فهرست
تعریف سوءنیت از دیدگاه مکتب تحققی.. 7
تعریف سوءنیت از دیدگاه مکتب کلاسیک... 7
سوءنیت ساده و سوءنیت با اندیشه قبلی(سبق تصمیم)10
سوءنیت جازم و سوءنیت احتمالی.. 11
مقایسه"شبه عمد"و"سوءنیت احتمالی". 13
سوء نیت در رکن روانی جرم
برای صدق عنوان مجرمانه بر فعل یا ترک فعل علاوه بر عنصر قانونی و مادی نیازمند به عنصر معنوی نیز میباشد. چرا که هر عملی بدون اراده و قصد مجرمانه؛ بودنش منتفی خواهد شد. به علت فقدان عنصر معنوی عمل ارتکابی حتی درجرائم مادی صرف نیز قانونگذار عنصر معنوی را لحاظ کرده است. البته در یک مورد استثناء اراده ارتکاب فعل به تنهایی و بدون قصد مجرمانه و خطای جزائی موثر و جرم است و موجب ثبوت دیه میباشد و آن جنایات واقع شده به صورت خطای محض موضوع بند الف مادهی 295 قانون مجازات اسلامی است.
هر جرم علی الاصول تا اراده نباشد واقع نمیشود لذا اراده در تمام جرائم اعم از عمدی و غیر عمدی حتی در جرائم اخلاقی نیز وجود دارد. اما آن چه مهم است این میباشد که میزان و سیطره مجرم بر عنصر مادی در عنصر روانی چقدر بوده است اگر اراده و قصد مرتکب به فعل و نتیجه تعلق بگیرد قصد مجرمانه و سوءنیت خواهد شد و اما اگر اراده مرتکب تنها به فعل تعلق بگیرد و نتیجه مقصوداش نباشد: خطای کیفری خواهد شد. در بخش عنصر معنوی جرائم و سوءنیت و قصد مجرمانه، هدف از ارتکاب جرم و غایت و اراده و انگیزه و... مباحثی هستند که مطرح میشوند. اما آیا اراده همان سوءنیت است و آیا تفاوتی بین اراده و سوءنیت و انگیزه وجود دارد یا نه؟ و اینکه آیا رابطه بین سوءنیت و عمد تساوی است یا تفاوتهایی است که باید روشن شود.
سوءنیت و سوءقصد و عمد و اراده و در مواد مختلف قانون جزا به یک معنی که شامل قصد مجرمانه بوده بکار رفته است.
قانونگذار در مواد قانونی تعریفی از سوءنیت بیان نکرده است هر چند در مواد متعددی با تعابیری گوناگونی همچون عمد، قصد، سوءنیت عام، خاص و اراده و خواستن، از آن یاد کرده است. اما میتوان اراده و عمد و سوءنیت را اینگونه تعریف نمود: خواستن فعل یا ترک فعل است که مخالف اوامر و نواهی قانونگذار باشد. لذا اگر فاعل بداند مثلا مالی را که تحصیل کرده یا به او داده شده از راه سرقت تحصیل شده و با وجود علم قبول کند، یعنی میل و خواست او دقیقا بر فعل قرار گرفته که قانونا جایز نیست؛عامد محسوب میشود. ماده 662 قانون مجازات پس اراده و سوءنیت غیر از علم و آگاهی در عنصر روانی جرم است.
به منظور تجزیه و تحلیل مفهوم عنصر روانی، ابتدا تعریف لغوی، سپس تعریف اصطلاحی آن بیان میشود:
عنصر روانی از دو واژه"عنصر"و"روانی"ترکیب یافته است.در فرهنگ لغت واژه"عنصر"را چنین تعریف کردهاند:«اصلی، بنیاد اصلی که اجسام دارای طبایع مختلف از آن تشکیل میگردند» ذیل واژه"روانی"در فرهنگ لغت چنین نوشته شده است، «رجوع به روان شود» ، در ذیل"روان" معانی زیر آمده است:«مراد از روان نفس ناطقه است و تیره روان به معنای سیه دل و قسی القلب است»
عنصر روانی یکی از عناصر عمومی تشکیل دهنده جرم است که بر اساس آن نوع جرم، میزان مسئولیت جزائی و مجازات تعیین میشود.برخی از مؤلفین حقوقی به جای عنصر روانی واژه های"عنصر معنوی"و یا"عنصر اخلاقی"را بکار برده اند ، ولیکن در این مقاله تحقیقی از بین واژه های مذکور واژه"عنصر روانی"انتخاب شده و از واژه های عنصر معنوی و عنصر اخلاقی صرفنظر شده است زیرا در تجزیه و تحلیل مفهوم عنصر روانی جرم، مسائلی از قبیل"اراده"، "قصد مجرمانه"، تقصیر جزایی"که نمایانگر رابطه ذهنی انسان با رفتارش میباشد، مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و از سوی دیگر چون دامنه حقوق جزا و اخلاق در بسیاری از موارد با یکدیگر جدا هستند لذا به نظر میرسد:اصطلاح"عنصر روانی"واژه مناسبی است.
دکتر صانعی در مورد علت انتخاب واژه"عنصر روانی"مینویسد:«غالب مؤلفین ایرانی حقوق جزا با اقتباس از حقوق فرانسه element moralرا که سومین عنصر تشکیل دهنده جرم است"عنصر معنوی"ترجمه کرده اند.در حقوق جزای فرانسه استعمال کلمه moralنتیجه همبستگی نزدیکی است که مخصوصا در دورانهای اولیه تکامل حقوق جزا، میان حقوق و اخلاق وجود داشته است لکن بکار بردن تعبیر"معنوی"در زبان فارسی صحیح بنظر نمیرسد، زیرا چنانچه"عنصر معنوی"را در مقابل"عنصر مادی" جرم بکار برده باشیم، این اشکال پیش میآید که از این نظر عنصر قانونی هم جنبه معنوی دارد.بعضی از حقوقدانان، منجمله مرحوم سمیعی به جای moralکلمه اخلاقی را بکار برده اند.این تعبیر نیز درست نیست، زیرا چنانچه قبلا تذکر دادیم، دامنه حقوق جزا و اخلاق در بسیاری از موارد با یکدیگر تطبیق نمیکند، و عمل مجرمانه لزوما جنبه ضد اخلاقی ندارد.با توجه به این مسائل ما سومین عنصر تشکیل دهنده جرم را"عنصر روانی"نامیده ایم، زیرا در اینجا مسائلی از قبیل اراده ارتکاب و قصد مجرمانه مطرح است که کاملا جنبه روانی دارد.
رفتار انسانی هنگامی قابل سرزنش و مجازات است که توأم به قصد مجرمانه یا تقصیر جزایی باشد؛رفتار بدون تقصیر، سرزنش نمیباشد، تحمیل مجازات بر انسان بدون تقصیر از نظر منطقی و بنای عقلا، امری زشت و قبیح است، البته میزان مجازات بر حسب وجود قصد مجرمانه و یا تقصیر جزایی میبایست متفاوت باشد، گرچه ممکن است وقوع جرم عمدی یا غیرعمدی از نتایج یکسان برخوردار باشد.بطور مثال نتیجه قتل اعم از عمدی یا غیرعمدی عبارت است از"سلب حیات از انسان زنده"؛ و لیکن امروزه در کلیه نظامهای حقوقی مجازات قتل بر حسب عنصر روانی متفاوت است.
در قرآن کریم در خصوص تفاوت سرزنش گناهان عمدی و خطایی آمده است: "...اما گناهی بر شما نیست در خطاهایی که از شما سر میزند، ولی آنچه را از روی عمد میگویید(مورد حساب قرار خواهد داد.
بر اساس آیه مذکور استنباط میشود:میان شخصی که کار بدی را از روی"عمد" انجام میدهد و شخصی که کاری را از روی"خطا"مرتکب میشود از نظر محاسبه رفتار و میزان سرزنش فرق گذاشته شده است.
تأمین عدالت در جامعه و خضوع اشخاص در برابر عدالت ایجاب نمود که قانونگذار رفتاری را که از روی تقصیر جزایی و یا قصد مجرمانه واقع شده باشد، مجازات نماید.
مکاتب کیفری در مورد مبنای"عنصر روانی جرم"دیدگاههای مختلفی دارند؛در عین حال همه مکاتب موجود به لزوم عنصر روانی جرم، معتقد هستند.
مکتب نئوکلاسیک که اساس مجازات را بر مبنای اختیار و آزادی انسان استوار میکند و مکتب تحققی که جرم را از لحاظ خطرناکی فاعل آن قابل مجازات میداند عنصر معنوی را یکی از عناصر ضروری جرم دانسته اند که بدون آن جرم تحقق پیدا نمیکند.
مکتب کلاسیک طرفدار آزادی اراده و اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتهاست از نظر این مکتب"مبنای عنصر روانی"همان آزادی اراده است
مکتب تحققی که قائل به مجبور بودن انسان و طرفدار جایگزینی"اقدامات تامینی و تربیتی"به جای" کیفر و مجازات"میباشد، معتقد است:«عنصر معنوی همان "حالت خطرناک"مجرمین است نه قصد مجرمانه یا آزادی اراده به همین علت مکتب تحققی معتقد بود که میزان عکس العملهای اجتماعی در مورد افراد باید متناسب با این حالت خطرناک باشد نه عمد و اراده مجرمانه»
جدیدترین مکاتب حقوق جزا یعنی مکتب"دفاع اجتماعی نوین"و مکتب "نئوکلاسیک"نیز مبنای عنصر روانی و مسئولیت را"آگاهی و شعور انسان به نتایج اعمال ارتکابی"دانسته اند."این مکاتب بدون آنکه خود را مقید به قبول نظریه اولیه مکتب کلاسیک در مورد آزادی اراده یا تابع نظریه اجبار مکتب تحققی قلمداد نمایند، معتقدند که همان آگاهی و شعور انسان به نتایج اعمال ارتکابی کافی است که کسی از جهت قانونی مسئول رفتارش شناخته شود.
تصور میشود همین نظریه، لااقل در خصوص تحقق عنصر روانی مورد قبول و تائید بسیاری از قوانین دنیا قرار گرفته باشد، زیرا به هنگام تعریف جرائم و یا تعیین مجازات اغلب کلماتی از قبیل"عالما"یا"عامدا"یا"سوءنیت"و امثالهم را بکار برده اند. مقنن ما به هنگام اصلاح قانون مجازات عمومی سال 1352 از جمله در ماده 36، صراحتا کلمات«فقدان شعور»یا«اخلاق نسبی شعور»را از موارد زوال مسئولیت بکار برده است.استعمال کلمات«شعور»و یا«قوه تمیز و اراده»در قانون مذکور حاکی از آن است که مقنن مبنای مسئولیت را همان«آکاهی و شعور»به نتایج اعمال ارتکابی دانسته است.
اندیشمندان حقوقی در مورد تعریف و اجزاء سازنده عنصر روانی جرم نظریات مختلفی را بیان نموده اند، برخی از این نظریات به شرح ذیل بیان میشود.دکتر صانعی در خصوص"عنصر روانی"چنین مینویسد:«برای آنکه عنصر روانی تحقق پیدا کند وجود دو عامل ضرورت دارد:یکی اراده ارتکاب و دیگری قصد مجرمانه (یا خطای جزایی)
اراده ارتکاب آن است که شخص بخواهد عمل مجرمانه ای را انجام دهد.پس اگر شخصی دیگری را بشدت بطرف جلو براند و در نتیجه این عمل مشت شخص اخیر به چشم شخص ثالثی اصابت کند و او را مجروح نماید، چون عملی که علی الاصول جرم است، بدون اراده ارتکاب صورت میگیرد، جرم شناخته نمیشود و مسئولیتی برای شخص دوم بوجود نمیآورد.از طرف دیگر عملی که با اراده ارتکاب انجام مییابد، چنانچه با قصد مجرمانه با خطا توأم نباشد، باز به این خاطر که فاقد عنصر روانی است، جرم تلقی نمیشود.فرض کنیم شخصی برای شکار به جنگلی که برای این کار اختصاص یافته میرود و با توجه به تمام ضوابط و مقررات به شکار میپردازد و رعایت همه احتیاطهای لازم را میکند.با این وصف تیر او به شخص دیگری که بدون اجازه وارد جنگل قرق شده میخورد و او را میکشد.عمل ارتکابی با اراده ارتکاب صورت گرفته یعنی شخص خواسته است که تیراندازی کند.ولی قصد مجرمانه ندارد یعنی خواستار کشتن دیگری نبوده است.بعلاوه خطایی هم از او سر نزده، یعنی از یک طرف رعایت کلیه ضوابط و مقررات را کرده و از طرف دیگر مرتکب بی احتیاطی و بی مبالاتی هم نشده است.در این شرایط باز میگوییم عمل،بعلت فقدان عنصر روانی جرم نیست و مجازات ندارد.
واژه های"قصد مجرمانه"و"سوءنیت"مترادف یکدیگر میباشند.برخی از صاحبنظران حقوقی در تعریف"قصد مجرمانه"عقیده دارند:«میتوانیم سوءنیت یا قصد مجرمانه را بعنوان خواستن و میل مرتکب در انجام یک عمل مجرمانه و خواستار شدن نتیجه آن تعریف کنیم.از نظر قانونی همین که خواستن در ارتکاب جرم و حصول نتیجه، مصداق پیدا کرد، "سوءنیت"تحقق یافته است.بنابراین تعریف امیل گارسون یا حقوقدانان دیگری که تحقق سوءنیت را منوط و وابسته به علم مرتکب در انجام عمل غیرمشروع میدانند، قابل انتقاد است...از نظر امیل گارسون سوءنیت عبارت است از "...علم یا آگاهی مرتکب بر اینکه یک عمل غیرمشروع را انجام دهد.
دکتر علی آبادی در تعریف"سوءنیت"مینویسد، «بعضی ها نیت جنایتکارانه را عبارت از کشش اراده بطرف یک هدف مخالف منفعت اجتماعی دانسته اند. این تعریف قدری مبهم است و ممکن است آنرا یا داعی ارتکاب جرم اشتباه نمود.برای رفع ابهام بهتر است تعریف گارسون را اختیار نمود.طبق نظر این عالم حقوق جنائی،نیت جنایتکارانه عبارت از معرفت فاعل جرم به نامشروع بودن عمل ارتکابی خویش میباشد.» پروفسور گارو نیز عقیده دارد:"قصد تشکیل میشود از تمایل به اجرای عملی که فاعل عالم به ممنوع بودن آن است."
تعریف سوءنیت از دیدگاه مکتب تحققی:
بنظر این مکتب، سوءنیت شامل اراده ای است که تحت تاثیر داعی و انگیزه اصلی مجرم شکل میگیرد و عمل مجرمانه تنها وقتی باید مجازات شود که"داعی"و هدف مرتکب آن ضداجتماعی باشد، و از این نظر ضروری است که در هر مورد قاضی کلیه عواملی را که باعث ارتکاب جرم شده است مورد توجه و بررسی قرار دهد.
تعریف سوءنیت از دیدگاه مکتب کلاسیک:
صاحبنظران حقوقی در تعریف سوءنیت از دیدگاه مکتب کلاسیک چنین مینویسند:«در نظر این مکتب"سوءنیت" اراده انجام عمل مادی است که جرم شناخته شده، با این آگاهی که با ارتکاب عمل، قوانین جزائی مورد تجاوز و تعرض قرار میگیرد...قصد مجرمانه در مورد هر جرم خاص همیشه یکسان است، بدین معنی که قصد قتل در کلیه مواردی که این جرم صورت میگیرد، اراده خودآگاه کشتن دیگری است.ولی داعی ممکن است بر حسب مرتکبین جرم و شرایط ارتکاب آن متفاوت باشد.یکی بخاطر انتقامجویی، دیگری بعلت خشم و نفرت و سومی تحت تاثیر طمع و پول دوستی مرتکب قتل میشوند.قصد مجرمانه همه این افراد معطوف کشتن است لکن داعی آنها در ارتکاب جرم فرق میکند.
با توجه به تعاریف مذکور، در خصوص این سوال که آیا"علم به نامشروعیت عمل ارتکابی"از اجزاء قصد مجرمانه میباشد یا خیر؟در پاسخ به سوال مذکور ملاحظه میشود که دو نظریه وجود دارد:برخی از صاحبنظران تحقق سوءنیت را منوط و وابسته به"علم"نمیدانند بلکه خواستن و میل مرتکب در انجام عمل مجرمانه و خواستار شدن نتیجه برای تحقق سوءنیت را کافی میدانند ، ولی برخی دیگر از حقوقدانان"علم به نامشروعیت عمل ارتکابی"را شرط ضروری و از اجزاء سازنده قصد مجرمانه میدانند.
به نظر میرسد:علم به نامشروعیت عمل ارتکابی شرط تحقق قصد مجرمانه نیست، زیرا در صورتی که"علم"را شرط تحقق مجرمانه بدانیم، موجب میشود بسیارس از مجرمین با ادعای اینکه اطلاعی نسبت به مجرمانه بودن عمل ارتکابی نداشته اند، بخواهند از تحمل مجازات فرار یا خود را تبرئه کنند.بنابراین گرچه "علم"به ارکان سازنده عنصر مادی جرم ضرورت دارد و فاعل باید به ارتکاب مادی جرم توجه داشته باشد، ولیکن"علم"به مجرمانه بودن رفتار ارتکابی، شرط تحقق عنصر روانی جرم نیست بلکه از شرایط و ارکان مسئولیت جزایی میباشد.
سوءنیت را میتوان به ترتیب زیر به انواع و درجاتی تقسیم بندی کرد:
-سوءنیت عام و سوءنیت خاص
-سوءنیت ساده با اندیشه قبلی
-سوءنیت جازم و سوءنیت احتمالی
-سوءنیت جازم و شبه عمد
در ادامه بحث هر یک از موارد مذکور بطور مختصر شرح داده میشود :
اندیشمندان حقوقی عقیده دارند:سوءنیت عام به اراده خودآگاه شخص در ارتکاب عمل مجرمانه اطلاق میشود.وجود این سوءنیت، برای آنکه جرم عمدی تحقق یابد، همیشه لازم است، ولیکن در برخی از جرائم علاوه بر سوءنیت عام، ضرورت دارد که سوءنیت خاصی نیز وجود داشته باشد، بدین معنی که علاوه بر قصد ارتکاب عمل مجرمانه، باید قصد دیگری هم که از طرف قانونگذار برای تحقق جرم ضروری شناخته شده، مصداق پیدا کند. فرضا در جرم ضرب و جرح وجود سوءنیت عام در امر زدن کافی است و لازم نیست که ضارب قصد صدمه رساندن نیز داشته باشد، در حالیکه در قتل علاوه بر داشتن قصد و عمد در ارتکاب عمل مجرمانه(فرضا زدن یا تیراندازی)، باید قصد کشتن هم وجود داشته باشد تا مرتکب بعنوان قاتل عمدی مسئول شناخته شود.
با توجه به مطالب مذکور میتوان گفت:"سوءنیت عام"، کوشش و"اراده خودآگاه"مجرم در ارتکاب جرم میباشد و"سوءنیت خاص"همان"غرض خاص"یا "قصد اضرار"یا"قصد حصول نتیجه مجرمانه"است.
سوءنیت ساده و سوءنیت با اندیشه قبلی(سبق تصمیم)
سوءنیت با اندیشه قبلی آن است که شخص قبل از ارتکاب جرم طرح نقشه کند بعبارت دیگر تصمیم مقدم بر ارتکاب جرم است.برخی از صاحبنظران حقوقی در این خصوص عقیده دارند:در بعضی نظامهای جزایی سوءنیتی که با سبق تصمیم توأم باشد موجب تحمیل مجازات شدیدتر میگردد.سوءنیت با سبق تصمیم آن است که شخص قبل از ارتکاب جرم طرح نقشه کند، و درباره شرایط و لوازم اجرای قصد مجرمانه خویش اندیشه نماید.حقوقدانان جزا سبق تصمیم را از عوامل مشدده جرم...میدانند. در قوانین جزایی ایران مقررات صریحی در زمینه"سوءنیت با سبق تصمیم"پیش بینی نشده است.
در مقررات جزایی کشورهای مصر ، کانادا ، انگلیس و امریکا "سبق تصمیم "از عناصر اختصاصی تشکیل دهنده جرم قتل و از عوامل تشدید مجازات است و جرم قتل به قتل"توأم با سبق تصمیم"و"قتل بدون سبق تصمیم"تقسیم شده است، به نحوی که قاضی دادگاه در صدور حکم موظف است برای مرتکب"قتل توأم با سبق تصمیم" مجازات بیشتری در نظر بگیرد.
دکتر لنگرودی در تعریف اصطلاحی واژه"سبق تصمیم"مینویسد:«(جزا) تصمیم راجع به نقشه طرح شده قبل از ارتکاب جرم به منظور سوءنیت نسبت به مجنی علیه را سبق تصمیم گویند پس سبق تصمیم یعنی مقدم بر ارتکاب جرم(تقدم قابل ملاحظه نه تقدم ملحق به جرم)مانند کمین کردن برای قتل که مصداق سبق تصمیم است.
سوءنیت جازم یعنی داشتن قصد مجرمانه منجز در ارتکاب جرم، و سوءنیت احتمالی یعنی قصد انجام عملی که ممکن است نتایج زیانباری بوجود آورد. حقوقدانان" سوءنیت"را از نظر تحقق نتیجه حاصله به"سوءنیت جازم یا عمد منجز"و سوءنیت احتمالی یا"عمد احتمالی"تقسیم مینمایند.دکتر صانعی در این خصوص چنین می نویسد:«اگر مسأله خواستار شدن نتیجه عمل مجرمانه را در نظر میآوریم، میتوان سوءنیت را به جازم و احتمالی تقسیم کرد.در سوءنیت جازم مرتکب عمل مجرمانه بطور قطع خواستار نتیجه عمل مجرمانه است، مانند کسی که به قصد قتل به دیگری تیراندازی می کند. در صورتیکه مجرم قصد ارتکاب عمل را داشته باشد، نتیجه عمل خویش را نیز پیش بینی کند؛ ولی خواستار حصول نتیجه نباشد، میگوئیم سوءنیت او احتمالی است.قانون فرانسه در بعضی موارد راسا سوءنیت احتمالی را با سوءنیت جازم همانند دانسته مجازات جرم عمدی را برای مرتکب پیش بینی کرده است.برای مثال کسی که عمدا خانه ای را آتش میزند، و تصادفا باعث مرگ شخصی که در آن زندگی میکرده می شود، بعنوان قاتل عمد مجازات میگردد.لکن در غیر این مورد که خود قانون صریحا مقرراتی را پیش بینی کرده..."، علماء حقوق جزا و رویه قضایی، سوءنیت احتمالی را بعنوان خطای ساده تلقی میکنند و میگویند که چون مرتکب عمل مجرمانه قصد ارتکاب جرم دوم را نداشته نمیتوان او را بعنوان مجرم عمدی مجازات کرد.
با توجه به مطالب مذکور استنباط میشود در مواردی که مجرم احتمال وقوع حادثه و مخاطراتی را پیش بینی مینماید ولیکن به حصول نتیجه مجرمانه اطمینان ندارد؛ چنین سوءنیتی تحت عنوان"سوءنیت احتمالی"نامیده میشود؛بطور مثال شرکت هواپیمایی بدون آنکه قصد کشتن مسافران را داشته باشد ولی با علم به خراب بودن و احتمال سقوط هواپیما، اقدام به حمل و نقل مسافران مینماید و در جریان آن هواپیما سقوط و تعدادی کشته میشوند.در اینصورت از نظر حقوقی فرض میشود که مسئولین شرکت هواپیمایی در کشتن مسافران"سوءنیت احتمالی"داشته اند.
یکی دیگر از تقسیم بندیهای"عمد"در خصوص نتایج حاصل از آن"سوءنیت جازم"و"شبه عمد یا عمد متجاوز از قصد"میباشد.
اندیشمندان حقوقی در این خصوص چنین مینویسند:«بلحاظ میل و علاقه مرتکب عمل از نظر تحقق یافتن نتیجه مجرمانه(یا صدمه و خسارت مادی)میتوان سوءنیت را به جازم و شبه عمد تقسیم کرد.
در سوءنیت جازم همانگونه که قبلا اشاره شد، مرتکب عمل مجرمانه بطور قطعی و جزمی خواستار تحقق نتیجه مجرمانه است.اما در شبه عمد مرتکب، نتیجه عمل خود را پیش بینی میکند و با عمد و اراده به ارتکاب آن میپردازد، منتهی نتیجه ای که حاصل میشود بمراتب از نتیجه ای که مرتکب خواستار آن بوده وخیم تر است. فرضا شخصی به قصد ایراد ضرب و جرح بدیگری حمله میکند ولی طرف بعلت شدت جراحات وارده فوت مینم.»بنابراین در مواردی که فاعل قصد انجام جرم خاصی را دارد بطور مثال فاعل قصد ایراد ضرب و جرح دارد ولی نتیجه حاصله به مراتب بیش از انتظار وی میباشد و صدمات وارده منجر به فوق مضروب میشود با آنکه فاعل"قصد قتل"مجنی علیه را نداشته است در این صورت جرم انجام شده "شبه عمد"یا عمد"متجاوز از قصد"نامیده میشود.
سوءنیت جازم در بیان فقهای امامیه به"قصد ابتدایی"و"قصد اصلی"تعبیر شده است.
مقایسه"شبه عمد"و"سوءنیت احتمالی":
مرتکب جرم در جرائم شبه عمد یا عمد متجاوز از قصد، اراده مجرمانه خاصی را داشته و با همین علت اقدام به ارتکاب جرمی مینماید و نتیجه به دست آمده به مراتب بیش از انتظار فاعل میباشد.بطور مثال فاعل قصد ایراد ضرب و جرح دارد و لیکن شخص مضروب در اثر ضربات وارده فوت نماید؛در صورتی که در عمد یا سوء نیت احتمالی، مجرم به هیچ وجه قصد مجرمانه نداشته بلکه فقط وقوع امری را پیش بینی یا حدس میزده است.مانند آنکه شرکت هواپیمایی با علم و اطلاع کامل از معیوب بودن هواپیما و احتمال سقوط آن اقدام به حمل و نقل مسافر نموده و در اثر سقوط هواپیما عده ای کشته میشوند.
"عنصر روانی"جرائم غیرعمدی از"خطای کیفری"تشکیل میشود، وجود خطای جزایی در جرائم غیرعمدی ضروری است ولیکن ماهیت خطا در همه جرائم غیرعمدی یکسان نیست.
هرگاه شخصی بدون قصد مجرمانه مرتکب جرم شود، در صورتی که عمل او با یکی از مصادیق خطای جزایی مانند بی احتیاطی، بی مبالاتی، عدم مهارت، عدم رعایت نظامات و مقررات دولتی یا غفلت توام باشد، این حالت"خطای کیفری"نامیده میشود. حقوقدانان در شرح حقوق جزای عمومی و قوانین جزایی سابق، عقیده دارند: وجود خطای جزایی در کلیه جرائم غیرعمدی ضروری است، و عنصر مادی به تنهایی برای تحقق جرم کافی نیست و لکن در برخی از موارد قتل خطای محض مذکور در قانون مجازات اسلامی، تحقق خطای جزایی، ضرورتی ندارد، یعنی هرگاه شخصی رفتاری نماید که منجر به ایراد ضرب و جرح یا سلب حیات دیگری شود اعم از آنکه خطای جزایی داشته یا نداشته باشد و نتیجه حاصله ناشی از تقصیر مجنی علیه نیز نباشد، فاعل بلحاظ ارتکاب جرم خطای محض دارای مسئولیت بوده و مقصر شناخته میشود.
صاحبنظران حقوقی در خصوص عناصر عمومی تشکیل دهنده جرم نظریات مختلفی دارند، از جمله این نظریات عبارتند از:
- جرم از عناصر سه گانه قانونی، مادی و روانی(معنوی)تشکیل شده است.
- جرم از عناصر چهارگانه"قانونی، مادی، روانی و عدم مشروعیت"تشکیل شده است.
در این رساله، عقیده ما بر این است که جرم از سه عنصر قانونی، مادی و روانی تشکیل شده است؛عنصر قانونی ضابطه تشخیص جرم بودن رفتار ارتکابی است. عناصر"مادی و روانی"در تحقق هر جرمی ضرورت دارد. هر جرمی علاوه بر عناصر عمومی دارای عناصر اختصاصی نیز میباشد که موجب تمییز آن جرم از سایر جرائم میشود.
عنصر روانی از جرم عبارت از:"رابطه روانی یا ذهنی بین مرتکب جرم و پدیده مجرمانه".چنانچه رابطه ذهنی فاعل با جرم، توأم با اراده و"قصد مجرمانه"باشد، جرم عمدی محسوب میشود.در صورتی که رابطه ذهنی فاعل با پدیده مجرمانه، توأم با"خطای کیفری"باشد، جرم غیرعمدی نامیده میشود.بنابراین عنصر روانی در جرائم عمدی عبارت است از:"رفتار ارادی توأم با قصد مجرمانه"یعنی هرگاه رفتار مجرمانه با سوءنیت جزایی توأم باشد جرم عمدی محسوب میشود.عنصر روانی جرائم غیر عمدی عبارت است از:"اراده فعل یا ترک فعل توأم با تقصیر یا خطای جزایی".بنابراین نظریه استنباط میشود که شرایط تحقق مسئولیت کیفری خارج از قلمرو عنصر روانی جرم است.
با توجه با اینکه مفهوم عنصر روانی را در معنای محدود آن پذیرفته ایم نتیجه میگیریم: اجزاء سازنده عنصر روانی جرم قتل عمدی عبارت است از:اراده ارتکاب و "سوءنیت منجز"و یا"سوءنیت تبعی".
از سوی دیگر اجزاء سازنده عنصر روانی جرائم غیرعمدی عبارت است از: اراده ارتکاب و خطای کیفری.
محسنی، مرتضی، دوره حقوق جزای عمومی(پدیده جنائی)، ج 2، چاپ اول، تهران، گنج دانش، 1375، ص 23
علی آبادی، عبد الحسین، ج 1، چاپ اول، تهران، فردوسی، 1367 ص 41
صانعی، پرویز، حقوق جزای عمومی، ج 1، چاپ پنجم، تهران، گنج دانش، 1372
سمیعی، ح، حقوق جزا، تهران، شرکت مطبوعات، 1333، ص 16 و 19
دانشگاه علمي كاربردي
موضوع:
تفاوت میان مدیریت موثر و مدیریت کارا
استاد محترم:
جناب آقاي دكتر گلي
گردآورنده:
عباس اردستاني
رشته: حسابداري دولتي
زمستان 1391
مقدمه
تعاریف کارآمدی و اثربخشی
لفظ کارآیی و کارآمدی را معادل آوردهاند . همچنان که واژه اثر بخش و ثمربخشی را یکی دانستهاند. اگرچه بین این دو تفاوت قایل شدهاند ولی مطالعاتی که روی اثربخشی و کارایی انجام شده است، نشان میدهد که مرز کاملاً روشن و دقیقی بین دو اصطلاح فوق وجود ندارد و بسیاری از نویسندگان و صاحبنظران آنها را به صورت مترادف، تکمیل کننده یا جایگزین استفاده کردهاند . میرکمالی به نقل از «اتزیونی» «اثربخشی» را میزان تحقق اهداف ؛ «کارایی» را میزان استفاده از منابع برای دست یابی به یک واحد از برونداد تعریف میکند. همانطور که بیان شد مرز دقیقی بین اثربخشی و کارایی وجود ندارد، ولی نویسندگان مدیریت تمایز بین آنها قایل شدهاند. برای مثال از جمله اولین کسانی که میان مفهوم اثربخشی و کارایی تفاوت قایل شد «بارنارد» را میتوان نام برد. او معتقد است که اثربخشی سیستمگراست و مربوط به تحقق اهداف سازمان میشود و کارایی فردگراست و مربوط به احساس رضایت کارکنان از عضویت در سازمان میگردد. «پیتر دراکر» یکی از صاحبنظران مشهور مدیریت ، اثربخشی را « کاردرست انجام دادن» و کارایی را «کارها را درست انجام دادن» تعریف کرده است. اثربخشی یعنی انجام کارهای درست، به نحوی که دقیقاً متناسب با هدف باشد و کارایی یعنی انجام درست کار و توانایی به کارگیری حداقل منابع برای دستیابی به اهداف سازمانی (بختیاری، 1382 ).
¨ کارایی یعنی اجرای درست کارها
¨ اثربخشی یعنی اجرای کارهای درست
پس مدیر اثربخش تلاش میکند به اهداف برسد و مدیر کارا سعی میکند منابع کمتری صرف کند و خلاصه مدیر بهرهور کوشش میکند با صرف حداقل منابع به اهداف برسد. اثربخشی و کارایی عناصر اساسی بهرهوری هستند (خلیلی شورینی، 1375 )
تفاوت مدیر موثر و مدیر کارا
تفاوت این دو مدیر از تفاوت معانی لغاتشان نشات می گیرد. خود کلمه موثر بسیار بحث برانگیزه، اگر شما تفاوت بین اثربخشی و کارایی را بدانید آنوقت مقایسه این دو کلمه هم کار سختی نیست. مدیر موثر به مدیری گویند که کارها و تصمیمات درستی را بگیرد ولی این کارها لزوما نباید به درستی به پایان برسد. ممکن است یک تصمیم، صحیح انجام بشود ویا نیمه کاره انجام شود ولی در هر دو حالت این مدیر یک مدیر موثر است. ولی اگر مدیری کارها را با صحت به پایان برساند آن را یک مدیر کارا گویند حتی ممکن است کاری که انجام می دهد درست نباشد. ولی مدیر موفق دو معنی در دو جامعه می تواند داشته باشد. در جامعه ما مدیر موفق مدیری است که از دید دیگران کارهای خوبی را به خوبی انجام دهد ولی ممکن است در واقعیت چنین نباشد ولی از لحاظ علمی مدیر موفق مدیری است که علاوه بر اینکه کارها را درست و با صحت انجام می دهد در عین حال کارهایی که انجام می دهد حتما کارها و تصمیمات درستی هم هستند.
به طور خلاصه:
مدیر موثر: کارهای درست انجام میدهد
مدیر کارا: کارها را درست انجام میدهد
مدیر موفق: کارهای درست را درست انجام میدهد
مقایسه کارایی با اثربخشی
رسیدن به هدفها و صرفهجویی در منابع رسیدن به هدفها و صرفهجویی در منابع
(4 ) (2 )
رسیدن به هدفها و تلف کردن منابع رسیدن به هدفها و تلف کردن منابع
(3 ) (1 )
اقتباس از سهراب خلیلی شورینی ، بهرهوری عملیاتی ، مجموعه مقالات شیوههای عملی ارتقای بهرهوری نیروی انسانی ، تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی، 1375.
با نگاهی به جدول بالا مشاهده میشود سازمان در شماره (1) غیراثربخش و ناکارا است و در شماره(4) سازمان اثربخش و کارا است که میتوان گفت، سازمان در شماره(4) بهرهور نیز میباشد. هرچه بتوانیم از خانه شماره 1 به سمت خانه شماره 4 حرکت کنیم وضعیت مطلوبتری خواهیم داشت .
مقدمه
سازمان عبارت است از همکاری مشترک افراد برای انجام مقاصد مشترکی که در پیش دارند. دقت در تعریف فوق از سازمان نشان می دهد که رابطه منظم و منطقی بین افراد، وجود هدفهای مشترک و هم جهت، وظایف گوناگون از جمله عواملی هستند که بدون وجود آنها، ایجاد سازمان ممکن نیست. سازمان زائیده فعالیت گروهی است و قالبی است که فعالیت مدیریت در آن جریان دارد.
پویاییهای زندگی سازمانی را فقط هنگامی می توان فهمید که علاوه بر ساختار رسمی سازمان، از هنجارها، گروه بندیها و روابط غیر رسمی آن نیز آگاهی داشت. تاثیر سازمان غیر رسمی بر سازمان رسمی می تواند عواقب و نتایج سازنده یا ویران کننده داشته باشد. گرچه تحقیقات مختلف نشان داده که سازمان غیر رسمی محدودیتهایی از لحاظ بازده سازمان به وجود می آورد، مع هذا، شواهدی هم حاکی از آن است که سازمان غیر رسمی می تواند نیروی سازنده ای برای گردش کار سازمان و وسیله ای برای تغییر باشد.
تحقیقات در این زمینه نشان می دهند که بسیاری از مشکلات سازمانی که در چارچوب رسمی راه حلی برای آنها امکان پذیر نیست باید از طریق غیر رسمی حل و فصل شوند؛ مثلا، ارتباط رسمی که باید از طریق " زنجیر فرمان " برقرار گردد، معمولا یک فراگرد طولانی و وقت گیر است. غالبا پخش خبر یا اطلاعات از طریق مجرای غیر رسمی مشکل را آسان می سازد. در چنین وضعی، یک مدیر با انعطاف و با اطلاع، از طریق سازمان غیر رسمی عمل می کند و از ناکامی ناشی از به کار بردن مجرای رسمی و مقرر، اجتناب می نماید.
در واقع سازمان غیر رسمی وسیله مهمی برای اجرا و تحقق هدفهای مهم سازمانی به شمار می رود. با شناخت کامل پویاییهای سازمان غیر رسمی، می توان به توسعه و ایجاد رویه ها و مکانیسمهایی با استفاده از ساختار غیر رسمی پرداخت و از جنبه رسمی دادن به هر اقدامی اجتناب کرد. سازمان غیر رسمی وجود دارد. نباید آن را دشمنی پنداشت که باید نابود شود و نه مانعی که باید از میان برداشته شود. برعکس، سازمان غیر رسمی ممکن است وسیله سودمندی برای بهبود کارآیی سازمان باشد. عقلایی نیست که سازمانی نظیر آموزش و پرورش را صرفا به موجب ملاکهای عقلانیت و رسمیت اداره کرد؛ زیرا این ملاکها جنبه های غیر عقلانی و غیر منتظره سازمان غیر رسمی را نادیده می گیرند. از لحاظ نظری، توصیه کردنی است که عمل مدیریت با استفاده از هر دو اجزای رسمی و غیر رسمی سازمان قابل پیشرفت است.
سازمان رسمــــی :
جلیل بهارستانی: سازمان رسمی سازمانی است که از شکل و ترکیب خاصی برخوردار بوده، از یک سلسله همبستگیها و روابط بین مشاغل و مقامات سازمانی بر اساس سلسله مراتب سازمانی به وجود آمده است.
رضائیـــان: سازمان رسمی سازمانی است که بطور قانونی بنیانگذاری و تصویب می شود. تعداد مشاغل و حدود و ظایف و اختیارت و نحوه انجام فعالیتها در آن مشخص می گردد.
سازمان غیــــررسمــــی :
چستر بارنارد: سازمان غیررسمی عبارت است از سازمانی که به هرگونه فعالیت مشخص منتهی بدون هدف اگاهانه دست بزند. ( دارای سلسله مراتب نیست و آگاهانه نیست).
کیت دیویس: سازمان غیررسمی یک شبکه روابط شخصی و اجتماعی است که در قالب سلسله مراتب سازمانی وجود ندارد. بلکه خودبخود و در شرایط روابط افراد با یکدیگر شکل می گیرد.
هــوی و میسکل: سازمان غیر رسمـــی سیستمی از روابط شخصـــی افراد است که به خودی خود در داخل همه سازمانهای رسمـــی با عمل و عکس العمل اعضا شکل می گیرد.
تفاوت سازمانهای رسمی و غیر رسمی:
|
سازمانهای رسمی |
سازمانهای غیررسمی |
|
روی شغل تاکید دارند و با انسانها کاری ندارند. |
روی شاغلین و روابط تاکید می شود. |
|
خواص و نه عوام جایگاه دارند. |
همه جایگاه دارند (حتی آخرین نفر). |
|
روابط از روی جبر و الزام است. |
روابط از روی خواستها، نیازها و بر خوردهای طبیعی است. |
|
عامل تحریک بیرونی است. |
عامل تحریک درونی است. |
|
اختیار و قدرت از بالا به پائین است. |
اختیار و قدرت از پائین به بالاست. |
|
تمام تلاشها برای حفظ روابط شخصی است. |
تمام تلاش در جهت حفظ روابط گروهی است. |
|
ارتباطات مکتوب است. |
ارتباطات شفاهی است ( شایعات و غیره ). |
سازمان رسمی، ساختاری برنامهریزیشده از نقشها است؛ كه بهصورت رسمی سامان یافته است.[1] بهعبارت دیگر، سازمان رسمی، عبارت است از سیستم یا شبكهای از ارتباطات و اختیار، كه افراد و گروههایی كه وظایف مهمی انجام میدهند، را بههم مرتبط میسازد. در ورای هر سازمان رسمی، معمولا یك سازمان غیر رسمی(مجموعهای از روابط كاری غیر رسمی در میان اعضای سازمان) وجود دارد؛ در حالیكه سازمان رسمی تعیین میكند، چه فردی به چه كسی، گزارش میدهد؛ سازمان غیر رسمی براین مبنا استوار است، كه چه كسی، عملا با چه كسی، به تعامل میپردازد.[2]
در نمودارهای سازمانی، میتوان ساختار رسمی سازمان و اینكه چه كسانی مسئول چه نوع كارها و یا فعالیتهایی هستند، را نشان داد. همچنین نمودار سازمانی میتواند، نقاط ضعف سازمانی، مانند كارهای مضاعف یا تعارضهای بالقوه را مشخص كند. ولی نمودار سازمانی باعث میشود كه برخی از ویژگیهای ساختار سازمانی از نظرها پنهان بماند. از یك دیدگاه، نمودار سازمانی بیانگر این است كه افراد همسطح، دارای اختیارات و مسئولیتهای یكسان یا برابر هستند؛ در حالیكه همیشه چنین وضعی صادق نیست؛ نمودار سازمانی نمیتواند در روابطی كه بین افراد بهوجود میآید (سازمان غیر رسمی)، خدشهای وارد كند یا سد راه آن گردد.
چستر بارنارد، اولین كسی است كه روابط بین سازمانهای رسمی و غیر رسمی و فرآیندهای تصمیمگیری در سازمان و نقش و وظایف مدیریت را مطالعه كرد. او طرفدار پیوستگی بین ارزشها و شبكههای اجتماعی و غیر رسمی و نظامهای رسمی و اهداف است و اعتقاد دارد كه هرچه این عوامل و عناصر، پیوستگی و یكنواختی داشته باشند؛ سازمان بهتر عمل میكند.[3]
وی یكی از نخستین اندیشمندانی بود كه به اهمیت ساختار سازمانی پی برد و یادآور شد كه روابط غیررسمی، هم به انجام كارها كمك میكند و هم میتواند به كاركنان در تأمین نیازهای اجتماعیشان كمك كند.[4]
هربرت سایمون درباره سازمان غیر رسمی، عقیده دارد كه سازمان غیر رسمی روابط شخصیای است، كه در سازمان وجود دارد و بر تصمیمات اثر میگذارد؛ ولی در طرح رسمی، پدیدار نمیگردد؛ یا با آن سر سازگاری ندارد.[5]
در همین زمینه كیت دیویس، معتقد است كه سازمانهای غیر رسمی، شبكهای از روابط شخصی و اجتماعی هستند كه لزوما توسط سازمان شكل نگرفته اند؛ بلكه به گونهای خودجوش با همكاری و معاشرت و تعامل افراد پدید میآیند. سازمانهای غیر رسمی ممكن است دربرگیرنده افرادی از یك سازمان باشند، كه مثلا در تعطیلات، باهم به تفریح و ورزش میپردازند؛ یا افرادی كه در ساعتهای فراغت، باهم به صرف چای میپردازند. این پیوندهای بین فردی، در مدیریت بسیار مهمند؛ زیرا مدیران باید نسبت به سازمان غیر رسمی آگاه بوده و از دشمنی با آن پرهیز کرده و از فواید آن در اداره سازمان بهرهجویند. بررسی اینكه چرا و چگونه گروه غیر رسمی پدید میآید، از موضوعات مطرح در روانشناسی اجتماعی است.[6]
روابط رسمی و غیر رسمی، هردو بر نقش سازمانی فرد اثر میگذارد. در هر زمان ممكن است، یكی از این دو رابطه، غالب باشد. مدیران اغلب به اهمیت روابط غیر رسمی بیتوجهند.[7]
چرایی و عوامل پیدایش سازمانهای غیر رسمی
این واقعیت كه یك سازمان به صورت رسمی ایجاد شده است، نمیتواند به این معنی باشد كه همه فعالیتها و روابط متقابل بین اعضاء، به صورت دقیق طبق طرح یا نمودار سازمان باشد. در هر سازمان رسمی، تعدادی سازمان غیر رسمی به وجود میآید و این روابط(روابط غیررسمی) بدان سبب بهوجود میآیند كه افراد در كنار یكدیگر كار و زندگی میكنند.
در سازمانها، مقررات رسمی باید كلّی، فراگیر و بسیار گسترده باشند؛ تا بتوانند شرایط گوناگونی را كه بهوجود میآیند، تحت پوشش قرار دهند؛ ولی بهكارگیری این قوانین كلی، در موارد خاص موجب میشوند كه در قضاوت (برای حل مسائل و كاربرد قوانین) مسائلی بهوجود آید و برای حل این مسائل بهناچار، باید از روشهای غیر رسمی استفاده كرد.
حتی ممكن است پیوسته تصمیماتی گرفته شود كه مقررات رسمی، آنها را پیشبینی نكردهاند؛ بهویژه هنگامی كه تغییرات بهسرعت انجام میشود؛ مدت مدیدی پیش از اینكه مقررات رسمی، تغییر یابند و با اوضاع در حال تغییر سازگار گردند؛ برای حل مسائل و اتخاذ تصمیمات ضروری باید از روش های غیر رسمی استفاده كرد. گذشته از این برای سازماندهی عملكردها و افزایش بهرهوری باید از هنجارهای غیر رسمی استفاده كرد.
علاوه بر ساختار سازمان رسمی عواملی مانند ویژگیهای افراد گوناگون، تواناییهای آنها، تمایل افراد به كمك به یكدیگر و میل به همنوایی با هنجارهای گروه و نیازهای اجتماعی افراد میتوانند در شكلگیری سازمانهای غیررسمی نقش مهمی ایفا كنند.
تفاوت سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی
1. چگونگی ایجاد؛ سازمان رسمی را مسئولین بهطور قانونی بنیانگذاری و تصویب میكنند و در آن تعداد مشاغل، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص میشود. ساختارهای رسمی در واقع تخیّلی هستند؛ یعنی بهصورت انتزاعی در اسناد و مدارك سازمانی ترسیم شدهاند؛ زیرا سازمان آنگونه كه پیشبینیشده عمل نمیكند؛ اما سازمان غیر رسمی، بیانگر حالت واقعی سازمان است؛ یعنی چگونگی عمل سازمان را بهطور واقعی نشان میدهد. بعد از آنكه ساختار رسمی ایجاد میشود، سازمان غیر رسمی به طور طبیعی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی را تعدیل، تحكیم یا گسترش میدهد. برای مثال، در ساختار رسمی، ممكن است تمام مسائل نیروی انسانی، بهطور مستقیم با مسئول كارگزینی در میان گذاشته شود؛ ولی اگر كاركنان دریابند كه میتوانند از معاون كارگزینی كمك بیشتری بگیرند، به وی مراجعه خواهند كرد.
2. ماهیت؛ ماهیت غیر شخصی سازمان رسمی در برابر ماهیّت شخصی سازمان غیر رسمی از وجوه تمایز عمده میان سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی است. سازمان رسمی، به طراحی مشاغل محدود شده و از طریق فرایند كارگزینی، افراد خاصی برای تصدی مشاغل، انتخاب میشوند. در حالیكه سازمان غیررسمی هنگامی شكل میگیرد كه تصدی شغل معیّنی در سازمان، موجب برقراری روابط اجتماعی با دیگران میشود.
سازمان غیر رسمی چهره دوم سازمان بهشمار آمده و در دل سازمان رسمی پدیدار میشود و بدون آن نمیتواند ایجاد گردد. این نوع سازمان سایه سازمان رسمی بوده و در عین حال بر آن اثر میگذارد.
3. سازماندهی؛ سازمان غیر رسمی دارای سازماندهی متزلزل، قابل انعطاف و ضعیف است.[
مزایا و معایب سازمان غیر رسمی
سازمان غیر رسمی به افراد كمك میكند تا باهم ارتباط برقرار سازند، و یكدیگر را حمایت كنند و نیازهایشان را برای تعامل اجتماعی ارضا نمایند. همچنین پشتیبانی از اهداف سازمانی، ایجاد ارتباطات موثر و عاملی موثر در جبران كمبود توانایی مدیران نیز از مزایای سازمان غیر رسمی ذكر شدهاند.
از طرف دیگر، سازمان غیر رسمی ممكن است، به ضرر سازمان نیز باشد، این سازمانها میتوانند مستعدّ شایعهپراكنی(شایعات منفی) باشند، در برابر تغییر مقاومت كنند و حتی كوششهای كاركنان را از اهداف سازمانی منحرف كنند. افرادی كه به گروههای غیر رسمی راه نمییابند، ممكن است احساس كنند كه غریبه هستند و از كارشان ناراضی شوند. مثلا مدیران آمریكایی از وجود كابینه سایه(یك گروه غیر رسمی از مدیران ژاپنی كه علیرغم عناوین شغلی كه به غیر ژاپنیها داده شده است، قدرت واقعی برای انجام كار در مؤسسه را در اختیار دارند) در شركت های ژاپنی ناراضی هستند.
بهعلاوه، پیروی و سازگاری منفی گروههای غیر رسمی به وسیله عادات و پیمانهای خود، به همدیگر متصل هستند و تغییراتی كه امنیت آنان را به مخاطره بیاندازد؛ مورد مخالفت آنان قرار خواهد گرفت، نیز جزء معایب سازمانهای غیر رسمی هستند.
حاصل مباحث مذكور، این است كه مدیران، سازمانهای غیر رسمی را باید در سازمان خود به رسمیّت بشناسند و از مزایای آنها در راستای ارتقاء عملكرد كاركنان و ارضاء نیازهای اجتماعی آنان بهره گرفته و كلا از سازمانها غیر رسمی در جهت اهداف سازمانی بهره بگیرند و در تصمیمگیریها به منافع و عملكرد سازمانهای غیر رسمی توجه داشته باشند و معایب سازمانهای غیر رسمی را مدیریت كنند.
گروههای رسمی و غیر رسمی در سازمانهای ایرانی
هر کدام از ما در طول زندگی خود در جامعه ای که بدان تعلق داریم به عضویت یک یا چند گروه در می آییم.در تعریف گروه گفته اند: مجموعه ای از انسانها که جهت هدفی خاص گرد هم می آیند و با یکدیگر دارای رابطه متقابل می باشند را گروه می گویند. واژه های اساسی در این تعریف گرد هم آمدن ،رابطه متقابل داشتن و بالاخره هدف داشتن است. منظور از گرد هم آمدن معنی گسترده و وسیعی از این واژه است و صرفا نمی توان آن را حضور فیزیکی افراد در کنار هم دانست. از سوی دیگر رابطه متقابل در یک گروه اصلی انکار ناپذیر است بدین ترتیب که مجموعه ای بسیار زیاد از انسانها را که برای یک هدف مشخص مثلا نمایش یک مسابقه گرد هم آمده اند را نمی توان یک گروه دانست. زیرا اینها هیچگونه ارتباط خاصی با یکدیگر ندارند.
البته در این مثال خاص تعدادی از تماشاگران را که عضو مجامع هواداران یا طرفداران یک تیم خاص هستند را می توان یک گروه به حساب آورد. مورد سوم هدف واحد داشتن است و منظور از هدف واحد مقصود جمعی است گرچه افراد گوناگون می توانند انگیزه های شخصی نیز جهت پیوستن به یگ گروه داشته باشند. در اینجا دوام رابطه نیز اهمیت دارد.برای مثال تعدادی از مسافران مترو که در طول مسیر با یکدیگر مباحثه می کنند و در پایان مسیر از هم جدا می شوند را نمی توان اعضای یک گروه پایدار به حساب آورد از سوی دیگر می توان این چنین جوامعی را در رده گرو ههای موقت به حساب آورد.
در زمینه گروه و پویایی شناسی گروهها تقسیمات فراوانی صورت گرفته است. خواستگاه این پژوهشها نیز چون اکثر تحقیقات در زمینه علم مدیریت را باید در آمریکا جستجو کرد. عمومیت چنین پدیده ای (گروه و جوانب آن) در تمامی جوامع انسانی بحث و پژوهشی گسترده را در زمینه شناسایی و تبیین الگوهای رفتاری گروهها و اعضای آن در جوامعه گوناگون را طلب می کند.
رفتار گروه به میزان بسیار زیادی به رفتار اعضای آن وابسته است. در زمینه بهره وری و کارایی معتقدند بهره وری با تشکیل گروهها افزایش می یابد اما در مورد کارایی لزوما شرایط بدین گونه نمی باشد. تحقیقات نشان داده است که هم رفتار فرد بر گروه و هم رفتار گروه بر فرد قابل بررسی می باشد. در این زمینه می توان به تحقیقات کار خانه هاثورن به سرپرستی التون مایو در اوایا دهه 30 میلادی اشاره کرد که اگر چه به بحث شناخت عوامل مهم انگیزشی می پردازد اما در جریان تحقیقات خود یکی از همین عوامل تاثیر گذار بر عملکرد افراد را تاثیر گروه بر فرد و عضویت فرد در گروه می داند.
در یک تقسیم بندی گروهها را به دو نوع رسمی و غیر رسمی تقسیم کرده اند. گروههای رسمی رابطه نزدیک به ساختار رسمی سازمان و گروههای غیر رسمی به میزان زیادی از آن گریزان است . البته مقصود از واژه رسمی در این تعریف صرفا اتکا بر مفهوم و ترجمه تحت لفظی واژه ([1]formal و informal ) در فرهنگ سازمانی نداشته و تمامی جنبه ها را از جمله علنی بودن یا غیر علنی بودن و همچنین خواستگاه شکل گیری و هدفهای تعریف شده را در بر می گیرد.
در مجموعه بزرگی به نام سازمان که بخش اساسی و غیر قابل اغماضی از منابع آن را انسان تشکیل می دهد ،بررسی شیوه شکل گیری و عملکرد گروهها و اعضای آن ضروری است. در سازمانهای ایرانی که البته اکثر قریب به اتفاق آنها را باید با ساختار های هرمی در ذهن تجسم کرد که اختیار از راس بر کف جاری می شود گروه شناسی جایگاه خاصی دارد. اهمیت بررسی این موضوع زمانی رخ می نماید که ما در سازمانهای ایرانی 1- حاکمیت رابطه به جای ضابطه 2- حاکم بودن سیستمهای اطلاعاتی غیر رسمی در سازمان 3- خواستگاه و گرایشهای شدید قومیتی و خویشاوندی به تبع فرهنگ حاکم بر جامعه عواملی تاثیر گذار در عملکرد ساز مانهای ما به حساب می آیند را به وفور نظاره می کنیم که در ادامه به اختصار به بررسی آنها خواهیم پرداخت:
1- رابطه گرایی و ضابطه گرایی:
به طور کلی رابطه مداری در جامعه ایرانی اصلی پذیرفته شده و تا حدودی نهادینه شده به حساب می آید. البته چنین ویژگی در چهار گوشه جهان قابل مشاهده است اما شدت و ضعف آن در نقاط مختلف متفاوت است .گزینه رابطه گرایی در جامعه ایرانی و مفهوم گروه را می توان با یک گزینه واسطه بن نام ارتقاء و پیشرفت در نظر گرفت. بدین ترتیب که در سازمانهای ایرانی به دلیل حاکم بودن رابطه گرایی به جای ضابطه گرایی و عدم توجه کافی به مقوله ای به نام شایسته سالاری افراد به این نکته پی برده اند که زمینه ارتقاء و پیشرفت آنها تنها بر پایه ایجاد ارتباط و نه تاکید بر نو آوری و خلاقیت تعیین می شود بدین ترتیب فرد با جستجوی گروههای موجود در سازمان و الحاق به آنها تا حد امکان سعی می کند تا زمینه لازم را جهت پیشرفت خود فراهم آورد. بدین ترتیب گروه محفلی برای آماده سازی و آشنایی اعضای آن و سپس ارتقاء جمعی در سیستم می باشد.
بدین ترتیب اعضا با هم رابطه متقابل دارند . جهت هدف خاصی به نام پیشرف گرد هم می آیند. منصب گیری جمعی و انتصابهای دسته جمعی در بوروکراسی ایرانی تاکیدی بر این مهم می باشد.
2- حاکم بودن سیستمهای ارتباطی غیر رسمی در سازمانها:
اساسا سازمانی را نمی توان در ایران یافت که سیستمهای ارتباطی غیر رسمی غیر از ساختار تعریف شده در ساختار سازمانی در آن وجود نداشته باشد. عدم توجیه مناسب افراد به وظابف خود ، کنجکاوی ذاتی ایرانی ، برخی ویژگیهای بد فرهنگی که اصطلاحا از آن به عنوان" زیر آب زنی" یاد می شود ، همه و همه فرد را در سازمان به صورت خود آگاه یا نا خود آگاه به عضویت گروههای غیر رسمی ارتباطی سوق می دهند که گاها چنین ساختار هایی در زمینه اطلاع رسانی خبر ها و دستورات را به سرعت نور در سطح سازمان منتقل می کنند. ممکن است که منشی مدیر عامل به گروه غیر رسمی تعلق داشته باشد که در آن کار پرداز ، حسابدار و مسئول خرید را در بر می گیرد. افراد در این این گرووها با هدف کسب اطلاعات عضو می شوند.
3- خواستگاه و گرایشهای شدید قومیتی و خویشاوندی:
گرایش بسیار زیاد ایرانیان با خویشاوند گرایی که ریشه در شرایط خاص زیر ساختهای اجتماعی جامعه ایرانی دارد در سازمانهای ایرانی هم رخ می نمایاند. تشکیل گروههای قومیتی ، خویشاوندی، عقیدتی همه و همه در سازمانهای ایرانی بسیار به چشم می خورد و انگیزه افراد ار پیوستن به آنها کسب حمایت و پشتوانه روانی مناسب در سازمان و استفاده از مزایا و منافع آن در آینده می باشد . عدم اعتقاد به سلسله مراتب و باز هم توجه نداشتن و نهادینه نشدن شایسته سالاری انگیزه تشکیل چنین گروههایی را در سازمانها تشدید می کند.
در ادامه به نظر می رسد شرح حال یک نمونه به تبیین بیشتر موارد مطرح شده در بالا کمک کند.
در شرکت فرضی X که زیر شا خه ای از شرکت مادر آن در شهر Y می باشد به ترتیب هیئت مدیره ، مدیر عامل، منشی مدیر عامل، مدیران بخش تحقیق و توسعه ( R&D ) ، تولید ، فروش ، و مالی انجام وظیفه می کنند . هر کدام از این بخشها به زیر مجموعه ای تقسیم می شوند. برای نمونه در بخش R&D بخش بازاریابی و آزمایشگاه ، آمار و ارقام ، ارتباط با مشتری قرار دارد. ساختاری که پیش ار این از نظر شما گذشت ساختار رسمی سازمان و به تبع آن گروههای رسمی را شامل می شوند. اما از سوی دیگر کار مندان آذری شرکت که منشی مدیر عامل ، سرپرست حسابداری ، تعدادی دیگر از کارمندان بخشهای مختلف را تشکیل می دهند دارای یک هیئت مذهبی هستند که در ماه یک روز را در خانه یکی از اعضا تشکیل جلسه می دهند. تجربه نشان داده است که کارمندانی که به این گروه تعلق دارند زودتر از دیگر کارمندان ارتقاء هم رده خود پیدا می کنند. از طرفی دیگر خبر مربوط به بازخرید گروهی از کارکنان بخش انبار شرکت را قبل از بخشنامه شدن آن کارکنان انبار شرکت خبر دار می شوند. علت آن ارتباط غیر رسمی منشی مدیر عامل با کارمندان بخش حسابداری و ارتباط کارمندان حسابداری با بخش انبار است.همچنین مدیر عامل شرکت به علت داشتن رابطه دوستانه با یکی از اعضای هیئت مدیره در شعبه اصلی زودتر از شعبه های دیگر از طرح جدید ارتقاء شغلی خبر دار می شود.
با مطالعه این نوشته شاید این فکر به ذهن شما خطور کند که آنچه از منظر شما گذشت بیشتر به تعریف و توجیه موضوع ارتباطات سازمانی مرتبط باشد تا جایگاه گروهها در سازمان اما واقعیت آن است که جدا دانستن دو مقوله ارتباطات سازمانی چه نوع رسمی و چه نوع غیر رسمی آن با مبحث گروه و تعاریف آن در سازمان امر صحیحی نمی باشد و باعث عدم شناخت کافی از هر دو مقوله می شود.
نتیجه گیــــری:
سیستمهای رسمی و غیر رسمی با هم هستند. سازمان غیر رسمی در داخل سازمان رسمی به وجود آمده و نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد. برخلاف سازمان رسمی که به طور آگاهانه و به دقت برنامه ریزی می شود، سازمان غیر رسمی دارای نظم و ساختار طبیعی است که در محل کار تکامل پیدا می کند. سازمان غیر رسمی معمولا همزمان و یا پس از تشکیل سازمان رسمی به وجود می آید. در واقع، در درون و بطن سازمانهای رسمی، گروههای احساسی بر مبنای نگرشها و ارزشیابی مشترک فرهنگی و علایق مشترک از طریق برقراری روابط دوستانه و صمیمی و شخصی به وجود می آید. غفلت از سیستم غیر رسمی، نادیده گرفتن جنبه های غیر معقول رفتار سازمانی است. در حقیقت، غفلت از هر کدام از آنها کوته بینی بوده و به ضرر سازمان است.
منابــــــــع:
۱. صافی، احمد، ( ۱۳۸۰ )، سازمان و مدیریت در آموزش و پرورش، نشر ارسباران.
۲. علاقه بند، علی، ( 1381 )، مبانی نظری و اصول مدیریت آموزشی، نشر روان.
۳. هوی، وین ک و میسکل، سیسیل، ( 1382 )، مدیریت آموزشی ( تئوری، تحقیق و عمل )، ترجمه میر محمد سید عباس زاده، انتشارات دانشگاه ارومیه، چاپ چهارم.
مدیریت سیستمهای امنیت اطلاعات
چکیده
با توجه به نقش اطلاعات به عنوان کالای با ارزش در تجارت امروز لزوم حفاظت از آن ضروری بنظر می رسد. برای دستیابی به این هدف هر سازمان بسته به سطح اطلاعات( از نظر ارزش اقتصادی) نیازمند به طراحی سیستم مدیریت امنیت اطلاعات دارد تا از این طریق بتواند از سرمایه های اطلاعاتی خود حفاظت نماید. این مقاله سعی دارد به بررسی چگونگی و روند ایجاد یک سیستم امنیت اطلاعات بپردازد.
سازمانها و شرکتهای مختلف با توجه به میزان اهمیت و ارزش اطلاعات خود نیازمند طراحی یک سیستم مدیریت امنیت اطلاعات قوی هستند که همگام با تغییرات محیطی بایستی سیستم خود را به روز نمایند. چرا که پیشرفت فن آوری ، امکان دسترسی به اطلاعات و داده های سازمانهای مختلف را به آسانی فراهم می سازد. هدف اصلی این مقاله بررسی اهمیت ایجاد و استقرار امنیت اطلاعات ، عدم انجام دوباره کاری و شناسایی عوامل موثر در طراحی ، عوامل شکست و چالشهای موجود در پیاده سازی سیستم مدیریت امنیت اطلاعات که سیستم های اطلاعاتی سازمانها را با خطر سرقت، نابودی و یا تغییر اطلاعات مواجه می سازد و راهکارهایی جهت بهبود پیاده سازی آن در سازمانها می باشد. در ادامه ما به بررسی انواع معیارها ی تامین امنیت ازجمله: امنیت فیزیکی، امنیت نیروی انسانی، امنیت داده ها، امنیت شبکه و ارتباطات، امنیت سیستم عامل می پردازیم که امنیت نیروی انسانی از اهمیت بیشتری برخوردار است که باید با آموزش نیروی انسانی، از بروز مشکلات جبران ناپذیر جلوگیری کرد. که نهایتاً درباره عوامل سازمانی موثر بر امنیت سیستم های اطلاعاتی از جمله: حمایت مدیریت ارشد، نوع کسب و کار، اندازه سازمان، نوع کارکنان، سیاست های امنیتی، که در میان آنها حمایت و پشتیبانی مدیریت ارشد عامل مهمی در موفقیت تمامی تلاش های توسعه سازمانی و به تبع آن پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی است و به بررسی انواع سازمان ها از نقطه نظر نیاز به امنیت می پردازیم.
مقدمه
گرچه بحث دسترسی به اطلاعات و از سوی دیگر امنیت و حفاظت از اطلاعات در سطح کشوری برای حکمرانان از زمانهای قدیم مطرح بوده و دستیابی به اطلاعات نظامی و کشوری گاه موجب نابودی قومی می شده است اما با توسعه فناوری اطلاعات و استفاده از اطلاعات به عنوان یک ابزار تجاری و سرمایه سود آور، بحث امنیت اطلاعات بعد جدیدی به خود می گیرد. در تجارت امروز، اطلاعات نقش سرمایه یک شرکت را ایفا می کند و حفاظت از اطلاعات سازمان یکی از ارکان مهم بقای آن می باشد. جهانی شدن اقتصاد منجر به ایجاد رقابت در سطح جهانی شده و بسیاری از شرکتها برای ادامه حضور خود در عرصه جهانی، ناچار به همکاری با سایر شرکتها هستند. به این ترتیب، طبقه بندی و ارزش گذاری و حفاظت از منابع اطلاعاتی سازمان ( چه در مورد سیستم اطلاعاتی و چه اعضای سازمان) بسیار حیاتی و مهم بشمار می رود. سیستم مدیریت اطلاعات ابزاری است در جهت طراحی پیاده سازی و کنترل امنیت نرم افزار و سخت افزار یک سیستم اطلاعاتی(Pipkin, 2000).
مدیریت امنیت اطلاعات
مدیریت امنیت اطلاعات بخشی از مدیریت اطلاعات است که وظیفه تعیین اهداف امنیت و بررسی موانع سر راه رسیدن به این اهداف و ارائه راهکارهای لازم را بر عهده دارد. همچنین مدیریت امنیت وظیفه پیاده سازی و کنترل عملکرد سیستم امنیت سازمان را بر عهده داشته و در نهایت باید تلاش کند تا سیستم را همیشه روزآمد نگه دارد. هدف مدیریت امنیت اطلاعات در یک سازمان، حفظ سرمایه های (نرم افزاری، سخت افزاری، اطلاعاتی و ارتباطی و نیروی انسانی) سازمان در مقابل هر گونه تهدید ( اعم از دسترسی غیرمجاز به اطلاعات، خطرات ناشی از محیط و سیستم و خطرات ایجاد شده از سوی کاربران) است ( دشتی، ۱۳۸۴: ۱۵۹). و برای رسیدن به این هدف نیاز به یک برنامه منسجم دارد. سیستم امنیت اطلاعات راهکاری برای رسیدن به این هدف می باشد.
سیستم امنیت اطلاعات
یکی از وظایف مدیریت امنیت بررسی و ایجاد یک سیستم امنیت اطلاعات است که متناسب با اهداف سازمان باشد. برای طراحی این سیستم باید عوامل مختلفی را در نظر گرفت. محاسبه ارزش اطلاعات از نظر اقتصادی، بررسی خطرات و محاسبه خسارتهای احتمالی و تخمین هزینه- سودمندی استفاده از سیستم امنیت اطلاعات، بررسی تهدیدات احتمالی و بررسی راهکارهای مختلف و انتخاب سودمندترین روش برای طراحی سیستمهای امنیت اطلاعات ضروری بنظر میرسد(Pipkin, 2000).
مجموعه مراحلی که در طراحی یک سیستم امنیت اطلاعات در نظر گرفته می شود به شرح زیر می باشد:
آشنایی با منابع اطلاعاتی موجود در سازمان: مجموعه منابعی که یک سازمان در اختیار دارد شامل افرادی که در سازمان شاغل هستند، امکانات و سرمایه های مادی، اطلاعاتی و که حوضه های کاری را مشخص می کند و سازمان را از سایر سازمان ها جدا می کند، ساختارها یک سازمان مثل نیروی برق، ارتباطات و تبادلات اطلاعاتی و غیره … می باشد. بعلاوه طراح سیستم باید با مجموعه الگوریتمها و نرم افزارهای سیستم اطلاعاتی سازمان، امکانات موجود در سازمان و فرایند تولید و بازیابی اطلاعات و کاربران این اطلاعات آشنایی کامل داشته باشد. آشنایی با منابع مربوط به حوضه اطلاعات یک سازمان موجب درک وضعیت و میزان نیاز به امنیت و چگونگی اعمال راهکارهای امنیتی مناسب با آنها خواهد شد.
ارزیابی ارزش اطلاعات: قیمت گذاری اطلاعات به دو شکل قابل تخمین(محسوس) و غیر قابل تخمین ( غیر محسوس ) قابل محاسبه است. اطلاعات موجود در سازمان مورد ارزیابی قرار گرفته و هزینه تولید آن به هر دو شکل باید محاسبه شود. علاوه بر این ضروری است ارزش هزینه تولید و هزینه تولید دوباره اطلاعات در صورت تهدید امنیتی و از بین رفتن اطلاعات محاسبه شود هزینه بازتولید اطلاعات شامل نیروی انسانی، ماشین، تجهیزات و زمانی است که صرف جمع آوری و ورود و هماهنگی اطلاعات خواهد و همچنین مقایسه آن با هزینه ایجاد امکانات حفظ اطلاعات مثل تهیه پشتیبان مناسب و بارگزاری به موقع اطلاعات و همچنین هزینه نرسیدن به موقع اطلاعات در هر یک از این مدل ها موجب می شود مدیریت امنیت اطلاعات سیستمی متناسب با ارزش اطلاعات سازمان طراحی کند(Pipkin, 2000).
· هزینه فاش شدن اطلاعات: مورد دیگری که باید بدقت مورد بررسی قرار گیرد هزینه فاش سازی اطلاعات است اینکه چه اطلاعاتی با فاش شدن صدمات بیشتری به سرمایه های سازمان وارد خواهد کرد و به این ترتیب تعیین سطوح مختلف ارزش اطلاعاتی و سازمان دهی و طبقه بندی اطلاعاتی و هزینه افشا سازی هر یک از سطوح اطلاعاتی مسئله ای است که نباید در طراحی سیستم های اطلاعاتی مورد غفلت قرار گیرد(Pipkin, 2000).
تهدیدات سیستم اطلاعاتی:
مجموعه تهدیداتی که متوجه سیستم اطلاعاتی می باشد به دو صورت کلی می باشد برخی به صورت عمدی ایست مثل کلاهبرداری های اینترنتی، حملات ویروسها و هکرها، و یا به صورت غیر عمدی صورت می گیرد مثل اشتباهات انسانی، مشکل سخت افزاری و نرم افزاری و بلایای طبیعی.
انواع خطرهای تهدید کننده سیستم اطلاعاتی
اشتباههای انسانی: که بیشترین میزان خسارات از این طریق به سیستم اطلاعاتی وارد می شود. عدم ارائه آموزشهای مناسب و عدم آگاهی و روزآمدسازی اطلاعات توسط کاربران و تولیدکننده گاه اطلاعات و گاه بی توجهی آنها در کار موجب تحمیل هزینه های سنگین بر سازمان می شود. که با آموزش مناسب بخش مهمی از مسایل مربوط به کاربران اطلاعاتی حل خواهد شد. بی دقتی و بی توجهی کارمندان نسبت به مسایل امنیتی نیز گاه موجب بروز مشکلات می شود شخصی به عنوان منشی دفتر فنی به کارمندان زنگ زده و می گوید برای رفع مشکل امنیتی نیاز به اسم کاربری و کلمه عبور کارمندان بخش دارد احتمال اینکه از هر ۱۰۰ کارمند تعدادی به این سوال جواب دهند زیاد است. ممکن است پنجره ای باز شود و بگوید که اتصال شما به شبکه قطع شده برای وصل شدن اسم کاربری و کلمه رمز خود را وارد کنید(احترامی، ۱۳۸۳: ۱۳۸). اینها مثالهایی هستند که در صورت سهل نگاری کاربران شرکت اطلاعات به راحتی در اختیار جاسوسان اطلاعاتی قرار می گیرد. نوع دیگر از خطراتی که توسط کاربران متوجه سازمان است شکل عمدی داشته و در این حالت سازمان باید با تعیین دقیق حدود اطلاعات و نیز دقت در انتخاب کاربران اطلاعاتی صدمات آن را تا حد امکان کاهش دهد. در جهانی که اطلاعات سرمایه ای برای رقابت سازمانها و شرکتها می باشد، با داشتن امکانات و تجهیزات امنیتی نمی توان مطمئن بود که سیستم امن است، ممکن است مشاور یک شرکت برای رقیب نیز نقش مشاوره داشته باشد در این صورت احتمال فاش شدن اطلاعات سازمان شما وجود دارد. کارمندان خوب، وجود روابط مناسب و خوب در محیط کاری تا اندازه زیادی موجب کاهش این خطرات می شود(Pipkin, 2000).
٫۱ خطرات ناشی از عوامل طبیعی:
سیل، زلزله، آنش سوزی، طوفان، صاعقه و غیره… جز عواملی هستند که هر سیستمی را تهدید می کنند. استفاده از تجهیزات مناسب و ساختمان مقاوم در مقابل بلایای طبیعی و طراحی نظام بازیابی مجدد اطلاعات تا حدی می تواند مشکلات ناشی از آن را کاهش دهد.
٫۲ ایرادات سیستمی:
مشکلات نرم افزاری و سخت افزاری سیستم ممکن است تهدیدی برای امنیت اطلاعات سیستم محسوب شود. امروزه سیستمهای سخت افزاری و نرم افزاری نسبت به قبل بهتر شده است مشکلات سخت افزاری شامل توپولوژی نامناسب شبکه اطلاعاتی، تجهیزاتی که با هم هماهنگ نیستند، مشکلات مربوط به تجهیزات ارتباطات شبکه(کابلها و مسیریابها ) و قطع و وصل برق و غیره بوده و از مشکلات نرم افزاری می توان به سیستمهایlegacy، holl های موجود در سیستم نرم افزار که امکان حمله های هکرها را بیشتر می کند، عدم هماهنگی میان نرم افزار و سخت افزار اشاره کرد(Pipkin, 2000).
٫۳ فعالیتهای خرابکارانه:
مجموعه فعالیتهایی که توسط انسان یا ماشین در جهت حمله به سیستم اطلاعاتی و تهدید منابع و امکانات و در راستای تخریب، تغییر و یا فاش کردن اطلاعات یک سیستم انجام می شود. فعالیتهای خلاف شامل سرقت سخت امکانات سخت افزاری و نیز فعالیتهایی که به جرایم سایبرنتیکی معروفند می شود. راهکارهای لازم برای حفاظت از مجموعه امکانات سازمان(جه امکانات و تجهیزات مربوط به سیستم اطلاعاتی و چه سیستم های دیگر سازمان) برای هر سازمان ضروری ایست. براساس آمار ارائه شده در سال ۱۹۹۸، ۴۸درصد و بیشترین تهدیداتی که متوجه فناوری اطلاعات شده است مربوط به حمله ویروسها بوده است در حالی که دزدی رایانه ای و کلاهبرداری رایانه ای به ترتیب با ۱۹و ۱۳ درصد، هکرها با ۱۲ درصد و استفاده نامناسب از اطلاعات و ارائه اطلاعات نامناسب با ۸ درصد در رتبه های بعدی قرار دارند(Bainbridge, 287). کلاهبرداران اطلاعاتی از طریق دست آوردن اطلاعات شخصی و شماره حسابهای افراد از هویت آنها برای اعمال خلاف استفاده کرده و یا دست به دزدی از حسابهای آنها می زنند. هکرها با گشودن اطلاعات رمز گذاری شده سعی در افشا اطلاعات، حذف یا تغییر در اطلاعات موجود دارند. ویروسها با حمله به کامپیوترها مشکلاتی برای سیستم نرم افزاری رایانه ها ایجاد می کنند و موجب اختلال در کارایی سیستم می شوند. مجموعه این جرایم در کل موجب فاش شدن غیر مجاز اطلاعات، قطع ارتباط و اختلال در شبکه، تغییر و دستکاری غیر مجاز اطلاعات یا بک پیغام ارسال شده می شود و سیستم های اطلاعاتی بایستی تدابیر امنیتی لازم برای جلوگیری از این آسیبها اعمال کنند.
اتخاذ سیاستهای امنیتی:
بر اساس استاندارد BS7799 i مواردی که یک سازمان برای پیاده سازی یک سیستم امنیتی اعمال می کند به شرح زیر می باشد:
1. تعیین سیاست امنیتی اطلاعات
2. اعمال سیاستهای مناسب
3. بررسی بلادرنگ وضعیت امنیت اطلاعاتی بعد از اعمال سیاست امنیتی
4. بازرسی و تست امنیت شبکه اطلاعاتی
5. بهبود روشهای امنیت اطلاعاتی سازمان( دشتی، ۱۳۸۴: ۱۵۹).
در پیش گرفتن سیاست امنیتی باید با توجه بدین نکات باشد:
1. ایجاد امنیت از نظر فیزیکی: همانگونه که در بخشهای قبل اشاره شد امنیت تجهیزات و امکانات مادی در ایجاد یک کانال امن برای تبادل اطلاعات بسیار موثر است. انتخاب لایه کانال ارتباطی امن، انتخاب توپولوژی مناسب برای شبکه، امنیت فیزیکی، محلهای امن برای تجهیزات، منابع تغذیه شبکه و حفاظت تجهیزات در مقابل عوامل محیطی مواردی است که در امنیت یک سیستم اطلاعاتی بسیار موثرند(بهاری، ۱۳۸۴).
2. سطح بندی صحیح اطلاعات با توجه به ارزش اطلاعات و امکان دسترسی به موقع به اطلاعات برای کاربران هر سطح.
3. آموزش کاربران اطلاعاتی سازمان در چگونگی استفاده از تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری سازمان و نیز آموزش راههایی که نفوذ گران برای کسب اطلاعات سازمان استفاده می کنند و هشدار به کارمندان در حفاظت از اطلاعات سازمان. از سوی دیگر ایجاد حس تعهد نسبت به شغل و سازمان در کارمندان از طریق اعمال مدیریت صحیح.
4. رمز گذاری اطلاعات و استفاده از امضا دیجیتال در ارسال اطلاعات موجب افزایش ضریب اطمینان در تجارت الکترونیک خواهد شد.
5. تغیر مداوم در الگوریتم های استفاده شده برای رمز گذاری در کاهش احتمال کشف رمز توسط نفوذ گران و کلاهبرداران اطلاعاتی بسیار موثر است.
6. استفاده از انواع امکانات امنیتی ( البته با توجه نتایج ارزیابی سطح امنیتی مورد نیاز) از جمله استفاده از پراکسی که نقش ایجاد دیواره آتش (Firewall) فیلتر کردن (Filtering)، ثبت کردن (Logging) و تصدیق هویت (Authentication) را در شبکه بر عهده دارد; نیز استفاده از نرم افزارهای مقابله با ویروسها.
7. استفاده از تست نفوذ پذیری: رویه ای است که در آن میزان امنیت اطلاعات سازمان شما مورد ارزیابی قرار می گیرد. یک تیم مشخص با استفاده از تکنیک های هک یک حمله واقعی را شبیه سازی می کنند تا به این وسیله سطح امنیت یک شبکه یا سیستم را مشخص کنند. تست نفوذپذیری به یک سازمان کمک می کند که ضعف های شبکه و ساختارهای اطلاعاتی خود را بهتر بشناسد و در صدد اصلاح آنها بر آید. این امر به یک سازمان کمک می کند تا در زمینه تشخیص، توانایی پاسخ و تصمیم مناسب در زمان خود، بر روی امنیت نیروها و شبکه خود یک ارزیابی واقعی داشته باشد. نتیجه این تست یک گزارش می باشد که برای اجرایی شدن و بازرسی های تکنیکی مورد استفاده قرار می گیرد(شریفی، ۱۳۸۳).
8. با استفاده از یک سیستم پشتیبان گیری اطلاعات از احتمال از بین رفتن اطلاعات جلوگیری نماید. سیستم پشتیبان گیری مناسبی را که سازگار با سیستم اطلاعاتی سازمان است انتخاب نموده و تستهای مربوط به بازیابی اطلاعات را به صورت آزمایشی روی سیستم اعمال نمایید.
9. بطور مرتب تجهیزات و سیستم اطلاعاتی سازمان را بازرسی نمایید و هر گونه مشکل را گزارش نموده و سعی در رفع آن نمایید. همچنین بطور مرتب سیستم اطلاعاتی و امنیتی سازمان را به روز رسانی کنید و آموزش کارمندان را به صورت مستمر ادامه دهید(دشتی، ۱۳۸۴: ۱۶۰).
عوامل انسانی مرتبط در امنیت سیستم های اطلاعاتی
امنیت اطلاعات یک مسأله حیاتی است و امروزه سازمان ها در سراسر دنیا با آن روبه رو هستند. امنیت سیستم های اطلاعاتی هم فناوری و هم افراد (عوامل انسانی) را در بر می گیرد. در بیشتر تحقیقاتی که در زمینه امنیت سیستم های اطلاعاتی صورت گرفته؛ یک نوع دید و رویکرد فنی وجود داشته است. پژوهش حاضر در راستای الگوی جدیدی است که آن را "مسأله انسانی" و"مسأله سازمانی" می نامند. این الگو بر "امنیت اطلاعات رفتاری" تمرکز دارد و در آن بر این نکته که کاربران و در کل عوامل انسانی، ضعیف ترین و سست ترین عنصر آسیب پذیر در مدل های امنیت سیستم های اطلاعاتی مطرحند تأکید می شود. در این پژوهش با در نظر گرفتن اهمیت امنیت، برای سازمان های امروزی، یک مدل مدیریتی برای بررسی نقش عوامل انسانی در امنیت سیستم های اطلاعاتی ارائه می شود. هدف این پژوهش، به طور خاص شناسایی عوامل مدیریتی حیاتی و اساسی مؤثر بر اثربخشی امنیت سیستم های اطلاعاتی است. در این راستا، سازه های "حمایت مدیریت عالی، آموزش امنیتی، فرهنگِ امنیتی، مهارت امنیتی، تقویت خط مشی امنیتی، تجربیات و خودباوری افراد" به عنوان فاکتور های مؤثر بر اثربخشی امنیت سیستم های اطلاعاتی معرفی می شوند.
در تجارت امروز، اطلاعات نقش سرمایه یک شرکت را ایفا می کند و حفاظت از اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی سازمان، یکی از ارکان مهم بقای آن می باشد. جهانی شدن اقتصاد، باعث ایجاد رقابت در سطح جهانی شده است و بسیاری از شرکت ها برای ادامه حضور خود در عرصه جهانی، ناگزیر به همکاری با سایر شرکت ها هستند. به این ترتیب، طبقه بندی و ارزش گذاری و حفاظت از منابع اطلاعاتی سازمان (چه در مورد سیستم اطلاعاتی و چه اعضای سازمان) بسیار حیاتی و مهم است.
با توجه به اقتصاد های ملی مدرن که کاملاً برای بقا به فناوری اطلاعات وابسته شده اند، امروزه نیاز به امنیت اطلاعات وسیستم های اطلاعاتی اجتناب ناپذیر است. طبق این شرایط نیاز به حمایت از اطلاعات و کاهش ریسک نسبت به قبل بسیار مهم تر و برجسته تر شده است. بررسی های ملی متعدد، تعداد زیادی از حملات به منابع اطلاعاتی سازمان را تطبیق داده اند. بین سال های 1998 و 2003 ، تعداد حوادث گزارش شده به " تیم پاسخ به شرایط اضطراری کامپیوتری آمریکا، تقریباً هر سال دو برابر شده است، که باید به آن تعداد 529137 حادثه ای را که تنها در سال 2003 گزارش شده نیز اضافه کرد. بر طبق تحلیل ارنست و یانگ، حوادث امنیتی برای هر رخداد می تواند هزینه ای بین 17 و 28 میلیون دلار برای شرکت ها داشته باشد. از آن جا که حوادث، مکرر و هزینه بر هستند، مدیریت باید امنیت را به صورت جدی مورد توجه قرار دهد تا بتواند اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی سازمانی را حفظ و حمایت کند.
در سال 1980 ، مجله ام ای اس نتایج یک بررسی مسایل کلیدی را که به تعدادی از اعضای جامعه مدیریت اطلاعات 2 و یک گروه از مدیران اجرایی فناوری اطلاعات داده شده بود، منتشر کرد. طی دهه 1980 امنیت به عنوان یک مسأله رده پایین رتبه بندی شد و هرگز رتبه ای بیشتر از 12 کسب نکرد. در بررسی 1994 امنیت کاملاً از لیست 20 مسأله بالا جدا شد. با وجود این در بررسی ای که در سال 2003 انجام شد، امنیت و حریم خصوصی نوسان زیادی پیدا کرد تا جایی که در میان شرکت کنندگان در این بررسی به عنوان سومین مسأله با درجه اهمیت زیاد شناسایی شدند.
مدیران اجرایی IT امروزه امنیت را به عنوان یکی از مسائل عموده خود می بینند. امنیت اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی یک مسأله حیاتی است که امروزه سازمان ها در سراسر دنیا با آن روبه رو هستند. معمولاً در تعاریف امنیت سیستم های اطلاعات، سه مؤلّفه به عنوان مبانی اصلی اثربخش در امنیت اطلاعات معرّفی می شوند:
قابلیت اعتماد: اطمینان یافتن از اینکه اطلاعات تنها برای آنهایی که مجاز به دستیابی اند، در دسترس است.
تمامیت (انسجام): محافظت کردن از درستی و کامل بودن اطلاعات و روش های پردازش.
در دسترس بودن: اطمینان یافتن این که کاربرانِ مجاز، به هنگام نیاز، به اطلاعات و دارایی ها دست می یابند.
دستیابی به این فاکتور ها را اثربخشی امنیت سیستم های اطلاعاتی می نامند. به مسأله امنیت اطلاعات نیز از جنبه ها و زاویه های گوناگونی نگاه می شود. امنیت سیستم های اطلاعاتی را می توان از دو جهت بررسی کرد که عبارتند از: فناوری و افراد. تاکنون بیشترین تحقیقاتی که در زمینه امنیت سیستم های اطلاعاتی (ISS) انجام شده، در زمینه مسائل فنی و تاکتیکی بوده است و در نتیجه نگرش و دیدن ISS به عنوان یک مساله فنی بر تحقیقات و تمرین های تحقیقاتی ISS تسلط داشته است.
عوامل انسانی و امنیت سیستم های اطلاعاتی
گونزالز عامل انسانی را به عنوان پاشنه آشیل امنیت اطلاعات معرفی کرده است. IBM بیان کرده است که سال 2006 ضمن این که حملاتِ کوچک تر، متمرکز تر و پنهان کارانه تری به سیستم های اطلاعاتی سازمان ها صورت خواهد گرفت، کانون توجه نفوذ گران، "سهل انگاری و ساده اندیشی کاربران" خواهد بود. به گفته دیوید ماکی، رئیس بخش آگاهی شرکت کامپیوتری آرمونک، "کاربر" همچنان به عنوان سست ترین عنصر آسیب پذیر در مدل های امنیتی، مورد سوء استفاده قرار خواهد گرفت. در سال 2004 دو محقق، مقاله ای با عنوان "ده خطای مهلک مدیریت امنیت سیستم های اطلاعاتی" را منتشر کردند. در این مقاله ده خطای زیر به عنوان خطا های مهلک ISS ذکر شدند و بیان شد که حتی اگر یکی از این جنبه ها نادیده گرفته شود و یا به درستی مورد توجه قرار نگیرد، مشکلاتی جدی در حفظ یک برنامه ISS وجود خواهد داشت. قسمت عمده ای از این خطا ها مبتنی بر عوامل انسانی و مسائل مربوط به آنها می باشد.
همچنین در سال در 2006 مقاله ای با عنوان "امنیت اطلاعات، موج چهارم" به بررسی چهار موج امنیت اطلاعات تا کنون پرداخته شده است. موج اول موج فنی بود که به راه حل های فنی ارائه شده برای مسائل امنیتی مربوط می شد. دومین موج بیان می کرد که امنیت اطلاعات بعد مدیریتی قوی ای دارد. آن ابعاد مانند خط مشی و در گیری مدیریت بسیار مهم اند. موج سوم از یک نیاز برای داشتن فرمی از استاندارد کردن امنیت اطلاعات در شرکت و جنبه هایی مانند بهترین تمرین های مدیریتی، تأیید یک فرهنگ مناسب امنیت اطلاعات و اندازه گیری و نظارت امنیت اطلاعات تشکیل شده است. موج چهارم نیز درباره توسعه نقش قطعی چگونگی اداره امنیت اطلاعات است.
همه موارد یاد شده باید با هم کار کنند تا این اطمینان حاصل شود که قابلیت اعتماد، تمامیت و در دسترس بودن دارایی های اطلاعاتی شرکت، در همه زمان ها، حفظ شده است.
همانطور که ملاحظه می شود، در اینجا نیز، از موج اول به بعد، مباحث مدیریتی در امنیت اطلاعات نمایان تر شده است و بر اساس جدید ترین موج امنیت اطلاعات که به تازگی متتشر شده است، نقش مدیریت عالی، آموزش و آگاهی کاربر و خط مشی امنیتی به عنوان مبانی اصلی آن ذکر شده است.
به تازگی یک الگوی جدید در زمینه امنیت اطلاعات به وجود آمده است که به آن در مقام یک "مسأله انسانی" و یک "مسأله سازمانی" توجه می شود. امروزه به نظر می رسد، موفقیت امنیت اطلاعات تا حد زیادی به رفتار اثربخش کاربران وابسته است. رفتار های درست و سازنده توسط کاربران، مدیران سیستم و افراد دیگر می تواند اثر بخشی امنیت اطلاعات را تا حد زیادی بالا ببرد؛ در حالی که رفتار های نادرست و مخرب، در حقیقت می تواند مانع اثربخشی آن شود.
سازه های اساسی که در این رویکرد مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از:
نتیجه گیری
سیستم امنیت اطلاعات شاید پر هزینه و وقت گیر به نظر آید اما با توجه به اهمیت اطلاعات در بقای سازمان وجود چنین سیستمی بسیار ضروری می نماید. اعمال چنین سیستمی برا ی هر سازمان لازم بوده و بسته به سطح اطلاعات و ارزش اطلاعات سازمان گستردگی متنوعی خواهد داشت. اما هرگز محو نخواهد شد. و در کل لازم است سازمانها سه شرط زیر را در طراحی سیستم امنیت اطلاعاتی خود مد نظر داشته باشند:
1. اطمینان از سلامت اطلاعات چه در زمان ذخیره و چه به هنگام بازیابی و ایجاد امکان برای افرادی که مجاز به استفاده از اطلاعات هستند.
2. دقت: اطلاعات چه از نظر منبع ارسالی و چه در هنگام ارسال و بازخوانی آن باید از دقت و صحت برخوردار باشد و ایجاد امکاناتی در جهت افزایش این دقت ضرورت خواهد داشت.
3. قابلیت دسترسی: اطلاعات برای افرادی که مجاز به استفاده از آن می باشند باید در دسترس بوده و امکان استفاده در موقع لزوم برای این افراد مقدور باشد(Pipkin, 2000).
منابع:
احترامی، بابک (۱۳۸۳). ” نقطه ضعف اصلی” مجله شبکه، ش ۵۲ : ۱۳۸٫
بهاری، مهدی(۱۳۸۴). ” امنیت تجهیزات شبکه”
سايت مرجع علوم مدیریت ایران
مانيتور و انواع آن
مانیتور ( monitor ) يكی از مهمترین اجزای كامپيوتر است. زمانی كه تصميم به خريد مانيتور داريد در ميان انبوهی از محصولات كه در شركتهای متفاوت ساخته شدهاند ناچار به انتخاب يكی از آنها هستيد, در ذهن خود به دنبال بهترين می گرديد.
به نظر شما بهترين مانيتور بايد چه ويژگی هايی را داشته باشد؟ طراحی زيبا؟ كيفيت خوب؟ قيمت مناسب؟
آگاهی و شناخت از ويژگی های مدلهای مختلف مانيتور شايد كمك قابل توجهی برای كاربران باشد.
در سال 1970 اولين نمايشگر برای كامپيوترهای شخصی ساخته شد. اين مانيتور فقط برای نمايش متن كاربرد داشت اما پس از يك دهه در سال 1981 شركت IBM اولين مانيتور كه می شد از آن برای نمايش تصوير استفاده كرد را ساخته و روانه بازار كرد.
اين مانيتور تنها قادر به نمايش چهار رنگ و با وضوح تصوير 320 پيكسل افقی و 200 پيكسل عمودی بود.
هر چند در آن زمان تمام تلاش اين شركت در ساخت و توليد مانيتورهايی با قابليت بالاتر و ارائه تصوير بهتر بود اما شايد فكرش را هم نمیكردند كه در طول چند دهه اين صنعت اين چنين دچار تحول شود و مانيتورهايی با كيفيت بسيار بالاتر ساخته شوند.
تا قبل از سال 1988 بهترين نمايشگرها قادر به نمايش 256 رنگ و وضوح تصوير 350 در 640 بودند. اين نمايشگرها به علت تكنولوژی به كاربرده شده در آن عموما با نام CRT معروف بودند.
شرکت آی بی ام در سال 1981 نمایشگرهای با فناوری CGA را معرفیکرد که قادر به نمایش چهار رنگ با وضوح تصویر 320 پیکسل افقی و 200 پیکسل عمودی بود. سپس در سال 1984 نمایشگرهایی با توان نمایش 16 رنگ و وضوح تصویر 350*640 (EGA) و در سال 1987 نمایشگرهایی که قادر به نمایش 256 رنگ و وضوح تصویر 600*800 (VGA) و در سال 1990 سیستمی با وضوح تصویر 600*800 قادر به ارایه بیش از 16 میلیون رنگ و با وضوح تصویر 768*1024 قادر به نمایش 65536 رنگ (SVGA) است.
تصویری که در صفحه کامپیوتر مقابل شما ظاهر می شود، از کارت گرافیکی آن ناشی می شود و وظیفه کارت گرافیکی، تحویل دادن تصاویر مناسب به مانیتور است.
مانیتور یا صفحه نمایش متداولترین دستگاه خروجی بوده که از آن برای نمایش اطلاعات استفاده میگردد و دارای انواع مختلفی است . یک صفحه نمایش مانند تلویزیون ها می تواند رنگی یا تک رنگ باشد . در محیط Dos معمولاً صفحههای نمایش دارای ۲۵ سطر و ۸۰ ستون هستند و در هر ستون یک کاراکتر تایپ میشود . وقتی اطلاعات از طریق صفحه کلید وارد کامپیوتر میشوند، در صفحه نمایش ظاهر میگردند تا از صحت آنها اطمینان حاصل شود . بعضی از کامپیوترهایی که مانند Labtop ها قابل حمل یا Portable هستند دارای نوعی صفحه نمایش به نام صفحه نمایش تخت می باشند . در این نوع کامپیوترها، میزان مصرف برق از درجه اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا این کامپیوترها معمولا در مکانهایی که امکان دسترسی به برق نیست کار میکنند و صرفهجویی در مصرف برق در آنها بسیار حائز اهمیت می باشد .
کلیه تصاویر، اعم از کاراکترهای گرافیکی، حروف، ارقام و علایم ویژه و تصاویر گرافیکی به وسیله نقاط کوچکی به نام Pixcel ساخته میشوند . کیفیت تصاویر، در درجه اول به طراحی قطعات الکترونیک و در درجه دوم به اندازه و تراکم نقاط، که اصطلاحاً به آن تفکیکپذیری صفحه نمایش یا Resolution گفته میشود، بستگی دارد. کلیه کاراکترها در محدوده معینی از نقاط تعریف میشوند که به آن ماتریسکاراکتر گفته میشود. ماتریسکاراکتر مجموعهای از نقاط روشن و خاموش در صفحه نمایش میباشد که به هر یک از این نقاط، همان پیکسل میگویند. هر چه تعداد پیکسلهای موجود در ماتریسکاراکتر بیشتر باشد، وضوح تصاویر و کاراکترها نیز بیشتر خواهد بود. مانند ۶۰۰ ×۸۰۰ پیکسل یا ۷۶۸×۱۰۲۴ پیکسل
برخي اصطلاحات مهم در مانيتورها
Aperture Grille : در تکنولوژی فوق ، بمنظور ايزوله نمودن پيکسل ها بصورت افقی از مجموعه ای سيم های عمودی استفاده می گردد.مانيتورهائی که از تکنولوژی فوق استفاده می نمايند، دارای شفافيت و وضوح تصوير مناسبی می باشند. پيکسل ها با توجه به ماهيت خطوط پويش استفاده شده بمنظورنگاشتن تصوير، بصورت عمودی از يکديگر متمايز می گردند.
Aspect Ratio : نسبت پهنای تصوير به ارتفاع را می گويند و برای اکثر مانيتورهای موجود ، 3 : 4 می باشد .
Asset Control: ويژگی فوق، باعث صرفه جوئی در زمان بمنظور رديابی مانيـتورها در شبکه می گردد. در صورتيکه مانيتور دارای ويژگی فوق بوده و از آن بهمراه نرم افزارهای ضروری در شبکه استفاده گردد ، امکان بازيابی اطلاعات لازم بمنظور رديابی مانيتورها ، فراهم می گردد.( شماره سريال مانيتور ، مدل و ... ) . اطلاعات فوق، برای مديران شبکه بسيار مفيد خواهد بود .
Bandwidth : سرعت ( بر حسب مگاهرتز ) داده دريافتی توسط مانيتور از پردازنده کارت گرافيک را می گويند . هر اندازه ميزان سرعت فوق بيشتر باشد ، تصاوير با وضوح و شفافيت بهتری نمايش داده می شوند خصوصا" در موارديکه دقت بالا، انتخاب شده باشد .
Color Convergence: پارامتر فوق ، معياری بمنظور سنجش نحوه تلاقی سه تفنگ رنگی ( قرمز ،سبز ، آبی ) درهر پيکسل بوده و وضوح بهتر تصاوير را در صورت همگرائی مناسب ، بدنبال خواهد داشت .
Conventional Tube : متداولترين لامپ استفاده شده در مانيـتورها ،طی ساليان گذشته بوده است . مانيتورهائی که از لامپ تصوير پانزده اينچ و يا بالاتر استفاده نموده اند ، هم اينک درصدد استفاده از صفحات مسطح و يا ساير لامپ های تصوير ، می باشند .
Dot Pitch : يک واحد اندازه گيری بمنظور محاسبه فاصله بين مراکز دو نقطه نورانی با رنگ مشابه بر روی نمايشگر می باشد .هر اندازه نقاط به يکديگر نزديک باشند ،مقدار پارامتر فوق کمتر شده و تصاوير از وضوح بهتری برخوردار خواهند بود .
Energy Star : استاندارد ارائه شده توسط Environmental Protection Agency (EPA) ، بمنظور توليد و استفاده از کامپيوترهای شخصی با هدف بهينه سازی مصرف انرژی می باشد.استاندارد فوق ، اولين مرتبه در 17 ژوئن 1993 ارائه گرديد.مصرف انرژی کامپيوترها و يا مانيتورهائی که از استاندارد فوق تبعيت می نمايند ، می بايست در پائين ترين وضعيت ممکن ، به کمتر از30 وات تنزل يابد.
Flat-Screen Color CRT Monitor : مانيتورهائی رنگی که دارای صفحات نمايشگرمسطح می باشند. نمايشگرهای مسطح نسبت به نمايشگرهای غيرمسطح ، علاوه بر ارائه تصاوير با کيفيت مطلوبتر ، کاهش تشعشعات را نيز بدنبال خواهند داشت .
MPR-II: استانداردی بمنظور کاهش انتشار امواج الکترواستاتيک و الکترو مغناطيسی می باشد . MPR 1990 يا MPR II استاندارد تعريف شده بمنظور سنجش ميزان تشعشعات از دستگاه هائی نظير مانيتور است .
Phosphor : مواد بر روی صفحه که در واکنش به سيگنال توليد شده توسط تفنگ های پرتاپ الکترون ، از خود نور ساطع می نمايند .
Pixel :از کلمات Picture element اقتباس شده است . پيکسل ها ، نقاط کليدی موجود بر روی صفحات نمايشگر بمنظور ايجاد تصاوير می باشند .
Pixel Clock Speed : فرکانس و يا سرعت نوشتن پيکسل ها ی مربوط به يک تصوير بر روی صفحه نمايشگر می باشد. هر اندازه ميزان سرعت فوق بالا باشد ، لرزش تصاوير کمتر خواهد شد.
Refresh Rate : به سرعت پويش و بازنويسی اطلاعات بر روی يک صفحه نمايشگر ، اطلاق می گردد.در فرکانس های بالاتر، با توجه به اينکه پيکسل ها با سرعت بيشتری فعال می گردند ،لرزش تصاوير کمتر خواهد شد ( مهمترين عامل لرزش تصوير ، کم نوری است ) . به پارامتر فوق ، فرکانس عمودی نيز گفته می شود .
Resolution : به تعداد پيکسل های نمايش داده شده افقی و عمودی بر روی صفحه ، گفته می شود. هر اندازه ميزان پارامتر فوق افزايش يابد ، امکان نمايش تصاوير بيشتری بر روی نمايشگر بدون ضرورت استفاده از Scrolling ، فراهم می گردد .
Scan Rate: پارامتر فوق ، سرعت ( بر حسب کيلوهرتز ) ترسيم يک سيگنال خط افقی بر روی نمايشگر را مشخص نموده و هر اندازه مقدار پارامتر فوق بيشتر باشد ، تصاويری واضح تر در دقت های بالا ايجاد خواهد شد . به پارامتر فوق ، فرکانس افقی نيز می گويند .
Shadow Mask : صفحات فلزی بهمراه سوراخ هائی درون آنان که تفنگ الکترون از بين آنان،پرتوهای الکترون را بمنظور توليد پيکسل ها بر روی نمايشگر ، ارسال می نمايد .
Stripe Pitch: يک واحد اندازه گيری بمنظور محاسبه فاصله بين مراکز دو نوار با رنگ مشابه که باعث ايجاد يک تصوير بر روی صفحه نمايشگر می گردد . هر اندازه نوارها ی رنگی به يکديگر نزديکتر باشند ، مقدار پارامتر فوق کاهش و بدنبال آن وضوح تصوير بهبود می يابد .
Viewing Angles: به زاويه افقی و يا عمودی که کاربر قادر به مشاهده تصاوير بدون کاهش کيفيت رنگ و شفافيت تصوير می باشد ، اطلاق می گردد
تصویری که نمایشگر نمایش می دهد، از تعداد زیادی نقطه نورانی به نام pixel یا سلول تصویری تشکیل شده است.ترکیب این نقاط تکی می تواند تصاویر را بوجود آورد. اندازه نقاط ، چگونگی کیفیت یا وضوح نمایش تصاویر را تعیین می کند. ممکن است اندازه این نقاط به حدود 31/0 میلی متر یا کمتر برسد. دقت(resolution ) به معنی تعداد نقاط قابل نمایش در صفحه است که وضوح تصویر را نشان می دهد. نقاط با اندازه کوچکتر ، دقت بهتری را بوجود می آورند. مثلا در تلویزیونهای 21 اینچ ممکن است تا 2میلیون سلول داشته باشیم. بدین ترتیب صفحه نمایش به یک شبکه تقسیم می شود. این شبکه صفحه نمایش را به کادرهای کوچکی که همان سلول تصویری است، تقسیم می نماید. وقتی تصویر برروی صفحه نمایش نشان داده می شود،برخی از سلولهای تصویری روشن و برخی دیگر تاریک می باشند. رنگهای هر سلول ممکن است از بین تعداد زیادی رنگ انتخاب گردد. سلولهای تصویری روشن یا رنگی، بصورت الگوهایی مرتب می شوند تا تصاویر را روی صفحه نمایش تشکیل دهند.تعداد سلول تصویری (resolution ) توسط تعداد سطرها و ستونهایی که صفحه نمایش را تقسیم نموده اند، تعیین می گردد. اندازه دقت با ضرب تعداد سلول تصویری که بطور افقی نمایش داده می شوند، در تعدادی که بطور عمودی نمایش داده می شوند، مشخص می گردد. بعنوان مثال دقت 640 در 480 سلول تصویری،صفحه نمایشی را مشخص می کند که جمعا سلول تصویری در کل صفحه نمایش دارد.
عامل دیگری که در کیفیت و وضوح تصویر تاثیر مهمی دارد، کنتراست تصویر است. کنتراست عبارت است از اختلاف روشنایی سلولهایی که کاملا روشن و کاملا تاریک(خاموش) هستند.هرچه این اختلاف روشنایی بیشتر باشد، تصویر واضح تر به نظر می رسد.
عامل دیگر زاویه دید صفحه نمایش است. زاویه دید، زاویه ای است که در آن محدوده، می توان نمایشگر را بصورت واضح مشاهده کرد.
مانیتورها در چند دسته تقسیمبندی میشوند:
♣ مانیتور های لامپ تصویری یا CRT
♣ مانیتور های LCD
♣ مانیتور های LED
♣ مانیتورهای سه بعدی 3D
بررسي تخصصي تكنولوژي ساخت مانيتورها
مانیتور CRT که به آن مانیتور لامپ تصویری یا اشعه کاتدی نیز میگویند و در انواع مختلف فلت و فلترون موجود می باشد.
اساس کار این صفحات قدیمی بر پایه لامپ اشعه کاتدی (Cathode Ray Tube) است.
CRT ها تصاویر خود را از سیگنال کابل آنالوگ دریافت می کنند و این سیگنال توسط کنترل کننده صفحه نمایش رمزگشایی می شود که با اجزای داخلی مانیتور سر و کار دارد
CRT ها یک شکل مشخص قیف مانند دارند. در پشت هر مانیتوری، یک تفنگ الکترونی وجود دارد. این تفنگ الکترونی، الکترون ها را از یک محفظه خلأ که در لامپ مانیتور قرار دارند، به جلو پرتاب می کند. این تفنگ در نقش کاتد هم هست؛ برای همین نیز به الکترون هایی که پرتاب می کند، اشعه کاتدی می گویند.
در این مانیتورها ، صفحه ای که ما به آن نگاه می کنیم، از طرف داخل بوسیله لایه نازکی از فسفر بصورت نقطه ای ، پوشانده شده است. آنها در گروههای 3تایی مرتب شده اند: قرمز،سبز و آبی(RGB). آنها با هم یک سلول را می سازند.این نقاط زمانی روشن میشوند که بوسیله الکترونهای پرتاب شده از تفنگ الکترونی ضربه بخورند.هرچه پرتو الکترون قوی تر باشد، نقاط ، نورانی تر می شوند.نور این نقاط برای کسری از ثانیه باقی می ماند. باریکه الکترونی بوسیله میدانهای الکتریکی و مغناطیسی هدایت می شوند تا دقیقا به نقطه مطلوب اصابت کنند. این باریکه الکترونی ، به سرعت صفحه نمایش را جارو می کند و نقاط آنرا روشن می کند. برای هر رنگ یک تفنگ الکترونی اختصاص داده شده است.این سه تفنگ الکترونی ، بدون وقفه تک تک نقطه های مقصد را از چپ به راست و خط به خط از بالا به پایین ، اسکن می کنند و این کار را ممکن است بین 30 تا 85 بار در ثانیه انجام دهند. به تعداد دفعاتی که تفنگهای الکترونی می توانند صفحه را بطور کامل تازه کنند، refresh rate گفته می شود. مثلا وقتی سرعت تازه شدن 60 Hz باشد ، بدین معنی است که هر نقطه در هر ثانیه 60 بار تازه می شود. با ترکیب رنگهای RGB در هر سلول ، رنگ مورد نظر تولید می شود.
این اشعه ها با مجراهای قرمز، سبز و آبی صفحه نمایش و ویدئو متناسب هستند. در قسمت باریک یا گلوگاه مانیتور قیفی شکل، آند قرار دارد که بر اساس کار کنترل کننده صفحه نمایش، مغناطیسی است. وقتی الکترون ها از آند عبور می کنند، به یک سمت تغییر جهت می دهند یا کشیده می شوند و این مسیر به وضعیت مغناطیسی شدن آند در آن زمان بستگی دارد. این کار الکترون ها را به سمت قسمت مناسب صفحه حرکت می دهد.
الکترون ها از یک قسمت توری مانند رد می شوند و این توری، پیکسل های رنگی و وضوح صفحه را مشخص می کند. الکترون هایی که از توری عبور می کنند، به روکش فسفری که داخل صفحه شیشه ای است، اصابت می کنند.
وقتی این ذرات به فسفر برخورد می کنند، فورا روشن می شوند (باعث می شوند نور در قسمت جلویی مانیتور برق بزند، بنابراین تصویر روی صفحه تشکیل می شود). برای هر پیکسل، سه (ماده) فسفری رنگی متفاوت (به نام فسفر سه تایی) وجود دارد و بستگی به این دارند که اصابت الکترون به کدام فسفر بوده است؛ این همان رنگ پیکسلی است که روشن خواهد شد.
بعضی از مانیتورهای CRT از یک تفنگ الکترونی در عقب مانیتور استفاده می کنند تا الکترون هایی تولید کنند که تبدیل به اشعه های الکترونی قرمز، سبز و آبی شوند. با این وجود، مانیتورهای کیفیت بالا برای هر کدام از این رنگ ها تفنگ مجزایی دارند که باعث افزایش کیفیت تصویر می شود.
امروزه LCD ها در هر طرف که نگاه کنیم وجود دارد اما آنها یک دفعه به وجود نیامدند. زمان بسیار زیادی از کشف کریستال مایع تا انبوه برنامه های LCD که ما امروزه لذت می بریم به طول انجامید.کریستال مایع نخستین بار در سال 1988 توسط گیاه شناس اتریشی Friedrich Reinitzer کشف شد. او مشاهده کرد که هر گاه یک ماده کلسترول مانند نادر( cholesteryl benzoate )را ذوب می کند,ابتدا تبدیل به مایعی کدر شده و سپس با افزایش دما واضح می شود.در حین سرد شدن مایع ابتدا آبی رنگ شده و در نهایت تبدیل به کریستال می شود.80 سال بعد RCA نخستین LCD تحقیقاتی را در سال 1968 ساخت.از آن آن زمان سازندگان LCD به صورت ثابت انواع مبتکرانه وپیشرفته آن را توسعه دادند و این تکنولوژی را به سطوح پیچیده آن رسانیدند.
|
کریستال مایع |
LCD مخفف عبارت ( Liquid Crystal Display ) به معنای صفحه نمايش کريستال مايع است.
کریستال مایع LCD ، یک ماده آلی است که قابلیت جریان یافتن را داشته و لی برخی خواص جامدات در آن وجود دارد. انواعی که امروزه بیشتر مورد توجه اند، اثر میدانی و پخش دینامیکی می باشند. برای نوع پخش دینامیکی، هرمولکول کریستال مایع ، مطابق شکل ، میله مانند است. اکسید ایندیوم نشان داده شده در شکل یک ورق هادی شفاف است که نور می تواند به راحتی از آن گذشته و لذا کریستال مایع تحت شرایطی می تواند شفاف به نظر برسد.
اگر ولتاژی به ورقه هادی بین 6 تا 12 ولت اعمال شود، در اینصورت شکل ترتیب مولکولها به هم ریخته و ناحیه مذکور دارای ضریب شکست متفاوتی گشته و نور را در جهت مختلف در مرز بین نقاطی که دارای ضریب شکست متفاوت است، منعکس می گردد. این عمل پخش دینامیکی نام دارد. در نتیجه ناحیه مذکور کدر تر به نظر می رسد.(قابل توجه اینکه LCD به یک منبع نور داخلی یا خارجی نیاز دارد).
نمایشگر LCD ممکن است شکلی مانند شکل زیر داشته باشد. نواحی کدر در واقع محلول کریستال بوده که بالا و زیر آن بوسیله سطح هادی پوشانده می شود تا بتوان وضعیت مایع را کنترل کرد. بسته به اینکه منبع نور در جلو یا پشت باشد، LCD نوع انعکاسی یا انتقالی است.
كريستالهاي مايع موادي هستند كه ظاهر مايع دارند، اما مولكولهاي آنها آرايش خاصي نسبت به يكديگر دارند. به همين دليل كريستال مايع خصوصياتي شبيه به مايع و جامد داشته و به همين دليل با چنين اسم متناقضي خوانده مي شوند . اين مواد به شدت به دما حساس اند و اندكي حرارت لازم است تا آنها را به مايع واقعي درآورد و يا اندكي سرما تا به حالت معمولي تبديل شود.انواع مختلفي از مواد شناخته شده اند كه در دماي معمولي چنين خصوصياتي دارند. اما دسته اي از آنهاهستند كه به جريان الكتريسيته هم حساس هستند و مولكولهاي آن متناسب با ولتاژ اعمالي تغيير زاويه مي دهند . اين خصوصيت عجيب اثر جالبي هم دارد . وقتي نور از درون يك كريستال مايع اين چنين عبور كند، پلاريزاسيون يا قطبش آن هم جهت با مولكولهاي ها استفاده شد. با اين توضيح كه چون كريستالهاي مايع شفاف Lcd كريستال مي شود . از همين خاصيت براي و هادي الكتريسيته هستند ، به راحتي مي توان آنها را در جريان الكتريسيته قرار داد و نور را از آن عبور داد . براي اين كار به جز كريستال مايع به 2 تكه از اين صفحات شيشه اي پلاريزه شده هم نياز است. اگر دو تكه از اين صفحات شيشه اي پلاريزه شده را روي هم قرار دهيد. نور به راحتي از آن عبور مي كند . اما وقتي يكي از آنها را 90 درجه نسبت به ديگري بچرخانيد ، ديگر نور رد نمي شود . اين اتفاق به اين دليل روي مي دهد كه هر صفحه شيشه اي پلاريزه شده نور را فقط در جهت خاص محور خود عبور مي دهد . اگر دو صفحه شيشه اي پلاريزه شده هم محور باشند نور به راحتي عبور مي كند اما اگر محورها با هم زاويه 90 درجه داشته باشند نور رد نخواهد شد.
ذرات و مولكول هاي كريستال مايع در ميان صفحات شيشه اي پلاريزه شده و فيلترهاي LCD در تلويزيون رنگي قرار دارند . همچنين يك لايه الكترود بسيار باريك كار تحريك كريستال مايع را بر عهده دارد . نور پس واقع در پشت CCFL ) Cold Cathode Fluorescence Lamp) زمينه سفيد توسط يك لامپ ولتاژ بالا ايجاد شده و بوسيله يك منعكس كننده، شدت يكساني پيدا مي كند .نور سفيد بعد از عبور از لايه LCD صفحه اول شيشه پلاريزه مي شود . اختلاف پتانسيل خاصي نورهاي اصلي مو جود در نور سفيد را جهت مي دهد و بعد از عبور از فيلترهاي آبي، سبز و قرمز اگر نور حاصل در راستاي جهت پلاريزه شيشه دوم بود از آن عبور مي كند.
دو نوع اصلی از LCD ها موجود است
1- Passive matrix :
LCD های passive matrix از نوع ساده ای از شبکه برای فراهم کردن شارژ برای یک پیکسل خاص بر روی نمایشگر استفاده می کنند.
2- Active matrix :
LCD های active matrix به ترانزیستورهای لایه ای نازک ( TFT) وابسته اند. اصولا TFT ها ترانزیستورها یا خازن های ریز هستند.
passive matrix
LCD های passive matrix ( غالبهای غیر فعال ) از نوع ساده ای از شبکه برای فراهم کردن شارژ برای یک پیکسل خاص بر روی نمایشگر استفاده می کنند. ساخت شبکه خود روندی مجزاست!این روند با دو لایه شیشه ای به نام سفره ( substrates ) آغاز می شود. یکی از سفره ها مسئول ستون ها ودیگری مسئول سطر هایی است که از مواد هادی شفاف تشکیل شده اند.که معمولا از جنس اکسید ایندیوم پوشیده شده با قلع است. سطر ها ستون ها به مدارات مجتمعی متصل هستند که مشخص می کند چه زمان ولتاژ باید در یک سطر یا ستون خاص قرار گیرد.کریستال مایع در بین دو سفره قرار می گیرد و لایه پلاریزه شده نیز به سطح خارجی هر یک ازسفره ها افزوده می شود. برای روشن کردن یک پیکسل مدارات مجتمع ولتاژی در ستون صحیح یکی از سفره ها ارسال می کنند ودر سفره دیگر ground در سطر صحیح فعال می شود.
سطر وستون در پیکسل خاص همدیگر را قطع می کنند ودر نتیجه ولتاژ را عبور داده و کریستال مایع را در آن پیکسل باز ( untwist ) می کنند.
سادگی passive matrix زیباست اما زمان پاسخ آرام و کنترل ولتاژ نا دقیقی دارد.زمان اجرای LCD به توانایی آن در refresh کردن تصویری که نمایش می دهد باز می گردد.ساده ترین راه برای مشاهده زمان پاسخ آرام در LCD های passivematrix حرکت دادن اشاره گر موس از یک طرف صفحه نمایش به طرف دیگر آن است.در این حالت شما ردی از موس را به دنبال اشاگر مشاهده می کنید.کنترل ولتاژ نا دقیق مانع از passive matrix در تاثیر گذاری بر تنها یک پیکسل در هر زمان می شود.هنگامی که ولتاژ اعمال می شود تا یک پیکسل را باز کند,پیکسل های اطراف آن نیز تا اندازه ای باز می شوند که باعث می شوند تا تصویر ریشدار و با کنتراست پایین به نظر آید.
active matrix
LCD های active matrix به ترانزیستورهای لایه ای نازک (TFT )وابسته اند. اصولا TFT ها ترانزیستورها یا خازن های ریز هستند.آنها در یک ماتریس بر روی سفره شیشه ای گرد آمده اند.برای آدرس دهی یک پیکسل خاص ,سطر مناسب روشن شده,وآنگاه ولتاژ بر ستون صحیح اعمال می گردد.از آنجایی که تمام سطر های دیگری که با آن ستون در تماس هستند خاموشند,تنها خازنی که در پیکسل مورد نظر قرار دارد ولتاژ را دریافت می کند.خازن قادر به نگهداری ولتاژ تا دو refresh بعدی می باشد.و اگر ما میزان ولتاژ اعمال شده به کریستال را کنترل کنیم ,می توانیم آن را به اندازه کافی باز کرده تا نور از آن عبور کند.
با انجام این عمل,LCD ها قادر به ساخت متمایز کننده رنگ های سیاه و سفید( gray scale ) هستند.اکثر نمایشگر های امروزی 256 سطح از روشنایی را برای هر پیکسل ارائه می کنند.
LCD ای که قادر به نمایش رنگ باشد باید دارای سه زیر پیکسل با فیلترهای رنگی قرمز,سبز وآبی برای ساخت هر کدام از پیکسل های رنگی باشد.
تحت کنترل دقیق و تنوع ولتاژ اعمالی,شدت هر یک از زیر پیکسل ها بین 256 سایه گوناگون است.ترکیب زیر پیکسل ها جعبه رنگی با 16.8 ملیون رنگ(256 سایه از رنگ قرمز * 256 سایه از رنگ سبز * 256 سایه از آبی)را می سازد ,مطابق شکل.این رنگ ها نیاز مند تعداد زیادی ترانزیستور هستند.برای مثال,کامپیوتر تاشو شفافیت 1024*768 را پشتیبانی می کند.اگر ما 1024 ستون را در 768 سطر در 3 زیر پیکسل ضرب کنیم,به 2,359,296 ترانزیستور می رسیم که بر روی شیشه قرار گرفته است!اگر مشکلی در رابطه با هر یک از این ترانزیستورها پیش آید,یک "پیکسل بد" بر روی صفحه نمایش ایجاد می کند.اکثر active matrix ها تعدادی پیکسل بد که بر روی صفحه نمایش پخش شده اند دارند.
مزایا و معایب LCD نسبت به CRT
مزایا
معایب
LED مخفف واژه Diode Light Emitted و به معنای دیود ساطع کننده نور است.
دیودهای ساطعکننده نور در واقع جزو خانواده دیودها هستند که دیودها نیز زیر گروه نیمه هادیها به شمار میآیند.
خاصیتی که LED ها را از سایر نیمههادیها متمایز میکند این است که با گذرجریان از آنها مقداری انرژی به صورت نور ازآنها ساطع میشود.
LED تا اواخر دهه گذشته فقط ها میتوانستند سه نور آبی، سبز و قرمز تولیدکنند که این موضوع باعث کاربرد محدود آنها بود، اما این اواخر LED هایی با رنگ آبی وارد بازار شدهاند که میتوانند نور سفید با هالهای از رنگ آبی تولید کنند.
به همین دلیل درآینده نزدیک میتوان شاهد استفاده از این تکنولوژی در تولید تلویزیون و مانیتور بود.
LED ها که از دهههای گذشته در الکترونیک مورد استفاده قرار میگرفتند، عموما برای نمایش خاموش یا روشن بودن نمایشگرها در لوازم مولتی مدیا مورد استفاده قرار گرفتند. اما درحالحاضر LED ها به نحوی ساخته میشوند که نور را در جهت خاصی متمرکز میکنند و به صورت چیپهای کوچکی هستند که معمولا داخل یک شیشه گنبدی شکل قرار میگیرند و دارای سایز چوب کبریت هستند و به سختی میشکنند.
طبق اعلام یکی از کارشناسان حوزه سختافزار، بزرگترین مشکل لامپهای LED رنگ آنها بود. اما اکنون به آسانی با تغییر در ساختار فیزیکی و مواد تشکیلدهنده LED، نور در رنگها و شدتهای مختلف و با طول موج مشخص با رنگ کاملا خالص تولید میشود.
به عبارتی LED ها فاقد پرتوهای مادون قرمز و فرابنفشی هستند که سایر صنایع روشنایی ایجاد میکنند و LED ها به سلامت چشم و محیط آسیب نمیرسانند. به گفته این کارشناس، LED های سفید قابلیت تولید همه رنگ را داشته و علاوه بر آن از انرژی بسیار کمی در مقایسه با سایر لامپها و LEDهای قدیمی، برای تولید روشنایی استفاده میکنند. به همین دلیل روزبهروز استفاده از آنها بیشتر شده است.
به گفته این کارشناس با توجه به مزایای استفاده از لامپهای LED پپشبینی میشود تا کمتر از 5 سال آینده شاهد تحولات عمدهای در عرصه محصولات روشنایی و حتی تصویری باشیم.
لامپهایLED همچنین شمارهها را روی ساعتهای دیجیتالی نشان میدهند، اطلاعات را از کنترل تلویزیون میفرستند و نور آنها نشان میدهد که چه زمانی تلویزیون روشن است.
LED ها همچنین تصاویر را روی تلویزیونهای پلاسما نشان میدهد و با توجه به مصرف پایین و شدت نور بسیار عالی در رنگهای مختلف در روشنایی و چراغهای خودرو کاربرد وسیعی دارند.
فانوسهای LED نیز که در چراغهای راهنمایی به منظور صرفهجویی در مصرف برق و کاهش خطای دید رانندگان قرار گرفته یکی دیگر از کابردهای لامپهای LED است.
البته لامپهای LED امروزه در لپتاپها نیز به کار برده میشوند و باعث روشنایی و وضوح بیشتر تصویر میشوند. شرکتهای تولیدکننده مانیتور نیز در این زمینه اقداماتی کردهاند.
در نمایشگرهای LED ، هر سلول از سه LED به رنگهای RGB کنار هم تشکیل شده است که در مواقع لزوم ، روشن می شوند و از ترکیب این سه رنگ ، رنگ مورد نظر سلول، تولید می شود.
صورت کلی مسئله این هست که LED های موجود در حقیقت همون LCD پنلهای معمولی هستند.به زبان ساده فقط به جای لامپهای CCFL که به عنوان بک لایت یا نور پس زمینه از اونها در LCD ها استفاده میشد از چندین LED استفاده میشه که علاوه بر پائین آوردن مصرف انرژی در پنلها از اونجایی که کنترل شدت نور در LED ها به عنوان بک لایت راحت تر از مجموعه لامپهای CCFL و صفحه یکدست کننده نور هست .
میشه مشکی عمیق تری رو در پنلهایی که از این تکنولوژی به عنوان نور پس زمینه استفاده میکنن تولید کرد ولی هر تکنولوژی به موازات دستاوردهایی که داره یک سری نقاط ضعف هم داره که از اون جمله میشه به عدم یکپارچگی پخش نور در تمام سطح پنل به طور یکدست و زاویه دید ضعیفتر نسبت به LCD های معمولی اشاره کرد.
تفاوت دیودهای LED با لامپهای CCFL در نمایشگرهایLCD
در واقع تمام تفاوتهایی هم که بین LCD و LED دیده میشود و کم هم نیست، به همین تفاوت منبع نور برمیگردد. بد نیست چند تا از این تفاوتها را با هم ببینیم .
یکی از تفاوتها، مصرف برق است. لامپهای LED در مقایسه با لامپهای دیگر مثل فلورسنت، برق خیلی کمتری مصرف میکنند . به همین خاطر هم هست که غیر از نمایشگرها، در سالهای اخیر خیلی از وسایل دیگر مثل چراغ قوه ها و لامپهای روشنایی هم از LED استفاده میکنند.
پس مانیتورهای LED در مقایسه با LCD ها برق کمتری مصرف میکنند.
دومین تفاوت بین LCD و LED ، طول عمر آنهاست. سازندگان نمایشگرهای LED ، متوسط عمر دستگاهشان را بیش از صد هزار ساعت عنوان می کنند. این در حالی است که عمر متوسط LCD ها در حد چند ده هزار ساعت است.
بنابراین مانیتورهای LED چند برابر بیشتر از LCD ها عمر می کنند.
نکته دیگر این که خیلی هم مهم هست، رنگ منبع نور است، از آنجا که منبع نور پشت LCD لامپ فلئورسنت است، رنگ نورش به آبی نزدیک است، اما منبع نور LED واقعا رنگش سفید است، این باعث میشود که نه تنها رنگ سفید، که سایر رنگها ، به خصوص قرمز و نارنجی و زرد ، خالص تر و شفاف تر به نمایش در بیاید که این نکته ی تقریبا مهمی است ،
البته این را فراموش نکنید که بعضی از فاکتور های تصویر مثل کنتراست و همین رنگ که الان گفتیم ، بیشتر وقتی به نظر میایند که در یک جایی مثل مغازه، هر دو دستگاه در کنار هم باشند و بشود آنها را با هم مقایسه کرد، اما وقتی به تنهایی آن را ببینید ، احتمال اینکه متوجه کنتراست های فوق العاده و یا رنگ سفید واقعی بشویم، خیلی کم است.
اینها چند نمونه از تفاوتهای LCD و LED بودند. اما چند تا نکته را نباید فراموش کنیم .
بعضی از مزایایی که برای LED ها گفته میشود، فعلاً فقط در حد یک ادعاست . مثل عمر صد هزار ساعته . چرا که هنوز از تولید اولین LED هم صد هزار ساعت نگذشته که کسی توانسته باشد صحت و سقم این ادعا را بررسی کند.
نکته دوم اینکه خیلی از عوامل مهم و تاثیر گذار تو کیفیت تصویر، مثل رزولوشن، زمان پاسخ دهی و زاویه دید، لزوماً به LCD یا LED بودن مانیتور ارتباطی ندارند.
پس اگر قصد تهیه مانیتور یا تلویزیون را دارید، قبل از اینکه به LCD یا LED بودن آن توجه کنید، به مشخصات مورد نیازتان توجه کنید. بعد، اگر هم LCD ، هم LED با مشخصات مورد نیازتان وجود داشت، آن وقت میشود گفت که به طور قطع و یقین، LED انتخاب بهتری است. چرا که مصرف برقش کمتره، عمر طولانی تری دارد، کیفیتش بهتر و معمولاً هم سبکتر و جمع و جور تر از LCD است.
مزايا و معايب انواع مانيتورها به طور خلاصه
در نمایشگرهای نوع CRT چون ولتاژ کار بالاست، توان مصرفی زیادی دارند و چون لامپ اشعه آن شیشه ای و ضخیم است،دارای وزن زیادی هستند و چون تفنگهای الکترونی باید با صفحه فاصله داشته باشند تابتوانند تمام صفحه را پویش کنند، حجم زیادی را اشغال می کنند. عمر مفید آنها، در حد چند هزار ساعت است. این نمایشگرها دارای کنتراست و زاویه دید بالایی هستند.
نمایشگرهای LCD توان مصرفی کمی دارند. در انواع قدیمی تر آنها برای نور زمینه(back light ) از لامپ فلورسنت استفاده می شد که باعث بالارفتن مصرف انرژی می شد.در انواع جدید تر از لامپهای LED متعددی در نقاط مختلف صفحه برای نوردهی استفاده می شود که باعث کم شدن توان مصرفی آنها شده است. ضمن اینکه چون منبع نور مستقل است، می توان میزان نور آنرا به سادگی با توجه به محیطی که نمایشگر در آن کار می کند، کم یا زیاد کرد. وجود نور زمینه در پشت LCD ها بوجود آوردن تصویر با کنتراست بالا را مشکل کرده است.چرا که در هر صورت مقداری نور از بین سلولها نشت کرده و سیاهی کامل را از بین می برد. زاویه دید LCD نیز از CRT کمتر است.هرچند این دو مورد اخیر در نمایشگرهای جدید بطور قابل ملاحظه ای اصلاح شده است.
نمایشگرهای LED دارای توان مصرفی کمتری نسبت به LCD هستند(تقریبا نصف).کنتراست تصویر بالایی را بوجود می آورند ضمن اینکه چون نیازی به نور زمینه نیست، می توانند باریکتر و سبکتر ساخته شوند.
پورت VGA : برای وصل شدن به یک مانیتور (صفحه نمایش کامپیوتر) ، مخصوصا مانیتورهای CRT که از رزولو شن کمتری برخوردار بودند .
پورت S-video : یا Separate Video است که تصویر را در دو سیگنال انتقال میدهد : (روشنایی) و مشخصه های رنگی(ترکیب رنگ) . این پورت برای ورودی ویدیو و یا خروجی ویدیو کاربرد دارد .
پورت HDMI : یا High Definition Multimedia Interface است . این پورت تصویر و صدا را باهم داراست و این اطلاعات دیجیتال به صورت غیر فشرده شده انتقال پیدا میکند و از کیفیت و رزولوشن بالا برخوردار است که بیشتر برای ارتباط با تلویزیون های LCD و دستگاه های مجهز به HDMI استفاده دارد .
HDMI پورت و کابل پیشفرض بر روی بسیاری از HDTVهای جدید، پخش کنندههای بلو ری، اپل تیوی، بسیاری از کامپیوترهای جدید و کارتهای گرافیکی و ابزارهای متنوع ویدئویی دیگر است. استفاده از این کابلها و پورتها بسیار آسان است و متصل کردنشان به یکدیگر از نظر سادگی همانند متصل کردن ابزارهای USB به پورت مربوطه است و خطر خمیدگی پینها در آنها کاملاً از بین رفته. کابلهای HDMI می توانند صدا و تصویر را به صورت همزمان بر روی خود عبور دهند و به کابل مجزایی برای انتقال صدا نیاز نیست و این کابلها قادر هستند تا محتوای HD با رزلوشن ۱۹۲۰ در ۱۲۰۰ را به همراه ۸ کانال صوتی ارائه نمایند. همچنین از شیوهء رمزنگاری HDCP نیز پشیتبانی به عمل میآورند و برای هر منظوری تنها یک کابل HDMI نیاز است تا مثلا کامپیوتر یا ابزار ویدئویی خود را به تلویزیون یا مانیتور متصل نمائید.
پورت DVI : یا Digital Video Interface است . این پورت برای وصل شدن به مانیتورهای LCD و پرژکتورها کاربرد دارد و تصویر نیز با کیفیت و رزولیشن بالا انتقال پیدا میکند . (جایگزینی برای پورت VGA میباشد) .
DVIدر واقع خروجی دیجیتال برای مانیتورهای کامپیوتر است و یک استاندارد برای کارت های گرافیک مدرن است. اگر کامپیوتر شما و یا کارت گرافیک های جدیدتر، آن به احتمال زیاد پشتیبانی از DVI است. تلویزیون نیز آسان به پورت برای کارت DVI ویدئو، DVI و HDMI در اصل همان اطلاعات است و می تواند به راحتی در جای یکدیگر با استفاده از مبدل های ارزان قیمت در کابل استفاده شود.
کانکتور VGA دیگر استاندارد است، اما اگر کامپیوتر شما قدیمی تر است، شما حتی ممکن است قادر به نصب یک کارت گرافیک است که با پشتیبانی از DVI است. (فقط بعضی از لپ تاپ های جدید پشتیبانی برای صفحه نمایش ثانویه VGA) اگر کامپیوتر شما تنها به پذیرفتن یک مانیتور VGA می شود از خرید مدرن تر و بهتر است، ناظرآن قفل شده است در واقع، شما ممکن است مجبور به خرید یک مانیتور جدید باشید.
Micro-DVI و Mini-DVI : نیز کوچک شده ی DVI است که در دستگاه هایی مثل macbook و دوربین ها کاربرد دارد .
بعضی مانیتورها دارای چند پورت USB در قسمت عقب خود هستند كه میتوانید از آنها برای اتصال قطعات External خود مثل modem یا پرینتر به كامپیوتر استفاده كنید. بعضی از مانیتورها هم دارای Speaker هستند، البته این مانیتورها به هیچ وجه پیشنهاد نمیشوند چون میدان مغناطیسی كه به وسیله اسپیكرها ایجاد میشود بر روی لامپ تصویر تاثیر گذاشته و با گذشت زمان به آن آسیب میرسانند.
همانطور كه در ابتدا گفتیم امروزه تمام ضررهای یك كامپیوتر برای كاربر فقط در مانیتور باقی مانده است. با گذشت زمان و شناسایی آسیبهای مختلف و پیشرفت تكنولوژی استانداردهای مختلفی برای لوازم الكترونیكی و از جمله مانیتورها تعریف شده كه در بین آنها میتوان به استاندارد TCO اشاره كرد. TCO در واقع نام اتحادیه تجاری سوئد است كه بیش از یك میلیون و ۲۰۰ هزار عضو دارد.
این تعداد اعضا در زمینه تولید تلفنهای همراه، چاپگر و دستگاههای كپی، مانیتور، صفحه كلید و انواع اسكنر فعالیت میكنند. قبل از TCO استانداردهای دیگری هم وجود داشت كه از آنها میتوان به MPRI و MPRII برای تولید مانیتور اشاره كرد. این استاندارد بر پایه كاهش میدان مغناطیسی در اطراف مانیتور و كاهش مصرف برق طراحی شده بود. اما با این وجود این استاندارد نیاز كاربران را به طور كامل بر طرف نمیكرد و نیاز به یك استاندارد قویتر وجود داشت. در این هنگام در سال ۱۹۹۲ استاندارد TCO با اولین نوع خود به نام ۹۲ TCO عرضه شد كه مورد استقبال بسیاری از كاربران قرار گرفت. این استاندارد تمام موارد استاندارد MPRII را شامل شده و تاكید بیشتری بر كاهش مصرف برق و كاهش میدان مغناطیسی دارد.
TCO۹۲: این اولین نسخه از استاندارد TCO است كه به كاهش تشعشع و مصرف برق تاكید زیادی دارد.
TCO۹۵: مدتی بعد با افزودن استانداردهای ارگونومی و زیست محیطی به استانداردهای قبلی، استاندارد ۹۵ TCO معرفی شد. در این استاندارد استفاده از تركیبات آتشزای حاوی برمید و كلرید در ساخت مانیتور ممنوع شد.
TCO۹۹: در این استاندارد قوانین محكمتری وضع شدند و از این پس این استاندارد به عنوان استاندارد جهانی در بازار معرفی شد.
TCO۰۳: در این نسخه از استاندارد، شركتهای تولید مانیتور ابتدا ملزم میشدند تا ابتدا استاندارد ۱۴۰۰۱ ISO را دریافت كنند تا بتوانند از استاندارد TCO استفاده كنند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
برخي اصطلاحات مهم در مانيتورها4
بررسي تخصصي تكنولوژي ساخت مانيتورها9
مقایسه نمایشگرهای LED و LCD... 24
مزايا و معايب انواع مانيتورها به طور خلاصه. 26
|
|
فهرست مطالب
عنوان صفحه
توکس پنگوئن : نشان عزیز لینوکس.... 5
سیستم فایل یا درخت در لينوكس.... 5
سيستم عامل لينوكس
لینوکس یک سیستم عامل آزاد و بازمتن است. کد منبع آن در اختیار همگان قرار دارد و همه میتوانند در کدهای آن تغییر ایجاد کرده و بنا به نیازشان استفاده کنند. آزاد و در دسترس بودن کدهای منبع سبب میشود تا بتوانید از طرز کارکرد دقیق سیستمعامل مطلع شوید. شما بسیاری از توزیعهای لینوکس را میتوانید به هر تعداد کپی کرده و بین دوستانتان پخش کنید. در سمت مقابل، ویندوز یک سیستمعامل اختصاصی است که کد منبع آن سری نگهداشته شده و برای همگان در دسترس نیست. شما نمیتوانید بفهمید که واقعا در زیر سیستمعامل ویندوزتان چه میگذرد؟ آیا یک برنامه جاسوسی در آن پنهان نشده است؟ بعید نیست. سیستم عامل ویندوز رایگان نبوده و شما نمیتوانید آنرا کپی کرده و پخش کنید. در صورت این کار شما خلافکار هستید و جریمه و مجازات خواهید شد. (فعلا نه در ایران ولی در ۴-۶ سال آینده بله)
لینوکس را به هواپیمایی تشبیه کردهاند که هر قسمت از انرا در جایی ساختهاند. لینوکس واقعا محصول کشور خاصی نیست. تعداد زیادی از مردم در سرتاسر جهان در حال کار بر روی بخشهای مختلف آن و توسعه آن هستند. تعداد برنامه نویسانی که روی بخشهای مختلف سیستمعامل لینوکس کار میکنند، به حدود ۴۰۰ هزار نفر میرسد، تفاوت کیفیت کار را مشخص میکند.شما با سیستمعامل لینوکس آزاد هستید. لازم ندارید تا از نرمافزارهای اختصاصی استفاده کنید و تحت انقیاد آنها در آیید.
در سال 1991 در حالی که جنگ سرد رو به پایان میرفت و صلح در افقها هویدا میشد، در دنیای کامپیوتر، آینده بسیار روشنی دیده میشد. با وجود قدرت سخت افزارهای جدید، محدودیت های کامپیوترها رو به پایان میرفت. ولی هنوز چیزی کم بود... و این چیزی نبود جز فقدانی عمیق در حیطه سیستم های عامل.
داس، امپراطوری کامپیوترهای شخصی را در دست داشت. سیستم عامل بی استخوانی که با قیمت 50000 دلار از یک هکر سیاتلی توسط بیل گیتز (Bill Gates) خریداری شده بود و با یک استراتژی تجاری هوشمند، به تمام گوشه های جهان رخنه کرده بود. کاربران PC انتخاب دیگری نداشتند. کامپیوترهای اپل مکینتاش بهتر بودند. ولی قیمتهای نجومی، آنها را از دسترس اکثر افراد خارج می ساخت.
خیمه گاه دیگر دنیای کامپیوترها، دنیای یونیکس بود. ولی یونیکس به خودی خود بسیار گرانقیمت بود. آنقدر گرانقیمت که کاربران کامپیوترهای شخصی جرات نزدیک شدن به آنرا نداشتند. کد منبع یونیکس که توسط آزمایشگاههای بل بین دانشگاهها توزیع شده بود، محتاطانه محافظت میشد تا برای عموم فاش نشود. برای حل شدن این مسئله، هیچیک از تولید کنندگان نرم افزار راه حلی ارائه ندادند.
بنظر میرسید این راه حل به صورت سیستم عامل MINIX ارائه شد. این سیستم عامل، که از ابتدا توسط اندرو اس. تاننباوم (Andrew S. Tanenbaum) پروفسور هلندی، نوشته شده بود به منظور تدریس عملیات داخلی یک سیستم عامل واقعی بود. این سیستم عامل برای اجرا روی پردازنده های 8086 اینتل طراحی شده بود و بزودی بازار را اشباع کرد.
بعنوان یک سیستم عامل، MINIX خیلی خوب نبود. ولی مزیت اصلی آن، در دسترس بودن کد منبع آن بود. هرکس که کتاب سیستم عامل تاننباوم را تهیه میکرد، به 12000 خط کد نوشته شده به زبان C و اسمبلی نیز دسترسی پیدا میکرد. برای نخستین بار، یک برنامه نویس یا هکر مشتاق میتوانست کد منبع سیستم عامل را مطالعه کند. چیزی که سازندگان نرم افزارها آنرا محدود کرده بودند. یک نویسنده بسیار خوب، یعنی تاننباوم، باعث فعالیت مغزهای متفکر علوم کامپیوتری در زمینه بحث و گفتگو برای ایجاد سیستم عامل شد. دانشجویان کامپیوتر در سرتاسر دنیا با خواندن کتاب و کدهای منبع، سیستمی را که در کامپیوترشان در حال اجرا بود، درک کردند.و یکی از آنها لینوس توروالدز (Linus Torvalds) نام داشت.
در سال 1991، لینوس بندیکت توروالدز (Linus Benedict Torvalds) دانشجوی سال دوم علوم کامپیوتر دانشگاه هلسینکی فنلاند و یک هکر خود آموخته بود. این فنلاندی 21 ساله، عاشق وصله پینه کردن محدودیت هایی بود که سیستم را تحت فشار قرار میدادند. ولی مهمترین چیزی که وجود نداشت یک سیستم عامل بود که بتواند نیازهای حرفه ای ها را براورده نماید. MINIX خوب بود ولی فقط یک سیستم عامل مخصوص دانش آموزان بود و بیشتر به عنوان یک ابزار آموزشی بود تا ابزاری قدرتمند برای بکار گیری در امور جدی.
در این زمان برنامه نویسان سرتاسر دنیا توسط پروژه گنو (GNU) که توسط ریچارد استالمن (Richard Stallman) آغاز شده بود، تحریک شده بودند. هدف این پروزه ایجاد حرکتی برای فراهم نمودن نرم افزارهای رایگان و در عین حال با کیفیت بود. استالمن خط مشی خود را از آزمایشگاه معروف هوش مصنوعی دانشگاه MIT با ایجاد برنامه ویرایشگر emacs در اواسط و اواخر دهه 70 آغاز نمود. تا اوایل دهه 80، بیشتر برنامه نویسان نخبه آزمایشگاههای هوش مصنوعی MIT جذب شرکتهای نرم افزاری تجاری شده بودند و با آنها قرارداد های حفظ اسرار امضا شده بود. ولی استالمن دیدگاه متفاوتی داشت. وی عقیده داشت برخلاف سایر تولیدات، نرم افزار باید از محدودیت های کپی و ایجاد تغییرات در آن آزاد باشد تا بتوان روز به روز نرم افزارهای بهتر و کارآمد تری تولید نمود.
با اعلامیه معروف خود در سال 1983، پروژه GNU را آغاز کرد. وی حرکتی را آغاز کرد تا با فلسفه خودش به تولید و ارائه نرم افزار بپردازد. نام GNU مخفف GNU is Not Unix است. ولی برای رسیدن به رویای خود برای ایجاد یک سیستم عامل رایگان، وی ابتدا نیاز داشت تا ابزارهای لازم برای این کار را ایجاد نماید. بنابراین در سال 1984 وی شروع به نوشتن و ایجاد کامپایلر زبان C گنو موسوم به GCC نمود. ابزاری مبهوت کننده برای برنامه نویسان مستقل. وی با جادوگری افسانه ای خود به تنهایی ابزاری را ایجاد نمود که برتر از تمام ابزارهایی که تمام گروههای برنامه نویسان تجاری ایجاد کرده بودند قرار گرفت. GCC یکی از کارآمد ترین و قویترین کامپایلرهایی است که تا کنون ایجاد شده اند.
تا سال 1991 پروزه GNU تعداد زیادی ابزار ایجاد کرده بود ولی هنوز سیستم عامل رایگانی وجود نداشت. حتی MINIX هم لایسنس شده بود. کار بر روی هسته سیستم عامل گنو موسوم به HURD ادامه داشت ولی به نظر نمی رسید که تا چند سال آینده قابل استفاده باشد.
این زمان برای توروالدز بیش از حد طولانی بود...
در 25 آگوست 1991، این نامه تاریخی به گروه خبری MINIX از طرف توروالدز ارسال شد:
از : لینوس بندیکت توروالدز
به: گروه خبری MINIX
موضوع: بیشتر چه چیزی را میخواهید در MINIX ببینید؟
خلاصه: نظرخواهی کوچک در مورد سیستم عامل جدید من
با سلام به تمام استفاده کنندگان از MINIX
من در حال تهیه یک سیستم عامل رایگان فقط به عنوان سرگرمی و نه به بزرگی و حرفه ای GNU برای دستگاههای 386 و 486 هستم. این کار از آوریل شروع شده و درحال آماده شدن است. من مایلم تا نظرات کاربران را در مورد چیزهایی که در MINIX دوست دارند یا ندارند، جمع آوری کنم. زیرا سیستم عامل من حدودا شبیه آن است. مانند ساختار سیستم فایل مشابه و چیزهای دیگر... من اکنون bash نسخه 1.08 و GCC نسخه 1.40 را به آن منتقل کرده ام و به نظر میرسد که کار میکند. من در عرض چند ماه چیزی آزمایشی درست کرده ام و مایلم بدانم که کاربران بیشتر به چه قابلیتهایی نیاز دارند؟ من از هر پیشنهادی استقبال میکنم. ولی قول نمی دهم همه آنها را اجرا کنم.
خود توروالدز هم باور نمی کرد که مخلوقش آنقدر بزرگ شود که چنین تحولی در دنیا ایجاد کند. لینوکس نسخه 0.01 در اواسط سپتامبر 1991 منتشر شد و روی اینترنت قرار گرفت. شور و اشتیاقی فراوان حول مخلوق توروالدز شکل گرفت. کدها دانلود شده، آزمایش شدند و پس از بهینه سازی به توروالدز بازگردانده شدند. لینوکس نسخه 0.02 در پنجم اکتبر آماده شد.
توکس پنگوئن : نشان عزیز لینوکس
نشان لینوکس یک پنگوئن است. برخلاف سایر سیستم عاملهای تجاری، این نشان زیاد جدی نیست! توکس نشانگر وضعیت بدون نگرانی حرکت لینوکس است. این نشان تاریخچه بسیار جالبی دارد. لینوکس در ابتدا فاقد هر گونه نشانی بود. هنگامی که توروالدز برای تعطیلات به استرالیا رفته بود، در دیداری که از یک باغ وحش داشت، هنگامی که می خواست با یک پنگوئن بازی کند، پنگوئن دست وی را گاز گرفت و همین ایده ای شد تا از پنگوئن به عنوان نشان لینوکس استفاده شود.
سیستم فایل سیستمعاملهای مبتنی بر یونیکس و لینوکس بصورت یک درخت وارونه پیاده سازی شده است. در یونیکس و لینوکس دیگر شما چیزی به نام درایوهای A، C و ... ندارید. تمام ابزارها و سیستم فایلها شاخههایی از این درخت وارونه هستند. مرکز این درخت ریشه یا root نام دارد که بالاترین سطح سیستم فایل را تشکیل میدهد. زیر ریشه، پوشههایی قرار دارند که سایر قسمتهای سیستم فایل را تشکیل میدهند که اکنون درباره آنها توضیح میدهم. تصویر ۱ سیستم فایل سیستمهای مبتنی بر یونیکس و لینوکس را نشان میدهد.
همانطور که میبینید سیستم فایل از تعداد زیادی پوشه تشکیل شدهاست که این پوشهها تقریبا در تمامی سیستمعاملهای مبتنی بر یونیکس و لینوکس مشترک هستند. اکنون به تشریح تک تک این شاخهها پرداخته و در میان آن توضیحات اضافه را به شما ارائه خواهم کرد.
در سیستم فایل سیستمعاملهای مبتنی بر لینوکس و یونیکس، دیسکهای سخت میتوانند پارتیشنهای متعددی داشته باشند. در این صورت هر پارتیشن دارای یک نقطه اتصال یا mount point میباشد که در آن نقطه به درخت سیستم فایل متصل میشود. مثلا میتوانید اطلاعات کاربران سیستم را در یک پارتیشن جداگانه ذخیره نموده و نقطه اتصال آنرا home تعیین کنید که محل قرارگیری اطلاعات کاربران است و به همین ترتیب.
اکنون به بررسی تک تک شاخههای سیستم فایل میپردازیم. توجه داشته باشید که دسترسی به اکثر ین شاخهها فقط توسط کاربر ریشه امکان ذیر است.
شاخه bin: در این شاخه، دستورات سیستمعامل که برای تمام کاربران قابل دستیابی هستند و برخی دستورات مدیریتی سیستم قرار میگیرند.
شاخه boot: این شاخه که میتواند در یک پارتیشن جداگانه بوده و به پوشه boot متصل شده باشد، حاوی برنامه راهنداز بوت سیستم عامل میباشد. مانند Grub و Lilo.
شاخه dev: محل قرارگیری نقطه دسترسیهای ابزارهای سخت افزاری است. مثلا تمام پورتها، پارتیشنها و... در اینجا دارای یک فایل هستند. برای مثال فایل dev/fd0 نشاندهنده فلاپی درایو سیستم است و به همین ترتیب. بسیاری از برنامههای کاربردی از این فایلهای دسترسی برای خواندن و نوشتن دادهها بر روی ابزار مورد نظرشان استفاده میکنند. مثلا یک برنامه کاربردی فایل dev/fd0 را باز کرده و در آن مینویسد. در حقیقت اطلاعات روی درایو فلاپی و دیسکی که در آن قرار دارد، نوشته خواهد شد.
شاخه etc: در این شاخه فایلهای پیکربندی برنامههای سرویس دهنده و برخی فایلهای سیستمی دیگر قرار میگیرند. مثلا فایل پیکربندی سرویس دهنده وب آپاچی در سیستمهای دبیان در etc/apache/http.conf قرار دارد و به همین ترتیب.
شاخه home: در این شاخه دایرکتوریهای خانگی کاربران سیستم و اطلاعات آنها قرار میگیرد. بهتر است این شاخه در یک پارتیشن جداگانه قرار گرفته و متصل شود. این کار حفاظت از دادههای کاربران را بالاتر خواهد برد. ضمنا در صورت نیاز به فرمت و نصب مجدد سیستم، اطلاعات کاربران دست نخورده باقی مانده و پس از نصب مجدد، کلیه تنظیمات شخصی و اطلاعات آنها بدون تغییر باقی خواهند ماند.
شاخه lib: این شاخه همانطور که از نام آن پیداست، محل قرار گیری فایلهای کتابخانه برنامهها است. این کتابخانهها توسط برنامههای کاربردی و ابزارهای برنامه نویسی بکار گرفته میشوند.
شاخه mnt: این شاخه معمولا دارای زیرشاخههایی مانند floppy و cdrom بوده و محل اتصال سنتی درایوهای فلاپی و CD-ROM میباشد. همچنین پارتیشنها دیگر دیسک سخت را نیز میتوانید در این شاخه متصل نمایید. البته اجباری به این کار وجود ندارد. مثلا در سیستمهای مبتنی بر دبیان، درایوهای فلاپی و CDROM در شاخههای floppy و cdrom که در زیر ریشه قرار دارند، متصل میشوند. اتصال و برداشتن اتصال پارتیشنها و درایوها با استفاده از دستور mount صورت میگیرد. اشتراکات شبکه را نیز میتوانید در این شاخه متصل نمایید.
شاخه proc: این شاخه یک سیستم فایل مجازی است که برخی اطلاعات مربوط به سیستم و هسته از آن قابل دستیابی میباشد. مثلا فایل version در این شاخه حاوی اطلاعات هسته سیستم عامل مانند نسخه آن و ... میباشد.
شاخه sbin: دستورات و برنامههای مدیریتی سیستم در این شاخه قرار میگیرند که مخصوص کاربر root است.
شاخه tmp: محل قرارگیری برخی فایلهای موقتی برنامههای کاربردی است.
شاخه usr: بسیاری از برنامههای کاربردی در این شاخه نصب میشوند. مثلا Xwindow در این شاخه قرار دارد. همچنین برخی دستورات و دستورات مدیریتی نیز در مسیرهای usr/bin و usr/sbin قرار میگیرند.
شاخه var: این شاخه که معمولا در کامپیوترهای سرویس دهنده در یک پارتیشن جداگانه قرار میگیرد، مخصوص برنامههای سرویس دهندهای مانند وب و FTP و بانکهای اطلاعاتی است. مثلا فایلهای مربوط به یک وب سایت میتوانند در var/www قرار گیرند. به دلیل اینکه در برخی از حملات DOS دیسک سخت سیستم با فایلهای آشغال پر میشود، این شاخه را در یک پارتیشن جداگانه قرار میدهند که در صورت قرارگیری تحت حمله و پرشدن احتمالی دیسک سخت، کل سیستم عامل دچار وقفه نگردد و آسیب به همان قسمت محدود شود.
تمامی شاخههایی که در بالا توضیح داده شد، میتوانند در پارتیشنهای جداگانه قرار داده شوند. ولی ضرورتی ندارد.
هنگام نصب لینوکس، پارتیشنی به نام swap میسازید. کاربرد این پارتیشن چیست؟ این پارتیشن که تحت ساختار سیستم فایل جایی متصل نمیشود، محل قرارگیری swapping file لینوکس که همان حافظه مجازی روی دیسک سخت است، میباشد. بهتر است حجم آنرا برابر یا ۲ برابر حافظه سیستم خود تعیین نمایید.
منبع: برگرفته از سايت
www.wikipediafa.org
شکستن قفل نرم افزارها
تکنیک شکستن قفل های نرم افزاری(cd,dvd,قفل های اینترنتی)
قفل های روی CD
با متداول شدن CD و یا لوح فشرده به عنوان بهترین، ارزان ترین و آسان ترین روش مبادله و تکثیر اطلاعات، نیاز به حفاظت از آن در برابر تکثیر غیرمجاز هر چه بیشتر احساس شد.
روش های قفل گذاری رویCD
1- یک روش قفل گذاری اجرای برنامه از روی CD است. در این حالت برنامه هنگام اجرا، به CD رجوع کرده و نقاط خاصی از آن را چک می کند. این نقاط بخش هایی هستند که به صورت فیزیکی علامت گذاری شده اند و در واقع به نوعی صدمه دیده اند و معمولاً این خرابی با تابش اشعه لیزر انجام می شود. به این ترتیب نقاط معینی از CD به اصطلاح لیزر سوز می شود.این نقطه یا نقاط، به عنوان قفل CD عمل می کند و از عمل تکثیر یا کپی برداری و همچنین استفاده غیر مجاز از آن جلوگیری به عمل می آورد.
2- قفل های حجمی: در این روش فایل های CD را به حدود چند گیگا بایت افزایش می دهند که امکان کپی شدن روی هارد را نداشته باشند. یکی از ساده ترین و عمومی ترین روش هایی که تاکنون برای حفاظت از CD دیده شده، افزایش مجازی طول چند فایل درون CD است به نحوی که آنها تا چند صد مگا بایت به نظرمی رسند. برای انجام چنین کاری تنظیمات مربوط به طول آن فایل را در Image بر روی هم قرار می دهند ولی برنامه حجم واقعی هر فایل رامی داند و عمل خواندن را تا آن لحظه انجام می دهد. بنابراین برنامه به خوبی کار می کند.
3- یکی از روش های نادر برای حفاظت از CDها کنترل بر روی درایو CD است. از این روش بیشتر در حفاظ بازی های استفاده می شود نحوه ایجاد آن به دانش بالایی نیاز دارد. روش آن چنین است که اطلاعاتی نادرست (عمدی) در قسمت ECC (تصحیح خطا) یک سکتور داده نوشته می شود. CD نویس های استاندارد به صورت خودکار این خطاها را هنگام نوشتن تصحیح می کنند. هنگام خواندن برنامه سکتور داده را به صورت RAW و بدون تصحیح خطا در حافظه برای تطبیق با داده های اصلی بار می کند و در صورت تناقض با داده های اصلی، برنامه اجرا نمی شود.
4- متداول ترین روشی که برای محافظت از CD دیده می شود، ایجاد فاصله هایی (gaps) غیراستاندارد ما بین تراک های صوتی و قرار دادن اندیس ها در مکان هایی دور از انتظار است. CD که با این روش قفل گذاری می شود در بسیاری موارد توسط نرم افزارهای کپی برداری معمولی و CDنویس هایی که از Discatonce پشتیبانی نمی کنند غیرقابل کپی برداری است ولی با پیشرفت تکنولوژی، این روش نیز به سرعت در حال کناره گیری است.
5- امروزه قرار دادن فاصله خالی یا سوراخ گذاری بر روی CD متداول شده است. به این ترتیب بسیاری از برنامه ها که قصد خواندن یک تراک از ابتدا تا انتها را دارند با مشکل مواجه می شوند.
6- با استفاده از دستکاری TOC سی دی. یک قفل ساز سعی دارد با دستکاری TOC اطلاعاتی دروغین را به CD پیوند بزند. TOC در واقع اولین تراک از CD است که اطلاعات CD مثل اندازه فایل ها بر روی CD، چگونگی قرار گرفتن آنها و غیره را در خود نگهداری می کند.
قفل های اینترنتی
در این روش، نرم افزار به یک سایت در شبکه اینترنت وصل می شود و در صورت تایید کاربر توسط آن سایت، اجازه کار با نرم افزار به کاربر داده می شود. این قفل ها در صورتی که به درستی استفاده شوند دارای امنیت بالا و قیمت ارزان هستند . شکستن اینگونه قفل ها بسیار مشکل است. البته به شرط آنکه از آن ها به درستی استفاده شود. یکی دیگر از قابلیت های اینگونه قفل ها توانایی شناسایی کاربر می باشد. تولید کننده نرم افزار می تواند علاوه بر نام کاربر، اطلاعات شناسایی دیگری مانند نام کاربر، سن، پست الکترونیکی و غیره را دریافت کند، همچنین فروش آنلاین نرم افزار به هر جای دنیا به راحتی امکان پذیر است.
تکنیک های شکستن قفل نرم افزار
1- تغییر JMP: بعضی از نرم افزارها طوری نوشته می شوند تا فقط در صورت واردشدن شماره سریال صحیح، برنامه به مرحله بعد برود و در غیر این صورت در همان مرحله بماند و یا از برنامه خارج شود. وقتی این نوع برنامه به کد اسمبلی تبدیل می شود، در کد اسمبلی دو دستور JMP داریم که یکی از آنها در صورت مساوی بودن عدد وارد شده با شماره سریال صحیح رخ می دهد و دیگری در صورت وارد شماره سریال اشتباه. حال اگر جای این دو JMP عوض شود، نرم افزار با هر عدد به جز شماره سریال اصلی از آن مرحله خواهد گذشت. بنابراین در این روش قفل شکن بدون پی بردن به شماره سریال صحیح تشخیص داده شود.
2- یافتن شماره سریال از داخل کد برنامه: در این روش وقتی یک شماره سریال توسط کاربر وارد شد، نرم افزار باید آن را به شماره سریال صحیح مقایسه کند تا به صحت یا اشتباه بودن آن پی ببرد. بنابراین در لحظه مقایسه، شماره سریال صحیح می بایست در جایی به طور موقیت ذخیره شود تا امکان مقایسه ایجاد شود. این مکان موقتی می تواند محل خاصی از RAM یا جایی در هارد دیسک و یا در رجیسترهای داخلی پردازشگر باشد. قفل شکنان حرفه ای قادرند بااستفاده از نرم افزارهایی که هر نوع تغییر در RAM و هارد دیسک و غیره را ثبت می کنند، شماره سریال واقعی را بیابند.
3- Brute force attack: در این روش قفل شکنان برنامه ای را می نویسند که بتوانند تمامی حالت های ممکن یک شماره سریال را وارد نرم افزار کرده و بالاخره شماره سریال واقعی را بیابد. البته استفاده از این روش ممکن است چند روز و یا بیشتر طول بکشد.
4- کد رجیستر کردن (Registration Code) قفل شکنان برای کد رجیستر کردن توسط نرم افزاری debugger مکان محاسبه کد از روی نام استفاده کننده را پیدا می کنند و به رابطه ریاضی بین این دو پی می برند.
5- محدودیت زمانی Time trial: قفل شکنان برای از کار انداختن محدودیت زمانی از دو روش استفاده می کنند: یا روتین های چک کردن زمان را در برنامه پیدا کرده، آن را غیر فعال می کنند و یا زمان را طوری تغییر می دهند تا نرم افزار به تمام شدن دوره زمانی از پیش تعیین شده، پی نبرد. برای این کار معمولا برنامه ای می نویسند تا قبل از اجرای نرم افزار اصلی، زمان کامپیوتر را تغییر دهد.
روش هاي قفل گذاري نرم افزاري
در ادامه چند نمونه از روش هاي قفل گذاري نرم و نحوه طراحي آن آورده شده است.
1- قفل گذاري با استفاده از شماره سريال اصلي ديسکت
سيستم عامل براي هر ديسکت يک شماره سريال واحد (UNIQUE) اختصاص مي دهد، به طوري که شماره سريال هر دو ديسکت با هم يکي نيستند. بنابراين همين روش، خود يک راه تشخيص ديسکت کليد (قفل) است.
2- قفل گذاري با استفاده از مشخصات سيستم
در اين نوع قفل نرم افزاري، برنامه قبل از اجرا ابتدا مشخصات سيستم را خوانده (که اين کار از طريق مراجعه به بخش هاي خاصي از حافظه و يا مراجعه به اطلاعات BIOS انجام مي شود.) سپس آن را با فايلي که قبلا توسط نويسنده نرم افزار بر روي کامپيوتر کپي شده، مقايسه مي کند و در صورت عدم برابري. اجراي برنامه پايان مي پذيرد. درصد اطمينان اين نوع قفل 65 تا 75 درصد است.
3- قفل با استفاده از موقعيت فايل روي هارد ديسک
اين نوع قفل فقط بر روي هارد ديسک قابل استفاده بوده و به اين صورت است که فايل اجرايي به موقعيت خود بر روي هارد حساس است چرا که قبل از اجرا ابتدا موقعيت خود را از روي سکتورهاي ROOT خوانده و سپس شماره کلاستر اشاره گر به خودش را به دست مي آورد، سپس آن را با شماره کلاستري که قبلا توسط برنامه نويس بر روي يکي از فايل هاي برنامه(ممکن است به صورت کد شده باشد) قرار داده شده، مقايسه کرده و در صورت برابر بودن اجرا مي شود. ضريب اطمينان اين نوع قفل نيز 70 تا 80 درصد است.
4- قفل با استفاده از فرمت غير استاندارد
اين شيوه يکي از رايج ترين قفل هاي نرم افزاري است که هنوز هم به صورت جدي مورد استفاده قرار مي گيرد. سيستم عامل براي دسترسي به اطلاعات يک ديسکت از فرمت خاصي (18 سکتور در هر تراک) استفاده مي کند اما اگر يک تراک به صورت غير استاندارد فرمت شود (مثلاً 19 سکتور در تراک) سيستم عامل ديگر توانايي استفاده از سکتورهاي غيرمجاز را نخواهد داشت و بنابراين تمام نرم افزارهاي تحت سيستم عامل مزبور نيز از سکتورهاي مخفي استفاده نکرده، در نتيجه امکان کپي برداري از آنها بسيار ضعيف است. از همين روش براي طراحي قفل مورد نظر استفاده مي شود. قفل نرم افزاري Copy Control که معروف ترين در نوع خود است، از همين روش استفاده مي کند. اين قفل فقط براي فلاپي ديسک قابل استفاده است و درصد اطمينان در اين روش حدود 85 تا 95 درصد مي باشد.
5- قفل با استفاده از شماره سريال ساختگي
اين روش قفل گذاري که قوي ترين قفل است، مخلوطي از روش هاي 1 و 4 است، يعني ابتدا تراک خاصي را به صورت غيراستاندارد فرمت کرده و سپس اطلاعات خاصي را درون آن قرار مي دهند (شماره سريال فرضي). اين قفل فقط براي فلاپي ديسک قابل استفاده بوده و ضريب اطمينان آن حدود 90 تا 98 درصد است.
6- قفل هاي اکتيو ايکس
در واقع يک اکتيو ايکس که مانع اجراي برنامه در شرايط خاصي شود را قفل اکتيو ايکس مي نامند. اين نوع قفل مانند ساير کامپوننت هاي برنامه نويسي است. برنامه نويس به سادگي آن را بر روي فرم برنامه خود قرار مي دهد و با تنظيم پارامترها و خصوصيات آن، سبب فعاليت آن مي شود. اين اکتيو ايکس قبل از قرار گرفتن فرم اصلي در حافظه، شروع به کار مي کند و اگر براي اولين بار اجرا مي شود برحسب اندازه حافظه، شماره سريال و سرعت پردازنده کد ويژه اي توليد مي کند اين کد توليد شده وابسته به خصوصيات کامپيوتر است بنابراين کد برگشتي اين اکتيوايکس بر روي هر سيستمي متفاوت خواهد بود.
پس از ارايه کد، کد معادل آن را از کاربر درخواست مي کند. کاربر با ارايه کد توليد شده به شرکت تولدي کننده نرم افزار، کد معادل آن را دريافت مي کن. اين کد را کاربر از طريق تلفن يا پست الکترونيکي و يا اينترنت دريافت مي کند. در صورتي که کد معادل دريافت شده پس از کد شدن معادل کد ارايه شده باشد يا به عبارتي کد ارايه شده از طرف کامپيوتر مکمل کد دريافت شده از شرکت باشد، اکتيو ايکس اجازه مي دهد برنامه بدون اشکال شروع به کار کند. کاربر نيز مي تواند بارها از اين کد بر روي کامپيوتر خود (کامپيوتري که کد دريافت کرده) استفاده کند. پس از ورود کد، اين کد در مکاني از سيستم مثلا رجيستري با يک فايل به صورت کد شده قرا م يگيدر و هر بار کامپيوتر برنامه را اجرا کند به جاي درخواست کد از کاربر، کد را از رجيستري يا فايل پس از کديابي مورد استفاده قرار مي دهد.
نقاط ضعف:
*قفل هاي اکتيوايکس به دريافت کد از شرکت نياز دارند يعني کاربر بايد به نحوي با شرکت توليد کننده تماس بگيريد و نمي تواند برنامه را پس از خريد بلافاصله استفاده کند.
*قفل هاي اکتيوايکس تنها بر روي يک سيستم اجرا مي شوند و بايد براي دريافت کد براي هر کامپيوتر اقدام شود (دشواري در نصب هاي تعداد بالا)
*در قفل هاي اکتيوايکس ممکن است با فرمت کردن، پارتيشن بندي تغيير يابد که شرکت نمي تواند دقيقاً حدس بزند اين قفل براي اين سيستم بوده يا واقعاً تغيير کرده است. در اکثر قفل هاي ساخته شده تغييرات اين کد بسيار مشاهده شده است.
*با صدمه ديدن قطعه اي از کامپيوتر و يا تعويض يک قطعه، برنامه تصور مي کند که سيستم تغيير يافته است مثلا با تغيير حافظه سيستم.
نقاط قوت:
*امنيت بالا براي برنامه نويس از نظر کپي برداري با تعداد بالا.
*داراي بيشترين امنيت نسبت به ساير قفل هاي نرم افزراي يا CD.
*سازگاري بسيار بالا نسبت به ساير قفل هاي نرم افزاري.
*قابليت آمارگيري فروش برنامه توسط شرکت ارايه کننده کد معادل قفل هاي CD را مي دهد.
جمع بندی
با توجه به اهداف crackerها که شناسایی قفل و سپس شکستن این سد و نفوذ است، انواع آن به شرح ذیل تقسیم میشود:
▪ قفلهایی که شکستن آنها به منظور دستیابی به محصول صورت میگیرد.
▪ قفلهایی که شکستن آنها به منظور رسیدن به هدفهای مجازی و رفتن در عمق اطلاعاتی دشمن صورت میپذیرد.
علت وجود خون در تخم مرغ
لکه های خون(BLOOD SPOT) که در زرده یافت میگردد به علت پاره شدن عروق خونی در زرده طی شکل گیری تخم پدید می آیند. مصرف این لکه های خون هیچگونه ضرری نداشته و میتوان آنها را با نوک چاقو برداشت. وجود لکه های خون نشانه تازگی تخم مرغ است. با گذشت زمان زرده از سفیده آب جذب کرده و باعث رقیق شدن و ناپدید شدن این لکه ها میگردد.این لکه های خون تنها در یک درصد تخم مرغها مشاهده می شود.
احكام استفاده از تخممرغ خوني
حضرت امام خميني(ره): خوني که در زرده تخممرغ ميباشد نجس نيست ولي خوردن آن حرام است و اگر خون را با زرده تخممرغ به هم بزنند که از بين برود خوردن زرده هم مانعي ندارد.
آيتالله فاضل لنکراني: خوني که در تخممرغ ميباشد نجس نيست و احتياط مستحب آن است که از آن اجتناب شود.
آيتالله مکارم شيرازي: خوني که در تخممرغ است نجس است بنابر احتياط واجب و خوردن آن نيز حرام است.
آيتالله صافي گلپايگاني: بنابر احتياط واجب از تخممرغي که ذرهاي خون در آن است بايد اجتناب کرد ولي اگر خون در زرده باشد تا پوست نازک روي آن پاره نشده، سفيده پاک ميباشد.
آيتالله بهجت: بنابر احتياط از خوني که در تخممرغ ميباشد بايد اجتناب کرد ولي اگر خون در زرده باشد سفيده پاک است و اگر در سفيده باشد زرده پاک است.
آيتالله تبريزي: بنابر احتياط واجب از تخممرغي که ذرهاي خون در آن است بايد اجتناب کرد ولي اگر خون مثلاً در زرده باشد تا پوست نازک روي آن پاره نشده سفيده پاک ميباشد.
آيتالله سيستاني: احتياط مستحب آن است که از تخممرغي که ذرهاي خون در آن ميباشد اجتناب شود و اگر در زرده باشد تا پوست نازک روي آن پاره نشده سفيده بدون اشکال پاک است.
نوروز در تاريخ ايران باستان
نوروز یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
تاریخچه
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.
برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد. بر طبق این روایتها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمیگردد.همچنین در برخی از روایتها، از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است.اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.
نوروز در زمان سلسله هخامنشیان
کوروش دوم بنیانگذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامههایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکانهای همگانی و خانههای شخصی و بخشش محکومان اجرا مینمود. در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازهای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار میشده است.
نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته میشد. در این دوران، جشنهای متعددی در طول یک سال برگزار میشد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول میکشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم میشد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته میشد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا میشد.
شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سالهای کبیسه رعایت نمیشدهاست. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب میماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل های گوناگون سال جاری بوده است.
دریای خزر
دریای کاسپين، دریای مازندران یا دریای خزر دریاچهای است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به جمهوری آذربایجان و ازشرق به جمهوریهای ترکمنستان و قزاقستان محدود میشود. به دلیل این که بزرگترین دریاچه جهان است آن را دریا نیز مینامند.
ویژگیها
عمق آن از شمال به جنوب افزایش مییابد. میانگین ژرفای این دریاچه در ناحیه شمالی کمتر از ۱۰ متر، در بخش میانی بین ۱۸۰ تا ۷۸۸ متر و در بخش جنوبی که آبهای کناره ایران را تشکیل میدهد به ۹۶۰ تا ۱۰۰۰ متر میرسد. تا ژرفای ۱۰۲۵ متری نیز در ناحیه جنوبی این دریاچه گزارش شدهاست.
جهت جریان آب این دریاچه از سمت شمال غربی به جنوب شرقی است. همین جهت جریان و ژرفای زیاد آب در کرانههای ایران که باعث کندی حرکت جریان میشود منجر به تجمع انواع آلودگیهای این دریاچه در سواحل ایران به میزانی بیش از کرانههای دیگر کشورها میشود.
این دریا، محیط زیست گرانبهاترین ماهیهای دنیا است. در بخش جنوبی دریای مازندران و رودخانههایی که به آن میریزند یعنی سواحل مربوط به ایران، ۷۸ گونه و زیرگونه ماهی یافت میشود.از مهمترین رودخانههایی که به این دریا می ریزد میتوان از سپیدرود و پیلورود(رود بزرگ)وهراز نام برد. دریای مازندران یکی از بیهمتاترین بومشناختهای آبی جهان بوده که محیطی مناسب برای زندگی و رشد مرغوبترین ماهیهای خاویاری جهان است. ۹۰ درصد صید ماهیان خاویاری مختص به این دریا است.
ثروتهای طبیعی
دریای خزر دارای ذخایر گاز ، نفت و خاویار است.کل ذخایر اثبات شده نفت در این دریا ۵۰ میلیارد بشکه بوده است و این یعنی حدود ۴ درصد از کل ذخایر نفت جهان.همچنین ۹۰ درصد خاویار جهان از این دریا صید میشود.اما صید بی رویه این ماهی سبب گشته است که بنابر گفته دانشمندان ۹۰ درصد از تعداد این ماهیان در یک قرن اخیر کاسته شود و اگر این روند ادامه یابد تا ۱۰ سال آینده به کلی در این دریا منقرض میشوند .
پديده جفرافيايي (زلزله)
لرزش ناگهانی پوستههای جامد زمین ، زلزله یا زمین لرزه نامیده میشود. دلیل اصلی وقوع زلزله را میتوان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها و طبقات درونی زمین بیان نمود. این فشار به حدی است که در سنگ گسستگی بوجود میآید و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت میکنند. به سطح شکستگی که توأم با جابجایی است، گسل گفته میشود. وقتی که سنگ شکسته میشود، مقدار انرژی که در زمان طولانی در برابر شکستگی حالتهای مختلفی را برای آزادسازی انرژی نهفته شده بوجود میآورد.
بطوری که در ابتدا فشار و نیروهای درونی ممکن است باعث ایجاد یکسری لرزههای خفیف و کوچک در سنگها شود که پیش لرزه نامیده میشود. بعد از اینکه فشار درونی بر مقاومت سنگها غلبه کرد انرژی نهفته آزاد میگردد و زمین لرزه اصلی رخ میدهد، البته نباید از اثر لرزشهای کوچکی که بعد از زمین لرزه اصلی نیز اتفاق میافتد و به نام پس لرزه معروف هستند، چشم پوشی کرد. لرزه ، پیش لرزه ، لرزه اصلی و پس لرزه مجموعا یک زمین لرزه را نشان میدهند.
چرا زلزله بوجود میآید؟
به درستی مشخص نیست که چرا زلزله بوجود میآید، اما همانطور که قبلا اشاره شد تجمع انرژی در درون زمین از یک طرف و افزایش نیروی زیاد در درون زمین و عدم تحکمل طبقات زمین برای نگهداری این انرژی از طرف دیگر موجب شکسته شدن زمین در بعضی نقاط آن شده و انرژی از محل آن آزاد می شود. این شکستگی که اکثرا با جابجایی زمین اتفاق میافتد باعث خطرات و ایجاد لرزش زمین میشود که به آن زلزله گفته میشود.
رابطه گسل با زلزله
رابطه گسل - زلزله دو طرفه میباشد. یعنی وجود گسلهای فراوان در یک منطقه سبب بروز زلزله میگردد. این زلزله به نوبه خود سبب ایجاد گسل جدیدی گردیده و نتیجتا تعداد شکستگیها زیادتر شده و به این ترتیب قابلیت لرزه خیزی منطقه افزایش مییابد.
شاخه اسفنج
اسفنجها (پوریفرا) از سادهترین جانوران هستند. اندازه آنها ازچند میلیمتر تا چندین متر تغییر میکند. رنگ این جانوران نیز گوناگون است و ازخاکستری تا قرمز ، نارنجی ، آبی ، بنفش و سیاه تفاوت دارد. اسفنجها در آبهای شور واعماق مختلف دریا یافت میشوند و تنها یک راسته از این جانوران درآب شیرینزندگی میکند.
اسفنجهامعمولا خود را به سنگها و اجسام جامدی که در آب وجود دارد میچسبانند. تعیین هویت وانتساب اسفنجها به جانوران ، در اواسط قرن نوزدهم میلادی صورت گرفت. تعیین جایگاهاسفنجها درردهبندی جانوراندقیقا مشخص نیست. به علتهضم داخل سلولی ، اسفنجها از سایر جانوران پریاختهای متمایزند و به این جهت بهآنها پرآزیان نیز گفته میشود.
مشخصات کلی
رده بندی اسفنجها
اسفنجها را بر اساس ساختمان اسکلت درونی به 4 رده تقسیممیکنند.
لوکوسولینا یک اسفنج ساده
لوکوسولینا یکی از سادهترین اسفنجهاست که بهصخرههای مناطق کم عمقساحل دریاچسبیده است. لوکوسولینا از تعدادیتشکیلات لوله مانند که بطور عمودی بر روی لولههای افقی دیگر قرار گرفتهاند،تشکیل شده است. هر لوله عمودی ، درونحفرهاسپونگوسلقرار دارد و از بالا از راه دهانچه با محیط بیرون در ارتباطاست. جنس اسپیکولها در لوکوسولینها ، کربنات کلسیم است. شکل بیرونی روزنهها بایکدیگر تفاوت دارد. برخی از آنها به صورت میله ساده و یا یک محوری هستند و پارهایدیگر سه یا چهار محور دارند.
به اسپیکولهای بزرگتر که ساختار اصلی اسکلتجانور را تشکیل میدهند مگااسکلرو اسپیکولهای کوچکتر را میکرواسکلر میگویند. دیواره بدن جانور ، مجهز به سوراخهای ریز و متعددی به نام روزنک است که سطح بیرونبدن را به حفره درونی اسپونگوسل مربوط میسازد. مزانشیم از ماده کلوئیدی با غلظتناچیز تشکیل یافته است. کوانوسیتها که یاختههای لاله مانندی هستند، از سمت پایه ،بر روی مزانشیم قرار گرفتهاند و تاژک آنها متوجه اسپنگوسل است.
تاژکها باحرکت خود جریانی از آب را بوجود میآورند و آب را از روزنکها به حفره درونی انتقالمیدهند و در نهایت ، آب از دهانچه خارج میشود. تخمین زده شده که اسفنجی با حجمیحدود 8 سانتیمتر مکعب ، قادر است در روز بین 23 تا 28 لیتر آب را از خود عبور دهد. با گردش آب ، جانور، ازاکسیژنومواد غذایی موجود در آن به منظور تنفس ،تغذیهو انتقالمواد زاید بهره میگیرد. لوکوسولینها ازپلانکتونهاو ذرات آلی کوچک در آب ، تغذیه میکند. این جانور ، عصب و یاختههای حسی ندارد، ازاینرو هر یاخته ، مستقلا نسبت به محرکهای محیطی از خود واکنش نشان میدهد.
مجاری در اسفنجها
ساختمان مجاری در اکثر اسفنجها ، بسیار پیچیده و دارایانشعابات زیادی است. مجاری با توجه به نوع انشعابات ، به سه گروه تقسیممیشوند.
استخوانبندی
بدن نرم اسفنجها بوسیله اجسام ریز متعددی به نام سوزنه (اسپیکول) که به صورت بلورهایی در درون مزانشیم جایگزین شدهاند نگهداری میشود. ترکیب شیمیایی اسپیکولها ، در انواع مختلف اسفنجها تفاوت دارد. در لوکوسولیناوسیفا، از جنسکربناتکلسیمو در اسفنجهای شیشهای ، از جنسسیلیساست.
اسپیکولها از نظر اندازهو شکل خارجی متفاوت هستند. برخی از آنها پیچیدهاند. اسفنجهای حمام و برخی دیگر ازاسفنجها دارایالیاف اسفنجیهستند. ترکیب شیمیایی این مادهمانندناخنوپشم، از جنس اسکلروپروتئین و کاملا دربرابرآنزیمهامقاوماست.
تولید مثل در اسفنجها
تولیدمثل غیرجنسی
هرگاه قسمتی از اسفنج آسیب ببیند یا از بین رود، مجدداترمیم میشود. قابلیت ترمیم در اسفنجها ، بسیار زیاد است. بطوری که هرگاه یاختههایبدن اسفنجی را کاملا از هم مجزا کنند و یاختهها را مجاور هم قرار دهند، اسفنجدوباره به صورت اولیه خود در میآید. تکثیر بسیاری از اسفنجها از راه جوانه زدناست. جوانه ممکن است از تنه اصلی جدا شود و یا متصل باقی بماند که در این صورت بهتدریج بر توده اسفنج افزوده میشود. اسفنجهایی که در آب شیرین زندگی میکنند، دارایجوانههای داخلی هستند.
تشکیل جوانههای داخلی ، اسفنجها را از شرایطنامناسب محیطی ، مانند سرما و خشکی مصون نگه میدارد. جوانهها توسط ارکئوسیتها کهمحتوی مواد غذایی هستند، احاطه میشوند و گاهی نیز غشایی مقاوم ومجهز روزنه ، رافرا می گیرد. در شرایط نامساعد که تنه اصلی اسفنج از بین میرود، جوانهها آزادمیشوند. در شرایط مناسب برای رشد جوانه ، ارکئوسیتها از میان میکروپیل دیوارهمقاوم بیرون میآیند و تشکیل اسفنج جدیدی میدهند.
تولید مثل جنسی در اسفنجها
بعضی از اسفنجها مثلسیفا، یک جنسی و برخی دیگر دو جنسی هستند. تخمواسپرم، از ارکئوسیتها مشتق میشوند. اندامتناسلی در اسفنج وجود ندارد. تخم درون مزانشیم باقی میماند و بوسیله اسپرم ، اسفنجدیگری بارور میشود. ابتدا تخم بارور شده سه بار پیدرپی تقسیم میشود و هشت یاختهجدید بوجود میآورد.
سطح تقسیم بعدی ، افقی است. هشت یاخته بزرگ ، اپیدرم راتشکیل میدهد و هشت یاخته کوچک ، کوانوسیتها را بوجود میآورد. این مرحلهبلاستولاست و حفره داخلی بلاستوسیل نیز وجود دارد. پس از این مرحله لارو شناگر آزاد، به نامآمفی بلاستولابوجود میآید کهبه زودی ساکن میشود و پس از طی دوران رشد و نمو ، اسفنج بالغ را میسازد.
اسفنجهای آب شیرین
این اسفنجها به صورت تودههای نامنظم رشد میکنند،بزرگی آنها به اندازه مشت گره کرده انسان است. پارهای به رنگ زرد یا قهوهای هستندو برخی دیگر ، چون در مجاورتنور آفتابقرار گیرند، رنگ سبز به خودمیگیرند. پیدایش رنگ سبز ، به علت وجودجلبکاست که درونمزانشیم اسفنجهای آب شیرین زندگی میکنند.
شقایق دریایی
شقایق دریایی یکی از جانوران پست است که در شاخه کینداریا و رده آنتوزوآ ، طبقه بندی میشود.
عمومی ترین صفت جانوران ، که طی مراحل رشد نیز قبل از همه ظاهر میشود، تراز سازمانی آنهاست. همه جانوران زندگی را از یک سلول آغاز میکنند و برخی از تراز بافت بالاتر نمیروند. اما بقیه آنها از این تراز میگذرند و بدن پیچیده تری مییابند. بدین ترتیب جانوران (متاوزآ) را صاحب دو شعبه رده بندی در نظر میگیرند. در شعبه پارازوآ ، بالاترین تراز سازمانی را بافت تشکیل میدهد این شعبه فقط شاخه اسفنجها را شامل میشود. همه جانوران دیگر که به شعبه یومتازوآ تعلق دارند، دارای اندام و دستگاه مشخص هستند.
دومین صفت جانوران که بعد از تراز سازمانی در حین رشد آنها ظاهر میشود، نوع تقارن آنهاست. در ابتدا جنین همه جانوران دارای تقارن شعاعی یعنی بصورت کرهای توپر یا توخالی و متشکل از تعدادی سلول است. بعضی از گروههای جانوران این تقارن شعاعی را تا مرحله بلوغ حفظ میکنند. اما در بقیه ، پس از مدتی جنین تقارن دوطرفی مییابد و لارو جانور بالغ حاصل از آنها نیز همین نوع تقارن را نگه میدارند. بر همین اساس ، شعبه یومتازوآ را میتوان به دو دسته دارای تقارن شعاعی و دارای تقارن دو طرفی تقسیم بندی کرد.
شاخه کینداریا
کینداریا پست ترین جانورانی هستند که بافتهای مشخص دارند. این جانوران بصورت منفرد یا دسته جمعی زندگی میکنند و بر دو نوع هستند:
پولیپ که دارای بدن لوله ای است و یک انتهای آن بسته و چسبیده است و در انتهای دیگر آن یک دهان مرکزی وجود دارد که معمولا اطراف آن را شاخکهای نرم احاطه کردهاند. پولیپها ساکن هستند.
مدوز که بطور آزاد شنا میکند بدن ژلاتینی و بشکل چتر و ازشاخکهایی حاشیه گذاری شده است. و در برجستگی مرکزی سطح مقعر آن دهانی دیده میشود.
در هر جاندار حفره گوارشی ، چندین الیاف عضلانی و تعداد زیادی کپسولهای کوچک نیش زننده یا نماتوسیست وجود دارد. همه کینداریا آبزی و دریایی هستند. این شاخه از سه رده هیدروزوآ ، ~~green:سیفوزوآشقایقها و مرجانها به رنگ روشن و بعضی از مدوزها کم رنگ و زیبا هستند و بسیاری از گونههای مرجان نیز درخشندگی دارند.
صفات اختصاصی شاخه کینداریا
تقارن شعاعی در حول محور دهانی - مخرجی ، تقارن دو شعاعی در بعضی از آنتوزوآ (شقایق و مرجان) ، سر ، حلقه یا بند وجود ندارد.
بدن از دو لایه سلولی ، یک اپیدرم خارجی (اکتودروم) و یک گاسترودرم درونی (آندودرم) تشکیل شده و میان دو لایه مزبور به مقدار کم یا زیاد ، تیغه میانی یا مزولگه (Mesoglea) وجود دارد. نماتوسیتها در یک یا هر دو لایه جای دارند.
اسکلت آهکی یا شاخی است و یا از هیچکدام نیست. الیاف عضلانی در اپتیلیا (Epithelia) دیده میشود.
دهان از شاخکهای نرم احاطه شده و به یک حفره هاضمه کیسه مانند به نام انترون (Entron) متصل میشود. انترون ممکن است منشعب یا بوسیله دیوارههایی تقسیم بندی شده باشد، مقعد وجود ندارد.
خون و اندام های تنفسی و وازنش دیده نمیشود.
شبکه منتشری از سلولهای عصبی در دیواره بدن که فاقد سیستم عصب مرکزی است. بعضی از آنها دارای لکه چشمی هستند.
تکثیر معمولا بوسیله تناوب تولید مثل انجام میگیرد، یعنی با جوانه زدن غیر جنسی در مرحله چسبیده یا پولیپ و تکثیر جنسی بوسیله گامتها در مرحله آزاد یا مدوز ، یک جنسی یا دو جنسی ، بعضی دارای غدد جنسی ماده ولی بدون مجاری جنسی هستند.
رده آنتوزوآ (Anthozoa)
آنتوزوآ پلیپهای دریایی بشکل گل هستند و به اندازههای کوچک یا بزرگ یافت میشوند. بافت و ترکیب آنها نسبتا محکم است و به علت وضع مری و دیوارههای داخلی به تقارن دو شعاعی ، تمایل دارند. همگی به شکل پولیپ هستند که معمولا بر روی تخته سنگها ، ثابت میباشند و هیچ نوع تغییر محل نمیدهند گاهی جدا و منفرد زندگی میکنند ولی غالبا کلنیهای بزرگ درست میکنند. این جانوران در آبهای گرم سطحی فراوانند ولی بعضی از آنها در دریاهای قطبی ساکن هستند و گونههای مختلف از خطوط جزر و مد تا اعماق 5300 متری یافت میشوند.
معمولا سلولهای جنسی نر و ماده در بدن افراد مختلف بوجود میآیند و در عدهای عمل لقاح در حفره گوارشی ماده صورت میگیرد و مراحل اولیه نمو این حفرهها آغاز میشود. از حفره مزبور لاروی به نام پلانولا خارج میشود و رویان از این به بعد بحالت مجتمع به سر میبرند. شروع به جوانه زدن میکند و کلنی در اثر جوانه زدن بوجود میآید و افراد کلنی بوسیله لوله باریکی به هم مربوط میشوند. این رده شامل شقایق دریایی ، مرجان و ... است.
ساختمان شقایق دریایی
یک گونه معروف از شقایق دریایی به نام متریدیوم (Meridium) ، بدن استوانهای کوتاهی دارد. روی صفحه دهانی که در بالا و بصورت مسطح است ، تعداد زیادی شاخکهای کوتاه و تو خالی در اطراف دهان ، قرار گرفتهاند. پایه یا صفحه پایی نیز برای چسبیدن جانور به اجسام سخت دریا ، استفاده میشود. مری لوله پهن است که به دهان و حفره داخلی (انترون) متصل میشوند. در امتداد یک یا دو طرف مری شیار صاف و مژکداری به نام "سیفونوگلیف" وجود دارد که از آن آب به داخل انترون عبور میکند.
بدن از داخل بوسیله 6 زوج دیوارههای عمودی کامل به نام سپتا (Septa) به قسمتهای شعاعی تقسیم میشود که از دیواره بدن به مری امتداد دارند. در میان این دیوارهها ، دیوارههای ناقص وجود دارد که به مری نمیرسند. بواسطه وجود سپتاها ، کنار حفره گوارشی به بخشهای حفره مانند تقسیم میشود و شاخکها در دنباله حجرهها قرار دارند. در زیر صفحه دهانی منافذی یافت میشوند که میتوانند آب را میان قسمتهای داخلی عبور دهند.
بر روی حاشیه داخلی و آزاد هر دیواره یک رشته ضخیم و چین خورده وجود دارد که تا پایین امتداد پیدا میکنند بر روی آنها نماتوسیتها و سلولهای غدهای وجود دارند. سایر نماتوسیتها در شاخکها یافت میشوند. رشتههای معدی میتوانند از سوراخهای دیواره بدن یا دهان بیرون آیند و در گرفتار ساختن طعمه ، کمک کنند. غدد تناسلی در امتداد جدارها ، تشکیل میشوند.
سطح خارجی بدن جانور از اپیدرم خشنی بطور کامل پوشیده شده و صفحه قاعدهای و شاخکها ، علاوه بر پوشش مزبور دارای مژک هستند و مری انترون از گاسترودرم مفروش شدهاند. اپیدرم در جدارها دارای یک شبکه عصبی و اعصاب است ولی اندامهای حسی موضعی وجود ندارند.
وضع طبیعی شقایق دریایی
شقایق دریایی بالای سطح محکم بحالت چسبیده زندگی میکند. جانور وقتی که سالم و از آب پوشیده است بدن و شاخکهایش خیلی کشیده و طویل میشوند. هر گاه تحریک شود به داخل خمیدگی پیدا کرده و بدن به شدت منقبض میشود. یک جریان دائمی آب از سیفوگلیف به طرف پایین حرکت میکند و برای تنفس و متورم نگه داشتن بدن در داخل انترون به چرخش در میآید و یک جریان بطرف خارج نیز به سمت مری بالا میآید.
تغذیه شقایق دریایی
غذای این جانوران از نرم تنان ، سخت پوستان ، بی مهرگان دیگر و ماهیها تشکیل میگردد. شکارهای مزبور بوسیله نماتوسیتها فلج میشوند و بوسیله شاخکها بسوی دهان برده میشوند. دهان و مری نیز میتوانند وسیعا باز شوند و بعضی از شکارها را مستیقما بگیرند. غذا به داخل حفره داخلی (انترون) میآید و در آنجا بوسیله آنزیهای مترشحه گوارش مییابد و بوسیله گاسترودرم جذب میگردد، مواد زاید گوارش نیافته از راه دهان به خارج دفع میشوند.
تولید مثل در شقایق دریایی
جنسهای نر و ماده از هم مجزا هستند. تخمک ها و اسپرم ها از غدد تناسلی بیرون میآیند و از دهان به آب میریزند و عمل لقاح در آب صورت میگیرد. تخم به صورت یک گاسترولای دراز مژک دار رشد میکند. بزودی جدارها در لوله گوارش تولید ظاهر میشود و بلاستوپور به دهان تبدیل میشود و مژکهای طویل محکم در انتهای مقابل دهانی میرویند. این لارو به اطراف شنا میکند و از جانوران میکروسکوپی تغذیه میکند و سپس به کف آب میرود و در آنجا بوسیله انتهای مقابل دهانی خود ثابت میگردد. آنگاه با رشد و نمو شاخکها ، جدارها و ... لارو به شقایق دریایی کوچکی تبدیل میشود.
سایر خصوصیات شقایق دریایی
بیشتر انواع شقایقها به صخرهها ، صدفها و سطوح دیگر میچسبند ولی بعضی از آنها میتوانند به سهولت حرکت کنند و تعدادی از انواع بسیار کوچک شقایق قادر هستند با تکان دادن شاخکهای خود شنا کنند و بعضی از انواع باریک هم ، کف دریا را سوراخ میکنند و فقط شاخکها را رها میسازند و در نتیجه صفحه دهانیشان روباز میشود.
شقایقها بوسیله ماهیها ، خرچنگها ، سایر سخت پوستان ، ستارههای دریایی و نرم تنان خورده میشوند. ماهی روغن ، و ماهی پهن هم از شقایق استفاده میکنند. بعضی از انواع نرم تنان نسبت به زهرهای شقایقها مصون بوده و حتی نماتوسیتهای خارج شده را در داخل بدن جای میدهند.
مَرجان دریایی یکی از جانوران پست است که در شاخه مرجانیان و رده گُلسانزیان (آنتوزوآ) ردهبندی میشود.
مرجانها فقط ۱٪ از بستر دریاها را پوشش میدهند. مرجانها ۲۵٪ از تمام حیات دریا را در خود حفظ میکنند و بسیاری ازانواع ماهیها در مرجانها زند گی میکنند. هر کدام از مرجانها یک اکوسیستم کامل هستند.
در اقیانوس اطلس ۱۵٪ مرجانها تجمع دارند که مجموعی از ۷۰ گونه مرجان میباشند. این مرجانها محل زندگی ۵۰۰ نوع ماهی هست.
اقیانوس هند و آرام ۸۵٪ از ریفهای جهان را با ۷۰۰ نوع مرجان و ۴۰۰۰ گونه ماهی دارا است.
مرجانها مقر زندگی گیاهان و جانورانی است که خودا اکوسیستم کاملی هستند. بیش از ۸۰۰۰۰ گونه حیاتی در مرجانها زندگی میکنند.
مرجانها ۶/۱ سواحل دریاها و خشکیها را محافظت میکنند مثلا: جزیرههای کم ارتفاع را در برابر خشم امواج و فرسایش دریاها محافظت مینمایند.
هر یک متر مربع مرجان از نظر اقتصادی برابر ۴۷۰۰۰ دلار میارزد به طوریکه بزرگترین صنعت توریست جهان با جذابیتهای طبیعی که ۱۰٪ از کل صنعت توریست را پوشش میدهند. از مرجانها جهت تولید داروهای ضد سرطان ونیز و جهت پیوند استخوان استفاده میگردد.
مرجانها به غیر از غذا یک مکان برای زندگی موجودات دریایی هستند. این موجودات قدیمیترین اکوسیستم زمین هستند و جوانترین گونه مرجانها ۱۸۰۰۰ سال عمر دارند.
مرجانها گونهای از جاندارانند که نه گیاهند و نه جانور بلکه ماینرال نام دارنند که از موادی به نام زوکسانتیلا تشکیل یافتهاند.
مرجانها دو دستهاند: مرجانهای نرم و مرجانهای سخت. مرجانهای نرم: از اجزایی به نام پلیپس تشکیل شدهاند. پلیـپسها در درون خود مایعی زله مانند دارند. دهان مرجانهااز اجزایی به نام تنتیکلز تشکیل شدهاست که به وسیله آن پلنکتونها را به دام میاندازد.
مرجانها به دو طریق تقسیم سلولی و حرکت لاروها تولید مثل میکنند. مرجانها سیستم دفاعی و تهاجمی هم دارند. مرجانها زندگی همیارگونهای دارند. مرجانها تا جایی که مواد غذایی دارند رشد میکنند، سپس رشد آنان متوقف گردیده و اجازه رشد به گونههای دیگری میدهند که فرصتهای غذایی مناسب تری دارند.
برطبق آمار سازمان اقیانوسشناسی آمریکا مرجانها در حال انقراض هستند.
دمای آب عمق شوری و املاح آب شفافیت آب امواج بستر دریا از سال ۹۲ تا ۲۰۰۰ ۱۰٪ از مرجانها از بین رفتهاند در صورتی که امروزه در آستانه هزاره سوم٪۲۵ از بین رفتهاند و ۵۸ ٪ دیگر بر طبق آمار جهانی در خطر میباشند.
خشک کردن دریاها آلودگی دریاها گسترش شهرکهای ساحلی ماهیگیری بیش از حد گرم شدن زمین آب شدن یخهای قطبی شکاف لایه اوزون
هدایای مرجانی را نخرید از لنگر استفاده نکنید دست به مرجانها نزنید در حین غواصی تجهیزات خود را در مکانهای مناسب قرار داده تا از برخورد آنها با مرجانها جلوگیری نمائید نزدیک مرجانها نروید به ماهیها در ریفها غذا ندهید موقع عکاسی مراقب نور فلش باشید
مرجانها دو دستهاند: مرجانهای نرم و مرجانهای سخت.
مرجانهای نرم، از اجزایی به نام پلیپس تشکیل شدهاند. پلیـپسها در درون خود مایعی ژله مانند دارند. دهان مرجانها از اجزایی به نام تنتیکلز تشکیل شدهاست که به وسیله آن پلانکتونها را به دام میاندازد. مرجانها به دو طریق تقسیم سلولی و حرکت لاروها تولید مثل میکنند. مرجانها سیستم دفاعی و تهاجمی هم دارند. مرجانها زندگی همیارگونهای دارند. مرجانها تا جایی که مواد غذایی دارند رشد میکنند سپس رشد آنان متوقف گردیده و اجازه رشد به گونههای دیگری میدهند که فرصتهای غذایی مناسبتری دارند.
راسته روگوزا یا تتراکورالها از راستههای مهم و از بین رفتهاست و کلیه جنسهای آن متعلق به دوران دیرینزیوی است دارای اسکلت آهکی بوده و به شکل انفرادی و کلنی دیده میشوند. سطح خارجی اسکلت آنها به دلیل چین خوردگیهای افقی (Rugae) ناهموار بوده و روگوزا نامیده میشوند. صفحات تابوله (Tabula) و دیساپیمنت (Dissepiment) نیز مشاهده میشوند. در قسمت فوقانی هر کورالیت فرورفتگی فنجانی شکلی مشاهده میشود که به آن «کاسه گل» (Calyx) میگویند. تابوله صفحات کم و بیش افقی، مقعر یا محدب است که تا قسمت مرکزی داخل یک پولیپ گسترش دارند.
دیساپیمنت صفحات کم و بیش منحنیشکل که معمولاً در مجاورت دیواره بیرونی کورالیت (Epitheca) واقع شدهاند. روگوزا ابتدا دارای شش سپتای اولیه(اصلی) است و سپتاهای بعدی که تشکیل میشوند، فقط در ۴ نقطه در داخل کورالوم قرار میگیرند و تعداد آنها مضربی از ۴ بوده و نسبت به یک صفحه تقارن دارند، لذا به آنها تتراکورال هم گفته میشود. زافرانتیس، کلسئولا و لیتوستروشن از جنسهای شاخص تتراکورال هستند. راسته تابولاتا: تمامی جنسهای این راسته به صورت کلنی مشاهده میشوند. صفحات تابولا در آنها گسترش یافته و سپتاها تحلیل رفته هستند. منشا مرجانهای تابولا هنوز مشخص نشدهاست. از اردویسین میانی تا پرمین وجود داشتهاند و بدین ترتیب همزمانی با مرجانهای چهارتیغهای نشان میدهند. فاوزیتس، میشلینا و هلیولیتس از جنسهای شاخص مرجانهای تابوله هستند. راسته اسکلراکتینا یا هگزاکورالها مرجانهای منفرد یا کلنی با اسکلت آراگونیتی هستند. سیکل تشکیل سپتا در آنها شش یا مضربی از شش است. برای اولین بار در تریاس میانی ظاهر شده و یکی از تشکیلدهندههای مهم ریفها در دریاهای مناطق حاره امروزی هستند. اسکلت هگراکورالها شبیه به تتراکورالها است ولی طرز تشکیل سپتاها در آنها با تتراکورالها متفاوت است. گونیوپورا، مونتلیوالتیا و مآندرینا از جنسهای شاخص هگزاکورال هستند. مرجانهای هگراکورال و تتراکورال اگرچه در بعضی از خصوصیات مورفولوژیکی شبیه به یکدیگر هستند اما اختلافات عمدهای دارند. در تشکیل سپتاهای تتراکورال بعد از تشکیل سپتای اولیه، سپتاهای بعدی فقط در ۴ نقطه قرار میگیرند، در صورتی که سپتاهای هگزاکورال نظم و ترتیب شعاعی دارند.
سير تحول فرش دست باف ايران
قديمترين فرش دستبافت ايرانی در سال 1949 در دومين مرحله کاوشهای باستان شناس روسي، رودنکو در منطقه پازيريک کشف و به نام فرش پازيريک ناميده شد.
رودنکو در کتابی که به مناسبت اين اکتشافات در سال 1953 در روسيه منتشر کرد، درباره فرش مکشوفه توضيحات مفصلی نگاشت و آن را صراحتا کار ايران و قديمی ترين فرش ايرانی در دنيا بيان نمود. او نوشت: "بدون اينکه بتوانيم به طور حتم بگوييم اين فرش کار کداميک از سرزمين های ماد-پارت(خراسان قديم) يا پارس است، تاريخ فرش مذکور و پارچه هايی که در پازيريک کشف شد قرن پنجم و يا اوايل قرن چهارم پيش از ميلاد تشخيص داده می شود."
سپس او اضافه می کند: "تاريخ اين قالی از روی شکل اسب سواران معلوم می شود. طرز نشان دادن اسبهای جنگی که به جای زين قالی بر پشت آنها گسترانده اند و پارچه روی سينه اسب از مشخصات آشوريها می باشد اما در روی فرش پازيريک ريزه کاريهای مختلف و طرز گره زدن دم اسبها، در نقوش برجسته تخت جمشيد نيز ديده می شود."
در زمان تسلط مغولها (قرن سيزدهم و چهاردهم ميلادي) قالی بافی به سطح بسيار رفيعی از زيبايی وتکنيک رسيد. شکوفايی اين صنعت شايد با حکومت غازان خان (1307-1295 ميلادي) مصادف بود.
اما اوج قالی کلاسيک ايرانی را که از آن با رنسانس قالی ايران ياد می شود زمان سلاطين صفوی (1722-1499 ميلادي) به ويژه زمان حاکميت شاه طهماسب اول (1587-1524 ميلادي) و شاه عباس کبير(1629-1587 ميلادي) ثبت کرده اند. از اين دوران حدود 3000 تخته فرش به يادگار مانده که درموزه های بزرگ دنيا و يا در مجموعه های شخصی نگهداری می شوند.
در اين دوران در کنار قصرهای پادشاهان کارگاههای قالی بافی بناشد و مراکز گوناگون که قبلا در تبريز ، اصفهان ، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ، يزد ، استرآباد ، هرات و ايالات شمالی نظير شيروان، قره باغ و گيلان وجود داشتند توسعه و رونق بيشتری گرفتند.
در همان زمان ، نقاشان و نگارگران بلندپايه طرحهای خلاصه شده و ترکيبی ترنج در وسط قالی و لچکها را در آن وارد کردند. يعنی همان طرحی که قبلا به زيباترين وضعی در قرن پانزدهم روی جلد کتابهای ارزشمند به کار می رفت.
با اشغال کشور بوسيله افغانها (1722-1721 ميلادي) اين صنعت و هنر رو به انحطاط گذاشت.
در قرن نوزدهم قاليهای ايرانی ، بويژه فرشهای نفيس ناحيه تبريز به اروپا راه يافتند. از سوی کشورهای اروپايی نمايندگانی به تمام کشورهای مشرق زمين گسيل شدند و با رقابت بسيار فشرده کليه فرشهای کهنه و عتيقه را گردآوری کرده به قسطنطنيه که هنوز هم مهمترين بازار قالی مشرق زمين بود فرستادند.
با به پايان رسيدن منابع فرشهای کهنه ، شرکتهای انگليسی (زيگلر 1883 م) آمريکايی و آلمانی به طور نامحدود اقدام به تاسيس کارگاههايی در تبريز ، سلطان آباد(اراک) ، کرمان کردند. اين روال تا جنگ جهانی اول که توليد قالی به طور قابل توجهی افزايش يافته بود ادامه داشت.
فرايند بافت
مراحلی كه برای شروع بافت يك فرش ميبايست رعايت گردد عبارتند از:
1ـ آمادهسازی مواد اوليه شامل نخچله، نخ پشمي(خامه)، نخ پود.
2ـ آمادهسازی دستگاه (دار) و ابزار.
3ـ آمادهسازی نقشه مورد نظر.
4ـ چلهكشی (نصب نخ چله يا تارها بر روی دار قاليبافي).
5ـ بافت گليم، ابتدای فرش.
6ـ سادهبافی ابتدای فرش، انجام عمل گره زدن بر روی تارها به وسيله خامه.
7ـ نقشهخواني، انجام عمل گره زدن براساس خانههای رنگی نقشه.
8ـ انجام عمل پودكشی (پود زير يا ضخيم و پود رو يا نازك) و عمل كوبيدن پودها.
9ـ شيرازه پيچی كنارهها.
10ـ عمل كوبيدن رجها و قيچيزدن سرپرزهای اضافي.
11ـ رعايت در جلوگيری از معايب احتمالی هنگام بافت.
12ـ پايينكشی :اتمام كار يك فرش بافته شده.
توضيح اينكه در يك فرش تراكم گرهها و ظرافت آنها نمايانگر ميزان مرغوبيت و كيفيت فرش است. بدين معنی كه هر چه تعداد گرهها زيادتر و در اصطلاح فرشبافی هر چه پرتر باشد كيفيت آن بالاتر خواهد بود.
به طور كلی در قاليبافی ايران دو نوع گره متداول است.
1ـ گره تركی (قيورد ـ متقارن) تبريز، هريس همدان، عشاير فارس و ....
2ـ گره فارسی (سنه ـ نامتقارن) فارسيزبانان، اراك، اصفهان، مشهد، بيرجندؤ كرمان، نائين، كاشان، قم و ....
فهرست
عنوان صفحه
فلاخنها ، تير و كمانها و كمانهاي زنبوركي.. 3
شمشيرها ، شمشيرهاي بلند و شمشيرهاي هلالي.. 4
استفاده از حيوانات در جنگ... 7
سينهكشها ، دژكوبها ، و نقبزني.. 10
گرزها ، گرزهاي زرهشكن و چكشها را بايد قديميترين سلاح به حساب آورد انسان ميتوانست آنها را در دستان خود بگيرد و از طرف ديگر نميشكستند و اجزايي نداشتند تا از كار بيفتد . چماق يا گرز از قديميترين نوع سلاحها است . چماقهاي اوليه در واقع قلنبههايي از سنگ بود كه از زمين برميداشتند و انسان ماقبل تاريخ از آن به عنوان ابزار و سلاح استفاده ميكرد از گرز براي خرد كردن دانههاي خوراكي و نيز براي شكار حيوانات و جنگ با دشمن هم بهره ميبردند . در جنوب آفريقا نقاشيهاي ديواري متعلق به 6000 سال ق.م را كشف كردهاند كه در آنها دو نقش انسان با چوبهاي بلند و سنگين كه نظير گرز هستند به چشم ميخورد . آدمي از مصالح گوناگون براي ساختن گرز استفاده كرده است . مثلاً ستخوان هاي بلند و سنگين جانوران ،چوب دراز و ضخيم كه از درخت يا بوته يا نباتات ديگر ميكندند از جمله اين مصالح بوده است .
با استفاده از فلز ، گرز ساده ، به گرز زرهشكن تبديل شد سر گرز زرهشكن ، سنگين و گل ميخدار يا نوك تيز بود . از اين خاصيت براي كوبيدن و خرد كردن سپر يا زره دشمن استفاده ميشد . همچنين سربازان پياده يا سوار از آن براي جنگ تن به تن استفاده مي كردند . امروزه در مجلس نمايندگان ايالات متحده از يك چماق كوچك زرهشكن از جنس عاج و طلا به صورت تشريفاتي استفاده ميشود .
در بريتانيا هم عصاي سلطنتي كه ملكه در مراسم خاص در دست ميگيرد در واقع نوعي گرز زرهشكن به شمار ميرود .
انسان تبر را با داخل كردن سنگ چخماق تيز به درون شاخههاي شكافدار يا چنگالدار درست كرد و وقتي هم نحوه استفاده از مفرغ ، آهن و فولاد را آموخت تبرهاي تيزتر و قويتر توليد كرد . تا فرا رسيدن عصر آهن ، سرتبرها را چنان قالب ميدادند تا حفره داشته باشد و دسته تبر در آن جا بيفتد . مدتي بعد هم تيغه تبر را چكشكاري ميكردند تا لبه آن تيز شود . امروزه هنوز هم تبر را بر همين منوال ميسازند .
پادشاهان و زمامداران نيرومند از تبر به عنوان مظهر قدرت خود استفاده كردهاند . در تمدن « مينوان كرت» هم ميبينيم تبر دو سر مفرغي را به عنوان مظهر اين تمدن به كار بردهاند .
فلاخنها ، تير و كمانها و كمانهاي زنبوركي
پرتابگر يا فلاخنها از جمله كمان بلند زنبوركي سلاحي دور از دشمن است . اين موضوع به جنگجو اجازه ميداد به دشمن حمله كند و در همان حال دور از دسترس او باقي بماند . در نبردهاي دريايي قديم از پرتابگرها استفاده ميكردند . انبوهي از سلاحهاي پرتاب كننده سنگ را در « قلعه ميدن» واقع در « دورست» انگلستان كشف كردهاند كه در آنجا مدافعان سلتيك زبان ، در سال 44 ميلادي با روميها جنگيدهاند .
كمان در زمره قديميترين سلاحهاي دنيا است . نقاشيهاي غاري عهد قديم متعلق به 10000 و 5000 سال ق.م در كاستلون اسپانيا تصاويري از انسانها را نشان ميدهد كه در جنگ از كمان استفاده كردهاند . در دانمارك كمانهايي متعلق به 2000 تا 1500 ق.م و در مصر به حدود 1400 ق.م پيدا كردهاند .
جنگاوران انگليسي و ولشي با استفاده از كمانهاي بلند خود در سه نبرد برضد فرانسه : نبرد كرسي در اوت 1346 ، پواتيه در سپتامبر 1356 و آژينكو در اكتبر 1415 به پيروزي رسيدند .
دشنهها و كاردها را به دليل كوچكي ، سبكي و آساني ، حمل سلاحهاي دم دست ميگويند و چون ميتوان از آنها در سكوت كامل استفاده كرد سلاحهاي پنهاني هم گفته ميشوند . از دشنه و كارد در جنگ تن به تن و نيز به عنوان سلاح پرتابي استفاده ميكنند .
هر چند طرح دشنه از كارد اقتباس شده لكن ميان اين دو تفاوت مهمي موجود است . كارد يا چاقو وسيلهاي ساده است كه يك طرف لبه آن تيز است و ممكن است نوك آن هم نسبتاً كند باشد هم براي مصرف روزانه مثل گوشت به كار ميرود و هم ميتوان از آن به عنوان سلاح استفاده كرد .
اما تيغه دشنه در هر دو طرف تيز است و طول آن چنان شكل داده ميشود كه در نوك باريك و تيز شود و براي حفاظت دست استفاده كننده بين تيغه و دسته معمولاً حائلي ميگذارند . دشنه را هميشه در زمره سلاح طبقهبندي ميكنند .
قديميترين دشنهها را از سنگ چخماق ساختهاند و بعد از آن هم از چوب يا استخوان تيز استفاده كرده اند . دشنههايي از جنس مفرغ ، آهن و فولاد بسيار بادوامتر بودهاند .
شمشيرها ، شمشيرهاي بلند و شمشيرهاي هلالي
شمشير كه از قديميترين سلاحهاي دنيا است اكنون به صورت مظهري براي مقام افسري در مراسم رژههاي نظامي درآمده است . انسان از ابزارهايي به شكل شمشير در كارهاي مزرعه و علفچيني استفاده كرد اما در آنها مثل وسايل مشابه تغيراتي دادند تا مناسب جنگ شود . شمشيري موسوم به كوكوي ساخت نپال سلاحي قديمي است كه امروزه همچنان مورد استفاده سربازان گروه سواره در ارتش بريتانيا ميباشد . تيغه پهن و خميده براي بريدن شيء و حتي حفر زمين مناسب است و در عين حال سلاح بسيار خوبي هم در جنگ تن به تن به شمار ميرود .
شمشيرهاي قديمي را بيشتر براي شكافتن و نه ضربت زدن به كار ميبرند . قرنها در اروپا تيغه شمشيرها را كوتاه و مستقيم ميساختند كه نوك باريك داشت و تيغه آن دو لبه بود . اين شمشير را در ابتدا از مفرغ و بعداً از آهن و عاقبت از فولاد ساختند . رومي ها شمشيري كوتاه از جنس فولاد به طور حدود نيممتر موسوم به شمشير گلادياتور توليد كردند . اين سلاح به دشنهاي بلند با تيغه پهن شباهت داشت . واژه گلادياتور يعني كسي كه در سيركها يا استاديومهاي رومي ميجنگيد . كلمه گلادياتور از همين واژه اقتباس شده است .
شهسواران و جنگاوران غربي در طول جنگ هاي صليبي فنون ساخت شمشير ار از مسلمانان آموختند . اين موضوع منجر به ساخت شمشيرهاي عالي در غرب شد . جنگاوران خاورميانهاي شمشيرهاي منحني موسوم به شمشير خميده را به كار ميبردند . طول اين نوع شمشير بلند بود و تيغهاي باريك و بسيار تيز داشت
شكارچيان ماقبل تاريخ حيوانات را با نيزه ميكشتند تا غذا به دست آورند . نيزه در مقايسه با سنگ قدرت و دقت بيشتري داشت و پرتاب آن از فواصل دور از خطر هم ميسر بود . قديميترين نيزهها را در واقع از نهالهاي راست (يا درختان نورسته) ميساختند يعني يكسر آن را تيز ميكردند . در شرق دور از چوب خيزران استفاده ميكردند كه سبك و محكم بود و به كمك آتش نوك آن را بسيار تيز ميكردند اگر در نوك آن چخماق و يا سنگ فلزدار تعبيه ميكردند اثر آن مهلكتر ميشد .
جنگجويان در اكثر ارتشهاي قديم به نيزه مجهز بودند . البته نيزه پرتابي با يك عيب همراه بود يعني وقتي آن را به سوي دشمن پرتاب ميكردند به دست آوردن مجدد آن ناممكن ميشد .
در واقع دشمن ميتوانست از آن عليه پرتاب كننده استفاده كند . روميها با اختراع نيزهاي به نام پيلوم يا نيزه سنگين پياده نظام بر اين مشكل غلبه كردند . گردن اين نوع نيزهرا در قسمت نوك بلند و باريك ميساختند تا پس از اصابت به هدف نوك آن بشكند و دشمن نتواند از آن استفاده كند . سلاحهاي چوبي بلندتر و سنگينتر را بيشتر براي جنگيدن و نه پرتاب كردن ميساختند .
در دوران قرون وسطي روستانشينان از چوبهاي بلند به عنوان عصا استفاده ميكردند . بر نوك اين عصا تيغههاي متفاوتي ميبستند تا پياده نظام و سواره نظام از آنها به صورت سلاح استفاده كنند . البته نيزه نوكدار بيشتر مورد استفاده سواره نظام قرار ميگرفت .
تيغه چاقو يا تبر و همچنين تيغه كارد ضخيم نوك برگشته را كه ابزار بود بر نوك نيزه هم ميبستند . با نصب نوكهاي چنگالي تيز ( مثل چنگال دو شاخه ) نيزههاي شاخهدار ميساختند . نيزههاي تبرزيني را از يك ميله بلند و نوك و سر تبري شكل درست ميكردند كه پايينتر از نوك نيزه ميبستند .
سلاح آتشين به آن نوع جنگافزارهايي ميگويند كه در آنها از باروت و گلوله استفاده ميشود . تاريخ ساخت اولين نوع سلاحهاي آتشين در غرب به اوايل سده پانزدهم ميلادي باز ميگردد اين گونه سلاحها مثل توپهاي كاليبر كوچك عمل ميكردند و آن قدر سبك بودند كه سربازان پياده يا سواره هم ميتوانستند آنها را حمل كنند . سلاحهايي از اين نوع به پرتاب كننده فشفشههاي دستي كه امروزه براي دادن علامت خطر در دريا به كار ميبرند خيلي شبيه بودند و لوله كوتاهي داشتند كه به قبضه متصل ميشد .
طول سلاحهاي مرسوم تا اواخر سده پانزدهم و اوايل سده شانزدهم با داشتن لوله و تفنگ و قنداق به حدود 165 سانتيمتر مي رسيد . قنداق ، لوله فلزي را در خود جاي ميداد و محكم ميگرفت و تيرانداز موقع شليك ته قنداق را در انحناي شانه خود ميگذاشت .
تفنگ شمخال سلاح بزرگتري بود كه غالباً آن را روي سه پايه سادهاي به كار ميبردند و معمولاً دو خدمه داشت كه يكي هدفگيري ميكرد و ديگري يك فتيله نوك تيز و شعلهور را دم سوراخ يا منفذ لوله ميگرفت . سربازاني كه اين نوع سلاحهاي سنگين را حمل ميكردند مشتاق بودند تا صنعتگران سلاحهاي سبكتر و راحتتر بسازند . آنگاه اولين پيشرفت در ساخت تفنگ هاي فتيلهاي حاصل شد براي شليك اين تفنگ از فتيله يا رشته آغشته به ماده شيميايي به اسم شوره يا نيترات پتاسيم كه آرام آرام ميسوخت استفاده كردند . رشته را پيرامون يك دستك يا اهرم خميده ميپيچيدند .
لگنچهاي كم عمق و پر از باروت كه مجراي باريكي داشت به لوله اسلحه منتهي ميشد . سربازان براي تيراندازي با تفنگ فتيلهاي ابتدا رشته دور دستك يا فتيله را روشن ميكرد سپس درپوش فنري منتهي به لگنچه را باز ميكرد و ماشه را ميچكاند . اين عمل آتش فتيله در حال سوخت را به باروت ميرساند و سپس انفجار حاصل ميشد .
جنگجويان زره را براي حفاظت سر و گردن و چشم و سينه ميپوشيدند . زرههاي قديمي از جنس مفرغ بود اما بعداً از فولاد استفاده كردند . جنگاوران ژاپني زرههايي ار جنس چوب خيزران بر تن ميكردند لكن پوشيدن آن با مشكلي همراه بود ، از يك طرف ميبايد آن قدر ضخيم يا سنگين باشد تا جنگاوري كه آن را ميپوشد مصون بماند و از طرف ديگر هم ميبايد آن قدر سبك ميبود كه مانع سهولت حركت نشود و جمع اين دو خاصيت قدري دشوار بود . يونانيان عهد باستان نخستين قومي بودند كه زره مفرغي بر تن كردند و از آن براي محافظت بازو ، پا و سينه استفاده بردند . لژيونرها يا سپاهيان رومي ، زره رزمي ميپوشيدند كه سينه ، شكم ،پشت و شانه آنان را محافظت ميكرد و با اين وسيله ريه ، قلب و عروق مهم خوني گردن ايشان از گزند مصون ميماند . بازو و پاي جنگاور رومي بدون پوشش بود لكن به سهولت ميتوانست حركت كند و بدود .
يكي از روشهاي ارزان قيمت براي درست كردن زره آن بود كه صفحات فلزي را به لباس بلند يا لباده لاييدار ميدوختند . تا فرارسيدن ايام نبرد هاستيگنز در انگلستان اشراف جنگجو و سربازان از زره زنجيري يا خفتان به هم متصل شده براي محافظت استفاده كردند . اين زره يا خفتان جنگجو را در برابر ضربات شمشير و پيكان و نيزه محافظت ميكرد و مانع حركت بدن نميشد . خفتان را با متصل كردن حلقههاي آهني به يكديگر ميساختند تا نوعي پوشش يا پارچه فلزي درست كنند . جنگاوران ساكسني و نورمني لبادههاي زرهي بر تن ميكردند كه بازوها و اندام را تا سر زانو محافظت ميكرد . آنان كلاهخودي از جنس خفتان بر سر ميگذاشتند و زير خفتان جليقههاي نيمتنه ، لايهدار ميپوشيدند . اين نيمتنه مانع از آن ميشد تا ضربات شمشير سبب شود كه خفتان مستقيماً به پوست بدن فشار آورد .
در گذشته از فيل ، اسب ، الاغ و گاو اخته در جنگ استفاده ميكردند . اكثر اين حيوانات براي حمل سربازان و كشيدن واگن مورد استفاده واقع ميشدند ، اما از فيل تقريباً مثل تانك امروزي استفاده ميكردند چون مي توانست سربازان را زير پا له كند به علاوه كمانداران بر پشت آن سوار ميشدند و با ديد بهتري هدفها را ميزدند .
اسب اين امكان را به ارتشهاي گذشته ميداد تا به سرعت جابجا شوند . از آنها براي كشيدن واگن ، تجهيزات محاصره و غارت يا حمل غنايم استفاده ميكردند . در ميدان رزم ديدهوران و پيكها با نشستن بر اسب خبرها را نزد سرداران ميبردند و دستورات آنان در باره نقشه جنگ را به ديگران ابلاغ ميكردند . دشمن نميتوانست اسبهاي قوي هيكل سواران اسلحه را كه در كنار هم مي تاختند و حمله ميكردند به آساني متوقف كند .
نخستين قومي كه از اسب در جنگ استفاده كرد قوم آشور بود كه حدود 800 ق.م آن را به ميدان آوردند و براي سواره نظام و كشيدن ارابه و شكار استفاده كردند . روميها از نژاد اسبهاي اروپايي ، خاورميانهاي و آفريقايي در پرورش نسل اسب براي انجام مسابقه ، شكار ، حمله شديد و رام كردن بهره گرفتند .
سلاحي كه جنگجوي سواره به كار ميبرد منعكس كننده مهارت او به عنوان سواركار بود . سواران مغولي چنگيزخان ميتوانستند بدون گرفتن عنان اسب سواره بروند و البته اين كار به معناي آن بود كه ميتوانستند در پشت زين از كمان خود استفاده كنند . سواران معمولاً نيزه كوتاه و بلند را در يك دست ميگرفتند و با آن ضربت ميزدند . نيزه آن قدر بلند بود كه به سرباز پياده امكان ميداد تا از نزديك به دشمن ضربت وارد كند . آنان معمولاً مستقيماً به سوي دشمن پيش مي تاختند تا سرعت و نيروي محركه آني اسب را به سنگيني نيزه بيفزايد . نيزهسواران در اروپاي قرون وسطي موردپسند واقع شدند و سواران لهستاني و مجارستاني استفاده از آن را ادامه دادند . نيزهداران لهستاني از اين سلاح در جنگهاي ناپلئوني سالهاي 1800-1815 برضد فرانسويان استفاده كردند . شهسواران قرون وسطي هم قبل از اين زمان در جنگها از نيزه استفاده ميبردند و مهارتهاي خود را در مسابقات نشان ميدادند . چون در جنگ با نيزه ممكن است دشمن اسب شهسوار را هم به صورت هدف درآورد از اين رو صنعتگران به ساختن زره براي اسب روي آوردند .
زره اسب را سينهپوش هم مي گفتند كه در سادهترين شكل خود شامل خفتان و صفحهاي براي پوشاندن جلوي صورت اسب و سينهبند تزييني ميشد كه تا بالاي پاهاي جلو سينه ميرسيد . اگر قرار بود اسبي تماماً زرهپوش شود گذشته از پوششهاي فوق ، كفلپوش ، رانپوش و پهلوپوش را هم بر آن ميافزودند . كفلپوش در واقع سرين اسب را محفوظ ميدانست . ران پوش و پهلوپوش هم صفحه اريبي شكلي بود كه به قاعده زين مي بستند . اين صفحه پهلوهاي اسب را ميپوشاند و فاصله كفلپوش و سينهبند را پر مي كرد.
امروزه ميتوان نمونههاي متعددي از استحكامات دوره ماقبل تاريخ و عهد قديم را در سراسر دنيا مشاهده كرد . كساني كه آنها را بنا كردهاند غالباً از عوارض طبيعي زمين مثل تپه ، صخره ، پرتگاه ، رودخانه ، درياچه و باتلاق براي استحكام آنها بهرهداري كردهاند . هرجا چنين عوارضي موجود نبوده مردم با حفر خندق و ايجاد خاكريز و بعدها با ساختن ديوار و برج اين گونه موانع را به وجود آوردندهاند . سازندگان قلعه بعضي اوقات از مكانهاي قبلي استفاده ميكردند . مثلاً هنري اول شاه انگلستان ، در دهه 1120 ميلادي با استفاده از استحكامات مربع شكل و متعلق به دژ نظامي پيشين ساكسونهاي رومي در پروچستر واقع در همشاير ، قلعهاي بر فراز بلندي و محصور در ديوار بنا كرد . اكنون هم ميتوان نماي كلي دژهاي نظامي مربع شكل رومي را در سراسر اروپا مشاهده نمود . دژ نظامي را به زبان رومي كستروم ميگفتند كه واژه انگليسي كسل به معناي قلعه از آن اقتباس شده است .
ديوار قلعهها را با يك الگوي ثابت مي ساختند و معمولاً برگرد قلعه ديوار سد مانندي بالا ميآوردند . ضخامت ديوار بين 5/1 متر تا 8 متر متفاوت و آن قدر عريض بود تا نگهبانان بر بالاي آن راه بروند . بر بالاي ديوار جانپناه يا سنگرهايي ميساختند كه خود حدود نيم متر ضخامت داشتند . در بعضي از قلعهها اين جانپناه را تنها در بالاي وجه بيروني ديوار بالا ميآوردند . تعدادي هم در هر دو وجه يعني رو به بيرون و داخل قلعه مي ساختند . بلندي اين جانپناه ها به حدود 2 متر ميرسيد و از اين رو بگهباني كه بر بالاي ديوار سد مانند ميايستاد ميتوانست به طور كامل پشت آنها پنهان شود و محفوظ بماند در طول جانپناهها فاصلههاي معيني وجود داشت كه آن قدر كم ارتفاع و عريض بود كه كمانداران از آن به سوي دشمن تير پرتاب ميكردند . اين فواصل يا شكاف را برج و بارو و كنگره ميگفتند . به بخشهاي مرتفع شكافها كه كمانداران را محافظت ميكرد ، بارو يا جرز ميان دو تيركش ميگفتند .
پيش از اختراع توپ ، سلاحهاي بمباران كننده را براساس استفاده از نيروهاي طبيعي مي ساختند . سلاحهاي عهد قديم و دوران قرون وسطي بر پايه سه اصل عمل كردند : فشار فنر ، پيچش و استفاده از وزنه تعادل . مثلاً كمانهاي زنبوركي فوقالعاده بزرگ از فشار فنر استفاده ميبردند . در اين كمانها از چوبهايي با خاصيت فنري مثل چوب زبان گنجشك يا چوب درخت سرخدار كه به آساني خم ميشد ، استفاده ميكردند .
پيچش يا پيچيدن را در سلاحهايي به كار ميبردند كه قدرت آن را طناب پبچيده فراهم ميآورد . هر چه طناب را محكمتر ميپيچند هنگام رها شدن قدرت بيشتري به دست ميآمد . از اين روش براي پرتاب سنگ يا نيزه بهره ميبردند . روميها در سده سوم ميلادي يكي از سلاحهاي پيچشي خود را كه نوعي منجنيق سنگين براي پرتاب سنگ بود گورخر نام دادند . دليل اين نامگذاري آن بود كه وقتي طناب اين ماشين را رها ميكردند لگد شديدي ميزد . روميها طناب اين ماشين را از موي آدمي درست ميكردند زيرا خاصيت كششي آن زياد بود .
منجنيق سنگانداز هم نوعي سلاح مثل كمان زنبوركي بود . در اين ماشين ، با خم كردن دو قطعه چوب در يك طناب پيچيده يا قيطان مو ، فشاري مثل فنرايجاد ميكردند .
سلاحهايي كه براساس وزنه و تعادل يا خاصيت ترازويي عمل ميكردند حدود 500 ميلادي از چين به اروپا رسيدند . اين نوع سلاحها همچون الاكلنگ عظيمي بودند كه در يك سر وزنهاي ثقيل و در سر ديگر آن فلاخن يا پرتاب كنندهاي ميبستند . سنگ يا هر نوع « مرمي» ديگري را در فلاخن ميگذاشتند كه از پايين مهار شده بود و در اين حالت وزنه تعادل در هوا بود وقتي مهار خلاص ميشد وزنه تعادل به پايين ميآمد و سنگ فلاخن را به هوا پرتاب ميكرد . سنگ تنها چيزي نبود كه سلاح ترازويي مي توانست پرتاب كند . مواد شعلهور را هم بر بالاي ديوار پرتاب ميكرد تا آتشسوزي ايجاد شود . و به علاوه اجساد انسان و حيوان را نيز به سوي مدافعان پرتاب ميكردند تا موجب عفونت شود و روحيه مدافعان پايين بيايد . امروزه در نظر اول اين نوع سلاح خشن وساده جلوه ميكند . اما در شرايط قرون وسطي و وجود جادههاي نامطلوب و وسايل نجاري ، ساختن سلاحهايي مثل منجنيق تعادلي يا منجنيق سنگانداز و آوردن آنها به ميدان نبرد ، در واقع شاهكار حيرتآوري به شمار ميرفت .
سينهكشها ، دژكوبها ، و نقبزني
براي آنكه محاصره كنندگان بتوانند سلاح هاي خود را به دشمن محاصره شده نزديكتر كنند ، بيرون از ديوارهاي قلعه يا شهر به ساختن سينهكش يا سراشيبي اقدام ميكردند . سينهكشها يا گذرگاهها را براي آن ميساختند تا از حفرهها و خندقهاي پر آب عبور كنند . مطلوبتر آن بود تا بيشتر از يك سينهكش ساخته شود تا دشمن نداند حمله اصلي از كدام جهت انجام ميشود . روميها در ساختن سينهكش موسوم به پشته يا خاكريز با استفاده از چوب ، خاك و سنگ مهارت داشتند و پيشگامي كردند .
نيروهاي محاصره ابتدا خندق را پر ميكردند و تا پاي ديوار دشمن سينهكش ميساختند ، سپس قلعهكوبها را روي چرخ به موضعشان ميكشاندند . قلعهكوب را بايد قديميترين سلاحهاي محاصره به شمار آورد . ابتدا آنرا از تنه قطور درخت مي ساختند و با زنجير از چهار چوب يا قاب الواري ميآويختند تا در هوا نوسان كند . همه اين مجموعه را در داخل حفاظي موسوم چارطاقي يا پنت هاوس قرار مي دادند . سقف و ديوارهاي چار طاقي را غالباً با پوست حيوانات ميپوشاندند و آن را خيس ميكردند تا در مقابل آتش مصون بماند .
قلعهكوبها را به قبه فلزي و بعضاً هم به شكل قوچ ميساختند و اين قبه را در نوك تنه درخت براي كوبيدن نصب مي كردند . جنگاوران با نوسان دادن ميله دژكوب و كوبيدن آن به در و با سعي فراوان و با صرف وقت ميتوانستند سوراخي در آن ايجاد كنند .
باروت جامد موقع سوختن به سرعت به گاز بدل مي شود و اگر منفذي براي خروج باشد جرقه و دود سفيدي ايجاد مي شود و صداي چنداني هم توليد نميكند . اما اگر منفذي موجود نباشد بر نيروي انفجاري و صداي آن افزوده ميشود . در اين حالت انرژي توليد ميكند كه ميتواند موجب راندن جسم جامد در داخل لوله شود و يا ساختماني را منفجر كند . بريتانياييها نخستين قومي در اروپا بودند كه در نبرد كرسي ( 1346 ) باروت به كار بردند .
ميگويند ادوارد شاه انگلستان سه تا پنج قبضه تفنگ داشته است كه به دليل شكل بطري يا ظرف مانندشان آنها را كوزه ميناميده . سلاحهاي اوليه ، سنگ پرتاب ميكردند و يا مانند كمان زنبوركي پيكان رها ميكردند .
با گذشت سيصد سال در ساختمان توپ تغييري حاصل نشد . ابتدا باروت را از دهانه توپ داخل لوله ميريختند و سپس با سنبه آن را در ته لوله مي فشردند آنگاه لايي پنبه را از دهانه لوله با كمك سنبه به ته لوله مي راندند تا باروت فشرده را در جاي خود محكم نگاه دارد . سپس گلوله مدور را در سر لوله وارد ميكردند. در ته لوله سوراخي كوچكي وجود داشت كه قدري باروت در آن ميريختند و رشتهاي آغشته به شوره يا نيترات پتاسيم را به اين سوراخ وارد ميكردند و آتش ميزدند كه به آرامي ميسوخت .
منبع : http://takp30.blogfa.com/post-515.aspx
منبع اصلي كتاب : تاريخ تحولات و فناوري نظامي از دوران باستان تا امروز
سلاح انفرادی
مقدمه
انسان برای اولین بار برای محافظت از خودش از سلاحهای سرد استفاده می کرد. بعد از مرور زمان همان طور که انسان ها و دنیا پیشرفت کرد انسان هم برای محافظت از خود به پیشرفت پرداخت که این پیشرفت بعد از جنگ ایران و عراق در کشور ما بسیار خوب بود که ایران بعد از جنگ شروع به ساخت وساز انواع اسلحه نمود که تا در برابر ظلم و ستمی که دیگران به آن می کند بتواند مبارزه کند و این سلاح ها به دو دسته تقسیم شده اند: یکی سلاح های سبک و دیگر سلاح های سنگین.
سلاح هایی که انسان به تنهایی بتواند آن را حمل کند را سلاح های سبک می گویند. مانند: ژ-3، کلاشینکف- برتا، یوزی، آرپیچی7، دو شکاه و...
سلاح های که انسان نتواند آنها را جابجا نماید را سلاح های سنگین می گویند.
مانند: توپ، تانک، مینی کاتیشا، خمپاره که دارای خمپاره که داریم خمپاره 120-82 ، کاتیشا و...
در اینجا ما به سلاح های سبک می پردازیم که سلاحهای سبک دارای سه وضعیت می باشد سلاح خودکار، سلاح نیمه خودکار، سلاح غیر خودکار می گویند.
به طور کلی سلاح ها به دو دسته تقسیم می شوند :
1-سلاح های گلوله زنی (rifle ): این سلاح ها تماما دارای خان بوده و یک گلوله (سربی یا فولادی) را شلیک می کند و بر حسب مسلح شدن به سه دسته :
1-گلنگدنی (Bolt Action) :پس از هر شلیک باید گلنگدن با دست کشیده شود تا سلاح آماده شلیک گلوله بعدی شود. مانند :برنو (مازور98). نخجیر 3 (270ایرانی).270 وینچستر و...
2-نیمه خودکار( (SemiAutomatic:به صورت تک تیر. تیر اندازی میکند وفقط برای یک بار کافیست گلنگدن را کشیده تا سلاح مسلح شده و وقتی تیر اندازی می کنیم سلاح خودش گلنگدن را برای بارها ی بعدی خواهد کشید. مانند: ام 1 .دراگانوف.
3-تمام خودکار(full automatic):مانند نیمه خودکار می باشد با این تفوت که سلاح قابلیت شلیک به صورت رگبار(پشت سر هم ) را نیز دارد. مانند:کلاشنیکف (Ak-47)-ام 16- ام4-ژ3(G3 )-ژ36(G36)و تمامی مسلسل ها...
سلاح های گلوله زنی فاصله های نسبتا دور را مورد هدف قرار می دهند بالای 400 متر (بجز سلاح های مخصوص در گیری شهری مثل کلت ومسلسل های یوزی وبرتا و....)به سلاح هایی که فاصله های دورتر بالای 1000 متر را مورد هدف قرار میدهند (سلاح های تک تیرانداز)Sniper rifle میگویند .
2-سلاح های ساچمه زنی : این سلاح ها برای شکار پرنده و در فواصل نزدیک مورد استفاده قرار می گیرند معمولا بین 100تا 150 متر .وشاید دلیل این برد کم .نداشتن خان در این سلاح ها می باشد.
تعداد زیادی ساچمه در درون گلوله های این نوع سلاح ها قرار می گیرد و پس از شلیک در درون بدن شکار پخش میشوند.
اسلحه ak47
میخاییل كالاشنیکفدر سال 1919 میلادی در یكی از روستاهای سیبری در خانواده ای كشاورز و پر جمعیت به دنیا آمد. میخاییل هفدهمین فرزند خانواده بود و در نوجوانی حتی نمیتوانست دوره متوسطه مدرسه را تمام كند.
میخاییل مستعد تمامی اطلاعات و مهارتها را خود مستقلانه و با همت و پشتكار و تلاش خستگی ناپذیر كسب کرد. او زمانی که وارد ارتش شد با استعداد خود فرمانده هانش را شگفت زده می کرد مانند ساخت دستگاه شمارشگر توپ های شلیک شده ازتانک او به هین ترتیب با استعداد هایش توانست به درجات بالاتر برسد.
كالاشنیكف در سالهای 1941 تا 1945 میلادی در جنگ جهانی شركت كرد كه در آن به شدت مجروح شد وی پس از بازیافتن سلامتی خود شروع به اختراع سلاح دستی اتومات كرد.
در نتیجه آزمونها و تلاشهای وی طی چندین سال كالاشنیكف تفنگ خود را ساخت. اختراع وی در رقابتی بین نمونههای شركت كننده، بهترین شناخته شد و در سالهای آخر دهه 1940 تصویب شد كه ارتش شوروی سابق به این اسلحه تحت عنوان 47 AK (اتومات كالاشنیکف 1947) تجهیز شدودر اواسط دهه پنجاه 47 AKبا اندکی تغییر مثل اینکه در ای کی۴۷ شعله پوش اوریب ندارد ولی در ای کی ام اوریب دارد تغریبا بهینه سازی شد و به سلاح استاندارد نیروهای مسلح شوروی سابق تبدیل شد.
نام كالاشنیكف به طور واقع تبدیل به افسانه شد اتومات كالاشنیكف رایج ترین تفنگ در جهان است امروزه در جهان 100 میلیون كالاشنیكو اتومات در مدلهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.این اسلحه مشهور روسی در نیروهای مسلح 55 كشور جهان وجود دارد و در آرم ملی شش قدرت جهانی به تصویر كشیده شده است. میخاییل كالاشنیكف بیش از 50 سال زندگی خود را در كارخانه اسلحه سازی در شهر ایژفسك گذرانده كه تا همین امروز نیز به كار خود ادامه میدهد وی در حال حاضر رییس اتحاد اسلحه سازان روسیه است. اين سلاح در سه نوع با قنداق ثابت وتاشو از زير و تاشو از بغل ساخته مي شود كه نوع تاشو آن به دليل اشغال كردن فضاي كمتر و حمل آسانتر مورد توجه قرار گرفته است.
به خاطر کوچکی و سبک بودن نسبی در جنگهای چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد. کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ است ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده است.
در جریان جنگ اول و دوم جهانی دو نکته اساسی در مورد اسلحه سربازان به اثباترسیده بود .اولاینکه تفنگهای بلند با مهمات قوی و برد زیاد به دلیل سنگینی ومشکلات حمل مناسب میدان نبرد نمی باشند.دوم اینکه اسلحه های سبک باوزن و طول کم هم با توجه به تحرکی که به سرباز می دادند اما در فاصله های بالای د متر تاثیر چندانی نداشتند.
بنا بر این این سلاح برای بر آوردن نیاز شوروی بعد از جنگ جهانی دوم طراحی شد .
و این به معنای داشتن خصوصیات زیر بود :
-سادگی ساختمان
-نگهداری آسان
-خوش دست بودن
-توانایی تولید انبوه
-اطمینان در عملکرد در بد ترین شرایط.
طراحی این سلاح به وقتی بر می گردد که سرهنگ میخاییل کلاشینکف به علت راحات وارد شده در جنگ جهانی دوم در بیمارستان بستری بود . وی ابتدا دست به حول در سلاح های به کار رفته در جنگ جهانی دوم مثل ام پی ۴۴ زد . اما سر انجام به کر طراحی یک سلاح هجومی برای ارتش شوروی افتاد . این طرح مورد موافقت ران شوروی قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۹۴۷ به ارتش شوروی تحویل گردید.
کلاشینکف پر مصرف ترین سلاح نیمه دوم قرن بیستم بوده است و هنوز هم نمونه ای مختلف آن در بسیاری از نقاط جهان تولید می شود اکنون در حدود ۱۰۰ میلیون بضه از این نوع سلاح تولید شده است . شهرت این اسلحه در سادگی عملکرد و گهداری آسان و اطمینان بالا در عملکرد در شرایط بد محیطی می باشد
اسلحه آ-کا ۴۷ همواره به عنوان یک تفنگ قابل اعتماد شهرت فراوانی داشته است ین اسلحه توسط فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و لوله برگشت گازنسبتا بزرگ آن روی لوله اصلی قابل مشاهده است . این تفنگ به دلیل اینکه با تلرانس های نسبتا بازی ساخته شده است قادر به شلیک در محیط های برفی و گل لود و شن و ماسه می باشد . در نتیجه در میان بسیاری از واحد های نظامی جهان ز جایگاه ویژه ای بر خوردار است.
نکته جالب این است که آ-کا۴۷ تنها اسلحه است که بسیاری از سازمان ها و نهاد هاآن را به عنوان سمبل خود در نظر گرفته اند . مانند حزب الله لبنان و سپاه پاسداران یران و پرچم موزامبیک که طرحی از کلاشینکف در آن به چشم می خورد.
استفاده از این سلاح به دلیل ساختار ساده آن بسیار راحت است به وریکه همه ما بارها تصاویر کودکان ویتنامی و آفریقایی را دیده ایم که با وجود اینکه ول سلاح به اندازه قد این سربازان کوچک است اما به راحتی از تفنگ خود استفاده ی کنند.
آ-کا-۴۷ نتیجه تجربیات شوروی در طول جنگ جهانی دوم بود . مطالعه گزارشات نشان ی داد که اغلب در گیری ها در فاصله کمتر از ۳۰۰ متر رخ میداد و طرفی پیروز این مدان بود که قدرت آتش بالا تری داشت در نتیجه کلاشینکف پاسخی به این نیاز رتش شوروی بود. این سلاح به یک سرباز متوسط توانایی نواخت تیر بالایی میابخشد و به همین دلیل قدرت آتش یک جوخه سرباز مسلح شده با این سلاح به طرزوحشتناکی افزایش می یابد. اما وجود قدرت آتش بالا به معنی افزایش دقت نیست.
از معایب این سلاح می توان به صدا و حرکت زیاد در حین شلیک و دقت پایین و مکانیزم آتش و ایمنی ضعیف و قدیمی اشاره کرد. مدل ها:AK47 AK47 (SAR1 AK47S
AKM AK74U AK74 AK74S AKS-74N AK101 AK102 AK103 AK104 AK105 AK107 AK108 MODEL OF SSR-85B NORINCO AK47 AKSN
اسلحه G36
G36 د سال 1990 از پروژه HK-50 ارتش آلمان(BUNDESWEHR) بوجود آمد که شامل یک سری سلاح در کلاس های متفاوت با مشخصات یکسان بوده.G36 پیش از اینکه یک طرح انقلابی باشد در نتیجه تکامل طرح های دیگر بوجود آمده است و با وجود اینکه حداکثر تکلولوژی روز در آن مورد استفاده قرار گرفته در واقع تکلولژی فوق العاده ای در آن به چشم نمی خورد.
ناگفته نماند هسته مرکزی G36 با اندکی تغییرات در ایالات متحده تبدیل به دو سلاح XM-8 و مدول انرژی جنبشی XM-29 شده است که این نشان از بی عیب و نقص بودن طرح G36 دارد.
مشخصات فنی
گلنگدن و مکانیزم گاز G36 بسیار شبیه به AR-18 بوده که البته نسبت به آن مورد بهینه سازی و اصلاح قرار گرفته است.در نتیجه ی این پیشرفت نسبی در یک تست بعد از شلیک هزار تیر در بررسی هایی که به عمل آمد هنوز هم مکانیزم کاملا تمیز بود.تمیز کردن اسلحه نیز به سادگی با یک پرس نرم و حلال رقیق و سپس با روغن کاری انجام می گیرد.
G36 سلاحی با مکانیزم گازی است که قفل گلنگدن آن چرخشی از نوع استونر(یوجین استونر طراح M16) است.این مکانیزم یک سنت شکنی از طرف((هکلرکوخ))محسوب می شود که تاکنون در سلاح های بزرگ حود از سیستم قفل تاخیری مکشی استفاده می کرده است.
تمام سیستم های متحرک سلاح اعم از گلنگدن و حامل گلنگدن فنرها و قطعات رابط کوچک از پلیمرهای تقویت شده با فیبرکربن ساخته شده اند که این موجب کاهش وزن و سادگی در نگهداری همچنین افزایش قابلیت اطمینان شده است.
G36K مدل کارابین این سلاح بوده که تنها تفاوت آن با مدل اصلی در لوله و محافظ دست کوتاه شده آن است.همچنین MG36 مدلی به عنوان تیربار مورد استفاده قرار می گیردد دارای لوله قوی تر و دو پایه و همچنین خشاب کاسه ای با ظرفیت 100 تیر است.G36C نیز به گونه ای طراحی شده با لوله ی کوتاه تر برای استفاده یگان نیروهای مخصوص است که به تعبیری حتی از آن به عنوان یک SMG با کالیبر بزرگ نیز می توان نام برد.
تفنگ تهاجمی سبک وزن و ازمایشی ایکس م ۸ به احتمال زییاد اواخر سال جاری میلادی جایگزین سلاح م۱۶ وسلاح م۴ نیروهای نظامی امریکا خواهد شد.طراحی و ساخت این سلاح پیشرفته به اکتبر ۲۰۰۲ باز می گردد.شرکت الییانت تک سیتمز با دریافت ۵ میلیون دلار بودجه از بخش تحقیقاتی ارتش ایالات متحده شروع به کار در این زمینه کرد.که در نهایت این شرکت از کمپانی معظم {هکلر وکخ}جهت هر چه سریعتر انجام رسیدن پروژه و با توجه به دانش فنی وتجربه ی بی نظیر این کمپانی دعوت به همکاری کرد.مکانیزم ایکس م ۸ بر پایه ی مدول انرژی جنبشی تفنگ پیشرفته ی ایکس م ۲۹ که فعلاء در حال توسعه و ازمایش است طراحی و ساخته شده.که ان نیز بر گرفته از سلاح جی ۳ گمپانی{هکلر و کخ}است.با توجه به اینکه مدول انرژی جنبشی ایکس م ۲۹ و سلاح ایکس م ۸ هر دو از مهمات کالیبر ۵.۵۶میلیمتری استفاده میکنند یکسانی قطعات و یک پارچگی سیستم ها از افزایش هزینه ها جلوگیری کرده و موجب خواهد شد که قطعات به طور گسترده در دسترس باشند.ایکس ام ۸ قدرت تخریب و کشندگی برابر سلاح م ۱۶ و م۴ را دارا بوده در حالی که حدود ۲۰٪ وزن کمتر نسبت به سلاحای نام برده شده را دارد.ایکس م ۸ وزن بار حمل شونده توسط سرباز مدرن قرن ۲۱ را کاهش و قدرت مانور و حرکت وی را افزایش می دهد.ایکس م ۸ خانواده ای متشکل از سلاح هایی با طول لوله متفاوت استکه برای پاسخ گویی به نیاز های متفاوت یک جوخه پییاده طراحی شده است.انتظار می رود مدل استاندارد ای ر سبکتر از کاربین م ۴ باشد.قفل گلنگدن این سلاح چرخشی است که مشابه م۴ و م۱۶ بوده و مکانیزم ان نیز با فشار گاز عمل میکند و توسط یک پیستون گاز و میله ی فشارنده به حرکت در می اید.بر عکس م۱۶ وم۴ که با فشار مستقیم گاز باروت عمل میکنند.مکانیزم ایکس م۸ از پر شدن مکانیزم داخلی توسط کربن رسوب کرده جلوگیری میکند که در اسطلاح نهایت قابلییت اطمینان سلاح را بالا می برد.طی یک ازمایش تیر اندازی در المان این سلاح ۴ خشاب صد فشنگ را در عرض چند دقیقه و بدون مشکل خالی کرد.یک سرباز در شرایط دشوار محیطی منطقه در گیری بدون روغن کاری و نظافت می تواند ۱۵ هزار تیر شلیک کند.سلاحی که به روش اهنگری سرد ساخته شده طول عمر مفیدی در حدود ۲۰ هزار شلیک تیر داشته و در صورت مصدود شدن یا به داخل زدن تیر از استحکام کافی بر خوردار است.
AK 9 جدیدترین سلاح ساخت روسیه است که مهمات مورد استفاده آن از خانواده 9x39 mm SP-5, SP-6 است.کارخانه ایزماش روسیه در حالی آن را ساخته که این سلاح بعدا در کنار سلاح های مورد استفاده با تروریسم و سرویس های مخفی قرار گرفت.
این سلاح در حال رقابت با سلاح های 9A-91 و SR-3M فشرده(مترجم:کوماندویی و کوچکتر از مدل کوماندویی) است.سلاحی که میتواند برای سربازان خاص ارتش روسیه(مترجم:RECON TROOPS و یا سربازان مخفی) و برای سرویسهای مخفی و جاسوسی همچنین نیروهای ویژه رهایی گروگان،مبارزه با تروریسم و مواد مخدر مورد استفاده قرار بگیرد.
بیسیک اصلی سلاح شبیه سلاح AK 104 است.منتها با کمی پیشرفت ساخته شده است.این ایتم ها با کلاشهای AK 47 و AK 104 شبیه هستند اما با کمی پیشرفت و رفع نقض های احتمالی:
عملکرد گاز چه در رفت و چه در برگشت/عملکرد چرخشی/اهرم انتخاب اتش/قنداق پلیمری ثابت و تاشو/ایمنی/
در سمت چپ سلاح ریلی تعبیه شده برای نصب لوازم جانبی از جمله دوربین:
ریل مورد نظر از نوع استاندارد از و میتوان برای چفت کردن قابل اطمینان از یک پیج هم استفاده کرد.
خشابها از نوع پلیمری و دارای رنگ سیاه و سفید هستند.در بعضی از قبضه ها خشابها دارای ظرفیت 20 گلوله هستند پس با اینحال فعلا برای نیروهای ارتش روسیه مناسب نیستند.این سلاح در حال توسعه داده شدن است.
سایر مشخصات:
کالیبر:9x39 mm SP-5, SP-6
عملکرد:گازی چرخشی
طول کلی:465 / 705 mm ،با نصب صدا خفه کن 646 / 881 mm with silencer
وزن: 3,1 kg با خشاب خالی،3.8 kg چنانچه سایلنسر یا صدا خفه کن نصب شده باشد
نرخ اتش:درج نشده
ظرفیت خشاب :20 گلوله
مترجم :جیم ساترلند
منبع:سایت وورلد گانز
M468 barret سلاحی که پاسخگوی نیروهای ویژه ارتش امریکا شد
مترجم:به دلیل طولانی بودن مطلب برای این مقاله آن را به صورت مختصر و یا اینکه در دو قسمت جداگانه برای خوانندگان قرار می دهیم.که البته در سایت مورد نظر تا آنجا که بنده ملتفت شدم مطلب برای این سلاح کافی نیست)
در عملیات نظامی پس از 11 سپتامبر 2001، نیروهای ویژه ارتش آمریکا متوجه نقصی در سلاح کاربین ام 4 و مهمات مربوطه ی آن شدند.اینکه ام 855 فاقد نفوذ کردن و کشتن بوده.
در نتیجه این نقص را با مهمات رمینگتون 6.8 و کارتریج های جدید آن پر کردند.رمینگتون 6.8 30 در صد پر انرژی تر از مهمات ام 855 بوده که البته هنوز در سلاحهای ام 16-ام 4 و ar 15 استفاده میشود.
m468 بعد از این موضوع تولید شد و برای استفاده بهتر از مهمات رمینگتون 6.8 جوابگوی خوبی بود و از لحاظ تاکتیکی مورد علاقه واقع شد.
m468 سلاح لوله کوتاه(مترجم:کاربین) و بهترین سلاح برای شلیک مهمات رمینگتون 6.8 است.سلاحی که با داشتن زائده های ریلی بسیار و در نتیجه افزودن بسیاری از وسائل برای ایجاد شلیک بهتر و دقت بهتر مورد علاقه ی کاربران قرار گرفته و صد البته کسی که با این سلاح شلیک میکند اموزش های زیادی در خصوص این سلاح دیده است.حتی برای دریافت اطلاعات پنهان آن باید این اطلاعات را از کاربران حرفه ای آن پرسید.
یک کاربر با توجه به اینکه سلاح زائده های ریلی بسیاری دارد میتواند هر وسیله مورد علاقه از دوربینها مادون قرمز تا بهترین سیتمهای نشانه روی و روئیتی را به سلاح بیفزاید.این یکی از بهترین امتیازات این سلاح می باشد.اینکه کاربر میتواند به طور مثال دوربین را در هر جایی از سلاح قرار دهد.سلاح به طور طبیعی دارای خنک کننده لوله نیز می باشد.به تصویر زیر دقت کنید:
نکته دیگر اینکه سلاح دارای مناظر دید جالبیست.به عنوان نمونه:ام 468 در مناظر عقب خود دارای گیره و تنظیم شلیک برای مواقعی که باد میوزد می باشد.طوری که در زمانی که باد می وزد میتوان با تنظیم این گیره اثر باد را بر روی تیر خنثی کرد.همچنین تنظیم ارتفاع تیر (مترجم:برای درک بهتر مثلا کلاش) به صورت حرفه ای را دارد که البته تنظیم ارتفاع در مناظر جلو تعبیه شده است..سیستم تخلیه پوکه نیز در سمت راست قرار گرفته است.قنداق آن مثل قنداق ام 16 اما بهتر از آن طراحی شده به نحوی که تیر انداز با آن راحت تر باشد.سیستم گلنگدن آن نیز مانند ام 16 و ام 4 می باشد و در عقب سلاح و به صورت موازی قرار دارد.دکمه آزاد کردن خشاب در سمت راست و با یک بند انگشت از خشاب فاصله دارد.ضامن خلاص کردن گلنگدن نیز در کنار خشاب قرار دارد.اهرم مخصوص رفع گیر سلاح یا جمگیر آن نیز همانند ام 16 در عقب سلاح و کنار گلنگدن اسلحه قرار دارد.البته قنداق آن نیز قابل تعویض است و میتوان از قنداق تلسکوپی همانند قنداق ام 4 نیز استفاده نمود.
اگر بخواهیم که یک سلاح دقیق و حرفه ای را به شما معرفی کنیم ،ام 468 نمونه ی بارز این سلاح هاست.از ام 468 به عنوان اسنایپر نیز استفاده می شود.اسلحه ای خوش دست و تاکتیکی که کار با آن لذت بخش می باشد.
ساختما سلاح در کل به گونه ایست که پس زدن سلاح به صورتی و خود به خود مهار می شود.سلاحی که مورد علاقه ی نیروهای ویژه ارتش امریکا و بخصوص marksmanship،نیروهای ضربت پلیس امریکا swat،و نیروهای گارد ملی امریکا می باشد.سلاحی تازه متولد شده و البته اطلاعات دیگری نیز از این سلاح وجود دارد که در دسترس نیست.کارخانه ی barret منحصرا برای مهمات رمینگتون 6.8 این سلاح را ساخته که بعدا جوابگوی همه چیز شد.
سلاحی که ارام ارام جایگزین ام 4 و ام 16 خواهد شد.(مترجم:نیروهای ویژه پلیس سازمان ملل یا مبارزه با تروریست نیز از همین سلاح استفاده می کنند)
کالیبر:5.56 ناتو و رمینگتون 6.8
عملکرد:گازی چرخشی
فضای خشاب:30 گلوله.در مدل اسنایپر 10 تا 20 گلوله(مترجم:سلاحی مشابه ام 468 وجود دارد با نام SR 25 که دور زن می باشد)
برگه ناظم آتش:ضامن،تک تیر و رگبار
LR-300 سلاح تاکتیکی برای زدن آسان اهداف
سلاح ال ار ساخت شرکت ZM آمریکا،در سال های 2000 تا 2007 تولید شده بود و زمانی که طراحی آن در نمایشگاهی در ایالت متحده آمریکا به نمایش گذاشته شد کشور کانادا نیز از آن استقبال کرده و پیشنهاد ادامه تولید این سلاح به صورت مشترک به امریکایی ها داده.این سلاح طوری توجه کانادایی ها را به خود جذب کرده که کانادا نیز خود پیشنهاد تولید شبهه مهمات(مترجم:احتمالا منظور کپی مجوز ساخت مهمات) و بعضی از قطعات یدکی (حتی بند سلاح)را به امریکاییها نیز داده است.تا به این صورت این سلاح مجددا با اهداف تاکتیکی تولید شود.
سلاح ال ار 300 در واقع برگرفته از نمونه اصلی سلاح AR-15 و M16 می باشد و با الگو گیری از ساخت این دو سلاح پیشرفت خود را آغاز کرده است.(مترجم:آلن زیتا آن را ارتقا داده است)
در واقع این سلاح تقریبا همانند مدل AR-15 عمل میکند.
سلاح ال ار 300 در یکی از مدلهای خود همانند سلاح کاربین ام 4 نیز عمل میکند(مترجم:برگه ناظم آتش و قنداق آن)
در مدل ZM LR300ML حتی همانند سلاح ام 4 کوتاه و کوماندویی طراحی شده است.
همانگونه که این سلاح از AR15 الگو گرفته اما یکی از تفاوتهای ال ار 300 با AR15 در قیمت سلاح است.ال ار 300 نسبت به AR15 گرانتر می باشد.
عملکر سلاح با گاز باروت می باشد و در بعضی مدلهای خانواده این سلاح به صورت نیمه اتوماتیک کار می کند.
تفاوت دیگر این سلاح با AR15 در پس زدن یکی از قطعات سلاح با نام لوله بافر است.
در سلاح ال ار 300 بدون نیاز به پس زدن لوله بافر عمل میکند(بر خلاف AR15)
مدلها به ترتیب:
1-LR-300SR
2-LR300/14.5
3-LR-300 ML
شباهت های سلاح با AR 15:
افزایش طول لوله،ماشه،ضامن،خشاب،قاب به صورت پلیمر و فلزی
مشخصات:
کالیبر:5.56 در 45 میلیمتر/222 رمینگتون
عملکرد:برخورد مستقیم گاز باروت،چرخشی
طول کلی:مدل اول946 م م،مدل دوم:896 میلی متر،مدل سوم:820 م م
وزن:مدل اول:2.95،مدل دوم:2.75،مدل سوم:2.54
نرخ آتش:در مدل اول و دوم لیست نشده،مدل سوم:950 گلوله در دقیقه
ظرفیت خشاب:30 گلوله
ورژن 2001(طراحی و ساخت اولیه)مدل ML
ورژن 2006 با برگه ناظم آتش تک تیر و رگبار در مدل SR
ورژن پارا (مخصوص ایالت متحده امریکا)با قنداق جدا شونده
با قنداق تا شونده
A-91 سلاح انفرادی از نوع بولپاپ ساخت روسیه
بولپاپ 91 یا آ91 سلاح هجومی از نوع خشاب عقب(بولپاپ) میباشد.ساخت شرکت کا بی پی در سال 1990.در تولا توسعه یافته.از ویژگی های این سلاح بدنه پلیمری،نارنجک انداز انتگرال 40 م م،خشاب عقب،قفل چرخشی،(مترجم:نارنجک انداز از نوع تک شات میباشد)از ویژگی های دیگر این سلاح این است که تخلیه پوکه آن در هر دو طرف وجود دارد(مترجم:منظور آن است که مدلهای دیگر مناسب تیر اندازان چپ دست می باشد و پوکه از سمت چپ خارج می شود).در حال حاضر این سلاح به صورت محدود و اندک تولید شده و فقط منحصر به پلیس های ویژه روسیه می باشد.
از دیگر مزایای این سلاح روسی راحتی در کنترل آتش این سلاح است.(مترجم:به دلیل بزرگ بودن دستگیره قبضه.سلاح های بولپاپ دارای یک مزیت مهم هستند و آن تنظیم کردن خودکار وزن سلاح سلاح میباشد.به صورتی که تیر انداز در تیر اندازی دچار مشکل آنچنانی نمی شود.(مترجم:همانند سلاح انگلیسی اس آ 80)
دارای دستگیره حمل.توضیح اینکه دستگیره حمل میتواند با انواع دوربین ها جایگزین شود.
قطعات یدکی آن توسط کارخانه کا بی پی ساخته می شود.روزنه دید(مترجم:ابزار نشانه گیری)نارنجک انداز در بعضی از انواع این سلاح در کنار نارنجک انداز و در بعضی در بالای آن قرار دارد.
مشخصات:
کالیبر:39×7.69 م م و 45×5.56 ناتو
عملکرد:فشار گاز باروت همانند کلاش
طول کلی:660 م م
طول لوله:لیست نشده
وزن:3.97 به همراه نارنجک انداز
نرخ اتش:600 تا 800 گلوله در دقیقه
فضای خشاب :30 گلوله
مدل دوم با مهمات ناتو
TASCO 7ET9 / 7ET10 ساب ماشین گان(مسلسل دستی)ساخت اوکراین
مسلسل دستی 7ET9 ایندولاپمنت ساخته شده توسط شرکت تاسکو اوکراین می باشد.ظاهرا این سلاح در نمونه کوچک آن در سال 1990 ناموفق ظاهر شد.
بنابراین نمونه کوچک(مینی) آن منسوخ شد و در سالهای بعد از 1990 مدل 7et10 جایگزین مدل اولیه شد
تمامی ظواهر این سلاح بسیار شبیه به سلاح یوزی ساخت اسرائیل میباشد.
درواقع مدل اولیه آن ظاهری بسیار ساده داشته و البته نتوانسته جوابگوی نیرویهای نظامی اوکراین باشد.بر این اساس مدل ثانویه تولید شده و تا حدودی جوابگو میباشد.نکته جالب توجه آن است که اطلاعات بسیار کمی در مورد این سلاح منتشر شده.مکانیزم قفل چرخشی آن و پیچ قفل شونده آن بسیار ساده می باشد.
در بعضی مدلهای آن دارای قنداق تاشو میباشد و در بعضی بدون قنداق.
این سلاح از مهمات 7.62×25 استفاده میکند.
خشاب آن در قبضه آن جای دارد(همانند یوزی)
مکانیزم نشانه گیری آن هم همانند یوزی می باشد.
صدا خفه کنه هر قبضه از این سلاح نیز ویژه و منحصر به خود سلاح می باشد.
با این اطلاعات میتوان حدث زد که سلاح تاسکو سلاحی مرموز است که تاکنون هم به صورت عمده نتوانستیم اطلاعات منحصر به فردی از آن پیدا کنیم.
در مجموع این سلاح را برادر سلاح یوزی ساخت اسرائیل می دانند.
همه لوازم جانبی آن توسط شرکت تاسکو ساخته میشود.
مشخصات:
کالیبر:مدل اولیه:25×7.62.در مدل دوم 19×9 م م
وزن:2.5 کیلوگرم منهای خشاب
طول:قنداق بسته 360 قنداق باز 550
طول قبضه:220 م م
نرخ آتش:600 در مدل اولیه و 900 در مدل دوم
فضای خشاب:30 تیر
برد موثر:100تا 150 متر
تصاویر:
مدل دوم 7et10 با کالیبر 9×19 میلی متر
SIG 516 مدل تاکتیکی از جنس آمریکایی
برای شروع در ابتدا مشخصات این سلاح خوش دست را نمایش داده اما ما بر طبق روال معمول خود به تشریح این سلاح می پردازیم و در ادامه مشخصات و تصویر این سلاح را با هم خواهیم دید.
زیگ(sig) 516 از سری سلاح های ساخت کارخانه زیگ زاور میباشد.در واقع این سلاح از تاکتیکی ترین سلاح های ساخت این کارخانه ی بین المللیست.این سلاح در درجه اول برای بازار امریکا در نظر گرفته شده و دو نسخه نیمه اتوماتیک آن برای اجرای قانون(مترجم:پلیس)و بازار غیر نظامی در نظر گرفته شده است.
زیگ 516 از لحاظ عملکرد و ساختمانی به خانواده ام 16 و ای آر 15 می باشد اما در قسمت عملکرد رگولاتور گاز و پیستون قابل تنظیم آن کمی متفاوت تر و پیشرفته تر نسبت به دو سلاح ام 16و ای ار 15 است.
این امکان وجود دارد که این سلاح جای همه سلاح های سازمانی ارتش ایالت متحده را بگیرد.هم اکنون نیز سلاح زیگ 516 در حال رقابت با سلاح کاربین ام 4 نیز می باشد.
سلاح زیگ 516 از لحاظ پیکر بندی شبیه به ام 16 و ای ار 15 میباشد و همانند همین سلاح ها از الیاژ الومینیوم و با استفاده از یک سری پینها دو طرف بدنه به هم بسته می شوند.
دقت تیراندازی در هر دو نسخه از سلاح 18 اینچ میباشد.
دو نسخه از این سلاح وجود دارد:مدل پاترول و مدل مارکسمن.
قنداق ان تلسکوپی و قابل تنظیم میباشد(مترجم:در مدل پاترول)
در تصاویر که نمایش داده شده فاقد دستگیره حمل می باشد اما قابل نصب هست.
سایت نشانه روی آن در صورت فاقد دستگیره حمل و یا دوربینهای نشانه روی بسیار کوچک می باشند.
و حال مشخصات:
نمونه ها:1-پاترول.2-مارکسمن
کالیبر:در نمونه پاترول:کالیبر ناتو(مترجم:45×5.56)در نمونه مارکسمن:0.223 رمینگتون
عملکرد:پیستون گاز(رگولاتور گاز قابل تنظیم)کورس کوتاه.و قفل بسته
طول کلی:درنمونه اول:920تا947 م م.در نمونه دوم:914تا1003 م م
طول قبضه:نمونه اول:16 اینچ.نمونه دوم:18 اینچ
وزن منهای خشاب:3.3 کیلوگرم.در مدل مارکسمن:3.5 کیلوگرم
نرخ آتش:در مدل اول:750 الی 900 گلوله در دقیقه.در مدل مارکسمن:لیست نشده(n/a)
فضای خشاب:3 گلوله
تصاویر:
مدل پاترول
Barak/SP-21
یکی از اسلحه های کمری قدیمی ارتش اسرائیل با نام BARAK که در زبان عبری به معنای نورانی ست که در سال 2002 وارد نیروی های دفاعی اسرائیل شد.
در سال 2003 کشور های اروپایی و ایالات متحد این سلاح را خریداری کردند. ایالات متحد پس عیب گیری های این سلاح کمری این سلاح را در اخیتار کادر افسری خود قرار داد.
سلاح BARAK سلاح خوش دستی نسبت به رقیبان خود همچون P99 -GLOCK نیست ولی از قدرت بیشتر برخوردار است .
سازنده:IMI
فشنگ :19*9 .40SW.45ACP
وزن : 760 گرم
اندازه : 188 میلی میتر
نواخت تیر: 15 گلوله در دقیقه
حالت تیر اندازی : 2 گلوله در هر ثانیه
UZI PRO
سلاح UZi Pro جدید ترین نوع از خانواده ی Micro-Uzi submachine gun است. هنوز به صورت ازمایشی در بین نیرو های ارتش اسرائیل قرار گرفته است.مناسب برای جنگ های شهری . نسبت به مدل های قبلی خود خوش دست تر وبا دقت تر شده.قابیلت نصب تجیهزات همچون چراق قوه. لیز .دوربین نقطه قزمز امکان دار تا سال 2014 به طور کامل وارد ارتش اسرائیل شو.
معرفی مسلسل MP5 ساخت شرکت آلمانی هکلرکوخ
Mp5 یکی از تیربارهای کوچک نسل جدید محسوب می شود که نزد گروه های رهایی گروگان به شهرت بالایی دست یافت. این سلاح یکی از اسلحه های انفرادی پرکاربرد در دنیا محسوب می شود و علاوه بر کشور سـازنده آن یعنی آلمان در بیش از 70 کشور دیگر از جمله ایران مورد استفاده قرار میگیرد .
Mp5 یک سـلاح گرم بسیار پیچـیده تر از اکثر مدل های عـصر خود بود که از سیستم قفل چرخـشی بهره می بـرد ( همانند تفنگ هجومی G3 ساخت همین کمپانی ) . بهتر است بدانید که این سیستم قفل توسط vorgrimler و همکارانش به در سال های 1942 تا 1944 برای رایش سوم و MKB موزر ( با مهمات 7.9 میلی متری) توسعه یافته بود .
MP5 از کولاس بسته شلیک می کرد و به همین دلیل به حرکت اولیه گلنگدن در رسیور نیازی نبود. طراحی سلاح به گونه ای بود که بسیار دقیق تر از طرح های مشابه ظاهر می شد ، به ویژه در حالت تک تیر هم چنان که در بین نیروهای پلیس به شهرت فراوانی هم دست یافت .
سیستم قفل چرخشی ، نوعی شاهکار که خاستگاهش به مکانیزم تیربار چند منظوره MG42برمیگردد ولی تولیدش هم ساده تر و هم ارزان تر تمام می شد .
نبوغ مخترع این سیستم این بود که یک قطعه ی هدایت کننده ساده و برداری شکل معرفی شود که به پین آتش بواسطه ی آن عبور می کرد و همچنین به عنوان یک لینک قابل انعطاف بین سر روایک و گلنگدن عمل کند . فشار گاز موجود در لوله بر روی پوکه ی فشنگ موثر واقع میشد و بدین صورت قطعه ی هادی مقابل یک فنر قوی مجددا به عقب بر می گشت تا غلتک های قفل کننده به داخل آن جمع شوند این سیکل مجددا تکرار می شد .
قطعه ی مسلح کننده لوله بالای لوله واقع شده بود در حالی که لوله و سیلندر که مکانیزم مسلح سازی در آن واقع شده است قنداق را تشکیل می دادند این امر سبب گردیده است سلاح به شکل راحت تر از حد معمول مسلح شود حال اینکه این نوع ترکیب سیستم قفل را شامل می شود یا صرفا در برگیرنده ی یک سیستم تاخیری اصلاح شده است خود جای بحث دارد .
شاید بهتر باشد اینطور بگوئیم که این ترکیب برای قفل کولاس یک تفنگ هجومی و یا یک تیربار سبکی که با گلوله پرقدرت 7.62 میلی متری ناتو پر میشود بسیار مثبت و قوی است و این همان کارکردی است که در تفنگ های سری G3 و تیربارهای سبک سری 21 و 23 مدل hk13 صورت می گیرد.
نکته دیگر درباره MP5 این است که ماشه و مکانیزم محرک آن با بقیه مدل های چخماق دار خانواده اش مشترک بود . با تنظیم سلکتور در حالت اتوماتیک ، ماشه به لحاظ فیزیکی به سمت پایین فشرده می شد تا از درگیر شدن مجدد آن با چخماق جلوگیری شود . اما با تنظیم سلکتور در حالت تک تیر ، مکانیزم ماشه آنقدر به دماغه ی پایین نزدیک می شد تا مجددا با چخماق درگیر شود . ناگفته نماند که حالتی برای آتش رگباری هم ارائه میشد ، در این حالت امکان شلیک 2 ، 3 و 4 تیر در حالت اتوماتیک فراهم میشد نکته اینجاست که تعداد تیرها باید پیش از نصب ابزار تعیین می شد.
تیربار MP5 در قالب دو فرم اصلی عرضه شد که البته تفاوت آن دو هم حداقل بود. مدل MP5 A2 به کف قنداق محکم و از جنس پلاستیکی به رنگ مشکی مجهز بود. در حالی که مدل A3 آن دارای قنداق فلزی تلسکوپی بود . در واقع یک پین قفل کننده ساده قنداق هر دو نوع سلاح را به رسیور متصل میکرد که قابلیت تفکیک و تعویض برای هم را داشت .
MP5 SD مجهز به صدا خفه کن بود. این مدل یک سیلندر بود که لوله را احاطه کرده بود و در امتداد طولش سوراخ شده بود . گاز خرج پرتاب از طریق این دریچه ها به داخل سیلندر فرار می کرد که البته طی همین پروسه ی فرار قسمت اعظم سرعتش از دست می رفت در این روش شرعت گلوله هم به سرعت کمتر از سرعت صوت کاهش می یافت .
مدل دیگر MP5 تیربار کوچک HK 53 نام داشت که با فشنگ های 45 میلی متری پر می شد ، این سلاح بخشی سری از سلاح های مدولاری را تشکیل میداد که خود شامل دو تفنگ هجومی و دو تیربار بود و بسیاری از قطعات آن ها هم قابل تعویض. این مشخصه به ویژگی رایج و مشترک تفنگ های هجومی نسل دوم تبدیل شد.
مشخصات : A3/A2 MP5 کمپانی هلکرکوخ
کالیبر : 9 میلی متر پارابلوم
وزن : 2.55 کیلوگرم (6.5 پوند)
طول : 660 میلی متر
طول لوله : 8.85 میلی متر
برد موثر : 70 متر (230 فوت)
نوع عملکرد : عقب نشینی تاخیری
سرعت نواخت : 650 تیر در 60 ثانیه
محصول : کشور آلمان
ساختمان و طرز کار لامپ های کم مصرف
یک لامپ کم مصرف یا با نامی دیگر"لامپ فلورسنت فشرده شده"یک نوع لامپ ازخانواده ی لامپ های فلورسنت می باشد.خیلی از لامپ های کم مصرف برای جایگزینی با لامپ های رشته ای و پر مصرف طراحی شده اند و قابلیت بسته شدن به خیلی از سرپیچ های فعلی که برای لامپ های معمولی استفاده می شوند را دارند.در مقایسه با لامپ های معمولی،این لامپ ها تقریبا همان نور را تولید می کنند اما مصرف برق بسیار کمتر و عمر طولانی تری دارند ولی قیمتشان بالاتر از لامپ های معمولی می باشد.در ایالات متحده ی آمریکا، یک لامپ کم مصرف در مقایسه با یک لامپ معمولی و در طول عمر یک لامپ ،بیشتر از 30 دلار در هزینه ی برق صرفه جویی میکند و 2000 برابر در تولید گاز های گلخانهای صرفه جویی می کند.
این لامپ ها طیف متفاوتی از نور را نسبت به لامپ های معمولی می تابند.فرمول های پیشرفته ی فسفر باعث بهبود نور داخلی لامپ های کم مصرف شده اند به طوری نور منتشر شده از یک لامپ کم مصرف با نور ملایم، بسیار مشابه با یک لامپ معمولی می باشد.
تاریخچه
اولین لامپ فلورسنت که به نوعی مادر لامپ های کم مصرف کنونی می باشد،در اواخر دهه ی 1890 به وسیله ی "پیتر کوپر هیویت " اختراع شد.لامپ های آقای هیویت در سالن های عکاسی و برخی صنایع مورد استفاده قرار می گرفت.بعدها و در سال 1927 فردریک مه یر و هانس اسپنر لامپ بخاری فشار بالا را اختراع و ثبت کردند.بعد ها جورج اینمان با شرکت General Electric در مورد تولید لامپ های مهتابی کارآمد به توافق رسید و تولید این نوع لامپ ها شروع شد.لامپ هایی که در سال 1938 تولید و در سال 1941 ثبت شد.
لامپ های کم مصرف نوین به وسیله ی اِد هامر ،که مهندس شرکت General Electric بود،در واکنش به بحران جهانی نفت در سال 1973 اختراع شد.وی با بودجه ای در حدود 25 میلیون دلار این لامپ ها را به تولید انبوه رساند اما بعد ها فناوری ساخت این لامپ ها فاش شد و افراد دیگر با کپی برداری توانستند این لامپ ها را تولید کنند.
ساختمان
مهمترین پیشرف در فناوری این لامپها،جایگزینی چوک های الکترو مغناطیسی با چوک های الکترونیکی می باشد.این فن آوری باعث از بین بردن بیشتر چشمک زدن های لامپ و آهسته روشن شدن لامپ های فلورسنت شد.مشکلاتی که تقریبا در همه ی لامپ های فلورسنت وجود داشت.لامپ های کم مصرف بر دو نوع می باشند؛لامپ های کامل( معروف به لامپ کم مصرف ) و لامپ های ناکامل( لامپ های مهتابی).
اجزا
در لامپ های کم مصرف دو بخش اصلی وجود دارد.قسمت اول،لوله ی شیشه ای است که گاز در داخل آن پر شده و قسمت دوم چوک مغناطیسی یا الکترونیکی می باشد.جریان الکتریکی چوک،از میان گاز داخل لامپ عبور کرده و باعث می شود که گاز نور ماورا بنفش تولید کند.سپس این نور ماورا بنفش با برخورد به پوشش فسفری داخل لامپ و واکنش با آن به نور سفید تبدیل می شود.
چوک های الکترونیکی دارای یک برد الکترونیکی کوچک ، یکسو کننده ها،خازن های صافی و معمولا دو عدد کلید ترانزیستوری می باشند که یک مدار تشدید فرکانس بالا را با یک اینورتر DC به AC سری می کنند.فرکانس بالای منتجه که در حدود 40 کیلو هرتز می باشد به لامپ اعمال می شود.وقتی که مبدل تشدید به ثابت نگه داشتن جریان لامپ(و نور لامپ تولید شده) به مقدار رنج ولتاژ ورودی متمایل می شود،لامپ های کم مصرف استاندارد معمولا نمی توانند به خوبی پاسخگوی مکان ها و کاربرد های تاریک شوند و در مکان های تاریک معمولا از لامپ های ویژه استفاده می شود.لامپ هایی که در زمان روشن شدن چشمک میزنند لامپ های دارای چوک(بالاست)مغناطیسی می باشند اما استفاده از لامپ های با چوک الکترونیکی متداول تر است.
لامپ های کامل(لامپ های کم مصرف)
لامپ های کم مصرف کامل از ترکیب یک لوله ی شیشه ای یک بالاست الکترونیکی و یک سر پیچ تشکیل شده اند.این لامپ ها به آسانی این قابلیت را به مصرف کننده می دهند تا آنها را با لامپ های معمولی جایگزین کنند.این لامپ ها در تجهیزاتی که لامپ های معمولی نصب می شوند به خوبی کار می کنند.این موضوع باعث کاهش هزینه ی تعویض و جایگزنی این لامپ ها میشود.به علاوه اینکه تجهیزات نصب لامپ های معمولی نسبتا ارزان هستند.اما در زمانی که هر دو تجهیزات مورد نیاز باشند،لامپ های کم مصرف سه شاخه و لامپ های کم مصرف دیمری در بازار موجود می باشند.
لامپ های کم مصرف ناکامل(مهتابی)
این لامپ ها دارای یک لامپ شیشه ای جداگانه و قابل جایگزینی و یک چوک نصب شده به طور دایمی می باشند.این لامپ ها دارای چوک مغناطیسی می باشند و استارتر لامپ بر روی پایه ی لامپ جایگذاری می شود.این لامپ ها در مقایسه با لامپ های کم مصرف(کامل) بزرگتر و دارای عمر بیشتر می باشند.نصب این لامپ ها گران تر و نور آنها مصنوعی تر می باشد.
منابع لامپ های کم مصرف
لامپ های کم مصرف برای مصرف هر دو ولتاژ ورودی AC و DC ساخته می شوند.لامپ های کم مصرف DCمعمولا در وسایل نقلیه ی تفریحی به کار میروند.در برخی از کشور ها خانواده ها از لامپ های DC (با استفاده از باطری خودرو و یا باطری خورشیدی) به جای فانوس های نفتی استفاده می کنند.
لامپ های کم مصرف همچنین می توانند از انرژی باطری های خورشیدی که بر روی لامپ های خیابان نصب شده اند و برای روشنایی آنها استفاده می شوند روشن شوند.
طول عمر
عمر متوسط لامپ های کم مصرف بین8 الی 15 برابر لامپ های معمولی می باشد.لامپ های کم مصرف طول عمری بین 6000 الی 15000 ساعت دارند در حالی که لامپ های معمولی معمولا برای 750 تا 1000 ساعت کار مفید ساخته می شوند.البته بعضی از لامپ های معمولی با عمر بالا موجود می باشند که طول عمر آنها تا 20000 ساعت نیز می رسد اما این نوع لامپ ها دارای نور کمتری می باشند.
عمر متوسط همه ی لامپ ها به عوامل مختلفی بستگی دارد از جمله:ولتاژ راه اندازی،عیب های در حین تولید،تغییرات ولتاژ،ضربه های مکانیکی،دوره ی تناوب روشن و خاموش شدن،جهت قرار گیری لامپ و درجه حرارت محیط و همچنین عوامل دیگر.طول عمر یک لامپ کم مصرف در صورتی که ما آن را تنها برای چند دقیقه روشن و خاموش کنیم به طور قابل ملاحضه ای کاهش می یابد.در صورتی که ما یک لامپ کم مصرف را برای زمان 5 دقیقه روشن و سپس خاموش کنیم طول عمر آن به میزان 85% کاهش می یابد؛چیزی که طول عمر آن را به مقدار لامپ های معمولی می رساند.برنامه ی انرژی آمریکا می گوید که برای جلوگیری از کاهش طول عمر آنها،حداقل 15 دقیقه بعد از دوشن شدن لامپ آن را خاموش کنید.
لامپ های کم مصرف در زمان کارشان نور کمتری نسبت به زمان روشن شدنشان تولید می کنند.استهلاک نور خروجی لامپ های کم مصرف به صورت نمایی می باشد یعنی در ابتدای استفاده از آن،میزان نور آن نسبت به دفعه ی اول استفاده ی آن به شدت کاهش می یابد.انتظار می رود که این لامپ ها تا آخر عمرشان نزدیک به 70-80% نور اصلی خود را تولید نمایند.
بازده انرژی
این لامپ ها در برابر نور تحویلی شان ،به اندازه ی یک پنجم تا یک سوم لامپ های معمولی انرژی مصرف می کنند.از سال 2001 در آمریکا و از زمانی که محاسبات نشان داد که بیش از 9% مصرف برق خانگی مربوط به روشنایی می باشد،محاسبات نشان داد که استفاده ی همگانی از این لامپ ها می تواند تا 7% انرژی برق مصرفی منازل را کاهش دهد.
اگر لامپ های کم مصرف با لامپ های رشته ای معمولی جایگزین شوند،گرمای تولیدی خانه ها که به وسیله ی روشنایی لامپ های رشته ای تولید می شود،کاهش خواهد یافت.در زمان هایی که ساختمان هم به نور و هم به گرما احتیاج داشته باشد،سیستم گرمایشی مرکزی ساختمان می تواند گرمای مورد نیاز را تامین کند.اگر ساختمان هم به روشنایی و هم به سرما نیاز داشته باشد، در مقایسه با لامپ های رشته ای ،لامپ های کم مصرف می توانند برق کمتری مصرف کنند و همچنین می تواند از میزان بار سیستم سرمایشی نیز بکاهند.در نتیجه در یک زمان دو عامل اساسی مصرف(گرما و برق) کاهش می یابد و باعث صرفه جویی می شود.
بازدهی و سودمندی
یک لامپ کم مصرف معمولی معمولا در بازده مصرفی 17الی 21% در تبدیل انرژی الکتریکی به انرژی نورانی می باشد.چونکه حساسیت چشم انسان نسبت به طول موج نور تغییر می کند،و نور تابیده شده از لامپ به طور متداول با واد لومن(Lumens)اندازه گیری می شود.لومن(درخشندگی) مقیاسی است که میزان تاثیر منبع نور بر چشم انسان را مشخص می کند.میزان درخشندگی لامپ های کم مصرف معمولا بین 60 الی 72 لومن بر وات(lm/w) می باشد.در مقابل lm/w لامپ های رشته ای 8 الی 17 می باشد.
هزینه
در حالی که هزینه ی خرید لامپ های کم مصرف 3 تا 10 برابر بیشتر از لامپ رشته ای معادل آن می باشد،اما طول عمر زیاد آن و مصرف انرژی پایین آن می تواند چندین برابر بیشتر از هزینه ی خرید آن را جبران کند.یک مقاله ی آمریکایی بیان می کند که"اگر یک خانواده یه اندازه ی 90 دلار در تعویض تجهیزات روشنایی و جایگزینی آنها با لامپ های کم مصرف هزینه کند،به اندازه ی 440 الی 500 دلار در طول 5 سال استفاده از آنها در مصرف برق صرفه جویی خواهد کرد.به قبض برق خود نگاه کنید و 12 تخفیف را در هزینه ی برق خود تصور کنید".
لامپ های کم مصرف در صورت تعویض با لامپ های رشته در مکان های تجاری به شدت مقرون به صرفه هستند.یک مقاله که در سال 2008 ارایه شده بود به این نتیجه رسید که با توجه به میانگین نرخ های گاز و برق در آمریکا و در سال 2006،در صورت تعویض هر لامپ 75W با یک لامپ کم مصرف به طور سالیانه 22 دلار در هزینه ی انرژی و هزینه ی برق و اتلاف وقت برای تعویض لامپ ها صرفه جویی می شود. 2 دلار هزینه بر هر لامپ تعویض شده در حدود یک ماه بعد به دست صاحب آن بر می گردد.در مناطقی که هزینه ی برق بالا می باشد و همچنین در مناطقی که هزینه ی سرمایش بیشتر از آمریکا می باشد صرفه جویی در هزینه ی برق بیشتر و مدت زمان باز گردانی پول پرداخت شده کوتاه تر می باشد.
مدت زمان روشن شدن
لامپ های رشته ای تقریبا در همان زمان وصل ولتاژ روشن می شوند.لامپ های کم مصرف اما مدت زمانی طول میکشد تا نورشان به حد کافی برسد و این مدت زمان در مناطق سرد تر طولانی تر می باشد.بعضی از انواع لامپ های کم مصرف که در آنها از آلیاژ جیوه استفاده می شود مدت زمانی بیشتر از 3 دقیقه نیاز دارند تا نورشان به حد حداکثر برسد.
رئوستا
براي بستن مدار الكتريكي بايد مطمئن شويم كه با بستن كليد و عبور جريان، اجزاي مدار آسيب نميبينند. براي اين منظور بايد مقاومت متغيري در مدار قرار دهيم تا با تغيير مقاومت، بتوانيم شدت جريان را در مدار كنترل كنيم. چنين مقاومت متغيري را رئوستا مينامند. رئوستاها به گونههاي مختلف ساخته مي شوند كه متداولترين آنها رئوستاي لغزنده است. در رئوستا سيمي از جنس كنستانتان را كه مقاومت زيادي دارد، دور استوانهاي از ماده نارسانا ميپيچند و دگمه فلزي لغزندهاي روي ميله برنجي قرار ميدهند. هر چه دگمه فلزي به سمت چپ حركت كند، مقاومت كمتري در مدار قرار ميگيرد. جريان از يك سر سيملوله وارد و از جايي كه دگمه فلزي با سيملوله تماس دارد وارد ميله برنجي ميشود. جريان پس از عبور از ميله، وارد مدار ميشود.
تفاوت رئوستا و پتانسیومتر
پتانسیومتر و رئوستا هر دو مقاومت متغییر هستند ، با این تفاوت كه از پتانسیومتر برای كنترل ولتاژ یا پتانسیل و از رئوستا برای كنترل جریان استفاده می شود.
طریقه استفاده و تبدیل پتانسیو متر و رئوستا.
از رئوستا معمولا به سه طریق استفاده می كنند:
1- اگر دو جای فیش سیاه را به مدار جریان برق وصل كنیم در این صورت رئوستا به منزله ی یك مقاومت ثابت می باشد و حركت لغزنده تاثیری در مدار ندارد.
2- اگر یكی ازجای فیش های سیاه و یك قرمز را به مدار جریان برق وصل كنیم در این صورت با حركت لغزنده در یك سمت مقاومت كم و در جهت عكس مقاومت مدار زیاد می شوددر نتیجه جریان كم و زیاد می شود .
3-اگر دو جای فیش سیاه رئوستا را مستقیما به مولد برق وصل كنیم و قرمز را با یك سیاه مجددا به مدار الكتریكی اتصال دهیم در این صورت رئوستا مانند یك پتانسیومتر كار می كنند یعنی با حركت لغزنده اختلاف پتانسیل دو سر مدار الكتریكی تغییر می كند در نتیجه شدت جریان هم تغییر خواهد كرد ، در این عمل رئوستا عمل پتانسیومتر را انجام می دهد.
دو سر کناری پتانسیومتر، بالاترین مقاومت را به شما می دهد که معمولاً ثابت است ولی سر وسط با یکی از طرفین مقاومت متغیر را به شما می دهد. در ضمن به توان قابل تحمل مقاومت متغیر توجه کنید که چند وات است وگرنه آن را می سوزانید با عبور جریان زیاد.
رئوستا و پتانسیومتر:
رئوستا و پتانسیومتر ، مقاومتهای متغیری هستند که برای تبدیل حرکت مکانیکی به اطلاعات الکتریکی استفاده می شوند .
رئوستا:
رئوستا یک سنسور دوسیمه است که از یک مسیر مقاومتی تشکیل شده که به یک پتانسیل الکتریکی( مثلا 12 ولت) متصل است و بر روی آن یک پایه مکانیکی حرکت می کند .
پتانسیومتر:
پتانسیومتر یک سنسور سه سیمه می باشد که مسیر مقاومتی داخل آن از یک طرف به ولتاژ صفر یا زمین و از طرف دیگر یه ولتاژ 5 یا 12 ولت متصل می گردد و با حرکت یک پایه متحرک ، مقادیر مقاومتی متغیری را ایجاد می نماید .
بنابراین با تغییر مقدار مقاومت ولتاژهای متفاوتی را در هر نقطه خواهیم داشت (نقطه تقسیم ولتاژ) . هنگام استفاده از یک پتانسیومتر ولتاژ و جریان هر دو تغییر می یابند اما کامپیوتر تنها از طریق تغییرات ولتاژ برای انجام محاسبات خود استفاده می کند .
تفاوت کاربردهای رئوستا و پتانسیومتر :
در حالت استفاده از یک رئوستا ولتاژ در داخل واحد کنترل الکترونیکی اندازه گیری می گردد لکن در پتانسیومتر ولتاژ در خارج از واحد کنترل الکترونیکی اندازه گیری می شود در پتانسیومتر هنگامی که پایه متحرک تغییر می کند مقادیر متفاوتی از ولتاژ را به ما می دهد که در این حالت یک تقسیم کننده ولتاژ را به وجود می آورد.
رگبرگ
رگبرگ عبارت از انشعابات دسته های چوبی و آبکشی ساقه است که به وسیله ٔ دمبرگ داخل پهنک می گردد... رگبرگی که مستقیماً از دمبرگ داخل پهنک می گردد رگبرگ اصلی نامیده میشود و رگبرگهای دیگر که از انشعاب رگبرگ اصلی به وجود آمده اند رگبرگ فرعی نام دارند.
تمام سطح دمبرگ از بشرهای پوشیده شده که امتداد بشره ساقه است. و در درون آن پاراشیمی وجود دارد که رگبرگها از میان آن میگذرند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند (آوندهای آبکشی در خارج و آوندهای چوبی در داخل) وارد برگ میشوند.
ساختار درونی
بشره در دو سطح بالایی و پایینی برگ قرار دارد. مزوفیل در بین دو لایه بشره واقع شده است.
رگبرگها یا دستههای آوندی مزوفیل از دو نوع پارانشیم نردهای و حفرهای تشکیل شده است که فضای بین بشره زبرین زیرین برگ را پر میکند. رگبرگها ادامه رشتههای آوندی دمبرگ اند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند وارد دمبرگ میشوند. انتهای رگبرگ عموماً به یک تراکئید ختم میشود رگبرگها علاوه بر هدایت مواد، نگاهدارنده بافتهای برگ نیز هستند.
دو فرم اصلی رگبرگها در پهنک:
1-موازی :مخصوص گیاهان تک لپه ای(سوزنی برگها)
2-منشعب توری و یا مشبک که آنهارا Netteds نیز مینامند.
در صورتی که پهنک دارای یک رگبرگ منفرد میانی باشد که از آن انشعابات جانبی خارج میشود آن را پر مرغی شکل مشبک مینامند.
هرگاه چند رگبرگ اصلی از یک نقطه از پایین پهنک منشعب گردد و هرکدام به نوبه خود ساختمان شبکه ای و یا توری داشته باشند آن را رگبرگ پنجه ای مشبک مینامند.