نقش ولایت فقیه در دفاع مقدس
مقدمه
نقش سازنده وموثر ولی فقیه به عنوان فرمانده کل قوا در دوران هشت سال دفاع مقدس برکسی پوشیده نیست .امام خمینی (ره) به عنوان یک شخصیت کاریزما در راس فرماندهی نیروهای مسلح توانست در بسیج آحاد مردم برای دفاع از سرزمین ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی پیامبر گونه عمل نماید. و در برابر استكبار جهاني سكانداري كشتي بزرگ انقلاب بزرگ اسلامي را در طوفان پرتلاطم اقيانوس به سلامت به ساحل هدايت و رهبري نمايند.
با پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار جمهوري اسلامي به عنوان مدل حكومت جديد براي بهتر اداره كردن جامعه كه ريشه در انديشه پاك الهي و اسلامي دارد، در ايران اسلامي كه دشمنان كينه توزي مثل جهانخواران غرب و شرق در آن مقطع زماني داشت در مقابل هردوتفكز باطل ماركسيسم و ليبرال دموكراسي قدعلم كردويك جنگ تمام عيار را به نظام نوپاي سياسي تحميل كردند.اما جمهوري اسلامي با برخورداري از پتانسل هاي قدرت نرم كه منشا الهي داشت وهمجنين حضور يك شخصيت الهي و مردم با ايمان توانست از يك بحران جدي با پيروزي بيرون آيد.
معمولا رهبران اسلامی با برخورداری از سه ویژگی معماری، فرماندهی و فقاهت زعامت مینمایند لذا اعلام جنگ و صلح از شئونات ولایی محسوب میگردد. حضرت امام خمینی (ره) از جمله آن رهبران اسلامی بود که با رویکرد دین ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست با تاکید بر دفاع از نگاه اسلام،بزرگترین جنگ فرسایشی قرن را فرماندهی کرد. چون اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بند ۵ «اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها در نظام جمهوری اسلامی را از جمله اختیارات رهبری برشمرده و براساس بند ۶ همین اصل نیز عزل و نصب فرماندهان عالی رتبه نظامی و انتظامی از وظایف رهبری است.»
در اين بحث به عوامل مهم پيروزي جمهوري اسلامي ايران دردفاع مقدس اشاره مي نمايم.
الف) رهبري و مديريت حضرت امام خميني (ره) در هشت سال دفاع مقدس:
باآغاز جنگ عراق علیه ایران که با بهانه هاي همچون :اختلافات ارضی، دشمنی غرب با انقلاب پویای اسلامی، هراس دولتهای منطقه از اسلام خواهی و بیداری اسلامی مردم منطقه و خوی تجاوزگری بعثیان و صدام با حمایت کشورهای عربی و غربی بهترین فرصت را برای تجاوز فراهم ساخت. زیرا که نظام ستم شاهی و دست نشانده فرو پاشیده و رهبران انقلابی نیز هنوز تحکیم و تثبیت نگردیده بودند. مزدوران متواری نظام پیشین در کنار صدام ماموریت مییابند تا جمهوری اسلامی را نابود و کشور ایران را تجزیه نمایند. به دنبال این بسترهای تاریخی تهاجم همه جانبه از زمین و هوا و دریا آغاز میگردد اما غافل از آن که به قول آن امام حُمام که فرمود: «صدام گمان میکرد با یک مملکت آشفته و منزوی شده روبروست و تا چند ساعت دیگر تهران را فتح خواهد کرد. او غافل از خدا بود.» پس ایمان به خدا و آخرت جوهره اصلی اسلام را تشکیل میدهد و رهبری به عنوان مرجع و کارشناس دینی مفسر آن اصول میباشد. همین پشتوانه در غالب فرماندهی کل قوا در وجود امام راحل تحقق یافت و امکان اداره جنگ و جهاد را میسر ساخت.
لذا بزرگ ترين نقطه قوت ايران، وجود رهبري معنوي، پرجاذبه، دورانديش، نترس، توانمند و با حكمتي بود كه مردم اورا از صميم قلب دوست داشتند و توانسته بود به عنوان نقطه اتكا و توانمندي روحي ملت ايران عمل كند.
امام در جايگاه ولايت فقيه و رهبري نظام اسلامي، تهديد بزرگ جنگ را كه مي توانست به براندازي نظام منجر شود؛ تبديل به فرصتي استثنايي براي ظهور و بروز توانايي هاي ملت ايران و آزموني بزرگ براي جهاد در راه خدا كرد. به طوري كه نوجوانان و جوانان و مردان و زنان از ۱۲ ساله تا ۸۰ ساله با لبيك به نداي آن امام درطول هشت سال ايثاروفداكاري را به رخ دشمنان ودوستان كشيدند.
امام خميني (ره) به عنوان ولي فقيه توانست با نفوذ عظيم خود، انگيزه بزرگي را درايستادگي دربرابر دشمن در بين بسياري از مردم به وجود آورد و روحيه تهاجمي را در ثواي مسلح ايجاد و با تدابيري هوشيارانه، از پيروزي دشمن كه همه ابرقدرت ها با تمام توان شان رژيم بعثي عراق را حمايت مي كردند، جلوگيري كند.و همچنين با تكيه بر قدرت لايزال الهي توانست در زمالن اندكي ابتكار سياسي جنگ را دردست گيرد و دشمنان را در بن بست عملكرد خود قرار داده و بابسيج ميليوني مردمي كشور اسلامي را نجات و پيروزي حاصل شود.
ب) سبك و مديريت دفاع مقدس با پشيباني مردم:
سبك و مديريت و فرماندهي جنگ، متفاوت از شيوه هاي مرسوم در ساير ارتش ها بود.بلافاصله پس از آغاز تهاجم، امام خمینی(ره) صدام را کافر و نوکرآمریکا خطاب کرد و از مردم برای دفاع استمداد طلبید. با فرمان امام راحل رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس ۹۵% از ۱۸۲ عملیات جنگی جبههها را با حضور گسترده بسیجیان داوطلب اداره نمودند. و ۷۵% نیروی یگانها را نیز از نیروهای مردمی تشکیل دادند و با آزاد سازی مناطق اشغالی به ويژه خرمشهر، زمینههای نفوذ به خاک دشمن را فراهم ساختند.
روند جنگ از دفاع به تشدید حملات و سپس واکنش نظام بینالمللی منتهی شد. مقاومت مصمم و پایداری مردم ایران در نخستین سال جنگ تحمیلی مراکز بینالمللی را وادار به نرمش ساخت به طوری که سازمان کنفرانس اسلامی ضمن تشکیل کمیته بررسی مذاکره ،خاتمه جنگ را با دو شرط اعلام نمود و آنها عبارت بودند از :
۱- عدم عملیات نظامی از سوی ایران
۲- اعلام آتش بس با توافق ایران
هر دو شرط آشکارا بر علیه ایران است برای همین امام فرمود: «صلح بین اسلام و کفر معنا ندارد.» هر چند اصولا توقف عملیات نظامی یا آتش بس آنهم از سوی ایران نه عراق غیر از صلح است. علاوه بر این شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از دو سال تعلل خواستار آتش بس و عقب نشینی شد. این روند متاسفانه تا سال ۶۶ از سوی محافل و مراکز بینالمللی ادامه داشت تا بالاخره به صدور قطعنامه ۵۹۸ انجامید.
در طول هشت سال دفاع سلسه مراتب و فرماندهي و فرمانبري در بين رزمندگان نا براساس شيوه هاي مرسوم ارتش هاي دنيا كه اطاعت براساس اعمال زور و فشار برزيز دستان، بلكه رابطه دوسويه برمبناي محبت و مهرباني بين فرمانده و فرمانبر كه ريشه در اسلام دارد و رزمندگان اسلام اطاعت از فرمانده با صلابت و معنوي خويش را برمبناي« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» نسا/۵۹ عمل مي كرد.وفرماندهي رافرماندهان جنگ از امام و ولي فقيه ياد گرفتند كه با دورانديشي و در نظر گرفتن همه زوايا، پس از تصميمبايد برخداتوكل نمودكه:« فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»آل عمران/۱۵۹
چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكلكنندگان را دوست مىدارد.
ج) ابتكارات و خلاقيت هاي امام خميني(ره)در فرماندهي جنگ
فرماندهان ورزمندگان اسلام در طول جنگ صاحب تجاربي گرانبها شدند، پخته شدند، خودشان را ساختند. جبهه هاي جنگ در واقع فرماندهاني را پرورش داد و تربيت كرد كه خلاقيت آن ها و اميد آن ها به پيروزيدر عمليات ها ، آنهم در برابر قدرت هاي بزرگ كه همه جانبه رژيم بعثي را مورد حمايت خود قرار مي دادند،تحول عظيمي به نفع ايران اسلامي ايجاد كردند.
همه نيرو ها تحت فرمان فرماندهي كل قوا كه در راس آن امام خميني (ره) بود، تبديل به يك مجموعه اي يكپارچه و مقتدر براي اداره صحنه هاي گوناگون جنگ تدارك ببينند. طرح ريزي عمليات هاي بزرگي چون« شكست حصر آباد» وقتي كه امام فرمود حصرآبادان بايد شكسته شود،شكسته شد.فتح خرمشهر، كه امام فرمود: خرمشهر را خدا آزاد كرد و يك روحيه معنوي قوي به كالبد بدنه قواي مسلح تزريق كردند.حماسه هاي بزرگ رزمندگان در شلمچه، تصرفاو، آزاد سارزي بستان، سوسنگرد،جنگ هاي بازي درازو نبرد مرصاد، همه اينها بدون حضور فرماندهان باايمان كه تحت فرماندهي پيامبرگونه امام(ره) كه در مكتب حيات بخش اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام بزرگ شده بودند، امكان پذير نبود.
د) نگاه امام خميني (ره)به جنگ و دفاع
ايشان در جايگاه رفيع رهبري مسلمانان جهان، مرجع تقليد و صاحب نظر درانديشه نظامي و دفاعي و همچني به عنوان ولي فقيه و فرمانده كل قوا،بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ، بزرگ ترين جنگ هاي جهان را در قرن بيستم را رهبري كرد. در طول هشت سال دفاع امام تلاش كرد تا از اصول و ارزش هاي اسلامي و انساني را در فرمالندهي و مديريت جنگ مورد توجه قرار دهد به طوري كه در حساس ترين لحظات جنگ و در قبول قطعنامه از اين اصول عدول نكردند و براين اصول تاكيد داشتند.
بر خي از اين اصول عبارت اند ازد:
۱) ايمان به هدف متعالي و مقدس« جهاد في سبيل الله»؛
۲) اطاعت از فرماندهي؛
۳) اتكا بر مردم(مردمي بودن جنگ)؛
۴) اصل اخلاق جنگي و اخلاق در جنگ ؛
۵) وحدت نيروهاي مسلح و نيز بين قواي نظامي و مردمي؛
۶) جنگ اعتقادي( جنگ در راه آرمان و اعتقادات و الا)؛
۷) توجه به اسلحه و تكنولوژي به مثابه ابزار؛
۹) سلاح و صلاح( اسلحه بايد در دست انسان صالح باشد)؛
۱۰) نفي جنگ هسته اي و تكيه بر جنگ متعارف؛ و نفي هرگونه سلطه غير خدايي؛
۱۱) نگرش بر نقش تكليفي و مسئوليتي و تكيه بر نقش اساسي انسان؛
۱۲) باور، اراده ،عمل، نفي يأس و نو ميدي
۱۳) استفاده از تجارب ديگران ؛
۱۴) جنگ حق و باطل و اسلام و كفر.
شیوه مدیریت در جنگ
مطالعه رفتار و عملكرد امام خمینی(ره) در دوران دفاع مقدس نشان میدهد كه ایشان از شیوه مزبور مدیریت بحران ها، بیشترین بهره را برای اداره احسن جنگ به كار بردند. نمونه بارز این نوع مدیریت نیز، تأكید خاص حضرت امام (ره) به نقش شورای عالی دفاع بود. این شورا كه مطابق قانون اساسی برای اداره امور جنگ تشكیل شده بود؛ نقشی اساسی در تصمیم گیری های مرتبط با جنگ داشت. امام در سختترین شرایط جنگ تحمیلی نیز از این شورا سلب مسئولیت نكرد و همواره، بر تمركز تصمیمگیریها در آن تأكید داشت. برای نمونه، ایشان در بیانیهای خطاب به مردم و مسئولان در سال ۱۳۵۹ ضمن تأكید بر معیار بودن قانون اساسی در اعمال نهادها و مأموریت یافتن شورای عالی دفاع میفرمایند: «مسائل دفاع در شورا مطرح و رسیدگی می-شود و پس از تصویب، تصمیم در اجرا با فرماندهی كل قواست و قوای مسلح باید اوامر ایشان را اجرا كند». امام در مديريت دوران بحران جنگ توانست به فرماندهان، رزمندگان و آحاد مردم در كنار انگيزه هاي مختلف، انگيزه الهي دهدو هويت اسلامي را احيانمايد واين با تمام وجود تزريق شد به بدنه مردم و در سايه اين نگرش يك همدلي، وفاق ملي، انسجام و اتحاد و يك پارچكي را در دفاع از كشور هم در بين نيروهاي مسلح و هم در متن مردم شاهد بوديم و اين ناشي از قدرت معنوي و الهي امام در جايگاه ولايت و امامت بود.اين انگيزه موجب بيداري، مقاومت و پايداري و بصيرت مردم به ويژه جوانان گرديد كه اين جمله امام تاكيد بر بيداري و هوشياري ما در برابر دشمنان را دوچندان مي نمايد:«امامن باز مىگویم همه مسؤولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامىتان – به خیال خام خودشان – بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، همیشه با بصیرت و با چشمانى باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظهاى آرامتان نمىگذارند. » مقام معظم رهبري نيز بارها و بارها براي حفظ بيداري به موضوع بصيرت و دشمن شناسي تاكيد كردند.
اين بصيرت و ايمان وروحيه فداكاري و شهادت موجب پيروزي ما در دوران هشت سال حماسه و ايثار دفاع مقدس و همه عرصه ها به ويژه آزادسازي خرمشهر گرديده است.
دستاوردها ي آزاد سازي خرمشهر:
مهم ترین اهدافی كه در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:
– انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشكر.
– آزاد سازی حدود ۵۴۰۰ كیلومتر مربع از خاك ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.
– خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.
– تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).
– آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.
نگاهی به اخبار و گزارش های منعكس شده از خبرگزاری ها، شبكه های مختلف تلویزیونی مطبوعات معتبر جهان درباره عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر نشان می دهد با وجود نگاه جانبدارانه و جهت دار در ارسال اخبار و اطلاعات یومیه در این باره جملگی این رسانه ها زبان اعتراف گشوده و با بهت و حیرت به شكست نیروهای عراقی در این عملیات اذعان كرده اند مطلب ذیل كه با تلاش روابط عمومی سازمان حفظ نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس سپاه پاسداران تهیه شده نگاهی دارد به اخبار و مواضع رسانه های جهان پس از آزادسازی خرمشهر.
عملیات پیروز بیت المقدس كه منجر به آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۵ روزگردید، ضربه اساسی و تعیین كننده ای بر پیكر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، و ذهنیت هایی را كه درمورد توانایی و قابلیت های نظامی ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیاری از كارشناسان نظامی تحلیل گران رسانه های خارجی، در برابر سرعت عمل و ویژگی های عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.
رادیو دولتی انگلیس كه در شامگاه نهم اردیبهشت ۱۳۶۱ اعلام می كرد: «چنانچه ایرانیان درصدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت ترین» گردو «را برای شكستن برگزیده اند.» سرانجام ناچار شد سكوت خود را بكشند و طی گفتاری در روز پنجم خرداد ماه سال ۶۱یعنی دو روز پس از آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام حیرت زده اعلام كند: «از زمانی كه خبرنگاران غربی از نیروهای عراقی در خرمشهر دیدن كرده و از روحیه خوب آنها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمی گذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقی ها بیرون كشیده شد.»
در ساعت ۱۰:۵۵ دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ۶۱ خبرگزاری های بین المللی، در گزارش هایی كه با عنوان «بسیار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره كرد برای نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامی بغداد اعلام داشتند كه عراق «تلویحا به شكست خود اعتراف كرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری رسمی عراق _ آی.ان. ۱ _ طی یك اطلاعیه كوتاه ضمن آن كه از خرمشهر با عنوان» بندر خرمشهر «نام برد، اعلام كرد: سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهای بین المللی عقب نشینی كرده اند. این خبرگزاری افزود كه عقب نشینی نیروهای عراقی، از روز یكشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده است.»
همین اطلاعیه تلكس بین المللی خبرگزاری عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت دیگری از سوی رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افكار عمومی عراق رسانده شد: «یك سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است كه نیروهای پیروزمند قادسیه صدام پس از آن كه تمامی حمله های قوای دشمن منحوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاهواز (اهواز) با اقتدار كامل دفع كردند… صبح روز ۲۴/۵/۱۹۸۲ (۳/۳/۱۳۶۱) در یك جابه جایی تحسین برانگیز، عقب نشینی تاكتیكی(!) خود را از جبهه معمره (خرمشهر) با موفقیت كامل انجام داده اند.
این دعاوی درست در شرایطی از رادیوی دولتی بغداد پخش می شد كه خبرگزاری آمریكایی» یونایتدپرس «در ساعت بیست وچهار و بیست ودو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالی خود از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار توصیف كرده و نوشت:» … سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالی هستند «. پس از پخش گزارش های مستند و خبری و تصاویر تهیه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه های ایران و خارجی كه در آنها شكست نیروهای عراقی در قالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهیزات منهدم شده یا به غنیمت درآمده دشمن، به گویاترین وجهی به نمایش درآمد، دیگر حتی كشورهای جنوب خلیج فارس نیز كه همواره از صدام حمایت می كردند، اكنون به واهی بودن دعاوی حكام بغداد اذعان داشتند. از طرف دیگر رژیم عراق برای فریب افكار عمومی و سرپوش گذاشتن بر شكست های بیت المقدس، اقدام به اعطای» مدال شجاعت «،» نشان لیاقت «و نشان» رافدین «به تعدادی از فرماندهان خود كرد. رادیو دولتی صدای امریكا پس از پنج شبانه روز سكوت و امتناع از انعكاس خبر فتح خرمشهر توسط نیروهای ایران، سرانجام در» گزارش ویژه «هشتم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ خود می گوید:» با وجود مشكلات تداركاتی، ناآرامی های ناشی از انقلاب و كاهش تدریجی قدرت عملیات نیروهای هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه ای اعجاب آور عمل كرد.
روزنامه گاردین چاپ انگلستان درباره سقوط فتح خرمشهر می نویسد: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهم ترین افتخار جنگی عراق كه ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را كه به وسیله آن عراق می كوشید ایران را به پای میز مذاكره بكشاند، از دست بغداد ربودند.»
همچنین وزیر امور خارجه آمریكا «الكساندر هیگ» رسما در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه شان می گوید: «پیروزی های اخیر ایران در جنگ با عراق برای آمریكا نگران كننده است و منافع غرب خصوصا آمریكا را در منطقه به خطر انداخته است.»
دفاع مقدس در انديشه امام خمينی(ره)
هجوم وحشيانه و گسترده رژيم بعث عراق در آخرين روز شهريور 1359، حادثه اي بزرگ را در تاريخ انقلاب اسلامي به ثبت رساند كه سرانجام به خلق حماسه اي جاودان و حيرت انگيز در تاريخ سرزمين ايران انجاميد.
اين جنگ از ديدگاه عرفاني و معنوي حضرت امام، براي ملتي كه به تازگي از استبداد رژيم شاهنشاهي رهايي يافته بود، يك “امتحان الهي” قلمداد شد.
“جنگ هم يك مسالهاي بود كه انسان خيال ميكرد بسيار مهم است، لكن معلوم شد كه منافعش بيشتر از ضررهايش بود. آن انسجاميكه در اثر جنگ بين همه قشرهاي مردم پيدا شد و آن معناي روحاني و معنوي كه در خود سربازان ارتش و ژاندارمري و سپاه پاسداران به نمايش گذاشته شد و آن روح تعاوني كه در همه ملت از زن و مرد در سرتاسر كشور تحقق پيدا كرد، به دنيا فهماند كه اين مساله اي كه در ايران است با همه مسائل جداست.” (صحيفه نور، ج16ص19)
همچنين امام جنگ را براي ملت مقاوم و مبارز ايران ، عامل آگاهي، حركت و خروج از فترت و سستي ميدانست:”وقتي يك جنگي شروع شود، ملت ما بيدار ميشود، بيشتر متحرك ميشود.” (صحيفه نور،ج13،ص157)
علل تجاوز دشمن از ديدگاه حضرت امام
رژيم بعث عراق كه خود آغازگر تجاوز به ميهن اسلامي ايران بود در همان روزهاي شروع جنگ براي فريب افكار عمومي جهان و ملتهاي مسلمان و اعراب منطقه، علل ذيل را براي اين تهاجم برشمرد:
1ـ الزام ايران به شناسايي حاكميت عراق بر اروند رود.
2ـ بازگرداندن سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به اعراب.
3ـ قطع دخالت ايران در امور داخلي عراق.
4ـ مجبور كردن ايران به پذيرش خودمختاري برخي از استانهاي مرزي همچون خوزستان و كردستان.
هر چند مجامع و محافل بين المللي در روزهاي آغاز جنگ به گمان پيروزي نظامي عراق، درباره دلايل واقعي عراق سكوت اختيار كردند، اما هنگامي كه عراق را در نابودي انقلاب اسلامي ناكام ديدند اعتراف كردند كه رژيم عراق به قصد سرنگوني نظام اسلامي ايران و شكست انقلاب اسلامي و پيشگيري از نفوذ ان به جهان اسلام و خاورميانه به ايران حمله كرده است.
امام خميني كه از اهداف دشمن و استكبار جهاني در رويارويي با انقلاب اسلامي شناخت ژرف و عميقي داشت در روزهاي آغازين جنگ ريشه و علت تهاجم را در چند موضوع مهم مشخص و تبيين نمودند:
1ـ اسلام خواهي نظام و حكومت
اينكه انقلاب اسلامي براي تحقق حاكميت ديني به وجود آمده و بر مسائلي همچون رهايي از سلطه بيگانگان، قطع رابطه با رژيم اشغالگر قدس، تاكيد بر مشتركات اسلامي و وحدت فرقه هاي اسلامي اصرار دارد، واكنش و مخالفت استكبار جهاني را برانگيخت و بر دشمني آنان افزود. حضرت امام در اين باره ميفرمايند:”اينكه ميبينيد عراق به ايران حمله ميكند، علتش گرفتن چهار وجب خاك نيست، بلكه علت اصلي آن ترس آنها از حكومت اسلامي و اتحاد اسلامي است.” (صحيفه امام، ج15، ص5)
“جرم واقعي ما از ديد جهانخواران و متجاوزان، دفاع از اسلام و رسميت دادن به حكومت جمهوري اسلامي به جاي نظام طاغوت ستمشاهي است.” (صحيفه نور، ج20، ص116)
2ـ جلوگيري از صدور انقلاب اسلامي
حركت توفنده انقلاب اسلامي براي رهايي از ظلم بانگ بيدار باش را براي خفتگان در چنگان استعمار به صدا درآورد و استكبار جهاني كه اين خيزش اسلامي را برنميتابيد براي مهار آن به جنگ متوسل شد.
"آنها - استكبار جهاني- ميدانند كه مردم كشورهاي اسلامي در مقابلشان ميايستند و همچنين است مردم كشورهاي غير اسلامي كه متوجه ما هستند، مثل سياهپوستان." (صحيفه نور، ج18، ص112)
3ـ دشمني شيطان بزرگ
با پيروزي انقلاب اسلامي سلطه 30 ساله آمريكا بر فرهنگ، اقتصاد، سياست و نيروهاي مسلح ايران پايان يافت. اخراج مستشاران نظامي آمريكا، قطع رابطه سياسي و اقتصادي، تصرف لانه جاسوسي و مخالفت جمهوري اسلامي ايران با سياستهاي استكباري آمريكا در منطقه خليج فارس خواب آمريكا را براي سلطه مجدد بر ايران آشفته ساخت.
"قدرتهاي بزرگ كه دستشان از مخازن بزرگ ايران كوتاه شده است و سلطه و قدرتشان با همت ملت ايران و قواي مسلح آن قطع گرديده است، اكنون بهدست و پا افتاده اند تا با جنگ افروزي بين برادران، سلطه خود را اعاده كنند و چپاولگري خود را از سر گيرند." (صحيفه نور، ج13، ص119)
4ـ تباني اسرائيل و آمريكا
نكته مهمي كه در تحليل علل تحميل جنگ از نظر حضرت امام مخفي نماند، دشمني رژيم غاصب اسرائيل با اهداف و سياستهاي انقلاب اسلامي در جهان اسلام است. رژيم ستمشاهي از قويترين پشتيبانان و همپيمانان اسرائيل در منطقه خاورميانه محسوب مي شدكه با پيروزي انقلاب اسلامي نه تنهاضربه سختي به اسرائيل وارد آورد بلكه عامل مهمي در بسيج مسلمانان عليه سياستهاي غاصبانه اين رژيم گرديد. لذا يكي از راههاي جلوگيري از وحدت مسلمانان، تباني اسرائيل و آمريكا براي تحميل جنگ عليه ايران بود. برخي از سردمداران اسرائيل با خوشحالي اعتراف كردند كه ما از درگيري ايران و عراق شديداً شادمان هستيم زيرا با تحليل رفتن قدرت نظامي عراق و ايرن، اسرائيل با خطر بزرگي روبرو نيست و فرصت مييابد تا سياست توسعه طلبانه خود را ادامه دهد. (روزنامه اطلاعات2/7/59 به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس)
قدرتهايي كه بايد صرف برانداختن اسرائيل و نجات بيت المقدس بزرگ شود، با تباني بين شياطين بزرگ و صهيونيسم جهاني و بين حزب بعث ، صرف هجوم بر ضد مخالف سرسخت اسرائيل و آمريكا شد و ميشود." (صحيفه نور، ج15، ص158)
5ـ توسعه طلبي رژيم عراق
پس از فروپاشي رژيم ستمشاهي ايران كه با حمايت آمريكا سالها ژاندارم منطقه بود، اين منطقه عملا با خلاء قدرت سياسي و نظامي مواجهه گرديد. از منظر امام اين حادثه حاكمان قدرت طلب عراق را تحريك كرد تا با تهاجم به ايران و برتري نظامي خود در منطقه، حاكميت خود را بر خليج فارس تحميل كند. همچنين خلاء قدرت در رهبري اعراب رژيم عراق را وسوسه كرد تا شايد در اين موقعيت بتواند رهبري اعراب را به دست بگيرد.
"صدام در تهاجم خود به اين كشور اسلامي نقشه رهبري خود بر اعراب و منطقه و ژاندارمي خليج فارس را تعقيب ميكرد و آمريكا نيز از جهالت و غرور و بلند پروازي صدام استفاده كرد و او را به هجوم به ايران واداشت." (صحيفه نور، ج19، ص292)
6ـ مساعد بودن شرايط داخلي
شرايط سياسي داخل كشور در اوايل سالهاي انقلاب، زمينه مناسب سياسي و رواني را براي حمله عراق آماده كرده بود. وجود تنشهاي سياسي، ضعف بنيه نظامي ارتش به علت اخراج مستشاران نظامي و دستگيري تعدادي از افسران نظامي خائن در كودتاي شهيد نوژه، اختلاف نظر مسئولان و خيانت بني صدر اولين رئيس جمهوري ايران، زمينه مناسب شكل گيري تهاجم بود.
"صدام را وادار كردند كه به اين كشور اسلامي حمله كند و بعضي از اشخاصي كه آن وقت سردمدار بودند خيانت كردند به اين كشور و در عين حالي كه اطلاع داشتند چيزي نگفتند." (صحيفه نور، ج16، ص107)
گواه خيانت بني صدر در اوان جنگ، داشتن حالت انفعالي در مقابل هجوم دشمن، عدم تحرك جدي براي بيرون راندن دشمن و به كار نگرفتن نيروهاي عظيم مردمي در يگانهاي رزمي در طول مدت رياست جمهوري و جانشيني فرماندهي كل قواي او است كه پس از عزل وي اين مشكل جدي بر طرف شد و عملياتهاي مهم پي در پي با حضور جوانان پرشور بسيجي انجام گرفت.
"البته با خيانت بعضي ها كه آن وقت بودند يك جاهايي را به غافلگيري گرفتند لكن آن وقتي كه جوانها در مقابلشان ايستادند ديگر نتوانستند يك قدم پيش بيايند." (صحيفه نور، ج15،ص423)
ماهيت جنگ تحميلي از ديدگاه حضرت امام خميني
در روزهاي آغازين جنگ شبهاتي درباره دفاع مشروع مطرح ميشد. زمينه بروز اين شبهات، اسلامي بودن كشور عراق و مسلمان بودن آنها بود. از اين رو امام خميني به دفع اين شبهات و تبيين ماهيت جنگ و متجاوزان پرداختند تا رزمندگان با بصيرت كامل به دفاع مقدس خويش ادامه دهند. ماهيت جنگ عراق عليه ايران از ديدگاه امام داراي سه مشخصه ذيل بود:
1ـ جنگ اسلام و كفر
با مروري بر عملكرد حزب بعث عراق از آغاز تسلط بر كشور عراق كه با كودتا انجام پذيرفت تا كنون، مخالفت شديد آنان با احكام و قوانين اسلامي به خوبي مشهود است. امام به عنوان يك مرجع ديني سالهاي متمادي در عراق تبعيد بودند و از نزديك شاهد فعاليتهاي ضد ديني آنان بود، ميفرمود:
"ما حزب بعث عراق را ميشناسيم و ميدانيم كه اينها به اسلام عقيده ندارند و دشمن اسلامند و اسلام را خار راه خويش ميدانند و صدام حسين اين جنگ را بر ملت مسلمان ايران تحميل كرد. ما كساني را كه از اصول اسلام و قرآن كريم انحراف حاصل م كنند و به قتل عام مسلمانان ميپردازند را مسلمان نميدانيم... و شما – رزمندگان – براي حفظ اسلام داريد جنگ ميكنيد و صدام براي نابودي اسلام، الآن اسلام به تمامه در مقابل كفر واقع شده است." (صحيفه نور، ج13 و 15، ص197 و 53)
2ـ جنگ حق و باطل
از معيارهايي كه نشان ميدهد ملتي در يك حركت و عمل در موضع حق يا باطل قرار دارد، انگيزه هاي درست يا نادرستي است كه از انجام آن دارد. رژيم عراق با انگيزه نابودي انقلاب اسلامي و تصرف بخشهايي از ميهن اسلامي تجاوز به خاك ايران را آغاز كرد وبراي تحقق آن از هيچ جنايتي فرو گذار نكرد، اما رزمندگان اسلام با انگيزه دفاع از اسلام و ارزشهاي اسلامي پا به عرصه جنگ گذاشتند.
"اين جنگ، جنگ اعتقاداست، جنگ ارزشهاي اعتقادي – انقلابي و ما در مقابل ظلم ايستاده ايم." (صحيفه نور، ج15، ص229)
3ـ جهاد دفاعي
ماهيت جنگ ايران در برابر عراق از ديدگاه حضرت امام جهاد دفاعي بود:
"ايران براي خدا قيام كرده است، براي خدا ادامه ميدهد و جز دفاع، جنگ ابتدائي با هيچ كس نخواهد كرد." (صحيفه نور،ج16، ص68)
رژيم عراق همزمان با هجوم گسترده خود به شهرهاي غربي و جنوبي، مناطق مسكوني و اقتصادي ديگر شهرها را با بمب، توپ و موشك هدف قرار ميداد. امام پس از مشورت با مسئولان و فرماندهان نظامي، سياست دفاعي كشور را بر هجوم پيشگيرانه بنيان نهاده و فرمودند:"وارد شديم در عراق براي اينكه نگذاريم هر روز شهرها مورد حمله واقع شود و ميخواهيم اين حملات را به حدي برسانيم كه نتوانند كاري بكنند و اين يك دفاعي است كه ما داريم." (صحيفه نور، ج16،ص223)
ايشان خطاب به فرماندهان نظامي، سياست پيشروي در داخل خاك عراق را اينگونه ترسيم نمودند:
"تكليف ما اينست كه جلوي اينكار را بگيريم. تكليف ما اين است كه تا هر كجا كه جلوگيري از اين امر لازم است، پيش برويم و تاهر كجايي كه بايد دفاع كرد، پيشروي بايد كرد." (صحيفه نور، ج16، ص286)
حضرت امام ضمن تبيين علت ورود به خاك عراق از نظر سياسي و نظامي، ازاين اقدام به عنوان اهرمي براي فشار به مجامع بين المللي استفاده ميكند و اتمام عمليات دفاعي رزمندگان را در خاك عراق متوقف بر پذيرش خواسته هاي جمهوري اسلامي مي داند.
رهبري معنوي امام خميني در دفاع مقدس
بررسی رفتار فردی و شیوه مدیریت و رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) از جمله نكات جالب و ارزشمندی است كه به واسطهی مطالعه رفتار و منش مدیریتی و رهبری ایشان به دست میآید و میتواند برای علم مدیریت موهبتی بزرگ باشد. همچنین مدیران و رهبران سیاسی و اجتماعی در تمامی سطوح میتوانند از روش رفتاری ایشان بیاموزند. آن چه میخوانید نگاهی از زاویه دانش مدیریت به شخصیت رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) است:
پدیده «رهبری» با پیدایش زندگی جمعزیستی انسان در كره خاكی پیوند دارد و تجربههای گوناگون سیاسی اجتماعی در طول تاریخ حیات بشریت، نیازمندی به رهبری را به اثبات رسانده است. از دیدگاه قرآن كریم كه گنجینه معارف الهی و كتاب هدایت بشریت است بعثت رسولان الهی و كیفیت دعوت آنان از مردم برای ایمان آوردن به خداوند متعال، مشحون از لطایف و نكات ظریف رهبری انبیای عظام است. در فرهنگ شیعی نیز به رهبری جامعه اهتمام خاصی شده و آن را یكی از نیازهای اصیل بشری قلمداد نموده است.
نكته مهم دیگر این كه از دیدگاه تشیع، رهبری إعمال ولایت خداوند در زمین است و رهبر باید حتماً از طرف خداوند متعال بیواسطه و یا با واسطه اذن داشته باشد تا در میان مردم به رهبری بپردازد و شیعه این مهم را پس از پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در شجره طیبه اهل بیت(علیهم السلام ) منحصر میكند.
امام خمینی( رحمت الله علیه ) شخصیتی جامع در ابعاد مختلف علمی و عملی بود و یكی از كمنظیرترین حادثههای تاریخ اسلام را آفرید. از بارزترین جلوههای رهبری و نقش معنوی حضرت امام خمینی( رحمت الله علیه ) و تأثیر شگرف آن بر روحیه ملت و رزمندگان اسلام، هدایت و رهبری ایشان در هشت سال حماسه دفاع مقدس است. بزرگمردی كه حماسه رزمش آمیخته به بالاترین مراتب عرفان، فقهش متبلور در فلسفه عملی حكومت اسلامی، و حكمتش، شالوده سیاستهای نظام اسلامی بود. حضرت آیتالله خامنهای ( مدّظلّه العالی) درباره ویژگیهای فرماندهی و رهبری حضرت امام( رحمت الله علیه ) در هدایت نیروهای رزمی و مسلح میفرماید:
غیر از دوران پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم ) و دوران خلافت امیر المومنین (علیه السلام ) و مدت کوتاهی از امام مجتبی(علیه السلام ) ، فرمانده كل قوای عارف و حكیم و عاشق و الهی در دنیا سراغ نداریم… ما در هیچ جای دنیا، نه امروز و نه در گذشته نیروی نظامی سراغ نداریم كه تحت فرماندهی انسانی معنوی و الهی و عارف و دارای رقیقترین احساسات بشری و در عین حال با قاطعیت و صلابتی كه هیچ فرماندهی در دنیا از آن برخوردار نیست، به حراست و دفاع از ناموس و حیات شرافتمندانه ملت در مقابل تجاوزگران بپردازد.
شور و حال سلحشوری و رزمندگی، شوق به جهاد و استقامت رزمندگان و فتوحات عظیمی كه در نبرد با دشمنان اسلام به دست آوردهاند، بیشتر مرهون تأثیرات معجزهگون شخصیت معنوی حضرت امام( رحمت الله علیه ) در رهبری دفاع مقدس است كه در این مقاله به اختصار ابتدا به ویژگیهای رهبری، شیوهها و سپس به ارتباط معنوی امام خمینی(رحمت الله علیه) با رزمندگان میپردازیم. ویژگیهای رهبری امام خمینی(رحمت الله علیه) اخلاق فردی و مدیریتی و خصوصیات رهبری حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) در درجات بسیار عالی قرار داشت و از ایشان یك نمونه انسان كامل ساخته بود، كه سخن گفتن درباره هر كدام از خصوصیات اخلاقی و مدیریتی ایشان بحث مستقلی را میطلبد كه در این مقاله به برجستهترین آنها در ارتباط با فرماندهی عالی و رهبری جنگ میپردازیم:
1. شجاعت:
در فرهنگ مبارزات سیاسی حضرت امام واژه ترس وجود ندارد در دوران قیام علیه طاغوت و رویارویی با آمریكا و رهبری هشت سال دفاع مقدس با شجاعت و دلیری وارد مبارزه شد او ترس را ترساند كه به دلهای اولیای الهی راه نیابد ـ او هرگز نترسید و نترساند. هنگامی كه وزیر دفاع امریكا علناً تهدید كرده بود كه امریكا د راین جنگ هر زمانی كه صلاح بداند از دوستان عرب خود پشتیبانی خواهد كرد. حضرت امام(رحمت الله علیه) در پاسخ به این گونه تهدیدهای نظامی دشمنان فرمود: هر یك از اینها (حامیان رژیم عراق) بخواهند تعدی بكنند، ما تا آخرین نفرمان میایستیم مقابلش. هنگامی كه امریكا ناوی های جنگی خود را برای حمایت از رژیم عراق به سوی منطقه خلیجفارس گسیل میداشت، مسئولان مملكتی در این باره با حضرت امام گفتگو كردند و نظر ایشان را جویا شدند. امام با شجاعت تمام فرمود: اگر من بودم، با ورود اولین ناو امریكایی به خلیج فارس، آن را هدف قرار میدادم!
2. طمأنینه:
دل آرام و قلب مطمئن حضرت امام(رحمت الله علیه) پیامد ایمان محكم و اعتقاد راسخ به دریای بیكران الطاف الهی بود. طمأنینهای كه حوادث ناگوار و كمرشكن قادر به متزلزل كردن و در هم شكستن آن نبود. حضرت امام(رحمت الله علیه)، عالَم را محضر حقتعالی میدید و به الطاف و عنایات الهی اعماد داشت و مصداقی از آیه: الا بذكرالله تطمئن القلوب بود و این عنصر مهم تاثیری شگرف در تصمیمگیریهای ایشان در رهبری دفاع مقدس داشت. عكسالعمل ساده و آرام امام(رحمت الله علیه) در برابر هجوم سراسری دشمن به كشور ایران بارزترین نمونه این طمأنینه بود كه فرمود: «یك دزدی آمده یك سنگی انداخته و فرار كرده» فرماندهان و طراحان عملیاتهای جنگ پس از روزها مطالعه و شناسایی و بررسی امكانات و تجهیزات و تهیه راهكارهای عملیاتی و نظامی باز هم به هنگام اجرای عملیاتهای مهم اضطراب و نگرانی خویش را از سرانجام عملیات و عدم اطمینان از موفقیت آن را پنهان نمیكردند و به (نفس مطمئنه) امام پناه میجستند. رهنمودهای امام قبل از عملیات عملیات فتحالمبین والفجر 8 به فرماندهان نمونهای دیگر از آرامش و اطمینان قلبی حضرت امام(رحمت الله علیه) بود كه تأثیری عجیب در پیروزی رزمندگان اسلام داشت
3. تواضع و فروتنی:
شخصیت عظیم و معنوی حضرت امام، مهمترین عامل در تحول معنوی و روحی ملت ایران و رزمندگان جبهههای نور علیه ظلمت در هشت سال دفاع مقدس بود. حضور پرشور جوانان در عرصه جهاد و شهادت، گرایش توده مردم و نوجوانان به ارزشهای انسانساز و متعالی اسلام و شكوفایی این ارزشها در جبهههای جنگ همه در پرتو رهنمودها و راهنماییهای پیامبرگونه عارف و عالمی وارسته و استكبارستیزی كه مراحل و مدارج عالی سیر و سلوك را پیموده صورت گرفته است؛ اما خصلت تواضع و فروتنی امام(رحمت الله علیه) هیچگاه اجازه نمیداد كه از كار خود سخن به میان آورد و خویشتن را یك خدمتگزار معرفی میكرد و میفرمود: اگر به من خدمتگزار بگویند، بهتر از این است كه رهبر. هرگاه در جمع رزمندگان حضور مییافت خود را خجل زده معرفی میكرد و خود را از خیل مشتاقان جنگ و شهادت عقب مانده میدانست. اوج مرتبه و عالیترین درجه تواضع و فروتنی امام(رحمت الله علیه) نسبت به رزمندگان، جمله معروفی است كه در وصف دلاوری نوجوان شهید، حسین فهمیده بیان نمودهاند: رهبر ما آن طفل دوازده سالهای است كه با قلب كوچك خود؛ كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجك خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.
4. محبت و صمیمیت امام(رحمت الله علیه) با رزمندگان:
همانگونه كه رزمندگان اسلام خداجویان جبهههای نبرد به ساحت مقدس شخصیت معنوی رهبرشان عشق میورزیدند، امام عاشقان نیز علاقه و محبتی خاص نسبت به فرزندان معنوی خویش اظهار میكردند. و در حقیقت ارادت و علاقه بین مرید و مراد یك پیوند دو جانبه بود، جلوههای الفت و صمیمیت و محبت امام(رحمت الله علیه) نسبت به رزمندگان در گفتار و كردارش به طور كامل نمایان بود. جملاتی همانند: اینجانب دست یكایك شما را میفشارم؛ من بین خود و شما فاصلهای نمیبینم؛ گویای عمق و ارادت و محبت قلبی امام به دلاوران دفاع مقدس بود. بیپیرایگی رفتار امام(رحمت الله علیه) در جمع فرماندهان و رزمندگان جبههها و برداشتن مانعهای احترامات رسمی و رایج میان یك رهبر و فرمانده عالی جنگ با نیروهای تحت امر در ملاقاتهای خصوصی تصویرگر گوشهای از محبت و صمیمیت قلبی امام(رحمت الله علیه) به رزمندگان بود و صحنههای دیدارهای خصوصی امام(رحمت الله علیه) با رزمندگان مشحون از صحنههای دلپذیر و ارتباط عاطفی و محبت و صمیمیت است.
5. قاطعیت:
در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی قاطعیت امام راهگشای برنامهها و سیاستهای مبارزه بود كه حتی اطرافیان و شاگردان ایشان به شگفتی و كار ساز بودن آن اعتراف داشتند. در امور رهبری و فرماندهی عالی جنگ هم قاطعیت امام گرههای كور و بنبستهای ایجاد شده در برنامهریزیهای رزمی و نظامی را باز میكرد. از مهمترین جلوههای قاطعیت امام دستور شكست حصر آبادان، آزادسازی سوسنگرد و عزل فرماندهی نیروهای مسلح بود.
6. سازشناپذیری و استقامت در مبارزه:
ظلمستیزی و پایداری امام در برابر توطئههای دشمنان، روحیهای سازشناپذیر و مقاوم از ایشان پدید آورده بود. حضرت امام در سیره عملی و روش مبارزاتی خود به آیات شریفه لا تظلمون و لا تظلمون 18 و فاستقم كما امرت و من تاب معك 19تاسی میجست و هیچگاه نقشههای ظالمانه و سلطهطلبانه و تحمیلی دشمن را برنمیتافت. فشارهای شدید نظامی، تبلیغاتی و روانی حامیان دشمن در كمكهای تسلیحاتی به رژیم بعث عراق برای پذیرفتن خواستههای استكبار جهانی هیچ تأثیری در روحیه مقاوم و سازشناپذیر امام نداشت و میفرمود: ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون برای اعتلای كلمه الله ایستادهایم. این روحیه و صفت مطلوب حضرت امام(رحمت الله علیه) تأثیر عجیبی در رزمندگان اسلام داشت به گونهای كه شیرمردان عرصه پیكار در شرایط سخت نبرد با تمام توان و اراده خویش پایداری میكردند و دشمن مجهز به سلاحهای پیشرفته را به استیصال میكشاندند.
7 .نیرنگ شناسی:
دشمن در موقعیت و زمانهای مختلف حیلههای متفاوت و گوناگونی را به كار میبست و با بهرهگیری از شیوههای جنگ روانی تلاش میكرد تا انگیزههای اسلامی را در رزمندگان از بین ببرد و اراده آنان را در دفاع مقدس از میهن اسلامی سست نماید. مظلومنمایی و تظاهر به مسلمان بودن از جمله اقداماتی بود كه برای فریب ملت سلحشور ایران از سوی رژیم بعث صورت میگرفت، اما هوشیاری و زیركی منحصر به فرد حضرت امام(رحمت الله علیه) با موضعگیریهای دقیق و سنجیده خویش تمام این توطئههای فریبنده دشمن را خنثی نمود.
از این رو حامیان رژیم بعث عراق و سیاستگزاران استكبار جهانی برای پیشگیری از پیروزیهای مداوم ظفرمندان جبهههای نبرد كه از شكست حصر آبادان تا فتح بستان و نبرد چزابه تا عملیات مهم فتحالمبین و نیز فتح معجزهآسای خرمشهر ضربات كوبنده خود را بر پیكر رژیم بعث وارد آورده بودند. حیلهای جدید اندیشیدند تا افكار مجامع بینالمللی و رسانههای خبری و ملت و كشورهای اسلامی و به خصوص رزمندگان دلاور اسلامی را از جبهههای جنگ ایران و عراق به نقطهای دیگر معطوف كنند. این توطئه بزرگ، طرحریزی و تهاجم وحشیانه و غافلگیرانه اسرائیل غاصب به كشور لبنان بود و میرفت كه این حیله كارساز شود، اما با موضعگیری هوشیارانه و صریح حضرت امام(رحمت الله علیه) درباره چگونگی پشتیبانی رزمندگان از مردم بیپناه لبنان و فلسطین این توطئه نیز خنثی شد.
حضرت امام(رحمت الله علیه) فرمود: ما راهنمان این است كه باید از راه شكست عراق دنبال لبنان برویم نه مستقلاً. شیوهها و تدابیر رهبری امام خمینی(رحمت الله علیه) حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) به عنوان رهبر و فرمانده كل قوا و فرماندهی عالی جنگ، تعیین و هدایت استراتژی جنگ را بر عهده داشت و در این مدت با بهرهگیری از شیوهها و تدابیر خاص خویش هشت سال دفاع مقدس را رهبری نمود و اعجاب و شگفتی سیاستمداران دشمن را برانگیخت.
1. بسیج همگانی و سازماندهی مردم و نیروهای مسلح تحت دو یگان عمده رزمی و پشتیبانی برای آنكه كلیه نیروهای داوطلب بتوانند در حد تواناییها و استعدادهای خویش در این امر مهم سهیم باشند، اما اقدام به این مهم نمودند و در این رابطه فرمودند: هر كس میتواند جبهه باید برود و هر كه نمیتواند در پشت جبهه كمك كند.
2. توسعه تشكیلاتی نظامی و فرمان بر تشكیل نیروهای سهگانه سپاه این امر موجب شد تا سپاه بتواند با هماهنگی بیشتر با نیروهای ارتش، در عرصههای نبرد حضور قویتری داشته باشند.
3. هماهنگی و انسجام در نیروهای مسلح همانگونه كه در اندیشه سیاسی امام(رحمت الله علیه) وحدت و یكپارچگی اقشار مختلف ملت و احزاب گوناگون عامل پیروزی ملت ایران به شمار میآید. انسجان نیروهای نظامی را نیز ضامن اقتدار نیروهای مسلح در دفاع مقدس میدانست. از این رو امام(رحمت الله علیه) به نیروهای ارتش، سپاه و بسیج فرمود: همه در هم ذوب شوید و تو و من را از میان بردارید و چون ید واحده و قدرت واحده به دشمن بتازید.
4. هماهنگی و به كارگیری امكانات پشت جبهه امام نیروهای پشت جبهه اعم از دستگاههای اجرایی و تبلیغی و سیاسی را به هماهنگی با یكدیگر و توجه به مسائل جنگ دعوت میكردند و كلیه فعالیتهای سیاسی، تبلیغی و اقتصادی پشت جبهه را با دفاع مقدس مرتبط میساختند و همواره ارگانها و سازمانهای دولتی را در جهت تقویت و آمادگی رزمی مردم و پشتیبانی از جنگ به كار میگرفتند و میفرمودند: به پشتیانی مادی و معنوی خود از جبهههای نبرد و رزمندگان ادامه دهند و سپاهیان نور را حمایت كنند.
5. مقابله با عوامل بازدارنده داخلی و تبلیغات دشمن در دوران دفاع مقدس حوادث گوناگونی پدید میآمد، برخی از این حوادث مانند رقابتهای جناحهای مختلف در كشور معلول شرایط سیاسی داخلی كشور بود كه بعضاً فضای سیاسی كشور را ملتهب میساخت، برخی از پیشامدها را عوامل آگاه و مزدور دشمن پدید میآوردند و برخی دیگر نتیجه اعمال گروههای ناآگاه داخلی بود و هر كدام از این حوادث به طور مستقیم با غیرمستقیم میتوانست در حضور رزمندگان اسلام در جبههها برای ادامه دفاع مقدس مشكل ایجاد نماید. اما حضرت امام(رحمت الله علیه) با شیوههای در خود تحسین رهبری خویش، تأثیر منفی و شكننده هر یك از این حوادث را بر عرصههای نبرد و روحیه رزمی و معنوی رزمندگان اسلام را خنثی میكرد
فهرست مطالب
عنوان صفحه
دلایل برتری دین اسلام بر سایر ادیان.. 2
2- هماهنگی با مقتضیات زمان.. 3
دلایل برتری اسلام بر سایر ادیان آسمانی.. 4
امتیاز اسلام از نگاه برون دینی.. 6
یك مسلمان با توجه به آموزه هاى دینی، حكم مى كند اسلام بر دیگر ادیان برترى دارد، با این توضیح كه در نزد یک مسلمان،ایمان به تمامى پیامبران الهى پیشین جزء ضرورى دین است. « آمن الرسول بماانزل الیه من ربه والمؤمنون كل آمن بالله و ملائكته و كتبه و رسله... »؛زیرا دین آن پیامبران نیز اسلام بوده است. خداوند میفرماید: {ان الدین عند الله الاسلام} اماعده ای پس از آن پیامبران، برای رسیدن به اغراض و منافع خودشان اقدام به تحریف فرامین الهی می کردند و از آنچه که خدا توسط پیامبرانش نازل کرده بود غیر از مقدار بسیار کمی، بقیه دستخوش دگرگونی و نابودی قرار گرفته است و آنچه که اکنون به عنوان آیین یهودیت و مسیحیت معروف است ،آن چیزی نیست که خداوند بر پیامبرانش نازل کرد. در این خصوص قرآن مى فرماید: «و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرین؛ هر كه دینى جز اسلام اختیار كند،از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانكاران خواهد بود».
اما دین اسلام که توسط حضرت محمد (ص) از طرف خداوند آورده شده نسبت به ادیان محرف فوق برتری دارد؛ زیرا مورد دگرگونی و تغییر قرار نگرفته است.خداوند در مورد دستورات آسمانی فران می فر ماید:{انانحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون}. و همچنین نسبت به آیین واقعی پیامبران گذشته_ که همان اسلام ولی در حد نازلتر و ساده تر بوده است_ نیز برتر و کامل تر است ؛ زیرا ایشان خاتم پیامبران و اشرف آنها می باشد و پس از ایشان آیین و دستوری به عنوان وحی ازطرف خداوند نازل نمی گردد. و چون قرار نیست دستور جدیدی بیاید طبیعی است که باید کامل ترین آیین باشد تا بتواند راهنمای مردم تا روز قیامت باشد.
اسلام، دین تكامل یافتۀ آدم، نوح، ابراهیم،موسى و عیسی(ع) است،كه با تكمیل رهنمودهاى وحیانی، این دین مورد رضاى خداوندى است. دینی كه خداوند آن را دین كامل و مورد رضاى خداوندى معرفى كرده است. (الیوم أكملت لكم دینكم و أتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دیناً). نیز فرمود: «و تمّت كلمة ربك صدقاً و عدلاً؛پیام راستین خدا كامل گشت. به همین جهت پیام آور این شریعت را خاتم انبیا معرفى كرده است. خاتم مایه زینت و گُل سرسبد پیامبران است.این آیات، بر برترى پیامبر اسلام و شریعتش نسبت به پیامبران پیشین و شرایع شان دلالت دارد.
دلایل برتری دین اسلام بر سایر ادیان عبارتاند از:
یکی از دلائل کامل بودن دین اسلام، جامعیّت آن است. جامعیت بدان معنا است که در اسلام قوانین و مقرّرات مورد نیاز انسانها پیشبینی شده است. در آیات و روایات متعدّدی به این جامعیّت اشاره شده است. برخی از اندیشوران مسلمان باور دارند که در کتاب و سنّت، احکام مورد نیاز انسانها بیان شده است. امام راحل فرمود: "... قرآن مجید و سنّت شامل همه دستورات و احکامی است که بشر برای سعادت و کمال خود احتیاج دارد". شهید مطهری می نویسد: "همه جانبگی از جمله امتیازات اسلام نسبت به ادیان دیگر است...".
در اسلام، احکام و قوانین منحصر در زندگی فردی انسانها نیست، بلکه تمام ابعاد زندگی اجتماعی را نیز در بر دارد، چرا که زندگی فردی و اجتماعی انسان از هم قابل تفکیک نبوده و بسیاری از امور فردی، در زندگی اجتماعی و بالعکس تأثیر دارند.
یکی از ویژگیهای بسیار مهم اسلام همسویی آن با شرایط زمان است؛ یعنی قوانین اسلام علاوه بر جامعیت به گونهای تشریع شده که پاسخگوی نیازهای انسانها در همه زمانها است؛ از این رو اسلام بعد از گذشت چندین قرن بالنده و پویا ظاهر شده و در مقام پاسخگویی نیازهای مردم اظهار عجز نکرده است.
امام صادق(ع) درباره قرآن فرمود: "خداوند قرآن را برای زمان و مردم خاصی قرار نداده است. قرآن برای همه زمانها و برای همه انسانها تا روز قیامت تازگی دارد". "مارسل بوازار" می نویسد: "احکام و قوانین اسلام به پرسشهای معاصر پاسخ داده است...". یکی از امتیازات اسلام نسبت به ادیان دیگر همین است که ادیان دیگر پاسخگوی نیازهای زمان خود بودند، حال آنکه اسلام پاسخگوی نیازهای انسانها درطول تاریخ می باشد. یکی از علل خاتمیّت اسلامرا در همین ویژگی باید جستجو نمود.
همسویی اسلام با شرایط زمان بدان معنا نیستکه قوانین اسلام با شرایط زمانی تطبیق گشتهو تغییر یابد، بلکه معنایش این است که هرگاه احتیاجات و حوادث و مقتضیات زمان به اسلام عرضه می شود، پاسخگو است.
یکی از دلایل مهم کامل بودن دین اسلام درتلفیق دنیا و آخرت ظهور می کند. اسلام بااصل دنیا و مواهب آن مبارزه نکرده و رهبانیت را نپذیرفته است: "لا رهبانیة فی الإسلام". دین دنیا را پل ارتباطی آخرت دانسته است. از این رو نخست تعریف دقیق از دنیا ارائه داده و به زندگی انسانها سمت و سو داده و همگان را به فعالیت در دنیا فرا خوانده است. از سوی دیگر اسلام مردم را به آخرتگرایی فراخوانده و از دنیا گرایی بر حذرداشته، این در حالی است که برخی از ادیان نیز دنیا گریزی را مطرح کردهاند، چنانکه برخی دیگر آخرت گریزی را مطرح کردهاند.
شهید مطهری در این خصوص می نویسد: "درجامعه های کهن همیشه یکی دو چیز وجود داشت: یاّ آخرت گرایی و زندگی گریزی و یا زندگی گرایی و آخرت گریزی. اسلام آخرت گرایی رادر متن زندگی گرایی قرار داد. از نظر اسلام راه آخرت از متن زندگی و مسئولیتهای زندگی دنیا می گذرد".(
اسلام علاوه بر جامعیّت و همسویی با شرایط زمان، جهان شمول است.
جهان شمولی بدان معنا است که اسلام اختصاص به مردم و سرزمین خاصی ندارد، بلکه دین همگانی است. بر خلاف ادیان دیگر که هر کدامبه امت و قومی اختصاص داشتهاند.
از این رو در قرآن خطاب به پیامبر اسلام(ص) آمده است: "و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمین". از برخی آیات و روایات دیگر استفاده میشود که در زمان حکومت جهانی امام زمان(ع) دین اسلام همه جهان را فرا گرفته و همگانی می شود.
دلایل برتری اسلام بر سایر ادیان آسمانی
1- اسلام آخرین دین است و همیشه دین آخراز همه جهات بر ادیان پیشین امتیاز و برتری دارد چون اگر دین بعدی بیاید و مکمل ادیان گذشته نباشد لغو خواهد بود .
2- اسلام منادی توحید در همه ابعاد آن استولی ادیان دیگربه انحراف کشیده شده اندمثل مسیحیت که قائل به تثلیث هستند .
3- تاریخ و شناسنامه دین اسلام کاملا روشناست ؛ در حالی که تاریخ ادیان گذشته کاملا مبهم و تاریک است.
4- معارف اسلام، عمیق و موافق بابراهین عقلی و شرعیت اسلام، گسترده ودر بر دارنده تمامی قوانین مترقی و حقوق انسانی و اجتماعی است؛ در حالی که برخی از معارف ادیان دیگربا براهین عقلی ناسازگار و شریعت آنها بسیار محدود و فردی است.
5- گزارههای دینی متون اسلامی به ویژه قرآن مطابق با واقع است و هر روزه، علوم تجربی و طبیعی از حقانیت آنها پرده بر میدارد و با آنها مطابق است؛ در حالی که گزارههای متون ادیان دیگر با علوم و کشفیّات بشر امروز،ناسازگار و غیر قابل جمع است.
6- مَثَل اسلام و ادیان سابق، مَثَل 100و کمتر از آن است یعنی چون که صد آید، نود در پیش ماست؛ البته این بنابر فرضی است که ادیان سابق عاری از تحریف و دور از دست برد بشر قرار گرفته باشند که به شهادت تاریخ، ادیان سابق، جملگی دچار این نقصان و این مشکل بودهاند.
7- وجود قرآن در میان مسلمانان که تحریف نشده و بعنوان معجزه جاویدان است ، از امتیازات دیگران اسلام است که دیگر ادیان از این امتیاز بی بهره اند.
استاد شهید مرتضى مطهرى با استناد به آیه «و من یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه» مى فرماید كه: دین تسلیم است،ولى حقیقت تسلیم در هر زمان،شكلى دارد و در این زمان، شكل آن،دین گران مایه اى است كه به دست حضرت خاتم الانبیا ظهور یافته است. لازمه تسلیم خدا بودن، پذیرفتن دستورهاى او است. روشن است كه همواره به آخرین دستور خدا باید عمل كرد و آخرین دستور همان است كه آخرین رسول آورده است.(عدل الهی،ص 329 تا 334)
امتیاز اسلام از نگاه برون دینی
در این منظر نمى توان براى برترى دین اسلام به آیات قرآنى و روایات اسلامى تمسك نمود، چون كه غیر مسلمان اینها را قبول ندارد، بلكه باید نخست حقانیت اسلام را ثابت نمود. در قدم بعدى نوبت به این مى رسد كه دین بر حق تنها یك دین است،نه بیشتر. نمى شود پذیرفت هم اسلام بر حقاست و هم ادیان دیگر (پلورالیسم دینى و تكثرگرایی در دنیا مردود است). اگر در پى اثبات حقانیت دین اسلام بر آییم، بحث به درازامى كشد كه در این فرصت اندك نمى توان به طور مبسوط و كافى آن را بیان نمود از اینرو به صورت مختصر به آن پرداخته میشود. برای پى بردن به حقانیت اسلام و برترى آنبر سایر ادیان، راه هایى وجود دارد كه یكى از آن ها بررسى ویژگى هاى اسلام در بُعدشناخت شناسی،جهان بینی،انسان شناسی،عقیده و مسائل اخلاقى و ارزشى است، سپس با معیار عقل و خِرَد ـ كه اولین داور ومعیار پذیرفته شده است.
شهید مطهرى درباره ویژگى هاى اسلام مى نویسد: دیدگاه اسلام از نظرشناخت شناسى چنین است:
1ـ بشر میتواند جهان و حقایق آن را بشناسدو خود مشوق آن است... .
2ـ شناخت حقایق جهان از این راه ها ممكناست: طبیعت یا آیات آفاقی،انسان یا آیات انفسی، تاریخ یا سرگذشت اجتماعى اقوام و ملل و عقل... .
3ـ ابزار شناخت عبارتند از: حواس، قوة تفكرو استدلال، تزكیه و تصفیه نفس و مطالعه آثار علمى دیگران.
4ـ موضوعات شناخت عبارتند از: خدا، جهان طبیعت، انسان با جامعه و زمان. از نظر جهانبینى و انسان شناسى عبارت است از: 1ـ جهان واقعیتش از خدا است. یعنى تمام واقعیتش انتساب به حق است.
2ـ واقعیتش و نسبتش به حق یكى است. 3ـ این واقعیت متغیر و متحركاست. 4ـ واقعیت هاى این جهان درجه تنزل یافته و مرتبه نازله واقعیات جهانى دیگر است كه جهان غیب نامیده میشود.
5 ـ این جهان ماهیت «به سوى اویی» دارد؛یعنى همان طور كه از اوست به سوى او هم هست... .
6ـ جهان داراى نظام متقن علّى و معلولى وسببى و مسببى است. فیض الهى و قضا و قدر او به هر موجودى تنها از مسیر علل و اسباب خاص خود او جریان مى یابد... .
7ـ جهان یك واقعیت هدایت شده است. تمام ذرات جهان در هر مرتبه اى كه هستند از نور هدایت برخوردارند.
8ـ بعد از این جهان جهانى دیگر است... .
9ـ روح انسان حقیقتى جاودانه است.
10ـ انسان ها به حسب خلقت مساوى آفریده شده اند، تنها ملاك فضیلت، علم، جهاد و تقوااست.
11ـ انسان ها به حسب اصل خلقت از یك سلسله استعدادهاى فطرى از جمله فطرت دینى و اخلاقی برخوردارند.
12ـ به حكم این كه هر فردى بالفطره انسان متولد میشود. در هر انسانى استعداد توبه و بازگشت و پند پذیرى هست... .
13ـ انسان ها همواره در عمق جانشان یك تضاد درونى (تضاد بین عقل و هواى نفس) دارند و مختار و آزادند، لذا مسئولیت دارند.
14ـ جهان زیر چتر ارادة خداوند واحد است... . از نظر ایدئولوژی: ایدئولوژی اسلام همه جانبه،جامع و فراگیر است، در آن اجتهادراه دارد، از سماحت و سهولت برخوردار است. زندگى گرا است(نه زندگى گریز)، اجتماعىاست و مقررات اجتماعى دارد. در عین اجتماعى بودن،حقوق و آزادى فردى را محترم مى شمارد... .
با نگاه به این خصائصى كه از اسلام بیان شد مى گوییم: این معارف را مى توان با معارف دیگر مكاتب و مذاهب مقایسه كرد. زیرا مقایسه یكى از مهمترین معیارهاى ارزیابى است. مى توان در وهله نخست مكاتب را بر دو قسم تقسیم نمود، مادى و الهى با بطلان مكاتب عادی، اعم از مكتب مادى میكانیك و دیالكتیك، بحث در مكاتب الهى متمركز میشود. مكاتب الهى هم بر دوقسم است: توحیدى و غیر توحیدى (شرك)، عقل سلیم توحید را مى پذیرد، بنابراین بحث درادیان توحیدى متمركز میشود. در بین ادیان و مكاتب الهى و توحیدى سه دین مطرح است،اسلام،مسیحیت و یهود. تبلور اسلام درقرآن، مسیحیت در انجیل و یهود در تورات است. با تأمّل در این سه كتاب به راحتى حقانیت و برترى قرآن بر دو کتاب دیگر را مى توان دریافت نمود.
یکی از امتیازات اسلام بر دیگر ادیان خاتمیت دین به وسیله اسلام است و آیاتی که بر این مطلب دلالت میكنند،دو دستهاند:
1. آیاتی كه با مدلول مطابقی و با صراحت بر خاتمیت دلالت میكنند.
2. آیاتی كه با مدلول التزامی بر خاتمیت دلالت دارند.
یكی از آیاتی كه به روشنی بر خاتمیت دلالت میكند، این آیه شریفه است كه میفرماید:
«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخاتَمَ النَّبِیِّینَ».
محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ پدر هیچیك از مردان شما نیست، بلكه فرستاده خدا و پایان بخش پیامبران است.
قسمت دوم آیه، مسئله نبوت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ رامطرح كرده و او را به عنوان پایان بخش سلسله پیامبران معرفی مینماید. در این قسمت از آیه نخست به مقام رسالت پیامبراسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ اشاره نموده پس از این از او به عنوان آخرین پیامبر الهی یاد شده است.
و این بدان جهت است كه نسبت میان نبوتو رسالت، از قبیل نسبت میان عام و خاص است، به این معنا كه هر نبیای رسول نیست، ولی هر رسولی نبی میباشد، و در نتیجه رسول خاص، و نبی عام است؛ زیرا مقام نبوت مربوط به دریافت خبرهای مهم آسمانی، و مقام رسالت مربوط به ابلاغ آن خبرها به مردم و كوشش در جهت تحقق یافتن آنها در جامعه بشری است.
در هر حال، خواه مصداق نبی و رسول یكسان باشد یا متفاوت، از نظرمفهومی، نبوت اعم از رسالت است. یعنی نبوت بدون رسالت قابل فرض است، ولی رسالت بدون نبوت قابل فرض نیست؛ چرا كه شخص نخست باید به مقام نبوت برسد وحقایق و معارف الهی را از طریق وحی دریافت كند، آنگاه به ابلاغ و اجرای آنها مأموریت یابد.
بدین جهت قرآن كریم به جای آن كه پیامبراكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـرا آخرین رسول خدا معرفی كند، او را آخرین پیامبران الهی معرفی كرده است تا همزمان دال بر خاتمیت رسالت و نبوت باشد. . احزاب/40.
با نگاه مقایسه اى بین اسلام و سایر ادیان و مكاتب مى گوییم: دین اسلام برترى دارد،
اوّل: دین هاى امروز، توحیدشان و تصویرى كه از خدا ارائه مى كنند،قابل خدشه است،بر خلاف اسلام.
دوم: حقوق فردى انسان ها در دین هاى دیگربه صورتى كه در اسلام شمولیت دارد، لحاظنشده و گاه نادیده گرفته شده است.
سوم: در دیگر ادیان تعادل میان زندگى دنیوى و اخروى رعایت نشده است، بر خلاف اسلام.
چهارم: رهنمود هاى دین هاى دیگر به جهاتى ایدئالیستى اند،مثلاً عدم خشونت بودایى ها و مسیحیان، در حالى كه دنیا پر است ازخیر و شر و نیك و بد. از این رو جا به جا بایدخشن یا نرم بود. این دستور اسلام است. هم قانون دارد و هم اخلاق؛ یعنى رهنمودش باواقعیت ها همخوان است.
پنجم: اكثر دین ها عهده دار زندگى اجتماعى انسان ها نیستند،یا اگر هستند، تعادلى در آن ها دیده نمى شود و قوانین اجتماعى آنان سبب پایمال شدن حقوق انسانها مىشود. این وضع در اسلام بهتر است. ششم: اكثرمذاهب با پیروان دیگر ادیان با خشونت برخوردمى كنند، در اسلام این امر تعدیل شده است. تاریخ هم نشان داد. كه در همزیستى مسالمت آمیز، مسلمانان گوى سبقت را از همه ربوده اند.
هفتم: تحریف در ادیان آسمانى تعالیم آنان را دچار خدشه كرده است، ولى در اسلام (قرآن) تحریفى وجود ندارد .
بنا بر این عقل حکم میکند که انسان اسلام را انتخاب نماید . اگردر برخی روایات اشاره شده است که اسلام را انتخاب نماید ارشاد به حکم عقل است . البته اگر کسی اسلام را انتخاب نمود لازم است قوانین و مقررات آن را قبول و اطاعت نماید.
دلیل ما بر حقانیت تشیع قرآن و سنت است، خداوند در قرآن به ما دستور داده است تا از خدا و رسول و اولی الامر که طبق تصریح رسول اکرم (ص) همان امامان شیعه اند پیروی کنیم. و آیات فراوانی از قرآن به مساله امامت گره خورده است.
متأسفانه مسلمانان نیز همانند اقوام و صاحبان ادیان گذشته به مذاهب گوناگونی متفرق شدند و قطعاً همه ی آنان بر حق نخواهند بود، پیامبر گرامی اسلام فرمود: «ان امّتی ستفرق بعدی علی ثلاث و سبعین فرقة، فرقة منها ناجیة، و اثنتان و سبعون فی النار». پیروان من بعد از من به هفتاد و سه فرقه متفرق خواهند شد، تنها یک گروه نجات پیدا می کنند و هفتاد و دو فرقه دیگر اهل آتش خواهند بود. مذهب حقه و فرقه ناجیه در میان مذاهب اسلامی مذهب اهل بیت (شیعه اثنی عشری) است و تشیع، همان اسلام راستین و حقیقی است. پیامبر گرامی اسلام فرمود: «ایها الناس انی ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلوا، کتاب الله و عترتی اهل بیتی؛ مردم! من در میان شما چیزی به ودیعت نهادم که اگر بدان اخذ کنید هرگز گمراه نخواهید شد، کتاب خدا و عترت خودم، یعنی اهل بیتم»
ابوذر غفاری صحابی ثقه و جلیل القدر پیامبر خدا (ص) نقل می کند: «سمعت النبی (ص) انه قال: الا ان مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینة نوح فی قومه، من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق؛ بدانید: من از پیامبر (ص) شنیدم که فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما مثل کشتی نوح برای قوم نوح است، هر که در این کشتی نشیند نجات یابد و هر که تخلف کند غرق گردد».
اساس و پایه مذهب تشیع، توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد است، و شیعه قائل به امامت دوازده امام معصوم(ع) به عنوان جانشین پیامبر اسلام (ص) می باشد که اول آنان علی (ع) و آخر آنها مهدی (ع) است.
در روایات وارده از رسول گرامی اسلام به تعداد و حتی نام های دوازده امام معصوم(ع) تصریح شده است. روزی عبدالله بن مسعود در میان جمعی نشسته بود که عربی بیابانی پیدا شد و از آنان پرسید کدامیک شما عبدالله بن مسعود هستید؟ عبدالله جواب داد: من. عرب پرسید: هل حدثکم نبیکم کم یکون بعده من الخلفاء؟ قال: نعم، اثناعشر، عدد نقباء بنی اسرائیل. آیا پیامبر شما، تعداد جانشینان بعد از خودش را برای شما بیان کرد؟ - آری، دوازده نفر، به تعداد نقیبان بنی اسرائیل.
خداوند در قرآن مي فرمايد:
«إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ؛[مائده/55] جز این نیست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى خوانند و هم چنان كه در ركوعند انفاق مى كنند.»
«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛[مائده/67] اى پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنین نكنى امر رسالت او را ادا نكرده اى.»
«الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً؛[مائده/3] امروز دین شما را برایتان كامل، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را براى شما به عنوان آیینى (استوار و پایدار) پذیرفتم.»
«إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً؛[احزاب/33] خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.» و ... .
پیامبر(ص) نیز به تصریح تاریخ و روایات همواره از امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان وصی و جانشین خویش یاد می فرمود، چنانکه طبرسی در تاریخ خویش نقل می کند:« هنگامی که آیه "وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَكَ الْأَقْرَبینَ؛[شعراء/214] و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن." نازل شد پیامبر(ص) به خویشان خود فرمود: خدای متعال به من دستور داد تا شما را به سوی او دعوت کنم، پس هر کدام از شما که مرا در این امر یاری کند برادر و وصی و جانشین من خواهد بود، علی (ع) فرمود: من ای رسول خدا در این راه تو را یاری خواهم کرد، پیامبر دست در گردن علی (ع) انداخت و فرمود: همانا این (علی) برادر و وصی و جانشین من در میان شما است، از او بشنوید و مطیع او باشید. خویشان پیامبر (ص) در حالی که می خندیدند برخاستند و به ابوطالب به تمسخر گفتند: او به تو دستور داد تا مطیع پسرت باشی و فرمانبردار او باشی.»
پیامبر در آخرین سال عمر خویش، در برگشت از حج که معروف به حجة الوداع گردید، در منطقه غدیر خم رسماً علی بن ابیطالب(ع) را به عنوان امام و زمامدار مسلمین منصوب و معرفی فرمود و به همه حاضران دستور داد تا با علی به عنوان امیرالمؤمنین بیعت نمایند و این سخن معروف آن حضرت در آن روز است که فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ هر کس که من زعیم و فرمانروای اویم علی (ع) نیز مولی و فرمانروای اوست» و این حدیث از احادیث مشهوره و متواتره اسلام است.
این مطالب، گوشه ای از انبوه دلایل عقلی و نقلی حقانیت دین مبین اسلام و برتری مذهب تشیع است، در صورت علاقمندی به کسب اطلاعات بیشتر می توانید به منابع ذیل مراجعه کنید:
الف. تفسیر نمونه، ج1، ص283؛ ج11، ص8؛ ج20، ص380.
ب. حق جو، حق شناس؛ ترجمه المراجعات، علامه سید عبدالحسین شرف الدین.
تفاوت اصلی شیعه و برتری آن بر سایر مذاهب اسلامی در نوع نگاه و اعتقاد شیعه به مسئله امامت و ولایت اهل بیت پیامبر اکرم (ص) است. در این جا به پاره ای از اعتقادات شیعه در مسئله امامت اشاره می کنیم:
٫۱ شیعه، دوازده امام (ع) را که در احادیث پیامبر اکرم(ص) به اسامی آنان تصریح شده استاز هر گونه خطا، نسیان و گناه معصوم می داند.
٫۲ شیعه برای امام معصوم (ع) تمام شوؤن پیامبراکرم (ص) به جز مسئله وحی را قائل است.
٫۳ شیعه، امام معصوم (ع) را مرجع دینی (مبین و حافظ دین و مفسر آیات قرآن)می داند.
٫۴ شیعه ، امام معصوم (ع) را دارای ولایت تکوینی و قدرت تصرف در پدیده های عالم می داند.
٫۵ شیعه، امام معصوم (ع) را مرجع سیاسی و برترین رهبر در مسائل اجتماعی و دارای شأن قضاوت می داند و اطاعت کامل از او را بر خود واجب می شمارد.
٫۶ شیعه، امام معصوم (ع) را در مسائل علمی صرف، عالم ترین افراد می داند.
اما متأسفانه سایر مذاهب اسلامی و از جمله مالکی و حنفی و … چنین اعتقادی ندارند و نسبت به اهل بیت و امامان معصوم ما تنها به محبت و اعتقاد به وثاقت آنان اکتفا کرده اند.
٫۷ از ویژگی های تشیع اطاعت و پیروی کامل از امام علی(ع) و اهل بیت (ع) است که از نظر اسلام بسیار اهمیت دارد و در روایات متعددی که اهل تسنن نیز نقل کرده اند، معیار و شرط خداوند در پذیرش اعمال مردم، پذیرش ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) عنوان شده است!
حضرت رسول اکرم (ص) فرموده اند: «نگاه کردن به چهره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و یاد او عبادت است. و ایمان کسی جز با دوستی با او و بیزاری جستن از دشمنان او پذیرفته نمی شود».
آنچه از این روایت برداشت می شود آن است که: «اصلاً، شرط پذیرش ایمان (چه رسد به اعمال عبادی!) داشتن ولایت و برائت است.
و نیز علمای اهل سنت نقل کرده اند که:
«پیامبر اکرم (ص) فرمودند: یا علی! اگر کسی به اندازه عمر (حضرت) نوح خدا را عبادت کند، و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق نماید و به اندازه ای عمرش طولانی باشد که بتواند هزار بار پیاده به حج برود، آنگاه در (مکه) بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود، ولی، ولایت تو را – ای علی! – نداشته باشد، بوی بهشت به مقام او نخواهد رسید و هرگز وارد بهشت نخواهد شد».
اما این که منظور از ولایت علی (ع) چیست، باید از موارد استعمال آن در آیات قرآن مجید و در شأن حضرت علی (ع)،روشن شود ، قرآن می فرماید :« سرپرست و ولىّ شما، تنها خدا است و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند همان ها که نماز را برپا مىدارند، و در حال رکوع، زکات مىدهند. »
شک نیست که کلمه” ولى” در آیه به معناى دوست و یا ناصر و یاور نیست؛ زیرا ولایت به معناى دوستى و یارى کردن مخصوص کسانى نیست که نماز مىخوانند، و در حال رکوع زکات مىدهند، بلکه یک حکم عمومى است که همه مسلمانان را در بر مىگیرد، همۀ مسلمانان باید یک دیگر را دوست بدارند و یارى کنند حتى آنهایى که زکات بر آنها واجب نیست، و اصولا چیزى ندارند که زکات بدهند، تا چه رسد به این که بخواهند در حال رکوع زکاتى بپردازند، آنها هم باید دوست و یار و یاور یک دیگر باشند.
از این جا روشن مىشود که منظور از” ولى” در آیه فوق ولایت به معناى سرپرستى و تصرف و رهبرى مادى و معنوى است، به خصوص این که این ولایت در ردیف ولایت پیامبر (ص) و ولایت خدا قرار گرفته و هر سه با یک جمله ادا شده است.
در بسیارى از کتب اسلامى و منابع اهل تسنن، روایات متعددى دائر بر این که آیه فوق در شأن على(ع) نازل شده نقل گردیده که در بعضى از آنها اشاره به مساله بخشیدن انگشتر در حال رکوع نیز شده و در بعضى نشده، و تنها به نزول آیه در باره على (ع) قناعت گردیده است.
اگر کسی با نگاه شیعه به مسئله امامت و رهبری بنگرد و اعتقادش به امامت و رهبری ،اعتقاد شیعه باشد مسیر زندگی او دگرگون خواهد شد و مسائل و سؤالات و مشکلات دینی را از هر کسی نمی گیرد و زمام اختیار خود را در مسائل سیاسی به دست هر کسی نمی دهد و همیشه مطیع و پیرو امام معصوم (ع) خواهد بود.
اگر چه پیروان همۀ مذاهب اسلامی نسبت به حضرت علی (ع) و فرزندان آن حضرت (امامان معصوم) ارادت، محبت و مودّت دارند، اما ولایت به معنای کامل و دقیقی که مورد نظر قرآن و پیامبر(ص) است تنها در مذهب تشیع جعفری اثنی عشری موجود است و هر مسلمانی وظیفه دارد نزدیک ترین مکتب به قرآن و سنت پیامبر (ص) را انتخاب کند.
v قرآن کریم
v کافی، ج 5، ص 83؛ بحارالانوار،ج 74، ص 145.
v مجموعه مقالات نقش زمان و مکان در اجتهاد،ج 1، ص 286 و 270.
v وحی و نبوّت، ص 90؛ مجموعه آثار، ج 2، ص 241.
v عیون اخبار الرّضا، ج 2، ص 130.
v اسلام در جهان امروز، ص 259
v پاسدارى از سنگرهاى ایدئولوژى تطبیقی(آیت الله مصباح یزدی)
v مقایسه اى میان تورات،انجیل(دكتر بوكای) و قرآن و علم(ذبیح الله دبیر
نحوه نامگذاری پارتیشنها در لینوکس
مقدمه
معمولا انتقال از سیستم عاملی که مدتها با آن کار کرده اید به یک سیستم عامل جدید تا حدی گیج کننده است. مفاهیمی که به آنها خو کرده بودید ممکن است در سیستم عامل جدید جای خود را به مفاهیم دیگری داده باشند. بنابراین با درک این مشکل که انتقال از یک سیستم عامل به دیگری میتواند تا حد زیادی مسأله ساز باشد بسیاری از کاربران ترجیح میدهند سیستم عامل جدید را در کنار سیستم عامل قبلی خود داشته باشند تا کم کم به سیستم عامل جدید خو گرفته و بتوانند کارهای روزمره خود را در سیستم عامل جدید انجام دهند.
این مقاله براساس مطالعات مرتبط در نصب ردهت 9 نوشته شده. در این مقاله نگاهی داریم به روشی که سیستم عامل لینوکس برای پارتیشن بندی هارد دیسک استفاده میکند.
اگر میخواهید از ردهت به فایل های خود که در پارتیشن های ویندوز قرار دارند دسترسی داشته باشید باید از فرمت FAT32 استفاده کرده باشید. دسترسی به پارتیشن های NTFS بدون برنامه های جانبی که گاه دردسرساز هستند فعلا امکان پذیر نیست. اگر شما بیش از یک پارتیشن ویندوز دارید لزومی ندارد که همه آنها NTFS باشند. میتوانید یکی از آنها را FAT32 قرار دهید و فایل هایی که میخواهید از لینوکس به آن دسترسی داشته باشید آنجا قرار دهید. البته لینوکس ردهت ۹ درایو های NTFS را هم شناسایی میکند ولی قابلیت خواندن و نوشتن روی این درایوها را به طور پیشگزیده به شما نمیدهد.
طریقه نام گذاری پارتیشن ها:
لینوکس پارتیشن ها را با ترکیبی از حروف و اعداد نام گذاری میکند. اگر شما عادت کرده اید که پارتیشن اول خود را با Drive C بشناسید امکان دارد در لینوکس کمی گیج شوید. ولی روش لینوکس در نام گذاری انعطاف پذیرتر است و اطلاعات بیشتری در مورد هارد به ما میدهد. روش نام گذاری بر اساس فایل تنظیم شده و نام گذاری این فایلها به ترتیب زیر است.
/dev/xxyN
/dev/
نام دایرکتوریی است که تمام فایل های مربوط به وسایل (Devices) آنجا هستند. از آنجایی که پارتیشن ها روی هارد دیسک قرار دارند و هارد دیسک یک وسیله ( Device ) محسوب میشود فایل هایی که به پارتیشن ها مربوط میشوند همه در این دایرکتوری قرار دارند.
xx
دو حرف اول نام پارتیشن ، نوع درایوی که پارتیشن روی آن قرار دارد را مشخص میکند. برای درایوهای IDE از دو حرف hd استفاده میشود و برای درایوهای SCSI از دو حرف sd .
y
این حرف نشان میدهد که پارتیشن روی کدام هارددیسک قرار دارد. اگر شما فقط از یک هارد دیسک استفاده میکنید این حرف همیشه a خواهد بود. اگر از بیش از یک هارددیسک در کامپیوتر خود دارید حرف b به هارد دوم اشاره میکند و به همین ترتیب ادامه پیدا میکند.
N
شماره آخر نشان دهنده پارتیشن است. شماره های 1 تا 4 به پارتیشن هایی اطلاق میشود که از نوع Primary یا Extended باشند. پارتیشن های منطقی ( Logical Partitions ) شماره های 5 به بعد را میگیرند. به عنوان مثال /dev/hda3 سومین پارتیشن از نوع Primary یا Extended است که روی اولین درایو IDE قرار دارد. در مثال دیگر /dev/sdb6 به دومین پارتیشن منطقی روی دومین هارددیسک SCSI اشاره دارد.
انواع فرمت پارتیشن ها:
همانطور که در ویندوز هر یک از پارتیشن های شما ممکن است از نوع FAT32 یا NTFS باشند در لینوکس هم هر پارتیشن میتواند دارای فرمتهای مختلف باشد. البته در لینوکس این تقسیم بندی قدری متنوع تر است و هر کدام برای منظور خاصی به کار میروند. هنگام نصب درهت به شما توصیه میشود که حداقل سه پارتیشن ایجاد کنید. یکی برای حافظه مجازی با فرمت SWAP و دو پارتیشن دیگر برای ریشه و امور boot شدن با فرمت ext3 .
SWAP
این فرمت برای پارتیشنی به کار میرود که لینوکس برای ایجاد حافظه مجازی استفاده میکند. فرض کنید میخواهید از برنامه ای استفاده کنید که احتیاج به مقدار زیادی حافظه RAM دارد. لینوکس از این فرمت برای شبیه سازی RAM روی هارد دیسک استفاده میکند. البته این نمیتواند به عنوان جایگزینی برای RAM در نظر گرفته شود زیرا سرعت آن بسیار پایین تر از RAM است. ولی تا وقتی که شما RAM خود را افزایش دهید میتواند کار شما را راه بیندازد. اندازه این پارتیشن باشد باید به اندازه حافظه RAM ویا دوبرابر آن باشد. اگر فضای کافی روی هارد دیسک خود دارید پیشنهاد میشود فضایی معادل دو برابر RAM به این پارتیشن اختصاص دهید. البته باید توجه داشته باشید که این مقدار بدون توجه به مقدار حافظه ای که دارید باید بین 32MB تا 2GB باشد. به عنوان مثال اگر مقدار RAM شما 2GB است نمیتوانید 4GB به این پارتیشن اختصاص دهید.
ext2
این فرمت برای زخیره اطلاعات معمولی که کاربر به طور روزمره با آن سروکار دارد به کار میرود. اما از درهت 7.1 به بعد جای خود را به ext3 داد.
ext3
این فرمت نسخه ارتقا یافته ext2 است که نسبت به نسخه قبل خود دارای چندین مزیت است. همانطور که میدانید قبل از اینکه کامپیوتر خود را خاموش کنید باید آن را Shut Down کنید. اگر به هر دلیلی این کار انجام نشود دفعه بعد که کامپیوتر را روشن میکنید درایوها باید از نظر انسجام اطلاعات تست شوند. ولی در فرمت ext3 از روشی به نام Journaling استفاده میشود که این کار در مدت زمان بسیار اندکی صورت میگیرد و این ربطی به اندازه درایو شما ندارد. از نظر انسجام داده ها و سرعت دسترسی نیز این فرمت بهتر از نسخه قبلی خود عمل میکند. ضمنا تبدیل از ext2 به ext3 و بالعکس به آسانی بدون از دست دادن اطلاعات امکان پذیر است.
vfat
این نوع پارتیشن برای اشاره به درایوهایی است که در ویندوز به نام FAT32 شناخته میشوند. درایوهای اصلی لینوکس نمیتوانند با این فرمت پارتیشن بندی شده باشند، ولی امکان خواندن و نوشتن در این پارتیشنها بدون مشکل وجود دارد.
RAID (Redundant Array of Independent Disks)
فرض کنید که چند هارد دیسک با اندازه های کوچک دارید و میخواهید این هارد دیسکها به عنوان یک هارد دیسک بزرگ عمل کنند. این کار برای افزایش راندمان خواندن/نوشتن همچنین برای مواقعی که میخواهید در آن واحد اطلاعاتتان روی چند هارد دیسک نوشته شود استفاده میشود. این نوع پارتیشن بندی دارای انواع سخت افزاری و نرم افزاریست که هر کدام به سطوح مختلف تقسیم میشوند.
LVM (Logical Volume Manager)
از درهت 8 به بعد فرمت جدیدی ارايه شد که با استفاده از آن میتوانید اندازه پارتیشن ها را بنا بر نیازتان تغییر دهید بدون اینکه احتیاج به پارتیشن بندی مجدد داشته باشید. حتا اگر هارد دیسک جدیدی خریداری کرده اید میتوانید آن را به پارتیشن های موجود اضافه کنید. جزییات فرمت های RAID و LVM از حوزه این مقاله خارج است و هر کدام مقاله جداگانه ای را طلب میکند.
کار کردن با سیستم فایل لینوکس
سیستم فایل لینوکس ساختاری است که اطلاعات شما را در کامپیوتر ذخیره میکند. فایلها در یک ساختار درختی از دایرکتوری ها ذخیره میشوند. هر دایرکتوری میتواند حاوی فایلها و دایرکتوری های دیگری باشد. در صورتی که بخواهید ساختار سیستم فایل لینوکس را دقیق تر توصیف کنید، آن بیشتر شبیه یک درخت وارونه است. در بالاترین نقطه، دایرکتوری ریشه قرار دارد که بوسیله یک اسلش تنها نشان داده میشود. در زیر آن دایرکتوری های عمومی و سیستمی سیستم عامل لینوکس قرار میگیرند. مانند bin، dev، home و tmp . هر کدام از این دایرکتوری ها محتوی دایرکتوری های دیگری هستند. تصویر ۲ ساختار درختی سیستم فایل لینوکس را نشان میدهد.
ساختار سیستم فایل لینوکس
برخی از دایرکتوری های مهم سیستم فایل لینوکس در زیر توضیح داده شده اند.
bin : فرامین عمومی سیستم عامل لینوکس در این دایرکتوری قرار دارند. مانند ls، sort و chmod.
dev : حاوی نقاط دسترسی به ابزارهای سخت افزاری کامپیوتر شما است. مانند ترمینالها (tty)، دیسکهای فلاپی (fd)، دیسکهای سخت (hd) و ... کاربران بطور معمول برای دستیابی به این دستگاهها از نامهای آنها استفاده میکنند.
etc : حاوی برخی فایلهای پیکربندی سیستم است.
home : دایرکتوری های کاربران یک سیستم لینوکس در این دایرکتوری قرار میگیرد.
mnt : محلی را برای متصل کردن ابزارها و دیسکها مانند فلاپی، CD-ROM و درایوهای شبکه ایجاد میکند.
root : دایرکتوری خانگی کاربر ریشه است.
sbin : دستورات مدیریتی سیستم در این دایرکتوری قرار میگیرند.
tmp : محل قرارگیری فایلهای موقت.
usr : محل قرارگیری مستندات سیستم، بازی ها، فایلهای گرافیکی، کتابخانه ها و بسیاری چیزهای دیگر.
پارتیشن و لینوکس
در داس و ویندوز برای دسترسی به ابزار های ذخیره سازی مختلف و پارتیشن های مختلف دیسک سخت از حروفی که به نام درایو موسوم هستند استفاده می شود مانند A برای فلاپی و C برای دیسک سخت در حالیکه در لینوکس به این نحو نمی باشد فیل ها در یک ساختار درختی وارونه ذخیره می شوند و هر دایرکتوری می تواند حاوی فایل ها و ودایرکتوریهای دیگر باشد
در لینوکس تمام ابزار های ذخیره سازی در دل سیستم با هم ادغام شده اند مثلا محتویات فلاپی دیسک در مسیر /floppy قرار می گیرد .
سیستم ساختاری ذخیره در لینوکس به صورت دایرکتوری می باشد بعضی از دایرکتوریهای مهم سیستم لینوکس عبارتند از :
1- bin فرامین عمومی سیستم عامل لینوکس در این دایرکتوری قرار دارد مانند sort ls و
2- dev حاوی نقاط دسترسی به ابزار های سخت افزاری کامپیوتر است مانند ترمینال ها دیسک های فلاپی دیسک های سخت و کاربران به طور معمول برای دستیابی به این دستگاه ه ها از از نام های آنها استفاده می کنند.
3- etc حاوی برخی فایل های پیکر بندی سیستم است
4- home دایرکتوری کاربران یک سیستم لینوکسی می باشد و اطلاعات کاربران در این دایرکتوری قرار می گیرد.
5- mnt محلی برای متصل کردن ابزار ها دیسک های سخت دیسک های USB و داریو های شبکه می باشد .
6- root دایرکتوری خانگی کاربر ریشه می باشد
7- sbin دستورات مدیریت سیستم در این دایرکتوری قرار می گیرد
8- tmp محل قرار گیری فایل های موقت می باشد
9- usr محل قرار گیری مستندات سیستم بازی ها فایل های گرافیکی کتابخانه ها و چیزهای دیگر است
در سیستم فایل داس و ویندوز برای جدا کردن پوشه ها و مسیر ها از بک اسلش استفاده می شود در حالی که در لینوکس از اسلش استفاده می شود.
نام فایل در داس و ویندوز همیشه دارای یک پسوند است مانند txt برای فیل های متنی در لینوکس به این پسوند ها احتیاجی نیست لینوکس بدون توجه به پسوند نوع فایل را تشخیص می دهد .
شما باید در ویندوز هارد را به پارتیشن های مختلف تقسیم کنید تا سیستم عامل در آن سوار شود این کار در لینوکس هم باید انجام گردد ولی در لینوکس شما باید حداقل دارای سه پارتیشن باشید تا سیستم کار خود را به خوبی انجام دهد و با مشکلی بر خورد نکند.
این پارتیشن ها در اصل همان دایر کتوریهای می باشند که در بالا به آنها اشاره شده است چهار پارتیشن مهم عبارتند از
/boot
/root
/swap
/home
پارتیشن boot محل قرار گیری فایل های مربوط به بوت سیستم می باشد و سیستم در هنگام بالا آمدن این دایر کتوری را می خواهد و سیستم شروع به کار می کند
البته اکثر کاربران دایرکتوری boot را در داخل سایر دایر کتوری قرار می دهند که بهتر است این کار را انجام ندهند اندازه این پارتیشن حداقل باید 100 مگا بایت باشد
پارتیشن root محل فایل ها و برنامه های و ابزار های مربوط به مدیر یا کار بر اصلی سیستم می باشد که بهتر است جدا باشد و بسته به نیاز مدیر دستگاه اندازه این پارتیشن می تواند متفاوت باشد.
پارتیشن swap یکی از پارتیشن های مهم می باشد می دانید که وجود داشتن RAM برای دستگاه لازم و ضرور ی میباشد و می دانید هر چه RAM دستگاهی بالاتر باشد سرعت و کارآیی آن دستگاه بهتر است زمانی است که شما تعداد زیادی برنامه باز کرده اید و دستگاه با کمبود RAM مواجه شده است در این حالت RAM مجازی دستگاه به داد سیستم می رسد که در ویندوز به آن Virtual memory می گویند این RAM مجازی در لینوکس SWAP نام دارد و چون لینوکس در SERVER ها کاربرد زیادی دارد و روی سیستم های SERVER فشار زیادی وارد می شود از اینرو وجود داشتم RAM مجازی لازم وضروری است بدون این RAM کارآیی سیستم واقعاً افت می کند پس باید این پارتیشن حتما ایجاد شود بهتر است مقدار این پارتیشن دو برابر RAM فیزیکی باشد مثلا اگر شما دارای 512 مگابایت RAM هستید SWAP شما باید در حدود 1024 مگابایت باشد.
پارتیشن home محل ذخیره کل داده ها و اطلاعات مربوط به کاربران سیستم می باشد و اندازه آن بسته به نیاز کاربران و تعداد آنها است.
البته شما می توانید برای هر کدام از دایرکتوریها یک پارتیشن جداگانه درست کنید که البته احتیاجی نیست .
برای پارتیشن بندی در لینوکس شما می توانید از برنامه هایی که در هنگام نصب لینوکس همراه خود سیستم ارائه میشود استفاده کنید کار کردن با تعدادی از این برنامه ها مانند FDISK ویندوز می باشد و در تعدادی دیگر شما دارای محیط گرافیکی هستید.که کار را راحت تر کرده است
از برنامه هایی مانند Partition Magic در ویندوز هم می توانید استفاده کنید.
برای نصب لینوکس بهترین روش این است که یکی از پارتیشن های موجود در روی هارد با استفاده از Disk management ویندوز های NT یا برنامه ای مانند Partition Magic حذف یا ِDELETE کنید و سپس بر روی فضای حذف شده لینوکس را نصب کنید.
سعی کنید فضای کافی داشته باشید
اگر بتوانید یک هارد جدا یا دیگر برای لینوکس جور کنید بهتر است چون متاسفانه ویندوز رابطه خوبی با لینوکس ندارد و ممکن است ویندوز باعث خرابی لینوکس تان شود بعضی از برنامه های ویندوزی مثل norton systemwork و غیره پارتیشن های ویندوز را غیر مجاز اعلام می کنند و شروع به درست آنها می کنند که ممکن است به لینوکس آسیب برسد
سیستم فایل لینوکس در یک ساختار درختی وارونه قرار گرفته است. این ساختار از ریشه (/) آغاز میشود که درون آن دایرکتوریها و زیردایرکتوریهای مختلفی قرار گرفته اند. بعنوان یک مدیر سیستم باید بررسی کنید که تمام دیسکهای شما در این ساختار برای کاربرانتان و یا خودتان موجود باشند. همچنین باید بدانید که در محلهای مورد نیاز فضای خالی کافی برای ذخیره دادهها وجود دارد یا خیر و در صورت اشکال، این اشکالات را برطرف نمایید.
سیستم فایل لینوکس کاملا متفاوت از سیستم فایلهای مورد استفاده در سیستم عامل ویندوز مایکروسافت است. بجای تخصیص یک نام درایو (مانند A، C و...) برای هر یک از دستگاهها مانند دیسک سخت، درایو CD-ROM و...، تمام این دستگاهها در دایرکتوریهای ویژهای متصل (mount) میشوند. شما باید بتوانید این نقاط اتصال را ایجاد نمایید. پس به دایرکتوریهایی که در آنها پارتیشنهای مختلف یک دیسک سخت یا درایوهای فلاپی و CD-ROM متصل میشوند، نقاط اتصال یا mount point گویند.
هر کاربر لینوکس اعم از یک کاربر رده متوسط و یا یک مدیر سیستم لینوکس در شرایطی حتما نیاز پیدا خواهد کرد که فایل سیستمهای مختلف را جهت مشاهده محتویات درایوها اعم از درایوهای موجود بر روی هاد دیسک یا درایوهای شبکه به سیستم لینوکس متصل یا به اصطلاح
mount نماید . البته اکثر توزیعهای لینوکس به صورت خودکار دستور mount -a (اتصال تمام فایل سیستمها) را در هربار بوت اجرا میکنند. بنابراین استفاده از این دستور فقط در شرایط خاصی نیاز میباشد.
Mount کردن فایل سیستمها میتواند به منظورهای زیر صورت گیرد:
-نمایش دیسکها، پارتیشن ها و فایل سیستم های راه دور (شبکه) که در حال حاضر متصل هستند.
-اتصال موقت یک سیستم فایل
برای نمایش اینکه در حال حاضر چه پارتیشنهایی از دیسک سختتان به سیستم فایل متصل شد است، باید از دستور mount استفاده نمایید. به این منظور یک پنجره ترمینال باز کرده و دستور زیر را تایپ نمایید. خروجی دستور را در زیر آن مشاهده میکنید:
$ mount
/dev/hda3 on / type ext3 (rw,errors=remount-ro)
proc on /proc type proc (rw)
devpts on /dev/pts type devpts (rw,gid=5,mode=620)
/dev/hda2 on /boot type ext3 (rw,errors=remount-ro)
/dev/hda5 on /home type ext3 (rw,errors=remount-ro)
/dev/hda8 on /Data type ext3 (rw,errors=remount-ro)
/dev/hda7 on /mnt/D type vfat (rw,gid=105,umask=002)
همانطوری که میبینید، proc و devpts نیز به عنوان سیستم فایل نشان داده شده اند. در حقیقت این ها نوع خاصی از سیستم فایل هستند که به هیچ پارتیشنی در سیستم مربوط نمیباشند ولی در دستور mount نمایش داده میشوند.
در مثال بالا، پارتیشنهای متصل عبارتند از dev/hda2، dev/hda3، dev/hda5، dev/hda8 و dev/hda7که فضای موجود در دایرکتوری های boot، /، home،Data و mnt/D را فراهم میکنند. به کلام دیگر، نقطه اتصال پارتیشن dev/hda2 دایرکتوری boot و به همین ترتیب است. در دایرکتوری boot اطلاعات لازم برای بوت شدن و مدیر بوت سیستم (گراب یا لیلو) قرار میگیرد. این اطلاعات شامل برنامه boot loader و فایلهای پیکربندی آن است. دایرکتوری home حاوی دادههای کاربران تعریف شده روی سیستم است. هر کاربر دارای یک دایرکتوری معمولا همنام با نام کاربری خود در دایرکتوری home است. / نیز بخش اصلی سیستم لینوکس است که اکثر دایرکتوریهای سیستمی و فایلهای سیستمی سیستم عامل در آن قرار میگیرند. در مثال بالا پس از کلمه type میتوانید نوع فرمت پارتیشن مورد نظر را ببینید. مثلا ext3 یا vfat.
قرار دادن بخش های مختلف سیستم فایل لینوکس روی پارتیشنهای مختلف میتواند محاسن زیادی داشته باشد. مثلا در صورتی که دایرکتوری مربوط به کاربران یعنی home را در یک پارتیشن جداگانه قرار دهید و آن پارتیشن پر شود، اختلالی در سیستم بوجود نخواهد آمد. ولی در صورتی که این دایرکتوری در کنار دایرکتوری ریشه در یک پارتیشن قرار گیرند، پر شدن آن منجر به پرشدن کل فضای دیسک سیستم شده و در کار کل سیستم اختلال ایجاد میکند. البته در سیستمهای خانگی معمولا این اتفاق کمتر میافتد و قرار دادن کل سیستم در پارتیشن ریشه به احتمال زیاد مشکلی ایجاد نخواهد کرد، ولی این مسئله در سیستمهایی که به نحوی عملیات سرویس دادن را انجام میدهند، بسیار حیاتی و مهم است.
تمام کاربران میتوانند از دستور mount بدون هیچ گزینه و پارامتری استفاده نماید. همانطوری که قبلا نشان داده شد، هنگامی که از این دستور بدون هرگونه گزینه و پارامتری استفاده میکنید، فایل سیستمهایی که در حاضر به سیستم متصل هستند، نمایش داده میشوند.
عمومی ترین وسایلی که بصورت دستی متصل میشوند، عبارتند از دیسکهای فلاپی و درایوهای CD-ROM. البته با توجه به نوع محیط گرافیکی و نوع توزیعی که استفاده میکنید، این دیسکها ممکن است هنگام کلیک بر روی آیکون آنها و یا وارد نمودن آنها به درایو به طور خودکار متصل شوند.
در صورتی که میخواهید یک سیستم فایل را بطور دستی متصل نمایید، اطلاعات موجود در فایل fstab میتواند به شما کمک کند. شما یک گزینه را مشخص می نمایید و باقیمانده اطلاعات لازم از این فایل دریافت میشود. بنابراین اطلاعات موجود در فایل fstab به شما کمک میکند تا فایل سیستمها را خیلی سریع متصل نمایید. مواردی که میتوانید آنها را بصورت سریع متصل نمایید عبارتند از:
-درایو CD-ROM: در صورتی که یک دیسک CD-ROM با فرمت استاندارد (ISO9660) در درایو قرار دارد، میتوانید آنرا با استفاده از دستور زیر متصل نمایید:
$ mount /mnt/cdrom
به طور پیش گزیده، درایو CD-ROM در دایرکتوری mnt/cdrom یا cdrom/ متصل میشود. اطلاعات مورد نیاز این دستور به طور خودکار از فایل fstab دریافت میشوند. برای نمایش محتویات دیسکی که اکنون متصل شده است، کافی است با استفاده از دستور cd وارد مسیر آن شده و سپس دستور ls را تایپ نمایید:
$ cd /mt/cdrom
$ ls
-دیسکهای فلاپی: برای دیسکهای فلاپی نیز میتوانید همانند بالا رفتار نمایید. دستور زیر باعت اتصال دیسکهای فلاپی خواهد شد:
$ mount /mnt/floppy
البته در صورتی که از لیبرانت یا دبیان استفاده میکنید، محل اتصال فلاپی floppy/ خواهد بود.
-پارتیشنهای ویندوز: برای پارتیشنهایی که در فایل fstab تعریف نمودهاید نیز میتوانید مانند بالا عمل کنید:
$ mount /windows
در هر سه مورد فوق، میتوانید از آدرس دستگاههای سخت افزاری درایوهای CD-ROM، پارتیشن دیسک سخت و فلاپی نیز استفاده نمایید. (dev/cdrom و dev/fd0 و dev/hda1) گزینههایی وجود دارد که میتوانید آنها را به همراه دستور mount به کار ببرید. این گزینهها عبارتند از:
- گزینه t auto- : در صورتی که هنگام متصل نمودن یک دیسک یا فلاپی، مطمئن نیستید که سیستم فایل آن چیست، میتوانید از این گزینه تعیین خودکار نوع سیستم فایل استفاده نمایید.
- گزینه r- : در صورتی که فقط نیاز به خواندن یک سیستم فایل دارید و نمی خواهید آنرا تغییر دهید، میتوانید آنرا بوسیله این گزینه بصورت فقط-خواندنی متصل نمایید.
- گزینه w- : این گزینه برعکس گزینه بالا بوده و فایل سیستم را بصورت خواندن/نوشتن متصل میکند.
برخی گزینه های دستور mount وجود دارند که فقط مخصوص یک سیستم فایل مشخص هستند. برای کسب اطلاعات در مورد این گزینهها کافی است از دستور man mount استفاده نمایید.
اتصال سیستم فایل
هنگامی که سیستم لینوکس شما بوت میشود، بیشتر پارتیشنهای مربوط به لینوکس به طور خودکار به سیستم فایل متصل میشوند. بنابراین در این بخش من سعی خواهم کرد بیشتر در مورد چگونگی اتصال ابزارها و پارتیشنهای دیگر صحبت کنم.
شما میتوانید پارتیشنهایی را که سایر سیستم عاملها مانند ویندوز اختصاص داده شده اند، در لینوکس متصل نموده و اطلاعات خود را در آنها ذخیره نموده یا از آنها بخوانید. همچنین میتوانید به سادگی دستگاههای فلاپی درایو و CD-ROM را به سیستم فایل خود متصل نمایید.
فایل سیستم های مورد پشتیبانی در لینوکس ردهت
برای مشاهده اینکه اکنون چه نوع سیستم فایلهای در کامپیوترتان در حال استفاده میباشند، از دستور cat مطابق مثال زیر استفاده نمایید :
$ cat /proc/filesystems
ext3
ext2
cramfs
nodev ramfs
msdos
vfat
iso9660
romfs
استفاده از fstab برای تعریف سیستم فایلهای قابل اتصال
دیسکهای سخت و سیستم فایلهای شبکهای که هر روز استفاده میکنید، به طور معمول طوری تعریف شده اند که در هر بار بوت سیستم فایلهای شما را متصل میکند. این تعریفها در فایل etc/fstab ذخیره میشوند که در زیر نمونه ای از این فایل نشان داده شده است:
LABEL=/ / ext3 defaults,errors=remount-ro 1 1
LABEL=/boot /boot ext3 defaults,errors=remount-ro 1 2
/dev/hda5 /home ext3 defaults,errors=remount-ro 0 2
/dev/hda8 /Data ext3 defaults,errors=remount-ro 0 2
/dev/hda6 none swap sw 0 0
proc /proc proc defaults 0 0
/dev/fd0 /floppy vfat,auto defaults,user,noauto 0 0
/dev/hdc /cdrom udf,iso9660 defaults,user,noauto,ro 0 0
تمام سیستم فایلهایی که در این فایل وجود دارند هنگام بوت به طور خودکار متصل میشوند. بجز آنهایی که جلوی آنها عبارت noauto قید شده است.در مثال بالا، سیستم فایلهای / ، boot و home هنگام بوت متصل میشوند در حالی که floppy و درایو CD-ROM، هنگام بوت به طور خودکار متصل نخواهند شد. همچنین این امکان وجود دارد تا پارتیشن های ویندوز را نیز در در این فایل وارد نمود تا بتوان به داده های آنها از داخل لینوکس دسترسی پیدا کرد. برای این کار، کافی است با تایپ دستور su و کلمه عبور ریشه، بصورت کاربر ریشه وارد شده و با استفاده از یک ویرایشگر متنی مانند vi فایل etc/fstab را ویرایش نمایید:
$ vi /etc/fstab
و خط زیر را در آخر آن اضافه نمایید:
/dev/hda1 /windows vfat defaults,noauto,umask=002 0 0
نکته: چون لینوکس ردهت نمی تواند درایوهای Fat و Fat32 را هنگام بوت به صورت خودکار متصل نماید. به همین علت هم کلمه noauto در خط مربوط به مثال بالا ذکر شده است. در صورتی که این خط را ننویسید، ردهت در هنگام بوت از ادامه فرایند بوت جلوگیری نموده و اجازه نخواهد داد تا کامپیوترتان بوت شود. برای عبور از چنین شرایطی و اصلاح این خط میتوانید با فشردن دگمه i هنگام بوت و ورود به حالت سوال و جواب، اجرای این خط را متوقف کرده و پس از ورود به سیستم، فایل fstab را با استفاده از یک ویرایشگر متنی مانند vi ویرایش و اصلاح نمایید.
در سایر توزیعها مانند لیبرانت یا دبیان میتوانید پارتیشنهای ویندوز خود را بطور خودکار در ابتدای بوت متصل نمایید.
اکنون به مواردی که میتوانید در یک خط فایل fstab ذکر نمایید می پردازیم:
-فیلد اول: در این قسمت میتوانید نام ابزار مربوط به سیستم فایل را وارد نمایید. برای سیستم فایلهای مجازی مانند proc در این قسمت کلمه none وارد میشود. همچنین در این بخش امکان استفاده از UUID ها نیز وجود دارد. استفاده از UUID به این معنی است که شما بجای وارد نمودن نام ابزار سخت افزاری، نام پارتیشن مربوطه را وارد میکنید. در مثال بالا، دو پارتیشن / و root به این صورت تعریف شده اند. مزیت این کار این است که در صورتی که یکی از این پارتیشنها را به یک ابزار دیگر با آدرس متفاوت منتقل کنید، نیازی به ویرایش فایل fstab وجود ندارد. زیرا نام آنها همچنان ثابت مانده است. در لینوکس دیسکهای سخت IDE به نام hd شناخته میشوند. نخستین دیسک سخت سیستم hda نام دارد. دیسک سخت دوم نیز hdb و به همین ترتیب. پارتیشن اول دیسک سخت اول سیستم hda1 نام دارد و به همین ترتیب. پس در مثال بالا، به سیستم میگوییم تا پارتیشن اول دیسک سخت اول سیستم را متصل نماید.
-فیلد دوم: در این قسمت نقطه اتصال یک پارتیشن در سیستم فایل مشخص میشود. اطلاعات موجود در این پارتیشن از طریق نقطه اتصال آن قابل دسترسی خواهد بود.
-فیلد سوم: در این قسمت باید نوع سیستم فایل را مشخص نمایید که میتواند یکی از سیستم فایلهایی باشد که در توزیع شما پشتیبانی شده و پارتیشن مورد نظر دارای آن سیستم فایل است.
-فیلد چهارم: گزینه های دستور mount. مثلا در مثال بالا، همانطور که توزیح داده شد، گزینه noauto از اتصال خودکار سیستم فایل هنگام بوت جلوگیری میکند و یا گزینه ro سیستم فایل را بصورت فقط خواندنی متصل میکند. این گزینهها با استفاده از کاما از هم جدا میشوند.
نکته: به طور معمول، فقط کاربر ریشه مجوز اتصال و برداشتن اتصال سیستم فایلها را داراست. برای دادن این اختیار به سایر کاربران، باید آنها را در بخش گزینهها یا فیلد چهارم وارد نمایید. برای این کار کلمه users را اضافه نمایید.
-فیلد پنجم: عدد نوشته شده در این فیلد مشخص میکند که آیا سیستم فایل نیاز به dump شدن دارد یا خیر. شماره ۱ نشانگر وجود این نیاز و ۲ نشانگر عدم نیاز به این کار است. Dump به معنای نوشتن محتویات در هنگام بروز خطا در یک فایل جداگانه میباشد.
-فیلد ششم: عدد نوشته شده در این فیلد نشاندهنده این است که آیا این سیستم فایل نیاز دارد تا بوسیله برنامه تصحیح فایل سیستم (fsck) بررسی شود یا خیر. عدد ۱ نشاندهنده وجود این نیاز و عدد ۲ نشانگر عدم نیازبه این کار است.
منابع اينترنتي
مقدمه ای بر کامپيوتر
ماشين کامپيوتر در ابتدا به منظور انجام محاسبات پيچيده و حجيم ساخته شد و به همين دليل آن را کامپيوتر به معني حسابگر و شمارنده ناميده اند. امروزه کامپيوتر به يک وسيله چند منظوره تبديل شده است که داراي حافظه بوده و قابل برنامه ريزي مي باشد . از اين رو کامپيوتر قادر به انجام عمليات و محاسبات رياضي و منطقي روي اطلاعات بوده و از نظر سرعت ثبت اطلاعات و نگهداري اطلاعات پر حجم سرعت بازيابي و خستگي ناپذيري بر انسان برتري دارد . البته اين بدان معنا نيست که اين ماشين تمام تواناييهايش از انسان برتر باشد . زيرا او فاقد خلاقيت و نوآوري است و در اين مورد انسان بر کامپيوتر برتري دارد . به عبارتي کامپيوتر در واقع وظيفه جمع آوري و طبقه بندي و تنظيم و خلاصه کردن و محاسبه به روي اطلاعات را بر عهده دارد . و مي تواند اطلاعات خام يا ديتا را به اطلاعات مفيد و قابل استفاده تبديل يا پردازش کند . اولين کامپيوتري که بشر ساخت از ابتداي نامهاي مخترحين آنها گرفته شده است که بصورت زير است ATANSOFF-BERRY-COMPUTER که از ابتداي نام آنها گرفته شده است (ABC) اولين کامپيوتر بين سالهاي 1937 تا 1942 ساخته شد و هدف از ساخت آن حل معادلات بود . بعدها کامپيوترها بزرگتر و پيچيده تر شدند . به مرور که کامپيوترها پيشرفته تر شدند آنها کوچکتر گرديدند که در حال حاضر کامپيوترهاي امروزي بسيار کوچکتر و ارزان تر از کامپيوترهاي اوليه مي باشند . کامپيوترهاي اِی - بي - سي و انياک را جزء کامپيوترهاي نسل اول مي دانند و کامپيوترهاي نسل دوم در سال 1959 ايجاد شدند و ساختار مدار آنها از ترانزيستورها بود . با پيدايش تراشه هاي کوچک سيليکوني اولين مدارهاي مجتمع ساخته شدند .
سال 1975 سال ظهور کامپيوترهاي شخصي مي باشد . با ورود ميکروپروسسورها برنامه نويسان دستورالعملهايي را نوشتند که به زبان بيسيک به کدهاي مورد نياز در ميکروپروسسور ترجمه مي شد . که اولين برنامه نويسان به اين طريق بيل گيتز و پاول آلن بودند که شرکت مايکرو سافت را بصورت تجارتي در آوردند . و در حال حاضر از توليد کنندگان بزرگ نرم افزار در دنيا مي باشند برنامه هاي تحت ويندوز و ميکروپروسسورهاي اينتل متعلق به اين شرکت يعني مايکرو سافت مي باشد . کامپيوتر آي بي ام اي تي که از ميکرو پروسسورهاي 80286 استفاده مي نمايد در سال 1984 ساخته شد . اين کامپيوتر در آن سالها بسيار سريع تر از مدلهاي قبلي عمل مي کرد زيرا ميکروپروسسور آن قوي بود . در سال 1987 شرکت آي بي ام توليد کامپيوترهاي خود را با نام PS2 شروع کرد و PS1 را نيز وارد بازا کرد . که از ميکروپروسسورهاي 80386 و 80486 استفاده نمود کامپيوترهاي امروزي را کامپيوترهاي نسل چهارم مي نامند . بعد از ميکرو پروسسورهاي 80486 ميکروپروسسورهاي پنتيوم وارد بازار شدند
کامپيوتر به عنوان يک سيستم داراي چهار قسمت است که عبارتند از
INPUT UNIT
MEMORY UNIT
CPU
OUTPUT UNIT
که از آنها به ترتيب مي توان به اين طريق نام برد
قسمتهاي دو و سه که شامل واحد حافظه و واحد پردازش مرکزي است داخل يک جعبه به نام کيس قرار دارد که از نظر ظاهري به دو صورت ايستاده و خوابيده وجود دارد
TOWER
DESKTOP
منبع تغذيه يا Power Supply در درون اين جعبه قرار دارد.
در سيستم علاوه بر پردازشگر و حافظه قطعات سخت افزاري ديگري نيز وجود دارند. بعد از مقدمه اي که در مورد کامپيوتر و تاريخچه آن آمد لازم است که اجزاء کامپيوتر از لحاظ سخت افزاري بيان شود . در ادامه به بيان و توضيح اين مطلب به شرح ذيل مي پردازيم
بورد اصلي MOTHERBOARD OR MAIN BOARD
اين بخش در برگيرنده اغلب مدارهاي کامپيوتر است که اجزايي چون سي - پي - يو / حافظه اصلي شامل رم و رام / حافظه کمکي شامل دي وي دي و سي دي / هارد ديسک و فلاپي ديسک و وسايل خارجي از قبيل ماوس / کي برد / و مانيتور به وسيله آن با هم ارتباط برقرار مي کنند
سي پي يو CENTRAL PROCESSING UNIT
سي - پي -يو يا واحد پردازش مرکزي مغز يک کامپيوتر است . تمامي تفکرات . محاسبات و پردازشهاي لازم در اين قسمت صورت مي گيرد . سرعت سي پي يو با واحد مگا هرتز سنجيده مي شود و اين مقدار برابر با تعداد دفعاتي است که يک سيگنال مي تواند در مدت يک ثانيه مدارات کامل موجود در سي پي يو را بپيمايد يا به عبارتي معادل تعداد محاسباتي است که در طول يک ثانيه سي پي يو انجام ميدهد. در حال حاضر سی پی يو با واحد پردازش گيگا هرتز به بازار آمده است.
اگر سرعت يک سي پي يو فرضا برابر 500 مگا هرتز باشد به اين معناست که سي پي يو مزبور قادر است 500 ميليون کار يا محاسبات رادر يک ثانيه انجام دهد . در کامپيوترهاي شخصي واحد پردازش مرکزي يا سي پي يو درون يک تراشه به نام ريز پردازنده قرار دارد . اين قسمت مستقيما به بورد اصلي متصل مي شود که براي سيستم در حکم همانطور که قبلا گفته شد مغز است . کنترل و اجراي دستورالعمل ها به عهده ريز پردازنده است . ريز پردازنده داراي دو قسمت اصلي به نام واحد کنترل و واحد حساب و منطق است
کارت گرافيکVideo Graphic Area
کارت گرافيکی کارتی است که درون جعبه بر روی برد اصلی قرار می گیرد و توليد کننده تصاوير برای مانيتور است. در ابتدا اين کارت بر روی درگاه ISA قرار می گرفت ، سپس از نوع PCI توليد شد و اکنون از نوع AGP است. اين کارت می تواند در درون برد اصلی گنجانده شده باشد که به اين نوع برد اصلی ، VGA OnBoard گفته می شود. و يا کارتی جداگانه بر روی درگاه AGP برد اصلی قرار گيرد. کارت گرافيکی همواره نوع خاصی از RAM بر روی خود داشته است تا با سرعت بالاتری تصاوير را توليد کند، ولی اکنون می تواند از RAM روی برد اصلی نيز استفاده ببرد.
هارد ديسک HARD DISK DRIVE
درايوهاي هارد ديسک به منظور ذخيره برنامه ها و اطلاعات مورد استفاده قرار مي گيرد . هنگامي که فايلي را ذخيره مي کنيد اين فايل بر روي هارد ديسک شما ذخيره مي گردد . در هنگام خريد ديسک سخت لازم است ميزان ظرفيت مورد نياز را حدس بزنيد و ديسکي با دو برابر ظرفيت تخمين زده شده خريداري کنيد و توجه کنيد چنانچه در هر صفحه هزار کاراکتر تايپ شده باشد يک ديسک سخت 200 مگا بايتي مي تواند در حدود 200000 برگ از اين صفحات را ذخيره کند . ديسک سخت آسيب پذير است لذا احتمال خرابي فايل يا فايلها روي ديسک سخت وجود دارد
لذا براي حفاظت از اطلاعات لازم است حداقل يک نسخه از آنها براي روز مبادا نسخه برداري شود . هارد ديسک مهمترين حافظه جانبي محسوب مي شود و از نظر موقعيت قرار گرفتن در داخل واحد سيستم و درون کيس قرار دارد . بعد از سي پي يو که مغز کامپيوتر محسوب مي شود و حافظه رم که به عنوان ميز کار از آن استفاده ميشود هارد ديسک قلب کامپيوتر به حساب مي آيد
فلاپی ديسک FLOPPY DISK OR DISKETTE
اين ديسک ها سابقا داخل يک محفظه انعطاف پذير جاسازي مي شدند و از اين رو به آنها فلاپي ديسک يا ديسک لرزان گفته مي شود . در طرح جديد اين ديسک ها يک پوسته پلاستيکي سخت با يک پوشش فلزي لغزنده اين ديسک را در بر مي گيرد . ظرفيت اين نوع ديسک 44/1 مگا بايت است و به راحتي قابل جابجايي بين کامپيوترها است . درايو يا گرداننده اين ديسک در کيس کامپيوتر قرار دارد ولي خود ديسک در دسترس ما قرار دارد . بطوريکه مي توانيم اطلاعات و اسنادي را از يک کامپيوتر به کامپيوتر ديگر منتقل کنيم . زيرا درايو يا گرداننده اين نوع ديسک قابليت خواندن و نوشتن اطلاعات را داراست .
حافظه در کامپيوتر
حافظه هاي اصلي کامپيوتر عبارتند از :
RAM = RANDOM ACCESS MEMORY
ROM = READ ONLY MEMORY
حافظه رم RAM
هنگامي که برنامه اي توسط يک کامپيوتر اجرا مي شود کامپيوتر آن را در داخل رم ذخيره مي کند مقدار رم موجود در يک کامپيوتر کارايي کامپيوتر را به ميزان قابل توجهي تحت تاثير خود قرار مي دهد . هر چه ميزان رم موجود در يک کامپيوتر بيشتر باشد اين کامپيوتر مي تواند کارهاي بيشتري را با سرعت بيشتري انجام دهد .مي توانيد اطلاعات رم را خوانده و اطلاعاتي را روي حافظه رم بنويسيد ولي هنگامي که برق کامپيوتر قطع مي شود يا کامپيوتر را خاموش مي کنيد تمامي اطلاعات موجود در رم از بين مي روند وپاک مي گردند
حافظه رام ROM
اين حافظه فقط خواندني است که حاوي اطلا عاتي جهت راه اندازي کامپيوتر است اين اطلاعات توسط سازنده بورد اصلي درون حافظه قرار داده مي شود . اين حافظه ثابت است و اطلاعاتش غير قابل تغيير است بطوريکه بعد از خاموش کردن کامپيوتر و يا قطع جريان برق اطلاعات درون رام پاک نمي شود
ديسک فشرده يا سي دي رام CD ROM
تا چندي پيش استفاده از فلاپي ديسک اصلي ترين روش انتقال برنامه بين کامپيوترها محسوب مي شد ولي تولد برنامهاي حجيم و پيوسته باعث شد تا نياز به ديسک با ظرفيت بيشتر احساس شود . يک سي دي رام به تنهايي قادر است اطلاعاتي معادل 460 فلاپي ديسک را در خود نگهداري کند که در حدود 700 مگا بايت مي باشد . امروزه درايوهاي سي دي رام به يکي از قسمتهاي استاندارد تمام کامپيوترهاي شخصي تبديل شده اند . معيار سنجش کارايي اين درايوها سرعت آنها مي باشد . سرعت سي دي درايو بصورت مضربي از سرعت خواندن اطلاعات که در حدود 150 کيلو بايت در ثانيه مي باشد که به ايکس نشان داده مي شود
امروزه سي دي درايوهاي با سرعت 52 ايکس در بازار عرضه شده اند . تنها مشکلي که اين نوع از ديسکها دارند اين است که تنها يک بار امکان ذخيره اطلاعات روي آنها وجود دارد . و بعد فقط خاصيت رام را پيدا مي کنند يعني فقط خواندني مي شوند . براي ذخيره اطلاعات روي سي دي دستگاهي بنام سي دي رايتر نياز مي باشد که شبيه درايوسي دي بوده ولي امکان ضبط اطلاعات را روي سي دي دارد
ديسک ويدئويي ديجيتالي دي وي دي DVD = DIGITAL VERSATILE DISK
امروزه ديسکهاي دي وي دي از سي دي رامها پيشي گرفته اند . ظاهر دي وي دي همانند سي دي ها مي باشند و تنها تفاوت آنها در ظرفيت بالاي آنهاست . ظرفيت ديسکهاي دي وي دي از 4 گيگا بايت تا 17 گيگا بايت مي باشد که ظرفِت بسيار بالايي مي باشد
واحد هاي شمارش ظرفيت حافظه
واحد هاي ظرفيت حافظه به ترتيب عبارتند از
نمودار سلسله مراتب ذخيره اطلاعات در حافظه به ترتيب زير است
BIT < BYTE < KB < MB <GB
دستگاههاي ورودي و خروجي در کامپيوتر
يک کامپيوتر براي ارتباط با دنياي خارج به لوازم و وسايلي احتياج دارد که به آنها دستگاههاي ورودي و خروجي مي گويند . دستگاههاي ورودي وظيفه انتقال داده و برنامه ها را به درون حافظه کامپيوتر به عهده دارند و دستگاههاي خروجي عمل انتقال نتايج پردازش داده ها را به بيرون از کامپيوتر بر عهده دارند . معمولا دستگاههاي ورودي و خروجي که امروزه به کار مي روند عبارتند از
دستگاههاي ورودي INPUT DEVICE
· KEY BOARD
· MOUSE
· FLOPPY DISK DRIVE
· SCANNER
· MICROPHONE
· LIGHT PEN
· GAME PAD & JOYSTICK
· CD DRIVE
همانطور که در بالا ذکر شده است دستگاههاي ورودي عبارتند از : صفحه کليد - ماوس -ديسک گردان - اسکنر - ميکروفون - قلم نوري و دسته بازي
دستگاههاي خروجي OUPUT DEVICE
· MONITOR
· PRINTER
· SPEAKER
· PLOTER
· FLOPPY DISK DRIVE
· CD WRITER
که دستگاههاي خروجي کامپيوتر نيز شامل : صفحه نمايش - چاپگر - بلند گو - رسام - و ديسک گردان مي باشند
همانطور که در بالا ذکر شد ديسک گردان فلاپی در دو گروه آمده است يعني به عنوان يک ابزار ورودي و خروجي بطور همزمان عمل مي کند . در اين قسمت در مورد دستگاههاي ورودي و خروجي به اختصار توضيح ميدهيم
صفحه کليد KEY BOARD
صفحه کليد ضروري ترين وسيله از دستگاههاي ورودي به حساب مي آيد که شامل مجموعه اي از کليدها مي باشد . اين کليدها در صفحه کليد به سه دسته تقسيم مي شوند
اسکنر SCANNER
يکي از دستگاههاي ورودي ديگر اسکنر است . اين دستگاه امکان تبديل اطلاعات چاپ شده به قالبهاي ديجيتالي مناسب براي انتقال به نرم افزارهاي خاص را فراهم مي سازد
جهت انتقال يا ورود متن چاپي به يک کامپيوتربه وسيله اسکنر برنامه هاي کاربردي خاصي معروف به (او آر سي ) وجود دارد
ORC = OPTICAL CHARACTER RECOGNITION
بدين صورت متون چاپي به فايلهاي متن قابل پردازش در يک برنامه وازه پرداز تبديل مي شوند
دوربين ديجيتالي و اينترنتي DIGITAL CAMERA & WEBCAM
عکسهاي تهيه شده توسط اين دستگاه روي حافظه اي مانند حافظه هاي کامپيوتر قابل نگهداري است . و به راحتي مي توان آنها را با قالب ديجيتالي مستقيما به کامپيوتر انتقال داد
(VOICE RECOGNITION) ميکروفون MICROPHONE
اين دستگاه به کمک يک نرم افزار مي تواند صداي کاربر را به داخل پي سي انتقال دهد . همچنين مي تواند گفتار را به نوشتار تبديل کند . و در واقع سيگنالهاي صوتي را به متن ديجيتالي تبديل مي کند . اين دستگاه براي معلولان جسمي و افرادي که بينايي ضعيف دارند مي تواند کاربرد فراواني داشته باشد
بلندگو SPEAKER
از دستگاههاي واحد خروجي است . بلند گوهاي متصل به دستگاه پي سي دقيقا عملکردي مشابه بلند گوهاي متصل به دستگاه ضبط صوت معمولي را دارند . امروزه کامپيوترهاي پي سي پيشرفته به عنوان سيستمهاي چند رسانه اي به فروش مي رسند زيرا قابليت اين را دارند که به عنوان يک دستگاه پخش يا ضبط صوت و تصوير مورد استفاده قرار گيرند
بلند گوها ممکن است مستقيما به برق وصل شوند و داراي يک تقويت کننده تو کار باشند . براي اتصال بلند گوها به پي سي لازم است يک کارت صدا داخل کيس نصب شود
قلم نوري LIGHT PEN
وسيله اي به شکل قلم است که بانزديک شدن به صفحه نمايش براي ترسيم اشکال دلخواه و براي کنترل آيکونها يا گزينه هاي نمايش يافته در صفحه نمايش مورد استفاده قرار مي گيرد
صفحه نمايش قابل لمس TOUCH SCREEN
اين وسيله را اغلب مي توان در کيوسکهاي اطلاعات عمومي مشاهده کرد . نحوه بکارگيري اين وسيله بدين گونه است که کاربر براي انتخاب هر يک از گزينه ها ي پيشنهاد شده در صفحه نمايش به سادگي آن را با انگشتان خود در صفحه نمايش لمس مي کند
مودم MODEM
مودم به دو صورت داخلي و خارجي وجود دارد که بنام اينترنال و اکسترنال نام گذاري شده است . اين دستگاه جزء دستگاههاي ورودي و خروجي است . مودم براي بر قراري ارتباط بين کامپيوتر شما و شبکه يا خط تلفن مورد استفاده قرار مي گيرد . پس از برقراري اين ارتباط قادر خواهيد بود پيامهاي الکترونيکي دلخواه خود را براي افراد مختلف ارسال کرده و از اينترنت استفاده کنيد
همچنين اگر کامپيوترشما داراي اسکنر نيز باشد به کمک مودم مي توانيد همانند دستگاه فاکس به ارسال و دريافت اسناد بپردازيد
رسام PLOTTER
يکي از وسايل خروجي گرافيکي محسوب مي شود . کار اين دستگاه بر عکس ديجيتايزر است. اين دستگاه در حال حاضر براي ترسيم نقشه هاي مهندسي استفاده مي شود
تعريف درگاه يا پورت PORT
درگاه محل اتصال لوازم جانبي به کامپيوتر است که از طريق آن عمليات ورود و خروج اطلاعات صورت مي گيرد . اين درگاه ها روي بورد اصلي کامپيوتر قرار دارند . انواع درگا هاي کامپيوتر عبارتند از
---------------------------------------------------
مهارت های فردی در دفاع و رزم
مقدمه
یکی از عوامل مؤثر در موفقیت یک رزمنده آشنایی با محیط اطراف و داشتن توانمندی هایی است که در موفقیت او بسیار مؤثر است. توانمندی های رزم انفرادی، مجموعه روش ها و مهارت های مصون ماندن از خطر آسیب دشمن است که شخص چه در زمان دفاع و چه در هنگام حمله آنها را به کار می برد. بنابراین می توان گفت به هر میزان که یک رزمنده مهارت بیشتری در رزم انفرادی داشته باشد، به همان میزان از خطر و آسیب دشمن در امان خواهد بود و به حفظ جان خود و سایر همرزمان نیز کمک خواهد کرد.
شما دانش آموزان عزیز در این درس با عوامل محیطی و مهارت هایی که به یک رزمنده کمک می کند تا مأموریت خود را به نحو مطلوب انجام دهد، آشنا می شوید. ضمن این که برخی از این توانمندی ها در زندگی روزمرهٔ شما نیز قابل استفاده است.
این مهارت ها شامل: شناسایی عوارض زمین، حفاظت انفرادی در مقابل خطر، استتار، اختفا، اصول نگهبانی، ایست و بازرسی، جهت یابی، کار با قطب نما، تخمین مسافت و … است.
شناخت عوارض زمین
یکی از فنون رزم انفرادی شناخت عوارض زمین است که در حفظ جان و پناه گیری یک رزمنده بسیار مؤثر است. به کلیۀ پستی و بلندی های سطح زمین عوارض زمین گفته می شود. میزان پستی و بلندی های زمین یا ارتفاع تمام نقاط، نسبت به سطح مبنا اندازه گیری می شود.
سطح مبنا، سطح آب های آزاد بین المللی است، که صفر درنظر گرفته می شود؛ مثلاً وقتی می گوییم ارتفاع شهر شیراز ١۵۴٠ متر است، منظور ارتفاع این شهر از سطح آب های آزاد است.
عوارض سطح زمین به دو دسته عوارض طبیعی و مصنوعی تقسیم می شوند.
الف) عوارض طبیعی: عوارض طبیعی عوارضی است که انسان در ایجاد آن دخالتی نداشته است. این عوارض عبارت اند از:
١ - بلندی ها مانند کوه و تپه
٢ - گودی ها مانند دره، شیار و گودال
٣ - همواری ها مانند دشت و جلگه
۴ - آب ها مانند اقیانوس، دریا، دریاچه و رود
ب) عوارض مصنوعی: عوارضی است که انسان در ایجاد آن دخالت داشته باشد. مانند آبادی ها، راه ها، پل ها، جاده ها و … .
تعریف برخی از عوارض به شرح زیر می باشد:
١ - کوه: به برآمدگی هایی که از محیط اطراف خود حداقل ۶٠٠ متر بلندتر باشد، کوه گفته می شود. اگر چند کوه به هم پیوسته باشند، به آن رشته کوه گفته می شود، مثل رشته کوه های زاگرس
٢ - تپه: تپه عبارت است از زمین های شنی یا خاکی برجسته ای که بلندی آن کمتر از کوه است؛ ارتفاع تپه ها بین ١۵٠ تا ۶٠٠ متر است.
٣ - خاکریز: در مناطق باز و دشت ها، جهت درامان ماندن نفرات از دید و تیر دشمن، به وسیلهٔ ماشین آلات راه سازی، خاک را به ارتفاع حداقل ٢متر در جلوی نیروهای خودی جمع می کنند که به آن خاکریز می گویند.
۴ - هور: ماندن آب روی زمین را هور یا ماندآب می گویند. علت ماندن آب در این محیط نفوذناپذیری لای ههای زیرین خاک است. معمولاً در هور علف و نی می روید و اطراف آن زیستگاه برخی جانوران و پرندگان می باشد؛ مانند هورالعظیم در خوزستان.
جهت یابی
یافتن جهت های جغرافیایی را جهت یابی میگویند. جهت یابی کاربردهای زیادی دارد؛ به خصوص در امور دفاعی و نظامی که یک رزمنده باید موقعیت خود را نسبت به دشمن، نیروهای خودی و سایر عوارض زمین بداند تا در مواقع پیشروی و برگشت در جهت صحیح حرکت کند. همچنین جهت یابی در زندگی روزمرهٔ ما به منظور یافتن قبله، یافتن مسیر حرکت در پیاده روی و کوهنوردی، پیدا کردن مسیر درست در جنگل و بوته زارها و … حائز اهمیت است.
جهت های اصلی و فرعی
1 – جهت های اصلی: شامل جهت های چهار گانه شمال، جنوب، مشرق (خاور)، مغرب (باختر) است که با یافتن یکی از آنها، سایر جهت ها را به راحتی میتوان مشخص کرد، بدین ترتیب که هرگاه به سوی شمال ایستاده باشیم، پشت سر ما، جنوب، سمت راست مشرق و سمت چپ ما مغرب خواهد بود.
٢ - جهت های فرعی : به جهت هایی گفته می شود که در بین چهار جهت اصلی واقع شده اند.
اصولاً جهت یابی به وسیلهٔ قطب نما و یا به وسیلهٔ گیرنده های دستی جی پی اس به راحتی و بادقت بسیار زیاد، انجام می شود.
یادگیری سایر روش های جهت یابی در نبود این ابزارها برای یک رزمنده بسیار اهمیت دارد.
بیشتر بدانید :
GPS چیست و چگونه کار می کند؟
GPS مخفف سه کلمه ٔGeographic Positioning Systems
به معنی سامانه تعیین موقعیت جغرافیایی است. این سامانه از مجموعه ماهواره های موقعیت یاب جغرافیایی تشکیل شده که موقعیت پدیده های مختلف را بر روی کرهٔ زمین شناسایی و به کاربران مخابره می کند. کاربران با در اختیار داشتن گیرنده های قوی آنتن دار یا گیرنده های دستی موسوم به GPS در هر نقطه ای از کره زمین، حتی در حرکت می توانند موقعیت دقیق خود را دریافت کنند. گیرنده ها پس از برقراری ارتباط با ماهواره ها در فضا، مشخص می کنند که اکنون گیرنده در چه طول و عرض جغرافیایی و در چه ارتفاعی از سطح دریا قرار دارد و یا در چه سمتی و با چه سرعتی در حال حرکت است. این سامانه برای ردیابی یا راهبری کشتی ها، هواپیماها، خودروها کمک مؤثری می کند.
جهت یابی در روز
١ - جهت یابی به کمک خورشید: خورشید هر روز صبح تقریباً از سمت مشرق طلوع و در آخر روز از سمت مغرب غروب می کند و چون ایران در نیم کرهٔ شمالی زمین واقع شده است، اغلب در هنگام ظهر، خورشید در نیمهٔ جنوبی آسمان است و سمت جنوب را نشان می دهد. در روزهای اول فروردین و اول مهرماه هر سال، خورشید دقیقاً از جهت شرق طلوع و از جهت غرب هم غروب می کند و در سایر ایام سال به خصوص اول تابستان و زمستان این روش خیلی دقیق نیست.
٢ - جهت یابی به کمک سایۀ شاخص: شاخص، چوب، میله یا هر شیء نسبتاً صاف و به طول تقریبی یک متر است که به صورت عمودی در زمینی مسطح نصب می شود. در این روش، پس از نصب شاخص، انتهای سایهٔ آن را روی زمین با یک سنگ علامت گذاری می کنیم. پس از حدود پانزده تا بیست دقیقه محل جدید سایهٔ شاخص را دوباره علامت گذاری می کنیم. حال اگر این دو نقطه را به یکدیگر وصل کنیم و طوری بایستیم که پای چپ روی نقطهٔ اول و پای راست روی نقطهٔ دوم باشد، روبه روی ما شمال و پشت سرمان نیز جنوب خواهد بود.
الف) انتهای سایه شاخص را علامت گذاری کنید.
ب) بعد از مدتی محل سایه جدید را علامت گذاری کرده و دو نقطه را به یکدیگر وصل کنید.
ج) طوری بایستید که نقطۀ اول زیر پای چپ و نقطۀ دوم زیر پای راست شما باشد. حال روبه روی شما جهت شمال است.
جهت یابی در شب
١ - جهت یابی به کمک ستارۀ قطبی: در نیم کرهٔ شمالی، ستارهٔ قطبی با دقت بسیار زیادی جهت شمال جغرافیایی را نشان می دهد. برای مشاهدهٔ این ستاره که سایر ستارگان و صورت های فلکی به محوریت آن می چرخند، ابتدا باید صورت فلکی دبّ اکبر یا صورت فلکی ذات الکرسی را پیدا کرد. دبّ اکبر یا خرس بزرگ به مجموعه ای از هفت ستاره گفته می شود که در آسمان به شکل ملاقه دیده می شوند. اگر فاصلهٔ دو ستاره لبهٔ آبریز ملاقه را یک واحد درنظر بگیریم و آن را پنج برابر در همان مسیر ادامه دهیم، به تک ستاره ای پرنور می رسیم که ستارهٔ قطبی است و اگر به سمت آن بایستیم، روبه جهت شمال ایستاده ایم.
صورت فلکی ذات الکرسی نیز پنج ستاره است که به دلیل چرخش در آسمان به شکل حروف لاتین M یا W دیده می شود. اگر ستارهٔ وسط حرف را در مسیر مستقیم، پنج برابر فاصلهٔ دو ستاره، ادامه دهیم، به ستارهٔ قطبی می رسیم.
٢ - جهت یابی به کمک ماه: در این روش ابتدا باید بدانیم در نیمهٔ اول یا در نیمهٔ دوم ماه قمری هستیم. برای تشخیص این موضوع دو سر هلال ماه را با خط فرضی به یکدیگر وصل می کنیم و امتداد می دهیم اگر شکلی شبیه حرف لاتین P تشکیل شد، در نیمهٔ اول ماه هستیم. در این حالت سمت برجسته یا محدّب ماه، جهت مغرب را نشان می دهد. اگر با اتصال دو سر هلال، حرف لاتین q تشکیل شود، در نیمهٔ دوم ماه قرار داریم. در این حالت قسمت برجستگی ماه جهت مشرق را نشان می دهد.
تخمین مسافت
اندازه گیری تقریبی مسافت یا فاصلۀ بین دو نقطه را تخمین مسافت می گویند. برای این که یک رزمنده بتواند در میدان نبرد، سلاح خود را تنظیم کند و هدف گیری دقیق تری داشته باشد، فن تخمین مسافت را می آموزد. همچنین یک رزمندهٔ دیده بان برای این که بتواند گزارشی دقیق از محل صحیح اهداف و عوارض را به فرماندهان گزارش دهد، به آموزش فن تخمین مسافت در رزم انفرادی نیاز دارد.
روش تخمین مسافت با وسیله
ما در این روش به کمک نقشهٔ توپوگرافی محل و یک خط کش، در ابتدا دو نقطهٔ موردنظر را روی نقشه مشخص می کنیم و به وسیلهٔ خط کش فاصلهٔ مستقیم آن دو نقطه را اندازه گیری می کنیم. سپس عدد به دست آمده را که به سانتی متر است در مخرج مقیاس نقشه ضرب می کنیم تا فاصلهٔ حقیقی دو نقطه روی زمین به سانتی متر به دست آید. پس از آن عدد موردنظر را بر ١٠٠ تقسیم می کنیم تا فاصله به متر محاسبه گردد.
فاصلهٔ دو نقطه روی نقشه به سانتی متر ×مخرج مقیاس = فاصله افقی همان دو نقطه برروی زمین
اندازه گیری مسافت به وسیلۀ یگان صدمتری
١ - این روش برای تخمین مسافت تا ۵٠٠ متر مورد استفاده قرار می گیرد. بدین ترتیب که ابتدا یک فاصلهٔ صدمتری را روی زمین مجسم می کنیم و سپس تعیین می نماییم که از موضع تا هدف چند تا از این اندازه ها وجود دارد.
٢ - برای مسافت های ۵٠٠ الی ١٠٠٠ متری ابتدا نقطه ای را در نیمه راه هدف انتخاب می کنیم و سپس با استفاده از روش بالا مسافت موضع تا این نقطه را تعیین و با دو برابر کردن این تخمین، مسافت بین هدف تا موضع به دست می آید.
آشنایی با سلاح انفرادی
امروزه علی رغم متنوع شدن تسلیحات نظامی و پیشرفت سلاح های دوربُرد که اهداف خود را از فواصل دور مورد اصابت قرار می دهند، هنوز هم سلاح های انفرادی در جبهه های نبرد و مقابله با دشمنان دارای اهمیت است.
با توجه به این که رزمندگان دوران دفاع مقدس از اسلحهٔ کلاشینکف برای دفاع در مقابل متجاوزان استفاده می کردند، و در حال حاضر نیز این اسلحه به عنوان سلاح سازمانی نیروهای بسیج است، در این بخش از درس با ویژگی ها و چگونگی استفاده از این اسلحهٔ انفرادی بیشتر آشنا می شوید.
ردیف عنوان شرح
1 – کالبیر 7/62 میلی متر
2 - تعداد خان 4 خان گردش از چپ به راست
3 – طول اسلحه با سر نیزه 102 سانتی متر
4 – شلیک در حالت تک تیر 40 گلوله در دقیقه
5 – شلیک در حالت رگبار 95 گلوله دردقیقه
6 – برد مفید 400 متر
7 – برد نهایی 2000 متر
١ - کالیبر: قطر دهانهٔ لوله هر جنگ افزاری را کالیبر می گویند. مثلاً قطر دهانهٔ لوله اسلحهٔ کلاشینکف 7/62 میلی متر
2 – خان (Tube) : شیارهایی است که داخل لوله تفنگ ایجاد می کنند، این شیارها به گلوله دوران داده و در نتیجه برد گلوله و قدرت تخریب را زیادتر می کند.
٣ - برد مفید: مسافتی است که از جنگ افزار انتظار می رود به دقت تیراندازی کند و موجب تلفات و خسارت گردد.
۴ - برد نهایی: حداکثر مسافتی است که از یک جنگ افزار انتظار می رود به دقت تیراندازی کند و در نتیجه در چنین مسافتی تلفات و خسارتی نیز وجود ندارد.
باز و بسته کردن سلاح
نگهداری و عیب یابی سلاح انفرادی برعهدهٔ کسی است که از آن استفاده می کند. اسلحهٔ انفرادی کلاشینکف باید همیشه روغن کاری شده و بدون عیب باشد. لذا لازم است یک رزمنده به راحتی و با مهارت بتواند سلاح خود را باز و بسته کند؛ چرا که باز و بسته کردن به موقع و درست اسلحه، به سالم ماندن آن کمک مؤثری می کند.
١ - روپوش محفظه ٢ - آلات متحرک ٣ - قطعۀ گلنگدن ۴ - میله و فنر ارتجاع ۵ - بدنه ۶ - سیلندر گاز ٧ - سمبه ٨ - شعله پوش ٩ - روپوش لوله ١٠ - غلاف سرنیزه ١١ - سرنیزه ١٢ - خشاب
البته روش صحیح سازمان باز و بسته کردن سلاح، قطعه شناسی و مراحل رفع گیر در اردوی عملی درس آمادگی دفاعی توسط مربیان بسیج به شما آموزش داده می شود.
اصول ایمنی هنگام استفاده از سلاح
یک کاربر اسلحه برای حفظ جان خود و سایر همراهان، باید به نکات زیر توجه کند:
١ - سلاح باید قبل از تیراندازی بازدید شود.
٢ - هنگام تحویل گرفتن یا تحویل دادن سلاح، باید از خالی بودن آن اطمینان حاصل کنید.
٣ - هنگام باز و بسته کردن و یا تحویل گرفتن سلاح برای اطمینان از خالی بودن آن، روبه فضای مطمئن (به سوی آسمان) ماشه را بچکانید.
۴ - از هرگونه شوخی کردن با سلاح و نشانه روی به سوی دیگران خودداری کنید.
۵ - با ماشهٔ سلاح نباید بازی کرد؛ زیرا ماشهٔ این سلاح حساس است.
۶ - زمانی که ضرورتی برای تیراندازی نیست، سلاح در حالت ضامن باشد.
٧ - مهمات و فشنگ ها را در معرض حرارت شدید قرار ندهید و هیچ گاه به ته چاشنی فشنگ ضربه نزنید.
٨ - هنگام تیراندازی دست را در مقابل مسیر رفت و برگشت دستگیرهٔ آتش قرار ندهید.
اصول تیراندازی صحیح
تیراندازی دقیق یک مهارت فردی است که با آموزش، تمرین و پشتکار به دست می آید.
اصول یک تیراندازی صحیح و مؤثر به شرح زیر است:
١ - قلق گیری و نشانه روی دقیق
٢ - وضعیت صحیح تیراندازی
٣ - انجام صحیح عمل انگشت روی ماشه
۴ - تخمین مسافت و تنظیم درجهٔ صحیح اسلحه
۵ - تیراندازی با آهنگ منظم و مداوم
روش قلق گیری
قلق گیری عملی است که قبل از تیراندازی برای به دست آوردن دقت سلاح انجام می شود. یکی از روش های قلق گیری به این شرح است:
١ - تعداد سه تیر قلق را به دقت به طرف خال سیاه وسط سیبل نشانه روی و شلیک می کنیم.
٢ - محل برخورد سه گلوله را به یکدیگر وصل می کنیم تا مثلثی تشکیل شود.
٣ - مرکز مثلث را به وسط خال سیاه وصل می کنیم و قرینهٔ مثلث را به دست می آوریم.
۴ - حال قرینهٔ به دست آمده را به جای خال سیاه وسط سیبل نشانه گیری و شلیک می کنیم.
حالت های صحیح تیراندازی:
١ - حالت ایستاده ٢ - حالت به زانو ٣ - حالت نشسته
مقدمه
آبزیان، به جانورانی اطلاق می شوند که زندگیشان وابسته به آب بوده و ساکن اقیانوس ها، دریاها و رودخانه ها و غیره می باشند و قادر به زندگی در خشکی نیستند. همچنین آبزیان از نظر نوع زیست؛ به دو صورت ماهیان سردآبی و ماهیان گرم آبی وجود دارند که براساس مشخصات فیزیولوژیکی خود در اقیانوس ها، دریاها، خلیج ها، رودخانه ها، تالاب ها پراکنده اند.
طبق تقسیم بندی های انجام شده آبزیان به سه گروه ماهی های استخوانی، ماهی های غضروفی و گروه های مختلف ماهی های بدون آرواره تقسیم می شوند.
ماهی ها اولین مهره دارانی هستند که در روی زمین به وجود آمده اند.حدود 320 میلیون سال پیش ، یعنی زمانی که عصر طلایی ماهی ها به حساب می آمد و آبزیان بهترین و پیشرفته ترین موجودات زنده دنیا را تشکیل می دادند ، تراکم و گسترش ماهی ها دراوج خود قرار داشت .اولین ماهیانی که در سطح زمین بوجود آمدند ماهی های بدون آرواره بودند که فسیلهای آنان در رسوبات دوره دونین Devonian یافت می شوند.
پس از آن در همین دوره ماهی های آرواره دار اولیه از جمله ماهی ها غضروفی که در واقع اجداد اصلی کوسه ماهیان امروزی هستند به وجود آمدند .در اواخر دوره دونین ، ماهی های استخوان دار اولیه در روی زمین ظاهر شدند .ماهی های امروزی انواع تکامل یافته ای هستند که در طول اعصار ا ز تغییرات تکاملی این ماهی ها به وجود آمده اند .
درحال حاضر بیش از 71 درصد سطح زمین را آب تشکیل می دهد یعنی از 510 میلیون کیلومتر مربع وسعت زمین حدود 361 میلیون کیلومتر مربع آن را آب پوشانیده است .از 149 میلیون کیلومتر مربع خشکی نیز حدود 5/3 میلیون کیلومتر مربع آن را آب های داخلی تشکیل می دهند .درهمه این آبها یعنی از آب های بسیار سرد اقیانوس منجمد شمالی با درجه حرارت زیر انجماد تا چشمه های آب گرم با حرارت حدود 40 درجه سانتیگراد( چشمه های آبگرم اطراف بندر عباس) ، و نیز از آب های شیرین بسیار نرم تا آبهای شور که حتی تخم مرغ در آنها شناور می گردد ماهی ها زندگی می کنند .این جانوران همچنین درغارهای تاریک و اعماق بسیار زیاد اقیانوسها که دارای تاریکی مطلق و فشار بیش از 1100 اتمسفر است زندگی می کنند .حد ارتفاع شناخته شده زیست ماهی ها از 5000 متر بالای سطح دریا تا 11000 متر زیر سطح دریا متفاوت است .
* شقایق دریایی
شَقایـِق دَریایی نام گروهی از جانوران آبزی شکارچی است.
شقایق دریایی از رده گلسانان (Anthozoa)، زیرردهٔ شِشمرجانیان (Hexacorallia) و راستهٔ شقایقهای دریایی (Actiniaria) است.
شقایقهای دریایی از وابستگان نزدیک مرجان دریایی، عروس دریایی و هیدر هستند.
شقایق دریایی به شکل کیسهای کوچک است که به وسیله پایی به نام صفحه پایهای به کف دریا چسبیده است و بدنی لولهایشکل دارد که به صفحه دهانی ختم میشود. دهان شقایق دریایی در میانهٔ صفحهٔ دهانی قرار دارد.
* ستاره دریایی
ستاره دریایی جانوری آبزی است از شاخه خارپوستان و رده ستارهسانان (Asteroidea). این نام همچنین به خانوادهای از آبزیان خویشاوند با ستارههای دریایی که از رده Ophiuroidea هستند استفاده شده است.
اطلاعات اولیه
عمومیترین صفات جانوران که طی مراحل رشد نیز قبل از همه ظاهر میشود، تراز ساختمانی آنهاست. همه جانوران زندگی را از یک یاخته آغاز میکنند و برخی از تراز بافت بالاتر نمیروند، اما بقیه آنها از این تراز میگذرند و بدن پیچیدهتری مییابند. بدین ترتیب جانوران (متازوآ) را صاحب دو شعبه رده بندی در نظر میگیرند. در شعبه پارازوآ، بالاترین تراز ساختمانی را بافت تشکیل میدهد. این شعبه فقط شاخه اسفنجها را شامل میشود. همه جانوران دیگر که به شعبه یومتازوآ تعلق دارند، با داشتن اندام و دستگاه مشخص میشوند.
دومین صفت عمومی که بعد از تراز ساختمانی در حین رشد جانوران ظاهر میشود، نوع تقارن آنهاست. در ابتدا جنین همه جانوران دارای تقارن شعاعی یعنی به صورت کرهای توپر و یا توخالی و متشکل از تعدادی سلول است. بعضی از گروههای جانوری مانند عروس دریایی این تقارن شعاعی را تا مرحله بلوغ حفظ میکنند، اما در بقیه پس از مدتی جنین تقارن شعاعی ثانویه (مانند ستاره دریایی) و یا تقارن دو طرفی مییابد و کرمک و جانور بالغ حاصل از آنها نیز معمولاً همین نوع تقارن را نگه میدارند. بر همین اساس شعبه یومتازوآ را میتوان به دو دسته دارای تقارن شعاعی (Radiata) و دارای تقارن دو طرفی (Bilateria) تقسیم بندی میکنند.
وضعیت حفره در ستاره دریایی
هر گونه فضا یا حفره عمومی که کاملاً توسط بافتهای میانپوستی و به ویژه توسط پردههای صفاقی احاطه شده باشد، سلوم (Coelom) نام دارد. بنابراین جانوران دارای سلوم را متعلق به گروه سلوماتها، میدانند. سلوم دارای اقسام مختلفی است که یکی از انواع آنها آنتروسلها هستند و در فوق شاخهای که خارتنان و طنابداران را شامل میشود، دیده میشوند. در این حالت مزودرم به صورت یک کیسه جانبی در میآید که از آندودرم منشا میگیرد.
این کیسهها بعدا از درونپوست (آندودرم) جدا و مستقل میشوند، اما بخش درونی آنها هنوز به دستگاه گوارش متصل است و بخش بیرونی آنها در امتداد دیواره بدن واقع میشود. از آنجا که میانپوست (مزودرم) و سلوم از لوله گوارش بعدی (آنترون) مشتق میشود، حفره عمومی را آنتروسل و جانور صاحب چنین حفرهای را آنتروسلومات مینامند.
نوع تقارن در ستاره دریایی
بیشتر با داشتن دستگاه و تقارن دو طرفی بعد از طی مراحل جنینی، مشخص میشوند. بیشتر جانوران دارای تقارن دو طرفی، این نوع تقارن را حفظ میکنند، اما در چند گروه مانند ستاره دریایی، در حین تغییر شکل و تبدیل شدن به به حالت بالغ، صاحب تقارن شعاعی ثانویه میشوند. پنج یا بیش از پنج بازو که از بخش مرکزی بدن این ماهی بیرون زدهاند، تقارنی شعاعی را در بدن را این جانور بوجود آوردهاند. در حقیقت گفته میشود که بدن نیاکان ستاره ماهیها تقارن دو طرفهای داشتهاند که ستارههای دریایی امروز هم بقایایی از همان ساختار بدنی را حفظ کردهاند. چنین جانوران بالغی همانند جانوران دارای تقارن شعاعی، کم تحرک، ساکن و بدون سر میشوند.
تولید مثل در ستاره دریایی
ستارههای دریایی دارای ۵ جفت اندام جنسی هستند که هر جفت درون یک بازو واقع است. در بیشتر موارد، عمل لقاح در درون آب دریا صورت میگیرد و حاصل رشد تخم، ایجاد کرمکی شناگر و آزاد به نام بی پیناریا است که تقارن دو طرفی دارد. این کرمک (لارو) سرانجام مراحل دگردیسی بسیار پیچیدهای را طی میکند و مبدل به موجود بالغ جوانی با تقارن شعاعی ثانویه میشود.
چنین الگوی رشدی را عموماً در سایر راستههای خارپوستان هم میتوان دید، اما کرمک آنها در ظاهر اندکی با یکدیگر تفاوت دارند و نامهای مختلفی را به خود میگیرند.
خصوصیات ماهیها :
ماهیهای زیادی در دریا زندگی میکنند که از لحاظ شکل، رنگ، اندازه، نوع غذا، نوع رفتار، محل زندگی با هم تفاوت دارند.
از لحاظ نوع غذا ماهیها را میتوان به ۳ گروه اجمالی زیر تقسیم کرد:
الف)گوشت خوار مانند:اسکار، کوسهماهی، پیرانیا و غیره ب)همه چیز خوار مانند: گربه ماهی ج)گیاه خوار مانند: مولی
از لحاظ رفتار میتوان رفتارهای زیر را برای ماهیها عنوان نمود:
الف)ماهیهای صلح جو با رفتار مسالمت آمیز مانند گلدفیش، گوپی، مولی وغیره ب)ماهیهای با رفتار خشن مانند پیرانها، کوسه ماهی، اسکار و غیره ج)ماهیهای انزوا طلب مانند مارماهی، سفره ماهی وغیره د)ماهیهایی با زندگی گروهی مانند پیرانها، بارب و غیره
از لحاظ زندگی ماهیها را به دستههای زیر تقسیم میکنند:
الف)آب شور مانند کوسه ماهی، نهنگ، دلفین و غیره ب)آب شیرین مانند بارب، قزل آلا و غیره ج)سطح آب د)لایههای میانی آب ر)اعماق آب و کف دریا
چگونگی حرکت ماهی ها
ماهی بهوسیله حرکت دادن قسمت عقبی بدن خود به سمت جلو حرکت میکند. ماهیچههای که دو طرف ستون فقرات (اسخوانهای پشتی) او را پوشاندهاند حرکت دم او را کنترل میکنند ماهی ابتدا این ماهیچه را به یک طرف میکشاند و بعد به طرف دیگر و همزمان دم خود را از یک طرف به طرف دیگر حرکت میدهد و به این ترتیب به جلو حرکت میکند ماهیها برای حرکت به سمتهای راست و چپ و همچنین بالا و پایین از بالههای خود استفاده میکنند.
تغذیه ماهی :
بسیاری از ماهیان سرد آبی و معتدله دارای روده ای کوتاه می باشند این خاصیت مربوط به ماهیان گوشتخوار و همه چیز خوار است . این ماهیان به رژیم غذایی غیر زنده یا مصنوعی نیز عادت می کنند که البته در خصوص آزاد ماهی دریای خزر(Salmo troutta caspius) این تغییر رژیم به سختی امکان پذیر است بطوریکه حتی ماهی غیر زنده را هم نمی خورند .
گوشتخواری این ماهیان سبب می شود تا رژیم غذایی آنها از لحاظ پروتئین های حیوانی غنی باشد و به همین علت تغذیه این ماهی گران تمام می شود .
ماهی قزل آلا فقط مقدار کمی از مواد نشاسته ای قابل هضم را مورد استفاده قرار می دهد ولی مواد چربی بهتر مورد استفاده قرار می گیرد.
در بعضی از گونه های آزاد ماهیان و قزل آلای دریاچه ای مواد چربی ممکن است به عنوان منبع انرژی تا 20درصد از وزن خشک را به جای پروتئین و کربو هیدراتها تشکیل دهد.
روشهای پرورش :
این ماهی به روش مونو کاپو ( سیستم روش یک گونه ای ) ، پلی کاپو ( سیستم پرورش چند
گونه ای) به عنوان مثال پرورش همراه گیاه برنج در شالی زار های مازندران صورت می گیرد
مرجان دریایی
مرجانها فقط ۱٪ از بستر دریاها را پوشش میدهند. مرجانها ۲۵٪ از تمام حیات دریا را در خود حفظ میکنند و بسیاری ازانواع ماهیها در مرجانها زند گی میکنند. هر کدام از مرجانها یک اکوسیستم کامل هستند.
در اقیانوس اطلس ۱۵٪ مرجانها تجمع دارند که مجموعی از ۷۰ گونه مرجان میباشند. این مرجانها محل زندگی ۵۰۰ نوع ماهی هست.
اقیانوس هند و آرام ۸۵٪ از ریفهای جهان را با ۷۰۰ نوع مرجان و ۴۰۰۰ گونه ماهی دارا است.
مرجانها مقر زندگی گیاهان و جانورانی است که خودا اکوسیستم کاملی هستند. بیش از ۸۰۰۰۰ گونه حیاتی در مرجانها زندگی میکنند.
مرجانها ۶/۱ سواحل دریاها و خشکیها را محافظت میکنند مثلا: جزیرههای کم ارتفاع را در برابر خشم امواج و فرسایش دریاها محافظت مینمایند.
هر یک متر مربع مرجان از نظر اقتصادی برابر ۴۷۰۰۰ دلار میارزد به طوریکه بزرگترین صنعت توریست جهان با جذابیتهای طبیعی که ۱۰٪ از کل صنعت توریست را پوشش میدهند. از مرجانها جهت تولید داروهای ضد سرطان ونیز و جهت پیوند استخوان استفاده میگردد.
مرجانها به غیر از غذا یک مکان برای زندگی موجودات دریایی هستند. این موجودات قدیمیترین اکوسیستم زمین هستند و جوانترین گونه مرجانها ۱۸۰۰۰ سال عمر دارند.
مرجانها گونهای از جاندارانند که نه گیاهند و نه جانور بلکه ماینرال نام دارنند که از موادی به نام زوکسانتیلا تشکیل یافتهاند.
مرجانها دو دستهاند: مرجانهای نرم و مرجانهای سخت. مرجانهای نرم: از اجزایی به نام پلیپس تشکیل شدهاند. پلیـپسها در درون خود مایعی زله مانند دارند. دهان مرجانهااز اجزایی به نام تنتیکلز تشکیل شدهاست که به وسیله آن پلنکتونها را به دام میاندازد.
مرجانها به دو طریق تقسیم سلولی و حرکت لاروها تولید مثل میکنند. مرجانها سیستم دفاعی و تهاجمی هم دارند. مرجانها زندگی همیارگونهای دارند. مرجانها تا جایی که مواد غذایی دارند رشد میکنند، سپس رشد آنان متوقف گردیده و اجازه رشد به گونههای دیگری میدهند که فرصتهای غذایی مناسب تری دارند. برطبق آمار سازمان اقیانوسشناسی آمریکا مرجانها در حال انقراض هستند.
منابع مورد استفاده
¨ کتاب جغرافیای استان بوشهر، وزارت آموزش و پرورش، بخش زندگی جانوری، صفحه ۹
سایت های :
¨ http://shimisalami.rozblog.com/m/post/132
¨ http://www.iran.ir/about/nature/animal/aquatic
¨ http://donyayezireaab.persianblog.ir/page/twenty
¨ http://fa.wikipedia.org/wiki
تقدیر و تشکر
با سپاس فراوان از آموزگار محترم سرکار خانم معماردوست که ما را در تهیه و نگارش این تحقیق راهنمایی کردند.
با تشکر بسیار از مادران محمدعلی سعادتمند – مهدی فتحی که ما را بی نهایت کمک کردند.
آمار زلزله های 50 سال اخیر ایران
ساعت ۸:٢٠ ق.ظ روز یکشنبه ٧ دی ،۱۳۸٢ کلمات کلیدی:
ايران كشوري زلزله خيز است و بر روي يكي از دو كمربند بزرگ لرزه خيزي جهان، موسوم به آلپ هيماليا قرار دارد. به گفته دانشمندان، دليل وقوع زلزله در بستر اقيانوسها كه نشانه حركت شبه قاره هند به سمت قاره هاي آسيا و اروپا است، نهفته است.
از سال 1340 تا كنون، زمين لرزه هاي مختلف و در مواقعي ويران كننده، مناطق مختلف ايران را با خسارات و تلفات سنگيني روبرو كرده است كه آخرين آنها زمين لرزه صبح ديروز در بم است. قبل از آن زمين لرزه زنجان و قزوين در سال 79 بود كه با قدرت 2/5ريشتر به وقوع پيوست و پانصد نفر را كشت و خساراتي به بار آورد. اما بزرگترين زمين لرزه اي كه در طي چهل سال اخير در ايران به وقوع پيوست، زلزله 31 خرداد 69 در رودبار در شمال ايران بود كه با قدرت 3/7 ريشتر بيش از چهل هزار نفر كشته بر جاي گذاشت و صدها هزار نفر را زخمي كرد.
اين در حالي است كه در فروردين 1339، زلزله اي در شهر لار در جنوب ايران 450 تن را كشت. در شهريور 1341 در زمين لرزه اي در غرب ايران، يازده هزار نفر كشته و دويست روستا ويران شدند. در مرداد 1347، حدود ده هزار تن در زلزله ديگر 5044 نفر در جنوب كشور كشته شدند.
شش سال بعد، يعني فروردين 1356، حدود 900 تن در زمين لرزه اي در اصفهان جان باختند و سال بعد، در شهريور 57، زمين لرزه 25 هزار تن در شرق ايران را كشت. در آبان 1358، ششصد تن در شمال شرقي ايران بر اثر زمين لرزه جان باختند و در خرداد 1380، 1028 تن در استان كرمان كشته شدند. در تيرماه همان سال نيز دوباره زمين لرزه در استان كرمان، 1300 تن را كشت. بعد از آن در خرداد 1369، عظيم ترين زلزله چهل سال گذشته ايران در رودبار، موجب كشته شدن چهل هزار تن شد. زلزله بعدي ارديبهشت 75 با قدرت 1/7 ريشتر در بيرجند به وقوع پيوست كه موجب كشته شدن 1600 تن در اين شهر شد و بعد هم در اسفند همان سال، حدود 1100تن در اردبيل، در اثر وقوع زلزله 5/5 ريشتري درگذشتند.
مهمترین زلزله های 50سال اخیر ایران
از سال 1341 تاکنون زمین لرزه های مختلف و در مواقعی ویران کننده مناطق مختلف کشور را با خسارات و تلفات سنگینی رو به رو کرده است که آخرین آنها، زمین لرزه آذربایجان می باشد.
بزرگترین زمین لرزه ای که در سالهای اخیر در ایران به وقوع پیوست مربوط به 31 خرداد 1369 در استان های گیلان و زنجان با قدرت هفت و سه دهم در مقیاس ریشتر بود. این زمین لرزه بیش از 40 هزار کشته بر جای گذاشت که خونبارترین زمین لرزه در ایران به حساب می آید.
فهرستی از زمان و میزان قربانیان زمین لرزه های به وقوع پیوسته در ایران در 50 سال اخیر
سپتامبر 1962 (شهریور/مهر 1341) 11 هزار تن کشته و 200 روستا در غرب تهران ویران شد.
اوت 1968 (مرداد/شهریور 1347) حدود 10 هزار تن در استان خراسان جان سپردند.
آوریل 1972 (فروردین/اردیبهشت 1351) پنج هزار و 44 تن در جنوب کشور کشته شدند.
آوریل 1977 (فروردین/اردیبهشت 1356) حدود 900 تن در منطقه اصفهان جان باختند.
سپتامبر 1978 ((شهریور/مهر 1357) 25 هزار تن در شرق ایران کشته شدند.
نوامبر 1979 (آبان/آذر 1358) 600 تن در شمال شرقی ایران جان سپردند.
ژوئن 1981 (خرداد/تیر 1360)، یکهزار و 28 تن در استان کرمان کشته شدند.
ژوئیه 1981 (تیر/مرداد 1360) یکهزار و 300 تن در استان کرمان جان باختند.
21 ژوئن 1990 (31 خرداد 1369) حدود 40 هزار تن در شهر رودبار در شمال کشور در اثر سنگین ترین زمین لرزه کشته شدند.
28 فوریه 1997 (10 اسفند 1375) حدود یک هزار و 100 تن در اردبیل کشته شدند، بزرگی آن زمین لرزه، 5/5 درجه در مقیاس ریشتر بود.
10 مه 1997 (20 اردیبهشت 1375) یکهزار و 613 تن در بیرجند بر اثر زمین لرزه با بزرگی 1/7 درجه در مقیاس ریشتر، جان باختند.
10 آگوست 2012 (20 مرداد 1391) تا کنون 250 تن در سه شهر آذربایجان بر اثر زمین لرزه با بزرگی 6/2 درجه در مقیاس ریشتر، جان باختند.
زمینلرزه ۱۳۹۶ ایران - عراق به بزرگی ۷٫۳ در مقیاس بزرگای گشتاوری شامگاه یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ در نزدیکی ازگله، استان کرمانشاه در نزدیکی مرز ایران و عراق در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهر حلبچه عراق ایران رخ داد.
کانون زمینلرزه ۵ کیلومتری شهر ازگله کرمانشاه بود و زلزله نگاری آمریکا کانون این زلزله را ۳۲ کیلومتری حومه شهر عراقی حلبچه اعلام کرد.
برچسب های مهم
مقدمه :
انسان برای اولین بار برای محافظت از خودش از سلاحهای سرد استفاده می کرد. بعد از مرور زمان همان طور که انسان ها و دنیا پیشرفت کرد انسان هم برای محافظت از خود به پیشرفت پرداخت که این پیشرفت بعد از جنگ ایران و عراق در کشور ما بسیار خوب بود که ایران بعد از جنگ شروع به ساخت وساز انواع اسلحه نمود که تا در برابر ظلم و ستمی که دیگران به آن می کند بتواند مبارزه کند و این سلاح ها به دو دسته تقسیم شده اند: یکی سلاح های سبک و دیگر سلاح های سنگین.
سلاح هایی که انسان به تنهایی بتواند آن را حمل کند را سلاح های سبک می گویند. مانند: ژ-3، کلاشینکف- برتا، یوزی، آرپیچی7، دو شکاه و...
سلاح های که انسان نتواند آنها را جابجا نماید را سلاح های سنگین می گویند.
مانند: توپ، تانک، مینی کاتیشا، خمپاره که دارای خمپاره که داریم خمپاره 120-82 ، کاتیشا و...
در اینجا ما به سلاح های سبک می پردازیم که سلاحهای سبک دارای سه وضعیت می باشد سلاح خودکار، سلاح نیمه خودکار، سلاح غیر خودکار می گویند.
سلاح خودکار:هر سلاحی که بعد از مسلح کردن بتواند به صورت رگبار تیراندازی کند.
سلاح نیمه خودکار: هر سلاحی که بعد از یک مرتبه مسلح کردن توانایی و قابلیت تک تیرزدن را داشته باشد، مانند: کلت.
سلاح غیر خودکار: به سلاح هایی گفته می شود که برای شلیک هر تیر نیاز به مسلح دارد. مانند: برنو
اسلحه کلاشنیکف:
مشخصات:اسلحه کلاش برای اولین بار در سال 1945 توسط کشور روسیه طراحی و ساخته شد. این سلاح با توجه به کیفیت و کارآیی خوب آن ضمن این که در ارتش روسیه به عنوان سلاح سازمانی به خدمت گرفته شد، لذا کشورهای درخواست کننده این سلاح و با خدمت گرفتن آن به عنوان سلاح سازمانی نیروهای مسلح خود به کار گرفتند. این سلاح خودکار و نیمه خودکار برده که با فشار غیرمستقیم کار باروت مسلح می شود و با هوا هم جنگ می گردد در مواردی که لولةسلاح بر اثر تیر اندازی زیاد سلاح داغ نشده باشد.
برگ ناظم آتش سلاح دارای سه وضعیت به ترتیب ضامن، رگبار، تک تیر بوده که سمت راست سلاح واقع گردیده است و توضیح اینکه این سلاح برخلاف سلاح های دیگر در حالت ضامن قادر به مسلح شدن نمی باشد.
دستگاه نشانه روی این سلاح تشکیل شده است از مگسک ثابت و روزنه دید که بر روی ستون درجه مشخص شده است. و ضمن اینکه از عدد 8-1 (10-1) بر روی آن مدرج ستون درجه است که هر عدد ضریب 100 می باشد و برای شلیک تیر فاصله واقعی بین تیرانداز و هدف می بایست فاصله مورد نظر توسط ستون درجه تنظیم کنند.
خشابهای این سلاح حلالی بوده و ظرفیت این خشابها متفاوت که معمولاً خشاب 30 فشنگی به صورت استاندارد از قسمت زیر سلاح خشاب گزاری می شود. قنداقهای این سلاح تاشو، زیر تاشو و کاچوبی است انواع چوبی فلزی و کاچوبی ساخته شده برای پرتاب نارنجک تفنگی از چوبی استفاده می شود.
سازمان ساختمان این سلاح جهت نیروهای پیاده بوده را بکار گرفته می شود.
مأ موریت سلاح:1- اصلی. 2- فرعی.
اصلی: با استفاده از فشنگ های جنگی بر علیه نفرات پیاده دشمن می باشد.
فرعی: با استفاده از نارنجک های تفنگی بر علیه تجمع نیروهای دشمن بر علیه سنگرهای بتونی و همچنین بر علیه ادوات و خودروهای زرهی می باشد.
این سلاح از نوع سلاح های گلنگون بسته بوده ضمن اینکه دستگاه چکاننده آن هم از نوع ضربتی می باشد.
مشخصات :
کالیبرmm 62239/7 تعداد خان4 عدد و گردش آن از چپ به راست و گردش خان 5/1 گام و سرعت اولیه تقریباً 710 متر مسیر طی می کند در ثانیه اول، نواخت تیر به صورت عملی100-90 عدد تیر در ثانیه در یک دقیقه به شکل عملی600-550 عدد در دقیقه حساب کرده اند.
وزن سلاح با خشاب 30 تایی؛ 100/4 گرم
وزن سلاح با خشاب 30 تایی خالی؛ 500/3 گرم (وزن سلاح متفاوت).
طول سلاح در حالت معمولی (با قنداق چوبی یا تاشوی باز) cm78 مي باشد و اگر تاشو را جمع کنیم طولش می شودcm66 و با نصب سرنيزه cm102، برد نمایی 2000متر می باشد. برد مفید m 800 -400؛ برد مؤثر m1750.
نامگذاری قطعات ظاهری سلاح :
1- شعله پوش و ضامن آن
2- مگسک و محافظ آن
3- سمبه
4- لوله اصلی سلاح
5- سیلندر و اتاقک گاز
6- روپوش تحتانی
7- ستون درجه و قفل تنظیم
8- دستگیره آتش
9- خشاب متر آن ضامن
10- روپوش فوقانی و گیره آن
11- دستگاه چکاننده شامل: ماشه، حافظ ماشین، دستگیره
12- بند سلاح
13- قنداق سلاح و دریچه ایی که جعبه ننمنیف در آن است
14- برگة ناظم آتش سرد ضعیفی
طریقة اطمینان از خالی بودن سلاح از فشنگ :
1- خشاب را برداریم. 2- برگة ناظم را از حالت ضامن به تک تیر در می آوریم. 3- گلنگدن را می کشیم یک بار و دو بار. 4- چگاندن ماشه رو به منطقة باز و بی خطر. 5- ضامن کردن و خشاب گذاری مجدد.
متعلقات :
1- سر نیزه 2- شعله پوش مانوری 3- دوربین 4- انواع خشاب 75 و40 تایی
5- لوله رابط برای پرتاب نارنجک تفنگی 6- جعبة تنظیف
7- دستگاه نشانه روی دید در شب.
انواع مهماتی که از اسلحة کلاشینکف می توان استفاده کرد :
فشنگ جنگی معمولی : موارد استفاده بر علیه نفرات پیاده دشمن و فاقد علامت مشخصه ای جنسی مرمی از سرب با پوسته مسی کشنده.
فشنگ جنگی رسام : موارد استفاده معمولاً در شب مورد استفاده قرار می گیرد تضمین سمت لوله سلاح برای علامت دادن برای مانور و در آن سبز است.
فشنگ جنگی ثاقب: برای نفوذ بهتر در اجسام فلزی و علامت مشخصه آن مشکی است و مرمی آن فولاد است و روکش دارد.
فشنگ گازی مشقی: فاقد مرمی برای پرتاب نارنجک تفنگی آموزشی و همچنین برای متفرق کردن جمعیت ازدحام کننده.
فشنگ آموزشی: فاقد چاشنی و باروت و برای آموزش و دارای یک روزنه می باشد.
فشنگ ثاقب آتش زا : علامت مشخصة آن مشکی و قرمز برای از بین بردن انبارهای مهمات پوشاک و سوخت و... استفاده می شود و از دو قسمت یک فولاد ریز در جلو و مواد محترقه در انتهای هرمی.
اسلحة ژ-3
مشخصات :بر اثر جنگ جهانی دوم کشور آلمان به ویرانه ای تبدیل گردیده بود و در نتیجه کارخانه جات سازنده سلاح تخریب و چیزی از آن باقی نمانده بود و بعد از تقسیم آلمان به بلوک شرقی و غربی کارخانه جات که در آلمان غربی واقع گردیده بود توسط چند آمریکایی خریداری شد و مجدداً سلاح های ساخت آن کارخانه را راه اندازی کردند.
با توجه به قدرت و کارآیی این سلاح کشورهای زیادی تمایل به دارا بودن آن نمودند که بعضی کشورها از جمله ایران ترجیح دادن که با اجازه و سرپرستی آن کارخانه آلمانی خود از تولید کنندگان و سازندگان این سلاح باشد.
این سلاح خودکار و نیمه خودکار بوده که با فشار مستقیم گاز و باروت مسلح و با هوا جنگ می شود برگه ناظم آتش سلاح که در سمت چپ سلاح واقع گردیده دارای سه وضعیت به ترتیب از بالا ضامن، تک تیر و رگبار می باشد. ضمناً این سلاح در حالت ضامن قادر به مسلح شدن می باشد. دستگاه نشانه روی شامل: مگسک ثابت و تیلک متحرک که از عدد 1 تا 4 بر روی آن مدرج شده است. خشاب های این سلاح 20 فشنگ (بصورت استاندارد) که از قسمت زیر سلاح به طور عمود خشاب گذاری می شود.قنداقهای این سلاح در 3 نوع فلزی (کشویی) پلاستیکی و کاچوبی طراحی و ساخته شده است.
مأموریت سلاح دارای دو نوع مأموریت :1- مأموریت اصلی. 2- مأموریت فرعی.
با استفاده از فشنگ های جنگی برعلیه نفرات پیاده دشمن فرعی با استفاده از نارنجک های تفنگی بر علیه ادوات و خودروهای زرهی و تجمع دشمن و سنگرهای بتونی بکار برده می شود. سازمان سلاح در نیروهای پیاده به کار می رود.
مختصات :
کالیبر 51x 62/7 تعداد خان 4 عدد گردش خان از چپ به راست.
سرعت اولیه 800 متر بر ثانیه نواخت تیر عملی 120 الی 150 عدد در دقیقه عملی 500 الی 600 عدد، برد مفید 400متر، برد نمایی 3750 متر، مؤثر 3500متر
طول سلاح در حالت قنداق کشویی cm 83 ، طول سلاح در حالت قنداق باز cm102، طول سلاح با نصب تعداد گام 5/1 دور.
طریقه اطمینان از خالی بودن سلاح می توانیم مواردی که در رابطه با تفنگ کلاشینکف اجرا می کردیم برای این سلاح انجام می دهیم.
اعمال مکانیکی :
به کلیه حرکات و اعمالی که آلات متحرکه در هنگام شلیک گلوله در سلاح رخ می دهد به آن اعمال مکانیکی می گویند که معمولاً به دو دسته اعمال رفت و برگشت تقسیم می شود:
الف) رفت : تظاهر (ظاهر شدن فشنگ در جلوی ناخن پشتمان جنگ را عمل تظاهر گویند.
ب) ادخان : داخل شدن یک عدد فشنگ در خزانه لوله را ادخان می گویند.
رها شدن و برگشت هرمی که پوکه یا از فشنگ و قرار گرفتن در مسیر عبور خان موجود در لوله سلاح رها شدن می گویند و برگشت به واسطه برخورد گاز باروت حاصله به پشانی جنگی بایست را عمل برگشت گویند.
ج) پرش : در هنگام خارج شدن پوکه از جام لوله و قرار گرفتن در مقابل دریچه بوکه قطعه برخورد کرده برش خود از سلاح دور می شود.
د) مسلح شدن : در هنگام عقب آمدن آلات متحرک با پایه آتش درگیر شده که در این حالت با فشار دادن مجدد ماشه اعمال مذکور در بالا مجدد تکرار می گردد.
متعلقات:
1- سرنیزه 2- شعله پرش مانوری 3- جعبه تنظیف دوربین (روی تیلک نشاروی)
4- پایه
انواع مهمات :
کلیه فشنگهای جنگی و غیر جنگی(گازی) ژ3 به استثناء پلاستیکی، رنگ تمام پوکه به رنگ زرد برنجی و جنس پوکه ها از جنس برنج می باشد و عمده مأموریت فشنگ ها که با علامت مشخصه مربوط به خود که به آن اشاره می شود در نوک مرمی. پرتاب نارنجک تفنگی مورد استفاده قرار می گیرد. توضیح اینکه به محض شلیک این فشنگ ها اگر دهانه لوله سلاح به سمت نقاط حساس بدن (چشم) قرار گرفته می باشد به واسطه پرتاب گازهای باروت و آتش حاصله منجر به صدمه و زیان می شود و اگر دهانه سلاح در موقع شلیک به بدن چسبیدن باشد به واسطه ورود هوا و گاز باروت به بدن صد در صد با مرگ طرف مواجه می شود.
انواع نارنجک تفنگی های ژ3 و کلاشینکف :
توسط نارنجکهای تفنگی می توانیم بر علیه تجمع نفرات دشمن انواع خودروهای زرهی و همچنین بر علیه سنگر بتونی اجرای آتش بینمایم و از این طریق تلفاتی از دشمن بگیریم و همچنین می توانیم با شلیک یک نارنجک خود را از دید دشمن مخفی و باید جهت ثبت گرا و یا شب برای روشن کردن منطقه استثنایی خود و اطراف خود را روشن کرده و بهتر مورد شناسایی قرار بدهد و همچنین می توانیم با شلیک یک عدد نارنجک تفنگی مورد مقابل اشغال و انبارها و امثال آن را به آتش بکشیم.
نکاتی که مخصوص نارنجک تفنگی بدهد طوری پرتاب رعایت آنها الزامی است به شرح ذیل اشاره می شود:
1- در رابطه با سلاح کلاش شعله پوش جنگی را ابتدا باز می کنیم بعد لولة رابط را به جای آن نصب می کنیم و از این طریق نارنجک را بر روی آن سوار بکنیم.
2- قبل از شلیک نارنجک لزوماً هر تعداد ضامن که بر روی نارنجک وجود دارد که از آن جدا می شود.
3- نارنجک های تفنگی لزوماً با فشنگ گازی مخصوص به خود پرتاب می شود و از به کار بردن دو نوع فشنگ جنگی برای پرتاب نارنجک جداً خودداری گردد ضمناً توجه داشته باشیم که اگر از خشاب سلاح استفاده می کنیم فشنگ های موجود در خشاب تماماً گازی باشد و از قرار گرفتن فشنگ جنگی در لابه لای فشنگ نگذارد. برای پرتاب نارنجک تفنگی با هر سلاحی حتی المقدور سلاح های قنداق دار چوبی استفاده می شود.
همچنین محل قرار گرفتن قنداق سلاح از جای نرم یا از پارچه و امثال مشابه باشد که از بروز ضربات حاصله از شلیک نارنجک جلوگیری شود.
طریقة پرتاب نارنجک تفنگی :
کلاً نارنجک های تفنگی به دو روش خمپاره ای و هجومی پرتاب می شود.
روش هجومی قنداق زیر بغل با انگشت شست ماشه می چکانیم دست کمکی را هرم قرار داده و به زیر پهلو زیر دوش محکم می گیریم.
روش خمپاره ای: در این روش بعد از اینکه قنداق سلاح را در جای نرم قرار دادیم قسمت دریچه پوکه آن را بر خلاف جهت خودمان و رو به زمین قرار داده و فاصله شخص تیرانداز تا نارنجک کمتر 40 تا 0 سانتی متر نباشد و با انگشتان با قنداق اسلحه را محکم به زمین فشار داده اقدام به شلیک می کنیم.
تیر بار چند منظوره FN MAG بلژیکی و M 240 آمریکایی
مشخصات تیر بار FN – MAG
سال شروع ساخت / 1955
کشور سازنده / بلژیک و ایالات متحده
کالیبر / 7.62x51mm NATO
وزن با دو پایه / 10.9 الی 13 کیلوگرم بسته به مدل
وزن با سه پایه / 21 کیلوگرم
طول کلی تیر بار / 1262 میلیمتر
طول لوله / 545 میلیمتر
تغذیه / نوار فشنگ
برد نهایی / 4500 متر
برد مفید / 900 متر
سرعت دهانه / 840 متر بر ثانیه
ساپورت تیربار در حالت LMG / به وسیله جعبه های 50 تایی و 100 تایی
ریتم آتش / قابل تنظیم از 650 الی 1100 گلوله در دقیقه
مداومت شلیک / 1200 گلوله
این تیربار توسط شرکت FN – HERSTAL بلژیک به عنوان یک تیربار که بتواند در سطح جهان کاربرد داشته باشد ، طراحی و تولید شد . MAG سه حرف اول کلمات Military d.Appui General به زبان بلژیکی است که معادل انگلیسی آن GENERAL PURPOSE MACHINEGUN است که به معنای تیربار چند منظوره است . از این تیربار با استفاده از دو پایه به عنوان تیربار سبک یا LMG استفاده می شود . به وسیله سه پایه در نقش یک تیربار متوسط و یا VEHICLE MOUNTED استفاده می شود . همچنین از این تیربار امروزه در هلیکوپتر ها ، نفربر ها و زره پوشها و خودروهای زرهی سبک و حتی در تانکها به عنوان تیربار COAXIAL یا تیربار هم محور با لوله اصلی تانک استفاده می شود . شکل کلی این تیربار از تیربار قدیمی و افسانه ای BROWNING M 1918 BAR اقتباس شده است . از نظر شکل ظاهری این تیربار امروزه زیباترین تیربار متوسط حال حاضر جهان به شمار می رود . امروزه دهها کشور از این تیربار به عنوان تیربار اصلی ارتش استفاده می کنند مثل بلژیک ، کانادا ، استرالیا و آمریکا . امروزه این تیربار به عنوان پرکاربرد ترین تیربار چند منظوره جهان شناخته شده است . کار طراحی و تولید این تیر بار از سال 1950 در بلژیک آغاز شد و از آن زمان تا کنون پروژه های به روز سازی زیادی بر روی این تیر بار انجام گرفته شده است .
تیربار FN – MAG به وسیله فشار گاز مسلح می شود و به وسیله هوا خنک شده و تغذیه آن به وسیله نوار فشنگ انجام می پذیرد . این تیربار مجهز به یک پیستون بلند و یک رگلاتور تغییر دهنده فشار گاز است که در زیر لوله اسلحه و در پورت پیستون قرار دارد . وظیفه این رگلاتور تنظیم ریتم آتش اسلحه است . به این صورت که اگر این رگلاتور را در وضعیت فشار کم قرار دهیم ، ریتم آتش تیربار کم می شود و همچنین اگر رگلاتور را در وضعیت فشار بالا قرار دهیم ، ریتم آتش تیربار زیاد خواهد شد . وجود این رگلاتور در تیربار به تعادل هر چه بیشتر تیربار در هنگام شلیک ممتد کمک به سزایی می کند چرا که عمل مسلح سازی مجدد تیربار را به نرمی انجام می دهد . بولت اصلی تیربار نیز بر روی یک ریل که در زیر صفحه تغذیه تیربار قرار دارد ، عقب و جلو می شود . دستگیره ای در محل اتصال لوله تیربار به تیربار وجود دارد که دو کار را انجام میدهد یکی حمل تیربار و دیگری برای تعویض سریع لوله تیربار از آن استفاده می شود . صفحه تغذیه تیربار نیز از ترکیبات بسیار سخت فولادی ساخته شده است . تغذیه گر این تیر بار نیز از نوع SPRING LOADED بوده و در ساخت آن از تیر بار MG – 42 تقلید شده است . این تغذیه گر به وسیله چنگال های قوی خود کار تغذیه تیر بار را بدون وقفه و بدون ایجاد مشکل انجام می دهد . این تیر بار تنها به وسیله نوار فشنگ تغذیه می شود و تغذیه آن از هر دو طرف نیز امکان پذیر است . این تیربار دارای ریتم آتش از 650 گلوله در دقیقه تا 1100 گلوله در دقیقه می باشد که به وسیله کاربر تیر بار و بسته به موقعیت تاکتیکی که تیر بار در آن قرار دارد قابل تغییر است . دو پایه تیربار نیز در قسمت انتهایی رگلاتور نصب می شود و همچنین سه پایه نیز در صورت نیاز به این قسمت متصل می شود . در ساخت قطعات بدنه این تیربار از ورقه های فولادی بسیار محکم و پرسکاری شده استفاده شده است که در برابر آب دوام نسبتا خوبی دارد . سایت هدفگیری تیر بار نیز در حالت عادی از نوع مگسک و شیار دید است . در قسمت بالای تیربار ریل پیکاتینی نیز تعبیه شده است که امکان نصب انواع تجهیزات نشانه گیری اپتیکی را برای تیربار فراهم می آورد . در ساخت لوله این تیر بار از فناوری دو لایه استفاده شده است . به این صورت که لایه درونی لوله که با مرمی در تماس است ، از جنس آلیاژهای سنگین ساخته شده است که بسیار دیر داغ می کنند و بسیار دیر دقت اولیه خود را از دست می دهند ( مشکلی که امروزه در تیر بارهای بی کیفیت چینی وجود دارد که پس از مدتی استفاده از تیربار لوله آن دقت اولیه را ندارد و مدام به خطا می زند ) لایه بیرونی لوله نیز از جنس آلیاژهای سبک آلومینیم ساخته شده است که حرارت لایه درونی لوله را به سرعت به بیرون منتقل می کنند . و همچنین عمر مفید لوله به نسبت تیر بارهای M – 60 و MG – 3 بسیار افزایش یافته است . مدل لوله این تیر بار نیز L7A2GB می باشد . این تیربار به واسطه چنین لوله سنگین که خیلی دیر داغ می کند و همچنین کیفیت بسیار مرغوب قطعات داخلی تیر بار توان شلیک مداوم حدود 1200 گلوله به صورت ممتد را دارا می باشد که تقریبا در کلاس کالیبر خود بی رقیب است . در یک تست که در ایالات متحده از این تیر بار به عمل آمد این تیر بار در مکانی با دمای 18 درجه سانتی گراد توانست 1200 گلوله را به صورت ممتد شلیک کند . برد نهایی این تیر بار با گلوله های معمولی معادل 4500 متر و برد مفید علیه نفرات دشمن معادل 900 متر عنوان شده است . همچنین گلوله های متنوعی که توسط شرکت WINCHESTER OLIN ایالات متحده در کالیبر 7.62x51mm NATO طراحی و تولید شده است ، همگی به وسیله این تیر بار قابل استفاده است . ( مثلا گلوله های AAB مخصوص نفوذ در خودروهای زرهی سبک ، فشنگهای رسام برای علامت دادن و ... ) این تیر بار دارای هفت مدل است که عبارتند از : M240 – M240B – M240C – M240D – M240E1 – M240H – M240E6 . مدلهای جدید این تیر بار دارای ریل های ACCESSORY می باشند و قابلیت نصب انواع تجهیزات هدفگیری اپتیکی را بر روی آن دارا می باشند . مدل M240 E6 در نقش یک LMG است و توسط نفرات به صورت انفرادی استفاده می شود . مدل C مخصوص نصب COAXIAL بر روی تانک آبرامز است . مدلهای H و D مخصوص استفاده در هلیکوپتر های ترابری است . مدل E1 و B نیز مخصوص استفاده در نیروی دریایی است . مدل معمولی M240 نیز مخصوص استفاده های مختلف در نیروهای پیاده نظام است .
ایالات متحده به منظور تعویض و از رده خارج کردن مجموعه تیر بار های مزخرف سری M – 60 در تولید این تیر بار با شرکت FN – HERSTAL سهیم شد . امروزه ایالات متحده بیشترین کاربر این تیر بار در سطح جهان به شمار می رود . این تیر بار هم اکنون علاوه بر بلژیک ، در آمریکا و در گروه اسلحه سازی BROWNING تولید می شود . این تیر بار بر روی تانکهای آبرامز و نفربر برادلی بسیار دیده می شود . تیر بارهای ساخت ایالات متحده با نام M – 240 نامگذاری می شوند . امروزه تیر بار M – 240 آمریکایی و یا FN – MAG بلژیکی در نیروهای نظامی ایالات متحده کاربرد گسترده ای دارند و به وفور از آن در نیروهای خارج از کشور استفاده می شود . همچنین آمریکا بزرگترین کاربر این تیر بار به شمار می رود . تبلیغات زیادی بر روی این تیر بار مدرن انجام گرفته شده است و در آنها این تیر بار را کاملا ایزوله معرفی کرده اند که در برابر گرد و خاک و عوامل طبیعی مقاومت کامل دارد . اما با این حال این تیر بار در محیط کوهستانی افغانستان و بیابانی عراق مورد استفاده نیروهای ناتو قرار گرفت و مشخص شد که این تیر بار نیز مانند سایر تسلیحات ساخت بلوک غرب نسبت به گرد و غبار تا حدودی حساسیت دارد . ( هر چند نسبت به تیر بار M – 60 بسیار کمتر نسبت به گرد و غبار حساسیت دارد ) نیروهای ناتو برخی از مواقع روزانه دو بار این تیر بار را نظافت می کردند . نرخ MRBF در این تیر بار معادل 50000 گلوله عنوان شده است . به این معنی که ما بین فاصله دو سرویس این تیر بار حدود 50000 شلیک فاصله است . البته این رقم بیشتر به صورت تئوری عنوان شده است و در عمل بسته به موقعیت های مختلف فرق می کند . به طور متوسط این تیر بار عکس تیر بار های ساخت روسیه و بلوک شرق به طور روزانه و پس از اینکه هر بار مورد استفاده قرار گرفت می بایست مورد نظافت و سرویس قرار گیرد . این ( البته به نظر بنده ) بزرگترین ایراد این تیر بار است . هر چند غربی ها نظافت روزانه تسلیحات را یک امر عادی برای ارتش های غربی می پندارند و این را به عنوان نقطه ضعف تیر بار به شمار نمی آورند . ایراد دیگر وزن نسبتا بالای این تیر بار برای نقش LMG است . امروزه این تیر بار در بیش از 40 کشور جهان مشغول فعالیت است . کشورهای عضو ناتو ، فرانسه ، عربستان سعودی ، ژاپن ، از کاربران این تیر بار به شمار می روند .
جرائم را بطه نامشروع وعمل منافي عفت بسمه تعالي
مقدمه
بررسي و تحليل جرائم را بطه نامشروع وعمل منافي عفت خصوصي غير از زنا موضوع ماده 637 قانون مجازات اسلامي جرائم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا در فصل هجدهم از قانون مجازات اسلامي ماده 637 قانون مذکور بيان گرديده است که بر گرفته از کتب فقهي مي باشد، لذا با عنايت به اين که تاکنون حقوقدانان و اساتيد علم حقوق به طور مختصر و اندک به آن پرداخته اند. لذا در اين مقاله سعي شده با توجه به مبهم بودن تعاريف اين جرائم بيان نماييم که منظور از رابطه نا مشروع وعمل منافي عفت خصوصي غير از زنا از ديدگاه حقوقي و فقهي چيست؟ وخصوصيات و ويژگي هاي اين جرائم را مورد بررسي قرار دهيم. و نهايت نتيجه بگيريم که اولاً بايد با توجه واقعيت اصل قانوني بودن جرم و مجازات و قاعده قبح عقاب با بيان و توجه به اصل 167 تا 1 ماده 214 قانون آيين آدك مصوب 1378 که به قاضي اجازه داده است که در موارد سکوت، نقض، اجمال، تعارض يا ابهام قانون با مراجعه به منبع فقهي مبادرت به صدور رأي کند قانون گذار عادي با تمسک به اطلاق عبارت اصل مزبور رو برداشت نادرست ازآن و بدون توجه به ساير اصول قانون اساسي و نيز اصول مسلم حقوقي، مراجعه قاضي به منابع فقهي در دعاوي کيفري و جايز دانسته است. اين برداشت موجب مي گردد در ماده 637 با ايجاد عنوان جزائي کلي و مبهم »رابطه نامشروع و عمل منافي عفت غير از زنا از قبيل تقبيل ومضاجعه« که قانون گذار بدون اين که تعريفي مشخص از اين جرائم ميان نمايد. به طور کلي فقط عناوين اين جرائم در ميان نموده است ولي از آنجا که اين امر به خلق جرم و جعل کيفر مي انجامد با اصل قانوني بودن جرم و مجازات وحفظ آبروي افراد و جلوگيري از اشاعه فحشاء در جامعه به راحتي هر عمل يا ارتباط ميان زن و مرد را يک عنوان مجرمانه تلقي نکرده و قضاوت محاکم با رعايت موازين شرعي و قانوني و اخلاقي اطمينان به نامشروع بودن ارتباط پيدا نکرده اند به حريم آزادي هاي افراد تجاوز ننماييم و بر چسب مجرمانه به افراد نزنيم و مصلحت اقتضاء دارد که مقنن نسبت به اصلاح و تعيين تعريف مشخص اقدام کند و مراعات قانون اساسي ايجاب مي کند که قضات نسبت به رفتارها به کيفرهاي غيرمصرح در قانون رأي بر برائت صادر کنند.
واژه هاي کليدي
1. رابطه نامشروع
2. عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
3. اصل قانوني بودن جرم و مجازات
4. ماده 637 قانون مجازات اسلامي
مقدمه
سلام وصلوات بر محمّد مصطفي (صلّ الله عليه و آله) رسول گرامي اسلام و اهل بيت عصمت وطهارت و سلاله پاک آن حضرت.
يکي از مهم ترين اصول حاکم بر حقوق کيفري اصل قانوني بودن جرم و مجازات است که در اصول 36[1] و[2]169 و بند4[3] اصل 156 ق اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز به صراحت پذيرفته شد.
به موجب اين اصل هيچ رفتاري جرم نيست و هيچ مجازاتي قابل اجرا نيست مگر اين که قبلاً به وسيله ي قانون گذار عنوان مجرمانه و ميزان مجازات آن تعيين و اعلام شده باشد. بنابراين اصل قانون گذاري وتعيين عناوين جرائم و ميزان مجازات ها از وظايف و اختيارات انحصاري قوه مقننه است. هم چنين به موجب اصل تفکيک قوا که از اصول مسلم پذيرفته شده در قانون اساسي ايران است. قضات تحت هيچ شرايطي حق تعيين عنوان جرائم و ميزان مجازات آن ها را مگر در محدوده ي حداقل و حداکثر مورد در قانون ندارند. بهانه ي حفظ نظم جامعه و حمايت از عفت عمومي و اخلاقي حسنه نمي تواند مجوز ملاحظه قضات در امر قانون گذاري باشد. بنابراين هر چند رفتاري از لحاظ اخلاقي زشت و زننده و از لحاظ گناه محسوب شود در صورتي که قانون کيفري صراحتاً جرم قلمداد نشده ومجازات آن نيز به طور منجر مشخص نشده باشد. قابل تعقيب کيفري نيست و حکم آن را به لحاظ اصول برائت و به لحاظ قضائي تبرئه شده است[4]. قانون گذار در خصوص جرائم موضوع ماده 637 قانون مجازات اسلامي بدون اين که تعريفي از جرائم رابطه نا مشروع وعمل منافي عفت نمايد اقدام به ذکر مصاديق جرم عمل منافي عفت نموده است که در چنين مواردي تشخيص قضيه به عرف واگذار مي گردد. هر چند در مواقعي که قانون از تعريف جامع و مانع قضيه سکوت مي نمايد برعهده ي قاضي است تا به عرف وعادت محل رجوع نمايد ليکن رجوع به عرف وعادت محل در امور حقوقي امري معقول و پسنديده است، ليکن در امور کيفري پيروي نمودن از عرف و عادت محل بر خلاف اصول جزائي و پسنديده است ليکن در امور کيفري پيروي نمودن به عرف وعادت محل بر خلاف اصول مسلم جزائي علي الخصوص اصل قانوني بودن جرائم و مجازات ها و هم چنين تفسير مضيق قانون کيفري به نظم متهم است و به هيچ وجه عنوان قانون گذار نبايستي تعريف قانوني از جرم را به صورت مبهم و مجمل بيان دهد و آن را به ذوق و سليقه ي قاضي محکم وحتي عرف و عادت محل واگذار مي کند، زيرا در چنين حالتي با حقوق وآزادي هاي افراد جامعه در تعارفي خواهد بود. چرا که ضمانت اجراي قوانين کيفري همواره با سلب آزادي و حيات و حيثيت اشخاص در تغيير است وعدم مهار اين خطر ناک به حال افراد جامعه خواهد بود. بهتر است که قانون گذار با تعريف دقيق وکامل اين جرائم ماده 637 قانون مجازات اسلامي را اصلاح کند:
الف) موضوع و تعريف جرائم رابطه نا مشروع وعمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
1. موضوع جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا :
با توجه به اين که موضوع در علم حقوق اصطلاحاً عبارت است از هر چيزي که امري به آن نسبت داده مي شود، لذا موضوع جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت يعني آن چه به علت ارتکاب جرم مورد تعرض قرار خواهد گرفت حيثيت و اعتبار و آبروي فردي و خانوادگي و عصمت و عفت اشخاص است و مي توان گفت که موضوع حفظ عفت و اخلاق يکي از مسائلي است که همان ارزش هاي معنوي و باورهاي اخلاقي و اعتقادي و اجتماعي را در بر مي گيرد. زيرا دوام و قوام خانواده بر آن استوار مي گردد، امّا با تجربه ثابت شده که در هر جامعه اي افرادي يافت مي شوند که براي تأمين خواسته هاي خود نسبت به ارزش هاي معتبر اخلاقي و اجتماعي تعدي و تفريط مي نمايند به نحوي که اعمال و رفتار آن ها با اصول پذيرفته شده جامعه منطبق نيست و قانون گذار کشور ما هم براي مقابله با رفتارها و تعديات که ارتکاب آن ها از نظر طرز تلقي اکثريت افراد جامعه منفور است بر حسب مورد اعمال مجرمانه اي را با وضع مقررات خاصي تحت عنوان جرايم بر ضد عفت و اخلاق عمومي در ماده 637 قانون مجازات اسلامي به جرم انگاري اعمال رابطه نامشروع و عمل منافي عفت اقدام نموده است.
2. بررسي تعاريف جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا:
قانون مجازات اسلامي در بخش تعزيرات در فصل هجدهم ذيل عنوان (جرايم بر ضد عفت و اخلاق عمومي) به بيان جرايم منافي عفت اعم از خصوصي و عمومي و رابطه نامشروع مستوجب تعزير پرداخته است تقسيم بندي قانوني منافيات عفت عبارتند از :
1. منافيات عفت خصوصي غير از زنا
2. منافيات عفت عمومي غير از زنا
ضابطه تشخيص و شرايط تحقق هر يک از اين دو جرم، تفسير ماده 638[5] ق م ا است. در اين ماده چند عنوان قابل طرح است از جمله کلمه علني و کلمه منافيات عفت عمومي عنواني را به ذهن خطور مي کند که آيا منافيات عفت خصوصي هم داريم که البته جواب مثبت است.
امّا کسي که محل وقوع اين افعالند عرفاً قابل تقسيم به خصوصي و عمومي هستند چون تماس و ارتباط بين زن و مرد معمولاً در يک مکان خصوصي است پس اعمالي که منافي عفت تلقي مي شوند برحسب نوع مکان به دو دسته تقسيم مي شوند:
1. منافيات عفت خصوصي غير از زنا
2. منافيات عفت عمومي غير از زنا[6]
لذا با توجه به اين که موضوع جرايم عليه عفت عمومي غير از زنا از موضوع اين مقاله خارج مي باشد به همين مقدار بسنده مي کنيم، زيرا موضوع بحث ما در اين مقاله صرفاً بررسي جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوص غير از زنا موضوع ماده 637 ق م ا که اشعار مي دارد:
هر گاه زن و مردي که بين آن ها علقه ي زوجيت نباشد مرتکب روابط نامشروع يا عمل منافي عفت غير از زنا از قبيل تقبيل و مضاجعه شوند به شلاق تا 99 ضربه محکوم خواهند شد و اگر با عنف و اکراه باشد فقط اکراه کننده تعزير مي شود که ما در اين قسمت جرايم موضوع ماده ي فوق الذکر را که عبارتند از: رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا است را از ديدگاه هاي مختلف تعريف مي نماييم.
1-2 ) تعريف لغوي رابطه نامشروع
رابطه نامشروع از دو کلمه رابطه و نامشروع تشکيل گرديده است. رابطه از نظر لغوي يعني آن چه که دو تن يا دو چيز را به علم پيوستگي و ارتباط بدهد[7]. مشروع بدين معني است که آن چه مطابق شرع باشد و شرع آن را روا و جايز بداند.[8]
2-2) تعريف لغوي عمل منافي عفت غير از زنا
عمل منافي غير از زنا هم از کلمات متعددي تشکيل يافته که آن ها را از نظر لغوي به شرح زير توضيح مي دهيم.
عمل:يعني کار، کار کردن.[9]
منافي عفت:امور جنسي شرم آور در عرف يک جامعه که براي مواقعه يا شروع آن صورت بگيرد. اگر صورت نگيرد هتک ناموس يا شروع از هتک ناموس ناميده مي شود. پس ملاک غرض مجرم است در منحني عام شامل همه ي صور مزبور است. عمل منافي عفت مادي است نه صرف تلفظ.[10]
زنا: جفت شدن مرد و زن با هم به حرام و به طور نامشروع[11]
3-2) تعريف اصطلاحي
رابطه نامشروع:عبارت است از برتري نمودن هر نوع رابطه جنسي غيرمتعارف بين زن و مرد نامحرمي است که از نظر شرع و قانون جايز نيست.[12] به عبارت ديگر غرض از رابطه نامشروع آن نوع عمل حرام طرفيتي که منتهي به ايجاد رابطه جنسي زن و مرد نامحرم به طور مادي و فيزيکي نگردد مي باشد نظير مکالمه تلفني.[13]
عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا:عبارت است از اين که انجام کارهايي است که از نظر اکثريت افراد ملت با اصول اخلاقي و اعتقادات مردم منافات دارد. از قبيل تقبيل به معناي بوسيدن و مضاجعه به معناي بغل کردن براي ارضاء تمايلات جنسي بين زن و مرد نامحرم که به مرحله جماع از قبل يا دبر نمي رسد[14]. به عبارت ديگر عمل منافي عفت غير از زنا نوع رابطه جنسي که منتهي به مواقعه نگردد. بديهي است که رابطه جنسي مذکور لزوماً بايد مادي و فيزيکي باشد.[15]
ج) بررسي عناصر تشکيل دهنده جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
1. بررسي عنصر قانوني جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا:
يکي از اصول مسلم حقوق کيفري اين است که تا زماني که قوانين حاکم بر يک جامعه عمل را جرم تشخيص نداده و عامل آن را قابل مجازات نداند اشخاص در انجام آن عمل آزاد هستند فعل يا ترک فعل هر چند زشت و غيراخلاقي و خطرناک باشد دخالت قاضي کيفري را موجب نمي شود مگر اين که قانوني قبلاً آن عمل را جرم شناخته باشد هم چنين هيچ مجازاتي را نمي توان به افراد تحميل کرد مگر اين که نوع و ميزان آن قبلاً در قانون تعيين شده باشد.[16]
نويسندگان حقوق جزا هم هر زمان از عناصر تشکيل دهنده يک جرم منحف مي گويند. ابتدا براي عنصر قانوني شروع مي نمايند ما هم از اين روي پيروي مي كنيم و کلام را از اين عنصر آغاز مي نماييم. اين اصل يکي از اصول اساسي حقوق جزا مي باشد که امروزه اکثر کشورهاي متمدن آن را جزو اصول قانون اساسي خود قرار داده اند و اصل 36 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را در اين مورد مقرر مي دارد. حکم بر مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صادر و به موجب قانون باشد. هم چنين اصل 166 همين قانون بيان مي کند احکام دادگاه ها بايد مستدل و مستند به مواد قانون و اصولي باشد که براساس آن حکم صادر شده باشد.
بنابراين براي اين که عملي را جرم دانست و مستوجب مجازات مي بايست قانون پيش از وقوع فعل ارتکابي براي آن جرم انگاري کرد و اوصاف آن را تعيين نمايد و اين همان مفهوم اصل قانوني بودن جرايم و مجازات ها مي باشد.
در قانون جزايي ايران از رابطه نامشروع و عمل منافي عفت تعريف جامع و مانعي ارايه نشده، قانون گذار اسلامي نيز بدون اين که در تمام تعريف اين واژه ها برآيد. در ماده 637 قانون مجازات اسلامي عنصر قانوني اين جرايم را بيان نموده که اشعار مي دارد : هرگاه مرد و زن که بين آن ها علقه ي زوجيت نباشد مرتکب روابط نامشروع يا عمل منافي عفت غير از زنا از قبيل تقبيل و مضاجعه شوند به شلاق تا 99 ضربه محکوم خواهند شد و اگر اين عمل با عنف و اکراه باشد فقط اکراه کننده تعزير مي شود.
2. بررسي عنصر مادي جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
يکي ديگر از عناصر تشکيل دهنده جرم عنصر مادي است. هر جرمي الزاماً داراي يک عنصر مادي است. از اين الزام مي توان نتيجه گرفت که تحقق جرم موکول به بروز عوارض بيروني اراده ارتکاب جرم است تا وقتي مظهر خارجي اراده به مشکل از جمله فعل يا ترک فعل تحقق نيافته جرم واقع نمي شود. بنابراين صرف داشتن عقيده، انديشه و قصد ارتکاب جرم بدون انجام هيچ گونه عمل مادي قابل تعقيب و مجازات نمي باشد، زيرا اصولاً موارد مزبور به تنهايي قابل کشف نيستند. [17]
پس به استناد ماده 2 قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 بايد فعل با ترک فعلي که قانون آن را جرم شناخته از طرف شخص صورت مي گيرد تا بتوان او را از نظر حقوقي جزا مسئول دانست و مجازات نمود. براي تحقق عنصر مادي مصاديق مختلفي از صرف حقوق دانان بر شمرده شده است که عبارتند از فعل، ترک فعل، داشتن و نگهداري و فعل ناشي از ترک فعل، امّا با کمي دقت در موارد قانوني دکترين حقوقي و هم چنين روي دادگاه ها در برخورد با جرايم منافي عفت به اين نتيجه مي رسيم که اين گونه جرايم صرفاً با انجام فعل مثبت مادي قابل تحقق مي باشد و ساير مصاديق عنصر مادي از دايره مشمول اين جرايم خارج است. در اين قسمت به بررسي شرايط و اوضاع و احوال جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا و رفتار مادي و فيزيکي در جرايم مذکور خواهيم پرداخت.
1-2) شرايط و اوضاع و احوال جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
شرايط و اوضاع و احوال يکي از عناصر مهم عنصر مادي مي باشد که تکميل عنصر مادي هر جرمي بدون وجود شرايط و اوضاع و احوال مربوطه آن امکان پذير نيست.
جرمي بدون وجود شرايط و اوضاع مربوط به آن امکان پذير نيست. جرايم منافي عفت نيز از اين قاعده مستثني نبود. لذا در اين مبحث با توجه به ماده 637 قانون مجازات اسلامي و تعريفي که ارايه گرديده به نظر مي رسد شرايط ذيل در تحقق اين گونه جرايم اهميت فراواني دارند.
1. جرايم منافي عفت مذکور در ماده 637 ق م ا مقيد به نبودن علقه ي زوجيت جسمي همراه با سوء نيت به جز مقاربت ميان دو نفر که فاقد علقه زوجيت مي باشند اين جرم محقق مي شود.
هم چنين اين جرم جزو جرايم ساده بوده و نياز به ترکيب چند عمل مختلف براي تحقق آن نيست. به علاوه اين گونه جرايم مطلق بوده و نيازي به احراز التذاذ جنسي مرتکب نمي باشد. مضاف بر اين که جرم مي تواند دو طرفه بوده و يا اين که يک طرفه باشد. به عبارت ديگر هم با رضايت دو طرف قابل تحقق است و هم با اکراه از سوي يک طرف.
2-2) مرتکبين اين گونه اعمال در صورتي که به حد بلوغ شرعي رسيده باشند مستحق مجازات مي باشند، زيرا اولاً غيربالغ مسئوليت کيفري ندارد. چه قايل به اين نظر باشيم که عمد در اعمال صغير قابل تصور نيست و چه به دليل اين که نمي تواند از خود دفاع کند او را فاقد مسئوليت بدانيم. ثانياً صدر ماده 637 اشعار مي دارد هرگاه زن و مردي که بين آن ها علقه زوجيت نباشد و چون عنوان زن و مرد در خصوص افراد بالغ به کار مي رود و در مورد اطفال اطلاق ندارد و مضاف بر اين که وجود علقه زوجيت ميان اطفال امکان پذير نيست. لذا بلوغ يکي از شرايط مرتکبين اين گونه جرايم است و چنان چه يکي از طرفين بالغ بوده و ديگري نابالغ باشد مسئوليت فقط بر فرد بالغ بار مي گردد.
3-2) براساس قلمرو ماده 637 قانون مجازات اسلامي چنين استنتاج مي گردد که مقصود از زن و مرد جنس مذکر و مونث بالغ است. لذا تفاوتي ندارد بين محصن و غير محصن با محصنه و غير محصنه و از جهت ديگر مجرد يا متاهل پير يا جوان. امّا اگر يکي از طرفين بالغ بوده و ديگري نابالغ به نظر مي رسد مفاد اين ماده در مورد فرد بالغ مجردي است به طور کلي بلوغ عقل و اختيار مرتکبان شرط تحقق اين جرم است احصان هم از موارد تشديد قانوني مجازات نيست، امّا اگر دادگاه مي تواند آن را جزو علل قضايي تشديد مجازات قرار دهد. [18] سوال پيش مي آيد که اگر شخصي خنثي و بالاخص خنثي مشکل مرتکب جرم رابطه نامشروع و يا عمل منافي عفت غير از زنا گردد موضوع از شمول اين حکم خارج خواهد شد؟ چرا که فرد خنثي مشکله به کسي اطلاق مي شود. که مرد بودن يا زن بودن آن محل ترديد است و تشخيص امر به آساني امکان پذير نيست. ولي در خصوص فرد خنثي بايد برحسب غالبيت عمل کرد به اين نحو که اگر مرد بودن او بر زن بودنش غلبه داشته باشد، در اين صورت مرد تلقي و اگر زن بودن او بر مرد بودنش غالب باشد زن محسوب خواهد شد و قابل مجازات مي باشد. [19] ولي به نظر مي رسد با توجه به اصل قانوني بودن جرم و مجازات و تفسير مضيق قوانين کيفري اعمال مجازات بر اين افراد برخلاف اصول قانوني حقوق کيفري مي باشد و حکم برائت متهم سازگارتر است.
4-2) منظور از علقه زوجيت مذکور در ماده 637 قانون مجازات اسلامي بدين معني که آيا علقه زوجيت موردنظر مقنن همان علقه زوجيت قانوني است يا اين که اگر علقه زوجيت بين زن و مرد مسلمان با رعايت شرايط شرعي و غيررسمي اعم از اين به صورت ازدواج دايم يا موقت برقرار و موجود باشد حکمي خواهد داشت درباره ي امر علقه زوجيت مورد نظر قانون گذار همان علقه زوجيت قانوني است، امّا در خصوص مشروعيت علقه زوجيت شرعي با توجه به نظريه مورخ 9/5/1363 شوراي نگهبان در خصوص مقررات سابق قانون حمايت خانواده و ماده يک قانون از ازدواج چنان چه علقه زوجيت به طريق شرعي و غيررسمي بين زن و مردي حاصل شده باشد چون اين امر باعث محروميت بين آن ها خواهد شد. لذا ارتباط بين چنين زن و مردي از شمول حکم ماده 637 خارج مي باشد و نامشروع قلمداد نخواهد شد. [20]
5-2) حکم ماده 637 قانون مجازات اسلامي اختصاص به عمل منافي عفت يا ايجاد رابطه نامشروع بين يک زن و مرد دارد بنابراين هر گاه دو مرد يا دو زن به طور مثال مرتكب عمل منافي عفت گردند از شمول اين ماده خارج گرديده و به اين ترتيب مشمول ماده 123[21] و [22]134 قانون مجازات اسلامي مي گردند و همين طور هرگاه کسي ديگري را از روي شهوت ببوسد به موجب ماده [23]124 قانون مجازات اسلامي محکوم به مجازات اسلامي محکوم به مجازات مي شود.
6-2 ) رضايت افراد در حين ارتکاب اعمال منافي عفت و رابطه نامشروع هيچ تأثيري در تحقق جرم يا اجراي مجازات ندارد[24]، زيرا اولاً اين گونه جرايم تهديدي عليه نظم اخلاقي جامعه محسوب شده فلذا داراي جنبه عمومي مي باشد. ثانياً آن جا که حيثيت و شرافت انساني لکه دار مي شود، بنابر اعتقادات مذهبي ما مسلمانان- که قانون مجازات اسلامي هم برگرفته از آن مي باشد- اين شرافت و حرمت، جنبه حق الهي داشته و انسان حق ندارد حتي با رضايت خويش حيثيت خود را لکه دار نمايد. زيرا مالک اصلي شرافت و ناموس هر انساني خداوند متعال مي باشد. فلذا انسان ها نمي توانند شرافت خود را يا اموال خود مقايسه کنند و در نتيجه به دلخواه با آن بازي نمايند.
7-2) شرايط فوق الذکر مواردي بود که از متن ماده 637 قانون مجازات اسلامي استخراج گرديده است، امّا با توجه به اين که قانون گذار تعريفي از اين گونه جرايم ارايه ننموده لذا مهم ترين نکته در اين زمينه توجه به قرائن و اماراتي است که در اطراف هر يک از اين قضايا بطور جداگانه وجود دارد تا با ملاک قرار دادن عرف و عادات مرسوم در جامعه بتوانيم تشخيص بدهيم که جرمي تحقق گرديده است يا اين که طرفين بي گناه مي باشند.
8-2 ) چنان چه جرايم منافي عفت در خفا صورت پذيرد صرفاً مجازات مذکور در ماده 637 مشمول مرتکبين اين گونه جرايم مي گردد. امّا چنان چه همين اعمال در علن محقق گردد. به علت محرز شدن تجري مرتکبين مقتضي است که قانون گذار مجازات بيشتري را براي ايشان در نظر بگيرد و به استناد ماده 638 قانون مجازات مرتکبين را مجازات نمايد لذا در صدد ماده 638 بيان نمود هر کس علناً در انظار و امکان عمومي و معابر تظاهر به عمل جراحي نمايد علاوه بر کيفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محکوم مي گردد.
2-2) رفتار مادي و فيزيکي در جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
رفتار مادي و فيزيکي اين جرايم فعل مثبت مادي خارجي است که به وسيله ايجاد رابطه نامشروع و يا عمل منافي عفت غير از زنا تحقق پيدا مي کند. همان گونه که قبلاً اشاره رفت قانون گذار دو عبارت روابط نامشروع و عمل منافي عفت را در ماده 637 قانون مجازات اسلامي به کار برده و حال اين سوال مطرح مي شود آيا عمل منافي عفت همان روابط نامشروع است و اگر مترادف هم نيستند چه تفاوتي بين آن دو وجود دارد. در پاسخ بايد گفت چون مقنن براي عمل منافي عفت با ذکر مثال عنوان تقبيل و مضاجعه را به کار برده لذا بين رابطه نامشروع و عمل منافي عفت اصطلاح عموم و خصوص مطلق وجود دارد و به اين نحو که هر عمل منافي عفت غير از زنا رابطه نامشروع محسوب ولي هر رابطه نامشروعي عمل منافي عفت نيستند مگر آن که حداقل شرط تحقق آن ارتباط ويژه جسماني بين زن و مرد باشد[25]. آن چه قابل ذکر است، آن که رفتارهاي مادي همراه با سوء نيت ميان زن و مرد تا زماني که به تماس جسمي منجر نشده باشد در محدوده جرم «رابطه نامشروع» قابل بررسي است، امّا چنان چه هرگونه تماس جسمي به جز مقاربت ميان ايشان محقق گردد آن گاه جرم عمل منافي عفت غير از زنا صورت پذيرفته است. در اين گفتار به تفکيک انواع رفتارهاي مادي متصور در خصوص جرايم منافي عفت خصوصي غير از زنا و رابطه نامشروع را به اختصار توضيح خواهيم داد.
1-2) مصاديق جرم عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
در ماده 637 قانون مجازات اسلامي صرفاً مصاديقي از عمل منافي عفت غير از زنا بر شمرده شده است با توجه به اين که اين مصاديق به صورت تمثيلي مي باشد نه حصري لذا موارد ديگري هم قطعاً وجود دارد که قانون گذار بدان ها اشاره ننموده است. از همين رو با توجه به تعريفي که در بخش اول از اين گونه جرايم به عمل آورديم به برخي از مصاديق جرم عمل منافي عفت غير از زنا که بيشتر شايع مي باشد در اين قسمت اشاره مي کنيم.
تقبيل
اين اصطلاح از ريشه «قبل» به معناي «جلوي» گرفته شده است و معناي اصطلاحي آن بوسه زدن مخصوصاً بوسيدن از لب مي باشد[26]. هرچند بوسه زدن به طور مطلق ممکن است علامت احترام يا محبت بي شائبه باشد. ولي با توجه حساسيت مواضع بوسه از لحاظ تحريک جنسي طرفين انجام اين عمل ميان زن و مرد نامحرم و فاقد علقه زوجيت مطلقاً تحريم گرديده است.[27] هر چند در برخي موارد واقعاً ممکن است بدون انگيزه و التذاذ جنسي صورت پذيرد.
مضاجعه از ريشه «ضجع» به معناي خوابيدن به پهلو گرفته شده است و از باب مفاعله براي مشارکت و همکاري دو نفر در انجام امري به کار مي رود[28] و هم چنين هم بستر شدن و هم خوابگي معني شده است.[29] و در اصطلاح فقه به معناي خوابيدن دو نفر به پهلو و در کنار هم و در يک بستر مي باشد[30] و يا اجتماع دو يا چند نفر است تحت ازار واحد.[31]
مصافحه
به معناي دست دادن با يکديگر است که فقها بعضاً در مباحثي جداگانه و مستقلاً آن را ذکر نموده و اين عمل را جرم دانسته اند هر چند ممکن است که چنين عملي بدون انگيزه و التذاذ جنسي صورت گيرد و يا در عرف برخي خانواده ها نشانه ادب و احترام در هنگام سلام و احوالپرسي نسبت به طرف مقابل باشد، امّا به هر حال شارع مقدس کليه ارتباطات فيزيکي و جسمي ميان زن و مرد را که فاقد علقه نکاح مي باشد، تحريم و مستوجب تعزير شرعي دانسته است.
معانقه
معانقه از ريشه عنق به معناي «گردن» گرفته شده است و در باب مفاعله کاربرد آن غالباً براي مشارکت و همکاري در انجام امري است و به اصطلاح حالت فيزيکي و جسمي دو نفر نسبت به يکديگر است به نحوي که گردن هاي آنان در کنار هم قرار گيرد و در اصطلاح فارسي «هم آغوشي» نيز متضمن چنين معنايي است.[32] که شيخ طوسي مي فرمايد: هرگاه مردي با زن بيگانه اي در يک رختخواب در جايي که او را مي بوسد و معانقه مي کند يافت شود هر يک از آن ها به تازيانه محکوم مي شود.[33] و هم چنين محقّق حلي مي فرمايد درباره کامجوي به وسيله بوسه و يا هم آغوشي زير پوششي را بغل کرده و تمتع و التذاذ به غير از دخول به ايشان تازيانه تعيين شده است.[34]
2-2) بررسي مصاديق جرم رابطه نامشروع
با توجه به اين که در قانون تعزيرات ماده 637 قانون مجازات اسلامي مقنن تعريف خاصي براي جرم رابطه نامشروع ارايه نداده و هم چنين هيچ گونه مصاديقي از اين جرم هم ارايه نداده است لذا با عنايت به تعريف رابطه نامشروع که عبارت از آن نوع عمل حرام طرفين که منتهي به ايجاد رابطه جنسي زن و مرد نامحرم بطور مادي و فيزيکي نگردد مي باشد لذا با بررسي کتب حقوقي در اين زمينه مصاديقي از اين جرم را بيان نموده نظير مکالمه تلفني، صحبت کردن با نامحرم به قصد شهوت راني و ارضا تمايلات جنسي رد و بدل کردن مکاتبات عاشقانه[35]، گردش کردن در پارک و صحرا و خيابان، مسافرت رفتن، سينما رفتن و غيره ممکن است رابطه نامشروع تلقي شود و تشخيص آن بر عهده قاضي دادگاه با توجه به شرايط و اوضاع و احوال و کيفيت رابطه مي باشد[36] با اين حال بايد در نظر داشت که صرف مکاتبه عاشقانه مبتني برابر از تمايل و علاقه به ازدواج بين زن و مردي که فاقد موانع نکاح مي باشد جرم نيست.[37]
3. بررسي عنصر معنوي جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
در يک تقسيم بندي به طور کلي به اعتبار رکن معنوي جرايم به جرايم عمدي و جرايم غيرعمدي تقسيم بندي مي شوند.
جرايم عمدي جرايمي هستند که رکن معنوي در آن ها سوء نيت يا قصد مجرمانه مانند قتل عمدي.
جرايم غيرعمدي، جرايمي است که رکن معنوي در آن ها تقصير يا خطاي جزايي مي باشند مانند قتل شبه عمدي با کمي دقت در خصوص ماهيت جرايم منافي عفت و نحوه ارتکاب اين گونه جرايم متوجه مي شويم که جرايم منافي عفت جزو جرايم عمدي محسوب مي گردد. بنابراين کسي نمي تواند مرتکب اين گونه جرايم شده سپس ادعا کند که به صورت سهوي و غيرعمدي با چنين مخالف خود رابطه نامشروع برقرار کرده يا اين که مرتکب عمل منافي عفت گرديده است.
1-3) سوء نيت عام در جرايم منافي عفت
سوء نيت عام عبارت است از اراده آگاه عامل در ارتکاب جرم است. بطور کلي سوء نيت عام از دو عنصر تشکيل شود.
1. اراده ارتکاب فعل
2. علم به نامشروع بودن عمل ارتکابي
1-1-3) اراده ارتکاب فعل
در کليه جرايم، اعم از عمدي يا غيرعمدي اراده ارتکاب فعل وجود دارد و به عبارت ديگر قانون گذار فقط عمل ارادي را مجازات مي کند و در صورت فقدان اراده ارتکاب فعل تحقق جرم منتفي است. [38]
بنابراين اگر شخص ديگري را به طور ناگهاني و از پشت سر هل دهد و دومي در اثر اين عمل با زني برخورد کند جرم عمل منافي عفت محقق نشده است. زيرا عمل شخص دوم از روي اراده صورت نگرفته است.
هم چنين اگر فردي تحت تأثير هيپنوتيزم اقدام به گفتن حرف هاي عاشقانه به وسيله تلفن، با زني نمايد، به دليل عدم وجود اراده، ارتکاب جرم «رابطه نامشروع» منتفي مي باشد.
2-1-3 ) علم به نامشروع بودن عمل ارتکابي
علم به نامشروع بودن عمل ارتکابي يعني اين که مرتکب، در زمان انجام جرم به اين مسأله که عملش بر خلاف قانون است آگاه باشد به عنوان مثال اگر پسري به دليل عرف رايج در خانواده اش واقعاً نداند که بوسيدن غيرشهواني دختر خاله اش مثلاً در هنگام احوال پرسي از مصاديق جرم عمل منافي عفت غير از زنا مي باشد و مرتکب اين عمل گردد، آن گاه به نظر مي رسد که به علت عدم تحقق عنصر اخير الذکر و در نتيجه عدم احراز سوء نيت عام از سوي شخص، جرمي محقق نگرديده است.
البته بديهي است که بار اثباتي اين امر بر عهده متهم مي باشد و اوست که بايد براي قاضي اثبات کند که از نامشروع بودن عملش اطلاعي نداشته است. در خصوص بار اثباتي جرايم منافي در دادگاه توضيح کوتاهي لازم به نظر مي رسد. ابتدا بايد بگويم که منظور از بار اثباتي در دادگاه اين است که هنگامي که ارکان مادي جرمي محقق گرديد. آيا مرتکب بايد جهت اثبات بي گناهي خود، نداشتن سوء نيت را هنگام ارتکاب عمل ثابت کند يا اين که قاضي بايد جهت محکوم نمودن متهم سوء نيت وي را هنگام انجام جرم احراز نمايد؟
به عبارت ديگر، در اين گونه جرايم اصل بر بي گناهي متهم است مگر اين که خلاف آن ثابت شود يا اصل بر گناه کاري او؟
براي پاسخ به اين سوال بايد گفت که چون قانون گذار، جرايم منافي عفت را تعريف ننموده و تمامي مصاديق اين گونه جرايم را احصا نکرده است، لذا قضات جهت احراز اين جرايم بايد به عرف مراجعه نمايند. بنابراين بهترين معيار، در حال حاضر عرف جامعه است و چون اصل بر اين است که تمامي مردم از عرف حاکم بر جامعه خويش مطلع و آگاه مي باشند، لذا به نظر مي رسد بهترين روش جهت قضاوت کردن در خصوص اين گونه جرايم از نظر احراز سوء نيت اشخاص به شرح زير مي باشد:
چنان چه عمل ارتکابي از نظر عرف، رابطه نامشروع يا عمل منافي عفت محسوب گردد با توجه به اين که در اين جرايم اصل بر عمدي بودن عمل مي باشد، لذا به فرض ارتکاب اين متهم است که بايد عدم سوء نيت خود را جهت اثبات بي گناهي خويش براي دادگاه محرز نمايد، امّا اگر فعل انجام گرفته در عرف جامعه، عمل غير اخلاقي محسوب نشود، امّا از نظر دادگاه، بعنوان مثال عملي غير شرعي يا غير قانوني به حساب آيد. چنان چه متهم ادعا کند که به غير شرعي بودن يا غير قانوني بودن عملش آگاه نبوده است، با توجه به اين که قانون هم در اين خصوص ساکت و مبهم مي باشد در اين صورت قاضي جهت احراز قناعت وجداني خويش براي صدور حکم محکوميت چاره اي ندارد بجز اين که با توجه به شرايط و اوضاع و احوال، قرائن و امارات موجود سوءنيت متهم را احراز نمايد. والا بايد بر اساس اصل برائت حکم بر بي گناهي متهم صادر کند.
خلاصه کلام اين که چنان چه شخصي با اراده آگاهانه و با علم به نامشروع بودن عملش مرتکب يکي از مصاديق جرائم منافي عفت گردد، سوءنيت عام وي تحقق يافته است.[39]
2-3) سوء نيت خاص در جرائم منافي عفت
قبل از بيان سوء نيت خاص در جرائم منافي عفت ابتدا لازم است که سوء نيت خاص را توضيح دهيم.
سوء نيت خاص يعني اين که شخص مرتکب علاوه بر قصد ارتکاب عمل مجرمانه قصد ديگري هم که از طرف قانون براي تحقق جرم ضروري شناخته شده است و معمولاً قصد نتيجه حاصل از عمل مجرمانه مي باشد را داشته باشد به عبرت ديگر شخص مرتکب بايد بداند که عملش چه نتيجه اي را مي تواند در پي داشته باشد وآن عمل را براي رسيدن به آن نتيجه انجام دهد. به بيان ديگر، خواستن نتيجه حاصل از عمل مجرمانه را سوء نيت خاص گويند.
به نظر بيشتر اساتيد حقوق من جمله آقاي دکتر محمد صالح وليدي رکن معنوي جرايم منافي عفت با احراز سوء عام کامل مي شود و نيازي به احراز سوء نيت خاص نيست، به عبارت ديگر به محض اين که شخص با اراده آگاهانه و با علم به نامشروع بودن عملش يکي از مصاديق جرايم منافي عفت را مرتکب شود اين جرم محقق شده است.[40] در جهت تأييد و تشريح نظر فوق بايد بيان داشت که در جرم ( رابطه نامشروع) با توجه به اغلب مصاديق آن که مواردي همچون صحبت کردن وقدم زدن مي باشد. اصلاً نفس عمل به گونه اي است که خود اين اعمال لذت جنسي ايجاد نمي کند فلذا قصد لذت جنسي بردن از طرف مقابل از طريق اين گونه اعمال خود به خود منتفي مي باشد در نتيجه در اين جا نيازي به احراز سوء نيت خاص نيست در حالي که مي دانيم انجام اين گونه افعال بهر حال جرم است.
چنان چه مصاديقي از جرم «رابطه نامشروع» مانند رد و بدل کردن عکس يا بيان صحبت هاي عاشقانه که مي تواند به قصد التذاذ جنسي صورت پذيرد محقق گردد و شخص مرتکب ادعا کند که اين اعمال را مثلاً به قصد جلب اعتماد طرف مقابل و بردن مال وي انجام داده است. و نه به قصد التذاذ جنسي يا به قصد سرقت وارد منزل شده و با يک زن تنها در خانه رو به رو گرديده است. به دليل اين که نيت افراد يک امر دروني مي باشد و هنگامي اعمال ظاهري انسان برخلاف نيت وي باشد، اثبات نيت شخص امري مشکل و بلکه محال است. لذا ادعاي ايشان در دادگاه قابل اثبات نبوده و در نتيجه قضات جرم «رابطه نامشروع» را به محض احراز سوء نيت عام همراه با ساير شرايط محقق مي دانند.
در مقابل بيان اشکال اين نظريه بايد گفت: حفظ آبروي اشخاص تا آن جايي محترم است که به نظم اجتماع لطمه وارد نسازد و آن جا که امر مخير است و حفظ آبروي شخص يا حفظ انسجام اخلاقي اجتماع اگر قرار باشد هيچ تفاوتي ميان مجازات باز دارنده و تعزير وجود نداشته باشد پس به چه دليل قانون گذار در ماده 12 قانون مجازات اسلامي مجازات ها را به پنج قسمت مجزا از جمله تعزيرات و مجازات هاي بازدارنده تقسيم نموده و سپس آن ها را در مواد 16 و 17 همان قانون به طور جداگانه تعريف نموده است.
مطابق اين نظر که ظاهراً از استدلال محکم تري برخوردار است جرايم منافي عفت مشمول مرور زمان نشده و در حال حاضر هيچ گونه محدوديت زماني جهت تعقيب يا اجراي مجازات اين گونه جرايم نمي توان متصور بود. در پايان بايد به اين نکته اشاره کرد که بهترين راه حل جهت جلوگيري از تهافت رويه ها و تشتت آرا اين است که قانون گذار صراحتاً مواردي را که مجازات هاي مذکور در آن ها جزو مجازات هاي تعزيري مي باشد احصا کرده و به اين مباحث نيز خاتمه بخشد. به نظر مي رسد استدلال گروه دوم متين تر و اقوي است چه همان گونه که در فصل دوم از بخش اول اين نوشتار اشاره نموديم در کتب و منابع فقهي متعددي به مجازات اين گونه جرايم به صراحت اشاره شده است لذا توجهاً به تبصره 1 ماده 2 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي انقلاب در امور کيفري مجازات هاي مذکور در ماده 637 را نمي توان جزو مجازات هاي بازدارنده محسوب نمود.
د) بررسي آثار جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
در اغلب موارد ديده مي شود که جرايم فوق الذکر منجر به جرايم خطرناک تري شده است غالب مردان ايراني وقتي احساس کنند که زن آن ها با ديگري معاشرت و دوستي و احياناً هم بستري برقرار کرده است شديداً عکسل العمل نشان مي دهند، خود را بدبخت و بيچاره احساس مي کنند و زندگي خود را تباه شده و آبرو را رفته مي دانند و در حالت بحراني ممکن است حتي به قتل همسر خود و فاسق وي نيز دست بزنند و جامعه و قانون هم از ايشان حمايت مي کند. در اين جا مجالي براي بحث و انتقاد درباره ماده 630 [41] قانون مجازات اسلامي در مورد زن کشي و معافيت مرد از مجازات و تخفيف مجازات نيست به هر حال حداقل اثري که جرايم عفافي به وجود مي آورند اين است که مرد همسر خود را طلاق داده و يک زندگي از هم پاشيده مي شود. و اطفال و سرنوشت آن ها در معرض خطر جدي قرار مي گيرند، زنان در مورد رابطه نامشروع شوهر خود با زنان بيگانه از خود گذشت بيشتري نشان مي دهند. شايد علت اين گذشت علاوه بر خصوصيات روحي زنان و جامعه مردسالاري ترس از آينده مبهم و عدم تأمين ايشان باشد ليکن در بعضي از موارد هم آتش حسد و کينه آن ها برافروخته مي شود و خشک و تر را مي سوزاند و حتي گاه هم منجر به اين مي شود که زن مرتکب قتل شوهر خود و رفيقه وي مي گردد و يا با گرفتن ضرر و زيان ناشي از جرم از همسر خود طلاق بگيرند.
آثار وخيم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت از لحاظ لطمات روحي که به اطفال معصوم مرتکبين اين جرم (که گاهي در غياب شوهر يا زن خود با مرد يا زن بيگانه اي در مقابل چشم کودکان حس خود به معاشقه مي پردازد) غيرقابل انکار است خصوصاً که پس از برملا شدن رابطه نامشروع طلاق پيش آمده و کودکان براي هميشه در محبت کامل يکي از والدين چه بسا از محبت هر دو محروم گرديده و در آينده با افکاري ضد اجتماعي و تجاوزکارانه و دور اجتماع مي شود و در نتيجه به انواع جرايم دست زد و دچار انحراف گوناگون مي گردند و در بسياري موارد براي رهايي از آلام خود به مواد مخدر و الکل پناهنده مي شوند.
و) مجازات ها در جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا
مجازات در لغت به معناي جزا دادن و پاداش و کيفر آمده است[42]. در اصطلاح حقوقي تعاريف متفاوتي از مجازات به عمل آمده است مجازات عبارت از تنبيه و کيفري است که بر مرتکب جرم تحميل مي شود[43] يا آزاري است که قاضي به علت ارتکاب جرم به نشانه نفرت جامعه از عمل مجرمانه و مرتکب آن براي شخصي که مقصر است بر طبق قانون تعيين مي کند. [44]
مجازات اصلي جرايم «رابطه نامشروع» و «عمل منافي عفت خصوصي غير از زنا» در قانون مجازات اسلامي و فقه جعفري مقصود از مجازات اصلي مجازاتي است که قانون گذار براي جرم معيني پيش بيني نموده و مستقيماً مورد حکم قرار مي گيرد. اين مجازات در واقع ضمانت اجراي خاص امر يا نهي قانون جزايي است و اجراي آن مستلزم حکم قطعي دادگاه است.[45] در اين گفتار مجازات اصلي جرايم رابطه نامشروع و اعمال منافي عفت به شرح زير مورد بررسي قرار مي گيرد.
مطابق ماده 637 قانون مجازات اسلامي مجازات کساني که مرتکب رابطه نامشروع يا عمل منافي عفت غير از زنا گردند. شلاق تا 99 ضربه مي باشد.
عده اي معتقد هستند که چون مجازات اين گونه جرايم از زمره مجازات هاي تعزيري مي باشد و «تعزير» هم بايستي از «حد» کمتر باشد و با توجه به اين که پايين ترين حد، حد قوادي است که مجازات آن تا 75 ضربه شلاق مي باشد، لذا حداکثر مقدار تعزير تا 74 ضربه شلاق است و بنابراين مجازات تعزيري که حداکثر آن تا 99 ضربه شلاق باشد وجود نداشته و در نتيجه مجازات مذکور در ماده فوق الذکر صحيح نمي باشد.
در پاسخ به اين افراد، بايد گفت که مجازات تعزيري بايد از حد مقرر در همان نوع جرم بيشتر نباشد فلذا چون جرايم منافي عفت از سنخ «زنا» مي باشد و حد «زنا» هم 100 ضربه شلاق است لذا بالاترين ميزان شلاقي که از حد مزبور هم کمتر باشد 99 ضربه شلاق بوده و از اين حيث ايرادي بر حکم ماده 637 قانون مجازات اسلامي وارد نمي باشد. [46] امّا از نظر فقهاي جعفري در خصوص مجازات اصلي جرايم منافي عفت از قبيل تقبيل و مضاجعه اختلاف نظر دارند. نظر مشهور فقها چنان که شهيدين و آيت الله خميني و محقق حلي و صاحب جواهر هم مي فرمايد: اين است که بايد کمتر از حد، با صلاح ديد حاکم شرع تعزير شود و فرق نمي کند که طرفين محرم باشند يا نامحرم ولي در جايي ديگر از شرح لعمه آمده است که بايد زنا برآورده شود.[47] و قانون گذار اسلامي هم همين طور که ذکر شد به استناد همين نظر فقها مجازات تعزير اين جرايم را در ماده 637 قانون مجازات اسلامي تا 99 ضربه شلاق تعيين نموده است.
نتيجه گيري
در حقوق کيفري ايران و رعايت اصل قانوني بودن جرم و مجازات که از اصول مسلم و مصرح قانون اساسي است مقتضي است اصل 167 اين قانون و نيز ساير قوانين که در آن ها مراجعه ي قضات به منابع فقهي تجويز گرديده است. از جمله ماده 214 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب (1378) به نحوي تفسير شوند که اجازه مندرج در اين قوانين شامل جعل عنوان جرم و تعيين ميزان کيفر نگردد. [48] از آن جا که قانون گذار جمهوري اسلامي ايران تعريف خاصي از جرايم رابطه نامشروع و عمل منافي عفت خصوصي شمرده است و با توجه به حفظ حرمتي که شارع مقدس براي حفظ آبروي مسلمانان قايل شده و هم چنين براي جلوگيري از اشاعه فحشا و رعايت آزادي هاي فردي و اجتماعي بايد در خصوص جرايم جنسي تا وقتي که جرم در علن اتفاق نيافتاده يا داراي شاکي خصوصي نباشد با عنايت به تبصره ماده 43 قانون آيين دادرسي کيفري از تحقيق و تفحص در خصوص آن اجتناب نماييم و پس از اثبات جرايم بالا در هنگام رسيدگي به اين گونه اعمال جهت تشخيص جرم بودن يا نبودن عمل با رعايت موازين شرعي و قانوني و اخلاقي و تا زماني که به اطمينان و قناعت وجداني نرسيده ايم به حريم آزادي هاي فردي تعدي نکرده و آبروي افراد را در معرض خطر قرار ندهيم و چنان چه پس از گذر مراحل فوق مجرمين را با صرف وقت و هزينه هاي فراوان دستگير و محاکمه نموديم با اعمال مجازات هاي متناسب موجب تجري مرتکبين را فراهم ننماييم.
منابع و مآخذ
[1]. اصل متن 36 نوشته شود.
[2]. اصل متن 169
[3]. اصل متن بند 4 ماده 156
[4]. دکتر محمدجعفر حبيب زاده، مجازات عمل حرام و تعارض آن ب
مقدمه
ارتکابجرم همواره توسط یک نفر به وقوع نمیپیوندد و همیشه جرم نتیجه اراده و عملیک فرد نیست بلکه ممکن است افراد دیگری نیز با وی در ارتکاب عمل مجرمانه ودر نتیجه وقوع جرم دخالت داشته باشند که در این صورت گاهی مستقیما درعناصر متشکله ذات و ماهیت جرم مداخله نموده و مجرم را در ارتکاب جرم یاریمیدهند و زمانی نیز بطور غیر مستقیم اما بنحو مأثر مباشر جرم را در محققساختن آن یاری و کمک میرسانند.آنچه که در صورت نخست واقع میشود، تحتعنوان شرکت در جرم لحاظ شده و هریک از مداخلهکنندگان نیز معنون بهعنوان"شریک جرم" خواهند بود.
آنچه در این مقاله به اختصار به آنپرداخته میشود، بررسی و تحقیقی در خصوص"ماهیت مشارکت در جرم وارکان وعناصر متشکله آن"میباشد که این امر با عنایت به گفتار و نظریات فقهایاعلام و علما و اساتید حقوق جزای عرفی و نیز با توجه به تعاریف قانونگذارامکانپذیر گردید.
امید است که این تحقق مختصر، فراراهی به سویگامهایی هرچه بلندتر و گستردهتر در راستای بینش عمیقتر در مجموعه قوانینجزایی اسلامی که منبعث از فقه اصیل اسلامی است، باشد.
مبحث اول: تعریف شرکت در جرم در حقوق عرفی از دیدگاه حقوقدانان
اصولاآنچه که در لسان حقوقدانان و علمای حقوق جزا در خصوص تبیین مفهوم شرکت درارتکاب فعل مجرمانه آمده است، حاکی از عمل یا اعمالی است که فرد یا افرادیبا دخالت در عملیات مادی و اجرایی ارتکاب جرم، پدیده مجرمانه را عملا درخارج تحقق میبخشند.از جمله این حقوقدانان، دکتر نوربها در این زمینهمینویسند:"در جرم کسی است که با فرد و یا افراد دیگر شرکت در انجام مادیبزه معینی با قصد مجرمانه مشخص و هماهنگ با همکاران خود دخالت میکندبنحوی که بتوان او را شریک در مفهوم عرفی آن شناخت[1]".
ایشان درادامه بحث چنین میگویند:"هرشریک جرم در عین حال میتواند مباشر آن جرمنیز نامیده شود اما نظر به اینکه چند نفر در ارتباط با یکدیگر جرم یاجرایمی را انجام دادهاند، لذا اطلاق شرکای جرم بر کلیه آنها صحیح است[2]."
چنانچه ملاحظه میشود اطلاق مذکور، در واقع با توجه به ماهیتعمل شراکت و مقایسه آن با ماهیت عمل ارتکابی توسط مباشر، صورتمیپذیرد.لذا اگر مباشرت را عملی بدانیم که"مستقیما توسط خود جانی واقعشده باشد[3]" ، شراکت را نیز میتوان انجام عملیاتی دانست که مستقیماتوسط خود جانیان واقع شده باشد.
دکتر پرویز صانعی پس از تذکر ایننکته که حقوق جزا برای عمل مجرمانه یعنی عنصر مادی جرم اهمیت بسزا قائلاست، میگویند:"شخص یا اشخاصی را که مرتکب عمل مجرمانه شدهاند، ...دراصطلاح حقوق جزا، مباشر.اگر یک نفر باشد یا شرکاء جرم اگر چند نفر باشندمینامند.[4] به عقیده ایشان مشارکت وقتی تحقق پیدا میکند که درانجام"عملیات اجرایی"افراد دخالت داشته باشند: "...بنا بر این"عملیاتاجرایی"تشکیل دهنده هرجرم مشخص و معین است و افرادی که در انجام اینگونهعملیات همکاری داشته باشند، «شریک جرم»خواهند بود.با این توضیح اگر فعالیتیکی از کسانی که در ارتکاب جرم همکاری داشته داخل در تعریف«عملیات اجراییتشکیلدهنده جرم» نباشد نمیتوان او را بعنوان شریک مجازات کرد[5]".
دکترگلدوزیان یکی دیگر از اساتید حقوق جزا در مقام بیان و تعریف شرکت در جرمچنین میگویند:"شرکت در جرم وقتی مصداق پیدا میکند که چند نقر"دو نفر بهبالا"با تشریک مساعی خود عنصر مادی جرم را انجام دهند[6]". و بنا براین"شریک جرم، همانند مباشر مادی جرم"به کسی اطلاق میشود که شخصا اعمالمادی تشکیلدهنده جرم را انجام دهد.ولی از این جهت چنین فردی را شرکی جرممیدانند که به همراهی شخص یا اشخاص دیگری اعمال مادی تشکیلدهنده جرم رابه مورد اجرا میگذارد[7]".
یکی دیگر از حقوقدانان شریک جرم راعبارت از کسی میداند که"به قصد ارتکاب جرم با فرد یا افراد دیگری درانجام عملیات مادی جرم معینی مشارکت و همکاری میکند به دیگر سخن، شریکجرم به کسی اطلاق میشود که با همکاری یک یا چند نفر دیگر، یک جزء ازعملیات مادی و محسوس جرم معینی را انجام میدهد به نحوی که هریک از آنهافاعل مستقل آن جرم شناخته میشوند[8].
دکتر سمیعی با تاکید بر نقشعملیات اجرایی در تدوین شرکت در جرم چنین بیان میکنند: "هرگونه عملی کهدر مرحله ارتکاب جرم، «شروع به»حساب میشود در مرحله تعیین مجرم اجرامیتوان آن را«شرکت در جرم»نامید.[9]" ایشان در بخشی از سخنان خویش درصورتی فاعل را شریک جرم تلقی میکنند که"عمل برای ارتکاب جرم ضرورت داشتهباشد به نحوی که ارتکاب جرم بدون آن صورت نگیرد[10]".
همچنین دکترآزمایش از اساتید حقوق جزا در تقریراتشان در تعریف شرکت در جرم میگویند: "شرکت عبارتست از دخالت اشخاص متعدد در عنصر مادی جرم واحد به این صورت کهیا هریک عملی جداگانه انجام میدهند یا اینکه همگی بالاتفاق عمل واحد راانجام میدهند[11]."
و آقای دکتر جعفری لنگرودی در کتاب ترمینولوژی حقوق شرکت در جرم را چنین تعریف مینماید:"ارتکاباز اجزاء اصلی جرم را بوسیله"شخص"شرکت در جرم گویند.بطوری که از جزئیمجمووع اعمال دو یا چند نفر جرم صورت گرفته باشد.مثل اینکه کسی دست و پایمقتول را نگه دارد و دیگری سرش را ببرد[12]."
و در همین ارتباطمؤلف کتاب شرکت و معاونت در جرم، ضمن آنکه مثال فوق را از مصادیق امساکبعنوان معاونت در قتل عمدی ذکر میکنند، خود، را عبارت از"همکاری مؤثر باشخص دیگر شرکت در جرم در ارتکاب اجزای اصی عنصر مادی جرم"دانستهاند[13]".
چنانچهملاحظه میشود، مطابق تعاریف مزبور، شریک کسی است که در عملیات اجراییجرم، مداخله موثر داشته به نحوی که جرم ناشی از اقدامات او و فاعل اصلیمیباشد.و مشارکت در جرم، زمانی تحقق پیدا میکند که در"عملیات اجرایی"دونفر یا بیشتر شرکت داشته باشند.
مبحث دوم: تعریف شرکت در جرم بر اساس نظریات فقها و علمای اسلام
الف- شرکت در جرم در فقه امامیه
اصولافقها متعرض بیان تعریفی از شرکت در جرم به معنای کلی و اعم نشدهاند، بلکهفقط شرکت در قتل را مورد بحث قرار داده و به تبیین کیفیت تحقق آن اکتفانمودهاند.
از جمله فقهاء، حضرت امام(ره)در کتاب قصاص تحریر الوسیلهمسأله 45 میفرمایند:"تتحقق الشرکه فی القتل بان یفعل کل منهم ما یقتل لوانفرد کان اخذوه جمعا فالقوه فی النار او البحر...[14]" یعنی شرکت در قتلوقتی تحقق پیدا میکند که هریک از شرکاء عملی انجام دهد که ر صورت انفرادو به تنهایی هم کشنده باشد.مثل اینکه همه او را گرفته و در آتش یا دریابیندازند.
ایشان همچنین در بخشی دیگر از تقریراتشان، شرکت در قتل رادر صورت"سرایت"فعل همگی با قصد جنایت واقع شده را، محقق میدانند."و کذاتتحقق بما یکون له السرایة مع قصد الجنایة...[15]" آیت اله خویی(ره)نیزدر تکملة المنهاج میفرمایند:"تتحقق الشرکه فی القتل بفعل شخصیین معا[16]"... یعنی شرکت در قتل به سبب فعل دو نفر با همدیگر محقق میگردد.
حضرتآیت اله مرعشی از فقهای معاصر، شرکت در جرم را اینگونه تعریفنمودهاند:"چند نفر جنایتی را علیه شخص یا مال یا امنیت و یا حق با یک فعلمادی و یا افعال متعددی واقع سازند بطوری که دارای اثر واحدی به طورمستقیم بوده باشد[17]."
چنانچه ملاحظه میشود، ایشان بر خلاف سایرفقهای اسلامی که موضوع شرکت در جرم را تعریف ننمودهاند، اکتفا به این امرنکرده و در مقام بیان جامع و مانعی از مفهوم"شرکت در جرم" برآمدهاند[18].
ب- شرکت در جرم در فقه عامه
فقهایاهل سنت نیز در کتب فقهی خود موضوع شرکت در جرم را تعریف نکردهاند بلکهبه مناسبتهای مختلف، به اشکال گوناگون اشتراک در جنایت اشاره داشتهاند کهالبته نظرات ایشان نسبت به اشتراک در جرم با عقیده علمای امامیه متفاوتاست.بطور کلی آنچه که از تعاریف ایشان بر میآید اینکه، در لسان اهل سنت،شریک جرم به گونهای تفسیر و تعریف میشود که شامل معاون جرم نیزمیگردد."حتی از نظر آنان کسی که دیگری را به کشتن شص ثالثی فرمان دهد،مالک، آمر و مأمور را جزو مشارکین در قتل محسوب داشته و هردو را محکوم بهقصاص میداند.در حالیکه از نظر حقوق جزای شیعه، اینگونه تفسیرها قابل قبولنیست...[19]" همچنین به نظر اهل سنت، شریک مسببی کسی است که با دیگری درارتکاب فعلی اتفاق میکند یا دیگری را بر انجام فعلی بر میانگیزد یا برفعل مجرمانه اعانه مینماید و در شرکت در جرم، همکاری یا تحریک یا اعانهبر جرم را با قصد مجرمانه شرط میدانند[20]. بدین ترتیب شریک در عملیاتاجرایی جرم مداخلهای ندارد بلکه اعمال مقدمات آنرا انجام میدهد.
علمایاهل سنت، به عبارت دیگر"قائل به شرکت در جرم نبوده بلکه معاونت در جرم رابعنوان شرکت محسوب و آنچه را که ما بعنوان شرکت مینامیم به«فاعلین»«شریکمباشر»«مباشرین» «تعدد فاعلین»«مرتکبین اصلی»و«فاعلون»و تعبیرات مشابهدیگر اطلاق مینمایند[21]".
از جمله جندی عبد الملک در کتابالموسوعه الجنائیه مینویسد:"شریک جرم کسی است که در ارتکاب اعمال تبعی مشارکت میکند؛اعمالی که ذاتا سازنده جرم به شمار نمیرود2".
ونیز عبد القادر عوده، در مقام بیان صورتهای همکاری در بزهکاریمیگوید:"...شخصی را که در اجرای عنصر مادی مباشرت دارد، مباشر جرمنامیدهاند و شخصی را که در اجراء عنصر مادی جرم مباشرت ندارد، معاون جرمنامیدهاند و فعل مباشر را اشتراک مباشرتی در جرم و فعل مسببی را اشتراکغیر مباشرتی یا اشتراک سببی میگویند.[22]"لذا تحت عنوان"الاشتراکفی الجریمه"که معادل فارسی آن در نظام حقوقی ما همکاری در بزهکاری یا شرکتو معاونت در جرم میباشد، حقوقدانان عربی بخصوص حقوقدانان کشور مصر،اصطلاح اشتراک در جرم را به معنای شرکت و معاونت در جرم استعمالمینمایند.و به شریک در اصطلاح حقوقی ما، شریک مباشر و به معاون جرم، شریکمسبب میگویند.[23]"
دکتر ابراهیم نشأت ضمن تشریح ماده 54 قانونجزای بغداد مینویسد:"شریک نفس جرم را مرتکب نمیشود...بلکه از طریق تحریکیا تبانی یا تسهیل وقوع جرم مساعدت نمیکند یعنی عمل شریک به دور ازارتکاب نفس جرم است[24]" بدین ترتیب شرکت در جرم در لسان علمای اهل سنتدارای مفهومی اعم از معاونت و شرکت در جرم بوده و هم فاعلان و مرتکبیناصلی جرم و هم محرکین و مساعدتکنندگان مرتکبین اصلی را گرچه خارج ازعملیات اجرای و عنصر مادی جرم مداخله داشتهاند را در میگیرد.
مبحث اول- شرکت در جرم در قوانین جزایی قبل از انقلاب اسلامی ایران
اولینقانون جزای مدون ایران در سال 1304 طی ماده 27 از فصل ششم باب اول، درخصوص شرکت در جرم مقرر میداشت:"هرگاه چند نفر مرتکب یک جرم شوند، به نحویکه هریک فاعل آن جرم شناخته شود، مجازات هریک از آنها، مجازات فاعل است واگر هرکدام یک جزء از جرم واحد را انجام دهد، بطریقی که مجموع آنها جرمشناخته شوند، شرکاء در جرم محسوب و مجازات هریکاز آنها حداقل مجازات فاعل مستقل است لیکن هرگاه نسبت به خصوص بعضی ازشرکاء اوضاع و احوالی موجود باشد که در وصف جرم یا کیفیت مجازات، تغییریدهد، تأثیری در حق سایر شرکاء نخواهد داشت".
همچنین قانونگذار سال1352، با ایجاد اصلاحاتی در ماده فوق، بنا به ماده 27 قانون اخیر، قانونسابق را منسوخ و شرکت در جرم را چنین تعریف نمود:"هرکس با علم و اطلاع باشخص یا اشخاص دیگر در انجام عملیات اجرایی تشکیلدهنده جرمی مشارکت وهمکاری نماید، شریک در جرم شناخته میشود و مجازات او مجازات فاعل مستقلآن جرم است، در مورد جرایم غیر عمدی که ناشی از خطای دو نفر یا بیشترباشد، مجازات هریک از آنها نیز مجازات فاعل مستقل خواهد بود و اگر تأثیرمداخله شریکی در حصول جرم ضعیف باشد، دادگاه مجازات او را به تناسب عمل اوتخفیف میدهد".
در مقایسه بین دو قانون قبل از انقلاب اسلامی کههردو ناظر بر تعریف شرکت در جرم بودند، میتوان گفت:در قانون مجازات عمومیسال 1304، بحث تعدد فاعلین جرم مطرح شده که به موجب آن در صورت ارتکاب جرمواحد از سوی چند نفر هرگاه عمل هرکدام به تنهایی برای وقوع جرم کفایتمینمود و بعبارت دیگر عمل هریک از فاعلین علت تامه تحقق نتیجه مجرمانه راتشکیل میداد، تحت عنوان فاعل مستقل محسوب شده و از نظر مجازات نیز هریکاز آنها به مجازات فاعل مستقل جرم، محکوم میشدند.در حالی که در قانون سال1352ذکری از تعدد فاعلین نشده بلکه صحبت از شرکای جرمی بود که از مجموعاعمال آنها، جرم کاملی انجام میپذیرفت.همچنین در قانون مجازات عمومی1304، نحوه نگارش ماده مزبور به نحوی بود که در خصوص"امکان تحقق شرکت درجرایم غیر عمدی"موجب بروز اختلاف بین حقوقدانان میشد اما نظریه غالبی کهدر دوران حاکمیت این ماده ملاحظه میشود پذیرش این فرض است.مثلا دکترکتابی مینویسد:فرض علمی و عملی و تصویر و تصور چنین موردی خالی از اشکالاست و هیچ مانعی به نظر نمیرسد که دو یا چند نفر هریک جزئی از عملی رابطور ارادی انجام دهند که آن عمل منتج و منتهی به حادثه قابل تعقیبیگردد.از جهت عملی و تصور خارجی مساله در تمام موارد بزههای خطئی به جای یکنفر میتوان چند نفر را فرض نمود.مثلا چند نفر از روی بیاحتیاطی یابیمبالاتی مشترکا سنگ بزرگی را که یک نفر قادر به حمل آن نیست بردارند واز پشت بامی به خیابان پرتاب کنند و در این موقع اتفاقا عابری از آن محلعبور نماید و سنگ بر سر او اصابت کرده موجب مرگ او گردد.شک نیست کهانداختن سنگ که موجب قتل عابر شده، حاصل جمع و نتیجه کار کسانی است که درآن کار شرکتداشتهاند.[25]در هرحال علیرغم اینکه قانونگذار سال 1304 به جرایم غیرعمدی هیچگونهاشارهای نکرده بود، قانونگذار سال 1352 در مورد جرایم غیرعمدی که ناشی ازخطای دو نفر یا بیشتر باشد نیز فرض شرکت را پذیرفته است.از سوی دیگر قانوناخیر الذکر علم و اطلاع را شرط تحقق شرکت در جرم دانسته و این در صورتیاست که در قانون سال 1304، قانونگذار اشارهای به این مورد نکرده بود. همچنین قانونگذار 1352، بحث"تناسب میزان مجازات با عمل ارتکابی"را در نظرداشته که جای آن در قانون 1304، خالی است.
مبحث دوم- شرکت در جرم در حقوق جزای جمهوری اسلامی ایران
باپیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، تغییرات عمدهای در نهادهای قانونیکشور، بالاخص نهاد جزایی صورت گرفت که از جمله آنها تغییرات و اصلاحاتی درقوانین مربوط به شرکت در جرم بود.بدین ترتیب ماده 27 قانون مجازات عمومی1352، با تدوین ماده 20 قانون راجع به مجازات اسلامی مصوب 1361 نسخگردید.به موجب ماده اخیر:"هرکس با علم و اطلاع با شخص یا اشخاص دیگر دریکی از جرائم قابل تعزیر مشارکت نماید و جرم مستند به عمل همه آنها باشد،خواه عمل هریک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثرکار آنها مساوی باشد خواه متفاوت، شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازاتفاعل مستقل آن جرم خواهد بود.در مورد جرایم غیر عمدی که ناشی از خطای دونفر یا بیشتر باشد، مجازات هریک از آنان نیز مجازات فاعل مستقل خواهدبود.اگر تأثیر مداخله و مباشرت در حصول جرم ضعیف باشد، دادگاه مجازات اورا به تناسب تأثیر عمل او تخفیف میدهد".همچنین به موجب ماده 23 همانقانون:"رهبری و سردستگی دو یا چند نفر در ارتکاب جرم اعم از اینکه عملآنان شرکت در جرم یا معاونت باشد، میتواند از علل مشدّده مجازات باشد."
چنانچهملاحظه میشود، ویژگی مهم این ماده آنست که قانونگذار، تنها شرکت در جرایمقابل تعزیر را در شرکت در جرم مدنظر قرار داده و سایر جرایم را در این بحثکه در واقع تعریف کلی شرکت در جرم بطور اعم بوده را از نظر دور داشتهاست.همچنین در بحث از عوامل مشدده مجازات، سردستگی و رهبری دو یا چند نفردر ارتکاب جرم را از علل مشدده مجازات دانسته است اعم از اینکه
عملآنها"شرکت"در جرم یا"معاونت"باشد.و اما چرا قانونگذار اسلامی تعریف خود ازشرکت در جرم را اختصاص به امور تعزیری داده و سایر جرائم مشمول حدود وقصاص و دیات را از نظر دور داشته و اصولا آیا قائل به تفاوتی میان شرکت درجرم در جرائم تعزیری و سایر جرائم شده است یا خیر؟در بحث از قانون مجازاتاسلامی مصوبه 1370 به آن خواهیم پرداخت:
مقنن سال 1370 در ماده 42قانون مجازات اسلامی با چند تغییر انشایی در ماده 20 قانون راجعبه مجازاتاسلامی مصوب 1361 به تعریف شرکت در جرم پرداخت و چنین مقرر میدارد: "هرکسعالما، عامدا با شخص یا اشخاص دیگر در یکی از جرائم قابل تعزیر یامجازاتهای بازدارنده مشارکت نماید و جرم مستند به عمل همه آنها باشد خواهعمل هریک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کارآنها مساوی باشد خواه متفاوت، شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعلمستقل آن جرم خواهد بود.در مورد جرایم غیر عمدی(خطایی)که ناشی از خطای دونفر یا بیشتر باشد، مجازات هریک از آنان نیز مجازات فاعل مستقل خواهدبود".تبصره ماده مذکور اشعار میدارد:"گر تأثیر مداخله و مباشرت شریکی درحصول جرم ضعیف باشد، دادگاه او را به تناسب تأثیر عمل او تخفیف میدهد".
دریک بحث تطبیقی بین دو ماده 20 قانون راجعبه مجازات اسلامی و ماده 42قانون مجازات اسلامی ملاحظه میشود که اولا:در ماده اخیر الذکر که امروزهقدرت اجرایی دارد، قانونگذار در مقام تعریف شرکت عمدی در جرایم قید«عالماو عامدا»را در صدر ماده جایگزین عبارت«علم و اطلاع» نموده، بدین ترتبی ودر حال حاضر، صرف علم و اطلاع شریک به مجرمانه بودن عمل ارتکابیاش، برایتحقق شرکت در جرایم عمدی کافی نبوده بلکه علاوه بر آن به قصد واراده«عمد»نیز نیاز میباشد.ثانیا:در ضمن ماده، جداگانه مسأله شرکت درجرایم غیر عمدی(خطایی)را مورد نظر قرار داده و مجازات شریک در جرم غیرعمدی را مانند شریک در جرم عمدی، مجازات فاعل مستقل آن جرم دانستهاست.ثالثا:مقنن در تعریف شرکت در جم آن را محدود به-یکی از جرایم قابلتعزیر یا مجازاتهای بازدارنده-نموده است که این یکی از نقائص ماده مزبوررا تشکیل میدهد.اما اینکه چرا قانونگذار شرکت در جرم را تخصیص به شرکت درجرایم تعزیری یا مجازاتهای بازدارنده داده است، سئوالی است که بعضی ازعلمای حقوق به بررسی آن پرداخته و در مقام پاسخگویی به آن بر آمدهاند: ازجمله دکتر رضا نوربها در این زمینه مینویسند:"صراحت قانونی نباید موجباین توهم شود که در سایر جرائم شرکت وجود ندارد بلکه چون در جرایم دیگرتکلیف مشخص شده، لذا نویسندگان قانون نخواستهاند با ورود در بحث آن جرایممسائل مطروحه در شرکت را که غالبا از حقوق عرفیسرچمشه میگیرد از مجرای کلی خود دور سازند[26]".
واقعیتاین است که"بطور کلی در حقوق موضوعه جمهوری اسلامی ایران، قانونگذار دربحث از شرکت در جرم، مشی احد و کلی ندارد.در تعزیرات راهی را در پیش گرفتهو در قصاص و...راهی دیگر[27]".
اصولا مشارکت در مسایل جزایی یکمفهوم کلی و عامی دارد که قابل انطباق بر همه مجازاتها میباشد"برای تحققشرکت در کلیه جرائم، وجود تعدد مرتکب، مجرمانه بودن عمل ارتکابی و وجودرابطه سببیّت و علیّت بین فعل ارتکابی شرکاء و نتیجه حاصله لازم و ضروریاست و بدون تحقق هریک از آنها شرکت در جرم واقع نمیگردد.لذا جرایم تعزیریاز این جهت خصوصیت خاصی ندارند که قانونگذار تعریف خود را بدان اختصاصداده است[28]". لذا برای هرعنوان جزایی(تعدد-تکرار- معاونت-مشارکتو...)باید تعریفی کلی و جامع داده شود.مشارکت و معاونت و...همه جا یکماهیت دارد، گر چه مصادیق آنها متفاوت است، بهرحال یک حقیقت است.مشارکت درجرم همه جا مشارکت در جرم است.و اینکه قانونگذار این قید"جرائم تعزیری ومجازاتهای بازدارنده"را آورده، علت آن اینست که مقنن عبارات قانون سابق رابه طور تقلیدی آورده زیرا تعاریف آنها بیشتر راجعبه مجازاتهای تعزیریبوده[29]". خصوصا با توجه به این نکته که قانون مجازاتهای اسلامی در مقامبیان عمومات و کلیات است از اینرو بهتر آن بود که قانونگذار با اتخاذ مشیواحد و کلی و با به دست دادن ملاکی عام، قواعد کلی شرکت در جرم را چنانانشاء مینمود که شامل همه انواع جرائم میشد.
بطورکلی برای اینکه جرمی محقق شود عناصر و شرایطی لازم است که بدون وجود آنها،هیچ جرمی در عالم خارج وقوع پیدا نمیکند.این عناصر به دو دسته اصلی تقسیمشدهاند:1-عناصر عمومی جرم و 2-عناصر اختصاص جرم.
عناصر عمومی جرمکه باید در هرجرمی محقق باشد، هم در حقوق جزای عرفی و هم در حقوق جزایاسلامی پذیرفته شده است.این عناصر عبارتند از:
1- وجود نص و قانونی که جرمرا منبع و مجزات آنرا بیان نماید که امروزه آنرا اصطلاحا"عنصر قانونجرم"مینامیم.
2- انجام فعل و یا ترک فعلی که ایجادکننده جرم است که امروزهآن را در اصلاح حقوقی"عنصر مادی جرم"مینامیم.
3- مکلف یعنی مسئول بودنجانی در مقابل جرم که امروزه آنرا"رکن معنوی یا روانی جرم"مینامیم[30]".
ایناجزاء و مواد سهگانهای که در حقوق جزای عرفی، جرم را مرکب از آنهاگرفتهاند[31]، با آنچه در فقه اسلامی در این زمینه وجود دارد، از نظرنمره عملی قابل انطباق است.با توجه به آنچه در فقه در باب معاملات وعبادات و سایر ابواب آمده است، میتوان گفت:در هرجرمی تا سه چیز تحقق پیدانکند، جرم نیست، آن سه چیز عبارتند از:
1- نص قانونی جرم یا دلیل حکم
2- عملخارجی که مصداق واقعی جرم است
3- تکلیف[32](یعنی بلوغ و عقل و اختیار).
بعلاوه،هرجرمی با توجه به ماهیت خاص خود، برای تحقق یافتنش به عناصر و شرایطدیگری هم نیازمند است که از آن بعنوان"عناصر اختصاصی"یاد میشود.مثل"جرمسرقت، که عنصر اختصاصی آن مخفیانه بودن ربایش مال غیر و یا جرم قتل کهعنصر اختصاصی آن"اذهاق نفس محترمه"است.و اما در مورد عنصر قانونی:در یکیاز مشخصات اصلی جرم که در نظامات کیفری عصر ما پذیرفته شده است، همین خصیصه قانونی بودن آن است.مراد از قانونی بودن جرم این است که قانونجزا بر حسب مصلحت نظام اجتماعی احکام جزائی را تعیین میکند و از آن احکاماستنباطمیشود که انجام یا ترک چه اعمالی به عنوان جرم، ممنوع و مستحق مجازاتاست. بنا بر این مادام که قانونگذار عملی را امر یا نهی نکرده باشد و عاملآن را قابل مجازات نداند، اشخاص در انجام آن عمل مجاز و آزاد میباشند[33]." و این امر با قاعده فقهی"الصالة الصحه"نیز سازگارمیباشد.زیرا"الصالة الصحه به معنی آنست که چنانچه فعل از غیر صادر شدهباشد و در حرمت و حلیت آن فعل شک حاصل شود، بنابر جواز و حلیت تکلیفیگذاشته میشود[34]."
در هرحال، شرکت در جرم، نیز از این قواعدا وملاک کلی بر حذر نبوده و یکی از شرایط تحقق شرکت در جرم، را"مجرمانه بودنعمل ارتکابی"و به عبارت دیگر"تخطی و تجاوز به قانون جزا[35]" که از آن بهعنصر قانونی بودن جرم و مجازات تعبیر میتوان کرد، تشکیل میدهد."لذا صرفاشتراک و همکاری فی حد ذاته قابل مجازات نبوده، مگر آنکه منجر به عملی شودکه آن عمل از نظر مقنن قابل مجازات باشد[36]." پس در صورتی که فعلارتکابی ولو بوسیله چند نفر انجام شده باشد، در صورتی که مطابق قانون جرمنباشد، موضوع شرکت در جرم نیز محقق نخواهد شد.بعلاوه شامل کلیه جرائم اعماز حدود و قصاص و دیات و تعزیرات و..میگردد[37]".
بنا بر این درمواردی مثل دفاع مشروع(موضوع ماده 61 ق.م.ا مصوبه 1370)و نیز عوامل موجههجرم یا عفو عمومی که اثر آنها، اصولا امحاء آثار جرم و دفع مسئولیت است،چون خود عمل جرم تلقی نمیشود و قانونا وجهی برای جرم دانستن آن وجودندارد، لذا شرکاء در آن نیز مجرم محسوب نمیشوند.همچنانکه نص قانون درماده 42 قانون مجازات اسلامی با عبارات"...در یکی از«جرائم»" و"...«جرم»مستند به عمل همه آنها باشد"، که زیر عنوان"شرکاء و معاونینجرم"در فصل دوم بیان نموده است، مؤید این مطلب میباشد.
در خصوصشرایط و ارکان اختصاصی شرکت در جرم، حقوقدانان نظریات متفاوتی را ابرازداشتهاند:از جمله دکتر گرجی یکی از حقوقدانان و اساتید حقوق، وجود دو شرطرا در صدق عنوان شرکای جرم لازم میداند که عبارتند از:1-علم و اطلاع آناناز ماهیت جرم ارتکابی، 2-مشارکت و همکاری در انجام عملیات اجرای جرم[38]" و اما دکتر نوربها"با توجه به ماده 20 قانون راجعبه مجازاتاسلامی شرایط زیر را برای حصول شرکت در جرم لازم میدانند:الف- ماهیت جرم،ب- علم و اطلاع از جرم، ج- انجام عملیات اجرایی[39]" و دکتر صالحولیدی نیز گذشته از انجام علمیات اجرایی و علم و اطلاع شرکاء از ماهیت جرمارتکابی، مشارکت در یکی از جرایم قابل تعزیر را هم با توجه به نص قانونراجعبه مجازات اسلامی، از شرایط شرکت در جرم دانستهاند[40]".
بعضینیز عناصر تحقق شرکت در جرم را به شرح ذیل احصا نمودهاند:1- مجرمانه بودنعمل ارتکابی 2- عنصر مادی و وجود رابطه علیت و سببیت 3- تعدد مرتکب 4- علم وقصد مجرمانه که صرفا برای تحقق شرکت عمدی در جرایم لازم است[41]." عبدالقادر عوده از علمای اهل سنت در این خصوص وجود دو شرط را برای اعتبارشرکت و معاونت در جرم ضروری میدانند:و الاشتراک سواء کان مباشرا او غیرمباشر له شرطان عامان یجب توفرهما لاعتبار الاشتراک جریمه و هذان الشرطانهما:اولا:ان یتعدد الجناة، فاذا لم یتعدوا فلیس هناک اشتراک مباشر و لاغیر مباشر.ثانیا:ان ینسب الی الجناة فعل محرم معاقب علیه، فاذا لم یکنالفعل المنسوب الیهم معاقبا علیه فلیس هناک جرمیه و بالتالی لااشتراک[42]." یعنی:"وجود دو شرط برای شرکت در جرم ضروریست اعم از آنکه بصورت شرکتیا معاونت در جرم باشد.آندو شرط این است:اول-باید مجرمین، متعدد باشند. بنا بر این اگر مجرمین متعدد نباشند، اشتراک مباشرت و یا غیر مباشرت محققنمیشود.دوم-فعل حرامی که برای آن مجازات تعیین شده باشد، به مجرمین نسبتداده شود.لذا اگر فعلی که به آنها نسبت داده میشود، مجازات برای آن تعییننشده باشد، جرمی در کار نخواهد بود.و با نبودن جرم، شرکت و معاونت در جرمنیز محقق نمیشود[43]."
آیت اله مرعشی در مقام بیان ماهیت مشارکتدر جرم، میفرمایند:با عنایت به بیانات فقهای اعلام و عبارات مقنن در خصوصشرکت در جرم، میتوان شرکت در جرم را اینگونه تعریف نمود: "چند نفر جنایتیرا علیه شخص یا مال یا امنیت و یا حق با یک فعل مادی و یا افعال متعددیواقع سازند بطوری که دارای اثر واحدی به طور مستقیم بوده باشد[44]. بهموجب این تعریف، شرایط و ارکان اختصاصی شرکت در جرم عبارتند از:1- وقوعجنایت«عمل مجرمانه»2- تعدد فاعلین 3- فعل ایجابی اعم از بسیط یا مرکب 4- وقوعنتیجه مجرمانه 5- استناد پدیده مجرمانه به فعل همه شرکاء[45]«رابطه سببیت» حالپس از بیان این مختصر در مورد عناصر عمومی و اختصاصی شرکت در جرم و بیاننظریات فقها و علمای اسلام و اساتید حقوق جزا، در خصوص عنصر قانون وتوجیهات و تفاسیر آن، ادامه مطلب را با دومین عنصر متشکله جرم، یعنی عنصرمادی شرکت در جرم پی میگیریم.
یکیاز عناصر تشکیل دهنده هرجرمی، عنصر مادی آن است.به عقیده علمای حقوق جزا، "قصد ارتکاب جرم زمانی قابل تعقیب و مجازات است که به صورت یک عمل خارجیفعلیت و عینیت پیدا کند یا به سخن دیگر، عنصر مادی جرم، نمودار خارجیاندیشه و پنداری است که کاشف از قصد فاعل آن است و قانون آن را جرممیشناسد[46]" بنا بر این شرط تحقق جرم، آنست که یک اقدام خلاف قانونکیفری بعمل آید، این اقدام که لازمه پیدایش جرم و تجلی خارجی قصد مجرمانهمجرم است، عنصر مادی جرم نامیده میشود[47] و زمانی که فعل یا عملی کهقانون آن را جرم دانسته، از طرف چند نفر"دو نفر به بالا"صورت گیرد، در اینصورت عنصر مادی شرکت در جرم، تحقق مییابد.برای به منصه ظهوررسیدن"عمل"مجرمانه یا عنصر مادی، مجرم یا مجرمین(چه در صورت مباشرت یامشارکت)باید مراحلی را طی نماید."در نظامهای جزایی کنونی کسی را تنهابخاطر اندیشه مجرمانه -اگر با عمل و واکنشی توأم نباشد-مجازات نمیکنند[48]اصولا در حقوق جزای عرفی، وقوع جرم در سه مرحله صورت میپذیرد.درمرحله اول که مرحله معرف النفی است که فکر ارتکاب جرم ناگهان بخاطر تبهکارخطور میکند و تصمیم به ارتکاب آن میگیرد.در مرحله دوم که مرحله مقدماتیاست آلات و ادوات جرم تهیه و جمع میشود.در مرحله سوم که مرحله اجراستقاعدتا جرم بوقوع میپیوندد[49].
مرحله اجرا یا عملیات اجرایی کهدر نظر قانون جزا برای مرتکبین آن، در صورت جرم بودن، مجازات مقرر شدهاست، پس از مرحله دوم یعنی تهیه مقدمات، بوقوع میپیوندد.و مراحل قبل ازآن از جنبه جرم بودن آن، مورد حکم قانونگذار و نیز شارع اسلام قرار نگرفتهاست.
مبحث اول- عملیات اجرایی
"مقصوداز عملیات اجرایی آن مقدار اعمال مادی است که شریک با مداخله در آن، قصدخود را مبنی بر انجام جرم به شکل مادی متجلی میسازد.بعنوان مثال دو نفرقصد تخریب دیوار متعلق به شخص ثالث را مینمایند.هردو شریکاند، اگر هریکیکلنگی بردارد و مقداری از دیوار را تخریب کند و دیگری نظاره نماید، نمیگفت در عملیات اجرایی شرکت داشتهاند[50]." همچنین در تعریفی دیگر ازعملیات اجرایی آمده"عملیات اجرایی آنهایی هستند که یک دسته آنها یا مجموعآنها تشکیل عنصر مادی جرم را میدهند و موجب تشکیل جسم جرم یعنی به وجودآمدن آن میشوند[51]". بنا بر این هرجرمی از عملیات معینی تشکیلمیشود.مثلا جرم سرقت که عبارت از "ربودن مخفیانه مال غیر"و یا"سلبحیات"که عملیات مادی جرم قتل میباشد و آنچه از لسان حقوقدانان و اساتیدحقوق جزا در حقوق جزای عرفی مستفاد میشود این است که هرگاه افرادی در اینگونه عملیات مادی مشارکت و همکاری داشته باشند، "شریک جرم"خواهند بود.دکترصانعی در همین رابطه مینویسد:"اگر فعالیت یکی از کسانی که در ارتکاب جرمهمکاری داشته، داخل در تعریف«عملیات اجرایی تشکیل دهنده جرم»نباشد،نمیتوان او را بعنوان شریک مجازات کرد.برای مثال شخصی که مأمور مراقبت درخیابان است تا در صورت نزدیک شدن پلیس، دوستان خود را که مشغول دزدیهستند، مطلع نماید، «شریک جرم»نخواهد بود.زیرا که عمل او از عملیات اجراییتشکیلدهنده جرم سرقت نیست[52]." البته برخی از حقوقدانان معاصر، از جملهآیت اله مرعشی میفرمایند:تعریفی که از شرکت در جرم در حقوق جزای عرفی شدهو بر مبنای آن مشارکت را وقتی قابل تحقق میدانند که در"عملیات اجرایی"دویا بیشتر شرکت داشته باشند، تعریفی جامع و مانع نیست زیرا دامنه علمیاتاجرایی معاونت را هم در بر میگیرد.در واقع علمیات اجرایی، اعمال فیزیکی ومادی است که اعم است از اینکه مربوط به ماهیت جرم باشد یا مربوط به ماهیتجرم نباشد.و این در حالی است که عمل ایجابی شریک در تحقق جرم، دخالت درماهیت عمل مجرمانه است نه صرف شرکت در عملیات اجرایی و مادی متشکلهجرم.لذا به نظر ایشان در تعریف مشارکت در جرم، بهتر است به جای عملیاتاجرایی، از"ماهیت"استفاده شود.بعنوان مثال شرکت در جرم را میشودبدین گونه تعریف نمود:دو نفر یا بیشتر در ارتکاب«ماهیت جرم»دخالت کنند[53]". البته قانونگذار بعد از انقلاب اسلامی، بر خلاف مقنن سال 1352 درمقام بیان شرکت در جرم، ذکری از "عملیات اجرایی"به میان نیاورده، ولیکنبرخی برآنند که"مستفاد از عبارت جرم مستند به عمل همه آنان باشد، این استکه شرکاء در مرحله اجرایی شرکت و همکاری نمایند[54]." در هرحال عملیاتاجرایی جرم اعم از دو مرحله شروع و اجرا میباشد؛که در هردو مرحله، هممنفردا قابل تحقق است و هم با مشارکت چند نفر میتواند انجام پذیرد و درصورتی که شرکای جرم در هردو مرحله مجتمعا با یکدیگر معاضدت و مشارکت داشتهباشند، شرکت در جرم، محقق میشود.اما اگر شرکاء شروع به عملیات اجراییکرده لکن به همان مرحله شروع، محدود شود، در این صورت شرکت در شروع به جرمصادق خواهد بود نه شرکت در جرم(کامل)و مجازات شرکاء نیز محدود به مجازاتاقدامات انجام شده مجرمانه میباشد.ماده 41 ق.مجازات اسلامی در این رابطهمقرر میدارد: "هرکس قصد ارتکاب جرمی کند و شروع به اجرای آن نماید، لکنجرم منظور واقع نشود چنانچه اقدامات انجام گرفته، جرم باشد، محکوم بهمجازات همان جرم میشود."و نیز به موجب تبصره یک همان ماده:"مجرد قصدارتکاب جرم و عملیات و اقداماتی که فقط مقدمه جرم بوه و ارتباط مستقیم باوقوع جرم نداشته باشد، شروع به جرم نبوده و از این حیث قابل مجازاتنیست".در حقوق عرفی نیز علمای حقوق با عنایت به این قاعده کلی بر آنند کهاصل آنست که افراد تا زمانی که مرتکب جرمی نشدهاند از هرگونه مسئولیتمبری باشند.بعلاوه مصالح اجتماعی ایجاب میکند تا حد امکان، تعداد کمتریاز افراد، مخصوصا اگر عمل آنها مشمول مقررات جزائی نباشد، در زمرهبزهکاران قرار گیرند و مجازات شوند[55] "اما در صورت ارتکاب جرم، گرچه درحد اقدامات انجام شده مستحق کیفر همان میزان اقدامات میباشند سزاربکاریادر این رابطه میگوید:"با آنکه قوانین، مجرد قصد مجرمانه را مجازاتنمیکند، با این حال عملی که حاکی از شروع به اجرا و مبین اراده ارتکابجرم باشد، سزاوار کیفر است.لیکن کیفری ملایمتر از کیفر اجرای کامل جرم[56]".
اداره حقوقی قوه قضائیه در زمینه مسائل کیفری، در نظریه شماره9/2/1365-7/892در خصوص شروع به جرم اشعار میدارد:"...در جرایمی که شروعبه آنها طبق قانون جرم تلقی شده، چنانچه عملیات مقدماتی فی نفسه جرمنباشد، حاکم بترتیب مقرر در قانون مجرم را تأدیب خواهد نمودو اگر شروع به جرم قانونا جرم نباشد، حاکم حق تأدیب ندارد[57]" چنانچهملاحظه میشود، نظریه فوق، در جهت تایید اصل جهان قانونی بودن جرایم ومجازاتها و در راستای حفظ آزادیهای افراد انسانی از تعرض سودجویان ومسرفین میباشد.
مبحث دوم- میزان دخالت در عملیات اجرایی و احراز رابطه علیت
یکیاز مسائل عمدهای که در عنصر مادی مشارکت در جرم باید مورد توجه وامعاننظر قرار بگیرد، آنست که برای تحقق شرکت در جرم، استناد نتیجه مجرمانه بهعمل همه شرکاء، شرط میباشد.به نحوی که در صورت فقدان چنین استنادی،نمیتوان موضوع شرکت در جرم را محقق دانست.مهم احراز استناد و یا بعبارتیدیگر احراز رابطه سببیت بین عمل ارتکابی و نتیجه جرم حاصله میباشد و اینکه میزان مداخله آنان به چه میزانی باشد، قانونگذار اشعار میدارد:"خواهعمل هریک به تنهایی برای وقوع جرم، کافی باشد، خواه نباشد و خواه اثر کارآنها مساوی باشد خواه، متفاوت شریک در جرم محسوب خواهند شد".لذا قانونگذاربا فرض احراز استناد جرم به عمل همه شرکاء"و جرم مستند به عمل همه آنهاباشد."در خصوص میزان مداخله شرکاء، تحقق اشتراک در جرم را خواه در شکل جزءالعله بودن و خواه علت تامه بودن اعمال ارتکابی شرکاء در وقوع جرم راامکانپذیر میداند.بنا بر این در این مبحث به دلیل اهمیت موضوع، رابطهسببیت یا علیت را از دیدگاه فقهای اسلام و نیز نظریات گونانگون در خصوصرابطه علیت در حقوق عرفی و به تبع آن در قانون مجازات اسلامی، بطور خلاصهبررسی میکنیم:
الف- رابطه علیت در فقه
فقهای امامیه بدوناینکه شرکت در جرم را مورد تعریف قرار دهند به بیان کیفیت تحقق آن در قتلپرداختهاند.بطور کلی در خصوص رابطه علیت بین فعل شرکاء و جرم، در لسانفقها نظریات و بیاناتی ایراد شده است:از جمله حضرت امام(ره)در کتاب قصاصدر تحریر الوسیله میفرمایند: "تتحقق الشرکة فی القتل بان یفعل کل منهم مایقتل لو انفرد[58]" یعنی شرکت در قتل وقتی محقق میشود که هریک از شرکاءعملی را انجام دهد که در صورت انفراد نیز کشنده باشد.آنچه از این تعریفمستفاد میشود اینکه شرکت در قتل زمانی به وقوع میپیوندد که عمل هرکداماز شرکاء، به
تنهایی،بتواند علت تامه در تحقق جرم قتل بوده باشد.و به عبارت دیگر به نظر ایشانبین عمل تک مشارکین در قتل و اذهاق نفس مقتول، رابطه علیت برقرار باشد.وصاحب جواهر، در این مورد میفرمایند:"اذ کما انه اکتفی الاول لم بمت.فلولمیکن الاول لم بمت الاخیر"یعنی عمل شرکاء بصورتی باشد که اگر فقط عمل اولیوجود میداشت قتلی به وقوع نمیپیوست و اگر هم عمل اولی وجود نمیداشت، بهسبب عمل دولی قتلی حاصل نمیشد، به عبارت دیگر هردو عمل بایستی تأثیر درسلب حیات داشته باشند[59]". و به عبارتی دیگر به موجب تعریف ایشان، هریکاز دو عمل، جزء العلة برای مرگ بوده و با همدیگر موجب مرگ میشوند.اصولابرای تحقق شرکت در قتل، عمل شرکاء در ارتباط با جرم حاصله از سه حال خارجنیست:1-عمل تمامی شرکاء، علت تامه برای مرگ هستند.یعنی هریک از دو عمل، بهتنهایی کشندهاند.(دو علت تامه)2-هریک از دو عمل، جزء العلة برای مرگ باشدو با همدیگر موجب مرگ شوند.(دو جزء العلة)3-یک عمل، جزء العلة باشد و عملدیگر علت تامه.لکن سلب حیات باید مستند به هردو عمل باشد.یعنی آن عملی کهجزء العلة هست هم باید مؤثر در مرگ باشد تا اشتراک در قتل محقق گردد[60].(علتتامه+جزء العلة موثر در مرگ). با توجه به تقسیمبندی فوق، نظر حضرتامام داخل در تعریف اول و نظر صاحب جواهر، داخل در تعریف دوم میگردد.واما نظر مرحوم خویی در خصوص تحقق شراکت در جرم قتل بگونهای است که همهمراحل بالا را در بر میگیرد.ایشان در این باره میفرمایند:"تتحق الشرکةفی القتل بفعل شخصصین معا[61]" یعنی شرکت در قتل محقق میشود به سبب فعلدو نفر با هم.و این تعریف اعم است از اینکه عمل هریک از شرکاء به تنهاییکشنده و علت تامه برای مرگ باشد یا اینکه عمل هریک جزء العلة برای اذهاقنفس باشد و یا اینکه هردو جزء العلة بوده ولی مرگ مستند به فعل هردوی آنهاباشد.
در هرحال بنابر عقیده فقهای امامیه که گذشت ملاک در اشتراک،احراز رابطه علیت بین عمل شرکاء و سلب حیات است.خواه عمل هریک علت تامهبرای قتل باشد، یا عملی علت تامه و دیگری جزء العلة و یا هردو جزء العلةباشند، لکن هردو موجب قتل شوند یعنی عمل هردو منجر به به نتیجه واحد شود[62]."
و اما عقیده دیگری در مورد اشتراک در قتل وجود دارد، که"صرفاشتراک"را کافی دانسته و لزومیبه احراز ابطه علیت بین عمل شرکاء و سلب حیات نمیداند.یعنی همین که دونفر با قصد واحدی برای کشتن دیگری اقدام کند هرچند یکی از آنها عملی کهسالب حیات است، انجام ندهد، اما چون صدق میکند که هردوی آنها قاتل باشند،شرکت در قتل تحقق مییابد.یکی از فقهای متأخر در این باره میگوید:"الشرکةفی القتل بتحقق بمطلق الاشتراک و لایلزم التساوی فی الجنایة فلو ضربهبالعصا عشرة و ضربه الاخر بواحد، فمات فعلیها القود اذ کانا بقصد القتل وکذا لو امسکه شخص و ضربه الاخر و کان قصدهما القتل، فیصدق علیهما انهماقاتلان..."یعنی شرکت در قتل به صرف اشتراک تحقق پیدا میکند و لزومی نداردکه جنایات وارده مساوی باشند بنا بر این اگر یکی از شرکاء ده ضربه عصا ودیگری یک ضربه به او بزند و قصد هردو قتل او باشد، هردوی آنها قصاصمیشوند(شریک به حساب میآیند).همچنین اگر کسی شخصی را نگه دارد و دیگریبه او بزند و قصد هردو قتل او باشد، صدق میکند که هردو قاتل باشند[63](شریکبه حساب آیند). چنانچه ملاحظه میشود، مطابق این نظریه، حتی ممسّک کهدر ماهیت جرم قتل یعنی اذهاق نفس دخالت ندارد، شرکت قتل محسوب شده، درحالی که علم ممسک به هیچ عنوان وارد در تعریف اشتراک در جرم بطور کلی واشتراک در جرم قتل بالاخص نمیگردد.زیرا همچنانکه قبلا گذشت، شرکت در جرمزمانی صورت میپذیرد که اولا چند نفر(دو نفر یا بیشتر).درارتکاب«ماهیت»جرم دخالت کنند و ثانیا اثر جرم مستند به فعل هردو باشد[64]". و این در مورد عمل ممسک صادق نیست بلکه در باب ممسک در فقه قاعده وحکم خاصی وجود دارد که بدان عمل میگردد.
ب- رابطه علیت در حقوق عرفی
درخصوص اهمیت رابطه سببیت و احراز آن در جرایم بویژه در صورت اشتراک در جرمآمده است:"رابطه سببیت از آن جهت حائز اهمیت است که همیشه وجود فعل یاافعال متعدد از یک طرف و وجود جرم یا نتیجه مجرمانه از سوی دیگر، دلیلمجرمیت نیست.خصوصا در صورتی که جرم واحد حاصل افعال مرتکبین متعدد باشد،زیرا ممکن است افعال ارتکابی برخی از آنها در تشکیل عنصر مادی جرم مؤثرنبوده و بالعکس فعل برخی دیگر از آنچنان تأثیری برخوردار باشد که رابطهاستنادی بین فعل و نتیجه حاصله دیگر مرتکبین را قطع نماید، لذا در اینجاوجود رابطه علیت بین فعل شرکاء و جرم ارتکابی بیش از هرزمان دیگر مطروح وباید اثبات گردد[65]."
همچنین در تعریف رابطه علیت گفته شده:"رابطهعلیت یا سببیت بین فعل شرکاء و جرم عبارتستاز ملازمه عرفی بین افعال ارتکابی شرکاء و نتیجه مجرمانه؛یعنی جرم ارتکابینتیجه و حاصل فعلی است که شرکاء مرتکب آن شدهاند[66]". برخی دیگر آنراچنین تعریف نمودهاند:"رابطه علیت عبارتست از رابطه ناگسستنی نتیجه به فعلبه نحوی که یک عنصر خارجی آنرا قطع نکند[67]."
در حقوق عرفی نظرات متعددی در خصوص احراز رابطه علیت بیان شده است که به اختصاربرخی از آنها اشاره میشود:
1- نظریهشرط ضروری:به موجب این نظریه"عمل مجرمانه تنها وقتی علت نتیجه مجرمانهتلقی میشود که بدون عمل، نتیجه هم تحقق پیدا نکند[68]".
2- نظریهشرط مستقیم و متصل به نتیجه:طرفداران این نظریه معتقدند که رفتار مجرمانهلزوما باید با حدوث نتیجه وارده ارتباط مستقیم داشته و علت نزدیک وبلاواسطه آن باشد[69].
3- نظریه شرط پویای نتیجه: بعضی از حقوقداناندر توجیه رابطه علیت معتقدند:"باید میان شروط پویا و دینامیک و شروط ایستایا غیر متحرک، تمیز قائل شد و تنها شروط پویا و متحرک را علت حدوث نتیجهمجرمانه دانست[70]".
4- نظریه شرط کافی: مطابق این نظریه در شروط عللضروری باید آنهائی که بخودی خود قادر به ایجاد نتیجه مجرمانه نبوده است،کنار گذاشته شده، شرط یا شروطی که بخودی خود مستقلا برای ایجاد نتیجه کافیبودهاند، علت یا علل حدوث نتیجه مجرمانه تلقی گردد[71].
نظریاتفوق، چهار نظریه اصلی بودند که در زمینه چگونگی احراز رابطه علیت ب
نحوه افزایش ضریب ایمنی گاز
مقدمه
با شروع فصل سرما، تعداد حوادثی که مرتبط با استفاده از وسایل گرمایشی در اماکن مختلف است، افزایش مییابد.
اینگونه حوادث همه ساله به خصوص در فصل سرما جان تعدادی از شهروندان را میگیرد و خسارتهایی به اموال آنان وارد میکند.
سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری با اطلاع رسانی و ارائه توصیههای ایمنی به شهروندان تلاش دارد تا اینگونه حوادث کاهش یابد اما در این خصوص برخی نکات قابل تامل و نگرانی است.
شاید بتوان با اطلاع رسانی صحیح و به موقع و رشد آگاهی شهروندان از بروز بخشی از حوادثی که در این خصوص روی میدهد، جلوگیری کرد اما همه اینگونه حوادث ناشی از ناآگاهی مردم نیست و عوامل دیگری نیز دخالت دارند.
غیر استاندارد بودن برخی وسایل گرمایشی و تجهیزات مرتبط با این وسایل، رعایت نکردن مسایل ایمنی در ساختمانها، نقص در دود کش ها و. . . تأثیر قابل توجهی در بروز اینگونه حوادث دارند.
انواع حوادث گاز
اين خطوط كه گاز شيرين خروجي از پالايشگاه ها را به مصرف كننده هاي عمده در شهرها و كارخانه هاي صنعتي انتقال مي دهد به رغم همه ي تمهيدات پيش بيني شده در طراحي و اجراي آن و همچنين نظارت هاي مستمري مانند نشت يابي، اندازه گيري ولتاژ به طور دوره اي و...كه در طول بهره برداري آن ها اعمال مي گردد، به علت گستردگي و پراكندگي زيادي كه دارد نمي توان احتمال وقوع نشتي را در آن ها ناديده گرفت. در واقع به دليل فشار بالاي عملياتي خطوط لوله هرگونه نشتي جزيي مي تواند خيلي سريع محيط اطراف خود را فرا گرفته و انفجار و آتش سوز ي در پي داشته باشد. يكي از علل اصلي ايجاد نشت در خطوط لوله، خوردگي سطوح خارجي لوله ها است. اگرچه تمام خطوط انتقال گاز، تحت پوشش حفاظت «كاتدي» قرار دارند ولي ديده شده كه بيشتر به دلايل مختلفي مانند؛ نامناسب بودن كيفيت پوشش خارجي لوله، نقص در اجراي پوشش و يا سيستم حفاظت كاتدي و ترك خوردگي، لوله به طور موضعي دچار نشت مي شود. اين نوع خوردگي ها در صورتي كه با نظارت هاي مستمر و به موقع شناسايي و رفع نقص نگردد، مي تواند زمينه ساز بروز نشتي و حوادث ناشي از آن شود.تاثير عوامل مكانيكي مانند زلزله، لغزش زمين و يا صدمه هاي مكانيكي وارد شده به لوله را نيز نمي توان در احتمال بروز نشتي لوله ها ناديده گرفت. يكي از تمهيدات ايمني كه در طراحي خطوط انتقال گاز پيش بيني مي شود، نصب شيرهاي بين راهي مجهز به سيستم قطع كننده ي اتوماتيك روي خطوط لوله است. اين شيرها در فواصل معين بسته به مشخصات طراحي هر خط لوله يعني كلاس، قطر لوله و غيره در ايستگاه هاي شير تعبيه مي شوند. نحوه ي عملكرد اين نوع شيرها اين گونه است كه در اثر فشار ناگهاني به طور خودكار بسته مي شوند. بنابراين در صورت بروز نشتي كه سبب افت فشار غيرمتعارف در قسمتي از خط لوله مي شود، شيرهاي«ال.بي» از دو طرف بسته شده و به اين ترتيب تنها گاز در محدوده ي بين دو شير، تخليه مي شود و از خروج كامل گاز درون خط لوله كه مي تواند صدمه هاي زيادي به بار آورد ممانعت خواهد شد.
اين ايستگاه ها مشتمل بر تعداي توربوكمپرسور است. خطوط اصلي انتقال گاز كه در مسير حركت خود به تدريج دچار افت فشار مي شود، جهت افزايش فشار به اين تاسيسات وارد مي گردد . اين واحدها همانند ساير تاسيسات گازي در معرض حوادث ناشي از نشت گاز و آتش سوزي قرار دارند و به همين منظور در محوطه ي استقرار توربوكمپرسورها كه بيش از ساير محوطه ها مستعد خطر نشت گاز هستند، تمهيدات ايمني ويژه اي در نظر گرفته شده است.علاوه بر سنسورهاي گاز ياب و يا شعله ياب مستقر در سقف سالن كمپرسورها، سيستم هاي اعلام خودكار جداگانه اي از قبيل شعله ياب، گاز ياب، و حرارت ياب نيز در محفظه ي توربين هر توربوكمپرسور تعبيه شده است. اكثر اين سيستم ها با اتاق كنترل ايستگاه، مرتبط بوده و در صورت بروز آتش سوزي در محفظه ي توربين كمپرسورها اعلام ساعت و فرمان توقف كامل ايستگاه به طور خودكار در اتاق كنترل دريافت مي شود، ضمن آن كه همزمان نيز سيستم اطفاي حريق خودكار با پاشيدن مواد خاموش كننده به داخل توربين عمل مي كند.
شبكه هاي گازرساني به مجموعه اي از ايستگاه هاي تقليل فشار شهري و شبكه گسترده اي از لوله هاي زيرزميني كه در سطح هر شهر گسترش يافته اند اطلاق مي گردد. اين شبكه ها وظيفه گازرساني به منازل و واحدهاي تجاري و صنعتي را در داخل شهرها را به عهده دارند. هر چند فشار گاز درون اين شبكه ها در مقايسه با خطوط اصلي انتقال گاز به مراتب پايين تر است و انتظار مي رود لوله هاي مذكور و تاسيسات مربوط به آن كمترين حوداث را داشته باشند ولي به دليل وسعت و گستردگي زياد اين شبكه ها و قرار گرفتن آن ها در زير معابر و خيابان ها، گاهي شاهد حوادث ناشي از نشت گاز هستيم.بر اساس اطلاعات موجود بيشتر حوادث منجر به نشتي هاي عمده در شبكه گازرساني در اثر حفاري ساير سازمان ها در خيابان ها و معابر اتفاق افتاده است. عدم هماهنگي سازمان هايي نظير آب و فاضلاب، برق و مخابرات با شركت گاز در موقع حفر كانال باعث برخورد بيل مكانيكي به لوله هاي گاز و بروز نشتي در آن ها بوده است.در اين جا مي توان به انواع ديگري از نشتي در شبكه هاي گازرساني اشاره نمود كه در اثر جدايي اتصالات شيرهاي پياده رو و يا از محل سرويس هاي نصب شده در محل انشعابات اتفاق مي افتد. نصب اتصال هاي مذكور به طور غيراصولي توسط پيمانكاران در زمان اجرا و يا وارد آمدن فشارهاي غيرمتعارف به اتصالات شيرهاي پياده رو پس از اجرا، از عوامل مؤثر در جدا شدن قطعات اين گونه اتصالات بوده و باعث بروز نشتي مي شود. در اين موارد چون نشتي گاز قابل تشخيص نبوده، در نتيجه به موقع براي رفع آن اقدام نمي شود و در مواردي گاز نشت يافته از راه زمين به داخل منازل مجاور راه يافته و در آن جا انفجار و آتش سوزي به همراه داشته است و در اغلب موارد نيز اين گونه حوادث منجر به تلفات جاني شده است. يكي از راه هاي مؤثر در تشخيص نشتي شبكه هاي گاز رساني، استفاده از دستگاه هاي نشت ياب دستي و ماشيني است كه در اختيار شركت هاي گازرساني بوده و به طور دوره اي اقدام به عمليات نشت يابي مي گردد.
1- نشت گاز
نشت گاز طبق تعريف عبارت است از خروج ناخواسته گاز كه به علل گوناگون و به طور ناگهاني روي مي دهد. همواره امكان بروز پديده نشت گاز در تاسيسات، خطوط لوله، شبكه هاي گاز رساني و منازل اعم از تو كار و يا رو كار وجود دارد و اگر در مكان هاي سربسته و محصور اتفاق بيفتد، مي تواند به حوادث ناگوار و خسارات غيرقابل جبران منجر گردد.
ضرورت و لزوم نظارت بر نشت گاز بر دو اصل زير مبتني است:
الف: به رغم تمام پيشگيري ها و پيش بيني هايي كه براي جلوگيري از بروز نشت در سيستم مشخص شده و اعمال مي گردد، باز هم امكان وقوع آن غيرممكن نيست و به عبارت ديگر همواره احتمال وقوع نشت وجود دارد.
ب: با توجه به آن كه هم به لحاظ ايمني و هم به دلايل اقتصادي نشت گاز پديده ي مطلوبي نيست لذا براي حصول اطمينان از نبود نشتي و يا رفع نشتي هاي ايجاد شده لازم است به طور جدي و مرتب سيستم هاي گازي تحت نظارت قرار گيرند.
2- علل نشت
نشت گاز به علل مختلف در لوله هاي گاز و تاسيسات گازي روي مي دهد كه مهمترين آن ها عبارت است از:
الف-خوردگي: در اثر نقص در عايق كاري و يا اجرا نكردن حفاظت كاتدي صحيح سطوح خارجي لوله ها، امكان بروز خوردگي وجود دارد. گرچه خوردگي ها به طور عمده در سطوح خارجي لوله ها اتفاق مي افتد ولي امكان بروز خوردگي داخلي چه در لوله ها و چه در ظروف عملياتي به علت وجود تركيبات خورنده اي مانند ئيدروژن سولفوره و آب نيز وجود دارد.
ب- سايش داخلي: در اثر وجود ناخالصي هاي همراه با گاز پديده ي سايش اتفاق مي افتد. به طور معمول در محل خم لوله ها و يا در شيرهاي كاهش دهنده ي فشار به علت افزايش سرعت گاز، ميزان سايش بيشتر است.
پ- عوامل خارجي: مانند ضربه هاي مكانيكي، تماس با كابل برق و يا جريانات القايي.
ت- نقص در ساختار متالوژيكي لوله، اتصالات، شيرها و ساير متعلقات
ث- نقص در اجرا و نصب شيرها و ساير اتصالات فلنجي و همچنين رزوه اي.
ج- نقص در جوش لوله ها و اتصالات جوشي.
3- روش هاي نشت يابي
الف- نشت يابي در لوله ها و اتصالات روكار: براي پيشگيري از وقوع نشت هاي احتمالي در لوله و اتصالات روكار اقدامات زير بايد به طور مرتب انجام شود.
1ـ مسير خطوط لوله گاز به صورت عيني بازرسي و با توجه به بو و صداي گاز، تحت نظارت هميشگي قرار گيرد.
2 ـ هر شش ماه يك بار تمام مسيرها از نزديك بازرسي و سرجوش ها و اتصالات و شيرها به وسيله كف صابون نشت يابي شوند. در تاسيسات گازي نشت يابي به كمك دستگاه هاي گازسنج انجام مي شود.
3 ـ هر دو سال يك بار كليه خطوط روكار گاز به وسيله بستن شيرها و جدا كردن قسمت هاي مختلف از يكديگر از نظر افت فشار بازبيني شود.
ب- نشت يابي در لوله هاي مدفون:
1 ـ بازديد مسير لوله كشي: مسير لوله هاي گاز بايد به طور متناوب بازرسي شود و به محض احساس بوي گاز يا علايم نشان دهنده ي نشت گاز نسبت به بررسي دقيق تر آن اقدام كرده و در صورت اطمينان از وجود نشتي رفع شود.
2 ـ نشت يابي دوره اي: در اين گونه نشت يابي كه در خطوط لوله كوتاه مانند لوله هاي زيرزميني گاز مربوط به كارخانه ها و مصرف كننده هاي تجاري توصيه مي گردد، هر دو سال يك بار تمام شيرهاي مصرف كننده بسته و فاشر محبوس داخل شبكه به دقت اندازه گيري و براي مدت چند ساعت امتحان شود و در صورت وجود افت فشار براي تعيين محل نشتي اقدام شود.
3 ـ نشت يابي خطوط انتقال گاز: خطوط لوله ي سراسري انتقال گاز و شبكه هاي گازرساني به وسيله دستگاه ها نشت ياب «اف.آي.دي» نشت يابي مي شوند.
ج- دستگاه هاي نشت ياب«اف.آي.دي»
اين دستگاه ها وسايل بسيار حساسي هستند كه براي تشخيص نشت گاز در لوله هاي تو كار استفاده مي شود و انواع مختلفي از آنها وجود دارند. «اف.آي.دي» نوعي نشت ياب مورد استفاده در شركت ملي گاز است كه بر اساس يونيزاسيون شعله ي ئيدروژن كار مي كند؛ به اين صورت كه در داخل دستگاه يك محفظه احتراق با سوخت ئيدروژن وجود دارد كه هواي لازم را از محيط اطراف جذب مي كند و به محض ورود كمترين مقادير ئيدروكربن هاي گازي به داخل محفظه، يونيزاسيون محيط اطراف شعله تغيير مي كند و نتيجه به صورت علائم بصري و صوتي ديده مي شود.
ميزان نشت گاز هر قدر جزيي باشد سرانجام به سطح زمين خواهد رسيد، لذا اين دستگاه ها با دقت بالايي كه دارند قادر به تشخيص آن خواهند بود. دقت دستگاه هاي نشت ياب در حد جزء در ميليون«پي.پي.ام» و از حساسيت بالايي برخوردارند، به طوري كه هنگام استفاده در شهرها و يا محوطه هاي صنعتي بايد قبل از آن براي ميزان ئيدروكربن هاي موجود در هواي آن محيط، كاليبره شوند.
4- طبقه بندي نشت
نشتي ممكن است به يكي از راه هاي زير اتفاق افتد كه در هر صورت بايد به عنوان يك پديده ي خطرناك با آن مواجه شويم:
الف ـ نشت تدريجي از سيستم لوله كشي گاز و يا وسايل گاز سوز كه در صورت انتشار در فضاي بسته به آرامي تجمع يافته و به حد اشتعال مي رسد. اين حالت به طور معمول در مواردي كه محوطه فاقد تهويه كافي باشد پيش مي آيد.
ب ـ نشت ناگهاني با حجم زياد از سيستم لوله كشي و يا وسايل گازسوز كه در اثر شكستگي و يا بروز نقص مكانيكي و يا سهل انگاري اتفاق مي افتد و در مدت كوتاهي فضاي اطراف را اشغال و آماده ي انفجار مي كند. در مورد نشت هاي نوع اول، وجود دستگاه هاي گازياب ثابت مي تواند بسيار مفيد باشد و قبل از آن كه ميزان گاز در محيط به حد خطرناك نزديك شود با كمك اين دستگاه ها مي توان به وجود نشتي پي برد و آن را متوقف كرد و يا محوطه را تهويه نمود.در مورد نشت هاي گروه دوم بايد اقدام هاي ضربتي به مرحله ي اجرا درآيد و كوچك ترين غفلت در اين موارد موجب عواقب و خسارت هاي جبران ناپذير خواهد شد.
براي انتقال مواد و سرويس هاي مختلف عملياتي بين تاسيسات و واحدهاي موجود در پالايشگاه از تعداد زيادي لوله با ابعاد مختلف استفاده شده است.لوله ها بسته به نوع سيال و يا گاز داخل آن ها مي تواند حوداث متفاوتي را ايجاد كند. حادثه زماني به وقوع مي پيوندد كه در اثر بروز نشتي قسمتي از محتويات داخلي لوله ها به بيرون سرايت كرده و محيط اطراف خود را آلوده سازد.نشت در لوله هاي انتقال دهنده بيشتر از ناحيه اتصالات و فلنج ها و يا در اثر سوراخ شدن بدنه ي لوله ها در اثر خوردگي داخلي، سايش و غيره، به وجود مي آيد.لذا در پالايشگاه ها براي پيشگيري از اين پديده بازرسي هاي منظم دوره اي و همچنين تنظيم و اندازه گيري ميزان خوردگي و سايش داخلي لوله ها با نصب كوپن هاي شاخص خوردگي در لوله ها انجام مي شود. علاوه بر اين در مواردي خاص نظير لوله هاي انتقال دهنده ي گاز ترش به منظور كاهش ميزان خوردگي از مواد بازدارنده ي خوردگي استفاده مي شود.
گازياب ها وسايلي است كه وجود گاز را در غلظت هاي كمتر از حد پايين انفجار تشخيص داده و هشدار مي دهد. اين دستگاه ها در داخل خود داراي فيلامنت كاتاليستي از جنس پلاتين هستند كه در غلظت هاي زير حد انفجار مي تواند امكان تركيب گاز و اكسيژن را فراهم سازد و نسبت به ميزان غلظت گاز، دماي فيلامنت تغيير كرده و نتيجه به صورت تغيير مقاومت در يك مدار الكتريكي و پس از آن تغيير جريان حاصله به صورت علائم بصري ـ آنالوگ يا ديجيتال ـ بر روي صفحه ي نشانگر و علائم صوتي مشخص مي شود. اين دستگاه ها از نظر كاربردي به دو گروه زير تقسيم مي شوند:
1 ـ گازياب هاي دستي و قابل حمل: اين نوع گازياب ها قابل حمل بوده و توسط افراد در مسير لوله گاز و يا محل هاي مورد نظر حركت داده مي شوند كه در صورت برخورد با هرگونه نشتي با توجه به حساسيت دستگاه، به وسيله ي علائم هشدار دهنده ي وجود گاز و ميزان آن را اعلام مي كند. كاربرد اين گونه گازسنج ها موارد زير است:
الف ـ نظارت بر لوله هاي روكار از لحاظ وجود نشت هاي احتمالي.
ب ـ اندازه گيري و حصول اطمينان از نبود گاز قبل از اقدام به جوشكاري بر روي خطوط لوله و يا ظروف عملياتي و يا هرگونه عمليات گرم ديگري كه در داخل تاسيسات گازي صورت مي گيرد.
ج ـ براي اطمينان از نبود گاز در مكان هاي محصور مانند حوضچه ها، مخازن، موتورخانه و... قبل از ورود به آن ها.
2ـ گازياب هاي ثابت: اين نوع گازياب ها كه براي تشخيص گاز به طور دائمي به كار مي روند بيشتر در محيط هاي صنعتي، سالن ها يا كارگاه ها نصب مي شوند و به دو دسته تقسيم مي شوند:
الف ـ گازياب هاي منفرد: اين نوع گازياب ها به صورت مستقل عمل نموده و بيشترين جنبه كاربرد آن ها غيرصنعتي است و در واحدهاي مسكوني، موتورخانه ها، ساختمان ها، آبدارخانه ها و... استفاده مي شود.گازياب هاي ثابت براي گاز طبيعي و ارتفاع بالا و براي گاز مايع در سطوح پايين نصب مي گردد.
ب ـ گازياب هاي شبكه اي: اين سيستم از يك مركز كنترل اصلي و دستگاه هاي تشخيص دهنده و حساس به گاز تشكيل شده كه در نقاط مختلف تاسيسات نصب مي گردد. كاربرد عمده ي آن ها در سالن هاي تاسيسات، انبارها و يا محفظه هاي توربين ها است. تابلوي اصلي اين سيستم كه به تمام دستگاه هاي حس كننده ي گاز مرتبط است در اتاق كنترل و يا مركز آتش نشاني قرار مي گيرد و سنسور ها يا حس كننده ها در نقاطي از تاسيسات يا انبار نصب مي شود كه احتمال نشت گاز در آن محل ها وجود دارد. هر يك از سنسورها به محض تشخيص گاز با ارسال علامت به اتاق كنترل، كاربر را از محل و ميزان نشتي با خبر مي سازد.
در فرآيند شيرين سازي گاز ترشي كه از چاه ها به پالايشگاه ها وارد مي شود يا در واحدهاي جانبي مانند گوگردسازي يا در ساير تاسيسات گازي با گازهاي خطرناك و مواد مختلفي سر و كار داريم. هر يك از آن ها به نوعي مي تواند باعث آلودگي محيط زيست شده يا سلامتي افراد را تهديد نمايد. در اين بخش به طور مختصر به ويژگي هاي بعضي از اين مواد و خطرهاي ناشي از آن ها اشاره مي شود.
گاز ئيدروژن كه به مقدار كم و به عنوان يك ماده سمي و ناخواسته همراه گاز ترش به پالايشگاه ها وارد مي شود، طي يك عمليات خاص و با استفاده از آمين در واحدهاي پالايش از گاز ترش جدا مي گردد. وجود مقادير جزيي در حد يك هزار«پي.پي.ام» از اين گاز در محيط، سلامت انسان را تهديد مي كند. لذا نشتي آن حتي به ميزان كم از ناحيه لوله هاي انتقال دهنده و يا ظروف عملياتي كه بيشتر در واحدهاي گوگرد سازي واقع شده مي تواند خطرهايي را براي سلامتي كاركنان داشته باشد. براي رفع آثار سوء زيست محيطي گاز ئيدروژن سولفوره آن را پس از تفكيك از گاز ترش به واحدهاي گوگرد سازي انتقال مي دهند و در آن جا طي يك دوره انجام واكنش هاي شيميايي به گوگرد تبديل مي شود.سپس گازهاي باقيمانده وارد كوره ي زباله سوز شده تا در آن جا پس از اكسيده شدن به صورت گازهاي كم خطر به محيط واردشود.
يكي از عناصر اصلي اين گروه، اكسيدهاي گوگردي است كه در پالايشگاه ها توليد شده و از مهم ترين عوامل آلوده كننده هوا است. ساير تركيبات گوگردي شامل گاز H2S كه بسيار خطرناك و كشنده است، كربونيل سولفيد و كربن دي سولفيد نيز در واحدهاي پالايشگاهي و تاسيسات جنبي آن ايجاد مي شود.
1-اكسيدهاي گوگردي:گاز سولفور دي اكسيد كه بيشتر در اثر سوخت هاي فسيلي مثل زغال سنگ مصرفي نيروگاه هاي حرارتي و پالايشگاه ها از راه سوختن گازهاي زائد مشعل اصلي در كارخانه هاي توليد اسيد سولفوريك و كودشيميايي و همچنين توسط اتومبيل ها توليد مي شود، يكي از آلوده كننده هاي عمده ي هوا است. اين گاز در قسمت فوقاني دستگاه تنفسي جذب شده و باعث تورم، تحريك و ترشح مخاط مي شود.
اگر غلظت گاز SO2 يك «پي.پي.ام» باشد، سبب انقباض مجراي تنفسي مي شود و در افراد آسمي يا داراي تنگي نفس حتي در غلظت هاي 0/25-0/5 PPM باعث ناراحتي ريوي مي گردد. در هواي مرطوب گاز SO2 به اسيد سولفوريك تبديل مي شود و خطر سوزش آوري و تحريك كنندگي آن به مراتب افزايش مي يابد.
اين گاز براي گياهان نيز زيان آور است و بنابراين حد مجاز آن كه در جدول«1» آمده براي گياهان خيلي كمتر از انسان و جانواران است.
گاز SO2 در غلظت بيست «پي.پي.ام» در محيط باعث سرفه و اشك چشم مي گردد و در غلظت سي «پي.پي.ام» جداي از اشك ريزي شديد چشم بوي آن بسيار ناخوشايند است. اين گاز در غلظت هاي صد تا دويست «پي.پي.ام»در هوا سلامتي انسان را به خطر مي اندازد، ولي در غلظت هاي شش صد تا هشت صد «پي.پي.ام» پس از چند دقيقه سبب مرگ مي شود.
2-ئيدروژن سولفوره: گازي است بسيار خطرناك با بوي تخم مرغ گنديده كه همراه با گاز ترش و از راه چاه هاي گوگردي به پالايشگاه وارد مي شود و معمولا طي عمليات شيرين سازي و تفكيك از گاز ترش به واحد گوگردسازي منتقل و در آن جا به گوگرد تبديل مي شود.
اين گاز در غلظت كم باعث سردرد و تهوع و در غلظت صد و پنجاه«پي.پي.ام» موجب ورم ملتحمه و سوزش غشاي بيني مي شود. همچنين در غلظت دويست«پي.پي.ام» بوي آن به خوبي قابل تشخيص نيست و باعث تحريك چشم و ريه مي گردد. در غلظت پانصد«پي.پي.ام» نيز چنانچه انسان براي پنج تا سي دقيقه در معرض آن قرار گيرد اسهال و التهاب به وجود مي آورد و تعادل فرد را مختل مي سازد. اين گاز به سرعت از ميان حفره هاي غشاي ريه عبور مي كند و وارد جريان خون مي شود و به علت اشكالات تنفسي در غلظت هزار«پي.پي.ام» سبب بيهوشي سريع مي شود و در صورتي كه خيلي سريع تنفس مصنوعي داده نشود شخص مي ميرد.اين گاز سنگين تر از هوا است و حد مجاز آن در محيط هاي پالايشگاهي و صنعتي 10«پي.پي.ام» است. مانند گاز طبيعي قابليت انفجار دارد ولي مرز پايين انفجار آن 4/3 درصد حجمي در هوا است.
دو تركيب عمده ي آن دي اكسيدكربن و مونواكسيدكربن است كه به منابع توليد و ضررهاي هر كدام به طور جداگانه اشاره مي شود.
1- دي اكسيدكربن: اين گاز كه بيشتر در اثر احتراق سوخت هاي فسيلي در منازل و اتومبيل ها و سوختن گازهاي زائد در مشعل پالايشگاه ها و صنايع پتروشيمي و همچنين در نيروگاه هاي حرارتي و ساير صنايع توليد و به جو وارد مي شود،يكي از آلاينده هاي مؤثر در ايجاد پديده ي گلخانه اي است؛ تجمع گاز CO2 و بعضي ديگر از گازها در بالاي جو زمين يعني لايه ي تروفسفر مانند يك مانع شيشه اي در گلخانه عمل مي كند. يعني باعث مي شود پرتوهاي خورشيد از جو عبور كند ولي از خروج گرماي زمين به سطوح بالاي جو جلوگيري شود و بنابر اين گرم شدن و افزايش تدريجي دماي زمين را موجب مي شود.
گازهاي ديگري كه در پديد آمدن اثر گلخانه اي تاثير مي گذارند عبارتند از CFCS, NOXو SO2 كه توسط صنعت و در اثر استفاده از سموم كشاورزي به محيط وارد مي شود.
2-منوكسيد كربن: گازي است بي رنگ و بو و مزه كه وزن مخصوص آن نزديك به هوا (0.967gr/cm3) است. اين گاز كه در اثر احتراق ناقص سوخت هاي فسيلي در منازل، اتومبيل ها، كارخانه ها، پالايشگاه ها و ساير صنايع توليد و سپس وارد جو مي شود از جمله گازهاي خطرناك براي سلامتي انسان ها است. مقدار كم آن باعث مشكلات تنفسي، سردرد و تحريك مخاط بيني مي شود. همچنين با هموگلوبين خون تركيب مي شود و تشكيل كربوكسي هموگلوبين مي دهد و ظرفيت حمل اكسيژن را در خون كاهش مي يابد. در صورتي كه غلظت اين گاز در محيط به هزار «پي.پي.ام» افزايش يابد ظرف مدت يك ساعت باعث بيهوشي و پس از چهار ساعت باعث مرگ خواهد شد. مخلوط اين گاز با هوا قابليت انفجار دارد و مرز پائين انفجار آن 12/5 درصد حجمي اين گاز در هوا است.
گازطبيعي كه به وسيله شبكه هاي شهري منتقل و به مصرف كنندگان خانگي و تجاري عرضه مي شود بايد به حدي بو دار باشد كه اگر گاز نشت يافته در فضا به مقدار يك پنجم حد پايين انفجار خود برسد، قابل تشخيص باشد، لذا به گاز كه در حالت طبيعي خود فاقد بو است به مقدار معين مواد بودار افزوده مي شود.مركاپتان ها كه جزو تركيبات آلي گوگرد دار است داراي بوي بسيار بدي است و به دليل همين ويژگي در صورت هرگونه نشتي گاز حس بويايي تحريك شده و تشخيص داده مي شود. فرمول شيميايي عمومي آن ها R-SH است كه R نشان دهنده بنيان ئيدروكربوري و S نشان دهنده گوگرد است.متداول ترين انواع آن بوتيل مركاپتان و ايزو پروپيل مركاپتان است كه از خاصيت بوداركنندگي زيادي برخوردار مي باشد. معمولا براي به دست آوردن خواص مطلوب تر از مخلوط دو يا چند نوع مركاپتان با نسبت هاي معين استفاده مي گردد. به طور مثال مركاپتان مصرفي براي تزريق به گاز طبيعي شهري از هشتاد درصد «آي.پي.ام»، ده درصد «تي.بي.ام» و ده درصد«ان.پي.ام» تشكيل يافته است. استنشاق اين مواد به ميزاني كه در گاز طبيعي تزريق مي شود اثر سويي براي انسان ندارد ولي در غلظت هاي زياد و محيط هاي بسته بسيار سمي و خطرناك است.
افرادي كه در ايستگاه هاي «سي.جي.اس» شهرها به مقتضاي شرايط كاري با اين گونه مواد روبرو هستند لازم است در زمان تزريق مواد به داخل دستگاه بودار كننده از حفاظت كننده ها نظير دستكش پلاستيكي، عينك مخصوص مواد شيميايي و ماسك تنفسي مناسب استفاده كنند و اگر مواد بودار كننده به هر علتي با پوست و يا چشم تماس پيدا كند، بايد فوري محل را با آب شستشو داده و در صورت ادامه سوزش و يا خارش به پزشك مراجعه كنند.
سولفور آهن:
سولفور آهن كه به عنوان يك ماده آتش زا شناخته مي شود بيشتر در جداره ي فلزي ظروف پالايشگاهي و خطوط انتقال گازي تشكيل مي شود كه در معرض دائمي گازهاي H2S همراه با گاز ترش قرار دارند. به تدريج اين ذرات سولفوري از ديواره ها جدا شده و در مسير حركت گاز در داخل فيلترها و يا بسترهاي كاتاليستي رسوب گذاري مي كنند.
اين مواد به محض قرار گرفتن در معرض اكسيژن هوا سريع واكنش نشان داده و شروع به كندسوزي مي كند. بنابراين هنگام باز كردن درب فيلترها و ظروف محتوي كاتاليست ها و يا زمان توپك راني در ايستگاه هاي دريافت توپك بايد تمهيدات خاص ايمني و مراقبت هاي ويژه رعايت شود تا از شعله ور شدن آن ها و خطرهاي ناشي از آن پيشگيري گردد.
تزريق گاز به معناي جايگزيني گاز با هوا و يا گاز ديگر است. اصطلاح تزريق گاز هم در زمان تزريق گاز طبيعي به درون خطوط لوله و يا شبكه ها و تخليه هوا و هم در مورد تخليه ي گاز و جايگزيني آن با هوا به كار مي رود.براي اين كار مي توان از گازهاي خنثي مانند نيتروژن يا گاز كربنيك استفاده كرد كه متناسب با طول و قطر لوله مقدار گاز خنثي مورد نياز تغيير مي كند.تزريق به اشكال مختلفي انجام مي شود كه در زير مي آيد؛
روش مستقيم: در اين روش هوا با گاز طبيعي درون لوله بدون واسطه و با توجه به حد سرعت مشخص، جايگزين خواهد شد و هوا در نقطه و يا نقاط مشخص در انتهاي هر مسير تخليه مي گردد. به نحوي كه حداقل اختلاط گاز را داشته باشد. بايد توجه كرد عاملي كه سبب به وجود آمدن حداقل اختلاط بين گاز و هوا مي شود حد سرعت مجازي است كه بايد در هنگام انجام عمليات تخليه رعايت گردد. بر همين اساس حداقل سرعت مجاز براي انجام عمليات تخليه مستقيم 2M/Sec مي باشد. بايد دقت شود كه حداكثر سرعت مجاز براي انجام عمليات تخليه نبايد از 20M/SECبيشتر باشد. لازم به ذكر است كه بايد از به كار بردن سرعت هاي كمتر و يا بيشتر از حد مجاز به شدت اجتناب شود.
روش غير مستقيم: در اين روش براي جلوگيري از اختلاط بين گاز و هوا، از گاز واسطه استفاده مي شود و به منظور جلوگيري از اختلاط گازها با يكديگر به سرعت هاي پايين تري نسبت به روش مستقيم تخليه گاز احتياج است. در اين روش به دليل وجود يك گاز واسطه ميان گاز طبيعي و هوا حداقل اختلاط بين آن ها به وجود مي آيد. به منظور به حداقل رساندن اختلاط بين گاز طبيعي، گاز واسطه و هوا معمولا خطوط انتقال، گاز واسطه را بين دو جاروپيگ (PIG برس دار) قرار مي دهند. در اين روش علاوه بر آن كه ميزان اختلاط بين گازها به حداقل مي رسد در اثر حركت جاروپيگ، آب باقيمانده در محل هاي LOW POINT خطوط لوله نيز تخليه مي شود.ضمن آن كه در اين حالت به گاز واسطه ي كمتري نياز است.
قبل از شروع فرآيند تزريق گاز بايد از تمام مسيرها بازديد شود و از بسته بودن تمام شيرها، اطمينان حاصل كنيم. در صورتي كه مسيرهاي لوله كشي طولاني و مقدار انشعاب ها زياد باشد لازم است كه روي نقشه ي لوله كشي ترتيب و مراحل تزريق گاز براي مسيرها را با رنگ هاي مختلف و شماره گذاري مشخص نمائيم. شير تزريق گاز در هر مرحله، مسير مربوطه و شير تخليه با يك رنگ و يك شماره مشخص مي شود. توصيه مي شود صرف نظر از اندازه ي شبكه و تعداد انشعابات، راه اندازي و تزريق گاز بر اساس نقشه و كد گذاري هاي مذكور انجام شود. در عمليات تزريق گاز و تخليه ي هوا با استفاده از گاز طبيعي بايد ضمن رعايت كامل موارد ايمني و استفاده از افراد متخصص و با تجربه در اين زمينه، تمام وسايل و تجهيزات مورد نياز به ترتيبي مهيا شوند كه در روش تزريق گاز براي هر پروژه تهيه شده است. جريان تزريق گاز و تخليه هوا بايد بدون وقفه ي زماني و تا عاري شدن كامل خط از هوا ادامه يابد و براي اطمينان از اين مورد در طول عمليات، اندازه گيري و آزمايش مخلوط خروجي از لوله تخليه با دستگاه گازسنج ضروري است
نکات ایمنی در خصوص وسایل گاز سوز
آبگرمکن:
یکی از وسایل گازسوزی که عمدتاً پس از لوله کشی گازمنازل تهیه می شود ،آبگرمکن می باشد. این وسیله که همانند وسایل گازسوز دیگر بخودی خود هیچ خطری ندارد و در واقع جهت استفاده و به منظور راحتی و آسایش خانواده تامین می گردد ، چنانچه اصول ایمنی درکار کردن با آن رعایت نشود می تواند خطر ساز و فاجعه آفرین باشد .
علاوه بر توصیه های قبلی که در خصوص وسایل گازسوز که درصفحات قبل اشاره شدلازم است به این نکته توجه شودکه نصب آبگرمکن در حمام یا فضایی که بطور عادی در آن هواجریان ندارد باعث کمبود اکسیژن شده و ایجادخفگی می نماید .ضمن اینکه نصب هرگونه وسیله گازسوز درحمام مغایر اصول ایمنی است.
آبگرمکن دیواری در حدود دو تا سه برابر یک آبگرمکن زمینی نیاز به مصرف گاز داردو در نتیجه اکسیژن موجود در فضای مسکونی را به سرعت مصرف کرده و درصورتیکه هوا جریان نداشته باشد ، کمبود اکسیژن درفضای آپارتمان منجربه بدسوزی آبگرمکن و تولید گازسمیcoمینماید. بنابراین همواره بایستی برای دستگاههای گازسوز و خصوصاً آبگرمکن دیواری پیش بینیهای لازم در رابطه با ورود هوای تازه صورت گیرد .
۱- در ساختمانهای کوچکتراز۵۰ متر مربع بدلیل فضای محدود و در صورتیکه دریچه های تهویه و امکان ورود هوای تازه پیش بینی نشده باشد ، نصب آبگرمکن دیواری میتواند حادثهساز باشد.
۲- از نصب آبگرمکن دیواری در توالت و حمام جداً خودداری نمائید.
۳- از نصب آبگرمکن دیواری در مغازه هایی که برای استراحت شبانه کارکنان استفاده میشود خودداری نمائید.
آبگرمکن و سایر وسایل گاز سوز را هرگز در حمام و فضاهای محدود و بدون تهویه نصب نکنید .
بخاری های گاز سوز:
۱- در صورتیکه بعد از فصل سرما بخاری را جمع آوری می کنید حتما انتهای شیر را با در پوش مسدود نمایید و درهنگام وصل مجدد از افرادبا صلاحیت کمک بخواهید.
باسردشدن هوا اولین اقدام در تمامی خانه ها آماده کردن بخاری جهت تأمین گرما می باشد . اما قبل از اینکه بخاریهای گازی خود را روشن کنید به این نکات ذیل دقیقاً توجه کنید تا بتوانید علاوه برخانه گرم ، آسایش و راحتی خیال هم داشته باشید .
۲- یکی از نکات اساسی این است که همیشه اجازه بدهید هوای کافی برای تنفس شما و جهت سوختن بخاری گازسوز به اتاق برسد . وجود روزنه های زیر دربها برای این منظور مفید می باشند. بنابراین روزنه های زیر دربها را با اشیاعی همچون پارچه ، پتو و … مسدود ننمایید .
۴- از صحیح سوختن گاز و سلامت بخاری بوسیله افراد ذیصلاح مطمئن شوید.
۵- از سلامت دودکش مربوط به بخاری اطمینان حاصل نمایید .
۶- از تبدیل بخاری و سایر وسایلی که با سوختهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند به وسایل گازسوز جدا خودداری نمایید
هر بخاری و یا سایر وسایل گاز سوز باید به یک دودکش مجزا و مجهز به کلاهک متصل باشند.
۷- قرار گرفتن پرده ، لباس ، رختخواب ، ظروف پلاستیکی و سایر اشیاء قابل اشتعال در مجاورت بخاری می تواند سبب وقوع آتش سوزی در منزل گردد.
۸- درصورتیکه احساس کردید سوخت بخاری ناقص بوده و یا باشعله آبی نمی سوزد به آن بیتفاوت نمانید، ممکن است این نقص ناشی از نرسیدن هوای کافی به بخاری باشد.
دقت نمایید : بخاری بایستی همواره با شعله آبی بسوزد
شومینه:
شومینه وسیله گرمایشی است که در سالهای اخیر بیشتر به عنوان دکور و تجملات از آن استفاده می شود . توجه داشته باشید وسائل گازسوز فقط می تواند نیازهای گرمایشی را تأمین نماید و هر نوع بهره برداری فرعی و احیاناً غیراستاندارد و نا ایمن از آنها می تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد .
جهت ایمنی بیشتر توجه شما را به نکات ذیل جلب می نماید :
به منظور جلوگیری از خطر نشتی گاز ، شومینه بایستی مجهز به ترموکوپل و شیر جداگانه قطع و وصل باشد .
نحوه ساخت تنوره آجری شومینه بایستی به نوعی باشد که اولاً به سهولت مکنده گازهای حاصل از احتراق باشد و ثانیاً جهت دهنده گازهای حاصل از احتراق به سمت بالا و دودکش فلزی تعبیه شده( دربخش فوقانی )باشد .
اجاق شومینه بایستی کاملاً در راستا و زیر دودکش قرار داده شود تا گازهای حاصل از احتراق به فضای اتاق نفوذ نکند .
.برای خروج سهل و ایمن گازهای حاصل از احتراق از دودکش به قطر ۱۵ سانتیمتر استفاده شود .
نصب شومینه در آپارتمانهای کوچک می تواند خطرساز باشد . در اینگونه مواقع ترجیحاً از بخاری گازی استفاده شود .
دودکش شومینه بایستی بدون درز تا بالای بام ادامه داشته و حتماً دارای کلاهک H باشد .
شیر شومینه را در پایان فصل زمستان بسته و خروجی آنرا با درپوش مسدود نمایید .
به هیچ عنوان به منظور رقص نور شعله ، شومینه را عمداً زردسوز ننمائید . شعله زرد به معنی تولید گازسمی مونواکسیدکربن در دستگاه می باشد .
.با توجه به امکان نفوذ گازسمی (CO) از درزهای دودکش آجری به ساختمان حتی الامکان درشومینه ازدودکش آجری استفاده نگردد .
دودکش شومینه مستیماًتابالای بام(بدون استفاده از زانوهای متعدد) ادامه داشته باشد .
شیرشومینه بایستی خارج ازآن قرارداده شود تا در هنگام آتش سوزی احتمالی بدون هرگونه آسیب بتوان گاز را قطع نمود .
ارتفاع دهانه نمای دودکش نبایستی آنقدر زیاد باشد که بخشی از گازهای حاصل ازاحتراق به محل سکونت شما نفوذ نماید . برای ساخت شومینه نیاز به مشاوره با کارشناسان معتبر می باشد .
بدلیل انتقال حرارت از اجاق شومینه به رابط شیر اصلی گاز حتماً بایستی از لوله های مسی فشارقوی و اتصالات مطمئن استفاده شود .
قبل ازروشن نمودن شومینه حتماً از بازبودن دریچه شومینه (دمپر) اطمینان حاصل نمایید . چنانچه دمپر درحالت بسته باشد ، تمامی گازهای سمی ناشی از احتراق به فضای مسکونی برگشته و خطرناک می باشد .
اجاق گاز:
۱- اجاق گازهای بزرگ و سایر وسائل گازسوزی که به طور ثابت در یک محل نصب می شوند باید بوسیله لوله فلزی به سیستم لوله کشی ساختمان وصل گردند.
۲-در هنگام روشن کردن اجاق گاز ابتدا شمعک یا کبریت را روشن و سپس شیر گاز را باز کنید.
۳- در اجاق گازهائی که پیلوت ( شمعک ) ندارند همیشه ابتدا کبریت را روشن و سپس شیر گاز را باز کنید.
۴ –اگر اجاق گاز و وسائل گازسوزی که مورد استفاده شما قرار می گیرند دارای پیلوت (شمعک)می باشند چنانچه بعد از باز کردن شیر گاز مشعل روشن نشود معلوم میشود که پیلوت میزان نیست و یا خاموش شده است . در هر حال باید فوراً شیر اصلی را بست و بوسیله افراد خبره به بررسی و رفع علت پرداخت.
۵- سررفتن ظرف غذا و مانند آنها برروی اجاق گاز ممکن است باعث خاموش شدن گاز گردد. بنابراین هنگام استفاده از اجاق گاز باید دقت شود که ظرف غذا سر نرود.چنانچه این عمل اتفاق افتاد و شعله خاموش شد باید فوراً شیر گاز را بسته و پساز خارج کردن گازمنتشر شده در فضای آشپزخانه ، اجاق گاز را تمیز و آماده روشن کردن مجدد نمود.
۶- همیشه مراقب باشید که مشعلهای اجاق گاز و ضمائم آن کاملاً تمیز و مرتب باشد تا گاز بتواند به راحتی و به اندازه کافی به مشعل برسد و با شعله آبی بسوزد.
۷- برای نظافت اجاق گازباید هفته ای یک یا دو دفعه شیر مصرف مربوطه را بسته و مشعلها و ضمائم آن را از جای خود بیرون آورده و پساز تمیزکردن و شستن ، کاملاً آنها را خشککرده و دوباره در جای خود قرار داده شود .
۸- از وارد آوردن ضربه بوسیله دیگ و سایر ظروف سنگین بر روی اجاق گاز جداً خودداری کنید زیرا این عمل باعث سست شدن اتصالات و نشت گاز می شود.
۹- وسایل گازسوزمخصوصاً اجاق گاز رادر محل وزش جریان باد مانند مقابل باد بزن های برقی ، پنجره و… قرار ندهیدزیرا این عوامل باعث خاموش شدن شعله می شوند و درنتیجه چون شیر اجاق باز است گاز در فضا پراکنده می شود و تولید خطر و آتش سوزی می کند .
یادآوری :
بدین ترتیب در رابطه با استفاده صحیح از اجاق گاز شش نکته بسیار مهم است.
۱- ابتدا کبریت را روشن و سپس شیر گاز را باز کنید.
۲- اجاق گاز باید همیشه با شعله آبی بسوزد .
۳- از وارد آوردن ضربه بوسیله ظروف سنگین روی اجاق گاز خودداری نمایید .
۴- اجاق گاز و سایر وسایل گاز سوزرا درمعرض کوران هوا و جریان باد قرار ندهید .
۵- از سر رفتن ظروف غذادرروی اجاق گاز جلوگیری نمایید .
۶ –حتی الامکان از اجاق گازهای مجهز به ترموکوپل استفاده کنید
دودکش ها:
وسایل گازسوز نیز همانند سایر وسایل مشابه جهت روشن شدن و سوختن مناسب نیاز به هوا دارند و تنها راه ارتباطی آنها با فضای خارج از ساختمان از طریق دودکش می باشد . گاز گرفتگی از جمله حوادثی است که معمولا در اثرفقدان دودکش مناسب برای وسایل گازسوز به خصوص بخاری و آبگرمکن و عدم تهویه کافی درفضای اتاق روی میدهد . سوختن ناقص گاز و تجمع گازهای مسموم کننده و یا حتی کمبود اکسیژن سبب مسمومیت افرادی که درچنین فضایی تنفس می کنند شده و ممکن است به مرگ آنها منتهی شود. بنابراین برای جلوگیری از خطرات ناشی از سوختن ناقص وسایل گازسوز و گازگرفتگی به این نکات دقیقاً توجه شود.
هر وسیله گاز سوز باید دارای یک دودکش استاندارد و مجزا ومجهز به کلاهک باشد.
همواره محل اتصال دودکش به وسایل گازسوز را بازرسی و از آببندی و ثبات آنها اطمینان حاصل نمایید.
مسدود شدن دودکش سبب سوخت ناقص و ایجاد گازهای خطرناک و مسموم کننده وبرگشت چنین گازهایی به داخل فضای زندگی گردیده و باعث گازگرفتگی ومرگ می شود.
دودکش وسایل گاز سوز در محل عبور از شیشه های پنجره نباید مستقیماً با شیشه در تماس باشد. زیرا در چنین صورتی امکان شکستن شیشه در اثر حرارت و لق شدن و افتادن دودکش وجود دارد.
در صورتیکه دودکش از پنجره به بیرون هدایت شده است باید دارای حداقل یک متر ارتفاع عمودی از محل خروج از پنجره باشد.
هر چند وقت یکبار کلاهک دودکش های وسایل گازسوز را بازرسی وچنانچه کلاهک افتاده باشد آنرا در محل خود نصب کنید . قابل ذکر است که کلاهک علاوه بر اینکه از نفوذ باران و برف و افتادن سایر اشیا به داخل دودکش جلوگیری می کند، در منظم سوختن وسیله گازسوز نیز موثر است . ضمناً از فشردن بیش از اندازه کلاهک که باعث تغییر حالت وگرفتگی منافذ خروج گازهای دودکش می شود نیز خودداری کنید.
انتهای دودکش های توی کار باید حداقل ۱ متر از سطح پشت بام بالاتر باشد.
هر وسیله گازسوز بایستی دارای دودکش مناسب و بدون اشکال جهت تخلیه گازهای حاصل از احتراق به فضای آزاد باشد و هرگونه نقص و نارسایی و رعایت ننمودن استانداردها در این مورد موجب حادثه خواهد گردید.
در هنگام ساخت ، خرید واجاره منزل به دودکش وسایل گازسوز کاملاً توجه فرمائید و تا حدالامکان از خرید و اجاره خانههائی که فاقد دودکش مناسب در داخل دیوار می باشد خودداری فرمائید.
تمام دودکش های وسائلگازسوز بایستی حتماً مجهز به بخش عمودی متناسبوکلاهک H باشد.
از قراردادن خروجی دودکش به صورت افقی با کلاهک و یا بدون کلاهک در زیر سقف و بالکن جداً خودداری فرمائید.
دودکش در داخل دیوار وخارج آن و محلاتصال بهوسیله گازسوز بایستی کاملاً آببندی باشد. هردرز کوچکی میتواند باعث خروج گازهای حاصل از احتراق و حادثه گردد.
حتیالامکان از نصب زانوی اضافی در مسیر دودکش خودداری نمائید. زیرا زانو کارآئی دودکش را کاهش میدهد.
به هیچ عنوان دودکش وسایلگازسوز وهواکش )فن( را از یک لوله یا کانال مشترک عبور ندهید.
برای دودکش داخل و بیرون دیوار به هیچ عنوان از لولههای پلاستیکی و غیر مقاوم در برابر حرارت استفاده نشود.
دودکش باید از ورقهای ضد زنگ (گالوانیزه) و نسبتاً ضخیم انتخاب شود.
آبگرمکن و بخاری حتماً بایستی مجهز به دودکش باشد . از نصب این وسیلهها بدون دودکش در محیطهای بسته جداً خودداری نمائید.
استفاده از دودکشهای مشترک بایستی با نظر متخصصین و مهندسین مشاور تأسیساتی انجام گردد.
استفاده از دودکشهای آکاردئونی آلومینیومی بعلت عدم امکان آببندی در ابتدا و انتها خطرناک میباشد.
از قراردادن قطعات لوله دودکش بصورت لب به لب خودداری نمائید و حتماً از دودکشهای نوع نر و ماده که باعث آببندی در محل اتصال و عدم خروج گازهای حاصل از احتراق خواهد شد ، استفاده نمائید.
ازاضافه نمودن به طول بخش افقی دودکش در قسمتهای فوقانی ساختمان جهت ساخت اطاقک و انباری بر روی بام خودداری نمائید. در هنگام ساخت طبقهای جدید دودکشهای قدیمی را عمودی و استاندارد ادامه داده و در حین عملیات ساختمانی دودکش را در مقابل ریزش مصالح و نخاله ساختمانی و انسداد داخلی کاملاً محفوظ نگهدارید.
هنگام عبور دودکش از داخل دیوار و تقاطع آن بایستی قطر لوله فلزی کاملاً یکسان باشد کمکردن قطر لوله هنگام خروج از ساختمان)دیوار یا سقف(مجاز نمیباشد.
ازنصب دودکش درحیاط خلوتهای رو بسته خودداری نمائید. داکت دودکشها باید خروجی از بالا و پایین به هوای آزاد داشته باشد و به هیچ وجه هیچگاه بالای داکت مسدود نگردد .
دودکشها را مرتباً بازرسی نمائید و از آزادبودن مسیر دودکش اطمینان حاصل نمائید.
اطراف لولههای دودکش موجود در موتورخانه بایستی کاملاً آببندی گردد تا از نفوذ گازمونواکسید کربن (CO) به داخل بنا و یا موتورخانه جلوگیری شود.
در هنگام هرگونه ساخت و ساز مراقب باشید ، مصالح ساختمانی بداخل دودکشها ریخته نشود و راه ورودی دودکش را مسدود نکرده باشد.
هر ساله قبل از روشن کردن وسائل گرمازا ، مراقب باشید مسیر دودکشها توسط پرنده ای لانهسازی و مسدود نشده باشد.
بخش عمودی)خروجی(دودکش حداقل بایستی ۳ برابر بخش افقی درنظر گرفته شود و حداقل ارتفاع بخش عمودی نبایستی از یک متر کمتر باشد.
از تغییر قطر در خروجی دودکش و کم کردن سایز آن خودداری نمائید.
جهت جلوگیری از پدیده خطرساز «مکش معکوس» در ساختمانها لازم است بر روی قسمت زیرین درب ورودی هر آپارتمان از دریچه تهویه کرکره ای یا آیفونی مناسب به طول ۵۰×۲۰ سانتیمتر استفاده گردد . همچنین زیر دربهای ورودی اطاق خواب ها نیز حدود ۳ تا ۵ سانتیمتر بازباشد.
انتهای کلیه دودکشها بایستی حداقل یک متر از سطح پشت بام بالاتر بوده و از دیوارههای جانبی نیز حداقل یک متر فاصله داشته باشد و حتی المقدور ازکلاهک Hاستفاده گردد.
قسمت عمودی دودکش بایستی برروی پایههای مناسب قرارگیرد تا وزن آن به پایه منتقل شود و از کج شدن آن جلوگیری بعمل آید. ضمناً بخش عمودی دودکش برروی نماها بایستی توسط بستهای مناسب به دیوار محکم گردد. همچنین مراقب چرخش کلاهک به سمت زمین باشید ، در این صورت اینگونه دودکشها کارآئی لازم را ندارند و عدم خروج گازهای حاصل از احتراق جان شما را تهدید میکند.
رعایت موارد فوق موجب جلوگیری از پس زدن و بازگشت گازهای سمی وسایل گازسوز بداخل منازل (مکش معکوس) میگردد.
عبور دودکش ازفضای داخل سقفکاذب و علیالخصوص حمام به دلیل امکان پوسیدگی و نشت گاز منواکسیدکربن خطرناک میباشد.
دمپر خروجی دودکش شومینه )قبل از روشن کردن) بایستی کنترل تا ازسلامت حرکت دمپر (دریچه داخلی که بتوسط زنجیرباز و بسته میشود( و باز و بسته شدن آن اطمینان حاصل شود ، در صورت باز نشدن دمپر ، گاز منواکسید کربن فضای ساختمان را مسموم مینماید.
جهت تأمین هوای مورد نیاز وسایل گازسوز از قبیل آبگرمکن دیواری و بخاری درآپارتمانهای محدود ضروری است دریچه تهویه ای در محل مناسب )ترجیحاٌ پشت وسیله گازسوز( که به هوای آزاد مرتبط میباشد تعبیه گردد.
دودکش بایستی مجهز به بست نگهدارنده باشد و در محل خود محکم گردد.
برای شومینه به دلیل امکان پسزدن
فهرست مطالب
عنوان صفحه
کميت هاي مورد نياز جهت ارزيابي کارآيي مديريت تصادفات... 12
جمع آوري و ذخيره اطلاعات در مديريت سوانح.. 15
روش هاي استاندارد انجام مديريت سوانح.. 15
مسئولان اجرايي مديريت سوانح.. 17
مديريت تصادفات:
تصادفات ترافيکي از عوامل بسيار مهم مرگ و مير و صدمات شديد جانبي و مالي بوده و آثار سنگين اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن جوامع بشري را به شدت مورد تهديد قرار داده است. شدت اين صدمات در کشورهاي در حال توسعه بيشتر بوده و تعداد و شدت تصادفات در کشورهاي مزبور در مقايسه با کشورهاي توسعه يافته چندين مرتبه بالاتر است.
در اين ميان، تصادفات جاده اي داراي ضايعات سنگين تري از تصادفات درون شهري است و تصادف جاده اي به علت سرعت بالاي وسايل نقليه اغلب منجر به خسارات بسيار سنگين جاني و مالي مي شود. آمار مرگ و مير نشان مي دهند که تصادفات جاده اي حتي در کشورهاي توسعه يافته صنعتي در صدر علل مرگ و مير بوده و خصوصاً در رده هاي سني 15تا25 سال بيش از هر عامل ديگر باعث تلفات مردم مي شود.
تحقيقات اخير در ايران نشان مي دهد که هم اکنون 25 درصد يعني يک چهار تلفات ناشي از مرگ و ميرهاي غير طبيعي، ناشي از تصادفات ترافيکي است. در اين ميان، وضع کنوني جهان در شرايط ابتدايي قرن بيست و يکم موجبات نگراني شديد بشريت از آينده کره زمين را با توجه به افزايش جمعيت و کمبود منابع انرژي و غذا و افزايش آلودگي محيط زيست فراهم نموده است. بدين جهت بهينه سازي مصرف منابع محدود و گرانبها و جلوگيري از ضايعات و بازگرداندن خود و مصالح مصرف شده به چرخه توليد و مطالعات مربوط به آن از قبيل اقتصاد مهندسي، مديريت سيستم و مديريت اطلاعات در راس اهداف و مطالعات دانشگاه ها و مراکز علمي و تصادفات در قرن جديد قرار گرفته است.
در اين راستا تلاش و تحقيق و برنامه ريزي براي کاهش تصادفات و ضايعات اقتصادي آنها در کشورهاي توسعه يافته صنعتي شدت يافته و آثار مثبت آن نصيب کشورهاي مزبور شده و مي شود. مثلا در آمريکا ظرف سي سال شاخص «تعداد تصادفات تقسيم بر حاصل ضرب تعداد وسايل نقليه در طول مسافت پيموده شده» از حدود 30 به 68/2 يعني بيش از ده برابر کاهش يافته است.
مطالعه نتايج تحقيقات در مورد هزينه تصادفات در کشورهاي مختلف نشان مي دهد که ارقام مربوط به اين هزينه ها به طور تصاعدي در حال افزايش است. علت اصلي يافته هاي جديد عمدتاً مربوط به بخش هزينه هاي «غير مستقيم» تصادفات مي باشد. اصولاً هزينه هاي مزبور از دو بخش اصلي تشکيل مي شود که شامل هزينههاي مستقيم و غير مستقيم است. هزينه هاي غير مستقيم که شامل قيمت جان انسان ها و آثار منفي اقتصادي معلوليت ها و جراحات رواني و تزلزل خانواده ها و غم و غصه مي شود.
گر چه هنوز هيچ محققي ادعا نمي کند که رقم دقيق آن را مي داند اما هر چه تحقيقات کامل تر و عميقتر انجام مي شود، تخمين دانشمندان براي آثار منفي اقتصادي اين بخش از ضايعات تصادفات به شدت بالا مي رود اين وضعيت در کشورهاي در حال توسعه شديدتر است. زيرا در کشورهاي مزبور اولاً اکثر افراد تحصيل کرده و متخصص به علت سفرهاي بيشتر در معرض خطر هستند و ثانياً ترتيبات و امکانات مربوط به جلوگيري از بسط آثار ضايعات و جبران آنها محدودتر است. اصولاً در تحقيقات مربوط به تصادفات جاده اي در کشورهاي در حال توسعه ثابت شده است که تصادفات جاده اي در بسياري از کشورهاي در حال توسعه دومين عامل مرگومير در محدوده سني افرادي است که از جهت اقتصادي «فعال» به حساب مي آيند.
1- ارزش اقتصادي از دست رفته در نتيجه تصادفات جاده اي معمولاً در محدوده يک تا دو درصد توليد ناخالص ملي است.
2- نصبت تصادفات به ازاي «وسيله نقليه- کيلومتر» موجود و طي شده بسيار بيشتر از کشورهاي توسعه يافته است (ده تا پانزده برابر).
با توجه به آنچه در مورد ضرورت جلوگيري از ضايعات و بهينه سازي مصرف منابع ذي قيمت و کمياب گفته شد، نمي توان در مقابل اين ضايعه سنگين بي تفاوت بود.
در اين فصل برخي از لغات کليدي در زمينه مديريت تصادفات تعريف گرديده اند.
سانحه: (incident)
وضعيت اتفاقي پيش آمده که باعث کاهش ظرفيت راهها، که منجر به کند شدن (يا حتي بسته شدن) جريان پيوسته ترافيک مي شود. براي مثال مي توان به موارد زير اشاره کرد:
به هم خوردن و در هم شکستن ترافيک، خرابي وسائل نقليه، آتش سوزي، تانکرهاي حامل مواد سوختي خطرزا(تصادفات- چپ کردن يا هر حادثه اي که باعث ريختن مواد سوختي گردد)، اورژانس هاي پزشکي، پروژه هاي تعمير و نوسازي راه ها و وقايع غير اضطراري خاص (وقايع ورزشي، کنسرت ها و ديگر وقايعي که بر عملکرد راهها تاثيرگذار هستند).
واکنش (عکس العمل): (Response)
هر فرد يا گروهي که از يک سازمان يا نمايندگي ويژه با تجربه که براي مديريت و رفت کردن سوانح فعاليت انجام مي دهند. به طور مثال افرادي که در يک واقعه آتش سوزي خدمت ارائه مي دهند شامل موارد زير هستند:
- افسران پليس
- تيم هاي مواد خطرزا
- رانندگان وسايل نقليه يدک کش
و افراد ديگري که در شناسايي اين طرح کاي مي کنند.
فرمانده سانحه:
يک شخصي که مسئوليت هماهنگي همه اشخاصي که در واکنش سانحه سهيم هستند را به عهده دارد. اين فرد اولين واکنش اضطراري که بايد به سانحه برسد را تعيين مي کند و همچنين ممکن است رسيدن بعضي واکنشگرها را به صحنه سانحه تغيير دهد. مراحل مختلف شروع کار و رسيدن به صحنه سانحه توسط رهبر گروه مشخص مي گردد.
برنامه مديريت تصادفات:
يک دوره عملياتي هماهنگ شده که روي ايجاد يک واکنش اختصاصي براي ترفيع ايمني سوانح ترافيکي با يک سرعت معقول، متمرکز شده است. همچنين برنامه مديريت تصادفات مي تواند يک نوشته مستند در زمينه بهترين تمرينها و روشهاي موثر و مفيد باشد.
ابزارهاي کنترل ترافيک:
وسايلي که براي ايمني جريان ترافيک انحراف يافته استفاده مي گردد. اين وسايل شامل مواردي مثل علائم، تابلوهاي افقي، تمهيدات ترافيکي يا حتي بشکه ها يا شعله هاي آتش براي منحرف کردن وسايل نقليه ميباشند.
ايمني منطقه:
مسئوليتي که در داخل يا اطراف منطقه سانحه متصديان سوانح را از بسياري تهديدات که ممکن است در خارج محدوده رخ بدهد، حفاظت مي کند.
مهمترين مساله اي که قبل از بررسي مديريت تصادفات بايد مشخص شود، مفهوم واقعي سانحه (Incident) است. مسئولان بخش حمل و نقل و اورژانس هر منطقه تعاريف متفاوتي از سانحه و چگونگي تشکيل آن ارائه مي دهند. البته اين امر به دليل وظايف متفاوتي است که از دو ارگان دارند.
سازمان هاي اجرايي دولتي و مسئولان اورژانس سانحه را به اين شکل تعريف مي کنند:
«هر رخدادي که موجب اعزام نيروهاي کمکي به محل گردد». در واقع مسئولان اورژانس با توجه به ماموريتي که دارند، سانحه را از منظر ايمني و جلوگيري از خسارات جاني و مالي تعريف مي کنند.
اما ديدگاه دوم مربوط به مسئولان ترافيکي است که چنين تعريفي از «سانحه» دارند:
«هر اتفاق غير معمول که منجر به کاهش ظرفيت راهها و يا افزايش غير طبيعي تقاضاي سفر گردد».
با توجه به اين تعريف وقايعي مانند تصادفات و يا خراب شدن وسائط نقليه، ريختن محموله بار در جاده، تعميران راهها و پروژه هاي بهسازي و نوسازي راهها، و همچنين برگزاري مسابقات ورزشي، کنسرت و يا هر رويداد ديگري که تأثير قابل توجهي بر کارکرد راهها بگذارد، در زمره سوانح ترافيکي قرار مي گيرند.
فرهنگ اطلاعات ترافيکي (traffic management data dictionary) که توسط ITE و AASHTO به چاپ رسيده است، سانحه را به اين صورت تعريف مي کند:
«يک اتفاق ناگهاني برنامه ريزي نشده ترافيکي که تأثيرات منفي بر جريان طبيعي ترافيک مي گذارد».
سوانح و تداوم وقوع آنها از موثرترين عوامل تراکم ترافيک (congestion) است. به دليل اهميت اثرات سوانح در عملکرد ترافيک، قوانين و مقررات اجرايي، مامورين اورژانس و شرکت هاي حمل و نقلي در بسياري از شهرهاي بزرگ جهان به آن توجه شده و تحت عنوان مديريت تصادفات، از آن ياد مي شود.
منظور از مديريت تصادفات يک حرکت سيستماتيک، برنامه ريزي شده و هماهنگ شده است که در آن افراد، شرکت ها، تجهيزات مکانيکي و تکنيک هاي مختلف به کار گرفته مي شوند تا اثرات ناشي از سوانح و بحرانها و همچنين تداوم برخوردها و تصادم هاي پس از حادثه را کاهش داده و موجب افزايش ايمني رانندگان و همچنين مصدومان حوادث و مامورين اورژانس پس از وقوع سانحه گردد.
مباحثي که در مورد مديريت تصادفات مطرح مي شود، در حال حاضر بيشتر حول و حوش مسائل زير عنوان ميشود:
جهت دستيابي به موارد ياد شده بايد يک سيستم متمرکز در مرکز کنترل ترافيک هر منطقه به بهترين شکل موجود باشد. کار کردن با اين سيستم ها بايد به سادگي انجام پذيرد و تا حد امکان از فناوري هاي ارتباطي و رايانه اي نيز بهره گيري شود.
در اين بخش کليت مديريت تصادفات به صورت جامع مورد بررسي واقع مي شود و از بحث در مورد هر يک از بخش هاي مديريت تصادفات به صورت انفرادي و مجزا پرهيز شده است.
از آنجا که نوع و چگونگي سانحه در نحوه رسيدگي، عکل العمل و امدادرساني سازمان هاي مرتبط با سانحه تأثير به سزايي دارد. سوانح طبقه بندي مي گردند.
سوانح براساس جريان ترافيکي، تأثيرات آن ها بر جريان، ميزان تاخير وارده، مشخصات سانحه و امدادگران و مسئولان (Responders) مختلف به چهار سطح طبقه بندي مي شوند. اين چهار سطح از سطح چهارم که سانحه اي با اثرات کم بر جريان ترافيک است شروع شده و به سطح يک که سوانحي بسيار شديد و خسارتزا بوده و به طور کامل موجب انسداد مسير مي شود ختم مي گردد.
ممکن است اين تقسيم بندي به صورت کاملاً دقيق و مشخص نباشد ولي جهت شناسايي گروه هاي مسئوول و پشتيباني مربوطه مي تواند کمک زيادي بکند، عکس العمل ويژه براي يک سانحه توسط اولين شخصي که در صحنه سانحه حاضر مي شود و بر اساس شاخص هاي مختلف تأثيرگذار طبقه بندي شده و تعيين مي گردد.
شاخص هاي تأثيرگذار در طبقه بندي سوانح عبارتند از:
ميزان تأخير وارده بر جريان ترافيک:
تأخير طولاني در جريان ترافيک که با شدت سانحه افزايش مي يابد.
مشخصات سانحه:
سانحه اي که شدت بيشتري دارد نيازمند حضور و واکنش تعداد بيشتر و متنوع تري از سازمان هاي امدادرسان مي باشد. وجود صدمات، تلفات، آتش سوزي و ريزش مواد خطرناک، تعداد و تنوع اين سازمان هاي امدادگر را در صحنه سانحه افزايش مي دهد.
سازمان هاي مسئوول امدادرسان (Responders) :
تنوع اين سازمان ها براي هر سطح از سانحه با شدت سانحه افزايش مي يابد. هنگامي که سطح سانحه افزايش يابد، سازمان هاي بيشتري به صحنه سانحه فرا خوانده مي شوند. در سطح چهارم نيازي به اقدامات فوريتي نميباشد و يک خودروي امداد و يا يک نيروي پليس معمولا جهت رفع اين مسئله کفايت مي کند. در سطح سوم ممکن است به اقدامات فوريتي جهت اداره ترافيک نياز باشد و نه امدادرساني به مجروحان و آسيب ديدگان. در سطح دوم اقدامات فوريتي هم براي کنترل و مديريت و هم براي امدادرساني به مصدومان لازم است. در سطح اول فاجعه اي رخ داده که جهت حل مسئله هماهنگي همه سازمان هاي مسئول لازم است.
سطوح مختلف سوانح و چگونگي امداد به هر يک
در اين نوع از سوانح تأخيري کمتر از 30 دقيقه حادث مي گردد. يک يا دو وسيله نقليه تحت تأثير سانحه قرار مي گيرند و تأثير کمي بر جريان ترافيک دارد. در اين نوع سوانح آمد و شد مي تواند از کنار محل حادثه انجام گيرد. مثال هايي که براي سوانح سطح 4 مي توان عنوان کرد عبارتند از انسداد جزئي مسير، خراب شدن وسائط نقليه در شانه راه و يا يک خط از جاده و وجود اشياء اضافه و خار و خاشاک در مسير که تأثير قابل توجهي بر جريان ترافيک نمي گذارد. جهت امداد و حضور در محل يک يا دو مرکز غير فوريتي (non-emergency) مانند پليس يا خودروهاي امداد کافيست. اين گونه سوانح ممکن است چندين بار در طول روز اتفاق افتد.
در اين سطح از سوانح تأخيري بيش از 30 دقيقه و کمتر از 1 ساعت بر مسافرين و رانندگان وارد مي شود و تأخير متوسطي بر کل جريان ترافيک دارد. در اين طبقه خسارات جاني و مالي وارده بر مسافران چندان شديد نيست.
مثال هاي مربوط به اين سطح از سوانح، انسداد مسير آمد وشد در يک يا دو خط از جاده، خراب شدن اتومبيل بر روي جاده، کارهاي تعمير و نگهداري جاده مانند خط کشي مسير، وجود و يا ريخته شدن مواد اضافي در جاده که باعث آهسته شدن حرکت وسائط نقليه و يا توقف کوتاه مدت آنها مي گردد.
در اين سطح از سوانح دو يا بيش از دو مرکز فوريتي و دو يا بيش از دو مرکز غير فوريتي جهت رفع مشکل کمک رساني مي کنند. از اين مراکز مي توان به پليس، آتش نشاني در صورت لزوم، جرثقيل هاي جابجاکننده وسايل نقليه غير قابل انتقال و مهندسين ترافيک اشاره کرد.
اين سوانح معمولاً روزي يک بار و يا هفته اي سه يا بيش از سه بار حادث مي شوند.
در اين سطح نيز تأخير بيش از 30 دقيقه است، اما ممکن است تا 2 ساعت نيز ادامه پيدا کند. در اين سطح اثرات وارد شده بر جريان ترافيک مهم و قابل توجه است و ممکن است به سرنشينان وسايط نقليه صدماتي وارد شده باشد. مديريت ترافيک در اين سطح بسيار لازم و ضروري بوده و مديريت سانحه در محل وقوع جهت تعامل و همکاري ميان سازمان هاي مختلف خدمت کننده از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.
به مواردي از اين سطح از سانحه در ذيل اشاره شده است:
- انسداد محور در يک يا دو خط از مسير که موجب توقف آمد و شد به مدت يک تا دو ساعت مي شود.
- تصادفات و سوانحي که نيازمند اورژانس پزشکي و ترافيکي پيشرفته جهت انتقال مصدومان و قربانيان حادثه به بيمارستان مي باشد.
- سوانحي که نيازمند پاکسازي سريع محل حادثه از وسايل نقليه تصادفي و يا آثار باقيمانده از آن ميباشد.
- سوانحي که به پشتيباني نيروهاي آتش نشاني نياز دارند.
در اين سطح از سوانح مراکزي که جهت امداد و رفع مساله مي توانند به کمک آيند عبارتند از آتش نشاني، پليس، سرويس هاي اورژانس پزشکي، مهندسان ترافيک، مسئولان تعمير و نگهداري راه ها، شرکت هاي امدادخودرو که وظيفه انتقال وسايل نقليه اسقاطي و خودروهايي که امکان جابجا شدن ندارند را بر عهده دارند اين گونه سوانح به صورت هفتگي و يا ماهانه حادث مي شوند.
تأخير در اين سطح از سوانح بيش از دو ساعت است. جريان ترافيک به طور کلي تحت تأثير سانحه قرار ميگيرد و ممکن است جاده در اثر وقوع حادثه به طور کامل مسدود گرديده و تراکم ترافيکي شديدي در منطقه اي وسيع اتفاق افتد. معمولا چندين مصدوم و قرباني در اين گونه حوادث وجود دارند. اين سوانح از مواردي هستند که اغلب به برخوردهاي بعدي و سوانح ثانويه مي انجامد. در نتيجه امداد پزشکي و ترافيکي بسيار سريع در اين موارد لازم است.
معمولا به مسيريابي مجدد و انتقال بار ترافيکي به ديگر مسيرهاي منطقه با استفاده از مديريت ترافيک نياز است. مديريت و همکاري بين ارگان ها و سازمان هاي مختلف در منطقه از اهميت بسيار زيادي برخوردار است.
در اين سطح از سانحه انسداد کامل همگي خطوط عبور در يک مسير رخ مي دهد و نياز به فوريت هاي پزشکي و ترافيکي جهت انتقال مصدومان و قربانيان به بيمارستان، پاکسازي سريع و وسيع منطقه سانحه از بقاياي سانحه و اشياء اضافي مانده بر سطح جاده، و خدمات پيشرفته آتش نشاني مي باشد.
سازمان هاي مختلفي که در زمان وقوع اين سوانح به امداد و کمک مي شتابند عبارتند از: آتش نشاني، پليس، اورژانس پزشکي، مراکز امدادخوردها، مهندسين ترافيک، سازمان هاي تعمير و نگهداري راهها، اخبار راديو و تلويزيون و همه موسسات حمايت و پشتيباني از مراکز ياد شده. اين سوانح معمولا در هر سه يا چهار ماه يک بار اتفاق مي افتد. (در آمريکا)
کميت هاي مورد نياز جهت ارزيابي کارآيي مديريت تصادفات:
در گزارش هاي کتاب مديريت تصادفات ترافيکي (traffic incident management handbook) مهمترين داده هاي آماري که جهت ارزيابي برنامه هاي مديريت تصادفات معرفي شده اند شامل موارد زير ميباشند:
- تعداد سرويس هاي گشت امدادگر
- ميانگين فاصله زماني بين وقوع سانحه و شناسايي آن
- ميانگين مدت زماني که از زمان اطلاع رساني حادثه به مسئولان و متصديان رسيدگي کننده تا رسيدن آنها به محل سانحه به طول مي انجامد.
- ميانگين مدت زماني که جهت بازگشت جريان ترافيکي به حالت نرمال به طول مي انجامد.
در ماه MAY سال 2000 اداره کل راههاي ايالت MARY و دانشگاهها آن شهر يک برنامه مديريت تصادفات با نام CHART به منظور ارزيابي اجرايي فعاليتهاي تهيه کردند. هدف آنها از اين ارزيابي، سنجش کارايي اين برنامه مي باشد به دليل اينکه اين ايالت به شناسايي و واکنش سريع سوانح در آزادراهها و راهها و همچنين تشخيص کارايي صحيح عاملان مديريت تصادفات (در مقايسه با نتايج مفيدي که بايد حاصل گردد) اهميت خاصي قايل هستند اين برنامه را تهيه و تدوين نموده اند. موارد ارزيابي اين جدول شامل زمان شناسايي، زمان رسيدن متصديان، زمان پاکسازي، زمان واکنش و مدت زمان سانحه مي باشد که در زير توضيح هر يک از موارد داده شده است:
* زمان شناسايي:
مدت زمان صرف شده از وقتي سانحه اتفاق مي افتد تا زمان شناسايي آن.
* زمان آماده سازي:
مدت زمان صرف شده بين زماني که يک سانحه شناسايي مي شود تا زمان اعزام.
* وسيله نقليه امدادگران:
* زمان سفر امدادگران:
مدت زماني که از اعزام وسيله نقليه امدادگران تا رسيدن آنها به محل سانحه سپري مي شود.
زمان پاکسازي:
مدت زمان سپري شده از وقتي که وسيله نقليه امداد به محل سانحه ميرسد تا آمد و شد در مسير به صورت کامل به حالت عادي برگردد.
زمان امداد:
زمان مابين شناسايي يک سانحه و رسيدن وسيله امداد به محل حادثه
مدت سانحه:
مدت زماني که يک سانحه اتفاق مي افتد تا وقتي که وسيله امداد به محل حادثه مي رسد.
اين گزارش فورا براي آناليز کردن مشخصات سانحه به مراکز مربوطه فرستاده مي شود. محققان طي 12 ماه گزارشات سوانح را از سه مرکز کنترل ترافيک و اطلاعات تصادفات جمع آوري کردند و با استفاده از اين اطلاعات که شامل شدت و تعداد سوانح مي گردد موارد زير را بررسي مي کنند:
1- طول قطعه هاي مجزا از لحاظ امدادرساني
2- ساعت سانحه (ساعت اوج و غير اوج)
3- روز سانحه (در طول هفته يا آخر هفته)
4- خط عبوري وسايل
5- موقعيت سانحه (مثلا در راه مورد بررسي چه تعداد رمپ وجود دارد)
تحقيقات انجام شده نشان مي دهد که اين اطلاعات براي طراحي بهتر استراتژي مديريت تصادفات بکار برده شود. مثل توزيع وسيله امداد در آزادراهي که تعداد تصادفات آن زياد مي باشد. يا مثل تشخيص اثرات مناطقي که تعداد سوانح در آنها متوسط يا حد بالا مي باشد يا مثل شناسايي خطرناک ترين بخشهاي راهها از نظر ايمني و عملکردي اطلاعات سوانح براي ارزيابي تأثير و کارايي سيستم هاي شناسايي سانحه هم به کار برده مي شود. براي اين ارزيابي 2 پارامتر مهم مطرح است:
1- نرخ و سرعت متصديان سوانح
2- توزيع منابع شناسايي. با اين ارزيابي تيمهايي که کارايي کافي ندارند هم قابل تشخيص هستند.
براي بررسي کيفيت عملکردي و موقعيت متصديان سوانح 3 پارامتر زير را در نظر مي گيريم:
1- مدت زماني که طول مي کشد به محلي که حادثه رخ داده است برسد. (اين زمان از وقتي که سانحه گزارش مي شود محاسبه مي گردد).
2- متوسط مسافتي که تا محل حادثه بايد طي شود.
3- کاهش تقريبي زمان طي کردن قسمت سانحه ديده بر طبق برنامه واکنش سوانح محققان با توجه به تحقيقات صورت گرفته پارامترهاي زير را مرتبط با «مدت سانحه» مي دانند:
- نوع جاده
- مديريت زمان انسداد جاده
- ساعتهاي اوج و غير اوج ترافيک در مسير
- روزهاي کاري و تعطيلات
- انسداد يک يا چند خط عبور
- موقعيت (بطور مثال در مقابل شيب راهه هاي ورودي و خروجي و ...)
جمع آوري و ذخيره اطلاعات در مديريت سوانح:
يکي از راههاي جمع آوري و ذخيره سازي اطلاعات سيستم هاي مکان يابي خودکار وسايل نقليه (AVC) ميباشد. اين وسايل با اتصال به سيستم کنترل مرکزي در وسايل نقليه نصب مي گردد. نقش اين سيستمها در ارزيابي مديريت تصادفات به ترتيب زير است:
در هنگام رخ دادن سانحه باعث عکس العمل خودکار وسيله نقليه صدمه ديده و مخابره اطلاعات به سيستم مرکزي مي شود. اطلاعات ثبت شده براي متصديان مديريت تصادفات و اعزام نمايندگان سازمان کنترل ترافيک و همچنين پرنسل بخش هاي اورژانس و آمولانس، آتش نشاني و پليس استفاده مي شود.
روش هاي استاندارد انجام مديريت سوانح:
مراحل مديريت تصادفات به طور موازي هماهنگ مي شوند، مراحل اصلي در توالي مديريت تصادفات در زير آمده است:
1- تدارکات برنامه: عکس العمل با توجه به نوع، نحوه و شدت تصادف و شرايط غالب محيطي يک برنامه عکس العمل اوليه تهيه مي شود (و وقتي اطلاعات بيشتري فراهم مي شود بازنگري مي گردد). برنامه اوليه شامل موارد زير مي شود:
3- پيش بيني مدت سانح
4- تعيين کردن نياز به انتقال ترافيک به مسير ديگر
5- انتخاب ساير مسيرهاي ممکن
6- تدارک برنامه امداد اصلاح شده. با توجه به اطلاعات جديد مربوط به تصادف و ساير مسيرها در صورت وجود.
7- تعريف يک برنامه امداد کامل: شامل مسيرهاي ممکن، اطلاع رساني جهت تابلوهاي پيام رساني، و انتشار خبر در رسانه ها.
8- مطابقت دادن اطلاعات جديد با فرضيات گذشته و به روز کردن اطلاعات جهت پيش بيني مراحل مختلف عمليات مديريت سوانح
اين بخش به بيان بعضي از مشکلات اصلي در مديريت تصادفات مي پردازد. مساله اساسي در مديريت تصادفات هماهنگي موثر ارگانهاي درگير در روند مديريت تصادفات مي باشد. اين تنها يک مشکل چند سازماني (multiagency) نيست. بلکه يک مشکل چند حوزه اي (multi-jurisdictional) مي باشد که نيازمند برنامه ريزي دقيق توسط تمامي ارگانهاي مسئول است.
موفقيت هر برنامه مديريت تصادفات بستگي به وجود راهبردهاي روشن و موثر مديريت تصادفات و اقدامات شناخته شده و پذيرفته شده توسط عوامل مختلف دارد. اين امر نياز به ارتباط مستمر بين عوامل، جهت بهبود و روشن شدن شرايط موجود و تقويت شبکه هماهنگي که براي دستيابي به يک برنامه مديريت يکپارچه حياتي است، دارد.
هنگام وقوع يک سانحه، ارگانهاي مختلفي با آن درگير مي شوند. روند مديريت تصادفات موثر، به گونه اي است که در آن تمام ارگانهاي درگير جهت به حداقل رساند مدت زمان رسيدگي به سانحه تلاش مي نمايند. برخي از سازمانهاي درگير در کشورهاي توسعه يافته عبارتند از:
- پليس شهر يا استان
- اداره حمل و نقل (DOT)
- پرسنل امداد هوايي (در صورت وجود)
وقتي که يک سانحه به وسيله مسافران يا يک ارگان گزارش مي شود، بايد به وسيله پليس و يا يک ارگان خصوصي مثل خدمات آزادراه مورد بازبيني قرار گيرد. با توجه به نوع و شدت سانحه، ارگانهاي مختلف ديگري در جريان قرار مي گيرند. در مديريت تصادفات مدرن خبر کردن ارگانهاي مختلف در مرکز کنترل ترافيک (TOC) تسريع مي شود. در صورت وجود يک وسيله نقليه غير قابل حرکت در محل سانحه، پليس معمولا يک کاميون يدک کش را براي جابجا کردن وسيله نقليه خبر مي کند. در تصادفاتي که منجر به زخمي و يا کشته شدن افراد مي شود، بخشهاي امداد، آتش نشاني و پزشکي (MEDVAC) همزمان با کاميون يدککش در جريان قرار مي گيرند.
در مواردي که يک کاميون حامل مواد خطرناک تصادف کرده باشد، تيم مديريت (Hazaedous material accident) HAZMAT يا اداره حفظ محيط زيست (EPA) مسئول اداره صحنه سانحه است. در صورتي که ساختار جاده در اثر تصادف آسيب ديده باشد، مهندسين ساختماني جهت بازرسي و تعيين خسارت در محل حاضر مي شوند. در هر تصادفي کل عمليات توسط مقامات DOT در TOC که اطلاعات مربوط به امدادگران در دسترس را دارند، هماهنگ مي شود. همچنين DOT هماهنگ کننده تابلوهاي اطلاعارساني جاده ها و تغيير پيامهاي آنها در صورت نياز مي باشد.
يکي از جنبه هاي مهم مديريت تصادفات اطلاع رساني به رانندگان مي باشد. رانندگاني که اطلاعات مربوط به تصادفات را به طور دقيق و به موقع دريافت مي کنند ممکن است تصميم به استفاده از مسير ديگر و يا به تعويق انداختن سفر خود بگيرند. بنابراين، اطلاعات موثق در مورد مدت زمان و شدت تصادفات مي تواند با کاهش تراکم ترافيک باعث کاهش تقاضا شود. به هر حال، توزيع به موقع اطلاعات موثق در مورد تصادفات بسيار دشوار است.
امروزه بسياري از کلان شهرهاي ايالات متحده داراي مديريت تصادفات به صورتي مدون مي باشند. هر چند اين برنامه ها متفاوت مي باشند، همگي تابع اصول کلي که به اختصار شرح داده شد مي باشند. علاوه بر برنامه هاي مديريت ترافيکي سوانح موجود در برنامه هاي جامع ديگري از قبيل TRANSCOM در ناحيه جديد نيويورک جرسي در کريدور شمال شرق از ماين تا ويرجينيا نيز وجود دارد. اين برنامه هاي جامع با توجه به شناخت تأثير سوانح شديد بر کل يک ناحيه از تصادفات وسايل حاوي مواد خطرناک گرفته تا تصادفات ناشي از پروژه هاي طويل المدت اجرا و ساخت برنامه ريزي شده است.
اهداف اصلي يک برنامه مديريت تصادفات به صورت زير است:
استراتژي ها و تکنولوژي هاي لازم براي رسيدن به اين اهداف در نمودار زير آورده شده است:
اکثر مطالعات انجام شده در زمينه چارچوب هاي مديريت تصادفات بر ترتيب عمليات و اجزاي خاص آن از جمله پيش بيني مدت زمان، تأخير ايجاد شده و انتقال بار ترافيک تأکيد دارند. اين بخش به توضيح مطالعاتي که با هدف ايجاد چارچوب کاملي براي فرايند پيچيده مديريت تصادفات انجام شده اند پرداخته است
مرکز کنترل ترافيک (TOC) به تبادل داده ها و اطلاعات با اجزاي مختلف سيستم ترافيک، شامل ابزار کنترل،ارگان ها، امدادگران و مسافران مي پردازد. نقش يک چارچوب مديريت تصادفات کامل بدست آوردن اطلاعات از منابع مختلف، پردازش و انتقال آن به بخش هاي مناسب سيستم مي باشد جريان اين فرايند در تصوير فوق نشان داده شده است.
بايد به اين نکته توجه شود که اين فرايند يک مسير ديناميک و پويا است که همواره با بازخورد اطلاعات ميبايست مورد بازبيني قرار گيرد. سيستم طراحي شده بايد بتواند اطلاعات را پيوسته دريافت کند، آن را بازنگري نمايد و برنامه هايش را با توجه به اطلاعات جديد به روز کند. همچنين هماهنگي ارگان هاي امدارساني و تدابير کنترل ترافيک را نيز بايد در اين فرايند در نظر داشت.
سيستم مديريت تصادفات با استفاده از دانش تخصصي خود داده هاي بدست آمده از حسگرهاي ترافيکي و کارکنان مديريت تصادفات را مورد بررسي قرار مي دهد.
هنگام پردازش مديريت تصادفات، وقتي داده اي وارد سيستم مي شود، مشخصات تعدادي از داده هاي قبلي ممکن است تغيير کند. پس صحت اطلاعات سيستم بايد به طور ممتد کنترل شود. براي مثال، وقتي يک حادثه ترافيک براي اولين بار توسط يک موتورسوار از طريق تلفن گزارش مي شود، اطميناني از وقوع اين حادثه وجود ندارد. اپراتور مرکز کنترل ترافيک (TOC) براي طبقه بندي اين حادثه نياز به اطلاعات بيشتري دارد.
واضح است که ابزار امدادرساني به سانحه حتي بعد از اثبات آن با توجه به اطلاعات متوالي بدست آمده در مورد مشخصات آن سانحه تغيير خواهد کرد. تغيير مشخصات سانحه منابع مورد نياز جهت پاکسازي آن را تحت تأثير قرار مي دهد. Ritchie و Posser سيستمي را براي مديريت ترافيک پيشرفته پيشنهاد کردند که بدين صورت است:
مديريت تصادفات يک فرايند فوريتي است که به زمان نسبتاً کوتاهي براي پردازش سريع داده هاي در حال تغيير نياز دارد.
گزارش كار لوله کشی
پس از آشنايي اوليه با ابزار آلات و نحوه استفاده از ابزار آلات مي بايستي مراحل اوليه كار انجام گيرد. كه مستلزم هماهنگ شدن با مهندس طراح، ناظر و همچنين مالك مي باشد. زيرا مجري مي بايستي نقشه مصوب و تاييد شده سازمان نظام مهندسي را كه به تاييد ناظر رسيده به اجرا در آورد. بنابراين مي طلبد كه قبل از اجرا كار تمامي هماهنگي هاي لازم را با مهندس ناظر ساختمان انجام دهد. اين هماهنگي ها شامل:
الف) نحوه و محل اجرا، تخريب، سوراخكاري، شيار زدن، بست و ساپورت زدن، راكتها و جعبه كلتورها و... مي باشد.و
ب) اجناسي كه مورد استفاده در تاسيسات ساختمان مي باشد مي بايستي تاييديه هاي لازم من جمله تاييديه مسكن و شهرسازي، وزات بهداشت و استاندارد و ... را دارا باشد.
ج) مشخص كردن نحوه اجرا تاسيسات كه ممكن است با نظر مالك و طراح تغيير كند.
براي مثال: سيستم لوله كشي هاي قديم كه به صورت سنتي انجام مي گرفته و يا سيستم لوله كشي هاي جديد كه با استفاده از لوله هاي پنج لايه و همچنين به صورت كلكتوري انجام مي پذيرد كه در صورت صلاحديد ناظر و نظر مالك مي تواند تغيير كند و همين طور سيستم فاضلاب و سيستم گرمايشي و...
اجراء لوله كشي فاضلاب:
پس از آماده شدن مراحل اوليه و هماهنگي با ناظر ساختمان مي بايست در مرحله نخست سوراخكاريها، تخريبها و ...جهت عبور مسير لوله هاي فاضلاب و آب و... انجام گيرد كه اين كار نيز ابزار آلات خاص خود را دارد مثل دريل، كمپرسورهاي مخصوص تخريب، سقفهاي بتني، شيار زن و ...
در زمان تخريب مي بايست يك مسئله مهم در نظر گرفته شود با توجه به عبور لوله هاي فاضلاب آب، گاز، و... از سقفها و ديوارها و نياز به تخريب و سوراخكاري مورد نياز بايستي توجه داشت كه به هيچ عنوان نبايد تخريب و سوراخكاري از مقاومت و استحكام سازه اصلي ساختمان (ستونها، تيرچه ها، ژوتن ها و...) كاسته شود. بنابراين از اين نظر داراي اهميت ويژه اي مي باشد.
پس از دو يا سه روز هماهنگي هاي لازم به عمل آمده بايستي آماده و كار جهت اجرا مهيا مي باشد. بسته به نوع ساختمان (مسكوني، تجاري، ويلائي، آپارتمان و ...) ميزان نيرو مشخص مي شود و كار شروع مي شود.
معمولا مرحله اول در اجراء تاسيسات مكانيكي ساختمان اجراء لوله كشي فاضلاب مي باشد. كه اين كار نيز با توجه به نوع لوله ذكر شده در نقشه به چند دسته تقسيم مي شود:
با توجه به هزينه بالاي لوله ها و اتصالات چدني و همچنين سختي و زمان بر بودن اجراء لوله هاي چدني تقريبا اين نوع فاضلاب كشي منسوخ شده است.
لوله هاي بوش فيت نيز جهت نياز به اجراء دقيق و همچنين هزينه بالاتر از پلي كا و همچنين بالاي بتنها و ساپورتهاي زيادي كه مي بايستي زده شود. مقرون به صرفه نيست ولي لوله هاي پليكا از نظر استحكام و همچنين هزينه به نسبت موارد فوق الذكر مناسب تر خواهند بود، به همين دلايل اكثر مالكين با اين لوله بيشتر موافقت مي نمايند.
هنگام اجراء تاسيسات بايستي موارد و جا هايي كه نياز به سيفون و لوله هاي فاضلاب مي باشد (كه در نقشه مشخص شده است)معلوم شده و تمامي موارد مورد نياز به فاضلاب را من جمله روشويي، حمام، تراس، سينك ظرفشويي، توالت زميني و فرنگي، زيردوش و كف شوهاي مورد نياز بام و آشپزخانه و ... در نظر گرفته و با انتخاب مسير درست پيش بيني لازم به عمل آيد.
چيدمان و انتخاب جاي مناسب هر كدام از سيفون، فاضلابها و همچين رايزرهاي اصلي از ديگر موارد مهم در زمان اجراء لوله كشي فاضلاب مي باشد. مثلا در داخل آشپزخانه يك واحد مسكوني شما بر حسب نياز مالك ممكن است يك سين ظرفشويي، يك ماشين لباسشويي، يك ماشين ظرفشويي و همچنين كف شور آشپزخانه درخواست نمايد. بنايراي جاي گذاري مناسب اين وسايل به طوري كه با وسايل و تجهيزات ديگر آشپزخانه منافاتي نداشته باشد، از موارد مهمي است كه بايستي زمان اجراء در نظر گرفته شود.
همچنين داخل سرويس هاي بهداشتي چيدمان سيفونها و لوله ها و انتظار فاضلابها بايستي به صورتي باشد كه استفاده از آن به سهولت امكان پذير باشد كه معمولا جهت سرويس بهداشتي يك عدد توالت زميني، يك عدد كف شور و همچنين يك عدد روشوئي در نظر گرفته مي شود. و جهت حمام نيز يك دوش و بعضا يك عدد فرنگي و يك عدد روشوئي نيز در نظر مي گيرند.
عدم جاي گذاري مناسب هر كدام از لوله هاي فاضلاب و سيفونها موجب ناكارآمد شدن سيستم لوله كشي فاضلاب مي گردد.
شيب بندي لوله ها:
يكي از موارد بسيار مهم در اجراء لوله كشي فاضلاب شيب مناسب جهت لوله هاي افقي فاضلاب مي باشد.(5/1 تا2%) شيب اين لوله ها بايستي به طوري باشد كه نه زياد و نه كم باشد شيب زياد موجب ايجاد سروصدا و شيب كم موجب ايجاد رسوب توسط فضولات به جا مانده در لوله ها مي شود.
لوله كشي فاضلاب شامل لوله هاي اصلي و فرعي مي باشند، لوله هاي اصلي: كه بار اصلي فاضلاب را تا چاه و يا منهول و يا فاضلاب شهري هدايت مي نمايند. اين لوله ها بايستي به طور مستقيم و عمودي اجراء گردند و در صورت نياز به دو زانو شدن بايستي قبل از دو زانو تقريبا cm70 بالاتر از كف دريچه بازديد گذاشته شود.
دريچه بازديد:
كار اين دريچه اين است كه: دسترسي به جاهايي كه امكان گرفته شدن را در آينده دارد ممكن مي سازد كه دو زانو شدن لوله در زير سقفها يكي از اين موارد است. همچنين كليه رايزرها قبل از وصل شدن به لوله هاي افقي در كف پيلوت نياز به دريچه بازديد مي باشد.
آب باران:
در ضمن لوله آب باران به طور مجزا و كاملا جدا از لوله هاي ديگر، از بام تا چاه چدني كشيده مي شوند زيرا آب باران با فاضلاب نبايستي مخلوط شوند به همين دليل به طور جداگانه به يك چاه چدني هدايت مي شود كه پس از آن نيز به آبهاي زيرزميني مي پيوندد.
جهت ايمني بيشتر در ساختمانها حداقل 2 عدد رايزر آب باران تعبيه مي گردد كه در صورت بروز اتقاف براي هر كدام ديگري وظيفه هدايت آب باران را از بام تا چاه عهده دار مي شود.
ونت:
هر جا سخن از فاضلاب مي شود خواه ناخواه ذهن انسان به سمت بوي نامطبوع آن معطوف مي گردد، اين مسئله در ساختمانهاي مسكوني اهميت ويژه اي دارد، لذا جهت برطرف كردن اين مشكل نيز بايد تمهيدات لازم به عمل آيد.
يك وسيله خاص جهت جلوگيري از بوي نامطبوع و حشرات موذي سيفون مي باشد. ولي سيفون حالت بازدارنده است لذا ما بايستي بوي نامطبوع و گازهاي متصاعد شده از فاضلاب را از سيستم فاضلاب خارج نمائيم. كه اين مهم به عهده لوله هاي ونت مي باشد. و به صورت زير انجام مي گيرد.
جهت انتقال بوي نامطبوع از پشت سيفون ها، پس از اتصال سيفون به يك عدد سه راهي كه جهت آن رو به بالا مي باشد و توسط لوله هاي فرعي ونت اين مسير به لوله هاي اصلي ونت وصل مي گردد. و به سمت پشت بام هدايت مي شود، بوي نامطبوع را از داخل سيستم خارج نموده و به بام ساختمان و در هواي آزاد هدايت مي نمايئم. بايد توجه داشت كه در صورت دورچيني محيط پشت بام اين لوله ها بايستي از دورچيني 1 متر بالاتر قرار گيرند و همچنين نزديك به كانال كولر آبريز نباشند زيرا در اين صورت مجددا با روشن شدن كولر آبي بوي نامطبوع وارد ساختمان مي شود.
در ضمن شيب لوله هاي ونت نيز مثل لوله هاي فاضلاب داراي اهميت مي باشند و بايستي به صورتي باشد كه گازهاي توليد شده داخل لوله ها با شيب مناسب به طرف بالاي بام هدايت شود يعني برعكس شيب فاضلاب.
آببندي و گازبندي لوله هاي فاضلاب:
تمام موارد فوق را بايد هنگام اجراء در نظر داشت ولي مهم ترين مسئله، مسئله آببند يا گازبند كردن لوله ها مي باشد. اين مسئله با توجه به ساخت و سازهاي امروزي و همچنين هزينه هاي سنگين ساختمان سازي بيشتر از موارد ديگر حائز اهميت مي باشد. شما پس از اتمام يك ساختمان و پايان يافتن عمليات فيزيكي از قبيل سفت كاري، اسكلت، تاسيسات، برقكاري، سراميك، كاشي و ... در نظر بگيريد كه يكي از انشعابات و يا اتصالات به علن احمال كاري دچار نشتي فاضلاب گردد.
بنابراين خسارات روحي و مادي بسياري بر مالك تحميل مي گردد. علاوه بر تخريب به علت نشتي لوله ها بوي نامطبوع نيز داخل ساختمان به همراه فاضلاب پخش مي شود كه جلوگيري از اين مشكل در لوله هاي پليكا به عهده چسب مناسب آببندي مي باشد. كه مي بايستي با جنس پليكا همخواني داشته باشد.
در ضمن استفاده كردن از يك نوع لوله و اتصالات در اين مسئله دخيل مي باشد. زيرا قالب اتصالات شركتهاي مختلف ممكن است با يكديگر از نظر سايز متفاوت باشد كه اين تفاوت هر چند ناچيز هنگام آببند كردن لوله ها بسيار مهم است. نظافت و تميز كردن قسمتي از لوله كه بايستي داخل اتصال يا بوش شود و همچنين خود اتصالي كه بايستي به لوله متصل گردد نيز اهميت بالائي دارد و در صورت سهل انگاري خسارات سنگيني به بار مي آيد.
بستها:
در زمان اجراء لوله كشي يكي از مواردي كه بايستي در نظر گرفته شود مهار و فيكس كردن لوله ها مي باشد. به طوري كه با مرور زمان دچار جابجائي، ايجاد سروصدا و احتمالاً شكستگي لوله ها شود اين مهم به عهده بست مي باشد. كه مجري بايستي با انتخاب جاي مناسب جهت زدن بستها مخصوصاً در مواردي كه لوله ها زير سقفي كار مي شود. مثل داخل سرويس هاي بهداشتي، حمام ها و... مانع از بوجود آمدن مشكلات فوق گردد. در هنگام زدن بستها بايستي در نظر داشت كه شيب لوله هاي فاضلاب و شيب لوله هاي ونت به طور صحيح اجرا شود و به هم نخورد.
اتصالات:
جهت آببندي كردن سيستم لوله كشي فاضلاب علاوه بر مواردي كه ذكر شد نوع و جنس اتصالات از نظر كيفي و كمي نيز اهميت بسزايي دارد.
نوع اتصالات مي بايستي تماماً اتصالات 45 درجه مصرف شود جهت جلوگيري از گرفتگي احتمالي و فقط در مسير ونت استفاده از اتصالات (زانو- سه راهي و ...) 90 درجه مجاز مي باشد.
و از نظر كيفيت نيز مي بايستي اولا با جنس لوله ها يكي باشد. و در ضمن از شركتهاي معتبر تهيه شود تا اتصالات و لوله ها به طور كاملا آببندي با هم مونتاژ گردد.
تست پايان كار:
با توجه به بكار بردن نيروهاي انساني متفاوت در بخشهاي مختلف كار بديهي است كه ممكن است در يكي از موارد چسبكاري، بست زني، شيارزني و ... به لوله ها آسيب رسيده يا آببند نشده باشند.
به همين دليل پس از انجام كليه كارها و قبل از وصل كردن لوله هاي اصلي به چاه يا منهول مي بايستي لوله ها تست شوند.
جهت انجام تست آببند لازم است كليه دريچه هائي كه جهت ظرفشويي، روشويي، كف شور، فرنگي، توالت و ... پيش بيني شده است با كپ گرفته شود و پس از آن از بالاترين نقطه ساختمان لوله هاي اصلي و فرعي را از آب پر نمائيم.
لازم بذكر است در ساختمانهاي بلند بايد توجه داشته ارتفاع آب جهت تست نبايد از 3 متر كمتر و از 6 متر بيشتر باشد. زيرا در هر دو صورت تست به طور صحيح انجام مي گيرد. در ضمن بايستي ظرف مدت 15 دقيقه كليه اتصالات بازديد و سريعاً لوله ها از فشار ستون آب تخليه شوند در غير اين صورت ممكن است به سيستم صدمه وارد شود، پس از اتمام اين مرحله و تحويل به مهندس ناظر مي توان روي لوله هاي در معرض خطر شكستگي را پوشاند.
پس از تحويل به ناظر در مرحله لوله كشي فاضلاب كار به اتمام رسيده است.
اجراء لوله كشي آب و شوفاژ:
در اين مرحله نيز با استفاده كردن از نقشه جهت يافته مسيرهاي بهتر كار را شروع مي نمائيم. در اجراء لوله كشي پليمري(سبز) بايستي همواره مواظب دماي دستگاه پرس مخصوص لوله هاي پليمري باشيم يعني دما از حد مجاز نه كمتر شود و نه بيشتر، زيرا با كم شدن دماي دستگاه جوش بين اتصال و لوله به خوبي انجام نمي پذيرد و ممكن است در حين استفاده اتصال و لوله از هم جدا شوند و اگر دما از حد مجاز بيشتر شود اتصال و لوله در هم فرو رفته و از داخل ايجاد رسوب و در برخي موارد موجب مسدود شدن مجراي داخلي لوله آب مي گردد. لذا بايستي در اين مورد دقت بيشتري به عمل آورد.
لوله ي آب نيز نبايد از مسيرهايي عبور كند كه در معرض يخ زدگي و يا شكستگي قرار گيرند، همچنين چيدمان و جانمايي و همچنين ارتفاع آنان نيز بايستي در حد استاندارد قرار گيرد مثلا ارتفاع يك دوش در حدود 10 متري از سطح زمين قرار مي گيرد در حالي كه ارتفاع لوله هاي سردوگرم جهت ظرفشويي و روشويي از سطح زمين 45 سانتي متر مي باشد و...
لازم به ذكر است از هر سايز لوله مي توان تنها 3 انشعاب گرفت و در صورت بيشتر بودن انشعابات از يك لوله مي بايستي سايز آن را يك سايز اضافه كرد مثلا از يك لوله 4/3 مي توان تنها 3 انشعاب گرفت(2/1) و از هر كدام از اين انشعابات 2/1 نيز مي توان 3 انشعاب 2/1 ديگر گرفته شود ولي بيشتر مجاز نمي باشد و نياز به تغيير سايز مي باشد.
در صورت عبور لوله هاي آب سردوگرم از محيطهاي سرد مثل حياط، تراس و... بايستي تمهيدات لازم به عمل آيد. يكي از اين موارد استفاده از عايق هاي آماده مي باشد كه در صورت نياز روي لوله قرار مي گيرد و مانع از تبادل حرارتي و برودتي مي شود.
پس از اتمام مراحل با استفاده از شابلون شير مخلوط مي توان محل نصب شيرهاي مخلوط ديواري و دوش را جهت جلوگيري از به هم خوردن فاصله آنها فيكس نمود در غير اين صورت پس از پايان مرحله عمليات بنايي ممكن است شير مخلوط ها به سختي نصب گردند و يا اصلا نصب نشوند.
در ضمن بايد توجه داشت براي هر واحد مستقل نياز به يك شير قطع كن اصلي در داخل همان واحد مي باشد تا در صورت نياز از آن استفاده شود و ديگر مزاحمتي براي واحدهاي ديگر نداشته باشند.
پس از پايان اين مراحل نوبت به تست لوله ها مي شود ابتدا بايستي درب تمامي اتصالات كه باز مانده اند توسط در بوش بسته ود مگر دوتاي آنها كه يكي جهت تزريق آب و نصب دستگاه تست و يكي جهت نصب گچ مخصوص مي باشد.
ابتدا با شلينگ آب را داخل كل لوله كشي هدايت مي نمائيم و سپس سيستم را به دستگاه تست وصل مي نمائيم. و با كمك اين دستگاه فشار را تا 10 بار بالا مي بريم. در اين زمان سيستم را كنترل مي نمائيم و پس از گذشت يك ساعت در صورت تغيير نكردن فشار گچ بايستي سيستم را از فشار 10 بار خالي نمائيم. البته پس از نظارت مهندس ناظر و تحويل به ايشان.
لوله كشي شوفاژ (پنج لايه)
مرحله لوله كشي گرمايش(شوفاژ) به چند دسته تقسيم مي شود.
الف) ساختمانهايي كه داراي موتورخانه مركزي مي باشند.
ب) ساختمانهايي كه فاقد موتورخانه مركزي هستند.
الف) ساختمانهايي كه داراي موتورخانه مركز هستند:
در اين نوع ساختمانها مدل حرارتي و يا ديگ و منابع دو جداره و پمپها داخل موتورخانه قرار دارند كه اين سيستم مخصوص ساختمانهاي بزرگ هتل ها، رستورانها، تالارها، ورزشگاهها، بيمارستانها و... مي باشد.
نحوه اجراء لوله كشي شوفاژ بدين صورت مي باشد كه آب گرم شده داخل يك موتورخانه توسط لوله كشي بر رادياتورها هدايت مي گردد. رايزرهاي اصلي از داخل موتورخانه تا داخل طبقات كشيده مي شود و در طبقات بنا به نوع لوله كشي (سنتي- كلكتوري) به آنها وصل مي گردد.
لوله كشي شوفاژ:
لوله كشي سنتي:
همان سيستم قديم است كه با استفاده از زانو و سه راهي و بوشن و تبديل و ... در كف اجراء مي شود.
لوله كشي كلكتوري:
كه مخصوص لوله هاي پنج لايه PEX.AL.PEX مي باشد. و بدين صورت است كه رايزرهاي اصلي وارد يك جعبه كلكتور مي شود. كه يك كلكتور رفت و يك كلكتور برگشت دارد و تعداد انشعابات هر كلكتور نيز بسته به متراژ ساختمان و محاسبه طراح تغيير مي كند كه هر يك از رادياتورها يك جاي مخصوص و ...جداگانه روي كلكتور دارد. و از كلكتور تا رادياتور هيچ گونه اتصال و انشعابي وجود ندارد.
و لوله يك تكه از جعبه كلكتور تا رادياتور كشيده مي شود. در اين نوع لوله كشي بدليل نبودن اتصال و رابطه در مسير لوله كشي ضريب اطمينان آن به مراتب از سيستم سنتي بالاتر مي باشد. ولي در عوض مسير لوله كشي نيز به مراتب از سيستم سنتي بيشتر مي شود. زيرا هر مسير همانطور كه گفته شد جداگانه انجام مي گيرد. بنابراين هزينه بست به سيستم لوله كشي سنتي بيشتر خواهد شد.
پس از اتمام كار اين سيستم نيز مثل سيستم آبرساني تست مي گردد.
يعني پس از پر كردن سيستم با آب توسط دستگاه تست فشار آن را تا 10 بار افزايش مي دهيم و پس از چك كردن كليه مسيرها و تحويل به مهندس ناظر مي بايستي فشار سيستم را كم كنيم تا سيستم دچار آسيب ديدگي نشود.
در ضمن تمامي موارد ايمني كه در مورد لوله كشي آب گفته شد در مورد لوله كشي شوفاژ نيز بايستي در نظر گرفته شود. خصوصاً عايق كاري كه داراي اهميت فوق العاده اي در زمينه گرمايش هست. زيرا با پرت انرژي، موجب به هدر رفتن انرژي و هزينه مضاعف مي شود.
در كليه ساختمانها موارد لوله كشي اعم از فاضلاب، سردوگرم و شوفاژ در ساختمانهايي كه داراي مهندس ناظر و طراح مي باشد، تمام مواردي كه بايستي هنگام اجراء در نظر گرفته شود. با جزئيات كامل مشخص شده است از قبيل مسير عبور لوله ها، انشعابات فرعي و اصلي. سايز هر قسمت از مسير لوله كشي محل استقرار شيرها، سيفونها و... محل داكتهاي لوله ها و چيدمان لوله هاي پشت بام و پيلوت و محل نصب دريچه هاي بازديد و محل نصب كلكتورها و چيدمان آشپزخانه و... كه بديهي است جابجايي بي مورد هر يك از آنها و يا تعويض بي مورد هر كدام از سايزهاي مشخص شده باعث بروز مشكل در سيستم مي شود.
موتورخانه مركزي:
در ساختمانهايي با متراژهاي بزرگتر و كاربرد صنعتي- پزشكي- تفريحي و يا توريستي و ... به دليل افزايش سطح حرارتي ديگر دستگاههاي كوچك و مجزا، مثل پكيج جوابگوي نياز اين نوع ساختمانها نمي باشد.
پكيج تنها براي مواردي مثل ساختمانهاي كوچك و آپارتمانها بكار بسته مي شود و طبيعتاً مناسب ظرفيتهاي بالاتر نمي باشد.
موتورخانه مركزي منبع و مولد انرژي گرمايي و سرمايشي ساختمانهاي بزرگ را تامين مي نمايد. بسته به نوع و بزرگي ساختمان اين موتورخانه ممكن است از يك يا چند ديگ و از يك منبع دو جداره يا چند منبع دو جداره و همچنين يك يا چندين پمپ سيركولاسيون و مشعل تشكيل مي شود.
يك موتورخانه مركزي شامل قسمتهاي زير مي شود.
الف: چدني ب: فولادي
الف) ديگهاي چدني: كه به صورت پره پره مي باشند و حمل و نقل آنها نيز آسانتر است و براي ظرفيتهاي پائين تر از ديگ هاي فولادي مورد استفاده قرار مي گيرند. كه جنس آن نيز از چدن مخصوص مي باشد.
ب) ديگهاي فولادي: كه بعضي آنها از فولاد آتش خوار مي باشد. و جهت مصرف در ساختمانهاي بزرگ كه نياز به ظرفيت گرمايي بالايي دارند مورد استفاده قرار مي گيرند.
كه در انواع گازسوز، گازوئيل سوز، مازوت سوز و دوگانه سوز در بازار موجود مي باشند و بسته به موقعيت جغرافيايي مناطق مختلف نصب مي گردد.
منبع دو جداره يا منابع كويلي نيز وظيفه تامين آب گرم مصرفي ساختمان را به عهده دارد.
كه در يك جدار آن آب گرم ديگر در جريان است و در جدار ديگر آب شهر، از يك سمت آب سرد وارد شده و پس از تبادل حرارت با جدار بيرون كه آب ديگ در آن جريان دارد گرم شده و آماده جهت مصرف مي گردد.
منابع كويلي نيز چنين كار مي نمايد ولي به جاي يك جدار، آب ديگ در يك كويل مسي با آب شهر تبادل حرارت مي نمايد و آنرا گرم و آماده جهت مصرف بهداشتي مي نمايد. و منابع كويلي جهت مصارف بيشتر و منبع دو جداره جهت مصارف آب گرم بهداشتي كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد.
آب گرم شده در ديگ توسط مشعل جهت عبور از اتصالات محلول لوله كشي و رادياتورها و هم چنين برگشت مجدد به ديگ بايستي بر افت فشار ايجاد شده غلبه نمايد كه اين مهم به عهده پمپ سيركولاسيون كه بر روي كلكتور قرار مي گيرد مي باشد.
در ساختمانهايي كه مسير لوله از منبع آب گرم بيشتر از 30 متر مي باشد جهت جلوگيري از پرت انرژي و صرفه جويي در مصرف آب و گاز از آخرين مسير لوله كشي آب گرم يك لوله آب گرم به منبع آب گرم كشيده مي شود و توسط پمپ برگشت آب گرم مصرفي آب گرم در داخل سيستم لوله كشي و منبع آب گرم در جريان است، بدين وسيله در هر زمان كه شير آب گرم باز شود آب گرم بلافاصله جهت مصرف در دسترس قرار مي گيرد.
جهت تامين آب سيستم و همچنين انبساط بوجود آمده در اثر گرم شدن آب و همچنين افزايش حجم آب در بالاترين نقطه سيستم از يك منبع به نام منبع انبساط استفاده مي گردد. كه در صورت تبخير آب درون سيستم آب شهر توسط يك عدد فلوتر جايگزين آن مي شود.
تمامي رايزرهاي رفت كه به رفت رادياتورها وصل مي گردند بر روي اين كلكتور جمع شده و به ديگ وصل مي گردند.
تمامي رايزرهاي برگشت كه به برگشت رادياتورها وصل مي گردند نيز بر روي اين كلكتور جمع شده و به ديگ وصل مي گردند.
كه وظيفه قطع و وصل آب گرم ديگ و ارتباط بين لوازم و قطعات فوق الذكر را به عهده دارند.
كه وظيفه تامين نيروي پمپهاي سيركولاسيون و مشعلها و پمپهاي تحت فشار ساختمان را بر عهده دارد.
فنون عکاسی در شب
تغییرات رنگ
1 - نوردادن طولانی مدت، موجب تغییر رنگ شده ، ماهیت موضوع را تغییر می دهد .
2 - به کمک فیلتر می توان تغییرات رنگ نور را کنترل کرد .بهتر است به تناسب ضریب فیلتر ، دیافراگم را باز کرد .
عکاسی واقعی شب در زمان مغرب
برای تهیة عکسهای واقعی شب بهتر است مرحله میانی و به خصوص مرحله پایانی زمان مغرب را برای عکاسی انتخاب کنید .
عکاسی واقعی شب در زمان مغرب
در این مواقع هنوز به خاطر وجود باقیمانده نور خورشید در آسمان، عکسهایی با روشنایی ملایم به دست می آیند. البته عکسها تاریکتر از آنچه در واقعیت به چشم دیده می شوند خواهند بود و همین امر موجب بروز ویژگی عکس شب می گردد با وجود این ، عکاس می تواند هنوز به هر مقدار که مایل باشد به فیلم نور کمتری بدهد.
عکاسی واقعی شب در زمان مغرب
در عکاسی شب باید حتی المقدور منابع نور مصنوعی متعددی روشن باشند ، درغیر اینصورت نمی توان عکاسی با حال و هوای واقعی شب گرفت و تصویر ، تخت و رنگ پریده به نظر می رسد.
برای عکاسی شب درمرحله پایانی مغرب ، نوردهی کوتاهتری پیشنهاد می شود.
عکاسی ماه
- محل و زمان بالا آمدن ماه را تعیین و سر وقت درمحل عکاسی حاضر شوید. گاهی همه چیز برای عکاسی آماده است، اما هنوز خبری از ماه نیست.
- اگر وضعیت هوا همراهی کند، می توان عکسهای استثنایی تهیه کرد. برای مثال ، درمرحله میانی زمان مغرب، نور ماه مخالف نور آبی آسمان بوده و با درخشش خود مخالف نور منظرة رو به تاریکی است . نور آغازین زرد یا نارنجی ماه ، به تدریج به رنگ نقره ای روشن تبدیل می شود.
-برای عکاسی از قرص کامل ماه دیافراگم 8/2-2 و زمان نوردهی 125/1 پیشنهاد می شود.
- برای نشان دادن جابجایی ماه دیافراگم 11-8 و 16-11 و زمان نوردهی 1 یا 2 دقیقه پیشنهاد می شود.
درآمدن ماه درمرحلة پایانی زمان مغرب ، ماهیت شب را القاء می کند . مرز ساختمانها و مرز مناظر ضعیفتر می شوند ماه و نور چراغهای مصنوعی قویتر نقاط ثقل تصویر را تشکیل می دهند .
- برای عکاسی واضح و یا تا حدودی واضح ازماه ، حداکثر زمان نوردهی 5 الی 10 ثانیه کافی است ( با فاصله کانونی متوسط ) ماه با توجه به حرکت آهسته خود ، درزمانی کوتاه به اندازة قابل توجهی جابه جا می شود ، درحدود 2 دقیقه طول می کشد تا به اندازة قطر خودش جابجا شود .
- وقتی موضوع اصلی هم به بیش از 5 الی 10 ثانیه نور نیاز نداشته باشد می توان ماه را واضح عکاسی کرد. در مواقعی که بخواهید تصویر ماه را توام با تصویر خیابانهای روشن ،همراه با آذین بندی شب در اعیاد و مراسم و یا بناهای روشن عکاسی کنید، می توانید با زمان نوردهی فوق کار کنید.
چگونه ماه را پایین بیاوریم:
1 - انتخاب یک موضوع مناسب و پیش بینی محلی درکادر برای ماه: منظرة مورد دلخواه خود را عکاسی کنید و محلی را درکادر برای ماه آماده بگذارید تا با عکاسی دوباره بر روی همان کادر ( فریم ) ماه را به آنجا منتقل کنید . تصویر را برحسب موضوع انتخابی نور دهید.
2 - آماده سازی دوربین برای پایین آوردن ماه: در دوربین هایی که گرفتن چند عکس روی یک کادر امکان پذیر نیست، مجبورید برای گرفتن منظرة انتخابی اول، دوربین را روی نوردهی طولانی (B) تنظیم کنید و بعد از آن جلو لنز را تا نوردهی بعدی بپوشانید.
3 - حال دوربین را به سوی ماه بگیرید و ماه را در محل پیش بینی شده تنظیم کنید. درصورت امکان ماه را روی یکی از نقاط طلایی قرار دهید. یک لنز تله ، قرص ماه را با جلوه و زیبایی خاصی قابل رویت می سازد.
4 - با دوبار نوردادن به فیلم ماه به درون منظره کشیده می شود. از طریق پوشاندن و باز کردن جلوی لنز و نور دادن مجدد و یا با گرفتن دومین تصویر، قرص ماه را در روی همان فریم قبلی که منظره را گرفته اید ثبت خواهید کرد. به خاطر نور نسبتاً زیاد ماه ، زمان نوردهی کوتاه (مثلا 30/1) با دیافراگم باز کافی است. با انجام این عمل ، تصویر ماه به سادگی در زمینه سیاه آسمان و بر فراز منظره به دست می آید.
5 - اگر بخواهیم از ابرها هم در کنار ماه عکاسی کنیم به زمان نوردهی 2/1 تا 2 ثانیه نیاز داریم. چنین زمانی ابرها را روشن کرده و حالت طبیعی به آسمان می بخشد. هنگامی که تکه ای ابر قسمتی از ماه را پوشانده باشد یا تکه هایی از ابر اطراف ماه را پوشش دهند تصویر جلوة بیشتری پیدا می کند .
ماه گرفتگی
قرص ماه را به طور متوالی با پوشاندن جلوی لنز ( لنز نرمال ) بر روی فیلم ثبت کنید .می توانید یک بار هم قرص ماه را با لنز تله عکاسی کنید و آن را بر روی ماه های قبلی ثبت کنید.می توان با استفاده از فیلترهای رنگی ماه را به رنگهای مختلف درآورد .
عکاسی از ستاره های آسمان
دوربین را روی سه پایه بگذارید ، دریچه شاتر را باز نگه دارید. چون سرعت پایین است و دریچه شاتر مدتی باز می ماند، به علت حرکت کره زمین نور ستاره ها تبدیل به خطوط می شود. برای اینکه خطوط و زمینه آسمان یکنواخت نباشد می توانید لحظاتی مقوایی سیاه را جلوی لنز گرفته و مجددا بردارید تا خطوط به صورت مقطع یا نقطه چین شود . اگراینکار را در زمینه تیره و سیاه آسمان انجام دهید عکس شما تصویر تمام سیاهی است با خطوط سفید پس بهتر است قسمتی از پیش زمینه عکستان را به درختان و یا ساختمان ها اختصاص دهید تا عکس زیبایی داشته باشید فراموش نکنید که زمین هر ساعت 15 درجه گردش می کند یعنی یک درجه درهر چهار دقیقه و با حساسیت ASA100 می توانید دیافراگم را روی 8 قرارداده ومدت 30 تا 40 دقیقه نوردهی را انجام دهید .
رعد وبرق درشب
- سر وقت درمحل مناسبی که ازپیش تعیین کرده اید حاضر شوید تا شانس به شما یاری دهد . جای مناسب و مطمئنی برای خود انتخاب کنید . دوربین را برروی سه پایه و نورگیر را برروی لنز نصب کنید . فاصله را روی بینهایت و دیافراگم را روی 6/5 قرار دهید زمان نوردهی را B انتخاب کنید. دوربین را به طرف محل احتمالی برق زدن کادربندی کرده ، شاتر را باز کنید . لنز باید هر چند وقت به خاطر خشک بودن بازبینی شود .
- شاتر را باز کنید .استفاده از دکلانشور پیشنهاد می شود . منتظر بمانید تا برقی درمحدودة کادر به وقوع بپیوندد .
زمان دقیق نوردهی یا بازبودن شاتر بستگی به تعداد ، قدرت و نوع برق زدن دارد . یک برق زدن قوی و گسترده برای یک عکاسی موفقیت آمیز کافی است . برق زدن بیش از دو یا سه بار، تصویر را نه چندان گیرا و به خصوص با دیافراگم باز بیش از حد روشن می سازد .
- در اینجا موفقیت درعکاسی ، به انتخاب محل عکاسی و منظرة روبه رو بستگی دارد . آب در پیش زمینه وانعکاس نور و برق زدگی از سطح آن به گیرایی تصویر می افزاید . هم چنین نمای ضد نور کوهستانها برج ، شهر ، روستا را انتخاب کنید عکاسی ازمحل مرتفع ترجیح داده می شود .
فنون عکاسی طبیعت
سبزی ها و درخت ها
در عکاسی سیاه و سفید برای اینکه سبزی ها و درخت ها که اکثراً در تصاویر طبیعت وجود دارند با جزئیات کامل ثبت شوند از فیلتر سبز زرد (فیلتری که سبز آن بیشتر از مقدار زرد آن می باشد) یا فیلتر سبز استفاده کنید . خصوصاً در عکاسی سیاه و سفید به علت اینکه درجات رنگ سبز در عکس به صورت درجات مختلفی از خاکستری ثبت شود استفاده از فیلتر توصیه می شود . چمن ها و شاخه های درختان با وزش باد به حرکت در می آیند . اگر بخواهید این حرکت را القا کنید می توانید از سرعت های کم مانند 1/30 ثانیه استفاده کنید، زیرا سرعت های زیاد مثل 1/500باعث ثابت شدن موضوع می شوند .
زیر درختها
بهترین حالت در فصل بهار یا پاییز می باشد که درختان کم برگ تر هستند . بهتر است شرایط زیر را اجرا کنید :
1- بهترین حالت ضدنور یا حداقل نور مایل می باشد . در حالت ضد نور باید دوربین در نقطه ای قرار گیرد که نور به طور مستقیم بر عدسی نتابد .
2- کمپوزیسیون در تصویر باید به درستی انتخاب شود . در واقع نقطه دید باید طوری باشد که درختان به تدریج کوچک و کوچکتر شوند تا بُعد را القا کنند .
3- دوربین را برای فاصله نزدیک تنظیم کنید تا پلان اول عکس کاملاً واضح باشد .
4- به علت ایجاد میدان وضوح بیشتر، از بسته ترین دیافراگم استفاده کنید .
آسمــــــان
یک آسمان ابری یا آسمان غروب یا طلوع می تواند موضوع زیبایی برای عکاسی باشد . مواردی که باید در عکاسی از آسمان رعایت شود به قرار زیر است :
1- محاسبه نور بسیار با اهمیت می باشد . نور زیاد یا نور کم نتیجه مطلوب را حاصل نمی کند .
در بیابان و کوهستان فواصل دور به رنگ آبی روشن یا بنفش دیده می شود . این رنگ بنفش حاصل بخارات موجود در هوا می باشد که به «پرده جوی» معروف است . وجود این پرده جوی از وضوح تصاویر می کاهد . استفاده از فیلترهای رنگی نیز عملاً نتیجه مناسبی ندارد . بهترین راه عکاسی زمانی است که از لحاظ جوی اثر این «پرده جوی» کمتر می باشد ؛ مانند صبح یا عصر یک روز آفتابی یا هوای صاف پس از بارندگی، می توان با استفاده از فیلتر U.V قدرت این پدیده را کم کرد . البته قابل ذکر است ایجاد کمی ناواضحی در پلان عقب عکس، ایجاد عمق و بُعد می کند .
2- بهتر است که در قسمت پایین عکس نوار باریکی از زمین دیده شود تا آسمان بیشتر جلب توجه کند (ایجاد کمپوزیسیون مناسب).
3- در استفاده از فیلترها باید دقت کافی به عمل آید، در عکاسی سیاه و سفید :
الف ـ اگر بخواهید آسمان لطیف و ملایم با ابرهای سفید را اراه دهید بهتر است از فیلتر زرد یا زرد سبز استفاده کنید .
ب ـ اگر بخواهید آسمان تیره جلوه کند یا به سیاهی بزند می توانید از فیلتر نارنجی و قرمز استفاده کنید .
دوردست هـــــا
در بیابان و کوهستان فواصل دور به رنگ آبی روشن یا بنفش دیده می شود . این رنگ بنفش حاصل بخارات موجود در هوا می باشد که به «پرده جوی» معروف است . وجود این پرده جوی از وضوح تصاویر می کاهد . استفاده از فیلترهای رنگی نیز عملاً نتیجه مناسبی ندارد . بهترین راه عکاسی زمانی است که از لحاظ جوی اثر این «پرده جوی» کمتر می باشد ؛ مانند صبح یا عصر یک روز آفتابی یا هوای صاف پس از بارندگی، می توان با استفاده از فیلتر U.V قدرت این پدیده را کم کرد . البته قابل ذکر است ایجاد کمی ناواضحی در پلان عقب عکس، ایجاد عمق و بُعد می کند .
دریــــــا و آب ها
دریا و ساحل مجموعه ای از زیباترین مناظر طبیعت می باشند ؛ امواج دریا، امواج کف آلود ساحل، شن های ساحل، گیاهان ساحلی، قایق ها و همچنین رودخانه ها .
برای اینکه عکس های فوق حداقل و کمترین مشکل را داشته باشند بهتر است موارد زیر را به خاطر بسپارید :
1- در کنار دریا اشعه ماورای بنفش (U.V) بسیار زیاد می باشد، بنابراین باید از فیلتر ماورای بنفش یا U.V استفاده کنید .
2- نباید با استفاده از فیلترهای متعدد زرد و سبز که مانع نفوذ اشعه آبی هستند رنگ آب دریا را تیره تر از حد طبیعی نشان داد . در واقع باید از فیلترها به طرز صحیحی استفاده کرد.
3- برای آنکه امواج واضح دیده شوند وبعلت تکان خوردگی محو و ناواضح نشوند بهتر است از سرعت های بالا مثل 1/250 یا 1/500 استفاده کنید، اما استفاده از سرعتهای بالاتر مثل 1/1000 امواج را یخ زده ومنجمد می کنند.
4- فاصله دوربین را برای اولین ردیف امواج تنظیم کنید .
5- در حد امکان ضد نور عکس بگیرید به علت انعکاس شدید نور آفتاب در کنار دریا حساب های نور سنج ها به سوی پرنوری گرایش می یابند .
6- سعی کنید کمپوزیسیون های جالبی برای تصاویر انتخاب کنید .
کوه های بلــــــند
در کوه هایی که ارتفاع زیادی ندارند با مشکلی برخورد نمی کنید، اما در ارتفاعات بالاتر از 2000 متر اشعه ماورای بنفش بسیار زیاد می شود .
1- می توانید از فیلتر U.V استفاده کنید .
2- اگر خواستید حالت های خاص مانند آسمان خیلی تیره ایجاد کنید می توانید از فیلتر زرد و نارنجی استفاده کنید .
بـــــرف
1- برای عکاسی در مناظر برفی مهمترین چیزی که باید مد نظر داشت نور آفتاب می باشد . زمانی که آفتاب در پشت ابر می باشد عکاسی نیاز به مهارت و تجربه دارد . اما زمانی که نور خورشید می درخشد سایه های زیبایی از درختان و خانه ها و انسان ها روی برف ایجاد می شود . هر چه آفتاب پایین تر باشد به این معنی که نور مایل تر باشد حتی کوچکترین اشیا مانند دانه های برف یا جاپای حیوانات به طرز زیبایی مشخص خواهند بود . زیباترین تصاویر در حالت ضدنور به دست می آید .
2- زمانی که نور خورشید می درخشد، آسمان آبی رنگ می باشد، بنابراین استفاده از فیلتر ماورای بنفش بسیار مناسب می باشد .
3- در زمانی که سیاه و سفید عکاسی می کنید برای از بین بردن انعکاس و سایه های موجود در مناظر برفی می توانید از فیلتر زرد یا زرد سبز مناسب استفاده کنید .
فنون عکاسی از ساختمان
نور مناسب
مشکل اساسی در مورد نور اینست که بهترین موقع برای گردش بهترین موقع برای عکاسی نیست. مثلاً هنگام ظهر نه زاویه نور مناسب است و نه ازدحام جمعیت به شما اجازه می دهد عکس دلخواه خود را بگیرید. شاید در این شرایط خرید یک کارت پستال بهترین انتخاب باشد ولی اگر شما هم مانند من از علاقه مندان عکاسی باشید با یک کارت پستال ارضاء نخواهید شد. بنابراین باید در زمان مناسب در محل حاضر شوید.
بهترین زمان برای عکاسی در فضای باز یا صبح زود است یا بعد از ظهر هنگامی که نور خورشید مایل می تابد و به قرمزی می زند. البته صبح زود بهترین موقع است چون در این زمان نور خورشید بهترین کیفیت را دارد. و در ضمن افراد کمتری دور و بر شما و سوژه می چرخند.
همانند عکاسی از هر سوژه ای در عکاسی از ساختمان ها باید ببینید چه چیزی در ساختمان مورد نظر شما آنقدر ویژه و مورد توجه است که آن را منحصر به فرد کرده است، بر روی آن تمرکز کنید. و آن را در تصویر خود برجسته نمایید. بعضی مواقع باید کل ساختمان را در عکس خود بگنجانید و بعضی مواقع فقط روی جزئیات تاکید کنید و گاه ترکیبی از هر دو.
چهار چوب
وقتی از ساختمان ها عکس می گیرید بخصوص زمانیکه از قسمت های فوقانی عکس می گیرید. حجم نسبتاً زیادی از عکس شما با تکه ای ملال آور از آسمان تمام می شود. بنابراین باید به گونه ای این قسمت را در تصویر تغییر دهید. یک ترفند ساده استفاده از درختان اطراف و شاخ برگ آنهاست. باید آنقدر دوربین را حرکت دهید که شاخه یا شاخه های اطراف در بالای ساختمان مورد نظر قرار گیرد. در این حالت زوم اوپتیکال دوربین برای تنظیم چهارچوب عکس به شما کمک بسیار می کند. البته تنظیم نور و مقیاس ساختمان کمی مشکل است.
از پدیده پرسپکتیو کمک بگیرید
برای اینکه تصویری متمایز خلق کنید باید سعی کنید کمی از بلندی های اطراف کمک بگیرید و از زوایای مختلف به ساختمان مورد نظر نگاه کنید. گاه در عکاسی از ساختمان های بلند می توانید از طبقات اول صرفنظر کنید. یا می توانید به ساختمان نزدیک شوید و با استفاده از یک لنز واید حالت پرسپکتیو تصویر را مضاعف کنید. زمانی که از پایین به سمت بالا نگاه می کنید به نظر می رسد خطوطی که در دو طرف ساختمان قرار دارند در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند. و این طور به نظر می رسد که ساختمان در حال خم شدن به سمت پشت است. مشکلی که وجود دارد این است که هنگام عکاسی تشخیص میزان لازم پرسپکتیو کار راحتی نیست. شاید شما لنز واید نداشته باشید اما مهم نیست چون در دنیای دیجیتال کار ها بسیار ساده تر شده اند. کافی است در نرم افزار فتو شاپ از دستورات Distort یا Perspective برای تنظیم میزان لازم پرسپکتیو خود استفاده کنید.
برای عکاسی از ساختمان ها دو لنز به شما پیشنهاد می کنم. یکی لنزی که 28-80 میلیمتر را بپوشاند یا در رنج آن باشد. و دیگری لنز واید شماست که 75-300 میلیمتر را بپوشاند و برای عکاسی از فاصله دور و افزودن جزئیات ضروری است. و احتیاج به سه پایه هم ندارد.
فاصله کانونی
شما با استفاده از یک زاویه بی نهایت گسترده( wide) خواهید توانست از هر آنچه که در اطراف تان می گذرد عکس بگیرید. این به شرطی است که شما از لنزهای واید بهره بگیرید. همه لنزهای زیر ۳۵ میلی متر که تمام سطح سنسور را تحت پوشش قرار می دهند خواهند توانست دست شما را برای هر مانوری باز بگذارند.
اگر شما وضعیت ثابتی را نسبت به سوژه انتخاب کنید، به گونه ای که فاصله تان تا ساختمان بیشتر از فاصله کانونی دوربین تان باشد، آن وقت باید انتظار داشته باشید که ماشین ها و آدم ها در کنار ساختمان هم در عکس تان جای بگیرند. در این صورت عکسی واقع گرایانه خواهید داشت. پس باید فاصله کانونی خود را با سوژه محاسبه کنید و از لنزهای واید ۱۲ تا ۳۵ میلی متر استفاده نمایید.
دوربین تان را ثابت کنید.
وقتی از سوژه های ساختمانی عکس می گیرید بایستی به این نکته توجه کنید که دستان و سر شما تا حدی بیشتر بالا نمی روند و هرچه دستان شما از بدن تان فاصله بگیرد شما کنترل کمی بر عملکرد خود دارید. پس بهتر است از سه پایه استفاده کنید وگرنه قید عکاسی معماری را بزنید.
عکاسی با مقادیر ISO پایین
وقتی دوربین خود را ثابت می کنید یعنی آنکه در زمینه نور دچار کمبود خواهید شد. پس بهتر است در چنین شرایط سختی برای اجتناب از اغتشاش یا noise، مقدار ISO را کاهش دهید. همچنین می توانید سرعت شاتر را بالا ببرید....
روزنه دوربین را ببندید.
باز هم می گویم، اگر دوربین خود را ثابت کنید آنگاه با سرعت بالای شاتر دیگر نیازی به باز بودن روزنه دوربین نخواهید داشت. باز بودن حداقلی روزنه در چنین شرایطی فقط به شما در انداختن یک عکس با افکت های هنری کمک خواهد نمود. با حفظ روزنه دوربین در محدوده f8 اشتباهات دوربین به حداقل رسیده وعمق میدان هم شما را برای جاودانه کردن یک عکس معماری فوق العاده راهنمایی خواهد کرد.
همگرایی خطوط
ما بیشترین رئالیسم را در عکاسی معماری داریم ، و این به دست نیامده مگر با حفظ خطوط عمودی موجود در ساختمان ها ( که معمولا با حفظ فاصله شما با سوژه ارتباط دارد). در بیشتر اوقات شما به راحتی نمی توانید این خطوط را همان طور که می بینید در عکس خود حفظ کنید. نگران نباشید. هر چه همگرایی خطوط در عکس شما کاهش یابد عکس شما بهتر خواهد بود.
وضعیت دوربین
وقتی از لنزهای واید در عکاسی معماری استفاده می کنید باید نگران پس زمینه و پیش زمینه عکس هم باشید. کلا لنزهای واید یک حالت پرسپکتیو به عکس می دهند. به این ترتیب شما باید وضعیت استقرار دوربین خود را به نحوی طراحی کنید که با حفظ عمق میدان و فاصله کانونی هم عکس خوبی بگیرید و هم اشتباهات تان کم باشد و هم حس دراماتیک صحنه را حفظ کنید. شاید لازم باشد فاصله کانونی دوربین خود را بیشتر از حد معمول محاسبه کنید.
همیشه سمت راست قرار بگیرید.
یک نکته توریستی: همیشه سعی کنید سوژه خود را در سمت راست دوربین خود قرار دهید. اینگونه هر کسی که عکس را می بیند به قدرت عکاسی شما پی خواهد برد.
نقش نور در عکاسی معماری
اجسام گوناگون موجود در طبیعت دارای سه بُعد طول، عرض و ارتفاع هستند که مجموع این ابعاد، حجم را به وجود می آورد. اما هنگامی که اجسام به تصویر در می آیند، خصوصیات سه بُعدی آنها بر روی سطحی دو بُعدی نمایان می شود.
درست است که توقع نداریم ابعاد حجم را در تصویر لمس کنیم، اما به کمک سایه روشنهایی که بر روی حجم مورد نظر تشکیل می شود، می توان احساس حجم و برجستگی را در تصویر ایجاد کرد.
حجم هایی که به طور یکنواخت و یکدست روشن شده باشند و یا به طور یکدست در سایه قرار گیرند در تصویر از برجسته نمایی مطلوبی برخوردار نیستند. بنابراین، نور در عکاسی معماری اهمیت فوق العاده ای دارد.
اغلب عکاسان برای عکاسی معماری و منظره مایل به استفاده از نور مایل صبحگاهی یا هنگام عصر هستند چرا که این نور کنتراست متعادلی دارد.
اما نور نیمه روز به خصوص در فصل تابستان شدید است و سایه هایی عمیق ایجاد می کند. در عکاسی معماری ایده آل آن است که نمای اصلی ساختمان و یا قسمتی که در تصویر مورد توجه اصلی قرار می گیرد، در معرض تابش نور قرار گرفته و در سایه نباشد.
فنون عکاسی از اشیاء بی جان
برای نمایش سوژه های بی جان بکار می رود و می توان در آن چیدمان اشیاء را خلاقانه انجام داد. این نوعی عکاسی است که در ان عکاس در چیدن (set up) اشیاء بطور دلخواه آزادی عمل دارد، همچنین می تواند وقت زیادی صرف عکس گرفتن کند، بنابراین شانس بیشتری برای گرفتن یک عکس خوب دارد. اما عکاسی از اشیاء بی جان چالش هایی هم دارد زیرا عکاس باید از نور پردازی مناسب، مهارت های ترکیبی مناسب و زاویه مناسب استفاده کند. هر تصویر بی جانی حکایتی برای گفتن دارد. این به عکاس بستگی دارد که چگونه حکایتی را از طریق تصاویر بیان کند. ادامه مطلب توضیحات …
مسلماً، عکاسی از اشیاء بی جان زمینه جالبی است و بسیاری از عکاسان آماتور و حرفه ای به آن می پردازند. اما شما بعنوان یک مبتدی برای این که بتوانید عکس های خوبی ارائه دهید به کمی اطلاعات نیاز دارید. امروز ما به شما چند نکته ارائه می دهیم تا از آن ها برای محک زدن خودتان در عکاسی از اشیاء بی جان استفاده کنید. نکاتی که در زیر آمده نیز به شما کمک می کند مطمئن شوید عکس هایتان کار منحصر بفردی از آب در می آیند. شروع می کنیم:
. به فکر یک مفهوم خوب باشید
برای رسیدن به نتیجه مطلوب اول باید به فکر یک مفهوم خوب باشید. خوب فکر کنید ببنید چه حرف یا پیامی را می خواهید با این عکس منتقل کنید. همچنین می توانید درباره رنگ های خاصی که می خواهید استفاده کنید یا بافتی که می توانید ترکیب کنید فکر کنید. به این ترتیب، درباره این که چه عکسی می خواهید بگیرید و چیدمان را چگونه طراحی کنید ایده ای دارید.
. به دنبال سوژه های جالب باشید
بدنبال چیزی منحصر بفرد و ساده باشید. این برای اولین عکس خوب است. از بکار بردن شیشه و فلز خودداری کنید زیرا عکس گرفتن از آن ها سخت است. وقتی در عکاسی استاد شدید می توانید مواد مختلف را با هم ترکیب کنید. گذشته از جستجوی اشیاء و چیدن آن ها برای عکس گرفتن، می توانید بدنبال سوژه هایی باشید که حرفی برای گفتن دارند و جالب بنظر می رسند. همچنین می توان عکاسی را حتی در فضای باز نیز انجام داد. الزاماً نباید سوژه تان را بچینید و مرتب کنید. حتی اشیائی هم که قبلاً در جایی قرار داشته اند نیز می توانند سوژه خوبی باشند.
اگر فکر می کنید برای اینکه بتوانید یک عکس خوب از اشیاء بی جان بگیرید باید حتماً در آتلیه باشید در اشتباهید. حتی می توانید در خانه یک چیدمان ترتیب دهید. در خانه تان دنبال جایی بگردید که نور مناسبی دارد. همچنین می توانید سوژه تان را روی میزی نزدیک یک پنجره یا یک در باز بگذارید. می توانید برای جلوگیری از ورود نور خیلی زیاد از پرده استفاده کنید.
پس از اینکه محل سوژه را انتخاب کردید، باید نور مناسب لازم را در نظر گیرید. بدنبال اتاقی پر نور باشید. اگر می خواهید از ورود مقداری نور جلوگیری کنید از پرده استفاده کنید. اگر بخواهید حتی می توانید از لامپ استفاده کنید. سعی کنید لامپ را به همان حالتی که می خواهید نور را روی سوژه تان کنترل کنید قرار دهید. همچنین می توانید برای اضافه کردن کمی انعکاس از یک فویل نازک یا یک ورقه سفید بزرگ استفاده کنید. برای ایجاد بافت، شکل و بُعد در سوژه تان از چراغ های جانبی استفاده کنید. نورپردازی لازم نیست گران باشد. همچنین فراموش نکنید فلاش دوربین تان را مد نظر قرار دهید.
. یک پس زمینه مناسب انتخاب کنید
مطمئن شوید که پشت صحنه تان در دوربین خوب بنظر می رسد. مهم نیست سوژه شما چقدر زیباست، اگر پشت صحنه تان خوب نباشد هیچ ارزشی ندارد. از یک پشت صحنه ساده استفاده کنید تا توجه به سوژه شما جلب شود. می توانید از یک دیوار سفید تمیز استفاده کنید یا یک کاغذ سفید پشت آن بگذارید. اما اگر می خواهید از رنگ دیگری برای پشت صحنه تان استفاده کنید، بدنبال رنگی جذاب باشید که توجه را از سوژه منحرف نکند.
ترکیب عکس
داشتن بهترین ترکیب برای عکس اهمیت بسزایی دارد. می توانید از طریق ترکیب اشیاء دارای اندازه، شکل و بافت مختلف این کار را انجام دهید. مقدار فضای نگاتیوی که استفاده می کنید را مد نظر داشته باشید. ممکن است برای اینکه ظاهری زیبا و ترکیبی پر مایه به آن بدهید بخواهید از قانون ثلث (rule of third) استفاده کنید. مراقب باشید هیچ آشفتگی در عکس وجود نداشته باشد.
وضوح
در هنگام عکس گرفتن از سوژه تان برای افزایش عمق زمینه از یک دریچه دیافراگم کوچک استفاده کنید. این کار باعث وضوح کامل همه چیز می شود. همچنین سعی کنید عکس هایی با وضوح مختلف بگیرید. به این ترتیب می توانید عکسی که بهتر بنظر می رسد را انتخاب کنید. مراقب باشید در اثر لرزش های هنگام عکس گرفتن عکس تان تیره نشود.
از یک سه پایه محکم استفاده کنید
اگر عکس تان تار باشد از آن خوشتان نخواهد آمد. بنابراین، با استفاده از یک سه پایه تکیه گاه خوبی ایجاد کنید. در نتیجه مطمئن خواهید بود عکس تان همانطورکه دلتان می خواهد خوب بنظر می رسد. بعلاوه مجبور نیستید دوربین را مدت زیادی در دست نگه دارید.
عکس های آزمایشی
بر خلاف عکاسی های دیگر، فرصت زیادی برای امتحان عکس ها و زاویه های مختلف از سوژه تان دارید. نور را به روش های مختلف تنظیم کنید و سعی کنید مقایسه کنید کدام عکس تان بهتر بنظر می رسد. این از مزایای عکاسی از اشیاء بی جان است زیرا سوژه تان خسته نمی شود، شما را خسته نمی کند و همیشه سر جایش است.
قبل از این که به سراغ عکاسی از اشیاء بی جان بروید، شاید مایل باشید با نگاهی به آثار هنرمندان دوره رنسانس در عکاسی از اشیاء بی جان از آن ها الهام بگیرید. آثار آن ها می تواند به شما بگوید معنای عکاسی از اشیاء بی جان واقعاً چیست. به کارهای عکاسی متخصصان نیز نگاهی بیندازید. سعی کنید درباره این که این عکس ها چگونه گرفته شده مطالعه کنید. بدین ترتیب، نه تنها از آن ها الهام می گیرید بلکه یاد می گیرید چطور از اشیاء بی جان عکس های فوق العاده ای بگیرید. به سایه ها، رنگ ها، ترکیب، نور و هر چیزی که در عکس وجود دارد توجه کنید. همچنین می توانید ببینید که هر یک از این عکس ها حکایت بی نظیری برای گفتن دارند که آن را جالب می کند.
اصول عکاسی پرتره و چهره
سعی کنید لحظه ای را شکار کنید که چشمان مدل با دوربین’ ارتباط‘ پیدا میکنند. دوربین های دیجیتال این خاصیت را دارا هستند که شما میتوانید شات های متعددی بگیرید تا موقعی که به این’ ارتباط‘ دست پیدا کنید...
در مورد نکات ساده ولی موثری صحبت خواهم کرد که میتواند عکس های شما را از دوستان و فامیل و .. را بهتر کند. هدف ما عکاسی از صحنه ای میباشد که ارتباط احساسی با مدل در آن مشهود باشد. اگر سوژه جذاب نباشد، یا بی حوصله یا ناراحت باشد در تصویر نهایی این موضوع منعکس خواهد شد و بستگی به این ندارد که شما چقدر در PhotoShop مهارت داشته باشید.
سعی کنید لحظه ای را شکار کنید که چشمان مدل با دوربین’ ارتباط‘ پیدا میکنند. دوربین های دیجیتال این خاصیت را دارا هستند که شما میتوانید شات های متعددی بگیرید تا موقعی که به این’ ارتباط‘ دست پیدا کنید.
این ارتباط میتواند به راحتی بوجود آید. کافیست مدل راحت و آرام باشد یا با تغییر در نحوه قرار گرفتن دستها و یا با داشتن تعامل با محیط و اطراف خود.
▪ زاویه درست:
با تغییر زاویه ای سر میتوان از گرفتن عکس های بی حس شناسنامه ای پرهیز کرد. منبع نور را در مکانی تنظیم کنید که صورت مدل به طور واضح و کامل نمایان باشد ولی جزئیات صورت نیز به تصویر کشید شوند.
▪ ایجاد سایه ها:
به مدل زاویه ای بدهید و با استفاده از زوم، تصویری با وضوح بالا و دارای پرسپکتیو طبیعی بوجود آورید. به منبع نور هم زاویه ای بدهید که علاوه بر پوشش کل سطح صورت سایه هایی ریزی را در پشت بوجود آورد.
▪ پرتره های جذاب احتیاج به فهمیدن مفاهیم ابتدایی تاثیر نور نیز دارد:
استفاده خلاقانه از نور طبیعی و استفاده از نورهای استودیو میتواند تاثیر زیادی روی نتیجه نهایی داشته باشد. در پایان میتوانید ایده های نو و جدید خود را نیز مورد استفاده قرار دهید. بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیوفتد این است که مدل شما خسته و بی حوصله خواهد شد!!
▪ حالت: برای صلابت و استحکام بخشیدن به مدل، او را در حالتی قرار دهید که دست ها به پایین کمر متصل باشد و پاها کمی از هم باز باشند و کمی خم شده باشند. سعی کنید از زاویه های پایین تر و با استفاده از لنزهای wide عکاسی کنید.
پرتره از آغاز اختراع عکاسی تاکنون تغییرات فراوانی پیدا کرده است. برای گرفتن یک پرتره خوب باید موارد زیر را مد نظر داشته باشید:
۱) صورت و خصوصیات صورت مدل را تجزیه و تحلیل کرده و بهترین حالت صورت را برای عکاسی درنظر بگیرید. برای این کار مدل را بررسی کنید، اول با او صحبت کرده تا بتوانید بهترین حالتی که معایب او به نظر نرسد را انتخاب کنید. به عنوان مثال اگر کسی دارای چانه چاق می باشد نباید سر خود را به پایین بیاورد.
۲) یکی از مهمترین وسایلی که برای عکسبرداری پرتره مورد نیاز است استفاده از عدسی های خاص پرتره می باشد که ویژگی نرم کردن تصویر را دارا می باشند. این ویژگی را نباید با واضح نبودن عکس به دلیل نامیزان بودن عدسی اشتباه گرفت. این عدسی ها خطوط چهره مثل چین و چروک را محو می کنند. البته لازم به توضیح است که گاهی اوقات عکاس پرتره ممکن است بخواهد به عمد، چین و چروک پوست را بیشتر هم نشان بدهد.
▪ تاثیر فیلتر نرم کننده یا (Soft Focus)
عدسی های نرم کننده قابل کنترل بوده و می توان شدت نرمش را کنترل کرد. این عدسی ها بیشتر در دوربین های قطع بزرگ قابل استفاده می باشند. اگر از دوربین های قطع کوچک استفاده می کنید برای اعمال این ویژگی از شیشه های مخصوصی استفاده کنید که مانند فیلتر بر روی عدسی بسته می شوند و با شکست نور نرمی را ایجاد می کنند. به این شیشه ها ((فیلتر نرم کننده)) یا پخش کننده می گویند.
۳) گرفتن پرتره در فاصله نزدیک باعث اعوجاج و کج شکلی می شود. لذا نباید بیشتر از ۵/۱ متر به مدل نزدیک شد.
بنابراین باید از عدسی هایی استفاده کنید که فاصلهٔ کانونی بلندتری دارند تا بدون نزدیک شدن به مدل، نمای درشتی از چهره اش بردارید. بهترین لنز برای عکاسی پرتره، لنزی است که فاصله کانونی آن دو برابر فاصله کانونی لنز نرمال باشد. به عنوان مثال در یک دوربین ۳۵ میلیمتری، یک عدسی با فاصلهٔ کانونی ۸۵ تا ۱۳۵ میلی متر برای پرتره مناسب است.
▪ تاثیر لنز واید در عکسبرداری پرتره
۴) نوع و اندازه دوربین برای عکاسان حرفه ای که عکس را روتوش می کنند بسیار مهم است. در کادرهای کوچک مانند دوربینهای ۱۳۵ امکان روتوش نگاتیو براحتی وجود ندارد. همچنین هنگام استفاده از دوربینهای دیجیتال، هرچه رزولوشن سنسور بیشتر باشد، برای عکاسی پرتره مناسبتر است.
۵) زمینه باید متناسب با موضوع باشد.
۶) دوربین باید در جایی تعبیه شود که بتواند مناسب ترین زاویه ها را دارا باشد.
۷) فاصله طوری تنظیم شود و دیافراگم تا جایی بسته شود که نقاط اصلی موضوع که مد نظر عکاس است، در داخل میدان وضوح واقع شود
▪ تاثیر تغییر عمق میدان وضوح
۸) سوژه نباید تا آماده شدن عکاس تکان بخورد. در زمان های قدیم که حساسیت شیشه های عکاسی کم بود از آلاتی برای نگهداری و ثابت نگه داشتن موضوع استفاده می کردند. باید دقت کرد که سوژه با تکان خورد از میدان وضوح خارج نشود. در صورت استفاده از دوربین های انعکاسی سوژه دائماً در منظره یاب دیده می شود و تغییر وضوح آن مشخص است.
۹) نورسنجی از مواردی است که دقت بسیار زیادی را می خواهد. نور باید به قدر کافی به فیلم بتابد. اگر موضوع نمی تواند بی حرکت باشد بهتر است با دیافراگم بازتری عکس گرفت تا با سرعت عکسبرداری بالا از تکان خوردگی موضوع جلوگیری شود؛ مانند پرترهٔ کودکان.
۱۰) نور بی شک از مهمترین مسئله ای است که عکاس با آن روبروست.
به طور کلی دو نوع نور وجود دارد.
۱) نور عمومی که همه جای مدل را در روشنایی لطیف قرار می دهد.
۲) نور اختصاصی که فقط به نقاط لازم تابانده می شود.
نور عمومی به تنهایی موضوع را تخت و مسطح نشان می دهد. بهتر است نور اختصاصی برای القای عمق و بُعد استفاده شود. می توان به وسیلهٔ کاغذ یا پارچهٔ سفید سایه ها و انعکاس های دلخواه را به وجود آورد. قابل ذکر است که در عکاسی سیاه و سفید تلفیق دو نور مصنوعی و نور طبیعی مانعی ندارد. اما در عکاسی رنگی به علت تأثیرات آبی و زرد موجود در این نورها باید نورسنجی بسیار دقیقی انجام شود و از یک نوع نور (مصنوعی یا طبیعی با کلوین یکسان) استفاده شود.
۱) نور روبرو:
تصویری کاملاً مسطح و بی عمق ایجاد می کند.
۲) نور مایل:
برجستگی ها را بهتر نشان می دهد ولی قسمتی ازچهره در تاریکی است.
۳) نور مماس:
برای برخی از حالت های چهره در وضع نور مایل می توان چنان پیش رفت تا نیمی از صورت را روشن کند و با آن مماس شود.
۴) نور پایین:
از پایین به موضوع می تابد و حالت خاصی را به چهره می بخشد که بیشتر برای ایجاد جلوه های ویژه نوری کاربرد دارد. در این حالت سوژه کمی ترسناک بنظر می رسد..
▪ صورت گرد یا چاغ: سوژه را نسبت به دوربین در حالت سه چهارم رخ قرار دهید، از نورپردازی کوتاه استفاده نمایید، زاویه دوربین را کمی بالا ببرید.
▪ صورت لاغر: سوژه را تمام رخ قرار دهید.
▪ صورت پرچین: از نورپردازی مات و روبرو استفاده نمایید.
▪ صورت لک دار یا با اثر سوختگی: نواحی دارای مشکل را در سایه قرار دهید یا موقعیت سوژه را طوری قرار دهید که مشکل در عکس دیده نشود.
▪ بینی بزرگ: کمی چانه را بالا ببرید، لنز دوربین را در راستای بینی قرار دهید.
▪ بینی کوچک: لنز دوربین را نسبت به بینی با زاویه نگه دارید.
▪ فک مستطیلی: از حالت سه چهارم رخ استفاده کنید، زاویه دوربین را بالاتر ببرید.
▪ غبغب: گردن را بکشید، سر سوژه را به طرف دوربین کج کنید.
▪ چشم های غیر هم اندازه: چشم بزرگتر را نزدیک به دوربین و چشم دیگر را در سایه قرار دهید.
▪ چشم های گودافتاده: نور را روبروی چشم ها بتابانید.
▪ پلک زدن: عکس را بلافاصله بعد از یک پلک زدن بگیرید.
▪ گوش بزرگ: موقعیت سوژه سه چهارم رخ، فقط یک گوش را نشان دهید. گوش دیگر را در سایه قرار دهید، با عینکی با فریم خالی عکس بگیرید، عینک را در موقعیت دور از نورها قرار دهید، ارتفاع نور را زیاد کرده و یا از بازتاب سقف استفاده نمایید.
▪ موی تیره: بررسی کنید که پس زمینه در موها محو نمی شود، از نور جداگانه مخصوص موها استفاده کنید تا موها برق بزند.
▪ موقعیت مردان: بالای سر را به طرف شانه دورتر متمایل کنید.
▪ موقعیت زنان: بالای سر را به طرف شانه نزدیک تر متمایل نمایید.( البته برای زنان از هر دوی این موقعیت ها می توان استفاده نمود.)
▪ هیچگاه نواحی صاف دست را نشان ندهید، لبه های انگشتان را نشان دهید.
▪ انگشتان نباید در مقابل لنز قرار گیرند.
▪ انگشتان را در تمام مفاصل کمی خم کنید.
▪ دست مردان بهتر است بسته تر و دست زنان بازتر باشد.
▪ انگشتان را در هم نپیچید.
▪ سر را در حالت تکیه داده به مشت قرار ندهید.
ـ به عنوان یک قاعدهٔ کلی، در عکس باید طیف یکنواختی در گروه دیده شود، هم از لحاظ شرایط فیزیکی گروه و هم شرایط بصری.
ـ تمام افراد گروه بهتر است دارای طیف یکنواختی از رنگها باشند، طیف گرم یا سرد.
ـ افرادی که رنگهای روشن و درخشان پوشیده اند باید در میانه گروه قرار گیرند.
ـ مردان را کمی بلندتر از زنان قرار دهید.
ـ ارتفاع قدها را به صورت منظم و به ترتیب تنظیم کنید.
ـ یکبار افراد گروه را بر اساس ارتباطشان با یکدیگر قرار داده و بار دیگر مردان را در یک سمت و زنان را در سمت دیگر کادر قرار دهید.
استقرار باز به عکسی می گویند که بین افراد فاصلهٔ فیزیکی یا بصر باشد. استقرار بسته به عکسی گفته می شود که بعضی از قسمت افراد در عکس روی هم بیفتد و فاصلهٔ بصری بین آنها نباشد. با ترکیب استقرار باز و بسته در گروههای بزرگ می توان عکسهای جالبی گرفت.
▪ ژست روبه روی هم: افراد روبروی هم قرار می گیرند یا همدیگر را لمس می کنند.
▪ ژست رو به دوربین: در این حالت دو نفر به صورت پشت سر هم با زاویه ای رو به دوربین به صورتی که جلوی بدنشان دیده شود می ایستند و به روبرو نگاه می کنند.
برای ایجاد صمیمت فاصله بین سرها را کم کنید.
فضای اطراف زوجها را در کادر، زیاد بگیرید.
حالت تصویر را با نورپردازی هماهنگ نمائید.
▪ نورپردازی بالا (High key): القای شادی. در این حالت اکثر قسمتهای تصویر و سوژه روشن است.
▪ نورپردازی کم (Low key): القای غم و حالت درام. در این حالت کنتراست نورپردازی بالا می باشد.
مثالی برای نحوهٔ نورپردازی بالا :
▪ میزان نور اصلی و نورپرکننده را به هم نزدیک کنید (نسبت ۱:۱یا حداکثر ۱:۲
▪ لباس روشن، زمینهٔ روشن.
▪ بدون سایه.
▪ نور را بر اساس مرکز زمینه تنظیم کرده و نور زمینه را یک گام بالاتر از نور اصلی قرار دهید.
▪ سوژه باید در میانه راه بین زمینه تا دوربین قرار گیرد.
▪ نور اصلی باید از دو منبع چتری با قدرت مساوی و در حالت ترکیبی باشد.
با توجه به مطالب گفته شده:
الف) اگر از یک لامپ استفاده کنید جزییات چهره مشخص می باشد و با کمک صفحات منعکس کننده یا نور یک پنجره می توان سایه های شدید را ملایم کرد.
ب) در پرتره با دو لامپ در صورتی که از یک صفحه منعکس کننده استفاده کنید می توانید تصویری با عمق و برجستگی ایجاد کنید. مهم ایجاد تعادل بین این دو نور می باشد. نباید نورها با هم مساوی باشند بلکه یکی بر دیگری برتری داشته باشد.
ج) در پرتره با سه لامپ، یک نور را نور اصلی، یک نور را نور پر کننده و نور سوم را از بالا برای کتفها و مو قرار دهید.
فنون عکاسی برای ثبت حرکت در تصاویر
1- از سرعت شاتر پایین تر استفاده کنید
دلیل اصلی به تصویر کشیده شدن حرکت در عکس اینست که مدت زمانی که دریچه شاتر باز می ماند به مقداری است که سنسور دوربین فرصت کافی برای ثبت حرکت سوژه را دارد.
لذا مهمترین نکته برای ثبت حرکت در تصویر استفاده از سرعت شاتر کمتر است. وقتی شما از سرعت شاتر بالا استفاده می کنید ( مثلا 400/1 ) باز و بسته شدن شاتر چنان سریع اتفاق خواهد افتاد که فرصتی برای به تصویر کشیده شدن حرکت سوژه باقی نمی ماند. مگر اینکه سوژه شما سرعت خیلی بالایی داشته باشد. اما اگر از سرعت شاتر پایین تر( مثلا 1 ثانیه ) استفاده کنید سنسور دوربین تمام حرکاتی را که سوژه در طی مدت یک ثانیه انجام داده است ثبت خواهد کرد.
چگونه سرعت شاتر را انتخاب کنیم ؟
اینجاست که میزان سرعت حرکت سوژه شما مطرح می شود. عکاسی از یک حلزون در حال حرکت و یک اتومبیل در پیست مسابقه با سرعت شاتر یکسان می تواند نتایج کاملا متفاوتی را در پی داشته باشد.
فاکتور دیگری که در تعیین سرعت شاتر باید به آن توجه کرد میزان نور محیطی است که عکاسی در آنجا انجام می شود. استفاده از سرعت شاتر پایین به این معناست که شما اجازه می دهید نور بیشتری وارد دوربین شود و در نتیجه این خطر بوجود می آید که عکس شما دچار نوردهی بیش از حد (over expose ) شود. ما در ادامه مطلب روش هایی را برای کنترل نور ورودی به دوربین معرفی خواهیم کرد که شما با استفاده از آنها خواهید توانست با نگرانی کمتری نسبت به این موضوع، سرعت شاتر خود را کاهش دهید.
بنابر توضیحاتی که داده شد این سوال که برای ثبت یک حرکت چه سرعت شاتری مناسب است پاسخ قطعی ندارد و با توجه به پارامترهایی مانند سرعت حرکت سوژه ، نور محیط، میزان نورانی بودن خود سوژه و میزان حرکت و کیفیتی که عکاس برای به تصویر کشیدن حرکت مد نظر دارد پاسخ متفاوت خواهد بود. بهترین راه برای یافتن پاسخ این سوال تجربه کردن است که دوربین های دیجیتال برای اینکار ایده آل هستند زیرا شما می توانید بدون صرف هزینه خاصی هر تعداد عکس که مایل باشید با آنها بگیرید.
2- دوربین را کاملا ثابت نگه دارید
دو راه برای ثبت حس حرکت در عکس وجود دارد، یکی اینکه سوژه متحرک باشد و دیگری اینکه دوربین متحرک باشد (یا هر دو). در اکثر عکس های از این دست این سوژه است که حرکت می کند. در اینگونه موارد شما باید هر کاری که از دستتان بر می آید انجام بدهید تا دوربین در حین ثبت تصویر کاملا ثابت و بودن کوچکترین حرکتی باشد، در غیر این صورت به دلیل سرعت پایین شاتر علاوه بر حرکت سوژه حرکت دوربین نیز در تصویر ثبت شده و باعث افت کیفیت تصویر و از بین رفتن زیبایی عکس خواهد شد. حتی الامکان سعی کنید از سه پایه استفاده کرده یا اینکه دوربین را در جایی کاملا ثابت قرار دهید. حتی بهتر است بجای فشردن شاتر از ریموت کنترل استفاده کنید تا فشار انگشت شما بر روی دکمه شاتر باعث تکان خوردن دوربین نشود.
3- استفاده از حالت تقدم شاتر (Shutter Priority Mode)
همانطور که در بالا توضیح دادیم، مهمترین نکته برای ثبت حرکت در یک عکس، تنظیم سرعت شاتر است. حتی یک تغییر کوچک در سرعت شاتر می تواند تاثیر زیادی روی عکس شما داشته باشد. بنابراین شما باید هنگام تنظیم دوربین مدی را انتخاب کنید که بتوانید حداکثر کنترل را روی سرعت شاتر داشته باشید. پس باید مد دوربین خود را روی حالت تنظیم دستی و یا حالت تقدم شاتر (Shutter Priority Mode)قرار دهید. همانطور که در قبلا در اینجا توضیح دادیم این حالت، حالتی است که به شما اجازه می دهد سرعت شاتر را خودتان انتخاب کرده و دوربین خود، تنظیم سایر پارامترها مانند اندازه دریچه دیافراگم را بر عهده می گیرد و در نتیجه دیگر لازم نخواهد بود که شما نگران سایر تنظیمات باشید.
این حالت برای گرفتن عکس هایی که در این مقاله مد نظر ماست بسیار پرکاربرد و مفید است زیرا شما می توانید با استفاده از این حالت، سرعت شاتر دلخواهتان را انتخاب کنید و اطمینان داشته باشید که سایر تنظیمات را خود دوربین به درستی انجام خواهد داد و جای نگرانی برای خراب شدن عکس نیست.
راه دیگر انتخاب مد تنظیم دستی و تنظیم همه پارامترهای دوربین توسط خودتان است.
در نور شدید چگونه از سرعت شاتر پایین استفاده کنیم ؟
همانطور که قبلا گفتیم استفاده از سرعت شاتر پایین باعث راه یافتن نور بیشتری به داخل دوربین می شود و خطر خراب شدن عکس در اثر جذب بیش از حد نور توسط سنسور(over expose) را افزایش می دهد. بنابراین ما باید به دنبال راهی باشیم که بتوانیم این خطر را خنثی کنیم.
در زیر ما به سه راه اصلی برای کاهش دادن این خطر اشاره خواهیم کرد. و البته راه چهارمی هم هست و آن اینست که منتظر شویم تا هوا تاریکتر شود ! به همین علت است که اکثر عکسهای ازین دست، شب هنگام و یا در زمان طلوع یا غروب خورشید گرفته می شوند
مقدمه
ضرورت توجه به آفات تهدید کننده به منظور حفظ دستاوردها
پس از آنکه دستاوردهای فرهنگی هشت سال دفاع مقدس بررسی شد، باید به آفاتی که این دستاوردها را تهدید میکنند، توجه کرد تا بتوان با بینشی آگاهانه و هوشیارانه با این آفات برخورد کنیم و نگذاریم ثمرات جنگ از بین برود، طبیعی است که اگر با این آفات برخورد نکنیم و جلو رشد و پیشرفت آنها را نگیریم، این آفات به تدریج با ایجاد زمینههایی در جامعه و پیدایش انحرافاتی در گرایشات اجتماعی میتوانند دستاوردهای عظیمی که حاصل تلاش، فداکاری و جانبازی فرزندان اسلام و انقلاب است را از ما بگیرد. آفتهایی که میشود برای این جنگ و دفاع مقدس بیان کرد متعدد است. طبیعتاً شناخت آن ثمرات و پیامدهای ارزشمند و هستی بخش به ما کمک میکند تا بتوانیم اولاً آفتها را به سادگی بشناسیم و ثانیاً برای رفع آنها بکوشیم.
بررسی عوامل پیروزی جنگ
1. اعتقاد و ایمان به خدای متعال و درگیری با نظام کفر
در ابتدا باید عوامل پیروزی در جنگ را بررسی کنیم: اگر دقت کنیم، آنچه موجب ادارهی این جنگ به بهترین وجه شد و نه فقط به یک پیروزی ظاهری رسیدیم بلکه دستاوردهای عظیم را به دنبال آورد پیدایش یک اعتقاد و اخلاق جدید در طول مدت جنگ بود؛ اعتقاد و اخلاقی که پشتوانهی جنگ بود و توانست آن همه زیباییها را در مدت دفاع بیافریند، اعتقاد به ضرورت حکومت دینی و حقانیت ادیان الهی وضرورت حاکمیت ادیان بر سرنوشت بشر بود. باید به این نکتهی مهم توجه شود که در تاریخ همواره دو قطب قدرت ( یکی قطب حق و دیگری قطب باطل) حضور داشتهاند که همیشه با یکدیگر درگیر بودهاند و هر کدام به دنبال غلبه، نفی و محو کامل دیگری بوده است. بالاترین انگیزهی حاکمیت و غلبهی نیروهای فداکار ما بر دشمن اعتقاد و ایمان به خدای متعال بود که توانست برکات الهی بسیاری را بر جامعهی ما سرازیر کند. ایمان به خدای متعال به عنوان بالاترین انگیزه توانست جوانان جامعه ما را در جبهههای نبرد حق علیه باطل حاضر کند و فداکاری آنها را در راه اعتلای کلمهی توحید به حداکثر برساند و از جوانانی که در قبل از پیروزی انقلاب تحت تأثیر فرهنگ منحط شاهنشاهی بودند رزمندگانی بسازد که مناجات شبانگاه آنها زمزمه گوش ملائک بود و شمشیر روزانهشان حسرت هر فردی را برمیانگیخت.
ایمان به خدای متعال اولین و بلندترین گام در راه رسیدن به استقلال، آزادی و تکامل جامعه است. در سایهی این ایمان میتوان به سادگی از هر گونه تنوعات و لذت گراییها گذشت. محبت به خداوند متعال اساس پیدایش نفرت و غضب اجتماعی به کفار و تشکیل جبههی واحد اسلامی برای مقابله با نظام استکباری است. تا هنگامی که ایمان به خداوند متعال شکل نگیرد و محبت او بر محبت دنیا فائق نیاید، نمیتوان با دشمنان مقابله کرد. به قدری که عشق به او در درون انسان توسعه مییابد، جناح بندی و موضع گیری فرد یا جامعه بیشتر هویدا میشود. میل و عشق به خدای متعال، نه تنها میل به قرب اوست، بلکه میل به جاری شدن دستورات و احکام او را در بهنهی زمین است و این خصوصیات از یکدیگر تفکیک نمیشوند. در طول تاریخ هر انقلابی که براساس مذهب شکل گرفته است متکی بر ایمان به خدای متعال و اتکال به او بوده است؛ چنان که در صدر اسلام نیز شاهد این معنا هستیم. یکی از تأکیدات مهم امام راحل(رحمه الله) به مردم، توجه اساسی به همین نکته بود.
ایشان در این باره فرمودهاند:
ما به قدرت طبیعی براین مشاکل و براین مصبیتهایی که وارد شده است فائق نیامدهایم؛ برای اینکه قدرت ما به حسب طبیعت یک قدرت بسیار ناچیز بود در مقابل قدرتهای بسیار بزرگ، مثل قدرت آمریکا و قدرت شاه سابق، با آن ابزاری که اینها در دست داشتند. ما به اینها که غلبه کردیم، ملت ما که در این نهضت پیروز شد، این فقط برای اتکال به خدا بود. در ملت ما که در این نهضت پیروز شد، این فقط برای اتکال به خدا بود. در ملت ما یک تحولی حاصل شد که آن تحول سابقه نداشت؛ آن تحول این طور بود که شهادت را برای خودشان فوز عظیم میدانستند. جوانهای ما الان هم پیش من میآیند، بعضی از آنها و میگویند که شما دعا کنید که ما شهید بشویم! این رمز پیروزی بود که همان طوری که در صدر اسلام مسلمین با این رمز پیش بردند، ملت ما هم با این رمز پیش برد و با این رمز است که ملتها میتوانند پیش ببرند.[1]
رهبر معظم انقلاب نیز ضمن توجه دادن مردم به ایمام و معنویت، چنین میفرمایند: این سؤال مطرح است که این پیروزیهای بزرگ برای ما چگونه به دست آمد. پاسخ یک چیز است؛ در سایهی ایمان و معنویت؛ آن چیزی که شما آن را همواره مثل یک سرمایهی ارزشمندی در دست داشتید و به کمک آن کار کردید. ابزار جنگی در جنگ بلاشک یک عامل فوق العاده مهم است، اما عامل تعیین کننده نیست. زیرا ابزار را انسان به کار میبرد. تا انسان چه جور انسانی باشد. انسانی قوی، متکی به خود و نترس از مرگ یا انسان ضعیف که میخواهد خود را در سایهی ابزار پنهان کند. چه عاملی به انسانها آن قوت را میبخشد که ابزار در دست او به معنای واقعی کلمه ابزاری باشد برای کوبیدن دشمن، ایمان و اتکای به خدا و البته همراه با کاردانی. این را چه کسی داشت و از کدام دلها میجوشید؟ ای جوانان مؤمن و ای تربیت شدههای واقعی اسلام! نسل ما تربیت شدهی اسلام نبود، شما تربیت شدهی اسلامید. شما هستید آن نسلی که وقتی آن مرد الهی و معنوی که نظیر او را امت ما در تاریخ خود کم دیده است به شما نگاه میکرد دل او از امید موج میزد. نسل تربیت شدهی اسلام به برکت ایمان و توکل و اعتقاد به خدا، اعتقاد واقعی به ارزشهای الهی و اسلامی توانست یکی از بزرگترین کارهای دنیا را بکند. مگر شوخی است؟ شما کدام کشور را امروز در دنیا سراغ دارید، بروید سراغ قوی ترین کشورها که اگر همهی دنیا علیه او هم دست شوند بتواند سرپای خود بایستد و دچار تزلزل نشود. بروید در ذهن خودتان این کشورهای قوی دنیا را یکی پس از دیگری ببینید. آیا چنین ظرفیتی در این کشورها هست؟ چه کسی میتواند اینجور بایستد جز آن کسی که دل او، خدای بزرگ و وعدهی نصرت الهی به معنای حقیقی کلمه را باور داشته باشد؟ « ولینصرن الله من ینصره».[2]
اینکه دیگر قابل تردید نیست. واقعیت جامعهی ما و حوادث ما این را ثابت کرد و شما آن جوانان هستید. قدر خودتان را یعنی قدر آن گوهر گران قدری را که در وجود شماست بدانید. تمام مشکلات بزرگ دنیای اسلام میتواند با آن امانت الهی که در دلها و وجودتان است حل شود. اینکه میبینید دنیای اسلام بعد از45 سال ضربه خوردن، خسارت دیدن و قربانی دادن ناگهان به وسیلهی تعدادی عناصر ضعیف، حقیر نالایق و عناصری که ایمان خدا در قلب آنها نیست و روح اسلامی به کلی از آنها بیگانه است و با یک خیانت فضیح از بین میرود و دشمنان، توطئهی خودشان را نسبت به قصیهی فلسطین کامل میکنند، به خاطر این است که این گوهر گران بهایی که در اینجا به فضل الهی به وفور وجود دارد، متأسفانه در آنجاهایی که باید باشد کم است و در بعضی جاها هم اصلاً وجود ندارد.
امروز دنیای اسلام بیش از همه چیز به این احتیاج دارد که جوانا مسلمان و آحاد ملتهای مسلمان به وعدههای الهی اطمینان پیدا کنند و قرآن را باور میکنند. اینکه بگوییم ما ایمان داریم و مسلمان واقعی هستیم کافی نیست. اینکه بیایند جمهوری اسلامی را و امتحان دادهها را و ملتی را که ایمان خود را در عمل ثابت کرده است تخطئه کنند و بگویند آنچه شما میگویید ایمان و اسلام واقعی نیست، اسلام واقعی این است که ما میگوییم، با حرف که کاری درست نمیشود و مطلبی ثابت نمیشود. همه حرف میزنند! ملت ما که حرف میزند این حرف را در میدان عمل ثابت کرده است. ما در این پانزده سال اجازه ندادهایم قدرتهای استکباری در سرنوشت و مسائل ما اندک دخالتی بکنند. این ایمان ماست«ولمارء المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعندنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله»[3] مردم ما وقتی دیدند شرق و غرب همدست و متحد بر سرشان ریختند گفتند ما انتظار این را داشتیم، ایستاند و مقاومت کردند و آنها را از سر خودشان دفع کردند و آنها را ناکام کردند. این تجربهی میدان عمل است. آن که بگوید اسلام واقعی این است که ما میگوییم و بعد برود در عمل چیزی را که مخالف صریح و ضرورت اسلام است صحه بگذارد و یا در مقابل او سکوت و یا عمل کند این یک لقلقه لسان و یک حرف چرند و بی معناست.[4]
بنابراین ایمان الهی به عنوان منشأ اقتدار، امنیت اجتماعی و سرفرازی جامعهی اسلامی در مقابل نظامها و قدرتها شناخته و به عنوان اصلی فراگیر در پیروزی تمامی ملتها در مقابل دولتهای استکباری معرفی میشود.
همانطور که بیان شد، ایمان به خداوند عامل پیدایش نفرت و غضب اجتماعی در برابر کفر و صف آرایی در مقابل آنها است. در طول تاریخ اعتقاد به دو قطب درگیر و همچنین اعتقاد به اینکه این جنگ از مصادیق جنگ حق و باطل در دنیاست از لوازم ایمان به خدا است. یعنی در یک طرف دنیای استکبار و در طرف دیگر دولت و جامعهی اسلام صف آرایی کرده است و سربلندی هر کدام نابودی دیگری را رقم میزند. این اعتقاد جزو انگیزههای اساسی ادارهی جنگ و بالاترین پشتوانه برای هشت سال دفاع مقدس بوده است. به عبارت دیگر جامعهی اسلامی ما با اصل قراردادن یک اعتقاد والا و ارزشمند یعنی حاکمیت دین بر عرصهی زمین و اهتزاز پرچم لااله الاالله بر پهنهی خاک به تمامی قدرتهای شیطانی و استکباری پشت پا زده و برای پیروزی این دفاع مقدس سرمایه گذاری کرده است.
2. پیدایش اخلاق ایثار و از خود گذشتگی
ناگفته نماند که در سایهی اعتقاد به خدای متعال و حقانیت دین و رشد آن، یک اخلاق اجتماعی نیز در جامعه وجود دارد که آن اخلاق ایثار در راه خدای متعال است؛ گذشتن از دنیا( احراز از دنیا) و ایثارگری برای وصول به آرمانهای بلندی که در رأس آنها عزت اسلام است. تجلی این موضوع را در کلیهی وصیت نامههای بسیجیان و پیان روح بخش امام بسیجیان به وضوح میتوان دید.
همان طور که در سیرهی عملی مولای متقیان امیرمؤمنان حضرت علی(ع) این مطلب دیده میشود و از مناجات شبانهی آن حضرت مفهوم ایثار و از خودگذشتگی روشن و مبین است. به پیروی از آن امام مظلوم، رهبر بسیجیان چنین میفرماید:
امروز خمینی آغوش و سینهی خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت برابر همهی توپها و موشکهای دشمنان باز کرده است. همچون همهی عاشقان شهادت برای درک شهادت روزشماری میکند.
شهیدان ما نیز از این نعمت الهی بهره مند شدند و روح و جان خود را با پیامهای رهبرانشان آغشتند و به پیروی از آن بزرگواران به قله زهد و ایثار صعود کردند. در وصیت نامههای شهدا چنین آمده است:
تذکری که به شما دارم این است که زیاد مشغول دنیا نباشید و از غافلان روزگار نباشید، بلکه سعی و کوشش شما در شناخت خدا باشد... و الا هرچه باشد، چند لقمه نانی خواهد رسید و هیچ کس گرسنه نخواهد ماند. شهید همت آقائی
حسین جان! خودت شاهدی از این که احساس میکنم دارم از این دنیا میروم نگران نیستم و بسیار خوشحالم و دوست دارم پرواز کنم، گویا دنیا برایم تنگ است. از همه چیز بریدهام. دنیا برایم قفسی میماند که اندازهی بدنم نیست.
شهید نصرالله محسنی
با وجود این که میدانم این دنیا دوست داشتنی و زیبا است؛ این مطلب را تاکنون دریافتهام که زیبایی دنیا همچون حباب و سرابی است فریبنده. گرچه این دنیا زیباست، لیکن ماندنی نیست. آنچه میماند آخرت است و زندگانی در ان سراست.
شهید علی اصغر جمالی
اینجانب اگر چه وجودم برای اسلام عزیز جز ضرر و زیان چیز دیگری به دنبال نداشت، اما از خداوند تبارک و تعالی میخواهم این خون ناقابل مرا برای آبیاری درخت پر برکت اسلام بریزد تا بلکه خون، گناهانم را بریزد.[5]
شهید مصطفی رهنما
حالا اگر قرار باشد به این عقیده و اخلاق اجتماعی خللی وارد شود، طبیعی است که این اصلی ترین آفتی است که ثمرات الهی دفاع هشت سالهی ما را تهدید و زمینهی چنین دفاعی را از جامعه سلب میکند.
در بخش دستاوردهای انقلاب اشاره شد که در طول هشت سال دفاع مقدس، یک هویت اجتماعی جدید در جامعه ظهور کرد که در سایهی آن هویت، عواطف جامعه رنگ و شکل جدیدی به خود گرفت. از یک سو همکاری، تعاون و هم گرائی که عامل پیدایش وحدت اجتماعی بود و از سوی دیگر نبرد با نظام کفر به صورت جدید و توسعه یافتهای به وجود آمد. گرایشات توسعه یافته به معنای پیدایش اخلاق اجتماعی جدیدی است که در آن حب و بغض بر مدار جدیدی شکل میگیرد و سلم و حرب را حول این مدار جدید آرایش میدهد.
الف) در نسبت با توسعه
1. دنیا گرایی( تغییر صفت ایثار به صفت حرص)
یکی از صفتهایی که برای ادارهی جنگ مهم است، پیدایش عواطف اجتماعی جدید یا به عبارت دیگر، به وجود آمدن شکل جدیدی از عاطفهی اجتماعی است که اگر این عاطفه کم شود یا از بین برود، جامعه مشخص است که دفاع از ارزشها و آرمانهای اسلام امکان پذیر نخواهد بود. بنابراین یکی از آفاتی که پیش روی ما است و ممکن است بر اثر سهل انگاری یا تسامح و تغافل ثمرات هشت سال دفاع مقدس را از بین ببرد، کم رنگ شدن اعتقادات الهی ماست؛ آن اعتقادی که ما را با اشتیاق در برابر جبههی کفر قرار میدهد و در طول تاریخ نیز زمینه ساز نبرد جبههی حق علیه باطل بوده است. اگر به چنین اعتقادی( با آن توان مندی والا) لطمهای وارد شود، به طور حتم زمینهی افول تمام درخشندگیها و آرمانهای جامعه را فراهم خواهد کرد.
امام راحل به عنوان الگویی برجسته در ساده زیستی، مقابلهی بی خوف و هراس با باطل، مدافع بی چون و چرا از حق، بی علاقه به ظواهر دنیا، آزاد از هواهای پست نفسانی، آگاه به زنجیرهای استعمار و پشتوانهی بسیجیان جان برکف، در جملات زیبایی خود دربارهی صفت دنیا گرایی این چنین میسراید:
اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئههای آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمتهای بزرگ برای ملتهای خود کردهاند اکثر ساده زیست و بی علاقه به زخارف دنیا بودهاند. آنها که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده و هستند؛ برای حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خواری میدهند و در مقابل زور و قدرتهای شیطانی خاضع و نسبت به تودههای ضعیف، ستمکار و زورگو هستند، ولی وارستگان به خلاف آناناند، چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمیتوان ارزشهای انسانی اسلامی را حفظ کرد. جوانان ایران و زنان و مردان که در زمان ظاغوت با تربیت طاغوتی بارآمده بودند هرگز نتوانستند با قدرت طاغوتی مقابله کنند ولی آنگاه که به دست توانای- جل وعلا- به انسان انقلابی دور از علایق شیطانی متحول شدند آن قدرت عظیم را سرکوب کردند. دستهای جنایتکاری که جوانان عزیز را در رژیم سابق به مراکز فساد کشاند و از انسانهای آزاد، عروسکهای مصرفی تراشید، انگیزه و نقشهشان این بود که هر خیانتی که در آن کشور واقع میشود و هرچه به سر ملت و ذخایر ارزندهی آن میآید و هرچه زنجیرهای استعمار به دست و پای مردم محکم تر میشود، در مقابل بی تفاوت باشند یا به حمایت خمان رویه برخیزند. امروز هم قشر فعال در جبههها و پشت جبههها همان طبقات محروم ساده زیست هستند و در بین آنان از آن وابستگان و دل بستگان به علایق دنیا اثری نمیبینید. خداوند همهی ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی را به سر منزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت، حضرت مهدی موعود ارواحنا لمقدمه الفدا رد کنیم.[6]
2. انحراف در اندیشه ( جدایی دین از نظامات اجتماعی)
یکی دیگر از آفتهای مهم تهدید کننده و توطئهی بیگانگان، مأیوس کردن ملتها از اسلام و توانایی احکام اسلام در سرپرستی و مدیریت جوامع و ملل اسلامی است. دشمنان ما همواره به دنبال این هستند که دین را ارتجاعی معرفی کنند. آنها با حیله و افکار باطل خود مترصدند که اسلام ناب را در انزوای اجتماعی قرار دهند و قوانین و مقررات بین الملل را بر آن حاکم کنند و در نهایت آن را از صحنهی تمدن جهانی محو کنند. امام راحلمان نیز این توطئهها را مدنظر داشتند و همواره جوامع را از آن آگاه میکردند. آن گونه که در وصیت نامهی سیاسی الهی خود چنین فرمودهاند:
از توطئههای مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهههای معاصر و به ویژه پس از پیروزی اتقلاب آشکارا به چشم میخورد، تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است. گاهی ناشیانه و یا صراحت به اینکه احکام اسلام که0041 سال قبل وضع شده است نمیتواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند، یا آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است و در عصر حاضر نمیشود کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهی موذیانه و شیطنت آمیز به گونهی طرف داری از قداست اسلام که اسلام و دیگر ادیان الهی سروکار دارند با معنویات و تهذیب نفس و تحذیر از مقامات دنیایی و دعوت به ترک دنیا و اشتغال به عبادان و اذکار و ادعیه که انسان را به خدای تعالی نزدیک و از دنیا دور میکند و حکومت و سیاست و سر رشتهداری بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است. چه اینها تمام برای تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلک انبیای عظام است و مع الأسف تبلیغ به وجه دوم در بعض از روحانیان و متدینان بی خبر از اسلام تأثیر گذاشته که حتی دخالت در حکومت و سیاست را به مثابه یک گناه و فسق میدانستند و شاید بعضی بدانند! و این فاجعهی بزرگی است که اسلام مبتلای به آن بود. گروه اول که باید گفت از حکومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرض مندانه خود را به بی اطلاعی میزنند. زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع کج رویها و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد و حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود.[7]
این بزرگ مرد تاریخ در جای دیگر با کلام شیوا، شیرین و الهی خود در اثبات حاکمیت دین در جمیع شئونات اجتماعی، نفی انفصال موضوعات و مسائل حکومتی از دین، گریز از معنا کردن دین در محدودهی وظایف فردی و اخلاق و اعتقادات و خزیدن در گوشه مساجد و نپرداختن به حل معضلات اجتماعی به وسیلهی دین فرموده است:
اسلام دین سیاست است؛ دینی است که در احکام آن، در مواقف آن سیاست به وضوح دیده میشود. در هر روز، اجتماعات در تمام مساجد کشورهای اسلامی از شهرستانها گرفته تا دهات و قرا و قصبات، روزی چند مرتبه اجتماع برای جماعت و برای اینکه مسلمین در هر بلدی، در هر قصبهای از احوال خودشان مطلع بشوند، از حال مستضعفین اطلاع پیدا کنند و در هر هفته یک اجتماع بزرگ از همه در یک محل و نماز جمعه که مشتمل دو خطبه است که در آن خطبتین باید مسائل روز، احتیاجات کشور، احتیاجات منطقه و جهات سیاسی، جهات اجتماعی، جهت اقتصادی طرح بشود و مردم مطلع بشوند بر این مسائل، در هر سال دو عید که در آن دو عید مجتمع بشوند... در نماز عید دو خطبه هست که آن دو خطبه هم باید بعد از حمد و بعد از صلوات بر پیغمبر اکرم و ائمه(ع) جهات سیاسی، جهات اجتماعی، جهات اقتصادی، احتیاجاتی که کشور دارد، احتیاجاتی که منطقه دارد در آنها طرح بشود و خطبا مردم را آگاه کنند از مسائل. و از همه بالاتر در هر سال یک مرتبه اجتماع در حج که از همه بلاد اسلامی اشخاصی که مستطیع هستند واجب شده است بر آنها که مجتمع بشوند و باید در آنجا مسائل اسلام در آن مواقفی که در حج هست، در عرفات، بخصوص در منا و بعد در خود مکهی مکرمه و بعد در حرم رسول اکرم این مواقفی که در آنجا هست، در آنجا مردم مطلع بشوند از اوضاع مملکت و از اوضاع تمام کشورهای اسلامی و در آنجا بالحقیقه یک مجلس عالی است و یک اجتماع عالی برای بررسی اوضاع تمام کشورهای اسلامی.
پس مطلب این است، هر روز در محلهها اجتماع و رسیدگی به اوضاع شهر و محله، در هر هفته اجتماع بزرگ در شهرها و در جاهایی که شرایط نماز محقق است، برای بررسی اوضاع شهرستان و بالاتر اوضاع تمام کشور. و در هر سال دو اجتماع بزرگ برای بررسی اوضاع کشورها و در هر سال یک اجتماع بسیار بزرگ از تمام ممالک اسلامی برای حج و آن مواقفی که در حج هست، اجتماعات در آنجا برای رسیدگی به اوضاع تمام کشورهای اسلامی، تمام اینها مسائل سیاسی هست و مسائلی است که باید مسلمین به آن توجه داشته باشند و مع الأسف غفلت از این مسائل شده است. اجتماعات میشود و از اجتماعات نتیجه گرفته نمیشود. مجتمع میشوند مسلمین در مکهی مکرمه و در مواقف، لکن مثل اینکه از هم جدا هستند و غریبه هستند! اجتماعات میشود در بلاد، نمازهای جمعه، نماز عید، لکن افراد مثل اینکه با هم وحدت کلمه ندارند. اسلام دعوت کرده است مردم را به این اجتماعات برای مقصدهای بزرگ.[8]
با توجه به ارشادات و رهنمودهای آن بزرگوار و معمار انقلاب اسلامی اخیراً زمزمههای شومی از برخی محافل فرهنگی، سیاسی و علمی به گوش میرسد که فرهیختگان جامعه را دچار تشویش خاطر کرده و سبب پیدایش انحرافاتی در فهم از دین شده است. آن چنان که بعضی متأسفانه آوای شیطنتهای کفار را سر میدهند و میخواهند دین را از موضوعات اجتماعی جدا کنند. اگر جامعه به این نتیجه برسد که دین را از نظام اجتماعی جدا کند و این احساس باعث به وجود آمدن اندیشهی انحرافی جدایی دین از امور اجتماعی شود، ضرورت مقابله با نفوذ دولت کفر و تمدن لائیک غرب و همچنین ضرورت حاکمیت دین بر شئون اجتماعی تضعیف میشود. این تفکر مسموم در جامعه نهادینه یا به تعبیر دیگر انحرافی در فهم دین پیدا شود و سبکهای باطل جای روشهای صحیح فهم از دین را بگیرند و دین با معیارهای حداقلی تفسیر شود که نسبت به نظامات اجتماعی، هیچ اقتضایی ندارد! ( این حداقل هم یک حداقل فراگیری است که در همهی دنیا به طور نسبی وجود دارد) یعنی با نسبی گرایی در تفکر و فهم دینی میتوان به این اعتقاد رسید که هیچ نظام حق و هیچ نظام باطلی وجود ندارد و همهی نظامها به طور نسبی حق هستند، اگر این انحراف عقیدتی در جامعه به وجود آید که تمدن غرب حق است و اسلام حق حاکمیت ندارد و آن را ( اسلام) به یک حداقل تعریف کرد، طبیعی است به دنبال شکل گیری این اعتقاد باطل، هیچ نیرو و پتانسیلی برای ایجاد حکومت دینی در جامعه و برای دفاع از اسلام و دفاع از کیان حاکمیت اسلام اقدام نخواهد کرد. ممکن است جنگی هم پیش بیاید و احیاناً بتوان انگیزهها را برای دفاع تحریک کرد، اما آن دفاع، دفاع از اسلام نیست؛ بلکه دفاع از خاک و مرز جغرافیایی یا دفاع از یک نژاد است.
اعتقاد به حقانیت اسلام و حقانیت دولت حق وضرورت نبرد با دولت باطل برمدار اسلام، از انگیزههای اساسیای بود که در جامعهی ما یک حرکت عظیم اجتماعی به وجود آورد. دشمنان ما برای از بین بردن اعتقادات اسلامی سرمایه گذاریهای فراوانی میکنند و به دنبال این هستند که اثبات کنند درگیری دو تمدن اسلام و غرب نه تنها ضرورت ندارد، بلکه تعامل مکاتب باعث به وجود آمدن توسعهی اجتماعی و رسیدن به جامعهی فراصنعتی است. تمدنها باید با یکدیگر سازش کنند تا تفاهم جهانی حاصل شود، اگر چنین تفاهمی به وجود آمد تمدن دینی و غیر دینی به شکل مسالمت آمیزی در کنار همدیگر زندگی میکنند. این تفکر که محصول برداشت منفی از دین و اعتقاد به حق حاکمیت کفار هر چند در محدودهی جغرافیایی خودش است، در واقع عامل از بین رفتن روحیه و فرهنگ انقلابی جامعه است؛ در حالی که فرهنگی که در مقابل اسلام قد علم کرده در واقع یک دولت باطلی است که آن دولت با اسلام درگیر است و هیچ گاه سر سازش ندارد و همواره به دنبال هدم و نابودی اسلام و مسلمین خواهد بود. حال اگر در جامعه تفکر باطل تعامل مکاتب تبدیل به یک فرهنگ و از طرف عموم نیز پذیرفته شود، به بتدریج جامعه به سازش و همکاری با دولت کفر رو میآورد.
1. بررسی آثار تغییر در اعتقادات و اخلاقیات جامعه
اگر این اخلاق اجتماعی به وجود آمد. در جامعه که حاصل اعتقاد به درگیری با کفر بود و بر اساس این اعتقاد نیز سلم و حرب اجتماعی شکل گرفته و سازمان یافته بود، احساس بغض و نفرت اجتماعی از نظام کفر و سردمداران سلطه طلب آن نیز به تدریج جای خود را به اخلاقی مسالمت آمیز و یا لااقل انزواگرای از مسائل اجتماعی میداد. یعنی از یک طرف روحیهی مقابله و ستیز اجتماعی در برابر کفار تحلیل میرود و از طرف دیگر روحیهی مقابله در بین خواص و افراد دل سوز جامعه یعنی آنهایی که تمامی هستی و هویت خود را مرهون اسلام میدانند و در پی حاکمیت آن از هیچ کوششی فروگذار نکردند از بین میرود و آنها سر در لاک خود فرود برده و دم فرم میبندند و انزوا و درون گرائی را بر حضور اجتماعی خود ترجیح میدهند.
آثار پیدایش این روحیات در جامعه اولاً تغییر اساسی در حب و بغض اجتماعی است؛ یعنی حب و بغضها و میل و نفرتها بر مبنای چیزی غیر از اسلام شکل میگیرد و حب دنیا و رفاه طلبی جایگزین آن روحیه خواهد شد. به عبارت دیگر هویت اجتماعی جامعه که محوریت آن بر مدار تنظیم حب و بغض است رنگ و بوی مادی خواهد گرفت. ثانیاً علاوه بر تغییر هویت اجتماعی، تغییر مدار حب و بغضها در جامعه عامل اصلی اضمحلال اخلاق ایثار در جامعه و جایگزین شدن اخلاق حرص به جای آن است. یعنی آن روحیهی دیگر گرایی که زاییده روحیهی خدا گرایی در جامعه بود، جای خود را به افزون طلبی و تکاثر به زخارف و تلونات دنیا میدهد و درون گرایی و حفظ منافع خود را سر لوحهی خصوصیات اخلاقی میکند.
در چنین جامعهای همه به دنبال منافع دنیایی خویش و به حداکثر رساندن سهم خود هستند. طبیعی است این اخلاقی هم که جایگزین اخلاق ایثار است، میتواند آفت بزرگی باشد و آثار و ثمرات هشت سال دفاع مقدس را تهدید کند. اگر افراد جامعه به دنبال منافع شخصی خود باشند و بر سر دنیا تفاهم کنند، دیگر کسی در پی دفاع از اسلام، حاکمیت آن و ایثار جان و مال خود برای اعتلای کلمهی حق و عزت اسلام و حفظ آبرو و خون مسلمانان نخواهد بود. اگر در جامعه این دو آفت ( اعتقاد نداشتن به حاکمیت دین و روحیهی حرص گرایی) به وجود اید، روحیهی جنگ و کفر ستیزی از بین میرود. البته ممکن است جنگ و درگیریهایی هم پیش آید، قطعاً نبرد با کفر نیست. زیرا کفر ستیزی در جامعه افول میکند و اثری از آن باقی نمیماند. این احساس ستیز با کفر تابع همان عقیده و اخلاق است. اگر آن اعتقاد و آن اخلاق مخدوش شود، روحیهی درگیری با کفر و استکبار از بین میرود و جامعه دشمنی با کفر را کنار میگذارد و مسئولیتی برای تقابل با آنها احساس نمیکند. این جامعه همواره به دنبال متاع دنیا است و از هر راهی برای رسیدن به اهداف مادی خود استفاده میکند.
در نهایت کار به جایی میرسد که فکر میکند توطئهی علیه اسلام و مسلمین از جانب کفار توهمی بیش نیست و اساساً توطئهای وجود ندارد، اگر هم این احساس کاملاً از بین نرود و جامعه نیرنگ کفار را توطئهای علیه اسلام و حاکمیت دین بداند، دیگر انگیزهای برای دفاع از اسلام وجود ندارد. یعنی زمانی که اخلاق اجتماعی تغییر و همه به دنبال منافع مادی خود بروند و معیار حب و بغض نیز تغییر کند، احساس میکنند خطری اسلام را تهدید میکند، اما انگیزهای برای دفاع از آن ندارند. پس آنچه را که باید به شدت از آن پاسداری و تا پای جان از او محافظت کرد، همان اعتقادات و اخلاقیات اجتماعی است که ثمرهی آن کفر ستیزی است. افول این احساسات در جامعه و حساسیت به کفر و دولت کفر، یکی از آفتهای دفاع مقدس است و مشخص است اگر چنانچه این روحیهی ستیز با کفر از بین برود، روحیهی سازش با دولت کفر به وجود میآید، البته سازش همیشه برای رسیدن به یک مقصد است، اما آن مقصد دیگر نمیتواند حتماً عزت اسلام باشد؛ زیرا فرض براین است که سازش با کفر را پذیرفته و کفر ستیزی را از دست داده است. بنابر این مقاومت اسلامی در جامعه از بین میرود.
این زندگی مسالمت آمیز که جامعه به آن رو میآورد و حاضر است بر سر آن با قدرتها و مستکبران سازش کند، سازش برای بهره مندی بیشتر از لذتهای مادی است که به دنبال آن خداپرستی نیز از بین میرود. انسان برای تأمین معاش خود یا برای تاأمین دنیای خود آن هم نه به شکلی که اسلام و خدای متعال فرموده است، بلکه در قالب هماهنگ با مدنیت مذهب ستیز غرب حاضر به مصالحه با این تمدن مذهب ستیز است و برای رسیدن به مادیات بیشتر هر نیرنگ و ننگی را بر خود میپذیرد و مشتری ذلت روز افزون آن میباشد.
3. فراموشی روحیهی جنگ طلبی و کفر ستیزی
از جمله آفات مهمی که میتواند دستاوردهای هشت سال دفاع مبارک و مقدس ما را از بین ببرد، توجه نکردن به روحیهی مقابلهی با کفر و پیدایش فرهنگ مقابله در طول دفاع هشت ساله است.
شکل گیری فرهنگ در جامعهی اسلامی، شکل گیری فرهنگ جنگ طلبی و سازش نداشتن با کفر است؛ البته به خاطر اسلام نه برای به دست آوردن منافع مادی. زیرا کفر همواره با اسلام مخالف است و هیچ گاه خواستار تعامل با آن نیست. این مطلب به عنوان یک فرهنگ اجتماعی در جامعهی ما پذیرفته شده بود. به عبارت دیگر جامعهی ما با تمامی وجود نبرد با نظام کفر را درک و احساس کرده بود. اگر توطئهای بتواند این روحیهی کفر ستیزی جامعه را از بین ببرد و یا حداقل تضعیف کند آن گونه که برای به دست آوردن منافع مادی خود تسلیم کفر شود و دنیا را محل آرزوها و آمال خود پندارد در این صورت گرفتار خبیث ترین و دردناک ترین آفت و ویروسی میشود که هر لحظه کیان اسلام را تهدید میکند. اگر فرهیختگان فرهنگی و دل سوزان نظام مقدس اسلامی به این موضوع مهم توجه و آن را آسیب شناسی نکنند، میبایست در انتظار یک تهاجم سهمگین فرهنگی باشند که منشأ اصلی آن نیز فعالیتهای سازمان یافتهی نظام کفر است؛ سیل بنیان کنی که به هیچ یک از افراد جامعهی ما رحمی نمیکند و هر آنچه که در راه بیابد میبلعد و از بین میبرد و آن کاری را میکند که در طول سالهای سیاه، رژیم طاغوت با این ملت میکرد و قطعاً نیز از ان شرایط شدیدتر و دردناک تر است. چرا که نظام کفر این بار با تجربههای جدید از شکستهای پیاپی قبل وارد مرحلهی مبارزه و درگیری میشود.
4. پیدایش روحیهی تسالم و تسامح حول محور دنیا
ما هنگامی میتوانیم جنگ و تهاجم دشمنان اسلام را تمام شده تلقی کنیم که معتقد به تسالم و سازش و مصالحهی اسلام و کفر باشیم. البته این تفکر هیچ گاه واقعیت خارجی نمییابد و همواره دشمنان سیلی خورده از اسلام مترصد فرصتی مناسب برای تهاجم مجدد و احیای تمامی قدرتهای از دست رفتهی خود هستند. بنابر این روحیهی کفر ستیزی به عنوان یک فرهنگ ناب اسلامی میبایست همواره در جامعه پا بر جا باشد و توسعه یابد تا بتواند در راه توسعه با ساختارها و سازمانهای جدید برای مقابلهی با استکبار ظهور یابد و اثر فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آنها بر ضد اسلام را خنثی کند. نابودی چنین عقیدهای در جامعه اسلامی با نابودی اسلام برابری میکند. این مطلب با دقت در کلمات نورانی و دلنشین امام خمینی(ره) به خوبی معنا میشود، آن گونه که در نشستهای متعدد و بیانهای گوناگون این مسئله را با مردم در میان میگذاشتند و مسئولان را به حفظ روحیهی مقابله با استکبار سفارش و خطرات غافل شدن از آن را گوشزد میکردند. ایشان در دیدار با سران دولت چنین فرمود:
ما امروز باید بغض مسائل را عرض کنیم؛ من جمله اینکه ما نباید حساب کنیم که جنگ تمام شده است، ما باید حساب کنیم که در حال جنگیم، برای اینکه دشمن ما چه دشمنهای بزرگ از قبیل آمریکا و شوروی و چه آنهایی که اذناب آنها هستند از قبیل صدام و امثال اینها – اینها چون با اسلام مخالف هستند و دیدند که اسلام امروز در دنیا یک قدرت بزرگی شده است در مقابل آنها، از این جهت آنها دائماً مشغول نقشه کشی هستند وما نباید از این مسئله غفلت کنیم. باید مردم مهیا باشند، قوای مسلحه مهیا باشند... الان ممکن است که در ایران منتشر کنند که خوب، دیگر مسئله تمام شد و چه شد و مردم را سست کنند و حال اینکه این مسئله تمام نشده است. اینها همیشه دنبال این هستند که کارهای خودشان را نجام بدهند ولو به دست ملتها یا دولتها. در ایران چون نمیتوانند این کار را بکنند، نه ملت با آنهاست نه دولت، از این جهت یک راههای دیگری که دارند دنبال میکنند، از این جهت ما باید بیدار باشیم، جبههها باید پر باشد، ما خودمان را در حال جنگ بدانیم. میبینید که به هیچ چیز از امور اعتنا ندارند، امروز میگویند جنگ، فردا همان جنگ را صلح میکنند؛ باز فردا جنگ شروع میکنند، از این جهت قوای مسلحه ما و ملت ما باید مهیا باشند برای این امر.[9]
حفظ روحیهی مقابله و دفاع به عنوان یک فرهنگ نه تنها در کشور اسلامی ما که از جهات مختلف مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته است، بلکه در بعضی کشورهای اروپایی نیز وجود دارد. کشوری مثل آلمان که به دلیل داشتن روحیهی ناسیونالیستی، ملی گرایی و اثبات برتری نژاد وارد در معرکههای نبرد شد. با نگاهی گذرا به موزههای جنگ کشور آلمان، مشخص میشود که چگونه آن دولت توانسته است با تنظیمات دقیق از تصاویر جنگ و تخصیص بودجههای هنگفت برای فیلم سازی و تصویب کلیهی فیلم نامههایی که منجر به پیروزی آلمان در نبرد با دولتهای متحد شده است و همین طور مظلوم جلوه دادن خود در تمامی صحنههای نبرد، فرهنگ دفاع و مقابله با بیگانگان در مقابل در جامعه خود تثبیت کند. نمایشگاههای جنگ در آنجا به گونهای طراحی شده است که بازدیدکنندگان هنگام خروج در ضمیر ناخودآگاه خویش حقانیت و غلبهی آلمان را میپذیرند. حال آنکه همگان میدانند دولت استکباری و نازیسم« هیتلر» بر اساس یک انگیزهی انحرافی و پوشالی برتری نژاد « ژرمن» شکل گرفت و هیچ حقانیتی را نداشت. در صورتی که دفاع از اسلام عزیز و مقابله با دشمنان آن، دفاع از حق و حقیقت است و هیچ حقی بالاتر و برتر از اسلام نیست.
در یک جامعهی جدید و با هویت جدید همواره ضرورت دو اصل تسالم و تساهل به چشم میخورد. مدار تسالم و تساهل، مدار جدیدی است. همهی جوامع محتاج به تسالم و تساهل هستند در غیر این صورت جامعهای درست نمیشود. تکثر اجتماعی جز در سایهی تعاون، تفاهم، هم دلی، همکاری، هم فکری و هم گرایی به وجود نمیآید. البته، جامعه نیازمند این موارد اما چیزی که مهم است این است که آیا این هم گرایی و وحدت اجتماعی یا به عبارت دیگر وحدت عاطفی، وحدت فکری و وحدت رویه و عمل آیا برای رسیدن به هدفی است یا هیچ هدفی را دنبال نمیکند؟ آیا میشود در جامعهای، انسانها بدون هدف با یکدیگر تفاهم و تسالم کنند یا حتماً باید هدفی وجود داشته باشد؟ طبیعی است آن موضوعی هدف است که شیوهی تفاهم و تسالم را مشخص میکند. چگونگی تفاهم و تسالم از هدف تفاهم و تسالم جدا نیست؛ به تعبیر دیگر ساختار تعاون اجتماعی و همدلی و هم فکری اجتماعی متناسب با اهداف اجتماعی و در حقیقت همان نظام ارزشی است که آن جامعه انتخاب کرده است. اگر هدف توسعهی دنیا ست، پس همدلی برای دنیا به وجود میآید. اگر انگیزهی اصلی جامعه نیل به لذت جویی بیشتر مادی است، تمامی همکاریهایش بر مدار توسعهی بهره وری از ماده شکل میگیرد. بنابراین تسالم به معنای تسالم متناسب با توسعهی مادی است. البته این تسالم هم مطلق نیست؛ یعنی آنجایی که توسعهی رفاه به مخاطره بیفتد، حتماً سازش و تسالک معنایی ندارد. آنهایی که مدعی صلح و سازش بین المللی هستند، آنجایی که احساس کنند تمدن مادی در خطر است، با هزاران توجیه جنگ به راه میاندازند و نسل کشی میکنند. هنگامی که انسان هدفی را انتخاب میکنند اگر احساس کند مسئلهای مانع وصول به آن هدف است، در نهایت برای رفع آن منابع درگیر میشود؛ ممکن است اگر راه دیگری غیر از درگیر موجود باشد از آن طریق عمل کنند اما در پایان اگر امری با جنگ و درگیری به دست آید، حتماً به آن متوسل میشوند. بنابراین اصل جنگ و ستیز یک ضرورت است.
مسئله این است که هدف چیست و نحوهی تسالم و تفاهم از یک طرف و نوع درگیری و ستیز از طرف دیگر چگونه است؟ اگر آرمان اصلی این جامعه عزت اسلام، توسعهی قدرت اسلام و توسعهی پرستش خدای متعال است، طبیعی است که معنای سلم و درگیری تغییر میکند. مدار سلم توسعهی اسلام است و هرکس که به گونهای به دنبال توسعهی اسلام است، جامعه با او سازش دارد و هر کس یا جامعهای که به دنبال توسعهی اسلام نیست، با او در ستیز است. بنابراین به طور خلاصه میتوان گفت اصل تسامح و تساهل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و همکاری یک ضرورت است و بدون آن جامعهای شکل نمیگیرد. در سوی دیگر آن نیز اصل درگیری و نبرد امری ضروری است. فقط شکل، قالب و قواعد سلم و حرب تابع اهدافی است که جامعهی الهی تعقیب میکند. یعنی اگر حرکت اصلی جامعهای، توسعهی اسلام باشد و عزت اسلام را بخواهد، آن جامعه به یک اعتقاد و اخلاق جدید دست یافته است. بنابراین با نظام کفر به مقابله میپردازد و دیگر زندگی مسالمت آمیزی با آنها ندارد؛ زندگی مسالمت آمیز او، زندگی مسالمت آمیز با اهل ایمان و اهل حق است.
حال اگر روحیهی کفر ستیزی جامعهای دگرگون شود و به جایی برسد که عزت اسلام برای آن اهمیت نداشته باشد، تفکر ستیز با کفر در این جامعه از بین میرود و روحیهی تسالم و تسامح به جای اینکه بر مدار اسلام باشد، بر مدار دنیا شکل میگیرد. براین اساس افراد مورد تسالم و تسامح او نیز دیگر مسلمانان و مؤمنان نیستند. اگر تسامح، تسالم و زندگی مسالمت آمیز برای استفادهی مادی و گسترش بهره وری از دنیا است، باید با کسانی تساهل و تسامح کرد که این بهره وری مادی به نتیجه برسد. پس آفت اجتماعی این است که روحیهی ستیز با کفر به روحیهی ستیز با کسانی تبدیل شود که مانع توسعهی لذت جویی مادی هستند؛ دقیقاً همان چیزی که در حال حاضر در دنیای استکبار وجو ددارد. در دنیای استکبار هم تسالم وجود دارد و هم ستیز، اما ستیز و تساهل و تسامح آنها با ما فرق میکند. جنگ آنان برای به غارت بردن منابع ممالک اسلامی و سازش آنها نیز با کسانی است که برای رسیدن به این مقصد با آنها هماهنگ هستند. آفت فرهنگی دفاع این است که معیارها و ملاکهای آن برای ستیز با سازش با کفر تغییر کند. یعنی به جای جنگیدن با کفار و استکبار با آنها بر سر مسائل و منافع دنیا سازش کنیم. که این نیز ثمرهی همان انحراف در عقیده و اخلاق اجتماعی است؛ یعنی از بین رفتن آن هویت اجتماعی که حاصل دفاع مقدس بود. بنابراین موضع گیری سیاسی و ارتباطات دیپلماسی ما با جوامع دیگر خصوصاً جامعهی غرب و حضور ما در صحنههای بین المللی میبایست به گونهای باشد که این اصول کاملاً رعایت شود. همواره باید کورهی مخالفت با تصمیمات ابر قدرتها داغ نگهداشته شود و برای آنها نباید دل سوزی کرد. ممکن است کسی بگوید در غرب اتفاقات خوبی میافتد و اخلاق در آنجا رعایت میشود و چه بسا آنها در رعایت شئون اخلاقی نیز از ما جلوتر باشند بنابراین دلیلی برای ستیز با آنها وجود ندارد. در صورتی که این روحیه به وجود آید آن جامعه از دفاع دست برمیدارد و دیگر نمیتواند از اسلام دفاع کند؛ چرا که دشمن که از دشمنی کردن دست برنمیدارد و با اسلام دشمنی میکند. اگرچه ممکن است با جامعهی ایرانی به خاطر رعایت برخی ملاحظات کنار بیاید ولی نمیتواند با اسلام تفاهم کند. اگر این احساس از بین ما و جامعهی ما برود، نتیجهی آن تسالم با کفر خواهد بود.
5. پیدایش اختلاف و از بین رفتن وحدت رویه در جامعه
یکی دیگر از آفات دستاوردهای دفاع مقدس این است که وحدت اجتماعیای که جنگ به وجود آورد، از بین برود. معمولاً رویهها و فعالیتهای اجتماعی بر اساس محوریتی خاص صورت میگیرد که اعتقاد به آن مدار و محوریت، در مرحلهی افکار و اندیشهها شکل میگیرد. البته در مرحلهی قبل از آن نیز تعلق و گرایش به آن به وجود میآید و حال انکه محور تصمیم گیریها در مرحلهی حالات و گرایشات اجتماعی توسعهی قدرت اسلام است. یعنی در همهی نهادها و در صحنههای اجتماعی و بین المللی عزت اسلام و عزت مسلمین مدنظر تصمیم سازان و تصمیم گیران اجتماعی و تنها عامل وحدت و هماهنگی رفتارها در جامعه است. اما اگر در جامعه محور بودن ارزشهای اسلامی در سطح تصمیم گیری و تصمیم سازی تغییر کند و عملاً توسعهی رفاه مادی اساس و بنیان شکل گیری گرایش و اندیشهها باشد، رویههای اجتماعی و رفتارها تغییر و ماهیت خود را براساس آن پایه ریزی میکند. در این صورت فرنگ جامعه تحت تأثیر یک فشار همه جانبه قرار میگیرد و از سه جهت خطر او را تهدید میکند:
1. متمایل شدن گرایشات و تعلقات اجتماعی به سمت رفاه و مصرف گرایی و کنارگذاشتن روحیهی ستیز و پیکار با ظلم؛
2. منحرف شدن اندیشه و افکار جامعه و به خصوص نسل جوان که حاملان اصلی فرهنگ اسلام هستند. این انحرافات ممکن است از طریق اعتقاد به تسالم و تساهل در برابر اندیشههای غرب، القا کردن تفکرات ناسیونالیستی و پرهیز از هر گونه محدودیت گرایی در عرصهی فرهنگ، ارائهی مباحث تحت عنوان آزادی، دموکراسی و... باشد؛
3. ایجاد رفتارهای انحرافی اعم از اعمال سلایق مختلف در نحوهی زندگیهای جمعی، خانوادگی، رفاقتی و... یا تقلید از رفتارهای اجتماعی غرب در نوع پوششها، کنشها و... تشویق به زندگی کردن به سبک جامعهی اروپایی و مصرف زدگی، پرداختن به اشتغالات متعدد و متکثر برای کسب درآمدهای مکفی( به دلیل بالا رفتن مخارج و هزینههای مصرفی) و در نهایت دوری از عبادت و بندگی خداوند متعال.
اگر جامعهی ما بر سر اعتقادات الهی خود محکم بایستد و دچار انحرافی نشود، اما در هنگام تهاجمات رفتاری دشمنان اسلام به آن اعتقادات ( به صرف اعتقاد بودن خود) کارآیی خود را از دست بدهند و تسلیم موضع گیریهای رفتاری دشمنان اسلام شوند، در این صورت یک تناقض اجتماعی که حاصل تعارض و تضاد دو فرهنگ است در فرد و یا جامعه ایجاد میشود که از یک سو حاکمیت دین در تمامی شئون اجتماعی را در سر میپروراند و از سوی دیگر تعارض رفتارها و روابط اجتماعی را با آن اهداف به طور عینی و ملموس احساس میکند. این تعارض باعث میشود از یک طرف عدهای به انزوای سیاسی – فرهنگی دچار شوند و از طرفی دیگر عدهای نیز عقاید خود را به نفع فرهنگ رفتاری وارداتی تغییر دهند و در عمل مشوق نظریات غربیان شوند. بعضی نیز پا را فراتر میگذارند و فهم و معرفت خود ر