مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی  

مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی

مرکز دانلود تحقیق رايگان دانش آموزان و فروش آنلاين انواع مقالات، پروژه های دانشجويی،جزوات دانشگاهی، خلاصه کتاب، كارورزی و کارآموزی، طرح لایه باز کارت ویزیت، تراکت مشاغل و...(توجه: اگر شما نویسنده یا پدیدآورنده اثر هستید در صورت عدم رضایت از نمایش اثر خود به منظور حذف اثر از سایت به پشتیبانی پیام دهید)

نمونه سوالات کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات کارشناسی دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات دانشگاه پيام نور (سوالات عمومی)

کارآموزی و کارورزی

مقالات رشته حسابداری و اقتصاد

مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

مقالات روانشناسی و علوم تربیتی

مقالات فقهی و حقوق

مقالات تاریخ- جغرافی

مقالات دینی و مذهبی

مقالات علوم سیاسی

مقالات مدیریت و سازمان

مقالات پزشکی - مامایی- میکروبیولوژی

مقالات صنعت- معماری- کشاورزی-برق

مقالات ریاضی- فیزیک- شیمی

مقالات کامپیوتر و شبکه

مقالات ادبیات- هنر - گرافیک

اقدام پژوهی و گزارش تخصصی معلمان

پاورپوئینت و بروشورر آماده

طرح توجیهی کارآفرینی

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 1269
  • بازدید دیروز : 1779
  • بازدید کل : 15264829

شغل معلمی.doc


شغل معلمی

مقدمه

معلّمي هنر است،هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي عشقي است الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّتبلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي،رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.

از میان روابط انسانی , آنچه والاترین است , رابطه بین معلم و شاگرد است , و بهترین نوع این رابطه را که سر شار از ادب و فروتنی است , در حکایت موسی و خضر می یابیم که در آن حکایت , موسی در مقام شاگرد و خضر در جایگاه رفیع معلم جای دارد و چه شیرین نقل میکند این حکایت را کتاب خدا , طرفه آنجا که موسی به خضر میگوید : از تو پیروی میکنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شد و مایه رشد انسان است به من بیاموزی. و خضر در جواب میگوید : تو هر گز هم پای من نمی توانی صبر کنی , چگونه شکیبایی خواهی کرد ؟ موسی بی درنگ میگوید اگر خدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی کنم . و از این رو است که نقش معلم را در جامعه , همچون نقش انبیا میدانیم چرا که معلم ایمان را بر لوح جان و ضمیر های پاک حک میکند , و ندای فطرت را به گوش همگان می رساند , سیاهی جهل را از دلها می زداید , و زلال دانایی را در روان آدمی جاری می سازد , کیست که نداند دغدغه معلم , چرخش حیات بشر , بر مدار ارزش و کرامت انسانی است , آری معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی .

 

 

اطلاعاتی در مورد شغل معلمی

1-عنوان شغل :

دبیری

 

2- تعریف شغل :

مجموعه­ای از مهارت­ها و قابلیت­ها فردی جهت تعلیم و تربیت فرزندان کشور و آموزش مهارت های زندگی و شغلی.

 

3- رسته(گروه)شغلی :

دبیری- آموزشی.

 

4- شرح وظایف و مسئولیتهای اصلی شغل :

آموزش و پرورش دانش­آموزان، آموزش مهارت های زندگی – آمادگی انسان ها برای وارد شدن به اجتماع و بازار کار.

 

5- اهمیت و ضرورت شغل :

برای ساختن افراد شایسته و لایق حهت انجام تمام امور جامعه.

 

6- مدارک تحصیلی لازم برای احراز شغل :

کارشناسی یا کارشناسی ارشد.

7- مهارتها ، تجربات و دوره­های آموزشی ویژه برا احراز شغل :

تحصیلات عالیه چهار ساله در دانشگاه­ یا مراکز تربیت مدرس جهت اخذ مدرک لیسانس و جهت گرفتن مدرک فوق لیسانس گذراندن دوره­ی 2تا3 سال در مراکز دانشگاهی کشور.

 

8-شرایط محیط کار :

فضای کلاس در مدارس وآزمایشگاه­ها و کارگاه­های لازم.

 

9- وسایل و ابزار لازم برای انجام شغل :

گچ-تخته-کتاب-وسایل کمک آموزشی و آزمایشگاهی و کارگاهی-فیلم­های آموزشی لازم-بازدیدهای علمی

 

10- خصوصیات جسمانی و تواناییهای بدنی لازم برای انجام شغل :

سلامتی کامل جسمانی و روانی و قدرت صبر و تحمل زیاد برای برخورد با دانش­آموزانی که تمایل زیادی برای تحصیل ندارند.

 

11- معلولیتهای بی اثر در انجام شغل :

معلولیتهای سطحی که به ارائه خدمات و امور محوله خدشه­ای وارد نکند بی اثر است.

 

12- خصوصیات روانی و توانمندیهای ذهنی لارم برای انجام شغل :

با آرامش و استفاده از روشهای تدریس نوین و تسلط بر مطلب درسی ، تدریس نماید.

13- رغبت­های مورد نیاز برای انجام شغل :

علاقه به تعلیم و تربیت و آموزش فرزندان کشور.

 

14- ویژگی­های شخصی لازم برای انجام شغل :

از نظر عاطفی ارتباط صمیمانه با دانش­آموان برقرار کرده و با صبر و حوصله فراوان به آنها آموزش داد.

 

15- محلهای اشتغال و استخدام :

در کلیه مدارس دولتی و غیر دولتی کشور و مراکز پیش دانشگاهی.

 

16- جنبه مالی و حقوقی :

مزایا و فوق­العاده شغل: هر معلم می تواند به صورت اضافه کار مزایایی کسب کند و باتوجه به ساعت اضافه کار حقوق دریافت نماید.

نوع ترفیع:هر سه سال به یک گروه شغلی تعلغ می گیرد.

حق مسکن: ندارد.

باز نشستگی: بعد از 30-25 سال خدمت می تواند بازنشسته شود.

 

17- شرایط ارتقا :

پس از قبولی در مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل امکان پذیر می باشد.

 

18- نحوه استخدام و ورود به شغل :

فقط از طریق آزمون­های استخدامی و پس از طی مراحل مصاحبه و گزینش امکان پذیر است.

 

19- ارتباطهای شغلی :

با مشاغل دیگر ارتباطی ندارد.

 

20- مطلوبیت­ها و محدودیت­ها شغل معلمی :

بستگی به علاقه فرد دبیر داشته که بتواند مشکلات را تحمل کند یا نه.مانند آموزش خارج از کلاس به دانش­آموزان ضعیف و یا کلاس­های جبرانی در تابستان.

 

21- اتحادیه،انجمن و تشکیلات حرفه­ای وابسته به شغل :

گروه­های آموزشی در ادارات ناحیه.

 

22- آینده شغل :

از نظر اقتصادی: با توجه به شرایت سخت کاری نیاز به توجه خاص مسئولین دارد.

از نظر اجتماعی: با توجه به نیاز مبرم معلمی و جنبه­ی معنوی آن از احترام و موقعیت مناسبی در جامعه بر خوردار است.

 

23- مراحل و جریان یک روز عادی برای شغل :

در هر کلاس ابتدا پرسش دروس گذشته و سپس تدریس و تعیین تکلیف برای دانش­آموزان.

24- محل و راه­های کسب اطلاعات بیشتر درباره شغل :

بهترین راه جهت کسب اطلاعات، پرسش از دبیران شاغل در این حرفه می باشد، همچنین مطالعه کتب آموزشی و علمی پیرامون فن معلمی و ارتباط با مراکز دانشگاهی و تربیت معلم نیز مفید می باشد.

 

25- توصیه و پیشنهاد لازم برای داوطلبان ورود به این شغل :

داوطلبان ورود به این شغل باید با آگاهی و بینش به این شغل وارد شوند و همچنین با مشاهده روش تدریس­های جدید و سنجش توانایی­های خود این شغل مقدس را انتخاب کنند و تمام اهتمام خود را صرف آموزش به دانش­آموزان و رضای خلق که مقدمه رضای خداوند است را به دست آورند.

 

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

شغل خياطي


شغل خياطي

تاريخچه

هنر خیاطی هنر رهگشای كار است كه هستی را جنبش درآورده و تازه تر از تازه می سازد و هنر ارزنده ای كه پوشش بیرونی هستی را جمال می بخشد. در زمان گذشته پارچه را روی اندام افراد قرار داده و فرم دلخواه در می آوردند و با كوك و سنجاق زده و اقدام به دوخت می كردند، یا برخی بر حسب تجربه و بدون الگو لباس را برش زده كه نیاز به چندین پرو داشت رفته رفته با پیشرفت علم و تجربه متدهای تدوین و بصورت كلاسیك در كشورهای مختلف رایج گردید. متد گرلاوین، متد فرانسوی، متد ژاپن، متد متریك و متد مولر آلمانی دو استاد فن خیاطی به نامهای (ویونت Vionnet و شانل Shanel ) كه حساسیت و استعداد خاصی نسبت به زیبایی شناسی و مسایل اجتماعی داشتند. تغییرات خطوط اندام و بدن را كشف كردند. با آنكه تعبیر و تفسیر این دو طراح متفاوت بود اما آنان را باید بوجود آورنده و مخترع اصلی لباس ساده و راحت امروز دانست.از آن جا كه پوشیدن لباس یك ضرورت است . هر كس این دین را نسبت به خودش احساس می كند كه ظاهر خود را به خوش آیند ترین شكل ممكن به جهانیان عرضه كند .بنابراین پوشاك باید رنگ و طراحی هنرمندانه و زیبا داشته باشد و هم آهنگ با شرایط محیط و باب روز باشد . پدید آمدن پوشاك امری تصادفی و خواستنی نبوده است . بلكه بر مبنای تفكرات و نیاز های اقلیمی ، مادی و معنوی اقوام به وجود آمد ، شكل گرفت و تحول یافت .

پوشاك باستان در قرون وسطی جای خود را به شكل ظاهری شكوهمند داد در عهد رنسانس پر زرق و برق شد و صورتی تجملی پیدا كرد و سپس در عصر نوین شكلی نامشخص و رمز گونه به خود گرفت . زمینه های شغل مزون لباس عروس و نامزدی _ تولیدی لباس و فروش آن _ چرم دوزی _ آموزش الیاف سنجی_ دبیری در این رشته _ طراحی لباس_ طراحی صحنه در صدا و سیما _ طراحی اندام _ تولید لباس بچه گانه _ زنانه دوزی _ مردانه دوزی _ دوختهای تزئینی _ خانه داری عمومی از جمله شغلهای مرتبط با رشته مذكور می باشد.

هدف و معرفی کلی رشته

لباس ازجمله ضروریات اولیه بشری می باشد و امروزه با پیشرفت تکنولوژی صنایع دوخت و بافت تهیه پوشاک دارای دو بعد صنعتی و تجاری است هنر ظریف خیاطی از دیرباز درایران به عنوان یک هنر اصیل همیشه مورد توجه بوده استتنوع طرحها و ر نگها و مدلها درمناطق ایران نیز گویای این مطلب است فراگیری این فن نه تنها گامی ملی درجهت خودکفایی است بلکه هنری است که زندگی فردی را هم اراسته می نماید .

طول دوره هر و مقاطع ادامه تحصیل :

طول دوره تحصیل 2 الی 5/2 سال بعد از انتخاب رشتهبه طول می انجامد و دروس به صورت نظری، عملی و کارآموزی درمحل تحصیل ارائه می شود فارغ التحصیلان این دوره می توانند درمقاطع بالاتر به تحصیلات خود ادامه دهند. خیاطی و طراحی لباس زنانه پایه اول شامل 31 واحد عمومی 22 واحد اختیاری 5/4 واحد مهارتی 30 واحد تکمیلی 5/8 واحد { قانون کار ، بهداشت و ایمنی کار، کارآفرینی ،کارورزی5/3 واحد}مي باشد.

قابلیتهای فارغ اتحصیلان و موقعیتهای شغلی

درحال حاضر یک خیاط موقعیت کاری خوبی دارد و حدود 80 % فارغ التحصیلان می توانند به صورت نیروهای کارآفرین و خود اشتغالی برای خودشان کارکنند ویا درمراکز تولیدی و طراحی های لباس فعالیت نمایند.درضمن می توانند به صورت استاد کار ماهر ویا نیمه ماهر درمراکزفنی و حرفه ای فعالیت نمایند.

رشته مهارتي : خياطي
زمينه : صنعت
گروه : پوشاك
زير گروه : خياطي
شماره رشته مهارتي : 306-201-16-1

پايه اول : 31 واحد
مهارتي : 30 واحد
تكميلي : 5/8 واحد
اختياري : 4/5 واحد
كد رايانه : 9862

توانايي :

دانش آموزان اين رشته پس از پايان دوره هاي مهارت قادر به انجام دوخت انواع لباس زنانه ، بچه گانه ، پيراهن مردانه و شوميزه زنانه و بچه گانه و روپوش ربد شامبر و شلوار پيژامه ... لكه گيري مي باشد.

عناوين دروس مهارتي :

1- نازك دوزي زنانه درجه (2) 2- طراحي لباس زنانه 3- كارآفريني

4- بهداشت و ايمني كار 5- قانون كار 6- الگو سازي و برش لباس زنانه

7- كارورزي 5/3 واحد

دروس اختياري :

1- تربيت بدني (3) 2- مباني و كاربرد رايانه 3- آمار و مدلسازي

4- رياضي (2) 5- الگو سازي و برش لباس مردانه 6- الگو سازي وبرش لباس زنانه

7- بچه گانه ودخترانه دوزي 8- طراحي لباس زنانه 9- مباني هنرهاي تجسمي

10- تاريخ هنر ايران 11- تاريخ هنر جهان 12- هندسه (1)

13- مرواريد بافي 14- پرده دوزي 15- راسته دوزي

16- سرمه دوزي 17- رودوزي سنتي درجه (2،1)

 

زمينه هاي اشتغال فارغ التحصيلان :

فارغ التحصيلان رشته ي خياطي مي توانند در زمينه هاي زير به كار اشتغال ورزند :

  • فعاليت در كار هاي توليدي به عنوان سرپرست دوخت
  • تاسيس آموزشگاه خياطي
  • سري دوز پوشاك و پيراهن دوز زنانه ، مردانه ، بچه گانه

 

خیاطی لباس عروس

هنر خیاطی وبالاخص کلمه لباس واژه های پوشش تن پوش وپوشاک را تداعی می کند .لباس برای پوشاندن شکل اصلی بدن وتغییرشکل آن به نحوی زیبا به کار می رود یعنی لباس برای پوشاندن تن وننمایاندن آن است که برای هر طبقه ای قابل فهم است منشا اصلی پیدایش لباس محفوظ ماندن ( از سرما , گرما , عوامل طبیعی ) عفت پرهیزکاری ,زیبایی,وبا وقار بودن است.لباس هر انسان نشانه شخصیت وجودی اوست .انسان تا مادامی که به یک سلسله ارزش ها وبینشها معتقد ودلبسته باشد وبه طور کلی هنر با ارزش خیاطی نه تنها می تواند از سطوح اقتصادی خود نمایی کند بلکه همگام با اثرات گسترده تولیدی جلوه گر جنبه های گوناگون هنری نیز می تواند باشد

آشنايي با رشته خياطي لباس عروس :

يكي از رشته هاي شاخه كاردانش مي باشد كه زيرگروه خياطي است . اين رشته مطالبي در ارتباط با دوخت پيراهن مردانه و پوشاك بچه گانه و ترسيم الگو و دوخت مدلهاي دامن وبلوز و لباس و پولك دوزي و منجوق دوزي و اشك دوزي و گندمي دوزي و پيله دوزي و كمند دوزي و شماره دوزي با منجوق و مرصع دوزي و دوخت انواع لباس زنانه و بلوز دامن و كت و پالتو و شنل به عنوان پيش نياز و مهارت در دوخت لباسهاي نامزدي و شب و لباس عروس ارائه مي دهند و اگر ساعت مهارت هر درس وي 900 ساعت باشد معادل 4سال و اگر 1200 ساعت باشد معادل 6 سال تجربه براي وي محسوب خواهد شد .

واحدهاي رشته خياطي لباس عروس :

دانش آموز سال اول متوسطه با گذراندن واحد هاي عمومي قادر به انتخاب رشته خياطي لباس عروس در سال دوم تحصيلي مي باشد .

در سال دوم و سوم به همراه دروس عمومي و مهارتي شامل :

1- راسته دوزي 2- نازك دوزي زنانه درجه 2 3- پولك و منجوق دوزي

4- خياطي لباس شب و عروس 5- الگو سازي و برشكاري لباس زنانه

 

چگونگي ادامه تحصيل :

دانش آموزان سال سوم به شرط قبولي تا پايان شهريور و گذراندن كليه واحدها و مطالعه كتب و دروس رشته فني حرفه اي ( خياطي ) مي توانند در دوره كارداني دانشگاه آزاد و دولتي ادامه تحصيل دهند و پس از گذراندن دوره كارداني مي توانند در مقاطع بالاتر كارشناسي و كارشناسي ارشد ادامه تحصيل دهند و يا در آزمون تغيير رشته مراكز پيش دانشگاهي شركت نموده و در صورت قبولي صرف از نوع ديپلم در يكي از رشته هاي تجربي و رياضي فيزيك و انساني و هنر كه در آزمون تغيير رشته آن رشته شركت نموده ثبت نام و بعد از گذراندن دوره يك ساله پيش دانشگاهي و شركت در كنكور سراسري در صورت موفقيت به دانشگاه راه پيدا مي كنند و يا در دانشگاه جامع علمي كاربردي ادامه تحصيل مي دهند .

آينده شغلي :

فارغ التحصيلان پس از اخذ مدرك ديپلم خياطي مي توانند در زمينه هاي زير فعاليت كنند :

1- فعاليت در كارگاههاي توليدي

2- تاسيس آموزشگاه خياطي با مجوز سازمان فني حرفه اي

3- سري دوزي پوشاك و پيراهن

4- دوخت لباسهاي مجلسي و لباس شب و لباس عروس و تزئين لباس عروس

5- فعاليت مدارس كاردانش به عنوان مربي و سرپرست كارگاه

 

برخي اصطلاحات در خياطي

خیاط

خیاط یا دَرزی کسی است که به‌وسیله پارچه یا چرم می‌تواند پوششی برای انسان پدید آورد که انواع لباس های زنانه، مردانه و بچگانه توسط شغل خیاطی تولید و به بازار عرضه میگردد.

چرخ خیاطی

چرخ خیاطی وسیله‌ای است که برای دوختن جامه بکار می‌رود. چرخ خیاطی از وسایل به‌کاررفته توسط خیاط‌ها است. در فارسی تاجیکی این وسیله را ماشین دوزندگی می‌گویند. خیاطی یکی از هنرهای زیبا و صنعتی است که هم به شکل خانگی و هم به شکل صنعتی کاربرد دارد و امروزه علاوه بر اینکه در خانه به عنوان یک مهارت محسوب می شود، می تواند به عنوان یک ابزار اقتصادی و همچنین عامل صرفه جویی در وقت نیز محسوب گردد. چراکه به عنوان مثال تهیه و دوخت یک کیف دستی علاوه بر لذت استفاده از هنر دست خویش برای آدمی عامل اصلی در صرفه جویی اقتصادی و زمانی نیز بشمار می آید.

اصول مقدمات خیاطی عبارت است از شناخت کار و بکار گیری صحیح ابزار و لوازم اولیه و تبدیل آن به طرح و لباس مورد نظر بنابراین خیاط به کسی گفته می شود که با استفاده از لوازم و وسایل اولیه کار بتواند یک طرح مورد نظر را به بهترین شکل به یک لباس مناسب تبدیل کند.

 

ابزار و لوازم خیاطی

میز کار :

ارتفاع آن بین 90 تا 110 سانتی متر است و سطح ان صاف و محکم است. و طول و عرض آن بستگی به فضای اطاق یا سالن دارد.

کاغذ برش :

کاغذ های رنگی یا سفید بدون خط که برای برش الگوها استفاده می شود.

علامت گذار ها:

شامل مداد برای رسم الگو، مل یا صابون خیاطی برای رسم خطوط اطراف الگو روی پارچه ، رولت برای انتقال طرح الگو روی پارچه استفاده می شود و کاربن خیاطی که حرکت چرخشی رولت را به قسمت زیزین پارچه منتقل می کند.


وسایل اندازه گیری:

شامل سانتی متر یا خط کش ساده که برای اندازه گیری استفاده می شود، گونیا برای اندازه گیری به شکل زاویه قائم کاربرد دارد، خط کش تی که برای رسم خطوط موازی استفاده قرار می گیرد و پیستوله که برای رسم خطوط منحنی کاربرد دارد.

وسایل دوخت دستی:

شامل سوزن دوخت معمولی که انواع مختلف با ضخامت های متفاوت دارد، سوزن گلدوزی، سوزن ته گرد که معمولا هنگام الگو برداری استفاده می شود سوزن نخ کن وانگشتانه.

قیچی:

که یکی از ابزارهای ضروری خیاطی است ونسبت به نوع پارچه دارای ضخامت متفاوت است.

بشکاف:

که برای شکافتن درزهای ظریف به کار می رود.

نخ:

که دارای انواع متفاوت می باشدو شامل انواع نخ کوک، نخ پلی استر و نخ پنبه ای و نخ ابریشمی است.

انواع چرخ خیاطی

چرخ خیاطی دستی: رایج ترین نوع چرخ خیاطی خانگی می باشد و برای دوخت و دوز های ساده کاربرد دارد.

چرخ خیاطی الکتریکی ساده : مدل پیشرفته چرخ خیاطی های قدیمی می باشد و امکانات زیادی برای راحتی کار برروی آنها نصب شده است.

چرخ خیاطی صنعتی : همانطور که از نامش مشخص است در فعالیت های تولیدی و صنعتی کاربرد دارد.

چرخ خیاطی راسته دوزی : که به همین منظور راسته دوزی طراحی شده و دارای نوع طرفه می باشد. آموزش خیاطی تهیه الگوی اولیه اندام های نرمال , ناقص و مانکن مفهوم الگوی اولیه منظور از الگوی اولیه همان الگویی است که شخص با استفاده از وسائل کار و اندازه گیری دقیق توانسته تهیه کند وبا شناختی که از مفهوم الگو و دوخت دارد بتواند لباسی مناسب و بدون اشکال بدوزد. وسایل تهیه الگوی لباس کاغذ برش, خط کش , مداد , متر , گونیا , گونیای اشل , رولت , قیچی , سنجاق , دفتر یادداشت, تراش چسب .

انواع کاغذ کاغذهایی که معمولآ در رسم الگو مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از کاغذ گراف و کاغذ روغنی یا پوستی. اندازه گیری الگوهای اولیه اولین و مهمترین نکته برای خانمی که تصمیم به فرا گرفتن فن خیاطی دارد یاد گرفتن طرز اندازه گیری صحیح است . باید توجه داشت که هر قدر این کار دقیقتر انجام گیرد نتیجه مطلوبتر خواهد بود , موقع اندازه گیری باید نواقص اندامها را در نظر گرفت مثلآ شانه سمت راست افتاده است , بازوی سمت راست عظلانی تر است , در قسمت پشت و ستون فقرات خمیدگی دیده میشود , باسن برجسته تر از حد معمول است , سینه به نسبت باسن اختلاف زیادی دارد , در موقع اندازه گیری پی میبریم شخص مورد نظر اندام نرمال دارد یا بلعکس دارای اشکالات و نواقص اندامی است .

تهیه الگوی اولیه

برای طرح الکو ی اولیه آنچه مهم است اندازه گیری دقیق شخص است , برای این منظور ابتدا نواری بدور کمر بسته و شخصی که اندازه گیری میشود باید با زیر پوش باشد . بلندی جلو را از زیر نوار تا زمین اندازه میگیریم . بلندی پشت را از زیر نوار تا زمین اندازه میگیریم . بلندی پهلو را از زیر نوار تا زمین اندازه میگیریم . برای دور باسن کوچک متر را دور محل استخوان خاصره گذاشته اندازه گرفته یادداشت می کنیم . برای دور باسن بزرگ متر را روی برجسته ترین نقطه باسن گذاشته به طوری که بدور باسن حلقه زده و حالت چرخش داشته اندازه گرفته یادداشت میکنیم. دور کمر را هم به همین ترتیب از روی نواری که به دور کمر بسته ایم اندازه میگیریم . بلندی باسن کوچک را طوری اندازه میگیریم که یک سر متر زیر نوار , دور کمر باشد و آن را تا زیر متر که روی باسن کوچک است اندازه میگیریم بلندی باسن بزرگ را هم به همین ترتیب از زیر نواری که دور کمر بسته ایم تا زیر متری که دور باسن بزرگ است اندازه میگیریم. "

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

رشته گیاه پزشکی


رشته گیاه پزشکی

رشته گیاه پزشکی از آن رشته های نوپا ، کاربردی جذاب است که علاقمندان خود را جذب کرده است. عنوان گیاه پزشکی در علوم کشاورزی ایران از سال 1342 به جای «دفع آفات و حفاظت گیاهان» مطرح شده است. به طور کلی، در این رشته تشخیص و شناسایی آفات و عوامل بیماری گیاهان زراعی ، باغی، زینتی، جنگلی، مرتعی و فرآورده های گیاهی و همچنین شناخت علایم و چگونگی اثر آفات و عوامل بیماریهای انگلی و غیرانگلی بر گیاهان و آشنایی کامل با اصول و روشهای مبارزه، مورد بحث قرار می گیرد.

1-1) تعریف و هدف

در دوره کارشناسی مهندسی کشاورزی، عنوان گیاه پزشکی به رشته ای اطلاق می شود که در آن علوم و فن آوری در زمینه های شناخت آفات و عوامل بیماری زای گیاهی و اصول و روشهای مبارزه با این عوامل مورد بررسی قرار می گیرد.

هدف از ایجاد این رشته، تربیت کارشناسانی است که علاوه بر داشتن معلومات علمی و فنی کشاورزی عمومی، در زمینه گیاه پزشکی ، علوم مربوط به شناخت آفات و عوامل بیماری زای گیاهی را در حد کارشناسی به صورت نظری و عملی بیاموزند و با فنون و روشهای مختلف حفظ محصولات کشاورزی، همچنین مبارزه با آفات و بیماریهای گیاهی نیز به صورت علمی و کاربردی آشنایی کافی پیدا کنند تا بتوانند به عنوان مدرس در هنرستانهای کشاورزی، کارشناس اجرایی تحقیقات در مراکز پژوهشی کشاورزی و مدیر و مجری امور حفاظت گیاهان در موسسه های دولتی و خصوصی بخش کشاورزی خدمات شایسته ای را ارائه دهند. بر اساس آیین نامه آموزشی دوره کارشناسی، طول دوره کارشناسی گیاه پزشکی چهار سال است و دانشجویان به طور متوسط این دوره را در همین مدت طی می کنند. حداکثر طول زمان تحصیل مجاز در این دوره 6 سال و هر سال تحصیلی شامل دو نیم سال است. هر نیم سال تحصیلی شامل 17 هفته کامل آموزشی است. نظام آموزشی این دوره به صورت واحدی است و برای هر واحد درس نظری در هر نیمسال 17 ساعت آموزش کلاسی منظور می شود.

 

اهمیت و جایگاه در جامعه

با توجه به اهمیت محوری بخش کشاورزی در امر تغذیه و اقتصاد کشور و از آن جا که رسیدن به خودکفایی و استقلال اقتصادی در این عرصه، تضمین کننده استقلال سیاسی ما نیز خواهد بود. هر گونه تلاش برای افزایش تولیدات کشاورزی، بسیار ارزشمند و حیاتی است. یکی از راههای افزایش محصول، جلوگیری از زیانهای آفات و بیماریهای مختلف گیاهان و فرآورده های گیاهی است که هر سال، ضرر و زیان قابل توجهی را بر کشور تحمیل می کند. با توجه به دانش و فن آوری روز، لازم است روشهای علمی جدید، جایگزین شیوه های سنتی مبارزه با آفات و بیماریهای گیاهی شود، تا با افزایش سطح تولیدات از ورود محصولات کشاورزی خارجی بی نیاز شویم.

 

درسهای رشته

 

ردیف

نام درس

ردیف

نام درس

1

آبیاری عمومی

2

آفات انباری

3

آفات مهم درختان میوه

4

آفات مهم گیاهان زراعی

5

آفات و بیماریهای مهم گیاهان زینتی

6

آفات و بیماریهای گیاهان جنگلی

7

آمار و احتمالات

8

اصلاح مبارزه با آفات و بیماریهای گیاهان

9

اصول اصلاح نباتات

10

اصول تبدیل و نگهداری فرآورده‌های کشاورزی

11

اصول ترویج و آموزش کشاورزی

12

اصول رده بندی حشرات

13

اقتصاد کشاورزی

14

اکولوژی

15

باغبانی عمومی

16

بند پایان زیان آور انسان و دام

17

بیماریهای گیاهی

18

بیماریهای مهم درختان میوه

19

بیماریهای مهم گیاهان زراعی

20

بیوشیمی عمومی

21

بیماریهای فیزیولوژیک

22

بیماریهای ویروسی و باکتریایی گیاهان

23

تکنولوژی مبارزه شیمیایی

24

جانور شناسی

25

جلسه بحث

26

حشرات گرده افشان و زنبور عسل

27

حشره شناسی

28

حشره‌شناسی و دفع آفات

29

خاک‌شناسی عمومی

30

دامپروری عمومی

31

روشهای پیشرفته آماری

32

ریاضیات عمومی

33

زراعت عمومی

34

زراعت غلات

35

ژنتیک

36

سم شناسی

37

شیمی آلی

38

شیمی عمومی

39

طرح آزمایشهای کشاورزی1

40

علف‌های هرز و کنترل آنها

41

عملیات کشاورزی

42

فیزیولوژی گیاهی

43

فیزیک عمومی

44

فیزیولوژی حیوانی

45

قارچ شناسی

46

گیاهشناسی 1(فیزیولوژی و تشریح )

47

گیاه شناسی 2 (سیستماتیک و مرفولوژی)

48

ماشین‌های کشاورزی

49

میکروبیولوژی عمومی

50

نرم تنان و مهره داران زیان آور کشاورزی

51

نماند شناسی

52

هوا و اقلیم شناسی

53

کارآموزی

54

کاربرد رادیو ایزوتوپها در گیاه پزشکی

55

کنه شناسی

   

 

 

صنعت و بازارکار

تواناییهای لازم برای داوطلبان این رشته و ادامه تحصیل در آن برای ادامه تحصیل در رشته گیاه پزشکی- با توجه به ماهیت درسهایی که در این دوره تدریس می گردد- داوطلب باید علاقه مند به علوم زیست شناسی بویژه علوم مربوط به گیاه شناسی و کشاورزی باشد و با توجه به این که اغلب درسها دارای کار عملی در آزمایشگاه و یا در مزرعه است بنابراین داوطلب باید به کار در آزمایشگاه و مزرعه علاقه داشته باشد، همچنین در زمینه درسهایی مثل زیست شناسی و شیمی از دانش و اطلاعات لازم برخوردار باشد؛ بعلاوه توان جسمی برای کار در مزرعه و آزمایشگاه را داشته باشد.

 

تواناییهای فارغ التحصیلان

فارغ التحصیلان این دوره می توانند به عنوان کارشناس اجرایی یا تحقیقاتی در موسسه های مختلف دولتی و خصوصی بخش کشاورزی ایفای وظیفه کنند، همچنین با توجه به دوره های کارشناسی ارشد حشره شناسی و بیماریهای گیاهی و همچنین دوره دکترای گیاه پزشکی، می توانند در صورت داشتن شرایط لازم تا کسب آخرین مدارج تحصیلی در داخل کشور ادامه تحصیل دهند تا بتوانند مسوولیتهای بالاتر و مهمتر علمی، پژوهشی و اجرایی را بر عهده گیرند؛ همچنین پس از اتمام دوره دکترای تخصصی امکان همکاری در دانشگاهها و سایر مراکز علمی و پژوهشی به عنوان عضو هیأت علمی برایشان فراهم می گردد.

 

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

رشته جیمستیک


رشته جیمستیک

تاریخچه این ورزش

رشته جیمستیک اولین بار درسال 1997 در فنلاند از موسسه فنلاندی ورزش توسط یک تیم از تناسب اندام و بهداشت حرفه ای با هدف ارائه ابزار قدرت جامع و مطبوع برای کل بدن ابداع شده است. تطبیق پذیری آن، اثر بخشی و توانایی پاسخگویی به نیازهای اکثرورزش ها باعث شد که در حال حاضر در بیش از 30 کشور در سراسر جهان مورداستفاده قراربگیرد.

این رشته توسط مربیان حرفه ای بین المللی درکشورهای اروپایی، آفریقایی و آسیایی گسترش پیداکرد. جیمستیک یک ورزش علمی است وتوسط ورزشکاران حرفه ای رشته های مختلف ازجمله فوتبال وگلف و... نیز مورد استفاده قرار می گیرد به همین دلیل این وسیله مورد تأیید فیزیوتراپ های مشهوردنیا قرار گرفته است. بسیاری از پرسونال ترینرها یا تمرین دهنده های شخصی این وسیله را مورد تأیید قرارداده اند.ایده اختراع این وسیله استفاده از تناسب اندام دوبل بود یعنی تمرینات با چوب وکش به طورهمزمان وترکیبی ونه به صورت مجزا. ودر نتیجه تحقیقات این تیم متخصص ایجادجیم استیک یاابزارتناسب اندام بود که ورزش آن نیز به همین عنوان نامگذاری گردید.

 

جیمستیک برای چه اختراع شد؟

برای برگزاری کلاس های گروهی ( سالمندان، /هواداران تناسب اندام زن ومرد)

برای بازتوانی بیماری یا آسیب دیدگی(ورزشکاران حرفه ای زن ومرد و هواداران تناسب اندام)

برای برگزاری تمرینات تخصصی (ورزشکاران حرفه ای زن ومرد/ هواداران تناسب اندام زن ومرد/سالمندان/نوجوانان وجوانان)

ویژگی جیمستیک

جیمستیک در رنگ های مختلف تولید شده ومقاومت هریک ازمیله ها متفاوت از دیگری است(حداقل مقاومت برای افراد سالمند یا برای افرادی که نیاز به بازسازی دارند وزنانی که سایقه ورزشی ندارند وتازه ورزش را شروع کرده اند) وبیشترین مقاومت یارنگ طلایی مخصوص ورزشکاران حرفه ای بخصوص مردان می باشد

-سبک، کم حجم و بسیاربهتراز دستگاه های بدنسازی جاگیر

-آسیب های آن بسیارکمتراز یوگا وپیلاتس است.

-درگیرکردن ماهیچه های هسته ای (مرکزی) که اغلب در رشته های ورزشی مورد غفلت قرارمیگیرد.

-استفاده از این وسیله برای بدنسازی تمام رشته های ورزشی به صورت تخصصی برخلاف سایررشته های تناسب اندام

-ودرنهایت بهترین ویژگی این وسیله ی زیبا ومفرح تقسیم بندی وزنه ها برای گروه های سنی میباشد.

یکی دیگر از ویژگی های بسیار مثبت این رشته کنترلی است که فرد باکمک این وسیله برروی عضلات خود دارد.هماهنگی،تعادل وقدرت عضلانی بااستفاده از جیمستیک افزایش می یابدوفرد بااستفاده از این وسیله برروی عضلات خود کنترل شخصی دارد.تینا هاردن قهرمان ویکی ازبهترین مربیان آمادگی جسمانی وایروبیک کشور سوئد پس ازاستفاده ازجیمستیک آنرا بهترین وسیله ای می داند که در طول 20 سال مربیگری اش دیده است.وی می گوید:مردم بسیاری علاقه مند به استفاده از این وسیله بی خطر هستند به خصوص افراد میانسال وکهنسال که درباشگاهها کمتر مورد توجه قرار میگیرند. ضمن اینکه این وسیله با توجه به طراحی جالب آن به عنوان بهترین ورزش جهت ایجادانگیزه به ورزش کردن در کارمندان نامیده شده است.

اثرات فیزیولوژیکی ورزش جیمستیک

1- Stabilizationیا ایجادثبات

2- Muscular endurance and strength یا قدرت واستقامت عضلانی

3- Cardiovascular fitness endurance یا استقامت سیستم قلب وعروق

4- Balance & flexibility & coordinationیا هماهنگی، تعادل، انعطاف پذیری

5- Power یا توان

6- Anthrometry- Fat loss کاهش وزن وازدست دادن چربی اضافی

سبک های زیرنظرکمیته جیمستیک

  • Gymstick Nordic Walking for outdoors
  • Gymstick Original for indoors
  • Gymstick Aqua for water
  • Gymstick Chaire gym
  • Gymstick Rehabilitation
  • Gymstick power wheelze
  • Gymstick fitness bag
  • Cangoo jumps
  • Gymstick swiss ball
  • Towel training (hard candy)
  • Gymstick boot camp
  • Gymstick bousa

- Stabilizationیا ایجادثبات

اثرات جیمستیک بر بدن

640 عضله اسکلتی دربدن ما وجود دارد که عضلاتی مانند گروه عضلات سینه ای/عضلات شانه ای/دلتویید/دوسر/سه سر/گروه ذوزنقه/گروه عضلات چهارسرران/گروه عضلات سرینی/همسترینگ ودوقلو جزو عضلات بزرگ هستند.علاوه براین ها عضلات ریزی در زیر این عضلات وجود دارند که برای حمایت بدن بسیار باارزش هستند.اهمیت عضلات ریز بدن تاحدی است که این عضلات استحکام دهنده را پادشاه بدن (The king) می نامند.اگر عضلات ریز دچار آسیب دیدگی شوند بدن متحمل درد وضعف بیشتری می شود.با جیمستیک هردوگروه عضلات تحت فشار قرارگرفته و درنهایت باعث ثبات مفاصل، تاندونها و استخوان ها می شود.

استقامت عضلانی وقدرت

توسعه قدرت برای محافظت از استخوان ها،رباط ها وارگان های بدن بسیار مهم است.همچنین توسعه قدرت وافزایش مقاومت عضلات برای غلبه بر جاذبه زمین بسیار با اهمیت است.بدن ما دارای دو سیستم بازدارنده اولیه وثانویه می باشد.

مهار اولیه یا سیستم بازدارنده اولیه سیستم عضلانی می باشدکه برای محافظت از مهارثانویه بوجود آمده است. سیستم بازدارنده ثانویه که شامل بافت همبند و رباط ها هستند،باعث ثبات سیستم استخوانی یا اسکلتی می شوند.دراصل تمرینات تقویتی درورزش جیمستیک برای جلوگیری از ریسک صدمه به سیستم ثانویه می باشد. جیمستیک برای تقویت هردو سیستم اولیه وثانویه طراحی شده است و باعث تقویت عضلات وتاندونها شده وهمچنین باعث کشش آرام وسریع در عضلات وتاندون ها نیز شده واز آسیب دیدگی جلوگیری می کند.

استقامت سیستم قلب وعروق

استقامت یعنی توانایی یک عضله یا گروهی از عضلات برای انجام با دقت یک حرکت باتکرار زیاد. خستگی واژه ی مقابل استقامت می باشد وشامل شکست ارتباطات عضلانی،کاهش کنترل برروی عضلات،عکس العمل های ضعیف،وثبات مفصلی ضعیف می باشد.ورزش جیمستیک با حرکات مشخص استقامتی علاوه بر افزایش استقامت قلب وعروق وکاهش خستگی عضلانی باعث بهبود پوسچرفرد وکارایی بهتر عضلات وسیستم قلبی می شود.

هماهنگی، تعادل، انعطاف پذیری

تعادل برای ورزش بسیار مهم است زیرا ترکیبی است از قدرت،استقامت و توان. وقتی که شما تعادل یا کنترل خوبی برروی بدن خود داشته باشید به دنبال آن می توانید هماهنگی عضلانی خوبی برقرارکنید واین هماهنگی به بهتر انجام دادن حرکات توسط شما کمک قابل توجهی می کند. ضمن اینکه توانایی یک عضله یا گروهی از عضلات برای انجام انقباضات کوتاه وبلندنیاز به تعادل وثبات مفصلی وهمچنین انعطاف در عضلات ومفاصل دارد.ماباید با افزایش ثبات در ناحیه کنترل درونی یا عضلات هسته ای برروی کنترل بیرونی یا عضلات بزرگ احاطه پیدا کنیم.جیمستیک با حرکات بسیار سریع ودقیق کنترل بدن مارا بهبود بخشیده وباعث تعادل وهماهنگی در بدن ما می شود.

توان

تمرینات سیستم عضلانی برای افزایش قدرت به تنهایی کافی نیست.نام توان همواره در کنار سرعت قرار میگیرد یعنی انجام حرکات انفجاری باعث افزایش قدرت وتوان به صورت همزمان می شود.جیمستیک با تمرینات پلیومتریک باعث می شود که عضلات سریع تر به محرک های بیرونی پاسخ دهند واین باعث تقویت سیستم عصبی عضلانی می شود.

 

کاهش وزن وازدست دادن چربی اضافی

تمرینات جیمستیک یکی از بهترین وموثرترین راهها برای از دست دادن چربی و همزمان افزایش تون عضله می باشد واین به برگشت چربی در دوره بی تمرینی کمک بسیارزیادی می کند.کاربرروی عضلات بزرگ بدن وانجام حرکات ساده هوازی با جیمستیک به چربی سوزی سریع کمک می کند.تحقیقات نشان می دهد که در1ساعت جیمستیک عضلانی 700 کالری انرژی می سوزانیم.

جیمستیک مقاومت الاستیسیتی عضله را افزایش می دهد.وباوجود کش های دارای مقاومت فرد می تواند حجم کاررا تا 55 کیلوگرم برساند بیش از 300 تمرین که توسط جیمستیک ارائه می شودباعث تنوع جلسات تمرین وافزایش انرژی درفردمی شود.واثربخشی را نیز افزایش می دهد.

تسهیل سازی کاهش وزن ومبارزه با پوکی استخوان./افزایش نیروی عضلانی/افزایش هماهنگی/افزایش انعطاف پذیری وتعادل/تحول در ظرفیت های قلبی-عروقی /افزایش تون عضلانی از دیگر مزایای فیزیولوژیکی ورزش جیمستیک می باشد.

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

روابط ميان موجودات زنده و غير زنده


روابط ميان موجودات زنده و غير زنده

 

مقدمه:

در محیط زیستی عوامل غیر زنده مانند خاک ، آب ، گازها و غیره به همراه جانداران وجود دارند. موجودات زنده با هم و با محیط غیر زنده خود ارتباطی متقابل برقرار می‌سازند. این ارتباط‌ها برای بقای محیط زیست بسیار لازمند. کارشناسان محیط زیست هنگام بررسی ، مناطق زیستی را مورد مطالعه قرار می‌دهند. هر منطقه زیستی شامل موجودات زنده ویژه عوامل غیر زنده است اکوسیستم نام دارد و دانشی که به بررسی اکوسیستم‌ها می‌پردازد. اکولوژی نامیده می‌شود.

 

عوامل زنده اکوسیستم

جانداران را براساس نقشی که در محیط دارند به دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند.

  1. موجودات تولید کننده (گیاهان سبز)
  2. موجودات مصرف کننده (جانوران)
  3. موجودات تجزیه کننده (باکتری‌ها و قارچ‌ها)

 

ارتباط موجودات زنده با هم دیگر

مهم ترین ارتباط غذایی است که به صورت زنجیره غذایی و شبکه غذایی در جریان است. علاوه بر ارتباط کلی میان جانداران که به صورت زنجیره غذایی نشان داده می‌شود. انواع دیگری از ارتباط نیز میان آنها وجود دارد که در آن الزاما ارتباط غذایی منجر به از بین رفتن طرفین نمی‌شود بلکه در این نوع ارتباط جانداران به زیستن در کنار هم ادامه می‌دهند.

 

زنجیره غذایی

اگر وابستگی غذایی یک موجود زنده را با موجود زنده دیگر به صورت A→B نمایش دهیم بدین معنی است که موجود زنده A غذای موجود زنده B است و به عبارت دیگر B از A تغذیه می‌کند. بدین ترتیب می‌توانیم روابط غذایی زیر را که بین چند موجود زنده برقرار می‌شود نشان دهیم. در این روابط هر موجود زنده به صورت حلقه‌ای از یک زنجیر با موجود زنده دیگر مربوط می‌شود. هر یک از این روابط را یک زنجیره غذایی می‌نامند. در تمام این زنجیره‌های غذایی حلقه اول یک گیاه سبز است حلقه دوم یک جاندار گیاهخوار است و حلقه‌های بعدی را موجودات گوشتخوار تشکیل می‌شوند.

 

شبکه غذایی

چند زنجیره غذایی که با یکدیگر ارتباط داشته باشند یک شبکه غذایی را بوجود می‌آورند.

 

شبکه حیات

همه شبکه‌های غذایی با یکدیگر ارتباط دارند بطوری که همه موجودات زنده کره زمین یک شبکه غذایی بزرگ را تشکیل می‌دهد این شبکه غذایی بزرگ ، شبکه حیات نام دارد.

نوع دیگر ارتباط جانداران با هم

رقابت

در رقابت یک موجود به چیزهایی که مورد نیاز موجود زنده دیگر نیز هست احتیاج پیدا می‌کند. مثلا جانوران بین یافتن غذا و لانه سازی و غیره با هم رقابت می‌کنند. در عمل رقابت گاهی دو رقیب با یکدیگر با خبر نیستند. بعضی از رقابت‌ها میان جانداران یک گونه و برخی دیگر در بین جاندارانی که از گونه‌های متفاوت است صورت می‌گیرد. موضوع مورد رقابت اغلب جانوران غذاست. رقابت تختصاص به جانوران ندارد. گیاهان نیز برای بدست آوردن نور ، آب و کانی‌ها با هم به رقابت می‌پردازند.

هم زیستی

هم زیستی یعنی زندگی کردن با یکدیگر و با هم زیستن اما در اکولوژی منظور از هم زیستی هر نوع ارتباط نزدیک میان دو نوع موجود زنده است صورت‌هایی از هم زیستی عبارتند از:

هم سفرگی

در این نوع هم زیستی یکی از افراد ، نه سود می‌برند و نه زیان و دیگری سود می‌برد. مانند رابطه چسبیدن ماهی بادکش‌دار ، بدن کوسه ماهی ، که ماهی بادکش دار در این رابطه سود می‌برد.

همیاری

در این نوع هم زیستی دو موجود زنده هر دو از یکدیگر بهره می‌برند- همیاری ممکن است داوطلبانه و یا اجباری باشد. همیاری گل‌سنگها اجباری است و قارچی که در ساختمان گلسنگ بکار رفته بدون جلبک سبز قادر به ادامه حیات است میان باکتری‌ها و گیاهان تیره نخود نیز همیاری است - همیار s شته و مورچه حالت اجباری دارد.

زندگی انگلی

در این نوع همزیستی یک موجود (انگل) سود می‌برند و موجود دیگر (میزبان) زیان.

 

زندگی صیادی

مستقیم‌ترین رابطه غذایی هنگامی وجود دارد که جاندار دیگر را بخورد. هر مصرف کننده‌ای که جانداری دیگر را بکشد و بخورد یک صیاد است و جانداری که خورده شود صید نام دارد.

 

عوامل غیر زنده اکوسیستم

گرما

بیشتر از اشعه مادون قرمز بخشی از نور خورشید به دست می‌آید و در فعالیت‌های موجودات زنده نیز انرژی به صورت گرما آزاد می‌شود.

دما

یکی از عوامل غیر زنده محیطی است و تغییرات زیادی دارد و کلیه جانداران به نحوی با این تغییرات سازش پیدا کرده‌اند سازش باعث بقای جانوران می‌شود.

نور

نور نقش مهم در غذاسازی تولید کننده دارد.

گازها

مهم‌ترین گازهایی که در اتمسفر وجود دارند عبارتند از : اکسیژن و دی‌اکسید کربن. که اکسیژن در تنفس و در اکسید کربن در فتوسنتز نقش دارد.

آب

آب به صورت تبخیر شده وارد اتمسفر می‌شود و به صورت برف و باران به زمین برمی‌گردد.

مواد شیمیایی

به دو صورت کانی و آلی در اکوسیستمها وجود دارد مواد آلی ناشی از تجزیه موجودات زنده ، در اکوسیستمهای مختلف مورد استفاده جانداران قرار می‌گیرد. مواد کانی نیز به ترکیبات مختلف مثل نمک خوراکی یا کلریدسدیم که در غذای آدمی مهم است و یا کودهای شیمیایی که در حاصل خیزی خاک اهمیت دارد.

 

 

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

زيگورات سیلک کاشان


تپه باستانی سیلک

مقدمه

در خزان سال 1311 خورشیدی بود كه ریزش باران و جاری شدن سیل در منطقه كاشان ؛ موجب شد تا غبار زمان از تمدنی بزرگ و چندین هزار ساله برداشته شود.

در صبح روزی كه كشاورزان منطقه در راه كسب روزی حلال قدم به روی خاكی گذاشتند كه تا پیش از آن برایشان به جز زمین كشاورزی ارزش دیگری نداشت ، با ابزار آلات و سفالینه هایی روبرو شدند كه متفاوت از وسایل روزگار زندگی شان بود و این امر موجب برانگیختگی حیرت و حس كنجكاوی شان شد.

كشاورزان ساده دل كه قسمت خود را از روز جدید آثاری با قدمت بسیار می دانستند با دیدن قبور شسته شده از باران روز قبل همچون كاوشگری كه برعكس قبل كه از روی خاك طلب روزی می كرد این بار در دل خاك بود كه بخت خود و خانواده اش را می جستند.

با فروش آثار بدست آمده (با بهایی اندك) به دلالان عتیقه پای این غارتگران و حریصان همیشه بیدار تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم به سیلك باز شد. تمدنی گمشده كه هزاران سال از عوامل مخرب طبیعی در امان مانده بود با آوردن حرص و آز و عدم شناخت بر بالین آن تبدیل به مزرعه عتیقه فروشان شد. با انتقال آثار به دیار فرنگ چشم تیزبین بیگانگان از دیدن این همه قدمت و زیبایی در حیرت ماند و بدین جهت از طرف موزه لوور فرانسه ، رومن گیرشمن به منظور شناخت و شاید نجات تمدنی كه تمام جهانیان در آن سهم داشتند روانه ایران شد .

از آنجا كه رئیس وقت موزه ایران آقای آندره گدار فرانسوی بود كارهای مربوط به هماهنگی خیلی سریع فراهم آمد تا كاوش علمی در سیلك شروع شود. هیئت باستان شناسی مزبور سه فصل كاوش در سالهای 1933 ، 1934 و 1937 میلادی بر روی هر دو تپه سیلك و دو گورستان حوالی آن انجام داد و بلافاصله در سال 1938 م (1317ش) گزارش آنرا در دو مجلد تحت عنوان ’ سیلك كاشان’ به زبان فرانسه و در پاریس نمود كه خوشبختانه اخیراً هر دو جلد كتاب توسط آقای اصغر كریمی ترجمه و بوسیله انتشارات میراث فرهنگی چاپ و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

گیرشمن بر روی تپه شمالی سیلك موفق به كشف آثار اولین انسان هایی شد كه برای بار نخست به خود جرات داده بودند تا از خانه های از پیش ساخته شده توسط طبیعت یعنی غارها بیرون آمده و روانه دشت ها شوند. این انسان ها اولین كسانی بودند كه برای خود خانه ساخته و كشاورزی را شروع كرده بودند.

انسانی كه پای به دشت گذاشت قبلاً از شكار حیوانات تغذیه می كرد و گاه خود شكار حیوانات درنده می شد.

در هزاره های پیش از میلاد و زمانی كه بخاطر بارندگی های زیاد به نام ’عصر باران’ معروف بود قسمت مركزی ایران كه شهر فعلی كاشان نیز جزئی از آن بود همه در زیر آب بود و دریاچه ای آنرا فرا گرفته بود كه هم اكنون باقیمانده این دریاچه ، حوض سلطان بین قم و تهران و دریاچه نمك در كویر آران و بیدگل بوده و از زیبایی خاصی برخوردار است.

گیرشمن بر روی تپه شمالی سیلك موفق به كشف آثار اولین انسان هایی شد كه برای بار نخست به خود جرات داده بودند تا از خانه های از پیش ساخته شده توسط طبیعت یعنی غارها بیرون آمده و روانه دشت ها شوند. این انسان ها اولین كسانی بودند كه برای خود خانه ساخته و كشاورزی را شروع كرده بودند.

 

در حدود 9 هزار سال پیش بر اثر تغییر تدریجی آب و هوا از باران ها كاسته شد و بیشتر منطقه را هوای صاف و آفتابی فرا گرفت. این تغییرات باعث فرو رفتن آب دریاچه گردید ، سپس از بجای ماندن گل و لای موجود ؛ زمین حاصلخیزی بوجود آمد كه از درختان سرسبز و بوته زارها پر شد. این شرایط مساعد باعث جذب حیوانات گوناگون به این منطقه شد و انسان ها نیز بدنبال شكار حیوانات روانه دشت شدند. وجود حیوانات وحشی در دشت و همچنین جهت در امان ماندن از گزند عوامل طبیعی چون باد و باران باعث شد تا انسان ها بفكر ساختن خانه در دشت بیفتند كه آثاری از دیوار این خانه ها (كه بصورت چینه بود) توسط گیرشمن در تپه شمالی سیلك پیدا شده است .

با افزایش جمعیت و پیشرفت در تمام عرصه ها كم كم سیلك از روستا به یك شهر تبدیل شد.

انسان ها با ساختن ظروف ساده و ابتدایی كم كم توانستند به مهارت خاصی در این زمینه دست پیدا كنند به طوری كه سفالینه هایی با طرح ها و رنگ های منحصر بفرد باعث شهرت این شهر شد بطوری كه در بین آبادی ها و تمدن های اطراف به نام شهر سفالگران یا شهر سیلك مشهور شد.

ذوق هنرى مردم سیلک ابتدا در کنده‌کارى استخوان و ساختن ظروف سفالین با نقوش و رنگ‌هاى ساده جلوه نمود. در آغاز مردم سیلک به جاى خانه، کلبه‌هایى از نى مى‌ساختند و درزهاى آن را با گِل مى‌گرفتند. و نیز سبدهاى بافته شده از شاخ و برگ درختان را گل‌اندود مى‌کردند و مانع ریزش مایعات از آنها مى‌شدند؛ بعدها همین روش موجب پیدایش سفال شد.

از دوره‌هاى بعد آثارى از سفال منظم و صاف در دست نیست و دلایل آن این است که در آن زمان چرخ سفالگرى ساخته نشده بود و همه چیز با دست ساخته مى‌شد. این ظروف جهت پخت در هواى آزاد قرار داده مى‌شد و روى آنها را با شاخ و برگ درختان مى‌پوشاندند و آتش زدن آنها حرارت لازم براى پخت فراهم مى‌‌شد؛ از این دوران آثارى باقى نمانده است زیرا گِل پخته‌نشده فرسوده مى‌شود و از بین مى‌رود.

ظروف سفالین که از 3000 تا 4000 سال ق.م به‌دست آمده نقوشى زیبا و ظریف همراه با اشکال هندسى و نقوش حیوانات دارد. بعدها مردم سیلک خانه‌هاى خود را با خشت‌هاى آجرى پخته شده مى‌ساختند. این آجرها در آغاز با نور خورشید و بعدها در کوره پخته مى‌شدند.

در حدود هزارهء چهارم ق.م انسان سیلک اسب را اهلى کرد. در این دوره مردم سیلک، مردگان خود را همراه با ظروف سفالى از جمله‌ قورى‌هاى لوله‌دار مخصوص آب مقدس که گویا در گوش مردگان مى‌ریختند، دفن مى‌کردند. در سیلک علاوه بر سفالگرى از فلز هم در ساخت اسلحه و ابزار استفاده مى‌شد. به‌نظر مى‌سد که مردم سیلک به طلا دسترسى نداشته‌اند؛ چون زیورها و اشیاء زینتى خود را از نقره و برنز ساخته‌اند.

در ظروف سیلک نقوش هندسی، طرح خورشید، تصویر انسان و نقش بز کوهى بسیار مورد توجه بوده است. بعدها اسب جاى بز کوهى را مى‌گیرد. خورشید و اسب دو مظهرى هستند که تقریباً همهء اقوام هند و اروپایى از آن استفاده کرده‌اند.

مهمترین اثر هنرى این منطقه مجسّمه انسانى است که از استخوان ساخته شده و این اولین و قدیمى‌ترین مجسمه‌اى است که تاکنون در آسیاى غربى به‌دست آمده است.

ادوات سنگی، مهره‌هاى گِلى و استخوانى و آلات مسى و برنزى از جمله دیگر آثار به‌دست آمده از این تمدن است. در سیلک ما شاهد دورهء خلاقه هنرى هستیم.

بعد از اتمام فعالیت های گیرشمن و چاپ گزارش های آن تا سال 1380 ش توجهی به سیلك نشد بطوری كه بسیاری از اراضی سیلك تبدیل به زمین های كشاورزی شد و با گسترش شهر و خانه سازی تا خود سیلك چیزی نمانده بود كه از این محوطه باستانی جز نام و خاطره ای دیگر باقی نماند. سرانجام در سال 1380 ش از طرف سازمان میراث فرهنگی دكتر صادق ملك شهمیرزادی جهت بررسی و ادامه حفاری به سیلك اعزام گردید و ایشان با انجام 5 فصل كاوش كه تا سال 1385 طول كشید.

نكته حائز اهمیت در گفته های دكتر شهمیرزادی پیرامون سازه خشتی بزرگ تپه جنوبی این است كه ایشان آنرا به عنوان زیگورات یا عبادتگاهی كه انسان های سیلك آنرا برای پرستش خدایشان ساخته بودند ؛ می دانست. تاكنون 32 زیگورات در ایران و عراق شناسایی شده كه 11 عدد بر اساس متون تاریخی و 21 عدد بر اساس كشفیات باستان شناسی می باشد. از این تعداد 5 زیگورات در ایران و 27 زیگورات در عراق واقع شده است كه زیگورات سیلك كهن ترین آنها می باشد.

محوطه سیلك در سال 1997 میلادی در فهرست ثبت آثار موقت جهانی قرار گرفت.

 

زيگورات

زيگورات معماري مذهبي ويژه شهرهاي عمده بين النهرين(عراق كنوني) و ايران بوده است كه بصورت برج مطبق هرمي شكل بنا مي شد. ساخت زيگوراتها از 4200 تا 2500 سال پيش متداول بوده است

زيگورات بناي خشتي تو پر فاقد فضاهاي داخلي است كه سطح خارجي آن داراي پوششي از آجر است. ابعاد قاعده زيگوراتهامربع و يا مستطيل و اندازه آنها بين 50 در50 يا 40 در 50 متر متغير است. از نظر موقعيت جغرافيايي تا قبل از كشف زيگورات سيلك بين سومر بابل آشور و جنوب غربي ايران توزيع شده اند. براي نخستين بار در فلات مركزي ايران نيز از بقاياي زيگوراتي در سيلك كاشان خاك برداري شده است. تاكنون هيچ يك از زيگوراتهاي شناسايي شده بطور سالم و كامل باقي نمانده است و لذا ارتفاع اصلي آنها مشخص نشده است. دسترسي به فوقاني ترين طبقه زيگورات بوسيله پله كان و يا راه شيب دار صورت مي گرفت. فضاهاي اطراف زيگورات ها را با درختكاري و يا مرغ فضاسازي مي كردند.

ریشه یابی لغت کاشان به تحقیق برخی از محققان آمده است . برخی از آنان کی آشیان به سبب وجود اولین خانه ها وبناها در کنار چشمه فین دانسته اند

برخی دیگر آن را کاه فشان ذکر می کنند ، یعنی برای احداث حصار و باروی شهر اول با کاه لامت می گذاشتند و بعد حصار و بارو را می ساختند . در برخی از منابع آمده است که هر محله از کاشان صارهای جداگانه ای داشته و در نهایت همگی نام کاشان را اختیار کرده اند . در حفاریهای انجام شده در تپه باستانی سیلک نام کاشان از کاشی و کاسی بر گرفته است از نام قبایل کاسو و کاشو است ، اقوامی که در عصر سلطنت حمورابی در میان رودان زندگی می کردند و نام خدای بزرگ آنها هم کاشو بود ، که با افزودن الف و نون فارسی کاسیان و کاشیان و سرانجام کاشان شده است. این مجموعه شامل دو تپه شمالی و جنوبی و دو گورستان است . تپه شمالی که کوچکتر است در فاصله ۶۰۰ متری تپه جنوبی قرار دارد .

آثار بدست آمده از تپه شمالی قدیمی تر است ، یعنی آثار دوران استقرار در نخستین روستاها تا آغاز شهر نشینی و آثار به دست آمده از تپه جنوبی شامل دوره های آغاز شهر نشینی تا هزاره اول قبل از میلاد است . این تپه ( تپه جنوبی ) از نظر تنوع دوره ها و تعداد آثار بزرگتر و مهمتر از تپه شمالی است .

سیلک نام اولین تمدن شهر نشینی ایران مرکزی در کاشان است که در سه کیلومتری جنوب غربی کاشان قرار دارد . قدیمی ترین خاستگاه تمدن بشری را سیلک کاشان عنوان می کنند ، یعنی اولین جایی که شهر نشینی شکل گرفت ، آنجا که آریاییها اولین تمدن شهر نشینی را ایجاد کردند .

۶۰ سال پیش هیئتی فرانسوی به سرپرستی رومن گریشمن برسی هایی درباره این تمدن انجام دادند و ۲ سال روی تپه های سیلک تحقیق کردند ، آنها آثار جالب توجهی چون ظروف سفالی و فلزی از دل این تپه ها به دست آوردند . متاسفانه بخش قابل توجه ای از این آثار به خارج از کشور انتقال یافت و در موزه لوور نگهداری می شود . اما تعدادی از این آثار در موزه ملی ایران موجود می باشد .

آثار به دست آمده از تپه سیلک بیانگر این است که چند هزار سال قبل در این تمدن صنعت ذوب فلزات و ریخته گری وجود داشت و مردم آن زمان با این حرفه آشنا بودند .

دوکهای گلی و سنگی مربوط به هزاره های دوم و سوم قبل از میلاد که در سیلک پیدا شد بیانگر آن است که این محل از محل های بسیار قدیمی در صنعت ریسندگی نخ و بافت پارچه بوده است . قدمت این تپه ها به ۷ هزار سال می رسد .

در ۵۵۰۰ سال پیش بر اثر ارتباط با مدنیت شوش این اقوام نگارش خط را فراگرفته اند و لوحه های گلی فراوانی با قدیمی ترین نوع خط در سیلک به یادگار گذاشته اند .

تمدن اقوام تپه های سیلک در ۲۵۰۰ سال پیش مغلوب تمدن آریایی گردید که آثار آنها در طبقات مختلف حفاری از قبیل ظروف لوله دار بلند با نقش اسب و خورشید و اسلحه آهنی و شمشیر و نیزه های بلند کشف شده است .

 

تپه سیلک

محوطه باستانی سیَلْک که در منطقه فین کاشان واقع شده‌است و قدمتی در حدود هفت هزار سال دارد.

سیلک یکی از مکان‌های تاریخی پس از تمدن جیرفت کرمان در فلات ایران است که مدارک نوشته از دوران پیش از هخامنشی در آن پیدا شده ولی خطی که هم‌زمان با آغاز تاریخ در ایلام به وجود آمده‌بود، تحت نام پرتو ایلامی شناخته شده پس از رها شدن این پایگاه بازرگانی از میان رفت. در هنر سیلک جنبه تزیینی آن شدید است و هنری است که آریایی‌ها با خود آورده‌اند.

تمدن اقوام تپه‌های سیلک در ۲۵۰۰ سال پیش مغلوب تمدن آریایی شد که آثار آنها در لایه‌های گوناگون حفاری از قبیل ظروف لوله‌دار بلند با نقش اسب و خورشید و جنگ‌افزار آهنی و شمشیر و نیزه‌های بلند کشف شده‌است.

محوطه باستانی سیَلْک در ضلع جنوب غربی کاشان و در سمت راست جاده کاشان به فین قرار دارد و از دو تپهٔ شمالی و جنوبی که در فاصله ۶۰۰ متری یک‌دیگر قرار دارند و دو گورستان تشکیل شده‌است.

یکی از گورستان‌ها که گورستان الف نامیده می‌شود ۳۵۰۰ ساله‌است و در ۲۰۰ متری جنوب تپهٔ جنوبی واقع شده‌است که امروزه بر روی آن بلواری ۲۴ متری به نام بلوار امیرالمومنین کشیده شده‌است. گورستان دیگر که گورستان ب نامیده می‌شود ۳۰۰۰سال قدمت دارد و در زیر باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی ضلع غربی تپه‌ها قرار دارد.

 

پیشینه

تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بوده‌است که از گل رس و سفال ساخته شده‌است. این بنای تاریخی تا سال ۱۳۱۰ خورشیدی شناسایی نشده بود و در میان مردم کاشان به شهر نفرین شده معروف بود تا اینکه با کاوش‌های باستان‌شناسان خارجی کشف شد.

در خرابه‌های تپه باستانی سیلک چند اسکلت انسان و ظروف قدیمی پیدا شده‌است که این اشیاء در موزه‌های لوور فرانسه، موزهٔ ملی ایران و موزهٔ باغ فین و موزه ایی در جنب این بنای باستانی قرار داده شده‌است. از نکات قابل توجه این منطقه باستانی وجود خرده سفال‌های چند هزار ساله روی زمین و پیرامون این تپه‌ها است.

 

 

اقدامات بعد از کشف

تپه تاریخی سیلک در ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ با شماره ۳۸ در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسید. سیلک دارای ۲ تپه شمالی و جنوبی است. قدمت قدیمی‌ترین آثار به دست آمده از تپه شمالی به حدود ۷۵۰۰ سال قبل می‌رسد و آخرین آثار یافت‌شده از تپه جنوبی مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش است.

 

قبور بومیان و مهاجران آریایی

برخورد دو قوم ایرانی و بومی را می‌توان در آثار باستانی بازمانده در تپهٔ سیلک کاشان به خوبی دید. در آنجا دو گروه متفاوت با دو نوع آداب و رسوم و فرهنگ متمایز دیده می‌شود. در سیلک نزدیک روستای پیش از تاریخ بومیان آثار یک دژ مستحکم که دارای کاخ و محلهٔ مسکونی و شهر مردگان است، دیده می‌شود. درگذشتگان قوم تازه وارد مانند بومیان در زیر اتاق‌های مسکونی بخاک سپرده نشده‌اند. آنان را در شهر مردگاه به خاک می‌سپردند و لوازم زندگی آنها را مانند ظرف، سفالینه، کلاه خود، اشیاء زینتی و لوازم مربوط به اسب را همراه آنان در گور می‌گذاشتند. بر روی سفالینه‌ها نقش اسب دیده می‌شود و این نشان آنست که اسب در زندگی آنها اهمیت بسیاری داشته است.

استخوانهای باقی مانده از یک مرد که به علت ریزش سقف 5500 سال پیش از دنیا رفته.

 

اندیشهٔ زایش و مرگ یکی از نخستین اندیشه‌های فلسفی ایرانیان بود. آنان مرگ را تولد دیگر می‌دانستند و از اینرو درگذشتگان را به شکلی که کودک در شکم مادر دارد با پاها و دست‌های جمع شده بر روی سینه بخاک سپردند تا بهمان گونه که به این دنیا آمده‌اند به دنیای دیگر وارد شوند. بر روی گور که آن را همچون خانهٔ آخرت می‌پنداشتند سنگ‌ها و الواح گلی بصورت خرپشته و شیروانی مانند گذاشته شده‌است و این ادامهٔ سنت خانه‌سازی آنها در مناطق باران‌خیزی است که از آنجا کوچ کرده‌بودند. این روش بام‌سازی در نخستین گورهای دوران هخامنشی مانند آرامگاه کورش نیز دیده می‌شود و نمودار آن است که این قوم ایرانی پیش از آمدن به فلات ایران چندین سده در نواحی باران خیز ساحل غربی و جنوبی دریای خزر زیسته‌اند و از آن راه به فلات ایران رسیده‌اند.

 

تپه سیلک در عصر آهن

یکی از قدیمی‌ترین واحدهای مسکونی که به دست بشر ایجاد شده در دشت تپه سیلک واقع در نزدیکی کاشان کشف شده است. مطابق دانشمندان زمین‌شناسی هنگامیکه نواحی شمالی دنیای قدیم را یخچال‌های دائمی فراگرفته بود در ایران بارانهای بسیار شدید و سیلاب‌های فراوان دائمی وجود داشت. دریاچه‌های بزرگ که از سیلاب‌ها تشکیل شده بود در ناحیه کویری امروزی قرار داشت. ناحیهٔ کاشان در نزدیکی همین کویر قرار دارد. پس از مدتی دریاچه‌ها به جلگه‌ها و جویباری هایی که محل مناسب برای کشاورزی و زندگی بود پدید آمد. در این جلگه‌های کوچک آثار انسان‌های اولیه را که با استفاده از محصولات و فرآورده‌های زمین (گیاهان خودرو) و شکار حیوانات، غذای خود را تأمین می‌کردند و فاقد خانه بودند، می‌توان یافت. به تدریج که جلگه‌ها مبدل به شوره زارها شدند، ساکنین هم برای دسترسی به نواحی آب خیز به مناطق دیگری مهاجرت کردند. در همین زمان است که تپه‌های شمالی سیلک مورد سکونت قرار گرفتند. مردم ساکن این تپه، خانه‌هایشان را به شکل کلبه‌های چوبی می‌ساختند که آثار آن امروزه در عمیق‌ترین طبقات این تپه نمایان است. آنان حیوانات اهلی به ویژه بز و گوسفند تربیت می‌کردند. به تدریج کلبه‌های چوبی آنها به خانه‌هایی از گل و در دوره‌های بعد به خشت تبدیل شد. همچنین وجود صدف‌های دریایی ویژهٔ خلیج فارس و سنگ‌های رنگین ویژهٔ اطراف مشهد ثابت می نماید که این مردم با نواحی دور دست نیز رفت و آمد داشته اند.

سر قوچ سفالی با نقشهای بسیار ظریف که به سختی می توان باور کرد که عمری 3000 ساله دارد.

به علتی نا معلوم، این مردم، این محل را ترک کرده اند که این امر ممکن است ناشی از حادثهٔ فوق العاده‌ای نظیر زلزله یا جنگ و یا چیزی از این قبیل بوده باشد. ولی مجدداً باقیماندهٔ ساکنین سیلک زندگی را از سر گرفته دوره سوم را تشکیل داده اند. سیلک (در عصر آهن) از دو تپهٔ شمالی و جنوبی تشکیل شده است. در تپهٔ شمالی که زودتر مورد سکونت انسان قرار گرفته دو طبقه متمایز تشخیص داده شد. سیلک از سه دوره تشکیل شده است بطوریکه ساکنان تپه شمالی در پایان دورهٔ دوم به محل تپهٔ جنوبی نقل مکان کردند و دورهٔ سوم سیلک در محل جدید آغاز گردید. در اواخر دورهٔ سوم، ایلامی‌ها با هجوم به سیلک و آتش زدن، آنجا را ویران کردند که این از لایهٔ از خاکستر کاملاً مشهود است.

خمره سفالی مربوط به اوایل دوره پارتها(اشکانیان)

تدفین مردگان

تپه شمالی دو طبقهٔ متمایز دارد که طبقهٔ اول آن به پنج طبقهٔ فرعی دیگر تقسیم می‌شود. در دو طبقهٔ اول و دوم مردگان را با محلولی از گل اخرا می پوشانیدند و سپس داخل روستا، زیر منازل دفن می‌کردند (با حالتی چمباتمه زده)؛ گاهی هم اشیاء زینتی کوچک همراه جسد قرار می‌دادند. در طبقات سوم و چهارم، مردگان را با همان حالت طبقه اول و دوم دفن می‌کردند با این تفاوت که در این دوره اشیاء زیادتری در قبرهایشان قرار می‌دادند؛ بطوریکه این اشیاء در طبقهٔ چهارم از طبقهٔ سوم بیشتر است. در طبقهٔ پنجم، دیگر مردگان را زیر خانه‌ها دفن نمی‌کردند، بلکه برای آنها گورستانی در فاصلهٔ ۱۵۰ متری از تپه اختصاص داده اند. در این گورستان که طبقهٔ پنجم سیلک یا گورستان الف نامیه می‌شود، مردگان را در گودال هایی که کنده اند، دفن کرده اند و آنهار ار به پهلو خوابانیده اند و کمی از زانوهایشان را خم کرده و در اطراف سرشان اشیاء متعددی قرار داده اند. باید توجه داشت که منظور از طبقات، دوره‌های مشخصی از زمان می‌باشد. در تپه جنوبی هم گورستانی است که آنرا جزء طبقه ششم به شمار آورده و به گورستان ب معروف است.

آجرهای خشتی بناهای تپه با قدمتی حدودا" 3000 سال.


منابع

  • فره‌وشی، بهرام. ایرانویج. چاپ دوم. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۶۸.
  • سایت تبیان استان ها( برگرفته از همشهری آنلاین)‎
  • ملک شهمیرزادی، صادق، زیگورات، سیلک، پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران ۱۳۸۱.
  • گیرشمن، رومن، تاریخ هنر ایران، ترجمه عیسی بهنام بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران.
  • گیرشمن:رومن:سیلک کاشان.جلد اول.ترجمه اصغرکریمی.سازمان میراث فرهنگی۱۳۷۹
  • گیرشمن رومن:ایران از آغاز تا اسلام:ترجمه محمد معین.انتشارات علمی فرهنگی
  • شرف‌الدین، سعیده، چگونگی تدفین مردگان در عصر آهن در فلات مرکزی ایران

 

 

 

 

 

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

علاقه مندی جانشینان تیمور به معماری و هنر


علاقه مندی جانشینان تیمور به معماری و هنر

 

نیاکان ما چگونه بر روی ویران هها، شهرهای آباد ساختند؟

پس از هجوم مغولان به ایران، دانشمندان و بزرگان ایرانی با به جان خریدن خطرهای زیاد به مغولان نزدیک شدند. آنها می کوشیدند که خوی خشن و ویرانگر بیابانگردان مغول را مهار کنند و مانع خونریزی بیشتر شوند. بزرگان ایرانی همچنین تلاش میکردند که مغولان را با فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی آشنا کنند و راه و رسم کشورداری را به آنان بیاموزند.

٭ خواجه نصیرالدین طوس ییکی از برجسته ترین دانشمندان مسلمان ایرانی بود که به عنوان مشاور هلاکوخان احترام بسیار یافت. او در جریان لشکرکشی هلاکو، تلاش زیادی برای حفظ جان مردم و کاهش قتل و غارتهای مغولان کرد. یکی از کارهای ارزشمند خواجه نصیر، تشویق هلاکو به ساختن رصدخانۀ مراغه بود. این رصدخانه به همت خواجه، تبدیل به یک مرکز علمی و تحقیقاتی عظیم شد که منجمان و دانشمندان زیادی در آن فعّالیت میکردند. رصدخانه مراغه به وسایل اخترشناسی و کتابخانه بزرگی، مجهز بود.

خواجه نصیرالدین طوسی با علوم مختلف آشنایی داشت و در تقویت مذهب شیعه کوشش فراوان کرد. کتاب اخلاق ناصری از جمله آثار معروف این دانشمند بزرگ است. روز پنجم اسفند در تقویم کشور ما به عنوان روز بزرگداشت خواجه نصیر و روز «مهندسی » نا مگذاری شده است.

 

برادران جوینی

دو برادر به نا مهای عطاملک و شمس الدین محمد از خاندان جُوینی در دوران مغولها برای اصلاح امور ایران، کوشش بسیار کردند. وقتی هلاکو به قلعه های اسماعیلیان حمله کرد، عطاملک جوینی مانع نابودی کتابخانه قلعه الموت شد و وقتی هلاکو حکومت عراق را به او داد، برای عمران و آبادی و بازسازی ویرانیها، تلاش زیادی کرد. شمس الدین محمد جوینی هم که وزیر اعظم هلاکوخان، اباقا و تگودار بود، کوششهای زیادی برای آبادکردن شهرها و حمایت از شاعران و دانشمندان انجام داد.

یکی دیگر از سیاستمداران و دانشمندان نامدار ایرانی در دوره مغول، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی بود که خدمات فرهنگی و اجتماعی فراوانی انجام داد. او به عنوان پزشک به دربار ایلخانان راه یافت و علاقه بسیاری به عمران و آبادی و انجام کارهای خیریه داشت . یک نمونه بسیار مهم آن بنای رَبْع رشیدی در تبریز بود که شامل مؤسسات مختلف مانند مسجد، مدرسه، بیمارستان، خانقاه و کتابخانه میشد. خواجه این بنای عظیم را که تعداد زیادی از عالمان و پزشکان در آن اشتغال داشتند، وقف کرد. رشیدالدین چندین کتاب در رشت ههای مختلف علمی نوشت که معرو فترین آنها جامع التواریخ رشیدی است. این وزیر دانشمند نیز به دستور ایلخان مغول به قتل رسید.

مسلمان شدن ایلخانان: مغولان هنگامی که به ایران هجوم آوردند دین واحدی نداشتند؛ عد های از آنها هنوز به آیین گذشتگان خود اعتقاد داشتند و گروه دیگری پیرو آیین بودایی و دین مسیحیت بودند. در دوران ایلخانان، مبلغان بودایی و مسیحی کوشش زیادی برای ترویج و گسترش آیین خود در ایران کردند، اما موفقیت چندانی کسب نکردند؛ زیرا مردم ایران اعتقاد محکمی به اسلام داشتند. سرانجام بر اثر کوشش عالمان و وزیران ایرانی، ایلخانان به دین اسلام درآمدند و مسلمان شدند.

توجه ایلخانان به معماری و هنر

بر اثر تلا شهای بزرگان و عالمان ایرانی، سرانجام پس از چند دهه ایلخانان مغول به فرهنگ و تمدن ایران، علاق همند شدند و برای عمران و آبادانی تلاش کردند.

٭ غازان خان به تشویق و راهنمایی وزیر خود، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، اقدام به اصلاح امور اداری، مالی و قضایی کرد. این ایلخان، همچنین برای عمران و آبادانی تبریز بسیار کوشید. به روزگار او، شُنْب غازان در تبریز با دوازده بنای مهم مانند بیمارستان، مسجد، کاخ، مدرسه، کتابخانه و … بر پا شد. هم زمان در بسیاری از شهرها مسجدی بزرگ و در کنار آن گرماب های برای تأمین هزینهٔ نگاهداری مسجد ساختند.

٭ سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) جانشین غازا نخان نیز علاق همند به عمران و آبادانی بود. او به پیشنهاد وزیرش خواجه رشیدالدین فض لاللّه، پایتخت را به سلطانیه منتقل کرد و موجب آبادی آنجا شد. اولجایتو در آن شهر آرامگاهی برای خود بنا کرد که به گنبد سلطانیه معروف است و یکی از شاهکارهای معماری در جهان اسلام به شمار م یآید.

٭ در دوران ابوسعید آخرین ایلخان مغول نیز بناهای باشکوهی ساخته شد.این بناها از نظر عظمت و بلندی گنبدها و ایوانها ک منظیر هستند. گچبر ی و کاشیکار یهای زیبا و اعجا ب انگیز بناهای مذکور، حکایت از ذوق و نبوغ معماران ایرانی در آن زمان دارد.

علاقه مندی جانشینان تیمور به معماری و هنر

در زمان جانشینان تیمور نیز هنر و ادبیات و معماری رشد چشمگیری یافت. شاهرخ پسر تیمور که تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایران قرار داشت، راه پدر را در جنگ و خونریزی ادامه نداد. در زمان او هرات به پایتختی تیموریان انتخاب و به یکی از بزر گترین و باشکوه ترین شهرهای ایران تبدیل شد. به سبب توجه و علاقه شاهرخ به ادب و هنر، تعداد زیادی از شاعران، هنرمندان و معماران نامدار به این شهر آمدند. همچنین مدارس و کتابخانه های متعددی به فرمان او در هرات ساخته شد و جویندگان علم و دانش را از گوشه و کنار ایران به خود جذب کرد. گوهرشاد، همسر شاهرخ از زنان نیکوکار بود که به عمران و آبادی توجه داشت. او بناهای متعددی در هرات و مشهد ساخت که مسجد گوهرشاد در جوار حرم حضرت امام رضا یکی از آنهاست .در دوره تیموریان، هنر نگارگری (نقاشی) و خوشنویسی شکوفا شد و نگارگران و نقاشان آن زمان آثار هنری ارزشمندی از خود به جای گذاشتند. شاهنامه بایْسُنْقُری یکی از نفیس ترین نسخه های کهن شاهنامه است که به سفارش بایْسُنْقُر میرزا، شاهزاده تیموری نگارگری و تذهیب شد. این اثر از نظر کتاب آرایی و ارزش هنری، اهمیت فراوانی دارد. برخی سرداران حکومت تیموری نیز به عمران و آبادانی توجه و علاقه داشتند.

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

شهرنشینی در دوره هخامنشیان


شهرنشینی در دوره هخامنشیان (220 سال حکومت : از 550 تا 330 قبل از میلاد ) :

شهرهایی که در دوره مادها احداث شدند بیشتر جنبه اداری – سیاسی داشتند در آن هنگام نه توانایی و بنیان اقتصادی کشور در حدی بود که از بازرگانی و تولید صنایع دستی را برای احداث شهرهای نوین رونق بخشد و نه قدرت نظامی مادها بگونه ای بود که پهنه وسیعی را در بر گیرد و امکان مبادلات اقتصادی بین شهرهای کهن و بازرگانی سرزمین های مجاور را فراهم سازد .

v ایجاد شهرها در حدود مرزها برای حفظ کشور در برابر دشمنان :

پادشاهان هخامنشی ، سرزمین های پهناوری را تصرف کردند و برای نگهداری و اداره آن تشکیلات نوینی پدید آوردند کوروش در برخی از نواحی مرزی برای مراقبت از حدود و مرزهای کشور و حفظ آن در برابر حمله بیگانگان مراکز و شهرهایی را پی افکند .

v اصطلاحات اقتصادی و رشد شهرها :

داریوش برای اداره سرزمین های مزبور به علاوه مصر و نواحی فتح شده در غرب ، اصطلاحاتی در اقتصاد و تشکیلات اداری کشور بوجود آورد برای گردآوری خراج ، نخست پیمانه ای واحد معین کرد سپس سکه ای موسوم به ((درایک)) که طلا بود و 4/8 گرم وزن داشت . ضرب سکه طلا منحصر به شاهنشاه بود .

در امپراتوری هخامنشی ، سکه های گوناگونی ضرب میشد این سکه ها عبارتند از :

1- سکه شاهنشاهی 2- سکه ساتراپ ها 3- سکه ایالتی با تصویر شاهنشاه 4- سکه محلی

v معاملات نقدی و جنسی :

روابط پولی در زندگی اقتصادی همه مردم و در همه شئون به سرعت رخنه نکرد بلکه با آهنگی آهسته توسعه یافت و در بیشتر بخش ها ، مبادلات اقتصادی بصورت پایاپای تا مدتها ادامه یافت حتی کارگران و پیشه ورانی که در ساختمان های سلطنتی کار میکردند با آنکه میزان مزدشان بوسیله واحد پول تعیین و محاسبه میشد اما اغلب معادل آن را جنس دریافت میکردند .

همچنین شرکتها و مؤسسات معتبری که جمع آوری خراج را به مقاطعه میگرفتند و خراج را به پول نقره گرد می آوردند و به خزانه شاهی تحویل میدادند در برخی از معاملات و داد و ستدهای خود بجای سکه از کالا استفاده میکردند .

افرادی که برای فرار از خطر محکومیت متوسل به رشوه میشدند ، معمولا ً آنرا بصورت جنسی ( گندم و جو ، شبکه شراب ، گوسفند ، گاو و .... ) پرداخت میکردند .

در هر صورت ضرب سکه و رواج آن در بین مردم موجب تسهیل معاملات و مبادلات و به تبع آن رشد شهرنشینی گردید .

v نقش مصریان و فنیقی ها در رشد شهرنشینی در ایران در دوره هخامنشی :

لازم بذکر است در این دوران ، اساس اقتصادی ایران بر نظام کشاورزی و شبانی استوار بوده است و انجام امور بازرگانی و بسیاری از مشاغل و حرف صنعتی در دست ملل تابعه نظیر مصریان و فنیقیان بود بنابراین اقتصاد شهری شامل کار و پیشه های گوناگون در داخل شهرها بوده است بسیار محتمل است که صاحبان بعضی از مشاغل بمنظور تبادل نظر در مورد مسائل و رفع مشکلات شغلی یکدیگر ، اجتماعی داشته اند که هسته های اولیه سازمان های صنعتی را در قرون بعد ، تشکیل داده است .

v طبقات اجتماعی در دوره هخامنشی :

از دیدگاه اوستا ، جامعه ایران باستان به سه طبقه تقسیم شده بود :

1- روحانیان ( موبدان ، هیربدان و پیشوایان : آتوربانان ) .

2- سپاهیان ( پادشاه و سران لشگری و کشوری : ((ارتیشتاران)) ) .

3- کشاورزان ( کشاورزان ، دامداران و پیشه وران جزء : ((واستریوشان)) ) .

v شهرنشینی و پیدایش طبقه چهارم :

طبقات سه گانه تا زمانی که تولید صنایع دستی و پیشه وری از اهمیت کافی برخوردار نبود و بعنوان کار و فعالیتی اجتماعی از کشاورزی بطور کامل مستقل نشده بود به همان شکل بر جای بود اما پس از آنکه ((شهرنشینی)) توسعه یافت و پیشه وران و صنعتگران ، گروه اجتماعی متمایزی را تشکیل دادند گروه چهارمی (( موسوم به هوتخشان که شامل صنعتگران و پیشه وران میشد تکوین یافت .

v گروههای اجتماعی دوره هخامنشیان و نقش آنها در رشد شهرنشینی :

غیر از طبقات سه گانه روحانیان ، سپاهیان و کشاورزان باید به دو گروه وسیع اجتماعی در دوره هخامنشی اشاره کرد که به واسطه شغل ، نقش و منزلتشان در رشد شهرنشینی مؤثّر بودند این گروهها عبارت بودند از :

1- گروه (( کارآ)) : در دوره هخامنشیان یک گروه وسیع اجتماعی موسوم به کارآ شامل اقشار متوسط و بالای گروه های آزاد مردم شکل گرفت که در جامعه نقش و منزلت مهمی را ایفاء میکرده است واژه ((کارآ)) در زبان پارسی قدیم به معنی مردم و سپاهیان بکار می رفته است . گویا کلمه شیپور را به همین جهت کارنای ((کرنا)) می نامیده اند و واژه کارزار نیز از همین ریشه است .

2- گروه کورتش : این گروه که به واسطه تخصص خود نقش مؤثّرتری را نسبت به سایر گروهها در رشد شهر و شهرنشینی داشته است از لایه ها و اقشار گوناگونی شکل گرفته بود بر پایه اسناد کشف شده واژه ((کورتش)) عنوان مشترک کارکنان ، کارگران و متخصصانی بود که در ازای کار خود حقوق دریافت میکردند عده زیادی از اعضای کورتش را کارگران ساختمانی ، کارکنان و متخصصانی که در خدمت دستگاه حکومتی بودند تشکیل میدادند پیشه وران و عموم کارگران و متخصصان بیگانه مانند مصریان ، یونانیان و سومریان نیز از لایه های این گروه اجتماعی بشمار می رفتند . عدّه ای از کشاورزان هم که احتمالا ً در خدمت دستگاه حکومتی بودند از این گروه محسوب میشدند اعضای گروه مزبور در دسته هایی متشکل از صد تا هزار نفر به کار اشتغال می ورزیدند این توضیحات کورتش در ایجاد تأسیسات زیربنایی چون راهسازی ، کانال کشی و آبیاری که موجب ایجاد و رشد شهر میشود مناسب بوده است .

v شهر و معنای قدسی آن :

در زبان فارسی دو واژه ((شار)) و ((شهر)) که مورد استفاده جدید قرار گرفته اند دارای ریشه های باستانی هستند شار یا شارستان خود از ریشه شهر گرفته شده که بصورت های قدیمی تر ((شَتر)) ، ((خَشتر)) ، از ریشه ((خشی)) به معنی شاهی کردن آمده است . شاه باستانی ایران دارای قدرت پادشاهی یا ((خشای)) پنداشته میشده است یعنی سلطه مطلوب یا پادشاهی خواستنی که در پارسی میانه بصورت شهریور درآمده و یکی از ((امشاسپندان)) است از این رو یگانگی مفهوم شهر ، کشور ، پادشاهی و پادشاه و وجود یک بار معنایی بسیار مقدّس در این واژگان مشخص میشود .

به همن دلیل پادشاهان به سلطنت خودشان جنبه الهی می بخشیدند که کتیبه ها و آثار بجای مانده ، مؤیّد این امر است آنان همواره خود را فرستاده اهورامزدا و او را حامی خود معرفی میکردند .

 

پ) دوره هخامنشیان:

باید به خاطر داشت كه قدمت زمان زرتشت، دیرینگی تمدن و فرهنگ در ایران باستان و در نتیجه سابقه یكجانشینی و شهرنشینی در ایران را مشخص می‌سازد.

ویژگی‌های مشترك بین آیین‌ هخامنشیان و آیین زرتشت، از جمله اعتقاد به اهورامزدا و توجه به مهر و ناهید در كنار او، نیایش در برابر آتش و علاقه به كشاورزی به عنوان یك كار نیك سبب گردیده كه برخی از محققین معتقد شوند كه هخامنشیان پیرو آیین زرتشت بوده‌اند، هرچند تفاوتهایی بین عقاید و آداب آنان با زرتشتیان شرق ایران وجود داشته است.

در حدود 560 پیش از میلاد دو دولت نیرومند آریایی- ماد و پارس- موئتلف گشتند، بدین‌سان امپراتوری ایران آغاز شد. به پایمردی كوروش و داریوش بزرگ نخستین امپراتوری جهان سازمان یافت كه مدت 230 سال دوام داشت. از رود نیل تا جیحون و از دریای اژه تا رود گنگ. عصری جدید پیش آمد و ثباتی غیرعادی برقرار گردید. شبكه راه‌های ارتباطی مشوق بازرگانی شد و ثروتی هنگفت تولید گشت. جاده شاهی هخامنشی از سارد تا شوش به مسافت بیش از 1600 میل كشیده شده بود و احداث 111 ایستگاه در طول همین جاده به كاروانها یاری كرد تا حمل و نقل كالا را در مدت كمتر از 90 روز در سراسر امپراتوری انجام دهند. حتی راه‌های بین شوش و تخت‌جمشید و اكباتان سنگ فرش شده بود.

برای اینكه ذهنیت روشنتری از معماری و شهرسازی در آن عصر پیدا كنیم متون دینی كهن می‌توانند به ما كمك كنند، برای نمونه خوب است كه شكل شهر و ترتیب طبقاتی آن را در یكی از مستندات مذهبی بررسی نماییم :

براساس متن «وندیداد» شكل شهر را می‌توان چنین انگاشت كه نخست قلعه‌ای به اندازه مسافتی كه یك اسب می‌تازد در نظر گرفته می‌شود و سپس در وسط آن آتشكده و در كنار آن آب انبار و بازار درست می‌شد و سپس محلات سه‌گانه -برای آتهروان (پیشوایان و موبدان)، اته شتر (فرمان روایان و سپاهیان) و استریه (كشاورزان)- هر یك با ابعاد و تناسبات مشخص و پس از آن محل دام‌ها و مزرعه و باغ و چراگاه ساخته می‌شد. البته در اكثر مواقع چنانكه بعدها هم معمول بود، مزارع و چراگاه‌ها به علت وسعتشان خارج از قلعه و در اطراف آن قرار می‌گرفت.

اكباتان پایتخت مادها را پیشتر شناختیم، این پایتخت بهاری هخامنشیان بعدها نیز به حیات خویش ادامه داد، اكنون به شوش یعنی پایتخت زمستانی این سلسله می‌پردازیم شهری كه بارها ویران شد و پس از چند هزار سال امروزه شهری كم اهمیت به همان نام در نزدیكی آن وجود دارد.

اكنون دشوار می‌توان تصور نمود در جایی كه گرمای هوا در 7 ماه از سال توان‌فرساست چگونه پایتخت امپراتوری قرار گیرد. دكتر گیرشمن كه روزگاری دراز طی دوره‌های حفاری بسیاری در شوش به سر برده اظهار می‌دارد كه فقط با ایجاد آبیاری و تولید كشاورزی كه از این راه حاصل شده گرمای باورنكردنی شوش هر سال دو یا سه هفته به عقب افتاده است، شاید به واسطه اینكه سرزمین شوش در زمان هخامنشیان جنگل‌كاری شده بود هوای آنجا بیش از امروز قابل تحمل بوده است.

اما تخت جمشید شهری است كه از سوی برخی محققین همچون پروفسور پوپ به عنوان شهری مذهبی معرفی شده است. وی تاكید كرده كه تخت جمشید هیچگاه مركز سیاسی شاهنشاهی نبوده زیرا برای این منظور از موقعیت مناسبی مانند اكباتان و شوش (پایتختهای هخامنشی) برخوردار نبود. تخت جمشید نامی است كه در قرون اسلامی به مجموعه بناهای شهر «پارسه» داده شد.

بنای تخت‌جمشید (پارسه) به وسیله داریوش بزرگ نهاده شد و تاریخ شروع ساختمان آن در حدود 520 پیش از میلاد بود، وی در كتیبه‌ای از بناهای تخت‌جمشید به عنوان دژ یاد می‌كند. به هر حال ساختمان مجموعه بناهای صفه در زمان او به پایان نمی‌رسد بلكه در زمان خشایارشاه و اردشیردوم و دیگر حاكمان نیز ادامه می‌یابد. بنابراین باتوجه به مطالب مذكور و همچنین كشف آثار بسیاری از جمله آثار مهم مسكونی، یك قنات باستانی، یك گورستان و بقایای بناها و حصارهای چندی در طراف تخت‌جمشید تا شعاع ده‌كیلومتری می‌توان اظهار نمود كه احتمالاً تخت جمشید به صورت شهری دارای سه حصار بوده كه در وسط صفه كنونی قرار داشته، سپس بخش شهرستان و بیرون (ربض) و مزارع و باغات در اطراف آن قرار داشته‌اند و به مرور زمان در بناهای آن تغییراتی پدید آمده است. حتی بنابر مدارك جدیدی كه از آثار به جای مانده به دست آمده مشخص شده كه پس از آنكه اسكندر آنجا را ویران نمود مدتی در حدود 30 سال یا اندكی بیشتر آنجا متروك ماند اما سپس یكی از فرمانروایان محلی در صدد برآمد اقامتگاهی برای خود بر روی گوشه جنوب‌غربی صفه ایجاد كند و برای اینكار برخی از مصالح بناهای قدیمی را جابجا كرده‌اند تا در بنای جدید از آن استفاده كنند.

دیوارهای تخت‌جمشید كه مدتهای مدید است فرو ریخته از خشت خام بنا گردیده بود. رنگ‌آمیزی فراوانی كه در سراسر این دیوارها به كار رفته بود بر عظمت مقیاس بزرگ آنها می‌افزود. بعضی از ستونهای داخلی را نخست گچ‌كاری و سپس با رنگهای آبی و سفید و سرخ نقاشی كرده بودند، در حالی كه ستونهای دیگر را با فلزات پوشانده بودند. نقوش برجسته سنگی نیز رنگ‌آمیزی گردیده بود. اثری از رنگهای آبی فیروزه‌ای، سبز بادامی، نارنجی، زرد، سرخ روشن و بنفش پیدا شده است.

ساكنان قدیم پرس پولیس ]پارسه] منازل مسكونی خود را از گل می‌ساختند. این منازل دیوارهای كوتاه و نازكی داشت و از اتاقهای متعددی تشكیل می‌گردید.

ویژگی‌های عام شهرهای هخامنشی : در مركز شهر ارگ سلطنتی و در كنار آن محله‌های درباری قرار می‌گرفت، پادگان نیز در ارگ جای داشت. فضای داخل ارگ به اندرونی و بیرونی تقسیم می‌شد كه بیرونی در ارتباط با باغی بود كه جشن‌ها و برخی از مراسم خاص در عمارت قصر داخل آن انجام می‌شد. در فضای مذكور تزیینات و تجملات فراوان تدارك دیده می‌شد كه حشمت و عظمت دربار را به رخ ملاقات‌كنندگان بكشند … در شهر میدانی عمومی بود كه در فاصله‌ای اندك از دروازه شاهی قرار داشت. در اطراف ارگ و محله‌های درباری، محله‌های مسكونی و كوچه‌های شهر قرار داشته و برگرد آن نیز عموماً حصاری بلند از خشت ساخته می‌شد.


تاریخ شهرنشینی اشکانیان

 

  • شهر،‌ شهرسازی و شورا

به اعقتاد برخی از متخصصان علم زبانشناس واژه شهر برگرفته از «خشتهر» در زبان اوستایی و پارسی هخامنشی و به معنی سرزمین و کشور است که در فارسی نو خشتهر به شهر تبدیل و بجای بلده عربی بکار می‌رود.

نام ایران در دوره هخامنشیان «آریانام خشتهرام» بوده که به معنی «سرزمین و پادشاهی ایرانیان» است.

و اما با نگاهی گذرا و سیری در تاریخ پیدایش شهرها به این نتیجه می‌رسیم که انسان پس از کشف کشاورزی و استیلای بر زمین از دوران کوچ نشینی وارد دوران اسکان در سرزمین خاص می شود. و در اینجاست که اجتماعات شکل می‌گیرد و معضلات سکونت اجتماعی رخ می‌نماید. اسکان اجتماعی انسان به رغم فواید فراوان همواره معضلات و مشکلاتی را نیز برای این زندگی نوین به ارمغام آورده است. در مغرب زمین شهرها بیشتر اوقات بر محور (بازار ـ دژ)‌ و یا (معیشت ـ امنیت) شکل گرفته‌اند در صورتی که در شرق (معیشت ـ‌ قدرت)‌محدود و مبنای زندگی شهری قرار گرفته بود؛ هسته مرکزی زندگی شهری در غرب بازار بود و در شرق قدرت.

علمای علوم مختلف هر یک تعریفی به فراخور حوزه تخصصی خویش برای شهر ارائه داده‌اند. که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱) تعریف جامعه شناس:‌ محل اجتماعی جوامع انسانی که بزرگتر از قریه بوده و دارای حکومت باشد.

۲) تعریف جغرافیایی: محلی که حداقل ۵۰ هکتار وسعت و پنجاه هزار جمعیت داشته باشد.

۳)تعریف معماری: سازه‌ای که دارای خیابانهای اصلی و فرعی عمود بر هم باشد.

۴) تعریف شهرسازی: فضایی که متشکل از زیرفضاهای

الف) مسکونی

ب) شبکه معابر

ج)‌فضای سبز

د)‌فضاهای خدماتی باشد.

البته تعاریف فوق جامع نمی‌باشند و ما می‌توانیم تعاریف متعدد دیگری در طول تاریخ و با نگاههای مختلف برای شهر بیابیم که در اینجا به آن نخواهم پرداخت. برخی دیرینه شناسان، قدیمی‌ترین شهر جهان را که دارای جهات مستمر بوده شهر دمشق پایتخت سوریه فعلی می‌دانند و برخی دیگر بین النهرین (میان رودان)‌ را خاستگاه زندگی شهری معرفی نموده‌اند که در صورت قسمت هر یک از نظریات پیش گفته می‌توان به این نتیجه رسید که مشرق و به ویژه خاورمیانه خاستگاه و گهواره مدنیت و شهرسازی بوده است.

  • شهرسازی:

آرمانشهر واژه‌ای آشنا برای انسان امروزیست. اگر آرمان را اوج قله تعنیات انسانی تفسیر نماییم؛ آرمانشهر متعالی‌ترین زیستگاه انسان در انتهای بهروزی اساطیری اوست. در مغرب زمین خاستگاه اندیشه آرمانشهری فلسفه و خرد است، در صورتی که در اندیشه شرقی آرمانشهر الهام گرفته از اساطیر و ماوراء طبیعه می‌باشد. و یا به روایت دیگر منشأ‌ آرمانشهر شرقی و به ویژه ایرانی درک راز آلود جهان بود.

در اندیشه ایرانی حصار و ارتفاع سوای ایجاد امنیت در مقابل همنوعان مهاجم کارکردی قدیمی نیز داشت. با نگاهی اجمالی به مکانیابی شهری ایرانی بیشتر می‌توان به این نکته پی برد. شهرهای تاریخی ایران عمدتا در دامنه کوهها بنا شده‌اند. چون شهر ایرانی قبل از هر چیز باید تأمین کننده نیات و خواستهای ایدئولوژیک وی باشد. انسان شرقی و به ویژه ایرانی با استقرار در مناطق مرتفع اولا خود را با منجی و رهایی بخشی که در آلمان بود نزدیک می‌نمود و ثانیا از نیروهای اهریمنی مستقر در دشتها درامان می‌ماند. انسان شرقی قبل از اینکه به وجود خدای واحد پی ببرد جهت خلاص از شر نیروهای اهریمنی از قبیل سیل، باد و ... به ارتفاعات دامنه ـ کوهها پناه می‌برد و به همین خاطر ارتفاع برای او مقدس می‌نمود.

و این نکته‌ای جالب و قابل تامل است که کوهها معمولا محل نزول وحی و ایجاد ارتباط انبیاء با خداوند تبارک و تعالی است. البته نقش اقلیم را نمی‌توان در مکان‌یابی شهرها نادیده گرفت.

با این مقدمه صنعت و یا هنر شهرسازی در ایران را می‌توان به دو دوره قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسیم کرد. که دوره قبل از اسلام نیز خود به سه زیر گروه به شرح زیر تقسیم می‌گردد.

الف)‌ سبک شهرسازی پارس: این سبک از قرن نهم تا قرن چهاردهم قبل از میلاد بر شهرسازی ایران حاکم بود. و با احداث شهر هگمتانه در دوران مادها آغاز شد و سپس با ظهور شهرهای شوش، استخر و پاسارگاد در دوران هخامنشی به اوج خود رسید.

ب)‌ میان سبک پارس هلنی:‌ این سبک حدود یک قرن پس از حمله اسکندر به ایران بر فرهنگ شهرسازی ما حاکم شد. و فرهنگی التقاطی از شهرسازی ایرانی ـ یونانی را در کشور ما بنا نهاد.

ج)‌ سبک پارتی:‌ این شیوه شهرسازی پس از حرکت رهایی بخش اشکانیان از سیطره اسکندر آغاز و در دوران ساسانی به اوج خود می‌رسد و پس از حمله اعراب به ایران رو به افول می‌گذارد. عنایت خاص به محوریت بازار در این سبک قابل تامل است.

در دوران پس از اسلام مسجد جامع محوریت شهر را به جای قلعه می‌گیرد و به فراخور زمان سبکهای مختلفی از قبیل خراسانی، رازی، اصفهانی و ... بر فرهنگ شهرسازی ایران حاکم می‌گردد.

و اما شهرسازی معاصر را می‌توان شهرسازی بدون سبک و یا دوران فاجعه معماری ایرانی نامید.

در دوران معاصر اگر کسی حتی یک معمار بدون اطلاعات قبلی وارد یکی از شهرهای ما شود هیچ شاخصه معماری وجود ندارد تا مسافر متوجه شود که این شهر متعلق به کدام سرزمین است. و چهره شهرهای ما چنان به هم ریخته است که انسان از روی پیشینیان احساس شرم می‌نماید.

مدیریت شهری:

با افزایش جمعیت شهرها و به تبع آن افزایش مشکلات انسان شهرنشین ایده مدیریت شهری پا به عرصه زندگی مدرن گذاشت.

در ایران مدیریت شهری و یا شهرداری‌ها را می‌توان به دروان مابعد مشروطه اطلاق نمود.

آغاز این دوران به سال ۱۲۸۶ هجری شمسی که برای اولین بار قانون بلدیه از تصویب اولین مجلس شورای ملی گذشت برمی‌گردد.

اولین شهرداری ایران شهرداری تهران بود که پس از تصویب قانون مذکور تشکیل شد ولی به علت عدم آمادگی مردم و مسئولان چندان موظف نبود و تا آغاز سلطنت رضاخان مجموعا ۱۶ شهرداری در کشور تشکیل شد.

در همان دوران قوانین تشکیل ایالات و ولایات نیز تصویب شد. که سرنوشتی مهمتر از قانون بلدیه نداشتند.

در دوران سلطنت رضاشاه تقریبا ۱۳۶ شهرداری جمعا در کشور تشکیل شد. در دوران پهلوی دوم به انجمن‌های شهرها اختیارات بیشتری داده شد. که پس از سال ۳۲ این اختیارات نیز کم رنگ شد.

پس از انقلاب اسلامی فصل مفصلی از قانون اساسی به شوراهای اسلامی شهر و روستاها پرداخت لیکن تا سال ۱۳۷۶ و آغاز ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی عنایت خاص به آن نشد. و به عنوان یکی از فصول مسکوت مانده قانون اساسی از سال ۷۶ به بعد افتان و خیزان اجرا شد. لیکن هنوز تا مدریت شهری علمی و ایده آن فرسنگها فاصله داریم و دولت چه دولت خاتمی و چه دولت احمدی نژاد از واگذاری قدرتهای در اختیار که باید به شوراها تفویض شود سهل انگاری نموده‌اند.

به امید روزی که همگان باور کنیم که این ملت توان اداره خود را دارد.

حکومت اشکانی با بهره گیری از حکومت سلوکی موفق شد با تفاهم دودمانهای مختلف، دولت متمرکز، قدرتمند و قاهری را برای اولین و آخرین بار در تاریخ ایران تشکیل دهد تا بدین نحو بتواند بازرگانی و تجارت را رونق دهد و شهرنشینی و شهرگرایی شتاب گیرد. اشکانیان با ادغام و تلفیق شهر دولتهای پارسی ـ هلنی با نقاط مسکونی اطراف آن و حذف نابرابریهای اجتماعی ـ فرهنگی و اقتصادی بین شهر و روستا و الغای خودفرمانی شهر ـ دولتها حتی‌المقدور مفاهیم یونانی را از بین بردند و به مفاهیم بومی و سرزمینی ـ به خصوص شیوه پارسی ـ در همه ابعاد زیست و تولید و به روز کردن آنها بازگشتند و این بازگشت منجر به نحوه استقرار و زیستی شد که می‌توان از آن تحت عنوان سبک پارتی یاد کرد.

در این سبک روستا و شهر در تقابل با یکدیگر قرار نداشتند و مانند سبک پارسی، این دو سکونتگاه مکمل یکدیگر بودند. شهر در عین اینکه مرکز مبادله و صنعت است به تولید و کشاورزی نیز می‌پردازد و روستا در امر بازرگانی و صنعت سهم مهمی داشت. در واقع شار نه به معنای اخص کلمه ، بلکه در سرزمینی فراتر از شهر و در ارتباط دو سویه با روستا معنای خود را می‌یافت.

دولت اشکانی با تخریب سازمان کالبدی دولت سلوکی ، مظهر آن یعنی (شهر پارسی ـ هلنی) را نیز دگرگون کرد. شهر را با محیط اطرافش ادغام نمود و نظم خودانگیخته محیطی را بر نظم منطقی و برنامه‌‌ای تحمیل کرد. برای نخستین بار در این دوره شهر دایره‌ای شکل گرفت و شهرهایی چون نسا و فیروزآباد متولد شدند. شار سبک پارتی ، مانند شار سبک پارسی، دارای تقسیماتی چون دژ حکومتی ، شار میانی و شار بیرونی بود که مفاهیم نسبتاً یکسانی با اجزای شهر پارسی داشت.

  • پایتخت اشکانیان

پارتها (اشکانیان) در حدود سال ۲۴۷ ق . م. با سرنگونی حاکم غاصب سلوکی، آندراگوراس، کانون امپراتوری خود را در شمال شرق خراسان بنیاد نهادند.

نشیمنگاه اجدادی سلسله اشکانیان، شهر نسا بوده است که امروزه در نزدیکی پایتخت ترکمنستان (عشق آباد)، ویرانه‌های آن جای گرفته است. نسا شامل دو محوطه باستانی به نامهای نسای جدید و نسای قدیم است. نسای جدید شهر بوده است و نسای قدیم قلعه ای که اقامتگاه شاهانه با کاخ و خزانه، ادارات و پادگان و شاید یک نیایشگاه بوده است. نکته قابل توجه این است که نسای جدید بسیار قدیمیتر از نسای قدیم و حتی پیش از تاریخ مسکون بوده است، لیکن در هنگام دایر بودن نسای جدید، نسای قدیم متروک گردیده بود و این نامها بر آنها نهاده شد. نسای کهنه در حدود ۵ کیلومتری جنوب شرقی نسای جدید قرار گرفته است. در ناحیه نسا نیز مانند تیسفون و مدائن یک مجموعه شهری وجود داشته است. این مجموعه شامل پایتخت، یک قلعه، شهرکهای کوچکتر، معابد‌، روستاها و املاک زمینداران بوده است.

پارتیان پس از تحکیم قدرت به سوی غرب پیشروی داشته‌اند و در این مسیر شهرهایی چون گرگان، هکاتم پیلس یا شهر « صددروازه»، قومس در نزدیکی دامغان (که احتمالاً صددروازه در این ناحیه بوده است)، اکباتان، نهاوند، خورهه، اصفهان و استخر (بین نقش رستم و تخت جمشید) و تیسفون را پایتخت کشوری و یا منطقه‌ای خود قرار دادند و این شهرها در دوران اشکانیان معمور بوده‌اند. بنابراین پارتیان نیز مانند هخامنشیان به سرعت مراکز سیاسی و اقتصادی خود را به سرزمین بسیار پیشرفته بین‌النهرین منتقل ساختند (هوف، نظری اجمالی به پایتختهای قبل از اسلام) .

اشکانیان به قدرت رسیدند

نظام اداری

شاه ونمایندگان او در شهرها

سه مجلس تصمیم گیری

اداره ی ایالات

سپاه

تمدن اشکانی

شهرها و پایتختها

دین اشکانیان

مسکوکات

زبان

( ۲۵۰ ق . م - ۲۲۴ م )

اشکانیان که از قوم پارت بودند از ایالت پارتیا که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند . نام سرزمین پارت در کتیبه های داریوش پرثوه آمده است که به زبان پارتی پهلوه می شود .

چون پارتیان از اهل ایالت پهله بودند ، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می توان خواند .

ایالت پارتیها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای خزر و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمـک و سیستــان محـدود می شد .

قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای خزر می زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیة خراسان مسکن گزیدند .

  • اشکانیان به قدرت رسیدند

دورة اشکانی ۴۷۰ سال امتداد داشت . در اوایل این دوره که تقریباً یک صد سال دوام یافت ، اشکانیان به تحکیم مبانی دولت جوان خود پرداختند و دولت یونانی باختر را در شرق و دولت یونانی سلوکی را در غرب مغلوب نمودند . در اواسط دورة اشکانی که روزگار عظمت ایشان است ، شاهان آن سلسله با بهره مندی در برابر رومیان و مردمان نیمه متمدن آریایی که سکها خوانده می شدند ، می جنگیدند و خود را در عظمت به پای دولت روم رسانیدند . اشکانیان در اواخر عصر خود ، روی به انحطاط گذاشتند و سرانجام به دست ساسانیان منقرض گشتند و مرکز قدرت از خراسان به فارس منتقل گشت .

قلمرو اشکانیان

حدود کشور اشکانی در دورة عظمت آن از طرف مغرب به رود فرات ، و از مشرق پنجاب و سند ، و از طرف جنوب خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند ، و از شمال کوههای هیمالایا و رود سیحون و دریای خزر و کوههای قفقاز بوده است .

▪ نظام اداری

ـ شاه ونمایندگان او در شهرها

اساس سلطنت در دورة اشکانی بر ملوک الطوایفی بود . شاهنشاهان ایشان خود را شاه ممالک و به زبان یونانی بازیلوس بازی لئون

Bosileus Basilion یعنی ، شاه شاهان می خواندند .

علاوه بر شهربانان که نمایندة شاهنشاه در استانها بودند ویسبذان یا تیولداران نیز وجود داشتند که قسمتی از ولایات را که ویس خوانده می شد به طور تیول به آنان واگذار شده بود .

ظاهراً نه تنها فرمانروایانی که از نسل شاهان بودند ، عنوان شاه داشتند بلکه هر یک از ایالات هیجده گانة اشکانی نیز پادشاه داشتند که او را به پهلوی کذک خوذای یعنی کدخدا می نامیدند .

سه مجلس تصمیم گیری

شاهنشاه اشکانی همواره با دو مجلس که یکی شورای خاندان سلطنتی و دیگری مجلس ریش سفیدان یا سنا بود مشورت می کرد .

ظاهراً مجلس سومی هم وجود داشت که از ائتلاف آن دو مجلس در مواقع ضروری تشکیل می شد که آن را مهستان می نامیدند . مجلس مهستان همیشه پسر شاه را به جای او برمی گزید و گاهی برادر

شاه یا عموی او را به سلطنت بر می داشت .

▪ اداره ی ایالات

حکام ایلات یا استانداران را در دورة اشکانی بدخش یا بدیــشخ می خواندنــد . سرزمینهای استاندار نشین اشکانی را به هیجده ایالت رسانیده اند و آنها ولایاتی از قبیل :

بابل و همدان و ری و قومس و پارت و گرگان و زرنگ (سیستان ) و غیره بودند .

غیر از این ولایات هیجده گانه دیگر ولایتها حکومتهای خود مختار داشتند و شاهان ایشان همه ساله باجی به شاهنشاه بزرگ اشکانی می پرداختند و در مواقع جنگ او را به سپاه و سرباز یاری می کردند .

بعضی از این ولایات عبارت از : آذربایجان ، خوزستان ، پارس و ارمنستان و غیره بودند . بسیاری از پادشان محلی مانند امیران پارس و خوزستان حق سکه زدن داشتند . در ممالک اشکانی بیش از شصت شهر یونانی وجود داشت که مردم آن بنا بر قوانین و رسوم خود اداره می شدند و همینها بودند که موجب انتشار آداب و اخلاق یونانی در مشرق زمین گردیدند .

▪ سپاه

در این دوره مرد نجیب و آزاده ، سواری که وقت خود را در جنگ یا شکار می گذرانید .

اشکانیان دارای ارتش منظم نبودند . هر ویسبذ یا فئودال بزرگ دارای سپاه خاص خود بود و در هنگام جنگ از مردان آزاد و بردگان خود استفاده می کرد . سوار نظام اشکانی مجهز به سلاح آهنین و زرهی که به زانو می رسید بود .

این زره از پوست شتر ساخته شده و به آن قطعاتی از آهن می دوختند . کمانداران علاوه بر تیر و کمان مجهز به نیزه و شمشیر نیز بودند . لشکر پارتی غیر از اسب از شتر نیز استفاده می کرد . شیوة نبرد در آن دوره جنگ و گریز بود . پیاده نظام کمتر از سواره نظام اهمیت داشت و لشکر پیاده را بیشتر بردگان و روستائیان تشکیل می دادند .

سپاه پارتی بیشتر تدافعی بود نه تهاجمی . سوار نظام کلاهخودی از آهن یا پولاد بر سر می گذاشت و یک شلوار چرمی تاگوژگ پا می پوشید . پارتیها جنگ را با فریادها و حمله شروع می کردند و صدای طبل و دهل مانند غرش رعد و به همه جا می پیچید . شیوة جنگ آنان چنین بود که سپاه بیگانه را به داخلة کشور کشانیده همواره عقب می نشستند و آذوقه را معدوم و چاههای آب را پر از خاک می کردند . آنگاه مردم محل را بر دشمن می شورانیدند تا سرانجام او را شکست می دادند .

▪ تمدن اشکانی

ـ شهرها و پایتختها

پایتخت دولت اشکانی بر حسب توسعة آن کشور تغییر می کرد .

زمانی که اشکانیـان در سرزمین پـارت حکومــت داشتند ، پایتخت آنان در شهر نسـا ( نزدیک عشق آباد ) و سپس در شهر اساک نزدیک قوچان بود .

در زمان تیرداد اول پایتخت خود را به هکاتم پیلس یا شهر صد دروازه در نزدیکی دامغان انتقال دادند ، بعداز آنکه مرز ایشان به رود فرات رسید شهر تیسفون را که در جانب چپ دجله مقابل شهر سلوکیه ساخته بودند به پایتختی برگزیدند .

پادشاهان اشکانی به مناسبت تغییر فصل در شــهـرهای مختـلف ایران از قبیـل ری و همـدان و گرگـان و بابل گردش می کردند .

در زمان بلاش اول شهر جدیدی به نام ولاشکرد در نزدیکی بابل بوجود آمد . ظاهراً قصد بلاش از ایجاد این شهر آن بود که یک مرکز جدید بازرگانی به جای شهر قدیم سلوکیه تأسیس کرده باشد .

ـ دین اشکانیان

اشکانیان در آغاز به جهت معاشرت با قوم داهه و سکها مظاهر طبیعت را مانند آفتاب و ماه و ستارگان می پرستیدند .

پس از آنکه با سلوکیها و یونانیان نزدیک شدند به پرستش ارباب انواع یونانی و خدایان ایشان نیز خو گرفتند ، عده ای از ایشان به مذهب زرتشت در آمدند . چنانکهبلاش اول در صدد گردآوری اوستا برآمد .

از مذاهب معروف دورة اشکانی مهرپرستی است .

خدای مهر یا خورشید که در عین حال خدای عدالت نیز بود از دیر باز در فلات ایران مورد پرستش بود . مهر با شمشا ( شمس ) خدای بابلی یکی دانسته شده است . دینی بود که مردم را به صلح همگانی دعوت می کرد . از آداب این مذهب تقدیس گاو و غسل تعمید و استعمال نان و آب و شراب مقدس بود .

مهر پرستان یکدیگر را برادر و مربیان خویش را پدر می خواندند . سپس مهرپرستی اشاعه یافته از ایران به اروپا رفت و رومیان پیش از قبول دین عیسی غالباً مهرپرست بودند .

اشکانیان نسبت به مذاهب بیگانه بی نظر بودند و ادیان مختلف در کشور ایشان آزاد بود . چنانکه یهودیان ، اشکانیان را حامی خود می شمردند .

ـ مسکوکات

سکه های پارتی فقط از نقره و برنج بود و در زمان آنها پول طلا تنها از راه بازرگانی به ایران وارد می شد .

واحد پول اشکانیان « درخم » نام داشت که کلمه ای است یونانی و بعدها به صورت درهم و درم در آمده است .

خط و زبان سکه های اشکانی ، یونانی است . عناوینی که شاهان به تقلید سلوکی بر روی سکه های خود ضرب کرده اند بسیار است . روی سکه ها صورت شاهان اشکانی است که بر تخت نشسته و کمانی به دست گرفته و زه آن را می کشند .

بعضی از سکه ها نیز دارای صــورت خدایــان یونانی می باشد . مسکوکات پارتی بر طبق تقویـم سلوکیـان تاریــخ گذاری می شـد که مبدأ آن ســال آن سال ۳۱ ق . م یعنـی ، سـال جلـوس سلوکوس نیکاتر بر تخت شاهی است .

از قرن اول بعد از میلاد ، کـم کـم خط سکه های پارتی از یونانی به خط و زبان آرامی تبدیل می شود و از مرغوبیت جنس و فلز آنها کاسته می گردد .

سکه های نقره اشکانی عبارت از یک درهمی و چهاردرهمی است که ضرب آنها بیشتر در شهرهای یونانی بین النهرین بعمل می آمده است .

▪ زبان

زبان پارتها از خانوادة زبانهای هند و اروپایی و از دستة زبانهای ایرانیمیانه است و آن زبانی است که به نام پهلوی معروف گردیده است .

زبان پهلوی شمالی را پارتی یعنی اشکانی و زبان پهلوی جنوبی را پارسیک یا پهلوی ساسانی می نامند .

اشکانیان از بدو تأسیس دولت خود تا زمان گودرز اشک بیستم (۵۱ م ) تحت تأثیر هلنیسم و یونانی مآبی قرار گرفتند . در این دوره پادشاهان و شاهزادگان اشکانی غالباً به زبان یونانی آشنا بودند .

چنانکه اردوان اول اشکانی و ارد اول این زبان را بخوبی می دانستند . فرهنگ و آداب یونانی آنقدر در این دوره رواج داشت که پادشاهان اشکانی چون ارد بآسانی از نمایشهایی که هنرمندان یونانی می دادند استفاده می کردند .

اما دانستن زبان یونانی از زمان گودرز به بعد رو به انحطاط گذارد. زیرا ، خطوط یونانی سکه های آن زمان خوانا نیست .

خط ملی اشکانیان ، خط آرامی بود که از زمان هخامنشیان به ایشان به ارث رسیده بود .

بعضی از پادشاهان ایشان مانند : مهرداد چهارم و بلاش اول و اردوان پنجم سکه های خود را به زبان پهلوی و خط آرامی ضرب کرده اند .

از جمله از اسنادی که در این زمان پیدا شده ، قباله ای است مربوط به فروش یک تاکستان به زبان پهلوی و خط آرامی که در اورامان کردستان بدست آمده است .

ـ تاج پادشاه اشکانی

ـ بازرگانی و راهها در زمان اشکانیان

ـ کشاورزی در زمان اشکانیان

ـ آثار به جا مانده از تمدن اشکانی

چهار محقق ایرانی با ارایه مقاله‌های خود در طول برگزاری‌همایش بین‌المللی "نسا کانون توسعه فرهنگ جهان" در ترکمنستان، عظمت و شکوه تمدن پارت‌ها را در قرن سوم پیش از میلاد بررسی کردند.

همایش بین‌المللی "نسا کانون توسعه فرهنگ جهان" از روز چهارشنبه در عشق‌آباد پایتخت ترکمنستان با حضور اندیشمندان و محققان ‪ ۲۰کشور جهان از جمله محققانی از جمهوری اسلامی ایران آغاز شده بود که جمعه‌شب به کار خود پایان داد.

شرکت‌کنندگان از کشورهایی همچون ارمنستان،آلمان، هلند، هند،اردن، ایران، ایتالیا، قزاقستان، چین، قرقیزستان، پاکستان، روسیه، آمریکا، تاجیکستان، ترکیه و ژاپن ‪ ۱۲۰مقاله به این همایش بین‌المللی ارایه کردند.

به‌گزارش روز شنبه ایرنا از عشق‌آباد، "مهدی یعقوبی"در مقاله‌ای با عنوان "نسا پایتخت دولت پارت،پل پیوست بین شرق و غرب" گفت که فلات ایران از گذشته‌های بسیار دور، ارتباط و پیوستگی قابل توجهی با این نواحی جغرافیایی داشته که بعدها با هجوم یا مهاجرت‌های مکرر اقوام مختلف از شمال شرقی ایران، این ارتباط دو چندان شد.

کارشناس سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی تصریح کرد که برخی باستان‌شناسان معروف نظیر "دیاکونف" تمدن ابتدایی برخی‌از نقاط شمال شرق و شمال ایران از جمله "تورنگ تپه" استراباد (گرگان) فعلی را با تمدن اولیه آسیای مرکزی مرتبط دانسته‌اند.

وی در مقاله خود پیشینه دولت پارت در محدوده خراسان فعلی و بیابان‌های بین رود "جیحون" و دریای خزر عنوان کرد و گفت که حدود هفت قرن بعد از این اقوام "اوغوزها" جایگزین آن‌ها شدند.

این محقق ایرانی در مقاله خود تصریح کرد که امپراطوری اشکانی یکی از جذاب‌ترین دوره‌های تاریخی ایران، تقریبا در مجاورت یونان و رم بوده که عظمت و شکوه تمدن پارس‌ها را یکبار دیگر احیا کرد.

وی گفت که پارت‌ها نخستین جلوه‌های هنر معماری را در نسا اولین پایتخت خود خلق کردند و این هنر در برخی مواقع آمیخته با هنر یونانی شد و به خارج از ایران و منطقه بین‌النهرین گسترش یافت.

مهدی یعقوبی تاکید کرد که بازمانده‌های آثار معماری دوره پارت‌ها هم اکنون در بازمانده شهر "صد دروازه" دامغان، "کوه خواجه" سیستان و معبد "آناهیتا" در کنگاور و دیگر نقاط ایران می‌توان مشاهده کرد.

وی در این مقاله تصریح کرد که تمدن و فرهنگ شهر قدیمی نسا با فراز و نشیب‌های همراه بوده که باید محققان، تحقیقات زیادی را در این زمینه انجام دهند.

"محمود بختیاری شهری" باستان شناس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی نیز در مقاله‌ای با عنوان "نسا مرکز گسترش معماری و شهرسازی امپراطوری پارت" تصریح کرد که در طول تاریخ ساخت بسیاری از شهرها را به پارت‌ها نسبت می‌دهند ولی هنوز تحقیق کاملی در این زمینه صورت نگرفته است.

به اعتقاد این باستان شناس ایرانی، اوج عظمت شهرسازی قوم پارت در نسا بوده که آمیخته‌ای از اصول معماری یونانیان و هخامنشیان بوده است.

بختیاری شهری در مقاله خود نتیجه‌گیری کرد که پارت‌ها با درایت و کاردانی بالای خود توانستند از این مکان (نسا) دامنه نفوذ خود را به عنوان یک امپراطوری مقتدر به شرق و غرب گسترش دهند.

"رجبعلی لباف" باستان شناس ایرانی نیز درمقاله‌ای باعنوان "چگونگی ادامه حیات نسای کهن در دوران اسلامی" تصریح کرد که این شهر تاریخی بعد از اسلام نیز دوباره رو به رونق گذاشت ولی در سال ‪ ۶۱۸هجری قمری بر اثر حمله مغول‌ها کاملا ویران شد.

وی در مقاله خود تاکید کرد که این شهر بزرگان علم و ادب زیادی را در دامان خود در بخش فلسفه، عرفان، ادبیات و همچنین نجوم پرورش داده است.

رایزن فرهنگی ایران در ترکمنستان نیز با ارایه مقاله‌ای به این همایش گفت که بخش عمده‌ای از سرزمین‌هایی که‌امروز به نام کشورهای آسیای مرکزی معروف است ونیز سرزمین‌های ایران، افغانستان، پاکستان، عراق، قفقاز و حتی گاهی آسیای صغیر را نیز شامل می‌شده، سلسله‌های نظیر هخامنشیان،اشکانیان تا افشاریان بر این بخش‌ها حاکمیت داشتند.

وی افزود: همواره داد و ستد و گسترش مبادلات قوم‌های مختلف در اثر تاریخ مشترک سیاسی و امتزاج فرهنگ‌های آنان صورت می‌گیرد که از جمله آن جشن آغاز بهار طبیعت به‌عنوان عید نوروز در نزد مردم این کشورها و حتی کشورهای نظیر گرجستان، آذربایجان، ارمنستان، تاتارستان و بخش‌هایی از هند، پاکستان، ترکیه، عراق و سوریه است.

"مصطفی ناصر" گفت: هم‌اکنون ضرب‌المثل‌های مشترک زیادی بین مردم این کشورها وجود دارد که به عنوان نمونه یکی از محققان ترکمنستانی بیش از ‪۴۰۰ ضرب‌المثل مشترک فارسی و ترکمنی را جمع آوری کرده است.

وی در مقاله خود اظهار امیدواری کرد برگزاری همایش بین‌المللی نسا، نقش مهمی در استحکام دوستی بین ملت‌ها ایجاد کند.

بر اساس نوشته‌های تاریخی، شهر نسا در دوره اشکانیان شهری آباد در خراسان شرقی میان شهر مرو و بلخ بوده است بطوریکه تیرداد دومین پادشاه اشکانی این شهر را به عنوان مرکز حکومت خود انتخاب کرد.

منطقه تاریخی نسا قدیم که در سالجاری میلادی از سوی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در فهرست آثار این سازمان قرار گرفت، در ‪ ۱۵کیلومتری غرب عشق‌آباد پایتخت ترکمنستان واقع است.

  • معماری کاخ ها و بناها در دوره اشکانیان (پارتیان):

قوم پارت یا پارتوا یکی از شعبه های نژاد آریایی ایرانی است در کتیبه داریوش اول هخامنشی بر بیستون سرزمین آنرا را((پرتو)) نامیده اند . این ناحیه از شمال خراسان و ماوراالنهر و همین نام بعدها به پهلو تبدیل گردید .(خراسان بزرگ شامل :خراسان فعلی ماورا النهر افغانستان کنونی می شده است.) پارتوا یکی از استانهای زمان هخامنشی بود. بنا بر گفته استرابو رهبر پارتها مردی بنام آرساکس (ارشک ارشاک) بود که بعدها نیای فرضی پادشاهان اشکانی پارت شد. پارتها حکومت ساقط شده هخامنشی را از جانشینان اسکندر مقدونی (سلوکیان) باز پس گرفتند . و توانستند یک دولت نیرومند و عظیم را برای مدت پنج قرن پایه گذاری نمایند.

پارتها در زمینه هنرها بویژه در معماری ابتکارات بدیعی داشتند آنها با برخوداری از پیشینه غنی دوباره به احیای هنرهای فراموش شده و یا تغییر یافته ایرانی پرداختند با فترتی که در هنر ایران پدیدار شده بود نه تنها احیاگر معماری و سنتهای گذشته ایران شدند بلکه تحول ملی عظیم در رمینه شهر سازی و معماری ایجاد کردند و در معماری دو عنصر نو ظهور افزودند یکی احداث گنبد بر روی بناهای چهار ضلعی (مربع شکل) از طریق فیل پوشها و دیگر توسعه ساختمان ایوان تاق دار . ایوان اتاق راستگوشه ای است با طاق بشکه ای که در قسمت پشت بسته بوده و در جلو-معمولا رو به بیرون یا حیاط قرار دارد-کاملا باز است. از زمان پارتها ایوان نقش مهمی را در معماری آسیای غربی باز می کند . منشا ایوان موضوعی است در خور اندیشه بعضی آنرا به درختان و شاخه های پوشیده با حصیر و گل و نیز به تاثیر اتاقهای بشکه ای منتسب می کنند . چنین بناهایی هنوز در طول رودخانه یا دریاچه هیرمند در شرق ایران و احتمالا در پیرامون دریاچه آرال در آسیای مرکزی دیده می شوند. این نواحی مناطقی هستند که پارتها از آن برخاسته اند و لیکن سابقه تاقهای آهنگ با انواع قوسها (نیم بیضی) از آثار معماری هفت تپه (ایلام میانی) آشنا شدیم و این نشانگر آن است که پارتها با توجه به شرایط زمانی و موقعیت مکانی دست به چنین ابتکاراتی زده اند.

زیرا عواملی مانند زلزله آب و هوایی و گستره وسیع امپراتوری تاثیر گذار در روند تخریب آثار معماری بوده اند. از اینها که بگذریم باید به این مسئله هم توجه کنیم که پارتها بناهای خود را بسیار ساده و با خشت خام ساخته اند. پی درگاههای این بناها که به مرور زمان ویران شده و گزند دیده است اگر با آجر یا سنگ ساخته شده بود بسیار بیشتر دوام داشت.

گاهی آجر هم به کار می بردند و آن برای ساختمانهای مهم همچون کاخ فرمانروایان و پرستشگاهها بود. سنگ هنگامی که به کار برده می شد که در محل موجود بود یعنی اصل استفاده از مصالح محلی و بومی بوده است و البته شرایط اقتصادی و وضع مادی هم بسیار تاثیر گذار بوده است و از طرفی در پهناوری بسیار شاهنشاهی پارت و گوناگونی سنتهای مردم ان باید ما را آگاه ساخته باشد که یک سبک معماری در سراسر این کشور نمی توانست باشد . اما با کاوشهایی که در مناطق مختلف صورت گرفته از آثار بجای مانده از دوره پارتها و آثار پس از آن به سبک سابق ساخته شده اند می توان سبک معماری و حتی ویژگیهای آنرا مشخص نمود از آن جمله:

-حداکثر استفاده از مصالح بوم آورد مثل پارتها استفاده از سنگگ لاشه خشت خام و پخته...

-استفاده بسیار خوب از تکنیک پیشرفته تاق و گنبد به خصوص گنبد با استفاده از مصالح بوم آورد.

- استفاده بسیار خوب از تکنیک پیشرفته تاق و گنبد بویژه گنبد با استفاده از مصالح بوم آورد.

-پرهیز نکردن از شکوه و ارتفاع زیاد.

-تنوع فوق آلعاده در طرحها .

-استفاده از ملات ساروج که به کمک آن توانستند فضاهای معماری وسیع را ایجاد نمایند.

پارتها شهرهای بسیار کهن را مانند بابل و اروک در اختیار داشتند و نیز شهر آشور با اینکه از نقشه چندان منظمی برخوردر نبودند اما پارتها شهرهایی را بنیاد گذاشتند که براساس نقشه دایره شکل بود که شهرهای مرو تیسفون و الحضر دارای چنین پلانی بودند. از فضای دایره وار می توان آسانتر از چهار گوش دفاع کرد و نیز با رو کشیدن آن هم آسانتر است . این شیوه شهرسازی تا زمان ساسانی و اسلام ادامه یافت. معمولا شهرهای پارتی دارای برج و بارو بودند باروهای شهر مرو از خشت خام بود با برج ها و کنگره های قائم الزاویه و سوراخهایی برای تیراندازی .

در درون شهرهای پارتی مهمترین ساختمان معمولا ارگ و پرستشگاهها بودند. برخی معتقدند هنر پارتی در حدود سال ۲۵۰ ق.م پا به عرضه وجود نهاده اما باید آغاز آنرا از ابتدای پادشاهی مهرداد دوم (سال ۲۰۳ ق.م) دانست. بطوریکه عنوان گردیده معماری را باید از اولین مکانهای استقراری پارتها آغاز کرد. در این بررسی ما به شرح جزئیات معماری بعضی از آنها می پردازیم.

▪ آثار معماری شهرنسا:

آثار و بقایایی که از نسا در نزدیکی شهر عشق در دوره پارتیان بدست آمده نشانگر این امر است که این شهر قدیمی ترین محل سکونت پارتها بوده است. بسیاری از بناهای یادبود با پلان های جداگانه مشخص شده است.

((نسا)) یا ((پارتانیسا)) شهری است که روی یک تپه کوچک طبیعی ساخته شده است. این ارگ (دژ) که براساس لوحی گلی که در آن پیدا شد مهرداد کرت نام داشت و توسط مهرداد اول ساخته شده است . دیوارهای بستر آن ۲۰ تا ۲۵ متر ارتفاع و

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

روزنامه هاي زمان ناصرالدين شاه


روزنامه هاي زمان ناصرالدين شاه

 

روزنامه ادب

روزنـامه‌ ادب ‌ كه‌ به‌ مديري‌ اديب‌ الممـالك‌ شـاعر و نويسنده‌ ‌در سال 1318 قمری تــاسيس‌ و منتشر شده‌ سه‌ دوره‌ مختلف‌ را طي كرده‌ است‌ و مدتي درتبريز و زماني درمشهد و چندي‌ در تهران‌ انتشـار يافته‌ است‌. روزنامه‌ ادب‌ از حيث‌ مندرجات‌ مفيد يكـي از بـهترين‌ جرايد فـارسـي است‌ و علـاوه‌ بر مقالات‌ مفيد و متنوع‌، قسمت‌ اعظم‌ اخبار داخله‌ و خارجه‌ درآن‌ درج‌ است.

 

روزنامه اختر

که به زبان فارسی در اسلامبول منتشر شد و در زمان ناصرالدین شاه و بعد از وی نیز ادامه داشت ( مدت انتشار 23 سال ) . این روزنامه غیر دولتی بود .

 

روزنامه اختر

اولین شماره روزنامه اختر در روز پنجشنبه ‌16 ذیحجه سال ۱۲۹۲هـ.ق. مطابق با 23 دی 1254 و 13 ژانویه ۱۸۷۶ در استانبول منتشر گردید. انتشار آن در هفته دوبار روزهاى دوشنبه و چهارشنبه صورت مى‌گرفت. اختر در آغاز تأسیس‌، غیر از جمعه‌ها و یکشنبه‌ها، هر روز و پس‌ از چندی‌ هفته‌ای‌ دوبار، شنبه‌ها و چهارشنبه‌ها، و در سالهای‌ آخر هفته‌ای‌ یک‌ بار در 8 صفحه‌ و با چاپ‌ سربى‌ انتشار مى‌یافت‌ و در حقیقت‌ نخستین‌ روزنامه‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ بود که‌ با حروف‌ سربى‌ به‌ چاپ‌ مى‌رسید. در این روزنامه از هر گونه اخبار، سیاست، علم و ادب و منافع عمومى سخن مى‌رفت. اخبار کشورهاى اروپائى را نیز منتشر مى‌کرد. مطالب با شیوه‌اى فصیح و زیبا و زبان فارسى اصیل نوشته مى‌شد، و خواننده را مجذوب مى‌ساخت.

در سال ۱۲۹۳ انتشار اختر متوقف شد، و با کمک مالی از تهران در ۱۲۹۴ انتشار آن از سر گرفته شد. روزنامۀ اختر از حمایت دولت عثمانی نیز برخوردار شد. از سال ۱۲۹۴ ادارۀ نشریه به‌صورت شرکت درآمد و چند تن از تبعه‌های عثمانی هم شریک اختر گشتند. انتشار اختر تا سال ۱۳۱۳ قمری (۱۸۹۵ میلادی) ادامه داشت.

 

 

 

روزنامه "قانون"

رامیرزا ملکم خان درلندن منتشر می کردوبرخلاف بســـــیاری ازجرایـد ایرانی طرفدارتمدن جدیدبودوفلسفه پیدایش ترقیــــــات راتشریح می نمود ورازموفقیت اروپارا به مردم یاداوری واعلام میکرد همه این ترقیــات زاییده وجود قانون ومساوی بودن همه افراد درمقابل قانون است این روزنامــــه به شاه وحکومت اعلام میکرد که هرگاه قانون درمملکت حــــــــکومت کند کشورایـــــــران به طرف پیشرفت خواهد رفت وبهبودی دردستـــــــــگاه دولت پیدا خواهدشد بنابراین روزنامه قانــــون یکی از عوامل مهم درپیدایش مشروطیت به شمارمیرود .

 

روزنامه وقایع اتفاقیه

وقایع اتفاقیه دومین روزنامه فارسی زبان وبعد ازکـــاغذ اخبار است . این روزنامه به دستور میرزا تقی خان امیرکبیردرتهران درسومیــن سال سلطنت ناصرالدین شاه منتشرشددرتاریـــخ 5ربیع الاول 1267هجری قمــری برابربادیماه 1229خورشیدی و8 ژانویه 1851میــــلادی

این روزنامه تصویر شیر وخورشــیدبا جمله یااسدا...الغالببه شیوه خاص طراحی شده بود که واژه الله بالای شیر قرارمیگیرد . تاثیــرپذیری خط وخوشنویسی نستعلیــــقاز نوع آوری های دوره قاجاردر روزنامه وقایع اتفاقیــــــه نیزبه نحو چشم گیری نمود می یابد. انتشار این روزنامه در راستای اهداف امیرکبیر برای انجام تغییراتی بنیادین درایـــــــران به منظور گام برداشتن درمسیرپیشرفت آن کشورتلقی میگردیدامااین مردبزرگ درسال 1268هجـــــری قمــری کشــــته شدواداره این روزنامه دردست کسان دیگر افتاد محمد حسن خان صنیع الدوله همان اعتمـــــاد السلطـــــــه مترجـــــم دربار که تازه رییس اداره انطباعات ناصرالدین شاه وفرزند حاج علی خان حاجب الدوله (قاتل امیرکبیر)سپرده شد.

وقایع اتفاقیه بیشتر به چاپ اخبار دولتی می پرداخـــــت که عبارت بودند از: اخباردارالخلافه ناصری ، اخبار ولایات ، نرخ ارزاق، اعلامیه های دولتی ، واخبار خارجی شامل مطــــــــالبی که اعتمادالسلطنه ازروزنامه اروپایی ترجمه میکرد .

1- اخباردارالخلافه: مربوط به پایتخت .دربار . سفرهای ناصرالدین شاه عــــزل ونســـب ها واعطـــــای مقامها ، نشانهاوامتیازات چاپ می شد ودربرخـــــــی شمــاره های آن اعلانهای رسمـــــی دولتی درورقه جداگانه توزیع میشد که به آن اشتهارنامه میـگفتند.

2- دربخش اخبار خارجی:بیشتر اخبار مربوط به دگرگونی های سیاســــی واقتصـــــــادی کشورهای اروپایی به چاپ می رسید .

3- اخبارولایات :مربوط به اخبار ورویدادهای شهرستانهــــــــای ایران به چاپ میرسید.

4- نرخ ارزاق : دربیشتر شماره های روزنامــــــه صورت قیمت اجناس مورد نیازمردم

به نرخ رسمی ودولتی چاپ میشد ودربرخی اعلان فروش کتابهای تازه چاپ ومنتشــــــر میشد.

علاوه براینها دراین روزنامه خبرهای مربوط به کودکان ونوجوانان ومدرسه دارالفـنون که دانش آموزان آن نوجوان بودند اشاره می شد مانند: بیماری کودکان ، آبله کوبــــــی آنها، خبرهایی پیرامون کودکان فرنگی .کودکان بزهکاروآگهی کتاب کودک چاپ میشد.

در زمان ناصــــــــــری اعیان واشراف وحکام مملکت موظف به قبول اشتراک این روزنامه بودند وتعدادی را به شهـــرستانها می فرستادند وحکام ولایات به نوبه خود جـــــــراید را توزیع ودرآخرســـــال وجوه آن را جمع آوری وبه پایــــــــتخت ارسال می کردند .

امیر کبیردرباره این روزنامه گفته است : عوام نمی دانند که مصـــــــــرف وحســـــن این روزنامه درچیست؟ هدف تربیت خلــــق است واینکه بایداطلاعات به عامه برســد روزنامه منصبی نیست که به کسانیکه ازدیوان بالا اسامی آنان تعیین شده برســـد وبـه دیگران نه ،

این روزنامه 471 شماره منتشر شد که 40 شماره آن درعهد امیرکبیر بود ، انتشــــــار چهل ویکمین شماره ان بعد از عزل امیر از صدارت انجام گرفت ، روزنامـه وقایع اتفاقیه تا شماره 470 وتادهمین سال چاپ به همان عنوان منتشر شد امـا در شماره 471 با نام روزنامه دولــــت علیّه ایران چاپ شد .

از دیگر روزنامه های چاپ شده در دوره ناصری بطور خلاصه به موارد زیر اشاره میشود...

 

روزنامه "عروهَ الوثقی"

ازدیگر روزنامه هایی بود که دراین عـــهدتوسط سید جمـــال الدین اسد آبادی در پاریس منتشر می شدودراندک زمانی درخاورمیانه رواج وشـــهرت پیدا کردوباعث نهضتی درشرق شد.متــــاسفانه به علت ممانـــــــعت شدیدی که برای ورودجراید خارجی به ایران وجود داشــت جز عده معدودی ازایرانیـــان که به آن نامه ملی دست یافتـــندبرای دیگران مطـــــالعه آن مقدورنبود.

 

روزنامه "حبل المتین"

اولین روزنامه فارسی زبان بود که بوسیله ایرانیان درهندتوسط مویدالاسلام منتشرشد این روزنامه یگانه مرجع انتشارافکارآزادیخواهان بود وآنهایی که آرزومند حکومت قانونی بودندمیتوانستد عقایدخودرا دراین روزنـــــــامه منتشر کنند ، حبــل المتین مفاسد اقتصادی واجتماعی را به بهترین شکل تجزیـــــــه وتحلـــیل می نمود وازفلسفه بیداری کشور ژاپن مردم را آگاه میــکرد وکوشش میکرد غرور ملّی رادرمردم برانگیزد .

روزنامه "پرورش"

این روزنامه درمصرمنتشرمیشد ولی عمــرش کوتاه وبیـــش از سی شماره انتشار نیافت . منتشرکننده آنمیرزا محمدخـــــان پرورش بود ومقالات آن اصـلاح طلبان وآرزومندان آزادی را به خود جلب میکرد ومردم راازخواب غفلــت تاحـــــدی بیدار کرد.

 

روزنامه های "فکاهی"

اولین روزنامه فکاهی به زبان فارسی روزنامــه طلوع است که عبدالحمیدخان ثقفی درتهران انتشار یافت وبعدها روزنامه هفتگی عصــــرجدیـدرا منتشرنمود .

 

روزنامه"چرندوپرند"

به مدیریت علی اکبردهخداوروزنامه نسیم شمال به مدیـــــریت اشرف الدین حسینی ازروزنامه های فکاهی این عصراست.

 

روزنامه دولتی

روزنامه دولت علیه ایران به « روزنامه دولتی » تغییر نام داد و تا سال1324 قمری فعالیت داشت.

 

روزنامه ملتی

در سال ۱۲۸۳ هجری قمری روزنامهٔ دیگری به نام روزنامه ملتی در تهران انتشار یافت. منظور از واژهٔ «ملتی» نشان دادن تمایز آن روزنامه از روزنامه دولتی بود.

 

روزنامه علمیه دولت علیه ایران

اولین شماره روزنامه علمیه دولت علیه ایران در دی ماه سال ۱۲۸۴ هجری قمری و با مدیریتاعتمادالسلطنه منتشر شد. این روزنامه که معمولا در ۶ صفحه انتشار می‌یافت،مطالب خود را به سه زبان فارسی , عربی ، فرانسه ارائه می‌نمود.درونمایه و محتوای مطالب روزنامه علمیه دولت علیه ایران بسیار جالب و متنوع بود و بیشتر به تشریح پیشرفتهای شایان توجه و سرسام آور علوم و فنون و صنایع در ممالک اروپایی اختصاص داشت و مخاطبین خویش را قدم به قدم با این پیشرفتها آشنا می‌نمود. بخش دیگری از محتویات این روزنامه که نخستین نشریه علمی تاریخ مطبوعات ایران لقب گرفته‌است، به مباحث علمی بویژه در زمینهٔ نجوم و هیئت می‌پرداخت و همچنین مسائل ذوقی و ادبی نیز از جمله دیگر درونمایه‌های این نشریه به حساب می‌آمدند. انتشار روزنامه علمیه دولت علیه ایران در شماره ۵۸ این نشریه و به تاریخ شوال ۱۲۸۸ هجری قمری خاتمه یافت و از آن پس این نشریه برای همیشه تعطیل شد

 

روزنامه رسمی دولت ایران

انتشار روزنامه دولتی تا سال1324 قمری تحت عنوان ایران ادامه داشت و بعد از مدتی وقفه در سال1329 قمری با نام روزنامه رسمی دولت ایران منتشر گردید.

 

روزنامه شرف

روزنامه شرف در سال 1300 قمری توسط محمدحسن خان منتشر می شد. در هر شماره‌ از روزنامه‌ تصوير يكي از بزرگان‌ مملكت‌ با مختصر شرحي از او طبع گرديده‌ است.. از این روزنامه 87 شماره به چاپ رسید و آخرین آن در اوایل 1309 قمری بود.ویژگی شرف در زیبایی هنری آن است.خوش نویسان و نقاشان آن از سرآمدان این دو هنر در عصر خود بودند.

 

روزنامه شرافت

نخستین روزنامه جدید دولتی که در دوره مظفری به چاپ رسید شرافت بود. روزنامه شرافت جانشین روزنامه شرف است کــه در دوره ناصری در تهران انتشار می یافت. می توان این روزنامه را نشریه ای خبری ـ متنوع معرفی کرد.در عین حال،اهمیت روزنامه مورد بحث در وهله نخست مربوط به نقاشیها و خط زیبای آن است.نخستین شماره شرافت در صفر 1314 و آخرین آن در شوال 1321 منتشر شد. در مجموع ، 66 شماره از این روزنامه به طور نامنظم انتشار یافت. شرافت ، مانند دیگر روزنامه های دولتی ، زیر نظر وزیر انطباعات منتشر می شد.

 

 

 

انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۵

کاربرد ریاضی در علوم تجربی


کاربرد ریاضی در علوم تجربی

یکی از ویژگی های جالب توجه ریاضیات، کاربرد آن در علم تجربی است. هر کدام از شاخه های علم بسیار و به دفعات از قسمت های مختلف ریاضیات کمک گرفته اند، از کاربرد فضاهای هیلبرتی(Hilbert spaces) در مکانیک کوانتم گرفته تا کاربرد هندسه دیفرانسیل (differential geometry) در نسبیت عام.

تنها علم فیزیک نیست که از خدمات ریاضیات به نفع خود بهره می برد. مثلا زیست شاسی، به نحو گسترده ای معادلات تفاضلی و شاخص های آماری را به کار می گیرد. نقش هایی که ریاضیات در این نظریه های بازی می کند نیز متنوع و گوناگون است. ریاضیات علاوه بر اینکه به پیش بینی های تجربی کمک می کند، همچنین سادگی و ایجاز را در اظهار بسیاری از تئوری ها امکان پذیر می سازد. به طور قطع همچنان که زبان ریاضیات برای علم (science) مهم است، مشکل می توان تصور کرد که نظریه های مثل مکانیک کوانتم و نسبیت عام بدون به کارگیری میزان قابل توجهی از [دستاوردهای] ریاضیات، چگونه تبیین می شدند. برخی فیلسوفان از این واقعیت قابل ذکر و در عین حال غیر قابل مناقشه ، که ریاضیات برای علم اجتناب ناپذیر است، به نتایج متافیزیکی خاصی رسیده اند. [از این میان] به ویژه کواین (Quine) و پاتنام (Putnam) استدلال کرده اند که اجتناب ناپذیریِ ریاضیات برای علم تجربی به ما دلیل کافی برای باور به وجود هویت های (entities) ریاضی ارائه می دهد. بر اساس این استدلال، سخن گفتن از (ویا تسویر (or quantification over)) هویت های ریاضی مثل مجموعه ها (sets)، اعداد، توابع و ... برای بهترین نظریه های علمی ما اجتناب ناپذیر است. بنابراین ما باید پایبند و ملزم به وجود این هویت های ریاضی باشیم. و الا (اگر ملتزم به وجود این هویت ها نباشیم) مرتکب آنچه پاتنام عدم صداقت فکری (intellectual dishonesty) می نامد، شده ایم. به علاوه، به نظر می رسد هویت های ریاضی به اندازه دیگر هویت های نظری در علم(science)، تجربی هستند، زیرا اعتقاد به وجود هویت های ریاضی به وسیله همان شواهدی توجیه شده است که کل نظریه (و بنابراین اعتقاد به وجود دیگر هویت های نظری) را تایید می کنند. این استدلال به عنوان برهان «اجتناب ناپذیری رئالیسم ریاضیِ» کواین-پاتنام شناخته می شود. «براهین اجتناب ناپذیری» دیگری نیز وجود دارد ولی این یکی از هر نظر بانفوذتر و موثرتر است. بنابراین من در این مقاله بر آن تمرکز می كنم.

 

1- توضیح برهان اجتناب ناپذیری کواین پاتنام

برهان اجتناب ناپذیری کواین پاتنام گاه به این خاطر توجه بسیاری را به خود جلب کرده که بسیاری آن را بهترین برهان، به نفع رئالیسم ریاضی (mathematical realism) (یا مشی افلاطونی (platonism) در ریاضیات) می دانند. بر همین اساس بر مخالفان رئالیسم (anti-realists) هویت های ریاضی (یا همان طرفداران اصالت نام) لازم است که مشخص کنند که کجای برهان کواین- پاتنام اشتباه است. از سوی دیگر بسیاری از حامیان مشی افلاطونی (platonists) برای توجیه عقیده شان در مورد هویت های ریاضی به شکل بسیار جدی بر این برهان تکیه کردند. این برهان طرفداران اصالت نام را در جایگاه کسانی می شناسد که در مورد هویت های نظری علمی دیگر (مثل کوارک، الکترون، سیاه چاله ها و از این قبیل) در وضعیتی بسیار دشوار، به رئالیسم تمایل دارند. آن ها [طرفداران اصالت نام] نوعا برهانی را شبیه برهان کواین-پاتنام در توجیه رئالیسم در مورد کوارک و سیاه چاله ها می پذیرند. (این همان چیزی است که کواین (1980b, p45) آن را معیار دوگانه (double standard) در هستی شناس می نامد.)

من در اشاراتی که در پی می آید، برهان اجتناب ناپذیری کواین-پاتنام را به شکل واضح تبین می کنم:

P1 [= مقدمه اول] - ما می باید به همه و فقط به هویت هایی که برای بهترین نظریه های علمی مان اجتناب ناپذیرند، التزام هستی شناسیك (ontological commitment) داشته باشیم.

P2 [= مقدمه دوم] – هویت های ریاضی برای بهترین نظریات علمی ما اجتناب ناپذیرند.

C [= نتیجه] - ما می باید به هویت های ریاضی التزام هستی شناسیك داشته باشیم.

بر این اساس این برهان قاعده مند و صورت بندی شده و لذا معتبر است. در اینجا توجه و تمرکز بر دو مقدمه ضروری است. طبیعتا دو مساله مهم [در اینجا] مطرح می شود. اولین مساله به چگونگی درک ما از اجتناب ناپذیری ریاضیات مربوط است. من در بخش بعدی به این مساله می پردازم. دومین مساله مربوط به اولین مقدمه است. این مقدمه اصلا به بداهت دومین مقدمه نیست و به وضوح نیاز به دفاع دارد. من در بخش 3 به این مطلب خواهم پرداخت. سپس برخی از انتقادات مهم به این برهان (برهان کواین-پاتنام) را معرفی می کنم،سپس نقش برهان کواین پاتنام را در سطحی وسیع تر مورد ملاحظه قرار می دهم، و موقعیت این برهان را در نسبت با دیگر براهین مهم در رد یا قبول رئالیسم ریاضی بررسی می کنم.

 

2- اجتناب ناپذیر بودن به چه معنا است؟

این مساله که ما می باید چگونه «اجتناب ناپذیری» (indispensability) را در زمینه بحث حاضر بفهمیم، مساله ای تعیین کننده در فهم برهان کواین-پاتنام است، اما شگفت اینکه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. کواین در واقع بیش از اینکه بر حسب اجتناب ناپذیری سخن گوید، بر حسب هویت هایی سخن می گوید که در شکل رسمی بهترین نظریه های علمی ما مسور شده اند (quantified over). با این همه بحث بر حسب «اجتناب ناپذیری» ادامه دارد و بنابراین ما باید تلاش کنیم مقصود از این اصطلاح را آشکار سازیم.

اولین چیزی که باید بدان توجه کرد این است که «اجتناب پذیری» (dispensability) به معنای «قابل حذف بودن» (eliminability) نیست. وگرنه هر هویتی (entity) «اجتناب پذیر» (dispensable) خواهد بود (بر اساس یکی از قضایای کریگ (Craig)) . شرط «اجتناب پذیر» بودن یک «هویت» این است که اولا آن هویت قابل حذف (eliminable) باشد ثانیا نظریه ای که از حذف این هویت نتیجه می شود، نظریه ای جذاب (attractive) باشد. (و یا حتی این نظریه جذاب تر (more attractive) از نظریه ای باشد که از عدم حذف آن هویت حاصل می شود.) ما [برای تشخیص نظریه جذاب] می باید تبیین کنیم چه چیزی نظریه جذاب به حساب می آید ولی برای این کار می توانیم مطلوب های پذیرفته شده ی نظریه های علمی خوب را ملاک قرار دهیم: از قبیل: موفقیت تجربی، قدرت وحدت بخشی (unificatory power) ، سادگی، قدرت تبیین (explanatory power) ، باروری (fertility) و غیره. البته ما از اینکه چه مطلوب هایی مناسب و مقتضی هستند و از ارزش نسبی آنها بحث خواهیم کرد اما این موضوعات می باید مستقل از موضوع «اجتناب ناپذیری» مورد بحث و حل و فصل قرار گیرد. (برای اطلاعات بیشتر در این مورد به برگِس (1983) و کالیوان (1999b) بنگرید).

این مباحث طبیعتا این مساله را برمی انگیزد که ریاضیات تا چه اندازه اجتناب ناپذیر است (و بر همین اساس این مساله مطرح می شود که ریاضیات تا چه حد متحمل الزام هستی شناسیك است). به نظر می رسد برهان «اجتناب ناپذیری» تنها همان مقدار از باور به ریاضیات را موجه می داند که در خدمت نیاز های علمی در می آید. به همین خاطر است که می بینیم پاتنام از «نیازهای نظری ثابت فیزیک» سخن می گوید (Putnam 1979 b, p.346) و کواین هم مدعی می شود از آنجا که سطوح بالاتر نظریه مجموعه ها کاربردی در فیزیک ندارند، «[نوعی] سرگرمی ریاضی هستند و ارزش وجودشناسیك ندارند» (Quine 1986, p.400). ممکن است کسی خط مشی کمتر محدودکننده ای را اتخاذ کند و مدعی شود که سطوح بالایی نظریه مجموعه ها هرچند کاربردی در علم فیزیک ندارد،اما به موجب این که آنها در قسمت های دیگری از ریاضیات کاربرد دارند،ممكن است التزام وجود شناسیك/هستی شناسیك/ را در پی داشته باشند. به شرطی که سلسله کاربردها سرانجام به علم فیزیک منتهی شود، می توانیم مدعی شویم که کل این سلسله التزام هستی شناسیك را در پی دارد. کواین خود در چارچوب همین خط مشی، نظریه مجموعه اعداد نامتناهی را موجه می داند(Quine1984,p.788)، اما او دلیلی برای فراتر رفتن از مجموعه های ساختنی (constructible) نمی بیند (Quine1986,p,400). با وجود این، دلیل کواین برای این محدودیت چندان ربطی به برهان «اجتناب ناپذیری» ندارد. بنابراین حامیان این برهان نیازی ندارند که در این موضوع از کواین طرفداری کنند.

 

3- طبیعی گرایی (naturalism) و کل انگاری (holism)

هر چند هر دو مقدمه برهان اجتناب ناپذیری کواین-پاتنام زیر سوال قرار گرفته، اولین مقدمه این برهان است که آشکارا نیاز به تایید دارد. این تایید از طبیعی گرایی و کل انگاری به دست می آید.

طبیعی گرایی به عنوان آموزه ای فلسفی آن گونه که کواین می گوید، بدین معناست که فلسفه اولی وجود ندارد و فعالیت فلسفی در امتداد و پیوسته با فعالیت علمی است (Quine1981b). مقصود کواین این است که فلسفه در هیچ مزیت و ویژگی ای بر علم مقدم نیست. مهمتر آن که علمی که این گونه (یعنی به نحوی که فلسفه جزئی پیوسته از آن باشد) تفسیر می شود، حکایت کامل جهان دانسته می شود. این آموزه از روی احترام زیاد برای روش شناسی علمی و تایید موفقیت انکارناپذیر این روش شناسی به مثابه طریقی برای پاسخ به مسائل بنیادین پیرامون ماهیت همه چیزها مطرح شد. همچنان که کواین اظهار می کند منشاء آن در رئالیسم اصلاح نشده است؛ یعنی حالت استحکام ذهنی دانشمند طبیعی؛ که هرگز شک و تردید و دغدغه خاطری ماورای تردید های قابل بحثی که از درون علم حاصل شده است، ندارد. (Quine1981b,p.72) این نزد اهل مابعدالطبیعه (metaphysician) بدین معناست که برای اینکه تعیین کنیم چه چیز وجود دارد (exist) به عبارت دقیق تر برای اینکه تعیین کنیم به وجود چه چیزی باید باور داشته باشیم، [باید] به بهترین نظریه های علمی مان (our best scientific theories) بنگریم. خلاصه اینکه طبیعی گرایی روش های غیرعلمی را در تعیین اینکه چه چیزی وجود دارد، رد می کند. مثلا طبیعی گرایی اعتقاد به تناسخ ارواح را به خاطر ادله اسرارآمیز (mystical) آن منتفی می داند. با وجود این، اگر بهترین نظریه های علمی ما نیاز به صدق (truth) تناسخ ارواح داشته باشند طبیعی گرایی این آموزه [=تناسخ ارواح] را رد نمی کند.

بنابراین طبیعی گرایی تنها باور به هویت هایی را که در بهترین نظریه های علمی ما جایی دارند مستدل و معقول می داند. امکان اینکه طبیعی گرایی به شما بگوید که آیا به همه هویت های بهترین نظریه های علمی تان باور داشته باشید یا نه، دقیقا بسته به این است که شما چه برداشتی از طبیعی گرایی دارید. به نظر من طبیعی گرایی دلیل قانع کننده ای برای باور همه این هویت ها می دهد، ولیکن این نظر قابل رد و ابطال است. این جاست که کل ا نگاری (holism) اهمیت پیدا می کند: به ویژه، کل انگاری تاییدی (conformational holism).

بر اساس کل انگاری تاییدی، هر نظریه یا به کلی تایید می شود و یا به کلی رد می شود. بنابراین اگر نظریه ای به وسیله یافته های تجربی تایید شد، کل نظریه تایید شده است. و ریاضیات به صورت خاص، به همان اندازه که در چنین نظریه ای به کار گرفته شود، تایید شده است(Quine1976,pp.120-122) . مضافا اینکه همانطور که پاتنام (1979a) تاکید می کند، شاهدی که برای توجیه باور به مولفه های ریاضی نظریه، مورد نیاز است، همان گواهی است که برای توجیه باور به قسمت تجربی نظریه مورد نیاز است (البته اگر قسمت تجربی نظریه را بتوان از اجزاء ریاضی تفکیک کرد). بنابراین طبیعی گرایی و کل انگاری با همدیگر، P1 (مقدمه اول) را توجیه می کنند. به طور کلی، واژه «فقط» را در مقدمه اول [= ما می باید فقط به هویت هایی که برای بهترین نظریه های علمی مان اجتناب ناپذیرند، التزام هستی شناسیك داشته باشیم] طبیعی گرایی و واژه «همه» را در مقدمه اول [= ما می باید به همه هویت هایی که برای بهترین نظریه های علمی مان اجتناب ناپذیرند، التزام هستی شناسیك داشته باشیم] کل انگاری به ما ارائه می كند.

بد نیست به دو مضمون کل انگارانه که در نوشته های کواین وجود دارد، توجه کنیم. اولین مضمون، کل انگاری تاییدی است که مورد بحث و بررسی قرار گرفت (که غالبا تز دوئم-کواین نامیده می شود). مضمون دوم، کل انگاری معناشناسیك (semantic holism) است که بر اساس آن واحد معنا جمله ی تنها نیست بلکه نظام های جملات (systems of sentences) است (و در برخی اشکال افراطی کل انگاری معناشناسیك، واحد معنا کل زبان است). کل انگاری معناشناسیك شدیدا با رد معروف کواین بر تمایز بین تحلیلی و ترکیبی (Quine1980b) و تز به همان اندازه مشهور او مبنی بر عدم قطعیت ترجمه (Quine1960)، مرتبط است. هرچند نزد کواین این دو کل انگاری بسیار با هم مرتبطند، اما دلیل قانع کننده ای برای تمایز آنها از یکدیگر وجود دارد، زیرا به طورکلی به نظر می رسد کل انگاری معناشناسیك بسیار بحث انگیز است در حالی که کل انگاری تاییدی نسبتا بدون بحث و جدل مورد توجه قرار گرفته است.

بحث حاضر از این حیث مهم است که کواین می خواهد صریحا کل انگاری معناشناسیك را با وجود مورد مناقشه بودن، در تایید و تقویت برهان «اجتناب ناپذیری» به کار گیرد(Quine 1980b,pp.45-46). با وجوداین به نظر بسیاری از مفسران برای ابطال برهان اجتناب ناپذیری، کل انگاری تاییدی به تنهایی کفایت می کند. (برای مثال بنگرید به Colyvan (1998) Field (1989, pp. 14-20) Hellman (199?) Resnik (1995a; 1997) Maddy (1992)) و معرفی من در اینجا از آن بصیرت مقبول پیروی می کند. با این حال باید به ذهن سپرد که گرچه برهان اجتناب نپذیری که بدین گونه تفسیر شده، دارای حال و هوای اندیشه کواین است، ولی اگر بخواهیم دقیق سخن بگوییم، این، برهانِ [اجتناب ناپذیریِ] کواین نیست.

 

4- انتقادات (objections)

انتقادات زیادی به برهان اجتناب ناپذیری مطرح شده است، از جمله انتقاد چارلز پارسون (1980) که می گوید بداهت احکام بنیادین ریاضی در برهان کواین بدون تبیین و توضیح مانده است و انتقاد فیلیپ کیچر (1984,pp.104-105) که دغدغه این را دارد که برهان اجتناب ناپذیری توضیح نمی دهد که چرا ریاضیات برای علم اجتناب ناپذیر است. در عین حال، انتقاداتی که بیشترین توجه را به خود جلب کردند آنهایی هستند که توسط هارتری فیلد، پنلوپه مدی و الیوت سوبر مطرح شدند. به ویژه فیلد که طرح اسمی سازی(nominalisation program) او بر مباحث اخیر هستی شناسی ریاضیات حاکم شده است.

فیلد (1980) قضیه ای را در رد دومین مقدمه برهان کواین-پاتنام مطرح می کند. او اظهار می کند که به رغم آنچه به نظر می رسد، ریاضیات برای علم ضروری نیست. طرح فیلد دو قسمت دارد. در قسمت اول او استدلال می کند که نظریه های ریاضی برای اینکه کاربرد داشته باشند لازم نیست که صادق باشند بلکه آنها تنها می باید محافظه کار (conservative) باشند. (این به طور کلی یعنی اگر نظریه ریاضی به نظریه اصالت نام علمی (nominalist scientific theory) افزوده شود، هیچ نتیجه اصالت نامی -که از نظریه علمی اصالت نام به تنهایی حاصل نمی شد- حاصل نخواهد شد). این تبیین می کند که چرا ریاضیات می تواند در علم به کار رود ولی تبیین نمی کند که [اصلا] چرا ریاضیات در علم به کار می رود. پاسخ اینکه چرا ریاضیات در علم به کار می رود این است که ریاضیات محاسبه و ارائه نظریه های مختلف را بسیار ساده تر می کند. بنابراین، از نظر فیلد فایده ریاضیات صرفا از حیث عملی (pragmatic) آن است- یعنی نهایتا ریاضیات [از حیث نظری] اجتناب ناپذیر نیست.

دومین قسمت برنامه فیلد اثبات این مدعا است که بهترین نظریه های علمی ما می توانند به شکل مناسبی اسمی شوند (nominalised) . یعنی او تلاش می کند نشان دهد که ما بدون تسویر هویت های ریاضی مشکلی نخواهیم داشت و آنچه که در آن صورت برای ما خواهد ماند، نظریاتی جذاب خواهد بود که جذابیت آنها بی دلیل نیست. با همین مقصود او در پی آن است که قسمت اعظم نظریه جاذبه نیوتن را اسمی کند. اگرچه این بسیار متفاوت است با اثبات اینکه همه بهترین نظریه های متداول علمی می توانند اسمی شوند، اما در همین حد هم چیزی بی اهمیت و پیش پا افتاده نیست. امید این است که وقتی متوجه بشویم حذف ارجاع به... و سخن گفتن از هویت های ریاضی برای یک نظریه معمول فیزیکی چگونه قابل حصول است، موجه به نظر برسد که این طرح بتواند برای بقیه علوم هم کامل شود.

بحث های بسیاری در مورد احتمال موفقیت برنامه فیلد شده است، اما کمند افرادی که در مورد اهمیت این برنامه تردید داشته باشند. در عین حال اخیرا پنِلُپه مدی اظهار کرده است که اگر مقدمه اول (p1) نادرست باشد، طرح فیلد احتمالا بی ارتباط با بحث رئالیسم-آنتی رئالیسم در ریاضیات (the realism/anti-realism debate in mathematics) از کار درمی آید. مدی چند انتقاد جدی به مقدمه اول برهان اجتناب ناپذیری مطرح می کند (Maddy 1992,1995,1997) . او به ویژه اظهار می کند که ما نمی باید التزام وجودشناسیك به همه هویت هایی که برای بهترین نظریه های علمی مان اجتناب ناپذیرند، داشته باشیم. انتقادات او ما را متوجه مسائل و معضلات آشتی دادن طبیعی گرایی با کل انگاری تاییدی می کند. او به ویژه خاطر نشان می کند که چگونه تلقی کل انگارانه نسبت به نظریه های علمی، در تبیین صحت جنبه های مسلم فعالیت های علمی و ریاضی با مشکلاتی مواجه است، فعالیت هایی که از قرار معلوم، با توجه به احترام بالایی که طبیعی گرایی برای فعالیت علمی قائل است، می باید مقبول باشند. توجه به این نکته مهم است که بیشتر قسمت های انتقادات مدی در کل مربوط به پیامدهای روش شناسیك پذیرش دو آموزه کواینی است یعنی: طبیعی گرایی و کل انگاری –یعنی آموزه هایی که جهت تایید و تقویت مقدمه اول برهان اجتناب ناپذیری به کار گرفته شدند-. بنابراین مقدمه اولِ [برهان اجتناب ناپذیری] با تضعیف مویدهایش زیر سوال می رود. انتقاد اول مدی به برهان اجتناب ناپذیری این است که طرز برخورد معمول دانشمندانِ تاثیرگذار از اجزاء و مولفه های نظریه های تایید شده، از باور (belief) تا مماشات (tolerance) و رد کامل (outright rejection) ، در نوسان است(Maddy 1992,p.280) . نکته این است که طبیعی گرایی به ما توصیه می کند که به روش های دانشمندانِ تاثیرگذار احترام بگذاریم، و با این حال کل انگاری ظاهرا به ما می گوید که دانشمندانِ تاثیرگذار نمی باید اینچنین متفاوت هویت ها را در نظریه های خود تایید کنند. مدی اظهار می کند که ما در اینجا باید از طبیعی گرایی در مقابل کل انگاری جانب داری کنیم. بنابراین ما باید طرز برخورد دانشمندان تاثیرگذار را که ظاهرا به همه هویت هایی که به وسیله بهترین نظریه های ما مفروض هستند، باور ندارند، تایید کنیم. بر این اساس می باید مقدمه اول (p1) را رد کنیم.

معضل دوم [=انتقاد دوم مدی] نتیجه اولی است. اگر انسان یک باره کیفیت نظریه های علمی را همچون واحدهایی متجانس نداند، این مساله برایش مطرح می شود که آیا قسمت های ریاضی نظریه ها در ردیف مولفه های صادق نظریه های تایید شده قرار می گیرد یا در ردیف مولفه های مفهومی شده. دلیل مدی بر این مدعا این است که ظاهرا خود دانشمندان (scientists) کاربرد اجتناب ناپذیر یک نظریه ریاضی را نشانه ای مبنی بر صدق نظریه ریاضی مزبور، نمی دانند. مثلا این گمان غلط که آب دارای عمق بی نهایت است غالبا در تحلیل امواج آب به کارگرفته می شود، یا این پنداشت که ماده پیوسته است معمولا در دینامیک سیالات مطرح می شود (Maddy1992,pp.281-282) . چنین مواردی نشان دهنده این است که دانشمندان (scientists) به ریاضیات همان اندازه که کارعلمی شان ایجاب کند، استناد می کنند و کاری به صدق نظریه ریاضی موردِ نظر ندارند (Maddy1995,p.255). مضافا به نظر می رسد که کل انگاریِ تاییدی با فعالیت علمی واقعی، در نتیجه با طبیعی گرایی در تضاد است. و نیز مدی از طبیعی گرایی جانب داری می کند. (در مورد برخی مسائل و مشکلات کل انگاری کواینی همچنین بنگرید به پارسون (1983).) نکته اصلی در اینجا این است که اگر طبیعی گرایی به ما توصیه می کند که در چنین مواردی از طرز نگرش دانشمندانِ تاثیرگذار جانبداری کنیم، پس ظاهرا ما نمی بایست اجتناب ناپذیریِ به کارگیری یک نظریه ریاضی را در فیزیک نشانه ای مبنی بر صدق آن نظریه ریاضی بدانیم(2). به علاوه از آنجا که ما دلیلی برای باور به صدق نظریه ریاضی مورد بحث نداریم، دلیلی [هم] برای باور به واقعیت داشتن هویت های ریاضی ای که به وسیله این نظریه (ریاضی) مفروض هستند، نداریم. پس یک بار دیگر می بایست P1 [= مقدمه اول] را رد کنیم.

نقد سوم مدی این است که مشکل می توان فهمید که چگونه ریاضی دانان تاثیرگذار سعی می کنند که مسائل مستقل (independent questions) را حل و فصل کنند. مسائل مستقل، مسائلی هستند که از اصول پذیرفته شده ی نظریه مجموعه ها (the standard axioms of set theory) -اصول موضوعهZFC - مستقل هستند. به منظور حل برخی از این مسائل، اصول موضوعه جدیدی جهت ضمیمه شدن به ZFC پیشنهاد شدند و استدلال هایی در تقویت و تایید این اصول موضوعه پیشنهادی مطرح شده است. مشکل این است که به نظر می رسد این استدلال ها هیچ کارایی ای در علم فیزیک ندارند: آنها نوعا استدلال های درون-ریاضی (intra-mathematical argument) هستند. با وجود این، بر اساس نظریه اجتناب ناپذیری، باید اصول موضوعه جدید بر اساس اینکه آنها دقیقا چگونه با بهترین نظریه های علمی رایج ما اتصال و انسجام پیدا می کنند، مورد ارزشیابی قرار گیرند. یعنی نظریه پردازان نظریه مجموعه ها می باید اصول موضوعه جدید را با توجه به آخرین پیشرفت ها و تحولات در علم فیزیک، ارزیابی کنند. به فرض اینکه نظریه پردازان نظریه مجموعه ها چنین نکنند، به نظر می رسد که کل انگاری تاییدی مدافع بازنگری در فعالیت ریاضی پذیرفته شده باشد، و این به نظر مدی باز با طبیعی گرایی در اختلاف است.

اگرچه مدی این نقد را به گونه ای صورت بندی نکرده که مستقیما با P1 (مقدمه اول برهان اجتناب ناپذیری) در تعارض باشد، اما به طور قطع تنشی را بین طبیعی گرایی و کل انگاری تاییدی آشکار می کند. و از آنجا که تایید P1، هم مستلزم [پذیرش] کل انگاری تاییدی است و هم نیازمند طبیعی گرایی، این نقد به طور غیر مستقیم موجب تردید در صحت p1 می شود. در عین حال مدی طبیعی گرایی را تصدیق و تایید می کند و نقد خود را در جهت رد کل انگاری تاییدی به کار می گیرد. من بحث پیرامون تاثیر رد کل انگاری تاییدی بر برهان اجتناب ناپذیری را بعد از اینکه خطوط کلی نقد سوبر را ترسیم کردم، پی می گیرم، چرا که سوبر به نتایجی بسیارمشابه با مدی می رسد.

نقد الیوت سوبر دقیقا مرتبط با نقد دوم و سوم مدی است. سوبر (1993) بحث خود را با این ادعا پی می گیرد که نظریه های ریاضی در تایید تجربی بهترین نظری های علمی ما سهیم اند. او اساسا استدلال می کند که نظریه های ریاضی به همان شیوه ی نظریه های آشکارا تجربی علم، مورد آزمایش قرار نمی گیرند. او اظهار می کند که فرضیه ها (hypotheses) در نسبت با فرضیه های رقیب مورد تایید قرار می گیرند. بنابراین اگر ریاضیات همراه با بهترین فرضیه های تجربی ما (همچنان که نظریه اجتناب ناپذیری ادعا می کند) تایید شود، می باید رقیب های غیر ریاضی وجود داشته باشند. اما سوبر اظهار می کند که همه نظریه های علمی اصول ریاضی مشترکی را به کار می گیرند. بنابراین از آنجا که فرضیه های رقیبی در مورد ریاضیات وجود ندارد، خطا است اگر گمان کنیم که ریاضیات به همان شیوه فرضیه های علمی و به وسیله ادله تجربی تایید می شود. همچنان که سوبر آشکارا اظهار می کند (Sober 1993,p.53)، این ایرادی بر P1 (مقدمه اول برهان اجتناب ناپذیری) وارد نمی آورد، اما در عین حال نقدی بر دیدگاه کلی کواین که بر اساس آن ریاضیات بخشی از علم تجربی است، محسوب می شود. اظهارات سوبر مانند نقد سوم مدی موجب رد کل انگاری تاییدی می شود. تاثیر این انتقادات بر P1 بسته به این است که شما تا چه حد کل انگاری تاییدی را برای این مقدمه [یعنی P1] تعیین کننده بدانید. مسلما اگر کل انگاری تاییدی رد شود، جاذبه بی واسطه P1 تا حد زیادی از بین می رود. در هر صورت، تایید نتیجه برهان اجتناب ناپذیری، برغم وجود نقدهای سوبر یا مدی، به معنای اخذ این موضع است که جایز است دست کم التزام هستی شناسیك به هویت هایی داشته باشیم که تایید تجربی اخذ نکردند. اگر این به طورکلی غیرقابل دفاع نباشد، قطعا مورد نظر برهان اصلی کواین-پاتنام نبوده است.

 

5- نتیجه گیری

مشخص نیست که انتقادات مذکور چه آسیبی به برهان اجتناب ناپذیری وارد می آورد. به طور قطع با توجه به مقالات متعددی که اخیرا درآن ها به این موضوع پرداخته اند، بحث در باره این موضوع برقرار و جاری است. (بنگرید به کتاب شناسی ای که در انتهای این مقاله ارائه می شود.) یکی از مسائلی که دقیقا به این بحث ارتباط دارد این است که آیا براهین مناسب دیگری در اثبات مشیِ افلاطونی (platonism) وجود دارد یا خیر. اگر همانگونه که برخی معتقدند برهان اجتناب ناپذیری، تنها برهان در خور توجه در اثبات مشیِ افلاطونی باشد، و اگر این برهان [به واسطه انتقادات] رد شود، به نظر می رسد مشیِ افلاطونی دیگر جایی در فلسفه ریاضیات نخواهد داشت. بنابراین در رابطه با این موضوع براهین دیگری،موافق ومخالف رئالیسم ریاضی، هم جای طرح دارند. به هر حال شایان توجه است که برهان اجتناب ناپذیری یکی از معدود براهینی است که بر مباحث هستی شناسیك ریاضیات حاکم بوده است. ازاینرو نمی باید این برهان را جدای از دیگر براهین مورد بررسی قرار داد.

از دو برهان مهم برضد رئالیسم ریاضی، یکی [بیانگر] معضل معرفت شناسیك مشی افلاطونی است (چگونه ما از طریق شناخت علی- معلولی به هویت های بی حرکت و بی اثر ریاضی پی می بریم؟ (Banacerraf 1983b)) و دیگری [بیانگر] معضل عدم قطعیت فروکاستن (reduction) اعداد به مجموعه ها است (اگر اعداد [همان] مجموعه هستند، چه مجموعه هایی اعداد هستند؟ (Banacerraf 1983a)). قطع نظر از برهان اجتناب ناپذیری، برهان مهم دیگر در اثبات رئالیسم ریاضی این برهان است که [می گوید] پسندیده است که معناشناسی یک شکل و واحدی برای کل گفتمان ها(discourse) ؛ چه ریاضی باشند و چه غیر ریاضی، در نظر گیریم (Banacerraf 1983b). به طور قطع رئالیسم ریاضی به راحتی پاسخگوی این چالش است، چرا که رئالیسم ریاضی دقیقا به همان شیوه ای صدق جملات ریاضی را تبیین می کند که سایر جملات را. با وجود این، مشخص نیست که اصالت نام چگونه معناشناسی واحد و یک شکلی را ارائه می دهد.

در نهایت این نکته شایان توجه است که حتی اگر برهان اجتناب ناپذیری تنها برهان ارزشمند در اثبات مشی افلاطونی باشد، شکست و رد این برهان ضرورتا به معنای تایید و توجیه اصالت نام نیست، چرا که ممکن است اصالت نام نیز فاقد پشتوانه و اثبات باشد. با وجود این منصفانه است که بگوییم اگر انتقاداتی که علیه برهان اجتناب ناپذیری مطرح شود، تایید شوند یکی از مهمترین برهان ها در اثبات مشی افلاطونی رد می شود. این امر مشی افلاطونی [در فلسفه ریاضی] را واقعا در وضعیت ضعیفی قرار خواهد داد.

 

منبع

http://math4u.mihanblog.com/post/30

انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۵

کاربرد اعداد در زندگی


کاربرد اعداد در زندگی

 

مقدمه

بسیار پیش می آید که دانش آموزان پس از تدریس یک درس ، از ما می پرسند که این درس که امروز خواندیم ،به چه درد ما می خورد؟و کجامی توانیم ازآن استفاده کنیم ؟

ریاضیات به عنوان یک درس اصلی است که داشتن درک درست از آن در آینده ی تحصیلی دانش آموزان و طبعاً پیشرفت علمی کشور نقش مهمی دارد . همچنین شامل کلیه ارتباطات ریاضی با زندگی روزمرّه ، سایر علوم و کاربردهایی در زندگی علمی آینده ی دانش آموزاست .به این ترتیب دربرنامه درسی و آموزشی ، برقرار کردن پیوند ریاضیات با کاربردهایش در زندگی و سایر علوم از قبیل :هنر،علوم طبیعی ،علوم اجتماعی و . . . . باید مدّ نظر قرار گیرد . در صورتی که این موارد در آموزش دیده نشود ، این سؤ ال همیشه در ذهن دانش آموز باقی می ماند که:

« به چه دلیل باید ریاضی خواند ؟ » و « ریاضی به چه درد می خورد ؟ »

بین رشته های علمی ، که بشر در طول هزاران سال به وجود آورده ، ریاضیّات جای مخصوص و ضمناٌ مهمّی را اشغال کرده است . ریاضیّات با علوم فیزیک ، زیست شناسی ، اقتصاد و فنون مختلف فرق دارد . با وجود این به عنوان یکی از روشهای اصلی در بررسیهای مربوط به کامپیوتر ، فیزیک ، زیست شناسی ، صنعت واقتصاد بکار می رود ودرآینده بازهم نقش ریاضّیات گسترش بیشتری می یابد.

کاربرد ارقام

در زمانهای قدیم هر قدمی که در راه پیشرفت تمدّن برداشته می-شد، بر لزوم استفاده از اعداد می افزود . اگر شخصی گله ای از گوسفندان داشت ، می خواست آن را بشمرد ،یا اگر می خواست معبد یا هرمی بسازد ، باید می دانست که چقدر سنگ برای آن لازم دارد . اگر دارای زمین بود ، می خواست آن رااندازه گیری کند . اگر قایقش را به دریا می راند ، می خواست فاصله ی خود را از ساحل بداند . و بالاخره در تجارت و مبادله ی اجناس در بازارها ، باید ارزش اجناس حساب می شد.هنگامی که آدمی محاسبه با ارقام را آموخت ، توانست زمان ، فاصله مساحت ، حجم را اندازه گیری کند . با بکار بردن ارقام ، انسان بردانش و تسلّط خود بر دنیای پیرامونش افزود .

کاربرد توابع و روابط بین اعداد

کاربرد روابط بین اعداد و توابع و نتیجه گیریهای منطقی در نوشتن الگوریتمها و برنامه نویسی کامپیوتری است .

مفهوم تابع یکی از مهمترین مفاهیم ریاضی است و در اصل تابع نوعی خاص از رابطه های بین دو مجموعه است . و با توجه به این که دنباله ها هم حالت خاصی از تابع است – تابعی که دامنه آن مجموعه ی اعداد { . . . و 2 و 1 و 0 } است – دنباله های عددی در ریاضی و کامپیوتر کاربرد فراوان دارند . برای ساخت یک برنامه اساساٌ چهار مرحله را طی می کنیم:

1- تعریف مسئله 2- طراحی حل 3- نوشتن برنامه 4- اجرای برنامه

لازم به ذکر است که گردآیه هایی که در مرحله دوم حاصل می شود را اصطلاحاٌ الگوریتم می نامیم .که این الگوریتمهابه زبان شبه کد نوشته می شود ،که شبیه زبان برنامه نویسی است وتبدیل آنها به زبان برنامه نویسی را برای ما بسیار ساده می کند .

کاربرد معادله و دستگاه معادلات خطی

دستگاه های معادلات خطی اغلب برای حساب کردن بهره ی ساده ،پیشگویی ، اقتصاد و پیدا کردن نقطه ی سر به سر به کارمیرود.

معمولاً هدف از حل کردن یک دستگاه معادلات خطی ، پیدا کردن محل تقاطع دو خط می باشد.در مسائل دخل و خرج که درمشاغل مختلف وجود دارد ، پیداکردن نقطه تقاطع معادلات خط یعنی همان پیدا کردن نقطه ی سر به سر.* در اقتصاد هم نقطه تقاطع معادلات خطی ، عبارتست از : قیمت بازار یا نقطه ای که در آن عرضه و تقاضا با هم برابر باشند.

کاربرد تقارنها (محوری و مرکزی ) و دَوَرانها

مباحث تقارنها ودورانها که به تبدیلات هندسی معروف هستند،درصنعت و ساختن وسائل و لوازم زندگی استفاده می شوند . مثلاً در بافتن قالی و برای دادن نقش و نگار به آن از تقارن استفاده می شود . در کوزه گری و سفالگری از دوران محوری استفاده می - شود . همچنین در معماریهای اسلامی اغلب از تقارنها کمک گرفته می شود . چرخ گوشت ، آب میوه گیری ، پنکه ، ماشین تراش ُ بادورانی که انجام می دهند ، تبدیل انرژی می کنند . علاوه بر آن تبدیلات هندسی برای آموزش مطالبی از ریاضی استفاده می شوند ،مانند : مفهوم جمع و تفریق اعداد صحیح با استفاده از بردار انتقال موازی محور.

نقطه ی سر به سر : در بسیاری از مشاغل ، هزینه ی تولید Cو تعداد X کالای تولید شده را می توان به صورت خطی بیان کرد.به همین ترتیب ، در آمد R حاصل از فروش X قلم کالای تولیدشده را نیز می توان با یک معادله ی خطی نشان داد . وقتی هزینه ی C از در آمد R حاصل از فروش بیشتر باشد،این تولیدضررمی دهد. و وقتی در آمد R از هزینه ی C بیشتر باشد ،تولید سودمیدهد . و هر گاه در آمد R و هزینه ی C مساوی باشند ،سود و زیانی در بین نیست و نقطه ای که در آن R=C باشد، نقطه ی سربه سر نامیده می شود .

کاربرد مساحت

مفهوم مساحت و تکنیک محاسبه مساحت اشکال مختلف ، از اهمّ مطالب هندسه است .به سبب کاربرد فراوانی که در زندگی روزمرّه مثلاً برای محاسبه ی مساحت زمینها با اَشکال مختلف . و همچنین درفیزیک و جغرافیاوسایر دروس دانستن مساحتهالازم به نظرمی رسد .

کاربرد چهار ضلعیها

شناخت چهارضلعیها و و دانستن خواص آنها ، برای یادگیری مفاهیم دیگر هندسه لازم است و ضمناً در صنعت و ساخت ابزار و وسائل زندگی و همچنین برای ادامه تحصیل وهمینطور در بازار کار نیاز به دانستن خواص چهارضلعیها احساس می شود .

کاربرد خطوط موازی و تشابهات

از خطوط موازی و مخصوصاً متساوی الفاصله ، در نقشه کشی و ترسیمات استفاده می شود .و در اثبات احکامی نظیر قضیه تالس1 و عکس آن ، همچنین تقسیم پاره خط به قطعات متساوی یامتناسب .

تشابهات نیز از مفاهیم مهم هندسه و اساس نقشه برداری ،کوچک و بزرگ کردن نقشه ها و تصاویر و عکسها می باشد .

مبحث تشابهات درهندسه دریچه ای است به توانائیهای جدیدبرای درک و فهم و کشف مطالب تازه ی هندسه ،به همین سبب آموزش خطوطمتوازی و متساوی الفاصله و مثلثهای متشابه به حد نیاز دانش- آموز مقطع راهنمایی لازم است .

1 – تالس دانشمند یونانی نشان داد که به وسیله ی سایه ی یک شیء و مقایسه ی آن با سایه ی یک خط کش می توان ارتفاع آن شیء را اندازه گرفت . با استفاده از اصولی که تالس ثابت کرد ،می توان بلندی هر چیزی را حساب کرد . تنها چیزی که نیاز دارید ، یک وسیله ی ساده اندازه گیری است که می توانید[آن را ] از یک قطعه مقواو تکه ای چوب درست کنید.( مراجعه شودبه کتاب درجهان ریاضیات نوشته ی اریک او بلاکر – صفحه ی 30 )

تالس در زمان خود به کمک قضیه ی خودارتفاع اهرام مصررامحاسبه کرد همچنین وقتی از مصر به یونان بازگشت ، فاصله ی یک کشتی را از ساحل به کمک قضیه خود اندازه گرفت .روش دیگری هم برای

محاسبه بلندی وجود دارد وآن استفاده از نسبتهای مثلثاتی است.

کاربرد آمار و میانگین

وقتی کسی از مقادیر عددی کمک می گیرد ، تا یک موقعیّت را توضیح دهد ، او وارد قلمرو آمار شده است . آمار معمولاً اثر تعیین کننده ای دارد . اگر چه ممکن است مفید یا گمراه کننده باشد . ما عادت کرده ایم، که پدیده های زیادی نظیرموارد زیر را با توجه به آمار ، پیش بینی کنیم :

احتمال پیروزی یک کاندیدای ریاست جمهوری،وضعیت اقتصادی(تورم،در آمد ناخالص ملی ، تعداد بیکاران ،کم وزیادشدن نرخ بهره هاونرخ سهام ، بازار بورس ، میزان بیمه ، آمار طوفان،جذر و مد) و غیره .

قلمرو آمار به طور مرتب درحال بزرگ شدن است.آمار می توانددر موارد زیادی ، برای قانع کردن مردم و یا انصراف آنهااز یک تصمیم موءثّر باشد . به عنوان مثال : اگر افراداحساس کنند که رأی آنها نتیجه ی انتخابات را تغییر نخواهد داد ، ممکن است ازشرکت در انتخابات صرفنظر کنند .

در عصر ما آمار ابزار قوی و قانع کننده است،مردم به اعدادمنتشر شده ی حاصل از آمار گیری ،اعتماد زیادی نشان می دهند.

به نظر می رسد وقتی یک وضعیت وموقعیت باتوسل به مقادیر عددی توصیف می شود ، اعتبار گزارش در نظر مستمعین بالا می رود .

مقاطع مخروطی

در هوای گرم بستنی بسیار خوشمزه ودلچسب است .بخصوص اگر بستنی قیفی داشته باشید ودر حالی که روی یک صندلی و در سایه درختی نشسته باشید و فارغ از جار و جنجال روزگار ، به خوردن بستنی مشغول باشید. شاید همه چیز از ذهن شما بگذردمگرهمان بستنی قیفی که مشغول خوردن آن هستید .

این مطلب توجه یک ریاضیدان بلژیکی خوش ذوق رابه خودجلب کرد و آن رابرای توضیح یکی ازمطالب مهم ریاضی[یعنی مقاطع مخروطی]بکار برد . واقعاً جالب است مگه نه ؟

مقاطع مخروطی یکی از مباحث مهم و کاربردی در ریاضیات بوده وهست .

کاربرد ریاضیات در هنر و کامپیوتر

تاریخ نشان می دهد که در طی قرون ، هنرمندان وآثارشان تحت تأثیرریاضیات قرار گرفته اند ،و زیبائی اثرشان به آگاهی آنها از این دانش بستگی داشته است .ماهم اکنون استفاده ی آگاهانه از مستطیل طلایی ، و نسبت طلایی را در هنر یونان باستان ، به ویژه درآثارپیکرتراش یونانی« فیدیاس »دقیقآ مشاهده می کنیم.

مفاهیم ریاضی از قبیل نسبتها ، تشابه، پرسپکتیو، خطای باصره تقارن ، اشکال هندسی ، حدود و بینهایت در آثار هنری موجوداز قدیم تا به امروز مکمل زیبایی آنها بوده است . و اکنون نیز « کامپیوتر » به کمک ریاضیات هنر را ازابتدایی تامدرن توسعه می دهد.

اگر آگاهی هنرمندان باریاضیات واستفاده ی عملی از ان نبود،برخی از آثار هنری خلق نمی شدند . بهترین نمونه ی آن تصاویر موزائیکی هنرمندن مسلمان وگسترش این شکلهای هندسی به وسیله ی

« M.S.Esher » جهت نشان دادن اجسام متحرک است .اگر هنرمندان به مطالعات توجهی نداشتندوخصوصیات اشکال را از نظر تطابق،تقارن انعکاس ،دوران ، انتقال و . . . کشف نکرده بودند ، خلق این همه آثار هنری امکان پذیر نبود .

« هنر ریاضیات ،هنرپرسیدنِِِ پرسشهای درست است وقطعه ی اصلی کار در ریاضیات تخیل است و آن چه که این قطعه ی اصلی رابه حرکت درمی آوردمنطق می باشدوامکان استدلال

منطقی آن زمان پدید می آیدکه ما پرسشهای خود رادرست مطرح کرده باشیم.» (نوربرت ونیز )

 

جمع بندی و نتیجه گیری

بدون شک مهمترین هدف ما از بیان مطالب بالا این است که بتوانیم دانش آموزان را با اهداف کتب ریاضی آشنا کنیم و آنها را نسبت به ریاضیات علاقمند کنیم . تجربه نشان داده است که حتی در رشته های فنی ، مانند خیاطی هم اهداف پرورشی ریاضی اهمیت دارند به همین خاطر دربرنامه ی درسی تمام رشته های تحصیلی درس ریاضی گنجانده شده است .

در کتب جدید ریاضی سعی شده است که مطالب طوری بیان شوند که دانش آموز نفهمیده مطلبی را نپذیرد.هر چند بعضی مطالب شهودی است.ولی دانش آموز از طریق درک مفاهیم درس یاد می گیرد و به

تدریج با فرایندتفکر ریاضی آشنا می شود .معلمین هم باید به این نکته توجه داشته باشند و تصور نکنند که هدف آموزش ریاضی فقط در یاد دادن چند قاعده و حل ماشینی مسائل خلاصه می شود

انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۵

يادگيري و رشد


يادگيري

چهار عامل- نشو و نما، تجربه، تمايلات اجتماعي و تعادل جويي- مبين رشد هستند. اما رشد چه نسبتي با يادگيري دارد؟ از نظر پياژه اصطلاح «يادگيري» در دو معني ممكن است به كار رود.

يادگيري در معني محدود متضمن كسب اطلاعات جديد يا پاسخ هاي جديد به يك وضعيت ويژه است در مقابل يادگيري در معناي وسيع، يا رشد، متضمن كسب ساختارهاي تفكر كلي است كه بر بسياري از وضعيت ها قابل انطباق است. مثال: چنانچه يك كودك خردسال مشاهده كند كه گلوله از گِل رس، علي رغم تغييرات در شكل ظاهري، داراي وزن يكسان است، ممكن است ياد بگيرد كه وزن آن گلوله رسي بخصوص ثابت باقي مي ماند (بقاي وزن). كودك حتي ممكن است پيش بيني كند كه هر نوع تغيير كه در آن گلوله گل حاصل شود، باز هم وزن آن همان خواهد بود كه قبلاً بوده است. كودك به يادگيري يك قانون درباره يك وضعيت خاص نايل مي آيد.

نظر پياژه بر آن است كه از اين دو فرايند، رشد (يادگيري در معناي وسيع آن) اساسي تر است. اولاً رشد منجر به اكتساب ساختارهاي عمومي شناختي در مقام مقايسه با اطلاعات يا پاسخ هاي اختصاصي است. ثانياً، رشد يادگيري معني دار اختصاصي را ميسر مي كند. به طور كلي كودك تنها زماني معني تقويت خارجي يا تجربه هاي جديد را درمي يابد كه ساختارهاي او با كمك فرايند تعادل- جويي به مرحله معيني از رشد رسيده باشد.سرانجام عقيده پياژه اين است كه يادگيري در معناي محدود آن نمي تواند رشد را توضيح دهد. ساختارهاي عمومي شناختي ملي فرايندي شامل چهار عامل رشد مي كنند. اين يك فرايند پيچيده و مستلزم خود- تنظيمي است و بسيار دور از اكتساب مكانيكي اطلاعات جديد و پاسخ هاي تازه است. در نظر پياژه يادگيري در معناي اختصاصي نمي تواند رشد لازم را توضيح دهد برعكس، رشد مي تواند يادگيري را تعيين كند.

تعريف

واژه هاي «حافظه» يا «بياد آوردن» را در زبان محاوره اي در معناهاي متفاوتي به كار مي بريم. با نقل حكايتي كوتاه به روشن كردن موضوع مي پردازيم. مردي پس از دوران كودكي اش ديگر دوچرخه سواري نكرده بود، اكنون پسر او يك دوچرخه به دست آورده است و از پدر خود مي پرسد كه آيا «به ياد مي آورد» كه چگونه دوچرخه سواري كند، پدر مي گويد البته و پسر از او مي خواهد كه حرفش را ثابت كند پس پدر با نرمي دوچرخه سواري مي كند و پدر به اين فكر مي افتد كه در كودكي چگونه با اشتياق دوچرخه سواري مي كرد.

اين مثال دو نوع بسيار متفاوت حافظه را تصوير مي كند. در نوع اول فرد بزرگسال به ياد مي آورد كه كاري را چگونه انجام دهد. اگرچه آن مرد سالها دوچرخه سواري نكرده است با اين حال مهارت هاي كلي دوچرخه سواري را از دست نداده است، اين موارد ، اصطلاح حافظه دلالت بر تداوم نفوذ اعمال گذشته بر حال دارد.

نوع دوم حافظه اختصاصي تر است، اين نوع حافظه لزوماً هم وجود ندارد كه يك شخص ممكن است ماشين نويسي كردن را به ياد آورد در حاليكه به كلي ماشين تحرير خاص يا درس هاي اوليه اش را فراموش كرده باشد.

پياژه بين دو نوع حافظه تمايز قائل است. حافظه در معناي وسيع آن اشاره به توانايي فرد در حفظ توانايي بالقوه براي نمايش گذاشتن ملرحواره هاي عملياتي آموخته شده است [ مثلاً رانندگي و ماشين نويسي] حافظه در معناي اختصاصي آن اشاره به توانايي فرد در حفظ اطلاعات درباره رويدادهاي خاص، اشياء يا اشخاص ملي زمان گذشته است.

حافظه اختصاصي اشكال گوناگون داردك بازشناسي، يادآوري، نفوذ هوش

تعريف هوش

پياژه تعريف هايي از هوش ارائه كرده كه همه آنها در قالب عبارتهاي كلي معرف زيست شناسانه او بودند براي مثال هوش مورد خاصي از سازگاري زيستي است، معني اين عبارت اين است كه هوش در آدمي نوعي موفقيت زيستشناختي است كه به فرد امكان كشف متقابل (تعامل) فعال با محيط را در سطح رواني مي دهد. تعريف ديگر پياژه از هوش چنين است «هوش شكلي از تعادل است كه سازگاري هاي متوالي و مبادلات بين ارگانيزم و محيط در جهت آن هدايت شده اند»

پياژه در تعريفي ديگر از هوش آن را نظام عملياتي زندگي و عمل مي خواند و سرانجام بنا به تعريف پياژه هوش متضمن شايستگي عقلاني است. خلاصه آن كه از ديدگاه پياژه هوش متضمن سازگاري زيستي، تعادل ميان فرد و محيط، تكامل تدريجي، فعاليت ذهني و ابراز شايستگي است.

طفوليت

رشد عقلاني به نظر پياژه به چهار دوره عمده تقسيم مي شود: حسي- حركتي (از تولد تا دو سالگي) پيش عملياتي (دو تا هفت سالگي) عملياتي محسوس (مجسم (هفت تا يازده سالگي) عملياتي صوري (منطقي از يازده سالگي به بعد)

يادگيري و الگوهاي جمعي

در آستانه شروع سال تحصيلي، حسيني در وبلاگ آموزشي تجربي به مسائلي چون يادگيري و عوامل موثر بر آن همچنين روشهاي بهره گيري از توان فردي دانش آموزان در فضاي جمعي کلاس را پرداخته است.


الگوي کار و بحث گروهي

امروزه در دنيا هيچ کاري در زمينه هاي علم فناوري، اقتصاد و حتي فکر و انديشه به صورت فردي انجام نمي شود. کارگروهي يکي از روش هاي اصلي تدريس در کلاس علوم است و بايد دانش آموزان را به کارگروهي واداريم. کار و بحث گروهي، در عين اين که يک روش آموزشي است، براي ما هدف نگرشي بسيار مهمي تلقي مي شود. کار گروهي فرصت ايجاد نگرش هاي مثبت نسبت به مدرسه و علم را در ذهن هاي دانش آموزان به وجود مي آورد و تعامل عاطفي را بين آنها تقويت مي کند. انسان موجودي اجتماعي است. کار و بحث گروهي، دانش آموزان را با مشکلاتي که در بزرگ سالي بر سر راه زندگي اجتماعي آنها وجود دارد، آشنا مي کند و راه مقابله و برطرف کردن مشکلات را به آنان مي آموزد. در واقع، اين تمريني کوچک براي رسيدن به زندگي اجتماعي بهتر است. در جريان کار گروهي، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزي در تقسيم کار و مسئوليت، تجربياتي نيز در زمينه مديريت و سازمان دهي فعاليت ها به دست مي آورند.شرکت در کار و بحث گروهي باعث ايجاد يادگيري عميق تر و ماندگارتر مي شود. نکات اجرايي: در حال حاضر، در کلاس هاي علوم به دانش آموزاني برمي خوريم که در يک زمينه خاص داراي اطلاعاتي زياد و حتي بيشتر از معلم هستند. آنها معمولااين اطلاعات را از طريق ديدن فيلم، مطالعه کتاب و حتي مسافرت و تجربه عملي کسب مي کنند. در بحث گروهي، معلم با ايجاد فضاي بحث گروهي، کلاس را از اطلاعات اين گونه دانش آموزان بهره مند مي کند و در عين حال، اين افراد نيز تشويق مي شوند. در بحث و کار گروهي، معلم بايد مراقب باشد که هيچ کدام از دانش آموزان، منزوي و گوشه گير نباشند و همه در کار گروهي مشارکت کنند. کار گروهي روحيه همفکري، همياري و همدلي را در دانش آموزان افزايش مي دهد و جلوي رقابت ناسالم را مي گيرد. تعداد افراد گروه با توجه به نوع فعاليت متفاوت است و به امکانات کلاس و سن دانش آموزان نيز بستگي دارد. هم چنين تقسيم کا باعث ايجاد انگيزه و پويايي در گروه مي شود. معلم بايد مراقب باشد تا در حين انجام کار گروهي، دانش آموزان از موضوعي که بايد در مورد آن بحث کنند و کار گروهي انجام دهند، منحرف نشوند و در صورت انحراف، بايد آنان را با روش هاي مناسب به سوي هدف اصلي سوق داد. هدف اصلي در کار و بحث گروهي، انجام دادن کار به صورت گروهي است، نه به صورت انفرادي درگروه. در کار گروهي، يکي از مشکلات اصلي شکل آرايش صندلي ها و نيمکت هاي کلاس است. تغيير آرايش کلاس با تشکيل کلاس در محيط خارج از کلاس، فرصت هاي مناسب و جذاب را براي يادگيري بهتر فراهم مي کند. به عنوان نکته آخر در اين بحث متذکر مي شويم که در اين روش نيز بايد جلوي افراط و تفريط را گرفت. انجام دادن کار گروهي نبايد به معناي نفي و فراموش کردن آن دسته از فعاليت هاي انفرادي باشد و روحيه اتکا به نفس را پرورش مي دهند.

الگوي پرسش و پاسخ

در کلاس درس، يکي ديگر از روش هايي که به کارگيري آن دانش آموزان را به سمت يادگيري فعال سوق مي دهد، روش «پرسش و پاسخ» است. در يک کلاس فعال و خوب علوم، هم دانش آموزان و هم معلم سوال کننده و پاسخ دهنده هستند. اما نکته اساسي چگونه پرسيدن و چگونه پاسخ دادن است. پرسش هاي ما، در واقع بازتاب ميل دروني ما نسبت به فهميدن و دانستن است. اصولا منشا توليد علم و دانش بشر را مي توان همين کنجکاوي و ميل دروني دانست. اهميت روش پرسش و پاسخ در آموزش علوم به حدي است که آن را يکي از روش هاي مهم آموزش علوم مي دانند. اين روش، به روش سقراطي معروف شده است و ريشه تاريخي نيز دارد. در روش سقراطي، مربي با طرح پرسش هاي هدفدار، يادگيرنده را به سمت فهم مطالب مورد نظر هدايت مي کند.

نکات اجرايي: به دليل اهميت اين روش و براي ترويج به کارگيري آن در کلاس علوم، ما بايد درباره چگونگي پرسش و پاسخ اطلاعات کافي داشته باشيم. اصولا پرسش ها به چند دسته تقسيم مي شوند:

الف- پرسش هاي تمرکزدهنده: اين گونه پرسش ها توجه دانش آموزان را به موضوع فعاليت جلب مي کنند; مثلا"، وقتي معلم از دانش آموزان مي خواهد که مشاهده کنند و پاسخ دهنده که چه مي بينند، چه مي شنوند و چه لمس مي کنند يا اين که دو چيز را مقايسه کنند، طرح اين پرسش ها سبب مي شود که دانش آموزان فعاليت ها را دقيق تر و هدفدار انجام دهند.

ب- پرسش هاي مربوط به شمارش و اندازه گيري: پرسش هايي هستند که باعث دقيق تر شدن انجام فعاليت مي شوند; پرسش هايي مانند: چه مدت، چندتا، چه مقدار، چه اندازه و غيره. چنين پرسش هايي باعث کمي تر شدن فعاليت ها مي شوند. يکي از هدف هاي ما اين است که بچه ها مشاهدات کيفي خود را به مشاهدات کمي تبديل کنند.

پ- پرسش هاي مقايسه اي: اين پرسش ها دانش آموزان را به سمت مقايسه دو کميت، دو چيز يا دو پديده سوق مي دهند و آنان را به مشاهده گرايي دقيق تبديل مي کنند.

ت- پرسش هاي فعاليت پذير: اين پرسش ها دانش آموزان را به انجام دادن فعاليت دعوت مي کنند و آنان براي پاسخ دادن به اين پرسش ها مجبور به انجام دادن فعاليتي هستند; مثلا، وقتي مي پرسيم: «اگر يخ را حرارت دهيم، حجم آن چه تغييري مي کند؟» دانش آموز براي پاسخ دادن به اين پرسش بايد فعاليت مورد نظر را انجام دهد. بهنرين نوع پرسش ها، پرسش هاي «فعاليت طلب» هستند; يعني، پرسش هايي که دانش آموز را به انجام دادن فعاليتي براي پاسخ گويي و در نتيجه، يادگيري فعال وا مي دارند. با وجود اين که پرسش هاي عمومي به طور کلي مي توانند به ايجاد و تقويت يک يا چند مهارت در دانش آموز بينجامد اما براي نيل به هر يک از مهارت ها نيز مي توان پرسش هاي اختصاصي مطرح کرد که پاسخ گويي به هر کدام از آنها، دانش آموزان را به طور ويژه به يکي از مهارت ها مي رساند. پرسش ها را مي توان به دو گروه «هم گرا» و «واگرا» نيز طبقه بندي کرد.

پرسش هاي هم گرا: پرسش هايي هستند که پاسخ مشخص و ثابتي دارند و پاسخ آنها به شرايط مختلف و نظر پاسخ دهنده بستگي ندارد.

پرسش هاي واگرا: پرسش هايي هستند که از منظرهاي متفاوت مي توانند پاسخ هاي مختلفي داشته باشند و پاسخ آنها گاهي وابسته به زاويه ديد پاسخ دهنده است.در مقابل هنر خوب پرسيدن، هنر خوب پاسخ دادن نيز وجود دارد. هر سوال دانش آموز در واقع آمادگي او را براي يادگيري نشان مي دهد. اين محرک يادگيري نقطه عطف کار معلم است و معلم بايد اين فرصت را غنيمت بشمرد. هنگام مواجه شدن با پرسش دانش آموز، راه هاي متفاوتي براي پاسخ دادن وجود دارد; بعضي از معلمان پاسخ سوال را مستقيم و به طور کامل در اختيار دانش آموز مي گذارند. بعضي ديگر، پرسش را به خود دانش آموز برمي گردانند و بعضي نيز براي يافتن، کتاب ها، مجله ها و منابع ديگري را به دانش آموزان معرفي مي کنند. گاهي هم مي توان پرسش دانش آموز را به سمت يک فعاليت مناسب هدايت کرد. گاهي عکس العمل معلم نسبت به سوالات مطرح شده، در دانش آموزان بسيار موثر است; مثلا، اظهار تعجب، شگفتي و علاقه معلم باعث جلب توجه بقيه دانش آموزان به سوال مي شود. پس هنگام پاسخ دادن به سوالات دانش آموزان، اصل اين است که معلم از دادن پاسخ صحيح بپرهيزد; يعني آنها را در مسير يادگيري فعال قرار دهند. معلم هنرمند، معلمي است که پرسش هاي دانش آموزان را به يک سلسله فعاليت هاي يادگيري تبديل کند تا دانش آموزان با انجام دادن، اين فعاليت ها، به پاسخ پرسش خود برسند. معلم بايد بتواند، در بسياري از موارد با شهامت کلمه «نه» را به زبان آورد. «نه» گفتن معلم به دانش آموزان ياد مي دهد که او داناي کل نيست. بهترين روش پاسخ گويي به پرسش ها اين است که معلم به دانش آموزان بگويد: «بچه ها، بياييد با هم ياد بگيريم.» اين کار ترس ندانستن را از دانش آموزان مي گيرد و در ضمن، باعث ايجاد رابطه عاطفي بين معلم و آنها مي شود.

اصولي براي يادگيري

ارتباطات تعدادي از اصول يادگيري را خلاصه كرد. اين اصول عبارتند از:

1- از نظر يادگيري انسان به گونه اي آفريده شده كه داراي استعداد فطري است.

2- زماني كه مطلب دريافتي توسط دانش آموز در ارتباط با اهدافش باشد، يادگيري پرمعني و با ارزش اتفاق مي افتد. وقتي فرد هدفي داشته باشد آرزوي كسب موفقيت مي كند و مطالب فعلي را در ارتباط با هدفش مي بيند، آن زمان يادگيري با سرعت زياد اتفاق مي افتد.

3- يادگيري همراه با ترس كه مستلزم تغيير در درك و تشكيل آن سات نيازمند مقاومت است.

4- موقعي كه ترس خارجي به حداقل مي رسد، اين يادگيري شما را تهديد مي كند، دريافتش خيلي آسان است.

5- موقعي كه ميزان ترس در شما پايين است تجربه مي تواند به شكل متفاوت عمل كند و يادگيري ارتقاء مي يابد.

6- تعداد زيادي از يادگيري هاي باارزش به واسطه انجام آن حاصل مي شود.

7- موقعي كه دانش آموز مسئوليت شركت در مراحل يادگيري را مي پذيرد، يادگيري آسان است.

8- شروع يادگيري مستلزم حس تمامي اشخاص مبتدي است. بعلاوه فهم، هم اغلب ماندني و نفوذكننده است.

9- از آنجائيكه انتقاد و ارزيابي خود و در درجه دوم اهميت ارزيابي به وسيله ديگران مهم و ضروري شمرده مي شود، استقلال، خلاقيت و اعتماد به نفس همگي آسان مي سازند.

10- اغلب يادگيري هاي مفيد اجتماعي در دنياي مدرن ، يادگيري مرحله اي است. يك آزادي پيوسته مي تواند خود را در مراحل تبديل، تجزيه و تركيب كند.

بعضي عقايدي كه ارتباطات درباره متدهاي يادگيري آسان ياد داد، مي تواند از راهنماييهايش براي يادگيري آسان به دست آمده باشد.

1- براي تسهيل كننده خيلي مهم است كه حالت نخستين يا آب و هواي گروه يا تجربه كلاس را در كنار هم قرار دهد.

2- تسهيل كننده به بيرون كشيدن و روشن ساختن اهداف فرد در كلاس و بيشتر اهداف اصلي گروه كمك مي كند.

ارتباطات به گفتگو در مورد تسهيل كننده ادامه داد:

اگر او اهداف متناقض و مخالف ترس را نپذيرفته، اگر او قادر است كه اجازه دهد به يك فرد در اظهار حس آزادي كه آنها دوست دارند انجام دهند، سپس او به ايجاد يك آب و هوا براي يادگيري كمك كرد.

3- تسهيل كننده به علاقه هر دانش آموز در انجام اين اهداف اعتماد مي كند كه براي هر دانش آموز معني دارد. از آنجائيكه پشت اين تحريك، يادگيري مهمي است.

4- كوشش تسهيل كننده براي هماهنگي و فراهم ساختن يك سلسله منابع عريض يادگيري .

5- تسهيل كننده توسط گروهش يك منبع قابل تغيير را براي مورد احترام قرار دادن خودش مورد استفاده قرار مي دهد.

6- در عكس العمل (جواب) نظريه گروهي كلاس، تسهيل كننده هم مضمون عقلاني و هم نظريات عاطفي را مي پذيرد. به طور تقريبي، كوشش به هر شخص يا گروه درجه تأكيد را مي دهد.

7- از آنجائيكه آب و هواي در كلاس ثابت شده تسهيل كننده قادر است يك دانش آموز را عضوي از گروه كند و نظرياتش را تأكيد كند.

8- تسهل كننده حس ابتكار را در تقسيم با گروهش به كار مي برد و در راه هايي كه نه تقاضا مي شود و نه تحميل فكر مي كند اما به سادگي وانمود مي كند كه يك قسمت خصوصي كه دانش آموزان ممكن است ترك كنند يا به كار گيرند.

9- در تمام مدت تجربه كلاس تسهيل كننده در حالتي كه حاكي از عمق و يا احساس قوي است گوش به زنگ باقي مي ماند.

ارتباطات به اين احساس كه بايد درك شود و درك ذهني كه بايد ابلاغ شود ادامه دارد.

10- در وظايفش به عنوان تسهيلات يادگيرنده، رهبر كوشش مي كند كه محدوديت هايش را بشناسد و بپذيرد.

ارتباطات در توضيح اين اصول، توضيح داد، چگونه اين محدوديت بر آسان ساختن تأثير مي گذارد؟

و همچنين زماني كه نظراتش براي يادگيري آسان نيست ارتباطات/ پيام رساني بايد چه كند؟

ارتباطات مي گويد:

تسهيل كننده ، او مي تواند آزادي را تا حدي كه او در دادن اين قبيل آزادي راحت است، به دانش آموزانش عطا كند. او مي تواند فقط بفهمد تا حدي كه او واقعاً آرزو مي كند به دنياي دروني دانش آموزان وارد شود.

او مي تواند تا حدي كه از نظر عقلي توانايي ريسك كردن داشته باشد، شركت كند.

زمانهاي زيادي وجود دارد كه نظرياتش آسان ساختن يادگيري نيست. او خود را در ظن و گمان دانش آموزان مي يابد. نظرياتش را با نظريات خود متفاوت مي بيند و آن را غير ممكن مي يابد.

او قادر نيست بعضي از احساسات بچه ها را بفهمد كه با احساسات خود خيلي متفاوت است. او ممكن است خودش را در جريان نظريات بچه ها عصباني و متغير بيابد. او ممكن است در قضاوت و ارزيابي، احساس قوي داشته باشد.

موقعي كه او نظرياتش براي يادگيري آسان نيست ، او كوشش مي كند كه آنها را به هم نزديك كند و بطور جدي روشن سازد و آنها را درست مثل با ما هستند تعيين كنند. به محض اينكه او اين عصبانيت ها، قضاوت ها، بدگماني، شك و ترديدهاي ديگران كه با او هستند، تأكيد مي كند نه مثل حقايق عيني در ماهيت صوري. او هواي پاك و زلال را براي يك مبادله مهم بين خودش و دانش آموزانش پيدا مي كند، به طوري كه يك مبادله در جريان تجزيه و تحليل خيلي از نظريات مي تواند يك راه طولاني داشته باشد كه او تجربه مي كند و بنابراين براي او امكان بيشتري وجود دارد كه يادگيري را آسان كند.

 

منابع

 

  • نظريه هاي روان درماني و مشاوره، ريچارد اس. شارف، مهرداد فيروزبخت؛ موسسه خدمات فرهنگي رسا، 1381 .
  • رشد كودكي از ديدگاه پياژه ، تأليف هربرت جينز برگ/ سيلويااوپر ، روانشناسي هوش ، نوشته پروفسور ژان پياژه
  • سايت google

 

 

انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۵

یادگیری ازراه کوشش وخطا


یادگیری ازراه کوشش وخطا

 

چکیده:

هدف آزمایش یادگیری ازطریق کوشش وخطااست .یعنی طی این آزمایش آزمودنی مابایدقادرباشدبدون هیچ گونه خطا وارد مازشده وازآن خاج شود.برای این منظوریک دانشجوبطورتصادفی بعنوان نمونه انتخاب شد و راهنماییهای لازم ودستورالعمل ها جهت روشن شدن مراحل کاربه وی ارائه شد.سپس یک ماز12شاخه که اعدادگذاری شده بود ودارای دونقطه مبداومقصدبود را مورداستفاده قراردادیم .دراین مازشماره مسیردرست راهمراه باشماره مسیرنادرست کنارهم ارائه کردیم .مطلب مهم درآزمایش مازمدت زمان صرف شده برای انجام هرآزمایش ونیزتعدادخطاهادرهربارآزمایش می باشد.بعدازاتمام کارنتیجه گرفتیم دریادگیری ازطریق ماز(آزمایش وخطا)یادگیری اعداد اول وآخربهترصورت می گیرد.

 

مقدمه :

یادگیری که ازعالی ترین جلوه هاوویژگیهای بدنی وروانی آدمی به شمارمی رودتعریف واحدی نیست که همه پژوهشگران علوم انسانی درباره آن اتفاق نظرداشته باشند.اماسه تعریف بیش ازهمه نظرروانشناسان رابخودجلب کرده است که مهمترین آنهایادگیری را تفصیری نسبی می دانند که براثرتجربه وآزمایش دررفتارموجود زنده پدید می آید.مزیت این تعریف آن است که وقتی یادگیری درنتیجه تجربه وآموزش تعریف می شودهرگونه تفصیردیگری راکه براثرگرایش های فطری زیستی ،رشدطبیعی یاحالتهای موقتی خستگی وتاثیرداروها دررفتاربوجود می آید کنارگذاشته می شود.حتی اگراینگونه دگرگونیهای رفتاری حاصل تجربه باشند. گروهی دیگرازروانشناسان معتقدند که یادگیری تفصیری نسبتادائمی درتوانایی ،گرایش یا استعداد پاسخ دادن است .اگراین موضوع را درست بدانیم ،یادگیری باید پیش ازتفصیررفتارحاصل شود.البته اگرموجودزنده استعداد پاسخ دادن رانداشته باشد توانایی آموختن را ندارد.دراین زمینه برتوانایی واستعداد تاکید می شود و به صرف رفتارآشکارتوجهی نمی شود.این دسته ازپژوهشگران معتقدندکه وقتی شاگردمساله ای راحل می کندباوجودآنکه الگوهایامراحل زنجیره واری راطی می کندپاسخ های اوبیشترجنبه نهایی داردتانمایان .درهمه این حالتهاوقتی شاگردچیزی رامی آموزدتنهارفتارش تفصیرنمی کند،بلکه استعدادیانیروی ذاتی اوکه امری نهایی است برای پاسخ دادن درموقعیت های آینده نیزتفصیرمی کند.سومین تعریف یادگیری را روانشناسان فیزیولوژی اعصاب مطرح کرده اندبدین معنی که یادگیری زمانی صورت می گیردکه درساختارفیزیولوژی اعصاب دگرگونیهایی پدیدآید.(پارسا1379)

هب پیشرواین نظریه سلسه اعصاب مرکزی رادریادگیری مهم می داند.به اعتقادبوگلسکی طرفداراین نظریه یادگیری عبارت است ازایجادمدارهای عصبی نسبتاثابت درسلسه اعصاب که فعالیت آنهاموجب برانگیختگی ودگرگونیهای رفتاری می شود.باتوجه به مراتب بالاملاحظه می شودکه یادگیری رامی توان بطورکلی بااین سه روش :دگرگونی دررفتارمحسوس ،دگرگونی دراستعداد،ایجادرفتارودگرگونی دردستگاه عصبی نیزتعریف کرد.(همان منبع )

امامورداول ودوم برای پرورشکاران ودرمانگران درراه انجام وظایف خودازاهمیت بیشتری برخورداراست.می توان گفت که اهمیت یادگیری دررشدآدمی بسی فراترازچشم اندازاندیشه های اوست .روانشناسان به تازگی به عظمت واهمیت شکل پذیری نوع آدمی ،حتی درسالهای نخستین زندگی اوپی برده ونشان داده اندکه عامل اصلی دراین شگل پذیری یادگیری است .به اعتقادآنان هررفتاری که ازماسرمی زندمعلول یادگیری است.بدین معنی که یک رشته ازیادگیری های ساده ترموجب یادگیریهای پیچیده ترمی شود.بعلاوه چون محیطزندگی آدمی همواره درمعرض تفصیراست انسان برای غلبه براین دگرگونیهاناچارازیادگیری است.(پارسا1379)

نقش فیزیولوژی اعصاب :یکی ازپژوهشگران معروف آمریکابه نام کارل لشلی بررسیهای فراوانی درزمینه فیزیولوژی اعصاب انجام داده ودریافته است که فعالتهای مربوطبه یادگیری دربخشهایی ازکرتس مغزی قراردارد.(پارسا1370)

هب یکی ازدیگرازروانشناسان اعصاب به مطالعه وتحقیق درباره فکرورفتارپرداخته است.وی کوششهای خودرابه ساختمان مغزاختصاص داده وتزواقعیتهای طبیعی وعینی نتایجی درموردطرزکارمغزبدست آورده است.

یکی دیگرازپژوهشگران فیزیولوژی اعصاب دکترکارل پریبرم است که درسال 1969جنبه های فیزیولوژیکی اعصاب راازلحاظیادگیری برروی صدهامیمون موردآزمایش قرارداد.پریبرم هنگامی که نتایج پژوهشهای خودراتنظیم می کردبه دوموردزیردست یافت :

1-اعمال اصلی درفرایندحافظه عبارت است ازثبت وتنظیم اطلاعات وکدگذاری آنهاست.

2-اطلاعات ثبت شده درهمه دستگاههای حسی به صورت ذخیره باقی می ماند.(پارسا1370)

عوامل بیوشیمیایی :فرانک بیچ یکی ازازپژوهشگران آمریکایی معتقداست که نظریه های مربوطبه حافظه ویادگیری نبایددیگرازراه مقاومت سیناپسی مطالعه شودبلکه بایدبیشتربه تحقیق درباره موادپروتئینی درمکانهای مشخص مغزپرداخت .همچنین دانشمندوجراح اعصاب سوئدی به نام هولگرهایدرازمطالعات خودبرروی موشهادرموردیادگیری وحافظهبه این نتیجه رسیدکه وقتی موشهامجبوربهآموختن چیزی شوندمختصرافزایشی درماده شیمیایی R.N.A.(اسیدریبونوکلئیک)موجوددرسلولهای مغزی آنهاپدیدمی آید.(همان منبع )

درسال1968یویدکرچ آزمایشهای گوناگونی درباره فرایندداوری کوتاه مدت ودرازمدت انجام داد.به نظراوفرایندیاداوری وحافظه دردومرحله صورت می گیرد:

1-فرایندالکتوشیمیایی کوتاه مدت 2-فرایندشیمیایی مشتمل برایجادپروتئینهای جدیدوفعالیتهای آنزیمی مغز(پارسا1370)

آیایادگیری بایدبه تفصیررفتاربیانجامد؟

هرانچه راکه مادرروانشناسی مطالعه می کنیم بایدازطریق رفتارقابل ارائه باشد.امااین به ان معنی نیست که رفتاری که مامطالعه می کنیم یادگیری است.مارفتاررامطالعه می کنیم تابتوانیم درباره فرایندی که به باورماعلت تفصیررفتارموردمشاهده است استنباطی انجام دهیم .غالب نظریه هابرای این نکته توافق دارندکه فرایندیادگیری رنمی توان بطورمستقیم مطالعه کردبلکه ماهیت یادگیری راتنهاازتغییرات رفتاری می توان استنباطکرد.

بی اف اسکینرتنهانظریه پردازجداازاین قاعده است.برای اسکینرتفصیرات رفتاری یادگیری مستندونیازبه استنباطی هیچ فراینددیگری نیست .نظریه پردازان دیگرمی گویندکهتفصیرات رفتاری ازیادگیری ناشی می شوند.(هرنگهان،اچ السون –سیف 1377ادواردثورنایک(1874-1949)متولددرویلیامزبورگ ماساچوست.یکی ازبنیانگذاران روانشناسی تجربی ،یادگیری تربیتی وهوشی درآمریکاست .اهمیت وی چنان است که بالغ بر40سال آموزش وپرورش آمریکارازیرنظرخودداشت .بعضی اثاراوعبارتندازروانشناسی تربیتی ،هوش حیوانی ،روانشناسی یادگیری ،سنجش هوش وبنیادهای یادگیری .(پارسا1370)

نخستین نظریه علمی یادگیری ازگروه محرک –پاسخ درسال 1898راادواردلی ثورندایک ،روانشناس وپژوهشگرسرشناس آمریکایی درکتابی یاعنوان هوش حیوانی انتشارداد.این نظریه که محصول یک رشته دستاوردهای آزمایشی است بیانگرارتباطمحرک باپاسخ است .(پارسا1379)

ثورندایک تداعی بین تاثیرات حسی وتکانه های عمل رااتصال یاپیوندنامید.این معرف نخستین کوششهای رسمی برای ربطدادن رویدادبه رفتاراست .بنابراین رویکردوی نسبت به تداعی گرایی باانچه قبلاوجودداشت کاملامتفاوت است .بنابراین رویکردوی نسبت به تداعی گرایی باآنچه قبلاوجودداشت کاملامتفاوت بود.می توان آنرانخستین نظریه نوین یادگیری دانست .تاکیدرویکردثورندایک به جنبه های کارکردی رفتارعمدتاناشی ازنفوذداروین بود.درواقع نظریه ثورندایک رامیتوان ترکیبی ازتداعی گرایی داروین وروش های علمی دانست .اومعتقدبودکه این دربه وسیله یک رابطه عصبی به هم متصل می شوند.نظریه اوپیوندگرایی نام داردکه آن پیوندبه رابطه عصبی بین محرک Sوپاسخ Rاشاره می کند.برای ثورندایک اساسیترین شکل یادگیری ،یادگیری ازراه کوشش وخطااست .اوازطریق آزمایش های اولیه خودبه اندیشه اساسی کوشش وخطارسید(بی آرهرنگهان ،میتوایچ السون-ترجمه سیف 1377

طرح آزمایش :طرح آزمایش ثورندایک بدین قراراست که گربه گرسنه ای راواردقفسی می کندکه دارای یک درورودی ازسقف ویکدرخروجی متصل به یک اهرم دردیواره قفس است.گربه پیش ازانکه واردقفس شودمتوجه غذایی می گرددکه درخارج ازقفس گذاشته شده.حیوا گرسنه برای دست یابی به غذابه فعالیت می پردازد.سپس ازگربه بعداز160ثانیه دست اوبطوراتفاقی به میله دربستهمی خوردوقفس بازوحیوان خارج می شودامابی درنگ اورامی گیرندوبابستن درخروجی واردقفس می کنند.حیوان مجددابه فعالیت می پردازدتاخودراازقفس خارج کند.این بارپس از30ثانیه موفق به بازکردن درمی شود.این عمل یعنیی ورودوخروج گربه ازقفس چندین بارتکرارمی گرددومشاهده می شودکه زمان خروج ازقفس هرباربطورنامنظم کاهش می یابدبدین مهنی که یتدگیری وموفقیت حیوان دربازکردن در،حالت نوسانی دارد.ثورندایک ازازمیش های خودباگربه چنین نتیجه گرفت که حیوان :1-کورکورانه وبی هدف رفتارمی کند2-پیشرفت اودریادگیری به روش آزمایش وخطاانجام می شود.3-پاسخ درست رابطوراتفاقی بدست می آورد.4-یادگیری اوبراثردریافت پاداش صورت می گیرد.

ثورندایک بااستفاده ازهمین مواردچهارگانه موفق به تنظیم قانون های یادگیری درنظریه پیوندگرایی می شودکه شامل 3قانون اصلی و5قانون فرعی است .

مهمترین قانون یادگیری اوقانون گرایی یاقانون اثراست که براساس دریافت پاداش وابسته به محرک وپاسخ سازمان یافته است .درنظریه یادگیری به شیویه محرک –پاسخ مواردزیرازاهمیت خاصی برخوردارند:

1-یادگیرنده بایدموجودی فعال باشد2-یادگیری پیوندی است که میان محرک وپاسخ ایجادمی شود.(همان منبع)

روش آزمایش

برای انجام آزمایش کوششوخطایک دانشجوبطورتصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدوراهنماییهای لازم ودستورالعمل هاجهت روشن شدن مراحل کاربوی ارائه شد.دراین آزمایش ازروش مازاستفاده می کنیم.برای این منظوریک ماز12شاخه راکه مبداومقصددرآن مشخص باشدتهیه می کنیم وهمچنین اعدادی رادرمسیرهای ئرست ونادرست می نویسیم .چشم آزماینده راباعینک سیاهی پوشانده وعددهای مسیردرست راهمراه باعددمسیرنادرست به وی ارائه می کنیم .اگرپاسخ درست دهددرمسیرجلومی رودولی اگرپاسخ غلطدهدعدددرست راهمراه باعددغلطدیگری می گوییم ووی بایدبتواندعدددرست راتشخیص دهد.چنانچه بتواند3مرحله پیاپی درستوبدون هیچگونه خطامسیرراازابتداتاانتهاطی کندیادگیری دراوصورت گرفته است .نمونه ای ازمازاستفاده شده درشکل زیربه تصویردرآمده است .

 

 

نتیجه گیری :

اولین آزمایشی که درموردیادگیری به وسیله کوشش وخطاانجام گرفته است رابه ثوردایک نسبت داده اند.ثورندایک درپی آزمایشهای متعددخوددریافت که یادگیری درحیوانات وانسانهاوجودارد.وی دریکی ازازمایشهای خودکه برروی گربه ای انجام دادبه این نتیجه رسیدکه گربه هاباکسب بینش به یادگیری نمی رسند؛بلکه آنهازطریق کوشش وخطایادمی گیرند.وی دریافت که آزماینده اعم ازحیوان وانسان آنقدربه تکرارمی پردازندتاازراه کوشش وخطایادگیری دراوحاصل می شود.

درآزمایش مازنیزفردبعدازیررسی راههای درست وخطاوانجام کوششهوخطای بسیارتوانست راه درست راتشخیص دهد.آزمایش روشن می کندکه یادگیری درسطوح بالاتربهترصورت می گیردوهمچنی یادگیری اعدادی که درابتداوانتهاقراردارندبهترصورت می گیرد.

 

انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۵

وسواس یا سندرم توره


وسواس یا سندرم توره

مقدمه

سندرم ژیل دولاتورت(به انگلیسی: Tourette syndrome) به تیک‌های حرکتی و سپس تیک‌های صوتی به علت درگیری هسته‌های قاعده‌ای می‌گویند. سندرم توره، يك اختلال موروثي و نورولوژيك مي باشد كه پيش از سن 18 سالگي آغاز مي شود. مشخصه بارز نشانگان توره تيك هاي متعدد و مزمن حركتي و صوتی است. افراد مبتلا به نشانگان تورت از هوش طبيعي برخوردار مي باشند. اين اختلال عموماً با افزايش سن برطرف شده و يا تخفيف مي يابد. به دلیل ایجاد اختلال در عملکرد های اجتماعی،تحصیلی و شغلی افراد مبتلا،برای کاهش اثرات و درمان ، لازم است که اقدامات آموزشی و حمایتی به خانواده ها( نحوه برخورد با فرد مبتلا به تيك ) برای تغییر نگرش ها و انتظارات منفی ،انجام شوند. سپس به صورت توأم ، خدمات روانشناسی و دارو درمانی آغاز گردد. هر چند خطرهای بلند مدت و کوتاه مدت استفاده از این داروها موجب می شود؛ متخصصان بالینی ، از این داروها فقط در موارد جدی استفاده کنند، تقریباً 70 درصد از بیماران مبتلا به اختلال توره یا به داروهای هالوپریدول و یا به پیموزاید ، پاسخ مساعدی می دهند و به طور متوسط بعد از مصرف، 70 تا 80 درصد علائم کاسته می شود. داروهای دیگری به نام کلونیدن که یک اگونیست گیرنده آلفا ست تقریباً 25 درصد از فرکانس تیک می کاهد .

علیرغم این بهبودی ها ، پیامدهای شدیدی چون تونوس ، بی قراری حرکتی ، حرکتی ، اختلال شناختی و اضافه وزن ،خواب آلودگی و افت فشار خون و نظایر آنها عوامل محدود کننده ای در استفاده از این دارو ها هستند . نكته حائز اهمیت این است که نشانگان توره معمولا با اختلال وسواس اجباری، بيش فعالي-كم توجهي، و مشكلات رفتاري ديگر همراه ميباشد.

 


تاریخچه

سندرم ژیل دولاتورت یا اختلال تورت Tourettes disorder را نخستین بار در سال ۱۸۸۵، فردی به نام ژیل دولاتورت، تعریف نمود. وی در این زمان در کلینیک سالپتریر پاریس زیر نظر شارکو مشغول تحصیل بود.

 

ملاک‌های تشخیصی

وجود تیک‌های حرکتی متعدد و وجود یک یا چند تیک صوتی که زمانی در طول بیماری وجود داشته‌اند. البته لزومی نیست که این تیک‌ها به صورت همزمان با یکدیگر مشاهده شوند.

تیک‌های مذکور، به طور مکرر در ضمن روز ظاهر می‌شوند و معمولاً ماهیت حمله‌ای دارند. این وضعیت تقریباً هر روز و متناوباً برای مدت بیش از یک سال به چشم می‌خورد.

محل تشریحی تیک‌ها، تعداد و فرکانس آنها و همینطور پیچیدگی و شدتشان در طول زمان تغییر پیدا می‌کند.

سن شروع این اختلال حتماً قبل از ۲۱ سالگی است.[در کتاب آکسفورد، شروع قبل از ۱۶ سالگی و معمولاً در ۵ سالگی عنوان شده‌است.]

وقوع اختلال منحصراً در جریان مسمومیت با مواد مؤثر بر روان یا بیماری‌های شناخته شده سلسله اعصاب مرکزی مثل کره هانتینگتون و آنسفالیت بعد از عفونت ویروسی نیست.

 

نشانه های این اختلال

براساس ملاکهای تشخیص DSM IV ،کودکانی که از اختلال تیک توره رنج می برند،باید موارد زیر را تقریبا هر روز یا متناوباً در طول دوره ای بیش از یک سال،که ضمن آن فاصله های بدون تیک بیش از سه ماه متوالی وجود نداشته است،بروز دهند :

۱- تیک حركتی : كودك تیك های حركتی غیرارادی متعدد دارد. این تیك ها می توانند به صورت پرش های ناگهانی سر، شانه یا حتی كل بدن، چشمك زدن های متناوب یا چرخاندن چشمها، شكلك درآوردن یا رفتارهای متناوب و لمس كردن های مكرر باشند. برخی از این بیماران حركات قالبی بسیار پیچیده پیدا می كنند و حتی ممكن است رفتارهای جبری تكراری نشان دهند، مثل بو كردن اشیاء یا روشن و خاموش كردن پشت سر هم چراغ ها.

۲- تیک صوتی: كودک، مبتلا به تیك های صوتی غیر ارادی متعدد است. این تیك ها شامل: صدا درآوردن از خود و به زبان آوردن لغات یا عبارات كوتاه به صورت غیرارادی، بالا كشیدن بینی، صاف كردن گلو یا سرفه های مكرر، انواع مختلف صدا و فریادهای ناگهانی، خندیدن های غیرارادی پژواك گویی (تكرار كلام اخیر دیگران یا خود) و كوپرولالیه (بر زبان راندن كلماتی كه از لحاط اجتماعی گفتن آنها مناسب و جایز نیست)می باشد. البته این نوع تیك در واقع خیلی شایع نیست اما به نظر می رسد از سایر نشانه های سندرم توره شناخته شده تر باشد.

۳- تکرار شونده: تیک در ضمن روز بارها( معمولا به صورت دوره ای ) تقریبا هر روز یا متناوباً در طول دوره ای بیش از یک سال،که ضمن آن فاصله های بدون تیک بیش از سه ماه متوالی وجود نداشته است،روی دهد.نشانه های بیماری در زمان كوتاهی ظاهر و سپس ناپدید می شود. مثلا ممكن است زمان هایی باشد كه تیك های بیمار بسیار شدیدند و زمان هایی باشد كه بیمار هیچ نشانه و علامتی نداشته باشد.و بالاخره نشانه های توره در طول زمان تغییر می كنند. در یك سن تیك های كودك ممكن است به صورت چشمك زدن و بالا كشیدن بینی باشد و سال بعد به صورت بالا انداختن شانه و صدای كلیك درآوردن با زبان باشد.

۴- غیر ارادی: یك خصوصیت ویژه نگران كننده دیگر،غیرارادی بودن تیك هاست كه با این وجود برخی از بچه ها می توانند به مدت چند ثانیه یا حتی بیشتر آنها را سركوب كنند. در نتیجه كودكی كه تیك های صوتی دارد ممكن است بتواند در مراسم مذهبی خود را كاملا آرام نگاه دارد و بعد در راه رسیدن به خانه آنها را با شدت و یا دفعات بیشتری بیرون بریزد. این خصوصیت توره باعث می شود مردم به اشتباه فكر كنند رفتارهای بیمار عمدی است و یا اینكه كودك یا نوجوان مبتلا، به هیچ وجه تیكی ندارد. در ضمن طبق راهنمای تشخیص و آمار بیماری های روانی،اختلال باید موجب ناراحتی مشخص یا تخریب قابل ملاحظه در عملکرد اجتماعی،شغلی یا سایر زمینه های مهم گردد.

همچنین، اختلال ناشی از تأثیر فیزیولوژیک یک ماده( مثل محرک ها ) یا یک اختلال طبی کلی،مثل بیماری هانتینگتون یا التهاب مغزی پس از عفونت ویروسی نباشد و سن شروع قبل از 18 سالگی باشد.

 

سبب‌شناسی

این اختلال اساساً یک اختلال عضوی است. بستگان بیمار مبتلا به این اختلال در خطر بیشتری برای ابتلا به آن و نیز برای ابتلا به یک اختلال تیک دیگر هستند. بنابه نظر برخی محققین این اختلال به صورت اتوزومی غالب به ارث می‌رسد. تغییرات الکتروانسفالوگرافی غیراختصاصی در ۱۰ تا ۶۵ درصد بیماران دیده می‌شود و در مطالعه مغز با سی تی اسکن در ۱۰ درصد بیماران نوعی نابهنجاری غیراختصاصی وجود دارد. قرائنی مبنی بر بی نظمی دوپامین مرکزی نیز گزارش شده که برخی از منافع حاصله از داروهای ضد دوپامین مثل هالوپریدول و برخی دیگر از تشدید علایم یا زمینه سازی برای ابتلا بدان با داروهای محرک دوپامینرژیک بدست آمده‌اند.

 

همه گیر شناسی

سندروم توره نسبت به آن‌چه که یک زمانی پزشکان فکر می‌کردند، شایع تر است. این بیماری حداقل یک نفر یا بیشتر را از بین 1000 تا 2000 نفر مبتلا می‌کند. سندروم توره در پسران شایع تر از دختران است و تقریباً همیشه قبل از سن 18 سالگی شروع می‌شود، بیشترین احتمال ابتلا به ‌این سندروم معمولاً بین سنین 5 تا 7 سالگی است. اگرچه کودکان مبتلا به سندروم توره هر چه بزرگ‌تر می‌شوند، علائم و تیک‌هایشان کمتر می‌شود، اما‌ این اختلال همیشه با بسیاری از ‌آن‌ها خواهند ماند. خبر خوب ‌این است که تیک‌ها باعث ایجاد بیماری دیگری در آن‌ها نمی‌شود و یا عمرشان را کوتاه نمی‌کند.

گاهی اوقات یک شخص مبتلا به سندروم توره ممکن است شرایط دیگری مانند اختلال بیش فعالی و کمبود توجه (adhd)، اختلال وسواس (ocd)، و یا مشکل یادگیری هم داشته باشد.

پزشکان و دانشمندان علت دقیق آن را نمی‌دانند، اما بعضی تحقیقات نشان می‌دهد که در موارد سندروم توره، چگونگی ارتباط اعصاب در مغز دچار مشکل می‌شود. انتقال‌دهنده‌‌های عصبی - مواد شیمیایی موجود در مغز که سیگنال‌‌های عصبی (پیغام‌ها) را از یک سلول به سلول دیگر می‌برند- ممکن است در‌ ایجاد اختلال نقش داشته باشند.

 

تیک در افراد مبتلا (حرکت غیر ارادی اندام‌ها)

افراد مبتلا به سندروم توره تیک‌‌های حرکتی و تیک‌‌های صوتی (صدادار) دارند. تیک حرکتی عبارت است از تکان و حرکت غیر ارادی ماهیچه‌‌ها، مانند چشمک زدن، تکان دادن سر، پرش و تکان بازوها و بالا انداختن شانه‌ها. هنگامی‌که یک فرد مبتلا به سندروم توره به طور ناگهانی شروع به بالا انداختن شانه می‌کند، احتمالاً منظور خاصی ندارد و عمداً ‌این کار را نکرده بلکه دچار تیک شده است.

تیک صوتی صداهایی است که ممکن است به طور ناخواسته از دهان فرد مبتلا به سندروم توره خارج شود. گاهی اوقات ممکن است فرد مبتلا به سندروم توره بیش از یک نوع تیک را در یک زمان داشته باشد. تیک می‌تواند در هر ساعت از روز رخ دهد، هر چند موقعی که شخص در حال تمرکز (مثل کار بر روی یک کامپیوتر) یا آرامش (مانند گوش دادن به موسیقی) است، تیک‌ها یا خیلی کمتر می‌شوند و یا حتی به طور کامل از بین می‌روند.

نوع تیک اغلب در طول زمان تغییر می‌کند. معمولاً وقتی کودک استرس زیادی دارد، مثلاً در حال درس خواندن برای یک امتحان مهم است،‌ این حالت بدتر می‌شود. همچنین وقتی که کودک هیجان‌زده است یا در حال مصرف انرژی زیاد می‌باشد نیز تیک‌‌ها بدتر می‌شوند، مثل وقتی که در یک مهمانی جشن تولد است و یا یک فعالیت ورزشی انجام می‌دهد. تیک حتی می‌تواند هنگامی‌که شخص تازه به خواب رفته هم اتفاق بیفتد. اما معمولاً در طول مراحل عمیق تر خواب به طرز چشمگیری کاهش می‌یابد و یا به طور کامل ناپدید می‌شود.

 

درمان سندرم توره

سندروم توره یک بیماری روانی نیست، بلکه یک اختلال عصبی است. با‌این حال، عوامل روحی و روانی در ‌این وضعیت خیلی مهم هستند. کودکان با سندروم توره ممکن است به خاطر تیک‌‌ها و مشکلاتی که برایشان به وجود می‌آورد، احساس ناراحتی و غمگینی کنند، اما باید بدانند که پریشانی روانی می‌تواند باعث بدتر شدن تیک‌‌ها شود. مشاوران می‌توانند به بچه‌‌ها یاد بدهند که چگونه دلیل ‌این تیک‌‌ها را به دوستان خود توضیح دهند تا آنها هم از این مشکل بیشتر بدانند.

در اكثر موارد نیازی به درمان كودكانی كه تیك دارند نیست. نوسانات دوره های بیماری درنگ كردن برای درمان را جزء یكی از انتخاب های همراه با احتیاط قرار می دهد. این مورد همچنین به روشنی تعیین كردن پاسخ به داروهای تجویز شده را دشوار می سازند، از آنجایی كه نوسانات معمول در عوض اثرات دارویی ممكن است موجب بهتر یا بدتر شدن بیماری باشد. وقتی درمان مورد ملاحظه قرار می گیرد، عصب شناسان مختلف ممکن است تفاوت های ناچیزی در در رویكردهایشان داشته باشند.

كلوندین (كاتاپرس) ممكن است توسط بعضی از افراد به عنوان اولین روش درمانی مورد استفاده قرار گیرد. مزیت این روش این است كه به صورت های متفاوت در دسترس است كه ممكن است یك بار در هفته جابه جا شود و نیاز به خوردن هرروزه قرص نیست. مثل گوانفزین (تنكس) كه داروی مركزی فعال كردن فشار خون است كه ممكن است برای تیك ها مفید باشد و رفتار بیش فعالانه را آرام كند. در بعضی موارد، مخصوصاً با تنكس، والدین یك پیشرفت را در میزان توجه و فعالیت های مدرسه ای گزارش كرده اند.

داروهای دیگر متوقف كننده تیك شامل پیموزاید، فلوفنازین، و هالوپریدول هستند. اینها بسیار موثر هستند، اما ممكن است با عوارض جانبی جدی ، شامل ایجاد لخته در جگر و خون، افزایش وزن، حساسیت ، ضعف ، و كند شدن حركات فیزیكی بدن همراه باشد. كند شدن حركات فیزیكی به طور بالقوه اختلال حركات غیرقابل برگشت، شامل دهان ، زبان، و نواحی انتهایی بدن است. دیگر داروهای مفید در این شرایط شامل SSRI ها هستند؛ كه شامل پروزاك ، زولوفت ، پكسیل، اووكس، و سلكسا است. این داروها ممكن است از اضطراب بكاهند و رفتارها و انحرافات وسواسی – اجباری را بهبود بخشند. آنها در اولین نمود خود به عنوان داروی ضد افسردگی هستند. افسردگی در اواخر بیماری تورة مراجع نقش فعالی ایفا می كنند.

 


رفتار درمانی

شواهد قدرتمندی حاصل از کارآزمایی هایی کنترل شده وجود دارد که از به کارگیری رفتار درمانی حمایت می کند. در این میان به ویژه آموزش وارونه سازی عادت به عنوان یک درمان جایگزین یا همراه با درمان دارویی در سندرم تورت از سایر روش ها مؤثرتر بوده است.با این وجود این روش درمانی نیاز به صرف زمان کافی توسطدرمانگر دارد و اثرات دراز مدت آن مشخص نمی باشد.

 

درمان های جراحی اعصاب

روش های مختلفی برای جراحی اعصاب شامل لوکوتومی بای مدیان قدامی لوب فرونتال و لوبوتومی پره فرونتال، سینگولوتومی قدامی و لوکوتومی لیمبیک در بیماران دچار تیک های شدید بکار رفته است و با نتایجی همراه بوده است. هیچ کدام از این روشها در مطالعات نمونه شاهد بررسی نشده اند. اخیراً به خاطر عوارض جانبی کمتر و توانایی دستیابی به نواحی عمی قتر روش تحریک عمیق مغز به عنوان درمان جراحی جایگزین برای تیکهای غیرقابل درمان توصیه شده است.

یک بررسی مروری اخیراً نشان داده است که در مواردانتخاب شده این روش بسیار مؤثر بوده است. با این وجود درک کامل تر اثرات این روش در سندرم تورت مستلزم توسعه الگو های پاتوفیزیولوژیک بهتر و تکمیل کارآزمایی های بزرگتر برای مشخص کردن مکا نها و راهکارهایی می باشد که برای فنوتیپ های مختلف بهترین اثر درمانی را داشته باشند.

 

رفتار با کسی که سندروم توره دارد

کودکانی که دچار سندروم توره هستند، دلشان می‌خواهد با آن‌ها هم مثل دیگران رفتار شود. آنها می‌توانند کارهای روزمره و معمولی را درست مثل بچه‌‌های دیگر انجام دهند. پس یادت باشد اگر بچه‌ای را دیدی که بدنش تکان ناگهانی می‌خورد یا صدای غیر ارادی از دهانش خارج می‌شود، فکر نکن که او یک کودک غیرعادی یا عجیب و غریب است. چون او فقط مبتلا به یک اختلال عصبی است و هیچ تقصیری در‌این باره ندارد. پس هیچ وقت مسخره‌اش نکن و فقط سعی کن با او دوست شوی و مثل بچه‌‌های معمولی با او حرف بزنی و بازی کنی.

 

منابع

1- راهنماي تشخيصي آماري اختلالات رواني: انجمن روانپزشكي امريكا(2000): ترجمه دكتر محمد رضا نيك خو: چاپ چهارم

2- آزاد، حسين(1386): روانشناسي مرضي كودك: تهران: انتشارات پاژنگ: چاپ ششم

3-ريچاردپي،هالجين(2003): آسيب شناسي رواني: ترجمه سيد يحيي سيد محمدي: تهران:نشر روان: چاپ پنجم

4- اريك جي،ماش-راسلاي،باركلي: روانشناسي مرضي كودك: ترجمه حسن تو زنده جاني-جهانشير توكلي زاده- نسرين كمال پور: مشهد: اواي كلك-مرنديز: 1383، چاپ اول

5-فصل نامه انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان ایران ،شماره 7 بهار 1387بیان متفاوت ژنی وابسته به سن در سندرم تورت دکتر میترا حکیم شوشتری(فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان)

6- روانپزشکی کاپلان سادوک، چاپ :۲۰۰۱

7-اسماعيلی تقی، خوشابی کتايون. سندرم توره. مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران. 1376; 3 (3) :73-100

 

 

انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۵

نقش مشاور و مشاوره در مدرسه


نقش مشاور و مشاوره در مدرسه

 

فهرست مطالب

عنوان صفحه

 

مقدمه. 1

پیشینه تحقیق.. 2

وجود مشاوره در آموزش و پرورش... 3

ضرورت فعالیت های مشاوره ای در مدارس... 3

نقش مشاور در امر آموزش و پرورش... 4

نقش مشاور در امور تحصیلی.. 5

عمده ترین اهداف هدایت تحصیلی توسط مشاوران.. 6

جمع بندی و نتیجه گیری.. 8

پیشنهادها9

منابع و مآخذ.. 11

 

مقدمه:

در سالیان دراز طول عمر آموزش و پرورش، مشاوران و معلمان همه بر آن بوده اند به راه و روش‌های بهینهای دست یابند که حاصل آن یادگیری دلخواه و مطلوب از جانب یادگیرنده باشد. متخصصان تعلیم و تربیت به ویژه برنامه ریزان درسی، پیوسته به دنبال راه حل­هایی بوده­اند که چه به صورت نظری و چه به صورت تجربی و عملی، موفقیت دانش آموزان را تأمین و تضمین کنند.

نقش راهنمایی (مشاوره) در آموزش و پرورش مترادف با تعلیم و تربیت و آسان کننده جریان آن است. در واقع، امر هدایت راهنمایی تحصیلی می­تواند در جهت شناخت دانش آموز و محیط و استفاده بهینه از توانمندیهای هر یک، متمرکز باشد. لذا ضرورت راهنمایی به موقع و توأم آگاهی و بصیرت، بویژه در دنیای کنونی و در کشورهای رو به توسعه­ای چون کشور ما، بیش از بیش حساس می­شود. بدین دلیل بررسی روند هدایت تحصیلی دانش آموزان در کشور و ارزیابی ملاک­های آن ضروری به نظر می­رسد. به طور کلی، افت تحصیلی موجود در مدرسه نداشتن علاقه لازم به رشته تحصیلی، ضرورت بررسی نقاط ضعف و قوت و شناخت تنگناها، از مواردی هستند که اهمیت بررسی هدایت تحصیلی را در مدرسه دو چندان می کند.

عمده­ترین هدف نظام آموزشی، هدایت تحصیلی دانش آموزان در مسیری است که با پیمودن آن، نیازهای جامعه از یک سو و نیازهای فردی دانش آموزان، از سوی دیگر برطرف می شوند. مسئولان وزارت آموزش و پرورش برای هماهنگ ساختن برنامه های آموزشی با ویژگیهای شخص دانش آموزان و نیازها و مقتضیات جامعه، بخشی از فرآیند برنامه آموزشی را به هدایت تحصیلی اختصاص داده­اند و بر این باورند که از طریق اجرای طرح هدایت تحصیلی، می توان به راهنمای تحصیلی شایسته دست یافت و هدف مطلوب نظام آموزشی کنون را تحقق بخشید.

 

پیشینه تحقیق:

مشاوره و راهنمایی مطلبی نیست که صرفا زائیده فکر بشر چند دهه اخیر باشد، زیرا با مراجعه به قرآن و احادیث و سایر منابع اسلامی و نظر کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی، شیوه های راهنمایی به وفور بیان شده است. همان طور که خداوند قرآن را کتاب هدایت و راهنمایی بشر نامیده است در سوره اعراف آیه 165 می فرمایند: «چون هر چه به آنها تذکر داده شده فراموش کردند ما هم آن جماعت را که پند دادند و خلق را از کاربر باز می داشتند نجات دادیم و آنانرا که ستمکاری کردند به کیفر فسقشان به بدترین عذاب گرفتار ساختیم.» همان طور که در این آیه ذکر شده علاوه بر این که خداوند قرآن، کتاب هدایت را سوی انسانها فرستاده افرادی را به عنوان هدایت کننده و مشاور انتخاب کرده است تا مردم را در راه هدایت و رسیدن به اهداف عالیه و رستگاری کمک نمایند.

راهنمایی و مشاوره برای اولین بار در کشور آمریکای شمالی توسط فرانک پاستور در سال 1908 به صورت عملی اجرا شد در کشورما در سال 1332 به معنی حاصل خود شکل گرفت. بعد از افت و خیزهایی در سال های 37 و 38 به عنوان امری ضروری در سال 47 اداره کل آموزش راهنمایی تحصیلی تأسیس شد در سال 59 طی بخشنامه ای تعطیل و در سال 67 با آگاهی به ضرورت آن در امر آموزش و پرورش مجدداً شروع به کار کرد.

 

 

وجود مشاوره در آموزش و پرورش:

یکی از جدیدترین تعاریف مشاوره عبارتی است که در سال 1965 توسط کرومبولنز بیان شده است. او می گوید: مشاوره­ها از یک سری فعالیت­های اخلاقی تشکیل شده است که در آن مشاور تلاش می­کند که به مراجعه کننده کمک کند تا رفتارهایی انجام دهد که در نهایت به حل مشکلات و مسائل او منجر شود.

به طور کلی ماهیت انسان به گونه­ای است که در تمام مراحل زندگی از جمله دوره مدرسه و کسب علم و دانش نیاز بیشتری به مشاوره و راهنمایی پیدا می کند این راهنمایی برای رسیدن به سر منزل مقصود به افراد متخصص و آگاه سپرده می شود. از طرف دیگر چون ارتباط دانش آموز و معلم در مدرسه و کلاس رابطه ای نزدیک است بهتر آن است که ما معلمان سعی کنیم به فنون و مهارتهای مشاوره ای آگاه بیشترییدا کنیم. معلمی که با فرآیند مشاوره آشنایی داشته باشد با دانش آموزان همدلی بهتری ایجاد می کند، حمایت عاطفی مناسبی با آنان دارد. همان طور که حدود دو هزار سال پیش ارسطو به این مطلب اشاره کرده است که: «تمام یادگیری ها یک مبنای عاطفی و هیجانی دارد.»

 

ضرورت فعالیت های مشاوره ای در مدارس:

آموزش و پرورش به عنوان نهادی عمومی و مطرح در جامعه مسئولیت مهمی در تربیت و پرورش دانش آموزان به عنوان نسل جوان و آینده ساز کشور دارد و مدرسه مکانی است که در آن استعدادها و تواناییهای دانش آموزان شناخته می شود یا به فعلیت می رسد و با استفاده از تجارب معلمان و ارائه ارزش­های مطلوب و افزایش مهارتهای لازم در افراد آنها برای زندگی و رسیدن به کمال انسانی و رشد علمی آماده می شوند. اینجاست که اهمیت راهنمایی و مشاوره در مدارس که همه آن را به عنوان جایگاه مهم پرورش نیروهایی توانا و آگاه می دانند پررنگ تر می­شود چرا که همه دانش­آموزان به نوعی در مسیر تحصیل با مشکلاتی روبرو می شوند که نیازمند کمک و راهنمایی مشاوران و معلمان خود هستند.

یکی از نقش های مهم یک مشاور تأمین بهداشت روانی دانش آموزان است. دانش­آموزانی از سلامت روانی برخوردار هستند که اولاً خود را فردی ارزشمند و قابل احترام بدانند و به تواناییهای خود اطمینان داشته باشد. ثانیاً بتواند بدون دغدغه خاطر و ناراحتی با واقعیات زندگی مواجه شوند و کل وجودشان را همان طور که هست بشناسند و بپذیرند، ثالثاً با آرامش خاطر و احساس امنیت و با شوق و امید زندگی کنند. www.migna.ir

مشاور چشم انداز تازه­ای را به ماجراهای ذهنی می گشاید چشم انداز و نگاهی که به آدمی مجال زندگی می دهد و فرصتی فراهم می کند تا فرد خودش را در ذهنش بازسازی کند و قدرتی را در اختیار فردی می­گذارد تا با بهره گیری از آن نوع جدیدی از حضور در روابط بین فردی را تجربه کند.

 

نقش مشاور در امر آموزش و پرورش:

1- کمک به تک تک دانش آموزان به منظور سازگاری با محیط، حل مشکلات شخصی، بروز و ظهور استعدادها و رشد و تکامل آنها؛ 2- کمک به دانش آموز در انتخاب مناسب­ترین راه از نظر رشته­های تحصیلی و انتخاب مناسب شغلی و برنامه­ریزی و آمادگی برای زندگی. در واقع نقش مشاور در مدارس را می توان به این صورت خلاصه کرد: مشاوران با تحصیل جریان رشد همه جانبه فرد آموزش و مهارتهای زندگی فردی، اجتماعی، کاهش و حذف موانع رشد، خودشناسی و محیط شناسی و ارائه سایر خدمات روانشناختی در مدارس وظیفه مهمی برعهده دارند.

مشاوران در صورتی که در کار خود موفق هستند که علاقمند به دانش آموزان و آگاه به مبانی روانشناسی و جامعه شناسی و اصول تربیتی باشند و بتوانند از این آگاهی و تجربه کاری خود در محل مشکلات دانش آموزان استفاده کنند.

 

نقش مشاور در امور تحصیلی:

دانش آموزان در جریان تحصیل با مشکلات زیادی مواجه می شوند که مشاور می تواند در رفع این مشکلات کمک های موثری به دانش آموزان ارائه دهد، که در این مقاله به شایع­ترین آنها می­پردازیم:

1- ضعف پایه تحصیلی: در مورد چنین دانش آموزانی مشاور باید برای فراگیری درون پایه از نقطه­ای که دانش­آموز ضعف دارد برنامه ریزی کند و یا به کمک خانواده ضعف پایه اورا جبران کند. فشار و وادار کردن دانش آموزان به زحمات شبانه روزی در سطح بالای تحصیلی بدون توجه به پایه بی­فایده است. آماده کردن دانش آموز و اولیای او نیاز به جلسات مشاوره متوالی دارد.

2- کمبود یا نبود انگیزه تحصیلی: دانش آموزانی وجود دارند که از نظر هوشی در حد طبیعی هستند و ظرفیت لازم برای یادگیری را دارند، اما انگیزه ای برای درس خواندن ندارند. در بیشتر موارد این انگیزه نداشتن به مشکلات عاطفی و روانی دانش آموز و دیگر مشکلات او در خانواده و جامعه بر می­گردد. مشاور با اطلاع رسانی در زمینه تربیتی و تحصیلی و شغلی به شکوفایی استعدادها و احساس خود ارزشمندی و اعتماد به نفس و خودشناسی و ارتقای سلامت روانی دانش آموز کمک می­کند و او را از مواجه شدن با مشکلات روانی و عاطفی باز می دارد و کمک می کند تا به سازگاری عاطفی معقولی در جامعه برسد. این امر در قالب ساعتی به عنوان «مهارتهای زندگی» در فرآیند هدایت تحصیلی و شغلی در اکثر مدارس اجرا شد. درس مهارتهای زندگی بسیاری از مشکلات دانش آموزان خاص را حل کرد و تا حد خیلی زیادی ایجاد انگیزه برای دانش آموزان صورت گرفت.

ما معلمان در کلاس درس با تعداد زیادی دانش آموز سرو کار داریم که ممکن است در بعضی از آنها سابقه مشکلات رفتاری وجود داشته باشد و از طرف ما یا همکاران مشاوره در مدرسه نادیده گرفته شده است.

همین مشکلات به ظاهر کوچک باعث بروز ناهنجاریهای زیادی در جامعه می­شود و مشکلاتی نظیر اعتیاد، ایدز، خودکشی و... را بوجود می آورد. واضح است که جبران چنین خسارتهایی کار ساده ای نیست. و بهتر آن است به جای اینکه به فکر جبران این مشکلات باشیم از رخ دادن آنها جلوگیری کنیم.

 

عمده ترین اهداف هدایت تحصیلی توسط مشاوران:

الف – رشد و توسعه شخصیت دانش آموز: مشاور کمک می کند که 1- دانش آموز برای خود به عنوان عضوی از جامعه احترام قائم شود. 2- بتواند روابط و مناسبات متقابل در جامعه داشته باشد.
3- تدارک محیط سالم و مساعد در کلاس برای رسیدن به رشد روانی دانش آموزان. 4- ارتباط با والدین به منظور ایجاد شناخت رفتارهای طبیعی و نیازمندیهای روانی دانش آموزان.

ب) رشد و توسعه مهارتهای شغلی و حرفه ای دانش آموزان: آگاه ساختن دانش آموزان با فرصت­های موجود در جامعه و در گام جلوتر کمک به آنها برای شناخت تواناییهایشان در یک حرفه و شغل خاص.

ج) رشد و توسعه قوای فکری و معنی و عقلی دانش آموزان: ایجاد زمینه­ای برای پیشرفت تحصیلی، انتخاب رشته، انتخاب دروس خاص برای ادامه تحصیل در رشته مرتبط با آن دروس، آشنا کردن دانش آموزان با استعدادها و خلاقیت هایشان.

هدف عمده هر هدایت مشاوره تحصیلی این است که دانش آموز طی دوران تحصیل موفق شود رشته مناسبی انتخاب کند. در واقع هدایت تحصیلی درست و آگاه تا حد قابل توجهی از هدر رفتن سرمایه گذاری های آموزشی جلوگیری می کند. بهترین مشاوره، مشاوره ای است که به دانش­آموز کمک کند تا موقعیت کنونی خود را درک کند و برنامه ای برای هدف های آینده اش در نظر بگیرد.

در امر موفقیت یک مشاوره تحصیلی عوامل زیادی موثر است. از جمله آنها: توجه به توانایهای ذهنی و استعدادهای دانش آموزان، ویژگی شخصیت آنها، توجه به نیازها و امکانات جامعه ، ارتقای سطح دانش و تخصص مشاوران تحصیلی ، تغییر نگرش مردم در مورد موفقیت ، دادن آگاهی لازم به دانش آموزان والدین آنها در مورد مسائل و مشکلات کارهای مشاوره ای و...

 


جمع بندی و نتیجه گیری:

پس از صحبت و مشورت با مشاوران مدراس به این نتیجه رسیدیم که: بنا بر تفاوتهای زیادی که از جهت استعدادها، تواناییها، نیازها، و ارزشهای شخصی و از سوی دیگر تنوع در مواد درسی و رشته تحصیلی و شغلی که در جامعه وجود دارد، هر مدرسه باید حداقل یک نیروی مشاوره متخصص و ماهر تمام وقت داشته باشد.

یک مورد از وظایف مشاور، تشخیص به موقع مسائل و مشکلات تحصیلی و یا رفتاری دانش­آموزان است البته این قبیل فعالیت­های مشاوره وقت گیر و محتاج مهارت و تخصص مشاور است و دانش مهارت معلم را می طلبد، اما اگر به درستی صورت بگیرد، هموار کننده راه و مسیر دانش آموز و تسهیل کننده برداشتن گام های موفقیت آمیز او می باشد.

امر مشاوره بدون کمک و همکاری دانش آموزان به سر منزل مقصود نمی رسد، اگر دانش آموزی، ذهنیت پیروی نکردن داشته باشد. ما در مقام تعلیم و تربیت دهندگان او، هیچ کاری نمی­توانیم بکنیم. به هر حال، انگیزه های درونی، همه رفتارهای انسانی را هدایت می کند. به عبارتی داشتن نگرش مثبت دانش آموزان به مشاوره، در راستای تحقق اهداف مشاوره مهمترین اصل است و برای برآورده شدن این اعتماد و نگرش مثبت در دانش آموزان باید به چند مورد توجه کرد. از جمله آنها، نظرات و راه کارهای خود را به آنها تحمیل نکنیم بلکه به نظرات و راه حل هایی که رائه می­دهند احترام بگذازیم و بپذیریم، اعتقاد و ارزشهایی که او در نظر دارد را بپذیریم، او را عاملی مهم­تر در رشد جامعه بدانیم. www.migna.ir

 

 


پیشنهادها:

1- آگاهی بیشتر معلمان با ارکان و مفاهیم مشاوره، تا تناقض میان صحبت­های معلمان و مشاوران باعث سردرگم شدن دانش آموزان نشود.

2- استفاده از دانش­آموزان به عنوان کمک­هایی برای مشاوران؛ زیرا دانش آموزان از هم صحبت شدن با هم لذت می برند. پس اگر از همه پایه ها دانش آموزانی که در این امر مهارت اولیه­ای دارند یا همان دانش آموزانی که در نقش شورای دانش آموزی هستند، را توسط مشاور مدرسه یا دبیران پرورشی آموزش دهیم که در امر هدایت و مشاوره تحصیلی، مشاور را همراهی کنند، در امر مشاوره بسیار موفق­تر خواهیم بود چرا که دانش آموزان به دوستان خود بیشتر اعتماد می کنند.

3- آشنایی معلمان، والدین و دانش آموزان دوره راهنمایی با ضوابط و شرایط ورود به رشته های تحصیلی و شغلی مختلف.

4- در حال حاضر، معیارهای خاصی برای تعیین قوت و ضعف استعدادهای دانش آموزان وجود ندارد در حالی که هدایت تحصیلی یا حتی هدایت های روانی – رفتاری دانش آموزان مستلزم وجود ابزاری برای اندازه گیری این استعدهاست. لذا باید معیارها و ابزارهای اندازه گیری معتبر و مناسب با شرایط موجود در مدارس در نظر گرفته شود.

5- یک مشاور تحصیلی (در هدایت تحصیلی یا هدایت های رفتاری – روانی) در صورتی به موفقیت کامل خواهد رسید که همه عوامل آموزشی اعم از مدیر، معاون، معلمان و حتی اولیای دانش­آموز پس از انجام شدن مشاوره به پیگیری آن بپردازد و دانش آموز را تا گام های نهایی موفقیت همراهی کنند. لذا سعی کنیم این شرایط را در مدارس فراهم و آگاهی کافی به همه عوامل بدهیم.

6- توجه بیشتر در هدایت تحصیلی دانش آموزان برای انتخاب رشته به نمرات آنها در دروس مربوط به آن رشته باشد؛ زیرا علایق و نقاط ضعف و قوت دانش آموزان در نمرات آنها منعکس می­شود. مشاوران باید سعی کنند اثر فشار والدین برای ورود دانش آموزان به یک رشته خاص را با ارتباط اولیای آنها و مشاوره صحیح کم کنند.

7- بالابردن سطح دانش و تخصص مشاوران و تخصیص دادن یک مشاور تمام وقت به هر مدرسه راهنمایی و متوسطه چرا که خیلی از مشکلات از دوران راهنمایی شروع و در دوران متوسطه به ناهنجاریهای غیر قابل جبران تبدیل می­شود. به خصوص در مدارس راهنمایی که دانش آموزان در دوران بلوغ و سن حساس هستند و اکثر مدراس به صورت محتوا، دختر و پسر با هم در یک کلاس حاضر می شوند.

 

 


منابع و مآخذ:

1- قرآن کریم.

2- مجلات رشد مشاوره 1 و 11.

3- مجلات پیوند.

4- مجلات رشد معلم.

5- مجلات رشد تکنولوژی آموزشی.

6- ماهنامه پرورشی تربیت.

7- احمدی، سید احمد؛ مبانی و اصول راهنمایی و مشاوره، انتشارات سمت.

8- اردبیلی، یوسف؛ اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش، انتشارات بعثت.

9- حسینی (بیرجندی)، سید مهدی؛ راهنمایی و مشاوره تحصیلی، انتشارات سمت.

10- صافی، احمد؛ اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در دوره های تحصیلی انتشارات رشد.

11- برگرفته از سایت daneshjooqom.ir و psdkart.ir

 

 

 

انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۵

http://kia-ir.ir

دفتر فنی دانشجو

توجه: چنانچه هرگونه مشكلي در دانلود فايل هاي خريداري شده و يا هر سوال و راهنمایی نیاز داشتيد لطفا جهت ارتباط سریعتر ازطريق شماره تلفن و ايميل اعلام شده ارتباط برقرار نماييد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما