مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی

مرکز دانلود تحقیق رايگان دانش آموزان و فروش آنلاين انواع مقالات، پروژه های دانشجويی،جزوات دانشگاهی، خلاصه کتاب، كارورزی و کارآموزی، طرح لایه باز کارت ویزیت، تراکت مشاغل و...(توجه: اگر شما نویسنده یا پدیدآورنده اثر هستید در صورت عدم رضایت از نمایش اثر خود به منظور حذف اثر از سایت به پشتیبانی پیام دهید)

نمونه سوالات کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات کارشناسی دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات دانشگاه پيام نور (سوالات عمومی)

کارآموزی و کارورزی

مقالات رشته حسابداری و اقتصاد

مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

مقالات روانشناسی و علوم تربیتی

مقالات فقهی و حقوق

مقالات تاریخ- جغرافی

مقالات دینی و مذهبی

مقالات علوم سیاسی

مقالات مدیریت و سازمان

مقالات پزشکی - مامایی- میکروبیولوژی

مقالات صنعت- معماری- کشاورزی-برق

مقالات ریاضی- فیزیک- شیمی

مقالات کامپیوتر و شبکه

مقالات ادبیات- هنر - گرافیک

اقدام پژوهی و گزارش تخصصی معلمان

پاورپوئینت و بروشورر آماده

طرح توجیهی کارآفرینی

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 3566
  • بازدید دیروز : 6067
  • بازدید کل : 14962808

پول


پول

تاريخچه پول

در ميان جوامع اوليه پس از آن‌كه تقسيم كار صورت گرفت. گروهي كشاورز شده و گروهي ديگر به دامداري و شكار صيد پرداختند و براي اين‌كه بتوانند نيازهاي يكديگر را برطرف نمايند، كالاهاي مختلف را با يكديگر مبادله مي‌كردند و دادو ستدهاي بين مردم براساس مبادله مستقيم كالا با كالا انجام مي‌گرفت كه به آن پاياپاي مي‌گفتند. يعني هركس كالاي مازاد خود را با كالاهايي كه بدان نياز داشت، مبادله مي‌كرد. ولي اين شيوه مبادله نيز مشكلاتي براي جوامع ابتدايي ايجاد مي‌كرد كه بدان اشاره مي‌كنيم.

1. تمايل همزمان طرفين مبادله: تمايل همزمان طرفين مبادله شرط اصلي در انجام هر معامله پاياپاي است كه ممكن است همواره اين شرط فراهم نشود (وقتي كسي گوسفندي به بازار مي‌آورد تا با گندم تعويض كند شايد كسي را پيدا نمي‌كرد كه گندم داشته باشد.)

2. نبودن يك معيار سنجش ارزش: دومين مشكل در معامله پاياپاي نبودن يك معيار براي سنجش ارزش است. اگر بيست كالاي مختلف در بازار وجود داشت، هر كالا مي‌توانست 19 قيمت داشته باشد كه ارزش نسبي اين كالا را تعيين مي‌كرد. هم‌چنان كه مثلاً پارچه را با متر اندازه‌گيري مي‌كنيم، كالاها نيز بايد با معياري ارزش‌گذاري گردند كه مبادله پاياپاي فاقد چنين معياري بود.

3. فقدان وسيله پس‌انداز فردي: در سيستم مبادله پاياپاي به ناچار هرگونه پس‌انداز بايد به صورت كالا انجام گيرد كه در مورد كالاي فاسدشدني امكان‌پذير نيست. اين مشكلات زمينه را براي برقراري يك سيستم پولي فراهم كرد. البته واحد پول در ابتدا نوعي كالا بود و بعضي اجناس در مبادله طرفدار بيشتري داشتند كه علاوه بر داشتن خاصيت كالايي، جنبه واحد و معيار سنجش را نيز پيدا كردند. اين كالاها در جوامع مختلف متفاوت بودند. مثلاً در هندوستان صدف، در ايران غلات، در تبت چاي، در روسيه پوست سمور خواهان بيشتري داشت. ساكنان اين مناطق حاضر بودند كالاهاي اضافي خود را با اين كالاها مبادله كنند و اين كالاها وسيله مبادله و معيار سنجش و يا به عبارتي اولين پول مورد استفاده قرار گرفتند.

 

انتخاب فلزات به عنوان پول

با انتخاب واحد ارزيابي و سنجش، هر چند عمل مبادله نسبت به قبل تسهيل گرديد و با سرعت بيشتر و راحت‌تر انجام مي‌گرفت. اما پيشرفت جوامع و افزايش توليد مشكلات جديدي به همراه داشت. از جمله‌ اين‌كه، كالاهاي واحد سنجش با گذشت زمان فاسد مي‌شدند و يا ذخيره كردن آن‌ها مكان وسيعي لازم داشت. تأمين جا براي محافظت از اين كالاها، هزينه نگهداري آن‌ها را افزايش مي‌داد و زيان‌ديدگي توليدكنندگان را به همراه داشت. بدين ترتيب بشر دريافت كه اين كالاها وسيله مناسبي براي معامله نيستند و به جاي آن‌ها مي‌توان از فلزاتي مانند نيكل، مس و خصوصاً طلا و نقره استفاده كرد كه فاسد شدني نيستند، جاي كمي مي‌گيرند و حمل و نقل آن آسان است. انتخاب فلزات به عنوان پول قبول عامه بود، زيرا پردوام بود و قابليت تورق داشت و نيز داراي ارزش ذاتي بوده و چون به قطعات كوچك‌تر تقسيم شدند ارزش ذاتي آن‌ها كم نمي‌شود. اين انتخاب موجب گسترش تجارت در داخل كشورها و بين ملت‌ها شد و فعاليت‌هايي از قبيل دريانوردي و حمل و نقل را نيز رونق بخشيد. انتخاب فلزات نه تنها باعث تشويق افراد به فعاليت‌هاي مختلف شد بلكه زمينه‌ي اندوخته شدن ثروت‌هاي بزرگ را نيز فراهم آورد.

قابل ذكر است براي تعيين ميزان تأييد و كيفيت پول فلزي، دولت‌ها مقادير خاصي از آن‌ها را به صورت مهر كرده رايج مي‌ساختند. پول به مفهوم امروزي اول بار به صورت مسكوك طلا و نقره و يا ساير فلزات و آلياژها بوجود آمد.

با وجود تأثيرات زياد پول فلزي بر جامعه‌ي بشري، در اين زمينه باز هم مشكلاتي وجود داشت كه مهم‌ترين آن‌ها محدود بودن ميزان طلا و نقره در دسترس بشر بود. از سوي ديگر، در مبادلات‌ با حجم زياد، پول فلزي وسيله‌ي پرداخت مناسبي نبود (مثلاً براي حمل 25000 پوند سكه‌ي نقره‌اي انگليسي 83 كارگر مورد نياز بود) و همين اوامر زمينه را براي ايجاد پول كاغذي فراهم كرد.

 

پول كاغذي

پيشرفت روز افزون جوامع انساني، مشكلات جديدي را به همراه داشت، پول فلزي كه پيش از اين در معاملات كوچك كارساز بود، در گذر تحولات اقتصادي و ظهور معاملات بزرگ با مشكلاتي روبه رو شد. بنابراين انسان‌ها براي حل اين مشكلات بايد چاره‌اي مي‌انديشيدند. در اين ميان عده‌اي از تجار در معاملات خود به جاي پرداخت سكه‌هاي فلزي رسيدي صادر مي‌كردند كه بيانگر بدهي آنان بود، طرف مقابل نيز براساس اصل اعتماد اين رسيد را مي‌پذيرفت. به تدريج تجاري كه به يكديگر اعتماد داشتند، اين رسيدها را بين خود رد و بدل مي‌كردند. مردم هم براي مصون ماندن از خطرهاي احتمالي و هم‌چنين رهايي يافتن از حمل مسكوكات، پول‌هاي خود را به تجار يا صرافان معتبر مي‌سپردند و در مقابل رسيد دريافت مي‌كردند و در معاملات خود اين رسيدها را به كار مي‌گرفتند. در قرون وسطي در شهر ونيز ايتاليا كه از نقاط عمده‌ي تجارت دنيا بود، اين نظام رايج شد.

اين رسيدها در واقع نخستين اسكناس‌ها بود و پشتوانه‌ي آنان طلا و نقره‌اي بود كه نزد صرافان و تجار نگهداري مي‌شد. گاهي برخي از صرافان و تاجران نمي‌توانستند سكه‌هايي را كه طبق رسيد موظف بر پرداخت آن‌ها بودند به صاحبانشان برگردانند. به همين جهت، در جامعه مشكلاتي به وجود آمد كه سبب اختلال در فعاليت‌هاي اقتصادي شد. سپس حكومت‌ها و دولت‌ها براي جلوگيري از بروز چنين مشكلاتي دخالت كردند و انتشار اسكناس را به موجب قوانيني تحت نظارت خاصي در آوردند، سرانجام اسكناس در بسياري از كشورها به صورت پول قانوني در آمد.

[اولين بار چيني‌ها در حدود قرن نهم ميلادي اسكناس منتشر كردند و آن را «چاو» ناميدند.

در ايران نيز در زمان سلطنت كيخاتوخان پادشاه مغولي در ايران در سال 693 هجري قمري پول كاغذي رواج يافت. چون اين پادشاه بسيار هرزه و وزير او نيز دست‌و دل‌باز بود خزانه از سكه‌ي طلا و نقره خالي شد و آن‌ها تصميم گرفتند به تقليد از چين پول كاغذي رواج دهند و اين كار در جمادي الاخر 693 ه‍.ق به دستور اين پادشاه در ايران رواج پيدا كرد.]

 

پول ثبتي يا تحريري

پس از اين‌كه بانك‌ها فعاليت خود را شروع و گسترش دادند و شعب آن‌ها در نقاط مختلف در دسترس افراد قرار گرفت، خدمات مختلفي در اختيار مشتري‌ها قرار دادند. (پالمستراخ، بانكدار سوئدي و مؤسس بانك استكلهم، اولين كسي بود كه بدون آن‌كه خود را موظف سازد تمام سكه‌هاي مشتريان را در صندوق ذخيره كند، رسيد سپرده‌هاي مسكوك را به اوراق واقعي اعتبار تبديل كرد. وي براي اولين بار نوعي اسكناس انتشار كرد كه آن‌ را به جاي قبوض سپرده به جريان انداخت.)

از جمله خدمات بانكي چك بود. در معاملاتي كه با چك انجام مي‌شود، در حقيقت پول نقد بين افراد رد و بدل نمي‌شود، بلكه بانك موجودي حساب را كاهش و موجودي حساب ديگري را افزايش مي‌دهد بانك‌ها با وام دادن بخشي از پول‌هايي كه متعلق به ديگران ولي نزد آنان است، پول جديد يا پول بانكي خلق مي‌كنند. به بيان ديگر به اعتبار بخشي از پول‌هاي صاحبان سپرده‌ها پول جديدي را در اقتصاد خلق مي‌كنند كه به آن پول تحريري يا ثبتي مي‌گويند.

بانك‌ها با ايجاد چك و سازماندهي فعاليت‌هاي اقتصادي از طريق آن توانستند از ميزان پول نقد در گردش بكاهند و سهم چك را در مبادلات افزايش دهند. استفاده از چك به ميزان پيشرفت اقتصادي كشورها بستگي دارد. هر كشوري كه از لحاظ اقتصادي پيشرفته‌تر باشد، سهم استفاده از چك در معاملاتش بيشتر است و برعكس.

 

اهميت و ارزش پول

پول در اقتصاد امروز نقش بسيار مهم و اساسي دارد. تا جايي كه اقتصاد كنوني را اقتصاد پولي نيز مي‌گويند. فعالان صحنه‌ي اقتصاد توليدكنندگان، توزيع كنندگان و مصرف‌كنندگان هستند. توليدكنندگان كالاي توليدي خود را در مقابل پول مي‌فروشند. توزيع كنندگان به ازاي خدمتي كه ارايه مي‌دهند، پول دريافت مي‌كنند و مصرف‌كنندگان با پرداخت پول، چيزي را كه به آن نياز دارند مي‌خرند. بدون حضور پول هر يك از مجموعه‌هاي ذكر شده با مشكل روبه‌رو مي‌شوند. پول با اجراي نقش حساس خود، زمينه‌ي فعاليت‌هاي اقتصادي و گسترش آن را براي دست‌اندركاران صحنه‌ي اقتصاد فراهم مي‌آورد.

هرگاه صحبت از ارزش پول مي‌شود منظور قدرت خريد آن است كه اين قدرت خريد بستگي به سطح عمومي قيمت‌ها دارد. پول كاغذي فاقد ارزش ذاتي است، در حالي كه كالاها داراي ارزش ذاتي مي‌باشند. اين مطلب روشن مي‌كند كه پول كالا نيست و فقط وسيله‌ي مبادله است و زماني براي ما ارزش دارد كه در مقايسه با كالا و خدمات مورد نياز ما قدرت برابري و مبادله داشته باشد. ولي بعضي از اقتصاددانان پول را يك كالا مي‌دانند كه ارزش آن بستگي به سطح عمومي قيمت‌ها دارد.

در مورد تغييرات ارزش پول و علل آن نظرات مختلفي ارايه شده كه گاهي نيز اين نظرات مخالف هم مي باشند، ولي از جهتي تكميل كننده‌ي يكديگر بوده‌اند. از بين آن‌ها ما به نظريه مقداري پول مي‌پردازيم. اما قبل از آن لازمست چند اصطلاح اقتصادي را به اختصار شرح دهيم.

حجم پول: حجم پول عبارتست از مجموع ميزان اسكناس و مسكوكي كه توسط بانك مركزي منتشر مي‌شود به اضافه سپرده‌هاي ديداري مردم در نزد بانك‌ها. سپرده‌هاي ديداري نوعي از سپرده‌هاي مردم نزد بانك‌هاست كه به محض مراجعه صاحب سپرده به بانك قابل دريافت مي‌باشد. لذا تغيير حجم پول به تصميم‌گيرهاي بانك مركزي در زمينه انتشار اسكناس و مسكوك و فعاليت‌هاي بانك‌ها بستگي دارد.

ميزان حجم پول را در اقتصاد به عرضه پول هم تعبير مي‌كنند. مثلاً زماني كه بانك مركزي تصميم مي‌گيرد مقداري اسكناس چاپ و يا مسكوك ضرب كند در واقع بانك مركزي تصميم به افزايش عرضه پول گرفته است لذا افزايش يا كاهش عرضه پول به تصميم‌گيري و سياست‌هاي اقتصادي دولت هر كشور مربوط مي‌شود. عموماً در بحث‌هاي اقتصادي ميزان عرضه پول و يا حجم پول را ثابت در نظر مي‌گيرند.

 

شبه پول: به جز سپرده‌هاي ديداري مردم نزد بانك‌ها، مقداري از موجودي‌هاي مردم نيز به صورت حساب‌هاي پس‌انداز و مدت‌دار نزد بانك نگهداري مي‌شود كه با سرعت به قدرت خريد قابل تبديل است. به اين قبيل از حساب‌ها، سپرده‌هاي غيرديداري و يا شبه پول مي‌گويند. نقدينگي نيز از مجموع حجم پول و شبه پول، هرگاه صحبت از ميزان نقدينگي در اقتصاد مي‌شود. منظور مجموع اسكناس و مسكوك در دست اشخاص و سپرده‌هاي ديداري و غيرديداري مردم نزد بانك‌هاست.

تقاضا براي پول: مردم براي انجام معامله‌هاي روزمره خود مقاديري پول نزد خود نگهداري مي‌كنند بنابراين نيازمند حجم خاصي از پول بدين صورت مي‌باشند. اين نوع تقاضا براي پول بستگي به سطح درآمد افراد دارد. يعني با افزايش درآمد افراد، حجم پول مورد نياز جهت انجام معامله افزايش مي‌يابد. از طرف ديگر مردم مبالغي پول جهت انجام پرداخت‌هاي غيرقابل پيش‌بيني و اضطراري و انجام معامله‌هاي سودآور نگهداري مي‌كنند. قسمت اول اين نياز به پول را كه صرفاً جهت معاملات روزانه انجام مي‌گيرد، تقاضاي معاملاتي پول و قسمت دوم تقاضا براي پول جهت انجام معامله‌هاي سودآور گفته مي‌شود. مجموع اين دو را تقاضاي كلي پول مي‌گويند. كه علي‌القاعده مي‌بايد برابر حجم پول عرضه شده از طرق مقامات پولي هر كشور باشد. بعضي از اقتصاددانان قسمت دوم تقاضا را نپذيرفته‌اند و معتقدند كه مردم به هر ميزان كه براي نگهداري پول، تقاضا داشته باشند و تقاضا براي انجام معاملات است كه تنها بستگي به درآمد آن‌ها دارد و صرفاً براي معامله است.

 

نظريه‌ مقداري پول

منظور از نظريه مقداري پول بيان نوسانات سطح عمومي قيمت‌هاست. طرفداران اين نظريه مي‌خواهند ثابت كنند كه رابطه‌اي مستقيم و نسبي بين مقدار پول در گردش و سطح قيمت‌ها موجود است. طرفداران اين نظريه معتقدند پول خنثي است يعني فقط در سطح قيمت‌ها تأثير دارد و نوسانات پولي در ديگر فعاليت‌هاي اقتصادي مثل سطح توليدات و فعاليت‌هاي اقتصادي تأثير ندارد و اولين كسي كه نظريه مقداري پول را كه تا آن زمان جنبه ادبي داشت در قالب فرمول رياضي بررسي كرد، ريكاردو اقتصاددان انگليسي بود. (قرن 19، او دلايل خود را ابتدا در جامعه بدون پول اقامه مي‌كند و به عقيده او پول كوچك‌ترين نقشي در فعاليت‌هاي اقتصادي نداشت و فقط وسيله مبادله، معيار ارزش و وسيله‌ي ذخيره بود).

نظريه مقداري ريكاردو عبارتست از M= PT (1)

كه P = سطح عمومي قيمت‌ها

T= حجم معاملات

M= ميزان حجم پول و مسكوكات فلزي و اسكناس

مفهم رابطه‌اش اين است كه بين حجم پول و سطح عمومي قيمت‌ها رابطه مستقيم وجود دارد. اگر پول زياد شود قيمت‌ها بالا مي‌رود و بالعكس.

پس از ريكاردو، جان استوارت ميل، نظريه او را اصلاح كرد. وي ملاحظه كرد كه سرعت گردش پول يعني تعداد دفعاتي كه پول در دست افراد به عنوان وسيله مبادله مي‌چرخد روي ارزش پول اثر مي‌گذارد. وي معتقد بود كه چون مسكوك با اسكناس نه يكبار بلكه چندين بار در معاملات وسيله پرداخت قرار مي‌گيرد لذا براي آن‌كه حجم پول در گردش محاسبه شود بايد حجم مسكوك و اسكناس منتشره در سرعت گردش واحد پول ضرب شود و نتيجه مي‌گيرد كه ارزش پول به عكس مقدار آن ضربدر سرعت گردش آن وابسته است و معادله (1) را به صورت زير بيان كرد:

(3) MV=PT يا (4) = P

ماهيت Mو P و T همانست كه در معادله منسوب به ريكاردو بود و فقط در اين معادله V سرعت گردش پول دخالت داده شده است و M نمايشگر مسكوكات فلزي است و اگر M طوري باشد كه شامل سپرده‌هاي بانكي و به طور كلي شبه پول هم مي‌شود و از طرفي سرعت گردش پول را در معادلات (3) و (4) وارد كنيم نظريه‌ي ايروينگ فيشر بدست مي‌آيد.

فيشر در توجيه نظريه مقداري پول ابتدا معادله مبادلات را مطرح كرده و مي‌گويد: چون در هر خريد يا فروش پول و كالاي مبادله شده برابرند در نتيجه در يك جامعه مقدار متوسط پول در گردش سالانه ضربدر سرعت جريان آن مساويست با قيمت فروش متوسط كالاها در سال ضربدر كل مقدار كالاي خريداري شده:

(5) MV= p1q1+ p2+q2+ pnqn

M= حجم پول در گردش كه شامل مسكوكات و اسكناس منتشر شده توسط بانك مركزي+ سپرده‌هاي بانكي

V= سرعت گردش پول است. P2, P1 و Pn… قيمت كالاهاي مبادله شده اول، دوم، ...n ام مي‌باشد كه با مقادير q2, q1 و ...qn نشان داده شده‌اند.

حال چنان‌چه به جاي مجموع حاصلضرب قيمت كالاهاي مختلف در مقدار آن‌ها يعني طرف راست معادله(5) معادل آن PT يعني حاصلضرب سطح عمومي قيمت‌ها در حجم مبادلات را قرار دهيم معادله زير بدست خواهد آمد:

(6) MV=PT از طرفي چون سرعت گردش پول‌هايي كه به صورت مسكوكات و اسكناس مي‌باشد با سرعت پولي كه به صورت (شبه پول و پول تحريري) مثلاً چك در معاملات وارد مي‌شود متفاوت است، لذا چنان‌چه سرعت گردش پول (مسكوكات، اسكناس) را با V و حجم آن را با M و سرعت گردش پول بانكي با V و حجم آن‌ها را با M نشان دهيم معادله (6) را مي‌توانيم به اين صورت بنويسيم:

(7) MV+ MV=PT و اگر از تساوي ذكر شده P را محاسبه كنيم داريم:

(8)

لذا براساس نظريه مقداري پول افزايش حجم پول به فرض ثابت بودن T و V موجب افزايش قيمت‌ها خواهد شد و به عبارتي يكي از علل افزايش قيمت‌ها افزايش حجم پول خواهد بود.

ايروينگ فيشر معتقد نبود كه افزايش مستقل قيمت‌ها باعث بالا رفتن متغيرها در سمت راست معادله خواهد گرديد لذا سطح عمومي قيمت‌ها را يك معلول مي‌دانست نه يك علت و مي‌گفت كه بر اثر افزايش قيمت‌ها نه تنها MMVV افزايش نمي‌يابند بلكه اين امر موجب تقليل T نيز نخواهد شد و پولدارترها به دليل افزايش قيمت‌ها خرج بيشتري خواهند داشت. گرچه تئوري‌هاي مقداري پول هر يك به نوعي تغييرات ارزش پول و سطح قيمت‌ها را مورد مطالعه قرار مي‌دهد، ولي به اختصار مي‌توان گفت كه ارزش پول در حال حاضر تابع چند دسته از عوامل پولي و غيرپولي اشاره كرد:

عوامل پولي: منظور ارزش خود پول است كه از طريق عرضه و تقاضاي پول تعيين مي‌گردد، اگر با پول به عنوان كالا برخورد نماييم خود به خود داراي بازده نيست، ولي قيمت آن به قدرت خريد بستگي دارد و قيمت پول را به صورت معكوس سطح عمومي قيمت‌ها يعني بايد در نظر گرفت.

 

عوامل غيرپولي: بستگي به عرضه و تقاضاي كالاها و خدمات در سطح جامعه دارد. پس از يك طرف حجم پول در گردش جامعه و از طرف ديگر حجم كالاها و خدمات در جامعه با يكديگر مقايسه و از اين طريق ارزش پول تعيين مي‌شود.

تاريخچه پول در ايران

ابتدايي‌ترين پول متداول در ايران پول غيرفلزي بود كه به صورت اشيا و حيوانات بين مردم رواج داشت. پس از زمان هخامنشيان پول فلزي به جريان افتاد، چون وزن و عيار استاندارد نداشت اغلب مورد سوء استفاده زمامداران واقع مي‌گرديد. فكر استفاده از پول كاغذي در اواخر قرن هفتم هجري (13 ميلادي) به وسيله يك پادشاه مغول به كشور ما رسوخ كرد ولي چون در داخل كشور اين پول غيرقابل تبديل به فلزات بود و نيز مردم به پادشاهان اعتماد نداشتند، مورد پذيرش قرار نگرفت تا در نيمه قرن 19 به علت افزايش حجم دادو ستدهاي ايران با خارج، اسكناس‌هاي خارجي كم‌كم مورد قبول بازرگانان قرار گرفت. در همين زمان بانك شاهي امتياز انتشار اسكناس قابل تبديل به فلز (طلا يا نقره) را دريافت داشت و اولين سري اسكناس‌هاي جديد را در ايران متداول ساخت ولي در فروردين سال 1311 جنبه قانوني بانك شاهي سلب شد و در عوض اسكناس‌هاي جديد توسط بانك ملي ايران به جريان افتاد كه داراي پشتوانه‌ي صد درصد مسكوك شمش طلا و ارز خارجي بود. و در تاريخ 27 اسفندماه 1308 شمسي مجلس شوراي ملي قانون واحد و مقياس پول را تصويب كرد و واحد پول را (قران نقره) به ريال طلا تغيير داد.

فهرست منابع و مآخذ

  1. چاپ اسكناس به نقل از هرمز دنامه
  2. ايران و قضيه ايران به نقل از هرمز دنامه
  3. پول و بانك: زندي حقيقي، منوچهر
  4. مجله اقتصاد: مركز خدمات علمي رزمندگان، جلد اول
  5. اقتصاد1: سيدمجتبي فنايي و ديگران، شركت چاپ و نشر كتاب‌هاي درسي، 1381

 

انتشار : ۴ آذر ۱۳۹۵

بودجه دولت


واقعيت‌هاي لايحه بودجه 86

 

مقدمه

براي مقدمه بايد گفت كه قانون بودجه سال 85 تاكنون از 3 متمم و يك اصلاحيه برخوردار شده متمم‌هايي كه به لوايحي كه دولت به طور جداگانه آورده بود برمي‌گشت و هرچند عنوانش متمم بودجه نبود اما ماهيتاً متمم بود، مربوط به مقاوم‌سازي مدارس كشور بود و استفاده 2 درصد از پول نفت براي كمك عمراني به مناطق نفت‌خيز و گاز‌خيز كشور و همين‌طور واردات بنزين و اقلام ديگر از اين نوع لوايح بود.

متمم چهارم هم كه در مجلس نهايي شده منتهي كميسيون برنامه بودجه و جلسه علني اين متمم را تبديل به اصلاحيه كردند و صرفاً قبول كردند در سقف اعتبارات موجود 3300 ميليارد تومان صرفاً براي هزينه‌هاي پرسنلي پرداخت شود و مي‌توان گفت قانون بودجه 85 به لحاظ وضع مجوز مأموريتش تمام شده و در يك ماه آخر هم اجرايي خواهد شد. هرچند كه دستگاه‌هاي اجرايي ادعايشان اين است كه نيازهايشان بيش از اينهاست.

اين مقدمه را براي ورود به لايحه بودجه سال 86 عرض كردم و ناگزيرم هم نگاه شكلي و هم محتوايي به اين قضيه داشته باشم.

نمايندگان مجلس وظيفه دارند لايحه بودجه را رسيدگي كنند. اين كلمه رسيدگي تعريف شده به چه صورت است. لايحه بودجه بر طبق قانون بايستي تهيه و به مجلس تقديم شود. منظور از قانون عمدتاً اينجا قانون محاسبات عمومي كشور است و قانون برنامه و بودجه مصوب سال 1351 كه اينجا مي‌گويد بودجه كل كشور يعني چه؟ و به چه صورت تهيه و بررسي مي‌شود و اگر اين دو قانون اجرا شوند مجلس از طرف دولت يك ماده واحده را دريافت مي‌كند با جداول و پيوست‌هايي كه از جمع آنها آن ماده واحده تدوين شده است. فرض براين است كه در زمان‌هاي مختلف مجلس سازمان‌ها، وزارت‌خانه‌ها يا شركت‌هايي را به موجب قانون بوجود آورده براي آنها مأموريت‌هايي تعريف كرده و دولت با لايحه بودجه به مجلس مي‌گويد براي انجام وظايفي كه قبلاً قانونش را تصويب كرده‌ايد اين مقدار پيش‌بيني درآمد و اين مقدار پيش‌بيني هزينه مي‌كنم.

اصولا بررسي لايحه بودجه، موسم قانون‌گذاري‌هاي جديد نيست و اصولاً يك مجوز خرج از مجلس بايستي صادر شود كه قبول كند اين ميزان درآمد داشته باشد و مصروف اين اموري كند كه انجام قانوني آن را قبلاً در قوانين دائم به دولت تكليف كرده است اين معنا اگر لحاظ شود، در ماده واحد تقديمي تبصره‌اي نخواهيم داشت و اگر تبصره‌اي هم باشد براي ايجاد وضوح و شفافيت در همين ماده واحده خواهد بود.

زياد روي اين قضيه متمركز نشويم چون از خيلي سال‌هاي قبل اين مسئله رعايت نمي‌شود. اكنون كه لايحه بودجه ماده واحده‌اي دارد كه 21 – 22 تبصره كنار آن هست كه هر كدامشان قانون‌گذاري جديد هستند به نحوي كه مي‌شود گفت ما در مسكن، سوخت، يارانه‌، بهداشت، كشاورزي، صنعت، مسائل بانكي و درواقع در همه امور كشور در لايحه بودجه تبصره‌اي داريم و با قانون‌گذاري‌هاي يكساله روبرو هستيم چون بودجه يكساله است.

اين كار موجب شده است كه مجلس امكان بررسي لايحه بودجه را پيدا نكند از اين حيث كه آيا پيشنهادات با وظايف قانوني تعريف شده تطبيق پيدا مي‌كند يا نه و مسايلي از اين قبيل به تعداد زياد وجود دارد.

تبصره‌هاي مندرج در لوايح امكان بررسي بودجه را از مجلس مي‌گيرد و آنچه كه بايد توسط كميسيون‌هاي تخصصي در زمان كافي قانون شود در فاصله‌اي خيلي كم مبدل به قوانين يكساله مي‌شوند. اين به لحاظ شكلي مانع اصلي بررسي بودجه در مجلس به معني دقيق كلمه است و لايحه بودجه 86 هم از اين قاعده مستثني نيست. نكته دوم اين كه اگر بخواهيم از اين لايحه يك برداشت كلان داشته باشيم تراز عملياتي اين لايحه، به اندازه 12250 ميليارد تومان منفي است. بدان معنا كه اگر بخواهيم هزينه‌هاي جاري دولت را با درآمدهاي غيرنفتي تعيين كنيم يعني ماليات‌ها و ساير درآمدها غير از نفت، بايد اين رقم كسري را از جايي جبران كنيم.

بودجه كل كشور

بنا به تعريف بودجه كل كشور به دو شاخه تقسيم مي‌شود، بودجه عمومي دولت و بودجه شركت‌هاي دولتي، اين تراز عملياتي منفي مربوط به بودجه عمومي است. يعني وزارتخانه‌هاي دولتي و مؤسسات وابسته به آنان‌كه اين بودجه درواقع 27 درصد بودجه كل كشور است يعني 73 درصد را در شركت‌ها داريم. سال آينده 27 درصد هم تحت عنوان بودجه عمومي اگر بخواهد، قسمت‌هاي غيرعمراني با درآمدهاي غيرنفتي تأمين شود 12250 ميليارد تومان كسري داريم. اين كسري قرار است از محل فروش اوراق مشاركت و استفاده از حساب ذخيره ارزي و دريافت اصل وام‌هاي قبلاً‌ پرداخت شده و فروش سهام شركت‌هاي دولتي تأمين شود. به عبارت ديگر، در سال آينده قرار است حدوداً 18 هزار ميليارد تومان واگذاري دارايي‌ مالي انجام دهيم و 4 هزار ميليارد تومان از آنكه قبلاً واگذار كرديم تملك كنيم. به عنوان مثال اگر اوراق مشاركت قبلاً فروخته بوديم مقداري را سال آينده دوباره مي‌خريم. ما به‌التفاوت اين دو رقم 14 هزار ميليارد تومان كه از محل اين رقم، كسري بيان شده را جبران مي‌كنيم. هر چه كار عمراني در سال آينده اتفاق مي‌افتد از محل فروش نفت است. در مورد يكي دو قلم از اين تصوير كلان مي‌توان گفت به روش گذشته هزينه‌ها كم‌گويي شده است به ويژه در جبران خدمات كاركنان. در حالي‌كه عملكرد پرداخت حقوق در سال 85 حداقل 15 هزار ميليارد تومان است. براي سال آينده حداكثر 5/13 هزار ميليارد تومان پيش‌بيني شده كه حكايت از كم‌گويي دارد.

از طرف درآمدها به دو نكته مي‌توان اشاره كرد، اول فروش اوراق مشاركت است كه حدود يكهزار ميليارد تومان فروش اوراق و 7 هزار ميليارد تومان هم فروش سهام شركت‌هاي دولتي پيشنهاد شده است كه زياده‌گويي به نظر مي‌رسد. از اين 7 هزار ميليارد تومان، 3 هزار ميليارد تومان از طريق واگذاري سهام به طلبكاراني مانند تأمين اجتماعي است كه قابل اعمال است. اما 4 هزار ميليارد تومان ديگر كه بايد نقد شود و به خزانه وارد شود، دچار مشكل است. مطابق قوانين موجود هر مقدار سهم فروخته شود 30 درصد در اختيار دولت قرار مي‌گيرد. 70 درصد با مقاصدي در اختيار شركت مادرتخصصي قرار مي‌گيرد با مقاصدي واقعيت اين است كه 4 هزار ميليارد تومان، 30 درصد واگذاري‌هاست.

بنابراين بايستي حدود 14 هزار ميليارد تومان فروش سهام صورت گيرد كه 30 درصد آن 4 هزار ميليارد تومان بشود. اين در حالي است كه اگر نقدي بفروشيم و معمولاً نقدي فروش نمي‌رود. بسته به اينكه چند سال قسط‌بندي كنيم. بايد حدود 28 هزار ميليارد تومان سهام معامله گردد كه درنهايت قسط اول آن برای پوشش رقم مورد نیاز در لایحه 14 هزار ميليارد تومان شود.

در سال جاري 740 ميليارد تومان هدف فروش سهام بود در ده ماهه اول امسال50 ميليارد تومان حاصل شد. بنابراين با قوانين موجود اين يك رقم افسانه‌اي است مگر اينكه تحت عنوان سياست‌هاي اصل 44 در قوانين موجود تغييرات صورت گيرد و ديگر 70 درصد فروش سهام در اختيار دولت قرار نگيرد.

مسئله ديگر كه به لحاظ كلان بايد عرض كنم در سال آينده به قاعده عرف همچنان در امور عمومي، دفاعي، اجتماعي و اقتصادي هزينه مي‌كنيم. از هزينه‌هاي جاري 4/4 درصد صرف امور عمومي، 1/14 درصد امور دفاعي- امنيتي، 6/28 درصد امور اجتماعي، 2 درصد صرف امور اقتصادي مي‌شود و كل هزينه 38 هزار ميليارد تومان است. 5/25 درصد هم صرف امور متفرقه مي‌شود، 4/25 درصد صرف امور استاني مي‌شود. بنابراين بودجه‌هاي هزينه‌اي يك چهارم استاني و سه چهارم ملي است. البته مطالبي كه گفتم در متن لايحه آن‌چنان شفاف نيست.

از نظر عمراني هم 17500 ميليارد تومان بودجه عمراني دولت را داريم. از اين مقدار 2 درصد در امور عمومي مصروف هزينه عمراني خواهد شد. 2 درصد هم در امور دفاعي-امنيتي، 8/6 درصد صرف عمران و امور اجتماعي مي‌شود و 4/35 مصرف عمراني و امور اقتصادي، متفرقه 4/23 درصد، استان‌ها هم 5/30 درصد بنابراين يك چهارم اعتبارات جاري و 5/30 درصد اعتبارات استاني و بقيه به صورت ملي خرج مي‌شود.

براساس اطلاعات اخير، در استان‌ها حدود 40 هزار پروژه در حال اجرا مي‌باشد. در سطح ملي هم حدود ده هزار پروژه قابل شناسايي است. خيلي نياز براي اين قسمت وجود دارد كه بودجه را انبساطي كنند كه تا اين امور عمراني و تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي در استان‌ها به وقوع بپيوندد. فشاري كه وجود دارد باعث شده است در چند سال اخير دولت دست به تمهيداتي بزند كه اگر بخواهيم به يك مورد اشاره كنيم از 4 سال قبل به اين طرف و به طور مشخصاً زمان وزارت آقاي خرم در وزارت راه و ترابري نيازهاي كشور به راه‌آهن، بزرگراه‌ها و ... در قالب چند رديف متفرقه در لايحه بودجه استاني پيشنهاد شد.

تلاش در مجلس ششم براي حذف آنها به جايي نرسيد و آنها در لايحه و قانون بودجه رسوب كرد و همچنان بعد از آنكه 4 سال مي‌گذرد هنوز هم ادامه دارد و اضافه هم مي‌شود. اكنون در 6 يا 7 رديف متفرقه از جمله رديف‌هاي متفرقه‌اي كه در لايحه وجود دارد، پروژه‌هاي جديدي جا باز كرده است كه اينها تعهدات بسيار شديدي براي كشور ايجاد مي‌كند و اعتبار اين پروژه‌ها بسيار كم است كه به پايان رساندن پروژه‌هاي نيمه تمام را مشكل‌تر مي‌كند. به عنوان مثال ما اگر راه‌آهن مي‌سازيم در رديف‌هاي نيمه تمام و اگر فرض كنيم نرخ تورم در عوامل توليد صفر باشد از همين 86 به بعد در طي چند سال آينده براي اتمام اين پروه‌ها 4800 ميليارد تومان پول احتياج داريم تا راه‌آهن‌هايي كه اكنون شروع كرده‌ايم را به پايان ببريم.

در كنار اين واقعيت از 4 سال پيش تاكنون دولت طرح 11 خط راه‌آهن جديد را پيگيري كرده است كه مثلاً يكي از اينها بين تهران-مشهد است كه 900 كيلومتر طول دارد يا راه‌آهن شيراز – بوشهر يا بوشهر – عسلويه – بندرعباس كه اينها راه‌آهن‌هاي نزديك به 100 كيلومتر هستند و 5-6- هزار كيلومتر راه‌آهن جديد در كنار آن كار مانده است.

ميانگين احداث هر كيلومتر راه‌آهن 5/1 ميليارد تومان است و دولت در رديف متفرقه‌اي كه سال آينده براي اين كار پيشنهاد كرده است 3 ميليارد و 700 ميليون تومان در نظر گرفته است يعني پول 5/2 كيلومتر راه‌آهن كه اگر فرض كنيم اين مشاركت با بخش خصوصي است و بخش خصوصي آماده ساختن شود و 80 درصد را بسازد، مي‌توان 5/12 كيلومتر راه‌آهن ساخت. اين در يك رديف متفرقه جا خوش كرده است. مشابه اين مورد كه عرض شد در مورد آبرساني، احداث بزرگراه‌ها و ... مطرح است. با اين‌كه 500/17 ميليارد تومان مبلغ قابل توجهي است اما بي‌انضباطي‌هاي مالي كه از طرف خيلي‌ها و نه تنها دولت و فشارهايي كه آورده مي‌شود باعث مي‌شود مثلاً يك عده‌اي از اين گونه فعاليت‌ها در قانون بودجه بيايد و يك عده هم در ليست ورود قرار گيرند و اين مشكلاتي ايجاد مي‌كند كه يكي از اينها مشكلات سياسي است. وقتي ما مجموعه‌اي از شبكه راه‌آهن، آبرساني و ... را طراحي مي‌كنيم تقريباً تمامي شهرهاي كشور اسمشان مي‌آيد و اگر در مجلس بخواهيم كاري براي اصلاح اين عوامل مخرب بكنيم كساني هستند كه احساس مي‌كنند اين كار خراب بخواهد درست شود. اسم شهر آنها از يكي از اين پروژه‌ها حذف مي‌شود و اين به طور طبيعي مقاومت‌برانگيز است.

اتفاق قابل پيش‌بيني در سال‌ آينده اين است كه مراكز آموزش عالي متعددي از دانشگاه‌هاي مادر، در مراكز استان‌ها جدا شده و مستقل مي‌شوند، البته شوراي عالي گسترش دانشگاه‌ها هم آنها را تصويب كرده و برخي از اينها هم اكنون نيز وجود دارد. حداقل 17 مركز آموزش عالي تأسيس مي‌شود كه هزينه‌هاي بسيار بالايي براي سال‌هاي بعد خواهدداشت كه احتمالاً بايد مدنظر قرار گيرد. به عنوان مثال دانشگاه سيستان و بلوچستان 21 ميليارد تومان اعتبار داشته و يك ميليارد و ششصد ميليون از اين اعتبارات كسر شده و 300 ميليون براي تأسيس مركز آموزش عالي سراوان كنار گذاشته شده است يا يك ميليارد و 300 ميليون براي تأسيس مراكز آموزش عالي ايرانشهر اختصاص يافته يا دانشگاه مازندران از اعتبارش 7 ميليارد تومان كم شده تا يك دانشگاه صنعتي در بابل و يك دانشكده كشاورزي در ساري تأسيس شود. سقف بودجه به هم نمي‌ريزد ولي ظرف‌هاي جديد براي سهم‌خواهي از بودجه ايجاد مي‌شود.

نكته ديگر اين‌كه از نظر سرمايه‌گذاري وضعيت به چه ترتيب است و براي كمك به تسهيل سرمايه‌گذاري‌ها سال آينده 10 ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي در نظر گرفته شده كه به منظور سرمايه‌گذاري بخش خصوصي تسهيلات داده شود. براي استفاده تسهيلاتي كه از نظام بانكي به صورت ريال استفاده مي‌شود نزديك به يكهزار ميليارد تومان يارانه تسهيلات در نظر گرفته شده است كه در اختيار دولت است كه بر حسب پروژه‌ها مي‌تواند به پايين ‌آوردن هزينه سود تسهيلات گيرندگان كمك كند كه روي هم رفته كاري است كه از گذشته شروع شده و سال آينده هم خواهد بود. اين است كه توجه خوبي به طرح‌هاي سرمايه‌گذاري و اشتغال آفرين شده و مكانيزم‌هايي وجود دارد كه اعطاي تسهيلات را مشكل مي‌كند بنابراين مواردي بوجود مي‌آيد كه دولت آمادگي ارائه يارانه سود تسيهلات وجوه را دارد. ولي به خاطر اينكه بين سرمايه‌گذار و نظام بانكي عقد قرارداد مشكل است يا صورت نمي‌گيرد معمولاً اين وجوه همه‌اش مورد استفاده قرار نمي‌گيرد.

شركت‌هاي دولتي هم سرمايه‌گذاري‌هاي جديدي در سال آينده خواهندداشت. براي بخش خصوصي حدود يكهزار ميليارد تومان حداقل يارانه سود و 10 ميليارد دلار تسهيلات ارزي در نظر گرفته شد.

يك سؤال ديگر كه مي‌تواند قابل اعتنا باشد كه بودجه دولت چقدر است آيا واقعاً در حد 229 هزار ميليارد تومان است يا بودجه عمومي به واقع معادل 65 هزار ميليارد تومان است. حقيقت اين است كه اقلامي وجود دارد كه در اين جمع نمي‌آيد. حالا منطق هم دارد كه مي‌تواند قابل قبول باشد يا نه. به عنوان مثال دستگاه‌هاي دولتي به حكم قانون از تسهيلات بانكي استفاده مي‌كنند اما اين جزو درآمدهاي آنها محسوب نمي‌شود. سال آينده قرار است 5/51 ميليارد دلار به عنوان بيع متقابل و فاينانس مجوز در اختيار دولت قرار گيرد كه بتواند از منابع خارج از كشور استفاده كند. اين رقم جمع شده مجوزهايي است كه از سال‌هاي گذشته در اختيار دولت‌ها بوده و استفاده نشده و سال به سال تمديد مي‌شود و اين جمع از سال 80 به اين طرف است.

بديهي است كه كل اين 5/51 ميليارد همچنان در طي يك سال استفاده نمي‌شود ولي بخشي از آن استفاده مي‌شود آن قسمت كه به بودجه عمومي مربوط مي‌شود يا بخشي كه به بودجه شركت‌ها هم پيش‌بيني مي‌شود و در اقلام درآمدي آنها هم بايد آورده شود. ولي در منابع نمي‌آيد بنابراين 229 هزار ميليارد تومان كف بودجه كل كشور است.

نكته ديگر بحث استفاده از نفت است. از سال 1348 يك رابطه جديد بين شركت‌ ملي نفت، دولت و مجلس برقرار شد كه به موجب اين رابطه، شركت ملي نفت بايد سال آينده 6 درصد از نفت دولتي را به عنوان سهم خالص در نظر گيرد اما نكته اين است كه ماليات و سود سهام شركت ملي نفت ايران را دولت رأساً مي‌پردازد و شركت نفت سود سهام و مالياتش توسط دولت به دولت پرداخت مي‌شود.

به عبارت ديگر از 100 واحد نفت كه مي‌فروشيم 6 واحد شركت نفت بر مي‌دارد 5 واحد به عنوان ماليات شركت نفت، 5/4 واحد هم به عنوان سود سهام شركت نفت؛ درواقع از 100 واحد 5/84 واحد به درآمد عمومي واريز مي‌شود. اين‌كه سال آينده بودجه چقدر از نفت استفاده مي‌كند بسته به نوع سؤال، پاسخ‌هاي مختلف دارد اگر سؤال اين باشد كه دولت امور خودش و واردات بنزين و گازوئيل كه سال آينده 30/1 ميليارد دلار بايد واردات داشته باشد اگر دولت بابت هزينه‌هاي خودش چقدر از نفت استفاده مي‌كند. اين رقم همان 7/33 است اما اگر بگوييم مجموع دلاري كه از فروش نفت حاصل شده و به دلايل مختلف در اختيار دولت قرار مي‌گيرد. آن موقع 45 دلار براي نفت درست است. اجمالاً با توجه به اينكه 343 ميليارد تومان ماليات فرآورده‌هاي نفتي داريم. ماليات بر واردات هم 5400 ميليارد تومان است. اگر فرض كنيم 20 درصد ارز بخش خصوصي و 80 درصد ارز دولتي حاصل از نفت، بدين ترتيب با محاسباتي ساده درواقع 4300 ميليارد تومان ماليات بر واردات ماهيت نفتي دارد كه مي‌توان نتيجه گرفت 59 درصد در‌آمد دولت مستقيم و غيرمستقيم به نفت وابسته است و نكته پاياني در مورد شركت‌هاي دولتي است ما 73 درصد بودجه كل را در اين بخش داريم كه در سه قسمت طبقه‌بندي مي‌شوند؛ شركت دولتي، بانك و مؤسسات انتفاعي وابسته به دولت.

590 ميليارد تومان كمك زيان براي تأمين هزينه‌هاي جاري مثل شركت‌هاي آب و فاضلاب و برخي از شركت‌هاي فرهنگي. غير از اين 4600 ميليارد تومان از همان 17500 ميليارد تومان در اختيار شركت‌هاي دولتي قرار مي‌گيرد تا اينها كار عمراني بكنند. بقيه منابع درآمدي و هزينه‌اي اين شركت از قبيل وام داخلي و خارجي و درآمدهاي خودشان تأمين مي‌شود.

شركت‌هاي دولتي، بانك‌ها و مؤسسات دولتي سال آينده 42800 ميليارد تومان سرمايه‌گذاري خواهند كرد. يك نكته مبهم در اين ميان با فرض اين مسئله كه همه اين رقم به اشتغال بلافاصله تبديل نمي‌شود و بايد ضريب از آن گرفت. اگر هزينه هر شغل 20 ميليون تومان باشد، بايستي تعداد قابل توجهي شغل به واسطه اين سرمايه‌گذاري ايجاد شود. ارقامي كه از ناحيه اشتغال از طرف اين شركت‌ها منتج مي‌شود به هيچ‌وجه با حجم سرمايه‌گذاري‌ها مطابقت ندارد.

شركت‌هاي دولتي سال آينده 4500 ميليارد تومان ماليات و 4300 ميليارد تومان سود سهام پرداخت خواهند كرد. برآورد 500 هزار ميليارد تومان، برآورد سرمايه شركت‌هاي دولتي است كه اگر بخواهد يك درصد هم سود بدهند 5 هزار ميليارد تومان مي‌شود كه اين سود پيش‌بيني شده از يك درصد هم كمتر است. از نظر حجم عمليات تفكيك كنيم بين شركت‌هاي سود‌ده و زيان‌ده اين مقادير بسيار بالايي كه عرض شد 5/93 درصد در اختيار شركت‌هاي سودده و فقط 5/6 درصد در اختيار شركت‌هاي زيان‌ده است.

اگر رشد را هم بخواهيم لحاظ كنيم شركت‌ها 22 درصد و بانك‌ها 5/27 درصد از رشد برخوردارند از نظر نقدينگي هم آنچه كه اكنون مشخص مي‌شود اينكه نبايد نسبت به امسال رشد نقدينگي داشته باشيم و به نظر نمي‌رسد ديگر از رقم بالاي 40 درصد كنوني بالاتر رود.

اين مجموعه كه در 6 جلد تقديم مجلس مي‌شود معمولاً به صورت بررسي همان تبصره بودجه‌ها در مجلس همان واژه رسيدگي را طي مي‌كند. در جلسه علني هم اوقات مجلس مصروف تبصره مي‌شود. بررسي اقلام و بودجه شركت‌هاي بزرگ در مجلس و دولت عينيت ندارد. به همين دليل مجلسي‌ها مي‌گويند لايحه بودجه كه آمده مهري بزنيم و تصويب شده تلقي كنيم چرا كه واقعاً امكان مانور در آن ندارد، چون دولت و مجلس جاي مانور كمي دارند.

براي اينكه بخش جاري از پيش تعيين شده است و طرح‌هاي عمراني هم چون از قبل شروع شده تعيين تكليف شده شايد دولت 2 تا 3 درصد در اعتبارات عمراني دخل و تصرف مي‌تواند بكند و مجلسيان هم خيلي كمتر از اين به همين خاطر معمولاً آنچه كه مي‌آيد با تغييرات كم به صورت قانون بيرون مي‌آيد.

بودجه دولت

بودجه ساليانه اقتصاد دولتي ايران پس از فراز و نشيب هاي برجاي مانده از گذشته و در فرآيندي برآمده از سنت آزمايش و خطا، با وابستگي فزاينده به دلارهاي وسوسه انگيز نفتي، اكنون آزمون ديگري در پيش دارد. بودجه سال ۱۳۸۵ به عنوان نخستين تجربه دولت جديد با صفت «عملياتي شدن» با رويكردي نتيجه گرايانه تدوين شده است و اين خود برآمده از نگرش خاص رئيس جمهوري و همفكران و همكارانش است كه برخلاف رئيس جمهور و دولت گذشته كه رويكردي مبتني بر اصلاح ساختار را مهم تر و ضروري تر قلمداد كرد و بر آن تكيه نمود، دولت حاضر «نتايج حاصله» از دخل و خرج منابع بودجه را مهم و ضروري مي داند. اهميت بودجه سنواتي از آنجا ناشي مي شود كه بيش از ۶۰درصد اقتصاد ايران در اختيار و تصدي دولت قرار دارد و همين ويژگي كفايت مي كند تا همگان تلاش كنند فعاليت هاي اقتصادي خود را براساس سند دخل و خرج يكساله كشور تنظيم كنند كه از سوي دولت ديكته مي شود. بودجه بار ديگر دوران نقل و انتقالات را تجربه مي كند، هر چند در بخشنامه نخستين براي تدوين مقدمات و پايه ريزي بودجه ،۱۳۸۵ افق هاي برخاسته از چشم انداز ۲۰ساله و برنامه چهارم توسعه اشاره شده است، اما قالب و شكل گيري نهايي بودجه بر مبناي برنامه هاي كلان دولت خواهد بود كه در زمان تدوين و نهايي شدن سند چشم انداز ۲۰ ساله و برنامه چهارم توسعه حيات سياسي نداشته و البته فاصله اي جدي در جهت گيري ها و اجراي سياست ها براي تأمين مطالبات شهروندان و مصالح و منافع ملي جامعه در بطن برنامه ها و راهبردهاي دولت احساس مي شود و از اين رو تمامي دستگاه هاي اجرايي وظيفه دارند بودجه پيشنهادي خود را براساس اصول چهارگانه مورد اجماع دولت يعني عدالت گستري، مهرورزي، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي مادي و معنوي كشور ارائه كنند.

سازمان مديريت و برنامه ريزي به عنوان متولي برنامه ريزي و بودجه نويسي كشور با هدف اصلاح نظام بودجه ريزي به روش هدفمند و عملياتي با استناد به مواد ۱۳۸ و ۱۴۴ قانون برنامه چهارم مسئوليت و مأموريت دشوار و پرچالش خواهد داشت چرا كه عملياتي كردن بودجه كشور در شرايطي كه ساختار اجرايي كشور قرابتي با اين مفهوم ندارد و اكثريت بدنه مديريت دولت دچار تغيير شده و هنوز به اجماع واحد و مشترك از جهت گيري ها و سياست گذاري ها نرسيده و شايد اشراف كامل هم بر زيرمجموعه و امور بخشي خود نداشته باشند، دشوار و پرتنش خواهد بود ؛ آن هم در اولين سال حيات دولت. آيا دولت بر تصميم خود طي چهار سال آينده باقي خواهد ماند؟

اهدافي كه دولت براي سال آينده، ترسيم مي كند را در يك مفهوم مي توان خلاصه كرد: مهم نتيجه است، همين. بر همين مبنا از طريق «تمركز بر نتايج» بايد كارايي و اثربخشي برنامه هاي دولت افزايش يابد و پاسخ گويي عمومي و ارتقاي كيفي خدمات و رضايت مردم جدي تر گرفته شود. پاسخگوبودن دستگاه هاي اجرايي در جهت جلب اعتماد مردم هم براساس شاخص هاي «دستيابي و عدم دستيابي به نتايج» سنجيده مي شود، اختيارات مديران هم قرار است براساس «كنترل نتايج حاصل از برنامه ها» كم و زياد شود و براي سهولت و بهبودي تصميم گيري در خصوص اعتبارات نهادها و دستگاه ها لازم است اطلاعات عيني و دقيق ارائه شود تا مشخص گردد آيا عملكرد نهايي با بودجه دريافتي سنخيت منطقي دارد؟ براي همين منظور دولت تلاش دارد جمع بندي تفصيلي از مجموعه فعاليتها، نتايج و محصولات را در هر دستگاه اجرايي به دست آورد و قيمت تمام شده براي انجام فعاليت ها و محصولات ارائه شده متناسب با كيفيت و محل جغرافياي آن را محاسبه كند و با تكيه بر شاخص ها و ملاكهاي به دست آمده بودجه ساليانه را تنظيم كند. نظارت بر مراحل اجرايي فعاليتها و حسن اجراي آنها جدي تر خواهد بود و تخصيص اعتبار متناسب با عملكرد و ميزان تحقق نتايج صورت مي گيرد. پرسش ها و چالش ها در خصوص عملياتي شدن بودجه ايران جدي است. دكتر حسن سبحاني نماينده مجلس و اقتصاددان تعبيري در خصوص بودجه سنواتي كشور دارد به اين مضمون كه بودجه كشور ما چون قطاري است كه در مسير حركت، مسافران سوار بر آن شده اند اما حاضر نشده و نمي شوند در ايستگاه مقصد از آن پياده شوند! با اين تعبير تلخ اما واقع بينانه سؤال اين است كه رويكرد عملياتي كردن بودجه به پياده شدن مسافران زيادي مي انجامد يا مسافران جديد سوار بر قطار بودجه مي شوند؟ آيا نرخ بليت سوارشدن بر قطار بودجه واقع بينانه و براساس منطق اقتصادي خواهد بود يا آن كه سياست و مصلحت تعيين مسافران و نرخ بليت ها را مشخص مي سازد؟ و سرانجام اين كه حركت قطار بودجه ۸۵ با نام عملياتي شدن بر روي ريلهاي گذشته و عدم اصلاح و نوسازي زيربنايي آن خطا نخواهد بود؟

دولت و بودجه؛ شمشير دولبه

بودجه در اقتصادهاي متمركز و دولت گرا حكم شمشير دولبه اي دارد كه به حكم اقتصاد و سياست گاه درمان مي كند و گاه بيماري را شدت مي بخشد. بودجه ايران از مشكلات ساختاري و تاريخي فزاينده رنج مي برد. كسري بودجه و عدم تحقق درآمدهاي مورد نياز، اتكاي معنادار به درآمدهاي نفتي، فقدان تخصيص صحيح منابع و در عمل كارآمدي و مشروعيت بودجه كشور را با پرسش مواجه مي سازد. عزم دولت براي عملياتي ساختن بودجه به عنوان هدف برجا مانده از برنامه چهارم توسعه وقتي عملي و علمي خواهد بود كه شاخصهاي آن تعريف عملياتي دقيق شده و جهت نهايي حركت بودجه بر مبناي الگوي شاخص از توسعه باشد. ماده ۱۳۸ قانون برنامه چهارم توسعه، سازمان مديريت و برنامه ريزي را مكلف مي سازد نسبت به اصلاح نظام بودجه ريزي از روش موجود به روش هدفمند و عملياتي و به صورت قيمت تمام شده خدمات تا پايان سال دوم برنامه (۱۳۸۵) اقدام كند.

بستر لازم براي عملياتي شدن بودجه براساس چهار پيش فرض طراحي شده است. نخست اين كه مشخص شود دولت و دستگاه هاي اجرايي چه فعاليت ها و خدمات و محصولاتي ارائه مي كنند؟ دوم اين كه قيمت تمام شده براي انجام فعاليت ها و ارائه خدمات و محصولات براساس شاخصهاي كيفي و موقعيت جغرافيايي آن چه ميزان خواهد بود؟ با فرض تحقق دو پيش فرض فوق، لايحه بودجه و تخصيص منابع بر مبناي حجم فعاليت ها، خدمات و محصولات و بهاي تمام شده تنظيم و اجرا خواهد شد و سرانجام اين كه تخصيص اعتبارات بودجه براساس عملكرد و نتايج بدست آمده و با رعايت قيمت نهايي آن صورت مي گيرد. البته سازمان مديريت و برنامه ريزي به استناد قانون برنامه چهارم بايد نسبت به اصلاح ساختار، مديريت نيروي انساني روشها و فناوري هاي موجود اقدام كند و به عنوان سازمان كوچك، منعطف، كارا و اثربخش و استخدام نخبگان و انديشمندان وظايف قانوني اش را به نحو مطلوب و بهينه فراهم سازد. گذشته از اين توصيه قانوني كه فاقد ضمانت اجرايي بوده و تعريف مشخص بدست نمي دهد، الزام سازمان مديريت و برنامه ريزي و وزارت اقتصاد و دارايي به عنوان طراح نظام اقتصادي دولت قابل توجه است كه بايد نسبت به اصلاح قوانين و مقررات مالي، اداري و استخدامي و بودجه ريزي كشور اقدام كنند تا در نهايت نظام فعلي بودجه كشور به نظام مبتني بر كنترل نتيجه و محصول تبديل شود.

به طور طبيعي عدم درك مشترك و اجماع واحد دو بازوي طراح و سياستگذار اقتصاد در درون دولت و وجود چالش و اختلاف بر سر يك مفهوم و شاخصهاي عملياتي شدن بودجه مي تواند به ابترماندن و عقيم ماندن اهداف مورد نظر بينجامد. براساس ماده ۱۴۴ قانون برنامه چهارم، دستگاه هاي اجرايي مشمول بودجه با هدف افزايش كارايي و بهره وري و استقرار نظام كنترل نتيجه و محصول به جاي كنترل مراحل انجام كار، اختيارات لازم را به مديران ذيربط بدهند تا براي اداره واحدهاي تحت سرپرستي خود به صورت مستقل و هدفمند نمودن تخصيص منابع عمل كنند و براي جلوگيري از اختلافات درون بخشي دستورالعمل مشترك سازمان مديريت و برنامه ريزي و وزارت اقتصاد و دارايي را ملاك عمل قرار دهند تا قيمت تمام شده آن دسته از فعاليتها و خدماتي كه مي توان مشخص ساخت را براساس شاخصهاي كمي و كيفي و محل جغرافيايي شاخص و اجراكنند.

به نظر مي رسد چالش جدي پيش روي دولت و برنامه ريزان و بودجه نويسان شفاف ساختن ابعاد فني پيچيده بودجه كشور باشد. اين موضوع وقتي جدي تر و دشوارتر خواهد بود كه اطلاعات اوليه و داده اي خام تشكيل دهنده بودجه به خوبي جمع آوري، پردازش و عملياتي نشده باشد و سنگ بناي بودجه براساس داده ها و اطلاعات غلط يا مبهم گذاشته شود. ساختار سنتي متمركز و دولتي اقتصاد ايران به دليل وجود قوانين و مقررات پيچيده و بوروكراسي كشنده آن و حاكم بودن رانت و امتيازات ويژه باعث خواهد شد تا مجاري جمع آوري و پردازش اطلاعات هم به فساد اداري _ اقتصادي آلوده شده و مرحله حسابداري و حسابرسي براي واقعي شدن فعاليتهاي دولت با ابهام و ايهام مواجه شود. پيچيدگي هاي فني و اداري عملياتي ساختن بودجه كشور هنگامي دوچندان خواهد بود كه تمركز نهايي فعاليتها بر محور دولت گذاشته شود و اكثريت مردم نظاره گر باقي بمانند، در اين صورت نتيجه برآمده از شاخصهاي عملكرد بودجه و منابع تخصيص يافته روشن نخواهد بود. اما همين ويژگي كه فرايند سياستگذاري بودجه ريزي كشور شفاف و ساده تر خواهد شد و نظارت را ملموس تر مي سازد و از افزايش هزينه ها و اتلاف آن خارج از منطق بودجه جلوگيري خواهد كرد خود اتفاق مهمي است. انتظار مي رود با عملياتي شدن بودجه كشور علاوه بر شفاف شدن سياستها و برنامه هاي يكساله دولت و قابل مطالبه و نظارت شدن فعاليتها و اهداف پيش بيني شده، رويكرد تزريق منابع درآمدي و هزينه كردن آن در ساختار كنوني اقتصاد كشور تغيير يافته و به جاي تزريق صرف منابع، تخصيص واقعي آن صورت گيرد و هزينه كردن آن به عنوان يك سرمايه گذاري مجدد قلمداد شود و انتخاب طرح و فعاليتهاي آينده و تعيين اولويتهاي معطوف به تأمين نيازها و مطالبات واقعي مردم باشد. در فرآيند عملياتي ساختن بودجه در روي يك سكه را بايد مهم دانست يك روي سكه طراحان و سياستگذاران و تدوين كنندگان شاخصها و نتايج هستند كه تعريف آنها ملاك تخصيص اعتبارات و تأمين درآمدهاست و روي ديگر آن مجريان و استفاده كنندگان از منابع بودجه هستند كه بايد اهداف، روش كار و بودجه مورد نياز را ارائه كنند. چانه زني متعارف بين اين فرآيند دوسويه هرچه براساس شاخصهاي عملي و علمي دقيق باشد و پايبندي طرفين به اجماع نظر و تعهدات خود عيني تر باشد، مي تواند رويكرد زياده خواهي و افزايش در عرف بودجه ريزي را به سمت منطقي شدن سوق دهد و پاسخ گويي و پاسخ خواهي را نهادينه سازد.

 

رانندگي با ماشين قديمي

تصور كنيد شما در حال رانندگي با ماشين پيكان مدل قديمي در جاده اي فرسوده و پر از چاله و دست انداز هستيد كه در كنار دست خود مسافري هم علاوه بر مسافرين عادي نشانده ايد. موتور ماشين تنظيم نيست، قطعات و لوازم يدكي آن فرسوده و قديمي است، هوا تاريك و جاده لغزنده است و ساير رانندگان هم وضعيتي كمابيش شبيه به شما دارند. ناگهان تصميم به افزايش سرعت گرفته تا بلكه بتوانيد با كار بيشتر درآمد بيشتري در طول روز پيدا كنيد و هر روز اين كار را ادامه دهيد. پايان كار قابل پيش بيني است! مي توانيد حدس بزنيد تا چه زمان زنده خواهيد ماند؟

عملياتي ساختن بودجه سنواتي كشور در شرايطي كه قوانين و مقررات شفاف نباشد، اجزاي تشكيل دهنده بودجه از حيث درآمدها و هزينه ها واقعي نباشد، نظام اجرايي كشور از اختيارات قانوني لازم برخوردار نباشد، ناظران برعملكردها نتوانند و يا نخواهند نظارت كنند و... ايده عملياتي شده به عنوان يك متمم يا الحاقيه و پيوست بر سند بودجه قلمداد شود، ترديد نبايد كرد كه صرف پركردن باك ماشين از بنزين مشكلي را حل نمي كند.

واقعيت اين است كه در اقتصاد ايران به ويژه در ارائه خدمات و محصولات به شهروندان به دليل فقدان وجه رقابت و مشاركت و بسته بودن دايره فعاليتها نمي توان به اطلاعات و داده هاي اوليه اعتماد زيادي داشت و به تدريج پيچيدگي هاي ناشي از محاسبه عملكردها و مطالبه نتايج حاصل از فعاليتها فرآيند نظارت را با دشواري مواجه ساخته و به تدريج عزم همگاني تضعيف خواهد شد به ويژه آنكه مقاومتهاي اوليه بخشهاي اقتصادي و مديران مياني و نارضايتي هاي احتمالي بسيار جدي خواهد بود.

بعيد است دولت بخواهد با اتكاي صرف به شاخص هاي تشويقي و تنبيهي و كوتاه مدت با تأثير محدود از ابزارهاي مكانيكي و دستوري براي عملياتي ساختن بودجه كشور اقدام كند. چه در صورت اعمال يك سويه سياستهاي عملياتي كردن بودجه به مانند رانندگي در بزرگراه پررفت و آمد و خطرناك براي رانندگان فاقد توانايي لازم خواهد بود. در صورتي كه دولت بتواند حجم قابل توجه از فعاليت ها و تصدي گري هاي خود را كاهش داده و آنها را به بخش خصوصي و تعاوني واگذار كند در درازمدت به دليل رقابت و مشاركت هزينه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي ناشي از عملياتي كردن بودجه كاهش يافته در نتيجه تعاملات و فعل و انفعالات به جامعه مستقل مي شود و كمتر ناكارآمدي و پيامدهاي منفي ناشي از عملياتي شدن دولت ملموس و محسوس خواهد بود.

در واقع اگر دولت بتواند مديريت منابع را در اختيار بگيرد و بر اساس شاخص هاي تعريف شده و شفاف اين منابع را به طور يكسان هدف مند و منطبق با اهداف توسعه در اختيار مردم قرار دهد، نيمي از راه عملياتي شدن بودجه طي خواهد شد.

پشت دروازه هاي سياست

بودجه سياسي ترين تصميم اقتصادي در هر نظام سياسي است، هر تصميم گيري، هر هدف گذاري، هر پايين و بالا كردن ارقام و خلاصه هر چيز در نهايت پشت دروازه هاي سياست خواهد ايستاد تا اجازه ورود صادر شود. در ساختار سياسي اقتصادي ايران هم چنين است كه دولت پيشنهاد بودجه را بر اساس برنامه ها و اهداف خود طراحي و تدوين مي كند تا نيازهاي شهروندان را به بهترين وجه ممكن پاسخ گو باشد؛ از اين رو سياستهاي گاه متناقض در دولت هاي متفاوت اجرا مي شود و طبيعي هم هست، بودجه به مجلس مي رود و آنجا وكلاي مردم هم در انديشه پاسخ دادن به انتظارات و توقعات ملي، منطقه اي و محلي به اصلاح بودجه پيشنهادي دولت مي پردازند تا بلكه نيازهاي شهروندان را به بهترين وجه تأمين كنند و رويكردهاي متفاوت ادوار مختلف مجلس هم طبيعي خواهد بود. اما عملياتي ساختن بودجه و خارج شدن از مسير حركت قطار بودجه صرفاً با اتكاي به ابعاد فني و اقتصادي بودجه ريزي و… نيست چرا كه انتخاب ها دربودجه براي تخصيص منابع ماهيتي سياسي دارند چه برخاسته از سياستهاي كلان دولت و مجلس و دستگاه قضا باشد چه ناشي از تعاملات سياسي حاكم بر دولت و مجلس مهم اين است كه نتايج حاصل از بودجه عملياتي را با شاخص هايي از جنس سياست بايد سنجيد. مي توان دستورالعمل نوشت، جداول ويژه بودجه عملياتي طراحي كرد، توجه كرد و هشدار داد و نهايتاً بودجه اي نوشت با صفت عملياتي بودن اما فرجام چه خواهد شد؟ آيا عملياتي شدن بودجه، يك فرآيند طولاني و مستمر خواهد بود يا خود نيز معطوف به نتيجه است كه اگر در كوتاه مدت پاسخ لازم به دست ندهد، حكم «بايگاني شود» بر آن خواهند زد؟ نتيجه عملياتي شدن بودجه، اصلاح واقعي ساختار بودجه بر اساس الگوي علمي است يا ايده اي براي دست كاري ساختار بودجه؟ جمع آوري و پردازش اصلاحات، تعيين اهداف و برآورد هزينه ها، پرسش آفريني و پاسخ خواهي در اقتصادي آلوده به سياست با اهرم مديريت كنترل شده دولتي چه پيامي به جامعه خواهد داد؟ عملياتي ساختن بودجه يك ابزار و فرآيند است نه يك هدف و نتيجه، نحوه استفاده از اين ابزار و چگونگي حركت بر روي اين فرآيند پيچيده فني و سياسي مشخص مي سازد آيا موفقيتي در راه خواهد بود يا بار ديگر آزمون و خطا بوده است؟

بودجه سال ۱۳۸۵ ايران به عنوان نخستين بودجه دولت حاضر گام در راه عملياتي شدن نهادها است، پايبندي دولتمردان و دستگاه هاي اجرايي، اعتقاد علمي و عملي قواي مقننه و مجريه براي رسيدن به تعريف واحد و مشخص از شاخص ها و طراحي الگوي اقتصادي معين مطابق با شرايط داخلي و خارجي حاكم بر اقتصاد ايران و جهان ضرورتي است انكارناپذير.

 

 

 

منبع

روزنامه همشهری ۲۵ دی ۱۳۸۴

سايت http://ires.ir

انتشار : ۴ آذر ۱۳۹۵

بسته بندي و نقش آن در بازاريابي و فروش


بسته بندي و نقش آن در بازاريابي و فروش

در موضوع توليد و فروش امروزه دو ديدگاه متفاوت وجود دارد .ديدگاه اول كه آنرا ديدگاه مبتني بر فروش مي نامند بر توليد و سپس فروش مي انديشد .در اين ديدگاه توليد كننده قبل از آنكه بازار محصول و مشتريان خود را بشناسد اقدام به توليد كالا نموده و آنگاه با توسل به روشهاي تبليغي مختلف تلاش مي نمايد كالاهاي توليدي خود را در بازارهاي مختلف به فروش برساند. در اين روش قطه شروع توليد، بنگاه توليدي است . اين ديدگاه يك ديدگاه سنتي در توليد مي باشد و با عنايت به تنوع سلائق و تغييرات سريع سليقه مصرف كنندگان و از طرفي محدوديت سرمايه و زمان نمي تواند در دنياي امروز منجر به كسب درآمدهاي مورد انتظار شود . ديدگاه دومي كه از آن به ديدگاه مبتي بر بازار و بازاريابي ياد مي شود، معتقد است امروزه قبل از اقدام به توليد يك كالا بايد بازار هاي آن كالا را شناخت و سپس متناسب با توان توليدي خود ، بازار مورد نظر را انتخاب و مشتريان(متقاضيان) آن كالا را در بازار انتخابي از جنبه هاي مختلف از جمله وضعيت درآمدي ، سليقه و انتظارات شناخت و آنگاه اقدام به توليد كالايي نمود كه از تمام لحاظ منطبق با خواست مصرف كننده آن كالا باشد . در اين نگرش از توليد ،نقطه آغاز فعاليتهاي توليدي بجاي بنگاه توليدي بازار آن كالا خواهد بود . با اين نگرش مي توان گفت كه كالا قبل از توليد، بازار فروش خود را يافته و شايد بهتر بتوان گفت كه كالا قبل از توليد فروخته شده است . در دنياي امروز ديگر كسي حاضر نيست كه ابتدا توليد نموده و سپس در جلوي بنگاه خود به انتظار مشتري بنشيند .

در نگرش مبتني بر بازار نوع كالاي توليدي، نوع بسته بندي،نحوه توزيع ، نحوه فروش ونوع و نحوه خدمات پس از فروش براي بازارهاي مختلف متفاوت است . در نگرش مبتني بر بازار توليد كننده نمي تواند براي بازارهاي مختلف يك محصول خاص، نسخه اي واحد بپيچد . توان خريد در بازارهاي مختلف متفاوت است ، بعد مسافت در بازارهاي مختلف متفاوت است ، سلايق در بازارهاي مختلف با هم متفاوتند و خلاصه اينكه نگرشهاي مصرف كنندگان در بازارهاي مختلف يك محصول با هم متفاوت است و تا زماني كه بازارها از جهت مشخصه خاص خود شناسايي نشوند نمي توان كالائي توليد كرد كه در آن بازار خريدرا داشته باشد .

بر پايه نگرش مبتني بر بازار،بايد نوع ، اندازه، قيمت، طعم، بسته بندي،شيوه تبليغ و.....كالا براي بازارهاي مختلف متناسب با خواست آنها باشد . در يك مفهوم عام هر نوع فعاليتي راكه منجر به ايجاد ارزش افزوده براي كالاها گردد يك فعاليت توليدي مي نامند و با اين تعريف از توليد حتي نوع بسته بندي،شيوه و كانالهاي توزيع و كليه اقداماتي كه صورت مي گيرد تا كالا به دست مصرف كننده برسد جزو فعاليتهاي توليدي مي باشد . بنابر اين نگرش توليد كننده ضمن آنكه بايد تلاش نمايد تا كالائي متناسب با خواست مصرف كننده توليد نمايد، بايد بر كانالهاي توزيع كالاي توليدي خود نيز نظارت نمايد تا اجحافي در حق مصرف كنندگان كالا(مشتريان خود) صورت نگيرد . در نگرش مبتني بر بازار ،توليد كننده سود خود را با رضايت مصرف كننده تضمين مي كند نه با ميزان فروش خود . در اين نگرش نظرات مصرف كنندگان ارزشمند ترين عامل براي بهبود شيوه هاي توليد و افزايش كيفيت قلمداد مي شود.

در شيوه توليد مبتني بر بازار بسته بندي كالا از جايگاه ويژه اي برخوردار است . چه بسا كالائي كه شايد از نظر توليد كننده از نظر كميت در حدي نباشد كه نياز به بسته بندي آنچناني داشته باشد و به قولي شايد از نظر وي هزينه بسته بندي آن كالا هزينه اي برابر و حتي بيشتر از ارزش خود كالا داشته باشد، اما بايد توجه داشت كه مشتري خاص آن كالا در يك بازار خاص ممكن است همان كالا را با بسته بندي مورد نظر خود به چند برابر قيمت واقعي خود كالا خريداري نمايد اما بدون بسته بندي حتي حاضر به خريدن آن كالا نباشد تا چه رسد به اينكه بخواهد قيمت مورد نظر توليد كننده را بپردازد. شايد راه اندازي خط توليدي كه بتواند قند حپه و يا آبنبات را در قللبهاي دو تايي بسته بندي نمايد از نظر توليد كننده خاص آن چندان مقرون به صرفه نباشد اما بايد توجه نموده كه نياز به چنين بسته بندي براي مصارف خاصي همچون مصرف در قطارها، هواپيماها، اتوبوسها و حتي هتلها وجود دارد .

شايد بتوان انتظار داشت كه ترشيجات توليدي در منطقه اي خاص را در همان منطقه بصورت باز و فله اي ويا در ظروف پلاستيكي به فروش رساند اما نمي توان به فروش آن در بازاري ديگر به اين شيوه اميدوار بود . امروزه توليدكننده آبنبات بجنوردي نمي تواند بدون توجه به سلائق ميليونها مسافري كه سالانه از اين منطقه عبور مي كنند به فروش بيشتر در فصل مسافرت ( حد اقل در حد مورد انتظار) اميدوار باشد . بسته بندي آبنبات به شكل سنتي كه دهها سال است در بسته هاي پلاستيكي صورت مي گيرد كه در صورت ورود هوا به داخل آن موجب خشك شدن ابنبات وتبديل آن به يك تكه استخوان بي مصرف مي شود نمي تواند موجب جلب مشتري گردد . هنوز مسافران عبوري آبنبات بجنورد را به شكر پنير مي شناسند .بدون توجه به نوع بسته بندي وخواست مصرف كننده صنعت آبنبات بجنورد نمي توان اميدي به توسعه داشته باشد . اصولا مفهوم توسعه يعني شكستن قالبهاي سنتي و هماهنگ شدن با تحولات روز دنيا. امروزه توليد كنندگاني در بازارهاي رقابي موفق خواهند بود كه بتوانند توليدات خود را آنگونه كه مصرف كنندگان مي خواهند بدست آنها برسانند . اگر قرار است آبنبات بجنورد نيز مانند گز اصفهان، سوهان قم، قطاب يزدو....بعنوان سوغات بجنورد معرفي گردد چاره اي جزء صنعتي كردن آن چه در زمينه توليد،و چه در زمينه بسته بندي و توزيع نيست . امروزه بايد خريدار آبنبات بجنورد از تركيبات، شيوه نگهداري و موارد مصرف آن آگاهي داشته باشد . ديگر زماني نيست كه انتظار داشته باشيم آبنبات را در بسته بندي هاي يك و نهايت نيم كيلوئي به فروش برسانيم . توليد كنندگان بايد تلاش نمايند با شيوه هاي صنعتي ،از نظرشكل ، اندازه ورنگ تنوع در بسته بندي ايجاد نموده و مدت زمان ماندگاري اين محصول را بالا برده و بتواند با ايجاد تنوع در موارد مصرف به توسعه اين صنعت بپردازد .

اين موارد در مورد ساير محصولات منطقه نيز صادق است . امروزه نبود صنايع بسته بندي مدرن يكي از چالشهاي جدي اين منطقه است . البته ذكر اين نكته لازم است كه عدم توجه به صنعت بسته بندي يكي از چالشهاي جدي محصولات صادراتي جامعه ما بطور عام مي باشد كه در اين منطقه بطور خاص خود را نشان مي دهد. عدم توجه به بسته بندي مناسب در زمينه محصولات مختلف موجب گرديده تا ما بازار بسياري از كالاها را در دنيا از دست بدهيم . امروزه زعفران ايران در دنيا به نام اسپانيا شناخته شده است . زيرا عمده زعفران ايران بصورت فله اي و يا در بسته بندي هاي نامناسب توسط اين كشورخريداري وبا بسته بندي مناسب بنام اين كشور به اكثر كشورهاي دنيا و حتي منطقه جنوب شرق آسيا و ژاپن صادر مي شود .

به هر حال آنچه بدان اشاره شد گوشه اي از حكايت تلخي است كه در زمينه يسته بندي كالاها در كشور ما با آن دست به گريبان هستيم و اميدواريم با حركتهاي خوبي كه سازمان توسعه تجارت در زمينه اجراي سياستهاي حمايتي از توليد كنندگان براي تكميل خط توليد خود با يسته بندي مناسب شروع نموده ، شاهد راه اندازي واحدهاي بسته بندي مدرن در اقصي نقاط كشور متناسب با محصولات توليدي آن مناطق باشيم.و بتوانيم بدين وسيله ضمن اشتغالزايي مناسب بر ارزش افزوده كالاهاي توليدي خود بيافزائيم .

روانشناسی رنگ ها:

امروزه یکی از مباحث مهم در روانشناسی و بازاریابی بحث روانشناسی رنگ ها می باشد، زیرا ثابت شده است که رنگ انتخابی برای کالاها تاثیر بسیاری در جذب یا دفع مشتری ایفا می کند و شرکت های بزرگ تجاری امروزه با استفاده از کارشناسان خبره سعی می کنند از رنگ هایی استفاده کنند که با جذب مشتری بیشتر، سودآوری خود را تضمین کنند.

بسته بندی:

بسته بندی یکی از مهمترین فاکتورهایی است که در خرید مشتریان نقش دارد و بسیار دیده می شود که هزینه بسته بندی کالا بیش از هزینه تمام شده برای خود کالا می باشد.

نکته دیگر آنکه بسته بندی از لحاظ انباری، میزان جذابیت در دکور و بادوام بودن برای مشتری و فروشنده قابل اهمیت می باشد.

بدیهی است مدیران هر چه بیشتر به نقش بسته بندی و روانشناسی رنگ ها واقف باشند در تشخیص سلیقه مشتریان موفق تر خواهند بود.

انتشار : ۴ آذر ۱۳۹۵

بسته بندی آخرین ترفند بازاریابی


بسته بندی آخرین ترفند بازاریابی

بسته بندی چهره كالاست. در یك تقسیم بندی كلی، سه سطح اصلی می توان برای هر كالا در نظر گرفت. اول خود كالا كه خدمات مشكل گشا یا فواید اساسی آن را هنگام خرید انتظار دارند. شالوده كالا پاسخ به این پرسش است كه خریدار واقعاً چه چیز را می خرد؟ در سطح بعدی طراحان كالا بر مبنای شالوده كالا، یك كالای واقعی را به وجود می آورند كه بسته بندی در این سطح قرار می گیرد.

بسته بندی به همراه مواردی مثل طرح و نام تجاری و كیفیت به نحوی با هم تركیب می شوند كه ارائه فایده اصلی كالا امكانپذیر باشد. آخرین سطحی كه مورد توجه قرار می گیرد مزایای اضافی مثل خدمات پس از فروش، تضمین ها و نصب و شرایط تحویل است. بسته بندی سبب ساز اولین ارتباط مستقیم با مشتری است و تا حد زیادی وظیفه ارائه یك تصویر ذهنی مطلوب از كالا را به عهده دارد. از نظر روانی اولین برخورد و تصویری كه ما از اشخاص داریم مهمترین تصویر و تعیین كننده ترین است حتی در یادآوری اشخاص بعد از ۲۰ سال به ذهن ما می آید، این قاعده در مورد كالا هم صادق است.

بسته بندی

آماری ۸۰۰۰ ساله از بسته بندی در دست است كه به صورت ظروف ساخته شده از حصیر و همچنین ظروف گلی و لعابی زمخت در بین النهرین و مصر كاربرد داشته است. در تعاریف جدید بسته بندی به معنی ساخت و تعبیه و تهیه ظرفی است كه سلامت كالای مظروف یا محتوای خود را در فاصله زمانی بعد از تولید و در مراحل حمل و نقل و انبارداری و توزیع مصرف نهایی حذف كرده و از صدمات و خطرات احتمالی فیزیكی یا شیمیایی جلوگیری می كند. به تعبیری بسته بندی، چراغ قرمزی است در برابر توقف عابران جلوی ویترین خرده فروشی ها و به حق آن را به عنوان «فروشنده خاموش» می شناسند. بسته بندی، چهره كالاست چون مشتری از طریق بسته بندی محصول را شناسایی می كند. بسته بندی پیام تولیدكننده را به خریدار می رساند و بین آنها ارتباط برقرار واطلاع رسانی می كند. بسته بندی به محصول شخصیت می دهد و محافظت از كالا را دربرابر ضربه، رطوبت، شرایط اقلیمی، بوها، گازها، ارتعاش،میكرو ارگانیسم، فشار، متلاشی شدن و حشرات به عهده دارد. تعدادی از تئوریسین های بازاریابی از بسته بندی به عنوان پنجمین متغیر قابل كنترل بازار (در كنار محصول و قیمت و مكان و ترفیع) یاد می كنند. امروزه بسته بندی به عنوان یك صنعت دردنیا معرفی و مطرح می شودو برای آن انواع مختلفی برمی شمرند: در بعضی موارد بسته بندی پس از مصرف شدن محتوای اصلی كاربرد مجدد پیدا می كند یا اینكه پس از مصرف، دور ریخته می شود. در تقسیم بندی های دیگر بسته بندی را از نظر مواد اولیه (چوبی، مقوایی، كیسه ای، پلاستیكی) از نظر محتوایی (میوه جات، لوازم خانگی) از نظر تكنولوژی تولید (بسته بندی وكیوم روكش پلی اتیلن...) و از نظر مراحل تولید (بسته بندی برای مصرف كننده مثل شامپو و لوازم بهداشتی و ... بسته بندی برای حمل ونقل به منظور حفاظت و ایمنی ... بسته بندی بزرگ صنعتی مثل استفاده از پالت) تقسیم بندی می كنند.

ویژگی های بسته بندی مطلوب

بسته بندی به عنوان یكی از ابزارهای مهم بازاریابی شناخته می شود و شركتها و دولتها برای افزایش توان رقابتی خود در بازارهای داخلی و خارجی از آن سود می برند. امروزه از بسته بندی فقط برای محافظت از كالا استفاده نمی شود، بلكه برای آن نقشها و مسؤولیت های زیادی قائلند از جمله اینكه ارزش افزوده ایجاد كند و به خریدار پرستیژ و اطلاعات دهد.باید مشتری را جلب كند، جذابیت داشته باشد، شخصیت و شأن مشتری را حفظ كند و به مصرف كننده احترام بگذارد. فرهنگ و ارزشها را در كشور هدف در نظر داشته باشد و از فرهنگی استفاده كند كه برای مردم لذتبخش است. نوع و جنس مواد اولیه از نظر بهداشتی و ایمنی مناسب انتخاب شود و سلامتی در مورد مصرف را تضمین كند. گفتنی است نباید هزینه بسته بندی آنقدر زیاد باشد كه بهای فروش كالا را نسبت به كالاهای مشابه غیرقابل رقابت كند. باید طوری طراحی شود كه دسترسی به كالا راحت و به راحتی قابل حمل باشد، به خود كالا لطمه نزند و مطابق با استانداردها، مقررات بازار و كشور مورد نظر باشد. مواد مصرفی، قابل بازیافت باشد، تولید آشغال نكند و به محیط زیست لطمه نزند. (در كشور آلمان مدتها است جنبشی به نام «تفكر سبز» برای كنترل بسته بندی در برابر آسیب به طبیعت به وجود آمده است) بسته بندی باید طوری باشد كه قابلیت هدیه دادن را داشته و باشرایط آب وهوایی كشور مورد نظر همگون و هماهنگ باشد، اوزان كشور هدف را در نظر داشته باشد و فرهنگ و سلیقه و عادات خریداران در نظر گرفته شود و با ساختار بازار خرده فروشی سازگاری داشته و سطح درآمد و قدرت خرید مشتریان را در نظر داشته باشد. تركیب صفات ظاهری بسته تداعی كننده مشابهت و تلقین كننده كیفیت برتر و رنگ آمیزی و اشكال و خطوط و رنگ و طرح مبین خواص كالا باشد. مواد تشكیل دهنده كالا را اعلام و مخابره و آنالیز محصول را ذكر و نحوه مصرف رابیان كند. چنانچه خطراتی درمورد مصرف وجود دارد ذكر كند و شرایط نگهداری و تاریخ مصرف و تاریخ تولید و قیمت و اندازه و حجم وزن و ارتفاع را بنویسد و براحتی و با كمترین كوششی قابل رؤیت باشد.

طراحی بسته بندی

به طور كلی در بسته بندی محصولات دو جنبه عمده زیر مورد توجه قرار می گیرد: ۱- كاربردی بودن ۲- جذابیت. جنبه كاربردی بسته بندی، ناظر بر ویژگی هایی مثل حفاظت از محصول، سهولت استفاده از محصول و سهولت جابه جایی محصول است. جذابیت بسته بندی بر زیبایی شكل و رنگ و نوشتار آن دلالت می كند.طراح باید ابتدا تمام اطلاعات لازم درباره محصول، بازار، رقبا و كارفرما و ... را به دست آورد. این اطلاعات شامل بودجه، زمان لازم برای انجام و اتمام كار و موضوعات فنی و مقررات قانونی و اهداف طراحی و استراتژی بازاریابی و خصوصیات برجسته محصول است كه آن را از بقیه متمایز می كند. طراح با مطالعه نشریات و گزارشهای تخصصی و پرس و جو، از خرده فروشی ها و ... به جمع آوری و تحقیق می پردازد. وی باید بداند چه تعداد جعبه باید تولید شود و ماشین های موجود در چه شرایطی هستند. بالاترین سرعت مناسب تولید چیست و تناسب آن با تولید سالانه چگونه است؟ طراح بسته بندی باید با توجه به توان اقتصادی مصرف كنندگان، بسته بندی را طراحی كند. برای مثال برای خانواده های كم درآمد كه وجه اقتصادی مهم است، در نظر گرفتن بسته بندی با سایر خانواده مناسب تر است یا با توجه به تغییر الگو و سبك زندگی در بعضی جوامع كه تعداد افراد خانواده كم می شود ارائه بسته بندی هایی كه نیاز دو نفر را تأمین كند مورد استقبال خواهد بود. طراح حرفه ای بسته بندی باید توان تحلیل دقیق خصوصیات فرهنگی كشورها و بازارهای خرد و كلان را داشته و دارای ویژگی های خاصی باشد. وی علاوه بر اینكه باید دركی قوی از حجم و فرم داشته و باید گرافیست قابلی نیز باشد و در مورد تكنولوژی تولید و مواد مورد استفاده در صنعت بسته بندی، آگاهی كامل داشته باشد زیرا این آگاهی باعث ارائه طرح های عملی و اقتصادی و ابتكاری خواهد شد. در طراحی بسته بندی باید به نكات زیر توجه كرد:

هویتمندی: این اصل به قدری مهم است كه بیشتر شركتها سالها طرح كالا را ثابت نگه می دارند. چون طرح منحصر به فرد آن از لحاظ نام، مارك تجاری و ویژگی های طرح موجب تمایز محصول شركت از رقبا می شود و در حافظه بلندمدت مشتریان جای گرفته می گیرد. از این رو در طراحی اولیه باید دقت لازم را كرد تا بعدها نیاز به تغییر نباشد و خدشه ای بر ارتباط بصری خریداران با محصول وارد نشود.

اجزا و حفاظت و دسترسی:

هدف اصلی از تهیه بسته، حفظ و نگهداری خواص محصولات و دسترسی راحت به محتویات داخل بسته است. به علاوه هر یك از عوامل توزیع و مصرف نیز از بسته بندی انتظاراتی دارند،برای مثال خرده فروشان بسته بندی را نیاز دارند تا براحتی در معرض دید و نمایش خریداران قرار گیرد و یا در اندازه های متفاوت باشد تا با قدرت خرید مشتریان گوناگون متناسب باشد. مصرف كنندگان نیز نوعی از بسته بندی را می پسندند كه براحتی قابل حمل باشد و براحتی به محتویات آن دسترسی پیدا كنند.

مقرون به صرفه:

هزینه بسته بندی نباید قیمت تمام شده محصول را به حدی بالا ببرد كه تعداد قابل توجهی از مشتریان از خرید محصول منصرف شوند.

طراحی گرافیكی بسته بندی

گرافیك بسته بندی به سه موضوع اصلی فرم، رنگ و انتخاب خط مناسب مربوط می شود. طراح در انتخاب این سه موضوع اصلی باید به تفاوتهای فرهنگی بین جوامع و گروههای مختلف جامعه توجه كند، برای مثال بچه ها بیشتر از هر چیز به رنگ توجه می كنند در صورتی كه مردان بیشتر به شكل دقت می كنند.

رنگ:

رنگ از دوران باستان مورد توجه و تحقیق بوده است. در عصر حاضر نیز رنگ در فرهنگ های مختلف دارای مفاهیم گوناگون است. به طوركلی می توان گفت رنگ مشكی در سالهای اخیر به دلیل عمیق بودن و خنثی بودن با اینكه سمبل اندوه است در بسیاری از بسته بندی های لوكس مانند عطریات و ... استفاده می شود كه درواقع یك نوع حس اشرافی را القا می كند. رنگ سفید احساس خنكی، معصومیت، صداقت و پاكی را القا كرده و بخصوص وقتی با رنگ آبی بیاید تركیب مناسبی را ارائه می كند. سبز آرام ترین رنگ هاست و در هیچ جهتی حركت نمی كند و سمبل فرهنگ بورژوازی است كه بی حركتی را تداعی می كند. درواقع سبز، امید زندگی است و آبی مملو از تفكر و جدیت است. سرخ علامت شادی، نیرو، قدرت مردانگی و تحرك است. هم جدیت و هم وقار و مهربانی را القا می كند و هر چه تیره تر می شود جدی تر و عمیق تر و جسمانی تر می شود و در حالت صورتی رمانتیسم و خجالتی بودن را القا می كند. نارنجی رنگی زنانه است كه زندگی روحانی درونی را القا می كند كه هر چه تاریك تر می شود بشر را بیشتر به سمت بی نهایت می خواند. زرد پر سر و صداترین و خیره كننده ترین و پردوام ترین رنگ است و برخلاف آبی عمق را القا نمی كند. بنفش اندیشه ای متفكر و عرفانی و رازگونه را القا می نماید.

فرم:

اشكال مكعب و چهارگوش به دلیل قابلیت نشان دادن مناسب ترین فرم بسته بندی است. همچنین این فرم در قفسه براحتی كنار هم قرار می گیرند. در طراحی فرم، اندازه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. مثلاً شیشه های كوچك عطر، احساس با ارزش بودن را القا می كند.

طراحی خط:

یك طراح بسته بندی باید زوایه دید جامعی نسبت به خط داشته باشد كه توانایی و تجربه چشم هایش در تشخیص این موضوع در نشریات و پوسترها و علائم خیابانی ناشی می شود. هر نوع از بسته بندی، نوع خاصی از خطوط را طلب می كند. مثلاً در جعبه های شیرینی و شكلات باید حروف نرم و كشیده استفاده شود تا حالتی باریك و زیبا داشته باشد. در جعبه های دیسك های كامپیوتر از حروف محكم استفاده می شود كه دوام را تداعی می كند. در مورد محصولاتی كه خواندن اطلاعات آنها ضروری است مثلاً داروها، خوانا بودن حروف مهم است و در نهایت برای بچه ها انتخاب حروف درشت مطلوب تر است. نتیجه: اهمیت كار روی بسته بندی، بارها و بارها اثبات شده است. در مواردی، بخصوص آنجا كه ارزش افزوده شركت از راه بسته بندی ایجاد می شود - مثل صنایعی كه برپایه مونتاژ شكل می گیرند - به صورت عینی، اثرات بسته بندی قابل رؤیت است. در مواردی پیش آمده كه با به كار بردن شیرینگ برای كالایی كه درشركتی مونتاژ می شده، تقاضا در ماه اول صددرصد افزایش یافته است.

 

انتشار : ۴ آذر ۱۳۹۵

تصاویر: تزیین کشک بادمجان مجلسی


تصاویر زیر نمونه هایی از تزیین زیبای کشک بادمجان با ایده های جالب و جدید را نشان می دهند که هر یک می توانند الگوی مناسبی برای تزیینات شما باشند.

آشنایی با مدل های زیبا و متنوع تزیین کشک بادمجان می تواند به شما برای انجام تزیینات مختلف کمک کند، با مشاهده زیباترین تزیینات و الگو برداری از مدل های زیبا و جالب می توانید بهترین و جذاب ترین تزیین را برای مهمانی ها داشته باشید. کشک بادمجان یکی از غذاهای خوشمزه و اصیل ایرانی است که به راحتی تهیه می گردد و در بیشتر مواقع با همان موادی که تهیه شده، نیز تزیین می شود به این صورت که می توانید از کشک، بادمجان، پیاز و نعناع برای تزیین روی کشک بادمجان استفاده نمایید. هدف از تزیین غذا علاوه بر زیبایی و جذابیت آن، کمک به بهبود طعم غذا نیز می باشد. تصاویر زیر نمونه هایی از تزیین زیبای کشک بادمجان با ایده های جالب و جدید را نشان می دهند که هر یک می توانند الگوی مناسبی برای تزیینات شما باشند.
 
 
http://daneshjooqom.4kia.ir/

انتشار : ۳ آذر ۱۳۹۵

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد+عکس


پس از آنکه صدام در نبرد خلیج فارس از نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا شکست خورد و مجبور به عقب نشینی از کویت شد دستور داد نیروهای عراقی هنگام خروج از خاک این کشور چاه های نفت آن را به آتش بکشند؛ اقدامی که منطقه را در خطر یک فاجعه زیست محیطی قرار داد. شعله های آتش و دود که برای ماه‌ها کویت را در "مخمصه" گرفتار کرده بود باعث شد عکاس مشهور برزیلی برای پوشش تصویری فاجعه به این کشور سفر کند.

اسفند سال 1369 شمسی ارتش عراق تحت فرمان صدام پس از آنکه 7 ماه خاک کویت را تحت اشغال داشت مورد حمله نیروهای ائتلاف بین الملل به رهبری امریکا قرار گرفت. شدت حملات هوایی نیروهای ائتلاف علیه عراق که معادل 12 بمب اتمی هیروشیما برآورد شده است باعث شد صدام دستور عقب نشینی صادر کند. با این حال او به نیروهایش فرمان داد هنگام عقب نشینی اماکن، تأسیسات و واحدهای بهره‌برداری نفت کویت را به طور گسترده تخریب کنند. به موجب این فرمان بیش از 800 حلقه چاه نفت کویت به آتش کشیده شد که خاموش کردن آن 8 ماه به طول انجامید.

در پی این آتش سوزی فاجعه بار که توجه جهانیان را به سوی خود جلب کرده بود"سباستیائو سالگادو" عکاس و نقاش مهشور برزیلی عازم کویت شد. او که با عکس‌هایش از فجایع انسانی و طبیعی و رخدادهای هولناک در تاریخ عکاسی معاصر شناخته شده است سعی کرد روایتی مستند از تلاش برای خاموش کردن آتش تهیه کند؛ آتشی که گفته می شود تاثیرات آن تا سال ها در منطقه باقی ماند.

سالگادو خود در ذیل عکس هایش وضعیت بحرانی که به چشم دیده و دشواری های که محارگران برای خاموش کردن آتش متحمل شده اند را شرح داده است.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

سال 1991 در کویت بودم. اولین جنگ خلیج تازه به پایان رسیده بود اما در همه سو چاه‌های نفت در حال سوختن بود. برای ورود به خاک کویت باید به عربستان سعودی می‌رفتم و یک ماشین کرایه می‌کردم. شنیده بودم که برای گذشتن از مرز باید یک کارت شناسایی شبیه کارت‌های نظامیان آمریکایی تهیه کنم، آن را سروته در دست بگیرم و تکان بدهم. البته کسی جلویم را نگرفت و من وارد کویت شدم.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

احساس شگفت‌آوری که در کویت داشتم به حضور در یک سالن عظیم تئاتر شباهت داشت. چاه‌های نفت همه جا در حال سوختن بود.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

سراسر آسمان با ابرهای بزرگی از دود سیاه پوشیده شده بود و گاهی تا روزها خبری از نور خورشید نبود. یک عکاس و یک روزنامه‌نگار در حین عبور از محدوده‌ای که نفت رویش را پوشانده بود، به‌دلیل آتش‌سوزی ناگهانی کشته شده بودند.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

عکس بالا تک عکسی از مجموعه عکس‌هایی است که همراه یک گروه کانادایی متخصص آتش‌نشانی ـ که برای خاموش کردن چاه‌های سوزان نفت به اینجا آمده بودند ـ گرفتم. با این که فرو نشاندن آتش خیلی زمان برد، اما این مشکل اصلی آنها نبود؛ حتی بعدتر مجبور شدند آتش کوچک‌تری ایجاد کنند تا مانع جمع شدن دریاچه‌ای از نفت در اطراف‌شان شوند.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

سخت‌ترین کار برای آتش‌نشانان پوشاندن دهانه چاه‌ها بود. سربازان صدام بشدت به دهانه چاه‌ها آسیب‌ زده بودند.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

از آنجا که کویت در پایین‌ترین نقطه از میدان‌های نفتی خاورمیانه قرار دارد، فشار چاه‌ها بسیار بالا بودو همین سبب می‌شد نفت با صدایی شبیه غرش یک موتور جت 747 به بیرون فوران کند. همه چیز سیاه سیاه بود و شنیدن صدای افراد غیرممکن بود.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

آتش‌نشان‌ها هرچند درآمد بسیار بالایی داشتند، اما کارشان به غایت مشکل بود، طوری که بارها شاهد بودم که یکی در میانه کار روی زمین بنشیند و گریه کند.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

کار در چنین شرایطی، فوق‌العاده بود. یکی از لنزهایم در اثر حرارت تاب برداشت و تنها دو لنز 35 میلی‌متری و 60 میلی‌متری برایم باقی ماند. این باعث شد مجبور شوم همیشه در فاصله‌ای بسیار نزدیک به آتش‌نشانان کار کنم.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

در نتیجه سراپایم از نفت پوشیده شده بود و خودم را به شدت در خطرات، محیط و زیبایی غریب کار دشواری که در پیش رویم اتفاق می‌افتاد شریک حس می‌کردم.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

تنها راهی که می‌توانستم کارم را پیش ببرم این بود که یک بطری دو لیتری بنزین و یک بسته دستمال کاغذی با خودم داشته باشم. کمی بنزین روی دستمال کاغذی می‌ریختم و دست‌هایم، لنز و بدنه دوربین را با آن تمیز می‌کردم و دوباره وارد معرکه می‌شدم.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

در نهایت، پس از روزهای بسیاری که با گروه گذراندم خودم را بخشی از تیم احساس می‌کردم. همه ما به دوستان بسیار نزدیکی تبدیل شدیم.

گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد

این تک عکس برایم اهمیت ویژه‌ای دارد؛ عکسی فوق‌العاده از دو نفر که در تلاش برای پوشاندن دهانه یک چاه هستند در حالی که هر دو از سر تا پا به نفت آغشته‌اند و یکی‌شان مانند مجسمه‌ای که با گذشت زمان سیاه شده ایستاده است. این عکس مرا به یاد تصاویر جنگ جهانی اول، در نور خاکستری می‌اندازد.

لحظه‌ای که عکس را گرفتم می‌دانستم عکس خوبی خواهد شد. در همان حال بسیار ترسیده بودم و دهانم خشک شده بود. عصر آن روز وقتی به هتلم در شهر کویت برگشتم متوجه شدم فکم سفت شده و لثه هایم از شدت بر هم فشردن دندان‌ها درد می‌کند. اما برای این‌که بتوانم آن عکس‌ها را بگیرم لازم بود که آنجا باشم. می‌دانستم شاهد اتفاقات تاثیرگذار و خارق‌العاده‌ای هستم که دیگر تکرار نخواهند شد.
http://daneshjooqom.4kia.ir/

انتشار : ۳ آذر ۱۳۹۵

نمایشگاه مرغ و خروس های عجیب در انگلیس‎+عکس


نمایشگاه سالانه مرغ و خروس ها با حضور بیش از ۷ هزار پرنده از سراسر جهان در تلفورد انگلیس برگزار شد.
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
 
 
 
نمایشگاه مرغ و خروس ها در انگلیس‎
http://daneshjooqom.4kia.ir/

انتشار : ۳ آذر ۱۳۹۵

تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون


امروز برای زیباتر کردن دیوار تلویزیون قرار داده ایم. استفاده از دکورهای چوبی در طرح ها و شکل های مختلف، علاوه بر زیبا کردن دیوار اطراف تلویزیون، محل مناسبی برای قرار دادن وسایل دکوری و کتاب می باشد. با ما همراه باشید.
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون اختصاصی «تابناک باتو»؛ امروز برای زیباتر کردن دیوار تلویزیون قرار داده ایم. استفاده از دکورهای چوبی در طرح ها و شکل های مختلف، علاوه بر زیبا کردن دیوار اطراف تلویزیون، محل مناسبی برای قرار دادن وسایل دکوری و کتاب می باشد. با ما همراه باشید.
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تصاویر: ایده‌هایی برای دیوار تلویزیون
 
تهیه و تنظیم: تابناک باتو

انتشار : ۳ آذر ۱۳۹۵

پوشش گياهي ايران


پوشش گياهي ايران

در قسمت های مختلف ایران، پوشش گیاهی متنوعی دیده می شود. این تنوع بستگی به وضع طبیعی آب و هوا دارد. مرز قطعی نواحی گیاهی و جانوری كاملاً مشخص نیست، ولی با توجه به آب و هوا، تفاوت میان گیاهان و جانوران در سه ناحیه معتدل خزری، معتدل كوهستانی و ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی دیده می شود.

 

  • پوشش گیاهی ناحیه خزری

شامل جنگل های انبوه، نیمه انبوه و چمن زارهای سرسبز دایمی و پهناور است. علت این امر، بارش فراوان، خاك مساعد ودمای ملایم است كه موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است. مساحت جنگل های شمال حدود ۰۰۰/۸۴۰/۱ هكتار است و دامنه شمالی سلسله جبال البرز را پوشانیده است. این جنگل ها از بجنورد تا آستارا كشیده شده و جنگل های ناحیه خزری پوشیده از درختان پهن برگ از نوع بلوط، سپیدار، راش، افرا و غیره است.

ناحیه كوهستانی ایران از پوشش گیاهی ممتدی برخوردارنیست. در جاهایی كه برف و باران بیش تری می بارد و تبخیر به علت پایین بودن دما به كندی صورت می گیرد، رویش گیاهان بیش تر است و در آن جا جنگل نیز دیده می شود. در جاهایی كه رطوبت كم تر و ضخامت خاك كم تر است، گیاهان كم تری می روید.

جنگل های ناحیه كوهستانی در بعضی جاها تُتُك و فاقد گیاهان زیردرختی هستند و در برخی جاها انبوه ترند و در زیر آن ها درختچه های گوناگون می رویند. بارزترین این جنگل ها، جنگل های غرب ایران است و از آن جایی كه بیش تر درختان بلوط است، به جنگل های بلوط معروفند. بیش تر قسمت های كردستان، باختران، لرستان، كوه های چهارمحال و بختیاری و كهگیلویه و كوه های بخش كازرون فارس از جنگل های بلوط پوشیده شده است. مساحت جنگل های بلوط را روی هم رفته ۱۰ میلیون هكتار برآورد كرده اند. بخشی از این جنگل ها انبوه و بقیه تنك اند. در این جنگل ها درختان میوه از قبیل گلابی، انجیر، پسته و بادام وحشی وجود دارد.

 

در ناحیه بیابانی ایران

به علت باران كم و نامنظم و تبخیر زیاد و وزش باد، پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی می توانند رشد كنند كه در مقابل گرما و خشكی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و با فاصله روییده اند. در این ناحیه، به ویژه در نواحی خاوری استان فارس، مركز كویر نمك، كرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارك، نواحی جنوبی خراسان و كوه های شاه سواران و بارز جنگل های پسته كه اغلب آنها را «بنه» نیز می نامند، همراه درختان بادام وحشی دیده می شوند. مساحت این جنگل ها را ۰۰۰/۴۰۰/۲ هكتار برآورد كرده اند. هم چنین در كرانه های دریای عمان و خلیج فارس جنگل های گرمسیری به صورت پراكنده دیده می شوند كه درختان آن ها عبارتند از: گز، كهور، كنار آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) كه برگ آن مصرف علوفه دارد.

جنگل های مانگرواکوسیستم های کاملا ویژه ای هستند که اجتماعات گیاهی و جانوری آن ها درارتباط با شرایط خاصی می توانند شكل بگیرند. جنگل های حرای جنوب ایران در نوار ساحلی خلیج فارس و دریای عمان آخرین پراكنش جنگل های مانگرو در جنوب خاوری آسیا به شمار می روند. این جنگل ها از یك یا گاهی دو گونه مانگرو تشكیل شده و فراوان ترین گونه آن حراست كه درمنطقه حفاظت شده حرا به تنهایی حضور دارد. جذر و مد آب دریا در سواحل که به طور موزون و مستمر هر روز انجام می شود در شکل گیری تنوع حیات این اكوسیستم نقش اساسی دارد.

 

گياه شناسان معتقدند که پوشش گياهي فعلي اين سرزمين نتيجه ي نفوذ تدريجي گونه هاي گياهي مناطق مجاور به داخل فلات و تغيير آن ها به اقتضاي تنوع فراواني است که ارتفاع جغرافيايي و اختلاف اقليمي ايجاب مي کرده است. جغرافي دانان و گياه شناسان روش هاي مختلفي براي طبقه بندي پوشش گياهي ايران پيشنهاد کرده اند، ولي همه ي آن ها در يک موضوع وحدت نظر دارند و آن تنوع فراواني است که با وجود فقر اقليمي در نباتات سرزمين مشاهده مي شود. به عقيده آن ها در ايران بالغ بر ۱۰ هزار نوع گياه وجود دارد که آن بوم زاد و بقيه مربوط به گياهان قفقاز، آسياي صغير، عربستان، آفريقا و هندوستان است. سرزمين ايران را از نظر گروه هاي گياهي مي توان به ۶ منطقه تقسيم کرد:

۱) منطقه جنگل هاي برگ پهن مرطوب شمالي

که ميان خط الرأس هاي طالش و البرز در بخش هاي مشرف به درياي خزر قرار دارند و بر حسب ارتفاع از سطح دريا تفاوت مي کنند. تا ارتفاع ۱۰۰ متر باتلاق ها و مرداب هاي ساحلي قرار دارد که در آن انواع ني و گل هايي مانند عروس آبي و زنبق و نيلوفر آبي به حد وفور به چشم مي خورد. پس از آن انواع بلوط، انجيلي، نارون، راش، ممرز و توسکاست که تا ارتفاع ۸۰۰ و ۱.۰۰۰ متري همراه با درختان کوچک تر و انواع پيچک ها و شمشاد، انار، تمشک، زالزالک و امثال آن ها پوشش گياهي اصلي را تشکيل مي دهد. از ارتفاع ۱.۰۰۰ تا ۲.۵۰۰ متر انواع راش سفيد، بلوط و غان را مي توان گونه هاي عمده پوشش گياهي دانست. روي هم رفته از ۴/۱۲ ميليون هکتار جنگل کشور ۸/۱ ميليون هکتار را جنگل هايي تشکيل مي دهد که دورادور طوقه ي جنوبي درياي خزر تا ارتفاع ۲.۷۰۰ متر را مي پوشاند.

۲) منطقه جنگل هاي برگ پهن غربي

که شامل تمامي جنگل هاي ناحيه زاگرس است و در مقايسه با جنگل هاي انبوه مرطوب شمالي نسبتاً کم درخت، و بيشتر شبيه به پارک هستند. در اين منطقه ي وسيع که شامل کردستان، کرمانشاه، لرستان و بختياري است، درختان برگ پهن همراه با بوته هاي کوتاه و نباتات استپي به چشم مي خورد. درختان اين جنگل ها در دره ها متراکم و در جاهاي ديگر بسيار پراکنده اند، ولي تا ارتفاع دو هزار متري از سطح دريا وجود دارند. انواع عمده درختان اين جنگل ها شامل بلوط، گردو، انجير، گلابي، سيب، بادام و تمشک است که نوع آن ها بر حسب ارتفاع و عرض جغرافيايي تفاوت مي کند.

 

۳) منطقه استپي کوهستاني

که شامل کوه هاي شمال خراسان و آذربايجان است و انبوهي گياهان آن بر حسب جنس خاک و مقدار باران سالانه تفاوت مي کند. در اين منطقه وسيع در ارتفاعات بالا چمن يا استپ، و در طوقه هاي مياني گونه هاي نيمه استپي(گندميان)، و در دره هاي پر آب پايين انواع درخت هاي ميوه دار ديده مي شود.

 

۴) منطقه خشک رودهاي فلاتي(کوهپايه اي)

که بخش وسيعي از کشور را در بر مي گيرد. در نيمه ي شمالي اين منطقه، نباتات شبيه رستني هاي آسياي مرکزي و قفقاز شرقي است. در مرتفعات شمالي مرکز ايران بعضي از رستني ها از انواع بالشتي هستند که به جاي رشد در هوا براي فرار از تبخير فراوان روي زمين گسترش مي يابند. از جمله گونه هاي معتبر اين منطقه سرو کوهي يا اُرس، گيلاس، انواع آلو و در طوقه هاي پست تر چوبک، اسپرس و گياهان صمغ دار و گونه هاي مختلف خار، گل گندم و امثال آن است.

 

۵) منطقه خشک رودهاي بياباني

که شامل تمامي کويرها و ريگ زارها، شن زارها و ماسه هاي داخلي با وسعت بسيار است و در تمامي آن ها نباتات نمک دوست مانند جغجغه، انواع خار، اسفند، کاروان کش، و در بستر رودهاي مرطوب تر و نواحي بيابان هاي شرقي و جنوبي، انواع قچ، اقاقيا، کنار و کهور ديده مي شود.

 

۶) منطقه جنگل هاي ساحلي جنوبي

که در حاشيه فلات ايران قرار گرفته است و شباهت بسياري با گياهان جزيره اي و شبه جزيره اي جنوب دارند. در شن زارها و شوره زارها و باتلاق هاي جنوبي بوته هاي متعدد از انواع انبه، استبرق، و لور از بندر لنگه تا پاکستان ديده مي شوند که در کنار آن ها گياهان هندي و آفريقايي مانند نارگيل، موز، خرزهره، کهور، نيشکر و از همه مهم تر خرما که اهميت اقتصادي فراوان دارد، مي رويد. در باتلاق هاي بندر خمير، جاسک و چاه بهار درخت حرّا يا تمر که مهم ترين نوع جامعه ي گياهي منگرو به شمار مي رود، ديده مي شود.

 

جنگل ونقش آن در توسعه توريسم

امروزه اهميت جنگل و پوشش گياهي بر کسي پوشيده نيست وسالانه صدها مقاله علمي و ده ها کنفرانس در سطوح ملي و بين المللي ، اهميت ونقش بسيار خطير درختان را در تداوم زندگي انساني در کره قابل زيست در عالم هستي برجسته مينمايد.

درختان جنگلهاي طبيعي ومصنوعي علاوه بر اينکه مستقيما در تأمين اکسيژن ، جذب دي اکسيد کربن ، الوار مورد نياز در صنليع چوب و ماده اوليه ي صنايع کاغذ سازي نقش اساسي بازي مي کنند به طور غير مستقيم نيز در کاهش مخاطرات طبيعي (سيل ، بهمن ، رانش زمين ) ، جلوگيري از فرسايش خاک ، تقويت آبهاي زير زميني ، کاهش خشونت هوا وآلودگي صوتي نقش غير قابل انکاري در تعادل زيست محيطي بر عهده دارند .

يکي از مهمترين مزاياي جنگل ، خلق چشم اندازهاي بسيار زيبا و بديع طبيعي است که موجب کشش و جذب بخش مهمي از گردشگران خصوصاً اکوتوريستها مي شود . اکوتوريسم بخشي از توريسم محسوب ميشود که در آن گردشگر مجذوب جاذبه هاي طبيعي همچون جنگلها ،کوهستانها ، بيابانها و کويرها و سواحل دريايي ميگردد .

پوشش گياهي به طور مستقيم و غير مستقيم نقش مهمي در تعادل زيست محيطي و بر آورده ساختن سهم مهمي از نيازهاي اقتصادي و جوامع توسعه يافته و در حال توسعه بازي ميکند .

گردشگري به دليل اينکه جزء فعاليتهاي نوع سوم محسوب ميشود و بدون اينکه بنيانهاي زيستي يک منطقه را دچار تخريب و نابودي چنداني قرار دهد ، موجب شکوفائي اقتصادي مي شود لذا به کار گيري تمامي پتانسيلهاي طبيعي و انساني يک منطقه در اين راستا اجتناب ناپذير مي نمايد . امروزه پهنه هاي جنگلي بعنوان يکي از پايه هاي پر جاذبه ي اکو توريستي (کاکسيون آب ،کوه ،جنگل ) نقش مهمي در جذب و ماندگاري اکو توريستها و همچنين گردشگراني باشد که از ناهنجاريهاي ناشي از رشد فزاينده شهري به مناطق بکر و طبيعي روي مي آورند . اجتماع گياهي و جانوري بخصوص در مناطق حفاظت شده بعنوان يکي از مهمترين جاذبه هاي گردشگري در قرن حاظر مطرح است . طبق بررسي ها ي انجام شده در بين گونه هاي مختلف گردشگري ، بيشترين سطح رشد به سفرهاي زيست محيطي اختصاص يافته است اينگونه سفرها يکي از درآمد زا ترين سفرهاي گردشگري است.

 

منابع:

پاپلي يزدي ،محمد حسين ، گردشگري (ماهيت و مفاهيم ) ، 1386 ، تهران ، انتشارات سمت

سایت اینترنتی http://marivanshora.com/user/viewer.aspx?id=8

 

 

انتشار : ۲ آذر ۱۳۹۵

ظروف چینی


ظروف چيني غذاخوري به فرآورده‌هايي از صنعت سراميك اطلاق مي‌گردد كه به منظور مصارف غذاخوري مورد استفاده قرار مي‌گيرند (به استثناء ظروف سراميكي مورد استفاده براي پخت و پز).

فرآیند تولید ظروف چینی را ادامه مطلب به طور مفصل ارائه داده ایم تا شما سرمایه گذران عزیزی که تمایل به ایجاد این چنین واحدی دارید با تولید ظروف چینی آشنا شوید.

 

فرآیند تولید ظروف چینی

1-آماده سازی مواد اولیه 6-پخت بیسکوئیت 11-فرم دهی پرس

2-آماده سازی دوغاب 7-لعاب زنی 12-پخت لعاب

3-ریخته گری 8-ساخت دوغاب 13-دکور زنی

4-خشک کردن 9-فیلتر پرس 14-پخت دکور

5-قالب سازی 10-اکسترود کردن 15-درجه بندی

16-بسته بندی

فرایند تولید برطبق موارد زیر طبقه بندی می شود :

1-آماده سازی مواد اولیه :مواد اولیه سخت بدنه (فلدسپات وکوارتز)در آسیاب های گلوله ای نرم وتبدیل به دوغاب وپس ازتایید آزمایشگاه از نظر فرمول وویسکوزیته وسای ر مشخصات دوغاب روی سرند تخلیه شده ومواد خارجی سرند به بلانجرمنتقل میشوند.در بلانجرسایرمواد اولیه نرم اضافه می شوندودوغاب هم زده مشودتا به مشخصات فنی (ویسکوزیته

،چگالی و .....) فرمولاسیون مطلوب برسد .سپس بلانجرروی الک مغناطیسی تخلیه میشودتا مواد درشت یا آهنی آن جداشوددوغاب تصفیه شده جهت جاافتادن در مخازنی بمدت دوروز نگهداری می شود.

2-فرم دهی وریخته گری: دوغاب جاافتاده برای تولید ظروف بااشکال پیچیده مثل قوری ،گلدان و ...... در قالبهای گچی که در کارخانه ساخته می شود ریخته گری می کنند شکل خارجی ظروف مثل قالب وداخل آنها پراز مواد اولیه است پس از مدتی که جدار بیرونی ظروف خشک شد قالبها رابرگردانده درون قالبها راخالی میکنندوجدار باقیمانده پس از خشک شدن از قالب جدا شده وبرای خشک کردن وپخت فرستاده می شوند .ظروف دوارساده با ماشین نرم شکل داده می شود.برای تامین خمیر مورد نیاز ماشین فرم دوغاب را توسط ماشین پرس آبگیری می کنند وخمیر حاصل در دستگاه اکسترودر –استوانه هایی به قطر مورد نیاز ظروف به به نام کالباس تبدیل میشود-کالباس به طولهای مناسب بریده شده ودر دستگاه فرم دهی قرار میگیرد.طرز کار ماشین مثل چرخهای کوزه گری است.

3- پخت اولیه ولعاب زنی وپخت لعاب ظرووف پس از فرم دهی در تجهیزات خشک کن با دمنده هوای گرم قرار می گیرند .پس از خشک شدن ظروف خشک شده در کوره بیسکویت با دمای 1100 درجه سانتی گراد پخته وسپس برای لعاب زنی استفاده می شوند . لعاب به روش تولید دوغاب بدنه تولید شده وظروف تخت توسط پیستوله لعاب کاری شده وظروف با سطوح مخفی توسط غوطه وری در مخزن لعاب، لعاب کاری می شوند.پس از خشک شدن لعاب محصولات جهت پخت لعاب به کوره فرستاده میشوند وتا دمای 1300 درجه حرارت می بینند.محصول این مرحله چینی سفید نام دارد.

4- دکور زنی ومراحل تکمیلی: چینی سفید توسط عکس برگردان نسوز وقلم ورنگ تزئین می شود. به منظور تثبیت دکور پس از ظروف زنی دکور پخته می شوداین عمل توسط کوره دکور در دمای حدود 600 درجه انجام می شود .ظروف آماده درجه بندی ودسته بندی می شوندوجهت فروش به انبار محصول ارسال می شوند .لازم به توضیح است که

دوغاب اضافه وبرگشتی از قسمت لعاب پس از اینکه درصد مواد لازن آن تامین شدو به تایید آزمایشگاه رسیددوباره به مخازن نگهداری دوغاب اضافه میشود .همچنین قالب های گچی در فرآیند توسط قسمت قالب سازی موسوم به قالب مادر ساخته می شود.

 

مواد اولیه تولید ظروف چینی

مواد اوليه تشكيل دهنده چيني عبارتند از : كائولن ، فلدسپار ، سيليس ، بال كلي ، دولوميت ، كربنات كلسيم ، تالك ، اكسيد روي که به اختصار توضیحاتی می دهیم .

1- کائولن

كائولن يك اصطلاح اقتصادي است كه براي كانسارهاي رسي تقريباً سفيد به كار مي رود. اين كانسارها اغلب شامل كاني كائولينيت و يا فرآورده هاي بدست آمده از آن مي باشند. در گذشته اصطلاح خاك چيني به عنوان مترادف كائولن استفاده مي شد. نام كائولن از كلمه كائولينگ چيني به معناي تپه سفيد مشتق شده است که از آن خاك كائولن استخراج مي شده است .

كائولن از مجموعة كانيهاي رسي بوده و فرمول شيميايي آن H4Al2Si2O9 مي باشد .كاني هاي كائولن شامل كائولينيت، ديكيت، ناكريت و هالوزيت مي باشد. فراوان ترين كاني اين گروه كائولينيت مي باشد. همه اين كاني ها جزء كاني هاي آلومينو- سيليكات مي باشند كه در سيستم مونوكلينيك و يا تري كلينيك متبلور مي شوند. از مهم ترين خصوصيات كاني شناسي رس هاي كائولن نرمي و عدم سايندگي آنها مي باشد. سختي كائولن در مقياس موهر در حدود 2-5/2 مي باشد. اين نرمي در كاربردهاي صنعتي آن يك مزيت محسوب مي شود.

رس هاي كائولن اكثراً از آلتراسيون كاني هاي آلومينيوم سيليكات در نواحي گرم و مرطوب بوجود مي آيند. فلدسپات ها از جمله كاني هاي عمومي منشاء پيدايش آنها مي باشد. پلاژيوكلاز فلدسپارها (سديم يا پتاسيم) معمولاً در ابتدا كائولينه مي شوند. فلدسپارهاي پتاسيك به كندي آلتره شده و توليد كائولن هاي مخلوط با سريسيت دانه ريز، ايليت يا هيدروموسكويت مي كند.

به طور خلاصه خصوصيات مهم كائولن، كه مصارف متعدد آن را سبب شده است مي توان به صورت زير نام برد :

1- از نظر شيميايي در گستره وسيعي از تغييرات PH بدون تغيير مي ماند.

2- داشتن رنگ سفيد كه آن را به صورت ماده رنگي قابل استفاده مي سازد.

3- دارا بودن خاصيت پوششي بسيار خوب

4- نرمي و غير سايشي بودن آن

5- قابليت اندك هدايت جريان الكتريسيته و گرما

6- قيمت ارزان

کاربرد کائولن : مهمترین کاربردهای کائولن بعنوان رنگدانه (در كاغذ، پلاستیك، رنگ، لاستیك، چسب، بتونه و ...)، پلاستیک سازی (ایجاد سطح صاف، پایداری در جهات مختلف و مقاوم در برابر مواد شیمیایی)، کاغذ سازی، رنگ سازی، لاستیك سازی (پرکننده و افزایش مقاومت در برابر سایش و صلبیت)، سرامیک سازی، صنایع نسوز (حاوی درصد مناسب آلومین)، در صنایع شیمیایی بعنوان كاتالیزور، افزودنی سیمان، تولید زئولیت و سولفات آلومینیوم، فایبرگلاس، ظروف دارویی، حشره‌كش‌ها، غذای حیوانات و ... میتوان نام برد.

كائولن يا خاك چيني به رنگ سفيد بيشترين كاربرد را در توليد چيني و سراميك دارد.

کشورهای تولید کننده : آمريكا، روسيه، جمهوري چك و برزيل بزرگ ترين توليد كنندگان كائولن مي باشند.

2- فلدسپار

طبق نظر Deer در سال 1966 (Feldspar) از کلمه سوئدی Fied و Spath منشاء گرفته است. کاسل و وینگسون در سال 1960 به منشاء آلمانی Feldspar اشاره کرده اند بدین صورت که کلمه آلمانی Spar به هر ماده ای که شفاف و یا نیمه شفاف بوده و قابل بهره برداری باشد اطلاق می گردد.

کانی فلدسپات در حدود60% سنگهای پوسته جامد زمین را در بر می گیرند. بطوریکه 60% سنگهای آذرین، 30% سنگهای دگرگونی و 10% سنگهای رسوبی را فلدسپاتها اشغال کرده اند. فلدسپات ها بخشی از کانیهای سنگهای آذرین و به خصوص سنگهای آذرین اسیدی می باشند.

فلدسپاتها به سه گروه کلسیک، پتاسیک و سدیک تقسیم‌بندی می‌شوند. آنورتیت به فرمول شیمیایی (CaAl2Si2O8) فلدسپات نوع کلسیک است و آلبیت به فرمول شیمیایی (NaAlSi3O8) فلدسپات نوع سدیک و پتاسیم فلدسپات به فرمول شیمیایی (KAlSi3O8) فلدسپات نوع پتاسیک آن است.

خواص فیزیکی فلدسپاتها : رنگ فلدسپاتها تابع مواد فرعی موجود در آنها بوده و ممکن است به رنگهای سفید، خاکستری، قرمز، زرد، قهوه ایی، سبز و غیره باشد. سختی فلدسپاتها حدوداً 6 و وزن مخصوص آنها از 2.5 تا 2.75 متغیر است. همه فلدسپاتها دارای درخشندگی و جلای شیشه ای بوده و شکستگی صدفی دارند و به راحتی صیقل می شوند.

درجه ذوب فلدسپاتها به ترکیب شیمیایی آنها بستگی دارد. فلدسپاتهای پتاسیم دار در 1170 درجه سانتیگراد، فلدسپاتهای سدیم دار در 1100 درجه سانتیگراد و فلدسپاتهای کلسیم دار در 1550 درجه سانتیگراد ذوب می شوند. ذوب شدن فلدسپات پتاسیک غیر متجانس است زیرا هنگام ذوب شدن مایع SiO2 آزاد می شود و جامد لوسیت باقی می ماند. بنابراین فلدسپاتهای میانه مانند فلدسپاتهای پتاسیم- کلسیم دار درجه ذوب متغیری خواهند داشت که به مقدار عناصر کلسیم، سدیم و یا پتاسیم بستگی دارد.

انواع فلدسپاتها : کانی های گروه فلدسپات بسیار گوناگون هستند و با جانشینی یونهای مختلف به اسامی گوناگون نامگذاری می شوند مثلاً:

1-ارتوکلاز KALSi3O8 (وجود عنصر پتاسیم)

2-آلبیت NaALSi3O8 (وجود عنصر سدیم)

3-آنورتیت CaALSi3O8 (وجود عنصر کلسیم)

همچنین این کانی ها می توانند با اختلاط با یکدیگر کانی های جدیدی را تشکیل دهند که برخی از آنها عبارتند از:

1-میکروکلین KALSi3O8 (وجود عنصر پتاسیم و آلومینیم)

2-سانیدین (K,Na)ALSi3O8 (وجود عنصر پتاسیم، سدیم و آلومینیوم)

با توجه به ترکیب شیمیایی فلدسپاتها از نظر دارا بودن یونهای مختلف از قبیل پتاسیم، سدیم و کلسیم و همچنین نحوه تشکیل آنها از نظر درجه حرارت محیط می توان انواع آنها را در طبیعت به شرح زیر تقسیم نمود.

الف) فلدسپاتهای الکالن یا ارتوکلاز مثل میکروکلین و سانیدین

ب) فلدسپاتهای کالکوسدیک یا پلاژیوکلاز مثل آلبیت و آنورتیت

ج) فلدسپاتهای سنگین (هیالوفان)

موارد مصرف فلدسپاتها : آلکانی فلدسپاتها مصارف صنعتی فراوانی دارند، ولی کاربرد صنعتی پلاژیوکلازها اندک است. آلکانی فلدسپاتها همراه با گرانیتها، آپلیتها، آراسکیتها و رگه‌های کوارتز فلدسپات پیدا می‌شوند. آلکانی فلدسپاتها از پگماتیتها به روش نمک جوری جدا می‌شوند. در حالی که تهیه آنها از گرانیتها، آپلیتها و الاسکیتها به روش فلوتاسیون انجام می‌گیرد. میکاوتورمالین از جمله کانیهای مزاحم آنها به حساب می‌آیند.

از فلدسپات سدیک به سبب این که دمای ذوب پایین (cْ 115) چسبندگی مکم و سایر موارد در تهیه انواع لباسها و شیشه استفاده می‌کنند، حال آنکه فلدسپات پتاسیک در اکثر موارد به عنوان کمک ذوب و ماده اصلی سازنده ساخته‌های سرامیکی کاربرد دارد. از آن جا که میزان مصرف فلدسپات پتاسیک در سطح بالاتری قرار دارد، ارزش اقتصادی آن نیز از فلدسپات سدیک بیشتر است.

در حدود 65 درصد از آلکالی فلدسپاتها در صنایع شیشه سازی، 30 درصد در صنایع سرامیک و 5 درصد دیگر به عنوان پرکننده و دیگر موارد به مصرف می‌رسد. در صنایع شیشه سازی از فلدسپات برای تأمین آلومینیوم و سدیم مورد نیاز شیشه استفاده می‌شود. در ساخت انواع محصولات سرامیکی از آلکانی فلدسپات بهره می‌برند.

کشورهای تولیدکننده : بیشترین تولید کننده فلدسپات در دنیا در سال 1990 ایتالیا با 1590000 تن و بعد از آن کشورهای آمریکا، شوروی ، فرانسه، آلمان، کره جنوبی و برزیل بوده اند. در ایران نیز میزان تولید در سال 1355 حدود 9000 تن و در سال 1382 بالغ بر 240000 تن بوده است.

3-سیلیکات سدیم

سيليكات سديم به صورت گلوله هاي شفاف، بدون آب و پودر شيشه يا پودر آبدار خريد و فروش مي‌شود. اين ماده در كنترل سايندگي لوله هاي آب و فرمول بندي لعاب و مينا بكار مي رود. انواع محلول مايع آن در صابون‌سازي، پاك كننده‌هاي صنعتي و عمومي، چسب، سيمان‌سازي، ‌رنگ و پوشش، قالب ريخته‌گري، شناور‌سازي كانه، پايدارسازي پراكسيد و كنترل خوردگي در لوله هاي آب و پيش ماده سيليس مخلوط زئوليت كاربرد دارد.

سيليس ته‌نشين شده: از واكنش سيليكات سديم با اسيد سولفوريك يا اسيد كلريدريك طي شرايط مشخصي سيليس ته نشيني توليد مي شود كه بدليل خواصي از قبيل درخشندگي بسيار بالا و تخلخل كم از آن به عنوان پر كننده ريز دانه و ضد لغزش در لاستيك (لاستيك خودرو و كفپوش) PVC، پلي الفين، فيلم LDPE و جداكننده هاي ريز منفذي باتري هاي سربي، پخش كننده، حمل كننده و بسياري موارد ديگر استفاده مي‌شود.

4- کربنات کلسیم

کربنات کلسیم جامد سفید رنگی است که بطور فراوان در ترکیب صخره‌ها در تمام نقاط جهان یافت می‌شود. مهمترین کانیهای آن ، آراگونیت ، سنگ آهک ، ماربل و تراورتن است. به مقدار بسیار کم در آب حل می‌شود. اما در آبی که CO2 محلول داشته باشد، بطور کامل حل شده ، ایجاد کربنات کلسیم می‌کند. انحلال کربنات کلسیم در آبهای جاری که مقداری CO2 محلول دارند، باعث ایجاد سختی در آب می‌شود.

صابون در آبهای جاری بخوبی کف نمی‌کند، اما سختی حاصل از کربنات و بی‌کربنات کلسیم ، موقت بوده ، با جوشاندن آب رفع می‌شود. آستالاگمیت و آستالاگتیت‌های درون غارها از واکنش سنگ آهک با آبهای حاوی CO2 ایجاد شده است. کربنات کلسیم به دو شکل کریستالی یافت می‌شود که کلسیت به شکل هگزا گونال و آراگونیت به صورت رومبو هیدرال است.

کاربردها : کربنات کلسیم در اثر حرارت با از دست دادن CO2 به آهک تبدیل می‌شود که از آن در کارهای ساختمانی ، در صنعت استخراج آهن و تولید فولاد به‌عنوان کمک ذوب و برای تهیه کاربید کلسیم استفاده می‌شود. از آهک در کشاورزی برای اصلاح خاک و تنظیم PH آن استفاده می‌شود. کربنات کلسیم در پزشکی به‌عنوان آنتی اسید برای خنثی کردن اسید معده بکار می‌رود. کربنات کلسیم یک ماده شیمیایی بی‌خطر یا بسیار کم‌خطر است که تنفس یا خوردن آن و یا تماس با پوست و چشم (البته در مدت زمان کم) خطری ایجاد نمی‌کند.

 

فرایند تولید ظروف چینی برای هتل ها و رستوران ها

انتخاب مواد اوليه معدني بال ميل نمودن مواد اوليه و تهيه دوغاب از آن - تهيه كيك توسط دستگاه فيلتر پرس – تهيه كالباس توسط دستگاه اكسترودر – فرم دهي قطعات توسط دستگاه فرمينگ – خشك كردن قطعات – ارسال قطعات به كوره بيسكويت با درجه حرارت C ۱۰۰۰ -۹۰۰ - لعاب زدن قطعات بيسكويت پس از خروج از كوره بيسكويت (در اين مرحله رنگ انتخابي يا دلخواه كه مايل هستند لعا ب مي زنند ) – ارسال قطعات بيسكويت لعاب خورده به كوره لعاب با درجه حرارتC۱۴۰۰وسيكل ۲۸ ساعت كنترل كيفي قطعات به درجه ۱و۲و۳ - دكور قطعات با عكس برگردان ( يا آرم هتل،رستوران ) ارسال قطعات دكور شده به كوره با درجه حرارتC ۹۰۰ –۸۵۰ - كنترل نهائي قطعات پس از خروج از كوره دكور – و بسته بندي سفال و سراميك يك پخت دارند زيرا توجيه اقتصادي براي دوبار پخت ندارد .

درپخت مرحله اول چيني شكل داده شده را بيسكويت مي نمايند بخاطر اينكه بعد از پخت حالت تردگرفته شود .

مهم ترين خاصيت بيسكويت آن است كه جذب آب دارد و از همين حالت استفاده مي شودكه موقع لعاب دادن لعاب را بخود بگيرد و فاكتور تشكيل دهنده ضخامت لعاب همين جذب آب بيسكويت مي باشد . وبهترين اين است كه تا ۲۴% جذب آب داشته باشد كه به پخت كوره وخواص مواد اوليه مصرفي بستگي دارد .

در مرحله دوم پخت كه پخت اصلي مي باشد بعد از لعاب خوردن مجددا وارد كوره لعاب مي شود و از زمانيكه وارد كوره مي شود ۵ مرحله طي مي شود .

۱. منطقه پيش گرم كن C ۳۰۰ تا ۲۰۰ درجه

۲. اكسيداسيون C ۱۱۵۰ تا ۱۰۰۰ درجه

۳. منطقه احيا ء يا جهنم C ۱۴۱۰ تا ۱۳۵۰ درجه

۴. منطقه خنثي ۰

۵. منطقه خنك كننده

نهايت از كوره كه بيرون مي آيد زير ۱۵۰ درجه مي باشد

آزمون در رابطه با چيني سفيد خروجي از كوره لعاب ( محصول نهائي)

۱. آزمون مقاومت در مقابل ضربه به ازاء هرميليمتر ضخامت ۲۲ % كيلو گرم نيرو بر سانتي متر مربع مقاومت داشته باشد

۲. آزمون سختي با استفاده از كاني آپاتيت با سختي ۵ موس و كشيدن آن به روي محصول هيچ خط و خراشي نيافتد .

۳. مقاومت در برابر تغيير دما تا C ۲۰۰ –۱۸۰ درجه باشد

۴. جذب آب بدنه پس از پخت لعاب صفرباشد

۵. پايداري و مقاوم در مقابل مواد شيميائي

۶. مقاوم در برابر تغيير رنگ و آتش سيگار

محصولات هارد پرسلان داراي سختي با لاي شفافيت و سفيدي با لاي لعاب ميباشد و در نوع هتلي به دليل ضخامت لبه هاي آن، مقاوم در مقابل ضربه بيشتر است و قابل استفاده در فر ، آون، ميكروويو ، ظرف شوئي مي باشد .

ويژ گي چيني درجه يك براي هتل ورستوران

• دفرمه نباشد

• لب كلفت داشته باشد

• مقاوم دربرابر ضربه ( به ازاء هر ميلي متر ضخامت ۲۲% كيلو گرم نيرو بر سانتي مترمربع )

• مقاوم در برابرتغيير رنگ و آتش سيگار .

• مقاوم در مقابل تغيير ناگهاني دما ۲۰۰ – ۱۸۰ درجه سانتي گراد

• وزن منا سب هر قطعه (سبك تر)

• شكل هندسي مناسب براي موارد مصرفي خاص

• ضد خش بودن

• پايداري دربرابر مواد شميائي

• شفاف و سفيد بودن لعاب

• جلاي لعاب

• سطح صاف و صيقلي (يكدست بدون موج)

• جذب آب صفر (در حالت چيني )

• قابل استفاده در فر، آون ، ميكرو ويو ، ظرف شوئي .

• بهتراست نوعي انتخاب وياطراحي شود كه بتوان تعداد زيادي را روي هم قرارداد بخصوص فنجان ها

انتشار : ۱ آذر ۱۳۹۵

رودخانه های استان قم


رودخانه هاي استان

رودخانه ابهر رود : رود شور يا ابهررود از كوه های سلطانيه قزوين سرچشمه گرفته و از به هم پيوستن دو رودخانه خزر رود و ابهر رود و برخی از رودهای كوچک فرعی ديگر تشكيل می ‌شود و با جهت كلی شمال باختری به جنوب خاوری از شش كيلومتری جنوب باختری حسن آباد (مركز بخش فشاپويه) گذشته و بر شوره‌ زار خاور حوضی سلطان جذب می ‌گردد و پس از آبياری ابهر ، قزوين ، ساوجبلاغ و تهران به رودخانه كرج می پيوندد . اين رودخانه به دليل داشتن نمک در پايين دست ، برای كشاورزی مناسب نيست ولی شاخه هايی از آن از امکانات گردشگاهی برخوردار است .
رودخانه قم رود : اين رودخانه كه به نام های گل افشان ، اناربار ، لهل رود و لعل بار نيز معروف است ، از زردكوه بختياری سرچشمه می گيرد و پس از طی 288 كيلومتر به درياچه نمک می ريزد . اين رودخانه در ابتدا به نام دربند معروف بود و در محل اخته خون در جنوب باختری گلپايگان سدی بر روی آن احداث شده است . قم رود در محدوده شهرستان های گلپايگان ، خمين ، محلات ، دليجان ‌و قم جاری است و اراضی اين نواحی را آبياری می كند .
رودخانه قره چای : رودخانه قره چای از سراب های هفت عمارت ، باغ جم ، عباس آباد و پنجه علی در منطقه سربند اراک سرچسمه می گيرد . اين رود بعد از مشروب كردن دهستان شراء از استان همدان ، وارد شهرستان اراک می شود . قره چای پس از آبياری نمودن اراضی كشاورزی شهرستان اراک ، در مسير خاوری– باختری وارد شهرستان تفرش می شود و پس از دريافت آب رودخانه های گدذار و هزلفان و با عبور از جنوب ساوه ، ‌درناحيه ای به نام پل دلاک به قم رود پيوسته و به درياچه قم می ريزد .
رودخانه دره باغ : دره باغ رودخانه ای فصلی به طول 45 كيلومتر است که در دهستان كهک ، شهرستان قم جريان دارد . سرچشمه اين رودخانه دامنه شمالی كوه های پلنگابی و قليق، 45 كيلومتری جنوب قم می باشد . اين رودخانه در طول مسير از روستاهای مسير كرميگان ، بيرهند ، ابرجس ، كهک ، سيرو و ورجان عبور می کند و رودخانه فردو به آن می ‌ريزد . رود دره باغ از ريزابه های قم رود و حوزه آن درياچه نمک قم است . شيب متوسط اين رود 5/3 درصد و مسير كلی آن شمالی است .
رودخانه شورفشاپويه : رود شور فشاپويه رودخانه ای دايمی است که 420 كيلومتر طول دارد . اين رود در شهرستان های قم ، تهران ، ساوه ، كرج ، قزوين و خدابنده لو جريان داشته و از دامنه باختری كوه قره داغ واقع در دهستان سجاس رود ، در 30 كيلومتری شمال خاوری قيدار سرچشمه می ‌گيرد و به نام خر رود از دهستان سجاس رود عبور کرده و به دهستان حومه از شهرستان قيدار (خدابنده) وارد می ‌شود و ضمن آميختن با ريزابه‌های بسيار از10 كيلومتری خاور شهر قيدار عبور می ‌كند و به نام چای خر رود به دهستان خرقان باختری از شهرستان قزوين وارد می ‌گردد . در اين دهستان با رودخانه شور خرقان مخلوط می ‌شود و پس از قطع راه اتومبيل رو قزوين ـ همدان وارد دهستان خرقان خاوری می ‌گردد و با رودخانه‌های آوج و كلنجين در هم می ‌آميزد و به سوی شمال خاوری جريان می ‌يابد. پس از عبور از روستای سكزناب از دره خاوری كوه قره قرقان عبور می ‌كند و به دهستان افشاريه وارد می ‌شود . در اين دهستان نخست با رودخانه اورونگاش مخلوط می ‌شود و سپس به صورت خشكرودی به دهستان رامند جنوبی و سپس به دهستان دشت آبی وارد می ‌گردد و پس از آميختن با ابهر رود به رود شورفشاپويه تغيير نام می ‌دهد . در اين جا به سوی جنوب متوجه می ‌شود و از باختر روستای قشلاق حسين خانی می ‌گذرد و پس از طی حدود هشت كيلومتر به خاور منحرف می ‌گردد و از ميان شوره ‌زار دامنه جنوبی ارتفاعات حلقه ور عبور می ‌كند و پس از گذشتن از دامنه خاوری كوه كردها به دهستان زرند از شهرستان ساوه داخل می ‌گردد و به سوی جنوب خاوری خط آهن تهران – قم ، همچنين راه اتومبيل رو تهران ـ ساوه را قطع می ‌كند و به دهستان فشاپويه از شهرستان تهران وارد می ‌گردد . در اين دهستان نخست با قشلاق هفت تپه با رودخانه سرود مخلوط می ‌شود و سپس به موازات رودخانه كرج و به فاصله متوسط 10 كيلومتر به سوی جنوب خاوری روان می ‌گردد و با طی يک قوس بزرگ راستگرد از دهستان فشاپويه خارج و به دهستان قمرود از شهرستان قم وارد می ‌شود و سرانجام در 75 كيلومتری خاور قم به درياچه نمک می ‌ريزد . شيب متوسط اين رود 4/0 درصد و مسير كلی آن جنوب خاوری است .
رودخانه زواريان : زواريان رودخانه ای فصلی است که در دهستان راهجرد خاوری ، شهرستان قم جريان دارد . اين رود از دامنه خاوری كوه خستک ،51 كيلومتری جنوب باختری قم سرچشمه می گيرد . اين رودخانه پس از سيراب ساختن روستاهای زواريان ، سلفچكان ، عنايت بيگ ،‌ حسين آباد به طرف جنوب منحرف می گردد و با دو پيچ نسبتاً بزرگ در دو كيلومتری شمال روستای بخشايش به تلخه رود می ‌ريزد .
رودخانه سولقان : رودخانه فصلی سولقان در شهرستان های تفرش و قم ، استان های مركزی و قم جريان دارد . اين رودخانه از ارتفاعات 19 كيلومتری خاور تفرش طی ريزابه‌های متعدد سرچشمه گرفته و ضمن عبور از دهستان قاهان با رودخانه وزوا مخلوط می ‌شود و پس از ورود به شهرستان قم در حدود روستای آوه محو و ناپديد می شود . مازاد آب اين رودخانه در فصل های پر باران به قره سو می ‌ريزد .
رودخانه شورراهجرد : رودخانه شورراهجرد يک رودخانه فصلی به طول 28 كيلومتر است که در دهستان راهجرد خاوری ، شهرستان قم جريان دارد . اين رود از دامنه كوه خستک 48 كيلومتری جنوب باختری قم سرچشمه می گيرد . شورراهجرد از ريزابه های قره سو و حوزه آن درياچه نمک قم است .‌ شيب متوسط اين رود 6/1درصد و مسير كلی آن خاوری است .
رودخانه شورقم رود : رودخانه شور قم رود رودی فصلی با طول 15 كيلومتر است . اين رود در دهستان قمرود ، شهرستان قم جريان دارد و از 16 كيلومتری شمال باختری قم سرچشمه می گيرد . شور قم رود از ريزابه های رودخانه لک شور و حوزه آن درياچه نمک قم است . شيب متوسط اين رود یک درصد و مسير كلی آن شمال خاوری است .
رودخانه سياه آب آدران : رودخانه سياه آب آدران شاخه‌ای از رودخانه كرج است . اين رودخانه در شهرستان های كرج ،‌ تهران و قم ، استان های تهران و قم جريان دارد .
رودخانه چای خر رود : اين رودخانه شاخه‌ای از رودخانه شور فشاپويه است که در شهرستان های قم ، تهران ،‌ ساوه ، كرج و قزوين جريان دارد.
رودخانه شاه چای : رودخانه شاه چای شاخه‌ای از رودخانه كرج است که در شهرستان های كرج ، تهران ، قم و در استان های تهران و قم جريان دارد

درياچه وسد هاي استان

دریاچه نمک : این دریاچه که در واقع بخشی از کویر نمک ایران است ، در شرق قم قرار دارد . دریاچه نمک تنها در فصل زمستان دارای آب است و در فصل تابستان به جای آب ، ورقه های نمک در آن جلب نظر می کند . شکل هندسی نمک های پف کرده در این دریاچه به خصوص به هنگام طلوع و غروب خورشید ، مناظر دیدنی و زیبایی را برای بازدیدکنندگان به تصویر می کشد .

دریاچه حوض سلطان : این دریاچه با مساحتی حدود 330 کیلومتر مربع ، در حاشیه بزرگراه قم- تهران و شمال استان قم قرار دارد . دریاچه حوض سلطان با مناظر گوناگون و دیدنی خاص خود در فصلهای مختلف و در ساعات روز ، مناظر بدیعی را به نمایش می گذارد . دریاچه حوض سلطان شامل دو چاله جدا از هم به نام "حوض سلطان" و "حوض مرده" است که آن دو را بیشتر حوض سلطان می نامند . آبهایی که به این دریاچه می ریزد دایمی نیست و به علت عبور از طبقات نمکی ، بی نهایت شور است . این دریاچه بعد از اسلام تا حدود قرن 19 میلادی دوره های خشک و مرطوب فراوان را گذرانده و با توجه به تغییرات مجرای رود مسیله یا رود شور ، به صورت دریاچه و باتلاق و کویر درآمده است . از زمان صوفیه به بعد به سبب بنای سدی در بالای پل دلاک ، که آب رود قره چای را به دریاچه نمک هدایت می کرد ، ارتباط بین دریاچه حوض سلطان و دریاچه نمک قطع یا ضعیف شده است . در سال 1262 ه.ق دو نیمه دریاچه حوض سلطان به هم متصل و دریاچه بزرگی را تشکیل داد .

سد پانزده خرداد : سد پانزده خرداد در مسیر جاده قم – دلیجان واقع شده و در سال 1373 افتتاح شد .

سد سنجگان : بر روی رود سلفچگان از شعبات قمرود در استان احداث شده است .

سد کبار : اين بنا در 25 كيلومتري جنوب قم ، بر روي رودخانه كبار قرار گرفته و ظاهراً از آثار دوره ايلخاني (قرن 7و8 هـ .ق) است كه در دوره هاي بعد ، از جمله در دوره اخير تعمير و باز سازي شده است . علي رغم نوشته بيشتر محققان داخلي ،" والفرام كلايس" سد كبار را ، با اطمينان ، از آثار دوره صفوي مي داند . سد كبار از نمونه هاي جالب توجه سدهاي قوسي است كه طول تاج آن به 55 متر وارتفاع آن از كف رودخانه به 24 متر مي رسد . ضخامت ديواره سد در پايين10 و در بالا حدود شش متر و مصالح مورد استفاده در آن سنگ هاي تراشيده ، لاشه سنگ و ملات ساروج است . سد داراي يك برج آبگير است كه آب از طريق آن به قسمت زير آب منتقل مي شود . دركنارحفره خروجي آب سد ، كانالي در دامنه صخره اي از كوه – در سطحي بالاتر از بستر رودخانه – كنده اند كه آب را به سطوح مرتفع تري منتقل مي كرده است . سد در كوه پي سازي شده و شالوده ديواره در شكاف به وجود آمده ، قرارگرفته كه از آب بندي مناسبي برخوردار است . انتخاب محل مناسب براي برپايي سد و همچنين شكل قوسي آن ، نشان دهنده مهارت و دانش بالاي مهندسان سازنده سد است . اين مهارت سبب شده كه ديواره سد د ر برابر فشار آب مخزني به طول و عرض 500 ×1000 متر به خوبي مقاومت كند . امروزه درياچه اين سد تا حدودي با رسوبات انباشته شده ، ليكن با اقدامات سال هاي اخير ، از جمله افزايش حدود سه متر بر ارتفاع سد و تقويت ديواره قديمي ، هنوز اين سد مورد استفاده است . تقريباً در سه كيلومتري اين سد ، كاروانسرايي وجود دارد كه داراي دو آب انبار است و به نظر مي رسد كه آب آنها از اين سد تأمين مي شده است .

سد مخزنی امامزاده اسماعیل : یکی دیگر از سدهای ارزشمند استان قم ، سد مخزنی امامزاده اسماعیل.

انتشار : ۱ آذر ۱۳۹۵

تحقیق چگونگی ساخت ظروف سفالی و چینی


سفالگری و مراحل ساخت آن

اصطلاح سفال و سفالینه، بنابر تعریف لغتنامه‌ها عموما به معنی اشیا ساخته شده از گل پخته هستند، مانند کاسه، کوزه، و غیره... همچنین سفالینه، سفال ساخته شده را می‌گویند. سفالین نیز شامل انواع اشیایی است که از سفال می‌سازند.

 نتیجه تصویری

مراحل ساخت سفال

اساساً چهار مرحله عمل برای ساختن انواع ظروف سفالی وجود دارد:

1) آماده ساختن گل: که شامل ورز دادن گل قبل از شروع کردن به کار می باشد.

2) شکل دادن به آن: بعد از ورز دادن گل برای کار آماده شده و با استفاده از چرخ یا به طریق دستی به آن فرم می دهیم.

3) تزئین: بعد از اینکه شیء مورد نظر ساخته با استفاده از روش های تزئین که در ذیل شرح داده شده، به زیبایی و جلوه آن اضافه خواهد شد.

4) حرارت دادن: در مرحله نهایی شیء ساخته شده را در کوره حرارت می دهیم.

کهنترین اشیا سفالی بدست آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی ایران مربوط گنج دره در استان کرمانشاه است؛ که تاریخ آن به هزاره هشتم پیش از میلاد می‌رسد

 نتیجه تصویری

روش های تزئین

1) برجسته کاری به کمک قلم مو به وسیله مخلوط گل سائیده و کتیرا.

2) روش کنده کاری با چاقو قسمت هایی را گود می کنند.

3) باسمه کاری به وسیله مهر.

4) پوشش سفال به وسیله دو قشر لعاب با رنگ های مختلف و روی پوشش خارجی با وسیله نوک تیز نقش را حک می کنند.

5) به کارگیری لعاب بر روی بدنه: پاشیدن ـ نقاشی کردن ـ غوطه ور ساختن ظرف در لعاب و یا روش موم گیری کل ظرف را موم می گیرند و جای نقشها را خالی کرده و سپس با رنگهای لعابی پر می کنند و حرارت می دهند و نقاطی که با موم پوشیده شده بود سفید می شود.

 

ساخت ظروف چینی

نتیجه تصویری برای چگونگی ساخت ظروف سفالی و چینی

وقتی رنگ و لعاب بر سفال ساخته شده بنشیند چینی نام می گیرد. مواد اولیه تولید ظروف چینی شامل خاک کانولن سیلیس و فلوسپات می باشد که این مواد اولیه با فرمول خاص ترکیب می شود و خمیری تشکیل می شود که به این خمیر کالباس می گویند. این کالباس در قسمت فرم فرآیندی طی می کند و با استفاده از دستگاههای فرم به ظروف تبدیل می شود.

در روش دوم دوغاب در قالب ریخته می شود. سپس در مرحله بعد بمدت یک روز می ماند و بعد از اینکه خمیر دلخواه شکل گرفته پوشیده از رنگ و لعاب شد در کوره قرار می گیرد و 1300 تا 1350 درجه حرارت، پخته می شود سپس نمونه هایی از عکس برگردان بر روی ظروف چسبانده می شود و دوباره وارد کوره می شود. در ایران صنعت چینی 40 سال سابقه دارد و 18 کارگاه تولید چینی در کشور وجود دارد. در جهان حدود 2000000 تن چینی توید می شود و ایران با تولید 85000 تن چینی دومین کشور تولید کننده ظروف چینی در دنیاست.

ظروف چيني غذاخوري به فرآورده‌هايي از صنعت سراميك اطلاق مي‌گردد كه به منظور مصارف غذاخوري مورد استفاده قرار مي‌گيرند (به استثناء ظروف سراميكي مورد استفاده براي پخت و پز).

 نتیجه تصویری برای چگونگی ساخت ظروف سفالی و چینی

 

فرآیند تولید ظروف چینی

 1-آماده سازی مواد اولیه

2-آماده سازی دوغاب

3-ریخته گری

 4-خشک کردن

5-قالب سازی

11-فرم دهی پرس

7-لعاب زنی

8-ساخت دوغاب

9-فیلتر پرس

 10-اکسترود کردن

11-پخت لعاب

 12-دکور زنی

  13-پخت دکور

 14-درجه بندی

15-بسته بندی

منبع: سایت http://daneshjooqom.ir و http://psdkart.ir 

 

 

آیا می خاهید با یک کامپیوتر و یک خط اینترنت در منزل خود به راحتی بدون سرمایه و دانش خاصی پول به دست بیاورید!!؟؟؟؟ پس روی عکس زیر کلیک کن........ 

آموزش جامع تصویری 0 تا 100 کسب بیتکوین رایگان در منزل با لب تاب و با استفاده از مرورگر گوگل کروم و افزونه CryptoTab browser  کریپتوت

تاريخچه کشف اتم


اتم

تاريخچه اتم

دو هزار سال پیش دانشمندان یونانی کلمه اتم را برای کوچکترین جزء ماده بکار بردند. تقسیم پذیر بودن این اجزاء کوچک ماده در طول تاریخ ، همچنین در طول دوران تفکر اسلامی ، مورد بحث فلاسفه بوده است. اما بررسی علمی به معنی کمی و امروزی آن پیشرفت علم شیمی در قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم شروع میشود. لاوازیه برای ساده ترین جزء ماده کلمه عنصر را بکار برد. اکسیژن ، نیتروژن ، سرب و گوگرد شناخته شد. وی متوجه شد که واکنشهای شیمیایی به نوعی با وزن عنصرها ارتباط دارد.

این تحقیقات توسط دالتون شیمیدان معروف در اوایل قرن نوزدهم ادامه یافت. وی موفق شد نسبت وزن این عنصرها را با دقت بیشتری تعیین کند. از جمله نسبت وزن اکسیژن به هیدروژن را وی در این بررسیها ، عنصر هیدروژن را مبدا قرار می داد. اما هنوز ارتباط کامل این عناصر با یکدیگر و نیز ماهیت هریک از عناصر مشخص نبود. تا اواسط قرن نوزدهم میلادی ، به مدت بیش از پنجاه سال تحقیقات آزمایشگاهی و نظری فراوانی برای فهم این نسبتها و ماهیت عناصر انجام شد. در این میان فیزیکدانان از جهت دیگری علاقه مند به این مساله بودند.

از یک طرف مقدمات نظریه جنبشی گازها از اواسط قرن نوزدهم میلادی مطرح شده بود. در این مباحث فیزیکدانان می کوشیدند با فرض اینکه گازها مجموعه‌ای از ذرات هستند، که با یکدیگر و نیز با دیواره ظرف محتوی گازها برخورد میکنند، به خواص آنها مانند دما و فشار دست یابند. از طرف دیگر نظریه الکترمغناطیس و خواص ذرات باردار کوچک که که الکترون نامیده شده بودند، در دست بررسی بود. کشف پرتو ایکس و رادیو اکتیویته نیز به مجموع این مباحث کمک میکرد تا نظریه اتمی ماده مورد پذیرش قرار گیرد. اما شناخت نهایی به دهه بیست کشیده شد و تا سال 1910 میلادی به درازا کشید. در این زمان هم الکترون به عنوان یک ذره کوچک کشف شده بود و هم نظریه کوانتومی نور ، و هم نسبت دقیق وزن عنصرها.

به این ترتیب شیمیدانان و فیزیکدانان نهایتاً پذیرفتند که کوچکترین بخش ماده اتم است و اتم ماده‌های مختلف با یکدیگر متفاوت‌اند. مثلاً اتم هیدروژن و اکسیژن که متفاوت هستند هرکدام می توانند با خودشان ترکیب شوند و یک مولکول هیدروژن یا اکسیژن ایجاد کنند همچنین با ترکیب دو اتم هیدرژن و یک اتم اکسیژن یک مولکول آب ایجاد میشود. به این ترتیب می بینیم که از پذیرش مفهوم اتم در فیزیک کمتر از نود سال میگذرد و کشف الکترون که بخشی از اتم است قبل از آن بوده است و به لحاظ تاریخی نقش اساسی در پذیرش مفهوم اتم داشته است.

بعد از آن نوبت به ذرات تشکیل دهنده الکترونها که کوارکها باشند میرسد، در این زمینه پژوهشهای عمیقی صورت گرفته الان هم در حال انجام هست به تعدد کوارکهایی کشف شده‌اند. این موضوع از مباحث داغ فیزیک نظری و ذرات بینادی ، کیهانشناسی و اختر فیزیک هم هست.

 

ساختار هسته اتم

می‌توان هسته اتم را به عنوان جرم نقطه‌ای و بار آن را به صورت بار نقطه‌ای در نظر گرفت. هسته شامل، تمامی بارمثبت و تقریباً تمامی جرم اتم است، در نتیجه مرکزی تشکیل می‌‌دهد که حرکت الکترونی حول آن رخ می‌‌دهد. هر چند هسته عمدتاً از طریق نیروی جاذبه کلنی خود با الکترونها ساختار اتمی را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد اما بعضی آثار نسبتاً دقیق را در طیف‌های اتمی می‌‌توان به آن نسبت داد.

 


اجزای اصلی هسته

ذراتی که تمامی هسته‌ها از آنها ترکیب یافته‌اند پروتونها و نوترونها هستند. در حالت کلی به این ذرات نوکلئون می‌‌گویند. خواص نوکلئونها

بار

پروتون هسته اتم H (ایزوتوپ سبک اتم هیدروژن) است. پروتون دارای یک بارمثبت است که از نظر بزرگی با بار الکترون برابر است. نوترون دارای بار e 10-13 (10-18 برابر بار الکترون است) ولی چون خیلی کوچک است آن را خنثی می‌‌گیریم و لذا در برهمکنشی با الکترون نیروی ضعیفی از خود نشان می‌‌دهد.

جرم

پروتون و نوترون دارای جرم تقریباً یکسان هستند، جرم نوترون از جرم پروتون اندکی (کوچکتراز 0.1 درصد) بیشتراست. این ذرات هر دو دارای انرژی سکون حدود یک گیگا الکترون ولت هستند.

اسپین

یک ویژگی مهم پروتون و نوترون اندازه حرکت زاویه‌ای ذاتی ، یا به اصطلاح اسپین هسته‌ای آنها است. اعداد کوانتومی اسپین هسته‌ای پروتون و نوترون هردو برابر ½ هستند.

گشتاور مغناطیسی هسته‌ای

گشتاور مغناطیسی پروتون در همان راستای اسپین هسته‌ای آن است، بزرگی گشتاور هسته‌ای ، مؤلفه گشتاور مغناطیسی پروتون را در امتداد راستای کوانتش فضایی برحسب مگنتون هسته‌ای به دست می‌‌دهد. گشتاور مغناطیسی نوترون درخلاف راستای اندازه حرکت زاویه‌ای آن است. گشتاور مغناطیسی غیر صفر نوترون حاکی از آن است که ، با وجود صفر بودن بار کل ، یک توزیع غیر یکنواخت بار در داخل آن وجود دارد.

نیروهای هسته‌ای

از آنجا که پروتونها در داخل هسته در فاصله کمی از همدیگر قرار دارند، نیروی رانشی کولنی بین آنها خیلی بزرگ است. برای آنکه هسته در حالت تعادل قرار گیرد، این نیرو را باید یک نیروی ربایشی دیگر (نیروی هسته‌ای) خنثی کند. این نیرو در قوی‌ترین حالت خود ، از نیروی کولنی خیلی قوی‌تر است. ولی ، نیروی هسته‌ای فقط در گستره محدودی قوی است. از جنبه‌های مهم نیروی هسته‌ای ، استقلال آن از بار است. نیروی مؤثر بین دو نوکلئون ، از اینکه دو پروتون ، دو نوترون و یا یک پروتون و یک نوترون باشند، متشکل است. نیروی بین دو نوکلئون با اسپین موازی نسبت به نیروی بین دو نوکلئون با اسپین پادموازی قویتر است.

 

پتانسیل یوکاوا

بر خلاف نیروی کولنی ، که بستگی به فاصله آن به صورت ساده r2/1 است، نیروی هسته‌ای بطور خیلی پیچیده‌ای به فاصله وابسته است. پتانسیل حاصل از این نیرو را پتانسیل یوکاوا گویند. پتانسیل تابع نمایی از فاصله هسته‌ای است. به علت این رفتار نمایی ، پتانسیل و نیرو سریعا با افزایش فاصله به صفر میل می‌‌کند.

 

شعاع هسته‌ای

شعاع هسته‌ای بطور تقریبی از نتایج آزمایشهای پراکندگی ذره آلفا محاسبه می‌‌شود. اگر چه توزیع این ذرات پراکنده تنها با برهمکنش کولنی برای فواصل بزرگتر از 14-10 متر توجیه می‌‌شود، اما وقتی ذرات آلفا تقریباً در این فاصله از مرکز هسته قرار می‌‌گیرند از قانون کولن تبعیت نمی‌‌کنند. در این حالت ، شعاع هسته‌ای را می‌‌توان به صورت آن فاصله‌ای از مرکز هسته تعریف کرد که در آن نیروی هسته‌ای از اهمیت برخوردار است. نتایج به دست آمده از پراکندگی نوترونی برای شعاع هسته بیانگر تابعیت شعاع هسته‌ای از عدد جرمی‌‌ هسته‌ای (A) است. که شعاع هسته با ریشه سوم عدد جرمی متناسب است.

 

اتم را بیشتر بشناسیم

برای شناسایی ساختمان اتم و هسته آن تعاریفی از اصطلاحات آن را می آوریم.

عدد اتمی:‌ عدداتمی هر عنصر برابر است با مجموع تعداد پروتونهای موجود در هسته اتمهای آن عنصر.

عدد جرمی:‌ مجموع تعداد پروتونها و نوترونهای هر عنصر.

ایزوتوپ:‌ اتمهای گوناگونی از یک عنصر با عدد اتمی یکسان و عدد جرمی متفاوت.

ایزوتون:‌ اتمهایی با تعداد نوترون برابر.

ایزوبار:‌ اتمهایی با مجموع تعداد نوکلئونهای برابر.

اشعه رادیواکتیو:‌ این اشعه از تجزیه هسته اتم در سه نوع بوجود می آید.

اشعه‌ای با بار منفی از جنس الکترون ناشی شده از هسته که ذره بتا نام دارد.

اشعه‌ای با بار مثبت از جنس هسته اتم هلیوم که ذره آلفا نام دارد.

‌اشعه‌ای خنثی از جنس امواج الکترومغناطیسی با طول موج بسیار کم که اشعه گاما نام دارد.

 

سوپر اتمها

سوپر اتمها (ابر اتمها) خوشه‌هایی از اتمهای شیمیایی یک عنصر شیمیایی خاص هستند که می‌توانند ویژگیهای یک عنصر کاملا متفاوت دیگر را از خود نشان دهند. رفتار شیمیایی یک عنصر معمولا با افزوده شدن تنها یک اتم ، به طرز چشمگیری دگرگون می‌شود.

با افزودن ابر اتمها به جدول تناوبی ، دیگر جدول تناوبی نه یک فهرست مسطح ، بلکه جدولی سه بعدی خواهد بود که در آن از هر عنصر یک رشته ابر عنصر سر بر می‌آورد. ابر اتمها کاربردهای علمی نیز می‌توانند داشته باشند، آنها را می‌توان در ابر مولکولها گرد آورد و مواد کاملا جدیدی خلق کرد. می‌توان خصوصیات غیر عادی آنها را مهار کرد و به سوختهایی با کارایی بسیار زیاد دست یافت.

 

نيروگاههاي هسته اي وبمب هاي هسته اي چگونه كار ميكنند؟

اين روزها در مجلات,روزنامه ها,تلويزيون وغيره از همه چيز ميشنويم ولي بيشتر از همه فعاليت هاي صلح آميزوغير صلح آميز هسته اي است كه ذهنمان را مشغول ميسازد.در اينجا سعي بر آن است كه مطالب حتي الامكان به صورت عامه فهم وبه گونه اي كه حق مطلب ادا شود,براي شما توضيحاتي پيرامون بمب هاي هسته اي ,تشعشعات هسته اي ونيروگاههاي هسته اي عنوان شود.

قبل از اينكه به اصل موضوع بپردازيم خدمت دوستان خوبم بايد عرض كنم كه اين مطالب ممكن است براي عده اي از دوستان بسيار پيش پا افتاده وساده باشه به هر حال شما به بزرگي خودتون ببخشيد و اينو هم در نظر بگيريد كه مخاطب هاي اين وبلاگ ممكنه از هر قشري باشند پس ما هم مجبوريم كه ملاحظه حال اونا رو هم بكنيم....

ميدانيم كه دنياي اطرافمان از 92 عنصر موجود در طبيعت ساخته شده است. به اين شكل كه عناصر از اتم ها ساخته شده اند وتشكيل مولكول آن عنصر را ميدهند و اگر اين مولكولها در كنار يكديگرقرار گيرند ماده بوجود مي آيد. بسياري از مواد از عناصر مختلف تشكيل شده اند بنابراين اتم هاي مختلفي در آنها وجود دارد. لازم به ذكر است قطر اتم 10 به توان منفي ده متر ميباشد واندازه هسته در مركز اتم0001/0 بزرگي اتم كوچكتر است و يا به عبارتي دقيقتر قطر كامل هسته به طور ميانگين 10به توان منفي 15 متر ميباشد.

 

به طور كلي انرژي موجود در هسته به دو روش آزاد ميشود :

1 - روش شكافت هسته اي كه در آن يك اتم سنگين مانند اورانيوم تبديل به دو اتم سبكتر ميشود . ويا به عبارتي ديگر وقتي كه هسته اي سنگين به دو يا چند هسته با جرم متوسط تجزيه ميشود ميگويند شكافت هسته اي رخ داده است و وقتي هسته اي با عدد اتمي زياد شكافته شود , مقداري از جرم آن ناپديد وبه انرژي تبديل ميشود(طبق قانون نسبيت).

2 - روش همجوشي (گداخت هسته اي) ; كه در آن دو اتم سبك مانند هيد روژن تبديل به يك اتم سنگين مانند هليم ميشود. درست همانند اتفاقي كه در حال حاضر در خورشيد مي افتد, كه در هر دو حالت انرژي قابل توجهي آزاد مي شود.

در حال حاضر اكثر بمب هاي هسته اي ونيروگاههاي هسته اي بروش شكافت هسته عمل ميكنند .

حال دوباره به توضيحات مربوط اتم بر ميگرديم . در اينجا لازم است نكاتي را در مورد پايداري و ناپايداري توضيخ دهيم...

اگرما 13 پروتون را با 14 نوترون تركيب كنيم هسته اي خواهيم داشت كه اگر 13 الكترون در اطراف آن گردش كنند يك اتم آلومينيوم را ميسازند .حال اگر ميلياردها عدد از اين اتم ها را در كنار هم قرار دهيم آلومينيوم را مي سازيم(AL27) كه با آن انواع وسايل نظير قوطي ها و درب وپنجره ها و غيره... را ميتوان ساخت.

حال اگر همين آلومينيوم را در شيشه اي قرار دهيم ! وچند ميليون سال به عقب برگرديم اين آلومينيوم هيچ تغييري نخواهد كرد ,پس آلومينيوم عنصري پايدار است . تا حدود يك قرن پيش تصور بر اين بودكه تمام عناصر پايدار هستند. مساله مهم ديگر اينكه بسياري از اتم ها در اشكال متفاوتي ديده مي شوند . براي مثال : مس دو شكل پايدار دارد , مس 63 ومس 65 كه به اين دو نوع ايزوتوپ گفته مي شود .هر دوي آنها 29 پروتون دارند اما چون در عدد اتمي 2 واحد فرق دارند به سادگي مي توان فهميد كه تعداد نوترون هاي اولي 34 وديگري 36 است وهر دوي آنها پايدار هستند.در حدود يك قرن پيش دانشمندان متوجه شدند گه همه عناصر ايزوتوپ هايي دارند كه راديواكتيو هستند.مثلا : هيدروژن را در نظر بگيريد , در مورد اين عنصر سه ايزوتوپ شناخته شده است.

1 - هيدروژن معمولي يا نرمال (H1) در هسته اتم حود يك پروتون دارد وبدون هيچ نوتروني. البته واضح است چون نيازي نيست تا خاصيت چسبانندگي خود را نشان دهد چرا كه پروتون ديگري وجود ندارد.

2 - هيدروژن دوتريم كه يك پروتون ويك نوترون دارد و در طبيعت بسيار نادر است. اگرچه عمل آن بسيار شبيه هيدروژن نوع اول است براي مثال ميتوان از آن آب ساخت اما ميزان بالاي آن سمي است.

هر دو ايزوتوپ ياد شده پايدار هستند اما ايزوتوپ ديگري از هيدروژن وجود دارد كه ناپايدار است !

3 - ايزوتوپ سوم هيدروژن (تريتيوم) كه شامل دو نوترون و يك پروتون است. همان طور كه قبلا گفته شد اين نوع هيدروژن ناپايدار است . يعني اگر مجددا ظرفي برداريم واين بار درون آن را با اين نوع از هيدروژن پر كنيم و يك ميليون سال به عقب برگرديم متوجه ميشويم كه ديگر هيدروژني نداريم و همه آن به هليم 3 تبديل شده است (2 پروتون و يك نوترون) واين ها همه توضيحاتي ساده در مورد پايداري و ناپايداري بود.

در يك پاراگراف ساده ميتوان گفت كه هر چه هسته اتم سنگين تر شود تعداد ايزوتوپ ها بيشتر ميشود و هر چه تعداد ايزوتوپ ها بيشتر شود امكان بوجود آمدن هسته هاي ناپايدار نيز بيشتر خواهد شد و در نتيجه احتمال وجود نوع راديواكتيو نيز بيشتر ميشود.

در طبيعت عناصر خاصي را ميتوان يافت كه همه ايزوتوپ هايشان راديو اكتيو باشند.براي مثال دو عنصر سنگين طبيعت كه در بمب ها ونيروگاههاي هسته اي از آنها استفاده مي شود را نام ميبريم : اورانيوم و پلوتونيوم.

اورانيوم به طور طبيعي فلزي است سخت,سنگين,نقره اي و راديواكتيو,با عدد اتمي 92.سالهاي زيادي از آن به عنوان رنگ دهنده لعاب سفال يا تهيه رنگهاي اوليه در عكاسي استفاده ميشد و خاصيت راديواكتيو آن تا سال 1866 ناشناخته ماند و قابليت آن براي استفاده به عنوان منبع انرژي تا اواسط قرن بيستم مخفي بود.

 

عنصر شیمیایی

عنصر شیمیایی، در دانش شیمی، به ماده‌ای گفته می‌شود که اتم‌های آن تعداد پروتون‌های برابر در هسته‌ی خود داشته باشند. گاهی نیز برای سادگی، به عنصر شیمیایی صرفاً عنصر گفته می‌شود. به تعداد پروتون‌های درون هستهٔ یک اتم، عدد اتمی گفته می‌شود. به عنوان مثال، تمام اتم‌هایی که ۶ عدد پروتون در هستهٔ خود داشته باشند، عنصر شیمیایی کربن هستند. هم‌چنین تمام اتم‌هایی که تعداد پروتون‌های درون هستهٔ آن‌ها ۹۲ عدد باشد، عنصر اورانیوم به شمار می‌روند. هم اکنون تعداد عناصر شیمیایی در جدول تناوبی حدود ۱۱۵ عنصر برآورد می‌شود. فهرست عناصر بر پایه نام، علامت اختصاری و عدد اتمی موجود است. شکل زیر جدول تناوبی عناصر شناخته شده را نمایش می‌دهد. هر عنصر با عدد اتمی و علامتهای شیمیایی. عناصر در یک ستون («گروه») از لحاظ شیمیایی مشابه می‌باشند.

جدول تناوبي عناصر

 

گروه

1

2

 

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

ردیف

 

1

1
H

 

2
He

 

2

3
Li

4
Be

   

5
B

6
C

7
N

8
O

9
F

10
Ne

 

3

11
Na

12
Mg

   

13
Al

14
Si

15
P

16
S

17
Cl

18
Ar

 

4

19
K

20
Ca

 

21
Sc

22
Ti

23
V

24
Cr

25
Mn

26
Fe

27
Co

28
Ni

29
Cu

30
Zn

31
Ga

32
Ge

33
As

34
Se

35
Br

36
Kr

 

5

37
Rb

38
Sr

 

39
Y

40
Zr

41
Nb

42
Mo

43
Tc

44
Ru

45
Rh

46
Pd

47
Ag

48
Cd

49
In

50
Sn

51
Sb

52
Te

53
I

54
Xe

 

6

55
Cs

56
Ba

*

71
Lu

72
Hf

73
Ta

74
W

75
Re

76
Os

77
Ir

78
Pt

79
Au

80
Hg

81
Tl

82
Pb

83
Bi

84
Po

85
At

86
Rn

 

7

87
Fr

88
Ra

**

103
Lr

104
Rf

105
Db

106
Sg

107
Bh

108
Hs

109
Mt

110
Ds

111
Uuu

112
Uub

113
Uut

114
Uuq

115
Uup

116
Uuh

117
Uus

118
Uuo

 
 

* لانتانیدها

57
La

58
Ce

59
Pr

60
Nd

61
Pm

62
Sm

63
Eu

64
Gd

65
Tb

66
Dy

67
Ho

68
Er

69
Tm

70
Yb

     

** آکتینیدها

89
Ac

90
Th

91
Pa

92
U

93
Np

94
Pu

95
Am

96
Cm

97
Bk

98
Cf

99
Es

100
Fm

101
Md

102
No

     

 

 

گروههای شیمیایی جدول تناوبی

قلیائی فلزیها

قلیائی خاکیها

لانتانیدها

آکتینیدها

فلزات انتقالی

فلزات ضعیف

شبه فلزات

غیر فلزات

هالوژنها

گازهایکامل

 


نتیجه

هم در طیف گسیلی و هم در طیف جذبی هر عنصر ، طول موجهای معینی وجود دارد که از ویژگیهای مشخصه آن عنصر است. یعنی طیفهای گسیلی و جذبی هیچ دو عنصری مثل هم نیست.

اتم هر عنصر دقیقا همان طول موجهایی از نور سفید را جذب می‌کند که اگر دمای آن به اندازه کافی بالا رود و یا به هر صورت دیگر بر انگیخته شود، آنها را تابش می‌کند.

 

 

 

منبع

برگرفته از سايت اينترنتي

www.daneshnamehroshd.ir

www.wikipediafa.org

 

فهرست مطالب

عنوان صفحه

تاريخچه اتم.. 1

ساختار هسته اتم.. 2

اجزای اصلی هسته. 3

نیروهای هسته‌ای.. 4

پتانسیل یوکاوا4

شعاع هسته‌ای.. 4

اتم را بیشتر بشناسیم.. 5

سوپر اتمها5

نيروگاههاي هسته اي وبمب هاي هسته اي چگونه كار ميكنند؟. 6

عنصر شیمیایی.. 9

جدول تناوبي عناصر. 10

 

 

انتشار : ۱ آذر ۱۳۹۵

هولوكاست


 

بسم‏الله‏الرحمن‏الرحيم

 

تابوى آشويتس

عناوين پيشنهادى ديگر براى تيتر مقاله:

انديشمندان غربى و مخالفت با هولوكاست× مخالفان غربى هولوكاست×محاكمه

آشويتس‏نويسان×تابوى هولوكاست× دروغ آشويتس×ارودگاه

آشويتس×اتاق‏هاى گاز تقلبى×در اين اتاق گاز همه چيز دروغين است×

 

مرتضى شيرودى

 

تاكنون ده‏ها مورخ برجسته اروپايى و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده،با ارائه اسنادى كه هيچ صاحب نظرى نمى‏تواند در صحت آنها كمترين ترديدى روا دارد، به روشى كاملا علمى اثبات كرده‏اند كه ماجراى قتل عام 6ميليون يهودى، كوره‏هاى آدم‏سوزى، اتاق‏هاى گاز و همه آنچه صهيونيست‏ها در اين راه ادعا مى‏كنند، دروغ و يك داستان ساختگى با اهداف نه فقط سياسى محض، بلكه جنايت‏كارانه است.با كمال تعجب،اين دانشمندان و محققان اروپايى بدون استثناء به دادگاه جلب شده و تنها به دليل آن كه تحقيقات علمى آنان با آنچه دولت‏هاى اروپايى درباره هولوكاست پذيرفته و تصويب كرده‏اند، تفاوت داشته، محاكمه و به زندان و يا جريمه نقدى محكوم شده‏اند! و البته،دولت‏هاى غربى به اين سؤال پاسخ نمى‏دهند كه چگونه مى‏توان از يك سو ادعاى آزادى عقيده و انديشه را داشت و در همان حال، اگر تحقيقات علمى و مستند دانشمندان با ادعاى بى‏اساس و افسانه‏سرايى صهيونيست‏ها تفاوت داشته باشد، اين دانشمندان و محققان مستحق محاكمه، زندان و جريمه هستند؟!تعداد دانشمندان و محققان برجسته‏اى كه نتيجه تحقيقات علمى و مستند آنها حكايت از جعلى بودن هولوكاست مى‏كند و تنها به اين علت، محاكمه، محكوم و از جامعه علمى كشورهاى اروپايى طرد شده‏اند، بيشتر از آن است كه حتى فهرست آنان قابل اشاره در اين نوشته باشد و فقط به عنوان نمونه و به مصداق اندكى از بسيارها مى‏توان به افراد زير اشاره كرد:

روبرت فوريسون:پروفسور روبرت فوريسون در سال 1929در فرانسه به دنيا آمد. او تحصيلات تكميلى خود را در دانشگاه سوربن پاريس گذراند و از سال 1974تا 1999استاد دانشگاه ليون فرانسه بوده است. فوريسون متخصص و كارشناس عالى رتبه بررسى، ارزيابى و شناخت اسناد و مدارك تاريخى است. او پس از سال‏ها مطالعه، بررسى و تحقيق بر روى اسناد جنگ جهانى دوم، در مراكز و مؤسسه‏هاى بزرگ مطالعاتى و پژوهشى، به اين واقعيّت دست يافت كه مسأله اتاق‏هاى كشتار با گاز و قتل عام يهودى‏ها )هولوكاست( دروغ و افسانه‏اى بيش نبوده است. به عقيده فوريسون اين افسانه از سوى بعضى مجامع و سازمان‏هاى يهودى و كانون‏هاى صهيونيستى، با اغراض كاملا سياسى و بلكه اقتصادى ساخته و پرداخته شده است.اين دانشمند و محقق برجسته فرانسوى، اولين بار در سال 1978طى سلسله مقاله‏هايى در نشريه لوموند ديپلماتيك، درباره اين موضوع به افشاگرى پرداخت، به علاوه،او تاكنون چندين جلد كتاب و ده‏ها مقاله معتبر و مستند علمى و تحقيقى در اين خصوص تأليف كرده و به چاپ رسانده است.معروف‏ترين كتاب وى كه داراى شهرتى جهانى است و به فارسى هم ترجمه} - Pروبرت فورسيون،اتاق‏هاى گاز، واقعيت يا افسانه؟، ص {P .9شده، كتابى است با عنوان كامل اتاق‏هاى گاز در جنگ جهانى دوم؛ واقعيت يا افسانه؟. اصل محتواى كتاب را مقالات فوريسون در نشريه لوموند و انتقادهاى} - Pاين كتاب توسط آقاى سيد ابوالفريد ضياءالدينى ترجمه و در سال 1381به همت انتشارات مؤسسه فرهنگى پژوهشى ضياء انديشه منتشر شد. همچنين آقاى محمدتقى تقى‏پور محقق پژوهش‏هاى مربوط به صهيونيسم مقدمه نسبتا مفصل و كامل براى اين كتاب دارند. {Pمخالفان و سپس پاسخ‏هاى وى به اين انتقادها، تشكيل مى‏دهد. همانطور كه گذشت فورسيون كه پس از تحقيقات فراوان و دقيق به دروغ بودن ادعاى هولوكاست پى برده بود، ابتدا با نگارش مقالاتى در نشريه لوموند به نقد اسناد مورد استفاده مدعيان هولوكاست پرداخت كه اين كار موجب اعتراض مخالفين شد،لذا انتقادها در همان نشريه مطرح شدند. وى نيز آنها را پاسخ داد تا آنجا كه فوريسون نامه‏اى از طرف مديريت روزنامه لوموند دريافت مى‏كند كه در آن آمده بود:آقاى پروفسور!آقاى فووه نامه تاريخ 26فوريه و متنى را كه خواسته بوديد در روزنامه چاپ شود، به من داد، با تأسف به اطلاع مى‏رساند براى ما انتشار آن ممكن نيست. با تقديم احترامات فائقه. بوآسل.خلاصه آنكه عدم امكان انتشار مقالات و} - Pروبرت فوريسون، اتاقهاى گاز، واقعيت يا افسانه؟ ص {P .155پاسخهاى فوريسون، وى را به جمع‏آورى مقالات و پاسخها در قالب كتاب، ترغيب كرد كه اين كتاب محصول آن مى‏باشد.فوريسون پس از انتشار اولين سرى از نتايج تحقيقات خود، يعنى افشاى اسرار پشت پرده تاريخ جنگ جهانى دوم، مورد حمله و تهاجم گروه‏هاى فشار و كانون‏هاى قدرت يهودى در فرانسه قرار گرفت. فوريسون خود در اين باره چنين مى‏گويد:من بدترين جرم را مرتكب شده‏ام؛ جرم بيان آزادانه عقايد و دست زدن به يك تابو.آن‏ها اين موضوع را به من فهماندند و از همه طرف مورد حمله قرار گرفتم. زندگى‏ام از هم پاشيد. زندگى شخصى، شغلى و حتى خانوادگى. اما من اوّلين نيستم كه چنين مصيبت‏هايى را مى‏بيند. بسيارى قبل از من كه در وجود اتاق‏هاى گاز هيتلرى شك كرده بودند، همين سرنوشت را يافتند. با اين حال هيچ‏يك قابل مقايسه با همكاران آلمانى و اتريشى نيستند. در اين دو كشور، براى نفى وجود اتاق‏هاى گاز، فقط شجاعت كافى نيست،بلكه بايد روحيه قهرمانى داشت.ديويد ديوك در كتاب خود نقل مى‏كند فوريسون به علت افشاگرى‏هاى خود به پرداخت هزاران فرانك محكوم شد و به در يك هجوم وحشيانه صورتش با اسيد سوزانده شد.در واقع،سخن از مردى در ميان است كه حتى نام بردن از او، سال‏هاست در غرب، خصوصا فرانسه، در حكم گناهى نابخشودنى تلقى مى‏شود. به حق، او را طلايه‏دار افشاى اسطوره‏سازى دروغين يهود بين‏الملل لقب داده‏اند،و به رغم بايكوت بيرحمانه او و آثار و عقايدش، در ساليان اخير دامنه پژوهش‏هاى روشنگرانه وى، توجه شمارى از انديشمندان شجاع مغرب زمين را نيز به خود جلب كرده است.در ايران، شايدكمتر كسى بداند كه حتى متفكر پرآوازه‏اى همچون پروفسور روژه گارودى نيز، كتاب معروف و جنجال برانگيز خود موسوم به اسطوره‏هاى بنيانگذار سياست اسرائيل را با اتكاء و اقنباس از آراء و مستندات گردآورى شده توسط دانشمند مورد اشاره نوشته است.فرانسه،تنها موهبتى را كه به فوريسون ارزانى داشته،انتظار است و بس.او فقط اين حق را دارد كه هر از چند يك بار، منتظر تشكيل محكمه‏اى باشد كه در آن، او را پيشاپيش به جرم پژوهش‏ها و براهين مستحكم وى محكوم كرده‏اند. محاكمانى كه طى آن دم به دم او را مورد تحقير قرار مى‏دهند و صد البته چه قبل و چه پس از دادرسى، بريگاردهاى چماقدار يهودى نيز،او را مورد ضرب و شتم قرار مى‏دهند.براى پروفسور رابرت فوريسون، اين امر كه در سرتاسر سياره زمين، رسانه‏اى پيدا شود كه به خود جرأت درج سخنان او را بدهد، امرى قريب به محال به نظر مى‏رسد.

او در باره نحوه كارش مى‏گويد:در باب آنچه كه اصطلاحا ما از آن با عنوان نگرش تجديدنظر در مقولات تاريخى ياد مى‏كنيم، بايد بگويم كه انديشه رويزيونيزم در واقع بدين معنا است كه ما در جايگاه يك كاوشگر و پژوهشگر، مى‏آييم و مقولات به ظاهر مسلم تاريخى را يك بار ديگر مورد بازنگرى قرار مى‏دهيم. يعنى قصد داريم مجددا ببينيم كه آيا آنچه به ما گفته‏اند، صحت دارد يا نادرست است. در عرصه‏اى از اين دست، معمولا يك روزنامه‏نگار وقت چنين كارى را ندارد. قاعدتا اين كار را بايستى يك تاريخ‏دان انجام بدهد. هر چند، امروزه يك مورخ نيز، خصوصا در فرانسه و برخى كشورهاى ديگر غربى، حتى‏المقدور بايد درباره آنچه كه مى‏خواهد در مورد ماهيت حقيقى رخدادهاى جنگ جهانى دوم بر زبان بياورد، احتياط زيادى به خرج بدهد!ما در فرانسه نوعى روايت رسمى و شبه مقدس درباره تاريخ جنگ جهانى دوم داريم. همين امروز در فرانسه، شما اگر آنچه را كه من الان خواهم گفت در ملاء عام به زبان بياوريد، در معرض خطر محكوميت به زندان به مدت يك سال، يك جريمه نقدى به مبلغ سيصد هزار فرانك و برخى مجازات‏هاى ديگر قرار مى‏گيريد. اين قانون از سوى ژان‏كلود گسو از حزب كمونيست پيشنهاد و توسط پارلمان ملى فرانسه در سال 1990به تصويب رسيد.من سعى مى‏كنم براى‏تان تشريح كنم كه چه شد كه اكنون ما در اين كشور، چنين قانونى را داريم.

لازم است كمى به عقب برگرديم. ببينيد من يك استاد دانشگاه بودم كه ابتدا در دانشگاه سوربن پاريس و بعد از آن در دانشگاه شهر ليون تدريس مى‏كردم. در سال 1978در روزنامه پرآوازه لوموند فرانسه، مقاله‏اى نوشتم كه با چاپ آن گرفتار دردسرى بزرگ شدم. در حقيقت از همان زمان بود كه من با سازمان يهودى و شاخه‏هاى چماقدار آنها در فرانسه و خارج از آن درگير مسايلى جدى شدم.

من واقعا معتقد بودم كه در دوران جنگ جهانى دوم و اشغال اروپا توسط آلمان‏ها، يهوديان اروپايى متحمل مصائب و فجايع زيادى شده بودند. من باور داشتم كه اردوگاه‏هاى جنگى وجود داشتند. هر چند، اين واقعيت، متأسفانه در تاريخ بشر پديده نوظهورى نبوده و نيست. من مى‏دانستم كه در بعضى از آن اردوگاه‏ها، كوره‏هايى جهت سوزاندن اجساد مردگان وجود داشته كه امرى طبيعى است. به خصوص در مقطعى كه بيمارى‏هاى واگيردار از قبيل تيفوس و امثال ذلك وجود دارند، شما لازم است براى اجتناب از شيوه بيمارى اجساد مردگان را بسوزانيد. اين دقيقا همان موردى بود كه در معروف‏ترين آن اردوگاه‏ها، يعنى آشويتس اجرا مى‏شد. در اين اردوگاه به علت وجود سفره‏هاى آبى در زيرزمين، شما نمى‏توانستيد زمين را حفر و اجساد را در آن دفن كنيد. من اين مطالب را مى‏دانستم، ولى مورخين رسمى، همواره به ما چنين گفته‏اند كه آلمان‏ها تصميم گرفته بودند يهوديان اروپا را به صورت سيستماتيك نابود كنند و براى انجام اين جنايت ويژه آنها يا از يك سلاح بخصوص استفاده مى‏كردند و يا از اتاق گاز.طى بيش از 50سالى كه از خاتمه جنگ جهانى دوم سپرى شده، مورخين رسمى همواره به ما گفته‏اند كه آلمان‏ها براى انجام آن جنايت ويژه از گازى سمى به نام سيكلون- ب كه در سال 1922اختراع شده بود،به مثابه سلاح مخصوص نسل‏كشى يهوديان استفاده مى‏كردند.از اين سم، براى كشتن حشرات موذى از قبيل كنه، ساس و شپش استفاده مى‏شد،ولى مورخين رسمى، همواره به ما گفته‏اند كه آلمانى‏ها در زمان جنگ، از آن براى كشتن يهوديان در آن به اصطلاح اتاق‏هاى گاز استفاده مى‏كردند.اما من سؤالى را مطرح كردم. در آن مقاله لوموند، من گفتم سيكلون- ب، همان هايدرو سيانيك اسيد است كه يك سم بسيار قوى است. يك اتاق گاز دقيقا چه مشخصاتى داشته و طرز كار اين سلاح غير متعارف، به چه صورت بوده است؟ در آن مقاله گفتم يك نكته هست كه ابدا براى من مفهوم نيست.براساس روايت تاريخ رسمى و خصوصا اسناد محاكمات سران رژيم نازى در دادگاه نورمبرگ گفته شده كه پس از هر بار بكار انداختن اتاق‏هاى گاز، سربازان آلمانى ساعتى بعد از مرگ افراد داخل اتاق گاز،خونسردانه و در حالى كه سيگار بر لب داشتند، بدون استفاده از ماسك وارد اتاق گاز شده و كار تخليه اجساد قربانيان را شروع مى‏كردند.

در آن مقاله من پرسيدم چگونه اين افراد بعد از آغشته كردن يهوديان به آن گاز مهلك، مى‏توانستند دوباره وارد اتاق گاز بشوند تا اجساد را بيرون ببرند؟ شما چگونه مى‏توانيد داخل اتاقى پر از گاز هايدرو سيانيك اسيد بشويد؟ گازى غليظ، كه به هر سطحى مى‏چسبد و تخليه آن از يك فضاى بسته خيلى مشكل است. چطور افراد مى‏توانستند به جنازه‏هايى كه به شدت به اين سمّ قوى آغشته بودند، دست بزنند؟ اين سم از راه تماس، وارد پوست فرد مى‏شود و اگر شما به بدن كسى كه توسط اين گاز شديدا مسموم شده دست بزنيد، قطعا خودتان را مسموم خواهيد كرد.

يك سؤال ديگر!به چه شكلى كسى مى‏توانست وارد چنين مكانى بشود، همه آن اجساد را بردارد و آنها را به بيرون از اتاق گاز منتقل كند؟ آن هم در شرايطى كه گاز هايدرو سيانيك اسيد آلوده باشد، در چنين مكانى شما ابدا نبايد كوچك‏ترين تحرك بدنى داشته باشيد زيرا اگر كمترين تقلاى فيزيكى داشته باشيد، تنفس شما شديدتر مى‏شود و فيلتر ماسك ضدگاز شما، البته اگر ماسك ضدگاز داشته باشيد، در چنين شرايطى مقاومت نخواهد كرد و در نتيجه شما خودتان را خواهيد كشت.بنابراين، من در روزنامه لوموند و در سال 1978آن پرسش‏ها را مطرح كردم و نوشتم: خواهش مى‏كنم در اين باره به من توضيح بدهيد.چند هفته بعد، 34پروفسور مورخ فرانسوى، طى بيانيه‏اى در لوموند به پرسش‏هاى من پاسخ دادند. پاسخ آنها اين بود: اصلا چنين سؤال‏هايى نبايد مطرح بشوند!آنها دقيقا همين را گفتند آنها گفتند:آدم نبايد سؤال كند كه چطور يك چنين كشتار جمعى امكان‏پذير بوده! امكان‏پذير بود، چون اتفاق افتاده!.انتشار آن بيانيه، در واقع به اين معنا بود كه من براى سؤال‏هايم جوابى دريافت نكرده‏ام. از 1979كه آن جوابيه مورخين رسمى در لوموند چاپ شد، تا امروز من پاسخ ديگرى براى سؤالاتم از راويان تاريخ رسمى دريافت نكرده‏ام.

من به اردوگاه آشويتس رفتم و از موزه ملى آشويتس كه سه سال بعد از جنگ، در 1948تأسيس شد و ميليون‏ها بازديد كننده از آن ديدن كرده‏اند،هم بازديد به عمل آوردم. همچنين از آن به اصطلاح اتاق گاز اين اردوگاه هم بازديد كردم و خيلى سريع كشف كردم كه آن اتاق گاز، تقلبى است!به ما گفته شده بود كه آلمانى‏ها كپسول‏هاى سيكلون- ب را از طريق سوراخ‏هايى، از بالاى سقف اتاق گاز به داخل اين اتاق‏ها پرتاب مى‏كردند.شما بهتر مى‏دانيد كه بازديدكنندگان معمولى اين مكان، خيلى دقت به خرج نمى‏دهند تا آن به اصطلاح منافذ ورود كپسول گاز به داخل اتاق را آن هم در آن فضاى نيمه تاريك، از نزديك مشاهده كنند. حالا اگر شما در جريان بازديد از آنجا يك چراغ قوه همراه خودتان داشته باشيد، چنانكه من با خودم داشتم، با استفاده از تمركز نور آن بر روى اين به اصطلاح منفذها، خيلى خوب مى‏توانيد به اين حقيقت واقف شويد كه آن منفذها به صورت استاندارد توسط معماران آلمانى در دوران جنگ جهانى دوم ساخته نشده‏اند.چرا چون سقف از بتون مسلح ساخته شده بود در حالى كه آن منفذها، خيلى ساده، از راه خراب كردن و سوراخ كردن اين سقف بتونى توسط كلنگ ايجاد شده‏اند!

همين امروز اگر شما به آشويتس برويد، به راحتى مى‏توانيد آن ميله‏هاى بتون مسلح را در ميان اين سوراخ‏هاى ساختگى مشاهده كنيد. بنابراين، معلوم شد كه در آشويتس، ما با يك اثر سرهم‏بندى شده و بسيار ضعيف مواجه‏ايم، لذا من گفتم اين اتاق گاز قلابى است. جواب اين بود كه فوريسون يك آدم كذاب است، يك دروغ‏گو است.فوريسون يك نازى است!ولى من گفتم: متأسفم. گمان نمى‏كنم كه من يك آدم كذاب باشم. قطعا من يك نازى هم نيستم، ولى به عنوان يك استاد تاريخ از شما استدعا مى‏كنم به من توضيح بدهيد چگونه امكان داشته گازى مثل سيكلون- ب را در چنين اتاقى بريزند؟متأسفانه باز هم پاسخى دريافت نكردم. بعد حادثه‏اى حيرت‏آور اتفاق افتاد. 17سال پس از درج مقاله من در روزنامه لوموند، درست در در سال 1995در صفحه 68مجله معروف اكسپرس، چاپ فرانسه، مقاله‏اى درج شده بود كه با خواندن آن، از فرط خوشحالى مات و مبهوت شدم، يك مورخ فرانسوى، به نام اريك كونون كه از نظر فكرى با من و دوستانم مخالف بود، طى مقاله‏اى تحقيقى نوشت: در اين اتاق گاز، همه چيز دروغين است!اگر شما فرانسه بدانيد، ترجمه دقيق چنين جمله‏اى اين است كه هر چه در آن اتاق گاز هست، دروغ است! دروغ،نه اشتباه.اين مورخ در جمع‏بندى مقاله خودش نوشت:تك تك اين چيزها، همگى مبتنى بر دروغ‏پردازى است و بس! آقاى كونون ضمنا به خوانندگان مقاله‏اش يادآور شد:در اواخر دهه 1970رابرت فوريسون همه اين مطالب را گفته بود.با اين حساب مى‏بينيد با من چه رفتارى كرده‏اند؟ براى سال‏هاى متمادى، يعنى از اواخر دهه هفتاد تا 1995مدام از من به عنوان فردى دروغ‏پرداز نام مى‏بردند. ولى دروغ‏گوى واقعى چه كسى بود؟ قطعا من نبودم. به همين دليل، مجبور شدند اعتراف كنند كه اتاق گاز قلابى بوده!

مورخ ديگرى هم به لهستان رفت و با مسئول موزه آشويتس ملاقات كرد. اين مورخ، خانمى بود به نام كريستينا اولكسى.ايشان از مسئول موزه پرسيد: شما درباره اين اتاق‏هاى گاز كه قلابى هستند، به بازديدكنندگان خودتان چه مى‏گوييد؟ با توجه به اين‏كه از اوايل دهه 1990خصوصا بعد از فروپاشى بلوك كمونيزم و اضمحلال رژيم سوسياليستى در لهستان، شما سالانه نيم ميليون بازديدكننده مى‏پذيريد، درباره اين اتاق‏ها به آن‏ها چه مى‏گوييد؟مطابق شهادت آقاى اريك كونون جواب مسئول موزه به آن خانم مورخ اين بود:»خب مى‏دانيد؟ خيلى خيلى مشكل خواهد بود اگر ما راستش را به آنها بگوييم. بنابراين ما اين اتاق‏هاى گاز را همان‏طورى كه هستند نگهدارى مى‏كنيم! چنين پاسخى، براى يك پژوهشگر تاريخ مثل من، به اين معناست كه لهستانى‏ها گفته‏اند: ما به مدت نيم قرن دروغ گفتيم و كماكان به اين دروغ‏گويى خودمان ادامه مى‏دهيم!.پس مى‏بينيد كه اين يك دروغ است.لذا من معتقدم هر كس كه براى بازديد از آشويتس به آنجا مى‏رود، اول بايد از اين اتاق گاز بازديد كند و نبايد به آنچه كه راهنما مى‏گويد، گوش بدهد.چنين بازديدكننده‏اى، نبايد از فرد راهنما چيزى بپرسد ولى بايد از يك مسئول، از مدير آن موزه، درباره اين اتاق گاز سؤال كند و بپرسد كه آيا شما مدعى هستيد كه اين اتاق گاز واقعى است؟ من مى‏توانم به شما بگويم كه آنها چه جوابى به اين بازديدكننده خواهند داد. به او خواهند گفت: راستش را بخواهيد، اين اتاق واقعى نيست، بلكه بازسازى شده است!

بعد شما مى‏توانيد بپرسيد كه؛پس اين كپسول‏هاى حاوى سيكلون- ب چطورى مى‏توانستند به داخل اين اتاق‏ها خالى شوند؟ آخر آن سوراخ‏هاى روى سقف كه در آن زمان،در آن بالا وجود نداشت؟اگر سوراخى در آن بالا در كار نباشد، هولوكاست يا همان نسل‏كشى هم نمى‏تواند در كار باشد!در حقيقت،طى نيم قرن اخير، كليه انجمنهاى يهودى - صهيونيستى در تمام نقاط جهان مى‏گويند آنچه در جنگ دوم جهانى در رژيم نازى نسبت به قوم يهود رخ داد، يك هولوكاست بود. يعنى آلمانى‏ها برنامه‏اى داشتند تا تمام يهوديان اروپا را بكشند و آنها براى انجام اين نقشه، يك اسلحه مخصوص در اختيار داشتند.اسلحه‏اى به نام اتاق گاز. ضمنا همين انجمن‏هاى يهودى و مورخين رسمى مقلد ايشان مى‏گويند مجموع يهوديانى كه در طول جنگ جهانى دوم در اروپا به هر دليل مرده‏اند 6ميليون نفر بوده است.بنابراين، ما به اصطلاح اهل منطق اين قضيه را بايد به شيوه صغرى، كبرى و نتيجه،تجزيه و تحليل كنيم. با اين معنا كه قضيه هولوكاست شامل سه بخش است:

-1كشتار جمعى يا قتل مخصوص.

-2اتاق‏هاى گاز يا اسلحه مخصوص.

-3شش ميليون قربانى يا نتيجه هولوكاست.

وقتى شما يك مسأله خيلى، خيلى بزرگ، مثل همين قضيه را در پيش رو داريد كه مى‏خواهيد آن را مطالعه كنيد، شايد ابتدا ندانيد از كجا بايد شروع كرد؛ اما! من براى شما راه حلى سراغ دارم. من به عنوان يك پروفسور به شما خواهم گفت كه وقتى يك مسأله خيلى بزرگ مثل اين در پيش رو داريد، چكار بايد بكنيد.من اينجا چند دايره مى‏كشم. ابتدا براى مسأله بزرگ هولوكاست؛ يا نسل‏كشى، دايره اول را رسم مى‏كنم. دايره Hهمان حرف اول عبارت هولوكاست.حالا در داخل اين دايره، ما سعى مى‏كنيم قلب مسأله را پيدا كنيم؛ يعنى مركز مسأله را.پر واضح است كه مركز اين مسأله - هولوكاست - اردوگاه آشويتس است. آشويتس، آن‏طور كه طى نيم قرن به ما گفته‏اند، بزرگ‏ترين مركز هولوكاست است. بنابراين بعد از دايره Hما دايره Aيا همان آشويتس را داريم. حالا مركز اين دايره چيست؟ اتاق‏هاى كوره‏هاى آدم‏سوزى. البته اصطلاح كوره آدم‏سوزى به اين معنا است كه شما يك ساختمان داريد با اجاق‏هاى گاز، جهت سوزاندن اجساد و مكانى براى قرار دادن اجساد در آن، قبل از سوزاندن‏شان. ولى در معرفى مسأله هولوكاست، همواره به ما گفته‏اند كه آلمانى‏ها مكانى براى اين اجاق‏ها داشتند و مكان ديگرى هم كه قربانيان را در اتاق گاز بكشند و بعد اجساد آنها را به اتاق كوره‏ها ببرند.براساس اين دلايل ، ما دايره Kرا نيز داريم، زيرا من براى كلمه كوره‏ها از واژه Kremetoriumاستفاده مى‏كنم.به اين ترتيب، شما اول دايره Hرا داريد، بعد دايره Aو بعد دايره .Kپس مركز سؤال ما درباره كوره‏هاى آدم‏سوزى كجاست؟! اين همان اتاق گاز معروف است كه در حكم دايره آخر ما محسوب مى‏شود؛ يعنى دايره Gمثل كلمه .Gas chamberحالا من مى‏روم تا مسأله بزرگ Hرا حل كنم. از Aعبور مى‏كنم. بعد از Kعبور مى‏كنم. بعد مى‏روم سر وقت Gو داخل .Gبه دنبال سوراخى مى‏گردم كه سمّ مهلك را از آن به داخل اتاق بريزم ولى آنجا چنين سوراخى در كار نيست!

امروز هم اگر به آشويتس برويد و سرى به آن به اصطلاح اتاق گاز اين موزه بزنيد، مشاهده خواهيد كرد كه در آنجا سوراخى در كار نيست. فقط سوراخى را مى‏بينيد كه بعدها آن را ساخته‏اند. به راحتى اين مطلب قابل مشاهده است كه از ابتدا روى سقف آن اتاق سوراخى در كار نبوده. بنابراين، به همين دليل است كه من مى‏گويم چون آن سوراخ موجود نبود، هولوكاست هم در كار نبوده!

ديويد ايروينگ:يكى از دانشمندانى كه در اصل وقوع هولوكاست تشكيك كرده است،ديويد ايروينگ است كه تقريبا هيچ‏يك از كتابخانه‏هاى دنيا نيست كه كتاب‏هاى او را در خود نگنجانده باشد. او سى جلد كتاب درباره جنگ جهانى دوم نوشته و در دوازده كشور مهم غربى منتشر كرده است. كتاب‏هاى او را بسيارى از ناشران معتبر اروپا چاپ كرده‏اند. همچنين او به عنوان پژوهشگر در آرشيو دولت آلمان به مدّت سى سال و در آرشيو ملى آمريكا و دفتر اسناد عمومى انگلستان و آرشيو حكومت استراليا، فرانسه، ايتاليا و كانادا و حتّى در آرشيو سرّى دولت اتحاد جماهير شوروى سابق مشغول كار و تحقيق بوده و نخستين تاريخ نويسى است كه درستى خاطرات روزانه هيتلر را كه در سراسر جهان منتشر شده بود، زير سؤال برد. مردى با اينچنين پيشينه‏اى، با مسلم بودن دسترسى او به اطلاعاتى كه بيشتر محققان و پژوهشگران هولوكاست از آن بهره نبرده‏اند، در ميان پژوهش‏ها و مطالعات فراوانش پرده از اسنادى برداشته است كه برخى يا بيشتر سخنان مدعيان هولوكاست را زير سؤال برده است. از جمله هنگامى كه وى در آلمان به سر مى‏برد، به اعترافات مسئول امنيتى موزه آشويتس، دكتر فانسيزيك باير كه بر روى نوار ويدئويى ضبط شده بود، دسترسى پيدا كرد و از آن نسخه‏اى برداشت. در آن نوار باير اعتراف كرده بود كه اتاقك‏هاى گاز و همچنين تأسيساتى كه در طول چهل سال به نمايش عمومى گذاشته شده بود و حدود چهل ميليون نفر از سراسر دنيا از آن بازديد كرده بودند، محلى براى مسموم كردن يهوديان يا سوزاندن آنها نبوده است،زيرا كسانى كه اين تأسيسات و دستگاه‏ها را ساخته بودند همان كمونيست‏هاى لهستان پس از جنگ بوده‏اند.به مجرد بر ملا شدن اعترافات باير توسط ديويد ايروينگ،دولت آلمان وى را به لكه‏دار كردن و بد نام كردن ياد و خاطره كشته شدگان متهم كرد. وى همچنين به پرداخت سى هزار مارك محكوم و از ادامه فعاليت در آرشيو دولتى آلمان، با وجود فعاليت‏هاى سى ساله‏اش، محروم شد. هم‏اكنون دولت آلمان وى را از ورود به كشور منع و نيز،دولت‏هاى فرانسه، اتريش، ايتاليا، جنوب آفريقا، استراليا، كانادا و ديگر دولت‏ها از ورود او به كشورهاى‏شان به سبب درخواست يهوديان امتناع مى‏كنند. ايروينگ همچنين مورد ضرب و شتم بدنى نيز قرار گرفت و در كانادا بنا به درخواست مركز سايمون و پسينتال، بازداشت و دست بسته از كشور اخراج شد.پس از سخنرانى رئيس} - Pديويد ديوك، بيدارى من، ص 305و {P .306جمهور اسلامى ايران در همايش جهان بدون صهيونيسم، ديويد ايروينگ كه براى} - Pدكتر احمدى نژاد در سوم آبان ماه سال جارى طى سخنانى در همايش جهان بدون صهيونيسم بر ضرورت مبارزه با صهيونيسم تا تشكيل حكومت منتخب مردم فلسطين در مناطق اشغالى، تأكيد كرده و با استناد به فرمايشات رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران، حضرت امام خمينى)ره( پيش‏بينى كرد كه با تداوم موج جديد بيدارى در كشورهاى اسلامى،شكست اسرائيل حتمى است. {Pسخنرانى در دانشگاه وين به اتريش سفر كرده بود، دستگير و با دستبند روانه زندان شد. گويا همنوايى انديشمندان جهان با رئيس جمهور ايران براى صهيونيست‏ها خطرآفرين شده است. جالب اين كه مقامات انگليسى كه معمولا خود را نسبت به اتباع اين كشور مسئول دانسته و در قبال دستگيرى آنان واكنش نشان مى‏دهند، هيچ عكس‏العملى نسبت به اين بازداشت از خود بروز نداده و حتى با سكوت، آنرا تأييد كردند.

}" - Pدر حريم ممنوعه غرب"، هفته‏نامه صبح صادق) 28آذر {P (1384روژه گارودى:روژه گارودى فيلسوف، اديب، شاعر، هنرشناس و سياست‏مدار فرانسوى كتاب‏هاى زيادى در حوزه‏هاى مختلف تأليف كرده است كه از جمله معروف‏ترين آنها كه او را به دادگاه فرانسه كشاند، كتاب اسطوره‏هاى بنيانگذار سياست اسرائيل بود.البته دو بخش از كتاب حسّاسيت بيشترى ايجاد كرد كه گويا} - Pاين كتاب كه نام اصلى آن Politigue Israelinne Les My thes Fondateuts Lsمى‏باشد،تاكنون سه بار ترجمه شده است. اوّلين بار هر يك از فصل‏هاى كتاب به صورت مقاله‏هاى جداگانه توسط آقاى رضا ناظميان ترجمه و در ماهنامه صبح چاپ شد. دوّمين ترجمه متعلق به مجيد شريف است كه عنوان تاريخ يك ارتداد را براى ترجمه خود برگزيد. اين اثر توسط مؤسسه خدمات فرهنگى رسا در پاييز 1375براى اولين بار چاپ شد. كتاب اسطوره‏هاى بنيانگذار سياست اسرائيل براى سومين بار توسط آقايان حميدرضا آژير و حميدرضا شيخى ترجمه شد،ولى اين بار ترجمه از متن عربى كتاب با عنوان الأساطير المؤسسة الاسرائيلة صورت گرفت. {Pموارد اتهامى او در دادگاه همين دو بخش بودند: .1اسطوره دادرسى نورنبرگ. .2اسطوره شش ميليون.وى در مورد اوّل در صلاحيّت دادگاه جنايت‏كاران جنگى جنگ جهانى دوم تشكيك كرده و با بيان دلايل مختلف به رد آن پرداخته است. در بخش بعدى رقم مقدّر و مقدّس شش ميليون قربانى يهودى در اتاق‏هاى گاز را با شواهد و دلايل ردّ مى‏كند كه البته هر دو مورد گناهى نابخشودنى قلمداد مى‏شود.انتشار اين كتاب در فرانسه با واكنش شديد محافل صهيونيستى روبرو شد. تقريبا تمام احزاب و گروه‏ها و اشخاصى كه طى 50سال گذشته تحت نفوذ تبليغات و اسطوره‏سازى‏هاى صهيونيستى قرار داشتند، اين كتاب و نويسنده آن را طرد و لعن كردند و بدين ترتيب، در فرانسه نوعى تحريم نانوشته بر آن اعمال شد تا آنجا كه امروزه به سختى مى‏توان يك نسخه آن را از كتاب‏فروشى‏هاى رسمى يا صاحب نام به دست آورد. خود روژه گارودى در بخش‏هايى از فصل اسطوره دادرسى نورنبرگ مى‏گويد:در برابر تاريخ‏دانان منتقد، هيچ‏گونه ردّيه يا بحث علمى ناقضى قرار داده نشد؛ تنها در بهترين حالت با سكوت و در بدترين حالت با فشار و آزار روبرو شدند.او در ادامه درباره سرنوشتى كه كتاب‏هايش براى ناشران به ارمغان آورده‏اند چنين مى‏گويد:كتاب "قضيّه اسرائيل"، انتشارات ) Papyrusپاريس (1983به فوريت ناشر خويش را در تنگناى ورشكستگى انداخت. "فلسطين، سرزمين پيام‏هاى الهى"، انتشارات ) Albatrosپاريس (1986نتوانست به صورت عادى پخش شود. كتاب‏فروشى‏هايى كه آن را به معرض نمايش مى‏گذاشتند، به‏طور مستمر تهديد به شكسته شدن ويترين‏هاى‏شان مى‏شدند.

} - Pتاريخ يك ارتداد، روژه گارودى، ص {P 150 149 148پل رازينيه:رازينيه، در زمان جنگ جهانى دوم از اعضاى جنبش مقاومت فرانسه بود كه به وسيله گشتابو دستگير و به اردوگاه بو خنوالد فرستاده شد و تا پايان جنگ در اردوگاه‏هاى مختلف نازى زندانى بود.پس از جنگ، وى عالى‏ترين نشان مقاومت را از دولت فرانسه دريافت كرد و سپس به عرصه تحقيقات تاريخى روى آورد، در زمينه جنگ دوم جهانى به تحقيق و انتشار كتاب پرداخت و از جمله به ترسيم وضع اسفناك اردوگاه‏هاى جنگى نازى دست زد.پل رازينيه به تدريج در جريان تحقيقش به نكاتى رسيد كه تصوير رسمى از كشتار يهوديان را كاملا نفى مى‏كرد،لذا او اعلام كرد كه اولا، افسانه اتاق‏هاى گاز براى كشتار زندانيان،اعم از يهودى و غير يهودى، مطلقا صحت ندارد. ثانيا، در دوران جنگ هيچ سياستى از سوى آلمان براى كشتار دسته‏جمعى يهوديان اروپا وجود نداشته است. ثالثا، يهوديان كشته شده در} - Pدر جريان برگزارى دادگاه، هيچ‏گاه مستنداتى دال بر دستور مقامات ارشد نازى براى از بين بردن يهوديان آلمان و اروپا، يا مسموميت ناشى از اتاق‏هاى گاز و سوزاندن اجساد آنها پيدا و ارائه نشد. {Pدوران جنگ بين 900هزار تا 1/5ميليون نفر هستند، نه 6ميليون نفر و اين افراد مانند ديگران در جريان جنگ و يا در اثر بيمارى‏هاى مسرى به ويژه تيفوس از بين رفته‏اند.از اين رو،معمولا از پل رازينيه به عنوان بنيانگذار مكتب تجديد نظر} - Pپل رازينيه در اين زمينه كتابى دارد كه با عنوان محاكمه واقعى آيشمن كه توسط انتشارات ست كولور در سال 1962به چاپ رسيد. {Pمطالبى ياد مى‏كنند، مكتب تجديد نظرطلبى مكتب جديد تاريخ‏نگارى است كه در غرب در پى موج علاقه غربى‏ها به كشف حقايق تاريخى و مقابله با تبليغات هاليوودى و ژورناليستى به وجود آمد.

} - Pعبداللّه شهبازى، پژوهه صهيونيست، كتاب دوم، {Pنورمن فينكل‏اشتاين:اين پروفسور يهودى سكولار و استاد دانشگاه دپال شيكاگو، در پرفروش‏ترين كتاب خود؛ يعنى صنايع هولوكاست مى‏گويد: پناه بردن به هولوكاست، محملى براى رهايى از بحران‏ها در برابر اسرائيل است و با توجه به سرزنش هولوكاست از سوى يهوديان، اين واقعه، اسرائيل و آمريكا را از سرزنش بيشتر در امان نگه مى‏دارد.او اضافه مى‏كند:در چندين كشور دنيا شامل اسرائيل، آلمان، فرانسه و اسپانيا تكذيب هولوكاست، جرم عمومى به شمار مى‏رود،يعنى اگر سخنى با داستان رسمى هولوكاست كه در آن گفته مى‏شود 6ميليون يهودى كشته شده شدند، كمى مخالفت داشته باشد،جرم تلقى مى‏شود.اشخاص بسيارى به خاطر ادعاهاى‏شان در اين زمينه به زندان افتاده يا تبعيد شده‏اند،در حالى كه، در هيچ كجاى تاريخ، نيامده كه اگر كسى با هولوكاست اختلافى داشته باشد، سر و كارش به دادگسترى و محاكمه كشيده مى‏شود.هم‏چنين،از هيچ‏كدام از قربانيان نسل‏كشى‏ها،كشتار مخالفان و يا قربانيان جنگ‏ها به اندازه كشتار موهوم يهوديان تبليغ نشده،و هيچ موزه‏اى يا مراسم يادبود خاصى در اين زمينه ايجاد نشده،در حالى كه تعداد قربانيان مخالف كمونيست در اتحاد جماهير شوروى سابق و چين با قربانيان يهودى زمان هيتلر اصلا قابل مقايسه نيست.

دكتر گوتز آلى:او 58ساله، يكى از اعضاى گروه كوچك كارشناسان محققى است كه در زمينه تعيين حدود تحقيقات هولوكاست، فعاليت دارند. وى، استاد دانشگاه آزاد برلين است و در حال حاضر، استاد ميهمان گروه تحقيقاتى هولوكاست در فرانكفورت است.آلى سلسله مباحث زيادى را درباره اين كه چگونه آلمانى‏ها منافع خود را از حكومت نازى بردند، در كتاب سال گذشته خود با عنوان Voljsstaat Hitlersآورده است.او مى‏گويد:آكادمى‏هاى سراسر دنيا به گونه‏اى بسيار افراطى به موضوع هولوكاست پرداخته‏اند. كشتار يهوديان اروپايى در طول جنگ جهانى دوم، بيش از جنبه‏هاى ديگر قرن بيستم مورد توجه و دقت قرار گرفته است. اين روند، به خودى خود ادامه داشته و پايانى نيز براى آن نمى‏توان در نظر گرفت. هميشه در رويارويى با موضوعات تراژدى‏گونه‏اى از اين قبيل، هر نسلى ناگزير سؤال‏هاى جديدى براى مطرح كردن دارد.تا سال 1989نشانه‏اى رسمى در كمپ سابق وجود دارد كه تنها حاكى از كشته شدن 4ميليون نفر در آشويتس بوده است. مدت كوتاهى پس از فرو ريختن ديوار برلين، در نتيجه كارهاى انجام شده توسط من و ديگران، اين تصوير اصلاح شد. تقريبا يك ميليون نفر در آشويتس به قتل رسيده بودند.البته كشف جديد تصحيح اين رويداد مهم به شمار مى‏رفت.

زوندل و ليوشتر:در فوريه سال 1988دولت كانادا شخصى را به نام ارنست زوندل كه وقوع هولوكاست را مورد تشكيك قرار داده بود، به تخلف از يك قانون قديمى )انتشار اخبار دروغ( متهم كرد. وكيل مدافعان اين مسئله خيالى، يك مستشار آمريكايى را كه مهندس شيمى و كارشناس در اتاق‏هاى گاز بود به نام فريد ليوشتر اعزام كردند تا يك سلسله تحقيقات علمى در مورد اتاق‏هاى گاز كه ادعا شده بود براى كشتن انسان‏ها آماده شده، انجام دهد. ليوشتر در تحقيقات خود كشف كرد، مكان‏هايى كه اتاق‏هاى نابودى انسان با گاز در آشويتس تصور شده بود، طورى ايجاد نشده كه بتوان در آنها گاز را براى اين هدف استفاده كرد. او با نمونه‏بردارى و انجام آزمايشات مختلف،هيچ‏گونه دليلى بر وجود تركيبات سيانيد آهن به دست نياورد.وقتى ليوشتر گزارش خود را منتشر كرد، با واكنش‏هايى همچون از دست دادن آبرو و اعتبارش و همچنين محكوميت به زندان مواجه شد. دادگاه آلمان نيز او را به جرم ارائه اكتشافات فنى‏اش در سخنرانى نوامبر 1991در سهايه به شش هفته زندان محكوم كرد.نكته جالب توجه اين كه آقاى گونته دايكرت به علّت ترجمه سخنان ليوشتر و اظهار نظر نسبت به آن،پس از كش و قوس هاى فراوان در نهايت به دو سال زندان محكوم شد.

} - Pديويد ديوك، بيدارى من، ص {P .316مل گيبسون:براى ساخت مجموعه‏اى تلويزيونى درباره نسل‏كشى يهوديان در جنگ جهانى‏دوم يا همان هولوكاست،با واكنش جمعى از يهوديان افراطى مواجه شد،زيرا اين مجموعه تلويزيونى هولوكاست را افسانه مى‏خواند نه واقعيت.يهوديانى كه نسبت به ساخت فيلم مصائب مسيح اعتراض كرده و اين اثر را فيلمى ضد يهود معرفى كرده بودند، نسبت به ساخت مجموعه تلويزيونى هولوكاست توسط مل گيبسون اعتراض كردند.هاتون گيبسون،پدر مل گيبسون كارگردان جنجالى هاليوود كه نظر پسرش را منعكس مى‏كرد،چندى بيش اعلام كرد،باور ندارد كه رويدادى به نام هولوكاست در طول تاريخ شكل گرفته باشد.اظهار نظرهاى اين شخصيت و موضع‏گيرى مل گيبسون نسبت به يهوديان افراطى، موجبات نگرانى اين قوم را فراهم كرده است.ديويد وايمن،كارشناس مطالعات مربوط به هولوكاست در اين مورد مى‏گويد: زمانى كه درمى‏يابيد مل گيبسون قرار است اين فيلم را بسازد كمى نگران مى‏شويد،زيرا او بارها اعلام كرده كه اعتقادى به هولوكاست ندارد،و هرگز نسل‏كشى يهوديان را در زمره حركت‏هاى غيرانسانى جنگ جهانى دوم به شمار نمى‏آورد.

فردريك توبن:وى كه استراليايى است، يكى از منتقدين هولوكاست قلمداد مى‏شود كه به همين جرم يعنى زير سؤال بردن كشتار جمعى يهوديان به وسيله اتاق‏هاى گاز، زندانى هم شده است.وى در تحليل دروغ‏پردازى پيرامون هولوكاست مى‏گويد:هولوكاست بر سه ادعا شامل ادعاى كشتار سيستماتيك يهوديان از سوى آلمان هيتلرى، اتاق‏هاى گاز و قتل عام 6ميليون يهودى استوار است كه هيچ‏كدام صحت ندارد. اقدامات هيتلر مشخصا نه در جهت كشتار سيستماتيك بلكه در راستاى انتقال يهوديان با همدستى صهيونيست‏ها بود و آنان كمك كردند تا يهوديان آلمان به همراه دارائى‏هاى‏شان به فلسطين اشغالى منتقل شوند.توبن تأكيد مى‏كند:هولوكاست يك دروغ است و واكنش هيستريك برخى مقامات سياسى جهان به مخالفت با آن،نشان مى‏دهد كه صهيونيست‏ها بر اين افراد و دولت‏ها، نفوذ زيادى دارند.اين پديده در كشورهاى اروپايى تبديل به مذهب شده است، در اروپا مى‏توان به حضرت مسيح)ع( و مريم مقدس افترا بست،اما نمى‏توان از يهوديان و هولوكاست انتقاد كرد.

}" - Pداستان دروغين هولوكاست" روزنامه كيهان، ش {P .18426پروفسور ارنو ماير:ماير از دانشگاه برنستون در كتابش چرا آلمان تيره و تار نشد؟به وجود پرسش‏هاى گوناگونى پيرامون هولوكاست اشاره مى‏كند.ماير كه خود يك يهودى است، مى‏گويد:پرسش‏هايم هم‏چنان پابرجاست. تعداد يهوديانى كه از سال 1942تا 1945در آشويتس و ديگر اردوگاه‏ها با مرگ طبيعى از دنيا رفته‏اند، از يهوديانى كه با مرگ غير طبيعى و از راه‏هاى مختلف كشته شده‏اند بيشتر است. هم اكنون منابع بررسى اتاق‏هاى گاز، كم و غير مطمئن است. بيشتر آن‏چه به عنوان حقايق تاكنون پذيرفته شده، براساس اعترافات مسئولان نازى، مجريان محاكمه‏هاى پس از جنگ و خاطرات كسانى است كه از اين اردوگاه‏ها نجات يافته يا آزاد شده‏اند. بنابراين، شهادت‏ها بايد با دقت بررسى شود، زيرا ممكن است انگيزه‏هاى شخصى متفاوت و پيچيده‏اى در اين‏گونه ادعاها تأثير داشته باشد.

} - Pديويد ديوك، بيدارى من، ص {P .318پل فرام:وى كه خود يكى از منتقدين هولوكاست مى‏باشد و بهاى اين انتقاد را نيز پرداخته است، در مصاحبه با خبرگزارى گفته است:زير سؤال بردن هولوكاست، مزايا و موضع قدرتمند صهيونيست‏ها را كه در بسيارى از كشورهاى غربى از آن برخوردارند، قطع خواهد كرد. بنابراين هر كسى در اين باره بحث كند و يا ابعادى از داستان هولوكاست را زير سؤال ببرد، بايد ساكت شود.يهوديان برخوردهاى خشنى يا تجديدنظر طلبان دارند، آنان باعث شدند تا من از مؤسسه و هيأت آموزشى پيل كه در آن كار مى‏كردم،اخراج شوم و دليل آن هم اين بود كه از حق آزادى بيان افرادى از جمله دوكالينز، قهرمان جنگ و روزنامه‏نگار انگليسى، كه برخى از ابعاد داستان هولوكاست را در فيلم تبليغاتى فهرست شيندلر متعلّق به استيون اسپيلبرگ زير سؤال برده بود، دفاع كرده بودم.

پروفسور گرمر رادولف:او در كتاب‏هاى متعدد خود نشان داده كه هيچ اتاق گاز و يا ابزار كشتار جمعى ديگرى در اردوگاه‏هاى آشويتس و غيره وجود نداشته است و اساسا با امكانات زمان جنگ جهانى دوم استفاده از گاز زيگلون Bبراى كشتار انسان‏ها غيرممكن بوده است.

پروفسور فرد لوختر:او با ارايه يك گزارش جنجال برانگيز و كاملا تخصصى نشان داده است كه ابزارهاى فنى زمان جنگ جهانى دوم و ساختمان‏ها و ساختارهاى موجود در اردوگاه‏هاى آلمان هيتلرى فاقد توانايى كشتار 6ميليون نفر بوده و اصولا كشتار 6ميليون يهودى با امكانات و ساختمان‏ها و ساخت و سازهاى آن زمان غيرممكن بوده است.

پروفسور اينگريد ويگرت:وى با بررسى سياست‏هاى رسمى دولت هيتلر از روى اسناد به‏جامانده از اين دولت نشان مى‏دهد كه اولا بر خلاف تبليغات فعلى يهوديان، دولت آلمان با مهاجرت يهوديان به خارج از اين كشور مخالفتى نداشته و ثانيا يهوديان ثروتمند خود براى فراهم ساختن زمينه مهاجرت يهوديان با دولت هيتلر همكارى داشته‏اند. پس ادعاى صهيونيست‏ها در اين كه نازى‏ها از مهاجرت يهوديان ممانعت كرده و فقط به كشتار آنها راضى مى‏شده‏اند، دروغ است.

دكتر جيمز مارتين:او در كتاب مشهور خود به رويكرد بازنگرى تاريخى و برملا ساختن دروغ‏هاى يهوديان در مورد جنگ جهانى دوم پرداخته و خلاصه‏اى از آراى منتقدان در رد دروغ‏هاى ساخته شده در مورد اين جنگ را مطرح كرده است.

پروفسور دان هديشيمر:او با اسناد معتبر و شواهد غيرقابل انكار نشان داده است كه صهيونيست‏ها و يهوديان پس از جنگ جهانى اول نيز در يك تلاش نافرجام تبليغاتى مدعى شدند كه 6ميليون يهودى در جنگ جهانى اول كشته شده‏اند! اما اين ادعاى پوچ موفق نگرديد و صهيونيست‏ها اين ادعا را براى جنگ جهانى دوم با شدت وحدت بيشترى مطرح ساختند،تا در پرتو آن به مظلوم‏نمايى دست بزنند.

نتيجه

هيولاى هولوكاست همچنان سايه افكنده است،لذا صحبت در خصوص آن در اكثر كشورهاى اروپايى هنوز هم جرم محسوب مى‏شود و محققين و پژوهشگرانى كه در اين قضيه ترديدهايى را ايجاد كرده‏اند، محاكمه، زندانى و از محافل علمى طرد شده و يا از كشور ممنوع‏الخروج مى‏شوند.پايگاه اينترنتى نشنال ونگارد در 5مرداد 1384نوشت:ارنست زاندل كه به علت زير سوال بردن افسانه يهودى سوزى )هولوكاست( به زندان محكوم شده، در آخرين نامه‏اش به دوستان خود از سختگيرى‏هاى شديدتر عوامل زندان عليه خود خبر داده است.در 12شهريور 1384پايگاه مذكور به نقل از دولت آلمان اعلام كرد در صورت ورود همسر زاندل به آلمان، وى دستگير و روانه زندان خواهد شد.

7در بهمن 1384خبرگزارى آلمان از شهر پوتسدام آلمان اعلام كرد كه مقامات آلمان به مدت شش ماه فردى به نام هورست مالر را از داشتن گذرنامه محروم كردند.اداره امور داخلى ايالت شرقى براند نبورك اعلام كرد، اين اداره مانع از مشاركت مالر در كنفرانسى در ايران براى زير سوال بردن قتل عام يهوديان توسط نازى‏ها شده است.به ادعاى اين وزارتخانه، مالر با اظهارات خود در كنفرانس تهران باعث خدشه‏دار شدن شديد وجهه آلمان در دنيا مى‏شود؛ 10بهمن 1384ايران‏نيوز گزارش داد كه تعدادى از منتقدان غربى هولوكاست با منع شش ماهه مسافرت روبرو شده‏اند.در 25بهمن 1384مجلس كنيست رژيم صهيونيستى تصويب كرد كه تكذيب هولوكاست در هر جاى جهان و از سوى هر شخص،جرم تلقى مى‏شود و قضات اسرائيلى مجازند آن را به عنوان جرم رسيدگى و عوامل آن را دست محاكمه نمايند. 30بهمن 1384نيز پايگاه اينترنتى Wcaxدر ايالت ماساچوست آمريكا نوشت كه برايان دى مربى بسكتبال دبيرستان كنت ديالت نيوهمشاير كه به مدت 22سال در آن به عنوان مربى بسكتبال مشغول به كار بود،به خاطر بيان طنز درباره هولوكاست از كار معلق شد.سازمان‏هاى صهيونيستى در آمريكا به خاطر حساسيت تبليغ هولوكاست در بين نوجوانان و جوانان آمريكايى سالانه درس‏هاى آموزشى در اين باره در مدارس برقرار مى‏كنند و بازديدهاى منظمى نيز دانش‏آموزان آمريكايى از موزه بزرگ هولوكاست در واشنگتن انجام مى‏دهند. چنانچه در اسفند 1384يك دادگاه اتريش ديويد ايروينگ تاريخ‏دان مشهور انگليسى را به خاطر انكار قضيه هولوكاست به سه سال زندان محكوم كرد.

 

انتشار : ۱ آذر ۱۳۹۵

هخامنشیان


هخامنشیان

هخامنشیان از پارسیان بشمار می روند.

پارسیان مردمانی آریایی نزاد بودند که تاریخ آمدن ایشان به ایران معلوم نیست. در کتیبه های آشوری از سده ی نهم پیش از میلاد آمده است. از همان تاریخ آنان در ناحیه ی انشان که در مشرق شوشتر و حوالی کارون واقع بود دولت کوچکی تشکیل دادند که در ابتدا از دولت ماد اطاعت می کردند . جد ایشان هخامنش همه ی قبیله های پارسی را زیر فرمان خود در آورد.

 

 

تمدن و فرهنگ هخامنشی

شاه : این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از پارسی باستان گرفته شده است که پس از تحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است .

چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) اصطلاح شاهنشاه بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی فلات ایران و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند .

شاهنشاه در پارسی باستان خشایه ثیه یعنی شاه شاهان آمده است.

 

لباس ویژه شاهنشاه

شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از دیبای ارغوانی که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی راتیار و یا گیسداریس خوانده اند .

شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت.

فرمانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد .

 

کشورداری

داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه خشتره یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به افرادی که مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود.

از زمان جانشینان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام کارانا بود نیز بدست گرفتند.

اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند .

در اوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که چشم و گوش شاه خوانده می شدند به استانها گسیل می گشت .

 

سپاه ایران

سپاه جاویدان

پیش از داریوش ایران سپاه منظمی نداشت و ارتش آن بصورت افراد غیر حرفه ای اداره می شد . داریوش به تشکیل سپاه جاودان پرداخت که شمار ایشان به ده هزار تن می رسید . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن دژها را ارگبد می گفتند .

لشکر ایران به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و کمان و نیزه و شمشیر و زوبین و خنجر و کمند و سپر و کلاهخود و زره بودند .

اسب و فیل و شتر را هم زمان در جنگ بکار می بردند .

ایرانیان در تیر اندازی مهارت داشتندچنانکه هرودت می نویسد پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می آموختند که :

راست بگویند

راست بر اسب سوار شوند

راست تیر بیندازند .

از زمان داریوش دوم ، جنگاوران یونانی نیز بعنوان مزدور در ارتش ایران راه یافتند و همین امر باعث تن پروری ایرانیان و انحطاط ارتش ایشان گردید .

در ایران از زمان کوروش گردونه های جنگی نیز به کار می رفت . چرخهای این گردونه ها غالباً مجهز به داسهای برنده بودند .

 

تخت جمشید پایتخت داریوش و جانشینانش

 

نیروی دریایی

در زمان هخامنشی ایران به دستیاری رعایای فینیقی و یونانی خود دارای نیروی دریایی مهمی گردید . این نیرو ، ایران مرکب از سه گونه کشتی بود :

اول - کشتیهای جنگی که پاروزنان آن در سه ردیف یکی بالای دیگری قرار می گرفتند.

دوم - کشتیهای دراز که برای حمل و نقل اسبها و سواره نظام بکار می رفت .

سوم - کشتیهای کوچکتر که برای حمل و نقل خوار و بار استعمال می شد .

 

میراث تمدنهای گذشته

دولت هخامنشی وارث تمدنهای قدیم پیش از خود بود و همة علوم و معارف ملل پیش ، مانند : آشور و بابل و عیلام ، در بین اهل آن ، در آن کشور پهناور رواج داشت .

بزرگترین شهر علمی و دانشگاهی آن ، امپراتوری بابل بود . در این شهر تعلیم معارف قدیم ، به دست کاهنان بابلی و مغان بود .

آثار و تألیفات قدیم را به زبانهای اکدی و سومری و عیلامی و آرامی می خواندند .

ستاره شناسان و ریاضیدانان بابلی در عصر خود مــشهور آفاق بودند و علوم خود را همراه با سحر و جادو به شاگردان خود می آموختند .

 

 

 

دین در دوره هخامنشی

در دورة هخامنشی از مذهب ایرانیان اطلاع صحیحی در دست نداریم . همینقدر مسلم است که در عصر ایشان دین رسمی در ایران وجود نداشته است .

هخامنشیان نسبت به مذاهب بیگانه سختگیر نبودند و مانع از رواج آنها در کشور خود نمی شدند .

 

سخن داریوش در کتیبه بیستون

داریوش در سنگ نوشته های خود می گوید : اهورا مزدا «بغ» یعنی خدای بزرگی است . او از همة بغان بزرگتر است . او آسمان و زمین و آدمی را آفرید و داریوش را شاه کرد .

از زمان اردشیر دوم از خدایان دیگری مانند آناهیتا و میترا که در ردیف اهورمزدا بشمار می رفتند در سنگ نوشته های او نیز یاد شده است .

 

آئین میترا

مذهب مهر پرستی یا آئین میترا در ایران غربی رواج فراوان داشته ، در مشرق و شمال ایران نیز اغلب مردم آریایی ، زرتشتی مذهب بوده اند .

برخلاف هخامنشیان ظاهراً مادها بیش از ایشان طرفدار دین زرتشت بشمار می رفتند و مغان یا روحانیان زرتشتی از طوایف ششگانة مادها شمرده می شدند .

قیام گئوماته مغ نیز به خاطر آن بوده که دین زرتشت را در ایران رواج دهد .

زرتشتیان مردگان خود را در فضای آزاد می گذاشتند تا طعمة مرغان شکاری و درندگان شوند . اما هخامنشیان چنانکه از مقابر ایشان در تخت جمشید پیداست ، مردگان خود را دفن می کردند .

اغماض و سهل انگاری هخامنشیان نسبت به ادیان دیگر و حتی درباره بت پرستان نشان می دهد که اگر هم زرتشتی بوده اند ، در آن دین تعصب زیادی نداشته اند .

 

هنر و معماری هخامنشی

عالیترین هنر ایرانی به معنی حقیقی در این دوره ، معماری آن اســت . ایـن هنر در بناهــای عظیم پاسارگاد و تخت جمشید و شوش تجلی کرده است .

 

پاســـارگارد

نخــستین پایتــخت هخامــنشی در ایالــت پارس در سالهای559 تا 550 ق . م ، به دست کوروش بنا شده و سپس از 529 تا 521 به دست پسرش کمبوجیه تکمیل گردیده .

 

آرامگاه کورش در پاسارگاد

بنای معروف آرامگاه کوروش در مغرب دهکده مادر سلیمان واقع است .

پوشش این آرامگاه از سنگ و به شکل شیروانی است . برای ساختن آن قطعات بزرگ سنگ آهک را روی هم گذارده اند . قسمت پایین آن از شش ردیف پلکان تشکیل می شود ، بطوری که شکل هرمی را پیدا کرده است .

 

آرامگاه کوروش را سابقاً قبر مادر سلیمان می گفتند .

در شمال این آرامگاه کاخ پذیرایی کوروش دیده می شود . وسعت این کاخ 2520 متر مربع است و شامل یک تالار بزرگ مرکزی است . سرستونهای آن مرکب از نیم تنة گاو یا شیر می باشد . نزدیک رود پلوار ، کاخ دیگری کشف شده که در حدود 584 متر وسعت دارد . روی نقوش برجسته ای که در کنار دری قرار داشته، یک فرشتة بالدار دیده می شود که قبای عیــلامی و تاج مصـری برسردارد و آن را فروهر ، یعنی صورت مثالی کوروش می دانند .

 

دیگر شهرها و بناها

در شوش در کاخ داریوش اول یک کتیبه ای که جنبه ساختمانی دارد کشف شده که دربارة مصالح ساختمانی و صنعتگرانی که در ساختمان آن کاخ کار می کردند شرح مفصلی داده است .

 

نقش رستم

در نقش رستم که در حدود پنج کیلومتری تخت جمشید واقع شده ، مقبرة داریوش بزرگ و دیگر شاهنشاهان هخامنشی مانند : خشایارشا و اردشیر اول و دوم دیده می شود .

این مقبره ها حفره هایی است که در صخره های عمودی بوجود آمده و مدخل آنها به صورت دالان سرپوشیده ای است که چهار ستون دارد .

 

آثار بجای مانده از شوش

در شوش نیز از داریوش اول و خشایار شا و اردشیر دوم آثار بدست آمده که قسمت عمدة آنها در موزة لوور پاریس نگاهداری می شود .

در شوش معماری کاخها بیشتر تحت تأثیر هنر بین النهرین قرار گرفته است .

 

مهرهای هخامنشی

از جملة آثار هنری آن دوره ، مهره های استوانه ای شکل است که به جای امضا بر روی اسناد و نامه های اداری قرار می دادند . این مهره ها از نظر هنر کنده کاری نظیر مهره های بین النهرین هستند

 

خط میخی هخامنشی

نخستین خط ایرانی

نخستین خطی که در ایران زمین با آن یکی از زبانهای ایران باستان نوشته شده ، خط میخی هخامنشی است . آنچه از آثار کتبی زبان روزگار هخامنشیان که بصورت فارسی نامیده می شود و به ما رسیده است با همین خط نوشته شده است .

این خط از چپ به راست نوشته می شود .

 

تاریخ خط میخی

این خط احتمالا باید در هشتصد سال پیش از میلاد مسیح به ایران راه یافته باشد اما بدبختانه از روزگار پادشاهی مادها که در پایان سده هشتم تشکیل یافته، هنوز آثار کتبی بدست نیامده است . به ویژه شهر همدان برعکس شهرهای دیگر که با فاصله از شهر ازبین رفته ایجاد می شوند ، دقیقاً بروی ویرانه های شهر هگمتانه (پایتخت مادها) بناشده و خود این مسئله مانع از کند و کاوهای باستان شناسی می گردد .

 

اولین نوشته های موجود

آثار میخی که بدست داریم همه از زمان هخامنشیان است .

بنا به نظر برخی ها نخستین خط میخی هخامنشی بدست آمده متعلق است به کوروش کبیر که در دشت مرغاب بجای مانده و در آن تنها یک جمله من هستم کوروش شاه هخامنشی نوشته شده و به زمان 529 - 559 ق.م نگاشته شده است .

 

نظری دیگر در مورد کتیه دشت مرغاب

برخی دیگر معتقدند این کتیبه به همراه پیکر بالدار و تاج بر سر واقع در دشت مرغاب متعلق به کوروش کوچک برادر اردشیر دوم است که به امید رسیدن به تاج و تخت با برادر خود جنگید و در جزء سپاهیانش سیزده هزار سرباز مزدور یونانی بودند و در کونخ، تقریبا در دوازده مایلی بابل شکست خورده و کشته شد.

البته بسیار بعید به نظر می رسد که برای او در دشت مرغاب پیکری تراشیده و به او لغب شاهی دهند . البته در این نوشته جای رد کردن یا تایید این مطلب نیست .

این مطلب تنها به این دلیل مطرح شده که به یکی از این فرضیه ها این کتیبه اولین سند از خط میخی هخامنشی است .

 

وضعیت خطوط دیگر این کتیبه

البته این کتیبه به دو زبان دیگر هم ترجمه شده ( زبان بابلی و زبان ایلامی که بالای خط هخامنشی نوشته شده اند .

 

کتیبه های داریوش

اما دو کتیبه دیگر نیز قدمتی بیش از این دارند. یکی ASH و دیگری AMHکه هر دو بنا به دلایلی به دوران متاخر هخامنشی متعلق است نه به دوران ابتدایی آن که ارشامه و آریارمنه شاهی می کردند . به هرحال می توان گفت اولین کتیبه های بدست آمده متعلق به داریوش بزرگ است .

پادشاهان دیگر هخامنشی که از آنها کتیبه به خط میخی هخامنشی بدست آمده عبارتند از :

داریوش ( 486 - 522 )

خشایارشا ( 465 - 486 )

اردشیر اول ( 424 - 465 )

اردشیر دوم ( 359 - 404 )

اردشیر سوم ( 338 - 359 )

و احتمالاً آریارمنه و ارشامه

هرودوت در جایی از لشکرکشی داریوش به جنگ ساکها skyths می گوید :

چون داریو ش به بسفر رسید دو ستون از سنگ سفید در آنجا بر پا کرد در یکی از آنها نام های کسانی را که با وی همراه بودند به خط آشوری و دیگری به خط یونانی کنده گری کردند ...

البته باید توجه داشت که هرودوت خط میخی هخامنشی را خطوط آشوری نامیده است.

 

پیدایش خط میخی

خط میخی ابتدا در سومر شکل گرفته به اکد رفته و از آنجا به بابل و آشور راه یافته است و و پس از آن به ایران رسید .

اما در ایران به اندازه ای این خط تغییر یافت که به صورت یک الفبا درآمد .

اما بعد از اردشیر سوم ( 338 - 359 ) ق.م دیگر اثری از این کتیبه بدست نیامده و چند نگین و مهر که بدست آمده همه قبل از سال 300 پیش از میلاد است .

 

واژه های خط میخی

روی هم رفته از تمامی آثار نگاشته شده هخمنشی کلاً چهارصد و اندی واژه از زبان پارسی باستان بجای مانده. البته این تعداد ریشه و بن شناخته شده دارند و ما با مشتقات آنها کار نداریم .

باید اشاره کرد که خط میخی با تغییری که در ایران کرد یک قسم از الفبای آریائی گردید یعنی فقط علامات این الفبا از اشکال میخی بابلی اقتباس شده است . در روزگار هخامنشیان خط دیگری به ایران راه یافت و رفته رفته جای خط میخی را گرفت.

 

پایتخت هخامنشیان

به طور کلی هخامنشیان در طول دوران حکومت خود شش پایتخت داشته اند که عبارتند از : انشان ، هگمتانه ، بابل ، شوش ، پاسارگاد و تخت جمشید.

دو پایتخت پاسارگاد و تخت جمشید جدیدالتأسیس بودند و توسط هخامنشیان بنا شدند. پاسارگاد توسط کورش کبیر و تخت جمشید توسط داریوش هخامنشی احداث شد.

 

بنای پاسارگاد توسط کورش

مکانی که کورش بزرگ در پاسارگاد آغاز به ساختن آن کرد ، در مقایسه با قلعه های کوهستانی مادی ، تفاوت داشت ، اما از بعد فقدان نظام و جوهره شهری با آنها مشترک بود.

پاسارگاد مجموعه ای است از کاخها ، عمارات دولتی ، آثار مذهبی ، یک صفه دژ مانند و گور کوروش ، که جدا از یکدیگر در دشت مرغاب واقع‌اند و قسمتهایی از آن نیز به کمک مجاری آبیاری به چمنزار و باغ بدل شده است.

 

بنای تخت جمشید توسط داریوش

داریوش اول نیز به ایجاد ساختمانهایی در پاسارگاد ادامه داد لیکن اقامتگاه شاهی خود را به 80 کیلومتری جنوب پاسارگاد ، یعنی جلگه حاصلخیزتر و زیبای مرودشت ، منتقل کرد که قبلاً شهر انشان در آنجا رونق یافته بود. گرچه این اقامتگاه شاهی که تخت جمشید یا پرسپولیس نام گرفته دارای طرحی بسیار متمرکزتر است ، اما چندان بی شباهت به طرح پاسارگاد نیست.

 

ساختار و نقشه تخت جمشید

صفه تخت جمشید را کاخها ، تالارهای بارعام ، خزانه و پلکان با شکوه روبازی اشغال می‌کرد و حفاظت آن را استحکاماتی از خشت خام بر ستیغ کوه مجاور ، به نام کوه رحمت ، تأمین می نمود.

نگاهی به پایتخت ها هخامنشی

شوش نیز که ظاهراً نخستین اقامتگاه داریوش بوده است دارای وضعیت مشابهی است. بنابراین شوش ، تخت جمشید و پاسارگاد ، سه پایتخت شاهنشاهی که نسبتاً به خوبی بررسی شده اند، و همچنین اکباتان چهارمین پایتخت آنان که کمتر شناخته شده است ، باید شهرهای مسکونی فرمانروایان بوده باشند، تا اقامتگاههایی که جنبه شهریت داشته‌اند و نباید آنها را با شهرهای امروزی یا قرون اخیر مقایسه کرد.

پایتخت سلسله های بعدی

در حدود 300 ق . م. شالوده ، سلوکیه پایتخت سلوکیان ، در غرب رود دجله و در ناحیه مدائن ریخته شد. در ناحیه مدائن شهرهای تیسفون در شرق دجله ، و سلوکیه و وه‌اردشیر در غرب دجله ، مستقر بوده‌اند ، که البته موقعیت مکانی دقیق آنها روشن نیست.

البته تیسفون شهری پارتی (اشکانی) و وه‌اردشیر شهری ساسانی است که در طول زمان در ناحیه مدائن و یا تیسفون شکل گرفته و در مواردی از مکانی به مکان دیگر جا به جا شده اند. در واقع در این منطقه یک مجموعه شهری وجود داشته است (هوف ، نظری اجمالی به پایتختهای قبل از اسلام) .

اوضاع اجتماعی

پایه و اساس زندگانی اجتماعی آن روز ، کشاورزی بود . دراین دوره مأموران دولتی مخصوصی وجود داشت که ناظر در امور کشاورزی و متصدی وصول مالیاتها بودند .

حمایت ویژه هخامنشیان از گسترش کشاورزی

پادشاهان هخامنشی به کسانی که زمینهای بایر را تبدیل را اراضی زراعتــی یا پرداخت می کردند و به احداث قنوات می پرداختنــد ، پاداش خوبـی مـی دادند .

دامداری و صنایع دستی

دامداری رواج فراوان داشت و اسبهای نسا که در ماد پرورش می یافتند ، شهرت بسزایی داشتند . هر ایالت و شهری به صنعت دستی خود مشهور بود .

بازرگانی و امور مالی

در بابل و بین النهرین بازرگانی رواج فراوان داشت . بانکهایی که برای توسعة تجارت و کشاورزی به مردم وام می دادند ، تشکیل شده بود که معروفترین آنها دو بانک برادران اگیبی و پسران موراشو در بابل بوده است .

امیــران و بزرگان و دستگاههای اداری و مذهبی ، کارگرانی داشتند که آنان را « مانیا » می خواندند . بر اینان که بردگانی بیش نبودند داغ می نهادند و در امور ساختمانی و کشاورزی و صنعت از وجودشان استفاده می کردند . اینان از اسیران جنگی بشمار می رفتند و آنان را غالباً در روستاها ساکن می دادند .

 

وضعیت اراضی

قسمت اصلی اراضی کشور باستثنای املاک برده نشین ، به وسیله کشاورزان اداره می شدند . این کشاورزان حق نداشتند آن اراضی را ترک کنند و با همان زمینها به مالک دیگر منتقل می گشتند .

قسمتی از اراضی کشور به معابد اختصاص داشت . در این نقاط کانونهای انبوه بردگان بوجود آمده بود.

 

طبقات

در روزگار هخامنشی مردم ایران بر پنج طبقه به شرح زیر تقسیم می شدند : <br>

1 - بزرگان .

2 - مغان .

3 - کشاورزان .

4 - بازرگانان و پیشه وران .

5 - بردگان .

از طبقة بزرگان هفت خانوادة پارسی در درجة اول بودند ومناصب لشکری و کشوری در دست آنان بود . مغان یا روحانیان از طوایف ششگانة ماد بودند که در دورة هخامنشی نیز اهمیت و اعتباری داشتند و اجرا کنندة مراسم مذهبی بشمار می رفتند.

نظام مالی درخشان داریوش

هرودت می نویسد که داریوش مالیات ایران را به نقدی و جنسی تعیین کرد و ایران را به بیست منطقة مالیاتی تقسیم نمود و همراه با هرساتراپ( یا همان استاندار ) یک نفر امین در امور مالی نیز روان داشت .

تمام مالیاتها در خزانة شاهی نگاهداری می شد . طلا و نقره را آب کرده در کوزه های سفالین می ریختند و هر وقت پولی لازم می شد شاه حکم می کرد که قسمتی از شمشها را ببرند و مورد استفاده قرار دهند .

 

منبع

www.daneshnameh.roshd.ir

 

 

انتشار : ۱ آذر ۱۳۹۵

دفتر فنی دانشجو

توجه: چنانچه هرگونه مشكلي در دانلود فايل هاي خريداري شده و يا هر سوال و راهنمایی نیاز داشتيد لطفا جهت ارتباط سریعتر ازطريق شماره تلفن و ايميل اعلام شده ارتباط برقرار نماييد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما