مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی  

مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی

مرکز دانلود تحقیق رايگان دانش آموزان و فروش آنلاين انواع مقالات، پروژه های دانشجويی،جزوات دانشگاهی، خلاصه کتاب، كارورزی و کارآموزی، طرح لایه باز کارت ویزیت، تراکت مشاغل و...(توجه: اگر شما نویسنده یا پدیدآورنده اثر هستید در صورت عدم رضایت از نمایش اثر خود به منظور حذف اثر از سایت به پشتیبانی پیام دهید)

نمونه سوالات کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات کارشناسی دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات دانشگاه پيام نور (سوالات عمومی)

کارآموزی و کارورزی

مقالات رشته حسابداری و اقتصاد

مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

مقالات روانشناسی و علوم تربیتی

مقالات فقهی و حقوق

مقالات تاریخ- جغرافی

مقالات دینی و مذهبی

مقالات علوم سیاسی

مقالات مدیریت و سازمان

مقالات پزشکی - مامایی- میکروبیولوژی

مقالات صنعت- معماری- کشاورزی-برق

مقالات ریاضی- فیزیک- شیمی

مقالات کامپیوتر و شبکه

مقالات ادبیات- هنر - گرافیک

اقدام پژوهی و گزارش تخصصی معلمان

پاورپوئینت و بروشورر آماده

طرح توجیهی کارآفرینی

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 1615
  • بازدید دیروز : 3999
  • بازدید کل : 15299137

دوستی و همدلی


((دوستی و همدلی ))

راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است . صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده.

دوستی آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی. دوستی در توقع نداشتن از دیگری است نسبت به دیگران آزاده رفتار کن

دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است. دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.

دوستی در این است که در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باشی. دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است

دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها دارید. دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی.

دوستی ار این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند. دوستی در این است که نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودت بدانی

دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی. دوستی در محترم شمردن است. به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار

دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیری . دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.

راز دوستی در این است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی, نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی . دوستی در این است که هنگام صحبت با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد.

دوستی در این است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشی. خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات. دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی.

دوستی در این است که دائما دیگران را سرزنش نکنی بلکه مزایای مثبت کار درست را صادقانه بیان کنی. دوستی در این است که از سعادت دوستان شاد باشی و هرگز وضعیت خود را با بدبینی با وضعیت آنها مقایسه نکنی.

دوستی در این است که در غم و ناراحتی دوستانت شریک باشی و به آنها دلگرمی بدهی. نه این که به آنها دلگرمی بدهی نه این که با ابراز احساسات نادروست ناراحتی شان را تشدید کنی.

دوستی در این است که حامی حقوق دوستت باشی حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی. دوستی در معتمد بودن است. روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.

دوستی در این است که در معاشرت با جمع رشد کنی و آگاهی ات را افزایش دهی. دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی.

 

نکاتی از دوستی وهمدلی

1. آدم بی دوست فقیر ترین آدم هاست .

2. انسان عاجز کسی است که نتواند با کسی دوست شود و عاجز تر از او کسی است که دوستانی راهم که دارد از دست بدهد .

3. دوست آئینه انسان است .

4. دوست خوب بی جهت از انسان تعریف و تمجید نمی کند . از گفتن نقص ها دریغ ندارد اما هرگز دوستش را تحقیر نمی کند هرف او از دوستی منافع شخصی نیست .

5. محبوب ترین دوست ها کسانی هستند که عیب آدمی را به او هدیه کنند .

6. دوستی شدید انسان را شبیه دوشت خود می سازد .

7. انسان خوشبخت کسی است که با انسانهای کریم هم صحبت باشد .

8. انسان زیبایی ها و خوبی ها را دوست دارد و وقتی که فکر کند آن زیبایی و خوبی در کسی وجود دارد به اوعلاقه مند می شود .

9. دوستان واقعی یاد خدا را در دل زنده می کنند . آنان به زیبایی خرد آراسته اند . خیانت کار و سخن چین و ستمگر نیستند .

 

نکاتی برای حفظ دوستی

1. حفظ دوستی مشکل تر از پیدا کردن دوست است .

2. پایداری رابطه دوستی و رسیدن به ثمرات و نتایج آن بستگی به انجام مسئولیت های متقابل دارد .3. شخصیت دوست را باید محترم شمرد .

4. حق دوست و برادر را نباید ضایع کرد .

5. نباید انتظار داشته باشیم دوست ما هر گونه خواسته ی ما را برآورده سازد .

6. دوست باید خیر خواه دوست خود باشد .

7. حد دوستی را باید رعایت کرد . یعنی در دوستی میانه روی باید داشت .

« همان طور که دوستت به شخصیت تو احترام می گذارد تو نیز باید شخصیت او را محترم شماری.»

مسخره نکردن او ، تپرهیز از غیبت او ، نمونه های احترام گذاشتن به دوست است .

امام علی (ع) درباره رعایت حق دوست می فرماید .

به اتکاء رابطه صمیمانه و دوستانه ، حق برادرت را ضایع مکن .زیرا این عمل رابطه دوستی را از بین می برد و کسی که حقش را ضایع ساخته ای دیگر دوست تو نخواهد ماند .

به زحمت انداختن ، ظلم و اجحاف ، شوخی های آزار دهنده ، استفاده بیش از حد و بدون اجازه از امکانات دوست و ...

7. رسول خدا (ص) درباره خیر خواهی دوستان نسبت به یکدیگر می فرماید .

« دوستان خوب مانند دو دستی هستند که هنگام شستن ، یکدیگر را تمیز می کنند و از آلودگی ها پاک می سازند .

آری معمولا تربیت خانوادگی در شخصیت انسان موثر است و افراد پاک و لایق در خانواده های پاک تربیت می شوند . لذا شناخت خانواده دوست برای انتخاب او مفید است .

نتیجه گیری

همدلي با انسانها و نوع دوستي به عنوان انديشه و عملي خيرخواهانه، بيشتر از بعد اجتماعي موردتوجه قرار مي گيرد. ما به انسانهاي نوع دوست بيشتر به لحاظ اين كه تأثيرات مثبتي در اجتماع دارند احترام مي گذاريم.

اما همدلي و نوع دوستي از بعد فردي و مسائل روان شناختي نيز قابل توجه است و اگر اهميت آن از بعد اجتماعي قضيه بيشتر نباشد كمتر هم نيست. همدلي و نوع دوستي مي تواند عاملي براي رشد و بالندگي شخصيت انسان باشد.

قرآن كريم به هر دو بعد اين امر توجه دارد. مثلاً درخصوص صدقه وانفاق توصيه شده است كه اين كار به صورت پنهان و آشكار صورت گيرد. به نظر مي رسد وجه آشكار آن بيشتر براي تقويت بعد اجتماعي ـ ترغيب و تشويق ديگران والگوسازي ـ

و وجه پنهان وغيرعلني آن براي تقويت بعد فردي ـ زدودن كبر و نخوت و پالايش معنوي ـ پيش بيني شده است.

به هر حال در بعد روان شناختي، همدلي و نوع دوستي مي تواند درسطوح مختلف مؤثر باشد، ازجمله: ـ معناي زندگي باشد

و مشاوره بدان پذيرش خود و پذيرش ديگران گفته مي شود. آيه : لن تنالو البرحتي تنفقوا مما تحبون… آل عمران ـ ۹۲

با تأكيد برانفاق از آنچه كه خودتان دوست مي داريد اشاره به اين دارد كه اولاً با اين عمل به خودتان احترام بگذاريد و ثانياً ديگران را نيز محترم بشماريد.

 

انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۵

خصوصیات پستانداران


خصوصیات پستانداران

 

پستانداران پیشرفته ترین مهره داران هستند اعضای آنها در اکثر اکوسیستم های دنیا جانوران غالب بوده و نقش تعین کننده ای در زنجیره های غذایی دارند پستانداران گر چه از نظر تنوع و فراوانی بسیار کمتر از جانوران دیگر و حتی مهره داران دیگرند(پرندگان و ماهیان) ولی به خاطر پیچیدگی های بدن و به خصوص سیستم عصبی ، مغز پیشرفته تر و بزرگتر نقش کلیدی در بسیاری از اکوسیستم ها دارند.

خفاشها ، جوندگان ، گربه ها ، میمون ها ، والها ؛ اسب ها ، گوزن ها و انسان و اشکال زنده دیگر را علاوه بر گونه ها و راسته های معلوم شده می توان در زمره پستانداران نام برد بدن همه این جانداران کم و بیش از مو یا خز پوشیده شده است و خونگرم هستند علت نامیدن آنها به پستانداران به علت غده های پستانی ماده است زیرا این جانوران بچه های خود را با پستان شیر می دهند. پستانداران گوناگون در انواع مسکن ها از نواحی قطبی تا گرمسیری و از دریا تا انبوه ترین جنگل ها و خشک ترین صحراها زندگی می کنند. پستانداران عموماً از جنبه زیبایی شناسی جالب هستند از پستانداران اهلی خوراک ، پوشاک و ترابري انسان تا حدی تامین می شود.

 

مشخصات پستانداران :

1- بدن معمولا از مو یا ساختمانی نظیر آن پوشیده است (بعضی گونه ها کم مو هستند) موها در فواصل معین می‌ریزد.

2- پوست دارای غده های زیادی است (غده های چربی ، عرق ، عطر و پستان)

3- در جمجمه دوگندل پس سری وجود دارد گردن معمولا 7 مهره دارد، دم معمولا دراز و قابل حرکت دادن است.

4- ناحیه بینی باریک و دراز ، به شکل پوزه می باشد

5- دهان در هر دو آرواره دارای دندان است دندان ها در حفره هایی جا گرفته است و از لحاظ عادات غذایی و طرز کار متمایز هستند.

6-زبان معمولا متحرک است ، چشم پستانداران از پلک های متحرک بهره مند است.

7-گوش ها در خارج دارای لاله های گوشتی است.

8- چهار اندام که در هر یک 5 یا کمتر انگشت وجود دارد و به طور گوناگون برای راه رفتن ، دویدن ، بالا رفتن ، نقب زدن و شنا کردن یا پرواز کردن مناسب و سازگار شده است. انگشتها دارای چنگال ، ناخن یا سم و غالباً با بالشتک گوشتی می باشند و در آب بازان و پستانداران گیاهخوار دریایی اندام های پسین وجود ندارد.

9-یک مثانه ادراری وجود دارد.

10- تعداد اعصاب مرکزی در پستانداران 12 جفت است مغز بسیار تکامل یافته دارای نیمکره مغزی و مخچه بزرگ می باشد.

11- گرمای بدن منظم و ثابت است (homoiothermous) (ابوالقاسم امين- محسن شكوهي- 1344)

12-قلب کاملاً چهار خانه ای است فقط کمان آئورتی چپ باقی می ماند. گویچه های سرخ خون بدون هسته و معمولا گرد هستند.

 

13- تنفس فقط توسط ششها صورت می گیرد ، حنجره دارای رشته های صوتی است یک میان پرده ماهیچه ای کامل ششها و قلب ها را از حفره شکم جدا می سازد.

پوشش بدن :

پوست بدن مو و ساختمان ها ی شاخی گوناگون را تولید می کند و دارای تعداد زیادی غده است. جاهائی که به وسیله مو حفاظت می شود رو پوست نازک است و رنگ آمیزی گوناگون پستانداران ناشی از اختلاف رنگدانه های موجود در موست غده های سطحی عبارتند از غده های چربی ، غده های مو ، غده های پستانی ، غده های عرق و غده های اشکی.

دندانها :

دندان های پستانداران مانند اکثر مهره داران پست متمایز و گوناگون و معمولا با هم شبیه نیستند دندان های هر دسته یا گونه پستاندار به نوع غذاهای مصرفی ، ویژگی پیدا نموده است. از دندان ها می توان به هویت و عادات غذایی گونه دارند آن پی برد

دستگاه گوارش :

روده در گونه هایی که غذاهای متراکم از قبیل گوشت را به مصرف می رسانند کوتاه است و در جوندگان و پستانداران سمدار که علفخوار هستند دراز است همه پستانداران گیاهخوار دارای روده كور بزرگ هستند.

تولید مثل پستانداران :

لقاح در پستانداران همیشه داخلی است و بچه ها پس از تولد از شیر مادر تغذیه می شوند.

 

انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۵

چه کارهایی باید انجام دهیم که درختان کمتری قطع شود


چه کارهایی باید انجام دهیم که درختان کمتری قطع شود

 

مي دانيم كه درختان براي ما خيلي مهم هستند درختان علاوه بر اينكه موجب توليد اكسيژن مي شوند محل زندگي خيلي از پرنده ها و حيوانات هستند و با قطع درختان علاوه بر صدمه به هوا ، خيلي از حيوانات هم در خطر از بين رفتن قرار مي گيرند .حتي قطع درختان باعث فرسايش خاك و حتي راه افتادن سيل مي شود .

اگر شما كاغذ كمتري مصرف كنيد و بعد كاغذهاي مصرفي خودتان با بقيه زبالها قاطي نكيند ، درخت كمتري قطع مي شود چون با اين كاغذهاي باطله مي توانند كاغذهاي جديدي را توليد كنند .پس دقت كنيد.

كمتر از دستمال كاغذي استفاده كنيد و سعي كنيد براي تميز كردن مايعات ريخته شده روي زمين از ابر استفاده كنيد.

براي نوشتن يك يادداشت كوچك از يك كاغذ كوچك استفاده كنيم. سعي كنيم از هر دو طرف كاغذها استفاده كنيم بخصوص در ادراه ها.

سال ها طول میکشد تا یک درخت بتواند 40 متر رشد کند برای آنکه بتوانید 40 متر را خوب تصوّر کنید یک ساختمان 13 طبقه را در نظر بگیرید . هر روز هزاران اصله از این درختان بلند و تنومند در یک چشم به هم زدن قطع شده و روانه ی کارخانه های کاغذ سازی میشوند.

 

یک حساب ساده

برای آنکه موضوع را بهتر درک کنید ، یک حساب ساده می کنیم ، بر اساس آمار هر ایرانی سالانه 13 کیلوگرم کاغذ مصرف میکند که در کل رقمی برابر 910 میلیون کیلو گرم میشود . از طرف دیگر ، برای تولید هر تن کاغذ باید 15 درخت تنومند قطع شود پس : 910000. 15مساوی است با 13 میلیون و 650هزار درخت یعنی هر روز 37هزار و 400 درخت.

نقش درخت در جلوگیری از آلودگی هوا و سرازیر شدن سیلاب ها و ده ها مورد دیگر بر کسی پوشیده نیست ؛ آیا باز هم جایی برای مصرف بی رویه ی کاغذ باقی می ماند ؟و ما باید در مقابل آن بی تفاوت باشیم ؟ قطعا پاسخ منفی است .

امّا چه میتوانیم بکنیم که از مصرف بی رویه ی کاغذ و آسیب بیشتر به محیط زیست طبیعت و درختان جلو گیری شود ؟

1 - در نوشتن و انجام مکاتبات به شکلی عمل کنیم که کمترین مصرف را به دنبال داشته باشد.

2 - پس از نوشتن و استفاده از کاغذ آن را به عنوان ذباله دور نریزیم و زمینه ی باز یافت آنرا فراهم نماییم.

3 - کتاب ،مجلات و دیگر نوشتارها دارای عمر طولانی هستند و در آینده باز هم میتوانند مورد استفاده قرار گیرند . به عنوان مثال د رآلمان دانش آموزان کتاب های درسی را در آغاز سال تحصیلی به صورت امانت دریافت می نمایند و در پایان سال آن را به مدرسه تحویل میدهند . در ایران سالانه به حدود 180 میلیون جلد کتاب درسی نیاز داریم .

برای تهیه هر تن کاغذ از چوب ۴۴۰ هزار لیتر آب مصرف می شود در حالی که برای تهیه آن از کاغذ باطله، ۱۸۰۰ لیتر آب کافی است.

تهیه کاغذ از کاغذهای بازیافتی، ۳۰ تا ۵۵ درصد انرژی کمتری نیاز دارد و ۹۵ درصد آلودگی کمتری ایجاد می کند.

به کمک بازیافت ۲۵ درصد از کاغذهای موجود در زباله های شهری، می توان سالانه از قطع یک میلیون و هفتصد هزار درخت جلوگیری کرد.

انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۵

چگونه چوب به کاغذ تبدیل می شود؟ مراحل تبدیل چوب به کاغذ + تصویر


چگونه چوب به کاغذ تبدیل می شود

 نتیجه تصویری برای تبدیل چوب به کاغذ

 

  • تبدیل چوب به قطعات ریز :

با استفاده از ماشین پوست كنی، و دستگاه تولید تراشه و عبور تراشه‌ها از الك مخصوص صورت می‌ گیرد و قطعاتی به طول حداقل 4 و عرض 2 سانتی متر (در مورد چوب) به دست می‌آید .

 نتیجه تصویری برای تبدیل چوب به کاغذ

  • پختن چوب و تولید خمیر :

این عمل ممكن است از طریق مكانیكی یعنی، بدون استفاده از مواد شیمیایی و توسط بخار آب جوش، تحت فشار صورت گیرد كه معمولاً برای تهیه كاغذهای ارزان و كاهی، مانند كاغذ روزنامه متداول است. در روش شیمیایی از هیدروكسید سدیم (در روش قلیایی ) ، سولفیت هیدروژن كلسیم، در محیط اسیدی (PH=2-3 ، روش بی سولفیت) و یا سولفیت سدیم (در روش سولفیت) همراه با كمی كربنات سدیم در دمای بالاتر از 100 درجه سانتیگراد و تحت فشار، استفاده می ‌شود. در این مرحله خمیر قهوه‌ای رنگی حاصل می ‌شود كه از آن در تهیه مقوا، كارتن، و یا كاغذ‌های كاهی استفاده می‌ شود .

 

  • شستشوی خمیر كاغذ :

شستشوی قلیایی، كه با استفاده از محلول 3 درصد سود در دمای 45 تا 50 درجه سانتیگراد به مدت یك تا دو ساعت صورت می‌گیرد. این عمل برای جدا كردن لیگتین و كاهش رنگ خمیر انجام می ‌پذیرد .

برخلاف این تصور كه تولید كاغذ اساسا یك فرآیند مكانیكی است، در این فرآیند، پدیده‌های شیمیایی نقش برجسته‌ای دارند. از تبدیل چوب به خمیر كاغذ گرفته تا تشكیل كاغذ، اصول شیمیایی دخالت آشكاری دارند .

 نتیجه تصویری برای تبدیل چوب به کاغذ

  • اعمال شیمیایی (رنگ زدایی) در دو مرحله صورت می‌گیرد :

1 - كلر زنی، كه در PH=2 تا دمای 25 تا 45 درجه سانتیگراد به مدت تقریبی یك ساعت صورت می‌گیرد. در این مرحله لیگتین باقیمانده در خمیر، به صورت محلول در می ‌آید كه بسته به نوع مواد شیمیایی به كار رفته برای پخت، بین 3 تا 15 درصد ممكن است تغییر كند .

2- رنگ زدایی كه توسط هیپوكلریت سدیم (به صورت محلول 3 درصد)، دی اكسید كلر، پراكسید هیدروژن، ازون، و غیره در PH=9-10 صورت می‌گیرد. تا اینكه لیگتین فقط اكسید شود و سلولز تحت تأثیر قرار نگیرد .

 

  • خشك كردن خمیر كاغذ :

در این مرحله خمیر كاغذ را از دستگاه تمیز كننده و توری‌هایی كه دارای سوراخهای 2 تا 3 میلیمتری‌اند، عبور می ‌دهند تا قسمت عمده آب خود را از دست بدهد. بعد آن را از پرسهای قوی عبور می‌دهند تا باقیمانده آب آن نیز خارج شود .

 نتیجه تصویری برای تبدیل چوب به کاغذ

  • پرس كردن، برش زدن و بسته بندی :

با عبور خمیر خشك شده از میان غلتك ‌های مخصوص، آن را به صورت صفحات كاغذ در آورده و توسط دستگاه برش آن را در اندازه‌ های مورد سفارش و نیاز بازار مصرف برش می ‌دهند و بسته بندی می ‌كنند.

 

 

آیا می خاهید با یک کامپیوتر و یک خط اینترنت در منزل خود به راحتی بدون سرمایه و دانش خاصی پول به دست بیاورید!!؟؟؟؟ پس برای اینکه بدانید چگونه این کار انجام شدنی است روی عکس زیر کلیک کنید........ !!!!

آموزش جامع تصویری 0 تا 100 کسب بیتکوین رایگان در منزل با لب تاب و با استفاده از مرورگر گوگل کروم و افزونه CryptoTab browser  کریپتوت

انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۵

رنگ در معماري اسلامي


 

رنگ در معماري اسلامي

مقدمه

رنگ پدیده ای ذهنی است یعنی ادراک ما از امواج با طول موجهای مختلف است به عبارت دیگر تاثر ما از طول موجهای مختلف است که رنگ را می سازد از نظر یک فیزیکدان رنگ نوری است دارای طول موج معین و قابل ضبط . یک فیزیولوژیست رنگ را تنها تاثیرنور بر بعضی سلولها و تحریک اعضا می داند برای بعضی فیلسوفان رنگ چیزی بیش از یک تصویر ذهنی نیست در حالی که یک هنرمند نقاش زندگی را در رنگها می بیند و با رنگ احساس می کند اما روانشناسی که به رابطه ذهن و رنگ توجه خاص داشته باشد آنرا ذاتی و غیر قابل تفکیک از روان می داند و معتقد است که می توان افکار و درون آدمی را به وسیله رنگها سنجید و ارزیابی کرد هر رنگ آمیخته ای از دو خاصیت بارز یعنی شدت و درخشش نور با تاریکی و روشنی است و حتی می توان فواصل بین رنگها را همانند صدا اندازه گیری کرد و فیزیکدانها به واسطه طول موج خاص رنگها قادر به ضبط آنها هستند .

 

در فیزیک مدرن رنگها فقط بخش کوچکی از طیف امواج الکترومغناطیسی را تشکیل می دهند این طول موج بر اساس واحدی به نام انگستروم محاسبه می شود و هر انگستروم برابر با یک ده میلیونیم میلیمتر است امواج الکترومغناطیسی از اشعه کیهانی ( با کوتاهترین طول موج ) شروع و به امواج رادیویی ( با بلند ترین طول موج ) ختم می شوند کمترین طول موج 001/0 انگستروم متعلق به اشعهکیهانی و بیشترین آن 000/100 انگستروم متعلق به امواج رادیویی است این مجموعه از پرتو های مختلفی چون اشعهکیهانی ، اشعه گاما ، اشعه ایکس ، ماوراء بنفش ، نور مادون قرمز ، امواج صوتی و امواج رادیویی تشکیل می شود که رنگها ( نور ) تنها بین طول موج 4000 تا 7000 انگستروم را شامل می شوند و این طیفی است بین ماوراء بنفش و مادون قرمز ، رنگها به ترتیب بنفش از4000 تا 4500 ، آبی از 4500 تا 5000 ، سبز از 5000 تا 5700 ، زرد از 5700 تا 5900 ، نارنجی از 5900 تا 6100 و قرمز از 6100 تا 7000 انگستروم تشکیل شده اند . رنگهای ثانوی که از ترکیب این رنگها به وجود می آیند طول موجی ما بین این ارقام را دارند. نور خورشید مجموعه این رنگها ( به اضافه نیلی که بین بنفش و آبی قرار دارد ) است که با هم رنگ سفید را می سازند . اگر هیچیک از این رنگها نبود ( نور نبود ) همان است که ما به آن « رنگ سیاه» می گوییم .

 

 

 

 

رنگهای گرم و سرد

شاید برای بعضی عجیب به نظر آید که انسان با دیدن رنگها درجه حرارتی را تشخیص دهد اما تجربه نشان داده که در یک اتاق آبی یا سبز احساس سرما به آدمی دست می دهد ، هر چند که اندک باشد ولی در یک اتاق قرمز یا نارنجی حس گرما القاء می شود .

این احساس ها بستگی کامل به عوامل ذهنی و درونی دارد . از این رو می توان برای تسکین برخی از بیماریها از آن سود جست . برای مثال رنگ بنفش می تواند یک آرام کننده عمومی و کاهش دهنده فعالیتهای قلبی و لنفاوی باشد و یا قرمز ضد کم خونی و محرک حواس به حساب می آید ولی رنگ آ‎بی آرام کننده تحریکات و محرک نیروی حیاتی است بر این اساس آزمایشهای جالبی بر روی حیوانات صورت گرفته است برای نمونه اسبهایی را پس از انجام مسابقه در دو اصطبل جداگانه که با رنگهای آبی و قرمز رنگ آمیزی شده بود قرار دادند نتیجه این بود که که در اصطبل آبی اسبها زود تر آرام شدند .

 

تاثیرات روان شناختی رنگها

هر رنگ بر حسب سردی و گرمی خود تاثیر خاصی بر انسان می گذارد به طوری که با دیدن هر رنگ عکس العملهای الکترومغناطیسی و شیمیایی در مغز و چشم و اعصاب به وجود می آید که باعث فعل و انفعالاتی در قلمرو و روان آدمی می شود چنین واکنشهایی که بعد از مشاهده رنگها به وقوع می پیوندند دلالت بر تاثیر ذهنی و روانی رنگها دارد و می تواند به طریق مختلف مورد استفاده قرار گیرد برای مثال رنگ آبی به فرد کمک می کند تا مسائل درونی خویش را بازگو شود و از لحاظ روحی به آرامش برسد ولی رنگ قرمز ممکن است باعث توجه مفرط به خویش بشود تا حدی که فرد خود را بسیار سرسخت و خود محور نشان بدهد اما باید دانست که اثرات رنگها و دریافتهای ذهنی و گنجایش مغزی افراد متفاوت بوده و انسانی یافت نمی شود که دارای خلق و خوی کاملاً یکسان با دیگری باشد الگوهای رفتاری ارتباط مستقیم با رنگهای خاصی چون قرمز ، سبز ، زرد ، آبی و بنفش دارند و همین امر بنیان علمی به نام روانشناسی رنگهاست علمی که قادر است تا عمق عواطف آدمی راه یابد و از پیچیدگیهای روح خبر بدهد هدف روانشناسی رنگ درک خصوصیات معنوی و عاطفی رنگهاست و نه چیز دیگر چهار رنگ اصلی آبی ، قرمز ، سبز و زرد که نشانگر نیازهای روانی می باشد از اهمیت خاصی در روانشناسی برخوردارند که در اینجا به ویژگیهای روانی و شخصیتی هر یک از این رنگها اشاره ای خواهد شد رنگ آبی نشانه ایثار و عمق زیاد احساسات است رنگ قرمز نمودی از غرایز تند و نیرومند و نیروی اراده قوی و پشتکار است رنگ سبز نشانگر آرامش و انعطاف پذیری اراده است ؛ و سرانجام رنگ زرد از قوت فکری و نیز از خوشرویی و خلوص نیت فرد حکایت می کند .

رنگهای درمانگر

با توجه به اینکه رنگها تاثیر مستقیم روی سلسله اعصاب دارند یعنی با تغییر حالات روحی افراد پذیرای رنگهای مختلفی می شوند اکنون فرضیه ای مطرح شد که بنا بر آن با تغییر رنگها می توان به بهبود فرد امید داشت برای مثال : می توان کم خوابی را با تغییر رنگ درمان کرد و یا بعضی از ناراحتیهای سیستم اعصاب را با تبدیل رنگها به حالت عادی درآورد در این فرضیه اگر رنگ قرمز را بر بقیه رنگها ترجیح دهد دم و بازدم او افزایش یافته میزان ضربان قلبش تند می شود چه اثرش بر اعصاب سمپاتیک است ؟

اما رنگ آبی که عکس العمل درونی آن برعکس قرمز می باشد اثر آرام کننده دارد چون اثرش بر شاخه پاراسمپاتیک است رنگها به طور کلی به دو دسته تیره و روشن تقسیم می شوند ، اگر شخصی نیاز به آرامش روحی و عاطفی داشته باشد رنگهای تیره را انتخاب می کند در صورتی که نیازمند کار و فعالیت و تحرک باشد رنگهای روشن را پذیرا می شود تجربه نشان داده است افرادی که طالب رنگهای روشن هستند به راحتی به خواب می روند و از آرامش درونی خوبی برخور دارند ولی در صورتی که رنگهای تیره ترجیح داده شود معلوم است که مغز و اعصاب از آرامش برخوردار نیستند و چنین کسی معمولاً دارای خواب ناآرام است و چون این وضع ادامه یابد کم کم به عدم تعادل روانی می رسد تغییر رنگ محیط این افراد ممکن است در بهبود ایشان تاثیر کلی داشته باشد .

 

رنگ همچون نماد

اصطلاح نام و یا تصویری است که نماینده چیز مانوسی در زندگی روزانه ما باشد به طوری که علاوه بر معنی آشکار و معمولی دارای معنای تلویحی بخصوص نیز باشد . نماد معرف امری مبهم و ناشناخته و پنهان و رازگونه از آدمی است ، و رنگها هر یک می توانند در جایگاه یک نماد بکار گرفته شوند .

رنگها هر کدام دارای اشارات و اطلاعاتی سمبولیک و استعماری مرتبط با حالات و کیفیات مشترک اقوام است و جا دارد که در اینجا به توضیح مختصر آنها بپردازیم .

1 - رنگ زرد: زرد روشن ترین رنگ در طیف نور سفید است و بعد از آن رنگ زرد طلایی قرار می گیرد که منور است با درخششی ملایم این رنگ نماد آخرت ، پادشاهی و حکومت ، گرمای خورشید ، شگفتی ، عروج انبیاء ، شادمانی و سرخوشی است به طور کلی این رنگ نشانه روشنی و نور است ، ولی عوام «دیدن نور» را تحقق واقعیتی که قبلاً پنهان بوده می دانند و اینکه گفته می شود «فلانی روشن تر است .» به معنای هوش و آگاهی متعالی و والای اوست . پس رنگ زرد روشن از لحاظ سمبلیک با فهم و دانایی ارتباط دارد و نشان دانش و معرفت است . و به عکس زرد تیره از لحاظ دارای مفاهیم دروغ ، خیانت و حسد ، اشتباه ، بی اعتقادی و شک می باشد .

2- رنگ قرمز: رنگ قرمز رنگی است که به شدت جلب توجه می کند و دارای درجات مختلف تیرگی و روشنی است رنگ سرخ نمادی از خون ، آتش جاودانی حیات و هستی ، نشان زندگی و فطرت و خلق و خوی آتشین و مردانه است . از طرفی قرمز را رنگ سیاره مریخ دانسته و آن را علامت جهان متلاطم ، جنگ شیاطین و بالاخره نشان تثبیت شده ای از جنگ انقلاب و مبارزه و شورش خوانده اند ولی قرمز نارنجی تابشی پرشور از عشق است و در ضمن قرمز ارغوانی بر عشقی روحانی دلالت دارد .

3 – رنگ آبی:آبی رنگ درون است و همواره شخص را متوجه خودش می کند درجات مختلفی از رنگ آبی نیز وجود دارد آبی تاریک معنی وهم ترس غم و اندوه و مرگ و نیستی را با خود به ارمغان می آورد ولی همچنان نشان دهنده فکری برتر و مافوق طبیعی هم است و به عالم بالا اشاره دارد رنگ آبی به معنای وفاداری و ایمان نیز هست و به دین اعتبار جلوه ای خاص به زندگی می دهد . رنگ آبی به شکل استعاری نشانه آرامش و آب و طبیعت آرام است براساس روایات کهن هنری رنگهای نیلی و آبی تیره مناسب ترین محیط برای تفکر و اندیشیدن است .

4- رنگ سبز:این رنگ در میانه رنگهای آبی و زرد قرار دارد و رنگ طبیعت زنده است از نظر سمبلیک به آن درخت افسانه ای می ماند که با ریشه های عمیق و پابرجا مسلط برتمام فضای اطراف است پس نمودار عظمت حیات و زندگی همه جاگستر است رنگ سبز نماد طبیعت بکر و دست نخورده درون هم هست که وحشی و گستاخ می تازد و ناپایدار است .

 

تاثیر رنگ در زندگی انسانها

دنیایی که آن را نظاره می کنیم از دو عنصر مهم تجسمی فرم و رنگ تشکیل شده که لازم و ملزوم یکدیگرند رنگ برای همه حائز اهمیت است بخصوص برای هنرمند و نقاش رنگ جایگاه خاصی دارد و در تعلیم و تربیت نیز از موقعیت ویژه ای برخوردار است برای همه مردم لازم است که به این پدیده با دقت خاصی توجه کنند البته ناگفته پیداست هررنگی به مقتضای خاصیتش به نوعی در روان افراد تاثیر می گذارد که این اثر بی ربط با رفتارها و کنش های اجتماعی و روانی آنان نیست .

انتخاب رنگ اتاق ، وسایل کار ، میز ، لباس ، کفش ، اثاث منزل و … همیشه مورد توجه انسان بوده و هست به طوری که اختلاف سلیقه ها در این مورد نشان می دهد هر کس رنگی را می پذیرد یعنی هر کس بنا به مسائل فردی ، درونی و روحی خویش به رنگی انس گرفته آن را می پسندد رویت رنگها را نباید از نظر دور داشت که همواره در ارتباط با سه عامل طبیعت اشیاء چگونگی تابش نور و وضعیت عضو بینایی یعنی چگونگی دید افراد است هر موجودی که در این دنیا به چشم می خورد ابتدا از لحاظ شکل و اندازه سپس از نظر رنگ بیننده را به خود معطوف می دارد مانند یک میوه نارس که با رنگش اعلام می کند رسیده است یا نارس می باشد .

در دنیای کودکان نیز رنگ زرد مطلوب ترین رنگ است انتخاب رنگ در نقاشی کودکان نشان دهنده حالات روانی آنان است لذا توجه به رنگ به عنوان ابزاری در خدمت تعلیم و تربیت کودکان امری ضروری و الزامی است .

زمانی که به سطح فلزات نظر می اندازیم با توجه به رنگ آنها حتی می توانیم جنس و وزن آنها را احساس کنیم در تمام موارد چه فضاهای تزئینی و معماری مهندسی و برق در زمینه تبلیغات و آگهی ها در عالم هنر و سینما برای فرد عادی در تفرجگاه و برای هنرمند در کارگاه داشتن هشیاری ، حساسیت و شناخت نسبت به رنگها موثر است .

باید به رنگهای اصلی ، فرعی و مکمل ، قوانین ترکیب رنگها و تضاد در رنگ مایه ها توجه کافی کرد و برای ارزیابی رنگها ، آنها را باید از نظر توزیع سطوح رنگ ، درخشش و کیفیت هر رنگ و ابعاد و سطوح آنها مورد دقت قرار داد . جهان بدون رنگ امکان پذیر نیست و تمام دریافتهای عینی و تصورات از طریق رنگ حاصل می شود . در هر حال انسان پدیده رنگ را همانند آفتاب قبول دارد ،اما به حضور آن چندان دقیق نیست.

فیزیکدانها پدیده رنگ را با توجه به ارتعاشات و نوسانات نور مورد توجه قرار دادند . شیمیدانها با آزمایش بر روی ترکیب مولکولی ساختمان مواد رنگی ، ثبات و استحکام رنگها ، مایعات حلال رنگ و تهیه رنگهای مصنوعی و ترکیبی ، علم شیمی را در جهت تکامل صنعت به کار گرفتند و فیزیولوژیستها اثر رنگ را روی مغز ، اندیشه ، چشم و حتی در کالبد شناسی و واکنش بینایی بیان کردند . یکی از دانشمندان فیزیولوژیست می گوید : چشم و اعصاب همیشه تمایل بیشتری به رنگ خاکستری دارند و موقعی که این رنگ وجود نداشته باشد ، فقدانش ناراحتی ایجاد می کند ، زیرا آرامشی که در اثر رنگ خاکستری به وجود می آید از بین می رود (خاکستری رنگی خنثی است که شخصیت خود را از رنگهای پیرامونش می گیرد.) دلاکروا می گوید : خاکستری مخرب نیروی رنگهاست ، چون شدت و کنتراست (تقابل) رنگها با خاکستری از بین می رود .

هنرمندان رنگ شناس و نقاش از دیدگاه زیباشناسی رنگها را مورد بررسی قرار داده اند و روانشناسان نیز اثر رنگ را بر روی افراد مورد بررسی قرار داده و حالات آنان را توصیف کرده اند . روانشناسان هماهنگی رنگها را بیشتر مربوط به احساسات انسان می دانند . در محیط ، اثر رنگهای سرد (دارای حالتی عمیق ، روشن و سبک که معمولاً به صورت روشن به کار می روند ) و رنگهای گرم (عمق ندارند و به حالت تیره و سنگین به کار می روند ) نیز خود را به خوبی نشان می دهند . چنانکه به تجربه ثابت شده که انسان می تواند تا 7 درجه گرما و سرما را در محل کارش حس کند .

هر وقت که با رنگ آبی یا سبز مواجه می شود ، احساس سردی و هنگامی که با رنگ قرمز و نارنجی روبرو می گردد احساس گرمی می کند . می گویند در کشور شوروی سابق برای آزمایش اثر رنگها ، محیطی را به رنگ قرمز و نارنجی درآوردند و احساس سرمای 50 – را به 25 – تقلیل دادند . پس سبز و آبی حرارت را کاهش داده ، مسکن است و قرمز و نارنجی دما را افزایش داده ، بالاترین حرارت را نشان می دهد و محرک اعصاب نیز هست . این امر حتی در مورد حیوانات نیز خودنمایی می کند ، به طوری که ثابت شده ، در اصطبلی که به رنگ آبی و سبز است اصلاً مگس وجود ندارد . همچنین رنگ قرمز مانند موسیقی ملایم در افزایش شیر گاوها هم موثر است . اولین رنگهایی که انسان شناخت دو رنگ طیفی و فیزیکی سیاه و سفید (البته اینها رنگ نیستند ، بلکه آکروماتیک یعنی بی رنگند .) یا بهتر بگوییم دو رنگ آبی خیلی تیره و خیلی روشن بود که مظهر شب و روز تلقی می شد . این دو رنگ در زندگی انسان و در طبیعت دو قطب اساسی و مهم محسوب می شوند و به ترتیب تداعی کننده استراحت و کار و فعالیت به شمار می آیند.

 

عوامل موثر در انتخاب رنگها

1- سن: معمولاً کودکان از رنگهای زنده و خالص و بزرگسالان از رنگهای پخته و مرکب خوششان می آید.

2- محل زندگی: نوع محیط جغرافیایی مانند کوهستانی بودن ، کویری و ساحلی بودن ، مناطق آفتابی یا ابری در انتخاب رنگ بخصوص رنگ لباس موثرند . مثلاً زنان شمالی و روستایی به دلیل محیط همواره سبز ، از لباسهای گلدار و الوان استفاده می کنند.

3- فصول سال: استفاده از رنگ تیره در زمستان برای جذب گرمای خورشید و رنگ روشن در تابستان مورد توجه انسان است.

4- فرهنگ جامعه: انتخاب رنگ به خصوصیات اجتماعی ، روانی و فرهنگی جامعه نیز بستگی دارد ، به عنوان مثال : سرخپوستان با ترکیب و رنگ آمیزی پوست خود ، مقاومت ، ایستادگی و قدرت خود را بالا می برند .

5- زمینه هوشی و عاطفی : سلامت بدن ، روح و روان و حالات افراد در انتخاب رنگها موثر است .

6- طبقه جامعه : شهریها معمولاً از رنگهای سرد مانند سبز و روستاییها از رنگهای گرم مانند: قرمز یا اشباع شده و نقوش الوان استفاده می کنند .

7- طبقه اجتماعی از جهت میزان درآمد : افراد کم درآمد رنگهای براق و تند و پر درآمدها رنگهای سبک ، مرکب ، ملایم و ظریف را انتخاب می کنند.

از بررسی هایی که بر روی رفتارها و هنجارهای اجتماعی در آلمان به عمل آمده است مشخص شده که این کشور با اینکه فقط 6 سال درگیر جنگ جهانی دوم بود ، اما در حدود 20 سال وقت لازم داشته تا اقشار مختلف جامعه آلمان رنگهای مرده را کاملاً دور بریزند و رنگهای گرم و زنده را به عنوان عاملی برای رسیدن به زیبایی و رونق زندگی پرنشاط برگزینند حتی گویند ، تولید کنندگان باعرضهآن روزها پارچه هایی به رنگهای زرد و نارنجی و قرمز که خاصیت مثبت و ناآرام و هیجان آور داشتند به جهت عدم استقبال مردم دچار ورشکستگی شدند و همین عامل موجب مطالعاتی شد و عاقبت رنگ خاکستری را انتخاب و جایگزین کردند و بتدریج رنگهای دیگر را وارد صحنه ساخته ، در معرض دید مردم قرار دادند .

در ایران نیز رنگ بنفش که مخلوطی از آبی و قرمز به ترتیب صلح و آرامش ، جنگ و هیجان بود بعد از جنگ 8 ساله در معرض دید قرار گرفت . در اتاقهای جراحی هم قطرات خون روی لباس سفید جراحان تاثیر مستقیم بر حواس و روان داشت ، بنابراین سبز را جایگزین آن کردند که تا حدی نیز به موفقیت عملهای جراحی کمک کرد زیرا که رنگ خون روی سبز ، خاکستری شده ، چندان دغدغه ای مانند رنگ قرمز ایجاد نمی کند . ناگفته نماند که رنگها دارای وزن ، مزه و شکل هستند ؛ حتی در انسانها گاه موجب بروز خلاقیتها و استعدادهایی می شوند . واگنر موسیقیدان بزرگ آلمانی به رنگ قرمز و گوته شاعر معروف به آبی علاقه داشت و اسکاروایلد مفتون رنگ زرد بود.

پزشکان قرون وسطی در چین و مشرق زمین نور قرمز را در معالجه آبله و عفونتهای اگزمایی مانند سرخک و مخملک و بسیاری بیماریهای پوستی به کار گرفتند . و در اوایل قرن بیستم پزشکان روسی و آلمانی اثر درمانی نورهای آبی و بنفش را روی نور آلرژیها (درد عصب) تایید کردند . در تعلیم و تربیت نیز کلاسی به رنگ آبی روشن یا زرد مایل به سبز به مراتب اثرات بیشتری از کلاسی با دیوارهای خاکستری دارد و یا کتابی با رنگهای حقیقی بهتر از کتابی با تصاویر سیاه و سفید است .

 

رنگ در ایران

آزمایشهای انجام شده بر روی ایرانیان درباره رنگها نشان می دهد که اغلب در انتخاب رنگ ، سبز را ترجیح می دهند که بیانگر امید و احساس جوانی و آمیزه ای از دانش و ایمان و باروری و جاودانگی است و این رنگ در فرهنگ ایران زمین همواره جنبه تقدس داشته و کمااینکه هنوز سیدها که منسوب به القاب پیامبر اکرم (ص) می باشند از کلاه و یا شال سبز استفاده می کنند و حتی قبل از ظهور اسلام در ایران نیز این رنگ جهت شگون و فرخندگی زینت بخش سفره هفت سین بوده و هنوز در برخی از نقاط شیراز و یزد عروسان جوان در مراسم عقد از این رنگ پیراهن تهیه می نمایند و آن را علامت سبز بختی می دانند .

دومین انتخاب اشخاص طبق آمار آبی بوده است آبی فیروزه ای ، آسمانی و لاجوردی که شاید انگیزه این انتخاب وجود آسمان آبی این سرزمین و درخشانی و شفافیت آن باشد جلوه این انعکاس بر گلدسته ها گنبدهای مساجد و اماکن متبرکه نقش بسته و برآب مایه این زندگی بخش که همواره در کشورما کمیاب و گرانبها بوده نیز دلالت دارد .

وجود مفاهیم آرامش و پاکیزگی و معصومیت عدالت و ایمان و ایثار در این رنگ یکی دیگر از دلایل انتخاب آن توسط ایرانیان است چرا که این صفات بازتابی از آرمانهای ایرانی است در فرشهای دست بافت ایران از ابتدا تا کنون وجود این رنگ و به کار گیری در طی سالها ظرافت روحیه ایرانی و ترجیحی را که برای این انتخاب می دهند بیان می کند در هر گوشه پهناور این کشور علایق و اعتقادهای متفاوتی وجود دارد زرتشتیان بر نو عروس در عزای عزیزان خود سفید می پوشانند و در آئین دیگر و در قومی دیگر رسمی دیگر مرسوم است دنیای رنگها دنیای وسیعی است که شناخت آن کار آسانی نیست در استفاده های متفاوتی که از رنگها می کنیم مفاهیم آنها نیز دگرگون می شود چنانچه گاه قرمز را به نشانه شادی به کار می بریم و گاه به علامت غضب حتی زمانی که چشمان خود را می بندیم تصاویری از رنگهای مختلف در ذهن نقش می بندد و حتی خوابهای رنگی می بینیم از یاد نبریم که دنیای پیرامون ما همواره رنگی است .

 

چرخه رنگ

چرخه رنگ‌ها بر اساس رنگهای رنگین کمان تنظیم شده است: قرمز – نارنجی – زرد- سبز – آبی – بنفش. با قرار دادن این طیفها در حول یک دایره ترکیب جدید قرمز- بنفش رنگی را نتیجه می‌دهد که در رنگین کمان وجود ندارد، ولی در چرخه رنگها یافت می‌شود. با استفاده از این چرخه رنگ فهمیدن ارتباط بین رنگهای مختلف آسانتر می‌شود.

 

اجزاء چرخه رنگ

تمام رنگها از ترکیب سفید، سیاه و رنگهای اصلی ساخته شده‌اند. چرخه رنگ ارتباط بین رنگها را تشریح می‌کند.

 

رنگهای اصلی

رنگهای اصلی (قرمز، زرد و آبی) رنگهای خالص بوده و از ترکیب هیچ رنگ دیگری به دست نمی‌آیند. اگر سه رنگ با هم مخلوط شوند نتیجه کار رنگ خاکستری تیره فام دار (یا به قولی دیگر سیاه یا قهوه‌ای) است.

 

رنگهای ثانویه

از ترکیب مساوی دو رنگ اصلی رنگهای ثانویه به دست می‌آید . نارنجی، سبز و بنفش رنگهای ثانویه هستند.

 

رنگ‌های مرتبه سوم

رنگهای قرمز-نارنجی، قرمز- بنفش، زرد- سبز، زرد- نارنجی، آبی- بنفش و آبی - سبز از رنگهای اصلی و ثانویه با هم ترکیب شده و رنگهای مرتبه سوم را تشکیل می‌دهند

 

 

 

 

مصالح ساختمانی که دردوره اسلامی به کار رفته است

آجر

مهمترین مصالح ساختمانی در ایران قبل و بعد از اسلام بوده است. آجرهای به کار رفته در معماری عموماً مربع شکل است که در کارگاههای آجرپزی در سراسر ایران ساخته می شد. آجر علاوه بر استفاده در ساختن بدنه بنا برای تزیین آن نیز نقش مهمی داشت و از اوایل اسلام تا دوره تیموری تزیین بیشتر بناها با آجرکاری است

همچنین از آجرهای تراشدار و قالبی نیز استفاده می شد. آجرهای پخته رنگهای گوناگونی چون زرد کمرنگ, قرمز و قرمز تیره داشته که بیشتر در ابعاد ۳*۲۰*۲۰, ۵*۲۰*۲۰ و ۵*۲۵*۲۵ سانتیمتر ساخته می شد و در قسمتهای مختلف بنا مانند ایوانها, طاقنماها, گنبدها, مناره ها و اتاقها به کار می رفت(برجهای خرقان, گنبد قابوس, مناره مسجد ساوه).

 

برجهای خرقانگنبد قابوس

گچ

گچ از دیگر مصالح ساختمانی است که در تمامی ادوار, در معماری استفاده شده است. از آنجایی که گچ از مصالح ارزان قیمت بوده و زود سفت می شده است, کاربردهای متعدد داشته و مورد توجه معماران بوده است. گچبری برای آراستن سطوح داخلی بناها, نوشتن کتیبه ها, تزیین محرابها, زیر گنبدها و ایوانها به کار می رفته است.

بسیاری از بناهای عصر سلجوقی و ایلخانی با گچبری تزیین شده اند. اهمیت گچبری در بناهای اسلامی به حدی بود که هنرمندان این رشته به «جصاص» معروف بودند ونام بسیاری از این هنرمندان در کتیبه های بناها به یادگار مانده است. علاوه بر این, هنرمندان گچبر در قرن پنجم تا دهم هجری از شیوه های گوناگونی مانند گچبری رنگی, گچکاری وصله ای, گچکاری توپر و توخالی, گچبری مشبک و گچبری مسطح و برجسته استفاده کرده اند(مانند اصفهان: محراب اولجایتو, زنجان: گنبد سلطانیه, همدان: گنبد علویان و اشترجان: محراب اشترجان).

 

محراب اولجایتو محراب اشترجان

کاشی

.استفاده از کاشی برای تزیین و همچنین استحکام بخشیدن به بناها از دوره سلجوقی آغاز شد و در طی قرون متمادی بویژه در عهد تیموری و صفوی به اوج رسید. کاشی نقش عمده ای در تزیین بناهای دوره اسلامی داشت و با شیوه های متفاوت توسط هنرمندان کاشیکار به کار می رفت.

استفاده از کاشیهای یک رنگ, کاشی هفت رنگ, کاشی معرق و تلفیق آجر و کاشی در دوره های سلجوقی, ایلخانی و تیموری و صفوی در تزیین بنا مرسوم بوده و تا عصر حاضر ادامه یافته است. تزیین بخشهای گوناگون بنا, از پوشش گند و مناره گرفته تا سطح داخلی بنا و زیر گنبد و دیوارها و محراب با کاشیهای مختلف, بویژه کاشیهای معرق, به بناهای مذهبی و غیر مذهبی ایران دوره اسلامی زیبایی خاصی بخشیده است(مانند گناباد: مسجد گناباد و غیاثیه, خرگرد: مدرسه خرگرد, مشهد: مسجد گوهرشاد, تبریز: مسجد کبود, اصفهان: مسجد شیخ لطف الله و مسجد امام).

 

 

 

 

خشت

از دیگر مصالح ساختمانی معمول در معماری ایران خشت است. در دوره اسلامی یا تمامی بنا از خشت بوده یا بخشی از دیوارها از خشت و بقیه از آجر بوده است. از آنجایی که مقاومت خشت در برابر باد و باران و برف اندک است, بناهای خشتی زیادی از روزگاران گذشته باقی نمانده است.

 

سنگ

در معماری اسلامی از سنگ برای کار در شالوده, بدنه, فرش کردن کف و تزیین بنا استفاده می شد. گرچه به علت موقعیت جغرافیایی و اقلیمی استفاده از سنگ در برخی نقاط چون آذربایجان بیشتر دیده می شود, اما بهره گیری از آن تقریباً در سراسر ایران مرسوم و متداول بوده است. استفاده از سسنگ در پی بنا و دیوارها اهمیت ویژه ای داشت و برای ساختن کتیبه ها سنگهای گوناگونی چون سنگ سیاه, سنگ آهک, سنگ مرمر ـ که با دقت تراشیده و گاهی حجاری می شد ـ به کار می رفت(مرند: کاروانسرای مرند, شیراز: مسجد جامع, کاشان: کتیبه های مسجد میدان).

 

کاروانسرای مرند مسجد جامع شيراز


چوب

.استفاده از چوب برای ساختن در, پنجره, صندوقهای ضریح, ستونها و تیر سقف و چهار چوب, از ویژگیهای معماری اسلامی است که در ناحیه مازندران و گیلان رواج بیشتری داشته است. درختهای تبریزی, سپیدار, چنار, کاج و گردو از جمله درختهایی بودند که از چوب آنها برای بخشهای گوناگون بنا استفاده می شده است(ورامین: مسجد جامع, تبریز: ارگ علیشاه, ساری: امام زاده صالح).

 

 

مسجد جامع ورامين امامزاده صالح ساري

شیشه

کاوشهای باستانشناسی سالهای اخیر و همچنین بناهای باقیمانده از ادوار مختلف اسلامی نشان می دهد که از شیشه های الوان به رنگهای سرخ, آبی, بنفش و سبز برای تأمین روشنایی و تزیین در و پنجره و قابهای گنبد خانه و شبستانها استفاده می شده است. همچنین مطالعه متون تاریخی و مشاهده مینیاتور های قرن ششم تا دوازدهم هجری نشان می دهد که شیشه, کاربرد وسیعی داشته است (حسينيه اميني ها: قزوين. خرگرد: غیاثیه, شاه زند: مقبره شیری بکا آقا, اصفهان: عالی قاپو).

حسينيه اميني ها

 

منابع و مواخذ

1- کتاب رنگ نوشته اتین – عربعلی شروه

2- اثر رنگ نوشته اتین – حلیمی – انتشارات ارشاد اسلامی

3- روان شناسی رنگها نوشته ماکس لوچر – ترجمه ویدا ابی زاده 1370

4- روان شناسی کودک – دکتر هادی بهرامی – انتشارات ابوریحان بیرونی

5- سیمای حضرت محمد – مرحوم حاج شیخ عباس قمی

6- مردم شناسی و روان شناسی هنری – دکتر جابر عناصری – انتشارات اسپرک

7- پایان نامه لیسانس خانم زهرا نازی – دانشگاه تبریز

8- برنامه های آموزش هنر برای معلمان – هادی هزاوه ای

9- آموزش هنر – مینو واثقی – انتشارات متون درسی

10- مجله روز هفتم – مینا غروریان ( اگر رنگی نبود ص 15 22 فروردین 76 )

11- مجله زن روز – هوشیار تقوی ( دانش و بینش 30 آبان 71 )

12- نشریه ماهانه آموزشی تربیتی پیوند آذر 1372

13- اثر روان شناختی رنگها بر تصویر نوجونان از زندگی – مینا غروریان

14- کلیدهای تربیتی و تعلیمی – دکتر رجبعلی مظلومی

15- مقدمه ای بر آموزش هنر در دبستان – اطلس باف

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

چرخ دنده چیست


چرخ دنده چیست...؟

از آن زمان كه انسان به وجود انرژی های نهفته در طبیعت مانند آب و باد پی برد به دنبال راه حلی برای انتقال و استفاده از آن بوده است . انسان های نخستین از وسایلی همچون چرخ ، ریسمان ، سطح شیبدار ، غلتک و ... برای این منظور استفاده می کرده اند اما با گذشت زمان و ظهور انواع مختلفی از انرژی لزوم ابزار جدید انتقال و تبدیل انرژی بیشتر حس شد .

 

با تکامل انقلاب صنعتی استفاده از چرخ های دندانه دار برای ایجاد درگیری و رانش قطعی ، ضمن حفظ نسبت سرعت ثابت رواج یافت که تحت اعمال بارهای حتی اندک لغزش داشته و لذا نسبت سرعت زاویه ای بین دو غلطک تغییر می یافت .

 

چرخ دنده ها یکی از بهترین گزینه ها برای انتقال حرکت مکانیکی دورانی با تماس و بدون لغزش هستند که از دیرباز نقش مهمی در صنعت داشته است . توانایی تغییر سرعت ، گشتاورهای پیچشی ، انتقال حرکت از محوری به محور دیگر ، تغییر زاویه محورها همراه با انتقال حرکت و به طور کلی انتقال نیرو با سرعت ، اندازه و جهت دلخواه از مزیت های استثنایی این وسیله است . تنوع اندازه و طرح نیز در کاربرد چرخ دنده ها بسیار زیاد است . از چرخ دنده های بسیار کوچک در ساعت های مچی آنالوگ ، تا چرخ دنده های بسیار بزرگ در موتور کشتی های غول پیکر . این همه کاربرد متنوع و حساس نمایانگر اهمیت نقش بدون رقیب آنها در زندگی و صنعت است . امروزه در علم مکانیک چرخ دنده ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند چنانکه در رشته های دانشگاهی این علم مباحث مستقلی را به خود اختصاص داده است . مسلماً شناخت و آگاهی کامل از شکل هندسی ، روابط سینماتیکی ، تحلیل نیرو ها و گشتاورهای وارد بر انواع چرخ دنده ها برای طراحی و ساخت یک قطعه صنعتی امری اجتناب ناپذیر است.

چرخ‌دنده وسیله‌ای است برای انتقال گشتاور که به کمک آن می‌توان مقدار گشتاور و یا سرعت دورانی را کاهش یا افزایش داد. همچنین به کمک چرخ دنده‌ها می‌توان جهت حرکت را تغییر داد.

 

ساختار

داخلی‌ترین قسمت چرخ‌دنده توپی می‌باشد که به محور محرک متصل می‌باشد. در بیرون این قسمت جان چرخ‌دنده قرار گرفته‌است. بیرونی‌ترین قسمت در جهت شعاعی، محیط چرخ‌دنده Rim می‌باشد که دندانه‌های چرخ‌دنده در این قسمت قرار می‌گیرند. این بخش از چرخ‌دنده منبع اصلی ایجاد صدا می‌باشد.

مهم‌ترین اصطلاحاتی که در طراحی چرخ‌دنده بکار می‌روند عبارت‌اند از:

 

دایره گام:

دایره‌ای فرضی که تمامی‌محاسبات بر اساس آن انجام می‌گیرد. دایره گام دو چرخ‌دنده درگیر بر هم مماس می‌باشند.

 

گام محیطی:

طول کمانی از دایره گام که بین دو نقطه متناظر از دو دندانه مجاور قرار گرفته‌است.

ارتفاع سردنده: فاصله بین بالای دندانه تا دایره گام.

 

ارتفاع ته‌دنده: فاصله بین ته دندانه تا دایره گام.

لقی محیطی: مقداری که فضای خالی بین دو دندانه یک چرخ‌دنده از ضخامت دندانه‌های چرخ‌دنده درگیر با آن در امتداد دایره گام بیشتر است.

چرخ‌دنده‌ها بر اساس وضعیت قرارگیری محورهای دو چرخ‌دنده درگیر نسبت به هم به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند:

  • چرخ‌دنده‌های با محورهای موازی
  • چرخ‌دنده‌های با محورهای غیرموازی

 

 

 

چرخ دنده ها قطعاتی از اجزای ماشین هستندکه میتواند فلزی یا غیر فلزی باشد که در سطوح های خاص آنها دنده هایی برای درگیری , حرکت ودر نتیجه انتقال نیرو ایجاد شده است در حقیقت چرخ دنده ها , چرخ های اصطکاکی تکامل یافته ای هستند که برای جلوگیری از لغزش و اطمینان از یکنواختی حرکت نسبی دندانه به آنها اضافه شده است. چرخ دنده ها برای انتقال قدرت بکار می روند مانند گیربکس ماشین و غالب دستگاه های صنعتی و در بعضی موارد برای کنترل بکار می روند . چرخ دنده ها در بسیاری از وسایل مکا نیکی استفاده می شوند .آنها کارهای متفاوت بسیاری انجام می دهند ولی مهمترین آن کاهش دنده در تجهیزات موتوری است . این نقشی کلیدی است زیرا اغلب یک موتور کوچک چرخان با سرعت زیاد می تواند قدرت کافی برای وسیله را تولید کند ولی گشتاور کافی را نمی‌تواند. بعنوان مثال پیچ گوشتی الکتریکی دنده کاهشی بسیار بزرگی دارد زیرا که نیاز به گشتاور پیچشی زیادی برای پیچاندن پیچ دارد . ولی موتور فقط مقدار کمی گشتاور در سرعت بالا تولید می کند . با دنده کاهشی سرعت خروجی کاهش اما گشتاور افزایش می یابد . کار دیگری که چرخ دنده ها انجام می دهند تنظیم کردن جهت چرخش است . بعنوان نمونه در دیفرانسیل بین چرخ های عقب اتومبیل شما قدرت بوسیله میل محوری که به مرکز اتومبیل متصل است منتقل می شود و دیفرانسیل باید ۹۰ درجه نیرو را بچرخاند تا در چرخها بکار برد.

 

انواع چرخ دنده ها

چرخ دنده های ساده
این چرخ دنده‌ها ساده ترین چرخ دنده هاییهستند که دیده اید. آنها دندانه های مستقیم دارند و محور دو چرخ نیز موازی بایکدیگر قرار گرفته اند. گاهی تعداد زیادی از آنها را در کنار هم قرار می‌دهند تاسرعت را کاهش و قدرت را افزایش دهند.
در تعداد زیادی از وسایل از این چرخدنده‌ها استفاده می‌شود. مثلاً ساعت های کوکی، ساعت های اتوماتیک، ماشین لباسشویی،پنکه و ... . اما در اتومبیل به کار نمی آیند، چون سر و صدای زیادی دارند. هر بارکه دندانه یک چرخ به دندانه چرخ روبرو می‌رسد، صدای کوچکی در اثر برخورد ایجادمی‌شود. می‌توانید مجسم کنید وقتی تعداد زیادی از این چرخ دنده‌ها با هم کار کنند،چه سر و صدایی راه می‌اندازند؟ تازه این برخورد‌ها در دراز مدت، باعث شکستندندانه‌ها می‌شود. برای کاهش سر و صدا و افزایش عمر چرخ دنده‌ها در بیشتر اتومبیلهااز چرخ دنده های مارپیچ استفاده می‌کنند.

چرخ دنده های مارپیچ
دندانه این چرخ دنده‌هااریب است. وقتی یکی از آنها می‌چرخد، ابتدا نوک دندانه‌ها با هم تماس پیدا می‌کنندسپس به تدریج دو دندانه کاملاً در هم جفت می‌شوند. این درگیری تدریجی همان چیزی استکه هم سر و صدا را کم می‌کند و هم باعث می‌شود که این چرخ دنده‌ها نرم تر کار کنند. شکل 2
در ماشین تعداد زیادی چرخ دندهمارپیچ وجود دارد. به خاطر مایل بودن دندانه ها، هنگام درگیری نیروی زیادی به آنهاوارد می‌شود. به همین علت در وسایلی که از چرخ دنده های مارپیچی استفاده می‌کنندبلبرینگ هایی تعبیه شده است تا این فشار را تحمل کند. اگر زاویه دندانه‌ها را بهدقت تنظیم کنیم، می‌توان دو چرخ دنده را به دو محور عمود بر هم وصل کرد تا جهت چرخش 90 درجه تغییر کند.

چرخ دنده های مخروطی
این چرخ دنده‌ها بهترینوسیله تغییر جهت هستند. معمولاً از آنها برای تغییر جهت 90 درجه استفاده می‌شود،ولی می‌توان طراحی را طوری انجام داد که در زاویه های دیگر نیز کار کنند. شکل 3
دندانه های آنها ممکن است مستقیم یا پیچدار باشد. اما اگر دندانه‌ها صاف باشد همان مشکل چرخ دنده های ساده را دارند. دردندانه های پیچ دار این مشکل برطرف شده است، ولی در هر دوی آنها باید محور چرخدنده‌ها در یک صفحه قرار داشته باشد. شکل 4
گاهی می‌خواهیم محور چرخها در یک صفحه نباشند. درچنین شرایطی از چرخ دنده هایی مانند شکل روبرو استفاده می‌کنیم. شکل 5
در دیفرانسیل بسیاری از اتومبیلها از اینچرخ دنده‌ها استفاده می‌شود. این طراحی امکن آن را ایجاد می‌کند که محور چرخ دندهبیرونی پایین تر از محور چرخ دنده حلقوی قرار داده شود. شکل روبرو محور بیرونیورودی را نشان می‌دهد که در تماس با چرخ حلقوی قرار گرفته است. از آنجایی که محورمحرک (Drive Shaft) ماشین به چرخ بیرونی متصل می‌شود، پایین آمدن چرخ بیرونی امکانپایین آوردن محور محرک را هم ایجاد می‌کند، پس می‌توان محور را پایینتر آورد و درعوض فضای بیشتری را به سرنشینان اتومبیل اختصاص داد.

چرخ دنده های حلزونی
این چرخ دنده‌ها زمانیمورد استفاده قرار می‌گیرند که بخواهیم تغییر زیادی در سرعت و یا قدرت ایجاد کنیم. معمولاً نسبت شعاع دو چرخ دنده 20:1 است و گاهی حتی به 300:1 و بیشتر نیز می‌رسد. شکل 6
این چرخ دنده‌ها یک خاصیت جالبهم دارند که در هیچ چرخ دنده دیگری پیدا نمی شود. چرخ بالایی (حلزون) می‌تواند بهراحتی چرخ دیگر (چرخ دنده حلزونی) را حرکت دهد، ولی چرخ پایینی نمی تواند حلزونرابچرخاند. زاویه دنده های روی حلزون آنقدر کوچک است که وقتی چرخ پایینی بخواهد آنرا بچرخاند، اصطکاک به حدی زیاد می‌شود که از حرکت حلزون جلوگیری می‌کند. این ویژگیبه ما امکان استفاده از این چرخ دنده‌ها را در جاهایی که به یک قفل خودکار نیازداریم می‌دهد. فرض کنید از این چرخ دنده در یک بالابر استفاده کرده ایم؛ وقتی موتوربالابر از کار بیفتد، چرخ دنده‌ها قفل می‌شوند و نمی گذارند بار پایین بیاید. معمولاً در دیفرانسیل کامیونها و خودروهای سنگین از این چرخ دنده‌ها استفادهمی‌شود.

چرخ دنده شانه ای
این چرخ دنده‌ها برای تبدیلحرکت دورانی به حرکت خطی استفاده می‌شوند. یک مثال خوب برای این چرخ دنده‌ها فرماناتومبیل است. فرمان، چرخ دنده ای را می‌چرخاند که با چرخ شانه ای در تماس است. وقتیشما فرمان را می‌چرخانید، با توجه به جهت چرخش فرمان، شانه به سمت چپ و یا راستحرکت می‌کند و باعث حرکت چرخها می‌شود. در برخی از ترازوها نیز برای چرخاندن عقربهاز سیستم مشابهی استفاده می‌شود.

 

 

چرخدنده ها چگونه کار می کنند؟چرخدنده ها در بسیاری از وسایل مکانِیکی استفاده می شوند.آنها کارهای متفاوت بسیاری انجام می دهند ولی مهمترین آن کاهش دنده در تجهیزات موتوری است.این نقشی کلیدی است زیرا اغلب یک موتور کوچک چرخان با سرعت زیاد می تواند قدرت کافی برای وسیله را تولید کند ولی گشتاور کافی را نمی‌تواند

 

چرخدنده ها در بسیاری از وسایل مکانِیکی استفاده می شوند.آنها کارهای متفاوت بسیاری انجام می دهند ولی مهمترین آن کاهش دنده در تجهیزات موتوری است.این نقشی کلیدی است زیرا اغلب یک موتور کوچک چرخان با سرعت زیاد می تواند قدرت کافی برای وسیله را تولید کند ولی گشتاور کافی را نمی‌تواند. بعنوان مثال پیچ گوشتی الکتریکی دنده کاهشی بسیار بزرگی دارد زیرا که نیاز به گشتاور پیچشی زیادی برای پیچاندن پیچ دارد. ولی موتور فقط مقدار کمی گشتاور در سرعت بالا تولید می کند.با دنده کاهشی سرعت خروجی کاهش اما گشتاور افزایش می یابد.

کار دیگری که چرخدنده ها انجام می دهند تنظیم کردن جهت چرخش است.بعنوان نمونه در دیفرانسیل بین چرخ های عقب اتومبیل شما قدرت بوسیله میل محوری که به مرکز اتومبیل متصل است منتقل می شود و دیفرانسیل باید ۹۰ درجه نیرو را بچرخاند تا در چرخها بکار برد.

پیچیدگیهای بسیاری در انواع مختلف چرخدنده وجود دارد.در این مقاله خواهیم آموخت که دندانه های چرخدنده چگونه کار می کنند و درباره انواع مختلف چرخدنده که در همه نوع ابزارهای مکانیکی یافت می شوند خواهیم آموخت.

  • اصول اولیه

در هر چرخدنده نسبت دنده با فاصله از مرکز چرخدنده تا نقطه تماس تعیین می شود.به عنوان مثال در ابزاری با دو چرخدنده ،اگر قطر یکی از چرخدنده ها ۲ برابر دیگری باشد، ضریب دنده ۲:۱ خواهد بود.یکی از ابتدایی ترین انواع چرخدنده که می توانیم ببینیم چرخی با برامدگی هایی بشکل دندانه های چوبی است.

مشکلی که این نوع از چرخدنده ها دارند این است که فاصله از مرکز هر چرخدنده تا نقطه تماس ،وقتی که چرخدنده می چرخد تغییر می کند.این بدان معنی است که ضریب دنده وقتی چرخدنده می چرخد تغییر می کند.یعنی سرعت خروجی نیز تغییر میکند. چنانچه شما در اتومبیل خود از چرخدنده هایی شبیه به این استفاده کنید،ثابت نگه داشتن سرعت در این شرایط غیر ممکن خواهد بود و شما دائما باید سرعت را کم و زیاد کنید.

دندانه های چرخدنده های نوین پروفیل مخصوصی که دنده گستران (اینولوت involute ) نامیده می شود استفاده می کنند.این پروفیل دارای خاصیت بسیار مهم ثابت نگه داشتن نسبت سرعت بین دو چرخدنده است.در این نوع ، همانند چرخ میخی بالا نقطه تماس جابجا می شود ولی فرم گستران دندانه های چرخدنده این جابجایی را جبران می کند.برای جزئیات به این قسمت مراجعه کنید.در ادامه بعضی از انواع چرخدنده ها را میبینیم

  • چرخدنده ساده

چرخدنده های ساده معمولی ترین نوع چرخدنده می باشند.آنها دندانه های صافی دارندو بر روی محورهای موازی سوار می شوند.سابقا چرخدنده های ساده بسیاری برای بوجود آوردن دنده های کاهشی بسیار بزرگی استفاده می شد.

چرخدنده های ساده در دستگاه های بسیاری استفاده می شوند.مانند پیچ گوشتی الکتریکی ، آبپاش نوسانی ، ساعت زنگی ، ماشین لباسشویی و خشک کن لباس .اما شما در اتومبیل خود تعداد زیادی از آن را نخواهید یافت زیرا چرخدنده ساده واقعا" می تواند پر سروصدا باشد.هر وقت دندانه چرخدنده یک دنده را با چرخدنده دیگری درگیر کند دنده ها برخورد کرده و این ضربه صدای بلندی تولید می کند، همچنین فشار روی چرخدنده را افزایش می دهد .برای کاهش دادن صدا و فشار روی چرخدنده اغلب چرخدنده ها در اتومبیل شما مارپیچی می باشند.

  • چرخدنده های مارپیچ

وقتی دو دنده بر روی سیستم چرخدنده مارپیچ درگیر می شوند تماس از انتهای یکی از دنده ها شروع شده و بتدریج با چرخش چرخدنده گسترش میابد تا زمانی که دودنده بطور کامل درگیر شوند.

درگیر شدن تدریجی چرخدنده های مارپیچی را وادار می کند که آرامتر و ملایم تر از چرخدنده های ساده عمل کنند.به همین دلیل چرخدنده های مارپیچی تقریبا" در جعبه دنده های همه اتومبیل ها مورد استفاده قرارمی گیرد.

بعلت زاویه دنده ها در چرخدنده های مارپیچ وقتی که دنده ها درگیر می شوند بار محوری بوجود می آورند.دستگاه هایی که از چرخدنده های مارپیچ استفاده می کنندیاتاقان هایی دارند که می توانند این بار محوری را نگه دارند.یک نکته جالب در مورد چرخدنده های مارپیچ این است که اگر زوایای دندانه های چرخدنده صحیح باشند می توا نند روی محور عمودی سوار شده زاویه چرخش را روی ۹۰ درجه تنظیم کنند.

  • چرخدنده مخروطی

چرخدنده مخروطی زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که مسیر چرخش محور نیاز به تغییر کردن دارد و معمولا"برمحورهای ۹۰ درجه سوار می شوند ولی می توا نند طوری طراحی شوند که در زوایای دیگر نیز به همین خوبی عمل کنند. دندانه ها روی چرخدنده های مخروطی می توانند صاف ، مارپیچی ویا قوسی باشند.دندانه های چرخدنده های مخروطی صاف در حقیقت مشکلی مشابه دنده چرخدنده های ساده دارند.که وقتی هر دنده درگیر می شود به دنده متناظر در آن لحظه ضربه می زند.

درست مانند چرخدنده ساده، راه حل این مشکل انحنا دادن به دندانه های چرخدنده می باشد. این دندانه های مارپیچی درست مانند دندانه های مارپیچی درگیر می شوند تماس از یک انتها ی چرخدنده شروع می شود و به صورت تصاعدی در سرتاسر دندانه گسترش می یابد.

در چرخدنده های مخروطی صاف و مارپیچی محورها باید بر هم عمود باشندو همچنین در یک صفحه واقع شوند. اگر شما دو محور را پشت چرخدنده امتداد دهید همدیگر را قطع خواهند کرد .از طرف دیگر چرخدنده های قوسی (hypoid gear) می توانند با محور ها در صفحات مختلف (محور های متنافر) درگیر شوند.

این خصوصیت در دیفرانسیل اتومبیلهای بسیاری استفاده می شود.چرخدنده بزرگ مخروطی دیفرانسیل و چرخدنده کوچک ورودی (پنیون) هر دو از نوع قوسی (هیپوئیدی) هستند. این به پنیون ورودی اجازه می دهد که پایین تر از محور چرخدنده بزرگ مخروطی سوار شود.شکل بالا پنیون ورودی درگیر با چرخدنده مخروطی بزرگ در دیفرانسیل را نشان می دهد. زمانی که محور محرک اتومبیل به پنیون ورودی متصل می شود پایین تر قرار می گیرد .این بدان معنی است که محور محرک در قسمت سواری جایی را اشغال نمی کند و فضای بیشتری برای سرنشینان و بار ایجاد می کند.

چرخدنده های حلزونی چرخدنده حلزونی هنگامی مورد استفاده قرار می گیرد که نیاز به دنده کاهشی بزرگی باشد.برای چرخدنده های حلزونی نسبت کاهش ۲۰:۱ و حتی تا ۳۰۰:۱یا بالاتر از آن متعارف است.

  • چرخدنده حلزونی

بسیاری از چرخدنده های حلزونی خاصیت جالبی دارند که چرخدنده های دیگر ندارند: پیچ حلزون براحتی می تواند چرخدنده را بچرخاند ولی چرخدنده نمیتواند پیچ حلزون را بچرخاند و این بدان علت است که زاویه ی روی پیچ حلزون بقدری کم است که وقتی چرخدنده سعی می کند آنرا بچرخاند نیروی اصطکاک بین چرخدنده و پیچ حلزون آن را در جای خود نگه می دارد و مانع چرخش آن می شود.

این خاصیت برای ماشینهایی از قبیل سیستم های نقاله مکانیکی مورد استفاده است. آنهایی که خاصیت قفل کنندگی در آنها هنگامی که موتور نمی چرخد می تواند همانند یک ترمز برای نقاله عمل کند.

استفاده خیلی جالب دیگر چرخدنده های حلزونی در دیفرانسیل تورسن(Torsen differential) که در بعضی از اتومبیلها و کامیونهای بارکش با کارایی بالا استفاده می شود است.

 

چرخدنده و میله دنده

چرخدنده و میله دنده برای تبدیل کردن حرکت دورانی به حرکت خطی استفاده می شوند.مثال کاملی از آن فرمان اتومبیلهاست . فلکه فرمان چرخدنده ای که با میله دنده درگیر است را می چرخاند. وقتی که چرخدنده می چرخد میله دنده را به چپ یا راست می لغزاند بسته به آنکه شما فرمان را بکدام سمت می پیچانید.

چرخدنده و میله دنده همچنین در بعضی ترازوها برای گردش صفحه مدرجی که وزن شما را نشان می دهد به کار می رود.

  • چرخدنده های سیاره ای و نسبت بین دنده ها

▪ هر مجموعه چرخدنده سیارهای سه جزء اصلی دارد :

- دنده خورشیدی

- دنده سیاره ای و حامل دنده سیاره ای

- دنده بزرگ حلقه ای (رینگی)

هر کدام از این سه جزء می توانند ورودی یا خروجی باشند یا می توانند ثابت نگه داشته شوند.انتخاب کدام قطعه ای برای کدام منظور نسبت دنده را برای چرخدنده ها معین می کند.به یکی از چرخدنده های سیاره ای منفرد نگاهی می اندازیم.

یکی از چرخدنده های سیاره ای جعبه دنده ما یک چرخدنده بزرگ حلقه ای با ۷۲ دننده (کرانویل) و یک چرخدنده خورشیدی با ۳۰ دنده دارد . می توانیم نسبت دنده های بسیاری از این جعبه داشته باشیم.

همچنین قفل شدن هر دو جزء با هم همه ی قطعه را قفل خوا هد کرد و نسبت دنده ۱:۱ خواهد شد

توجه کنید که اولین نسبت دنده ای که در جدول بالا ثبت شده است کاهشی است یعنی سرعت خروجی از سرعت ورودی کمتر است.دومین نسبت دنده پرسرعت است یعنی سرعت خروجی بیشتر از سرعت ورودی است و آخری نیز دوباره کاهشی است ولی مسیر خروجی معکوس شده است.نسبت دنده های مختلف بسیاری از مجموعه چرخدنده بالا می توان استخراج کرد ولی آنهایی که می بینید مربوط به جعبه دنده ی اتوماتیک می باشند. در پویا نمایی زیر می توانید مشاهده کنید:

پس این یکی از مجموعه های چرخدنده است که می تواند همه ی این نسبت دنده های مختلف را بدون درگیر کردن یا خلاص کردن چرخدنده های دیگر تولید کند.با دو تا از این مجموعه چرخدنده ها در یک ردیف ما می توانیم ۴ دنده جلو و یک دنده عقب (معکوس) مورد نیاز در جعبه دنده را داشته باشیم.در قسمت بعدی دو مجموعه از چرخدنده ها را با هم قرار خواهیم داد.

 

  • جزئیات پروفیل چرخدنده گسترانی (اینولوت)

درپروفیل دندانه های چرخدنده گسترانی نقطه تماس ازنزدیکی یکی از دندانه ها شروع شده و با چرخش چرخدنده نقطه تماس از آن چرخدنده دور شده و به دیگری نزدیک می شود.اگر شما نقطه تماس را دنبال کنید، نشانگر یک خط مستقیم است که از یکی از چرخدنده ها شروع شده و در کنار دیگری پایان می یابد.این بدان معنی است که شعاع نقطه تماس با درگیر شدن دندانه ها بزرگتر می شود.

قطر دایره گام قطر تماس موثر است .از آنجایی که قطر تماس ثابت نمی باشد قطر دایره گام واقعا فاصله تماس متوسط است.وقتی که دندانه ها ابتدا شروع به درگیر شدن می کنند دندانه چرخدنده بالایی به دندانه چرخدنده پایینی در داخل قطر دایره گام برخورد می کند.اما توجه کنید که آن قسمت از دنده بالا که با دنده پایین تماس پیدا می کند، در آن نقطه بسیار لاغر است.با چرخش چرخدنده نقطه تماس به سمت قسمت ضخیم تر دندانه چرخدنده بالایی لغزیده می شود.این امر دنده بالایی را به جلو رانده بنا براین جبرانی برای قطر تماس اندکی کوچکتر می باشد.با ادامه دادن دندانه ها به چرخیدن نقطه تماس دور تر شده حتی از قطر دایره گام خارج می شود.اما پروفیل دندانه های پایینی جبرانی برای این جابجایی است.نقطه تماس شروع به لغزیدن به سمت قسمت لاغر دندانه پایینی می کند مقدار کمی از سرعت چرخدنده بالایی برای جبران قطر تماس افزوده شده،کم می کند.نتیجه نهایی این است که حتی اگر قطر نقطه تماس بطور ممتد تغییر کند سرعت ثابت باقی می ماند.بنابراین پروفیل دندانه چرخدنده گسترانی یک نسبت سرعت دورانی ثابت تولید می کند.

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

تاریخچه حسابرسی


 

جزوه حسابرسی (1)

 

 

 

 

 

 

 

استادگرامی : آقای مهرپور

 

دانشجو : سمانه انگشت باف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهمن ماه 1384

تاریخچه حسابرسی :

 

در قرون ۱۳ و ۱۴ به دلیل رشد عملیات تجاری تحولاتی در سیستم نگهداری حساب بوجود آمد (لوکاپاچیولی ـ۱۴۹۴م)كتابي تحت عنوان بازيگري (رياضي ، هندسه ، نسبتها) در سال 1494 انتشار داد كه اولين كتاب حسابداري دو طرفه است . اين كتاب اولين كتابي است كه در ونيز با روش جديد چاپ شده بود . اما او حسابداري دو طرفه را اختراع نكرده ، نوشته هاي وي بر اساس روشي بود كه در ونيز وجود داشته و مربوط به 100 سال قبل بوده ، كتاب وي تاثير زيادي در توسعه دانش حسابداري گذاشت .

ریاضیات (لوکاپاچیولی ـ۱۴۹۴م ) که چند فصلی از آن اختصاص به حسابداری داشت موجب گسترش فن دفتر داری ۲ طرفه در سراسر اروپا گردید . وی یک کشیش ایتالیائی و در واقع یک ریاضیدان بود که در این کتاب مهارت تجزیه و تحلیلگری خود را در جهت توصیف سیستم حسابداری ۲ طرفه بکار برد . کتاب پاچیولی با وجود اینکه اشاره ای به دوره مالی و نگهداری حسابهای مربوط به دارائیهای ثابت ندارد و نیز تمایزی بین اموال شخصی صاحب موسسه و سازمان تجاری وی نگذاشته است . به دلیل سادگی و داشتن ارزشهای علمی در طی قرون ۱۵ و ۱۶ به اغلب زبانها ترجمه و مورد استفاده قرار گرفت . با تولد انقلاب صنعتی در انگلستان نیاز رو به تزاید به حسابداری توسعه یافت . در آمریکا هم پس از به بوقوع پیوستن انقلاب صنعتی سرمایه های شخصی زیادی درکمپانیها وارد گردید وموجب توسعه هر چه بیشتر آنها شد و در نتیجه بوجود آمدن غولهای صنعتی قرن ۲۰ سیستمهای حسابداری از اهمیت بیشتری برخوردار گردیدند . بااشاره ای که رفت در می یابیم که حسابداری همزمان با پیشرفت وضعیت اقتصادی توسعه و تکامل پیدا نمود . بنابراین به طور خلاصه حسابداری دوبل ابتدا در ایتالیا و سپس انگلیس رواج پیدا کرد .

در حدود سال 1330 اولین مؤسسه حسابرسی در ایران شروع به کار کرد که وابسته به شرکت نفت ایران بود . اولین دانشکده در ایران هم در سال 1330 تأسیس شد که وابسته به شرکت نفت بود . در سال 1340 اولین کتابهای حسابرسی در ایران منتشر شد و اولین مؤسسات حسابرسی خصوصی جدا از دولت کار حسابرسی را انجام می دادند .

در قانون تجارت ایران برای اولین بار واژه مفتش یا کمیسر ایجاد شد این افراد کسانی بودند که باید حساب و کتاب شرکت ها را بازرسی کنند در قانون تجارت ایران صحبتی از حسابرس نشده بود بلکه فقط به بازرس اشاره شده بود .

در قانون مالیات 1337 و بعد از آن 1345 صحبت از حسابرس شد در قانون مالیات های مستقیم صحبت از حسابرس و حسابداران قسم خورده می شود .

حسابداران قسم خورده ، وظیفه داشتند اظهارنامه های مالیاتی را بررسی و آنها را تأیید کنند بعداً این اسم به حسابداران رسمی تغییر پیدا کرد این روال تا سال 1359 یعنی بعد از انقلاب ادامه داشت ، بعد از انقلاب در سال 1362 سازمان حسابرسی تشکیل شد که وظیفه جمع آوری اطلاعات کلیه مؤسسات حسابرسی دولتی را برعهده داشت . نمونه هایی از سازمان های حسابرسی مثل سازمان حسابرسی بنیاد و وزارت نیرو

در سال 1372 جامعه حسابداران رسمی ایران تشکیل شد که این سازمان بالاترین جامعه رسمی است این جامعه اعضای خود را به گونه ای انتخاب می کند که بعد از 6 سال سابقه کار باید در یک آزمون تستی و تشریحی شرکت و پس از قبول شدن عضو اصلی این جامعه می شوند .

تعریف حسابرسی :

حسابرسی عبارت است از رسیدگی به اسناد و مدارک و دفاتر یک مؤسسه یا یک واحد تجاری جهت تهیه گزارشی که در آن حسابرس عقیده خود را در مورد روش های حسابداری ، صحت صورت های مالی یک مؤسسه یا یک واحد تجاری ابراز می دارد .

نکته : بالاترین مقام در شرکت ها ، مجمع عمومی است .

نکته : برای تشکیل یک شرکت ، ابتدا باید مجمع عمومی تشکیل شود و بعد از آن باید هیأت مدیره که بین 3 تا 7 و در برخی شرکت ها تا 12 نفر عضو دارد تشکیل شود و یک نفر هم به عنوان مدیر عامل انتخاب می شود که می تواند از بین اعضا هیأت مدیره یا خارج از این اعضا باشد .

نکته : هیچ گاه مجمع عمومی مدیر عامل را انتخاب نمی کند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حسابرس ها در شرکت ها دو نوع هستند :

  1. حسابرس داخلی
  2. حسابرس مستقل

حسابرس مستقل زیر نظر مجمع عمومی است یعنی باید گزارشات به مجمع عمومی تحویل داده شود .

تفاوت اصلی حسابرس داخلی و مستقل :انتخاب حسابرس مستقل توسط مجمع عمومی است اما انتخاب حسابرس داخلی توسط مدیر عامل است .

نکته : حسابرس مستقل از مجمع عمومی دستور نمی گیرد فقط توسط آن انتخاب می شود

نکته : نحوه تهیه گزارش حسابرس داخلی و مستقل نیز با هم متفاوت است ، حسابرس مستقل کارش اظهارنظر است ، اظهار نظر حسابرس از طریق گزارش انجام می شود که این اظهارنظر یا :

  1. مقبول
  2. مشروط ( تأیید با شرط )
  3. مردود

تفاوت حسابداری و حسابرسی :

1 ) موضوع حسابداری تهیه و تنظیم صورت های مالی است در حالی که موضوع حسابرسی کنترل و اظهارنظر نسبت به حسابهایی است که قبلاً تنظیم شده است .

نکته : هیچ گاه حسابرس وظیفه تهیه صورت مالی را ندارد و درست نیست این کار را انجام دهند .

نکته : تهیه صورت های مالی توسط امور مالی شرکت می باشد ولی باید توسط هیأت مدیره تأیید شود .

صورت های مالی اساسی :

  1. ترازنامه
  2. صورت سود و زیان
  3. صورت گردش وجوه نقد

( در اصل این صورت های 5 تا می باشند که این سه صورت های مالی اساسی هستند مابقی عبارتند از صورت سرمایه و

نکته : تهیه صورت های مالی معمولاً در یک دوره یکساله است که به تاریخ شمسی می باشد مثال :

1/1/84 تا 29/12/84

این دوره یکساله ممکن است از اول فروردین شروع نشود مثال :

1/3/84 تا 31/2/85

1/7/84 تا 31/6/84

نکته : شرکت های سهامی صورت های مالی خود را 3 ماهه تهیه می کنند ، علت آن است که سهامداران جز ، در جریان وضعیت سود و زیان آن شرکت قرار گرفته و در مورد سهام خود تصمیم گیری کنند .

تعریف گزارشات میان دوره ای : گزارشات میان دوره ای گزارشاتی است که در فواصل یک ماهه ، 3 ماهه ، 6 ماهه یا 9 ماهه تهیه و به مراجع مورد نظر ارسال می شود .

2 ) حسابدار معاملات و فعالیت های مالی را به صورت روزانه در دفاتر ثبت می کند در صورتی که حسابرس به صورت مقطعی و یا فقط در آخر سال مالی رسیدگی می نماید .

دفاتر قانونی شامل :

  1. دفتر کل ( دفتر معین زیرمجموعه دفتر کل است ، در دفتر کل باید حداقل معاملات هفته ای یک مرتبه از دفتر روزنامه استخراج و برای هر عنوان یک حساب جداگانه در دفتر کل ایجاد شود )
  2. روزنامه ( همه روزه معاملات در این دفتر ثبت شود )
  3. دفتر کپیه ( ثبت کلیه مراسلات و مخابرات وصورت حسابهای صادره می باشد )
  4. دفتر دارایی ( ثبت هر ساله کلیه دارایی های منقول و غیر منقول و دیون و مطالبات سال گذشته می باشد که این کار باید تا پایان 15 فروردین سال بعد انجام گیرد)

نکته : دفتر اندیکاتور که برای ثبت نامه های ارسالی و دریافتی می باشد جز دفاتر قانونی نیست .

انواع حسابرسی از نظر زمان انجام کار :

  1. ضمنی ( مقطعی ) : معمولاً تا پایان آبان ماه است
  2. نهایی : کل سال انجام می شود

3 ) حسابرس نسبت به حساب ها و صورت های مالی که رسیدگی نموده گزارش تهیه می نماید ولی حسابدار معمولاً گزارشی ضمیمه حساب های خود ارائه نمی دهد .

نکته : یادداشت های همراه صورت های مالی : صورت ریز حساب هایی که در صورت های مالی به آنها گزارش شده بیان می شود .

مثال :

ترازنامه

دارایی

دارایی جاری

....

بانک ( 11 )

 

 

یادداشت های همراه صورت های مالی :

11 . بانک

حساب بانک شامل اقلام زیر می باشد :

شرح حساب

29/12/84

29/12/84

بانک ملی شعبه ... جاری ...

بانک تجارت شعبه ... جاری ...

1800000 ریال

1500000

1200000

2000000

 

4 ) مسئولیت حسابرس و حسابدار کاملاً از یکدیگر متمایز می باشد .

5 ) حسابدار نسبت به صحت حساب ها و تطبیق آنها با واقعیت تردیدی به خود راه نمی دهد ولی حسابرس ارقام و عملیات حسابداری را دقیقاً کنترل کرده و تا آنجا که لازم بداند آنها را با اسناد و مدارک موجود تطبیق می دهد .

 

بازرس قانونی :

شرکت های سهامی عام و خاص حتماً باید بازرس قانونی داشته باشند طبق قوانین فعلی ایران فقط شرکت های سهامی عام و خاص پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار مکلفند بازرس داشته باشند ، فقط شرکت های سهامی عام پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار مکلف به داشتن حسابرس مستقل هستند .

بازرس قانونی شامل :

  1. بازرس قانونی اصلی
  2. بازرس قانونی علی البدل

وظیفه بازرسان در شرکت های قانونی :

1 ) بازرس یا بازرسان یک شرکت مکلفند درباره صحت و درستی صورت های دارایی و و صورت سود و زیان و ترازنامه ای که مدیران برای تسلیم به مجمع عمومی تهیه می کنند و همچنین درباره صحت مطالب و اطلاعاتی که مدیران در اختیار مجامع عمومی گذاشته اند اظهار نظر کنند .

2 ) بازرسان باید اطمینان حاصل نمایند که حقوق صاحبان سهام در حدودی که قانون و اساس نامه شرکت تعیین کرده ، به طور یکسان رعایت شده باشد ، و در صورتی که مدیران اطلاعاتی بر خلاف حقیقت در اختیار صاحبان سهام قرار دهند بازرسان مکلفند که مجمع عمومی را از آن آگاه سازند .

نکته : انتخاب بازرسان قانونی در شرکت ها طبق قانون تجارت الزامی است اما انتخاب حسابرس در سهام عام پذیرفته شده مورد قبول است .

3 ) بازرس قانونی وظایف اصلی بازرسی را بر عهده دارد که در صورت غیبت یا استنکاف ( خودداری ) یا فوت بازرس اصلی ، وظایف او به بازرس علی البدل محول می گردد .

4 ) بازرس یا بازرسان می توانند در هر موقع هر گونه رسیدگی و بازرسی لازم را انجام داده و اسناد و مدارک و اطلاعات مربوط به شرکت را مطالبه نموده و مورد رسیدگی قرار دهند .

5 ) بازرس یا بازرسان موظفند گزارش جامعی راجع به وضع شرکت به مجمع عمومی عادی تسلیم کنند ، گزارش بازرسان باید حداقل 10 روز قبل از تشکیل مجمع عمومی عادی جهت مراجعه صاحبان سهام در مرکز شرکت آماده باشد .

مثال : 15/4/84 ---- 5/4/84

6 ) بازرس یا بازرسان باید هر گونه تخلف در امور شرکت را به اولین مجمع عمومی اطلاع دهند .

7 ) تعیین حق الزحمه بازرس با مجمع عمومی عادی است .

8 ) بازرس نمی تواند در معاملاتی که با شرکت یا به حساب شرکت انجام می گیرد به طور مستقیم یا غیر مستقیم ذینفع شود .

مجمع عمومی شامل :

  1. مجمع عمومی مؤسس
  2. مجمع عمومی عادی
  3. مجمع عمومی فوق العاده
  4. مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده

مجمع عمومی مؤسس : زمانی که شرکت می خواهد تأسیس شود ، تشکیل می شود و پس از تأسیس شرکت اختیارش را به مجمع عمومی عادی تفویض می کند .

مجمع عمومی عادی : در زمان قبل از تصویب صورت های مالی تشکیل می شود و راجع به تأیید صورت های مالی و مواردی همچون انتخاب اعضا هیأت مدیره و بازرس عمومی تصمیم گیری می شود . انتخاب بازرسین توسط مجمع عمومی عادی است .

مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده : همین موارد را در دستور کار دارد با این تفاوت که در زمان بعد از انقضای مهلت تأیید و تسلیم صورت های مالی ، برگزار می شود .

مجمع عمومی فوق العاده : در مورد هرگونه تغییری که می خواهد درباره اساسنامه شرکت انجام شود بررسی می کند مثل افزایش سرمایه ، کاهش سرمایه ، تغییر نام شرکت ، تغییر نحوه نقل و انتقال سهام

نکته : مجامع عمومی عادی و عادی به طور فوق العاده معمولاً سالی یکبار تشکیل می گردند .

نکته : انتخاب بازرس قانونی که توسط مجمع عمومی عادی است ، برای مدت یکسال انجام می شود .

نکته : اظهارنامه مالیاتی در شرکت ها حداکثر 4 ماه پس از پایان سال مالی باید به اداره مالیات تحویل داده شود .

مثال : سال مالی 1/1/84 تا 29/12/84 تحویل اظهارنامه مالیاتی می شود به تاریخ 31/4/85

نکته : تاریخ برگزاری مجمع عمومی شرکت ها بلافاصله بعد از پایان سال مالی می باشد یعنی : 1/1/85 ---------- 31/4/85

در مورد تأیید صورت های مالی ، انتخاب هیأت مدیره ، انتخاب بازرس ، اگر بعد از تاریخ 31/4/85 تشکیل شود مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده تشکیل می شود چون از زمانش گذشته است .

 

 

 

 

 

 

نکته : در قانون تجارت ، شرکت های سهامی عام و خاص ملزم به داشتن بازرس قانونی هستند ، داشتن بازرس قانونی در شرکت های سهامی عام و خاص الزامی است اما داشتن حسابرس مستقل الزامی نیست .

فقط در یک مورد شرکت ملزم به استفاده از حسابرس مستقل است یعنی شرکت های عضو سازمان بورس اوراق بهادار تهران ملزم به داشتن حسابرس مستقل هستند .

نکته : شرکت هایی که در بورس اوراق بهادار ایران پذیرفته می شوند باید جز شرک سهامی عام باشند .

نکته : سازمان بورس اوراق بهادار اشخاص و مؤسسات حسابرسی خاصی را تعیین می کند تا مسئول رسیدگی و حسابرسی شرکت های پذیرفته شده قرار بگیرند .

وجوه اشتراک و افتراق بین بازرس و حسابرس :

وجوه افتراق :

  1. وظیفه بازرس قانونی در ایران که از قوانین کشورهای فرانسه و بلژیک اقتباس شده وظیفه ای مستمر است که حضور دائم وی را در جریان کلیه فعالیت های واحد تجاری الزامی می سازد اما حسابرس قضاوت خود را در ارائه اظهارنظر حرفه ای و براساس رویدادها ، روش ها ، سیستم های کنترل های داخلی و سایر روش های آماری استوار می سازد .
  2. قانون هیچ مشخصه یا محدودیتی نسبت به صلاحیت فنی بازرس قانونی ارائه نداده است بنابرایت بازرس می تواند هر شخص با هر درجه ای از صلاحیت فنی و اخلاقی باشد .
  3. بازرس قانونی از استقلالی که حسابرس دارد برخوردار نیست به طور مثال بازرس قانونی حتی می تواند از بین صاحبان سهام انتخاب شود .
  4. در قانون تجارت وظایف دیگری به بازرس قانونی محول شده که معمولاً از وظایف یک حسابرس مستقل نمی تواند باشد مانند حصول اطمینان از رعایت حقوق صاحبان سهام به طور یکسان ، تهیه گزارشی جامع درباره وضعیت شرکت ، دعوت مجمع در موارد خاص ، گزارش وقوع جرم از ناحیه مدیران به مراجع قضایی

وجوه اشتراک :

  1. تأیید صحت و درستی صورت های مالی
  2. تأیید صحت مطالب و اطلاعاتی که هیأت مدیره در اختیار مجمع گذاشته است

نقش حسابرس در اقتصاد کشور :

  1. جلوگیری از تقلب ، اختلاس و سوء استفاده
  2. رعایت قوانین ( نقض قانون یکی از دلایل ایجاد اختلاف است )
  3. بحث وصول مالیات عادلانه ( انجام حسابرسی شرکت ها به طوریکه از روی آنها مالیات عادلانه وضع شود )
  4. تهیه و ارائه صورت های مالی صحیح و دقیق ( مهمترین وظیفه حسابرس )

تولید ناخالص ملی : مجموعه ارزش افزوده ای که در کشور در داخل مرزهای یک کشور ، توسط مردم ایرانی و خارجی داخل کشور و در خارج از مرزهای کشور توسط افراد ایرانی ایجاد می شود .

ارزش افزوده : رقمی است که از اختلاف بین سود عملیاتی و عوامل کاهنده ای همچون مالیات و سایر عوارض ایجاد می شود .

نکته : رشد اقتصادی کشور را معمولاً با تولید ناخالص ملی می سنجند .

نکته : صحت صورت های مالی را حسابرس تهیه می کند .

برگرفته از بودجه پیشنهادی دولت برای سال 85

به رقم اینکه در اهداف برنامه بر عدم استقراض از نظام بانکی تأکید شده اما با افزایش خالص دارایی های بانک مرکزی پایه پولی رشده کرده و همان نقش استقراض از نظام بانکی را ایفا خواهد کرد .

رشد نقدینگی کشور با اجرای این لایحه علاوه بر اینکه حدود 2 برابر متوسط عدد برنامه است 3 برابر رشد نقدینگی در متوسط جهانی خواهد بود .

انواع حسابرسی مستقل :

الف ) انواع حسابرسی از نظر دلیل ارجاع کار

  1. حسابرس الزامی : این حسابرس طبق قانون انجام می شود مثل شرکت های سهامی عام و خاص در بورس
  2. حسابرس اختیاری : در چنین حالتی افراد ذی صلاح هر واحد اقتصادی ( مدیران ) الزامی به انتخاب حسابرس نداشته و تنها در صورتی که خودمایل باشند می توانند اقدام به انتخاب حسابرس نمایند .

ب ) انواع حسابرس از نظر دلیل ماهیت رسیدگی :

  1. بررسی سیستم : عبارتست از رسیدگی به سیستم ها و کنترل های مستقر در واحد اقتصادی
  2. رسیدگی های اثباتی : عبارتست از رسیدگی به تک تک ارقام مندرج در صورت های مالی و اثبات صحت یا عدم صحت آنها
  3. رسیدگی ویژه : در مواردی ممکن است رسیدگی و اظهار نظر حسابرس تنها در یک مورد خاص باشد و نه کل صورت های مالی مثل انبارگردانی و جمع داری اموال

ج ) انواع حسابرس از نظر زمان انجام کار :

  1. حسابرسی ضمنی
  2. حسابرسی نهایی
  3. حسابرسی مداوم

حسابرسی ضمنی معمولاً در طی سال انجام می شود و قسمتی از کارهای مربوط به حسابرسی نهایی انجام می شود ولی حسابرس نهایی پس از تکمیل و نهایی شدن یک دوره مالی و پس از پایان سال مالی انجام می شود در بعضی موارد به علت ماهیت خاص کار و یا حجم زیاد عملیات حسابرس ترجیح می دهد به طور مداوم در ضمن سال مالی در شرکت حضور یابد و در پایان هر ماه عملیات مربوطه را رسیدگی نماید این نوع حسابرسی ، حسابرسی مداوم خوانده می شود .

نکته : هدف از حسابرسی ضمنی کمک به حسابرسی نهایی است .

نکته : حسابرسی نهایی معمولاً از آذر تا اسفند است اما مجموع گزارش مربوط به کل سال مالی است .

نکته : حسابرس مداوم مربوط به شرکت هایی است که بسیار پر حجیم هستند مثل ایران خودرو

د ) انواع حسابرسی از نظر شیوه انجام کار :

  1. سندرسی : شیوه ای است که در سال های گذشته رواج داشته و امروزه منسوخ شده است در این شیوه حسابرس انجام رسیدگی های خود را از مدارک اولیه آغاز و به صورت های مالی ختم می نماید از نقایص عمده این روش پراکندگی رسیدگی ها و منسجم نبودن نتایج حاصل از هر قسمت رسیدگی است .
  2. حسابرسی ترازنامه ای : این شیوه عبارتست از آنکه حسابرس نخست با بررسی صورت های مالی و تجزیه و تحلیل اقلام مندرج در آنها مواردی را که نیاز به رسیدگی و توجه خاص دارد مشخص می نماید و سپس سعی می کند از طریق اخذ اطلاعات و صورت زیر مجموعه های مربوطه دید وسیع تری نسبت به اقلام ترازنامه پیدا کند

سندرسی از جز به کل است

ترازنامه ای از کل به جز است

چرخه مالی :

اطلاعات و مدارک مالی -- سند حسابداری -- ثبت دفاتر -- گزارشات مالی

اطلاعات و مدارکم مالی -- سند حسابداری -- ثبت دفاتر -- گزارشات مالی

نکته : در روش سندرسی معمولاً کلیه اطلاعات مورد رسیدگی قرار می گیرد اما در روش ترازنامه ای اقلام قابل توجه و با اهمیت مورد رسیدگی قرارا می گیرد .

حدود حسابرسی : حدود حسابرسی با توجه به بزرگی و کوچکی مؤسسه و یا نوع حسابرسی با هم تفاوت دارند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حالت چهارم در اظهارنظر درگزارش حسابرسی :

حسابرسان ممکن است به جای اظهارنظر مقبول یا مشروط یا مردود در مورد گزارش صورت های مالی اظهارنظر نکنند این روش عدم اظهار نظر نامیده می شود اگر حسابرسان نتوانند مطلوبیت ارائه صورت های مالی را مشخص کنند عدم اظهارنظر ارائه خواهد کرد .

آیین رفتارحرفه ای :

آیین رفتار حرفه ای عبارتست از مجموعه اصول اخلاقی و ضوابط مربوط به کار در یک حرفه مستقل که اجرای آن برای اعضای این حرفه الزامی است .

اصول بنیادی اخلاقی و رفتاری در حسابرسی :

  1. استقلال و بی طرفی : حسابرس باید از لحاظ مادی و فکری مستقل و کاملاً بی طرف باشد .
  2. کفایت دانش و تجربه : حسابرس باید از تحصیلات و معلومات کافی و تجربه عملی در حسابرسی در سطح یک کارشناس متخصص برخوردار باشد .
  3. دقت در کار : قبول انجام حسابرسی ، متضمن این است که حسابرس دانش و تجربه خود را با جدیت و دقت کافی در سطح یک کارشناس متخصص به کار برد .
  4. حفظ اطلاعات و مدارک محرمانه : حسابرس باید کلیه اطلاعات و مدارک و صورت های مالی مربوط به شرکت را حفظ کرده و در اختیار کسی قرار ندهد .

اهمّ موازین رفتار حرفه ای :

به طور کلی رفتار حرفه ای حسابرسان نسبت به یکدیگر و نسبت به جامعه باید طوری باشد که حرمت و حیثیت اجتماعی این حرفه را گسترش داده و تحکیم نماید مهمترین موازین رفتار حرفه ای شامل این موارد است :

  1. منع تبلیغات
  2. منع تأیید پیش بینی
  3. معین بودن حق الزحمه
  4. اشتغال تمام وقت
  5. انجام حسابرسی و صدور گزارش به نام دیگران
  6. عدم اظهارنظر منفی در مورد سایر حسابرسان
  7. عدم انجام رفتاری که از نظر اجتماعی و اخلاقی مناسب نمی باشد .

استانداردهای حسابرسی : به طور کلی روش ها و موازینی که در انجام حسابرسی به کار گرفته می شود باید آنچنان باشد که حسابرس بتواند نظر خود را به عنوان یک کارشناس متخصص در خصوص صورت های مالی اظهارنماید .

کلیات استانداردهای قابل قبول حسابرسی که در واقع معیار سنجش کیفیت اجرای کار می باشد به شرح زیر است :

الف : استانداردهای عمومی که شامل :

  1. صلاحیت و آموزش فنی
  2. استقلال
  3. مراقبت حرفه ای لازم در اجرا و تهیه گزارش

ب : استانداردهای اجرای عملیات :

  1. برنامه ریزی و نظارت
  2. شناخت کافی از ساختار کنترل داخلی
  3. یافتن شواهد و قابلیت اطمینان کافی از طریق مشاهده ، مصاحبه و دریافت تأییدیه

ج : استانداردهای گزارشگری :

  1. تهیه صورت های مالی می بایست طبق اصول پذیرفته شده حسابداری انجام شده باشد .
  2. رعایت اصل یکنواختی
  3. اطلاعات افشا شده در صورت های مالی
  4. اظهارنظر درباره صورت های مالی به طور کلی و بیان هر نوع محدودیت یا ویژگی در رسیدگی حسابرسی و میزان مسئولیتی که حسابرس به عهده گرفته است .

نکته : معمولاً شرکت ها از نیمه دوم سال مالی کار حسابرسی ضمنی را انجام می دهند .

 

 

مجموعه این عملیات نیاز به برنامه ریزی دارد که این برنامه ریزی ، ابزار می خواهد که این ابزار از طرف کارفرما ( صاحب کار ) یا از طرف مؤسسه حسابرسی ( حسابرس ) تهیه می شود .

نکته : آنچه که از طرف سازمان حسابرسی تأمین می شود نیروی کار حسابرسی است .

ردیف کاری حسابرسان ( نظارت ) :

  1. شرکاء ( بالاترین مقام سازمانی )
  2. مدیر حسابرسی ( کار جمع بندی نهایی گزارشات را بر عهده دارد )
  3. سرپرست حسابرسی ( نظارت بر کار حسابرسان دارند )
  4. حسابرس
  5. کمک حسابرس

کنترل داخلی :

تعریف کنترل داخلی : کنترل داخلی شامل کلیه اقداماتی است که به منظور دستیابی به اهداف زیر انجام می شود :

  1. حفظ منابع مالی در مقابل خطرات ضایعات ، سوء استفاده ، تقلب و عدم کارایی مدیران و کارمندان
  2. افزایش دقت و قابلیت اعتماد به اطلاعات مالی
  3. تشویق کارکنان در اجرای مقررات و اصول سیاست کلی شرکت
  4. اظهارنظر در میزان کارایی عملیات هر یک از واحدها و ادارات داخلی شرکت

به طور کلی کنترل داخلی شامل کلیه روش ها و عملیاتی است که موجب بالا رفتن کارایی مؤسسه می شود .

 

 

 

کنترل های حاکم بر شرکت : به طور کلی کنترل هایی که در هر شرکت یا مؤسسه اعمال می شوند به دو دسته اصلی تقسیم می شوند :

  1. کنترل داخلی : 1 ) کنترل عملیاتی

2 ) کنترل مالی : 1 ) کنترل پایه

2 ) کنترل انضباطی : 1) کنترل سرپرستی

2 ) کنترل حفاظتی

3 ) کنترل تقسیم وظایف

  1. کنترل خارجی

کنترل داخلی :

کنترل خارجی : عبارتست از آن دسته کنترل هایی که شرکت یا مؤسسه در آن نقش نداشته و از طرف دولت یا جامعه اعمال می شود مثل الزام قانونی شرکت ها به نگهداری دفاتر قانونی و ارائه اظهارنامه مالیاتی در مؤید قانونی و یا لزوم رعایت استاندارد های تعیین شده در مورد کیفیت محصول که از طرف اداره استاندارد اعلام می شود .

کنترل داخلی به دو دسته کنترل عملیاتی و کنترل مالی تقسیم می شود :

  • کنترل عملیاتی : این کنترل های ، اصولاً مربوط به امورمالی نیستند و تأثیری در صورت های مالی به صورت مستقیم ندارند مثل نحوه استخدام ، برنامه آموزش ، کنترل کیفیت کالا
  • کنترل های مالی : کنترل های مالی ، کنترل هایی هستند که به موجب آنها مدیریت شرکت می تواند نسبت به صحت تهیه و تنظیم حساب ها و صورت های مالی اطمینان حاصل کند مثل نگهداری حساب های شرکت ، استخراج تراز آزمایشی ، شماره گذاری چاپی برای مدارک ( مثل رسید انبار ، صورت حساب فروش و سایر مدارک انبار ) ، تفکیک وظایف بین قسمت ها و اشخاص

کنترل داخلی مالی به دو دسته تقسیم می شود :

  • کنترل های پایه : عبارتست از حداقل کنترل های داخلی جهت فعالیت های مالی یک شرکت مثل نگهداری اسناد و دفاتر ، تهیه فاکتورهای فروش
  • کنترل های انضباطی : شامل کنترل هایی است که به خودی خود وجود آنها در یک شرکت لازم نیست یعنی در صورت عدم وجود این کنترل ها ، شرکت می تواند به فعالیت خود ادامه دهد اما با توسعه فعالیت های شرکت نیاز به این کنترل ها ، افزایش می یابد .

کنترل های انضباطی به سه دسته تقسیم می شود :

  • کنترل های سرپرستی : عبارتست از بررسی و آزمایش ، کنترل های پایه انجام شده توسط مقام مسئولی مستقل از انجام دهندگان کنترل های پایه مثل بررسی بایگانی سریال مدارک ( فاکتورهای فروش و یا استخراج صورت مغایرت بانکی توسط شخص دیگری ) ، به جز مسئولین نگهداری دفتر بانک و صندوق این قبیل کنترل ها معمولاً به وسیله سرپرستان قسمت ها انجام می شود و به همین دلیل کنترل های سرپرستی نامیده می شود .
  • کنترل های حفاظتی : عبارتست از کنترل هایی که به منظور حفظ دارایی ها به کار گرفته می شود مانند استفاده از تأسیسات آتش نشانی ، حفاظت از انبارها و اتاق و صندوق و استفاده از صندوق جهت اسناد شرکت و همچنین استفاده از بیمه مناسب جهت کلیه دارایی های شرکت
  • کنترل های تقسیم وظایف : عبارتست از تقسیم وظایف و مسئولیت بین کارکنان به نحوی که هیچ کس مسئولیت انجام و ثبت یک معامله از ابتدا تا انتها را بر عهده نداشته باشد مزایای این مسئله عبارتست از :
  1. جلوگیری از تقلب و سوء استفاده
  2. جلوگیری از اشتباه کارکنان قبلی و تسریع اشتباهات
  3. اطمینان نسبت به صحت عملیات

نکته : هرچقدر شرکت توسعه یابد نیاز به کنترل انضباطی بیشتر می شود .

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

خدمات اجتماعی مدد کاران در کمیته ی امداد كاروزي مدد کاران در کمیته ی امداد


خدمات اجتماعی مدد کاران در کمیته ی امداد

تاریخچه :

 

سابقه ی شکل گیری و پی ریزی تشکیلات این نهاد به سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و حدوداً سال 1342 بر می گردد که تعدادی از انقلابیون اول نهضت اسلامی که در زمره همراهان و هم رزمان حضرت امام خمینی (ره) قرار داشتند و بعضاً مسئولان فعلی این نهاد می باشند ، از طرف معظم له ماموریت رسیدگی به خانواده زندانیان سیاسی و نیازمندان مبارزه به را به عهده داشتند. اقدامات حمایتی و امدادی این بزرگان خصوصاً در زمان اوج گیری انقلاب اسلامی یعنی ، سال های 56 و 57 که مبارزات امت مسلمان به اوج خود رسید و اعتصاب و تحصن همه جا را فرا گرفت، با حمایت گسترده و فرا گیر از اعتصابیون و خانواده زندانیان سیاسی و نیازمندان جامعه سیر صعودی یافت. با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و آغاز فعالیت مجدد بخش های اداری ، اقتصادی و فرهنگی کشور ،لزوم حمایت از نیازمندان در صدر برنامه های نظام قرار گرفت و دقیقاً 22 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 14 اسفند ماه 1357 هجری شمسی ( مطابق با 7 ربیع الثانی 1399 ) هجری قمری و 5 مارس 1979 میلادی ) کمیته امداد به عنوان دومین نهاد انقلابی ، با صدور حکم تاریخی حضرت امام خمینی ( ره ) برای مدت نامحدودی به منظور تحقق بخشیدن به اهداف عالیه نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه ، در حمایت و امداد محرومان و مستضعفان و خود کفا کردن آنان ، تاسیس گردید.

 

شورای مرکزی که پس از ولایت فقیه عالی ترین رکن این نهاد می باشد ، مسئولیت کلی کارها و امور را عهده دار است. اعضای این شورا عبارتند از آقایان : حاج حبیب الله عسگر اولادی – حاج سید رضا نیری – حاج ابوالفضل حاجی حیدری – حاج حسین انواری و حاج حمید ترقی . این نهاد تحت نظر مستقیم مقام معظم رهبری (ولی فقیه ) قرار دارد و اساسنامه اول آن را در مورخ 20/3/ 1366 به توشیح و تایید حضرت امام خمینی (ره ) و اساسنامه دوم آن در مورخ 29 / 9/ 1380 به تایید مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ( مدظله العالی ) رسیده است.

 

ارکان و تشکیلات :

 

کمیته امداد امام خمینی (ره ) به عنوان نهادی انقلابی و از نوع موسسات غیر انتفاعی و عام المنفعه است و دارای شخصیت مستقل و استقلال مالی و استخدامی است که تحت نظارت عالیه ی مقام معظم رهبری ( ولایت فقیه ) قرار دارد و طبق اساسنامه مربوطه اداره می شود.

 

مرکز اصلی امداد امام خمینی (ره ) در تهران بوده و در تمامی شهرستان ها و اکثر بخشهای کشور و در برخی نقاط خارج از کشور ( لبنان ،سوریه ، جمهوری آذربایجان ،تاجیکستان، افغانستان و عراق) دارای شعبه می باشد . ارکان امداد امام عبارتند از : شورای مرکزی که نمایندگان ولی فقیه هستند، سرپرست امداد امام ،حسابرسی و بازرسی.

 

بخش های اصلی کمیته امداد امام خمینی عبارتند از :

 

1- شورای مرکزی – عالی ترین رکن امداد پس از مقام عظمای ولایت فقیه شورای مرکزی می باشد که اعضای آن توسط مقام معظم رهبری برای مدت 5 سال تعیین می گردند و به عنوان نمایندگان ولی فقیه مسئولیت کلی کارها و امور امداد امام را عهده دار می باشند.

 

2- سرپرست امداد امام: سرپرستی یکی از اعضای شورای مرکزی و به عنوان بالاترین مقام اجرایی امداد امام و مجری مصوبات شورای مرکزی است. سرپرستی امداد ، با پیشنهاد شورای مرکزی امداد و تایید مقام معظم رهبری منصوب می شود. در غیاب سرپرستی کلیه اختیارات و وظایف او به عهده قائم مقام می باشد. عزل و نصب معاونان و مدیران کل امداد و روسای شاخه ها با حکم سرپرستی صورت می گیرد. در حال حاضر سرپرست امداد امام آقای سید رضا نیری می باشند.

 

3- اداره کل کمیته امداد استان : برای تمرکز امور استانی و هماهنگی ،نظارت و رسیدگی به امور شاخه ها در مرکز هر استانی اداره کل کمیته امداد امام خمینی استان با مسئولیت اجرایی مدیر کل استان ، ایجاد شده است.

 

4- شاخه : در کلیه شهرستان ها و برخی شهرها و مراکز دهستان ها ، برای رسیدگی به امور محرومان و ارئه خدمات به انها ، شاخه اصلی کمیته امداد امام، ایجاد گردیده است که مستقیماً به امور مددجویان و ارباب رجوع رسیدگی می نمایند.

 

اهداف و وظایف :

 

کمیته امداد امام خمینی (ره) با هدف یاری نمودن محرومان و مستضعفان، امداد درماندگان و آسیب دیدگان و خودکفا کردن محرومان تشکیل یافته است. زاهدی اصل در کتاب مبانی رفاه اجتماعی خود کمیته امداد را نهادی می­داند که خدمات حمایتی به سالمندان روستایی و خانوارهای بی سرپرست نیازمند ارائه می دهد .

 

وظایف امداد امام عبارتست از :

 

الف- بررسی و شناخت انواع محرومیت های مادی و معنوی نیازمندان و تبیین و تامین نیازهای حمایتی، معیشتی، فرهنگی و ارتقای سطح زندگی آنها در حد امکان و شناسایی افراد وخانواده های لازم الحمایه در شهر و روستا و عشایر.

 

ب – بررسی و ارایه ی پیشنهاد و خط مشی ها ، سیاستهای اجرایی ، طرح ها، برنامه ها و روشهای مناسب برای رفع محرومیت های نیازمندان در ابعاد مختلف به مراجع ذیربط و انجام اقدامات و پیگیری لازم جهت تحقق آنها.

 

ج- فراهم آوردن امکانات لازم به منظور خود اتکا نمودن افراد و خانواده های تحت پوشش و سایر نیازمندان از طریق ایجاد اشتغال ،اعطای وام ،آموزش های فنی و حرفه ای و ارایه ی خدمات لازم در حد امکان .

 

د- ایجاد تسهیلات لازم جهت ارایه ی خدمات بهداشتی و درمانی و اقدام به بیمه های درمانی و اجتماعی اقشار آسیب پذیر در حد امکانات و چارچوب قوانین و مقررات مربوطه .

 

ه- برداخت مستمری ( کمک های نقدی و غیر نقدی ،اعطای وام قرض الحسنه ضروری ،کمک به تعمیر و تهیه ی مسکن،ازدواج و جهیزه ی نیازمندان.

 

و- ارایه ی خدمات فرهنگی به افراد و خانواده های نیازمندان و انجام فعالیت های فرهنگی و آموزشی و تامین وسایل آموزشی و کمک آموزشی لازم و تعمیق باورهای دینی .

 

ز- حمایت موردی از افراد و خانواده های نیازمند در برابر مشکلات ناشی از بروز حوادث و بلایای طبیعی و غیر طبیعی .

 

ح- ارایه ی خدمات مشاوره و مددکاری و حمایت های لازم حقوقی و قضایی به افراد و خانواده های نیازمند.

 

ط- حمایت نیازمندان خارج از کشور براساس سیاست های نظام جمهوری اسلامی ایران، در حد امکانات .

 

ی- تسهیلات لازم به منظور احیای فرهنگ انفاق و ایثار ،نشر سنتهای حسنه ی اسلامی و هدایت امکانات وکمک های مردمی خصوصاً کمکهای اشخاص خیر و نیکوکار و همچنین امکانات و کمکهای بخش های دولتی و غیر دولتی جهت حمایت از افراد و خانواده های نیازمند.

 

ک- ارتباط با موسسات خیریه ، انجمن هاو تشکلهای عام المنفعه بالقوه و بالفعل آنها و پرهیز از انجام کارها ی موازی و غیر ضروری در جهت انجام حمایت های مادی و معنوی و تقویت و گسترش این گونه هسته های مردمی در حد توان.

 

ل- انجام هرگونه تکلیف قانونی پس از تشخیص اعتبار لازم .

 

منابع مالی :

 

منابع مالی این نهاد برای امور فقرزدایی و کمک به محرومان جامعه عبارتست از :

 

1- عنایات مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

 

2- اعتبارات وکمکهای دولت محترم جمهوری اسلامی ایران

 

3- هدایا و کمک های مدرمی ، موسسات ،سازمان ها و نهادهای داخل و خارج از کشور

 

4- دریافت صدقات ،نذورات و زکوات.

 

5- درآمد حاصل از فعالیت های اقتصادی امداد امام.

 

 

 

 

 

سند چشم انداز 20 ساله کمیته امداد امام خمینی (ره) (درافق 1404 ه.ش):

 

سند چشم انداز 20 ساله ی امداد به عنوان منشور حرکت جمعی مطلوب بلند مدت امداد در جهت رسیدن به قله ­­­­­­­­­­­­­­­­­ی رفیع نظام ، یعنی ایجاد حیات طیبه ی اسلامی و تامین رفاه مادی در کنار عدالت ،معنویت و اخلاق برای مردم به ویژه محرومین به عنوان سهامداران نظام اسلامی است.

 

سند چشم انداز 20 ساله ی امداد مبتنی بر اصول قانون اساسی و رهنمودهای حضرت امام (ره) ومقام معظم رهبری، اساسنامه و تجارب مفید امداد ،هماهنگ و در راستای تحقق چشم انداز 20 ساله ی جمهوری اسلامی ایران است که قابلیت عملیاتی شدن در 4 برنامه ی 5 ساله را دارا می باشد.

 

[ با اتکا به خداوند سبحان کمیته ی امداد حضرت امام خمینی (ره) در چشم انداز به عنوان نهاد انقلاب اسلامی جوشیده از متن مردم و متکی به آن هویت اسلامی و انقلابی ،توسعه یافته و پویا و پایدار و الگو در ارائه خدمات امدادی و حمایتی با تعامل سازنده و موثر در روابط ملی و بین المللی تحت نظارت عالیه مقام معظم رهبری]

 

* کمیته امداد امام (ره) در افق چشم انداز20 ساله چنین ویژگی هایی خواهد داشت:

 

-توسعه دهنده ی شبکه ای ارتباطی و حمایتی مردمی و کارآمد برای انجام کارهای عمیق ، ماندگار،زود بازده و اثر بخشی درمیان اقشار آسیب پذیر جامعه با رعایت اصول کفایت،جامعیت و مطلوبیت.

 

- دارای نقش محوری و بازوی توانمند نظام جمهوری اسلامی در جهت تقویت تکامل و توازن اجتماعی و معین دولت در تحقق برنامه ها و خدمات و حمایت های اجتماعی .

 

- پیشتاز در احیاء و ترویج سنت های حسنه ی اسلامی و تاثیر گذار بر تقویت همبستگی های اجتماعی و حفظ همگرایی مردم با نظام اسلامی و تامین اصل عدالت و رضایت اجتماعی .

 

- صیانت از تحکیم نهاد خانواده و احیای عزت و کرامت ورزی ، خانوادگی و ملی و توانمند سازی محرومین و زدودن فقر با تاکید برمناعت طبع و خود اتکایی.

 

- دارای تعاملی موثر و سازنده با سازمانها و نهادها ،متکی به مشارکت های مردمی ومنابع اختصاصی و بهره گیرنده از منابع عمومی .

 

- الهام بخش ،فعال و موثر در سطح ملی ،جوامع اسلامی و بین المللی به عنوان تکیه گاه قابل اعتنای محرومان و مستضعفان.

 

 

 

سیاست های کلی برنامه پنجساله چهارم(1388 -1384)

 

با الهام از تعالیم و احکام نورانی اسلام و زنده و نمایان نگاه داشتن اندیشه دینی و فرهنگی بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران ومقام معظم رهبری و تبلور ان در تمام سیاستگذاری ها برنامه ریزی ها با توجه به اهداف چشم انداز 20 ساله امداد امام (ره) و قانون برنامه پنجساله چهارم کشور به شرح زیر است:

 

- امور حمایتی محرومین و زدودن فقر:

 

تامین حداقل نیازهای اساسی و بهبود شاخصهای زندگی خانواده های فاقد درآمد یادارای درآمد ناکافی برای زندگی سالم و توسعه پوشش حمایتی به نیازمندان جامعه ،هماهنگ با سیاست های کلی جمهوری اسلامی ایران.

 

- حمایت ممکن نیازمندان تحت پوشش در برابر مشکلات ناشی از بروز حوادث و بلایای طبیعی و غیر طبیعی.

 

- بسیج امکانات و توانائیهای بالقوه و بالفعل در راستای تحقق عدالت اجتماعی و حمایت از حقوق محرومان و رفع محرومیت خانواده های لازم الحمایه بویژه در مناطق روستایی و عشایری .

 

- رسیدگی به نیازهای فوری و ضروری نیازمندان در جهت کاهش شکاف طبقاتی و تامین رفاه عمومی در حد امکانات ( تغذیه ، پوشاک، بهداشت، درمان و مسکن.)

 

امور توانمندسازی محرومین:

 

- سالم سازی فضای فرهنگی و اعتقادی خانواده های تحت پوشش و رفع آسیب های آنها.

 

- تقویت و هدایت استعدادهای برجسته و بالقوه دانش آموزان و دانشجویان تحت حمایت.

 

- ترویج روحیه و فرهنگ کار و وجدان کاری بین خانواده های محرومین.

 

- فراهم آوردن امکانات لازم جهت خود اتکاء نمودن افراد و خانواده های تحت حمایت و نیازمندان تلاش در تامین آموزشهای فنی و حرفه ای و ایجاد فرصت های اشتغال مولد و مفید محرومین تحت حمایت.

 

 

 

- امور مدیریتی و تحقیقاتی:

 

شناخت انواع محرومیت های مادی و معنوی نیازمندان.

 

- اصلاح و بهینه سازی نظام مدیریتی امداد جهت افزایش بهره وری و کارآمدی و بهبود نظام خدمت رسانی براساس افق چشم انداز 20 ساله امداد.

 

- تبیین فلسفه خدمت رسانی و روش های مناسب جهت رفع محرومیت نیازمندان کشور.

 

- تقویت و توسعه فعالیت های علمی ،تحقیقاتی ،فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت کاربردی.

 

- تقویت وکارآمد نمودن نظام منسجم بازرسی ونظارت وارزیابی مستمر از فعالیت های امداد.

 

* امور اعتماد سازی و جلب مشارکت های مردمی:

 

- ترویج فرهنگ انفاق ،احسان، ایثار،اکرام یتیم و نشر سنت های حسنه اسلامی.

 

- بسیج همبستگی مردمی و تقویت رضایت مندی عمومی و همگرایی مردم با نظام.

 

- بهره مندی از همدلی وتوانایی ها ومنابع عظیم مردم در جهت مبارزه با فقر و محرومیت.

 

- گسترش و عمق بخشیدن به روحیه تعاون و مشارکت های عمومی.

 

- ارتباط و حمایت ممکن از نهادهای عام المنفعه عمومی و موسسات و خیریه های مردمی.

 

- حفظ و تقویت عوامل اساسی اعتماد مردم و رهبری.

 

* امور ارتباطات وخدمات بین المللی :

 

- حمایت از نیازمندان و محرومان خارج از کشور براساس منویات مقام معظم رهبری و هماهنگ با سیاستهای نظام جمهوری اسلامی.

 

- تامین ارتباطات با موسسات خیریه و تشکلهای عام المنفعه مردمی و سازمانهای بشر دوستانه بین المللی.

 

- بهره مندی مطلوب از ظرفیت های بالقوه و بالقعل نیکوکاران بویژه ایرانیان خارج از کشور .

 

- شناسایی فرصت های مناسب جهت گسترش ارتباطات حمایتی بین المللی امداد.

 

- الگو سازی جهت تقویت سلامت ورفاه خانواده و چگونگی تامین کرامت زن و جایگاه او در خانواده و اجتماع.

 

مهارت های مددکاری اجتماعی:

 

مددکار اجتماعی برای عرضه ی خدمات مناسب و حرفه ای به مهارت های مختلفی از جمله خوب دیدن وخوب شنیدن وخوب صحبت کردن نیاز دارد که علاوه بر یادگیری دانش استفاده از این مهارت ها ،تجربه و تکرار آن برای مددکار ضروری است.

 

چرا که خدمت اصلی که یک مددکار در کمیته امداد به مدد جو ارائه می دهد این است که با روش های فوق پی به مشکلات و نیازهای مدد جو ببرد.

 

1- مشاهده :

 

یکی از مهارت های مورد نیاز مددکاران اجتماعی در جمع آوری اطلاعات با مرحله ی مطالعه ،مهارت مشاهده است. از مشاهده تعاریف زیادی ارائه شده است که به دو تعریف اشاره می شود : "نگاه کردن صحیح و یادداشت کردن پدیده ها آن طور که در طبیعت …و روابط متقابل اتفاق می افتد."

 

در تعریف دیگر از مشاهده چنین آمده است:

 

« مشاهده عبارت است از زیر دید قرار دادن پدیده ها ی پیرامون و دریافت عمل و عکس العمل های غیر کلامی که منجر به ادراک و استنباط دقیق نمودهامیگردد. به طورکلی می توان گفت که منظور از مشاهده در مددکاری اجتماعی مشاهده عادی و معمولی نیست که همه ی ما در هر لحظه به صورت غیر عملی انجام می دهیم،بلکه مقصود دیدن هدفدار و حرفه ای به منظور جمع آوری اطلاعات برای شناخت و تشخیص مشکل یا نیاز مددجو است.

 

نکاتی مهم در مشاهده :

 

1- مددکار اجتماعی باید سعی کند هدف مشاهده را برای خود مشخص کند و در مقابل این سوال که چرا و چه چیز را مشاهده می کنند پاسخ داشته باشند.یعنی باید اطلاعاتی جمع آوری کندکه در تشخیص مشکل مفید باشد.

 

2- مشاهده مددکار اجتماعی ،اغلب با مشاهده فردی عادی فرق کند چون مشاهده ی او یک مشاهده ی حرفه ای و علمی است.

 

3- مددکار اجتماعی باید در کمترین فرصت بعد از مشاهده ، مطالب جمع آوری شده را بررسی ثبت و گزارش کند. هر چه فاصله ی بین زمان مشاهدو ثبت آن بیشتر باشد احتمال فراموش شدن تعضی از اطلاعات افزایش می یابدو…

 

2- مهارت خوب گوش کردن:

 

هر کس در زندگی ممکن است گاهی نیاز پیدا کند که با فردی مشکل خود را مطرح و به اصطلاح درد دل کند . در این حالت، معمولاً فردی را انتخاب می کند که در وهله ی اول به سخنان او خوب گوش بسپارد و دقت کند. بی توجهی به سخنان گوینده و مشغول شدن به کار دیگر هنگام صحبت او ، قطع مکرر سخن گوینده و گرفتن فرصت بیان از او بروز دادن رفتار حاکی از بی میلی و بی علاقه گی به شنیدن مشکل ونظایر ان ها فرد را از طرح مشکل رویگردان می کند. این موضوع در مددکاری اجتماعی نیز مصداق دارد و، ضمن اینکه گوش کردن در اینجا کاری هدفدار و مددکار اجتماعی شنونده ای فعال ومتعهد است.

 

منظور از خوب گوش دادن توانای و هنر شنیدن درددل و سخنان افرادی است که برای دریافت کمک و راهنمایی ویا تخلیه ی روانی به مددکار اجتماعی که فردی حرفه ای است، مراجعه کنند.

 

انسان ها نیاز دارند که درک شوند و این نیاز حق هر انسانی است. مددکار نیز نمی تواند کمک واقعی خود را به مددجو تقدیم کند مگر آنکه اول خوب به وی گوش دهد تا از مشکل و درددل وی با خبر گردد.

 

نکات اساسی در خوب گوش کردن:

 

1- خوب گوش کردن نیاز به تجربه ومهارت دارد.

 

2- خوب گوش کردن به تنهایی ممکن است تخلیه روانی مددجو را در پی داشته باشد.

 

به طور کلی باید گفت که پالایش روان ، خود پالایی یا خالی کردن خود از طریق صحبت کردن هنگامی بیشتر موثر است که مربوط به تجربه های دوران اخیر مشخص باشد.و…

 

3- خوب گوش کردن مددجو را به صحبت بیشتر بر می انگیزد این امر خود زمینه ای می شود تا اطلاعات بیشتری درباره ی مشکل یا نیاز او در اختیار مددکار اجتماعی قرار گیرد.

 

4- خوب گوش کردن اعتماد مددجو را به مددکار افزایش می دهد.

 

5- مددکار اجتماعی هنگام گوش کردن به صحبت مددجو نباید ساکت و بی روح وخشک باشد. مشاهده ی این رفتار ممکن است این تصور را به وجود آورد که او تمایلی به شنیدن مسائل مددجو ندارد و این خود ممکن است اعتماد میان انان را خدشه دار کند. و…

 

3- بازدید از منزل :

 

یکی از مهمترین وکارامدترین ابزار مددکاران اجتماعی در فرآیند مددکاری "بازدیدازمنزل "است. بازدیداز منزل اگر بر طبق ضوابط و اصول وبه شیوه ی درست انجام پذیرد نتایج مطلوبی در پی دارد و در غیر این صورت ، ممکن است در روند کار تاثیر بد بگذارد.

 

اهداف بازدیداز منزل :

 

1- توجه به خانواده ، نقش و جایگاه آن در فرایند مددکاری به منظور کمک گرفتن از آن در مراحلی نظیر جمع آوری اطلاعات، تشخیص مشکل ،تدوین برنامه های کمکی و به طور کلی فراهم کردن زمینه مشارکتشان در فرآیند مشکل گشایی یا افزایش مسئولیت پذیری اعضای خانواده در قبال فرد دچار مشکل برای ترک معتاد با خانواده هماهنگ شود.

 

2- فراهم کردن زمینه برای برقراری ارتباط با مددجو و خانواده او

 

3- شناخت نحوه ی ارتباط بین اعضای خانواده

 

نکات مهمی در بازدید از منزل:

 

1- ضرورت بازدید از منزل نه تنها برای مددکار که برای مددجو و خانواده نیز باید مشخص شده باشد.

 

2- بین مشکل مددجو و بازدید از منزل رابطه ای معقول وجود داشته باشد.

 

3- بازدید از منزل باید براساس هماهنگی با مددجو و خانواده ی او و رضایت آنها باشد.

 

 

 

4-مصاحبه :

 

یکی از مهمترین و متداول ترین ابزار کار مددکاران اجتماعی «مصاحبه» می باشد . همه ی ما در طول زندگی ممکن است بارها و بارها در جایگاه مصاحبه کننده (سوال کننده ) ،مصاحبه شونده ( سوال شونده ) قرار گرفته و با آن آشنایی اجمالی داشته باشیم، اما آیا واقعاً همه آنها مصاحبه بوده اند.

 

تعریف مصاحبه :

 

تاکنون تعاریف متعددی از مصاحبه ارائه شده است. اما آنچه در همه ی این تعریف ها مشترک است این است که مصاحبه رابطه ای کلامی و دو جانبه است.

 

در مصاحبه یک رابطه ی دو جانبه بین مصاحبه کننده و مصاحبه شونده است.... معنای مصاحبه با مکالمه فرق دارد و مصاحبه تنها یک مکالمه بین دو نفر نیست. مصاحبه دارای هدف است. مصاحبه عبارت است از مکالمه ی هدایت شده ای که به منظور دستیابی به قصد و هدف خاصی، صورت می گیرد.

 

انواع مصاحبه :

 

1- منظم – ساخت یافته : در این نوع مصاحبه ،سوالات و پاسخ های چند گزینه ای هر سوال از قبل تنظیم شده است و پاسخگویان د رهمان چارچوب می توانند پاسخ مورد نظر خود را انتخاب کنند.

 

2- مصاحبه آزاد یا ساخت نیافته : این نوع از مصاحبه انعطاف فراوانی دارد و ایجاد تغییرات در حین انجام دادن آن امکان پذیر است. بنابراین رفتار وگفتار مددجو بیشتر طبیعی است و در اغلب موارد اطلاعات واقعی تری حاصل می شود.

 

در واقع این نوع از مصاحبه که به مصاحبه اکتشافی نیز معروف است، مصاحبه گر توجهی به پرسشهای خاص از قبل تعیین شده که برای همه پاسخگویان یکسان به کار می رود ندارد.

 

مراحل اجرای مصاحبه :

 

مرحله شروع مصاحبه ،این مرحله اهمیت خاصی دارد، زیرا ایجاد رابطه صحیح بین مددکار و مددجو برای طرح مسائل و مشکلات در همین مرحله صورت می گیرد. درمرحله شروع مصاحبه ،چند وظبفه بر عهده مددکار اجتماعی است که اجرای آنها در تشویق مددجو به طرح مسائل واقعی اش و ایجاد ارتباط مناسب بین او و مددکار نقش اساسی دارد.

 

1- ایجاد احساس آرامش در مددجو : نخستین برخورد مددکار با مددجو در ایجاد این احساس نقش اساسی دارد. پذیرش خوب و احترام گذاشتن به مددجو امنیت روانی را که لازمه کار است، ایجاد می کند.

 

2- دادن فرصت تطبیق به مددجو: مددکار اجتماعی بامعرفی خود می تواند این فرصت را به مددجو بدهد تا خود را با آنجا تطبیق بدهد .( گریه کردن مددجو و آب آوردن مددکار یا ترک اتاق)

 

3- توضیح کوتاه در خصوص فرمان کمیته امداد: با این کار ، مددکار می کوشد تا چنانچه برای مددجو ابهامی وجود دارد، آن را برطرف کند. البته ، در جریان مصاحبه این توضیح باید کامل شود.

 

4- انتخاب موضوع مصاحبه : در جلسات اول بهتر است مددکار اجازه دهدکه مددجو خود رشته کلام را به دست گیرد و از هر کجا که برای او مهمتر است صحبت را شروع کند . در این مرحله ، تشویق مددجو به صحبت کردن بسیار مهم است.

 

5- تایین مدت مصاحبه : هدف از این کار آن است که مددجو با اطلاع از زمان ،مطالب خود را مطرح کند.مددکار در این مرحله با اعمال مدیریت خود به شیوه ی غیر مستقیم می تواند انتخاب موضوع صحبت را بر عهده مددجو بگذارد . مرحله آغاز مصاحبه ، معمولاً کوتاه و مقدمه ای برای ورود به مرحله ی اصلی جریان مصاحبه است.

 

سوال کردن در مصاحبه :

 

یکی از مهارت های مددکار اجتماعی مهارت سوال کردن است که در مصاحبه بسیار مهم و اساسی است. در این زمینه ، گفته شده است : هنر اصلی مصاحبه کردن عبارت است از هنر ظریف سوال کردن.

 

شولمن نیز در این باره گفته است:

 

" سوال کردن فرایند تشریح و به عمل آوردن درخواستهایی از مددجو است تا اطلاعات بیشتری را درمورد ماهیت مشکل بدهد."

 

نکاتی را که مددکار در استفاده از این مهارت باید در نظر گیرد بر می شماریم:

 

1- از طرح سوالاتی که پاسخ آنها فقط بله و خیر است باید خودداری کرد. چون با این نحوه پرسش مددجو فرصت اظهار نظر و بیان واقعیات مشکل را نخواهد داشت بنابراین ،توصیه می شود سوالات باز یا خیلی کلی باشند. البته ، اگر گاهی مجبور به طرح چنین پرسشهایی شدید باید کوشش کنید تعدادشان کم باشد.

 

2- در طرح سوالها از لغات مفهوم و ساده استفاده شود تا مددجو در پاسخگویی دچار مشکل نشود و پاسخ متناسب با سوال را بدهد.

 

3- از طرح سوالهای طولانی چند قسمتی که مددجو نتواند آنها رابه خاطر بسپارد،خودداری شود.

 

4- مددکار باید با لحن ملایم سوالها را مطرح کند، نه با داد و بیداد و لحن تهدید آمیز. "مصاحبه گری که سوالهای اتهام آمیز ، تهدید کننده و مشکوک مطرح کند بدون شک موجبات ترس ، برانگیختن شک و تردید را در مددجو فراهم می کند نه جلب همکاری وی را."

 

5- طرح سوالهای گمراه کنند به قصد مچ گیری و به شیوه ی قاضیان و ماموران نیروی انتظامی ،در مددکاری مناسب نیست چون هدف از سوال کردن درک مددجو و شناخت مشکل و در نهایت یاری و راهنمایی اوست.

 

هدف مصاحبه :

 

همچون سایر فعالیت های مددکاری ،مصاحبه نیز هدف یا اهدافی دارد که اداره ی آن را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار می دهد.

 

هدف مصاحبه عبارت است از :" کسب اطلاع از مشکل و موقع آن، و درک کافی از شخصی که گرفتار مشکل است به منظور حل مشکل."

 

اما نکاتی که در مصاحبه توجه به آنها ضروری است:

 

هدف مصاحبه باید هم برای مددجو وهم مددکار مشخص باشد. این مسئله موجب می شود تا مددکار براساس هدف مصاحبه حرکت و سوالات خود را طرح کند و در زمانی کوتاه حقایق زیادی به دست آورد و در واقع از زمانی که در اختیار دارد بیشترین بهره را بگیرد.

 

مشخص بودن هدف برای مددجو نیز این حسن را دارد که با اطمینان خاطر به مددکار مراجعه می کند وتصمیم می گیرد که چه اطلاعاتی را به مددکار ارائه و چه اطلاعاتی را ارائه نکند. ضمن اینکه تردید و ابهام در او ایجاد نیم شود و موجب می شود سوالات مددکار را صرفاً به حساب کمک کردن او بگذارد. در این صورت ،مددجو تلاش خواهد کرد تا واقعیات را طرح کند؛ به عبارت بهتر، اطلاع مددجو از هدف مصاحبه موجب می شود تا « آنچه را هست بگوید نه آنچه را که صلاح است.»

 

- برخی از اهداف مصاحبه عبارتند از:

 

الف) شناخت مشکلات واقعی مددجو وعوامل موثر بر آنها

 

ب) شناخت نیازهای مددجو

 

ج) شناخت توانائیها و استعدادهای مددجو وخانواده

 

د) افزایش مهارتهای زندگی ومقابله با مشکلات

 

ه) پیدا کردن راهنمای حل مشکلات یا رفع نیازها

 

ز) شناخت وجوه قوت و ضعف مددجو

 

ح) پی بردن به چگونگی استفاده از توانائی های مددجو و خانواده ومنابع موجود در حل مشکل یا رفع نیاز

 

سایر نکات اساسی در مصاحبه :

 

در اینجا ،برخی دیگر از نکاتی راکه مددکار هنگام مصاحبه باید رعایت کند، به صورت کلی بیان می کنیم:

 

  • باید از تحقیر وتمسخر و سرزنش مددجو خودداری کند.

 

  • نباید از دیگر همکاران خود در جریان مصاحبه انتقاد یا بد گویی کند.

 

  • در مدت مصاحبه رعایت اصول مددکاری الزامی است.

 

  • از خیلی بلند یا خیلی آهسته صحبت کردن خودداری کند؛چون در هر صورت ممکن است آرامش مددجو به هم بخورد و اضطرابش بیشتر شود.

 

  • نباید نسبت به موضوعی اعلام تنفر یا علاقه شدید یا تعجب کند.

 

5-مهارت ارجاع:

 

مددکاران اجتماعی در بعضی از مراکز به دلایل مختلف که به آنها اشاره خواهد شد ممکن است مجبور شوند مراجعین خود را برای دریافت خدمات به مراکز یا موسسه ارجاع دهند به بیان دیگر ارجاع یکی از روشهایی است که مددکاران اجتماعی برای استفاده از خدمات سایر منابع موجود جامعه برای کمک به مراجعین بر حسب ضرورت به کار می گیرند.

 

ارجاع دلایل مختلفی دارد که برخی از آنها از این قرار است:

 

1- در موسسه ، خدمات مورد نیاز مددجو عرضه نمی شود؛ مثلاً برای عرضه خدمت به دانش آموزی که معلولیت جسمی دارد وبه ویلچر یا عصا نیازمند است مددکار مدرسه از طریق سازمان مربوط (بهزیستی ) می تواند این کار را انجام دهد.

 

2- کیفیت خدمات عرضه شده در موسسه برای حل کامل مشکل یا رفع نیاز مناسب نیست.

 

3- مددکار اجتماعی به دلیل نوع مشکل مددجو ضرورت استفاده از سایر متخصصان را برای جمع آوری اطلاعات و تشخیص مشکل یا تدوین برنامه ی کمکی احساس می کند.

 

4- شرایط مرکز به گونه ای باشد که امکان اقامت ونگهداری مددجو در ان مرکز فراهم نباشد.

 

انواع ارجاع:

 

ارجاع بر دو نوع است:

 

1- ارجاع دائم: زمانی است که با توجه به نوع مشکل یا نیاز مددجو ،امکان عرضه خدمات به او در مرکزی فراهم نیست، بنابراین به طور قطعی و دائم به مراکز دیگر فرستاده می شود.

 

2- ارجاع موقت : زمانی است که مددجو به صورت قطعی از خدمات سایر مراکز استفاده میکند ولی ارتباط او با مرکز قبلی قطع نمی شود و به خدمات آنجا نیاز دارد.

 

نکات اساسی در ارجاع

 

ارجاع مهارتی است که برای مددکاران اجتماعی بسیار ضروری است چون مشکلات یا نیازهای مددجویان به واحدهای مددکاری، اغلب به گونه ای است که کمتر مرکزی قادر خواهد بود همه خدمات رایکجا عرضه کند.

 

در ارجاع توجه به این نکات ضروری است:

 

1- مددکاری می تواند ارجاع موفق دهد که از مراکز موجود متناسب با گروه هدف و مشکلات یا نیازهایشان در جامعه شناخت کامل داشته باشد.

 

2- مددکار باید در صورت امکان مددجو را از علت ارجاع وتاریخ آن آگاه کند.

 

3- از زمان تصمیم برای ارجاع تا زمان ارجاع قطعی، مددجو را از جریان امور باید آگاه کرد(در صورت امکان)

 

4- اگر قرار است مددجو به یک مرکز جدید ارجاع دائم داده شود دیدن او از مرکز مقصد به همراه مددکار و آشنا شدن بامددکار مرکز جدید ممکن است در ایجاد سازگاری نقش موثری داشته باشد، ضمناً اگر از نظر مددجو مشکلی وجود داشته باشد مددکار از این طریق با مشکل آشنا می شود و پیش از ارجاع فرصت کافی برای رفع مشکل یا فراهم کردن زمینه تغییر مرکز را خواهد داشت.

 

کمیته ی امداد امام خمینی (ره) که از سال های اول انقلاب شکوهمند اسلامی رسالت حمایت از خانواده های نیازمند را به عهده گرفته به منظور تشخیص نیاز و شناسایی خانواده های نیازمند به این مهم اهتمام ورزید و مددکاران پرسشگر به عنوان محققینی در این عرصه وارد شده اند.

 

آنچه را که باید در این نهاد مقدس توجه ویژه ای به آن مبذول داشت این است که کلیه خدمات و سرویس های اجتماعی که از سوی کمیته امداد اما خمینی (ره ) ارائه می شود بر تشخیص این مددکاران استوار است و نظر و نوشته ای به مثابه ی سندی است برای ارائه خدمت.

 

در این راستا شورای برنامه ریزی و تحول اداری کمیته امداد امام خمینی (ره) استان تهران در حد بضاعت و توان خود در راستای تعالی دانش حرفه ای مددکاران پرسشگر به طراحی یک دوره آموزش مقدماتی مددکاری اجتماعی اهتمام ورزیده است. این دوره شامل 2 مرحله آموزش نظری وعملی می باشد.

 

الف- مشکلات رایج مددجویان:

 

1- فوت سرپرست خانواده ، درمواردی موجب پیدایش مشکلات گوناگون با توجه به ساختار خانواده می شود.

 

2- جدایی عناصر خانواده ،با توجه به فرهنگ خانواده، سن فرزندان و تعداد آنها مشکلات متفاوتی را برای خانواده ها به وجود می آورد.

 

3- مفقود و متارکه ، موجب پیدایش مسایل متفاوتی برای خانواده ها می شود.

 

4- از کارافتادگی پدر خانواه ،با توجه به موقعیت سایر اعضای خانواده، موجب بروز مسایل گوناگون می شود.

 

5- بیماری پدر خانواده براساس نوع بیماری ومدت آن و همچنین وضعیت اعضای خانواده می تواند موجب پیدایش مشکلات موردی ویا مسایل پایداری برای خانواده گردد.

 

6- زندانی بودن پدر خانواده، با توجه به نوع محکومیت ومدت زمان حبس و همچنین موقعیت اعضای خانواده، مشکلات متفاوتی پیش روی اعضای خانواده قرار می گیرد.

 

7- خانواده بد سرپرست ،خانواده های دارای پدر معتاد ،مجرم و خلافکار ونظایر آن در بسیاری از موارد بیش از خانواده های فاقد پدر و تک والدی ،اثرات رنج آوری بر سایر اعضای خانواده بر جای می گذارد و موجب پیدایش مشکلات گوناگونی می شود.

 

8- خانواده های سرپرست سرباز، این قبیل از خانواده ها نیز گاهی با مشکلات مواجه اند که مددکاران پرسشگر را در اجرای فعالیت های خود با مسایلی درگیر می کند.

 

ب-مشکلات عمده ی مددکاران پرسشگر:

 

1- آگاهی ناکافی مددکاران پرسشگر از امکانات موجود در امداد و همچنین منابع بیرونی .

 

2- آگاهی ناکافی حرفه ای و تخصصی مددکاران پرسشگر.

 

3- واگذاری کارهای متفرقه به مددکاران پرسشگر و مشخص نبودن شرح وظایف انها.

 

4- بی توجهی به سختی کار و اهمیت کار مددکاران پرسشگر از جانب برخی از مسوولان و در نتیجه بروز بی اعتمادی به خویشتن از سوی مددکاران پرسشگر.

 

5- بی اعتنایی به کیفیت عملکرد و ارزش گذاری به کمیت کارها.

 

6- حجم زیاد فعالیت های روزانه و احساس عدم امنیت شغلی.

 

7- نبودن اتاق مصاحبه برای موارد خاص در برخی مناطق.

 

ج- راهکارهای کاهش مشکلات:

 

1- برگزاری دوره های کوتاه مدت آموزشی برای مددکاران پرسشگر.

 

2- مهیا ساختن تمهیداتی برای ادامه تحصیل.

 

3- فراهم آوردن امکانات تفریحی سالیانه برای کسب انرژی و ارتقای بازدهی کار.

 

4- برگزاری جلسه های مشترک مددکاران پرسشگر با مدیران اجرایی.

 

5- انجام واکسیانسیون های ضروری برای مددکاران پرسشگر.

 

6- تشکیل معاونت مددکاری ،برای برقراری ارتباط ساختار سطوح اولیه کاری در کمیته امداد امام خمینی (ره )

 

7- استخدام مددکار اجتماعی پرسشگر خانم برای بررسی و مطالعه موارد خاص.

 

8- صدور کارت شناسایی معتبر برای ارائه به خانواده ها در صورت لزوم.

 

9- آموزش مددکاران پرسشگر در زمینه های نرم افزاری، برای برقراری ارتباط با سایر ارگان ها و بهره گیری مناسبتر از استعلام های ضروری.

 

 

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

آزمایشگاه هماتولوژی


مقد مه

نحوه خونگیری - Blood Sample collection

پذيرش:

۱) مشخصات بيمار رابه دقت در دفتر پذيرش آزمايشگاه ثبت نماييد ( نام ، نام خانوادگي ، سن ، جنس

نام پزشک معالج ، تاريخ مراجعه ) .

۲) زمان تحويل جواب آزمايشات را براي بيمار توضيح دهيد .

۳) در صورتي که انجام آزمايش نياز به ناشتا بودن بيمار دارد ، در همان مرحله پذيرش از ناشتا بودن بيمار اطمينان حاصل نماييد .

۴) به طور عادي جهت جلو گيري از بروز خطا در نتیجه آزمايشات بيوشيمي خون بهتر است بيمار ناشتا باشد . بخصوص در مورد آزمايشاتي مثل قند ، تري گليسريد ، کلسترول و اوره .( بطور معمول زماني معادل 12 تا 14 ساعت را جهت ناشتا بودن در نظر مي گيرند ) .

در مورد CPK و کراتينين ، بيمار حداقل 6 ساعت قبل از نمونه گيري از انجام هر گونه تزريق وفعاليت عضلاني خودداري نمايد .

۶) نام و نام خانوادگي بيمار را به همراه آزمايشات در خواستي بر روي برچسب ثبت نماييد .

۷) جهت انجام آزمايش CBC از ويال حاوي EDTA استفاده نماييد .

۸) جهت انجام آزمايش ESR از لوله حاوي سيترات سديم استفاده نماييد .

۹) جهت انجام آزمايشات بيوشمي و سرولوژي از لوله آزمايش بدون ماده نگهدارنده استفاده نماييد

۱۰) قبل از شروع به نمونه گيري از آماده بودن کليه وسايل از قبيل گارو ، سرنگ يکبار مصرف ، پنبه ، الکل طبي ( 70تا 75 درجه ) اطمينان حاصل نماييد .

۱۱) باتوجه به نوع و تعداد آزمايشات از سرنگ مناسب (۲ و ۱۰ و ۵ سی سی ) استفاده نماييد .

 

نمونه گيري :

وريد بازو بهترين محل جهت نمونه گيري مي باشد ، در صورتيکه به هر دليل نتوان از وريد مذکور استفاده نمود ميتوان از وريدهاي پشت دست يامچ پا استفاده نمود ولي بايد توجه داشته باشيم که استفاده از اين وريدها همراه با درد بيشتري نسبت به وريدهاي بازو مي باشد .

جهت نمونه گيري ، پس از مشخص نمودن وريد مورد نظرو بستن گارو با پنبه الکل محل را بخوبي استریل نماييد .

سوزن را از جهتي که برش آن به سمت بالا باشد ، وارد رگ نماييد .

پس ازگرفتن خون به مقدار کافي ، گارو را باز نموده وسوزن را خارج مي نماييم ، سپس محل را باپنبه الکلي محکم فشار مي دهيم تا خون بند آمده واز بروز عوارضي از قبيل کبود شدن جاي سوزن جلوگيري شود

بايد سعي شود گارو بيش از يک دقيقه روي بازو بسته نشده باشد ، در غير اينصورت 3- 2 درصد افزايش همو گلوبين ، هماتو کريت وشمارش گلبولهاي قرمز را به دنبال خواهد داشت .

سوزن را از سرنگ جدا نموده وسپس خون را به آرامي از ديواره لوله آزمايش درون لوله بريزيد .

در هنگام جدا نمودن سوزن از سرنگ احتياط لازم را به عمل بياوريد که سوزن وارد دست شما نشود .

ويال CBCرا آرام وبا يک حرکت به شکل عدد 8 حرکت دهيد تا خون با ماده ضد انعقاد مخلوط شود .

لوله ESR را نيز به آرامي تکان دهيد تا خون با ماده ضدانعقاد مخلوط شود .

 

مقادير تقريبي خون جهت انجام آزمايشات :

1- جهت انجام يک آزمايش CBC مقدار cc 2- 1.5 .

2- جهت انجام يک آزمايش ESR مقدار 1.6 cc

3- جهت انجام آزمايشاتFBS ، T.G ،Cho ، BUN و Cr حدود cc5 – 4 .

4- جهت انجام آزمايشات سرولوژي مثل رايت ، کومبس رايت ، ME 2 مقدار 3cc .

5- البته بايد توجه داشته با شيد مقادير بالا به تقريبي مي باشد وبا توجه به آزمايشاتي که پزشک درخواست نموده مقدار خون لازم متفاوت مي باشد .

توجه: در صورتيکه لازم است آزمايشات جهت انجام به آزمايشگاه ارسال شود ، لوله آزمايش را سانتريفوِژ نماييد وسرم را ازخون جدا نموده ودر لولهاي ديگر جمع آوري نماييد ودرب لوله آزمايش را باپارافيلم ببنديد .

در صورتيکه امکان جدا سازي سرم وجود ندارد نمونه را بايد در اسرع وقت به آزمايشگاه منتقل نمود ، تا هنگام انتقال نمونه به آزمايشگاه مي توان نمونه را در يخچال 8- 2 نگهداري نمود .

 

ضدانعقادهاي رايج در خونشناسي :

جهت انجام آزمايش CBC از اتيلن دي آمين تترااستيک اسيد يا EDTA استفاده مي شود نمک دي پتاسيم آن در غلظت 2.2- 1.5 ميلي گرم به ازاي هر سي سي خون بکار مي رود که مي توان از آن بصورت پودر يا محلول استفاده نمود .

بايد توجه داشت مقدارEDTA مصرفي بايد متناسب با مقدار خون باشد وچنانچه بيش از اندازه مصرف شود ، آب گلبولها را جذب کرده وسبب چروکيدگي آنها مي شود . افزايش EDTA بيش از 2 ميلي گرم به ازاي هر سي سی خون سبب کاهش قابل توجه هماتو کریت ودر نتیجه افزایش MCHC می شود .

چنانچه خون در EDTA بماند بتدریج تغییرات زیر در مورفو لوژی گلبولهای قرمز مشاهده می شود :

الف- گلبولهای قرمز بتدریج متورم شده وحالت کروی پیدا می کنند .

ب- در نوتروفیلها باگذشت زمان پل اتصال دهنده بین لوبها از بین می رود وگاهی تنها فقط یک لوب باقی می ما ند ، گرانولها محو شده و زمینه سیتوپلاسم نوتروفیل هابه رنگ صورتی در می آید ، که حتی ممکن است با گلبول قرمز هسته دار یا NRBC اشتباه شود

ج- هسته لنفوسیتها ومنو سیتها منشعب شده و بصورت برگ شبدری با واکئول های سیتوپلاسمی همراه می شوند .

د- اگر خون دارای EDTA به مدت طولانی بماند گلبولهای حاوی انگل مالاریا از بین می روند و شناسایی مشکل خواهد بود ، در ضمن امکان دارد در تشخیص بورلیا نیز مشکل ایجاد شود .

 


جلسه اول

 

اصول اولیه خون گیری ضد انعقادها :

خون گیری اساس کار آزمایشگاه و رکن تمام آزمایشات بستگی به رعایت اصول خون گیری است. خون گیری را به چند بخش تقسیم می‌کنیم.

Pre collection – 1

Ooring collection – 2

Hand of cimen – 3

اولین بحثی که در خون گیری مطرح می‌شود تعامل communication است و دکتر باید با بیمار رابطه‌ی خوبی داشته باشد و آن را آماده کند چون بیمار نسبت به دادن خون مقاومت می‌کند و تعامل مهم است.

تحقیقات نشان می‌دهد 47% خطاهای آزمایشگاهی مربوط به prelab بوده که همان نمونه گیری است و حدود 45% خطاها مربوط به post lab بوده که همان خطاهای مربوط به نوشتن و گزارش کردن است و کمترین خطاها مربوط به خود آزمایش است ( 3% ) اگر خون گیری خوب انجام نشود باعث اشتباه در جواب آزمایش می‌شود و باعث صرفه هزینه و تکرار آزمایش می‌شود.

1 –pre collection : آنچه که قبل از خون گیری انجام می‌دهیم :

قبل از خون گیری از بیمار سئوالاتی شود.

1- به عنوان مثال فرد سیگار مصرف کرده است یا نه ؟

2- آیا ورزش کرده یا خیر با پله آمده یا آسانسور، فعالیت شدید داشته است یا نه.

3- وضعیت قرار گرفتن بیمار آیا بیمارم مدت طولانی خواب بوده است یا خیر؟

During collection :

- زمان خون گیری صبح بوده یا بعد از ظهر ، نحوه بستن تورنيكت، مسائل مربوط به خود نمونه (ارسال به موقع یا با تاخیر)

- آیا نمونه همولیز دارد یا خیر؟ آیا نسبت ماده ضد انعقاد رعایت شده؟ مشخصات نمونه با بیمار هم خوانی دارد یا خیر؟

- نمونه به اندازه کافی بوده است یا خیر.

انواع خون گیری :

دو نوع : 1- مویرگی capillary 2- وریدی venous

نمونه گیری مویرگی نداریم در واقع همان skin puncture می‌باشد که با زدن لانست و سوراخ کردن پوست انجام می‌شود. خون گیری اصلی وریدی است اسم دیگر خون گیری فلبتومی است.

وسایل خون گیری :

1-انواع سرنگ‌ها با گاج شماره گذاری می‌کنند قطر آنها بین 23 – 16 است هر چه این درجه کمتر باشد قطر سوزن بیشتر است.

2- صندلی یا تحت مناسب خون گیری

3- گارو

4- فشارسنج

5- Warmer یا گرم کننده

6- Ice bag یا کیسه ی یخچال

7- یخچال

8- سطل مناسب برای دور کردن مواد نوک تیز حتما باید نفوذ ناپذیر باشد.

9- پنبه، الکل، گاز

مراحل خون گیری :

1- شناسایی بیمار

2- بسته به نوع آزمایش ناشتا یا غیر ناشتا بودن بیمار

3- گارو را در بازوی سمت راست یا چپ حدود 7 تا 10 cm بالاتر از محل خون گیری می‌بندیم حدود 4 انگشت بسته

4- فشار گارو نباید بیشتر ازmmHg40 باشد و زمان بستن آن نباید بیش از یک دقیقه باشد.

برای خون گیری از دو رگ استفاده می‌کنیم. سفالیک مناسب‌ترین رگ برای خون گیری است.

چون حرکت و درد کمتری دارد که از سمت مچ دست به سمت بالا آمده است.

 

 

Basilic

cobital

cephalic

 

اگر رگ پیدا نشد با ماساژ دادن از مچ دست به سمت بالا سعی می‌کنیم ورید قابل مشاهده باشد و اگر باز هم دیده نشد با دو انگشت روی ورید می‌زنیم و اگر نشد با پارچه مرطوب و گرم این کار را انجام می‌دهیم.

پس از پیدا کردن رگ با گاز استریل کرده به صورت حرکت دورانی از مرکز به خارج محیط را استریل می‌کنیم چون می‌خواهیم میکروب ها را دور کنیم یا از بالا به پائین

با رعایت همه موارد هیچ گاه پوست آسیب نمی‌بیند الکل میکروب‌ها را از بین می‌برد یعنی cell wall میکروب‌ها را از بین می‌برد ولی الکل نمی‌تواند ویروس‌ها را از بین ببرد زیرا ویروس دیواره یا cell wall ندارد.

پس از استریل کردن محیط سوزن را هواگیری می‌کنید سپس با زاویه 30 درجه به طوری که ناحیه اوریب سوزن به سمت بالا باشد یا شیار به سمت بالا باشد وارد رگ می‌کنیم. عمق سوزن نباید بیش از 5/1 cm باشد خیلی کم هم نباشد چون باعث ایجاد هماتوم می‌شود.

به محض اینکه خون وارد سوزن شد گارو را باز کرده و خون گیری می‌کنیم و نمونه خون را در لوله‌های مربوط می‌ریزیم و پس از ریختن خون نام بیمار و مشخصات مربوطه را می‌نویسیم.

سپس با یک گاز ناحیه خون گیری را فشار داده تا خون بند آید.

مشکلات خون گیری :

1- بستن تورنیکت یا گارو به مدت طولانی اگر بیش از یک دقیقه بسته شود باعث افزایش غلظت خون شده مثل هموگلوبين – هماتوکریت –RBC حدود 2 تا 3 درصد افزایش پیدا می‌کند.

میران لوکوسیت‌ها حدود 5 تا 8% زیاد می‌شود.

2- posture بیمار :

اگر بیمار بیش از یک و نیم ساعت خواب باشد باعث نتیجه‌ی کاذب در جواب آزمایش می‌شود و فاکتورهای خونی نیز میزان کاذب را نشان می‌دهد، بیمار باید 10 دقیقه قبل بیدار شود و آن گاه خون گیری صورت گیرد.

3- safety 8 infcction control :

سلامت خون گیر و بیمار بسیار مهم است.

ممکن است بیمار اوریون، سرخک، دیفتری داشته باشد که فرد خون گیر باید از دستکش و ماسک استفاده کند و ممکن است بیمارانی داشته باشیم که سیستم ایمنی ضعیفی دارند مثل افراد پیوند کلیه یا افراد شیمی درمان مثل لوسمیک یا پیوند مغز استخوان یا سوختگی شدید این افراد باید حتما ماسک و گان داشته باشند.

خون گیری مویرگی skin culture :

در این خون گیری به جای سوزن از لانست استفاده می‌کنیم لانست ها اغلب اتوماتیک است هم شدت ضربه هم عمق ضربه کنترل شده است. عمق ضربه نباید بیش از 2 میلی متر باشد و باید عمود بر شیارها باشد در بزرگسالان از انگشت 3 و 4 استفاده می‌شود و از کودکان از پاشنه پا استفاده می‌شود از کناره‌ها نه در مرکز جایی که تورم و هماتوم دارد نباید از خون گیری مویرگی استفاده کنیم.

تفاوت خون گیری مویرگی و وریدی :

در خون گیری مویرگی نسبت اماتوکریت و هموگلوبین و RBC بیشتر است.

استاندارهای فاکتورهای خونی براساس خون وریدی است.

میزان پلی مورفونوکلئویدها PMN 8% میزان مونوسیت 12% و میزان پلاکت ها 9% در خون گیری مویرگی بیشتر است ومیزان پتاسیم و کلسیم و پروتئين در خون وریدی بیشتر است.

نگهداری خون starage :

بعد از گرفتن نمونه سریع اقدام به آزمایش می‌کنیم ولی اگر امکان پذیر نیست برای آزمایشات CBC (شمارش گلبول‌ها) 4 تا 6 ساعت در دمای اتاق یا تا 24 ساعت در دمای یخچال نگهداری می‌کنیم.

برای آزمایش ESR 4 ساعت در دمای اتاق و 12 ساعت در دمای یخچال

برای گازهای خونی PH , PCO2 , PO2 باید بلافاصله و بدون هیچ گونه تاخیری انجام شود و در آیس بک یا کیسه خون باشد و سریع آزمایش شود.

Rejection of specimen : اُت کردن نمونه :

شرایطی که نمونه باید ات شود :

1- مشخصات نمونه با بیمار هم خوانی ندارد.

2- نمونه همولیز دارد.

3- نمونه لخته دارد.

4- زمان ارسال به آزمایشگاه درست انجام نشده است یعنی عدم شرایط نگهداری نمونه

5- نمونه کافی باشد.

ضد انعقادها :

مهم ترین آنها EDTA ( اتیلن دی آمین تترااستیک اسید ) که از نظر نوع نمک متفاوت است ممکن است Li , Na2 , k3 , k2 باشد. بهترین و استانداردترین نمک k2 است که توسط Icsh تأیید شده است.

نمک k2 به صورت پودر است که باید به صورت محلول در آید سپس در 1650 میلی گرم در 1 لیتر آب مقطر قابل حل است. قدرت حلالیت زیاد باعث شده بهترین کاربرد را داشته باشد. در ایران زیاد استفاده می‌شود.

سدیم هر 108 میلی گرم در 1 لیتر قابل حل است.

EDTA را که به صورت پودر است برای مصرف به صورت نمک محلول در آورده و بعد در ویال‌های CBC توزیع می‌کنیم و در اتوكلاو 37 درجه قرار داده تا دوباره خشک شود و به صورت پودر در آید. به مدت یک روز

نوع k3 که به صورت محلول است در آمریکا زیاد استفاده می‌شود و میزان خطا 2 % است. میزان استفاده آن 5/1 – 25/1 میلی گرم در lcc خون است. اگر کم باشد باعث لخته می‌شود و اگر زیاد باشد مشکلاتی از قبیل :

1-باعث جذب آب توسط گلبول‌های سفید شده و گلبول‌ها متورم می‌شوند و می‌ترکند و چروکیده می‌شوند و میزان هماتوکریت و ESR کاهش می‌یابد و میزان MCHC افزايش مي‌يابد. میزان پلاکت ها بالا می‌رود و MCHC نیز افزایش می‌یابد. شکل گلبول‌های سفید از حالت نرمال خارج می‌شود.

معمولاً بیشتر عدم رعایت نسبت مربوط به حجم نمونه خونی است که اضافه می‌کنیم . مثلا نمونه خون کم بوده باعث لخته می‌شود.

پدیده پلاکت ماهواره ای satelet plstelet :

اگر نسبت EDTA بیشتر باشد باعث تولید آنتی بادی بر علیه پلاکت‌ها در خون می‌شود و همین باعث می‌شود پلاکت‌ها در یک نوتروفیل جمع شوند و پلاکت به نوتروفیل بچسبد علاوه بر نوتروفیل‌ها در مونوسیت‌ها هم این حاصیت صورت می‌گیرد و باعث به وجود آمدن پلاکت ماهواره‌ای یا satelet platelet می‌شود.

در بررسی گلبول‌ها Basophil stipling بررسی مورفولوژیکی نیز اختلال ایجاد می‌کند.

- در فعالیت لاکتوفرین و فاکتوردافی و فعالیت تومور TNF نکروز فاکتور اختلال ایجاد می‌شود.


مکانیسم عمل EDTA :

کلسیم را از محیط خون حذف می‌کند و انعقادی صورت نمی‌گیرد.

نمک سدیم چون حلالیت کم است کمتر استفاده می‌شود.

ضد انعقاد سیترات سدیم :

برای تست‌های انعقادی PTT , PT و فیبرینوژن و بررسی فعالیت پلاکت‌ها استفاده می‌شود.

برای تست‌های انعقادی از رقت 1 به 10 استفاده می‌شود و برای سدیمان از نسبت نیترات 1 به 5 خون استفاده می‌شود.

از دو نوع رقت استفاده می‌شود :

1- 2/3 بهترین

2- 8/3 : معمولاً اسمولاریته را به هم می‌ریزد. مکانیسم عمل مشابه EDTA است یعنی کلیسم را از محیط حذف می‌کند. برای ESR هم استفاده می‌شود؟ بله

ضد انعقاد اگزالات آمونیوم :

برای CBC زیاد استفاده نمی‌شود ولی برای بررسی مورفولوژی هم مناسب نیست برای لماتوکریت مناسب است. نسبت آن مثل EDA است یعنی 1 به 5/1 در cc خون

هپارین :

مکانیسم هپارین: آنتی تروبین است یا آنتی ترمبوبلاستین. تروبین را از محیط حذف می‌کند و نسبتی که استفاده می‌شود 10 تا 20 1cc / Iu است و برای تست اسمتیک ( of )osmotic fragility استفاده می‌شود.

هپارین شکل و اندازه سلول‌ها را تغییر نمی‌دهد ولی باعث تجمع پلاکت و تنریت گلبول سفید می‌شود به همین دلیل برای CBC مناسب نیست و برای گسترش خون مناسب نیست.

هپارین برای درمان بیماران قلبی استفاده می‌شود.

ایراد هپارین با پروتئين‌های سرم کمپلکس تشکیل می‌دهد و باعث رسوب پروتئين در خون محیطی می‌شود و باعث آبی شدن رنگ زمینه لام می‌شود. لام نباید در زمینه آبی‌شود. هپارین برای اندازه گیری هماتوكريت مناسب است. لوله‌های موئینه آغشته به هپارین است. و اگرانت‌هاي آن قرمز باشد فاقد هپارین است. هپارین باعث تخریب آنزیم‌هایی مثل پلیمراز PCR واکنش زنجیره‌ای پلیمراز pocymera & chain reaction می‌شود و در این آزمایش نباید از هپارین استفاده شود.

کلراید سدیم :

ضد انعقاد و نگهدارنده است. بیشتر در بیوشیمی استفاده می‌شود چون باعث مهار چرخه گلیکولیز و مانع سوخت و ساز قند می‌شود. بنابراین در نمونه‌های خون که قند اندازه گیری می‌شود از این ضد انعقاد استفاده می‌شود تا مقدار آن تغییر نکند مکانیسم مشابه EDTA بوده و هم کلسیم را مهار می‌کند و هم قند را مهار مي‌كند.

ضد انعقادهای خون براساس کاربرد :

1- مناسب‌ترین آن هپارین است ولی چون زمان نگهداری خون 48 ساعت بود جای خود را به اسید سیترات A.C.D داد 21 روز نمونه را نگه می‌داشت و بعد جای خود را به CPD سیترات فسفات دكتروز که نمونه را 35 روز نگهداری می‌کرد و بعد CPD – A1 (سیترات فسفات و دكتروز که نمونه را تا 42 روز نگه می‌داشت. با کیفیت بهتر در کیسه خون در ایران استفاده می‌شود.

برای خون‌های نادر از محلول افزاینده استفاده می‌شود Additive solution

و ماده Rejuvantive که گلبول‌هایی که بعد از 42 روز نگهداری شده‌اند را جوان می‌کند برای خون بمبئی در آزمایشگاه‌ها امروزه از لوله‌هایی استفاده می‌شود که درب‌های رنگی متنوع دارند رنگ‌ها استاندارد و ثابت شده است که به این لوله‌ها ونوجکت می‌گویند که بسیار اختصاصی است یا vacutinar است.

ضد انعقاد ها : ضد انعقاد های مورد استفاده در خون شناسی

سه ضد انعقاد اصلی که در ازمایشگاه مورد استفاده قرار میگرد عبارت است از :

EDTA

Tri sodium Citrate

Heparin

EDTA | Ethylene diamine tetra acetic Acid

ساختمان EDTA

این ضد انعقاد به وسیله عمل جذب و جداسازی (Chelating) مانع روند ابشاری انعقاد می شود . EDTA بهترین نوع ضدانعقاد برای مطالعه گسترش خون محیطی است و برای تستهای انعقادی مصرف نمی شود چون فاکتور 5 و8 در مقابل EDTA نا پایدار است.EDTAنمک های سدیم یا پتاسیم از ضد انعقادهای مناسب برای آزمایشات روزمره خونشناسی مانند HCT,RETIC,HGB,CBC ,PLT می باشند .

انواع EDTA

EDTAبه صورت اسید آزاد به تنهایی بعنوان ضد انعقاد مصرف نمیگردد و بیشتر نمکهای آن مورد استفاده است . EDTA به طور کلی سه نوع است :

EDTA دی سدیک به همراه دو ملکول آب | EDTA-NA2,2H2O

به صورت پودر کریستال بدون بو میباشد.

حلالیت آن در حرارت 20 در سانتی گراد میباشد.

با دو مولکول آب دی پتاسیکEDTA | EDTA-K2,2H2O

قابلیت حلالیت بیشتری داشته و به توصیه ICSH بهترین نوع EDTA است .

EDTA-K3 | EDTA تری پتاسیک

بصورت مایع مصرف میشود به راحتی در آب حل میشود وغلظت 15 گرم درصد تهیه کرده به هر لوله حدود 054/0 سی سی که معادل 7میلی گرم پودر است برای 5 سی سی خون اضافه می کنیم .

PH آن بین 8-7 است.

نکات مهم در مورد EDTA

زمان نگه داری نمونه در حرارت اتاق بیش از 6 ساعت نباشد.

در دمای یخچال تا 24 ساعت مقادیر پارامترهای خونی PCV,WBC,RBC,PLT,MCV, HG ثابت است.

MPV بیش از یک ساعت نباید از زمان نمونه گیری گذشته باشد.

مقدار بیش از 2 میلی گرم EDTA به ازا هر سی سی خون سبب کاهش قابل توجه هماتوکریت و در نتیجه افزایش MCHC خواهد شد.

افزایش میزان EDTA موجب افزایش کاذب واکنش های انعقادی شود.

این ماده روی فاکتور 5 و8اثرات تخریبی داشته و از این رو ضد انعقاد سفارش شده برای آزمونهای انعقادی سیترات سدیم می باشد.

پدیده اقماری شدن پلاکت ها منحصرا با ضد انعقاد EDTA گزارش شده .دراین پدیده پلاکت ها دور نوتروفیل ها و منو سیت ها بصورت اقماری ظاهر می شوند.این پدیده باعث میشود که شمارش پلاکت های بیمار بطور چشمگیری کاهش یابد.

چنانچه خون دارایEDTA آلوده به انگل مالاریا باشدو به مدت طولانی بماند جهت تشخیص رنگدانه های آن مناسب نیستند.

اگر خون در EDTAبیش از 6 ساعت بماند گلبولهای قرمز حالت کروی پیدا می کنند

هسته لنفوسیتها و منوسیتها منشعب شده بصورت برگ شبدری در آمده وبا واکوئلهای سیتوپلاسمی همراه می شوند. نوتروفیلها بصورت یک لوب ظاهر می شوند.

نا کافی بودن EDTA باعث تجمع پلاکتی گشته و ایجاد لخته های ریز را در نمونه می نماید.

اگر از ظروف Vacutainer استفاده میکنید برچسب روی ظروف موارد زیر را دارا باشند

ذکر نوع نمک EDTAومقدار آن:

مقدار حجم خون مورد نیاز

تاریخ انقضا

وشرایط نگه داری

تری سدیم سیترات

تری سدیم سیترات با حذف کلسیم از ترکیب پروترومبیناز واکنش تبدیل پروترومبین به ترومبین رامتوقف میکند.در نتیجه تبدیل فیبرینوژن به فیبرین مهار خواهد شد.این واکنش با افزودن کلسیم به خون برگشت پذیر است.رایج ترین شکل مصرف آن نمک تری سدیم با وزن مولکولی294 (با دو مولکول آب)است.ترکیب سدیم سیترات و اسید سیتریک راسیترات سدیم بافری می گویند.این نوع از نوع غیر بافری ارجحتر است.

تاکید بر اهمیت غلظت صحیح سیترات به دلیل مشاهده اختلاف نتایج بین دو علظت 3.2% و 3.8% اسکولاریته 3.2 به اسمولاریته پلاسما نزدیک تر است. چون سیترات سدیم دارای غلظت کمتری است در مقادیر مختلف هماتوکریت نتایج آزمایش های انعقادی تغیرات کمتری نشان خواهد داد. سازندگان کیتهای PT میزان ISI را بر اساس 3.2 ارائه میدهند. بر اساس پیشنهاد NCCLS و ISTH غلظت مناسب 105-109یا به عبارتی 3.31-3.2 ( 3.2%)میباشد.

طرز تهیه سیترات

 

32گرم پودرتری سدیم سیترات با دو مولکول آب را در یک لیتر آب حل کرده به حجمهای 10 میلی لیتری تقسیم کنید سپس به مدت 15 دقیقه در 121 درجه اتو کلاو شود.این محلول در یخچال 4 درجه به مدت چندین ماه پایدار است و در صورت مشاهده کدورت و یا رشد کپک باید دور ریخته شود.

این ضد انعقادی را برای آزمایش های انعقادی باید به نسبت 1:9 (0.2سی سی خون و 1.8سی سی خون) به کار برد.برای برای اندازه گیری سرعت رسوب گلبول های قرمزٍٍESR) )از تری سدیم سیترات 0.2باید استفاده کرد .

برای محاسبه میزان ضد انعقاد دو روش وجود دارد.ابتدا هماتوکریت بیمار را بر روی محور افقی یافته وسپس بر اساس حجم نهایی مورد نظر (حجم خون +حجم ضد انعقاد)منحنی 1 یا 2 یا 5 یا 10 را انتخاب کرده و خطی عمودی از از مقدار هماتوکریت بیمار تا منحنی فوق رسم کنید.واز روی منحنی عمودی مقدار ضد انعقاد را بیابید .

روش دوم استفاده از فرمول است :

X=(100-PCV)/(595-PCV)

برای مثال اگر هماتوکریت بیمار 55 باشد

X=(100-55)/(595-55)=45/540=0.08

یعنی برای یک میلی لیتر خون ضد انعقاد باید 0.08می لیتر ضدانعقاد را به 0.92 می لیتر خون اضافه نمود.

 

جلسه دوم :

تهيه لام خون محيطي يا اسمير و رنگ‌آميزيPrepare 8 stalning of Blood smear

تهیه لام خون محیطی :

یکی از آزمایشات رایج در خون شناسی تست cBc یا cell Boold count است از جمله آزمایشاتی که در این مورد انجام می‌شود prepare است که زیر مجموعه‌ای از cBc است برای انجام cBc :

1 - تهیه اسمیر خون محیطی

2- رنگ آمیزی را انجام می‌دهیم.

عمده‌ترین آزمایش در خون شناسی cBc است در اروپا به جای cBc از FBCاستفاده می‌کنند یعنی FULL blood count استفاده می‌کنند.

روش‌های تهیه لام خون محیطی :

1- cover glass method

2- wedg method

3- spun

4- wet smear

5- Thich smear

6- Buffy coat

 

 

1- coverglass method :

با استفاده دو لام انجام می‌شود یک قطره خون روی یکی از لام‌ها قرار داده بعد لام بعدی را طوری روی آن قرار می‌دهیم که یک 16 ضلعی ایجاد شود بعد در حالت افقی آنها را از هم جدا می‌کنیم این روش توزیع خوبی از سلول‌ها به ما می‌دهد اما چون لام شکننده است و در رنگ آمیز پشت لام رسوب رنگ دیده می‌شود و نیاز به تجربه بالا است از این روش استفاده نمی‌شود.

2- wedg method :

روش معمول در آزمایشگاه با استفاده از دو لام انجام می‌شود.

3- spun :

یا روش دستگاه که به دستگاه آن spinner می‌گویند دستگاه از صفحه پلاتین تشکیل شده است لام را روی آن قرار می‌دهند و خورش اسمیه را تهیه می‌کند.

روش کاملا خوبی است از نظر توزیع سلول‌ها و از نظر کاهش آلودگی و همچنین سرعت آن بالا است. بهترین روش است دقیق – سرعت بالا - توزیع خوب

4- wet smear :

روش مرطوب که بیشتر برای انگل‌ها استفاده می‌شود برای انگلوزيوربادي خوب است برای دیس مرفولوژی گلبول‌های قرمز خوب است.

5- Thich smear :

در انگل شناسی بیشتر استفاده می‌شود. روش ضخیم است.

 

 

6- Buffy coat smear :

زمانی که فرد دچار لوکوپنی شدید یا کاهش گلبولهای سفید است یا در تست LE لوكواريتروماتوز از بافی کوت استفاده می‌شود.

بافی کوت :

در تست هماتوکریت با استفاده از لوله موئینه، لایه‌ای بین پلاسما و گلبول‌ها تشکیل می‌شود لایه‌ای شیری رنگ، خاکستری رنگ به نام بافی کوت و از بافی کوت اسمیر تهیه می‌کنند و این در زمانی است که میزان لوکوسیت‌ها خیلی کم است. و فرد دچار لکوپنی شده است.

روش wedg method :

لام باید خیلی ضخیم یا خیلی نازک نباشد. لام باید کاملا عاری از گرد و غبار و بدون هیچ گونه حبابی باشد.

برای تهیه لام خون محیطی یک قطره خون نه خیلی زیاد نه خیلی کم در یکی از انتهای لام می‌ریزیم و لام دیگری که به آن spider یا کشنده می‌گوییم ( رونده ) آن را طوری مجاور می‌کنیم با قطره خون قبل از اینکه پخش شود با زاويه مناسب و سرعت مناسب آن را به سمت جلو می‌کشیم.

Smear از یک ناحیه ضخیم شروع می شود و به یک ناحیه نازک ختم می شود لام کشنده باید کاملا صاف باشد و معمولا طول آن 5/1 سانتی متر خوب است و بهترین جا برای مطالعه قسمت وسط است در انتها چون نوتروفیل، مونوسیت‌ها بیشتر هستند مناسب نیست و در قسمت‌های ابتدایی و ضخیم لنفوسیت‌ها است پس بهترین جا قسمت وسط هست.

از قسمت ابتدا و ضخیم برای مطالعه کریستال‌ها و Hbc، انگل‌ها و سلول‌های بازوفیل stippiling استفاده می‌شود.

گاهی اوقات به علت لرزش دست smear موج دار است که به مرور زمان خوب می‌شود smear نباید انتهایش دانه‌دار باشد.

این به خاطر spider است که صاف نیست گاهی اوقات از ابتدا تا انتها حالت خطوط دارد که این به خاطر وجود لخته در خون است. نمونه‌اي گرفتيم خوب به هم نزديم- به موقع به هم نزديم. لخته‌های ریزی ایجاد شده و ما آن را ندیده‌ایم و خطوط ايجاد شده است به خاطر وجود لخته است. میزان پلاکت‌ها کاهش پیدا می‌کند. و امكان تخمين درست نيست پس خطاهاي اصلي همان prelopb است كه نمونه خوب مخلوط نشده است. نسبت‌ها خوب رعايت نشد و باعث ايجاد مشكل شده و وجود لخته تمام نتايج را مختل مي‌كند. گاهی اوقات smear انتها ندارد یعنی ادامه داشته است.

این حالت زمانی ایجاد می‌شود که قطره خون زیاد است حدود 3/2 لام را اسمیر باید داشته باشیم.

گاهی اوقات اسمیر انتهایش صاف است spider را زود برداشتیم.

گاهی اوقات روی اسمیر حباب تشکیل می‌شود علت آن اینکه : لام چربی دارد باید لام را از کناره‌ها بگیریم ولی باز هم گاهی اوقات حفره دارد به علت این است که خون دارای شیلومیکرون است چون خود فرد چربی زیاد خورده است مثلا صبحانه کله پاچه خورده است و لام حالت حفره حفره دارد ورودی هماتوکریت و سدیمان و هموگلوبین تاثیر می‌گذارد.

پس ناشتا بودن در هماتولوژی هم باید رعایت شود.

بعد از این مرحله تهيه اسمير الکل متانول می‌ریزیم کاملا خالص و عاری از هر گونه آلودگی. علت اينكه بايد الكل تميز باشد اين است كه مي‌خواهيم از آن براي فيكس كردن سلول‌ها استفاده كنيم و صبر كنيم تا الكل خشك شود. بعد از این با الکل میکس شد مرحله بعد رنگ آمیزی است در رنگ آمیزی از رنگ‌های Romanowsky stain (رومانوسكي) استفاده می‌کنند ترکیبی هستند از رنگ‌های اسیدی و قلیایی اسیدی را می‌گویند.

ائوزين Hb + Edying اجزاي قليايي مثل صورتی – نارنجی

قلیایی : آزورB Azourb + اسید کلئیک اجزاي اسيدي مثل + هسته آبی

 

عمده رنگها Romanowsky :

Wright , gimsa , jenner , lishman , may , grund walld

متداول‌ترین رنگ در آزمایشگاه گیمسا است. بهترين رنگ مخلوط رنگ‌هاي wright و گيمسا است.

روش‌های Refrenee metjod در رنگ آمیزی

مخلوطی از ائوزین لام میزان 260 میلی گرم در 100 سی سی متانول و Azourb میزان 130 میلی گرم در 100 سی سی متانول این دو تا را که هر کدام را حل کردیم یک حجم از ائوزین و یک حجم از آزور B + 10 (cc1) حجم بافرفسفات 66 میلی مول با 8/6 = PH = رنگ رفرنس است در این رنگ تهیه شده معمولا RBC ها به رنگ صورتی یا نارنجی در می‌آید گرانول نوتروفیل‌ها به رنگ ارغوانی در می‌آید، هسته لنفوسیت‌ها بنفش ارغوانی و سیتوپلاسم لنفوسیتها آبی می‌شوند.

لامی که رنگ آمیزی شده نباید خیلی تیره و نباید خیلی روشن باشد باید از نظر ماکروسکوپی ارغوانی مایل به صورتی باشد.

گاهی اوقات رنگ لام تیره است علت آن می تواند طولانی بودن زمان رنگ آمیزی، اسمیر ضخیم ، شستشوی ناکافی و یا PH بالا باشد.

و اگر روشن بود علت آن شستشوی طولانی –PH پائین و اسمیر نازک است.

گاهی اوقات الکل مانده است الکل مانده نباید استفاده کنیم الکل تنبیل به اسيدفرميك می‌شود و باعث کاهش PH می‌شود و لام خیلی روشن دیده می‌شود.

گاهی اوقات زمان فیکس کردن طولانی است بعد از تهیه اسمیر باید فورا آن را فیکس کنیم در غیر این صورت لام ته زمینه آن آبی می‌شود از علت‌های دیگر ته زمینه آبی هپارین است.

بعد از ریختن رنگ به مدت 10 تا 20 دقیقه صبر کرده و سپس با آب معمولی شستشو می‌دهیم.

بعد از شستشو خشک کرده و زیر میکروسکوپ مطالعه می‌نمائیم.

تست ESR یا Erytjrocyte sedimentation Rate

یا سرعت رسوب گلبول‌های قرمز در يك واحد زماني مشخص

معمولا واحد زمانی میلی متر بر ساعت است سدیمان یک تست ساده، ارزان و البته غیر اختصاصی است و بدون اینکه نیاز به مولد انرژی باشد انجام می‌شود.

چون در تمامی التهابات و عفونت‌ها افزایش پیدا می‌کند یعنی از یک سرماخوردگی تا یک اختلال قلبی عروقی افزایش پیدا می‌کند.

معادل آن که اختصاصی‌تر است CRP است.

معمولا رسوب گلبول‌ها در 3 زمان مشخص اتفاق می‌افتد یکی در 10 دقیقه اول که اصطلاحا به آن log phas می‌گویند .

گلبول‌ها حالت رولو روی هم قرار می‌گیرند و حالت سکه‌ای است.

Oecoantiation :

که حدود 40 دقیقه طول می‌کشد در واقع رسوب مرحله log است.

در واقع رسوب رولو است.

paking phas 10 :

در این مرحله رسوب ثابت می‌شود 10 دقیقه به طول می‌انجامد. مجموعاً 60 دقیقه به این روش استفاده شده در سال 1921 ابداع شد توسط وست گرین wester green می‌گویند. سدیمان را باید در عرض 60 دقیقه گزارش کنیم نه بیشتر نه کمتر معمولا از یک پی پیت با طول cm 30 تشکیل شده است که این پی پیت دارای قطري حدود 5/2 میلی‌متر و دو انتهای آن صاف است از صفر تا 200 درجه بندی شده است و گنجایش cc 1 خون را دارد به این ترتیب که تا صفر از خون پر می‌کنیم بعد روی یک پایه سدیمان قرار می‌گیرد به طور كاملا عمودی بعد از یک ساعت رسوب گلبول‌ها را یادداشت می‌کنیم.

امروزه به روش دستگاه هم انجام می‌شود که در دستگاه زمان از یک ساعت به20 دقیقه کاهش یافته است و کار کردن با آن راحت‌تر است. به پی پیت آن پی پیت سدیمان می‌گویند.

میزان نرمان با توجه به سن و جنس متفاوت است. در کودکان 1 – 0 ، در خانم‌ها 20- 0 در آقایان
0 – 10 هر چه سن بالاتر رود به میزان سدیمان اضافه می‌شود به طوری که در سن 50 سالگی در خانم‌ها 30 و در آقایان 20 می‌شود.

عواملی که روی سدیمان تاثیر می‌گذارد.

1- عوامل پلاسمایی

2- عوامل گلبولی

عوامل پلاسمایی مثل کلسترول، فیبرینوژن، هاپتوگلوبولین‌ها، سرولوپلاسین و به طور کلی پروتئین‌های فاز حاد crp که باعث افزایش سدیمان می‌شوند. عوامل پلاسمایی دیگر مثل آلبومین، لیستین باعث کاهش سدیمان می‌شوند به همین دلیل یکی از علت‌هایی که در بزرگسالان میزان سدیمان بالا می‌رود به خاطر کاهش تولید آلبومین است که آلبومین توسط کبد سنتز می‌شود و چون با افزایش سن باعث کاهش فعالیت کبد و دیگر ارگان‌ها می‌شود و سدیمان بالا می‌رود.

عوامل گلبولی مثل عوامل گلبول‌های قرمز مثل انواع اشکال گلبول‌های سلولی مثل lopoikilocytosis (اشكال مختلف گلبول قرمز) آنیزوستیوز، تفاوت در اندازه سلول‌ها را آنیزوسیتوز می‌گوییم. مثل تارگرت سل باعث کاهش سدیمان می‌شوند چرا؟

1- چون شکل آنها متفاوت است نمی‌توانند راحت رولو تشکیل دهند و چون رولو حالت سکه‌اي است.

2- شکل‌های مختلف سلولی دارند پلاسما در آنها مخفی می‌شوند بنابراین سدیمان کم می‌شود.

منابع خطا :

1- خود نمونه خون :

اگر نسبت ماده ضد انعقاد رعایت نشده باشد باعث مختل شدن نتیجه می‌شود بهترین ماده ضد انعقاد EDTA است. معمولا از آن استفاده می‌شود ولی چون در نوزادان حجم خون کم است از یک نمونه دو تا آزمایش می‌خواهیم انجام دهیم در cBcEDTA می‌ریزیم ماده ضد انعقاده مناسب برای سدیمان سیترات است رقت آن هم 1به 5 است اما اگر EDTA استفاده کردیم باید آن را corrected کنیم.

12 – ( 85% × سدیمان ) = ESR correctad

بهترین سدیمان در هماتوکریت 30 تا 35 به دست می‌آید اگر هماتوکریت زیر 30 یا بالای 35 بود از این فرمول استفاده می‌کنیم. .5/3 – 35% / HCT × 5/3 = V حجم

اگر هماتوکریت کمتر از 30 بود حجمی را که از این فرمول به دست می‌آوریم حجم پلاسمای است که باید از نمونه خون کم کنیم نمونه خون را سانتریفوژ می‌کنیم پلاسما را بر می‌داریم به میزانی که توی فرمول به دست بیاید.

اگر هماتوکریت بالای 36 بود از حجمی که به دست می‌آوریم از گلبول‌های سفید کم می‌کنیم آن وقت می‌شود سدیمان واقعی پزشک به تست CRP نگاه می‌کند و اگر CRP با سدیمان تفاوت نداشته باشد پزشک شک می‌کند.

اول هماتوکریت را محاسبه می‌کنیم و بعد از فرمول اصلاح شده استفاده می‌کنیم.

2- نحوه قرار دادن پی پیت :

پی پیت باید به حالت کاملا عمودی با زاویه 90 درجه باشد اگر 3 درجه انحراف داشته باشد باعث افزایش کاذب سدیمان می‌شود سرعت رسوب بیشتر می‌شود.

3- درجه حرارت :

اگر در اتاق بیش از 25 درجه گرما باشد باعث افزایش سدیمان می‌شود و اگر دمای خود خون هم کمتر از 18 درجه باشد باعث افزایش سدیمان می‌شود. چرا؟

(نمونه) تست را به هیچ عنوان کنار پنجره‌ای که مستقیماً آفتاب می‌تابد قرار ندهیم چون خون خشک می‌شود همچنین پايه سدیمان را در محل‌های دارای تکان قرار ندهیم باعث افزایش سدیمان می‌شود. پايه سدیمان را در مقابل آفتاب قرار ندهیم.

در لوله به هیچ عنوان حباب نباید باشد.


آزمایش سدیمانتاسیون ( سدیمان ) :

نام دیگر این آزمایش Blood sedimentation Rate و یا به اختصار B . S . R می‌باشد. معنای لغوی E . S . R سرعت رسوب یافته سرخ و B . S . R سرعت رسوب خون است.

اساس آزمایش زمانی که خون وریدی را به میزان مناسب با ماده ضد انعقاد مخلوط نموده و در لوله‌ای به حالت عمودی قرار دهیم یافته‌های سرخ رسوب نموده و در ته لوله جمع می‌شوند. میزان این سقوط را می‌توان از بالای لوله در یک فاصله زمان مشخص اندازه گیری نمود که چون این مقدار در حالات مختلف فیزیولوژیک و پاتولوژیک متغیر است از این آزمایش جهت تشخیص بیماری‌های مختلف می‌توان یاری گرفت.

ولی واقعیت آنست که در چند آزمایش ESR یکی از آزمایشات بسیار متداول می‌باشد ولی هیچ گاه آزمایش اختصاصی نبوده و بعبارت بهتر نه تنها نتایج طبیعی منتفی کننده حالات التهابی و عفونی نمی‌باشد بلکه از روی مقادیر بالای آن زمینه نمی‌توان بیماری خاصی را شناسایی نمود. فی المثل در بیماری‌های بسیار گسترده‌ای میزان آزمایش سدیمانتاسیون افزایش می‌یابد مانند: سکته قلبی، سل، بدخیمی، سیروز کبدی و بسیاری از بیماری‌های دیگر که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند.

از طرف دیگر حالات فیزیولوژیک متعددی نیز بر روی میزان به دست آمده از این آزمایش مؤثر هستند به طور مثال در خانم‌های باردار میزان سدیمانتاسیون افزایش می‌یابد. بنابراین هیچ گاه از روی یک افزایش میزان سدیمانتاسیون، پزشک قادر به تشخیص بیماری نخواهند بود، مگر آنکه توأم با علائم بالینی و آزمایشات پاراکلینیک دیگری باشد.

به طور کل می‌توان فاکتورهای مؤثر بر روی میزان آزمایش سدیمانتاسیون را به دو دسته تقسیم نمود:

1- فاکتورهای پلاسمائی

2- فاکتورهای اریتروسیتی

1- فاکتورهای پلاسمائی مؤثر بر روی آزمایش ESR :

بالا بردن مقادیر پروتئین‌های زیر در پلاسما موجب بیشتر شدن سرعت سقوط یاخته‌های سرخ و در نتیجه افزایش نتایج آزمایش سدیمانتاسیون می‌گردد.

الف – فیبرینوژن : بالا بودن میزان این پروتئین در پلاسما بیشترین اثر را در افزایش میزان نتیجه آزمایش سدیمانتاسیون دارا می‌باشد چرا که به شدت سرعت رسوب یاخته‌های سرخ را افزایش می‌دهد.

ب – به ترتیب افزایش دیگر گلبولین‌های X2 , B , Y نیز بر روی افزایش سرعت سقوط یاخته‌های سرخ ( هر چند نه به شدت فیبرینوژن ) مؤثر می‌باشند.

چگونگی تأثیر پروتئین‌ها بر روی سقوط یاخته‌های سرخ :

اریتروسیت‌هایی معلق در محلول‌ها مِن جمله پلاسما، یکدیگر را به علت بار منفی سطحی که ناشی از اسید سیالیک غشاء آنها است دفع نموده و به یکدیگر متصل نمی‌شوند. پروتئین‌های موجود در پلاسما با پوشش سطح یاخته‌های سرخ موجب تضعیف این بار منفی مابین دو یاخته هم جوار می‌گردند. به طوری که اریتروسیت‌های مجاور در محلول دارای PY زیاد بهم متصل گشته و اصطلاحا به حالت رولو در می‌آیند.

از آنجائی که حالت رولو یاخته‌های سرخ موجب می‌شود حجم توده به نسبت سطح آن زیاد شود، سقوط یاخته‌ها تسریع گشته و میزان سدیمانتاسیون افزایش می‌یابد. بار منفی مابین یاخته‌های سرخ پتانسیل زتا گویند.

هر چقدر شکل فضائی پروتئین‌های پوشاننده سطح یاخته سرخ، غیر قرینه‌تر باشد، چنین پروتئینی از قابلیت بیشتری در کم کردن پتانسیل زتا برخوردار می‌باشد مهمترین پروتئین‌های دارای ساختمان غیر قرینه در پلاسما، فیبرینوژن و Y گلبولین‌ها می‌باشند. اگر فیبریوژن خونی را که در حالت عادی سدیمانتاسیون بسیار بالای داشته، از آن جدا نموده (خون و فیبرینه) و سپس مجددا را بر روی آن آزمایش را تکرار نمائیم خواهیم دید میزان ESR به صورت چشمگیری کاهش یافته و حتی به میلی متر در ساعت می‌رسد.

هر چند هیچ ارتباط مطلقی مابین ESR و پروتئین‌های مختلف پلاسما جز موارد بالا یافت نشده ولی به نظر می‌رسد که میزان آلبومین و مقادیر ESR با هم نسبت عکس داشته باشند که پاره‌ای از محققان علت این یافته را کاهش نسبی گلبولین‌ها در واحد حجم، بعلت آزمایش آلبومین ذکر نموده‌اند.

گلیکوپروتین‌های غیر اختصاصی ( مانند CRP ) نیز موجب تسهیل ایجاد شده رولو و در نتیجه افزایش مقادیر سدیمانتاسیون می‌گردند از چربی‌ها لستین موجب کاهش و کلسترول باعث افزایش مقادیر ESR می‌گردند.

به طور کلی از آنجائی که در التهابات و عفونت‌ها، مقادیر پروتئین‌های فاز حاد ( فیبریوژن، CRP و... ) و Y گلبولین‌ها افزایش می‌یابد، از آزمایش سدیمانتاسیون به عنوان شاخص و نشان دهنده وجود و یا عدم وجود التهاب و عفونت در بیماران استفاده می‌شود.

ولی باید به این نکته نیز توجه داشت که این رابطه هیچ گاه صددرصد صادق نبوده نمی‌توان بدون تردید اعلام نموده که هر گونه التهاب و یا عفونتی موجب بالا رفتن میزان سدیمانتاسیون می‌شود. در صورتی که ازدیاد پروتئین‌های پلاسما موجب افزایش ویسکوزیته و غلظت پلاسما شود میزان سدیمانتاسیون کاهشی کاذب را نشان خواهد داد.

فی المثل در حالی که آنتی بادی‌های کلاس IGM در بین Y گلبولین‌ها، بیشتر از بقیه موجب ایجاد شدن رولو، افزایش سرعت رسوب یاخته‌های سرخ و افزایش میزان سدیمانتاسیون می‌گردد ولی در صورت افزایش بیش از حد آن ایجاد ماکروگلبولینمی و افزایش غلظت پلاسما می‌گردد که اثری منفی در افزایش میزان سدیمانتاسیون را دارا است.

می‌توان این پدیده را به شناور ماندن اشخاص حتی چاق بر روی دریاچه آب شور تشبیه نمود. در این حالت نیز افزایش ویسکوزیته پلاسما مانع رسوب نه تنها یاخته‌های سرخ به تنهایی بلکه یاخته‌هایی می‌گردد که به صورت رولو به یکدیگر متصل شده باشند.

افزایش فی المثل IGM ممکن است جدی موجب افزایش ویسکوزیته گردد که با وجود کاهش بسیار شدید پتانسیل زتا و اتصال یاخته‌ها به یکدیگر باز سرعت رسوب یاخته‌های سرخ به آن حدی که منتظر آن هستیم نرسد و در حالی که بیمار گرفتار عفونت و یا التهاب بسیار شدیدی است، نتابج سدیمانتاسیون وی چندان با علائم بالینی هم خوانی نداشته باشد، در این حالت در کنار سدیمانتاسیون نه چندان بالای بیمار شاهد حالت رولو بسیار شدیدی در لام خون محیطی خواهیم بود.

این حالت را در بیماری تب مالت حاد مشاهده می‌کنیم چرا که در این شکل از بیماری بدلیل آنکه آنتی بادی ایجاد شده بر علیه باکتری بروسلا را عمدتا IGM تشکیل می‌دهد ممکن است در کنار آزمایشات فی المثل : رایتا = 800/1 و SME = 40/1 شاهد نتیجه نه چندان بالای E . S . R باشیم و روی همین اصل نیز در کتب پزشکی قید شده آزمایش سدیمانتاسیون نقش تشخیصی چندانی در تب مالت ندارد.

 

3- فاکتورهای اریتروسیتی مؤثر بر روی آزمایش ESR :

از آن جائی که گم شدن تعداد یاخته‌های سرخ در واحد حجم، مبنای افزایش پروتئین‌های پلاسما در دمای حجم می‌باشد، واضح است که میزان انتقال مولکول‌های پروتئینی به هر یاخته افزایش می‌یابد و چون این حالت موجب ایجاد شدن بیشتر حالت رولو می‌گردد، معمولا در اکثر موارد کم خونی ( آنمیا ) شاهد افزایش نتایج سدیمانتاسیون می‌باشیم، بدون آنکه بیمار گر

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

جامعه بدون پليس


جامعه بدون پليس

 

تقاضا براي نظم و امنيت يكي از مهمترين عوامل شكل گيري جوامع بشري است و بي ترديد هيچ جامعه اي نخواهد توانست بدون نظم و امنيت در حفظ يكپارچگي آن جامعه و تداوم اجتماعي و و تضمين بقاي حيات اجتماعي به وضعيت مطلوب برسد.

در واقع بدون نظم و امنيت جامع دچار فروپاشي مي شود و از همين روست كه مي بينيم نخستين تلاش ها براي حفظ و تداوم جوامع بشري با دو مفهوم نظم و امنيت تحقق مي يابد.

شهروندان مي توانند در تماس با اين مركز پليس را هميشه در كنار خود ببينند و پليس هم با تمام قدرت آماده خدمت دهي به شهروندان بوده و در برقراري امنيت تلاش خواهد كرد.

مردم بايد پليس را امين خود بدانند و اطمينان داشته باشند كه تعامل آنها با پليس در برقراري امنيت پايدار تأثير به سزايي خواهد داشت.

 

مهمترين وظيفه پليس امنيت و پيشگيري از جرم

امنيت پديده اي رواني و ذهني است که بر همه ابعاد زندگي فردي و اجتماعي انسانها تأثير مي گذارد و از طريق آن انجام هرگونه کنش و واکنش در عرصه ي حيات فردي و اجتماعي امکان پذير خواهد بود.

امنيت ارزشمندترين هديه زندگي در اجتماع و بودن با ديگران است . پديده اي که همواره دغدغه‌ي خاطر انسانها ، دولتها ، حکومتها و ملتها مي باشد.

امروزه يکي از مشخصه هاي جوامع توسعه يافته ، وجود امنيت و احساس امنيت در ميان آحاد و گروه هاي اجتماعي است. امنيت يک نياز اوليه براي زندگي اجتماعي و جزء مهمي از حقوق شهروندي محسوب مي گردد و تأمين امنيت شهروندان از مهمترين وظايف و تکاليف حکومتها و دولتها به حساب مي آيد.

آنچه امنيت را ايجاد و تداوم ، استمرار و بقاي آن را تضمين مي نمايد وجود قانون يعني نظام نظم بخش رفتارها و نيز عملکرد فرايندهاي انتقال انتظارات و چشم داشتهاي جامعه از اعضاء يعني جامعه پذيري مي باشد .

براي ايجاد امنيت بايد برنامه پيشگيري از جرم را نيزمدنظر قرار داد که برنامه هاي پشگيري از جرم بايد در سه سطح انجام گيرد: اول در سطح فردي يعني آنچه که هر شخص حقيقي يا حقوقي بايد با رعايت آنها موقعيت ارتکاب جرم از سوي مجرمين بالقوه را تقليل دهد.

دوم در سطح جمعي مثلاً آنچه که اهالي يک محله يا کسبه يک مجتمع تجاري ملزم به رعايت آن هستند .

بالاخره در سطح ملي يعني آنچه بخش هاي دولتي مثلاً بخشداريها ، شهرداريها ، فرمانداريها ، استانداريها و وزارتخانه ها و غيره بايد در محدوده وظايف خود نسبت به آن اقدام کنند. بدين ترتيب پيشگيري در واقع بخشي از وظيفه همه نهادهاي دولتي است.

 

پيشگيري از جرم و امنيت اجتماعي :

انسانها همواره براي مراقبت از خود کوشش کرده اند با استحکام بخشيدن به حريم زندگي خود و خانواده شان ، خود را از انواع خطرات و آسيبها مصون نگه دارند. اين کوشش ها نه فقط از سوي افراد، بلکه از طرف حکومتها نيز همواره برقرار بوده است.کندن خندق ها ، کشيدن حصار دور شهرها، ساخت برج و باروها ، پنهان کردن مال و اموال در گنج خانه ها و ... از قديمي ترين شيوه هاي پيشگيري از بروز حوادث و جرائم است.

پليس در راستاي اهداف خويش نبايد فقط به مقابله با وقوع جرم اکتفا کند بلکه بايد در زمينه پيشگيري فعالتر عمل کند و حضور فعال پليس در جامعه بايد کاملاً مشهود و ملموس باشد و در مواقع حضور بايد قوي ، فعال و آگاهانه عمل کند و در رسيدن به اهداف خود با جامعه همکاري و از نيروهاي مردمي استفاده کند.

حصول به چنين اهدافي مستلزم اين پيش شرط اساسي است که حساسيت و اهميت سازمانها و نهادهاي مسئول در جهت ايفاي نقش کليدي خود در جامعه که بي شک در توليد امنيت نقش دارد نبايد ناديده گرفته شود و در واقع پليس بايد بداند بدون مشارکت مردم و حمايت آنها قادر نخواهد بود امنيت را بطور کامل برقرار کند و مردم نيز بايد بدانند اقدامات پليس نيز به تنهايي نمي تواند ضامن استقرار نظم و امنيت در جامعه باشد .

نمي توان انتظار داشت که يک موسسه يا نهاد و وزارتخانه بتواند به تنهايي عهده دار پيشگيري از جرم در جامعه باشد . مثلاً بر اساس قسمت "د" از بند 8 ماده 4 قانون نيروي انتظامي ، پيشگيري از جرم بر عهده اين نيرو قرار داده شده است. حمايت از شهروندان در برابر خطر وقوع جرم ، افزايش آگاهي عمومي و ارائه خدمات مشاوره اي پيشگيرانه ، نظارت و مراقبت بر اماکن عمومي و مناطق جرم زا ، افزايش حضور و تقويت احتمال دستگيري از جمله محورهايي است که اين نيروي مي تواند در راستاي پيشگيري از جرم انجام دهد.

تشکيل پليس پيشگيري ، پليس محله ، پليس 110 و معاونت اجتماعي و نيز ايجاد دفاتر مشاوره و مددکاري در کلانتريها از جمله اقدام هايي است که در جهت پيشگيري از جرم انجام شده است .

سازمان قضائي نيروهاي مسلح نيز در راستاي هدفها و مأموريتهاي قانوني خود ، افزون بر توجه به سرمايه گذاري در امر کشف علمي جرم و پيشگيري و رسيدگي به جرمهاي خاص در جهت تبيين اهميت و تقويت باور در خصوص ضرورت پيشگيري از وقوع جرمهاي نظامي و انتظامي ، گامهاي موثر و اساسي برداشته است.

ايجاد جايگاه و تشکيلات مناسب با ظرفيت سازماني (اداره کل پيشگيري از وقوع جرم) در حوزه معاونت قضائي و حقوقي سازمان ، تدوين برنامه هاي کوتاه مدت (يکساله) و ميان مدت (5 ساله) ، طرح ريزي مدل جامع پژوهش هاي بنيادي ، کاربردي و توسعه اي در سازمان قضائي نيروهاي مسلح ، برگزاري همايش و تشکيل کميسيونهاي فرعي و گروه هاي کاري به منظور بررسي علل ارتکاب جرم هاي خاص در نيروهاي مسلح از مهمترين اقدامهاي اين سازمان در خصوص پيشگيري از جرم است .

همانطور که از شعار امسال بر مي آيد (امنيت اجتماعي ، پيشگيري و پيش بيني شعار سال 88) بايد پيش بيني را بر پيشگيري مقدم دانست تا جرائم کاهش يابد.

پيشگيري از جرم و جرائم اقدامي فرابخشي است که ملازمه و همراهي دستگاههاي گوناگوني را با يکديگر مي طلبد و نيروي انتظامي در يکي از ابعاد قرار مي گيرد . بنابراين آنچه از سوي نيروي انتظامي به عنوان شعار محوري عمليات انتظامي سالجاري مطرح شده است صرفاً بايد در چارچوب اين نگرش مورد توجه قرار گيرد که فرايند تحقق جرم متشکل از عناصر مادي ، معنوي ، فرهنگي ، تبليغي ، اقتصادي و سياسي است و ناجا اساساٌ در عدادي از اين عناصر آن هم به طور نسبي مي تواند ورود داشته باشد.

 

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

دیوان عالی كشور


دیوان عالی كشور

 

تاریخچه ومختصات ساختمان دیوانعالی و دادستانی کل کشور

منشاء تاریخی دیوان عالی کشور از لحاظ تاریخی سابقه تشکیل دیوان عالی کشور را باید در اصل 75 متمم قانون اساسی دوره مشروطه جستجو کرد . این اصل ، به تقلید از حقوق اساسی برخی کشورهای اروپایی ، تشکل دیوان عالی کشور را تحت عنوان دیوان خانه تمیز برای اول بار پیش بینی کرد ، بر اساس این اصل ، ماده 49 قانون اصول تشکیلات عدلیه مصوب 1329 قمری ، تاسیس دیوان تمیز در پایتخت را مقرر نمود و در سال 1316 شمسی ، بنا به پیشنهاد فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، نام این مرجع به دیوان عالی کشور تغییر یافت .

انديشه بپا كردن ساختماني بزرگ و مدرن براي تشكيلات عدليه و دادگستري از زماني مطرح شد كه «علي اكبرخان داور» وزير عدليه دوره پهلوي اول، دست به يك سري اصلاحات اساسي در تشكيلات عدليه زد. وزارت عدليه در دوره ناصرالدين شاه بنا شد. زماني كه وي پس از بر كنار كردن «ميرزا آقاخان نوري» صدراعظم خود دست به ابتكاري جديد زد و به جاي صدراعظم، شش وزارت خانه تاسيس كرد. شش وزارتخانه اي كه قرار شد، با مشاركت شاه و حكومت، اداره شود. اين شش وزارتخانه اگر چه شباهتي به هيات وزيران كنوني نداشت ولي شايد نخستين قدم براي ايجاد دولت در ايران بود. يكي از اين شش وزارتخانه، وزارت عدليه بود. اين وزارتخانه تا حدود سال هاي 1285ق. برنامه منظم و مدوني براي ايجاد نظم و عدالت نداشت، تا آن زمان دادگاه ها دو نوع بودند: دادگاه هاي «عرفي» كه به امور جزائي كم اهميت رسيدگي مي كردند و دادگاه هاي «شرع» كه محاكمات بزرگ را اداره مي كرد. حدود سال هاي 1285.ق پس از آن كه ناصرالدين شاه، ميرزا حسين خان سپه سالار وزير مختار ايران در عثماني پس از سفر به عتبات از عثماني به ايران فراخواند، از او خواست تا تغييراتي در سيستم قضايي كشور انجام دهد. ميرزا حسين نيز دستورالعمل عدليه را به منظور به وجود آمدن يك نظام هماهنگ تدوين كرد. اين سيستم قضايي بعدها در مجلس اول با اضافه كردن موادي و اعمال تغييراتي، نظام عدليه كشور را تشكيل داد. اما پس از به قدرت رسيدن پهلوي اول، «علي اكبر داور» يكي از كساني كه در به سلطنت رسيدن رضاخان موثر بود، به وزارت دادگستري منسوب شد. وي تشكيلات جديد دادگستري را تدوين و براي تصويب به مجلس برد و توانست آن را به مرحله اجرا در آورد. اين قانون تشكيلات، كه تشكيلات دادگستري كشورهاي غربي مانند سوئيس، فرانسه را الگو قرار داده بود، بسيار وسيع و گسترده بود. يكي ديگر از كارهاي «داور» لغو مصونيت كنسولي اتباع بيگانه در ايران _ كاپيتولاسيون _ بود كه به موجب آن اتباع خارجي ساكن ايران نيز تحت پيگرد قانوني ايران قرار مي گرفتند.

بعد از استقرار نظام دادگستري (عدليه) جديد احتياج به يك ساختمان بزرگ و مجلل احساس شد. پيشاز اين وزارت عدليه در ساختماني قرار داشت كه در دوره محمد شاه توسط «حاج ميرزاي آقاسي»، صدر اعظم ساخته شده بود. اين ساختمان كه در زميني به وسعت 50 هكتار در قسمت غربي ارگ و كاخ گلستان واقع شده بود، داراي 240 اتاق بود. بعد از فوت محمد شاه و از كار بركنار شدن «حاج ميرزا آقاسي»، صدراعظم بعدي، يعني «ميرزا تقي خان اميركبير» در آن جا ساكن شد. با تاسيس وزارت عدليه توسط شاه، خانه صدراعظم را براي اين وزارت خانه در نظر گرفتند و كمي به ساختمانش اضافه كردند. اين ساختمان تا زمان تشكيل دادگستري نوين نيز ساختمان عدليه بود.

«داور» در سال 1306 ش. براي ساختمان دادگستري مقداري اعتبار از مجلس گرفت. اما آغاز بنا تا سال 1312.ش ميسر نشد. هر چند «علي اكبرخان داور» در سال 1312 به يك باره خودكشي كرد و رييس الوزرا كه در آن زمان «محمد علي فروغي» بود، «محسن صدر» ملقب به صدرالاشراف را به رياست وزارت دادگستري (عدليه) انتصاب كرد. صدر الاشراف در همين سال ساخت بناي دادگستري را به مناقصه گذاشت. 11 شركت از 11 كشور در اين مناقصه شركت كردند و طرح ها و نقشه هاي خود را ارايه كردند كه نهايتا شركت اشكودا از چكسلواكي برنده اين مناقصه شد.

به دليل وسعت مشاغلي كه در دادگستري به وجود آمده بود و به وجود مي آمد در سال 1314.شتصويب نامه اي از سوي هيات وزرا تصويب شد كه اجازه مي داد كاخ دادگستري ساخته شود. با برآورد مهندسان، اين بنا بايد در مساحتي حدود بيست هزار متر بنا مي شد. بدين منظور، دولت ساختمان هاي اطراف را كه شامل خانه و مدرسه و قزاقخانه بود، خريد. اين زمين بين چهار خيابان اصلي شهر قرار داشت. ناصرخسرو از شرق، ارگ، بازار از جنوب خيام يا خيابان جليل آباد از غرب و از سمت شمال به وسيله خيابان داور به ميدان توپخانه وصل مي شد. اين خيابان را سابق بر اين در دوره قاجار به علت قرار گرفتن خانه «كامران ميرزا» نايب السلطنه در آن كوچه، نايب السلطنة مي گفتند. عمليات ساختماني از اول فروردين 1317.ش رسما آغاز شد و تا اواسط سال 1318 ادامه داشت. در اين زمان به علت آغاز جنگ جهاني دوم و حضور چكسلواكي در جنگ، تعطيل شد. بعد از پايان يافتن جنگ كار ساختمان در سال 1325.ش از سر گرفته شد و در آذر ماه آن سال، عليرغم كامل نشدن گشايش يافت. ساختمان كاخ دادگستري چنان چه گفته شد در زميني به مساحت 20000 متر مربع پي ريزي شد. حجم ساختمان هاي آن، بخش عظيم زمين را تشكيل مي داد. ارتفاع آن از سطح زمين 17 تا 27 متر و 60 سانتي متر و عمق آن از سطح زمين 5 تا 10 متر است. ساختمان از لحاظ ايمني بسيار مستحكم است و از نظر زلزله استاندارد شده است. ساختمان داراي سه قسمت عمده مركز و 2 بال شمالي جنوبي است.

در اصلي آن در خيابان داور است. ورودي ها و خروجي ها در آن جوري تعبيه شده كه محل ورود ارباب رجوع كارمندان از يكديگر متمايز است. تونل مخصوصي در قسمت جنوب آن ساخته شده است تا مجرمين از آن جا رفت و آمد كنند. البته اين در زماني بود كه زندان نيز در كنار دادگستري بود و از آن مجزا نشده بود. اسكلت بنا از بتن مسلح است كه در فواصل آنها آجرچيني شده است. نماي خارجي از كف تا 4 متر از سنگ معدن گاجره اصفهان و بقيه آن اندود سيمان انگليسي است. روپوش داخلي سرسراي بزرگ و پلكان ها از سنگ معدن است كه معادن اراك، قم و يزد استخراج شده بود، روپوش داخلي اتاق هاي درجه اول و بعضي سالن ها تخته هاي سه لايي آمريكايي است. كف قسمتي از اتاق ها از پاركت روسي است و كف سرسراي بزرگ از سنگ معدن گاجره اصفهان است. سيستم گرمايشي و سرمايشي آن به صورت حرارت مركزي توسط يك شركت انگليسي تعبيه شد. تهويه هاي مجهزي نيز براي پزشك قانوني و زندان ها نصب شد. ساختمان مجموعا داراي 7 حياط 550 اطاق و سالن است. زيباترين سالن آن سالن محاكمات جنايي است كه گنجايش 450 نفر تماشاچي را دارد.

زندان دادگستري داراي امكاناتي چون حمام مخصوص و آشپزخانه و رختشورخانه بود. يك رستوراننيز مخصوص كارمندان با ظرفيت 300 نفر در روز ساخته شد. در زمان تاسيس ساختمان يك دستگاه تصفيه آب و يك دستگاه 150 شماره اي تلفن در نظر گرفته شد. سيستم اطفاي حريق كاخ نيز به صورت مركزي است و به محض اين كه بخشي دچار حريق شود، به سرعت اطفاء مي شود. در ابتداي بناي اين ساختمان قرار بود زندان و پزشك قانوني در مكان كاخ باشد، اما بعدها به همراه برخي از شعبات دادگستري جا به جا شد.

مجسمه هاي نماي ورودي و داخلي آن توسط بهترين مجسمه سازها و مهندسان ايران طراحي شد. استاد «علي اكبر صنعتي» به همراه استاد «ابوالحسن صديقي» و «ارژنگ رحيم زاده» اين مجسمه هارا ساختند استاد صنعتي در يكي از مصاحبه هاي خود تعريف مي كند كه به اعتراض براي نگرفتن دستمزد خود ترازوي عدالت را كج كرده بود و بعد از دريافت حق الزحمه خود، آن را دوباره صاف مي كند.

كاخ دادگستري در طول سال هاي فعاليتش، مهم ترين محاكمات تاريخ دادگستري مانند محاكمه «سيد محمد تدين» از روساي مجلس شورا كه در سال 1320.ش به جرم دخالت در انتخابات و سو استفاده در خريد خواربار و «علي سهيلي» نخست وزير، به اتهام شركت در خريد لوازم متروكه و دخالت در انتخابات، شاهد بوده است.

امروزسالهاست كه ساختمان كاخ دادگستري افتتاح شده است و مردم آن جا را به عنوان تنها پناهگاه خود در برابر جرم و جنايت تبعيض اجتماعي و... مي دانند. فرشته عدالت علي اكبر صنعتي هنوز دل نگران «عدالت» استدیوان عالی كشور در كنار مراجع عمومی، مراجع استثنایی و دادسرا یكی از مراجع قضایی كشور است که عهده‌دار نظارت بر فعالیت دادگاه‌ها است. همچنین وظیفه كنترل دقیق عمل­کرد و طرز كار محاكم به عهده آن نهاد قضائی است. در صورتی كه مشاهده كند در جریان رسیدگی‌های محاكم تالی (پیشین)، قواعد و قوانین ماهوی یا شكلی رعایت نشده است، حكم را نقض و برای رسیدگی صحیح و مطابق قانون، پرونده را به دادگاه‌ تالی هم عرضِ دادگاه قبلی ارجاع می‌دهد و اگرحكم یا قرار صادره را موافق قوانین دریابد و تخلفی از قواعد و مقررات ماهوی یا شكلی ملاحظه نکند، آن را تأیید و ابرام نموده جهت اجرای حكم یا قرار صادره به مرجع صادر كننده آن ارسال می‌دارد. این دیوان بالاترین مرجع دادرسی كشور است كه در رأس همه دادگاه‌ها و مراجع دادرسی قرار دارد.

 

سازمان دیوان عالی كشور

این دیوان دارای دو بخش شعب و هیأت‌های عمومی می باشد.


الف) شعب

1) شعب دیوان عالی کشور:

دیوان در حال حاضر 40 شعبه دایر دارد و تعداد قضات هر یك از شعب دیوان دو نفر می‌باشد كه یكی از آن­ها رئیس و دیگری قاضی مستشار است. هر دو عنصر شعبه باید به تشخیص ریاست قوه قضائیه مجتهد بوده و یا 10 سال تمام در درس خارج شركت نموده و یا دارای 10 سال سابقه كار قضایی و یا وكالت بوده و كاملاً به قوانین مدون اسلامی آشنا باشند. دیوان عالی كشور در تهران تشكیل می‌گردد مگر این كه رئیس قوه قضائیه مصلحت بداند در شهرستان دیگری نیز تشكیل شود. رئیس شعبۀ یك، رئیس دیوان عالی كشور نیز است. قسمت شعب در دیوان عالی كشور، معمول‌ترین وظیفۀ دیوان كه رسیدگی به درخواست‌های فرجام واصله نسبت به آرای صادره از محاكم در امور حقوقی یا تجدیدنظر در امور كیفری است را به عهده‌ دارد.

2) شعب تشخیص:

این شعب از 5 نفر قضات دیوان عالی كشور به انتخاب رئیس قوه قضائیه تشكیل می‌شود. شعب تشخیص مرجع رسیدگی به تجدید نظرخواهی از آرای قطعی می‌باشد.

 

ب) هیأت‌های عمومی

1) هیأت‌ عمومی وحدت رویه قضایی:

با توجه به این كه قضات در استنباط از قانون و اتخاذ نظر قضایی آزاد می‌باشند، همواره امكان استنباط‌های مختلف از نصِّ واحد وجود دارد كه پیامد آن، صدور آرای مختلف در موارد مشابه می‌باشد لذا قانون‌گذار این هیأت را پیش‌بینی كرده تا چنان­چه در موارد مشابه اعم از حقوقی، كیفری و حسبی آرای مختلفی صادر گردید، موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی كشور مطرح ‌شود و نظر واحد اتخاذ و اعلام ‌گردد. آرای هیأت عمومی دیوان عالی كشور قابل تجدید نظر نبوده و ققط به موجب قانون بی‌اثر می‌شود.

2) هیأت عمومی شعب حقوقی یا شعب كیفری:

اگر رأیی كه از دادگاه‌ صادر شده در شعبه دیوان عالی كشور به خاطر فرجام خواهی نقض شده و رسیدگی به دادگاه هم‌عرض ارجاع شود و این دادگاه نیز با ذكر استدلال طبق رأی اولیه اقدام به صدور رأی اصراری نماید و این رأی اصراری مورد فرجام خواهی قرار گیرد و شعبه دیوان عالی كشور كه به درخواست رسیدگی می‌نماید استدلال را نپذیرد؛ پرونده در هیأت عمومی مطرح می‌شود اگر استدلال دادگاه پذیرفته گردد، رأی تأیید می‌شود و در غیر این صورت رأی نقض شده و پرونده به شعبه هم‌عرض دیگری ارجاع خواهد شد.

وظایف دیوان عالی كشور

الف) نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاكم

این وظیفه از طریق نقض و ابرام (تأیید) آرای صادره از محاكم انجام و اعمال می‌گردد.

 

ب) ایجاد وحدت رویه قضایی

به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، هیأت عمومی دیوان عالی كشور با تركیب كامل (حداقل سه چهارم رؤسا و مستشاران و اعضای معاونان تمامی شعب) به ریاست رئیس دیوان عالی یا معاون وی و با حضور دادستان كل كشور یا نمایندۀ او تشكیل شده و اقدام به صدور رأی وحدت رویه می‌نماید كه این رأی برای همه شعب دیوان عالی كشور و دادگاه‌ها لازم الاتباع است.

در موارد زیر هیأت عمومی تشكیل می‌شود:

1) اگرشعب دیوان عالی كشور یا دادگاه‌های دادگستری در موارد مشابه، آرای مغایر صادر كنند.

2) در صورتی که دادرسان دادگاه‌های دادگستری از قانون امور حسبی استنباط درستی نداشته باشند.

 

ج) وظایف دیگر دیوان

1) حل اختلاف در صلاحیت و تعیین مرجع صالح: چنان­چه بین دادگاه‌های دو حوزه قضایی از دو استان در رسیدگی به امری اختلاف در صلاحیت محقق شود، دیوان با تشخیص مرجع صالح، حل اختلاف می‌كند.

2) اجازه اعاده دادرسی نسبت به احكام كیفری: درخواست اعاده دادرسی در امور جزایی كه در موارد هفت‌گانه مذكور در ماده 272 قانون آئین دادرسی كیفری، امكان‌پذیر است؛ می‌بایست به دیوان عالی كشور تسلیم شود. دیوان پس از احراز انطباق مورد با یكی از موارد مذكور، تجویز اعاده دادرسی می‌كند و رسیدگی را به دادگاه هم‌عرض دادگاه صادر كننده حكم مورد درخواست اعاده دادرسی ارجاع می‌نماید.

3) اجازه إحاله پرونده كیفری: قانون‌‌گذار در امور كیفری احاله پرونده كیفری از مرجع صالح به مرجع دیگر را در مواردی تجویز نموده است مثل: اقامت متهمین در حوزه دادگاه دیگری غیر از دادگاه صالح، دور بودن محل وقوع جرم از دادگاه صالح به نحوی كه دادگاه حوزه دیگر به علت نزدیك بودن به محل واقعه بهتر بتواند رسیدگی كند. اگر دو دادگاه در حوزه‌های دو استان باشند، موافقت با دیوان است و اگر در یك استان باشند به درخواست رئیس حوزه مبدأ و موافقت رئیس شعبه اول دادگاه تجدید نظر همان استان احاله انجام می‌گیرد.

4) رسیدگی به تخلف رئیس جمهور: براساس بنده 10 اصل 110 قانون اساسی یكی از وظایف و اختیارات رهبر، عزل رئیس جمهور می‌باشد. عزل وی توسط مقام رهبری وقتی میسر است كه مصالح كشور ایجاب نموده و علاوه بر آن دیوان عالی كشور رییس جمهور را به تخلف از وظایف قانونی محكوم كرده باشد.

هيأت عمومي ديوانعالي كشور با توجه به ماهيت موضوع ( حقوقي ، جزائي و يـا اصدار رأي وحدت رويه ) آن را تقسيم بندي مي كند :

هيأت عمومــي شعب حقوقــي متشكل از رئيس ديــوان و رؤساي شعــب حقوقي ديوان است و موضوعاً به احكـــام اصراري دادگاههــاي تـالي در مــــوارد حقوقي رسيدگــي مي كند.

هيــأت عمومي شعــب كيفري با حضوررئيــس ديوان و رؤســـاي شعب كيفري تشكيل و به احكـام اصـراري دادگاهـهاي تـالي كيفـري درخصوص مسائـل جزائـي رسيدگــي ميكند.

هيأت عمومي وحدت روية ديوانعالي كشـور به منظور ايجاد وحدت رويــــه نسبت به آراء و احكام معارض صادره از شعــب ديوانعالــي و احكام متناقـض دادگاهـهاي تالي بـا حضــور رئيس ديـوان ، رؤســــا و مستشاران كلية شعب حقوقي وكيفري تشكيــل مي شود. رأي صادره از ســوي ايــن هيأت براي كليــة مراجع قضائي كشـــور لازم الاتباع است.


نحوه رسيدگي ديوانعالي كشور :

رياست ديوانعالي كشور به عهدة رئيس شعبة اول است و پرونده هــا بــه دستور او به شعب ديگر ارجاع مي شود. وي مي تواند اختيارات خود را در خصوص ارجاع پرونده ها و رياست جلسات هيأت عمومي به رئيس يكي از شعب ديگر و يا معاون قضائي خود محول نمايد.

هر يك از اعضاي شعب ديوانعالي كشور موظف است پروندة ارجاعي را با حفظ نوبت و كمال دقت مطالعه و بررسي نموده ،پس از مشاورة كافي اظهار نظر نمايد.

پرونده ها به نوبت رسيدگي مي شود ، مگر در موارد فوري كه به تشخيص رئيس، رسيدگي خارج از نوبت به عمل خواهد آمد.

اصحاب دعوي و يا وكلاي آنان براي رسيدگي احضار نمي شوند ، مگر آنكه شعبة ديوانعالي كشور حضور آنان را براي اداي توضيحات لازم بداند كــه در اين صورت كساني كه حضورشان لازم است احضار مي گردند و پس از استماع توضيحات آنها و اظهار عقيدة دادستان كل كشور يا نمايندة او شعبه مبادرت به صدور رأي مي نمايد ولي عدم حضور احضار شدگان ، بدون عذر موجه ، صدور رأي را به تأخير نمي اندازد.

 


منابع:

1) شمس‌، عبدالله؛ ائین دادرسی مدنی، تهران، دراك، 1384، چاپ هشتم، چاپ اول، صص 106-94.

2) صدرزارده افشار، محسن؛ آئین‌دادرسی مدنی و بازرگانی، تهران، جهاد دانشگاهی، 1382، چاپ هفتم، صص 101- 93.

3) واحدی، قدرت الله؛ بایسته‌های آئین دادرسی مدنی، تهران، میزان، 1379، چاپ اول، صص 42 – 41.

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

دادرسی کیفری ویژه اطفال در حقوق ایران


دادرسی کیفری ویژه اطفال در حقوق ایران

دادرسی کیفری ویژه اطفال که از بدو تماس کودک و نوجوان با مقامات انتظامی و قضایی، به لحاظ ارتکاب اعمال مغایر با قانون جزا، تا خاتمه رسیدگی به اتهام او جریان دارد، از حیث ضرورت تأمین هدف والای انسانی اصلاح و تربیت و پیشگیری از وقوع جرم ا یشان، واجد اهمیت فراوان است.

شیوه دادرسی اطفال و نوجوانان دارای وجوه افتراق متعددی با شیوه دادرسی بزرگسالان می باشد. از جمله این که پلیس و قضاتی که منحصراً یا غالباً در دادرسی اطفال فعالیت دارند، باید از طریق ایجاد دوره های آموزشی با علوم مختلفی از قبیل روان شناسی کودک، مددکاری اجتماعی و جرم شناسی آشنایی کاملی داشته باشند.

دادرسی باید کاملاً غیرعلنی و با حفظ حریم اطفال انجام گیرد. تشکیل پرونده شخصیت که حاوی اظهار نظر متخصصان مختلف علوم پزشکی، روان شناسی، مددکاری و جرم شناسی است، در کنار پرونده کیفری به منظور اتخاذ واکنش مناسب با شخیصت و منش طفل یا نوجوان ضرورت دارد.

نگارنده در مقاله حاضر، خطوط اصلی دادرسی کیفری ویژه اطفال را در حقوق عرفی و اسناد بین المللی با حقوق موضوعه ایران مقایسه کرده است. همچنین لایحه اخیر پیشنهادی قانون تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان مورد بررسی قرار داده است. این لایحه در صورت تصویب نهایی، گامی مؤثر در ارتقاء دادرسی ویژه اطفال محسوب می شود.

به نظر می رسد که شیوه دادرسی ویژه کیفری اطفال در حقوق عرفی با موازین حقوق اسلام، مغایرتی ندارد و در متون معتبر فقهی هیچ گونه ردعی و منعی در اعمال این دادرسی به چشم نمی خورد.

دادرسی کیفری در مفهوم عام که به نحوه کشف جرم، تعقیب، تحقیقات مقدماتی و محاکمه متهمان و نیز طرق اعتراض به آراء کیفری در مراجع صالح قضایی و کیفیت اجرای احکام اطلاق می شود، با هدف تأمین منافع بزه دیدگان، رعایت حقوق دفاعی متهمان، امنیت قضایی و نظم عمومی تدوین گردیده و از اهمیت والایی برخوردار است.

طبق حقوق کیفری عرفی و حقوق اسلام، اطفال و نوجوانان در صورت ارتکاب جرم فاقد مسؤولیت کیفری هستند، لیکن ضرورت وصول به هدف های متعالی تعلیم و تربیت و نوسازی شخصیت و منش و پیشگیری از تکرار جرم آنان و تأمین امنیت قضایی و جبران خسارت بزه دیدگان، ایجاب می کند که نظام قضایی کشورها در تأمین اهداف مزبور، موضوع ارتکاب جرم را پیگیری و واکنش جزایی مبتنی بر اصول علمی اتخاذ نمایند.

در زمینه دادرسی، شرایط خاص روحی ـ روانی و اجتماعی اطفال و نوجوانان که با ارزشهای اجتماعی سرستیز داشته و معارض با قانون شناخته شده اند، و ظرافت های مخصوص مواجهه با آنان در تأمین اهداف عالیه تعلیم و تربیت و بازسازگاری اجتماعی ایشان، موجب گردیده است که تعقیب، تحقیقات مقدماتی و نحوه محاکمه ویژه ای متمایز از بزرگسالان در رسیدگی به اتهام آنان معمول شود. لذا دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان در نظام های دادرسی کیفری به نحوی مجزی تدوین شده است.

دادرسی ویژه اطفال به مجموعه قواعدی منسجم گفته می شود، که در زمینه کشف جرم، تعقیب، تحقیقات مقدمات و نحوه دادرسی باید از بدو تماس کودک و نوجوان با مقامات انتظامی و قضایی به لحاظ ارتکاب اعمال مغایر با قانون، تا خاتمه رسیدگی به اتهام او به منظور تأمین هدف والای انسانی حفظ منافع عالی کودکان و نوجوانان، رعایت گردد.

در حقوق اسلام، مستند به کتب فقهی امامیـه (باب قضاء) شیـوه ای متمایز از بزرگسالان برای رسیدگی به اطفال مقرر نگردیده است (الجبعی العاملی، بی تا، ج ۳، ص ۶۱-۱۲۵؛ محقق حلی ، ۱۳۸۹ ه، ج ۴، ص ۷۲-۱۲۲) لیکن با توجه به احادیث فراوانی که مبتنی بر سفارش اکید به تکریم شخصیت، تربیت و آموزش و نگهداری بنحو احسن کودکان، حتی از زمان پیش از انعقاد نطفه و زمان حیات جنینی در رحم مادر تا دوران تولد و رسیدن به سن کمال عقل، در کتب معتبر حدیث موجود است (حر عاملی، ۱۳۹۹ ه، ج ۱۵، ص ۹۴-۲۲۲)، به نظر می رسد که اصول دادرسی کیفری عرفی ویژه اطفال که در حقوق موضوعه کشورها به منظور وصول به هدف مقدس تعلیم و تربیت و حفظ مصالح عالی کودکان معارض با قانون پیش بینی شده است (دانش، ۱۳۷۸، ص۵۲-۱۵۲) و متضمن جلب منافع و دفع مضار از ایشان می باشد و از حسن ذاتی برخوردار است، مغایرتی با موازین حقوق اسلام و فقه امامیه ندارد.

در مقاله حاضر، از آن جا که خطوط اصلی ویژگی های دادرسی کیفری عرفی اطفال و نوجوانان از اسناد بین المللی ناظر به حقوق کودک بویژه دو سند مهم پیمان حقوق کودک و حداقل مقررات استاندارد سازمان ملل متحد برای دادرسی ویژه نوجوانان (مقررات پکن)، اقتباس گردیده است، ویژگی های مزبور را از این اسناد استخراج نموده و کیفیت اعمال آنها را در حقوق ایران مورد بررسی و کنکاش قرار می دهیم.

نگارنده این سطور با تحلیل مواد قانون آیین دادرسی کیفری ایران، مبرهن خواهد کرد که مقنن مقررات ویژه ای در دادرسی اطفال پیش بینی نموده است، امّا وافی به مقصود نیست. همچنین در این مقاله مواد لایحه اخیر قوه قضائیه در مورد تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان که در صورت تصویب نهایی در مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان گامی در جهت ارتقاء مقررات حاضر محسوب می شود، مورد بررسی قرار گرفته است.

  • ضرورت تشکیل دادگاه ویژه اطفال

به منظور تأمین هدف مقدس حمایت از منافع و مصالح عالیه کودکان و نوجوانان معارض با قانون، با وجود این که اصل تساوی افراد در برابر قانون و دادگاه ها در قوانین اساسی (اصول ۱۹و۲۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران) متضمن ممانعت از تشکیل دادگاه های ویژه در رسیدگی به جرایم گروه های اجتماعی خاص است، لیکن با توجه به دستاوردهای علوم جنایی و جرم شناسی(آشوری، ۱۳۷۹، ج۲، ص۶۷) و توصیه اسناد بین المللی، در نظام های دادرسی کیفری غالب کشورها، دادگاه ویژه اطفال با صلاحیت اختصاصی رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان تشکیل شده است (دانش، ۱۳۷۸، ص ۲-۵۴).

بند سوم قسمت «ب» ماده ۴۰ پیمان حقوق کودک، تشکیل مرجع قضایی واجد صلاحیت مستقل وبی طرف را در مورد رسیدگی به اتهام اطفال و نوجوانان پیش بینی و مقرر کرده است.

در حقوق ایران تا قبل از تشکیل دادگاه های اطفال مصوب سال ۱۳۳۸ مرجع قضایی مستقل واجد صلاحیت برای رسیدگی به اتهام اطفال و نوجوانان پیش بینی نشده بود. با تصویب قانون مزبور دادگاه ویژه اطفال پیش بینی و مقرر گردید.

با تصویب قانون اصلاح برخی از مواد قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۶۱، و تشکیل دادگاه های کیفری ۱و۲، حسب رأی وحدت رویهٔ قضایی شماره ۶-۲۳/۲/۶۴، دادگاه ویژه اطفال از نظام قضایی حذف و رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان بر حسب نوع و شدت جرم ارتکابی در صلاحیت دادگاه های کیفری ۱و۲ قرار گرفت (ناصرزاده، ۱۳۷۲، ص ۶۰-۶۱).

مقنن برای رفع خلأ مذکور وفق تبصره ماده ۸ آیین نامه اجرایی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب سال ۷۳ مقرر نمود که رئیس قوه قضائیه می تواند در هر حوزه قضایی، هر یک از قضات دادگاه های عمومی را با ابلاغ خاص برای رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان منصوب نماید.

همان گونه که ملاحظه می شود، حسب تبصره فوق الذکر دادگاه های ویژه ای برای رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان پیش بینی نشده است، بلکه شعبی از دادگاه های عمومی به اختیار رئیس قوه قضائیه می تواند برای این امر اختصاص یابد. همین رویه به موجب ماده ۲۱۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال ۷۸ ادامه یافت. ماده ۲۱۹ مقرر می دارد: «در هر حوزه قضایی و در صورت نیاز یک یا چندشعبه از دادگاه های عمومی برای رسیدگی به کلیه جرایم اطفال اختصاص داده می شود.».

در تبصره ۱ همان ماده، منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد و وفق تبصره ۱ ماده «۱۲۱۰ قانون مدنی» حد بلوغ شرعی در پسران ۱۵ سال تمام قمری و در دختران ۹ سال تمام قمری است، لیکن مقنن آیین دادرسی کیفری در تبصره ماده ۲۲۰ مقرر داشته است که به کلیه جرایم اشخاص بالغ کمتر از ۱۸ سال تمام نیز در دادگاه اطفال طبق مقررات عمومی رسیدگی می شود.

در عین حال، همان طور که گفته شد، برای رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان زیر ۱۸ سال دادگاه ویژه ای پیش بینی نشده است. ماده ۲۳۱ قانون آیین دادرسی کیفری تصریح می کند که اختصاصی بودن بعضی از شعب دادگاه عمومی مانع از ارجاع سایر پرونده ها به آن شعب نمی باشد. بخشنامه شماره ۱۱۰۵/۷۸/۱ مورخ ۱۵/۱۱/۷۸ رئیس قوه قضائیه به رؤسای کل دادگستری استانها نیز در راستای اعمال مواد ۲۱۹ و ۲۳۱ موید این مطلب است که درنظام قضایی ایران دادگاه ویژه اطفال موضوعیت ندارد (اداره کل تدوین و تنقیح قوانین و مقررات، ۱۳۸۱، ص ۱۱۵) و مقنن دادگاه تخصصی و ویژه ای که انحصاراً به اتهامات اطفال و نوجوانان رسیدگی کند، پیش بینی و مقررنکرده است و این یکی از نقایص عمده نظام قضایی ایران در دادرسی کیفری اطفال محسوب می شود (آخوندی، ۱۳۷۹، ج ۴، ص ۲۳۶)، ماده ۱ لایحه پیشنهادی قانون تشکیل دادگاه اطفال ونوجوانان در جهت رفع این نقیصه مقرر می دارد: «به کلیه جرایم اطفال و نوجوانان که سن آنان بیش از ۶ سال و کمتر از ۱۸ سال تمام خورشیدی است در دادگاه اطفال و نوجوانان رسیدگی می شود».

طبق ماده ۹ لایحه مزبور، از حیث صلاحیت محلی دادگاه اطفال و نوجوانان، علاوه بر معیار محل ارتکاب جرم در حوزه قضایی دادگاه که مطابق قانون آیین دادرسی کیفری ایران درمورد رسیدگی به جرایم بزرگسالان مصداق دارد، چنانچه محل دستگیری طفل یا نوجوان هم در حوزه قضایی دادگاه باشد، صلاحیت دادگاه اطفال در رسیدگی به اتهام طفل توسعه یافته است. همچنان که حسب ماده ۵ قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار مصوب سال ۱۳۳۸، دادگاه اطفال محل ارتکاب جرم یا محل اقامت و یا محل دستگیری طفل صلاحیت رسیدگی داشت. این موضوع از حیث تسهیل در رسیدگی و تعیین تکلیف هر چه سریع تر طفل در انجام تحقیقات، دادرسی و صدور حکم، مبتنی بر اصول دادرسی کیفـری است. در قـانون آیین دادرسی کیفـری فعلی ایران، با توجه به این که در مواد ۲۱۹-۲۳۲، قانونگذار در مورد صلاحیت محلی دادگاه عمومی رسیدگی کننده به جرایم اطفال ساکت است، ناچار باید به مواد عمومی قانونی مزبور در مورد صلاحیت دادگاه عمومی مراجعه کرد. طبق مواد ۵۱-۵۸ این قانون ناظر بر صلاحیت، در حال حاضر، دادگاه عمومی رسیدگی کننده به جرایم اطفال فقط در صورت ارتکاب جرم در حوزه قضایی او، صلاحیت رسیدگی به اتهام طفل یا نوجوان را دارد.

دادگاه محل دستگیری، اقامت طفل یا نوجوان، یا محل کشف جرم باید تحقیقات مقدماتی را انجام داده، پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه محل وقوع جرم ارسال نماید.

  • شیوه انتخاب و شرایط خاص قضات اطفال

قضات دادگاه های اطفال و نوجوانان باید به منظور اتخاذ تصمیم، صدور حکم و در پیش گرفتن روشی در مورد ایشان که سرانجام منجر به بازسازگار کردن اجتماعی، هدایت و تعلیم و تربیت و پیشگیری از تکرار جرم آنان شود، مسلط به حقوق و روان شناسی کودک، جامعه شناسی، روان شناسی جنایی و جرم شناسی باشند (دانش، ۱۳۷۸، ص ۴۹). به موجب ماده ۶ حداقل قواعد استاندارد سازمان ملل برای دادرسی ویژه اطفال، قضات دادگاه های اطفال باید به منظور اتخاذ روشهای مناسب منطبق با شخصیت اطفال و نوجوانان تحت پیگرد قضایی، صلاحیت و شایستگی لازم را دارا باشند.

در حقوق ایران درماده ۲ قانون تشکیل اطفال بزهکار مصوب سال ۱۳۳۸، تصریح شده بود که قضات دادگاه اطفال باید از بین قضاتی انتخاب شوند که صلاحیت آنان برای این امر با رعایت سن و سوابق خدمت وجهات دیگر محرز باشد.

امّا با تصویب قانون اصلاح برخی از مواد قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال۶۱، متعاقباً قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب سال ۷۳ و اصلاحیه آن در سال ۱۳۸۱، و همچنین قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۷۸ که امر رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان را به دادگاه های عمومی جزایی محول نموده است، انتخاب قضات رسیدگی کننده به اتهامات اطفال ونوجوانان از شرایط ویژه ای تبعیت نمی کند و این، نقص دیگری درنظام قضایی ایران محسوب می شود. لیکن، به منظور رفع این نقص، به موجب ماده ۷ لایحه پیشنهادی قانون تشکیل دادگاه اطفال ونوجوانان به رئیس قوه قضائیه تکلیف شده است که قضات دادگاه های اطفال را از بین قضاتی انتصاب نماید که حداقل ۵ سال سابقه خدمت قضایی داشته باشند و شایستگی آنان برای دادرسی اطفال از قبیل متأهل بودن و ترجیحاً داشتن فرزند و گذراندن دوره های خاص آموزشی محرز باشد.

  • تعقیب و تحقیقات مقدماتی

ماده ۱۲ حداقل قواعد استاندارد سازمان ملل متحد برای دادرسی ویژه اطفال به لحاظ ظرافت خاص وحساسیت مسائل مربوط به مرحله مقدماتی رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان، تعقیب و تحقیقات ناظر به مرحله مزبور را به عهده ضابطان قضایی ورزیده و آموزش دیده و متبحّر و مسلّط امکان پذیر دانسته است.

ماده ۱۲ مزبور مقرر می دارد: «افسران پلیس که غالباً یا منحصراً به امور جوانان می پردازند یا عمدتاً به پیشگیری از جرم نوجوانان مشغولند، برای آن که وظایفشان رابه بهترین نحو انجام دهند باید به شیوه خاصی آزموده و ورزیده شوند. در شهرهای بزرگ باید واحدهای پلیس خاصی برای این منظور تأسیس شود.»

در حقوق ایران به لحاظ عدم پیش بینی ضابطان دادگستری خاصی که با گذراندن دوره خاص آموزشی غالباً یا منحصراً درخصوص مربوط به اتهامات اطفال و نوجوانان فعال باشند، انجام مرحله مقدماتی اعم از تعقیب و تحقیق به عهده دادرس دادگاه یا به درخواست او به قضات تحقیق محول شده است. ماده ۲۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری دراین زمینه مقرر می دارد: «در جرایم اطفال رسیدگی مقدماتی اعم از تعقیب و تحقیق با رعایت مفاد تبصره ماده ۴۳ توسط دادرس یا به درخواست او توسط قاضی تحقیق انجام می گیرد. دادگاه کلیه وظایفی را که در برابر قانون بر عهده ضابطین می باشد رأساً به عمل خواهد آورد».

با این حال کمال مطلوب این است که مقامات انتظامی یا قضایی متصدی تعقیب و تحقیقات مقدماتی با کسب دوره آموزشی و تخصصی ناظر به کیفیت برخورد با اطفال و نوجوانان دارای ورزیدگی و مهارت خاص در این زمینه گردند و با توجه به این که درنظام قضایی فعلی ایران، مقنن گذراندن دوره های مزبور را برای مقامات انتظامی یا قضایی الزامی نکرده است، نقص مقررات مشهود به نظر می رسد. در لایحه پیشنهادی قانون تشکیل دادگاه های اطفال و نوجوانان طبق مفاد ماده ۱۹ تعقیب و تحقیقات مقدماتی بر حسب سن و نوع اتهام ایشان به دادرسان دادگاه های اطفال وشعب خاصی از دادسرایی که در معیّت دادگاه اطفال انجام وظیفه می کند محول شده است وطبق تبصره همان ماده، ضابطان دادگستری در جرایم مشهود مکلفند پس از دستگیری متهم طفل یا نوجوان، بی درنگ و بر حسب مورد او را به دادسرا یا دادگاه اطفال معرفی نمایند. اشکال لایحه پیشنهادی این است که گذراندن دوره های آموزشی خاص را برای قضات دادسرای مزبور(دادستان، بازپرس و دادیار تحقیق) و نیز ضابطان دادگستری پیش بینی نکرده است.

  • شیوه رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان

همان گونه که گفته شد در رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان مراجع ذی صلاح انتظامی و قضایی متصدی کشف، تعقیب، تحقیقات مقدماتی و محاکمه همواره باید مصالح و منافع عالیه اطفال و نوجوانان را نصب العین خود قرار دهند و از هر گونه برخوردی که با شأن، منزلت و اعتماد به نفس ایشان مغایرت داشته باشد یا احیاناً کمکی در تشدید شرایط نامطلوب آنان نماید، احتراز نمایند. از این رو مقامات مزبور علاوه بر این که باید اصول دادرسی عادلانه و منصفانه را در برخورد با اتهامات اطفال و نوجوانان رعایت کنند، به آن دسته از حداقل قواعد اسناد بین المللی ناظر به دادرسی مخصوص اطفال و نوجوانان و قوانین موضوعه نشأت گرفته از اصول مزبور عنایت جدی داشته باشند؛ زیرا ارتقاء دادرسی نوجوانان و اطفال متضمن بخشی از روند توسعه ملی کشورها محسوب می شود (صندوق کودکان سازمان ملل متحد«یونیسف» و قوه قضائیه، ۱۳۷۸، ص ۷۶). در این بخش اهم موارد مربوط به نحوه دادرسی اطفال و نوجوانان در مرحله تعقیب و تحقیقات مقدماتی و رسیدگی را مطرح می نماییم.

  • رعایت اصول بنیادین دادرسی کیفری

ماده ۷ از حداقل قواعد استاندارد سازمان ملل متحد برای دادرسی ویژه اطفال و مواد ۳۹ و۴۰ پیمان حقوق کودک، رعایت اصول و تضمینات اساسی دادرسی عادلانه و منصفانه را در هنگام تعقیب، تحقیقات مقدماتی و دادرسی به اتهامات اطفال و نوجوانان لازم الرعایه اعلام کرده اند.

بدین ترتیب اصولی از قبیل اصل قانونی بودن جرم و مجازات، اصل برائت، حق اطلاع یافتن از اتهامات با ذکر دلایل آن، حق سکوت در تحقیقات و دادرسی، منع شکنجه و دیگر اذیت و آزار درهنگام تحقیقات و رسیدگی، حق مواجهه وطرح سؤال از شهود طرف مقابل و حق پژوهش خواهی از مراجع بالاتر باید در زمینه رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان کاملاً رعایت گردد.

در حقوق ایران عنوان فصل پنجم از باب دوم قانون آیین دادرسی کیفری اختصاص به ترتیب رسیدگی به جرایم اطفال دارد، لیکن در مشروحه مواد ذیل این فصل(۲۱۹ـ۲۳۱) مقنن تصریحی به لزوم رعایت اصول بنیادین مزبور ننموده است.

با این حال طبق نظریه شماره ۷۵۳۸/۷ مورخ ۱۹/۱۰/۷۸ اداره حقوقی قوه قضائیه (اداره کل تدوین و تنقیح قوانین و مقررات، ۱۳۸۱، ص ۱۱۷) در رویهٔ قضایی ایران رعایت اصول مزبور به شرح مواد عمومی قانون آیین دادرسی کیفری الزامی تلقی شده است. ماده ۳۱ لایحه پیشنهادی قانون تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان به رفع این اشکال پرداخته، مقرر می دارد: «رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان بر طبق مقررات این قانون انجام می شود و در غیر این موارد مذکور در این قانون تابع مقررات عمومی آیین دادرسی کیفری است.»

  • تسریع در رسیدگی

از آن جا که درک کودکان و نوجوانان تحت پیگرد قضایی از کیفیت ارتباط بین تصمیمات اتخاذ شده مراجع قضایی و عملکرد خود در انطباق شخصیت آنان به ارزشهای جامعه اهمیت بسزایی دارد و گذشت زمان به لحاظ عقلی، روانی ـ عاطفی و شرایط خاص اجتماعی موجب گسیختگی ارتباط مذکور می گردد (صندوق کودکان سازمان ملل متحد «یونیسف»، مجموعه مقررات بین المللی مربوط به دادرسی ویژه نوجوانان، ص ۱۳)، ماده ۲ از مجموعه حداقل قواعد استاندارد سازمان ملل برای دادرسی ویژه اطفال و همچنین بندهای ۲و۳ ماده ۴۰ پیمان حقوق کودک، صراحت و تأکید در اجتناب از تأخیر غیر ضروری در رسیدگی به پرونده اطفال و نوجوانان دارد. درحقوق ایران در مقررات ناظر به رسیدگی دادگاه های اطفال و نیز در لایحه پیشنهادی قانون تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان بجز درتبصره ماده ۱۵ این لایحه در خصوص معرفی بی درنگ طفل یا نوجوان پس از دستگیری درجرایم مشهود توسط ضابطان دادگستری به قضات دادسرا یا دادگاه اطفال حسب مورد، اشاره ای نشده است.

  • احضار یا جلب

یکی از وظایف اساسی و راهبردی مراجع ذی صلاح انتظامی و قضایی در دادرسی ویژه اطفال، قضازدایی یا پرهیز از ورود اطفال و نوجوانان در عرصه دادرسی رسمی کیفری، یا اجتناب از تحقیقات و محاکمه رسمی یا در صورت ضرورت ورود ایشان به فرایند رسمی دادرسی کیفری به حداقل رساندن مواجهه با اطفال و نوجوانان است. ماده ۱۱ حداقل قواعد استاندارد سازمان ملل برای دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان صراحت به این قاعده دارد. در حقوق ایران در راستای اعمال قاعده مزبور صدر ماده ۲۲۳ احضار یا جلب کودکان و نوجوانان را حسب مورد برای انجام تحقیقات مقدماتی و رسیدگی از طریق ولی یا سرپرست قانونی ایشان اعلام کرده است. با این حال در قسمت اخیر ماده این امر را مانع از احضار وجلب آنان ندانسته است. به نظر می رسد که قسمت اخیر ماده برای رعایت قاعده مورد اشاره باید مشروط به عدم امکان دسترسی ولی یا سرپرست قانونی و جلوگیری از فوت وقت گردد.

  • ضرورت حضور والدین، سرپرستان قانونی ومشاور حقوقی

به هنگام انجام تحقیقات و رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان، حضور والدین یا سرپرستان قانونی طفل یا نوجوان و همچنین وکیل یا مشاور حقوقی از حیث حمایت و معاضدت روانی ـ عاطفی و حقوقی ایشان دارای کمال اهمیت است. به همین جهت طبق ماده ۱۵ حداقل قواعد استاندارد سازمان ملل برای دادرسی ویژه اطفال و بند ۳ ماده ۴۰ پیمان حقوق کودک حضور ایشان در هنگام تحقیقات و دادرسی ضروری است.

درعین حال حسب قواعد مزبور، اگرحضور والدین یا سرپرستان قانونی، به تشخیص مرجع ذی صلاح قضایی، مصلحت ومنفعت آنان را درفرآیند دادرسی تأمین نکند، الزامی به حضور ایشان نیست.

در حقوق ایران طبق ماده ۲۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری، قاضی مکلف است به ولی یا سرپرست قانونی طفل اعلام نماید که شخصاً در دادگاه حاضر شود یا برای او وکیل تعیین کنند. چنانچه اقدام به تعیین وکیل نکرده و شخصاً حاضر نشوند، دادگاه برای طفل وکیل تسخیری تعیین خواهد کرد. در عین حال حسب ماده ۲۲۵ همان قانون، در صورتی که دادگاه حضور ولی یا سرپرست قانونی طفل را لازم نداند، بدون حضور ایشان رسیدگی خواهد کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مآخذ

آخوندی، محمود، آیین دادرسیکیفری، قم، نشر اشراق، چاپ اول، ۱۳۷۹

آشوری، محمد، آیین دادرسی کیفری، تهران، سمت، چاپ اول، ۱۳۷۹

الحر العاملی، محمدبن الحسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تهران، مکتبه الاسلامیه، الطبعه الخامسه، ۱۳۹۹

الجبعی العاملی، زین الدین(الشهید الثانی)، شرح اللمعه، بیروت، دارالعالم الاسلامی، بی تا

دانش، تاج زمان، دادرسی اطفال بزهکار در حقوق تطبیقی، تهران، نشر میزان، چاپ اول، ۱۳۷۸

صانعی، پرویز، حقوق جزای عمومی، تهران، نشر دانشگاه شهید بهشتی، چاپ سوم، بی تا

صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، مجموعه سخنرانی های ارائه شده در کارگاه آموزشی دادرسی ویژه جوانان، مترجم حمید مرعشی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸

محقق حلی، ابوالقاسم نجم الدین جعفر، شرایع الاسلام، نجف اشرف، مطبعه الآداب، ۱۳۸۹ه،

موذن زادگان، حسن علی، نقد و بررسی قرار بازداشت موقت در قانون دادرسی، تهران، پژوهش حقوق و سیاست، شماره ۴، بهار ـ تابستان، ۱۳۸۰

ناصرزاده، هوشنگ، مجموعه آراء وحدت رویهٔ قضایی، تهران، آگاه، چاپ اول، ۱۳۷۳

عباچی، مریم، حقوق کیفری اطفال در اسناد سازمان ملل متحد، تهران، نشر مجد، چاپ اول، ۱۳۸۰

اداره کل تدوین و تنقیح قوانین و مقررات، ۱۳۸۱

قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال ۱۳۷۸

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۲۹۰

قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار مصوب سال ۱۳۳۸

قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵

معاهده حقوق کودک مصوب ۱۹۸۵م سازمان ملل متحد

 

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

حقوق طبيعي انسانها


v

حقوق طبيعي انسانها

 

مقدمه

بحث حقوق طبیعی از بیست و پنج قرن پیش به شكل‌های مختلف در میان متفكران جریان داشته است‌. در برابر طرفداران حقوق طبیعی یا آرمان گرایان‌، پوزیتویست‌ها یا طرفداران مكتب تحقّقی و یا واقع گرایان قرار دارند. عمدة اختلاف میان هوادارن حقوق طبیعی و پوزیتویست‌ها اختلاف در مبنای حقوق و پایة الزام قواعد حقوقی است‌. هواداران حقوق طبیعی حقوق را آرمان مشترك جوامع بشری تلقی ‌كرده و عادلانه بودن و پیروی از اصول و آموزه‌های طبیعی را منشأ الزام آن می‌دانند‌، در حالی كه پوزیتویست‌ها حقوق را چیزی جز یك نظام قانونی وابسته به یك جامعه معین نمی‌دانند.

البته برداشت بشر از ارزش اخلاقی، در زمان‌ها و مكان‌های مختلف فرق می‌كند‌. هواداران حقوق طبیعی هم این واقعیت را منكر نیستند اما می‌گویند آرمان حقوقی كه برقراری نظمی مقرون به عدالت است به رغم این دگرگونی‌ها در تمام زمان‌ها و مكان‌ها معتبر و پا برجا است.

دلایلی كه در توجیه و توضیح این دیدگاه وجود دارد در جای خود قابل بحث است و ما تلاش می‌كنیم مهم‌ترین مسائل مطرح در این حوزه را از زبان متفكران آرمان‌گرا بیان نماییم‌. اما نكته پر اهمیت و شگفت‌ انگیز، توجه اهل تفكر به نظریه‌های مبتنی بر حقوق طبیعی و استمرار آن در طی مدت دراز بیست و پنج قرن است. این نظریه‌ها باید پر اهمیت باشد كه انسان همواره در پاسخ به نیازی درونی به آن‌ها متوسل می‌شود.

مبارزه با حاكمان متجاسر و متجاوز به حریم حقوق انسان‌ها یكی از دلایل اساسی توجه حكیمان به مكتب حقوق طبیعی و فطری است‌، چنان كه دفاع و حمایت از مكتب تحققی و مخالفت با مكتب حقوق طبیعی راه را جهت آزاد گذاشتن حاكمیت‌ها در نقض حقوق انسان‌ها باز می‌گذارد.

سابقة نظریه حقوق طبیعی به دوران یونان باستان باز می‌گردد. رگه‌های اولیه این نظریه در آثار فیلسوفان یونانی به ویژه رواقیان قابل جست‌وجو است. نظریه‌های حقوق طبیعی را می‌توان به دو گروه نظریات سنّتی و مدرن تفكیك كرد. علاوه بر نظریه‌پردازان قدیم، هم‌چون سیسرون فیلسوف رومی به عنوان نماینده بارز سنت باستانی حقوق طبیعی و آكویناس متكلم معروف مسیحی در قرون وسطی‌، نظریه‌پردازانی هم‌چون گروسیوس‌، جان لاك و هابز در دوره پس از رنسانس و بالاخره لان فولر ونیز جان فینیز از فیلسوفان معاصر ـ كه می‌توان او را احیاگر حقوق طبیعی سنّتی در عصر معاصر نامید ‌ـ مورد توجه‌اند.

 

گفتار اول: حقوق طبیعی در دوره باستان و قرون وسطی

ألف. سیسرون(Ciceron)

سیسرون نظریه پرداز و سخنران مشهور رومی قرن قبل از میلاد است. گر چه در آثار افلاطون‌، ارسطو و سایر فیلسوفان یونان قدیم نیز می‌توان رگه‌هایی از گرایش آنان به حقوق طبیعی یافت‌، ولی سیسرون به بهترین شكل هسته محوری دیدگاه حقوق طبیعی سنتی را تبیین كرده است‌. وی حقوق طبیعی را چنین توصیف می‌كند‌:

قانون حقیقی همانا مُدرَك عقل سلیمی است كه مطابق با طبیعت و فطرت باشد. قانونی كه جهان شمول‌، تغییرناپذیر و جاوید است. تغییر این قانون گناه است و تلاش بر بی‌اعتبار كردن آن مجاز نیست‌. اراده و تصویب مجلس قانون‌گذاری نمی‌تواند ما را از تعهد نسبت به این قانون رها سازد. برای تفسیر و تبیین آن نیازی به مراجعه به خارج از خود نداریم‌. قوانین متفاوتی برای روم‌، آتن و یا برای حال و آینده وجود ندارد‌، بلكه تنها یك قانون جاوید و غیر قابل تغییر برای تمام ملت‌ها و تمام زمان‌ها معتبر است‌. حكم‌رانی بر تمام ما جز خداوند وجود ندرد؛ (Lioyd , 1965: 71 ـ 72 ).

از بیان سیسرون ویژگی‌های ذیل را می‌توان برای حقوق طبیعی استنباط كرد:

1. حقوق فطری و طبیعی عقلانی است‌؛

دستگاه اداركی انسان در تبیین و تفسیر آن توانا است‌. انسان با فراست خود این قواعد را در می‌یابد. این حقوق اگر چه ریشه الهی دارد ولی در عمل‌، عقل و سرشت آدمی است كه آن‌ها را مشخص‌، تبیین و تفسیر می‌كند.

2. این حقوق فرازمانی و فرامكانی‌ و جهان شمول است‌؛

3. این حقوق ثابت و لایتغیر است‌‌.

4. این حقوق میزان و معیار است و هرگونه مقررات بشری كه با آن در تعارض باشد‌، فاقد اعتبار است؛

5. این حقوق با طبیعت انسانی منطبق است و به دلیل اخلاقی ‌ـ عقلانی بودن‌، وضع و رفع آن نمی‌تواند به دست قانون‌گذار بشری باشد. به عبارت دیگر، منشأ فرا قراردادی و فرا وضعی دارد.

 

ب. توماس آكویناس

آكویناس متكلم و فیلسوف شهیر مسیحی را بی‌تردید باید مهم‌ترین احیاگر حقوق طبیعی در قرون وسطی دانست‌. حقوق طبیعی آكویناس در فضایی كلامی و الهیاتی مطرح شد. در واقع دغدغه اصلی او نه حقوق طبیعی كه ارایه تفسیر و چارچوبی نظری برای جایگاه وحی و قوانین الهی در نظام هنجاری جوامع انسانی است‌. او به ارایه نظریه‌ای تمام عیار درباره نقش وحی و رابطه آن با عقل می‌اندیشید. پیامد این طرح‌، ارایه جایگاه قابل توجهی برای عقل بشری در حوزه بسیار مهم هنجار سازی در روابط اجتماعی است‌.

آكویناس قانون را به سه گروه طبقه بندی می‌كند‌:

1. قانون الهی « The eternai Law / divine law / Lex divina »؛

قانونی است كه تنها خداوند و رسولان او از آن آگاه‌اند و خداوند از طریق وحی آن را به رسولان خود نازل می‌فرماید. انسان‌ها با عقل ناقص خود راهی برای دریافت و فهم آن ندارند. این قوانین در كتب مقدس منعكس است.

2. قانون طبیعی « Lex Naturalis The natural law /:»؛

قانونی است جاوید‌، ابدی و جهان شمول كه همه انسان‌ها را در همه زمان‌ها و مكان‌ها در بر می‌گیرد. قانونی كه نتیجه شهود عقلانی انسان‌ها است و بشر در همه زمان‌ها و مكان‌ها با عقل و سرشت و فطرت خود توان فهم و درك آن را دارد و هر انسانی به اندازه صلاحیت و لیاقت خود می‌تواند به آن آگاهی یابد. این قانون منبع حقوق فطری خداوند است‌ و به دلیل تغییرناپذیری و فرامكانی و فرا زمانی چنان با طبیعت امور و فطرت بشر سازگار است كه عقل هر انسانی بی‌هیچ واسطه بر آن حكم می‌كند و چنان درست و عادلانه است كه هیچ فردی نمی‌تواند آن را منكر شود.

3. قانون بشری « Human Law / Lex humana» و یا قانون وضعی «Positive law»؛

قوانین بشری زاده فكر انسان است‌ و عقل عرفی و حساب‌گر انسان به حسب ضرورت، آن را برای ایجاد نظم و استقرار آن در جامعه وضع می‌كند. این قوانین چون از منبعی پایین‌تر از حقوق فطری ناشی می‌شود در صورتی اعتبار دارد كه منطبق با قواعد الهی و حقوق طبیعی باشد، حتی عادلانه بودن قواعد بشری، مبتنی بر انطباق آن با قوانین فطری است‌. این قوانین بایستی عادلانه، مفید، ضروری، روشن و خیرخواهانه باشد. تعارض میان این دسته از قوانین با قوانین طبیعی در مقام ضرورت و برای حفظ نظم ممكن است قابل تحمل باشد ولی مخالفت با قوانین الهی نابخشودنی است؛ (Dawsoned 1969: Ibid: 76 ـ 78).

آكویناس نیز همانند سیسرون برای حقوق طبیعی ویژگی‌هایی چون جاودانگی‌، ثبات‌ و لایتغیری‌، جهان شمولی‌ و قابلیت درك برای عقول و شهود انسانی قایل است و آن را ملاك اعتبار قوانین بشری می‌داند؛ (Gilbey: quoted in Ibid. P. 289).

آكویناس همه چیز را از قوانین طبیعی قابل استخراج می‌داند‌. به عنوان مثال، او می‌گوید‌: گزاره «مرتكب قتل نشو» از قاعده طبیعی به هیچ انسانی آسیب نرسان استنباط می‌شود و نیز از قاعده طبیعی «هر متجاوزی باید كیفر ببیند» به دست می‌آید كه باید مجازات‌های خاصی را برای تجاوزهای خاص منظور نمود.

مفاهیمی هم‌ چون حقوق غیر قابل سلب و جهان شمول كه در اسناد حقوق بشری قرن هجدهم و حتی اسناد معاصر دیده می‌شود بی‌تردید ریشه در همین نظریه حقوق طبیعی دارد‌‍. در حقیقت سیسرون فیلسوف باستانی و آكویناس حكیم و متألّه قرون وسطی با طرح مفهوم حقوقی جهان شمول و فرا زمان و فرا مكان، از هنجارهایی سخن می‌گویند كه به عنوان اصول و قواعد برتر‌، عقل انسانی فارغ از شرایط و مقتضیات اجتماعی قادر به شناسایی آن‌ها است‌. این اصول جهان شمول و ثابت اخلاقی و عقل‌مدار هدایت‌گر و میزان اعتبار هنجارهای حقوقی است‌؛ایدة‌ وجود چنین هنجارهایی كه اصل عدالت در رأس آن‌ها قرار دارد به روشنی می‌تواند الهام بخش حقوق بنیادین انسانی باشد. به عبارت دیگر، حقوق طبیعی «Natural Rights» ریشه در نظریات حقوق طبیعی «Natural law Theories» دارد‌، هر چند پیش از قرن هفدهم‌، متألّهان و پیروان مذهب مسیح هدف حقوق فطری را اجرای اراده پروردگار و تأمین اطاعت از او می‌دانستند‌، اما تأثیر آن بر حمایت از حقوق فردی غیر قابل انكار است‌.

 

گفتار دوم: حقوق طبیعی در دوره پس از رنسانس

ألف. گروسیوس‌ « Grotius »

رنسانس عصری جدید و متمایز در حیات معرفتی اروپا و جهان است‌. معمولاً عرفی سازی حقوق طبیعی«Securalization of Natural law» را با نام گروسیوس پیوند می‌زنند. او نمونه كامل فرهیختگان رنسانس و شخصی ریاضی‌دان، حقوق‌دان، سیاست‌مدار، متكلم و مورّخ‌ بود. وی را پدر حقوق بین‌الملل خوانده‌اند.

رویكرد مدرن با این بیان گروسیوس كه «حقوق طبیعی حتی اگر خداوند هم وجود نداشت‌، قابل تحصیل بود» پیوندی غیر قابل انكار دارد؛ (Patterson : 227). در حقیقت، نگاه غیر دینی به حقوق طبیعی نقطه عطفی است كه این ایده را از فضای كلامی و دینی به قلمرو بشری وارد می‌كند.**

دغدغه گروسیوس لزوماً‌ غیر دینی كردن حقوق طبیعی نیست بلكه ارایه تبیین مستقل از حقوق طبیعی است‌.كلام گروسیوس ظاهری ملحدانه دارد ولی مراد او‌، كه آدمی ملتزم به دیانت بود‌، همان ثبات و قابل اعتماد و مطمئن بودن قوانین آفرینش است‌. او می‌گوید‌: قواعد حقوق طبیعی چنان ثابت و پا برجا است كه اگر خدا هم نبود تغییر در آن‌ها رخ نمی‌داد؛ (Lioyd: op. cit,: 59).

گروسیوس حقوق طبیعی را هم‌چون قواعد علم حساب می‌داند‌. علم حساب از ماهیت اعداد و روابط آن‌ها بحث می‌كند و حتی اگر در همه دنیا كسی نباشد كه در مقام شمارش و حساب برآید قواعد علم حساب در جای خود ثابت و معتبر خواهد بود. قوانین وضعی از همین قواعد كلی حقوق طبیعی كه دارای اعتبار مطلق است پیروی می‌كنند.

طبق نظر گروسیوس حقوق طبیعی همان احكام عقل است كه عملی را بر حسب سازش با طبیعت عقلایی و اجتماعی انسان مستحسن یا قبیح تلقّی می‌كند و از همین رو خداوند نیز كه خالق طبیعت است آن‌ها را ممنوع یا مجاز دانسته است‌.

به اعتقاد گروسیوس‌، حقوق از این نظر نیز مانند ریاضیات است كه اصول خود را از بدیهیات اولیه كه فطری انسان است می‌گیرد.

او معتقد است بالاترین قاعده حقوق طبیعی قاعده لزوم وفای به عقد(عهد) «pacta sunt servanda » است كه مستلزم حرمت و لازم الأجرا بودن عقود و قراردادها است و تمامی قواعد دیگر مانند قاعده احترام به حق مالكیت دیگران و مسئولیت جبران خسارت حاصل از تقصیر و كیفر مجرمان‌، برگرفته از این قاعده بنیادین است‌.

از نظر گروسیوس تضمین مالكیت در خود طبیعت است‌؛ یعنی این طبیعت شخص است كه به او می‌گوید دست اندازی به مال غیر جرم است‌. نكته عجیب ولی پر اهمیت این است كه وی حاكمیت را نیز مظهری دیگر از مالكیت می‌داند. او حتی از تسلّط فرمانروا بر اتباع خویش همانند تسلّط خواجه بر غلام و برده خود سخن می‌گوید. مطابق تفكر گروسیوس می‌توان نظام قانونی معقولی كه در همه جای دنیا قابل اعمال باشد‌ را تصور كرد و از همین رو است كه او پدر حقوق بین‌الملل لقب گرفته است‌. عقل حكم می‌كند انسان چه كاری انجام دهد و از چه كاری خودداری كند. احكام عقل از مرز كشورها فراتر می‌رود و در قلمرو قوم و نژاد و رنگ محصور نمی‌ماند. حكم عقل بالسویه در میان تمامی انسان‌ها جاری است؛ (موحد، 1381: 158).

با مطالب صریحی كه گروسیوس در دفاع از حقوق طبیعی بیان داشته است‌، تردید نمی‌توان كرد كه وی هوادار مكتب حقوق طبیعی است و چنان كه گفته شد، با تكیه بر همین نظریه، نظام حقوقی حاكم بر تمامی دنیا را متصور می‌داند. اما در این مطلب نیز نباید تردید كرد كه این اندیشمند به تمامی لوازم تئوری خویش پایبند نیست‌، بلكه یك نوع تناقض بین مبنای فكری و پاره‌ای دیدگاه‌های وی مشاهده می‌شود.

گروسیوس تشكیل دولت را مسبوق به یك قرارداد اجتماعی می‌داند كه در دو مرحله انعقاد می‌یابد‌: مرحله اول آن پیمان مشاركت است كه مردم برای ایجاد یك جامعه مدنی با هم توافق می‌كنند و مرحله دوم، پیمان انقیاد است كه به موجب آن‌، مردم صاحبان قدرت را به سروری برمی‌گزینند و به اطاعت آنان گردن می‌نهند‌، یعنی حق حكومت بر خود را به حاكم انتقال می‌دهند. تناقضی كه از آن نام برده شد در این جا نمایان می‌شود كه گروسیوس تصریح می‌كند پس از انتقال حق حاكمیت توسط مردم به حاكم‌، دیگر نمی‌توانند او را مسئول شمارند و یا علیه او طغیان كنند‌، هر چند به نادرستی رفتار كند و یا قوانین غیر عادلانه وضع نماید. او معتقد است همین كه مردم حكومتی را پذیرفتند و اختیارات خود را به او دادند دیگر نمی‌توانند در برابر قوانین او مقاومت كنند یا از او بازپرسی كنند بلكه باید او را تحمل نمایند. به بیان حقوقی‌تر می‌توان گفت به نظر گروسیوس حكومت به صورت عقدی شكل ‌گرفته و مشروعیت پیدا می‌كند ولی به صورت ایقاعی استمرار می‌یابد‌.

این نگاه گروسیوس كه آزادی انسان در حذف و بركنار كردن حاكمیت را رد می‌كند با هیچ قرائتی از حقوق طبیعی سازگار نیست‌. نگاه او به حاكمیت و امنیت، بر محور مصلحت می‌باشد. قربانی كردن آزادی افراد در پای امنیت، بیش‌تر با نظریات سودمدار سازگار است تا رویكردهای حقوق طبیعی؛ (قاری سید فاطمی، 1381: 129).

این یك تناقض آشكار است كه از یك سو حفظ ثبات و آرامش جامعه را مستلزم پذیرش دوام و استمرار و اطلاق حاكمیت و عدم مسئولیت آن بدانیم و از طرف دیگر بر مبنای حقوق طبیعی‌، حاكم را مقید و متعهد به قواعد حقوق طبیعی بپنداریم‌. گروسیوس مرتكب این پارادكس شده است‌: او حاكمیت را ملزم و مقید به حقوق طبیعی می‌داند و از سوی دیگر حق آزادی مردم در عدم اطاعت از قوانین ناعادلانه را انكار نموده و مقاومت در برابر حاكم و قانون را نمی‌پذیرد و این دو با هم سازگاری ندارند.

تأكید گروسیوس‌ بر حقوق حاكم و پادشاه‌، روسو را كه بیش از یك قرن با او فاصله دارد‌، عصبانی می‌كند‌. وی در كتاب قرارداد اجتماعی « social contract » می‌نویسد:

گروسیوس‌،این هلندی ناراضی از وطن كه به فرانسه پناهنده شده و كتاب خود را به لوئی سیزدهم پادشاه فرانسه اهدا كرده بر آن شده است تا به هر ترفند كه ممكن است حقوق مردم را از آنان بگیرد و به پادشاهان بدهد و در این راه از هیچ كوششی فروگزار نمی‌نماید؛ (موحد، ج 18: 158).

با این همه نباید نقش ارزش‌مند گروسیوس در ارایه نظامی هنجاری در روابط بین الملل و ویژه حقوق جنگ و نیز حقوق بشر دوستانه و هم‌چنین عرفی كردن حقوق طبیعی را نادیده گرفت‌.

 

ب. توماس هابز «Thomas Hobbes »

هابز فیلسوفی است دارای وسعت نظر و قدرت استدلال فراوان. كتاب او به نام لویاتان «Leviathan »‌، در سال 1651 انتشار یافت‌. لویاتان اژدهای شریری است كه نام او در تورات آمده است و هابز دولت را كه به زعم او حاصل قرارداد اجتماعی است به این نام خوانده است‌.

هابز به لحاظ نظری، حقوق طبیعی را قبول دارد اما از دیدگاه او مهم‌ترین و بلكه تنها اصل حقوق طبیعی‌، حق صیانت نفس‌ «self preservation » است‌. هر كس حق دارد كه قدرت خویش را برای حفظ جان خود به كار گیرد و از هر وسیله در این راه استفاده كند. حق وصول به هدف متضّمن حق استفاده از وسیله نیز هست‌. در چنین حالتی انسان‌ها بر همه چیز حق دارند حتی بر جان دیگران. هیچ چیز خطا و ناعادلانه نیست، زیرا هنوز مفهوم خطا و عدالت وجود ندارد‌.

انسان همواره خود را در خطر می‌بیند، پس خرد طبیعی او را به سمت صیانت نفس سوق ‌داده و بر آن می‌دارد كه چاره‌ای بیندیشد و خود را از نا امنی برهاند؛ پس در می‌یابد كه باید با هم‌نوعان خود بسازد. لزوم سازش در میان همگان یكی از قوانین طبیعت است كه انسان آن را كشف می‌كند‌، اما دست‌رسی به صلح و سازش از طریق پیمان میسر است و این اصل یا قانون دیگر طبیعت است كه بشر آن را درمی‌یابد و به خاطر رسیدن به صلح از حقوقی كه برای خود قایل است صرف نظر می‌كند و آن گاه مفهوم عدالت پیدا می‌شود‌، چه پیش از پیمان، هر كس حق خود را داشت، یعنی حق بر همه چیز‌، اما پیمان كه بسته می‌شود لزوم پایبندی و احترام به پیمان نیز به دنبال آن می‌آید و آن قانون دیگر طبیعت است؛ (هابز، 1380: فصل 18). به نظر هابز وقتی قرارداد اجتماعی بسته می‌شود افراد حقوق خود را به حاكم تفویض می‌كنند. فرد از همه حقوق طبیعی خود چشم می‌پوشد و آن را به شخص حاكم وا می‌گذارد و از او بی‌قید وشرط اطاعت می‌كند تا او بتواند به زور و نیرو، امنیت را حفظ كند و از بروز جنایت و خشونت كه به نابودی نسل انسان می‌انجامد جلوگیری نماید. البته هابز می‌پذیرد كه حاكم نیز خود رعیت خداوند و ملزم به قوانین طبیعت است و قوانین طبیعت مقتضی انصاف است‌، اما در هر صورت نافرمانی در برابر حكومت را تجویز نمی‌كند.

وی در چند مورد از كتاب لویاتان بر لزوم تفكیك حق طبیعی‌ ‌«Natural right » از قانون طبیعی‌ «Natural law » تأكید دارد.

هابز نوزده قانون مهم طبیعی را شناسایی نموده است‌. به گفته او قوانین طبیعی احكام یا قوانین كلی است كه آدمی را از عمل یا ترك عملی كه موجب فنای او می‌شود منع می‌كند‌.

احكام نوزده‌گانه قوانین طبیعی هابز عبارت‌اند از‌: وجوب صلح‌‌ ـ وجوب صرف‌ نظر كردن از حق فرد به خاطر حفظ صلح ـ وجوب احترام به عهد و پیمان ـ وجوب شكر منعم‌ ـ وجوب تساهل و مدارا‌ ـ وجوب عفو كسی كه بد كرده و از كرده خود پشیمان است‌ ـ لزوم مجازات ـ وجوب خودداری از اهانت به دیگران‌ ـ وجوب اجتناب از كبر و غرور‌‍ ـ وجوب احتراز از تجاوز به دیگران‌ ـ لزوم رعایت انصاف‌ ـ وجوب رعایت مساوات با دیگران در مشتركات عامه ‌‍ـ وجوب توسل به قرعه در مواردی كه استفاده مشترك از مال مشاع یا تقسیم آن متعذر باشد ‌ـ وجوب رعایت حق تقدم و سبق تصرفات ‌ـ وجوب تضمین امنیت میانجی گران صلح‌ ـ وجوب تسلیم به تصمیم حكمیت‌ ـ وجوب احتراز انسان از داوری در باره خود‌ ـ وجوب پرهیز انسان از قضاوت در امری كه خود در آن ذی‌نفع است‌ ـ وجوب اعتبار قایل شدن به شهادت شهود برای فصل دعوا‌.

هابز معتقد است‌ این قوانین فقط در یك جامعه مدنی معنا می‌یابد‌. قوانین طبیعی تغییر ناپذیر،‌ ثابت و ابدی است؛ زیرا بی‌عدالتی‌، ناسپاسی‌، تكبر‌، تعدی و بی‌انصافی را در هیچ زمان نمی‌توان مشروع پنداشت و عدالت‌، شكر نعمت‌، تواضع‌، انصاف و ترحم در همه جا و در هر زمان مطلوب است‌. بشر این قانون‌ها را به یاری عقل كشف می‌كند. عام بودن و سهل بودن دو صفت اصلی این قوانین است؛‌ (همان، 181 ـ 160). همین قوانین طبیعی است كه پس از تأسیس دولت در جامعه مدنی جامه عوض ‌كرده و در كسوت قوانین موضوعه در می‌آید و از ضمانت اجرایی برخوردار می‌شود.

 

گفتار سوم: حقوق طبیعی در دوره معاصر

ألف. لان فولر « Lon Fuller »

اگر پیوند ناگسستنی اخلاق و حقوق و تلاش در جهت تئوریزه كردن این پیوند و نفی عنوان حقوق از هنجارهای غیر اخلاقی را نكته محوری نظریات حقوق طبیعی بدانیم‌، در این صورت بی‌تردید لان فولر را باید از نظریه پردازان معاصر حقوق طبیعی به شمار آورد.

فولر در كتاب معروف اخلاقی بودن قانون، با طرح ایدة اخلاقیت درونی قانون « internal morality of law » تلاش می‌كند پیوندی بین اخلاق و قانون ایجاد نماید.

از نظر فولر قانونی كه دارای شرایط هشت گانه ذیل نباشد‌، اساساً شایستگی اطلاق نام قانون بر آن را ندارد‌:

1. كلیت و عموم؛ 2. عطف بما سبق نشدن؛ 3. متعارض نبودن؛ 4. صراحت و شفافیت؛

5. ثبات نسبی و احتراز از تغییرات مداوم؛ 6. امكان امتثال و خالی بودن از تكالیف شاق و ناممكن؛ 7. انتشار رسمی؛ 8. اجرای صادقانه توسط كارگزاران و مجریان.

فولر معتقد است مصوبه فاقد شرایط مزبور از آن رو كه نخواهد توانست هدف اصلی قوانین، یعنی حفظ نظم، را تأمین نماید حتی اگر به ظاهر شكل قانون را داشته باشد به واقع قانون نیست‌. به نظر فولر اعتبار یك نظام حقوقی بسته به درجه انطباق آن با ضوابط و معیارهای مذكور است؛ (Fuller, 1969: 44).

وی می‌گوید: نظام حقوقی باید با اخلاق منطبق باشد اما انحراف در قوانین خاص ممكن است رخ دهد. او تأكید می‌كند دعاوی مشابه به احكام مشابه منتهی می‌گردد. قانون نباید موردی تنظیم گردد بلكه مورد است كه باید با قانون تطبیق داده شود. قانون باید به اطلاع عموم برسد. این‌ها ارزش‌های اخلاقی مبتنی بر عدالت و انصاف است كه در هر نظام حقوقی باید رعایت شود. شاید بارزترین نمونه بی‌عدالتی آن‌ جا است كه یك قاضی به نفع یك طرف دعوا و به زیان طرف دیگر منحرف گردد و حكم او در دو مورد مشابه یكسان نباشد. پس شرط اعتبار نظام حقوقی آن است كه بیش‌‌تر مقررات آن با مقتضایات اخلاق درونی منطبق باشد؛ (Friedman , 1960: 308 ـ 315).

فولر نمی‌تواند تصور كند كه یك نظام اهریمنی بتواند قوانین دارای شرایط ذكر شده را تهیه كرده و ابزار حاكمیت غیر انسانی خود قرار دهد. در حقیقت، تجربه نظام فاشیستی نازی كه پیش روی او قرار داشته‌، دارای قوانینی بوده كه برخی از مقتضیات مورد اشاره را رعایت نمی‌كرده است‌. بنابراین از دید فولر چنین قوانینی اصولاًُ به معنای واقعی قانون نمی‌باشد‌. در این مورد، یعنی سلب عنوان قانون از قانون غیر اخلاقی‌، فولر، با نظریه پردازان سنتی حقوق طبیعی هم‌چون آكونیاس هم عقیده است‌. تفاوت اصلی فولر با این دسته از نظریه پردازان در این است كه منظور نظریه پردازان سنتی از قانون غیر اخلاقی قانونی است كه فاقد محتوای اخلاقی باشد، یعنی با قانون برتر در تعارض باشد و حال آن كه فولر به جای تمركز بر محتوای قاعده، به شرایط شكل گیری‌، انتشار و اجرای قاعده توجه دارد.

فولر به دنبال آن است كه رژیم‌های فاسد و اهریمنی نازی را از بهره‌گیری از اهرم قانون برای موجه جلوه دادن‌ اقدامات خود در لوای قانون خلع سلاح كند‌‌. او می‌گوید رژیم‌های اهریمنی آلوده به نقض گسترده حقوق و آزادی‌های بنیادین كم‌تر حاضراند تمامی مقتضیات و شرایط شكلی یك قانون را رعایت كنند؛ (قاری سید فاطمی، 1381: 143؛ موحد، 1381: 277 ـ 276).

با این همه، تجربه بشری رژیم‌هایی را به خود دیده است كه به سادگی تن به مقتضیات مورد اشاره داده‌اند‌، یعنی قوانین مورد اجرای آن‌ها دارای شرایط مذكور بوده ولی در عین حال محتوای قواعد حقوقی آن‌ها كاملاً غیر انسانی بوده است‌. رژیم نژاد پرست آفریقای جنوبی در دوره آپارتاید رژیمی به ظاهر قانون‌گرا بود‌. برخی از قوانین نژاد پرستانه آن دارای شرایط هشت‌گانه بود‌، دستگاه‌های قضایی بویژه در اجرای درست آن قوانین دقت به خرج می‌دادند‌، اما هر چه آن قوانین درست‌تر اجرا می‌شد آن رژیم اهریمنی‌تر عمل می‌كرد‌. در حقیقت، چنان كه پروفسور هارت به خوبی بیان داشته است، اصول هشت‌گانه، قوانین را به قوانین كارا تبدیل می‌كند نه قوانین اخلاقی‌. بنابراین این اصول را باید اصول كارایی نامید نه اصول اخلاقیت درونی قانون‌؛ (همان).

 

 

ب. جان فیننیز «J. Finnis»

جان فیننیز بی‌تردید یكی از فیلسوفان مؤثر در حوزه فلسفه حقوق‌، فلسفه سیاست و بویژه در بحث رابطه اخلاق و حقوق است‌. او را باید احیاگر معاصر نظریه سنتی حقوق طبیعی دانست.

نباید تردید كرد كه در دهه‌های اخیر اثر ارزش‌مند فیینیز با نام «حقوق طبیعی و حق‌های طبیعی «Natural law and Natural rights» مهم‌ترین اثری است كه به تبیین حقوق طبیعی سنتی پرداخته است. از این رو نمی‌توان دستاوردها و تأملات بدیع وی و نقش او در تعمیق گفتمان حقوق طبیعی را ندیده گرفت‌؛ (قاری سید فاطمی، 1381: 135). دغدغه اصلی فیننیز نیز هم‌چون سایر طرفداران و مؤلفان حقوق طبیعی، رابطه حقوق و اخلاق و ماهیت حقوق است‌.

او بر این باور است كه ارزش‌های پایه‌ای Basic goods وجود دارند كه از آن‌ها به عنوان بنیادی‌ترین ارزش در زندگی انسان یاد می‌شود؛‌‌ (Finnis , 1980: 81). وی فهرستی شامل هفت مورد را به عنوان ارزش‌های پایه‌ای پیشنهاد می‌‌كند كه اولاً همه آن‌ها به صورت مساوی گونه‌‌ای برابر ارزش هستند.

ثانیاً هیچ یك از آن‌ها به صورت تحلیلی قابل فرو كاستن و تحویل به یكدیگر یا ابزاری برای رسیدن به ارزش دیگر نیستند و ثالثاً هر یك از آن‌ها می‌تواند به عنوان مهم‌ترین تلقی شود. فهرست جان فیننیز شامل حیات «life»، معرفت «knowledge» ‌، سرگرمی‌«play» ‌، تجربیات زیبا شناسی «aesthetic‌experience‌»، اجتماعی بودن و یا دوستی «‌Sociability or friendship»، عقلانیت علمی «‌practical reasonableness»و مذهب «‌religion» می‌باشد؛ (همان: 139 ـ 135).

 

گفتار چهارم: قرائت‌های دیگر از حقوق طبیعی

ألف. استاملر و نظریه «حقوق طبیعی با محتوای متغیر»

گذشته از لان فولر و جان فیننیز كه از آنان به عنوان نظریه پردازان برجسته و احیاگر حقوق طبیعی یاد گردید،‌ فریدمن سه خط فكری را در میان حقوق‌دانان پس از جنگ جهانی شناسایی كرده است‌. البته بازگشت خط فكر اول به حقوق طبیعی و كوشش برای تقریر همان تئوری كاتولیكی به زبان امروزی است‌. اما خط فكر دوم و سوم از اندیشه‌های مطلق‌طلبانه اصحاب اصالت عقل فاصله گرفته و به نسبی بودن ارزش‌ها اعتقاد دارد‌.

پیشوای یكی از این دو خط فكری‌، «استاملر/Stammler » حقوق‌دان آلمانی است كه از «حقوق طبیعی با محتوای متغیر /natural law with changing content » سخن می‌گوید‌. استاملر می‌كوشد به اصول اثبات‌گرایی وفادار بماند و تنها از این جهت كه در جست‌وجوی یك آرمان حقوقی است با هواداران حقوق طبیعی مشاركت دارد؛ (موحد، 1381: 285). استاملر پیرو فلسفه كانت است و مانند او اخلاق را ناظر به امور باطنی و اراده خیر می‌داند و حقوق را قواعد حاكم بر اعمال خارجی می‌شمارد.

در جامعه مطلوب استاملر دو گروه مهم از قواعد حقوق حكومت می‌كند‌: 1. قواعدی كه ناظر به لزوم احترام به شخصیت دیگران است‌؛ 2. قواعد لازم برای تأمین تعاون.‌‌ بی‌گمان راه رسیدن به این هدف بر حسب زمان و مكان و چگونگی ضرورت‌های اجتماعی متغیر است ولی آن چه خارج از همه این رنگ‌ها ثابت است لزوم انطباق قواعد با آن هدف عالی است‌. به بیان دیگر، به تناسب نیازمندی‌ها و محیط هر اجتماع، دسته‌ای قواعد طبیعی خاص وجود دارد كه در اصطلاح استاملر «حقوق عادلانه» نامیده می‌شود.

به نظر استاملر حقوق طبیعی ثابت و جاودانه نیست وباید به اقتضای هر محیط‌، جداگانه تعیین شود‌، زیرا ممكن است قاعده عادلانه و درست دیروز فردا ستمی محض باشد ولی آن چه همیشه ثابت می‌ماند مفهوم عدل و ظلم و شوق رسیدن به عدالت است كه در هر جامعه حقوق طبیعی مخصوصی را ایجاب می‌كند؛ (كاتوزیان، 1377، ج 1: 98؛ Lioyd: 1985). نظریه حقوق طبیعی قابل تغییر با وجود این كه پیروان زیادی در میان حكیمان و دانایان حقوق پیدا كرد‌‌، توسط برخی به شدت مورد نكوهش قرار گرفت‌؛ (دوپاكیه، 13322: 272 ـ 271).

همه ایرادها و خرده‌گیری‌ها علیه استاملر را می‌توان در این نكته خلاصه كرد كه او به ظاهر از حقوق طبیعی و عدالت سخن می‌راند و در پناه این الفاظ فریبنده در پی آن است كه حقوق موجود را در هر حال عادلانه بداند‌. هدف حقوق طبیعی اعتقاد به قواعد ثابت و آرمانی است كه در همه حال بر حقوق حكومت می‌كند ولی او اجتماع را مظهر تمام هدف‌های فردی و جایگاه تحقق‌ نهایی منافع شخصی می‌داند؛ (كاتوزیان، 1377: 102 ـ 101)‌.

این خرده‌گیری‌ها از نظر دگرگون كردن مفهوم حقوق طبیعی و فطری صحیح است‌ ولی در عین حال مبالغه آمیز می‌نماید. استاملر مفهوم سنتی حقوق طبیعی را تأیید نمی‌كند ولی با مكتب حقوق تحققی نیز هم‌ساز نیست‌. او مظهر خارجی عدالت را ثابت نمی‌شمارد و آن را تابع اخلاق عمومی می‌داند. برتر دانستن عدالت اجتماعی نسبت به اراده دولت و اخلاق را معیار ارزش قوانین دانستن و ارزش قایل شدن برای شخصیت انسان نكات ارزشمندی است كه در نظریه استاملر وجود دارد.

 

ب. ژنی و «اصل الهام بخش و راهنما»

داعیان خط فكر سوم را باید احیاگران راستین نظریه‌های حقوق طبیعی دانست‌. نظریه پردازان این خط فكری‌، حقوق طبیعی را به مثابه نیرویی كه راهبر تحول و تكامل حقوق موضوعه است تلقی نموده و آن را به عنوان «اصل الهام بخش و راهنما» می‌پذیرند. از میان این نظریه پردازان جدید می‌توان به ژنی و دل‌وكیو اشاره نمود كه هر دو حقوق طبیعی را قائد و رائد حقوق موضوعه می‌دانند. همه نظریه پردازانی كه از خصلت محافظه كارانه پوزیتویسم وحشت دارند و در برابر ‌آن بر ضرورت آرمان‌های حقوقی پای می‌فشارند ـ خواه اصطلاح حقوق طبیعی را به كار می‌گیرند و یا از آوردن نام آن خودداری می‌كنند ـ از زمره همین احیا‌گران حقوق طبیعی به شمار می‌آیند؛ (Friedman , 1960, ch. 12). حتی كاسسه پس از اشاره به قواعدی جدید كه آن‌ها را منعكس كننده ضرورت‌های عمدة ‌مربوط به تغییر روابط واقعی موجود می‌خواند‌، می‌افزاید:

در كنار این حقوق جدید كه هنوز بسیار ضعیف است حقوق دیگری ظاهر شده است كه رولینگ حقوق‌دان هلندی آن را حقوق طبیعی در عصر اتم نامیده است‌‌؛ (كاسسه، 1375: 14).

 

ج. وردروس و «حقوق طبیعی تجربی»‌

در قرن بیستم كه عصر تجربه گرایی است با آن كه حقوق طبیعی مورد بی‌توجهی قرار گرفت و توانایی عقل و طبیعت انسان در كشف قواعد عالی‌، برتر‌، ثابت، جاودانه و راهنما انكار شد‌، اما حقوق طبیعی طرفداران خود را از دست نداد‌. در نظریه حقوق طبیعی تجربی به جای تكیه بر عقل‌، تجربه وسیله احراز حقوق طبیعی تلقی می‌شود و نتیجه گیری‌های عقلی در آن سهم فرعی و كم‌تری داشته و فرض‌های مذهبی در آن نادر است‌. نمونه این گونه نظریه‌های تجربی را می‌توان در تحقیق «آلفرد وردروس /Alfred verdross » مشاهده نمود؛ (كاتوزیان، 1377: 36).

بر مبنای نظراو هر انسان متعارفی نیازهایی اصلی و خواست‌هایی ابتدایی برای رفع آن نیازها دارد‌، كه عبارت‌اند از:

1. همه می‌خواهند زنده بمانند‌. هر چند پاره‌ای شرایط ناگوار ممكن است بعضی را به خودكشی وادارد ولی حفظ حیات نیازی طبیعی است‌؛

2. هر انسان متعارف به طور طبیعی از این كه در معرض جرح و اهانت یا زیان اقتصادی قرار گیرد پرهیز می‌كند؛

3. هر انسان متعارفی می‌خواهد در اجرای اراده خود آزاد باشد‌؛

4. همه انسان‌ها به طور طبیعی مایل‌اند در صورت نیاز، از كمك دیگران بهره‌مند گردند؛ (همان: 37).

قواعد الزام‌آور به عنوان اخلاق اجتماعی بیان‌گر نیازهای مزبور است‌.حقوق طبیعی این قواعد چنین دلالت می‌كند‌:

1. هر كس باید از حمله به جان و حیات دیگری خودداری كند. بنابراین آسیب رساندن به جان و حیات اشخاص، ناهنجار و جرم محسوب می‌شود؛

2. هر كس باید از حمله به سلامت و شهرت و مالكیت دیگران پرهیز كند؛ یعنی حقوق مادی و معنوی انسان‌ها دارای احترام است ونقض آن جرم تلقی می‌گردد؛

3. هر كس باید از تجاوز به آزادی دیگران احتراز كند. چون آزادی از مهم‌ترین حقوق طبیعی انسان‌ها است تجاوز به این حق ممنوع است‌؛

4. هر كس باید در صورت نیاز دیگران، به آن‌ها كمك كند‌. اگر چه كمك به دیگران قاعده‌ای اخلاقی است اما دست كم در مواردی خاص نادیده گرفتن حق و نیاز طبیعی انسان‌ها و خودداری از كمك به آن‌ها از جهت حقوقی نیز خلاف محسوب می‌گردد.

ملاحظه می‌شود كه وردروس مدعی آن است كه می‌تواند به یاری تجربه و مشاهده نیازها و خواسته‌های انسان متعارف به مجموعه‌ای از قواعد جاودانه طبیعی دست یابد و آن را معیار تعیین ارزش بلكه اعتبار قوانین قرار ‌دهد.

 

گفتار پنجم: حقوق طبیعی در اندیشه اسلامی‌

در مذهب امامیه زمینه‌های اعتقاد به حقوق فطری مشاهده می‌شود‌. مفهوم شناخته شده مستقلات عقلیه، رابطه حقوق فطری را با منابع فقه نشان می‌دهد‌. مراد از مستقلات عقلیه اموری مانند حسن عدالت وقبح و حرمت ظلم‌،لزوم پرداخت دین و رد ودیعه و مانند این‌ها است كه عقل انسان به طور مستقل و با قطع نظر از احكام شرعی بر آن حكم می‌كند و چنان بدیهی است كه جای هیچ تردید در درستی آن باقی نمی‌ماند‌. اعتقاد به حسن و قبح ذاتی و عقلی اشیا و ملازمه میان حكم عقل و شرع نیز ارتباط آن را با حقوق طبیعی نشان می‌دهد. اعتبار احكام عقل توسط حكیمان وفقیهان كه به حسن و قبح عقلی اعتقاد دارند و احكام را بر مصالح و مفاسدی مبتنی می‌دانند كه هنگام جعل حكم مورد توجه بوده است‌، تأیید می‌شود‌. معتزله را باید بنیان‌گذار و مشهورترین طرفدار شیوه تفكر عقلی در استنباط احكام دانست‌؛ (جعفری لنگرودی، 1338).

تفاوت تحلیل فقیهان و حكیمان مسلمان با اندیشه فیلسوفان طرفدار حقوق فطری این است كه به نظر گروه اول‌، اعتبار احكام عقلی به لحاظ بدیهی یا فطری بودن آن‌ها نیست بلكه به سبب دلالتی است كه بر وجود احكام شرع دارد‌؛ یعنی بر اساس تحلیل عالمان اصول حكم عقل كاشف از این است كه شرع نیز همان گونه حكم می‌كند‌؛ پس اعتبار قواعد فطری نیز به مذهب متكی است.

محقق قمی در اثبات این امر كه «مستقلات عقلیه‌» نیز در زمره احكام شرع و از منابع آن است می‌گوید:

پروردگار در این گونه امور به ما فرمان می‌دهد و چنان چه پیامبر ظاهر او احكام و منهیات الهی را بیان می‌كند‌‌، عقل نیز مبین پاره‌ای از آن احكام است‌. كسی كه عقلش به وجود مبدأ و صانع حكیم و قادر و عالم حكم می‌كند این را نیز در می‌یابد كه او بنده زورمند خود را به سبب ظلم بر بنده ناتوان دیگر یا خودداری یا رد امانت مورد نیاز او عذاب می‌كند و به بنده توانایی كه با بنده ناتوان و نیازمند او مهربانی می‌كند‌، پاداش نیك ‌می‌دهد؛ (محقق قمی، ج 2: 3).

خواجه نصیر طوسی در كتاب «اخلاق ناصری» حقوق را به طبیعی و موضوعه تقسیم نموده و قواعد طبیعی را تغییر ناپذیر دانسته است‌:

باید دانست كه مبادی مصالح اعمال و محاسن افعال نوع بشر كه مقتضی نظام امور و احوال ایشان بوده در اصل یا طبع باشد یا وضع. اما در آن چه مبدأ آن طبع بوده آن اقسام حكمت عملی است كه یاد كرده آمد و آن چه مبدأ آن وضع بود اگر سبب وضع اتفاق رأی جماعتی بود بر آن‌،آن را آداب و رسوم خوانند و اگر سبب آن اقتضای رأی بزرگی بود به تأیید الهی مانند پیغامبر یا امام آن را نوامیس الهی خوانند؛ (طوسی، 1267: 9).

مرحوم استاد مطهری ضمن آن كه عالمان اسلامی را پایه گذار فلسفه حقوق دانسته‌، تصریح می‌كند كه حقوق طبیعی نیز نخستین بار به وسیله مسلمانان پایه ریزی شده است‌: «علمای اسلام با تبیین و توضیح اصل «عدل» پایه فلسفه حقوق را بنا نهادند‌. گو این كه در اثر پیش‌آمد‌های ناگوار تاریخی نتوانستند راهی را كه باز كرده بودند ادامه دهند. توجه به حقوق بشر و به اصل عدالت به عنوان اموری ذاتی و تكوینی و خارج از قوانین قراردادی اولین بار به وسیله مسلمانان عنوان شد‌. پایه حقوق طبیعی و عقلی را آن‌ها بنا نهادند‌، اما مقدر چنین بود كه آن‌ها كار خود را ادامه ندهند و پس از تقریباً هشت قرن دانشمندان و فیلسوفان اروپایی آن را دنبال كنند واین افتخار را به خود اختصاص ‌دهند‌‌. از یك سو فلسفه‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به وجود آورند و از سوی دیگر افراد و اجتماعات و ملت‌ها را به ارزش حیات و زندگی حقوق انسانی آن‌ها آشنا سازند‌؛ (مطهری، 1381: 124).

این كه عالمان اسلامی را بنیان‌گذار حقوق طبیعی به شمار آوریم‌، مبالغه‌آمیز است؛ زیرا چنان كه بیان شد، مكتب حقوق طبیعی و فطری از كهن‌ترین مكتب‌های حقوقی به شمار می‌رود كه اعتقاد به آن در بین حكیمان قبل از میلاد مسیح هم‌چون سیسرون‌، افلاطون و ارسطو وجود داشته است‌، اما این سخن كاملاً درست است كه دانشمندان مسلمان‌، اصل عدالت‌، حسن و قبح عقلی‌، ملازمه بین حكم عقل و شرع و مستقلات عقلیه و در نتیجه حقوق طبیعی و فطری را مورد توجه قرار داده‌اند.

 

 

نتیجه‌گیری‌

بحث از حقوق طبیعی و فطری قدمتی بیش از دو هزار سال دارد. سنت حقوق طبیعی با بیان‌های گوناگون در طول تاریخ در فرهنگ‌های مختلف جلوه‌گر شده و تحولاتی را به خود دیده است. اعتقاد به حقوق طبیعی هم در سنت‌های دینی مطرح بوده و هم در چارچوب عقل مدار سكولار.

حتی در گفتار پاره‌ای از اثبات گرایان نیز اعتقاد به برخی از قواعد حقوق طبیعی مشاهده می‌شود.

بیست قرن پیش سیسرون از قانون برتری سخن گفت كه پیش از پیدایش دولت وجود داشته است و در همه زمان‌ها هم وجود خواهد داشت‌. بعدها گروسیوس نیز گفت هیچ قانون بشری نمی‌تواند با قواعد آن قانون برتر مخالف باشد. پاره‌ای دیگر از طرفداران این مكتب حتی تأكید كردند كه قوانین بشری اعتبار و نفوذ خود را از قانون طبیعت اخذ می‌كند و در صورتی كه با آن ناسازگار باشد اعتبار خود را از دست می‌دهد‌. چیزی را كه قانون طبیعت یا قانون الهی ممنوع كرده است نمی‌توان به حكم قانون بشری مجاز دانست‌.

جهانی بودن‌، ضرورت و ثبات‌ سه مشخصه‌ای است كه در همه تفسیرهای گوناگون حقوق طبیعی با مصادیق متعدد و متفاوتی كه به اجمال مورد بررسی قرار گرفت، می‌توان یافت. جهانی بودن این حقوق به این معنا است كه اصول آن در همه زمان‌ها و مكان‌ها یكسان است و ضرورت آن از این رو است كه مراعات آن مقتضای طبیعت عقلانی آدمی است و ثبات آن نتیجه وابسته نبودن به هیچ مرجع بشری است‌. قواعدی است كه محصول درس و حتی تجربه نیست بلكه اعتبار خود را در ورای بنیادهای حاكم اعم از دولت‌،مذهب و مانند آن می‌جوید.

با آن كه با رواج بازار پوزیتویسم بحث از حقوق طبیعی تقریباً در سرتاسر قرن نوزدهم با این استدلال كه حقوق طبیعی قابل اثبات نیست و كسی نمی‌تواند وجود عینی آن را نشان دهد، از رونق افتاد‌، اما همواره طرفداران این نظریه در جهت ترویج آن كوشیده‌اند و در عصر روشن‌گری‌، متفكرانی سعی در تبیین دوباره و احیای آن داشته‌اند. آن چه در این میان شگفت‌انگیز می‌نماید این است كه پاره‌ای از اندیشمندان اثبات‌گرا به نوعی گرایش خود را به حقوق طبیعی نشان داده‌اند‌. استاملر كه از حقوق طبیعی با محتوای متغیر سخن گفته است‌، وردروس كه نظریه حقوق طبیعی تجربی را ارایه كرده است و نیز هارت كه از دیدگاهی به نام «محتوای حداقلی حقوق‌ طبیعی» the minimum content of natural law / دفاع می‌كند، را باید در این دسته قرار داد. هارت خود را پوزتیویست می‌داند ولی در عین حال از احكام و ترتیبات و قواعدی سخن می‌گوید كه به ضرورت طبیعی یا بر حسب اتفاق میان حقوق و اخلاق مشترك است واین همان حداقلی است كه حقوق و اخلاق را به هم پیوند می‌دهد‌. این كه ما موجوداتی خودخواه‌، آسیب‌پذیر و كم توان هستیم كه در جهانی مخاصم با منابعی محدود به سر می‌بریم و به ناچار باید مسایل زندگی خود را به نوعی حل كنیم‌، این كه ناچاریم راه‌هایی برای هم‌زیستی بیندیشیم و یكدیگر را تحمل كنیم و حتی با یكدیگر همكاری و معاضدت كنیم‌، ملاحظاتی است كه عقل در برابر ما قرار می‌دهد.

در این میان شگفت انگیزتر است اگر ادعا كنیم حتی بنتام فایده‌گرا كه حقوق طبیعی را مفهومی مبهم و در عین حال سلاحی در اختیار متعصبان می‌‌پندارد تا آن را بر ضد دولت‌ها به كار گیرند‌، نیز به نوعی به پاره‌ای از قواعد حقوق طبیعی باور دارد. وی در مقاله‌ای به یك دسته از قواعد هم‌چون: «اگر حالا درست باشد در هر زمان و مكان دیگر هم درست خواهد بود» و نیز «قاعده تناسب میان جرم و مجازات» در «تعادل میان دستمزد و كار» اشاره می‌كند و از «درجه بندی جرایم و مجازات‌ها بر پایه شدت و ضعف آن‌ها» سخن ‌گفته و تأكید می‌كند این قواعد‌ مادام كه مفهوم رنج و سرور وجود دارد‌،تا زمانی كه تفاوت جنسیت مایه كشش زن و مرد به سوی همدیگر است و تا وقتی كه همسایه به كمك همسایه نیازمند است پا برجا خواهد بود؛ (Friedman , op cit: 69). بی‌شك این جملات به معنای اذعان به پاره‌ای از قواعد حقوق طبیعی و تأكید بر مشخصات سه گانه جهان شمولی‌، دوام و ثبات و ضرورت این حقوق می‌باشد.

از دغدغه جدی هوادارن حقوق طبیعی در تمامی دوره‌ها، دفاع از حقوق انسان‌ها است‌؛ چه آن كه پی‌آمد منطقی تأكید بر مكتب تحققی و اثبات‌گرایی می‌تواند عدم التزام دولت به حقوق باشد؛ زیرا دولتی كه حقی را ایجاد كرده است می‌تواند آن را از میان بردارد و در این صورت منطقی نخواهد بود كه از تجاوز دولت به حقوق مردم سخن بگوییم. وقتی در طبیعت اشیا فرقی میان صواب و خطا و عادلانه و ظالمانه نباشد، طبعاً حق چیزی جز مخلوق دولت نیست‌ و در ورای اراده دولت هیچ حقی وجود ندارد‌. ولی حقوق طبیعی دفاع از حق انسان‌ها و جنگ با استبداد و ستم را ترویج می‌كند. به رغم چالش‌های جدی كه بر سر راه طرفداران حقوق طبیعی وجود داشته و در زمانی این سخن كه دولت نمی‌تواند به حقوق طبیعی مردم دست‌اندازی كند تنها شعار و فاقد نتیجه عملی محسوب می‌شد‌‌، اما امروزه پذیرفته شده است كه موجودیت و اعتبار پاره‌ای از حقوق بنیادین بشر مدیون خواست و اراده دولت‌ها نیست بلكه باید این دسته از حقوق بشر را روایتی از حقوق طبیعی دانست‌ و دولت نمی‌تواند چیزی از آن را باطل كند‌. چنین نیست كه اگر قانون اساسی یا عادی كشوری شكنجه‌‌، تبعیض نژادی و برده‌داری را به رسمیت بشناسد‌، ممنوعیت آن‌ها از میان برود. حتی اگر دولتی در قانون خود با نقض اصل برائت‌، اصل را بر مجرمیت قرار دهد و خشونت و تحقیر و تفتیش را قانونی سازد و قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها و عطف بماسبق نشدن قوانین را محترم نشمارد‌، اگر چه با قدرتی كه دارد ممكن است با نقض این قواعد‌، مدتی به حقوق انسان‌ها دست اندازی كند اما هرگز نمی‌تواند این حقوق طبیعی را تغییر دهد و امروز همین حقوق طبیعی به طور قابل توجهی از ضمانت اجرای بین‌المللی برخوردار شده‌ است.

افزون بر این، اعتقاد به حقوق طبیعی، قانون‌گذار را در وضع قواعد عادلانه و اخلاقی یاری و قاضی را در تفسیر و اجرای عادلانه كمك می‌كند. اگر چه اثبات‌گرایی ناب هیچ ملازمه‌ای میان قانون طبیعت و اخلاق نمی‌بیند و حق را ت

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

حقوق ثبت اسناد


حقوق ثبت اسناد

مقدمه

از دیرباز انسان در این اندیشه بوده است که محدوده ملک او مشخص باشد تا از طرفی مورد تعرض دیگران قرار نگیرد و از سوی دیگر با گسترش حریم املاک او مالیات متعلقه برای دولت مشخص باشد.آنگونه که از مطالعات تاریخی بر می آید در زمان غار نشینی انسان محدوده ملک او فقط به دیواره غارهایی که در آن می زیسته منحصر می گردیده و با توجه به استفاده مشترک انسانهای اولیه از کوه و دشت و طبیعت،مرزبندی و محدودیتی خارج از محیط غارها مشهود نیست.وجود نقش های باقی مانده بر دیواره غارها مبین آن است که انسان با زبان تصویر زندگی غار نشینی خود را به ثبت رسانده است.به تدریج با گسترش جوامع انسانی و تشکیل روستاها و شهرها بزرگان اقوام و قبائل و به عبارت دیگر حکومتهای جوامع به ثبت املاک بیشتر در جهت اخذ مالیات اهتمام ورزیده اند.

 

تاریخچه ثبت اسناد و املاک در ایران

تا قبل از سال 1302 شمسی ثبت معاملات درنزد اولیای مذهبی وحجج اسلام و مراجع تقلید که دفتری بنام « دفتر شرعیات » داشتند انجام می‌شد آنان هر نوع سند و نوشته‌ای که بنام قباله یا بنچاق نسبت به موارد قرارداد و معاملات برای اشخاص تنظیم می‌شد ثبت کرده و در ذیل نوشته‌ها یا حواشی آن, شخص صاحب دفتر اقرار و اعتراف و معامله ثبت شده را تصدیق و به مهر و امضای خود مهر می‌نمودند. ضمانت اجرائی این نوشته‌ها بر پایه آیات قرآنی و احادیث و روایات استوار بوده است.

ضمانت اجرائی بوسیله دستورات مذهبی که مانند قواعد حقوقی بوسیله قوه مادی در دست روحانیون ‌بود, بوسیله قواعد اخلاقی در محیط مذهبی متخلفین را سرزنش وشماتت و مومنین هم از بیم مجازات اخروی از آن دستورات تبعیت می‌کردند و از طرفی چون تعهد و تضمین رعایت قوانین و قواعد شرعی فی مابین متعاملین در محضر شخصی روحانی و معتمد انجام می گرفت کم کم حضور در چنین اماکنی که عموما در خانه ی آن شخص عالم صورت می گرفت با نام اختصاری محضر یا در محضر آقا تقلیل پیدا کرد که تا کنون نیز بر زبان عامه جاری است و جایگزین دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق امروزی می باشد . بدین ترتیب این حوزه نیز همانند حوزه قضایی عصر قاجار در اختیار و انحصار علما بود .

نخستین بار در زمان ناصر الدین شاه قاجار فرمانی صادر شدکه اداره‌های تحت ریاست میرزا حسین خان سپهسالار تشکیل شود که مرجع ثبت اسناد بوده و موافق دول متمدنه تمبر زده و در دفاتر مخصوص ثبت و ضبط گردد. در عدلیه نیز برای اعتبار اسناد و جلوگیری از تقلب و تزویر اوراق و نوشته‌ها را مهر رسمی می‌زدند و بدینوسیله دارای اعتبار اسناد رسمی می‌شد ولی چون این کار اجباری نبود به ندرت به آن اقدام می‌شد

همچنین قانون ثبت و مهر دولتی را باید به عنوان کهن سالترین مقررات مدون مربوط به ثبت اسناد در ایران دانست که ناشی از افکار بارون اتریشی بود که به عنوان اداره و تعلیم فنون مالیه و ثروت به استخدام دولت درآمده بود .

در میان کتابچه های منتشر شده در دوره ناصری ، جزوه ای تحت عنوان «کاداستره» موجود است که در آن مطالبی درباره ثبت املاک ؛ البته به منظور امکان ممیزی املاک و وصول مالیات از آنها درج گردیده است .

در زمان پیش از مشروطه ، شناسایی و تعیین حدود املاک هر کس فقط بر اساس اسناد عادی و مبایعه نامه ها معلوم می شد و از این رو همیشه رایج ترین دعاوی میان افراد یا حتی بین افراد و دولت ها اختلاف بر سر مالکیت بود . پس از استقرار مشروطیت در دوره دوم قانونگذاری در سال 1290 هجری شمسی قانونی تحت عنوان قانون ثبت اسناد در 139 ماده تصویب و مقرر داشت که اداره ثبت اسناد مرکب از دائره ثبت اسناد و دفتر راکد کل در حوزه های محاکم ابتدائی وزارت عدلیه تأسیس شود

در این قانون ثبت اسناد اجباری نگردیده و اسناد ثبت شده هم لازم الاجرا نشده و به همین دلیل و عدم استقبال از ثبت اسناد مجلس چهارم آنرا نسخ و قانون دیگری بنام قانون ثبت اسناد و املاک در 126 ماده در سال 1302 بجای آن به تصویب رساندند در این قانون قید شده بود که اداره کل ثبت اسناد واملاک برای دو منظور تشکیل می‌شود.

1ـ ثبت املاک تا اینکه مالکیت مالکین وحقوق صاحبان حق نسبت به آنها رسماً تعیین و محفوظ گردد.

2ـ ثبت اسناد برای اینکه رسماً دارای اعتبار شود.

اداره مذکور تابع وزارت عدلیه بوده و رئیس کل آن به پیشنهاد وزیر عدلیه و فرمان شاه منصوب می‌شده است

ضمناً‌ در این قانون مقرر گردیده بوده اسناد ثبت شده بدون احتیاج به حکم دادگاه لازم الاجرا می‌باشد با توضیح باینکه این قانون هم به لحاظ نقایصی که داشت و ثبت اسناد طبق آن اختیاری بوده از آن استقبالی نشده متعاقب قانون در سالهای 1304 و 1306 و 1307 و 1308 به ترتیب قانون راجع به حق الثبت شرکت نامه‌ها و اوراق تجارتی و قانون ثبت عمومی املاک و مرور زمان در 9 ماده و قانون اصلاح ماده اول قانون ثبت عمومی املاک و مرور زمان در 10 ماده و متمم قانون ثبت املاک در 3 ماده و قانون اصلاح قانون ثبت عمومی املاک و مرور زمان در دو ماده و قانون ثبت اسناد و املاک در 28 ماده و قانون تشکیل دفاتر اسناد دولتی در 20 ماده و قانون ثبت اسناد و املاک در 256 ماده به تصویب رسید طبق ماده 255 قانون اخیر الذکر تقریباً کلیه قوانین قبل از آن نسخ گردید.

چون قوانین تصویبی قبل از سال 1310 کلاً‌ الزامی نبوده و ضمانت اجرائی هم نداشتند مورد استقبال عامه مردم هم قرار نگرفت دراسفند ماه سال 1310 لغو و قانون ثبت اجباری یا عمومی تصویب و از اول فروردین سال 1311 در 141 ماده به اجرا درآمد از آن موقع تاکنون 16 ماده به قانون مذکور الحاق و با اصلاحاتی که بتدریج در مواد قانون و آئین‌نامه مربوطه بعمل آمده در حال اجرا می‌باشد.

قانون تبدیل اداره کل ثبت اسناد واملاک به سازمان ثبت اسناد واملاک مصوب سال 1352 با توجه به پیشرفت تکنولوژی و نقش غیر قابل انکار رایانه‌ها در زندگی بشر متمدن پیش بینی می‌شود که در آتی نیز قوانین ثبت اسناد و املاک دچار تغییر و تحول گردد.

 

قوانين مربوط به زمین‌ شهری‌ - مصوب‌ 22/ 6/ 1366

ماده‌ 1 ـ به‌ منظور تنظیم‌ و تنسیق‌ امور مربوط‌ به‌ زمین‌ و ازدیاد عرضه‌ و تعدیل‌ و تثبیت‌ قیمت‌ آن‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از عوامل‌ عمده تولید و تامین‌ رفاه‌ عمومی‌ و اجتماعی‌ و ایجاد موجبات‌ حفظ‌ و بهره‌ برداری‌ هر چه‌ صحیح‌ تر و وسیع ‌تر از اراضی‌ و همچنین‌ فراهم‌ نمودن‌ زمینه‌ لازم‌ جهت‌ اجرای‌ اصل‌ 31 و نیل‌ به‌ اهداف‌ مندرج‌ در اصول‌ 43 و 45 و 47 قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ برای‌ تامین‌ مسکن‌ و تاسیسات‌ عمومی‌ مواد این‌ قانون‌ به ‌تصویب‌ می‌رسد و از تاریخ‌ تصویب‌ در سراسر کشور لازم‌ الاجرا است‌.

ماده‌ 2 ـ اراضی‌ شهری‌ زمینهایی‌ است‌ که‌ در محدوده قانونی‌ و حریم‌ استحفاظی‌ شهرها و شهرکها قرار گرفته‌ است‌.

ماده‌ 3 ـ اراضی‌ موات‌ شهری‌ زمینهایی‌ است‌ که‌ سابقه عمران‌ و احیا نداشته‌ باشد. زمینهای‌ مواتی‌ که‌ علیرغم‌ مقررات‌ قانون‌ لغو مالکیت‌ اراضی‌ موات ‌شهری‌ بدون‌ مجوز قانونی‌ از تاریخ‌ 5 4 1358 به‌ بعد احیا شده‌ باشد همچنان‌ در اختیار دولت‌ می‌باشد.

ماده‌ 4 ـ اراضی‌ بایر شهری‌ زمینهایی‌ است‌ که‌ سابقه عمران‌ و احیا داشته‌ و بتدریج‌ به‌ حالت‌ موات‌ برگشته‌ اعم‌ از آنکه‌ صاحب‌ مشخصی‌ داشته‌ و یا نداشته‌ باشد.

ماده‌ 5 ـ اراضی‌ دایر زمینهایی‌ است‌ که‌ آن‌ را احیا و آباد نموده‌اند و در حال‌ حاضر دایر و مورد بهره‌برداری‌ مالک‌ است‌ زمینهای‌ دایر مشمول‌ این‌ قانون‌ صرفا اراضی‌ کشاورزی‌ یا آیش‌ اعم‌ از محصور یا غیر محصور می‌باشد.

ماده‌ 6 ـ کلیه‌ زمینهای‌ موات‌ شهری‌ اعم‌ از آنکه‌ در اختیار اشخاص‌ یا بنیادها و نهادهای‌ انقلابی‌ دولتی‌ یا غیردولتی‌ باشد در اختیار دولت‌ جمهوری ‌اسلامی‌ است‌ و اسناد و مدارک‌ مالکیت‌ گذشته‌ ارزش‌ قانونی‌ ندارد. ادارات‌ ثبت‌ اسناد و املاک‌ مکلفند به‌ درخواست‌ وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ اسناد آنها را به‌ نام‌ دولت‌ صادر نمایند مگر آنکه‌ از تاریخ‌ 22 11 1357 توسط‌ دولت‌ واگذار شده‌ باشد.

ماده‌ 7 ـ کسانی‌ که‌ طبق‌ مدارک‌ مالکیت ‌، از زمینهای‌ موات‌ شهری‌ در اختیار داشته‌اند مشروط‌ بر آنکه‌ از مزایای‌ مواد 6 و 8 قانون‌ اراضی‌ شهری‌ مصوب ‌1360 استفاده‌ نکرده‌ و مسکن‌ مناسبی‌ نداشته‌ باشند، طبق‌ ضوابط‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ در سراسر کشور قطعه‌ و یا قطعاتی‌ جمعا معادل‌ 1000 (هزار) متر مربع‌ در اختیارشان‌ گذاشته‌ می‌شود تا در مهلت‌ مناسبی‌ که‌ در آیین ‌نامه‌ تعیین‌ خواهد شد عمران‌ و احیا کنند در صورت‌ عدم‌ عمران‌ و احیا بدون ‌عذر موجه‌ اجازه‌ مذکور ساقط‌ و زمین‌ به‌ دولت‌ باز می‌گردد.

ماده‌ 8 ـ کلیه‌ اراضی‌ بایر شهری‌ که‌ صاحب‌ مشخصی‌ نداشته ‌باشد در اختیار ولی ‌فقیه ‌می‌باشد.

ماده‌ 9 ـ وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ موظف‌ است‌ زمین های‌ مورد نیاز برای‌ امر مسکن‌ و خدمات‌ عمومی‌ را ضمن‌ استفاده‌ از کلیه‌ اراضی‌ موات‌ و دولتی‌در شهرهایی‌ که‌ به‌ پیوست‌ این‌ قانون‌ به‌ دلیل‌ عدم‌ تکافوی‌ اراضی‌ مذکور در این‌ شهرها ضرورت‌ آن‌ حتمی‌ است‌ به‌ ترتیب‌ از زمینهای‌ بایر و دایر شهری ‌تامین‌ نماید.

ماده‌ 10 ـ از تاریخ‌ تصویب‌ قانون‌ اراضی‌ شهری‌ مصوب‌ 1360 کلیه‌ زمینهای‌ متعلق‌ به‌ وزارتخانه ‌ها و نیروهای‌ مسلح‌ و موسسات‌ دولتی‌ و بانکها و سازمانهای‌ وابسته‌ به‌ دولت‌ و موسساتی‌ که‌ شمول‌ حکم‌ مستلزم‌ ذکر نام‌ است‌ و کلیه‌ بنیادها و نهادهای‌ انقلابی‌ در اختیار وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ قرارمی‌گیرد.

ماده‌ 11 ـ وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ موظف‌ است‌ براساس‌ سیاست‌ عمومی‌ کشور طبق‌ آیین‌نامه‌ اجرایی‌ نسبت‌ به‌ آماده‌سازی‌ یا عمران‌ و واگذاری‌ زمینهای‌ خود مطابق‌ طرحهای‌ مصوب‌ قانونی‌ اقدام‌ کند.

ماده‌ 12 ـ تشخیص‌ عمران‌ و احیا و تاسیسات‌ متناسب‌ و تعیین‌ نوع‌ زمین‌ دایر و تمیز بایر از موات‌ به‌ عهده وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ است‌ این ‌تشخیص‌ قابل‌ اعتراض‌ در دادگاه‌ صالحه‌ می‌باشد.( مصوبه‌ مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت‌ مصوب‌ 3 11 70)

ماده‌ 13 ـ هرگونه‌ دخل‌ و تصرف‌ و تجاوز به‌ اراضی‌ شهری‌ متعلق‌ یا منتقل‌ شده‌ به‌ دولت‌ و شهرداری ها و یا احداث‌ هرگونه‌ بنا بدون‌ پروانه‌ مجاز و یاهرگونه‌ نقل‌ و انتقال‌ به‌ موجب‌ اسناد عادی‌ و یا رسمی‌ و تفکیک‌ و افراز اراضی‌ مزبور و یا هرگونه‌ عملی‌ برخلاف‌ این‌ قانون‌ جرم‌ شناخته‌ می‌شود و با متجاوزین‌ براساس‌ تبصره‌ 2 ماده‌ 148 اصلاحی‌ قانون‌ ( اصلاح‌ و حذف‌ موادی‌ از قانون‌ ثبت‌ اسناد و املاک‌ مصوب‌ 1310 و اصلاحات‌ بعدی‌ آن‌ ) مصوب‌ 31 4 1365 مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ رفتار می‌شود.

ماده‌ 14 ـ تبدیل‌ و تغییر کاربری‌، افراز و تقسیم‌ و تفکیک‌ باغات‌ و اراضی‌ کشاورزی‌ و یا آیش‌ ( اراضی‌ موضوع‌ ماده‌ 2 این‌ قانون‌) با رعایت‌ ضوابط‌ و مقررات‌ وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ و مواد این‌ قانون‌ بلااشکال‌ است‌.

ماده‌ 15 ـ هرگونه‌ تفکیک‌ و تقسیم‌ اراضی‌ بایر جهت‌ عمران‌ و احداث‌ بنا با رعایت‌ ضوابط‌ و مقررات‌ وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ و مواد این‌ قانون ‌بلااشکال‌ است‌.

ماده‌ 16 ـ هریک‌ از کارمندانی‌ که‌ در اجرای‌ این‌ قانون‌ به‌ تشخیص‌ دادگاه‌ صالح‌ رعایت‌ دقیق‌ مقررات‌ آن‌ را ننموده‌ و تخطی‌ کرده‌ باشند علاوه‌ بر جبران ‌خسارت‌ وارده‌ به‌ دولت‌ یا اشخاص‌ و اعاده‌ وضع ‌، بر حسب‌ مورد به‌ انفصال‌ موقت‌ یا دایم‌ از خدمات‌ دولتی‌ محکوم‌ می‌گردند.

ماده‌ 17 ـ وزارت‌ مسکن‌ و شهرسازی‌ مأمور اجرای‌ این‌ قانون‌ می‌باشد و موظف‌ است‌ حداکثر ظرف‌ مدت‌ 3 ماه‌ آیین ‌نامه‌ اجرایی‌ مواد این‌ قانون‌ و نیز اساسنامه‌ سازمان‌ زمین‌ شهری‌ را تهیه‌ و به‌ تصویب‌ هیات‌ دولت‌ برساند.

 

آيين نامه اجرايي ماده 2 قانون حفظ و حمايت از منابع طبيعي و ذخاير جنگلي كشور

مصوب 16/12/71 هيات وزيران

ماده 1- تشخيص منابع ملي شده و مستثنيات ماده (2) قانون ملي شدن جنگلها بر اساس تعريف مصرح در فصل اول قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها ومراتع به عهده وزارت جهاد سازندگي است كه از طريق سازمان جنگلها و مراتع كشور اقدام مي نمايد .

ماده 2- در برگ تشخيص خصوصيات منابع ملي از حيث وضع طبيعي و تعريف قانون همچنين مشخصات ثبتي ، نسق زراعي ، محل وقوع ، حدود مساحت منطقه مورد بازديد ومستثنيات موضوع ماده (2) قانون ملي شدن جنگلها با استعلام از مراجع ذيربط ذكر مي شود و هرگاه درمرز منطقه مورد بازديد كوه يا رودخانه يا بزرگراه يا جاده عمومي وجود داشته باشد شرح داده مي شود تا محل منابع و مستثنيات آن از هر حيث مشخص باشد . ادارات ثبت اسناد و كشاورزي وساير مراجع موظفند اطلاعات لازم را در اختيار مأمورين سازمان جنگلها ومراتع كشور قرار دهند .

ماده 3- مأمور بازديد كننده منطقه بايد از منطقه مورد بازديد نقشه تهيه نمايد و در صورت عدم امكان ، كروكي تهيه نموده و تحقيقات لازم را به وسايل مقتضي نسبت به وضعيت منظقه مورد بازديد و مستثنيات قانوني ان بنمايد و اگر احراز كند كه مستحدثات بعد از تصويب قانون ملي شدن جنگلها احداث شده تاريخ احداث و دلايل آن را در برگ بازديد بنويسد و با اظهار به واحدي كه او را مأمور رسيدگي نموده تسليم كند .

ماده 4- چنانچه ظرف شش ماه از تاريخ اخطار به وسيله انتشار آگهي يا الصاق آن در معابر عمومي اعتراض نرسيده باشد مرجع ذيربط در سازمان جنگلها و مراتع كشور موظف است مراتب را به اداره ثبت اسناد و املاك محل اعلام نمايد تا مطابق ماده (2) قانون حفظ و حمايت از منابع طبيعي و ذخاير جنگلي كشور و ماده 39 قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع و ماده (13) آيين نامه قانوني ملي شده جنگلها نسبت به منابع ملي مورد تشخيص ، سند مالكيت تحت عنوان منابع ملي به نام دولت جمهوري اسلامي ايران ( با نمايندگي وزارت جهاد سازندگي ) صادر گردد .

ماده 5- اعتراض نسبت به تشخيص منابع ملي و مستثنيات ماده (2) قانون ملي شدن جنگلها بر اساس مقررات قانوني تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع ماده (56 ) قانون جنگلها و مر اتع مصوب 1367 مورد رسيدگي قرار مي گيرد .

ماده 6- ترتيب وصول و ثبت اعتراضات ، تشكيل جلسات و نحوه رسيدگي هيأتها و پرداخت حق الزحمه اعضاء و همكاران هيأت كه علاوه بر وظايف محول شده ، خارج از وقت اداري همكاري مي نمايند و نحوه وصول و تأمين هزينه هاي مربوط مطابق آيين نامه اي است كه به استناد تبصره ( 6) قانون تعيين اراضي اختلافي به تصويب وزارت جهاد سازندگي مي رسد .

ماده 7- تآمين و تداركات امكانات تجهيزات و لوازم و ابزار كار مورد نياز هيأتهاي مقرر درقانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع ماده (56 ) قانون جنگلها و مراتع برعهده سازمان جنگلها و مراتع كشور مي باشد .

ماده 8- درمواردي كه تشخيص منابع ملي ياد شده و مستثنيات ماده (2) قانون ملي شدن جنگلها بر اساس مقررات مربوط و ماده (56) اصلاحي قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع كشور انجام شده باشد حسب مورد به ترتيب زير رفتار مي گردد .

الف – در صورتي كه به اجراي مقررات ماده (56) قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع اعتراض شده باشد و موضوع دركميسيون مقرر درماده (56) مورد رسيدگي واقع نشده باشد اعتراضات رسيده براي رسيدگي به هيأت مقرر در ماده واحده قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده (56) قانون جنگلها و مراتع ارجاع مي شود .

ب- چنانچه به اجراي مقررات ماده (56) اعتراض نشده باشد پس از انقضاء مهلت مقرر درماده (56) قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع حسب تقاضاي سازمان جنگلها و مراتع كشور ادارات ثبت موظف به صدور سند مالكيت به نام دولت جمهوري اسلامي خواهند بود

ماده 9- پس از صدور رأي هيأت ماده واحده قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده (56) قانون جنگلها ومراتع چنانچه درمحدوده منابع ملي شدن تصرفات غيرمجاز وجود داشته باشد با اعلام واحد ذيربط در سازمان جنگلها و مراتع كشور قواي انتظامي باستناد تبصره (4) قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده (56) قانون جنگلها و مراتع مكلف به خلع يد از تصرفات مذكور خواهند بود .

ماده 10- دراجراي اين آيين نامه دادگستري ، سازمان ثبت اسناد و املاك كشور ، وزارت كشاورزي وساير مراجع ذيربط مكلف به انجام همكاريهاي لازم با وزارت جهادسازندگي ( سازمان جنگلها و مراتع كشور ) مي باشند .

ماده 11- سازمان برنامه و بودجه مكلف است بنا برپيشنهاد وزارت جهادسازندگي هزينه هاي اجرايي اين ماده قانون را اعم از خريد ماشين آلات ، تجهيزات و امكانات و تأمين نيروي انساني موردنياز ، هرساله تأمين و در بودجه عمومي كشور منظور نمايد.

 

منابع

ـ تاریخ حقوق ایران ـ سید حسن امین ـ دایره المعارف ایران شناسی

ـ تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران ج2 ـ حسین محبوبی اردکانی ـ انتشارات دانشگاه تهران

ـ نگاهی به پیشینه ثبت اسناد در ایران ـ سید علی آل داود ـ انتشارات نشر تاریخ ایران

 

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

جرم سرقت و مجازات اسلامی


جرم سرقت و مجازات اسلامی

 

تعریف سرقت از دیدگاه قانونی و حقوقی چیست؟

در ماده:197 از قانون مجازات اسلامی در تعریف سرقت آورده است سرقت عبارت است از ربودن مال غیر به طور پنهانی . مشاهیر فقهای اسلامی نیز سرقت را چنین تعریف کرده اند. سرقت یا دزدی آن است که شخص بالغ و عاقلی مال متعلق به دیگری را که در جایی محفوظ نگهداری می شود به طور مخفی و بدون اطلاع صاحبش ببرد .

مشخصات سرقت

از نظر نحوه ارتکاب جرم

از نظر موضوع جرم

از نظر تعلق مال به دیگری

از عنصر روانی سرقت

حیثیت جرم سرقت

باید اشاره کرد که پایه اصلی سرقت در عنصر خاص، ربودن مال دیگران بدون اجازه و رضایت صاحب اصلی آن می باشد از موضوع سرقت اساسا شامل مالی است که قابلیت تملک و ربودن را داشته باشد. بنابراین هر چیزی که قابل تغییر به پول باشد مال محسوب می شود.

دستورات قرآن کریم در خصوص سرقت و مجازات سارق چیست؟

در آیه شریفه 38 از سوره مائده مجازات سرقت را چنین آورده است: الساق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزا بما کسبو نکالا من ا... والله عزیز حکیم

دستهای مرد و زن دزد را قطع کنید که مجازات مذکور کیفر اعمال آنان است . مجازاتی که از جانب خداوند متعال تعیین شده و خداوند توانای بی همتا است و همه شئون را از حکمت انجام می دهد.

 

اقسام سرقت از نظر مجازات:

سرقت های موجب حد پیش بینی شده در قانون حدود سرقت های تعزیری ساده و مشدد پیش بینی شده در قانون تعزیرات .و قانون مجازات اسلامی و جرایم نیروی مسلح سرقت های تعزیری مشدد یش بینی شده در قوانین متفرقه جزایی مطابق مواد 198و 199 قانون حدود، ارتکاب سرقت در صورتی موجب مجازات حد خواهد شد .

 

مجازات سارق از نظر شرع اسلام :

مجازات سرقت موجب حد در بار اول قطع چهار انگشت دست راست خواهد بود. آیه 28 سوره مائده در مرتبه دوم پای چپ سارق قطع خواهد شد ( پایین بر آمدگی به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح باقی بماند).

و در مرتبه سوم سارق محکوم به حبس ابد می شود و در مرتبه چهارم اگر در زندان دزدی کند حدش اعدام است ( ماده 201 از قانون دود)

اجرای حد سرقت درباره سارق، موکول به تحقق چه شرایطی دارد؟

1- صاحب مال از سارق نزد قاضی شکایت کند.

2- صاحب مال قبل از شکایت مال را نبخشیده باشد .

3- صاحب مال قبل از شکایت مال رابه سارق نبخشیده باشد.

4- مال مسروق قبل از ثبوت جرم نزد قاضی محرز باشد.

5- قبل از ثبوت جرم از این گناه کبیره توبه نکرده باشد .

6- با توبه بعد از اثبات جرم حد ساقط نمی شود و عفو جایز نیست

توبه به مفهوم پشیمانی از جرم و گناه و بازگشت مجرم و گناهکار به زندگی عادی و اطاعت از مقررات دینی و اجتماعی است حکم آیه شریفه 39 سوره مائده ضمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان ا... یتوب علیه ان ا... غفور رحیم

اگر سارق بعد از تجاوزش به مال دیگری توبه کند و عمل شایسته انجام دهد. خداوند توبه اش را می پذیرد زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است .

 

مجازات سرقتی که فاقد شرایط اجرایی حد باشد

در ماده 230 قانون مجازات اسلامی، سرقتی که فاقد شرایط حد باشد اگر چه شاکی نداشته یا گذشت کرده باشد موجب حبس تعزیری از یک تا پنج سال خواهد بود .

 

مجازات سرقت تعزیری ساده

در ماده 661 از قانون تعزیرات و مجازات های باز دارنده قانونگذار حکم سرقت های تعزیر ی ساده رابدین نحو پیش بینی کرده است در سایر موارد که سرقت مقرون به شرایط مذکور در موارد فوق نباشد مجازات مرتکب حبس از سه ماه و یک روز تا دوسال و تا 74 ضربه شلاق خواهد بود.

سرقت مسلحانه مقرون به شرایط خاص به موجب ماده 651 قانون تعزیراتهر گاه سرقت جامع شرایط حد نباشد . ولی مقرون به تمام پنج شرایط ذیل باشد مرتکب به پنج تا بیست سال حبس و تا 74 ضربه شلاق ، محکوم می شود.

1- سرقت در شب واقع شده باشد.

2- سارق 2 نفر یا بیشتر باشند.

3- یک یا چند نفر از آنها حامل سلاح ظاهر یا مخفی باشند.

4- از دیوار بالا رفته یا کلید ساختگی در را به کار برده با این که عنوان یا لباس دولت را اختیارکرده و یا بر خلاف حقیقت خود را مامور دولت معرفی کرده باشد

5- در ضمن سرقت کسی را آزار یا تهدید کرده باشد

در ماده 652 قانون تعزیرات آمده است هرگاه سرقت مقرون به آزار باشد یا سارق مسلح باشد از سه ماه تا 10 سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم می شود و اگر جرمی نیز واقع شده باشد علاوه بر مجازات در این ماده محکوم می شود.

 

مجازات سرقت در مناطق جنگی و سیل زده

به استناد ماده 658 از قانون تعزیرات هرگاه سرقت در مناطق سیل زده یا جنگی یا آتش سوزی در محل تصادف صورت پذیرد و حایز شرایط حد نباشد مرتکب به مجازات از یک تا پنج سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد .

 

 

شروط اجراي حد بريدن دست

دزدي كه دستش قطع مي گردد بايد داراي اين خصوصيات باشد:

بالغ و عاقل باشد و گرفتاري و احتياجش آنچنان نباشد كه جز دزدي هيچ چاره اي نداشته باشد؛ مال دزديده شده متعلق به شخص ديگري و در محل امني قرار گرفته باشد و مقدارش كمتر از 17 گرم طلا يا معادل پول آن نباشد. و اين شروط براي اجراي حد سرقت است كه در غير اينصورت دست دزد را نمي برند. فقهاء براينكه در نوبت اول دزدي، دست راست دزد را بايد بريد اتفاق دارند و در رأي بعضي از فقهاء موجود است كه در بار دوم پاي چپش را بايد بريد و اين براي از كار انداختن اعضاي حركتي سارق است. در صورت تكرار مجدد بجاي قطع، براي مدت نامعلوم وي را زنداني مي كنند تا اينكه يا بميرد و يا توبه نمايد.

 

حالاتي كه در آن دست دزد بريده نمي شود

اگر دزدي در اماكن عمومي در اثناي كار كردن روي دهد و هيچ محافظتي از مال صورت نگيرد؛ يا در جاهايي روي دهد كه دزد اجازه داخل شدن به آنجا را دارد و مال دزديده شده بدون هيچ گونه محافظتي در آنجا گذاشته شده باشد؛ يا اينكه دزدي در بين اصل و فرع از والدين و فرزندان افراد خانواده روي دهد چنانكه بين پدر و فرزند يا زن و همسر باشد؛ يا مال دزديده شده مجهول و بي صاحب باشد، يا صاحب مال به دزد بدهكار باشد و بدهي او را پرداخت ننمايد و منكر بدهي او باشد و دزد نيز به اندازه حق خود ازمال آن فرد بدزدد؛ در همه اين حالات حد دست بريدن اجرا نمي گردد.

برخي از كساني كه حكمت اسلام را در نظر نمي گيرند، حد سرقت را مورد انتقاد قرار داده و آن را سنگ دلي و بي رحمي مي نامند و بر دست بريده شده اشك مي ريزند در حاليكه فراموش كرده يا خود را به فراموشي مي زنند كه اين دستهاي گناهكار چه جنايتي را اعم از اذيت و آزار مردم بي گناه، قتل، ويراني، فساد و ايجاد رعب و وحشت در بين مردم را باعث شده اند. آنان به مجرم رحم مي كنند ولي به جنايت ديده ها بي توجهند. اگر از روي واقعيت به موضوع نگاه شود، مشاهده مي گردد كه دولتهايي كه در ممالك اسلامي حدود اسلامي را تطبيق مي كنند جرم و جنايت در آنها تقليل يافته است و دليل آن همان چيزي است كه مملكت سعودي جاري است و آن شريعت اسلام است. اين در حاليست كه قطع دست هم بسيار اندك روي داده است. چه خوب بود در دول ممالك ديگر اسلامي نيز همانند مملكت سعودي اين كار را مي كردند تا امنيت و آرامش جاني و مالي را براي مردمشان بوجود مي آوردند. منصفانه بود كه به موضوع با اين ديد بنگريم.

قصد شريعت اسلام اين نيست كه به بريدن دستها رغبت داشته باشد بلكه هدفش سالم نگه داشتن دستها به چنين سرانجامي از كيفر مي باشد، و با اين كار دزد را از ارتكاب چنين جرم هايي باز مي دارد.برگردان سايت ايمان.

 

انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۵

http://kia-ir.ir

دفتر فنی دانشجو

توجه: چنانچه هرگونه مشكلي در دانلود فايل هاي خريداري شده و يا هر سوال و راهنمایی نیاز داشتيد لطفا جهت ارتباط سریعتر ازطريق شماره تلفن و ايميل اعلام شده ارتباط برقرار نماييد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما