می شود. یا سنت دیگری هم داریم که هر کس کار و تلاش بکند، ثمره اش به اصطلاح ثروت و دارایی است. غیر از موارد فوق که استثناء هستند افراد گناهکار یا افراد غیر مسلمان ممکن است با تلاش به جایی رسیده باشند و از این طرف مسلمانی باشد که به خاطر فاصله گرفتن از آموزه های دینی دچار فقر شده باشد، این کلیت از نظر من قابل قبول نیست و باید جوانب دیگر را نگریست که بتوانیم به یک جمع بندی کلی برسیم.
ارتباط بین ایجاد فقر و خود باختگی را در چه می بینید؟
یکی از عوامل فقر تحمیلی در بحث فرهنگی « خودباختگی » است. ریشه ی خودباختگی را باید از جانب کشورهای استعمارگر دانست و اینکه آنها باور ندارند رشد و پیشرفت در کشورهای اسلامی می تواند وجود داشته و بروز کند. خصوصاً به دلیل فاصله ای که تکنولوژی بین کشورهای پیشرفته و جهان سومی ایجاد کرده و تسری این باور غلط بین مسلمانان که ما نمی توانیم در این فضا کاری کنیم و اگر متکی به غربیها نباشیم، تلاش های علمی ما به جایی نمی رسد.
بنابراین کشورهای استعمارگر برای رسیدن به اهداف خود، غارت منابع مالی کشورهای اسلامی و ساخت زیرساختهای اقتصادی خودشان، تلاش کرده اند که زمینه های مقابله با خود را از بین ببرند.
در پایان اینکه معضل فقر یکی از مسائل مهمی است که جزء دغدغه های نسل جوان است. با توجه به این معضل از تمام افراد فرهیخته که به تحصیلات حوزوی و دانشگاهی اشتغال دارند انتظار می رود با استفاده از مطالعات تاریخی و جامعه شناسی و هم چنین کار میدانی و مطالعات تجربی در این زمینه بیشتر تلاش نمایند. در حقیقت مشکلاتی که در زمینه فقر در جامعه وجود دارد از ناحیه اسلام نیست بلکه عوامل متعددی در ایجاد این معضل نقش دارند.
مشاركت اجتماعي زنان از ديدگاه قرآن و حديث
جامعه انساني فراهم آمده از انسانهاست و زن نيمي از پيكرهي جامعهي انساني را تشكيل ميدهد. اما از ديدگاه اسلام زن تا چه اندازه در جامعه زمينهي نقشآفريني دارد و محدودهي مشاركت اجتماعي زنان و حضور عيني آنان در جامعه تا كجاست؟ آيا مرد ميتواند همسر خويش را از مشاركت در امور مختلف اجتماعي باز دارد؟ يا اينكه موضوع مشاركت اجتماعي از اهميت ويژه برخوردار است، اما با نگاه همهجانبه و دقيق مورد پژوهش قرار نگرفته است. ما مسئله را از زاويهي عقل، قرآن و حديث بررسي كردهايم و در نهايت به نقد نظرات مخالف پرداختهايم. در اين پژوهش به نتايج اساسي ذيل دست يافتهايم.
1ـ عقل مشاركت همهجانبهي زنان را تأييد ميكند.
2ـ قرآن و حديث هماره زن و مرد را داراي هويت واحدي ميشمرد كه هر دو به يكسان قابليت استكمال و رشد دارند.
3ـ زنان از دو جنبه انساني و مونث بودن برخوردارند. شريعت اسلامي در روابط اجتماعي بر بعد انساني تكيه دارد و آن را قابل تفكيك از زنانگي محض ميداند. و به منظور تفكيك ايندو، در هنگام حضور در جامعه رعايت آدابي را براي زن و مرد مقرر كرده است.
4ـ هر انساني كه از لحاظ علمي و عملي و جسمي توانايي لازم براي بهعهده گرفتن مناصب مختلف را داشته باشد، ميتواند به اين امور بپردازد و اسلام تفاوتي بين زن و مرد در اين امور قائل نشده است.
پيشنهاد
1ـ بررسي ويژگيها و حدود وظايف وليفقيه و اينكه آيا زنان از تصدي اين منصب منع شدهاند يا خير؟ 2ـ بررسي فيزيولوژيكي جنس زن و مرد و تدقيق تفاوتهاي ايندو و ميزان تأثير اين تفاوتها در تواناييهاي جسمي و عقلي زنان.
ايمان و عقلانيت از ديدگاه الوين پلنتينجا و تحليل و نقد آن
دكتر نرگس نظرنژاد
آيا اعتقاد به خداوند معقول، خردپسند يا عقلا" مقبول است؟ آيا فرد براي آن كه در اعتقاد ورزيدن به خداوند، معقول يا عقلاني باشد بايد قرينهاي در اختيار داشته باشد؟
ادعاي پلنتينجا اين است كه اعتقاد به خداوند معقول است و فرد معتقد كاملا" به لحاظ معرفتي حق دارد به خداوند اعتقاد ورزد، حتي اگر هيچ برهان مقنع استقرايي يا قياسياي را بر وجود خداوند نشناسد و يا حتي اگر در واقع اصلا" چنين برهاني وجود نداشته باشد، قلب ادعاي پلنتينجا اين است كه اعتقاد فرد به خداوند ميتواند واقعا" پايه باشد و اين كه هيچ كس تاكنون نشان نداده است كه اعتقاد ورزيدن به خداوند، به شيوة پايه، غيرعقلاني است.
پلنتينجا اعاي قويتري نيز دارد، وي مدعي است اعتقاد خداباورانه از تضمين برخوردار است، يعني اين اعتقاد محصول فرآيند ادراكياي است كه در وصول به غايت ارائه باورهاي صادق دربارة خداوند، موفق بوده است؛ زيرا اين فرآيند ادراكي به درستي و در محيط مناسب خود، كار كرده است.
معرفت شناسي پلنتينجا از چندين جهت مورد حمله قرار گرفته است. پارهاي از منتقدان وي را متهم ميكنند كه تصوير اغراقآميز غيرمنصفانه و نادرستي از الهيات عقلي ارائه داده است. برخي ديگر ميگويند معرفت شناسي اصلاح شده نظريه معيارين معرفت را كه هر خردمندي بايد آن را بپذيرد، رها كرده است. برخي ديگر از منتقدان ميگويند معرفت شناسي اصلاح شده در مواجهه با آراي متعارض پيروان اديان دچار مشكل است و ملاكي براي داوري ميان آنان در اختيار ندارد.
هدف پاياننامه حاضر شرح و تحليل معروفترين دعوي معرفت شناختي پلنتينجا درباب اعتقاد ديني و نيز ارائه متداولترين نقدهايي است كه بر اين دعاوي وارد شده است.
شيخ محمد بن نصير العبودي، معاون دبير كل اتحاديه جهاني مسلمانان ( MWL ) كه مقر اصلي آن در مكه است، ابراز اميدواري كرد دولت كوبا به درخواست تأسيس سازماني اسلامي كه حافظ منافع امور جامعه ي مسلمانان كوبا باشد، پاسخ مثبتي بدهد. در ميان اهداف پيشنهادي اين سازمان، احداث مسجد و مكاني براي عبادت و اجتماعات مسلمانان و هم چنين نشر فرهنگ اسلامي در ميان مسلمانان بيان شده است.
او گفت: اخيراً هيئتي از سوي اين اتحاديه از كوبا ديدن كرده و در مورد پيشنهادهاي خود با مقامهاي كوبايي به بحث پرداخته است. وي هم چنين اضافه كرد: چنين مسايلي به تحكيم روابط كوبا و مردم مسلمان آن ميانجامد و هم چنين به استحكام روابط فرهنگي كوبا و كشورهاي اسلامي كمك شاياني ميكند. عبودي گفت: در حال حاضر، مردم مسلمان كوبا فرايض ديني خود را در خانههاي خويش به جا ميآورند؛ زيرا حتي در هاوانا مسجدي وجود ندارد كه مسلمانان در آن گرد هم آيند.
گفت و گوي نزديك ميان شيعه و سني
مقامات الازهر، خواستار گفت و گوي صميمي و نزديك ميان شيعه و سني شدند.
دكتر «محمود آشور» معاون الازهر، در سخناني به بيان اهميت دو فرقهي اسلامي شيعه و سني پرداخت و براي خدمت به امت اسلامي، خواستار نزديك شدن و برقراري گفت و گو ميان آنان شد. وي گفت: مسلمانان بايد بر اختلافات جزيي خويش غلبه كنند و در مسايل مورد تفاهم با يكديگر همكاري نمايند. آشور گفت: وقتي مسلمانان ميتوانند با غير مسلمانان به گفت و گو بنشينند، چگونه از گفت و گوي ميان خود اجتناب ميورزند؟ او گفت: مسلمانان در مسايل عقيدتي و اساسي با يكديگر اتفاق نظر دارند و به راحتي ميتوانند بر مسايل ديگر و اختلافات جزيي غلبه كنند. او در ادامه گفت: هنگامي كه هيئتي از سوي الازهر به ايران رفته و با آنان مذاكره كرد متوجه اين امر شد كه بين اين دو فرقه ي اسلامي اختلاف فاحشي وجود ندارد. آشور به تفرقهاي كه توسط ديگران ايجاد ميشود هشدار داد و اضافه كرد: الازهر تحقيق در مورد انشعابات مختلف در خصوص اختلافات فرقهاي را در حال تحقيق و مطالعه دارد.
احمد مسجد جامعي
در يك طبقه بندي اجمالي مسأله دين پژوهي را از دو نگاه بررسي ميكنيم:
1- دين پژوهي از درون حوزه دين است كه هدف آن كشف گوهر دين، نفس الامر دين و حكم خداست در اين زمينه هدف اصلي حوزههاي علميه در مرحله اول اين است كه به دور از شرايط و مسائل بيروني و گرايشهاي افراد، به حكم دين دسترسي پيدا كنند. در فعاليتهايي هم كه در طي اين سالها انجام شده است؛ شاخص هايي وجود دارد كه نشان دهنده موفقيت چشمگير است كه به بركت انقلاب اسلامي حاصل شده است، چون فضاي انقلاب اسلامي موجب پيدايش مسائل و سؤالات جديد و حضور روحانيت و حوزههاي علميه در همه سطوح شده و شرايط ويژهاي را براي گسترش تحقيقات فراهم ساخته است كه نتايج آن در سالهاي گذشته به خوبي مشاهده شد. به عنوان نمونه در حوزه بررسي كتابهاي سال در پانزده دوره گذشته، چهل و هفت اثر در حوزه دينشناسي به مرحله نهايي رسيد.
نكته حائز اهميت اينكه بيش از پنجاه درصد اين آثار در حوزه احياي مباحث شيعه و در حوزه تفكر ديني كه بسيار هم ضروري است، بوده است اين وضعيتي است كه در نگاه به اين حوزه از درون دين وجود دارد و قطعاً روشهاي علمي حوزهها نقش اول را در اين بين دارد.
2- نگاه دوم، دين پژوهي است كه قصد سياست گذاري دارد، يعني اگر ما اين تعهد را داريم كه جامعه ما بايستي نسبت به معارف ديني، آشنا، علاقهمند و مجري اين معارف شود، بايد در مرحله بعد بررسي نمود كه شرايط ديني جامعه چگونه است و فعاليت هايي كه انجام شده تا چه حد مورد اقبال و استقبال قرار گرفته است؟ در صورت اول، هدفمان شناخت رفتار درست ديني و شناخت اصول دين است مانند اينكه معاد چيست؟ توحيد چيست؟ و چه وجوهي دارد. در صورت دوم، سؤال اين است كه اين اصول چقدر منشأ اثر در روابط فردي و اجتماعي است. در اين حوزه روش تحقيق و كار متفاوت با حوزه اول است.
تطبيق متون با نگاه تاريخي، تصريح متون با شيوههاي مرسوم در استخراج حكم، در صورت اول است، اما صورت دوم از شرايط ديگري برخوردار است. در اين حوزه بايد بر مبناي اطلاعاتي كه از وضعيت اجتماعي به دست ميآيد تلاش كنيم؛ جامعه آرماني و اهداف آرماني خود را در نظام فرهنگي و اجتماعي ساري و جاري نماييم.
قرآنشناسی از دیدگاه امام خمینی(ره)
قرآن شناسان تاكنون قرآن را از زاویههای مختلف نگاه كردهاند. همچنین افكار و اندیشههای امام خمینی (ره) به عنوان یك قرآن شناس برجسته و تأثیرگذار بر مسلمانان از جهات گوناگون بررسی و تحقیق شده است. نویسنده مقاله حاضر كوشیده است تا قرآنشناسی امام را از نظر راه و رسم برخورداری از قرآن طرح و شرح كند. ما امیدواریم كه این مقاله از یك سو فتح بابی باشد برای قرآنشناسی دیگران و از سوی دیگر، گامی هرچند كوچك در فراخوانی از همه آنان كه مایلند در ویژهنامه قرآنشناسی امام خمینی ما را یاری رسانند.
این كتاب بزرگ الهی كه از عالم غیب الهی و قرب ربوبی نازل شده... از بزرگترین مظاهر رحمت مُطلقه الهیه است. این مطلبی است كه امام خمینی در كتاب آداب الصلواة عنوان كردهاند.
قرآن شریف به قدری جامع لطایف و حقایق و سرایر و دقایق توحید است كه عقول اهل معرفت در آن حیران میماند. این، اعجاز بزرگ این صحیفه نورانیه آسمانی است، نه فقط حسن تركیب و لطف بیان و غایت فصاحت و نهایت بلاغت و كیفیت دعوت و اخبار از مغیبات و اِحكام اَحكام و اتقان تنظیم عایله و امثال آن، كه هر یك مستقلاً اعجازی فوق طاقت و خارق عادت است. بلكه میتوان گفت این كه قرآن شریف معروف به فصاحت شد و این اعجاز در بین سایر معجزات مشهور آفاق شد، برای این بود كه در صدر اول اعراب را این تخصص بود و فقط این جهت از اعجاز را درك میكردند و جهات مهمتری كه در آن موجود بود و جهت اعجازش بالاتر و پایه ادراكش عالیتر بود اعراب آن زمان درك نكردند. الآن نیز آنهایی كه هم افق آنها هستند، جز تركیبات لفظیه و محسنات بدیعیه و بیانیه چیزی از این لطیفه الهیه ادراك نكنند.1
قرآن یك سفره گستردهای است كه همه از آن استفاده میكنند، منتها هر كس به وضعی استفاده میكند.2 آن برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عایله بشری از مقام شامخ احدیت به كشف تام محمدی (ص) تنزل كرد كه بشریت را به آنچه باید برسند، برساند. این صحیفه الهیه، كتاب احیای قلوب به حیات ابدی علم و معارف الهیه است. این كتاب خداست و به شؤون الهیه جل و علا دعوت میكند.4
اهداف و مقاصد نزول قرآن
ما باید مقصود از تنزیل این كتاب را قطع نظر از جهات برهانی، كه خود به ما مقصد را میفهماند، از خود كتاب خدا اخذ كنیم. صاحب كتاب مقصد خود را بهتر میداند. اكنون به فرمودههای این مصنف راجع به شؤون قرآن نظر میكنیم، میبینیم خود میفرماید: "ذالك الكتاب لاریب فیه هدی" للمتقین". این كتاب را كتاب هدایت خوانده است. میبینیم در یك سوره كوچك چندین مرتبه میفرماید: "ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مذكر" میبینیم میفرماید "وانزلنا الیك الذكر تبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفكرون". میفرماید: "كتاب انزلناه مبارك لیدبروا آیاته و لیتذكر اولوالالباب". (سوره ص آیه29)
بدان كه این كتاب شریف، چنانچه خود بدان تصریح فرموده، كتاب هدایت و راهنمای سلوك انسانیت و مربی نفوس و شفای امراض قلبیه و نوربخش سیر الی الله است. بالجمله، خدای تبارك و تعالی به واسطه سعه رحمت بر بندگان، این كتاب شریف را از مقام قرب و قدسی خود نازل فرموده و بر حسب تناسب عوالم تنزل داده تا به این عالم ظلمانی و سجن طبیعت رسیده و به كسوه الفاظ و صورت حروف درآمده، برای استخلاص مسجونین در این زندان تاریك دنیا رهایی مغلولین در زنجیرهای آمال و امانی و رساندن آنها از حضیض نقص و ضعف و حیوانیت به اوج كمال و قوت و انسانیت.5،
مقصد قرآن، چنانچه خود آن صحیفه نورانیه میفرماید: هدایت به سبل سلامت است و اخراج از همه مراتب ظلمات است به عالم نور و هدایت به طریق مستقیم است. باید انسان به تفكر در آیات شریفه مراتب سلامت را از مرتبه دانیه آن، كه راجع به قوای ملكیه است تا منتهی النهایه آن كه حقیقت قلب سلیم است... بهدست آورد. و سلامت قوای ملكیه و ملكوتیه گم شده قاری قرآن باشد، كه در این كتاب آسمانی این گم شده موجود است و باید با تفكر آنرا استخراج كند.6 هیچ جا بهتر از قرآن نیست. هیچ مكتبی بالاتر از قرآن نیست. این قرآن است كه ما را هدایت می كند به مقاصد عالیه كه در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمیدانیم. 7
اتصال معنویت به مادیات و انعكاس معنویت در همه جهات مادیت از خصوصیات قرآن است كه افاضه فرموده است. قرآن در عین حالی كه یك كتاب معنوی، عرفانی و آنطوری است كه به دست ماها، به خیال ماها، به خیال جبرییل امین هم نمیرسد، در عین حال یك كتابی است كه تهذیب اخلاق میكند، استدلال هم میكند، حكومت هم میكند، و وحدت را هم سفارش میكند و قتال را هم سفارش میكند
[ آرمان اصلی وحی این بوده است كه برای بشر معرفت ایجاد كند، معرفت به حق تعالی در راس همه امور این معناست. اگر تزكیه گفته شده و دنبالش تعلیم گفته شده است، برای این است كه نفوس تا تزكیه نشوند نمیتوانند برسند.9] از مقاصد و مطالب آن، دعوت به تهذیب نفوس و تطهیر بواطن از ارجاس طبیعت و تحصیل سعادت و بالجمله، كیفیت سیر و سلوك الی الله است10
قرآن و كتابهای حدیث، كه منابع احكام و دستورات اسلام است با رسالههای عملیه كه توسط مجتهدین عصر و مراجع نوشته میشود، از لحاظ جامعیت و اثری كه در زندگی اجتماعی میتواند داشته باشد به كلی تفاوت دارد نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادی آن، از نسبت صد به یك هم بیشتر است.11 كتابی است كه آدمی باید از اینجا تا آخر دنیا و تا آخر مراتب حركت بكند، یك همچو كتابی است كه هم معنویات انسان را درست میكند و هم حكومت را درست میكند، همه چیز توی قرآن هست.12 قرآن كتاب تعمیر مادیات نیست. همه چیز است. انسان را به تمام ابعاد تربیت میكند، مادیات را در پناه معنویات قبول دارد ، و مادیات را تبع معنویات قرار میدهد.13 ما یك همچو كتابی داریم كه مصالح شخصی، مصالح اجتماعی، مصالح سیاسی، كشورداری و همه چیزها در آن هست. قرآن مشتمل بر تمام معارف است و تمام مایحتاج بشر است.15
انگیزة بعثت بسط این سفره در بین بشر از زمان نزول تا آخر است این یكی از انگیزههای كتاب است و انگیزه بعثت است. "بعث الیكم" رسولی را كه تلاوت میكند بر شما قرآن را، آیات الهی را، ویزكیهم و یعلمهم الكتاب الحكمه" این شاید غاین این تلاوت باشد، تلاوت میكند برای تزكیه و برای تعلیم و برای تعلیم همگانی، تعلیم همین كتاب و تعلیم حكمت كه آن هم از همین كتاب است. پس انگیزه بعثت نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است كه تزكیه پیدا كنند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتی كه در آنها موجود است تا اینكه بعد از اینكه نفوس مصفا شدند، ارواح و اذهان آنها قابل این بشود كه كتاب و حكمت را بفهمند.16 انگیزه نزول این كتاب مقدس این است كه این كتاب در دسترس همه قرار بگیرد و همه از او به اندازة سعه وجودی و فكری خودشان استفاده كنند. 17
مهجوریت قرآن و راههای رهایی از آن اكنون ببیینم چه گذشته است بر كتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترك پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم. مسایل اسف انگیزی كه باید برای آنها خون گریه كرد، پس از شهادت حضرت علی شروع شده است. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن كریم را وسیلهای كردند برای حكومتهای ضد قرآنی و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را با بهانههای مختلف و توطیههای از پیش تهیه شده آنان را عقب زده و با قرآن در حقیقت، قرآن را، كه برای بشر تا ورود به حوض، بزرگترین دستور زندگانی مادی و معنوی بوده و هست از صحنه خارج كردند و هر چه این بنیان كج به جلو آمد، كجیها و انحرافها افزون شد. تا آنجا كه قرآن كریم را كه برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان، بلكه عایله بشری، از مقام شامخ احدیت به كشف تام محمدی تنزل كرد، كه بشریت را به آنچه باید برسند، برساند و این ولیده "علم الاسماء" را از شر شیاطین و طاغوتها رها سازد، و جهان را به قسط و عدل برساند و حكومت را به دست اولیاء الله معصومین، علیهم صلوات الاولین و الاخرین بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشریت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند كه گویی نقشی برای هدایت ندارد... و معالاسف به دست دشمنان توطیهگر و دوستان جاهل، قرآن، این كتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آن كه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و كتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به كلی از صحنه خارج شد.18
ای قرآن، ای تحفه آسمانی و ای هدیه رحمانی! تو را خدای جهان برای زنده كردن دلهای ما و باز كردن گوش و چشم توده مردم فرستاد، تو نور هدایت و رهنمای سعادت ما هستی تو ما را از منزل حیوانی میخواهی به اوج انسانی وجود رحمانی برسانی، فسوسا كه آدمیزادگان قدر تو را ندانسته و پیروی تو را فرض خود نشمردند، اسفا كه قانون های تو در جهان عمل نشد تا همین ظلمتخانه و جایگاه مشتی وحشیان و درندگان كه خود رامتمدنین جهان میدانند، رشك بهشت برین شود و عروس سعادت در همین جهان در آغوش همه درآید. 19
اسلام همه چیز برای مسلمین آورده است، همه چیز، قرآن در آن همه چیز است لكن معالاسف ما استفاده از آن نكردهایم و مسلمین مهجورش كردند یعنی استفادهای كه باید از آن بكنند نكردند. 20
قرآن و اسلام مهجور و مظلوماند، برای اینكه مهجوریت قرآن و مهجوریت اسلام به این است كه مسایل مهم قرآنی و مسایل مهم اسلامی یا به كلی مهجور است یا برخلاف آنها بسیاری از دولتهای اسلامی قیام كردهاند. 21
بر قرآن آموز و آنكه از قرآن بهره می بردلازم است كه یكی دیگر از آداب مهمه را به كار بندد تا استفاده حاصل شود و آن رفع موانع است كه ما از آنها تعبیر میكنیم به حجب بین مستفید قرآن. این حجابها بسیار است كه ما به بعض از آنها اشاره مینماییم.
از حجابهای بزرگ، حجاب خودبینی است كه شخص متعلم، خود را به واسطه این حجاب مستغنی بیند و نیازمند استفاده نداند. و این از شاهكارهای مهم شیطان است كه همیشه كمالات مرهومه را بر انسان جلوه دهد و انسان را به آنچه كه دارد راضی و قانع كند و ماورای آنچه پیش اوست، هر چیز را از چشم او ساقط كند. مثلاً اهل تجوید را به همان علم جزیی قانع كند و آن را در نظر آنها جلوههای فراوان دهد و دیگر علوم را از نظر آنها بیفكند و حَمَله قرآن را پیش آنها به خود آنها تطبیق دهد و آنها را از فهم كتاب نورانی الهی و استفاده از آن محروم كند و اصحاب ادبیت را به همان صورت بیمغز راضی كند و تمام شؤون قرآن را در همان كه پیش آنهاست نمایش دهد. و اهل تفاسیر به طور معمول را سرگرم كند به وجوه قرایات و آرای مختلف از باب لغت و وقت نزول و شأن نزول و مدنی و مكی بودن و تعداد آیات و حروف و امثال این امور... شخص مستفید باید تمام این حجب را خرق كند و از ماورای این حجب به قرآن نظر كند و در هیچیك از این حجابها توقف نكند كه از قافله سالكان الی الله باز ماند و از دعوتهای شیرین الهی محروم شود.22
یكی دیگر از حجابهایی كه مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است، اعتقاد به آن است كه جز آن كه مفسرین نوشته یا فهمیدهاند، كسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست. و تفكر و تدبر را به تفسیر به رای كه ممنوع است، اشتباه نمودند و به واسطه این رأی فاسد و عقیدة باطله، قرآن شریف را از جمیع فنون استفاده عاری و قرآن را به كلی مهجور نمودهاند در صورتی كه استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد. 23
یكی دیگر از حجب كه مانع از فهم قرآن شریف و استفاده از معارف و مواعظ این كتاب آسمانی است، حجاب معاصی و كدورات حاصله از طغیان و سركشی نسبت به ساحت پروردگار عالمیان است كه قلب را حاجب شود از ادراك حقایق. 24
از حجب غلیظه، كه پرده ضخیم است بین ما و معارف و مواعظ قرآن، حجاب حب دنیاست كه به واسطه آن قلب تمام هم خود را صرف آن كند و وجهه قلب یكسره دنیوی شود و قلب به واسطه این محبت از ذكر خدا غافل شود و از ذكر و مذكور اعراض كند. و هرچه علاقهمندی به دنیا و اوضاع آن زیادت شود، پرده و حجاب قلب ضخیمتر گردد. 25
مادامی كه انسان در حجاب خود هست نمیتواند این قرآن را كه نور است و به حسب فرمایش خود قرآن، نور است، نور را كسانی كه در حجاب هستند پشت حجابهای زیاد هستند، نمیتوانند ادراك كنند. گمان میكنند كه میتوانند اما نمیتوانند. تا انسان از حجابهای بسیار ظلمانی خود خارج نشود، تا گرفتار هواهای نفسانی است، تا گرفتار خودبینیهاست، تا گرفتار چیزهایی است كه در باطن خود ایجاد كرده است از ظلماتی كه بعضیها فوق بعض است، لیاقت پیدا نمیكند انسان كه این نور الهی در قلب او منعكس شود. 26
راههای ترویج قرآن (اصول ترویج قرآن)
یكی از وصایای رسول اكرم (ص) وصیت به تلاوت قرآن است. و فضل تلاوت و حفظ و حمل و تمسك و تعلم و مداومت و مزاولت و تدبر در معانی و اسرار آن بیش از آن است كه به فهم قاصر ما درست آید و آنچه از اهل بیت عصمت -علیهم السلام - درخصوص آن وارد شده است در این اوراق نگنجد؛ و ما به بعض آن قناعت میكنیم فرموده: قرآن عهد خداوند است به سوی بندگان؛ همانا سزاوار است كه هر فرد مسلمانی در هر روز به آن عهد نظر كند و از آن پنجاه آیه قرائت كند. فرمود حضرت سجاد علیه السلام- كه آیات قرآن خزانههایی است، پس هر وقت گشوده شد خزینهای، سزاوار است كه نظر كنی در آن. و در اخبار رجوع به آن و تدبر در معانی آن بسیار وارد است. و در حدیث است كه: مؤمنی كه قرائت قرآن كند در حال جوانی، داخل شود قرآن به گوشت و خون او، و او را خداوند با سفرای كرام نیكوكار قرار دهد، و قرآن پناه اوست در قیامت و در محضر حق گوید: خداوندا هر عاملی اجر عملش را گرفت غیر از عامل به من، پس بهترین عطایای خود را به او برسان. پس خدای تعالی به او بپوشاند دو حله از حلههای بهشتی و بر سر او تاج كرامت نهد. پس خطاب شود: آیا راضی شدی؟ قرآن عرض كند: من امید بیشتر داشتم پس امن و امان را به دست راست او دهند و حذر را به چپ. پس داخل بهشت شود و به او گفته شود قرائت كند و بالا بیا درجهای پس به قرآن خطاب شود: آیا او را به مقامات رساندم و تو راضی شدی؟ عرض كند آری فرمود حضرت صادق ـ علیهالسلام ـ كه كسی كه قرآن را بسیار قرائت كند و با او عهد تازه كند به مشقت كشیدن در حفظ آن، دو اجر به او عطا فرمایند و از این حدیث شریف معلوم میشود كه مطلوب در تلاوت قرآن شریف آن است كه در اعماق قلب انسان تأثیر كند. 27
و از آداب لازمه قرائت قرآن، كه در تأثیر در قلوب سمت رُكنیت دارد و بدون آن هیج عملی را قیمتی نیست، بلكه ضایع و باطل و موجب سخط الهی است، اخلاص است كه سرمایه مقامات اخرویه و رأس المال تجارت آخرت است. در این باب نیز در اخبار اهل بیت (ع) سفارش بلیغ شده است از آن جمله آن است كه جناب كلینی، حدیث كند: قاریان قرآن سه گروهاند: یكی آنان كه قرائت قرآن را سرمایه معیشت اتخاذ نمودند و به واسطه آن از ملوك حقوق و شهریه گیرند و بر مردم تقدم جویند و دیگر، آنانكه حفظ حروف و صورت قرآن كنند و تضییع حدود آن نمایند و او را پشت سر اندازند چنانچه سوار قدح خود را به پشت آویزد، خداوند زیاد نكند این قسم حَمَله قرآن را، و طایفه دیگر آنان هستند كه قرآن را تلاوت كنند و با دوای قرآن دردهای قلب خود را علاج كنند. 28
از آداب قرائت، كه موجب تأثیر در نفس نیز هست و سزاوار است كه شخص قاری مواظبت آن كند، ترتیل در قرائت است و آن، به طوری كه در حدیث است، عبارت است از حد توسط بین سرعت و تعجیل در آن و تأنی و فتور مفرط كه كلمات از هم متفرق و منتشر گردد گوید پرسیدم از حضرت صادق سلام الله علیه از قول خدای تعالی كه میفرماید: "و رتّل القرآن ترتیلاً" فرمود یعنی اظهار كن آنرا اظهار كاملی و سرعت مكن در آن چنانچه در شعر سرعت میكنی و متفرق مكن اجزای آنرا چون ریگهای متفرق كه اجزایش با هم ملتیم نشود، لیكن قرائت كنید كه تأثیر در قلوب كند و دلهای سخت شما را به فزع آورد و هّم شما آخر سوره نباشد یعنی مقصود شما آن نباشد كه قرآن را در چند روز ختم كنید و یا این سوره را به زودی ختم نموده و به آخر برسانید پس انسان كه میخواهد كلام خدا را قرائت كند و به آیات الهیه قلب قاسی خود را مداوا كند و با كلام جامع الهی شفای امراض قلبیه خود را بگیرد و با نور هدایت این مصباح منیر غیبی و این نور را دریابد، باید اسباب ظاهریه و باطنیه آن را فراهم كند و آداب صوریه و معنویه آن را فراهم كند، نه مثل آن كه اگر گاهگاهی هم تلاوت قرآن كنیم، علاوه بر آن كه از معانی و مقاصد آن و اوامر و نواهی و وعظ و زجر آن به كلی غافلیم، و گویی آیاتی كه در آن ذكر اوصاف جهنم و عذاب الیم آن یا بهشت و كیفیات نعیم آن گردیده به ما ربطی ندارد و نعوذ بالله در خواندن كتاب قصه حضور قلب ما بیشتر و حواس ما جمعتر است از كتاب كریم خدایی - از آداب ظاهر آن نیز غفلت كنیم. 29
مطلوب در قرائت قرآن كریم آن است كه درقلب صورت آن نقش بندد و اوامر و نواهی آن تأثیر كند، و دعوت آن جایگزین شود و این مطلوب حاصل نشود مگر آن كه آداب قرائت ملحوظ شود مقصود از آداب آن نیست كه پیش بعضی قراء متداول شده است كه تمام همّ و همت منصرف به مخارج الفاظ و تادیه حروف شود بلكه مقصود آدابی است كه در شریعت مطهره منظور شده است كه اعظم و عمدة آنها تفكر و تدبر و اعتبار به آیات آن است. 30
یكی از آداب مهمه قرائت قرآن، كه عارف و عامی در آن شركت دارند، و از آن نتایج حسنه حاصل شود و موجب نورانیت قلب و حیات باطنی شود، "تعظیم" است/ و آن موقوف به فهم عظمت و بزرگی و جلالت و كبریای آن است. 31
ما همه قرآن شریف را میدانیم كه از معدن وحی الهی برای تكمیل بشر و تخلیص انسان از محبس ظلمانی طبیعت و دنیا نازل شده است و وعده و وعید آن همه حق صراح و حقیقت ثابته است و در تمام مندرجات آن شایبه خلاف واقع نیست، با این وصف این كتاب بزرگ الهی در دل سخت ما به اندازة یك كتاب قصه تأثیر ندارد نه دلبستگی به وعدههای آن داریم تا دل را از این دنیای دنی و نشئه فانیه برگیریم و به آن نشیه باقیه بربندیم و نه خوفی از وعید آن به قلب ما حاصل آید تا از معاصی الهیه و مخالفت با ولی نعمت احتراز كنیم، این نیست جز آنكه حقیقت و حقیقت قرآن به قلب ما نرسیده و دل ما به آن نگرویده. 32
از حضرت رسول، صلی الله علیه و آله، روایت شده كه هر كه فاتحه الكتاب را قرائت كند، ثواب قرائت قرآن به او میدهند. و در روایت دیگر است كه مثل آن است كه تمام قرآن را قرائت نموده... از حذیفه بن یمان رضی الله عنه منقول است كه حضرت رسول خدا (ص) فرمود، "خدای تعالی میفرستد عذاب حتم مقضی را برای قومی، پس قرائت كند بچهای از بچههای آنها در كتاب: "الحمدلله رب العالمین" چون خدای تعالی میشنود چهل سال عذاب را از آنها مرتفع كند. و از ابن عباس منقول است كه در حالی كه ما نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم، ناگاه فرشتهای آمد و گفت بشارت باد ترا دو نوری كه به تو داده شده و به انبیای قبل از تو داده نشده آن دو نور فاتحهالكتاب و خواتیم سورة بقره است. [كسی ] قرائت نكند هرگز حرفی از آن را مگر آنكه حاجت او میدهم. 33
آثار انس با قرآن
تلاوت قرآن در واقع زمانی مطلوب است كه در اعماق قلب انسان تأثیر كند و باطن انسان صورت كلام الهی گردد و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد و اشاره به این فرموده آنجا كه میفرماید، جوان مؤمن اگر قرائت كند، قرآن در گوشت و خون او وارد شود. و این كنایه از آن است كه صورت قرآن در قلب مستقر و جایگزین گردد به طوری كه خود باطن انسان كلام الله مجید و قرآن حمید گردد به اندازه لیاقت و استعدادش. 34
كسی كه خود را عادت داد به قرائت آیات و اسمای الهیه از كتاب تكوین و تدوین الهی، كمكم قلب او صورت ذكری و آیهای به خود گیرد و باطن ذات محقق به ذكر الله و اسم الله و آیت الله شود. 35
فرزندم! با قرآن این بزرگ كتاب معرفت آشنا شو، حتی اگر شده با قرائت آن. و راهی از آن به سوی محبوب باز كن و تصور نكنی كه قرائت بدون معرفت اثری ندارد كه این وسوسه شیطان است. آخر، این كتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه كس و نامه محبوب محبوب است اگرچه عاشق و محب مفاد آنرا نداند و با این انگیزه حب محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد. 36
جناب عارف بزرگوار و شیخ عالی مقدار ما میفرمودند كه مواظبت بر آیات شریفه آخر سورة "حشر" از آیه شریفه "یا ایها الذین امنو اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد" تا آخر سورة مباركه با تدبر در معنی آنها در تعقیب نمازها خصوصاً در اواخر شب كه قلب فارغ البال است، خیلی مؤثر است در اصلاح نفس. 37
كسی كه تفكر و تدبر در معانی قرآن كرد، در قلب آن اثر كند و كم كم به مقام متقین رسد و اگر توفیق الهی شامل حالش شود، از آن مقام نیز بگذرد و هر یك از اعضاء و جوارح و قوای آن، آیهای از آیات الهیه شود/ و شاید جزوات و جذبات خطابات الهیه او را از خود بیخود كند و حقیقت "اقرا و اصعد" را در همین عالم دریابد تا آن كه كلام را بیواسطه از متكلمش بشنود و آنچه در وهم من و تو ناید آن شود. 39
پاورقیها:
1- آداب الصلوة، ص 264-263
13- همان، ج 5، ص 16
11- ولایت فقیه، ص50
11- ولایت فقیه، ص50
14- همان، ج 18، ص 275
12- صحیفه نور، ج 2، ص 34
17- همان ، ج 14، ص 252
19- كشف الاسرار، ص 220
15- همان، ج 20، ص 82
18- همان، ج 21، ص 169
10- آداب الصلوه، ص 186
16- همان، ج 14، ص 252
22- آداب الصلوه، ص 197-195
27 - چهل حدیث، ص 499-497
29 - همان، ص 505-504
2- صحیفه نور، ج 19، ص 84
23- همان. ص 199
26 - صحیفه نور، ج 12، ص 253
21- همان، ج 15، ص 184
24-همان، ص 201
20- صحیفه نور، ج 1، ص 88
25- همان، ص 202
28 - همان، ص 3 و 5-500
35 - آداب الصلوه، ص 217-216
34 - چهل حدیث، ص 499
32 - شرح حدیث عقل و جهل، ص 61
33 - آداب الصلوه، ص 301-299
30 - همان، ص 500-499
38 - همان، ص 500
37 - چهل حدیث، ص 208
31 - آداب الصلوه، ص 181-180
3- همان، ج 21، ص170
36 - جلوههای رحمانی، ص 26
4- آداب الصلوه، ص 194-193
5 - همان، ص 185-184
6- همان، ص 203
7- صحیفه نور، ج 12، ص 225
8- همان، ج 17، ص 252
9- همان، ج 19، ص 143
منابع:
1.امام خمینی، آداب الصلوه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1370ش.
2.امام خمینی، جلوههای رحمانی، معاونت فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1371 ش.
3.امام خمینی، ولایت فقیه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1373 ش.
4.امام خمینی، شرح حدیث عقل و جهل، نسخه خطی موجود در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
5.امام خمینی، كشف الاسرار، انتشارات مصطفوی، قم.
6.امام خمینی، چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1371 ش.
7.امام خمینی، صحیفه نور، (مجموعه 22 جلدی) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول.
|
سخن چینی غالبا به این گفته میشود که سخن کسی را که پشتسر دیگری گفته به وی باز گوید، مثلا بگوید فلان درباره تو چنین و چنان گفت؟ یا نسبتبه تو چنین و چنان کرد، و بدین سان نوع خاصی از افشاء سر و پردهدری و متضمن فساد یا بدگوئی و سعایت است.و گاه به شخصی که پشتسر او سخن گفته شده اختصاص ندارد، بلکه به کشف و افشاء آنچه مورد کراهت است اطلاق میشود، خواه کراهت کسی باشد که از او نقل یا به او نقل میشود یا کراهتشخص سوم و خواه کشف و افشاء به گفتار باشد یا به نوشتن یا به رمز و اشاره، و خواه آنچه نقل شده از اعمال باشد یا از اقوال، و خواه بر کسی که از او نقل میشود عیب و نقصی باشد یا نباشد. بنابراین سخن چینی مساوی استبا فاش کردن راز و پرده دری و در این صورت هر چه از احوال مردم دیده شود که به افشاء آن راضی نباشند اشاعه آن سخن چینی است.پس بر هر مسلمانی لازم است که از آنچه از احوال دیگران میداند سکوت کند، مگر وقتی که حکایت و نقل آن برای مسلمانی سودمند باشد یا از گناهی جلوگیری شود.چنانکه اگر ببیند کسی مال دیگری را میبرد بر اوست که برای حفظ حق صاحب مال گواهی دهد، اما اگر ببیند که کسی مالی را برای خود پنهان میکند، باز گفتن آن سخن چینی و فاش کردن راز است.
باعثسخن چینی غالبا بدخواهی نسبتبه کسی است که از وی سخن چینی میشود، و این داخل در ایذاء است، و گاهی انگیزه آن اظهار محبتبه مخاطب است، و یا برای تفریح و سرگرمی و وقت گذرانی و پرگوئی است، و به هر حال شکی نیست که سخن چینی از پستترین کارهای زشت است.
سخن چنینى، نوعى افشاى سرّ و پرده درى و از صفات خبیثه و بسیار پست است و از آنتعبیر به سعایت هم مى شود، که موجب کینه و عداوت و دشمنى، بین دو فامیل، یا دو رفیقو یا زن و شوهر مى شود.
خداوند تبارک و تعالى مى فرماید:
(وَیْلٌ لِکُلِّهُمَزَة لُمَزَة);[53] واى بر هر عیب جو (و سخن چین) و طعنه زن.
هم چنین مىفرماید:
(هَمّاز مَشّاء بِنَمِیم مَنّاع لِلْخَیْرِ مُعْتَد أَثِیم);[54] سخنچین و عیب جو، مانع خیر، و ستمگر و گناهکار است.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نیز مى فرماید:
لا یدخل الجنة نمّام[55]; سخنچین به بهشت نمى رود.
هم چنین مى فرماید:
الا انبئکم بشرارکم؟ قالوا بلى یارسول الله قال المشّاؤن بالنمیمة، المفرّقون بین الاحبّه، الباغون للبراءالمعایب[56]; مى خواهید شما را به بدترین شما آگاه کنم؟ عرض کردند: بلى، یا رسولالله. فرمود: آنان که به سخن چینى مى روند و میان دوستان جدایى مى افکنند و براىپاکان عیب جویى مى کنند.
پس باید کسى را که از دیگران بدگویى و سخن چینى مى کند،نهى از منکر نمود.
، خدای سبحان میفرماید:
«هماز مشاء بنمیم.مناع للخیر معتد اثیم.عتل بعد ذلک زنیم» (قلم 11- 13) «عیبجو و پادوی سخن چینی است، مانع خیر است و ستمگر و گناهکار، و با این همه پر رو و حرامزاده است» .
از این کلام الهی مستفاد میشود که هر سخن چینی حرامزاده است.
و میفرماید:
«ویل لکل همزة لمزة» (همزه، 1) «وای بر هر سخن چین غیبتکننده (یا: وای بر هر عیبجوی طعنه زن یا: بد گوی واپس و بدگوی فراروی)» .
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لا یدخل الجنة نمام» «هیچ سخن چینی به بهشت نمیرود» .
و فرمود: «لا یدخل الجنة قتات» «سخن چین (یا دروغ پرداز) به بهشت نمیرود» .
و فرمود: «احبکم الی الله احسنکم اخلاقا، الموطؤون اکنافا، الذین یالفون و یؤلفون، و ان ابغضکم الی الله المشاؤون بالنمیمة، المفرقون بین الاحبة، الملتمسون للبراء العثرات» (3)
«محبوبترین شما نزد خدا کسانیاند که اخلاقشان نیکوتر باشد، و همنشین نواز باشند، آنان که با مردم الفت میگیرند و مردم با آنها الفت میگیرند، و دشمنترین شما نزد خدا پادوهای سخن چینی هستند که بین دوستان جدائی میافکنند، و در جستجوی لغزشهای پاکان برمیآیند» .
و فرمود: «الا انبئکم بشرارکم؟ قالوا: بلی یا رسول الله،
قال: المشاؤون بالنمیمة، المفرقون بین الاحبة، الباغون للبراء المعایب» (4)
«میخواهید شما را به بدترینتان آگاه کنم؟ عرض کردند: بلی یا رسول الله.
فرمود: آنان که به سخن چینی روند، و میان دوستان جدائی افکنند، و برای پاکان عیبجوئی کنند» .
و فرمود: «هر که درباره مسلمانی به کلمهای اشاره کند تا بدان وسیله او را در دنیا به ناحق خوار سازد، خداوند در قیامت او را در دوزخ خوار گرداند» .
و فرمود: «هر مردی که درباره مرد دیگر چیزی را که از آن بری و پاک استشایع کند تا به این وسیله او را در دنیا خوار سازد، بر خدا حق است که وی را در قیامتبه خواری و ذلت در آتش افکند» .
و فرمود: «چون خدا بهشت را آفرید به آن فرمود: سخن بگوی، بهشت گفت:
هر که داخل من شد به سعادت رسید.خدای جبار، جل جلاله، فرمود: به عزت و جلالم سوگند! هشت گروه از مردم در تو جای نخواهند گرفت: باده پرست (دائم الخمر)، اصرار کننده بر زنا، سخن چین، دیوث، پلیس و لشکر پادشاه ستمگر، مخنث، آن که قطع رحم کند، و کسی که با خدا عهد بندد و به آن وفا نکند» .
امام باقر علیه السلام فرمود: «بهشتبر غیبت کنندگان و سخن چینان حرام است» .
و فرمود. «بنده خدا روز قیامت محشور شود و با اینکه در دنیا خونی نریخته، به اندازه یک حجامتیا بیشتر خون به وی دهند و گویند: این سهم تو از خون فلانی است.عرض میکند: خدایا تو میدانی که تا وقتی که جانم را گرفتی خونی نریختم، خداوند فرماید: آری، تو از فلانی چنین و چنان شنیدی و به ضرر او بازگو کردی، و این نقل تو دهان به دهان به فلان ستمکار رسید و وی با شنیدن آن او را کشت، و این سهم تو از خون اوست» .
و امام صادق علیه السلام فرمود: «من روی علی مؤمن روایة یرید بها شینه و هدم مرؤته لیسقط من اعین الناس، اخرجه الله تعالی من ولایته الی ولایة الشیطان، و لا یقبله الشیطان» .
«هر که به ضرر مؤمنی داستانی بگوید و قصدش ریختن آبروی او باشد تا از چشم مردم بیفتد خداوند او را از ولایت (دوست و بستگی) خود به ولایتشیطان میراند، و شیطان هم او را نمیپذیرد» .
روایت است که: «بنی اسرائیل گرفتار خشکسالی و قحط شدند، موسی علیه السلام چند بار به دعا باران خواست ولی دعایش مستجاب نشد و اثری نبخشید.خدای تعالی به او وحی فرمود: در میان شما سخن چینی هست که بر نمامی اصرار میورزد و من از این جهت دعای تو و همراهانت را اجابت نخواهم کرد.موسی گفت: پروردگارا او کیست تا از میان خود برانیم؟ فرمود: ای موسی، من تو را از سخن چینی نهی میکنم و خود سخن چینی کنم؟ پس بنی اسرائیل همگی توبه کردند، آنگاه خداوند به آنها باران رسانید» .
و روایت است که: «ثلث عذاب قبر از سخن چینی است» .
و هر که واقعیت و کنه نمامی و سخن چینی را بشناسد، میداند که سخنچین بدترین و خبیثترین مردم است، زیرا وی از دروغ و غیبت و مکر و بیوفائی و خیانت و کینه و حسد و دوروئی و فساد کردن میان مردم و خدعه و فریب دور و برکنار نخواهد ماند.خدای سبحان میفرماید:
«و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض» . (بقره، 27) «و آنچه را خدا به پیوند با آن فرمان داده میگسلند و در زمین تباهی میکنند» .
و سخن چین در بریدن رشتهای که خداوند به پیوستن آن امر کرده میکوشد و در زمین فساد میکند.خداوند میفرماید:
«انما السبیل علی الذین یظلمون الناس و یبغون فی الارض بغیر الحق» . (شوری، 40) «راه [نکوهش و تعرض] بر کسانی است که به مردم ستم کنند و در زمین به ناحق سرکشی نمایند» .و سخن چین از اینهاست.
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «قاطع داخل بهشت نمیشود» : یعنی قاطع بین مردم، و نمام قاطع بین مردم است. و فرمود: «شر الناس من اتقاه الناس لشره» «بدترین مردم کسی است که مردم از شر و گزند او بترسند و پروا کنند» .و سخن چین از اینهاست، و شر و گزند سخن چین از هر کسی بیشتر است.
حکایت کردهاند که مردی بندهای فروخت و به خریدار گفت: این بنده هیچ عیبی ندارد جز سخن چینی، خریدار گفت: قبول کردم، آن را خرید، چند روزی گذشت، روزی غلام به همسر آقای خود گفت: همسرت تو را دوست ندارد، و میخواهد زنی دیگر بگیرد، و من میتوانم با موی او برای تو افسون کنم، زن گفت:
چگونه به موی او دستیابم؟ گفت: هنگام خواب تیغی بر گیر و چند موی از پشتسر او بتراش و به من ده.سپس به نزد آقا رفت و گفت: همسرت با مردی بیگانه طرح دوستی افکنده و قصد کشتن تو دارد، و اگر میخواهی صدق گفتار من روشن شود خود را به خواب زن تا بدانی که راست میگویم.مرد به هنگام شب خود را خواب وانمود، زن را دید با تیغ بر بالین او آمد، یقین کرد که اراده قتل او دارد، پس برخاست و زن را کشت، آنگاه غلام نزد خویشان زن رفت و ایشان را از قتل وی آگاه ساخت، آنها آمدند و مرد را کشتند، سپس دو قبیله زن و شوهر به جان هم افتادند و میان آنها کشتار در گرفت و سالها گریبانگیرشان شد.
پس بر هر کسی لازم است که سخن نمام را باور و تصدیق نکند، زیرا سخن چین فاسق است، و شهادت فاسق مردود استبه دلیل قول خدای تعالی:
«ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا» (حجرات، 6) «اگر فاسقی خبری نزد شما آورد به تحقیق پردازید» .
و باید او را نهی کرد و پند داد و کار او را زشتشمرد، به دلیل این قول خدای تعالی:
«و امر بالمعروف و انه عن المنکر» (لقمان، 17) «امر به معروف و نهی از منکر کن» .
و باید سخن چین را دشمن داشت، چنانکه خداوند او را دشمن داشته، و نباید به مجرد گفته وی به برادر مسلمان خود بدگمان شد، که خدای تعالی میفرماید:
«اجتنبوا کثیرا من الظن» (حجرات، 12) «از بسیاری گمانها بپرهیزید» .
و نباید درباره سخن نمام تجسس و تحقیق و بررسی کرد، به دلیل قول خدای تعالی:
«و لا تجسسوا» .و نیز نباید تسلیم آنچه نمام از آن نهی میکند شد، و نباید سخن وی را بازگو کرد، مثلا گفت: فلانی چنین و چنان حکایت کرد، زیرا خود این نیز سخن چینی و غیبت است.
محمد بن فضل به حضرت امام موسی کاظم علیه السلام عرض کرد: «فدایتشوم!
از یکی از برادران دینیام چیزی به من میرسد که آن را ناخوش دارم، و چون از خود او میپرسم انکار میکند، و حال آنکه جمعی از اهل وثوق به من خبر دادهاند.
امام فرمود: ای محمد، چشم و گوش خود را درباره برادر مسلمانت تکذیب کن، و اگر پنجاه نفر در نزد تو شهادت دهند قول او را تصدیق و آنها را تکذیب کن، و چیزی را به ضرر وی شایع مکن که سبب خواری و ریختن آبروی او باشد، و در نتیجه از کسانی باشی که خدا درباره آنها میفرماید:
«ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم» .
(نور، 19)
«کسانی که دوست دارند که کار بد در میان مؤمنان شیوع یابد عذابی دردناک دارند» .
از امیر مؤمنان علیه السلام روایتشده که: «مردی به خدمت آن حضرت آمد و از شخصی بدگوئی و سعایت کرد، حضرت فرمود: استفسار میکنم اگر راست گفته باشی با تو دشمن خواهم شد، و اگر دروغ گفته باشی تو را مجازات میکنم، و اگر میخواهی درگذریم در میگذریم.گفت: درگذر یا امیر المؤمنین» .
نقل شده است که شخصی به دیدن یکی از حکماء رفت و از شخص دیگری سخنی نزد او نقل کرد، حکیم گفت: دیدار ما را دیر آیندهتر و مرا با برادرم بد کردی، و دل آسودهام را مشغول ساختی، و خود را که نزد من امین بودی متهم گردانیدی» .
مراجع: