مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی  

مرکز دانلود خلاصه کتاب و جزوات دانشگاهی

مرکز دانلود تحقیق رايگان دانش آموزان و فروش آنلاين انواع مقالات، پروژه های دانشجويی،جزوات دانشگاهی، خلاصه کتاب، كارورزی و کارآموزی، طرح لایه باز کارت ویزیت، تراکت مشاغل و...(توجه: اگر شما نویسنده یا پدیدآورنده اثر هستید در صورت عدم رضایت از نمایش اثر خود به منظور حذف اثر از سایت به پشتیبانی پیام دهید)

نمونه سوالات کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات کارشناسی دانشگاه پیام نور (سوالات تخصصی)

نمونه سوالات دانشگاه پيام نور (سوالات عمومی)

کارآموزی و کارورزی

مقالات رشته حسابداری و اقتصاد

مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

مقالات روانشناسی و علوم تربیتی

مقالات فقهی و حقوق

مقالات تاریخ- جغرافی

مقالات دینی و مذهبی

مقالات علوم سیاسی

مقالات مدیریت و سازمان

مقالات پزشکی - مامایی- میکروبیولوژی

مقالات صنعت- معماری- کشاورزی-برق

مقالات ریاضی- فیزیک- شیمی

مقالات کامپیوتر و شبکه

مقالات ادبیات- هنر - گرافیک

اقدام پژوهی و گزارش تخصصی معلمان

پاورپوئینت و بروشورر آماده

طرح توجیهی کارآفرینی

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 7413
  • بازدید دیروز : 2721
  • بازدید کل : 15222750

عدالت اجتماعی و شاخص‌ های توسعه در جامعه آرمانی اسلام


عدالت اجتماعی و شاخص‌های توسعه در جامعه آرمانی اسلام

 

واژگان کلیدی: توسعه انسان محور، عدالت اجتماعی، حیات طیبه

در مبانی عقیدتی اسلام، مفهوم‌ها و باورهایی هستند که مسلمانان را به توسعه اقتصادی عادلانه ترغیب کرده و از این راه، ‌در تنظیم رفتارهای درونی شده کارا و عادلانه، مؤثر واقع می‌شوند. اعتقاد به «مالکیت تام خداوند» (اصل توحید)، «تعادل هدایت شونده» (اصول نبوت و امامت) و «وجه اجتماعی عدالت خداوند» (اصل عدل)، انسان و جامعه مسئول در مقابل پروردگار جهان و متعهد به قیامت را پدید می‌آورد و عنصر اصلی توسعه اقتصادی اسلامی را تدارک می‌بیند.
شرط رسیدن به توسعه مطلوب از نظر اسلام، دستیابی بشر به حیات معقول یا حیات طیبه است، حیاتی که در آن نیازهای مادی انسان به‌گونه‌ای تأمین می‌شود که زمینه رشد و تعالی معنوی‌اش و رسیدن به مقام والایی که خداوند متعال بشر را برای آن آفریده، فراهم شود.
بنابراین از نظر اسلام،‌ انسان هدف و محور توسعه است. برای تبیین شاخص‌های توسعه اقتصادی انسان‌محور از نظر اسلام، ترسیم وضعیت اقتصادی مطلوب جامعه اسلامی در زمینه تولید، توزیع و مصرف لازم است. معیار کلی تصمیم‌گیری در زمینه تولید، رفع نیازهای حیاتی و اساسی جامعه است، زیرا تا نیازهای حیاتی و ضروری جامعه تأمین نشود صرف منابع در امور دیگر خلاف مصلحت عموم است. از نظر اسلام، رشد و توسعه پیش‌نیاز عدالت نیست، بلکه عدالت پیش‌نیاز رشد و توسعه است و حد مطلوب مصرف، آن است که افراد جامعه در زندگی شخصی و اجتماعی خود به حد کفاف برسند.
به نظر می‌رسد در رابطه اساسی میان توسعه و عدالت، بهترین و دقیق‌ترین دیدگاه، مبتنی بر روایت حضرت امیر(ع) یعنی «فان فی العدل سعه» است. برای فهم آن لازم است نخست به رابطه میان عدالت تکوینی (عدالت تنظیمی) و عدالت تشریعی (عدالت حقوقی) در ابعاد فردی ـ اجتماعی و حکومتی توجه شود. دوم، بر اساس قانون نسبیت تکاملی تنظیمات، پویای رفتار اجتماعی و اقتصادی در چهارچوب تعامل این دو نوع از عدالت بررسی شود و سوم، سطوح توسعه اقتصادی و اجتماعی با توجه به اصول و ویژگی‌های مدل توسعه و بر اساس سیاست تنظیم و توازن نسبی اقتصادی سامان یابد. در این صورت می‌توان ادعا کرد که بر اساس دیدگاه و تفکر اسلامی شیعی، به نسبت تحقق مراتب عدالت اقتصادی، ‌توسعه اقتصادی نیز حاصل شده است.
اقتصاددان معاصر، آمارتیا سن نیز توسعه را انسان محور دانسته و آن را چنین تعریف می‌کند: «توسعه فراگردی است که قابلیت‌ها و استحقاق‌های مردم را برای زندگی به روشی که ارزشمند است بسط می‌دهد و اقتصاددانان توسعه به جای تمرکز بر محصول ملی یا درآمد کل، باید بر استحقاق‌های مردم و قابلیت‌هایی که این استعدادها را پدید می‌آورد متمرکز شوند». در این تعریف بر استحقاق افراد و قابلیت توانایی‌هایی که این استحقاق را پدید آورده، تاکید شده است، اما روشن است که با فرض پدید آوردن فرصت‌های برابر برای شکوفایی همه استعدادها، توانایی‌های ناشی از درآمد یا مالکیت ثروت‌ها برای همه افراد به یک نسبت به دست نمی‌آید، زیرا استعدادها گوناگون است و دارایی افراد تا حد فراوانی به عامل‌های اجتماعی خارج از حیطه توانایی افراد بستگی دارد.
تمایز بین توسعه انسان‌محوری که آمارتیا سن مطرح ساخته با توسعه انسان‌محوری که با ملاحظه آموزه‌های اسلامی تعریف شد در این است که وی روی افزایش گستره انتخاب افراد تأکید کرده و آن را یکی از شاخص‌های مهم توسعه انسانی دانسته است، اما در تبیین آن به طور صرف بر شرایط بیرونی افراد یعنی آزادی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تاکید کرده است و به مسائل درونی انسان و گرایش‌ها و نیازهای آن و کیفیت پاسخگویی به آنها نپرداخته است، یعنی کاری به تحول درونی انسان و افزایش توان وی برای انتخاب بهتر و برتر میان گزینه‌های مطرح برای انسان ندارد، در حالی که اسلام، آزادی انسان از دورن برای پاسخگویی درست و معقول به گرایش‌های نفسانی و حاکم کردن عقل و تدبیر بر رفتارهای وی در سایه هدایت الهی را مهم‌ترین آزادی و عامل رسیدن به کرامت و منزلت انسانی می‌داند، تا جایی که پیروزی در این صحنه را جهاد اکبر نامیده است و این مهم فقط با الهام از وحی الهی و به‌کارگیری عقل و تدبیر انسانی برای پیمودن راه رشد و توسعه امکان پذیر می‌شود.
با عنایت به فرهنگ اسلامی و قرآنی و با تدبر در آیات الهی به روشنی می‌توان دریافت که عدالت در روابط اجتماعی ساختاری بوده و تمامی تلاش پیامبران، اولیا و بزرگان و متفکران تاریخ در مسیر تحقق مراتب عدالت صورت گرفته است. با توجه به آیات قرآن مجید، عدالت امری اقامه‌ای بوده و به خودی خود محقق نمی‌شود. بر اساس بیان حضرت امیر(ع): «عدالت امری بنیانی و ساختاری بوده و توسعه از ذات عدالت برمی‌آید و در صورت تحقق عدالت، توسعه تحصیل حاصل است؛ فان فی العدل سعه» بدیهی است برای تحقق بخشیدن چنین اندیشه‌ای راهی بس طولانی و دشوار در پیش است ولی از طی کردن آن نیز گریزی نیست و دستیابی به آرمان‌های والای انسانی در هر سطح و مقطع، شهد شیرین توسعه و تکامل بشر را به همراه خواهد آورد.

تعریف توسعه اقتصادی: مهم‌ترین منشأ فطری و درونی برای توسعه اقتصادی، دو نیاز اساسی انسان است که می‌توان آنها را به‌ عنوان اصول توسعه اقتصادی در نظر گرفت.

اصل تکافی معنوی: نیاز اساسی دیگر انسان به تکامل معنوی، آسایش روحی و توسعه شخصیت و ابعاد وجودی وی است تا از این طریق نسبت به بقای حیات سعادتمندانه خود امیدوار شود. آنچه مسلم است لازمه چنین امری ایجاد فضای مناسب بیرونی و درونی برای رشد و تعالی اخلاقی است.
مسئله مهم دیگری که توسعه اقتصادی به آن مربوط می‌شود تأمین عدالت اجتماعی و اقتصادی است. مسئله عدالت اجتماعی که پایه‌ای‌ترین موضوع نظام اقتصادی است، تأثیر خود را در تمامی بخش‌ها،‌ روابط و نیز تنظیمات اقتصادی نشان خواهد داد و از آنجا که توسعه اقتصادی در بستر اجتماع، تکوین واقعی و عینی می‌یابد، اهمیت پرداختن به عدالت اجتماعی در تدوین اصول، اهداف، راهبردها و روش‌های توسعه اقتصادی، ‌به خوبی مبرهن و واضح خواهد بود.
اصول دین و مذهب متکفل بیان عقلانیت بنیادی و باورهای اسلامی است. تبیین ارتباط این باورها با توسعه عادلانه به سه مفهوم «مالکیت تام خداوند»، «تعادل هدایت شونده»، و «وجه اجتماعی عدالت خداوند» امکان پذیر است. اولی به توحید، دومی به اصول نبوت و امامت، و سومی به عدل اشاره دارد. اما اعتقاد به معاد است که تمام این مفهوم‌ها را به منصه ظهور می‌رساند، زیرا این باور در انسان احساس مسئولیت درونی پدید می‌آورد و انسان خود را در محضر پروردگاری توانا، شنوا، بینا و حسابگر می‌بیند که به ستمگری‌هایش کیفر، و به نیکی‌ها و رفتار عادلانه‌اش پاداش می‌دهد.
از آنجا که شرط رسیدن به توسعه مطلوب از نظر اسلام رسیدن بشر به حیات معقول و به تعبیر قرآن کریم حیات طیبه است، شایسته‌ است تعریفی از آن ارائه شود: «حیات معقول انسان، وضعیتی است که در آن نیازهای مادی و جسمی‌‌اش در محدوده امکانات موجود بهترین و آسان‌ترین وجه تأمین شود، به گونه‌ای که زمینه رشد و تعالی معنوی وی و رسیدن به مقام والا و شایسته‌ای که خداوند متعال بشر را برای آن آفریده است فراهم باشد»، ‌در این صورت انسان به همان حیات طیبه‌ای که قرآن کریم مطرح کرده خواهد رسید. خداوند متعال در این باره می‌فرماید: «من عمل صالحا من ذکر او انثی وهو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه ولنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون؛ هرکس کار شایسته‌ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مومن است، وی را به حیاتی پاک زنده می‌داریم و پاداش آنها را بهترین اعمالی که انجام می‌دادند خواهیم داد». صاحب «تفسیر المیزان» حیات طیبه را حیاتی می‌داند که در آن انسان برای خود آنچنان ارزش کرامت، کمال و عزتی ببیند که در آن هیچ گونه زوال، رنج و کدورت نباشد و تمامی آن خیر و سعادت بوده و در یک جمله، حیاتی حقیقی که در آن انسان همه ماموری را که خداوند برایش تقدیر می‌فرماید حسن و جمیل ببیند و در راه تکامل خود هیچ چیز را جز نافرمانی خدا زشت و ناپسند نداند و چنین حالتی نتیجه ایمان و عمل صالح است که در آیه شریفه ذکر شده است.
۱- محور و موضوع ترسیم حیات معقول انسان و هدف آن تحقق خواسته‌ها و نیازهای اوست.
۲- انسان در انتخاب راه زندگی و رفتار خود موجودی صاحب اختیار است.
۳- افزون بر نیازهای مادی، انسان نیازهای روحی و تمایل‌های معنوی نیز دارد.
۴- یگانه راه یافتن جهت درست و معقول در زندگی آن است که انسان با استفاده از عقل و آگاهی، راه پیروی از وحی و دستورهای الهی را برگزیند و بداند که نیازمند وحی است و دانش وی به تنهایی برای یافتن راه حیات معقول کافی نیست.
۵- با دستیابی انسان به حیات معقول، افزون بر زندگی این جهانی وی، حیات بعد از مرگش نیز به بهترین وجه تأمین می‌شود.
بنابراین با توجه به تعریف توسعه انسان‌محور و حیات طیبه‌ای که قرآن کریم تبیین می‌نماید می‌توان رابطه میان توسعه اقتصادی، شکل‌گیری عدالت اجتماعی به کمک آموزه‌های وحیانی را ترسیم کرد که بر پایه پنج شاخص استوار است:
الف) میزان توسعه یافتگی نیروی انسانی
ب) میزان تناسب سطح مصرف و رفاه جامعه با معیشت عموم مردم.
ج) میزان پایبندی افراد جامعه درباره حفظ منافع ملی.
د) میزان تعهد، مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی افراد جامعه.
ه) میزان کامیابی در رفع فقر و تأمین رفاه نسبی.

مدل توسعه‌ای مبتنی بر عدالت اجتماعی
برای تبیین مدل توسعه‌ای شاخص‌ها و اصولی مطرح است که می‌تواند عدالت اجتماعی ا نیز محقق کند.
  • هدفمندی توسعه: منظور این است که چنین مدلی موضوعی جهت‌دار بوده، مبانی آن ارزشی است و نمی‌توان مستقل از هدف توسعه به تعیین چهارچوب ساختاری توسعه پرداخت و در چنین مدلی سازوکارها و سیاست‌گذاری‌ها، جنبه هدایتی و تربیتی نیز خواهد داشت.
  • محوریت انسان: در این مدل تنظیمات و ورابط بر اساس هویت‌های مختلف انسانی صورت خواهد پذیرفت.
  • جامع‌نگری مقوله توسعه: توسعه اقتصادی در چنین مدلی، در ارتباط با توسعه فرهنگی ـ سیاسی و اجتماعی خواهد بود.
  • موضع استقلال فکری: از مهم‌ترین مسائلی که در تعیین اهداف و اصول، مبانی و سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی چنین مدلی لازم است، حفظ موضع استقلال فکری نسبت به سایر دیدگاه‌ها است.
  • روابط مدل: این روابط در راستای تأمین عدالت اجتماعی تعیین می‌شود و در عین حال این روابط توسعه‌زا خواهد بود.
  • مثلث فرد، ‌جامعه و دولت: در تمامی راهبردهای توسعه، باید اهداف و برنامه‌ها را در نظر داشت و به بررسی متقابل آنها پرداخت.
  • فراملیتی: مدل توسعه باید به گونه‌ای باشد که منحصر به یک کشور نباشد و بتواند تمامی ویژگی‌ها، اهداف و اصول خود را در سطح بین‌المللی حفظ کند.
  • فنّاوری: فنّاوری که در این مدل مورد استفاده قرار می‌گیرد به دلیل تأثیرپذیری از نظام فکری و ارزشی حاکم بر جامعه اسلامی باید به نحوی هدایت شده و با توجه به ویژگی‌های خاص، در مسیر اهداف توسعه اقتصادی کنترل شود.
در نتیجه می‌توان گفت: توسعه اقتصادی مورد نظر اسلام، انسان محور است اما انسان‌محوری آن با انسان‌محوری توسعه غرب تفاوت دارد. در اسلام، انسان‌محوری در جهت خدامحوری است و هیچ تعارضی با آن ندارد، در حالی که در الگوی توسعه اقتصادی غرب، هدف از تولید، حداکثر کردن درآمد و سود و در زمینه مصرف، هدف نهایی رسیدن به مطلوبیت و لذت هرچه بیشتر است، در نتیجه شاخص‌های سنجش میزان توسعه‌یافتگی این جامعه‌ها به صورت بسیط و یک‌سونگر مطرح شده است، به این معنا که فقط پیشرفت انسان از جنبه مادی و تأمین نیازهای جسمانی مورد ملاحظه قرار می‌گیرد و کاری به جنبه روحی انسان و نیازهای معنوی و اخلاقی وی ندارد. اما در شاخص‌های توسعه انسان محور از دیدگاه اسلام، افزون بر سنجش ابعاد مادی رشد و پیشرفت جامعه، به جنبه‌هایی که مربوط به رشد و تکامل روح انسان و فضیلت‌های اخلاقی و تعهد و مسئولیت‌پذیری افراد جامعه در برابر خالق خود و انسان‌های دیگر است، توجه می‌شود.



منابع
۱. جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۷۲). ده مقاله پیرامون مبدأ و معاد . قم: انتشارات الزهرا علیها السلام.
۲. جهانیان، ناصر. (۱۳۸۲). اهداف توسعه با نگرش سیستمی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
۳. خلیلیان اشکذری، محمد جمال. (۱۳۸۴). شاخص‌های توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام. قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره.
۴. سن، آماریتا. (۱۳۸۱). توسعه به مثابه آزادی. ترجمه وحید محمودی. تهران: انتشارات دستان.
۵- سن، آمارتیا، کومار. (۱۳۸۳). توسعه یعنی چه. در کتاب پیشگامان اقتصاد توسعه. ترجمه غلامرضا آزاد (ارمکی). تهران: نشر نی، چاپ اول.
۶. صدر، سید محمد باقر. (۱۳۹۹ق). صوره عن اقتصاد المجتمع الاسلامی. قم: انتشارات خیام.
۷. طباطبایی،‌محمد حسین. (۱۹۷۳). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول.
۸. کیندل برگر، چارلز پ، (۱۳۵۱). توسعه اقتصادی. ترجمه رضا صدوقی. رشت: مدرسه عالی مدیریت گیلان.
۹. مجلسی، محمدباقر، (۱۳۶۲). بحارالانوار. تهران: دارالکتب الاسلامیه، جلد ۷۲ و ۱۰۳.
۱۰. مطهری، مرتضی. (۱۳۷۳). سیری در نهج‌البلاغه. تهران: انتشارات صدرا، چاپ دوم.

انتشار : ۵ دی ۱۳۹۵

مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چهار چوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت


 

مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چهار چوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

 چکیده

عدالت رعایت استحقاق، شایستگی، سهم و نصیب است. مصادیق عدالت بر اساس اقتضای آن متفاوت است. اقتضای عدالت به طور پیشینی، «برابری» و «مساوات» است، اما اگر حقوقی مشروع کسب شود، این حقوق به صاحبانش تعلق دارد و لذا در این موارد معیار عدالت، رعایت «استحقاق» و «شایستگی» و ایجاد امنیت برای «اکتساب» است. البته از آنجا که اصول و موازین عدالت اغلب به درستی اجرا نمی‌شود و عملاً شکاف طبقاتی و تبعیض اجتماعی در جامعه به وجود می‌آید،‌ در این موارد لازم است به نحو «پسینی» امکان جبران نابرابری‌های غیرموجه درآمدی از طریق سیاست‌های مالیاتی، ‌اعطای یارانه‌های هدفمند و سازوکارهای بیمه‌ای و پرداخت‌های انتقالی واجب و مستحب جبران و مخاصمات و ادعاها به نحو مقتضی حل و فصل شود. در این نوشتار به نحو اجمال اصول و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چهارچوب شریعت اسلام و در تطبیق با مبانی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت معرفی می‌شود و امکان شاخص‌سازی و ارزیابی این معیارها مورد بحث واقع می‌شود.

1- اندیشه عدالت، جوهره تفکر انقلابی اسلامی
سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بحث احیای تفکر اسلامی توسط متفکران بزرگ اسلامی مطرح شد و توانست خمیرمایه اصلی حرکت‌های انقلابی را در ایران و برخی کشورهای اسلامی ایجاد کند. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تثبیت بنیان نظام جمهوری اسلامی، در مقطع فعلی ضروری است ضمن بازخوانی اهداف و انگیزه‌های این جریان مقدس خمیرمایه و جوهره لازم برای دوران پیشرفت و تعالی این نظام را از طریق پی‌ریزی و تثبیت معیارهای عدالت و کارایی و تراضی در ارکان نظام فراهم سازیم. ساده‌اندیشی است که پدیده تحقق نظام جمهوری اسلامی در ایران را پدیده ایستایی تلقی کنیم و از ابعاد نظری و چندوجهی و ماهیت پویای این نوع نظام و ضرورت تأمین سوخت لازم برای دوره پروازی نظام غافل شویم. این مسئله زمانی اهمیت مضاعف می‌یابد که بخواهیم از اندیشه عدالت نیز سخن بگوییم. اندیشه عدالت اندیشه‌ای ایستا و تک متغیره نیست و دارای ابعاد چندوجهی و چندمتغیره است. اندیشه عدالت فرمولی بسیط و برای همیشه نیست. اندیشه عدالت بیشتر در حوزه نظام‌سازی مطرح است تا در حوزه مکتب؛ نظام جنبه عینی مکتب است و لذا همواره دارای ماهیت پویا و بسته به زمان و شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی است؛ به همین جهت است که فرمول عدالت نیز همه ابعاد پویای این تحول و پویایی در زمان و مکان و موضوع مورد بررسی را در بر بگیرد. به همین جهت است که گفته می‌شود اندیشه عدالت زیربنای نظام اخلاق اجتماعی را تشکیل می‌دهد1. ابتکار عمل مقام معظم رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران در برنامه‌ریزی مناسب برای تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به‌عنوان سند بالادستی و مبنای عمل برنامه‌های کلان سیستمی نظام جمهوری اسلامی، زمینه مساعدی را برای ارائه نظریه عدالت اجتماعی و اقتصادی در این چهارچوب فراهم می‌سازد.
براساس مطالعات و تحقیقات گسترده‌ای که این حقیر در مراحل حیات علمی خویش به عمل آورده است منتخبی از نتایج تحقیق را به طور اجمال و به شرح ذیل تقدیم می‌دارد.

2- عدالت اجتماعی
عدالت رعایت استحقاق، شایستگی، سهم و نصیب است. مصادیق عدالت بر اساس اقتضای آن متفاوت است آنگاه که سخن از جایگاه و نصیب هر فرد یا گروه در جامعه است،‌ عدالت به معنی حفظ حقوق، کرامت انسانی و حیثیت اجتماعی او در بهره‌برداری از کالاهای اولیه یا مشترک است و آنگاه که این افراد یا گروه‌ها در چهارچوب قواعد پذیرفته شده و بر اساس سعی و تلاش خود «حقوق مکتسبه» کسب می‌کنند، این حقوق به آنان تعلق می‌یابد و جامعه لازم است این حقوق را برای آنان به رسمیت بشناسد. لذا اقتضای عدالت به طور پیشینی،‌ «برابری» و «مساوات» است، اما اگر حقوقی مشروع کسب شود این حقوق به صاحبانش تعلق دارد و لذا در این موارد معیار عدالت،‌ رعایت «استحقاق» و «شایستگی» و ایجاد امنیت برای «اکتساب» است.
هرآنچه در طبیعت وجود دارد دارای جایگاهی تعریف شده در نظام تکوین است و عدالت، رعایت آن جایگاه‌ها است. حق تعالی به‌عنوان معمار و آفریدگار جهان و مافیها، برای هر یک از موجودات و اشیاء‌ در عالم جایگاه و منزلتی تعیین کرده و براساس آن، نظام أحسن آفرینش را به وجود آورده و بر اسا این جایگاه‌ها و منزلت‌ها، نظام عالم را سامان داده که هیچ اختلال و فطوری در آن راه ندارد (بالعدل قامت السموات و الأرض). این جایگاه‌ها (مواضع) و منزلت‌های حقیقی، مقدم بر قراردادها و اعتباریات است و علاوه بر این، قراردادها و اعتباریات انسان‌ها نیز نمی‌تواند ناقض امور تکوینی باشد. به عبارت دیگر، نظام تشریع بر اساس نظام تکوین تعیین می‌شود.
در حوزه معیشت و بهره‌مندی، تصرفات انسان‌ها بر محور «حق» تعیین می‌شود و بدون انتساب و ربط به حقوق پیشینی تکوینی و امر واقعی و حقیقی نمی‌توان «حق تصرف» تعیین کرد، لذا «أکل مال به باطل» حرام است زیرا باطل امری پوچ و بی‌اساس و بی‌وجهه است. با این مقدمه معنای دو جمله معروف و حکیمانه امام علی(ع) روشن می‌شود که در تعریف حق و در وصف آن فرمود: «إعطا کل ذی حق حقه» و «العدل یضع الأمور مواضعها».
اگر مفهوم پیش گفته از عدالت را در سطح «جامعه» تعریف کنیم به مفهوم عدالت اجتماعی دست می‌یابیم. عدالت در سطح جامعه به معنی دادن جایگاه شایسته به هرکس و دادن حق به افراد ذی حق است. به عبارت دیگر، باید با تمام کسانی که شایستگی یکسانی دارند، رفتار یکسان شود و هرکس در جلامعه بتواند پاداش متناسب با شایستگی خود را دریافت کند.
در حوزه معیشت و روابط اجتماعی و در چهارچوب حقوق تکوینی و وتشریعی اسلام، عدالت به معنی لرعایت موازین لازم الرعایه» است و امور اجتماعی بر مبنای توافق بر اصول و موازین قرارداد شده طراحی و تنظیم می‌شود. در این حوزه مهم‌ترین معیار عدالت اجتماعی، «حق برخورداری برابر» از کالاها و مواهب اولیه؛ یعنی حقوق، آزادی‌ها، فرصت‌ها،‌ کرامت نفس، منزلت اجتماعی و امنیت اجتماعی شناخته شده است. این حق به نحو «پیشینی» است، اما وقتی افراد جامعه از این فرصت‌ها در چهارچوب موازین لازم الرعایه و اصول و موازین توافق شده استفاده می‌کنند و ارزش افزوده‌ای ایجاد می‌کنند، حاصل تلاش و زحمت آنان به خودشان تعلق دارد (من له الغنم فعلیه الغرم).
وظیفه دولت اسلامی در این زمینه پاسداری و محافظت از اصول و موازین توافق شده اجتماعی و قراردادهای وضعی منعقد شده و تعریف حقوق مالکیت و اکتساب بر پایه آن است.

3- معیارهای عدالت اقتصادی
مسئله عدالت اقتصادی زمانی مطرح است که خواسته‌های متعارض وجود دارد و قاعده عدالت اقتصادی امکان سازگاری میان خواسته‌های متفاوت را فراهم می‌سازد. سازگاری میان خواسته‌های متعارض اقتصادی بر اساس توافق عمومی و قراردادهای اجتماعی در حوزه اقتصادی میسر است.
بر اساس نگرش اسلامی مسئله عدالت اقتصادی در چهارچوب حقوق بایسته مربوط به افراد و اموال مطرح می‌شود و تعیین حق مردم در اموال مشترک، اموال خصوصی و مبادلات و همچنین تعیین حق خود «مال» در چهارچوب موازین اسلامی، موضوع بحث «عدالت اقتصادی» در جامعه اسلامی است.
برای تبیین قواعد و معیارهای شریعت اسلام در زمینه عدالت اقتصادی، روش منتخب فهم گستره مفهومی عدالت با استفاده از نظرات نخبگان این حوزه بحث و مراجعه به آیات و روایات، رویه ائمه معصومین علیهم‌السلام و نظرات متفکران اسلامی است. بر این مبنا، معیارهای زیر به‌عنوان معیارهای عدالت اقتصادی قابل تطبیق با چهارچوب شریعت اسلام معرفی می‌شوند:

معیار اول ـ حق برخورداری برابر از منابع و ثروت‌های عمومی (مساوات)
اصل محوری در بهره‌برداری از ثروت‌های طبیعی آن است که «همه ثروت‌ها برای همه مردم است.» یکی از مسائل اساسی در این مورد تقسیم عادلانه امکانات و مواد اولیه طبیعی نسبت به افراد اجتماع است، زیرا در واقع اختلاف در تصاحب این سرمایه اولیه موجب اختلافات بعدی اجتماعی می‌شود و تبعیض در این مورد ریشه بسیاری از تبعیض‌ها خواهد بود. در این مورد عدالت یعنی اینکه همه مردم بهره و سهمی را که بالقوه در زمین یا اجتماع دارند به آنها برسد تا آن را به فعلیت برسانند.

معیار دوم ـ سهم‌بری بر اساس میزان مشارکت در تولید (عدل طبیعی)
در دیدگاه اسلامی «مسئولیت تلاش هرکس بایستی به خودش برگردد». به عبارت دیگر در اسلام هرکس کار نیکو انجام دهد پاداش او ضایع نمی‌شود (انا لا نضیع اجر من احسن عملاً (کهف 30)).
بر این مبنا و با استناد به آیه «ولا تبخسوا الناس اشیائهم ولا تعثوا فی الارض مفسدین»، کار و تلاش مفید و ارزش‌هایی که به وسیله یک فرد یا گروه به وجود آمده، فقط باید به حساب به وجود آورنده یا به وجودآورندگان آنها منظور شود و هرگز به حساب دیگران گذاشته نشود. به علاوه بر اساس شریعت اسلام، تفاوت استعدادها و ذوق و سلیقه بین مردم از نوامیس آفرینش است و موجب جریان بهتر فعالیت اقتصادی و معیشتی می‌شود.
بنابرآنچه گفته شد، ‌از دیدگاه اسلامی، در چهارچوب حقوق مالکیت مشروع، فعالیت اقتصادی آزاد است و محصول فعالیت هرکس به خود او باز می‌گردد. این امر از طریق سازوکار بازار اسلامی تحقق می‌یابد و حکومت اسلامی بنابر اصل اولیه، در قیمت‌گذاری دخالتی نداشسته و برنامه‌ای برای تعیین قیمت جهت کاهش اختلاف درآمد ندارد. برنامه اسلامی در این زمینه تقویت روحیه انصاف و اکتساب مبتنی بر حق در بازار اسلامی است.

معیار سوم ـ قرار گرفتن اموال در موضع قوام آن (کارایی)
معنای مطلق عدالت همچنان که اشاره شد، قرار گرفتن هرچیز در موضع بایسته و شایسته آن است. به همین جهت نظریه‌پردازان عدالت معمولاً در تعیین قواعد عدالت اجتماعی و اقتصادی وضع بایسته اجتماع و اقتصاد را معیار عدالت دانسته‌اند. وضع بایسته اقتصادی کاملاً وابسته به مکتب اقتصادی است و نشانگر هدف هر مکتب و نتیجه تحقق آن در جامعه است. به همین جهت بر حسب تفاوت مکاتب اقتصادی، تبیین و قاعده‌مند ساختن عدالت در اقتصاد تعابیر مختلفی می‌یابد.
از دیدگاه اقتصاد اسلامی، سیاست‌گذاری در این حوزه در چهارچوب نگرش حقوقی اسلام به «اموال» خواهد بود. براساس این نگرش، مالکیت انسان بر اشیاء و اموال مطلق نیست، بلکه در چهارچوب حدودی است که خداوند تعیین کرده است. برای اینکه این حدود از لحاظ مصالح اجتماعی رعایت شود، معیار آن است که اموال و ثروت‌ها بایستی از طریق استفاده عادلانه درست از منابع (آیه5 سوره نساء) موجبات قوام و استواری جامعه (و فرد به عنوان یکی از اجزای جامعه) را فراهم سازد.

الف ـ قوام در بهره‌برداری از اموال و منابع (کارایی فنی)
قوام از این منظر، به معنای موضع مناسب برای رسیدن به آثار مفید هر چیز است. این معیار، مهم‌ترین دلیل برای اهمیت یافتن کار و تولید و حداکثر بهره‌برداری از منابع در نگرش اسلامی و در واقع،‌ خمیرمایه پیشرفت و رشد اقتصادی جامعه اسلامی است.

ب ـ «قوام» در مصرف (کارایی تخصیصی و توازن درآمدها)
قوام در حوزه مصرف به معنای رعایت اعتدال در مصرف است: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً» (فرقان ـ‌67). حد قوام در روایتی از امام صادق(ع) به معنای حد وسط آمده است (القوام الوسط). از این حد در روایت دیگری از امام صادق(ع) به عنوان حد «قصد» یاد شده است (المال مال الله، جوز لهم عن یأکلوا قصداً...)
بر اساس تعریف کارایی از دیدگاه اسلامی، قاعده مبنایی، تخصیص مطلوب اوامر و منابع تولید و کالاها و خدمات برای ایجاد بالاترین مطلوبیت یا رضایت‌مندی حقیقی در جامعه برای حفظ قوام اقتصادی جامعه و پایداری و تعادل حقیقی است.
به طور خلاصه و به بیان دیگر، ‌از دیدگاه نگرش اسلامی، قوام به معنای اول معادل «عدم اسراف» است و قوام به معنای دو معادل «احسان» به معنی انجام کار به نحو صحیح و نیکو است. بنابراین نگرش اسلامی مؤید معیار کارایی اقتصادی است؛ البته در چهارچوب داوری‌های ارزشی اسلامی.[1]

ج ـ اصل اصلاح بی‌عدالتی‌ها: (اصل جبران / عواد المثل)
البته از آنجا که اصول و موازین عدالت اغلب به درستی اجرا نمی‌شود و عملاً افراد جامعه از حق برخورداری برابر بهره‌مند نیستند، لذا شکاف طبقاتی و تبعیض اجتماعی در جامعه و جود دارد. بنابراین لازم است به نحو «پسینی»، با حذف نابرابری‌های غیرموجه درآمدی از طریق سیاست‌های مالیاتی، اعطای یارانه‌های هدفمند و سازوکارهای بیمه‌ای و پرداخت‌های انتقالی (واجب و مستحب / دولتی و داوطلبانه) مخاصمات و ادعاهای موجه افراد جامعه به نحو مقتضی حل و فصل شود. در این صورت شیرینی اجرای عدالت در جامعه ایجاد رضایت اجتماعی و «تراضی» خواهد بود.
معیارهای یاد شده در مرتبه دیگری از بررسی‌های اسلامی به شاخص‌های کابردی قابل محاسبه و سنجش تبدیل می‌شوند. در این مرحله بر اساس تخمین وضعیت واقعی هریک از این شاخص‌ها در نظام واقعی و با تعریف شاخص ترکیبی نسبی عدالت اقتصادی، می‌توان به میزان تحقق عدالت اقتصادی در جامعه دست یافت.1
با توجه به ژرفا و گستره مفهوم عدالت و نیز اقتضائات نهادی و سیاستی پیاده‌سازی آن، انتظار می‌رود دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، عدالت‌پژوهی و نیز ایجاد کرسی‌های نظریه‌پردازی در این زمینه را مورد اهتمام قرار دهند. به علاوه دولت محترم علاوه بر تکمیل و به هنگام کردن مداوم بانک اطلاعات مربوط به دو دهک پایین درآمدی، تدوین و پایش شاخص‌های عدالت و ارائه گزارش‌های ادواری در زمینه عملکرد عدالت اجتماعی را در دستور کار قرار دهد. همچنین شایسته است در چهارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ‌دبیرخانه عدالت اجتماعی و اقتصادی تشکیل شود تا امکان هماهنگی فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی مستمر و ارائه گزارش پیشرفت شاخص‌های کاربردی فراهم شود.



فهرست مستندات اصلی
1. عیوضلو، حسین. (1384). ارائه شاخصه‌هایی برای ارزیابی عملکرد و تحلیل سیاست‌های توسعه در راستای تحقق هدف عدالت اجتماعی. طرح تحقیقاتی، کمیسیون سیاست‌های کلان، مجمع تشخیص مصلحت نظام.
2. عیوضلو، حسین. (1384). گستره قاعده عدالت و مرزبندی تحلیل‌های فقهی و اقتصاد اسلامی. تهران: مجموعه مقالات چهارمین همایش دو سالانه اقتصاد اسلامی.
3. عیوضلو، حسین. (1385). عدالت و کارایی در تطبیق با نظام اقتصادی اسلامی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع).
4. عیوضلو، حسین. (1390). روش‌شناسی نظریه اسلامی عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی. قم: بنیاد پژوهش‌های الگوی اسلامی پیشرفت.
5. عیوضلو، حسین. (1390). نظریه اسلامی عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی. قم: بنیاد پژوهش‌های الگوی اسلامی پیشرفت.
6. مجموعه تحقیقات انجام یافته در بنیاد آیت‌الله مدنی در باب عدالت اقتصادی با همکاری آقایان: دکتر آقامحمدی، دکتر فرهاد نیلی، دکتر عیوضلو و دکتر ندری.

انتشار : ۵ دی ۱۳۹۵

کلیات چک و سفته


چک

بر اساس قانون تجارت چک نوشتهای است که به موجب آن صادر کننده می تواند تمام یا قسمتی از پول خود را که در نزد بانک دارد باز پس گیرد یا به شخص دیگری واگذار نماید .ذر این فرایند سه نفر حضور دارند صادر کننده ، دارنده چک و پرداخت کننده که هر یک وظایف خاص خود را دارند .

صادر کننده :

شخصی که چک را صادر میکند بایستی در تاریخی که در چک ذکر میکند به همان اندازه در بانک وجه نقد یا اعتبار داشته باشد .

- صادر کننده در زمان مندرج چک نباید ،تمام یا قسمتی از وجه را ازبانک خارج نماید یا دستور پرداخت نکردن چک را صادر کند .

- در صورت عدم مطابقت امضاء ،قلم خوردگی و مسائلی از این قبیل ،بانک از پرداخت پول خوداری می کند .

در این جا یک سوال مطرح میشود و آن اینکه اگر صادر کننده بعد از صدور متوجه شود که چک از طریق کلاهبرداری یا سرقت از او گرفته شده یا آن را گم کرده چگونه می تواند از حقوق خود دفاع کند .

ج – صادر کننده می تواند دستور عدم پرداخت وجه را به بانک بدهد و بایستی به صورت کتبی علت دستور عدم پرداخت را بیان کند .

موادری که میتوان دستور عدم پرداخت را صادر نمود عبارتند از :

1-اعلام مفقودی

2-سرقت

3-جعل

4-کلاهبرداری

5-خیانت در امانت

6-یا بد ست آوردن از راههای دیگر مجرمانه

به عنوان مثال اگر شخصی به آقای x چکی را بدهد و در مقابل قرار باشد که آقای x کاری را برای او انجام دهد ، و نکند . صادر کننده نمی تواند دستور عدم پرداخت چک را صادر کند . زیرا عدم انجام تعهد یک مسئله مدنی است و بایستی پس از پرداخت وجه، دادخواست خود را به دادگاه تحویل دهد.

هر گاه اثبات شود که صادر کننده چک بی اساس دستور عدم پرداخت را صادر کرده است، علاوه بر پرداخت وجه به مجازاتهای از قبیل حبس ، جزای تقدی و پرداخت کلیه خسارت وارد شده به دارنده چک محکوم می شود .

دارنده:

شخصی است که برای اولین بار چک را به بانک ارائه می کند .از این جهت بانک موظف است هر کس برای اولین بار چک را به بانک می آورد هویت کامل و دقیق او را با ذکر تاریخ در پشت چک درج کند .

چند توصیه مهم به دارندگان چک که می خواهند از راه کیفری صادر کننده را تعقیب کنند :

برای تعقیب کیفری، دارنده چک فرصت دارید تا 6 ماه پس از تاریخ صدور به بانک جهت اخذ پول خود مراجعه کند و اگر چک قابل پرداخت نبود دارنده چک مهلت دارد تا 6 ماه پس از صدور گواهی عدم پرداخت از بانک برای شکایت به دادسرا مراجعه کند . برای مثال :اگر تاریخ چک 22/2/1384 باشد شما مهلت دارید تا تاریخ 22/8/1384 جهت وصول چک اقدام کنید و اگر اقدام کردید و در حساب موجودی نبود از آن زمانی که برگه عدم پرداخت را از بانک گرفته باشید به مدت 6 ماه جهت شکایت به دادگاه فرصت دارید .

مسائلی که دارنده چک در شکایت باید رعایت کند :

برای شکایت کیفری باید به دادسرای مراجعه کنیم که بانک مورد نظر در آن حوزه قضائی باشد .

مثلا اگر چکی دربانک زاهدان صادر شده باشد و بر اساس گردش در تهران آمده باشد شاکی باید اعتراض خود را در دادسرای زاهدان انجام دهد.

مدارک و هزینه های که جهت شکایت باید انجام شود عبارتند از :

1-کپی برابر اصل شده چک

2-کپی برابر اصل شده برگه عدم پرداخت

3-تنظیم شکایت و ابطال تمبر

4-محاسبه هزینه شکایت کیفری چکهای بی محل بر اساس مبلغ آن

سوال : دارنده چک بدون محل از چه شخصی میتواند شکایت کند؟

فقط علیه صادر کننده . اگر یک چک 10 دست چرخیده باشد از هیچ یک نمی توان شکایت کرد

سوال : آیا در مثال بالا مسئولیت عدم پرداخت تنها با صادر کننده است ؟

خیر . نفرات قبل هم مسئولیت دارند البته آنها مسئولیت کیفری ندارند بلکه مسئولیت مدنی دارند و تنها از آنها میتوان وجه چک را طلب کرد .

پرداخت کننده :

گاهی اوقات وجه چک به علت های مانند : کسر موجودی ،عدم مطابقت امضاء ،قلم خوردگی و مواردی از این قبیل قابل پرداخت نیست . در این حالت بانک وظیفه دارد در برگ مخصوص که مشخصات چک ، و هویت و نشانی کامل صادر کننده ، که علت عدم پرداخت در آن ذکر شده باشد به روشنی قید کتد . سپس این برگ را مهر و امضاء کرده و دارنده چک تسلیم کند . دارنده چک باید دقت کند که تمامی موارد ذکر شده باشد و علت عدم پرداخت نیز در آن برگه توسط بانک پر شده باشد . همچنین بانک وظیفه دارد نسخه دوم گواهی عدم پرداخت را سریعا به آخرین آدرس صاحب چک جهت اطلاع بفرستد .

استلاح های موجود در مباحث چک

1-راههای مجرمانه : تهدید ، اخاذی ، جعل و غیره .....

2-تخلف مدنی : عدم پرداخت ، بدهی ، عدم وفای به عهد

3-مراجع قضائی : دادسرا ، دادگاه

4-عهده بانک : در نزد بانک

5-تعقیب کیفری : در مقابل تعقیب مدنی است یعنی شخص به علت ارتکاب به جرم تحت تعقیب مراجع قضائی قرار گیرد .

6-مسئولیت مدنی : در مقابل مسئولیت کیفری قرار می گیرد که می توان به شکل جبران خسارت ، انجام تعهد ، وفای به عهد و غیره ...... باشد .

7-بانک محال علیه : بانکی که چک در وجه آن صادر شده باشد .

8-مشتکی عنه : کسی که از او شکایت شده باشد .

 

بخش‌های یک چک

بخش‌های زیر در یک برگ چک وجود دارند که بعضی از آنها جاهای خالی تعبیه شده‌ای هستند که باید توسط نویسنده پر شود :شمارهٔ مسلسل چک: که شماره‌ای است که هنگام چاپ شدن برای هر برگ چک بطور یگانه و بدون تکرار است و بر روی آن ثبت می‌شود.

شمارهٔ حساب جاری: شمارهٔ حساب بانکی‌ای که وجه معین شده از آن حساب پرداخت خواهد شد. این شماره معمولاً به همراه نام صاحب حساب معمولاً روی تمام برگه‌های یک دفترچهٔ چک چاپ یا مُهر می‌شود.

تاریخ پرداخت: تاریخی که موعد پرداخت وجه مشخص شده است. طبق قانون چک این تاریخ باید به حروف نوشته شود.

گیرندهٔ چک: نام فردی که می‌تواند وجه مشخص شده را در تاریخ مشخص شده دریافت کند. معمولاً برای اینکه امکان استفاده‌ٔ چندین باره از یک برگ چک - خرج‌کردن و دست به دست کردن آن - وجود داشته باشد معمولاً از واژه‌ٔ "حامل" یا "آورنده" استفاده می‌شود. در اینصورت هر شخصی می‌تواند وجه چک را دریافت کند.

مبلغ چک: که یک بار به حروف در وسط و یک بار به عدد در پایین برگهٔ چک نوشته می‌شود.

امضای صاحب حساب: چک بدون امضای صاحب حساب ارزشی ندارد و قابل پرداخت نیست. بعضاً در بنگاههای تجاری که تعدادی از افراد در مسائل مالی آن شریک هستند، حسابهای جاری به نام دو یا چند فرد گشایش می‌یابد. در این حالت تمام افرادی که در قبال آن حساب "حق امضا" دارند باید چک را امضا نمایند.

چك هاي بانكي

چك بانكي عبارتست از چكي كه بانك، عهده خود/شعب و خود/شعب ساير بانكها، در وجه اشخاص حقيقي/حقوقي معين صادر مي‌نمايد. اين چك دو نوع مي باشد : چك بانكي بين شعب بانك صنعت ومعدن و چك بانكي بين بانكها(ساير بانكها).

ضوابط :

- صدور چك بانكي در وجه حامل يا به حواله كرد ممنوع مي باشد.

- چكهاي بانكي همانند ساير چكها، از طريق ظهر نويسي با رعايت كنترل تسلسل ظهرنويسان و احراز هويت گيرنده نهائي وجه، قابل انتقال است.

- مدت اعتبار چك بانكي 6 ماه از تاريخ صدور مي باشد و پس از سپري شدن اين مدت،چك مزبور فقط در شعبه صادر كننده قابل پرداخت مي باشد..

- وجه چك بانكي بين بانكها، نقداً قابل پرداخت به متقاضي نمي باشدو مي بايستي به حساب متقاضي در بانك منظور گردد.

- احراز هويت دقيق و كامل متقاضي، خصوصاٌ در رابطه با ارقام مشمول دستورالعمل مبارزه با پولشوئي، الزامي مي باشد.

- چك بانكي عهده ساير بانكها، در صورتي توسط شعب بانك صادر مي شود كه ذينفع، در بانك پرداخت كننده وجه داراي شماره حساب باشد. چك مزبور در وجه بانك مورد نظر و جهت واريز به شماره حساب درخواست شده توسط متقاضي، صادر مي گردد.

نحوه صدور چك بانكي :

- متقاضي فرم درخواست صدورچك بانكي را تكميل مي نمايد.

- چنانچه متقاضي بخواهد وجه چك بانكي را نقداً پرداخت نمايد، بايستي فرم واريز نقدي را تكميل و وجه موردنظر و كارمزد متعلقه را به صندوق شعبه واريز نموده و نسخه مربوطه را در اختيار متصدي امور بانكي قرار دهد.

در صورتيكه متقاضي وجه چك بانكي را از حساب خود در شعبه پرداخت نمايد، كارمزدي به آن تعلق نمي گيرد.

چنانچه مشتري وجه را نقدا نيز پرداخت نمايد كارمزدي از مشتري اخذ نمي گردد.

- فرم تكميل شده فوق، توسط متصدي امور بانكي شعبه كنترل مي گردد.

- معاون خدمات بانكي شعبه ، پس از كنترلهاي لازم و تحرير چك آن را در قبال اخذ رسيد از متقاضي، تسليم وي مي نمايد.

پرداخت وجه چكهاي بانكي عهده بانك صنعت ومعدن :

- در هنگام مراجعه متقاضي جهت دريافت وجه چك بانكي، شعبه به شرح زير عمل مي نمايد :

- كسب احراز هويت متقاضي با مدارك معتبري از قبيل، شناسنامه يا گواهينامه رانندگي يا گذرنامه و يا كارت ملي.

- كشف رمز و اطمينان از صحت آن و در مورد مبالغ بيش از بيست ميليون ريال، اخذ تآييديه از شعبه صادر كننده چك بانكي.

- پرداخت وجه چك یا واریز به حساب متقاضي پس از حصول اطمينان.

پرداخت وجه چكهاي بانكي بين بانكها :

- وجه چكهاي بانكي بين بانكها، پس از تآييد رمز و كنترل هاي لازم توسط متصدي امور بانكي ويا معاون خدمات بانكي شعبه، به حساب مشخص شده متقاضي در شعبه واريز مي گردد.

چك الكترونيكى چيست ؟

در چك الكترونيكى نيز همانند چك كاغذى ، هويت افراد مرتبط با فرآيند واگذارى و در يافت مخفى نمى ماند ، اما پايين بودن هزينه پردازش و تسويه چك الكترونيكى به دليل سود جستن از ارتباطات الكترونيكى ، استفاده از آن را توجيه پذير مى كند . آنچه در تبادل و تعامل چك الكترونيكى اهميت مى يابد موضوعات مربوط به جابه جايى چك الكترونيكى و خود چك الكترونيكى است كه ذيلا به تشريح آنها مى پردازيم :

جابه جايى چك الكترونيكى به اين صورت است كه بانك پس از وصول چك كاغذى ، اطلاعات آنرا به صورت الكترونيكى به مركز مبادلات بانكى ارسال مى كند و سپس چك هاى كاغذى را بايگانى مى كند .

بدين طريق حمل فيزيكى چك بين بانك ها حذف مى شود و هزينه پردازش چك كاهش و امنيت تسويه بين بانكى افزايش مى يابد . اطلاعات روى چك ها توسط حروف خوان مغناطيسى يا به صورت دستى به سيستم وارد مى شود . البته روش هاى ديگرى نيز نظير مبادله تصوير هر دورى چك به صورت ديجيتالى بين بانك ها وجود دارد . اما معنى و مفهوم چك الكترونيكى متفاوت از مقوله فوق الذكر است .

زمانى كه يك پرداخت جديد از طريق چك الكترونيكى بايد انجام شود ، يك چك الكترونيكى سفيد بر روى مانيتور خريدار ظاهر مى شود . اطلاعات چك وارد مى شود و براى امضاى چك الكترونيكى ، پرداخت كننده كارت هوشمند را در دستگاهى مخصوص قرار داده و با دادن كلمه رمز امضاى الكترونيكى را ضميمه مى كند و چك الكترونيكى امضا شده را ضمن قفل كردن ، بر مى گرداند . چك هاى الكترونيكى از طريق پست الكترونيكى دريافت و باز مى شوند ولى امضاى ديجيتالى روى آنها در هر زمان مى تواند تائيد شود.

سفته

سفته سندی است که به موجب آن امضاء کننده متعهد می شود تا مبلغی را در موعد معین یا عندالمطالبه در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد او بپردازند. سفته علاوه بر امضاء یا مهر متعهد باید مشخص کننده مبلغ تعهد شده، گیرنده وجه، و تاریخ نیز باشد.

پیدایش سفته در گذشته به دلیل خطر انتقال پول از جایی به جای دیگر بوده است. تجار به کمک بانک ها در معاملات خارجی و نیز داخلی خود از سفته استفاده می کردند و در برابر، کارمزدی برای صدور سفته به نام خود و دریافت مبلغ آن درجایی دیگربه بانک می پرداختند.

امروزه در اقتصاد سفته به عنوان یک وسیله اعتباری نقش مهمی در تامین کوتاه مدت منابع سرمایه گذاری ایفا می کند و به ویژه شرکت های بزرگ با صدور و تنزیل آن نزد بانک ها مشکلات مالی جاری خود را مرتفع می سازند. آشکار است که برخورد نظام بانکی به این قبیل اسناد اعتباری از عوامل اساسی اعتبار و رواج آنها به شمار می رود.

سفته سندي معتبر اما ناشناخته

سفته نامي است که حتما بارها و بارها آن را شنيده ايد و حتما بارها به بهانه گرفتن وام يا ضمانت از آن استفاده کرده ايد.

حتما ديده ايد که سفته را در گوشه گوشه شهر در هر دکه روزنامه فروشي که بساط سيگار ، سيمکارت اعتباري ، شارژ موبايل و کارت اينترنت را پهن کرده است ، مي فروشند و اين عبارت را که «سفته موجود است» خيلي جاها ديده ايد و لابد پيش خود فکر کرده ايد که «عجب ، سفته چه وسيله خوبي است که هرکس مي تواند هرگاه اراده کند ، آن را مثل نقل و نبات بخرد و کارش را راه بيندازد» و بعد حتما به اين مساله فکر کرده ايد که سفته در مقابل چک ، با سختي هايي که براي گرفتنش از سيستم بانکي دارد ، چقدر به دردبخور است.

يکي از شهرونداني که براي دريافت يک وام ۲ ميليون توماني از يک بانک به گفته خودش ، ۴ ماه به دنبال يک ضامن داراي چک مي گشت ، مي گويد: مشابه همين وام را از يک مرکز اقتصادي ديگر گرفتم که براي ضمانت ، سفته هم قبول مي کرد.

همه اينها را حتما مي دانيد و حتما بارها با آن برخورد کرده ايد اما شايد آن روي سکه را کمتر ديده ايد که سفته يک سند معتبر اقتصادي است که به دليل نشناختن جايگاه آن ، بسياري از مردم را دچار مشکل کرده است.

اگر سري به دادگاه ها بزنيد ، متوجه مي شويد ناآشنايي با قانون سفته و اين تفکر که سفته ابزاري سهل الوصول است و تبعاتي ندارد، براي مردم چه مشکلاتي ايجاد کرده است.

اگر اين گزارش را بخوانيد ، حتما تفکر و تصورتان درباره سفته عوض مي شود.

بد نيست بدانيم سابقه کاربرد سفته به اروپا بازمي گردد و اين سند از قديم در آنجا مورد استفاده بوده است و حقوقدانان اروپايي معتقدند سفته پيش از برات و ديگر اسناد تجاري استفاده مي شده است.

ظهور سفته در ايران هم به زمان تدوين قانون تجارت در سال ۱۳۱۱ برمي گردد و امروزه در کشور ما از اين سند بيش از برات استفاده مي شود.حقوقدانان ايران نيز گاه از سندي سخن مي گويند که عنوان «سفتجه» داشته است و فقها درباره آن بحث فراوان کرده اند اما اذعان مي کنند که اين سند با سفته موضوع حقوق تجارت متفاوت است و بيشتر به عقد حواله نزديک است اما امروزه در اقتصاد ، سفته به عنوان وسيله اي اعتباري نقش مهمي در تامين کوتاه مدت منابع سرمايه گذاري ايفا مي کند و حتي شرکتهاي بزرگ با صدور آن نزد بانکها ، مشکلات مالي جاري خود را مرتفع مي کنند. همچنين از سفته مي توان به عنوان وسيله پرداخت در معاملات غيرنقدي استفاده کرد و اين امر در معاملات کالاهاي مصرفي بسيار معمول است و شايد همين عموميت است که شما مي بينيد سفته همه جا به فروش مي رسد البته بانکها و موسسات اعتباري نيز از اين اسناد براي اعطاي وام و تقسيط بازپرداخت آن استفاده مي کنند و به اين منظور ، در مقابل پرداخت وام به مشتري ، از او سفته مطالبه مي کنند. همچنين در قراردادهايي که شرکتها و موسسات اداري با مقاطعه کاران منعقد مي کنند ، سفته وسيله اي ارزان و مطمئن براي تضمين اجراي تعهد از سوي آنان است.

مندرجات سفته

به موجب ماده ۳۰۸ قانون تجارت ، سفته علاوه بر امضاء يا مهر ، بايد داراي تاريخ و متضمن مراتب ذيل باشد: مبلغي که بايد تاديه شود با تمام حروف ، نام گيرنده وجه و تاريخ پرداخت بايد در سفته مشخص باشد. پس طبق ماده ۳۰۸ قانون تجارت ، سفته علاوه بر مهر يا امضاء بايد داراي تاريخ باشد و علاوه بر اين ، طبق بند يک همين ماده ، تعيين مبلغي که بايد پرداخت شود ، با تمام حروف ضروري است.

نام و نام خانوادگي گيرنده وجه ، تاريخ پرداخت وجه ، علاوه بر اينها ، نوشتن نام خانوادگي صادرکننده ، اقامتگاه وي و محل پرداخت سفته نيز ضروري است.

در صورتي که سفته براي شخص معيني صادر شود ، نام و نام خانوادگي او در سفته آورده مي شود ، در غير اين صورت به جاي نام او نوشته مي شود در «وجه حامل». در صورتي که نام خانوادگي يک شخص معين در سفته نوشته شود ، اين شخص طلبکار مي شود و در غير اين صورت هر کسي که سفته را در اختيار داشته باشد ، طلبکار محسوب مي شود و مي تواند در سررسيد سفته ، مبلغ آن را طلب کند و اگر سررسيد درج نشود ، سفته عندالمطالبه محسوب مي شود و در سفته عندالمطالبه ، صادرکننده بايد به محض مطالبه ، مبلغ آن را پرداخت کند اما اگر مندرجات قانوني در سفته قيد نشود ، آنگاه چه مي شود؟ متاسفانه قانونگذار در فصل دوم باب چهارم قانون تجارت که مقررات مربوط به سفته را بيان مي کند ، به ضمانت اجراي عدم ذکر مندرجات مندرج در ماده ۳۰۸ اشاره اي نکرده است اما در قوانين خارجي به اين نکته اشاره شده است.

مثلا در قانون تجارت فرانسه ، پس از ماده ۱۸۳ که شرايط صوري سفته را معين مي کند ، ماده ۱۸۴ مقرر مي کند که در صورت نبودن يکي از موارد مندرج در ماده ۱۸۳، سند امضائشده ، سفته محسوب نمي شود. همان طور که گفته شده است ، اگرچه در قانون تجارت ايران در مورد سفته ، به اين امر اشاره نشده است که اگر يکي از مندرجات مذکور در ماده ۳۰۸ قانون رعايت نشود ، نوشته مزبور مشمول مزاياي سفته نمي شود اما سفته فقط در صورتي مشمول مزاياي مذکور در قانون تجارت است که موافق مقررات اين قانون تنظيم شده باشد و از طرفي ، اگرچه در مورد رعايت نکردن مندرجات قانوني سفته ضمانت اجرايي پيش بيني نشده ، تبصره ماده ۳۱۹ قانون تجارت ، سفته اي را که فاقد شرايط اساسي مذکور در قانون تجارت باشد ، سند تجاري قلمداد نمي کند و مشمول مرور زمان اموال منقول مي داند. در واقع اگر سفته مطابق مواد قانوني پر نشود، وجاهت قانوني ندارد.

سفته بدون نام

سفته بدون نام ، حالتي ديگر از نحوه تنظيم سفته است. در اين حالت ، در تنظيم سند اين امکان وجود دارد که بدهکار، سفته اي را که صادر مي کند، بدون ذکر نام طلبکار به وي بدهد که در اين صورت فرد مي تواند يا خودش براي گرفتن در سررسيد اقدام يا اين که آن را به ديگري حواله بدهد.

عبارت حواله کرد در سفته به شخص دارنده اين اختيار را مي دهد که بتواند سفته را به ديگري منتقل کند ولي اگر حواله کرد ، خط خورده شود ، دارنده سفته نمي تواند آن را به ديگري انتقال دهد و تنها خود وي براي وصول آن اقدام کند ، علاوه بر آن که مي تواند با پشت نويسي آن را به شخص ديگري انتقال دهد.

پشت نويسي سفته

پشت نويسي سفته مانند چک براي انتقال سفته به ديگري يا وصول وجه آن است. اگر پشت نويسي براي انتقال باشد ، دارنده جديد سفته داراي تمام حقوق و مزايايي مي شود که به آن سند تعلق دارد. انتقال سفته با امضاي دارنده آن صورت مي گيرد. همچنين دارنده سفته مي تواند براي وصول وجه آن به ديگري وکالت دهد که در اين صورت بايد وکالت براي وصول قيد شود.

◄سقف سفته

هر برگ سفته ، سقف خاصي براي تعهد کردن دارد ، مثلا اگر روي سفته اي درج شده باشد «ده ميليون ريال» يعني آن سفته حداکثر براي تعهد يک ميليون تومان داراي اعتبار است و با آن نمي توان به پرداخت بيش از يک ميليون تومان تعهد کرد.

◄ماهيت حقوقي سفته

خسروي ، مستشار شعبه ۷۰ دادگاه تجديدنظر در اين باره مي گويد: امضاي سفته ذاتا عمل تجاري را تشکيل نمي دهد.

◄تکاليف دارنده سفته

خسروي در اين خصوص مي گويد: اگر متعهد سفته در سررسيد از پرداخت مبلغ مندرج در آن امتناع کند ، دارنده سفته مکلف است به موجب نوشته اي که واخواست يا اعتراض عدم تاديه ناميده مي شود ، ظرف مدت ۱۰ روز از تاريخ وعده سفته اعتراض خود را اعلام کند که براي واخواست به مجتمع قضايي مراجعه و نسبت به تنظيم و ارسال آن براي صادرکننده سفته اقدام مي کند و از تاريخ واخواست ظرف مدت يک سال براي کسي که سفته را در ايران صادر کرده و مدت ۲ سال براي کساني که سفته را در خارج از ايران صادر کرده اند ، طبق مواد ۲۸۶ و ۲۸۷ قانون تجارت اقامه دعوي کند. در صورتي که دارنده سفته به تکاليف قانوني خود اقدام نکند ، حق اقامه دعوي عليه پشت نويس ، ضامن پشت نويس را ندارد و از امتيازات اسناد تجاري بهره مند نمي شود.

 

◄راههاي وصول وجه سفته

مستشار شعبه ۷۰ دادگاه تجديدنظر در اين خصوص نيز مي گويد : براي وصول وجه سفته از ۲ طريق مي توان اقدام کرد :

از طريق اجراي اسناد رسمي : چون سفته از اسناد لازم الاجراست ، در صورتي که دارنده به وظايف قانوني خود عمل کرده باشد ، مي تواند عليه صادرکننده ، پشت نويس و ضامن به اجراي اسناد رسمي واقع در اداره ثبت مراجعه و تقاضاي توقيف اموال بلامعارض اشخاص فوق و وصول طلب خود را کند.

از طريق مراجع قضايي دادگستري : دارنده سفته با تقديم دادخواست حقوقي عليه يک يا تمام مسوولان سند تجاري اقامه دعوي مي کند و در صورتي که به محکوميت قطعي صادرکننده منجر شود و اگر اموالي از محکوم تحصيل نشود، مي تواند به استناد قانون نحوه اجراي محکوميت هاي مالي تقاضاي بازداشت شخص محکوم را کند.

تاملی در نظام حقوقی سفته

تصویب قانون جدید صدور چك، و مطرح شدن مجدد آن به عنوان وسیله صرفاً پرداخت و عدم امكان استفاده از چك به صورت و عده دار (برای كسب اعتبار و تضمین) فرصتی به دست داد تا به وضعیت سفته كه وسیله پرداخت اعتباری هم ارز برات می باشد و از این پس احتمال استفاده فراگیر از آن وجود خواهد داشت، بیشتر توجه شود.

۱.تصویب قانون جدید صدور چك، و مطرح شدن مجدد آن به عنوان وسیله صرفاً پرداخت و عدم امكان استفاده از چك به صورت و عده دار (برای كسب اعتبار و تضمین) فرصتی به دست داد تا به وضعیت سفته كه وسیله پرداخت اعتباری هم ارز برات می باشد و از این پس احتمال استفاده فراگیر از آن وجود خواهد داشت، بیشتر توجه شود.

۲.سفته در لغت به معنای « مالی كه به شهری دهند و به شهری باز ستانند» آمده و معال كلمه فته طلب یا جواز طلب می باشد. اما در اصطلاح حقوقی از سفته به عنوان یكی از اسناد تجارتی چنین تعریف شده است: « فته طلب سندیست كه به موجب آن امضا كننده تعهد می كند مبلغی در موعد معین یا عند المطالبه در وجه حامل یا شخص معین و یا به حواله كرد آن شخص كار سازی نماید.»سفته از لحاظ تاریخی نه در شكل امروزی آن بلكه به صورت نوشته هایی در قدیم معمول بوده است. مثلاً در بازار این امكان وجود داشته كه بازرگانی جهت به دست آوردن اعتبار مورد نیاز با دیگری تماس حاصل نماید و نوشته هایی را حاكی از پرداخت مبلغی در سر رسید معین به دست آورد و آنها را به اعتبار مدیون معامله كند: خواه واقعاً طلبی در كار بوده یا نبوده باشد.در كشور فرانسه، سفته سابقه بسیار قدیمی دارد و از زمانهای دور این سند با انعكاس عبارت « حواله كرد» در روی آن قابلیت معامله و دست به دست گشتن را داشته ، اما به تدریج در قرون ۱۸ و ۱۹ با گسترش استفاده از برات و اسكناس در امور بازرگانی اهمیت خود را از دست داده است، به ویژه اینكه در آن زمان افراد غیر بازرگان هم تمایلی به متعهد شدن در مقابل كسی كه او را نمی شناختند، مگر در یك سررسید معین، از خود نشان نمی دادند.پس از قرون یاد شده ، سفته به تدریج از انزوای خود بیرون آمد و دو نقش مهم را تدریجاً عهده دار گشت؛ اول ، وسیلهای گردید جهت كسب اعتبارات مالی و دوم، در معاملات مربوط به حق سرقفلی به عنوان ابزار پرداخت مورد استفاده قرار گرفت.اما كاربرد سفته در امور تجاری به تدریج از این هم فراتر رفت. با آغاز دوره شكوفایی اقتصادی ، تجار جدید كه تازه فعالیت بازرگانی خود را شروع كرده بودند، به دلیل عدم وجود امكانات بالفعل در پرداخت مبالغ هنگفت، از فته طلب كه سندی مهلت دار بود استفاده می كردند. ولی زمانیكه دوباره بحران اقتصادی جامعه را فرا می گرفت و صادر كنندگان سفته در موعد سند قادر به پرداخت وجه آن نبودند، باز مشكلات بزرگی دامنگیرشان می شد.

۳.سفته در كنوانسیون ژنو ۱۹۳۰ مورد بررسی تفصیلی واقع نگردید، و تنها مواد ۷۵ تا ۷۸ مقررات متحد الشكل در اكثر قریب به اتفاق مسائل مربوطه، به قواعد پایه گذاری شده درقسمت برات برگشته داده شده است.

با وجود این، ماده ۲۱ ضمیمه دوم قرار داد اول دو اختیار به نفع كشورهای امضا كننده پیش بینی می نماید:اختیار اول – هر یك از طرفهای معظم متعاهد مختارند مقررات مربوط به سفته مورد پیش بینی در كنوانسیون را در قلمرو خود وارد قوانین ملی ننمایند.توضیح آنكه در قوانین مربوط به اسناد تجارتی بعضی كشورها نظیر لتونی، سفته در درجه اول اهمیت قرار داشته و ضوابط دیگر اسناد تجارتی ، به رژیم حقوقی سفته ارجاع داده شده است. برای این كشورها طبعاً مقررات كنوانسیون در مورد سفته قابل قبول نیست . زیرا مواد ۷۵تا ۷۸، حل مسائل سفته را به قواعد برات محول می نماید.كنفرانس پس از بررسی های لازم چنین نتیجه گرفت كه این اختیار ضرر كلی برای قواعد متحد الشكل در بر نخواهد داشت: چه سفته اصولاً بیشتر از اهمیت ملی برخوردار است تا بین المللی، به علاوه در بعضی از كشورها این سند نوشته ای است كه در داخله گرد می كند و برات فقط برای پرداختهای اعتباری بین المللی مورد استفاده قرار می گیرد.

اختیار دوم-این اختیار به كشور امضا كننده اجازه می دهد، در صورت لزوم سیستم حقوقی بخصوصی را برای سفته تأسیس كرده و به این ترتیب صرفاً به ارجع دادن به قواعد برات اكتفا نكنند. در كشورهای اسكاندیناوی، ژاپن و لهستان از اختیار مزبور استفاده شده و مقررات خاصی جهت فته طلب تدوین گردیده است.

۴.كشور فرانسه از این دو بند ماده ۲۱ استفاده نكرده و تنها در مواد ۱۸۳ و ۱۸۹ قانون تجارت ، مواد ۷۵ تا ۷۸ كنوانسیون را بازگو می كند. این روش مورد انتقاد عده ای از حقوقدانان آن كشور واقع شده است. این گروه عقیده دارند اجرای قواعد برات كه عمل حقوقی سه جانبه است در مورد سفته كه در ابتدا تنها دارای دو طرف می باشد،خالی از اشكال نخواهد بود.

۵.با وجود این كه كنوانسیون ژنو در سال ۱۹۳۰ برابر ۱۳۰۹ شمسی به تصویب كشورهای عضو رسیده، مع ذلك قانونگذار سال ۱۳۱۱ كشورمان، مقررات قبلی كشور فرانسه را در قسمت سفته همانند مورد برات، منعكس نموده است . اما قواعد سابق فرانسه (عمدتاً مقررات سال ۱۸۰۷) در این مورد با مقررات كنوانسیون انطباق داشته است. نتیجتاً ملاحظه می شود در قانون تجارت ایران، همانگ با طرح كنوانسیون ، بتجویز ماده ۳۰۹ ، مقررات برات در قسمت سفته نیز جاری می باشد.

۶.در حال حاضر از لحاظ كاربرد عملی ، ملاحظه می شود سفته هنوز مورد استفاده قرار می گیرد. در حالیكه برات تقریباً در داخل كشور متروك شده است. در این شرایط می توان گفت، ایران در زمره ممالكی است كه سفته در آنها مهمترین وسیله پرداخت اعتباری در داخل كشور می باشد. با این اختلاف كه كشورهای مذكور دارای مقررات مستقلی در این باره هستند؛ حال آن كه در ایران برای حل مسائل سفته لزوماً می بایست به سیستم حقوقی برات، كه خود به عنوان سند تجارتی دیگر تقریباً كاربردی درون مرزی ندارد ، رجوع نمود.

۷.در هر حال ضروری است شناخت عمیق تر نسبت به مكانیزم سفته در مقایسه با برات حاصل آید . بررسی تطبیق سیستم حقوقی این دو سند اجازه خواهد داد تا چار چوب حقوقی خاص سفته بیشتر روشن شده و اسباب حصول نتیجه گیریهای لازم فراهم آید.

 

ظهر نويسي مقررات و انواع آن

تعريف و مفهوم ظهرنويسي

آثار و احكام ظهر نويسي :

1 ـ مسووليت تضامني ، 2 ـ عدم تاثير ايرادات 3 ـ ظهر نويسي و انتقال اسناد ،

4 ـ ظهر نويسي و ضمانت امضاء كننده 5 ـ ظهر نويسي و ورشكستگي مسوولان

برات ، 6 ـ ظهرنويسي و امتيازات

انواع ظهر نويسي :

! ـ ظهرنويسي به منظور انتقال ، 2ـ ظهرنويسي به نمايندگي 3 ـ ظهرنويسي به عنوان رهن ، 4 ـ ظهر نويسي به منظور ضمانت

تعريف و مفهوم ظهر نويسي

ظهر نويسي نوشتن عبارت يا عباراتي است بر پشت سند كه مبين انتقال حق مندرح در سند مزبور و مثبت آن است

بنابراين ظهر نويسي مسبوق به يك عمل حقوقي مانند انتقال مال ، دين ، اعتلار ، وثائق ، اجاره ، طلب و نظائر آنها ميباشد عمل حقوقي مورد بحث به موجب ماده 219 و با توجه به مواد 10 و 223 قانون مدني قراردادي است لازم ، از اين رو طرفين معامله يعني ظهر نويس و ميتقل اليه بايد داراي شرايط اساسي براي صحت قرارداد ، مانند قصد و رضا ، اهليت و ديگر شرايط مذكور در ماده 190 قانون مدني باشند . عليهذا اگر اجري بعد از توقف ، براتي را ظهر نويسي كند اين ظهرنويسي به علت فقد اهليت ظهرنويس بلا اثر است و نيز سفته اي كه براي پرداخت بدهي ناشي از معامله حرام ظهر نويسي شده باشد به علت عدم مشروعيت جهت معامله بلا اثر است .

(( انتقال برات به وسيله ظهر نويسي به عمل مي آيد )) .

باستناد مواد 247 و 309 و 314 همان قانون ، و طبق مندرجات ماده ششم تصويبنامه هيئت وزيران مربوط به انبارهاي عمومي مصوب شهريور ماه 1340 شمسي مقررات ماده 245 فوق الاشعار به ترتيب شامل فته طلب ـ چك ـ قبض رسيد انبار و برگ وثيقه انبارهاي عمومي نيز ميشود .

از مندرجات مواد مذكور در فوق ظاهراَ استنباط ميشود كه ظهر نويسي بر خلاف ترتيبي كه مادر ابتداي اين مقال ذكر كرده ايم عموميت ندارد و از طرف مقنن به موارد برات ـ فته طلب ـ چك ـ قبض رسيد و برگ وثيقه انبارهاي عمومي منحصر شده است .

اين استنباط همانطوريكه قبلا اشاره شد مسامحه در تعبير است زيرا ظهر نويسي با عنايت به مندرجات ماده 264 قانون تجارت كه ميگويد : (( ظهرنويسي بايد به امضاء ظهر نويس برسد ، ممكن است در ظهر نويسي تاريخ و اسم كسيكه برات به او انتقال داده ميشود قير گردد )) مانند ساير اسناد نوشته ايست كه به منظور اثبات حق بكار ميرود و مفهوم مندرجات ماده مزبور مدلول تعريفي است كه در مواد 1284 و 1301 قانون مدني بشرح زيرا راجع به مدارك مثبت حق اقم از سند يا نوشته ذكر شده است .

ماده 1284 (( سند عبارت است از هر نوشته كه در مقام دعوي يا دفاع قابل استناد باشد )) . ماده 1301 (( امضائي كه در روي نوشته يا سندي باشد بر ضرر امضاء كننده دليل است ))

عيهذا بنابر اطلاقات و عمومات مندرجات مواد سابق الذكر قلمرو ظهر نويسي محدود به برات و سفته و چك يا قبض انبارهاي عمومي نبوده بلكه شامل اسناد اجاره ـ طلب ـ حواله ـ بيمه نامه ـ بارنامه كشتي و سهام قرضه كه مشعر انتقال حق ميباشند نيز ميشود چنانكه در عقد حواله اگر مديون حواله داده باش دكه طلبكار دين را از كسي ( محال عليه ) بگيرد و طلبكار در پشت سند حواله پس از قبول محال عليه ، حواله را با اين عبارت ((مبلغ مورد اين حواله بحامل سند پرداخت شود )) بديگري منتقل سازد و آنرا امضاء كند اين انتقال به استناد مواد 1284 و 1301 قانون مدني بلااشكال بوده و صحيح واقع شده است . چنانكه ملاحظه ميشود مفهوم ظهر نويسي در قانون مدني و قانون تجارت يكي است ولي ظهر نويسي برات ـ سفته ـ چك ـ قبض رسيد و برگ وثيقه انبارهاي عمومي داراي آثار و احكامي است كه در ساير اسناد ديده نميشود .

آثار و احكام ظهر نويسي

مسووليت تضامني

به موجب مندرجات ماده 698 قانون مدني ضمانت اگر در سند قيد شود مفهوم آن نقل ذمه به ذمه است ، يعني بعد از اينكه ضمان بطور صحيح واقع شد مضمون له حق رجوع به بدهكار ( مضمون عنه ) را نداشته و براي استيفاي طلب خود فقط بايد به ضامن رجوع كند حال آنكه بصراحت مقررات ماده 249 تجارت و با توجه به مواد 209 و 314 همين قانون دارنده برات ـ سفته ـ چك ـ بشرط رعايت مقررات مباحث نهم و دهم از باب چهارم قانون تجارت راجع به حقوق و وظايف دارنده برات و اعتراض بدون رعايت حفظ ترتيت و تقدم و تاخرو به هر نحو كه مايل باشد ميتواند به يكايك ظهرنويسان اوراق مزبور مراجعه و وجه مندرج درسند را به انضمام وجوه و ساير خسارات متعلعه قانوني مطالبه كند ـ مراجعه دارنده برات به هر يك از ظهرنويسان مانع مراجعه او به سايرين نميشود و همين حق را هر ظهر نويس نسبت به ظهر نويسهاي ماقبل خود و صادر كننده اوراق مزبور دارد . در ماده 8 تصويبنامه تاسيس انبارهاي عمومي مسئوليت تضامني ظهر نويسان برگ وثيقه در مقابل دارنده آن پيش بيني شده است . به موجب است اين ماده ظهر نويسان برگ وثيقه در مقابل دارنده آن مسئوليت تضامني دارند و هر گاه ما حصل فروش كالا براي پرداخت طلب دارنده وثيقه كافي نباشد دارنده برگ وثيقه ميتواند نسبت به بقيه طلب خود به يكايك ظهر نويسان مراجعه كند .

عدم تاثير ايرادات

طبق اصول كلي حقوقي قلمرو موضوع انتقال معامله محدود و منحصر به همان حقي است كه ناقل آن دارا ميباشد . به عبارت ديگر منتقل اليه نميتواند بيش از حقي كه انتقال دهنده داشته تحصيل كند ولي در انتقال حق به وسيله برات عكس اين اصل حقوقي مصداق پيدا ميكند ، به اين معني كه در مقام دفاع دارنده برات باستثناي پاره اين موارد ميتواند عليه مسئول برات بيش از حقي كه به منتقل شده مطالته كند .

مقرات مورد بحث در ماده 17 قانون تجارت متحد الشكل ژنو مصوب سال 1932 به شرح زير منعكس است .

(( بدهكار و كليه مسئولين برات كه از طرف دارنده برات به علت عدم تاديه مبلغ برات عليه آنان اقامه دعوي شده نميتوانند بايرادات مربوط به روابط حقوقي خود با برات كش يا دارندگان قبلي برات استناد كنندمكر آنكه دارنده برات عمداَ به زيان بدهكار برات را بدست آورده باشد . ))

منظور از ايرادات مورد بحث ايراد به مفهوم عام آنست كه شامل وائل دفاعي اعم از دفاع به معناي اخص ـ ايرادات ضمن پاسخ در ماهيت دعوي ـ ايرادات بدون پاسخ از ماهيت دعوي ( مواد 197 و198 قانون آئين دادرسي مدني ) و دعواي متقابل ميباشد .. مفهوم مندرجات ماده 17 قانون متحدالشكل ژنو با ذكر دو مثال زير روشن ميشود .

مثال اول ـ احمد بابت معامله ده عدل قماش كه به بهاي پانصد هزار ريال با محمد انجام داده برات سه ماهه به همان مبلغ عهده او صادر و بلافاصلهپس از قبولي محمد آنرا به علي طلبكار خود واگذار ميكند ـ علي ( دارنده برات ) برايوصول مبلغ برات در راس مدت مقرر به محمد ، گيرنده برات مراجعه مينمايد . ولينامبرده به فسخ معامله به صورت عقد مدني مثلا حواله واقع ميشد با توجه باينكه طبق اصول كلي حق علي ( محتال ) محدود و منحصر بحق احمد ( محيل است و در اين مثال كه حق احمد بر محمد به علت فسخ معامله ساقط شده ايراد مورد استناد محمد ( محال عليه ) موثر در مقام بود لكن نظر به اينكه انتقال به صورت برات واقع شده ايراد مورد استناد كه مربوط به روابط حقوقي برات گير با برات كش است به صراحت قانون متحدالشكل ژنو بلاوجه بوده و محمد مكلف به پرداخت برات به علي ، دارنده برات ميباشد .

مثال دوم ـ محمد براتي را كه از طرف احمد به مبلع پانصد هار ريال صادر و به علي واگذار شده بابت بدهي خود به احمد قبول ميكند ولي در موقع مراجعه علي ( دارنده برات ) ايراد ميكند : معامله اي كه با احمد كرده و منشاء صدور برات بوده به اكراه صورت گرفته و به اين دليل صدور برات ملاك قانوني نداشته است و طبق ماده 203 قانون مدني نافذ نيست .

اين ايراد چون مربوط به روابط حقوقي برات گير ( محمد ) با برات كش ( احمد ) است طبق قانون متحدالشكل ژنو موثر در مقام نيست و علي حق دارد با وجود اينكه معامله مزبور به اكراه صورت گرفته وجه برات را از برات گير وصول كند .

1 ـ 2 ـ شرايط عدم تاثير ايرادات

استناد به عدم تاثير ايرادات به صراحت مقررات ماده 17 قانون متحدالشكل ژنو مشروط به احراز دو شرط است .

شرط اول : آن است كه ايرادات مورد استناد مربوط به روابط حقوقي مسئولين برات با برات كش يا دارندگان قبلي برات باشد ـ حسن نيت دارنده برات در تحصيل آن موضوع شرط دوم آن است .

طبق شرط اول دارنده برات در صورتي ميتواند به عدم تاثير ايرادات استناد كند كه ايرادات مورد استناد همانطوري كه در مثالهاي فوق توضيح داده شد مشعر به روابط حقوقي برات گير با برات كش يا ظهر نويسان قبلي باشد عليهذا چنانچه ايرادات مورد بحث مستقيماَ مربوط به روابط حقوقي بين دارنده برات و گيرنده آن و يا دارنده برات و ظهرنويس مورد مراجعه او باشد اين قبيل افراد حق دارند به ايرادات سابق الذكر استناد و از پرداخت وجه برات به دارنده برات خودداري كنند .

شرط دوم : در صورتي احراز ميشود كه دارنده برات آن را با حسن نيت بدست آورده باشد و منظور از حسن نيت اين است كه تحصيل برات عمداَ به زيان بدهكار آن نباشد .

بنابر اين اگر دارنده برات در موقع تحصيل آن علم و معرفت به زيان معامله و توجه آن به برات گير داشته ولو اين كه قصد فريب او را نداشته باشد سوء نيت او محرز و در صورت مراجعه برات گير حق دارد به استناد زيان وارده ( با اينكه اين زيان مولود عمل برات كش ميباشد ) از تاديه وجه برات استنكاف كند .

دعواي زير كه در سال 1935 ميلادي در ديوان عالي كشور فرانسه طرح شده مفهوم حسن نيت مورد بحث را روشن ميسازد .

شركت اتومبيل سازي مبتلا به بحران مالي به اميد جلوگيري از ورشكستگي احتمالي خود به موجت آگهي مندرج در جرايد تعهد ميكند در صورتيكه سفارش دهندگان كالا قسمتي از بهاي فعلي سفارشات خود را نقداَ پرداخته و باقيمانده آنرا بوسيله برات قبول كنند ، از افزايش بهاي كالا كه در موقع تحويل از خريداران گرفته خواهد شد معاف خواهند بود .

پس از انتشار آگهي مزبور معدودي برات صادر و از طرف يكي از بانكها پس از قبولي برات گير معامله ميشود ، لكن ورشكستگي شركت در اندك مدتي اعلام و در نتيجه تحويل اتومبيل به سفارش دهندگان از طرف مقامات صالحه منع ميشود . يكي از طرح دعوي در دادگستري در مقام دفاع ميگويد : چون بانك دارنده برات در موقع تحصيل آن عارف به بحران مالي شركت ( برات كش ) و بالنتيجه عدم امكان تحويل كالا بوده بنابر اين عالما به زيان او عمل كرده عليهذا واجد شرايط حسن نيت مذكور در ماده 17 قانون متحدالشكل ژنو نميباشد با اين دفاع بانك كه در مراحل بدوي و پژوهشي محكوم شده ضمن تنظيم دادخواست به ديوانعالي كشور مراجعه ميكند . ديوانعالي نيز پس از رسيدگي به پرونده امر راي محكمه تاليرا به شرح ير ابرام ميكند .

دارنده برات عالما به زيان براتگير برات را بدست آورده زيرا عبارت (( دارنده برات عمداَ به زيان بدهكار عمل كند )) مذكور در قانون متحدالشكل ژنو منطوع و مفهوم موردي است كه دارنده برات ضمن اعلام رضايت به ظهر نويسي به نفع خود علم و معرفت به زيان برات گير داشته و بداند كه انتقال مزبور به زيان بدهكار تمام ميشود .

در دعواي مطروحه با توجه به محتويات پرونده و اوضاع و احوال قضيه به نظر ديوانعالي ثابت و محرز است كه دارنده برات با اطلاع از بحران مالي شركت و عدم امكان تحويل كالا يعني بلا محل بودن برات اقدام به تحصيل آن كرده تا به اين وسيله برات گير را از امكان دفاع در مقابل برات كش ( شركت اتومبيل سازي ) ته علت عدم تحويل كالا محروم و مجبور به پرداخت وجه برات به نفع خود كند .

بنا به مراتب طبق راي ديوانعالي كشور فرانسه هر كسيكه عمدا به زيان بدهكار ( برات گير يا هر يك از ظهرنويسان برات ) براتي تحصيل كرده ولو اين كه قصد فريب مسئول برات را نداشته باشد نميتواند از مقررات ماده 17 قانون متحدالشكل ژنو مربوط به عدم تاثير ايرادات استفاده كند و بايد در اين قبيل موارد از مقررات قانون مدني و آئين دادرسيمدني تبعيت نمايد .

ولي بايد توجه داشت كه صرف اطلاع دارنده برات از عيب و نقص موضوع معامله بدون اينكه قصد زيان بدهكار را داشته باشد مانع مراجعه او به بدهكار نبوده بلكه ميتواند به اتكاء مقررات مربوط به عدم تاثير ايرادات برات كند براي روشن شدن مطلب مثال زير را مي آوريم .

علي كالاي معيوبي را به تقي ميفروشد و بابت بهاي آن براتي بمدت سه ماه به مبلغ چهارصدهزار ريال از نامبرده دريافت ميكند حال اگر علي در راس مدت براي وصول وجه برات به تقي مراجعه ميكرد با ايراد معيوب بودن كالا طرف نامبرده و بالنتيجه عدم دريافت وجه برات مربوطه مواجه ميشد ، لكن برات پس از صدور به نام محمد كه از عيب موصوف مطلع بوده ظهر نويسي ميشود . تقي در موقع مراجعه محمد ( دارنده برات ) به استناد معيوب بودن كالا و تحمل زيان از پرداخت وجه برات خودداري ميكند ولي محمد با توجه به خصوصيات امر ( نسيه بودن معامله و هم نبودن عيب كالا ) و همچنين سابقه تجارتي ممتد بين برات گير و برات كش و بالنتيجه احتمال سازش بين آنان ادعا ميكند با اثبات اين ادعا كه به عهده دارنده برات يعني محمد است به هر طريقي ولو به شهادت شهود ممكن است .

از طرفي همانطوري كه اشاره شد احراز سوء نيت دارندهْ برات منوط به حصول دو شرط است .

اول آنكه دارنده برات در موقع تحصيل برات از زيان معامله مطلع باشد دوم آنكه در همان موقع به قصد تحميل زيان به بدهكار برات را بدست آورده باشد عليهذا چنانكه دارنده برات در موقع ظهرنويسي برات به نفع خود از زيان مسئول برات اطلاع نداشته و بعد از تحصيل برات زيان وارده مطلعشود اين اطلاع مثبت سوء نيت و در نتيجه مسقط حق مراجعه دارنده برات به برات گير نميباشد ولي اگر دارنده برات در موقع تحصيل آن زيان وارده را پيش بيني ميكرد در اين صورت مانند موردي كه قصد زيان به مسئول برات را داشته نميتواند به مقررات مربوط به عدم تاثير ايرادات استناد كند .

چنانكه ملاحظه ميشود طبق راي صادره از ديوانعالي كشور فرانسه تشخيص حسن نيت و سوء نيت مذكور در قانون متحدالشكل ژنو بنابر ضوابطي است كه موارد آن در بالا ذكر شد لكن بموجب آرايي كه بعد از سال 1935 ميلادي صادر شده ديوانعالي و ساير محاكم صالحه تشخيص حسن نيت و سوء نيت را منحصراَ در صلاحيت قضات ما هوي دانسته كه با توجه به اوضاع دعواي مطروحه رسيدگي نموده حكم مقتضي صادر نمايند .

2 ـ 2 ـ قلمرو اصل عدم تاثير ايرادات

قلمرو اصل عدم تاثير ايرادات يا اصل عدم استناد به ايرادات مانند ساير مقررات قانون تجارت ، استثنايي بر مقررات قانون مادر يعني قانون مدني بوده و همانطوري كه قبلا اشاره شد به روابط حقوقي بين برات گير و حامل برات محدود ميشود و در ساير موارد كه در پايين چند مورد آن به عنوان مثال ذكر ميشود ايرادات برات گير عليه حامل برات يا ساير ظهر نويسان طبق موازين قانون مدني و قانون آيين دادرسي مدني موثر در مقام بوده و قابل دفاع است .

الف ـ فقدان شرايط اساسي ـ هر گاه برات فاقد يكي از شرايط اساسي مقرر در فقرات 2 ـ 3 ـ 4 ـ 6 ـ 7 ـ 8 ـ ماده 223 قانون تجارت باشد برات گير ميتواند باستناد ايراد به فقرات فوق الذكر از پرداخت وجه برات بحامل آن خودداري كند زيرا در موارد مذبور حقوق برات گير مربوط به روابط خصوصي و شخصي بين او و دارنده برات نبوده بلكه از مقررات قانون ناشي ميشود .

ب ـ عدم اهليت ـ در موردي كه برات به وسيله برات كش يا برات گير يا ظهر نويس صغير يا مجنون امضاء شده باشد نامبردگان يا نمايندگان قانوني آنان در موقع مراجعه حامل برات ضمن ايراد عدم اهليت ميتوانند از پرداخت وجه برات خودداري كنند زيرا اهليت ناشي از وضع و حالت امضاء كننده است كه مورد حمايت قانون قرار گرفته است .

ج ـ درصورتيكه برات طبق مقررات ظهر نويسي مذكور در قانون تجارت بدست نيامده باشد مثل اينكه از طريق انتقال طلب به حامل منتقل گرديده يا آنكه ظهر نويسي پس از اعتراض ( پروتست ) واقع شده باشد ، براتگير حق دارد به همان ايراداتيكه ميتوانست در دعواي مطروحه عليه ناقلين ( برات كش يا هر يك از ظهرنويسان قبلي ) طرح كند ، به طرفيت دارنده برات نيز استناد كند مثلا اگر وجه برات بين برات گير و برات كش تهاتر شده باشد برات گير ميتواند به اين ايراد تهاتر ، عليه دارنده برات نيز استناد كند.

د ـ هر گاه مورد ايراد مربوط به روابط حقوقي بين گيرنده و دارنده برات باشد مثل اينكه گيرنده برات پس از قبولي آن طلبكار حامل برات بشود يا دارنده برات در عين حال برات كش هم باشد و برات محل نداشته باشد يا محل آن از طريق نامشروع بدست آمده باشد ، در اين قبيل موارد با توجه به توضيحات سابق الذكر حق استفاده به كليه ايرادات قانوني براي مسئول برات باقي است .

3 ـ 2 ـ قلمرو عدم تاثير ايرادات و قانون تجارت ايران

مقررات مربوط به عدم تاثير ايرادات كه در قانون متحدالشكل ژنو پيش بيني و بعداَ در بسياري از قوانين مغرب زمين وارد شده تاكنون صريحاَ در قانون تجارت ايران در نظر گرفته نشده است ، لكن پس از تجزيه و تحليل مواد قانون تجارت راجع به ظهر نويسي و ضمانت و قبول برات كه ذيلا مورد بحث قرار ميگيرد ميتوان گفت مقررات مزبور تلويحاَ مورد توجه مقن

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

حضانت از ديدگاه فقه اماميه و ساير مذاهب اسلامي


حضانت از ديدگاه فقه اماميه و ساير مذاهب اسلامي

چكيده :

حضانت نوعي ولايت و سلطنت است بر حفظ و نگهداري و تربيت كودك و مجنون .

زماني كه پدر و مادر كودك از هم جدا مي شوند مسأله حضانت و اولويت هر يك از آنها براي

نگداري و سرپرستي فرزند مطرح مي شود .

آراء فقها در به سزاتر بودن هر يك از پدر و مادر در سنين كودكي مختلف است ، مشهور فقها

برآنند كه مادر براي حضانت از فرزند تا دو سال و چنانچه دختر باشد تا هفت سال شايسته تر

است .

ظاهراً حضانت نسبت به مادر ، حق و نسبت به پدر ، حق و تكليف است ، زيرا مادر در قبول يا رد

حضانت و شيردهي مخير است ، اما پدر موظف است عهده دار امور فرزند شود . براي عهده دار امر

حضانت برخي فقها چهار و برخي شش شرط را در نظر گرفته اند .

واژگان كليدي :

حضانت يا حق سرپرستي از كودك ، حضانت و شيردهي ، حضانت حق است يا حكم ؟ ،حضانت پس از

انحلال نكاح ، ملاكات اولويت مادر در امر حضانت

مقدمه

برخي مي گويند شرع مقدس در امر حضانت و شيردهي اولاد نسبت به مادر جفا كرده و مرتبه او را

تا حد يك وسيله كه قابل اجاره دادن است ، پايين آورده است !

فقها گفته اند بر مادر واجب نيست طفل خود را شير دهد و از او مراقبت كند ، اين حكم در

ابتدا انسان را شگفت زده مي كند ؛ و گفته شده مادر مي تواند براي شير دادن به طفل خود اجرت

مطالبه كند ، و اين در نظر اول نوعي اهانت و تحقير به زن وانمود مي شود !

عامه مردم مي گويند زن و مردي كه با هم ازدواج مي كنند و صاحب اولاد مي شوند ، اگر شرع هم

وظيفه اي براي آنها تعيين نكرده بود ، عقل و غريزه به آنها حكم مي كرد كه مادر به بچه خود

شير دهد و پدر در اين كار او را ياري دهد ،چنانچه در حيوانات مشاهده مي شود آنها بدون حكم

عقل و شرع از نوزاد خود نگهداري مي كنند ، و كمتر ديده شده كه حيواني نوزاد خود را رها كند

، پس چگونه است كه اسلام مادر را نسبت به شير دادن و نگهداري از فرزند بي مسئوليت قلمداد

كرده است ؟ به طوري كه مي تواند اين امور را بپذيرد و يا رها نمايد ! اينها سؤالاتي است كه

ما در اجتماع امروز با آن روبه رو هستيم و احياناً مستمسكي براي اهانت و تضييع حقوق طبيعي

مادران شده است . اما با دقت نظر در آيات و برخي از روايات اين باب ، به اين نتيجه مي رسيم

كه نه تنها احكام حضانت و شيردهي تضييع حق و توهين به زن نيست ، بلكه موجب بالا بردن ارزش

كار زن شده و ضرر و حرج احتمالي را از او دور مي كند .

به علاوه اين اختيار ، توهم بهره برداري از زن در كارهاي ديگر را نفي مي كند ، زيرا وقتي

زن براي انجام يك كار طبيعي و غريزي مخير ، و مرد موظف به دادن اجرت باشد ، به طريق اولي

نسبت به كارهاي ديگر در خانه شوهر وظيفه اي ندارد ، مگر در اموري كه در ازدواج به عنوان

تكليف در قبال شوهر براي او مقرر شده است .

در اين مقاله ، حضانت از ديدگاه فقه اماميه بحث و بررسي شده و اقوال مشهور فقها نقد و

تحليل گرديده و به آراء مذاهب اهل سنت و مواد قوانين مدني اشاره شده است . در آخر ملاكات

اولويت مادر در حضانت از فرزند با توجه به ادله مذاهب پنج گانه نتيجه گيري شده است .

حضانت در لغت و اصطلاح :

حضانت – به كسر و فتح حاء – از حضن به معني جانب و پهلو است (1) ، گفته شده حضانت به معني

حفظ و صيانت است ، چنانچه وقتي پرنده تخم خود را زير بدن قرار مي دهد ، مي گويند : « حضن

الطائر بيضه (2) . »

حضانت در اصطلاح به معناي ولايت بر طفل و مجنون به جهت تربيت و حفظ و نگهداري و هر كاري

است كه به مصلحت او باشد (3) .

شهيد ثاني در تعريف حضانت گفته است : « الحضانه ولايه علي الطفل و المجنون لفائده تربيته و

ما يتعلق بها من مصلحهته من حفظه و جعله في سريره و رفعه و كحله و دهنه و تنظيفه و غسل

خرقه و ثوبه و نحو ذلك (4) . »

ساير فقها نيز تعاريفي مشابه اين تعريف براي حضانت آورده اند .

حضانت و رضاع

با توجه به معني لغوي و اصطلاحي حضانت ، بي گمان اين مفهوم ، شيردهي به نوزاد را هم در بر

مي گيرد و شايد مهمترين جنبه نگداري از بچه به شمار آيد ، اما فقها بين رضاع و حضانت جدايي

انداخته و گفته اند كه اگر مادر مايل به شير دادن به بچه نباشد پدر موظف است زني را براي

شير دادن به كودك استخدام كند . و يا اگر مادر اجرتي بيشتر تز زنان ديگر درخواست كند ، پدر

حق دارد زن ديگري را براي اين كار در نظر بگيرد .

مسأله كه در حضانت و شيردهي مطرح است اين است كه آيا با از بين رفتن حق شيردهي ، حق حضانت

مادر هم از بين مي رود ؟

محقق در شرايع زايل شدن حق حضانت مورد ترديد قرار داده (5) ، صاحب جواهر ترديد محقق را به

جهت عسر و حرجي كه از جهت جدايي شيردهي و حضانت حاصل مي شود دانسته است (6) ، و عقيده دارد

كه با رفتن حق شيردهي حق حضانت هم براي مادر نخواهد بود (7) .

اما جمعي ديگر از فقها مانند شهيد ثاني (8) و ابن ادريس (9) و ابوالصلاح حلبي (10) بر اين

باورند كه حق سرپرستي مادر ارتباطي به شير دادن ندارد .

امام خميني هم از بين نرفتن حق حضانت را موافق با احتياط مي داند (11) ، اما آيه الله خويي

حق حضانت را وابسته به حق شيردهي دانسته ، و گفته است : در صورتي كه حق شيردهي از بين برود

، حق سرپرستي هم از عهده مادر برداشته مي شود (12) .

فقيهان اهل سنت معتقدند كه با تسليم كودك به دايه ، حق حضانت مادر باقي خواهد ماند (13) .

برخي از فقها گفته اند كه مادر موظف است در سه روز اول تولد ، طفل را از شير خود تغذيه كند

؛ علامه در قواعد و شهيد در مسالك گفته اند : علت وجوب اين است كه نوزاد بدون اين شير زنده

نمي ماند (14) ؛ اين شير را در فارسي آغوز يا ماك ، و در عربي « اللباء » مي گويند (15) .

صاحب جواهر تعليل مذكور را وجه صحيحي براي وجوب دادن شير آغوز ندانسته و گفته است : اطلاق

ادله ، دلالت بر عدم وجوب شيردهي دارد ، و عقل و وجدان هم نمي پذيرد كه حيات طفل در سه روز

اول بستگي به اين شير داشته باشد ، بنابراين وجهي براي وجوب شيردهي در سه روز اول تولد

نداريم ، مگر اينكه بگوييم علت وجوب ، به جهت ضروري است كه از نخوردن شير آغوز به طفل

متوجه مي شود و بنابر قاعده نفي ضرر ، مادر را ملزم به شير دادن در سه روز اول تولد بدانيم

(16) و يا بگوييم حيات اطفال در سه روز اول تولد ، غالباً به خوردن اين شير بستگي دارد .

شهيد ثاني هم اين توجيه را اقوي دانسته است (17) .

حضانت حق است يا حكم ؟

حضانت از كودك از اموري است كه سه طرف دارد ، از يك طرف حق كودك است كه پدر و مادر او را

تغذيه و نگهداري و … كنند ، از طرفي حق مادر است كه به كودك خود شير دهد و از او نگهداري

نمايد ، و از سوي ديگر حق پدر است . در اينجا مناسب است تعريفي از حق و حكم ( تكليف ) و

تفاوت آن دو داشته باشيم .

از تعبيرات دانشمندان حقوق اسلامي براي حق ، به دست مي آيد كه حق ، نوعي توانايي خاص است

كه براي كسي يا كساني نسبت به شخص يا چيزي اعتبار شده و به اقتضاي اين توانايي ، آن كس يا

كسان مي توانند در آن چيز يا شخص تصرف نموده يا بهره اي برگيرند ، مانند حق حضانت ، حق

خيار ، حق الرهانه (18) .

حق معمولاً علاوه بر صاحب حق ( ذوالحق ) طرف ديگري هم دارد كه من عليه الحق ناميده مي شود.

منظور از حق همان اقتدار و سلطنت اعتباري است كه قانون گذار به شخص داده و منظئر از حكم يا

تكليف ، وظايفي است كه به صورت طلب فعل يا طلب ترك ، ( امر و نهي ) از مكلف خواسته شده است.

مرحوم سيد محمد كاظم يزدي در حاشيه مكاسب ، تقسيماتي براي حق از لحاظ نقل و انتقال و

قابليت اسقاط و عدم آن آورده است و در آخر به اين نتيجه رسيده كه قابليت اسقاط از لوازم حق

است ؛ بدين معني كه اگر صاحب حق ، توانايي و تسلط بر عدم انجام آن كار داشت ، آن امر نسبت

به او حق است ، و اگر توانايي اسقاط نداشت ، يعني قهراً موظف به انجام آن كار بود ، آن حكم

است (19) .

اكنون سؤال اين است كه اگر حضانت حق است ، آيا مي توان آن را اسقاط كرد ؟

با توجه به تعريف و تفاوت حق و حكم و با عنايت به ظاهر كلمات فقها در مسأله حضانت ، مي

توان گفت كه مادر مي تواند حق سرپرستي و نگهداري كودك را از دوش خود بردارد ، اما پدر نمي

تواند . در اين باره امام صادق ( ع ) فرموده است : « … المرأه أحق بالولد الي أن يبلغ سبع

سنين إلا أن تشاء المرأه (20) » .

صاحب جواهر گفته است : حضانت نسبت به مادر همانند شيردهي است كه بر او واجب نيست و مي

تواند آن را اسقاط كرده يا براي آن اجرت مطالبه كند ، و اگر پدر و مادر هر دو از نگهداري و

سرپرستي فرزند خودداري كردند حاكم ، پدر را بر اين كار اجبار مي شود (21) .

صاحب رياض در اين باره گفته است : حضانت در مرتبه اول به طور مطلق حق مادر است ( خواه كودك

را شير بدهد يت ندهد ) و اگر مادر حق خود را اسقاط كرد ، وظيفه پدر است كه از فرزند

سرپرستي كند ، و چنانچه پدر و مادر با هم از نگهداري طفل امتناع ورزند ، حاكم پدر را مجبور

به اين كار مي كند (22) .

از فقهاي معاصر آيه الله خويي ( ره ) به اين مسأله تصريح كرده گفته است : حق حضانت مادر

قابل اسقاط است اما حق حضانتي كه براي پدر و جد پدري تشريع شده غير قابل اسقاط است (23) .

بنابراين حضانت در ابتدا نسبت به مادر حق و قابل اسقاط و نسبت به پدر حق و تكليف است ، و

جنبه ولايت حضانت در واقع متوجه پدر است ، زيرا كه ولايت بر فرزند از شؤون پدر و غير قابل

اسقاط است . البته اگر پدر طفل حيات نداشته باشد يا صلاحيت نگهداري از فرزند را نداشته

باشد ، بر مادر واجب است از فرزند خود نگهداري كند ، همچنين اگر مادر حضانت و شيردهي را

پذيرفت تا پايان مدت مقرر نمي تواند از انجام آن خودداري كند (24) ، و گاهي موظف است نفقه

كودك را هم تأمين نمايد .

در قانون هم گفته شده : « نگاهداري اطفال هم حق و هم تكليف ابوين است و هيچ يك از پدر و

مادر حق ندارند در مدتي كه حضانت به عهده آنهاست از نگاهداري امتناع كنند (25) . »

برخي از فقهاي اهل سنت هم گفته اند كه مادر بر نگهداري و سرپرستي از كودك خود مجبور نيست ،

مگر اينكه شرايطي باشد كه مادر تنها سرپرست و نگهدارنده طفل محسوب شود (26) .

برخي ديگر از فقهاي اهل سنت برآنند كه مادر در هر شرايطي به نگهداري و سرپرستي كودك موظف

است ، و اگر امتناع كند ، بر اين كار مجبور مي شود (27) .

شرايط عهده دار امر حضانت

برخي از فقهاي اماميه چهار (28) و برخي شش (29) شرط را براي سرپرست كودك در نظر گرفته اند

: ما در اينجا به پنج شرط اشاره مي كنيم :

عقل ؛ فقها اتفاق نظر دارند كه سرپرست و مربي كودك بايد عاقل باشد (30) . بنابراين اگر

عهده دار امر حضانت ديوانه شود ، خواه جنون او ادواري باشد يا اطباقي ، حق حضانت او زايل

مي گردد .

شهيد ثاني گفته است : « اگر مدت جنون كم باشد و مانند يك بيماري عارض و زايل گردد ، مانعي

براي حق حضانت نيست » (31) .

علت عدم ولايت مجنون بر طفل اين است كه مجنون خود نياز به كسي دارد كه از او سرپرستي كند و

امور مالي او را بر عهده بگيرد (32) .

فقهاي اهل سنت نيز بر عاقل بودن سرپرست بچه اتفاق نظر دارند (33) .

در مورد الحاق برخي از بيماري هاي مزمن ، مانند سل و فلج كه اميد بهبودي در آن ضعيف است ،

به جنون ، دو وجه متصور است ، اول اينكه بگوييم اين بيماري ها به علت درد و ناراحتي زيادي

كه دارد ، مجال تدبير و رسيدگي به امور حضانت طفل را به بيمار نمي دهد ، و از اين لحاظ با

جنون در علت حكم مشترك است ، در اين صورت كسي كه مبتلا به اينگونه بيماري ها شده است ،

صلاحيت حضانت ندارد (34) ؛ صورت دوم اين است كه بگوييم اگر چه فرد مبتلا ، خود نمي تواند

به امور طفل رسيدگي كند ، اما مي تواند كسي را به عنوان نايب ،مامور كند تا مصالح طفل را

تامين نمايد . در اين صورت ولايت و يا حق حضانت شخص بيمار ساقط نمي شود ، زيرا اصل ، عدم

سقوط ولايت بر طفل است . صاحب حدائق قول دوم را ترجيح داده است (35) . صاحب جواهر هم قائل

به عدم سقوط حق حضانت شده و دليل آن را اطلاق ادله حضانت دانسته كه شامل مورد بيماري هم مي

شود (36) .

اما در مورد بيماري هاي مسري ، مانند جذام ظاهراً حق حضانت با وجود آنها ساقط مي شود ،

دليل آن دفع ضرر از كودك و كلام پيامبر (ص) است كه فرمود : « فر من المجذوم كفرارك من

الاسد (37) . »

در قانون ، « ماده 1170 » گفته شده كه حضانت به ديوانه واگذار نمي شود .

اسلام ؛ فقهاي اماميه اتفاق نظر دارند كه سرپرست و نگدارنده كودك بايد مسلمان باشد (38) .

دليل اساسي آنها آيه « ولن يجعل الله للكافرين علي المسلمين سبيلاً » و روايت الاسلام يعلو

ولايعلي عليه » است (39) . صاحب جواهر دليل ديگري هم آورده و آن اينكه مسلمان براي نگهداري

مسلمان سزاوارتر است زيرا كه ترس آن مي رود كه كافر عقايد خود را به بچه منتقل كند (40) .

اما فقهاي اهل سنت در اين مورد اختلاف نظر دارند ، شافعيه و حنفيه مسلمان بودن را شرط مي

دانند ، اما دو فرقه ديگر اين شرط را قبول ندارند (41) .

ازدواج نكردن مادر ؛ اولويت مادر در نگهداري و سرپرستي از فرزند تا زماني است كه ازدواج

نكند ، چنانچه مادر با مردي غير از پدر كودك ازدواج كند و پدر زنده باشد ، حق سرپرستي مادر

از بين مي رود . فقهاي اماميه بر اين حكم ادعاي اجماع كرده (42) ، و مذاهب چهارگانه اهل

سنت هم اتفاق نظر دارند (43) . مستند اين حكم رواياتي است كه از طريق شيعه و سني نقل شده و

مضمون همه آنها دلالت دارد كه مادر مادامي كه ازدواج نكرده براي سرپرستي از كودك شايسته تر

است ، مگر اينكه پدر فوت كرده باشد ، در اين صورت ازدواج مادر مسقط حق حضانت او نيست (44).

لازم به ذكر است كه مذاهب چهار گانه اهل سنت ازدواج مادر را اگر با يكي از محارم كودك مثل

عمو باشد ، مسقط حق حضانت ندانسته اند (45) .

حال اگر مادر از شوهر خود طلاق بگيرد و عده را سپري كند ، آيا حق حضانت به او بر مي گردد ؟

آراء فقها در اين مورد مختلف است .

شيخ طوسي در خلاف (46) و مبسوط (47) ، علامه در قواعد (48) ، شهيد ثاني (49) ، صاحب حدائق

(50) و از فقهاي معاصر امام خميني (51)بر اين باورند كه حق حضانت پس از طلاق مادر به او بر

مي گردد . اما ابن ادريس (52) ، صاحب رياض (53)و از فقهاي معاصر آيه الله خويي (54) قائل

به برنگشتن اين حق شده اند.

دليل گروه اول وجود مقتضي و رفع مانع است ، يعني اقتضاي حق حضانت در مادر هست ، مانع هم كه

ازدواج بود بر طرف شده ، پس حق او بر مي گردد و شايستگي حضانت از كودك را دارد (55)؛ و

آنها كه گفته اند حق حضانت پس از طلاق بر نمي گردد به اصل استصحاب استناد كرده و بازگشت حق

حضانت را به مادر ، محتاج دليل دانسته اند (56) .

صلاحيت اخلاقي ؛ اين شرط را برخي از فقها تحت عنوان عدالت و برخي تحت عنوان امين بودن و

فقهاي اهل سنت با عناوين عفت ، امانت ، فاسق نبودن و … آورده اند .

شيخ طوسي (57) يكي از شرايط سرپرست كودك را عدالت دانسته و علامه در قواعد عدالت را شرط

ندانسته است (58) .

شماري از فقيهان گفته اند كه عهده دار امر حضانت بايد فاسق نباشد ولي عدالت شرط نيست (59).

صاحب حدائق گفته است عهده دار امر حضانت بايد امين باشد ، زيرا كسي كه امانتدار نباشد ،

شايستگي براي حضانت كودك ندارد (60) .

فقهاي اهل سنت هم در اين باره آراء مختلفي دارند . حنفيه گفته اند كه عهده دار امر حضانت

فاسق نباشد ، شافعيه گفته اند كه امانتدار باشد و مالكيه امانت در دين را شرط دانسته اند

(61) . از مجموع آراء فقها شيعه و سني مي توان عنوان صلاحيت اخلاقي را انتزاع كرد . ظاهراً

شرط عدالت دليل خاصي ندارد ، آنچه اهميت دارد اين است كه سرپرست كودك صلاحيت اخلاقي براي

نگهداري و تربيت از بچه را داشته باشد و مصالح او را در نظر بگيرد .

مقيم بودن ؛ برخي از فقها گفته اند كه مادر وقتي عهده دار حضانت از كودك مي شود بايد در

محلي ثابت ساكن باشد ، يعني كودك را به مسافرت نبرد .

آراء فقها در اين باره مبهم و متفاوت است ، شيخ طوسي در مبسوط گفته است : اگر مادر فرزند

را به جايي ببرد كه نماز شكسته شود ، حق حضانت او ساقط مي شود (62) ؛ و هم او گفته است كه

اگر سفر مادر از روستا به شهر باشد ، او براي نگهداري سزاوارتر است و اگر سفر وي از شهر به

روستا باشد پدر شايسته تر است ، زيرا كه آموزش در روستا كمتر از شهر است (63) .

غالب فقهاي اهل سنت هم گفته اند مادر نمي تواند كودك را به سفر ببرد ، و اگر بخواهد مسافرت

كند بايد بچه را نزد ولي او بگذارد (64) .

صاحب جواهر اساساً اين شرط را جزء شرايط عهده دار حضانت از كودك نمي داند ، و معتقد است

اطلاق ادله حضانت شامل اين شرط نمي شود (65) .

نگهداري و سرپرستي از كودك پس از انحلال نكاح

جدايي پدر و مادر از فرزند گاهي به سبب طلاق است گاهي مرگ . ( مرگ پدر ، مرگ مادر ، مرگ

پدر و مادر ) .

سرپرستي از طفل در صورت جدايي پدر و مادر به سبب طلاق :

آراء فقها در اين مسأله مختلف ، و اختلاف نظر آنها ناشي از اختلاف در ادله است .

آراء فقها در اين باره عبارتست از :

الف ) نظر مشهور فقها بر اين است كه نگهداري از فرزند پسر تا دوسال و فرزند دختر تا هفت

سال به عهده مادر است و پس از آن نگهداري هر دو وظيفه پدر است (66) . اين نظر مبناي حقوق

مدني ايران است (67) .

فقيهاني كه اين نظر را پذيرفته اند عبارتند از شيخ طوسي در نهايه (68) ، ابن ادريس (69) ،

محقق حلي (70) ، علامه حلي (71) ، فخرالمحققين (72) ، شهيد اول (73) ، قاضي ابن براج (74)

، صاحب رياض (75) ، صاحب حدائق (76) ، صاحب جواهر (77) و امام خميني (78) .

مستند اين رأي اجماع (79) ، و جمع بين رواياتي است كه دلالت دارد فرزند تا دو سال در

اختيار مادر و رواياتي كه مي گويد تا هفت سال ، و رواياتي كه پدر را نسبت به تربيت پسر ، و

مادر را تا هفت سال به تربيت دختر شايسته تر مي داند (80) .

نظر ديگري بين فقها مطرح است كه سرپرستي از فرزند در دوران شيرخوارگي با مادر و پس از آن ،

نگهداري فرزند پسر به عهده پدر ، و فرزند دختر تا 9 سالگي به عهده مادر است . قائلين اين

ديدگاه ، شيخ مفيد ، سلار و قاضي ( به تقل از صاحب جواهر ) هستند (81) .

بعضي هم گفته اند كه مادر براي نگهداري از فرزند پسر تا هفت سال و براي فرزند دختر تا سن

بلوغ سزاوارتر است و چنانچه پس از گذشتن هفت سال فرزند پسر به حد تميز نرسيده باشد همچنان

در حضانت مادر مي ماند . قائلين اين قول ابن جنيد (82) و و شيخ طوسي در مبسوط و خلاف هستند

(83) .

مادر تا دو سالگي اگر بخواهد حق سرپرستي از فرزند را دارد و بهتر است كودك تا هفت سالگي

اعم از اينكه پسر يا دختر باشد در حضانت مادر باقي بماند (85) .

فقهاي اهل سنت به طور كلي مادر را براي حضانت از فرزند شايسته تر مي دانند مبناي نظر آنان

علاوه بر روايات ، مهرباني و شفقت كودك به مادر است (86) .

ب . سرپرستي كودك در صورت مرگ يكي از پدر و مادر

فقهاي اماميه اتفاق نظر دارند كه با مرگ هر يك از پدر و مادر نگهداري و سرپرستي كودك به

ديگري منتقل مي شود ، حتي اگر مادر ازدواج كرده و يا پدر وصي و قيم معين كرده باشد . علامه

در ارشاد گفته است : « در صورتي كه پدر كودك فوت كرده باشد ازدواج مادر مسقط حق حضانت او

نيست (87) .»

شهيد ثاني هم گفته است : « مانعيت ازدواج مادر از سرپرستي كودك در صورتي است كه پدر طفل ،

حيات داشته باشد (88) .»

قانون مدني ايران هم به اين دو نكته اشاره كرده و گفته است : « در صورت فوت يكي از ابوين

حضانت طفل با آنكه زنده است خواهد بود ، هرچند متوفي پدر طفل بوده و براي او قيم معين كرده

باشد (89) .»

در ميان فقهاي اهل سنت اتفاق نظر است كه پس از مادر ، مادر مادر و پس از او اقارب اناث

مادري مانند خاله و عمه به حضانت از طفل سزاوارترند (90).»

حنفيان برآنند كه : حضانت از بچه حق خويشان مادري كودك است و سزاوارترين افراد در امر

حضانت ، مادر است ، خواه در نكاح پدر كودك باشد يا نباشد (91) .

ج . سرپرستي كودك در صورت فوت پدر و مادر

اكثر فقهاي اماميه بر اين عقيده اند كه در صورت فوت پدر و مادر سرپرستي و حق حضانت با جد

پدري كودك است ، زيرا كه جد پدري نسبت به امور مالي و غير مالي بر فرزند فرزند ولايت دارد

(92) .

اما در صورتي كه جد پدري در قيد حيات نباشد ، آراء متفاوتي از فقها رسيده است كه آيا

سرپرستي و حضانت به ترتيب طبقات وارثان است يا اينكه وظيفه وصي پدر يا جده پدري است ؟ صاحب

جواهر گفته است كه در صورت فقدان جد پدري ، وصي پدر يا وصي جد پدري به امر حضانت طفل

سزاوارتر است (93) و پس از او خويشان طفل به ترتيب طبقات ارث و پس از آنها حاكم و بعد از

او ، همه مسلمين از باب واجب كفايي بايد عهده دار حضانت طفل شوند (94) . صاحب جواهر اين

نظر را تقويت كرده و در آخر با لفظ « والله العالم » در آن ترديد كرده است (95) . ابوعلي

از فقهاي شيعه گفته است كه مادر مادامي كه شوهر نكرده شايسته ترين فرد براي سرپرستي از طفل

، و پس از او فاميل مادري از فاميل پدري براي حضانت سزاوارترند ، دليل او روايتي است از

پيامبر (ص) كه در مورد سرپرستي دختر حمزه سيدالشهداء فرمودند : طفل را به خاله اش بدهيد و

اضافه كردند : « الخاله والده (96).»

امام خميني در اين باره گفته است : در صورت فقدان پدر و مادر ، حضانت حق جد پدري است ، و

در صورت نبودن او وصي پدر و وصي جد پدري و پس از آنها حضانت از طفل به عهده خويشان كودك به

ترتيب طبقات ارث است و چنانچه صاحبان حق حضانت ، متعدد و در يك رتبه قرار گيرند ، بين آنها

قرعه زده مي شود (97) .

فقهاي اهل سنت در اين باره گفته اند : « سرپرستي به كسي مي رسد كه از لحاظ توان و اخلاق

مقدم باشد و اگر مساوي باشند كسي كه بزرگتر است مقدم است (98).»

ادله روايي حضانت

در مسأله حضانت روايات از لحاظ دلالت بر شايستگي و سزاوارتر بودن هر يك از پدر و مادر نسبت

به سرپرستي و نگهداري از كودك مختلف است ، اين روايات را مي توان به پنج دسته تقسيم كرد :

رواياتي كه دلالت دارد مادر به طور مطلق براي سرپرستي كودك سزاوارتر است ، در اين مورد

روايتي است كه از طريق شيعه و سني در مورد قضاوت پيامبر (ص) درباره دختر حمزه سيدالشهداء

نقل شده است كه حضرت فرمودند : دختر حمزه را به خاله اش بدهيد و اضافه كردند « الخاله

والده » خاله به منزله مادر است (99) .

رواياتي كه به اولويت مادر تا ازدواج نكرده است دلالت دارد .

الف ) روايت مرسله اي است كه منقري نقل كرده ، قال : « سئل ابو عبدالله (ع) عن الرجل يطلق

امرأته و بينهما و لد أيهما أحق بالولد ؟ قال المرأه أحق بالولد ما لم تتزوج » (100) .

اين رأي به شيخ صدوق (ره) و ابوعلي نسبت داده شده است (101) .

ب ) روايت ديگري كه از طريق عامه نقل شده ، مضمون روايت چنين است : زني نزد پيامبر (ص) آمد

و به آن حضرت عرض كرد : اين فرزند من است كه آن را در شكم خود پرورش و از پستان خود شير

داده و در دامن خود پرورانده ام ، پدرش مرا طلاق داده و مي خواهد او را از من بگيرد ، حضرت

فرمود : « أنت أحق به مالم تنكحي » تو نسبت به فرزندت مادامي كه ازدواج نكرده اي سزاوارتري

(102) .

ج ) روايت ديگري است كه از طريق عامه نقل شده ،پيامبر (ص) فرموده : « الأم أحق بحضانته

ابنها ما لم تتزوج » مادر مادامي كه ازدواج نكرده به حضانت از فرزند سزاوارتر است .

رواياتي كه بيانگر شايسته تر بودن پدر به نگهداري و سرپرستي است ، چه در دوران شيرخوارگي و

چه بعد از آن . از جمله روايت فضيل بن يسار از امام صادق (ع) : « أيما امرأه حره تزوجت

عبداً فولدت اولادا فهي أحق بولدها منه و هم احرار فاذا اعتق الرجل فهو احق بولده منها

لموضع الأب (103).» اگر زن آزاده اي با بنده اي ازدواج كند و صاحب فرزنداني شود ، آن زن

نسبت به فرزندان سزاوارتر است و آن فرزندان آزاده اند ، اما اگر بنده (پدر) آزاد شود او

نسبت به فرزند سزاوارتر است ، به خاطر پدر بودنش (104) .

رواياتي كه دلالت دارد پدر بعد از دوران شيرخوارگي كودك ، نسبت به او سزاوارتر است :

الف ) روايت داود بن الحصين از امام صادق (ع) : « والوالدات يرضعن اولاد هن ، قال مادام

الولد في الرضاع فهو بين الأبوين بالسويه ، فالأب أحق به من الام ، فاذا مات الأب فالأم

أحق به من العصبه … (105) .»

ب ) روايتي است از أبي الصباح كناني ، از امام صادق (ع) : « اذا طلق الرجل المرأه و هي

حبلي ، انفق عليها حتي تضع حملها و اذا وضعته ، اعطاها أجرها ، و لا يضارها الا أن يجد من

هو أرخص اجراً منها ، فان هي رضيت بذلك الأجر فهي أحق بابنها ، حتي تفطمه (106).»

دسته ديگري از روايات است كه دلالت دارد مادر تا هفت سال از هر كس ديگري براي نگهداري از

كودك شايسته تر است :

الف ) روايتي است از ايوب ابن نوح كه مي گويد : « نامه اي با بشربن بشار به امام هادي (ع)

نوشتم كه مردي با زني ازدواج كرده و صاحب فرزندي شده است و سپس از او جدا شده ، چه وقت مي

تواند بچه را از او بگيرد ، حضرت در پاسخ او نوشت زماني كه كودك هفت ساله شود (107).»

ب ) روايت ديگري است از همان راوي ، مي گويد : « كتب اليه بعض اصحابه ، كانت لي امرأه ولي

منها ولد وخليت سبيلها ، فكتب : المرأه أحق بالولد إلي أن يبلغ سبع سنين إلا أن تشاء

المرأه » (108) .

نقد و بررسي رأي مشهور فقها

از بررسي مجموع روايات و آراء فقها در مسأله حضانت به دست مي آيد كه در نگهداري كودك از

بدو تولد تا دو سالگي كه دوران شيرخوارگي كودك است ، همه فقها اعم از شيعه و سني به اولويت

مادر اتفاق نظر دارند ، بنابر اين اگر بخواهيم اصلي را براي حضانت فرزند تأسيس كنيم ،

برابر قاعده بايد اصل را در نگداري از فرزند با مادر بدانيم ؛ و اين منافاتي با ولايت قهري

پدر بر فرزند ندارد ، زيرا ولايت پدر بيشتر ناظر به امور مالي و ازدواج و نفقه و امثال آن

است كه ادله دلالت بر آن دارد .

مشهور فقها گفته اند مادر تا دو سال نسبت به سرپرستي كودك و اگر دختر باشد تا هفت سال

اولويت دارد ، رأي مشهور بنابر نظر صاحب جواهر اجماع امت و جمع بين روايت است ، رواياتي كه

دلالت بر شايستگي مادر تا دو سال ( دوران شيرخوارگي ) و رواياتي كه تا هفت سال حق سرپرستي

را به مادر داده اند (109) .

برخي از فقها به اين جمع ايراد گرفته اند و گفته اند : قول مشهور فقها كه مستند به جمع

روايات است ، دليلي از شرع و عرف ندارد . فقها به اين جمع ، جمع اعتباطي مي گويند (110) ،

و علاوه بر آن لفظ ولد در روايات اعم از دختر و پسر است ، و ديگر آنكه اين رأي با رواياتي

كه مادر را تا نه سالگي يا سن بلوغ سزاوارتر مي داند ، معارض است .

مستند ديگر قول مشهور ، اجماع است كه با اختلاف آراء فقها نمي تواند مورد قبول باشد ، در

اين باره يكي از فقهاي معاصر مي گويد : اين اجماع مدركي است ، و ارزش فقهي ندارد (111) .

صاحب مسالك در اين باره گفته است : « اختلف الفقهاء في مستحق الحضانه من الأبوين لاختلاف

الاخبار – اي النصوص – و في بعضها أن الأم أحق بالولد مطلقاً ما لم تتزوج ،و في بعضها

أنها احق به الي سبع سنين ، و في آخر الي تسع ،و في بعضها أن الأب احق به ، وليس في الجميع

فرق بين الذكر و الأنثي … و ليس في الباب خبر صحيح ، بل هي بين ضعيف و مرسل و موقوف(112). »

بنابراين ، قول مشهور فقها بدون اشكال نيست و مستندات آن قابل خدشه است ، اين حكم بررسي

مجددي را مي طلبد .

ملاكات اولويت مادر در حضانت

از تعليلي كه پيامبر در داستان سپردن دختر حمزه سيدالشهداء به خاله اش كردند كه رمودند : «

الخاله والده » مي توان به دست آورد كه علت مقدم داشتن خاله نسبت به ساير اقوام كودك ، رحم

وشفقت مهرباني بر كودك است و اين معنا نوعاً در مادران بيشتر ديده مي شود .

در معنايي كه براي حضانت شده است تربيت ، مراقبت و حفظ مصلحت كودك از اركان حضانت محسوب مي

شود ، با توجه به عدم مسؤليت مادر نسبت به تأمين هزينه زندگي او وقت بيشتري براي سرپرستي و

مراقبت و تربيت فرزند دارد .

از دلالت صريح روايات بر اولويت مادر در اين شيرخوارگي « اصل حضانت ، حق مادر است » را مي

توان تأسيس كرد ، اين حق در موارد شك ، ابقاء مي شود ( مورد شك مستند مشهور فقها است كه در

آن خدشه شد . )

توصيه هاي اكيد قرآن كريم بر حفظ مصالح مادر و كودك و معصومين (ع) در سپردن فرزند به مادر

و سيره عقلا و عرف عامه ، بيانگر اولويت مادر در امر حضانت از فرزند است .

ادله اي كه شرايط حضانت از آن استفاده مي شود ، به طور كلي منصرف به مادر است ، و اين مي

رساند كه مادر در ابتدا به حضانت از كودك سزاوارتر است .

لازم به ذكر است در تربيت فرزند اعم از دختر يا پسر ، پدر نقش اساسي و سازنده دارد ، و

فقدان هر يك از پدر و مادر در زندگي كودك ، موجب نابساماني هايي مي شود ، اما در مقام

انتخاب يكي از پدر و مادر ، مادر به جهت رحم و شفقت بيشتر و حرص و علاقه اي كه در حفظ و

نگهداري فرزند دارد چنانچه شرايط اهليت را دارا و داوطلب اين كار باشد براي سرپرستي شايسته

تر است .

فهرست منابع

استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال .

قرآن كريم به صراحت فرموده است : « ولا تضار والده بولدها » مادر نبايد از بابت شير دهي به

فرزند متحمل ضرر شود ، و اين ضرر مالي نيست .

تأمين نفقه كودك توسط مادر ، در فقدان پدر و جد پدري در باب نفقه اقارب در كتب فقهي آمده

است .

يادداشت ها :

1. دكتر ابراهيم انيس ، و … ، فرهنگ المعجم الوسيط ، انتشارات دارالدعوه ، استانبول تركيه.

2. همان مرجع .

3. فخرالدين الطريحي ، مجمع البحرين ، ج 6 ، ص 237 ، انتشارات مرتضوي ، تهران .

4. مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 581 ، چاپ سنگي .

5. ج 2 ، ص 568 ، انتشارات استقلال .

6. جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 300 ، انتشارات اسلاميه .

7. همان مرجع .

8. مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 584 ، چاپ سنگي .

9. السرائر ، ص 457 ، ج 19 – الينابيع الفقيهه ، جمع آوري علي اصغر مرواريد .

10 . الكافي ، ابو الصلاح حلبي ، ص 316 ، انتشارات امام امير المومنين ، اصفهان .

11 . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 312 .

12 . منهاج الصالحين ، ج 2 ، ص 286 ، انتشارات مهر ، قم .

13 . الفقه الاسلامي و ادلته ، وهبه الزحيلي ، ج 7 ، ص 703 .

14 . شيخ يوسف بحراني ، حدائق الناضره ، ج 25 ، ص 72 ، موسسه نشر اسلامي .

15 . فرهنگ معين ، آغوز اولين شيري است كه مادر به نوزادش مي دهد . دكتر محمد معين .

16 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهرالكلام ، ج 31 ، ص 273 ، انتشارات اسلاميه .

17 . شهيد ثاني ، الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه ، ج 5 ، صص 453 و 454 .

18 . همان مرجع .

19 . با تلخيص و اضافه از مقاله ابوالقاسم گرجي در فصل نامه حق از منشورات دادگستري جمهوري

اسلامي ايران ، شماره يكم ، سال 1364 .

20 . وسائل الشيعه ، باب 81 از ابواب احكام اولاد ، حديث 6 ، انتشارات اسلاميه .

21 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهرالكلام ، ج 31 ، ص284 ، انتشارات اسلاميه .

22 . رياض المسائل ، ج 2 ، ص 163 ، چاپ سنگي ، مؤسسه آل البيت .

23 . منهاج الصالحين ، ج 2 ، ص 286 ، انتشارات مهر ، قم .

24 . سيد حسن امامي ، حقوق مدني ، ج 5 ، ص 192 . مؤلف اين مطلب را به شهيد ثاني در مسالك

نسبت داده است .

25 . قانون مدني ( ماده 1198 ) و ( ماده 1172 ) .

26 . وهبه الزحيلي ، الفقه الاسلامي و ادلته ، ج 7 ، ص 733 .

27 . همان مرجع .

28 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهر الكلام ، ج 31 ، صص 286 و 288 .

29 . شيخ يوسف بحراني ، حدائق الناضره ، ج 25 ، صص 90 تا 94 .

30 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهرالكلام ، ج 31 ، ص 287 ، انتشارات اسلاميه .

31 . مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 582 ، چاپ سنگي .

32 . شيخ يوسف بحراني ، حدائق الناضره ، ج 25 ، ص 91 ، مؤسسه نشر اسلامي .

33 . عبدالرحمن عوض الجزيري ، الفقه علي المذاهب الاربعه ، ج4 ، صص 596 و 597 ، انتشارات

دارالاحياء التراث العربي .

34 . شهيد ثاني ، مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 582 ، چاپ سنگي .

35 . شيخ يوسف بحراني ، حدائق الناضره ، ج 25 ، ص 91 ، مؤسسه نشر اسلامي .

36 . جواهرالكلام ، ج 31 ، ص 288 ، انتشارات اسلاميه .

37 . شيخ يوسف بحراني ، حدائق الناضره ، ج 25 ، ص 92 ، مؤسسه نشر اسلامي .

38 . همان مرجع .

39 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 287 ، انتشارات اسلاميه .

40 . همان مرجع .

41 . عبدالرحمن عوض الجزيري ، الفقه علي المذاهب الاربعه ، ج 4 ، ص 501 و 502 .

42 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 289 ، انتشارات اسلاميه .

43 . عبدالرحمن عوض الجزيري ، الفقه علي المذاهب الاربعه ، صص 501 و 502 ، انتشارات

دارالاحياء التراث العربي .

44 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهر الكلام ، ج 31 ، صص 289 و 290 .

45 . عبدالرحمن عوض الجزيري ، الفقه علي المذاهب الاربعه ، صص 501 و 502 ، انتشارذات

دارالاحياء التراث العربي .

46 . ج 3 ، ص 84 ، انتشارات دائره المعارف الاسلاميه .

47 . ج 6 ، ص 41 ، انتشارات مرتضوي ، تهران .

48 . ج 19 ، ص 660 ، الينابيع الفقهيه ، جمع آوري علي اصغر مرواريد .

49 . اللمعه الدمشقيه ، ج 5 ، ص 463 . تصحيح و تعليق سيد محمد كلانتر ، انتشارات جامعه

النجف الدينيه .

50 . حدائق الناضره ، ج 25 ، ص 92 ، مؤسسه نشر اسلامي .

51 . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 313 ، انتشارات اسماعيليان .

52 . السرائر ، ص 457 ، ج 19 ، سلسله الينابيع الفقهيه .

53 . رياض المسائل ، ج 1 ، ص 192 ، چاپ سنگي .

54 . منهاج الصالحين ، ج 2 ، ص 286 ، انتشارات مهر – قم .

55 . شهيد ثاني ، اللمعه الدمشقيه ، ج 5 ، ص 463 ، تصحيح و تعليق سيد محمد كلانتر ،

انتشارات جامعه النجف الدينيه .

56 . همان مرجع .

57 . المبسوط ، ج 6 ، ص 40 ، انتشارات مرتضوي ، تهران .

58 . ج 19 ، ص 661 ، الينابيع الفقهيه ، جمع آوري علي اصغر مرواريد .

59 . شهيد ثاني ، مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 582 ، چاپ سنگي .

60 . حدائق الناضره ، ج 25 ، ص 93 . صاحب حدائق اين شرط را از شيخ طوسي در مبسوط و علامه

در قواعد نقل كرده است .

61 . عبدالرحمن عوض الجزيري ، الفقه علي المذاهب الاربعه ، ج 4 ، صص 501 و 502 ، انتشارات

دارالاحياء التراث العربي .

62 . ج 6 ، ص 40 ، انتشارات مرتضوي ، تهران .

63 . همان مرجع .

64 . عبدالرحمن عوض الجزيري ، الفقه علي المذاهب الاربعه ، ج4 ، صص 600 و 602 .

65 . جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 289 ، انتشارات اسلاميه .

66 . همان مرجع ، ص 290 .

67 . حقوق مدني ، ماده 1169 .

68 . ج 18 ، ص 126 ، الينابيع الفقهيه ، جمع آوري علي اصغر مرواريد .

69 . السرائر ، ج 19 ، ص 459 ، الينابيع الفقهيه .

70 . مختصر النافع ، ص 194 ، انتشارات مؤسسه مطبوعات ديني .

71 . قواعد الاحكام ،ج 19 ، ص 660 ، الينابيع الفقهيه .

72 . ايضاح افوائد ، ج 3 ، صص 264 و 265 .

73 . اللمعه الدمشقيه ، شهيد اول ، ص 203 ، انتشارات دارالناصر .

74 . المذهب ، ج 18 ، ص 204 ، الينابيع الفقهيه .

75 . رياض المسائل ، ج 2 ، ص 162 ، چاپ سنگي مؤسسه آل البيت .

76 . حدائق الناضره ، ج 25 ، ص 88 .

77 . جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 290 .

78 . تحريرالوسيله ، ج 2 ، صص 312 و 313 .

79 . شيخ يوسف بحراني ، حدائق الناضره ، ج 25 ، ص 88 . صاحب جواهر نيز از غنيه در اين مورد

نقل اجماع كرده است . ج 31 ، ص 290 .

80 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 291 .

81 . همان مرجع .

82 . ابن جنيد اسكافي ، فتاوي ابن جنيد ، جمع آوري شيخ علي پناه اشتهاردي ، مؤسسه نشر

اسلامي .

83 . جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 291 .

84 . همان مرجع .

85 . آيت الله خويي ، منهاج الصالحين ، ج 2 ص 285 ، انتشارات مهر – قم .

86 . عبدالرحمن عوض الجزيري ، الفقه علي المذاهب الاربعه ، ج 4 ، صص 594 و 598 .

87 . ارشاد الاذهان ، كتاب نكاح ، جزء سوم ، ص 461 ، الينابيع الفقهيه .

88 . مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 582 ، چاپ سنگي .

89 . ماده « 1171 » قانون مدني .

90 . عبدالرحمن عوض الجزيري ، الفقه علي المذاهب الاربعه ، ج 4 ، صص 499 و 500 ، انتشارات

دارالاحياء التراث العربي .

91 . همان مرجع .

92 . شيخ محمد حسن نجفي ، جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 295 ، انتشارات اسلاميه .

93 . همان مرجع .

94 . همان مرجع ، ص 297 .

95 . همان مرجع .

96 . وسائل الشيعه ، باب 73 از ابواب احكام اولاد ، حديث 4 .

97 . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 313 .

98 . وهبه الزحيلي ، الفقه الاسلامي و اذلته ، ج 7 ، ص 724 .

99 . وسائل الشيعه ، باب 73 ار ابواب احكام اولاد ، حديث 4 ، انتشارات اسلاميه .

100. وسائل الشيعه ، باب 81 از ابواب احكام اولاد ، حديث 4 .

101. شيخ محمد حسن نجفي ، جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 291 .

102. همان مرجع به نقل از سنن بيهقي ، ج 8 ، ص4 .

103. وسائل الشيعه ، باب 73 از ابواب احكام اولاد ، حديث 1 .

104. وسائل الشيعه ، باب 73 از ابواب احكام اولاد ، حديث 1 .

105. وسائل الشيعه ، باب 81 از ابواب احكام اولاد ، حديث 1 ، انتشارات اسلاميه .

106. همان مرجع حديث .

107. همان مرجع ، ص 192 ، حديث 7 .

108. همان مرجع ، حديث 6 .

109. روايت ايوب بن نوح دلالت بر اولويت مادر تا هفت سال به طور مطلق دارد ؛ و روايت داود

بن الحصين به صراحت بر تساوي حق حضانت پدر و مادر در دوران شيرخوارگي و اولويت پدر پس از

آن دلالت دارد .

110. محمد جواد مغنيه ، فقه الامام جعفر صادق ، ج 5 ، ص 303 ، انتشارات انصاريان .

111. سيد محمد موسوي بجنوردي .

112. مسالك الافهام ، شهيد ثاني ، ج 1 ، ص 582 ، چاپ سنگي .

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

بررسی انگیزه در عنصر روانی جرم


فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه1

اراده2

عمد. 3

عمد و انگیزه4

انگیزه (mobile)4

نقش انگیزه در تحقق جرم8

نقش انگیزه در اعمال مجازات.. 10

منابع. 11

 


بررسی انگیزه در عنصر روانی جرم

 

مقدمه

آن چه در علم حقوق به آن پديده جنايي مي گويند، فقط از انسان و آن هم فقط در جوامع انساني واقع مي شود اما خوشبختانه اعمالي كه از انسان سر مي زند منحصر به همين پديده نيست. از انسان هزاران عمل خوب و بد ديگر صادر مي شود كه فقط يكي از آنها پديده جنايي ناميده مي شود و مرتكب را در معرض مجازات يا اقدامات تاميني قرار مي دهد

بنابراين بايد طريقه و روشي انتخاب گردد كه به وسيله آن بتوان پديده جنايي را از ساير اعمال انساني تفكيك نمود. اصولي ترين طريقي كه براي تفكيك پديده جنايي از ساير اعمال انساني وجود دارد همان «تعيين مجازات يا اقدامات تاميني» براي پديده جنايي است.

از آن كه در سيستم فعلي حقوق ايران، فقط قانون حق تعيين مجازات را دارد لذا اولين شرط پديده جنايي وجود قانون است. مقنن در ماده 2 قانون مجازات اسلامي مقرر داشته است كه: «هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي شود». كه به اصل «قانوني بودن جرائم و مجازاتها» معروف است.

هيچ امري را نمي توان جرم دانست مگر آن كه به موجب قانون براي آن مجازات يا اقدامات تاميني يا تربيتي تعيين شده باشد. ولي وجود قانون به تنهايي كافي نيست كه كسي را در معرض مجازات قرار دهد، بلكه شخص مرتكب بايد عملاً كاري را كه قانون منع نموده انجام داده باشد. در شرايطي فعلي تمدن، آن چه موجب مي شود كه كسي در معرض مجازات يا اقدامات تاميني قرار گيرد «ارتكاب مادي عملي ممنوع» است نه داشتن مقاصد و افکار مجرمانه. لذا شرط دوم تحقق پديده جنايي همان بروز و ظهور افكار مجرمانه و ارتكاب مادي عملي ممنوع است. اين شرط دوم را علما «عنصر مادي جرم» ناميده اند. مجموع دو عنصر قانوني و مادي كافي نيست كه شخص مرتكب را در معرض مجازات قرار دهد بلكه شرط ديگري هم ضروري است و آن اين كه مرتكب با ميل واراده عمل ممنوعه را انجام داده باشد يا حداقل در ارتكاب آن مرتكب بي احتياطي يا بي مبالاتي شده باشد اين شرط سوم را دانشمندان «عنصر رواني جرم» ناميده و مجموع شرايط فوق الذكر را «عناصر سه گانه جرم» ناميده اند.

آيا عناصر تشكيل دهنده جرم منحصر به همان عناصر سه گانه است؟

برخي از حقوقدانان معتقدند كه عناصر سه گانه مذكوركافي براي تحقق پديده جنايي نبوده بلكه عنصر ديگري به نام عنصر غير مشروع (Element Injuste) نيز ضروري است. آنان اضافه مي نمايند كه در بسياري از موارد و از جمله دفاع مشروع با اين كه عناصر سه گانه جرم وجود دارند، مع هذا موردي براي تعقيب و مجازات مرتكب نيست، زيرا در اين مورد، عنصر چهارم يعني همان عنصر غير مشروع وجود ندارد. ليكن اكثريت دانشمندان فرانسوي با اين نظر موافق نبوده و اظهارنظر مي نمايند كه اصولاً لازمه تحقق هر جرم آن است كه در ارتكاب عمل جنبه هاي غير مشروع وجود داشته باشد؛ والا هر گاه خود مقنن به عللي از علل و از جمله دفاع مشروع، خاصيت جرم بودن را از عملي سلب نموده باشد، اصولاً نمي توان گفت كه جرمي واقع شده است.

بنابراين آن چه را كه گارو و دانشمندان آلماني تحت عنوان «عنصر غير مشروع» بيان نموده اند، در حقيقت همان «زوال يا فقدان عنصر قانوني» است، لذا به نظرما بهتر آن است كه عناصر تشكيل دهنده جرم را به همان عناصر سه گانه محدود نمود.

در اين مقاله مجال بررسي عناصر مادي و قانوني جرايم را نداريم و اندك نظري به عنصر رواني مي اندازيم البته بررسي انگيزه و نقش آن در تكوين جرم. بنابراين با طرح چند سؤال بحث اصلي را آغاز مي كنيم؛ جايگاه عنصر رواني در ميان عناصر سه گانه تشكيل دهنده پديده جنائي چيست؟ انگيزه چيست و جايگاه آن در تشكيل پديده مجرمانه چيست؟ ارتباط عوامل موثر در ركن رواني (عمد و خطاي جزائي) با انگيزه چيست؟

 

اراده

اراده در لغت عبارت است از خواستن، طلب کردن، قصد و آهنگ و عزم و اراده ارتکاب جرم عبارت است از خواستن انجام عمل مجرمانه؛ بنابراین اگر شخصی بداند که مالی متعلق به غیر است ولی آن را بردارد مرتکب جرم شده است.

بحث درباره آزاد بودن یا مجبور بودن انسان در انجام اعمال و رفتارش از جمله مسائلی است که از دیرباز ذهن کنجکاو بشر را به خود مشغول کرده است. برخی از اندیشمندان و صاحبان مکاتب مثل طرفداران مکتب تحققی و اثباتی اعتقاد به عدم آزادی اراده انسان دارند و برخی دیگر مثل طرفداران مکتب کلاسیک آن را آزاد می‌دانند؛ اما نظر صحیح‌تر که فقه تشیع نیز بر مبنای روایتی از ائمه آن را پذیرفته است نظریه بینابین است.

باید توجه داشت که در کلیه جرایم اعم از عمدی و غیر عمدی اراده ارتکاب جرم وجود دارد و قانون‌گذار فقط انجام عمل ارادی را مجازات می‌کند. بنابراین حتی در صدمات بدنی ناشی از حوادث رانندگی و مستی نیز شخص مرتکب واجد اراده بوده و با وجود همین اراده است که راننده اتومبیل را به راه انداخته است. در واقع راندن اتومبیل مورد اراده و خواست راننده است و فقط نتیجة آن که صدمات بدنی بوده، مورد نظر و مقصود راننده نبوده است. در صورت فقدان ارادة ارتکاب فعل، تحقق جرم منتفی است] پس اگر فردی براثر اعمال غیر ارادی اعم از: 1. عکس العمل‌های طبیعی انسان مثل دهن‌دره و رعشه 2. اجبار مادی یا معنوی مثل بستن دست و پا و خوراندن شراب 3. خواب و بیهوشی 4. هیپنوتیزم و... مرتکب فعلی که در حالت عادی جرم است بشود مجازات نمی‌شود.

ارتکاب عمل نیز، به خودی خود دلیل وجود عنصر معنوی یا روانی نیست و باید تقصیر مرتکب در انجام عمل احراز شود. آنچه تقصیر در معنای عام نامیده می‌شود یا بر پایه عمد با مبتنی بر خطاست؛ عمد عنصر روانی آن دسته از جرایمی است که اصطلاحا جرایم عمدی نام دارند و خطای جزایی عنصر روانی جرایم خطایی.

 

عمد

عمد در لغت به معنای به قصد، کاری را انجام دادن آمده است. برای تحقق عنصر روانی در جرایم عمدی باید قصد مجرمانه وجود داشته باشد. قصد مجرمانه در قانون تعریف نشده است بلکه قانون‌گذار غالبا با استفاده از عناوین گوناگونی در عبارات قانونی آن را مشخص و بیان کرده. برخی از این عناوین عبارتند از: به قصد کشتن، به قصد سرقت، به قصد سوء خیانت، به قصد استفاده نا مشروع، به قصد کمک به دشمن، به قصد برهم زدن امنیت، به قصد اضرار به غیر، به قصد متهم کردن غیر و به قصد اخفاء با نیت فساد عالما و عامدا، با علم و اطلاع و...

در تعریف باید گفت عمد عبارت است از هدایت اراده انسان به سوی منظوری که انجام یا عدم انجام آن را قانون‌گذار منع یا امر نموده است.

با توجه به تعریف ارائه شده، در عمد یا قصد مجرمانه سه عامل وجود دارد:

  1. داشتن اراده که همان‌طور که بیان شده عنصر مشترک جرایم عمد و غیر عمد است؛

2. خواستن عمل (قصد فعل)؛

3. خواستن نتیجه مجرمانه حاصل از عمل (قصد نتیجه).

بنابراین در جرایم عمدی فعل و نتیجه آن هر دو مورد اراده و خواست عامل است. به عبارت دیگر هرگاه مجرم نتیجة عملی را که به او نسبت داده شده قبلا در نظر گرفته و با توجه به نتیجه مجرمانه، عمل را انجام داده باشد در واقع مرتکب جرم عمدی شده است.

عده ای عاملی چهارمی را نیز در تحقق قصد مجرمانه شرط دانسته اند که آن عامل آگاهی می‌باشد. منظور ازآگاهی معرفت فاعل هم به کیفیت فعل مجرمانه و هم به نامشروع بودن آن است. به عبارت دیگر فرض را باید بر این گذاشت که فاعل توان درک درست عمل مجرمانه را داشته و خواسته است دقیقا عملی مرتکب شود که قانون‌گذار به حرمت آن حکم داده است. در یک کلام فاعل نه به موضوع جهل داشته است و نه به حکم قانونی آن. البته باید توجه داشت که آگاهی همگان ازاحکام و قوانین در اغلب نظام های کیفری اماره‌ای مطلق و غیرقابل رد است؛ یعنی فرض بر این است که عموم شهروندان از قوانین اطلاع دارند و کسی نمی‌تواند ادعای خلاف آن را بکند مگر به صورت استثناء.

 

عمد و انگیزه

انگیزه عبارت از نفع یا اشتیاقی است که مجرم را به ارتکاب جرم سوق می‌دهد. انگیزه ممکن است در هر جرمی مختلف باشد مثلا در سرقت ممکن است انگیزه گاهی حرص و گاهی احتیاج شدید و بالاخره گاهی بشر دوستی باشد. با این همه انگیزه در ماهیت عمل مجرمانه تأثیر ندارد اما مطابق بند3 ماده22 ق.م.ا ممکن است از عوامل مخففة مجازات محسوب شود.

 

انگیزه (mobile)

انگیزه در لغت به معنای سبب، باعث، علت و آنچه کسی را به کاری برانگیزد تعریف شده است و در اصطلاح به نفع یا امتیازی که فاعل جرم را ترغیب به ارتکاب جرم می‏کند، انگیزه گویند.

اصطلاحات قصد و انگیزه در حقوق جزا شبیه مفاهیم علت و جهت در حقوق مدنی می‏باشند، همانطور که از «جهت» به امری تعبیر شده که معامله کننده برای رسیدن به آن معامله را انجام می‏دهد، در حقوق جزا نیز به کوشش درونی و میل پنهانی فرد، که انسان را به سوی عمل خاصی هدایت می‏کند انگیزه گویند. در حقوق کیفری از انگیزه به «سبب»، «علت» و «داعی» نیز تعبیر شده است.

مسئله قابل توجه آن است كه عمد را نبايد با انگيزه و غرض (داعی) اشتباه نمود. انگيزه عبارت است از كوشش دروني و ميل پنهاني كه انسان را به سوي عمل خاصي هدايت مي نمايد و بنابراين هميشه مقدم بر اراده است.

قصد مجرمانه حاكي از اراده ارتكاب در فعل يا ترك فعل و همينطور اراده در كسب نتيجه زائيده ذهن قانون گذار است بنابراين قصذ مجرمانه (اعم از عام و خاص) را بايد در قانون جزا جستجو كرد و لذا در هر جرمي، مفهومي واحد يا ثابت دارد. مثلاً سوء نيت عام در كليه قتل هاي عمدي ازهاق نفس است.

ولي انگيزه يا داعي احساس يا نفع يا دفع ضرري است كه بزهكار را به طرف ارتكاب جرم مي كشاند. انگيزه زائيده ذهن مجرم است. پس انگيزه را بايد درون مجرم جستجو كرد و اغلب به صورت خودآگاه مي باشد.

 

هيچ انسان عاقلي بدون هدف خاص و بدون انگيزه و غرض معين، به ارتكاب هيچ عملي، خاصه ارتكاب جرم مبادرت نمي نمايد. انسان در ارتكاب جرم انگيزه خاص و مشخصي دارد. انگيزه در جرائم مختلف، متفاوت است و در ميان مجرمين از يك جرم، هم انگيزه هاي متفاوتي وجود دارد. گاه ممكن است نفع شخصي و جمع آوري مال و گاه ممكن است ارضاي حس انتقام و خودخواهي و غرور باشد.

آگاهي نيز ممكن است كه اين انگيزه ها ناشي از احساسات انساني و بشر دوستانه باشد. كسيكه مال و ثروت شخص متمول و لئيمي را مي ربايد تا بين مستمندان تقسيم كند، مادري كه براي سير كردن شكم گرسنه فرزندان خود مرتكب سرقت مي شود و يا طبيبي كه براي پايان دادن به دردهاي بي درمان و لاعلاج بيمار غيرقابل معالجه، او را از قيد حيات مي رهاند، مسلماً نفع شخصي نداشته و اين اعمال را به خاطر حس بشر دوستانه انجام ميدهد.

اكنون بحث بر سر اين است كه در اين قبيل موارد كه هدف و انگيزه مرتكب شرافتمندانه بوده آيا بايد مرتكب را مسئول دانست يا خير؟ و آيا اين انگيزه مي تواند در عنصر معنوي جرائم و اراده مجرمانه موثر باشد يا خير؟

در مورد انگيزه نيز مثل بسياري از موارد ديگر در حقوق جزا، دانشمندان اتفاق نظر ندارند. علماي مكتب كلاسيك كه در تعيين مسئوليت بيشتر به عمل ارتكابي توجه دارند تا به مرتكب، معتقدند انگيزه نبايد تأثيري در زوال مسئوليت كيفري داشته باشد. آنان انگيزه و عمد را دو مقوله جدا از يكديگر مي دانند و معتقدند آن چه در تحقق جرم واجد اهميت است همان عمد و اراده مجرمانه است. وصف قانوني جرائم به مجرد وجود عمد تحقق يافته است. هر گاه كسي با آگاهي و شعور عمل خلاف قانوني را انجام دهد مسئول است. خواه اين امر را با انگيزه نيك انجام دهد يا انگيزه بد. زيرا آن چه براي جامعه اهميت دارد همان حفظ نظم عمومي است. هر گاه كسي اين نظم را بر هم زند صرفنظر از انگيزه و غرض نهايي مسئول بوده و مستحق مجازات است.

بر عكس نظريه ياد شده، طرفداران مكتب تحققي (اثباتي) معتقدند آن چه براي جامعه و نظم وي خطرناك است همان شخصيت مجرم است، نه عمل ارتكابي و چون انگيزه وداعي يكي از عوامل تعيين كننده شخصيت مجرم است لذا منطق حكم ميكند نبايد در تحقق جرم از آن چشم پوشيد.

به اعتقاد انريكو فري و ديگر پيشگامان اين مكتب عمد اراده اي است كه تحت تأثير انگيزه يا داعي بزهكار شكل مي گيرد.

بنابراين دادگاه در هر مورد بايد به انگيزه هاي نيك و بد بزهكار توجه كند و مجرم را در صورتي مستحق مجازات بداند كه فعلش از احساسات پليد و منفي مايه مي گيرد.

 

قانونگذار جزائي در ايران، انگيزه ارتكاب جرم را علي الاصول در ماهيت فعل مجرمانه بي تاثير دانسته است. بنابراين منظور نهايي يا هدف نهايي يا انگيزه فاعل در ارتكاب فعل هر چه باشد تاثيري در تصميم و ارتكاب جرم توسط مرتكب ندارد. در سيستم كيفري ما دادرس ناگزير است براي تعيين سوء نيت كيفري و ميزان آن توجه خود را صرفاً به قصد سوء فاعل معطوف دارد.

با اين همه به نظر عده اي از حقوقدانان، قاعده عدم تاثير انگيزه در نفس جرم مطلق نيست.آنها مي گويند موارد استثنايي وجود دارند كه انگيزه در تحقق جرم موثر است. مثلاً دكتر محمد علي اردبيلي دو مثال براي گفته خود ذكر مي كنند. ايشان مي نويسند:

«براي مثال به موجب ماده 18 قانون مبارزه با مواد مخدر (مصوب 13 آبان 67 مجمع تشخيص مصلحت نظام ): هر گاه محرز شود كه شخص با انگيزه و به قصد معتاد كردن ديگري باعث اعتياد وي به مواد مخدر، در ماده 8 شده است براي بار اول به 5 تا 10 سال حبس و براي بار دوم تا 20 سال حبس و در صورت تكرار به اعدام محكوم خواهد شد.»

اختلاف شده است كه منظور از «... با انگيزه و به قصد معتاد كردن ديگري ...» آيا ناظر است به انگيزه يا سوء نيت خاص؟ به نظر ما انگيزه به هيچ عنوان در تكوين جرم اثر ندارد و براي مدعاي خود مجبوريم انگيزه را از ديد روان شناسي بشناسيم البته با شالوده حقوقي.

مي دانيم كه قلمرو انگيزه به علت وسعت مصاديق رواني بسيار گسترده تر از سوء نيت خاص است.

بهتر است با مثالي محسوس بحث را باز كنيم؛

انگيزه مثل اتوبان مي ماند شخص مجرم براي رهايي از تضاد و تعارض دروني اش در چندين اتوبان انگيزه مي تواند وارد شود. بنابراين فرض كنيد شخصي براي رهايي از تناقضات و تعارضات دروني اش مي خواهد وارد يكي از اتوبان هاي انگيزه شود.

اتوبان اول: انگيزه انتقام با قتل

اتوبان دوم: انگيزه گفتگو

اتوبان سوم: انگيزه عصبانيت

اتوبان چهارم: انگيزه انتقام با اشاعه اكاذيب

اتوبان پنجم: انگيزه صبر و استقامت

و هزاران اتوبان ديگر

ولي از ميان اين چندين اتوبان، مسير انتقام با قتل را بر مي گزيند و وارد آن مي شود.

همان طور كه اتوبان هيچگاه عابر را به درونش نمي كشاند و اين عابر است كه با اراده و خواست خودش وارد اتوبان مي شود و به حركت ادامه مي دهد در بحث روان شناختي مجرم هم بايد بگوئيم انگيزه انتقام هيچ موقع مجرم را مجبور به انتخاب نمي كند.

فقط چندين مسير را پيش پايش باز مي كند. كه از ميان اين چند مسير ممكن است عده قليلي به جرم ختم شوند. و اين مجرم است كه با خواست خودش وارد اتوبان انتقام مي شود و به حركت ادامه مي دهد تا اينكه نهايتاً در اين اتوبان مرتكب جرم قتل مي گردد. اتوبان فقط مسير است. كه شخص در آن قدم مي گذارد.

خلاصه اينكه انگيزه به هيچ عنوان در تشكيل جرم اثر ندارد حتي به صورت استثناء . در ضمن قبول نظر تحققي ها موجب خواهد شد كه اعمال خلاف قانون و اوصاف مجرمانه جرائم منوط به اهداف و انگيزه هاي باطني شخص مجرم باشد و جنبه اجتماعي و مفيد بودن حقوق جزا فداي جنبه اخلاقي عدالت گردد و بديهي است كه قبول چنين نظريه برخلاف مصلحت اجتماعي است. زيرا وقتي قانون عملي را جرم تلقي كرد و حقي را مورد حمايت قرار داد و حتي براي متجاوز به اين حق مجازاتي را هم تعيين كرد هدفش حمايت از اين حق بوده است. حال اگر كسي برخلاف قانون رفتار نمود و اين حق حمايت شده را مورد تعدي قرار داد بايد به خاطر همين تعدي و صرفنظر از انگيزه و هدف غایی وی مورد مجازات قرار گيرد.

حال با اين تمهيدات به نظر ما قانون گذار در ماده 18 قانون مبارزه با مواد مخدر انگيزه را در معناي حقيقي خود به كار نبرده و آن را با سوء نيت خاص (سوء قصد) مرادف دانسته است، يا اگر اين عقيده را نپذيريم در اين ماده انگيزه و سوء نيت خاص يك چيز است. یعنی انگيزه و سوء قصد بايد معتاد كردن ديگري باشد. چرا كه مجرم بيشتر با انگيزه مانوس است و كمتر با سوء نيت خاص. البته منظورم اين نيست كه سوء نيت خاص را اراده نمي كند سوء نیت خاص را اراده میکند ولي سوء نيت خاص ساخته ذهن مجرم نيست و مجرم با انگيزه انس بيشتري دارد چون انگيزه حداقل براي مجرم نفعي را در بردارد. و در موارد بسيار نادرو انگشت شماري از جمله ماده فوق انگيزه با سوء نيت خاص منطبق است. مثلاً چه اشكالي دارد مجرم قتلي را به اين انگيزه انجام دهد كه ازمجنی عليه سلب حيات شود. ولي زمانيكه قانون گذار اين موارد نادر را (كه انگيزه با سوء نيت خاص منطبق است) به صورت نص در مي آورد اختلاف نظرات پيش مي آيد. بنابراين رابطه انگيز با سوء نيت خاص عام و خاص من وجه است.

حال كه ديديم انگيزه در تشكيل جرم هيچ اثري ندارد آيا در حقوق جزا به كل اثري ديگر هم نبايد بر آن قائل شد؟

 

درست است كه انگيزه در تحقق جرائم تاثيري ندارد ولي از آن جا كه چشم پوشي از اين عامل هم صحيح نيست خود مقنن در اصلاحات سال 1352 وجود انگيزه شرافتمندانه را يكي از موارد تخفيف مجازات دانسته است. ماده 45 قانون مجازات عمومي به هنگام احصاءموارد تخفيف مجازات در بند 3 صراحتاً اوضاع و احوال خاصي كه متهم تحت تاثير آنها مرتكب جرم شده است از قبيل رفتار تحريك آميز مجنی عليه يا وجود انگيزه شرافتمندانه در ارتكاب جرم را از موارد تخفيف مجازات محسوب نموده است.

در قانون مجازات اسلامي قانون گذار به قاضي اين اجازه را داده است كه بتواند با توجه به علل و جهاتي مانند «انگيزه شرافتمندانه در ارتكاب جرم» (بند 3 ماده 22 ق.م.ا) ميزان مجازات را تخفيف دهد. توجه قاضي به انگيزه مجرم در تعيين ميزان مجازات منحصر به مورد اخير نيست. در موارديكه قانون گذار مجازات بين حداقل و حداكثر تعيين كرده است، انگيزه ارتكاب جرم ممكن است در شدت يا ضعف مجازات و نهايتاً حكم قاضي تاثير بگذارد.

تاثير انگيزه را بر تصميم قاضي در موارديكه حكم به تعليق مجازات صادر مي كند نيز نمي توان انكار نمود. (ماده 25 ق.م.ا)

در تمام محكومیتهاي تعزيري قاضي مي تواند مجازات را با احراز شروطي از 2 تا 5 سال معلق كند. يكي از اين شروط دواعي موجهي است كه مجرم را به ارتكاب جرم سوق داده است. قانون گذار با تعبير عام «اوضاع و احوالي كه موجب ارتكاب جرم گرديده است» (بند ب ماده 25 ق.م.ا) به قاضي اجازه داده است كه در ضمن توجه به وضع عيني رويداد جنايي و ميزان تاثير عوامل گوناگون در ارتكاب جرم براي تحقق اهداف تاسيس تعليق مجازات وضع نفساني بزهكار را در نظر بگيرد.

يكي از اهداف پيشرفته حقوق جزا تطبيق مجازات و عكس العمل هاي اجتماعي با شخصيت واقعي و حقيقي مجرمين است. دانشمندان و حقوقدانان، مخصوصاً طرفداران مكتب دفاع اجتماعي نوين معتقدند كه هر محاكمه كيفري بايستي با تشكيل پرونده شخصيت، شخصيت واقعي و حقيقي مجرم كاملاً شناخته شود و متناسب با اين شخصيت عكس العمل مناسبي در نظر گرفته شود. از آن جا که انگيزه در تعيين و شناسايي شخصيت حقيقي و واقعي مجرم نقش مهمي را به عهده دارد، لذا محاكم بايد براي انگيزه اهميت فوق العاده قائل باشند.

 

نقش انگیزه در تحقق جرم

همانطور که قبلاً اشاره شد، اصولاً انگیزه تأثیری در تحقق جرم ندارد و وجود قصد و سوء‏نیت به عنوان عنصر معنوی جرم، بدون تأثیر انگیزه در آن، برای تحقق جرم کافی است، اما با این همه عدم تأثیر انگیزه در جرم مطلق نیست. در مواردی حتی با تحقق ارکان سه گانه‏ی جرم، انگیزه باعث زوال وصف مجرمانه می شود. از نظر عده‏ای که فلسفه‏ی عدم مجازات، در عوامل موجهه جرم را، منافع اجتماعی یا اجتماعی نبودن انگیزه می‏دانند، نه زائل شدن عنصر معنوی، انگیزه نقش اساسی در مشروعیت عمل دارد. بنابراین طبق این نظر در حالت ضرورت (ماده 55 ق. م. ا) ، امر آمر قانونی ( ماده 56 ق .م.ا) و دفاع مشروع (ماده 61 و62 ق.م.ا) انگیزه مثبت مجرم موجب زوال مسئولیت کیفری جرم می‏شود.

جرایم متعددی نیز وجود دارد که سوءنیت خاص یا انگیزه یکی از ارکان تشکیل جرم بوده، و یا میزان مجازات‏های مقرر بر حسب انگیزه، پیش بینی شده، در این گونه موارد عنصر مادی جرم عبارت است از سوء‌نیت بعلاوه‏ی انگیزه‏ی خاص.

به طور مثال به موجب ماده 18 قانون مبارزه با مواد مخدر (مصوب 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام): «هرگاه محرز شد که شخصی با انگیزه و به قصد معتاد کردن دیگری باعث اعتیاد وی به مواد مخدر در ماده 8 شده است برای بار اول به 5 تا 10 سال حبس و برای بار دوم تا 20 سال حبس و در صورت تکرار به اعدام محکوم خواهد شد.»

در این ماده قانونگذار مجرّد فراهم کردن مواد مخدر را برای تصرّف دیگری کافی نمی‏داند بلکه تصریح می‏کند که مقصود فاعل از این عمل باید معتاد کردن مصرف کننده به مواد مخدّر باشد، تا بتوان او را بر حسب مورد به یکی از مجازات‏های مقرر در ماده محکوم کرد، و یا ماده 698 ق.م.ا بیان می کند: «هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله ی نامه یا شکوائیه یا ... اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را بر خلاف حقیقت رأساً یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی، تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحا ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده‏ی حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا (74) ضربه محکوم شود.»

این ماده جرم نشر اکاذیب را علاوه بر علم مرتکب به کذب بودن اظهارات به انگیزه یا داعی مجرم یعنی اضرار به غیر نیز توجه خاص کرده و آن را شرط تحقق جرم دانسته بنابراین اگر اظهار کذب یا اسناد اعمالی برخلاف واقع، مقرون به انگیزه‏ی مذکور نباشد در حدود این ماده قابل مجازات نیست و... .

در مواردی نیز تأثیر انگیزه در تحقق جرم به میزانی است که احتمال جرم بودن عمل را به کلی منتفی می سازد، مثلاً طبق حکم شماره 230- 27/1/37 دیوان عالی کشور: «مستنبط از قانون منع کشت خشخاش جلوگیری از استعمال مواد افیونی به منظور تکیّف و در حقیقت منع از اعتیاد به آن است و استعمال مواد مزبور به طور مطلق جرم شناخته نشده، از این رو کسی که به قصد خودکشی تریاک استعمال کند مجرم محسوب نمی‏شود.

نقش انگیزه در اعمال مجازات

در برخی کشورها نوع مجازات‏های تحمیلی بر حسب انگیزه مرتکب جرم فرق می‏کند، این نوع تمییز و تفکیک مجازات‏ها به نظام مجازات‏های موازی معروف است، و مطابق آن چنانچه داعی و انگیزه مرتکب جرم شرافتمندانه باشد، مجازات تحمیلی نیز شرافتمندانه است (مجازات غیر ترذیلی) و اگر داعی پست و زننده باشد مجازات تحمیلی باعث هتک آبرو و حیثیت مرتکب جرم خواهد شد (مجازات های ترذیلی).

این نظام مجازاتی مورد قبول قانون جزای سال 1902 نروژ (ماده 24) و قانون جزای سال 1936کوبا (ماده 55) قرار گرفته، در کشور فرانسه نیز با آنکه این سیستم به طور کامل مورد قبول واقع نشده ولی در سیستم اجرای مجازات جرائم عمومی و جرائم سیاسی وجود دارد و مجرمین سیاسی از مواردی مثل پوشیدن لباس زندان و کارکردن در زندان معافند و عفو آنان تابع کلی عفو نمی‏باشد. همانطور که واضح است تفاوت عمده جرایم سیاسی و عمومی، انگیزه است؛ در ایران نیز این نوع نظام مجازاتی پذیرفته نشده اما قانونگذار با پیش بینی راهکارهایی سعی در تأثیر انگیزه در میزان مجازات نموده است.

اولاً نقش انگیزه در تعیین میزان مجازات

همانطور که می‏دانیم در اغلب جرایم، مجازاتها به صورت حداقلی و حداکثری تعریف شده‏اند. انگیزه‏ی ارتکاب جرم ممکن است در شدت یا ضعف مجازات و نهایتاً در حکم قاضی تأثیر بگذارد.

ثانیاً نقش انگیزه در اعمال کیفیت مخففّه

قانونگذار این اختیار را به قاضی داده تا با توجه به انگیزه شرافتمندانه مجرم در ارتکاب جرم میزان مجازات مجرم را حتی به میزان کمتر از حداقل مجازات مشخص شده در مورد همان جرم تعیین کند و یا حتی گاهی ماهیت آن مجازات را هم تغییر دهد.

ماده22ق.م.ا به همین مورد اشاره می‏کند «دادگاه می‏تواند در صورت احراز جهات مخففه، مجازات تعریزی و یا بازدارنده را تخفیف دهد و یا تبدیل به مجازات از نوع دیگری نماید که مناسب‏تر به حال متهم باشد، جهات مخففه عبارتند از... .

اوضاع و احوال خاصی که متهم تحت تأثیر آن‏ها مرتکب جرم شده است از قبیل: رفتار و گفتار تحریک آمیز مجنی علیه یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم...»

ثالثاً نقش انگیزه در تعلیق مجازات

علاوه بر موارد فوق در تمام محکومیت‏های تعریزی قاضی می تواند مجازات را با احراز شرایطی از 2 تا 5 سال معلق کند، ماده 25 ق.م.ا در همین رابطه بیان می کند: « کلیه محکومیت‏های تعریزی و باز دارنده، حاکم می‏تواند اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را با رعایت شرایط زیر از 2 تا 5 سال معلق نماید...

دادگاه با ملاحظه وضع اجتماعی و سوابق زندگی محکوم علیه و اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گردیده است اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را مناسب نداند... »

قانونگذار با تعبیر عام «اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گردیده»، به قاضی اجازه داده است در ضمن توجه به وضع عینی رویداد جنایی و میزان تأثیر عوامل گوناگون در ارتکاب جرم برای تحقق اهدافِ تأسیسِ تعلیق مجازات، وضع نفسانی و محرک‏های روانی بزهکار را در نظر بگیرد.

 

منابع

گلدوزیان، ایرج؛ بایسته‌های حقوق جزای عمومی، تهران، میزان، 1384، چاپ دوازدهم، ص179

عمید، حسن؛ فرهنگ فارسی عمید، انتشارات امیر کبیر، تهران، ص100

ولیدی، ‌محمدصالح؛‌ بایسته‌های حقوق جزای عمومی، تهران، جنگل،‌1388، ص253

ن.ک شامبیاتی، هوشنگ؛ حقوق جزای عمومی، انتشارات ژوبین، تهران، چاپ نهم، 1378، ص397-402

افراسیابی، محمداسماعیل؛ حقوق جزای عمومی، انتشارات فردوسی، تهران، چاپ دوم، 1376 ،ص 304 و 305

معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1384، چاپ 22،

دكتر مرتضي محسني «جرم شناسي باليني و تشكيل پرونده شخصيت» مجله حقوقي وزارت دادگستري مورخ دي ماه 1352

عمید، حسن؛ فرهنگ فارسی عمید، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1386، چاپ 11 جلد دوم، ص 37.

شامبیاتی، هوشنگ؛ حقوق جزای عمومی، انتشارات ژوبین، تهران، چاپ نهم، 1378، جلد اول، صفحه 408.

علی آبادی، عبدالحسین؛ حقوق جنایی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ پنجم، 1353، جلد اول، صفحه63

 

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

علت انبساط غير عادي آب


علت انبساط غير عادي آب

 

علت انبساط غير عادي آب مربوط به وضع مولكولهاي آب در حالت جامد و مايع آن است براي توضيح اين پديده لازم است كه ساختمان مولكولي آب و نيز اتمهاي سازنده آن بررسي شود.

هر مولكول آب از يك اتم اكسيژن و دو اتم هيدروژن ( H2O) تركيب شده است هر اتم اكسيژن داراي8 الكترون است. از اين تعداد 2 الكترون بر سطح انرژي k=1 و6 الكترون برسطح انرژي L=2 با آرايش زير قرار دارند:

1S2 2S2 2PX2 2Py1 2Pz1

هر اتم هيدروژن داراي يك الكترون )1S1) و زماني كه يك اتم اكسيژن با دو اتم هيدروژن پيوند مي يابد مولكول قطبي آب را را ايجاد مي كنند كه وصع اتمها در آن به اين صورت است:

O ----H

105

H

زاويه پيوند در اين مولكول حدود 105 ( 41 ، 104( و فاصله دو مركز اتمهاي اكسيژن و هيدروژن 99/0 آنگستروم است. در مولكولهاي آب علاوه بر آنكه هيدروژن و اكسيژن بر هم نيرو وارد مي كنند نيروهاي الكتروستاتيكي هم در اثر وجود هيدروژن موجود است كه سبب مي شود هر ملكول آب با چهار ملكول مجاور خود پيوند يابد

( پيوند هيدروژني ) و يك شبكه بلوري را ترتيب دهد. در يخ ملكولهاي آب كاملا با يكديگر پيوند يافته و حلقه هاي شش ضلعي به وجود مي آورند. اين شش ضلعيها همه به هم متصلند و ساختمان قفس مانند گسترده اي را در حجم يخ مي سازن. فاصله بين دو اكسيژن مجاور 22 / 76 A است. وقتي يخ را حرارت دهيم در دماي ذوب، يخ به شبكه هاي كوچكتري شكسته مي شود و اگر بتوان در لحظه كوتاهي از اين تبديل عكسبرداري كرد ، در عكس به نظر مي رسد كه يخي شكسته مي شود و هر قسمت مي تواند بر قسمت ديگر بلغزد. وقتي دما را به تدريج افزايش دهيم ، گرمايي كه آن مي گيرد ، سبب شكسته شدن پيوند بلوري و افزايش جنبش حرارتي مي گردد. جنبش حرارتي بيشتر ، سبب افزايش حجم ماده مي شود ، در صورتي كه مولكولهايي كه در شبكه بلوري در فاصله مشخصي از هم قرار داشتند ، در حالت مايع به هم نزديكترند و حجم كمتري را اشغال مي كنند.

بايد توجه داشت كه در دماي صفر درجه همه مولكولهاي يخ از شبكه بلوري خارج نمي شوند و در اثر افزايش دما ، به تدريج شبكه بلوري شكسته مي شود و مولكولها به هم نزديكتر مي شوند و همزمان ، جنبش مولكولي سبب افزايش حجم مايع مي شود. دو عامل كاهش و افزايش حجم سبب مي شود كه تا دماي 4 درجه ، حجم آب به كمترين مقدار خود برسد و از آن پس ، با زياد شدن جنبش مولكولي ، پديده عادي افزايش حجم آب مشاهده مي شود.

در هنگام سرد كردن آب تا دماي 4 درجه ، حجم كاهش مي يابد ولي در فاصله 4 درجه تا 0 درجه به سبب تشكيل پيوندهاي هيدروژني بين مولكولها و تشكيل شبكه بلوري ، فاصله بين مولكولها زيادتر و در نتيجه حجم افزايش مي يابد.

كاربرد انبساط آب :

 

كم بودن چگالي يخ نسبت به آب پيامدهاي خطرناكي براي سلول هاي زنده دارد. هنگامي كه بافتهاي زنده منجمد مي شوند، آب موجود درون سلولها بر اثر يخ زدن منبسط مي شود. با انبساط آب، سلول مي تركد و از بين مي رود. هر چه سرد شدن آهسته تر صورت گيرد، بلورهاي يخ درشت تر مي شود و سلولها هم آسيب بيشتري مي بينند.

كارخانه هاي سازنده مواد غذايي منجمد ار اين ويژگي آب استفاده مي كنند و مواد غذايي را به سرعت منجمد مي كنند. در اين حالت بلورهاي يخ بسيار كوچكي تشكيل مي شود كه به سلولهاي ماده غذايي آسيب بسيار كم تري وارد مي كند.

انحلال پذيري آب :

 

آب يكي از بهترين حلال هاست و تقريبا هر ماده اي را مي تواند حل كند. آب روان سخت ترين سنگها را هم به تدريج حل مي كند و مواد حل شده را به درياها و اقيانوسها مي برد. آب مواد غذايي مورد نياز جانداران را نيز حل مي كند. مواد غذايي موجود در خاك پس از حل شدن در آب ، به سلولهاي گياهان مي رسند و سبب رشد آنها مي شدند.

غذاهايي هم كه انسان يا جانوران مي خورند ، پس از حل شدن در آب جذب سلولهاي بدن آنها مي شوند. آب ، با اينكه بيشتر مواد را در خود حل مي كند ، خنثي باقي مي ماند .

يعني موادي كه در آب حل شده اند بر آن اثري ندارند ، به سبب همين ويژگي است كه جانداران مي توانند آب مورد نياز خود را از هر نوع محلولي كه داراي آب باشد به دست آوريد.

 

 

 

ويژگي هاي آب :

 

آب نه تنها فراوانترين بلكه غير معمول ترين ماده روي زمين است و داراي ويژگيهايي است كه بعضي از آنها از قانون هاي عمومي پيروي نمي كنند.

آب تنها ماده اي است كه در شرايط عادي ، يعني فشار و دماي معمولي ، همزمان در هر سه حالت جامد ، در زير يخ به حالت مايع ، و در آسمان به حالت گاز يا بخار وجود دارد. مولكولهاي آب پيوسته در حال حركتند. جامد بودن ، يا مايع بودن ، يا گاز بودن آب بستگي به سرعت اين حركت دارد. مولكولهاي آب در حالت جامد به هم نزديك هستند و تقريبا بي حركت اند . در حالت مايع تقريبا نزديك به هم هستند و آزادانه حركت مي كنند . مولكولهاي آب در حالت كاز حركتي تند دارند و به يكديگر برخورد مي كنند.

انبساط آب :

 

يكي ديگر از ويژگي هاي غير عادي آب آن است كه بر خلاف مواد ديگر در هنگام منجمد شدن انبساط مي يابد به اين معنا كه همان مقدار آب در حالت جامد حجم بيش تري را اشغال مي كند. بنابراين ، حجمي از يخ كه هم حجم آب اوليه است ، جرم كمتري دارد . به اين علت ، مي گويند كه چگالي يخ كم تر از آب است . كم تر بودن چگالي يخ باعث مي شود كه يخ روي آب شناور بماند . اين ويژگي آب سبب مي شود كه بر خلاف بسياري از مايع ها ، آب از سطح شروع به انجماد كند .اين پديده را بارها به هنگام شروع يخ زذن آب ، درون جا يخي يخچال مشاهده كرده ايد ، و همچنين در زمستان ها با يخ زدن سطح آب درياچه ها ، لايه عايقي از يخ به وجود مي آيد كه از يخ زدن لايه هاي زيرين جلوگيري مي كند . در اين شرايط ماهي ها و آبزيان ديگر مي توانند در مناطق گرم تر زيرين به زندگي خود ادامه دهند .

آب در دماي بالاتر از 4 سلسيوس از اين قاعده پيروي مي كند ولي هر چه دماي آن از 4 درجه سلسيوس كمتر شود منبسط مي شودو حجمش افزايش مي يابد . وقتي به حالت جامد ، يعني يخ در آمد ، بر حجم آن به اندازه يك يازدهم ، حجم اصلي افزوده مي شود به سبب همين ويژگي است كه در زمستان لوله هاي آب مي تركد و ديواره هاي حوض و استخر مي شكند .

يك ليتر آب در دماي چهار درجه سلسيوس يك كيلو گرم جرم دارد، با بياني ديگر ، جرم حجمي از آب در چهار درجه سلسيوس يك كيلو گرم در سانتي متر مكعب

 

آب

 

آب اغلب ناخالص است ، آب خالص بي طعم ، بي بو و شفاف است مقدار كم آن بي رنگ ولي مقدار زياد آن آبي به نظر مي رسد آب خالص در سطح دريا در صفر درجه سلسيوس يخ مي زند و در صد درجه سلسيوس به جوش مي آيد. آب مايه اصلي زندگي است ، انسان بيشتر از يك ماه هم مي توان بي غذا زنده بمان اما اگر بيش از يك هفته آب به بدن نرسد خواهيم مرد حتي گياهان و جانوراني كه در خشك ترين جاها زندگي مي كنند نياز به مقدار معيني آب دارند ، بيشتر از 70 درصد سطح زمين را آب اقيانوس ها ، درياها ، درياچه ها و رودخانه ها پوشانده است.آب 60 تا 90 درصد وزن گياه ، جانوران و انسان را تشكيل مي دهد. بيشتر دانشمندان عقيده دارند كه زندگي در آب آغاز شده است و نخستين موجودات زنده آبزي بوده اند در قرآن آمده است كه همه چيز از آب زنده است ، در روزگاران باستان نيز تاليس ملطي فيلسوف يوناني عقيده داشت كه آب اصل همه موجودات است بعد ها فيلسوفان ديگر، جهان را ساخته شده از چهار عنصر يعني آتش و آب و هوا و خاك است .

 

تركيب آب:

 

آب نيز مانند مواد ديگر از ذرات بسيار كوچكي به نام مولكول تشكيل شده است .در هر قطره آب ميليون ها مولكول وجود دارد هر مولكول آب تركيبي است از دو اتم هيدروژن و يك اتم اكسيژن . حتي در خالصترين آب مواد ديگر نيز وجود دارند اما اين مواد تنها بخش كوچكي از آب را تشكيل مي دهند آب هنگامي كه از روي زمين يا از درون لايه هاي زمين مي گذرد مواد شيميايي موجود در مسير خود را به نسبت هاي متفاوت حل مي كند و به همراه مي برد به همينسبب در آب رودها مواد شيميايي گوناگوني وجود دارند اين مواد ممكن است كلسيم ، باريم ، مس ، كروم و مانند آن يا سولفات ها ، نيترات ها و فسفات ها و تركيب ديگري از آهن ، سرب ، نقره ، سديم و مواد ديگر باشند . بعضي از مواد شيميايي حل شده در آب بر اثر تغيير فشار و دما رسوب مي كنند يكي از مهم ترين اين مواد كلسيم است كه در جداره لوله هاي آب يا سماور يا كتري رسوب مي كند. استالاكتيت و استالاگميت كه در سقفها و ديواره ها و كف غارهاي آهكي ديده مي شوند نمونه هايي از رسوب تركيب هاي كلسيم هستند كه پس از قرنها پديد آمده اند ، گذشته از مواد معدني در آب مواد آلي و جانوراني مانند ميكروب ها ، ويروس ها ، قارچ ها و جلبك ها نيز وجود دارد.

 

كشش سطحي آب :

 

آب پس از جيوه ، داراي بيش ترين كشش سطحي است ، كشش سطحي نيرويي است كه بر سطح مايع وارد مي شود و سبب مي آيد تا مساحت سطح آن مايع به حداقل برسد .

كشش سطحي آب نتيجه به هم پيوستگي مولكول هاي آب به يكديگراز يك طرف و به هم پيوستگي مولكول هاي سطحي آب از طرف ديگر است. پيوستگي مولكول هاي آب به يكديگر به قدري است كه آب مي تواند اجسام سنگين تر از خود را بر سطح خود نگاه دارد به سبب همين ويژگي است كه مي توان سوزني را به طور افقي روي آب شناور كرد و بعضي از حشره ها مي توانند روي آب بايستند يا راه بروند . اين ويژگي را هنگام چكيدن آب از شير آب نيز مي توان ديد ، وقتي آب قطره قطره فرو مي ريزد نخست هر قطره به شير آب مي چسبد ، آويزان و بعد كشيده مي شود و سرانجام به صورت كره بسيار كوچكي در مي آيد و فرو مي افتد، كشش سطحي سبب چسبندگي هم مي شود همين ويژگي سبب مي شود كه آب به لبه شير آب ، دست ، بدن و ظرف هاي گوناگون و به بسياري ا چيزهايي كه با آنها تماس پيدا مي كند بچسبد و آنها را تر كند البته ميزان چسبندگي آب به همه مواد يكسان نيست مثلا آب به پارافين نمي چسبد به سبب همين ويژگي چسبندگي است كه آب از ديواره هاي ظرف هاي باريك استوانه شكل بالا مي رود و سطح آن گود به نظر مي رسد ، اين پديده را مويينگي ناميده اند . مويينگي كه در زيستشناسي اهميت بسيار دارد از عواملي است كه سبب مي شود آب موجود در خاك به صورت مايعي زندگي بخش از راه ريشه و ساقه به قسمت هاي گوناگون گياه برسد.

ظرفيت گرمايي ويژه آب :

 

ظرفيت گرمايي ويژه يك جسم مقدار گرمايي است كه بايد به1كيلو گرم از آن جسم داده شود تا دماي آن 1درجه سلسيوس افزايش يابد.

همان طور كه مي دانيد گرمايه ويژه آب نسبت به ساير مواد بيشتر است. اين نشان مي دهد كه وقتي يك كيلو گرم آب به اندازه يك درجه ساسيوس گرم مي شود ، در مقايسه با ساير مواد مقدار گرماي بيشتري از محيط اطراف خود و از اجسامي كه با آنها در تماس است دريافت كرده است. از اين خاصيت آب براي انتقال گرما از يك مخزن آب گرم به درون رادياتور استفاده مي شود . آب گرم شده كه از مخزن به وسيله تلمبه و از طريق لوله كشي هاي مربوط ، به رادياتورها مي رسد ، در آنجا در تماس با رادياتور ، كه در تماس با هواي سرد است ، سرد مي شود و انرژي دروني خود را به رادياتور مي دهدو بار ديگر ، از طريق لوله هاي برگشت ، آب به مخزن بر مي گردد و در آنجا باز همين عمل تكرار مي شود.

ساختار خميده مولكول آب :

 

چنان چه يك ميله پلاستيكي (خودكار يا شانه) را به موهاي خود بماليد و آن را به باريكه آب شيره دست شويي نزديك كنيد ، مشاهده خواهيد كرد كه جريان آب از راستاي طبيعي خود منحرف و به ميله پلاستيكي نزديك مي شود.

مي دانيم ميله پلاستيكي يا هر ماده ديگر در حالت طبيعي ، از نظر الكتريكي خنثي است. اما بر اثر مالش ، مقداري بار الكتريكي منفي به دست مي آورد. حال اگر اين ميله پلاستيكي باردار به باريكه آب نزديك شود ، آن را به سوي خود جذب و از مسير اوليه منحرف مي كند. اگر چه آب در حالت عادي خنثي است اما در توجيه اين پديده جالب ، مي توان چنين فرض كرد كه آب مولكول هايي دارد كه در واقع دئ سر مثبت و منفي دارند و به هنگام نزديك شدن ميله پلاستيكيباردار به باريكه آب ، هر مولكول از سر مثبت خود جذب ميله پلاستيكي با بار الكتريكي منفي مي شود.

شواهد تجربي گوناگون ، فرضيه دو قطبي بودن مولكول هاي آب را به اثبات رسانيده است. هم چنين شواهد تجربي نشان مي دهد كه مولگول هاي آب شكل خميده اي ( Vمانند) دارد. به عبارت ديگر ، دو اتم هيدروژن آن نسبت به اتم اكسيژن در يك راستا و به صورت H---O---H قرارنگرفته اند. شيميدان ها پس از آزمايش هاي بسيار فهميده اند كه در سمت اكسيژن مولكول هاي آب بار منفي و در سمت هيدروژن آن بار مثبت وجود دارد.

فراموش نكنيد كه مولكول هاي آب يا هر مولكول ديگري كه دو قطبي است ، يعني يك قطب مثبت و يك قطب منفي دارد ، مولكول قطبي ناميده مي شود ولي در مجموع از نظر الكتريكي خنثي باقي مي ماند زيرا ، تعداد الكترئن ها و پروتون ها در يك اتم يا مولكول همواره برابر است.

آب و رسانايي الكتريكي :

 

يون هاي سازنده تركيب هاي يوني مانند NaCl ، به هنگام حل شدن در آب يون هاي مثبت شبكه بلور به طرف قطب منفي ، يون هاي منفي شبكه به طرف قطب مثبت مولكول هاي آب جذب مي شوند و در سراسر آب پراكنده مي شوند. حال اگر اين محلول را در يك مدار الكتريكي قرار دهيم ، انتظار مي رود محلول رساناي جريان برق باشد. زيرا يون هاي مثبت محلول مي توانند به طرف قطب منفي ، و يون هاي منفي محلول به طرف قطب مثبت حركت كنند.

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

چگونگي پيدايش وتكامل علم شيمي


 

 

 

مقدمه صفحه 1

شيمي علمي كه ازساختمان ماده وتغييرات باطني ان صحبت مي كند وبعبارت ديگرمي توان گفت كه شيمي ازتركيبات اتمهابحث مي كند .انسان براي زندگي بهتربه موادي احتياج داردكه بيشتر انهابطورطبيعي ساخته واماده نيست وناچاراست كه هريك رابنحوي تهيه نمايد وازانهااستفاده مخصوصي نمايد.علمي كه ازاين مواد بحث مي كند شيمي نام دارد.به عقيده محقق هنديا((مهدي حسن )) لغت ((شيمي))ازكلمه چيني ((چين اي)) به مفهوم((عصاره طلاسازي))اشتقاق يافته است كه درلحجه فوكين واقع درجنوب چين كيميا تلفظ مي شود پس اين خاطرنشان مي كندكه فعاليتهاي شيمي توسط اعراب وچيني هادرنواحي مذكورصورت ميگرفته است واين لغت نيزبه وسيله بازرگانان عرب به غرب راه يافته است. هدف ازاين مقاله تحقيقي شناخت تاريخي شيمي ميباشدبنابراين مطالب ان به وسيله فصول زير مورد بررسي قرار مي گيرد:

1 -فصل اول:دانش شيمي ومختصري ازتاريخچه تكامل ان

2-اغازشيمي نوين وگستر ش ان

 

 

 

 

 

 

 

صفحه2

 

 

فصل اول

دانش شيمي ومختصري ازتاريخچه

تكاملآن

 

 

 

 

صفحه3

چگونگي پيدايش وتكامل علم شيمي

شيمي درزندگي بشردخالت داشته والان نيز اهميت بيشتري يافته است هرچه مردم پيشرفت مي كنندنقش شيمي درشئون مختلف زندگي بارزترمي شود.

احتياجات مادي انسانهارامجبوركرده است كه تلاش نمايندوزندگي بهتري بسازدبدون شك اولين قدم راكه در راه ترقي علم شيمي برداشته شده است باكشف اتش واستفاده ازان اغازگرديد.بشرطي ساليان دراز از اتش براي گرم كردن وپختن غذاهااستفاده مي نمود.

ازوجودبعضي ازفلزات كه درپارهاي ازسنگهابوده اطلاع حاصل كرده وبه تهيه اجروشيشه پرداخت.اثارگذشتگان نشان مي دهد كه معلومات انهانسبت به اشياء باگذشت قرون متمادي ضمن تجربيات متعددوطولاني حاصل گشت شواهدزيادحكايت داردكه عده اي ازفلزات مانندمس رادرشش هزارسال قبل مي شناختند.درچهارهزارسال پيش الياژهايي نظيرمفرغ(الياژي است ازمس وقلع)رامورداستفاده قرارمي داده اندوخواص ان رابطورتجربي مي دانستند .طلانيزدران اعصاركشف شد زيرافلزي است كه درطبيعت بصورت خالص يافت مي .شود

هنرلعاب دادن ظروف كه بعداًمنجربه ساختن شيشه گشت چندي پيش از ان رواج پيداكردونقاشيهاي روي اجسادموميائي انجام گشته ودرمصريافت شده نشان مي دهدكه كارگران وهنرمندان ان عصرقادربه ساختن شيشه رنگي بوده اند وجواهرهاي قيمتي رامي تراشيده اند.

دانشمندان درپي ان بودندكه به رموز و اسرار طبيعت واقف گردندوحقيقت ماده رادريابندولذالفظ حكيم به كسي اطلاق مي شد كه علت العلل اشياء رابداند.فلاسفه راجع به ماده عقايدمختلفي ابراز مي داشتندبرخي راعقيده بر ان

صفحه4

بودكه تمام اجسام موجود در دنيا از يك ماده اوليه بنام(ماده المواد)تشكيل شده است بنابر اين هركسي ان راجسم بخصوصي تصورمي كردمثلاً تالس اصل اشياء را آب وذيمقراطيس آتش مي پنداشت.

نام عنصر اولين دفعه به وسيله افلاطون برده شدوپس از ان ارسطو وپيروانش ماده را ازچهارعنصرآب؛آتش؛بادوخاك مي دانستندوبراي هريك خواصي درنظرمي گرفتندبه عقيده ارسطوچهارعنصرمذبورمبداكليه موادمي باشدبه عبارت ديگردانشمندمذكوراعتقادداشت ازتركيب عناصربه نسبتهاي مختلف اجسام گوناگون بوجودمي ايد.مثلاآب را يكي از عناصر مي دانست كه درساختمان فلزات يافت مي شود واستدلال مي كردچون فلزات مانندآب مايع مي گردند تئوري عناصرچهارگانه تا اواخرقرن هفدهم دوام يافت.

دموكراتوس (370 -460 ق.م)فيلسوف يوناني حدود450 سال قبل ازميلاداعلام كرد كه ماده ازذرات ريزي بنام اتم (غيرقابل تجزيه)تشكيل يافته است.تااينكه دالتن درسال1808 فرضيه اتمي خويش رامعرفي كرد.

كيمياگري

هنركيمياگري كه مصريان قديم آن را هنر مقدس مي خوانندمنحصراً دراختيار روحانيون مصربوداين علم ازاسكندريه كه مركز علمي ان زمان بود به ايران امد وازاينجا به اروپاي غر بي رفت.

كيمياگران به وجودجسم مرموزي بنام سنگ فيلسوفان (اكسير)معتقدبودندوخيال مي كردندكه باكشف اين سنگ مس رابه طلاوسرب رابه نقره تبديل كنندولي هيچگاه دراين راه موفق نشدندليكن درخلال اين كارها و ازمايشات پاره اي ازموادكه مورداستفاده مي باشدوهمچنين روش عملياتي كه درازمايشگاههاي شيمي متداول است ازان دوره ها به جاي مانده است.

صفحه5

عده اي ازكيمياگران متوجه گياهان شده بودندوازراه تصفيه وتقطيير توانستندعصاره هاي مختلفي بدست اورند كه بعداً به تدريج داروهاي گياهي ازانهاساخته شد.طي اين كاوشها پزشگان و كاوشگران درپي اكسيري بودندكه تمام بيماريها را درمان كندوبه انسان حياتي جاوداني بخشد گرچه اين تلاش بي اثربود ولي منجر به تهيه بسياري از ادويه هاي مختلف شد.

در تمام قرون وسطي پيشرفت قابل توجهي در شيمي نشد زيرا كيمياگران اطلاعات خود را پنهان مي داشتند وتا اواخر قرن هفدهم جزء علوم اسراراميز بشمار مي رفت ليكن در قرن هيجدهم وضع كيمياگران از هم پاشيد ومعلومات انان به صورت علم شيمي درامد علت امر پيشرفت فلسفه، فيزيك،رياضيات و پيدايش روشهاي علمي بود كه واقع را اشكارا بيان مي كرد.

اولين كسي كه با تئوري عناصر چهارگانه مخالفت كرد رابرت بويل (1691-1627 ) انگليسي بود به عقيده بويل عنصر جسمي تجزيه ناپذير بود و از تركيب عناصر اجسام مختلف بوجود مي امدند.

لاوازيه(1796-1743 ) فرانسوي بنيانگذار علم شيمي جديدمحسوب مي شود اين شيميدان گفت ما مجبوريم استدلال خود را بر پايه ازمايش قرار دهيم و جز به واقعيت وتجربه به چيز ديگر فكر نكنيم لاوازيه علم و عمل رابا هم توام ساخت و انها راتوسط يكديگر تكميل كرد.روشي كه لاوازيه در پيش گرفت و موجب تكامل شيمي شد روش شيمي ناميده مي شود.

 

 

 

 

صفحه6

تاريخ تكامل علم شيمي

در تاريخ دانش شيمي پنج دوره متمايز به چشم مي خورد :

1-در دوره اول كه به سيصد سال بعد از تولد مسيح ختم مي شود . چيني ها،شيشه و مصريها رنگ، مواد داروئي و سمي ويونانيان روش استخراج فلزات وتهيه الياژها، نمك،وكربنات سديم را كشف كردند.

2-دوره دوم كه تا سال 1525 ميلادي ادامه داشت دوره فعاليت كيمياگران است كه تمام سعي انان صرف پيدا كردن اكسير يا سنگ دانشمندان شده تا بتوانند فلزات ارزان قيمت را به فلزات گران قيمت تبديل كنند.نا گفته نماند كه همين كيمياگران بودند كه موفق به كشف عناصر و تركيباتي شدند.

3-دوره سوم كه دوره شيمي پزشگي است كه از 1525 ميلادي شروع مي شود در اين عهده است كه شيميدانان معتقد شدند كه هدف علم شيمي يافتن اكسير نيست بلكه تهيه داروهاي شيميايي است.

4-دوره چهارم:دوره شيمي فلوژيستها مي باشد اين گروه در سال 1777 فرضيه احتراق را منتشر كردند وطبق نظريه انها كليه سوختها داراي ماده اي به نام فلوژيستن است.وچون بسوزد ماده مذبور مي پرد. در سال1766 كه كاونديش (1810-1731 )هيدروژن را كشف كرد پنداشتند كه فلوژيستن بدست امده است.

دوره پنجم از اواخر قرن هيجدهم ميلادي (زمان لاوازيه) شروع مي شود در اين دوره است كه شيمي به عنوان يك علم مستقل شناخته شد لاوازيه واضع فرضيه ضد فلوژيستن مي باشد او ثابت كرد كه اگر وزن جسمي زياد گردد قطعاً با ماده ديگري تركيب شده است و اگر كم شود حتماً در نتيجه جدا شدن جزئي از ان تركيب است.

صفحه 7

پس از لاوازيه علم شيمي با سرعت رو به ترقي رفت دالتون ،فرضيه اتمي واوگادرو فرضيه مولكولي،مندليف وباير جدول تناوبي عناصر را عرضه كردند كشف راديم وخواص راديواكتيو فرضيه ومدل اتمي بوهر ونخستين تخريب اتم به وسيله روترفورد و شكستن هسته اتم به وسيله پرفسور هان وتهيه عناصر مصنوعي پيشرفتهايي بود كه بشر درقلمرو علم شيمي نمود تا اين علم به پايه اي رسيد كه امروزه هست وهنوز هم با سرعت ادامه دارد.

دانش شيمي در اسلام

در ميان دانشمدان مسلمان تحقيق مسائل هيئت،تواًم با نجوم بود .علم شيمي هم با فن طلاسازي مختلط گشت ولي بااينكه يكي از دو موضوع واقعي وديگري خيالي بود معهذا هيچ توفيقي در فعاليتهاي انان نگشت.

معلومات شيمي كه اعراب از يونانيان دريافت كردند محدود بوده است بنابر اين بسياري از مواد مهم مثل تيزاب سلطاني -الكل -جوهر گوگرد-جوهرشوره و عيره منحصراً از اكتشافات مسلمين ميباشد علماي اسلامي عمل تقطير ونظاير ان را كه كارهاي اساسي شيمي است جاري ومعمول داشتند اينكه در كتب شيمي مي نويسند لاوازيه به وجود اورنده علم شيمي است بايد گفت كه هيچ دانشي خواه شيمي دفعتاً ايجاد نشده چنانچه لابراتورهاي 1000 سال پيش مسلمين واكتشافات ارزنده انان دراين علم نبود هيچ وقت لاوازيه نمي توانست قدمي به جلو بگذارد.

اقدم واشهر علماي كيمياگران جابر ميباشد كه در اغاز خلافت عباسيان(اواخر قرن هشتم)ميلادي حيات داشت براي اينكه شرح بيشتري درباره اين دانشمند داشته باشيم ميگوئيم كه : ابوموسي ،جابرابن حيان از علماي مشهور علم كيميا است تصنيفات وي زياده از 1000 جلد مي باشد سر

 

صفحه8

گذشت و حالات او درست معلوم نيست مي گويند كه وي ساكن خراسان بوده است جابر را دانشمندان كيمياگر مشرق مانند جلوكي ،شيخ محمد قمري ،ابن وحشيه ومظفر عليشاه كرماني ربيب امام جعفر صادق (ع) دانسته اند در اينكه شاگرد ان حضرت بوده شكي نيست زيرا درمؤلفات خود مكرر به نام و عنوان آن بزرگوار ياد مي كند قسمت بزرگ دانش جابر در حقيقت گياه شناسي مي باشد او در سال 765 ميلادي مي زيست.

همانطور كه اشاره شد نوشته هاي جابر خيلي زياد است ولي چون جابر نام در عرب بسيار بود لهذا تميز دادن تأليفات وي مشكل مي باشد و چندين كتاب او به لاتين ترجمه شده است كه مشهورترين آن نتايج التكميل است كه در سال 1672 به زبان فرانسه ترجمه گشت وچنين معلوم مي گردد تا مدتي اين كتاب مستند شناخته شده و مورد استفاده بوده است .

تصانف جابر مانند دائرالمعارف علمي مشتمل بر خلاصه اي از مجموع مسائل شيمي مي باشد دراين تصنيفات تركيباتي ذكر شده كه قبلا معلوم نبوده اند واز انها بر مي ايد كه جابر از خواص بعضي گازها نيز اطلاع داشته است.

مسئله تبديل فلزي به فلز ديگر از مسائلي است كه علماي كيميائي اسلام تا چندين قرن مشغول تحقيق ان بودند هر چند اين عقيده مخالف با اصول علمي حاضر ماست ولي مسئله مذبور به اصل دانش شيمي خدمت نماياني نمود زيرا از اين راه عملا بررسيهايي به عمل امده و اكتشافات مهمه اي بدست امد كه بدون طمع طلا ان كارها انجام نمي گشت راست است كه چيزي كه اصل مقصود بود بدست نيامد اما در عوض نتايج ديگري حاصل شد كه اگر براي تبديل فلزات كوشش به عمل نمي امد ان بهره ها هيچ وقت حاصل نمي گشت .

در نوشته هاي جابر تركيباتي ذكر شده كه قبلا معلوم نبودند:جوهر شوره،تيزاب سلطاني وقلياب ونوشاد وسنگ جهنم وجيوه قرمز مي باشد او

صفحه9

اولين كسي است كه در اين كتب يك سلسله عمليات شيميايي از قبيل تقطير تبخير ،تبلور،انحلال،تجزيه و تركيب را بيان نموده است.

ديگر از شيميدانان در اسلام ابوبكر محمد ابن زكرياي رازي مي باشد كه در شيمي و فلسفه ومخصوصا طب مقام شهرت را حائز گشته است از تاريخ برمي ايد كه رازي ابتدا رياست طبي مريضخانه ري را دارا بوده است و بعد زمان خليفه (مكتفي بالله) به بغداد امده كتابهايي نوشته ودر برخي از انها تهيه جوهر گوگرد را از تقطير زاج سبز ،الكل را از تخمير مواد نشاسته اي يا قندي را متذكر شده است اكثر نويسندگان اسلام كه هم انان مصروف علوم بوده داراي علم كيميا هم بوده اند ولي به استثناي كتب رازي و جابر بقيه مفقود گرديده وچيزي از ان در دست نيست.

از ديدن تركيبات شيميايي كه در كتب طبي عرب ذكر شده روشن مي شود كه در فن پايه فكر و دامنه معلومات انان تا چه درجه وسيع بوده است و مخصو صا دوا سازي از جمله چيزهايي است كه ايجاد ان مخصوص مسلمين مي باشد و در رنگ سازي ،استخراج فلزات،ساختن فولاد و چرم سازي مهارتي كه داشته اند ثابت مي شود كه انان در صنعت وحرفه هم از علم كيميا استفاده نموده وان را بكار مي بردند.

فنون واكتشافات(اطلاعات صنعتي)

مسلمين بطور عمل در صنايع با تحقيقات علمي دوش به دوش جلو رفتند و به واسطه همين معلومات بود كه تازگيهايي در حرفه هاي انان موجود مي باشد نتايجي كه از بررسيها بدست امده است انان در استخراج معادن از قبيل طلا واهن ،مس ،فولاد ،گوگرد،جيوه و از شمشيرهايي كه ساخته اند بر مي ايد كه در اب دادن فولاد درجه كامل را داشته اند منسوجات ،اسلحه ،چرمهاي ساخته

 

صفحه10

و كاغذ انان در دنيا مشهور بوده يكي از اكتشافات مهم مسلمين كشف باروت بوده است كه بطور مختصر در اين باره توضيح مي دهيم :

اقوام وملل مختلف اسيا در قديم مواد ناريه در جنگ استعمال مي نمودند و تا قبل از قرن هفتم ميلادي اين مواد به اروپا نيامده بود .مي گويند اول كسي كه ان را به قاره مذكور اورد كالينكcallinique مي باشد كالينك يك نفر معمار شامي بوده است زماني كه اعراب قسطنطنيه را محاصره كردند يونانيان اين مواد اتشزا را بكار بردند و پيشرفت نماياني حاصل نمودند امپراطور روم انرا جزء اسرار دولتي قرار داده بود طبق تحقيقات جرم محروق از گوگرد،قطران وچربيها تركيب گشته و نسخه ان هم در كتب قديم موجود است مسلمين نسخه مذكور را خيلي زود بدست اوردند و استعمال ان تا اين درجه شايع بود كه مطابق اقوال نويسندگان جزء اعظم الات و مهمات جنگي انان شمرده مي شد ارتش اسلام اين ماده ناريه را به صدها روش و با ادوات مختلف به طرف دشمن پرتاب مي كرد واز بيانات صليبيان معلوم مي شود كه انان فوق العاده از اين اتش ترسناك بودند.

بيانات دو نفر از مستشرقين ثابت مي كند كه باروت گلوله كه بتوان الات حربي را به فاصله زيادي پرتاب كرد به وسيله مسلمين اختراع شده است اين اكتشافات فن جنگ را يك دفعه تغير داد.

بررسيهاي برخي از شرق شناسان معلوم مي دارد چينيها فقط شوره را پيدا نموده اند در اتش بازيها ان را بكار مي بردند اما باروتي كه نيروي پرتاب كردن ان را داشت به وسيله مسلمين قبل از چينيها بدست امده بود.

از برخي كتب خطي چنين بر مي ايد كه اسلحه اتشي در ميان مسلمانان از جمله الات دفاعيه بوده است واستعمال ان شيوع داشته وبيش از هر ابزاري

 

صفحه11

در جنگها بكار مي بردند چنانكه الفوس يازدهم (پادشاه اسپانيا)كه در سال 132 ميلادي با لشكر خود به الجزاير حمله برد اعراب براي حفاظت شهر بيشتر ادوات ناريه را بكار بردند در تاريخ چنين دارد مراكشيها مواد اتشزا مثل رعد وبرق پرتاب مي كردند وانها گلوله هاي اهني به درشتي سيب بزرگ بودند كه به طرف سپاه مخالف مي انداختند واين گلوله ها انقدر مسافت طي مي كرد كه بعضي از انها از محل اردو مي گذشته وبرخي در ميان لشكر مي افتاد.

ساختن كاغذ

در قرون قبل نوشته ها روي پوست يا استخوان بوده است و انقدر گران تمام مي شد كه رهبانان روم و يونان تصانيف خود را حك مي كردند وقتي مسلمانان صنعت كاغذ سازي را اختراع نمودند پس از ان غربيها توانستند ياداشتهاي ارزنده خود را روي كاغذ ثبت نمايند .

قديميترين كتاب خطي كه در كتابخانه هاي اروپايي مكتوب است در سال1009 ميلادي نوشته شده است وان از كاغذ پنبه تهيه شده است.

راجه به اكتشافات كاغذ بايد گفت كه چينيها از پيله ابريشم كاغذي اختراع نموده بودند اوايل پيشرفت اسلام اختراع كاغذ از چين به سمرقند امده و در انجا شايع گرديد.زمانيكه اعراب سمرقند را فتح كردند از همين كاغذ كارخانه ايي را يافتند و ليكن بايد دانست تا وقتي به جاي ابريشم چيز ديگري اختراع نمي شد اكتشافات مذكور به حال اروپائيان نافع نبوده است ولي عرب به جاي ابريشم پنبه را بكار مي بردند واز كاغذ كتب مسلمين معلوم مي شود كه انها در اين فن نهايت درجه ترقي را داشته اند و در ان زمان مرغوبتر از ساخت انان ساخته نشده بود.

 

 

صفحه12

اين مطلب ثابت مي باشد كه از كهنه،كاغذ ساختن بي مشكل نبوده و محتاج به دستكاريهاي زياد است واين كار مخصوص مسلمين بود.پيدا شدن اين عقيده ازانجاست كه ايشان خيلي پيشتر از مسيحيان شروع به استعمال كاغذ نمودند مثلا قديميترين نوشته هايي كه در اروپا روي كاغذ به عمل امده مربوط به سال1270 ميلادي است وحال انكه كتب متعلق به يكصد سال قبل از تاريخ مذكور مربوط به مسلمانان موجود مي باشد كه روي كاغذ نوشته شده است كه از كهنه ساخته بودند.

شرحي كه در خصوص دانشمندان شيمي در كشورهاي اسلامي ان زمان داده شد ثابت مي كند تحقيقات اهل اسلام درشيمي و علوم تجربي كمتر از ترقيات واكتشافاتي نبود كه در رياضي و هيئت حاصل نمودند از مندرجات زير برتري انان معلوم مي شود :

1-اكتشاف مواد اساسي درشيمي مثل الكل، جوهر شوره ،جوهرگوگرد واعمال اصلي ان از قبيل تقطير وغيره

2-دواسازي ،استخراج معادن ،ساختن فولاد،رنگ سازي وبه كار بردن اصول شيميايي.

3- اختراع باروت واسلحه ناريه.

4- ساختن كاغذ از كهنه.

 

 

 

 

 

 

 

 

صفحه13

 

 

 

 

 

فصل دوم

 

گسترش شيمي نوين

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صفحه 14

لاوازيه،پايگذار علم شيمي

پايه گذار شيمي مدرن لاوازيه شيميست فرانسوي است نامبرده در زمان پادشاهان فرانسه وبا استفاده از كمكهاي مادي انان دست به تحقيق در علم شيمي زد و به وسيله تهيه ترازوهاي دقيق در خصوص هوا واجسام مركب مانند اكسيدها و... تتبعات عميقي نمود و معلوم داشت كه هوا جسم ساده نيست بلكه مخلوط است وهميشه مجموع اوزان اجسام حاصل در يك فعل انفعال مساوي جمع وزنهاي مواد وارد عمل.

لاوازيه در زمان خود يكي از بزرگترين شيميدانان اروپا بود و چون رياست اداره باروت را نيز بر عهده داشت در قورخانه نزديك محبس باستيل اقامت مي كرد هر روز صبح زود براي بازديد كوره ها حاضر مي شد ودر عين حال به ساير امور از قبيل اخذ ماليات ،حضور در جلسات اكادمي وملاقات با دانشمندان خارجي كه ضمن عبور از فرانسه به سراغ او مي امدند نيز رسيدگي مي نمود.

در سال 1776 يك چراغ روغني در زير قرعي كه داراي جيوه بود روشن كرد ومدت 12 روز ان را حرارت داد و مشاهده نمود پوسته نازكي از اكسيد جيوه سطح موكور اوليه را پوشاند در اين موقع ملاحظه كرد گازي كه در زير سرپوش بعد از عمل باقي ماده خاصيت زندگي را از دست داده است انگاه پوسته قرقز رنگ را جدا نمود و ان را در درجه حرارت بالاتري گرم كرد پس از ان متوجه شد كه از ان گازي خارج مي شود كه موشها در داخل ان به حيات خود ادامه مي دهند.

 

 

 

صفحه15

پس از ازمايشهاي فوق لاوازيه نتيجه گرفت كه در هوا گازي وجود داردكه با جيوه تركيب مي شود و توليد اكسيد مي كند و براي توليد اين گاز كافي است جسم اخير را حرارت دهيم لاوزيه نام ان را اكسيژن گذاشت.

اين دانشمند صورت تعدادي از اجسام ساده را عرضه نمود كه عبارت بودند از:

اكسيژن،هيدروژن،ازت،گوگرد،فسفر،وكربن.بعلاوه17 فلز،اهك،منيزي،سليس

باريت و الومين را نام برد.در سال 1783هيدروژن را در داخل اكسيژن سوزاند وتركيب اب را تأييد و اثبات نمود.

سال 1789 سال انقلاب شيميايي نيز هست در اين سال بود كه لاوازيه كتابي به نام (اصول مقدماتي علم شيمي )تأليف كرد و ان را انتشار داد در اين سال شيمي نوين متولد شد ونابغه شهير ان را تقديم جهانيان نمود ودانش شيمي تبديل به يكي از بزرگترين عوامل حاكم بر دنياي جديد كرد.

بين لاوازيه و لويي شانزدهم اخرين پادشاه فرانسه رابطه حسنه اي وجود داشت و پس از انكه حكومت به وسيله انقلابيون وجمهوري خواهان سرنگون شد لاوازيه را نيز محبوس كردند و وي را محكوم به اعدام نمودند وپس از 24 ساعت حكم مذكور اجرا گشت در صورت جلسه محاكمه نوشته شده است كه "جمهوري احتياج به علما ندارد"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صفحه16

ايران در قرن هيجدهم ونوزدهم

در اواخر قرن هيجدهم كشور فرانسه پيشرو نهضت علمي اروپائي گشت و اثاري كه در سرزمين مذبور بوجود مي امد بر توده مردم تأثير فراوان مي گذاشت اما در چنين اوقات ايران ما صحنه جنگ وجدال براي گرفتن مسند سلطنت بود اقا محمد خان قاجار جهت بدست اوردن پادشاهي از لطفعلي خان زند خلقي عظيم را كشت و يا كور كرد وبلاخره توانست 1210 هجري قمري سلسه قاجار را تشكيل دهد.

از زمان فتحعلي شاهو بخصوص پس از شكست ايران از روسيه گر چه ظاهرا مملكت ما استقلال داشت ولي در اصل تحت نفوذ روس وانگليس بود ومرداني چون قائم مقام فراهاني با تؤطئه چيني به ديار عدم رهسپار مي شودند.

اخرين اميدي كه امكان داشت در طي سالياني نه چندان دور رونقي به ايران دهد تا خود را از نظر علوم به اروپائيان برساند ميرزا تقي خان فراهاني ملقب به اميركبير بود كه ناصرالدين شاه اورا به صدارت عظمي منصوب نمود وي با تاسيس مدرسه دارالفنون قصد داشت جهشي در مردم از نظر علمي ايجاد كند بعلاوه چون عارف به اوضاع واحوال بود معلمين مدرسه مذبور را از كشور اتريش انتخاب كرد زيرا مي دانست اگر از ممالك فرانسه وانگلستان وروسيه معلم استخدام كند انان همراه تدريس جاسوسي خواهند نمود.

سفراي دول ان روز به شخصيت اميركبير واقف گشتند لذا نسبت به وي دشمني اغاز كردند سفير انگليس با تدبير وحيله وبه كمك مادر شاه وسيله عزل او را فراهم نمود پس از ان ميرزا اقا خان نوري راكه از قبل براي دولت انگليس جاسوسي مي كرد به عنوان صدر اعظم منصوب نمودند.

صفحه17

بلاخره شاه جوان وكم عقل پس از چند روز ميرزا تقي خان را به كاشان تبعيد كرد وديري نپاييد كه سلطان قاجار جلاداني را از تهران گسيل داشت وان نابخردان در تاريخ 18 ربيع الاول 1210 هجري قمري اين مدير مدبر وبي نظير در ايران را در حمام فين كاشان به طرز فجيعي به قتل رساندند.

اين واقعه حائله وصدها نظير ان موجب گشت كه ايرانيان به خود امده ورژيم شاهنشاهي را كه سبب اصلي جنايات وعقب ماندگي ايران بودبراي هميشه ملغي نمايد.

همفري ديويد (1829 –1778 )ديگر از شيميدانان بود كه در شيمي معدني تحقيقات زيادي نمودبطوري كه در سال 1795 پروتو اكسيد ازت را بررسي كرد و اثرات اين گاز را درباره شخص خود امتحان كرد در سال 1807 توانست سود و پتاس را الكتروليز نمايد بعلاوه فلزات قليائي خاكي مانند باريم،استرانسيم وكلسيم وهچنين منگنز رانيز بدست اوردبا اينكه دربعضي از اوقات اوضاع سياسي فرانسه نامساعد بود اكادمي فرانسه جايزه بزرگ خود را به ديود تقديم نمود.

در سال 1808 كه ديويد با پتاسيم كار مي كرد اين سئوال را مطرح نمود لاوازيه به ما چنين تعليم داد "هر اسيد داراي اكسيژن مي باشد" اگر اينطور است بايد اسيدكلريدريك نيز اكسيژن داشته باشدو براي استخراج اكسيژن مذبور كافيست پتاسيم رادر مجاورت اسيد مذكور قرار دهيم زيرا پتاسيم به طور قوي جاذب اكسيژن مي باشد .شيميدان بزرگ از اينكه ديد تجربه اش با عدم موفقيت مواجه گرديد بسيار متجعب گشت و براي او مسلم گشت كه اسيد كلريدريك اكسيژن ندارد.

همفري ديويد در قله شهرت و افتخار قرار گرفت و نه تنها از جمله ايجاد كنندگان شيمي نو شمرده مي شد بلكه در عين حال از مخترعين درجه اول

صفحه18

محسوب مي گشت در سال 1815 چراغ اطميناني كه مورد استفاده معدنچيان است اختراع كرد ووسيله احتراز از عمل شيميايي اب دريا را روي بدنه كشتيها بدست اورد خلاصه كم كم انتظار همه چيز را از او داشتند بطوريكه يكي از دانشمندان ان زمان راجع به ديويد اظهار مي داشت:همانطور كه به ديگران تهيه بعضي مصنوعات را سفارش مي دهند به او نيز اكتشافات معيني را توصيه مي نمايند.

دانش شيمي قوانين خود را سازمان مي دهد

همزمان با ديويد دانشمند ديگري كه ژوزف لوئي گيلوساك (1850-1778) نام داشت ابتدا در خصوصانبساط گازهامطالعه نمود ودر سال 1808 قانون مشهور خود را بيان كرد از اين قرار :ما بين دو حجم گاز كه با يكديگر تركيب مي شوند نسبت ساده اي وجود دارد مثلا همواره براي تركيب اب دو حجم از هيدروژن و يك حجم از اكسيژن لازم است.بلاخره درسال 1815 سيانوژن را كه گازي بسيار سمي بود كشف كرد .

شخصي ديگر به نام لوئي ژوزف پروست (1826-1754)بود كه يكي از بزرگترين قوانين علم بنام قانون پروست يا قانون نسبتهاي مشخص را بوجود اورد كه مي توان ان را به طريق زير بيان كرد :

"دو جسم براي انكه ماده معيني توليد كنند همواره به نسبتهاي ثابت و تغيير ناپذيري با هم تركيب مي شوند."

دانشمند ديگري كه در منچستر بود جون دالتون نام داشت كه توانست يكي ديگر از قوانين اساسي علم شيمي به نام قانون دالتون يا قانون نسبتهاي مركب را بوجود اورد به اين شرح:

 

 

صفحه19

"هر گاه دو عنصر تر كيبات مختلفي توليد كنند مقدار ثابتي از عنصر اول كه مقادير متفاوتي از عنصر دوم تركيب مي شود بين انها مضارب صحيحي است."

امه ده اوگادرو(1856-1776)دانشمند ايتاليائي در سال 1811 اظهار كرد كه تعداد ذرات موجود در حجم معيني از تمام گازها مقدار ثابتي است (عدد اوگارو602300 ميليارد ميليارد)كه ذرات در حجم 22.4ليتر از هر گاز را مي رساند .

ژاكوب برزليوس سوئدي (1848-1779)با خود گفت مجموعه مسائلي كه به وسيله شيميدانان عرصه شده بسيار مبهم و نا هماهنگ است و وقت ان مي باشد كه اين اكتشافات با هم توافق دهيم.بلاخره ذهن وي به اين امر انتقال يافت:چون اجسام در نتيجه الكتروليز تجزيه مي شوند بنابر اين ممكن است كه الكتريسيته عامل اتصال انها به يكديگر نيز با شد قاعدا بايست اتم بعضي مثبت قبول كند وبرخي ديگر از اجسام الكتريسيته منفي ،چه چيز از اين سهل تر است كه فرض كنيدمثلا اتمي از اسيد سولفوريك الكتريسيته اي منفي دارد به سوي يك اتم پتاس كه داراي نيروي الكتريكي مثبت جذب مي شود تا با ان سولفات پتاسيم توليد نمايد.

برزليوس جدولي از اوزان اتمي را منتشركرد و علائم شيميائي را اصلاح نمود.

نهضت شيمي الي

پس از لاوازيه شيميدانان زيادي در اروپا پيدا شدند ولي بايد گفت تا ان موقع دانشمندان شيمي هم خودرا مصروف مواد معدني و تبديلات انها نموده اند اما براي تهيه اجسام الي همت وافري از خود نشان نمي دادند زيرا معتقد بودند كه در مواد الي قوه مرموزي حياتي بكار رفته و بشر عاجز است كه جهت بدست

 

 

صفحه20

اوردن يك ماده الي در ازمايشگاه اين نيروي مجهول را بگنجاند و ماده الي را به طور مصنوعي تهيه نمايد.

بايد تذكر دهيم كه در ان زمان شيمي الي وجود نداشت درباره اينكه در تمام دوران قرن هفدهم چربيها و روغنها را مطالعه شيميايي قرار مي دادند معهذا فقط شيمي معدني مورد توجه بود و مواد الي بسيار اسرار اميز به نظر مي رسيدند و عده اي حتي در اين موضوع ترديد داشتند كه الكل ،كره،قند وادرار از قوانين عادي شيميايي از قبيل نسبتهاي معين ونسبتهاي مضاعف پيروي كنند همه دانشمندان ان عصر با تلخي اعتراف مي كردند كه ايجاد اين مواد بطور مصنوعي غير ممكن است زيرا در تشكيل انها نيروي حياتي نبز دخالت دارد و برخي اظهار مي داشتند كه به علت مداخله قوه زندگي رضا به قضا دهيم و تمام شيمي الي رااز قلمرو علم خارج كنيم.

ميشل اوژن شورل شروع به ازمايش مواد چرب نمود و اقدام به تجزيه مواد الي كرد ودريافت كه چربيها ،ما حصل تركيب گليسرينبا اسيدهاي چرب مي باشد بلاخره توانست شمعهاي استئاريك كه جانشين شمعهاي قديمي گرديد اختراع نمايد شورل با خود فكركرد كه پيه ،كره وچر بيهاي ديگر مواد مركب مي باشند اما داراي اصول مشتركي هستند وي ما بين سالهاي 1811و1826 جواب اين موضوع را دريافت و چنين توضيح داد:

"همانطور كه الياژها از تجمع فلزات مختلف به نسبتهاي معين به دست مي ايند چر بيها نيز از تركيب شدن گليسرين با اسيدها چرب مانند اسيد استئاريك واولئيك وغيره مي باشند.

اين جواب در عمل بسيار مورد استفاده واقع شد علاوه براينكه توانست شمعهاي جديد بسازد در صابوني شدن اجسام چرب بررسيهايي به عمل امد و قادر گشت صنعت صابون سازي را بسيار توسعه دهد واكتشافات خود را در

صفحه21

كتابي با عنوان :"جستجوهاي شيميايي درباره مواد چربي كه مبدا حيواني دارند"جمع نمايد.

در همين ايام استادي بود كه ژان باتيست دوما نام داشت در سال 1834 با كمك شاگرد خود جوهر چوب را كشف كرد و ملاحظه نمود كه اين جسم شباهت كامل با جوهر شراب دارد.اين دو دانشمند با خود گفتند كه حتما اين دو از يك خانواده مي باشند پس خوب است هر دو را الكل بناميم.

دو ماده كلر دار از روي جوهر سركه گذراندند وجسم جديدي بدست اوردند .دانشمندان مذبور در سال1832 مطالعه خود را در اين باره كامل كردند و اصل جانشيني و تعويض را به وجود اوردند.

سنتز مواد الي

تمام شيميدانان در قرون هيجدهم و نوزدهم ميلادي هدف و منظور واحد داشتند و ان اينكه علم شيمي مثبتي به وجود اورده اندكه به قدر دانش فيزيك دقيق باشد و همه خرده ريزهاي ماوراء الطبيعه و مسائل اسرار اميز از ان نفي و طرد مي گردد.اين كار تقريبا در شيمي معدني انجام شده اما در شيمي الي مانع بزرگ يعني نيروي حياتي كه در هر قدم با ان مواجه مي گشتند سد راه ايشان بود.

از نوشته هاي برزليوس چنين بدست امد:"اينطور بنظر مي رسد كه در جهان موجودات زنده قوانيني غير از انچه در دنياي مواد معدني وجود دارد حكم فرمائي مي كند."

فردريك وهلر(1882-1800)شيميدان معروف الماني در سال 1828 موفق شد از راه سنتز اوره تهيه نمايد نامبرده ضمن كار كردن در ازمايشگاه وحرارت دادن ايزوسيانات امونيم ماده موجوددر ادار را بدست اورد.

 

صفحه22

CNONH4 CO(NH2)2

وهلر به اهميت كار خود واقف گشته بود و لذا اظهار داشت:"من مي توانم اوره تهيه كنم بدون اينكه احتياجي به كليه داشته باشم وحتي محتاج نخواهم بود حيواني اعم از انسان يا سگ در اين كار دخالت كند."

ديگر از دانشمندان كه در سنتز مواد الي سهمي بزرگ دارد برتلو(1907-1827)شيميست فرانسوي است كه در پاريس متولد شد اين شخص كه متخصص در زبان ،تاريخ يونان وعاشق پرشور فلسفه بود در مسابقه عمومي به اخذ مدال مفتخر گرديد .از سال 1815 دستيار يكي از اساتيد شيمي شد و وارد در خط علوم گشت . برتلو با انكه دستيار بود شاگرد هيچ استادي محسوب نمي گشت او روش مشخصي داشت واز كسي پيروي نمي كرد بعد از اينكه موفق به تركيب اسيد اگزاليك وبعضي اسانس هاي اگزاليك شد شهرت وي افزون گشت.

درسنتزهاي شيمي الي پس از وهلر جزء پيش قدمان بود و ساير شيميدانان با تأسي به اين دو نفر روشهاي مختلف را تعقيب كردند كلمه "سنتز "را اولين بار او بكار برد و مقداري چربي در را لوله ازمايش تحت تأثير اسيد قرار داد واز ان گليسرين به دست اورد .برتلواز سالهاي 1860 به بعد به وسيله سنتز يك عده از تركيبات الي مانند كافور،اسيتلن و بنزن و نفتالين را تهيه كرد در جنگ 1870 موفق به ساختن مواد منفجره گرديد.بعد از انكه صلح برقرار شدبه اتفاق "پل وي لي"(1934-1854) باروت بي دود را اختراع كرد.

با امعان نظر در سنتزهاي فوق معلوم مي شود كه ديگر مسئله قوه مرموز حياتي منتفي شده بلكه تدريجا جاي خود را به سعي و عمل در ازمايشگاه داده است.

 

صفحه23

شيمي صنعتي مي شود

اكتشافات برتلو در دانش شيمي و فيزكوشيمي به مراتب بيش از سهم شيميدانان ديگر در كليه ادوار تاريخ در همه ملل جهان داشته است. در واقع امكان تركيب تمام مواد الي كه به وسيله دانشمند مذكور اثبات گرديد راه بي پاياني براي اينده گشود .تجربه سال1863( سنتز استيلن)در واقع كليد طلائي بود كه دري را بطرف مواد شيميايي جديد بطور تمام وكمال باز كرد اكنون اين بناي با عظمت را نمايش مي دهيم:

در راس همه عناصر عنصر مشتركي به نام كربن وجود دارد ودر زير ان مواد ديگري از قبيل هيدروژن،اكسيژن و اهك و غيره كه مي توانندباكربن تركيب شوند قرار گرفته است اگر اجسام مذبور را با كربن مركب نمايند متواليا" استيلن منواكسيدكربن وكربور كلسيم نتيجه مي شود.

از انجا به بعد افق وسيعتري هويدا مي شود مي توان از نفت تركيب اسيد فرميك والكل متيليك را بدست اورد.استيلن نيز به نوبه خود وسيله دسترس به الكل اتيليك وبنزن واسيداستيك واستن مي شود.بلاخره سنتزهاي پي در پي شيميدانان باعث گرديد كه در ازمايشگاههاي جهان شروع به ساختن مواد الي از راه سنتز شوند بطوريكه مي توان قرن نوزدهم را قرن سنتز اجسام الي دانست.

شيميدان نروژي "گولدبرگ"(1903-1836)وپي يرواگ قانوني براي تعيين تعالهاي شيميايي بدست اوردند سپس فرانسواماري راتولت (1910-1830)توانست درباره انجماد وتبخير اجسام چرب محلول مطالعاتي نمايد. و به كمك ان روش جديدي براي اوزن مولكولي بدست اورد.

 

 

صفحه24

چند سال بعد از ان تاريخ دانشمند سوئدي به نام ارنيوس(1927-1859)كه رئيس دانشگاه استكهلم بود اين تئوري را در مورد اجسام معدني محلول نيز را بسط داد وبخصوص ثابت كرد كه مواد مذكور بر خلاف انهايي كه مورد مطالعه رائولت قرار گرفته است جريان برق را هدايت مي كنند واز انجا به تعيين مفهوم واقعي الكتروليز توفيق يافت.

با گسترش اكتشافات و تحقيقات دانشمندان در ازمايشگاهها تئوريهاي اظهار شده به عمل در امد همين قدر متذكر ميشويم در سال 1886 در تمام جهان فقط 1500 كيلوگرم الومينيم تهيه شده بود وحال انكه در سال 1929 ميزان توليد ان به سيصد هزار تن رسيد.

پاستورشيميدان وطبيب(1895-1822)در سن 26 سالگي استاد شيمي دانشگاه استراسبورگ شد.در اين اوقات شيميست جوان شروع به مطالعه درباره اسيد تارتريك كرد و ملاحظه نمود برخي از انها نور قطبي شده را منحرف مي كنند وبعضي ديگر اثري ندارند پس از ان معلوم داشت كه در نتيجه تخمير اسيد تارتريك بي اثرتجزيه گشته ومايع تخمير شده در مقابل نور قطبي شده حساس مي باشد.

دانشمند مذبور ثابت كرد كه مخمر احتياج به اكسيژن دارد تا بتواند زندگي كند و اگر او را از هوا محروم نمايند مجبور مي شود كه اكسيژن مورد لزوم را از مايعي كه در ان نشو ونما مي كند تحصيل نمايد ونتيجه اين عمل توليد بعضي مواد جديد است.

پاستور در سال1861 به اين نتيجه رسيد كه توليد ومثل خود به خود معني ندارد بلكه هر موجود زندهاي از حيوان زنده ديگر متولد مي شود اگر از ورود تخمهاي جانوران زنده ذربيني جلوگيري گردد نه چيزي توليد شده و نه عمل تخمير انجام مي شود و نه فساد وگنديدن ممكن است.

صفحه25

پاستور در اين اوقات استاد دانشسراي عالي گرديد وشهرت او همه جهان را فرا گرفت محقق عاليقدر بيشتر ساعات عمر خود را در مريضخانه ها سپري مي كرد و نظريات تازه اي از خود بروز مي داد مثلا مي گفت:"موجوداتي در هوا حركت مي كنند و غذاها را الوده مي سازند و زخمها را عفوني مي نمايند و هر يك از انها مولد مرض مخصوصي مي گردند."

وي روش ضد عفوني كردن را بوجود اورد و از سال1867 اموخت كه چگونه بايد دستها،اسباب زخم بندي وغيره را با اب تميز نمود ودر مقام عمل نشان داد كه تعداد تلفات تا چه اندازه تقليل مي يابد.نا گفته نماند كه پاستور واكسن ضد سياه زخم را نيز بدست اورد پاستور كه در هنگامي كه 60 سال داشت شروع به مطالعه درباره مرض هاري كرد اگر چه موفق نگرديد ميكروب ان را بيابد ولي واكسن اين بيماري را كشف كرد.

اين دانشمند كه ابتدا شيميدان بوده و سپس پزشك و محقق فوق العاده اي گرديد موفقيتهاي بزرگي كسب كرد و جهانيان احترامات بسياري براي اين حيات شناس نامي قائل شدند در سال 1888با كمك مالي تمام كشورهاي جهان انسيتو پاستور مفتوح گرديد ودرسال 1892در جشني كه بپاس خدمات او برپا گشت در حضور اعضاي دولت فرانسه و رئيس جمهور ،نمايندگان كليه كشورهاي عالم از او قدرداني كردند و بلاخره پاستور در 28 سپتامبر 1695 وارد در ابديت گرديد و جسد او را در زير زمين انسيتوپاستور به خاك سپردند.

سال1900يا انقلاب علمي ويليام كروكس(1919-1832)كه به كشف تاليم توفيق يافت با سمت دستيار شيميست معروف هوفمن شروع به كار كرد اما چون شيمي الي جلب توجه او را ننمود به سوي فيزيك روي اورد.

در سال 1878 ملاحظه كرد كه اشعه كاتدي نه فقط شيشه لوله فلورسنت را روشن مي كند بلكه اگر شئي را در داخل لوله قرار دهند ان را روشن

صفحه26

مي نمايد بلاخره به اين نكته برخورد كه اگر اين اشعه را روي قطعه اي از طلاي سفيد بيدازند جسم مذبور انقدر گرم مي شود كه سرانجام ذوب مي گرددوثابت كرد كه اگر به جاي طلاي سفيد چرخ كوچكي نظير چرخ راديومتر در لوله گذارند شروع به دوران مي نمايد.

رونتگن لوله كروكس خود را در كاغذ سياهي پيچيد وبا اين حال مشاهده كرد كه پرده اغشته به يك ماده فلورسنت كه در نزديكي لوله قرار داشت بدون علتي روشن مي شود و با تعجب از خود سؤال كرد كه كدام اشعه غير مرئي موجب اين فلورسن مي شود.رونتگن كه فوق العاده به اين موضوع علاقمند شده بود گفت:ببينم اين اشعه ناشناس كه از كاغذ سياه عبور مي كند قدرت گذشتن از چوب را هم دارد؟ بنابر اين لوله خود را به طرف درب اتاق گرفت و يك صفحه عكاسي در پشت در قرار داد و معلوم گشت صفحه در را با تمام خطوط داخل چوب ثبت نموده است بلاخره عكس سكه هاي پول را از داخل كيف برداشت وحتي موفق شد تصوير استخوانهاي دست خود را از پشت گوشت دست تهيه كند.

اشعه رونتگن اشعه x ناميده شد در اين مورد دانشمندان فيزيك دو دسته گشتند:يكي طرفداران كيفيت ذره اي وديگري معتقد بهكيفيت موجي . پيروان دسته دوم كه از طرف رونتگن نيز پشتيباني مي شدند خيلي زود پيشرفت كردند.

در سال 1912 ماكس فون لوي استاد دانشگاه برلن امواج اشعهx را از بلور گذراند و به اين طريق توانست ثابت كند كه اشعه مذبور عبارت است از ارتعاشات الكترومنتيك كه طول موج ان از درجه 10000000/1 يعني 1000 مرتبه از طول موج نور مرئي كوتاهتر است.

 

صفحه27

فتح الكترون

مطالعه در كيفيت امواج كاتدي ،كشف اشعه x و اولين اثار اختراع راديو پا به پاي يكديگر در مدت زماني كوتاه به عمل امده از سال 1895 يعني همان سالي كه رونتگن اولين راديوگرافي(پرتونگاري)خود را انتشار مي داد هنوز اين موضوع مورد گفتگو بود كه ايا تشعشع كاتدي مثل نور مرئي از اشعه يعني تموجات الكترومغناطيس تشكيل يافته است يا فوراني از ذرات مي باشد سرجوزف جون تومسون(1940-1856)توانست به كمك اينه دواري سرعت سير اين اشعه را حساب كند و ان را در حدود 50000 هزار كيلو متر در ثانيه دانست مقدار مذكور در مقابل سرعت امواج نوران انقدر ضعيف بود كه موج بودن اين اشعه را مورد ترديد قرار داد.

يكي از همكاران فرانسوي او بنام ژان پرن (1942-1870)از اين ابهام پرده برداشت وكيفيت اشعه مذبور را با قاطعيت معين كرد.پرن با خود گفت اگر اشعه كاتدي از گلوله هاي الكتريسيته دار تشكيل يافته باشد كشف اين الكتريسيته اسان است زيرا اين ذرات هنگام تماس الكتروسكوپ بايد ان را خالي كنند بنابر اين اشعه حاصل از لوله كروكس روي الكتروسكوپ انداخت و ملاحظه نمود كه اشعه در واقع بمباران دائمي به وسيله ذراتي است كه داراي الكتريسيته منفي مي باشد.

بلاخره تومسون جرم الكترون ،ميليكان بار الكتريكي را اندازه گرفتند در سال 1912 يك نفر انگليسي بنام جالز ويلسون توانست از مسير الكترون عكسبرداري نمايد.امروزه اطاق مرطوب ويلسون وسيله بسيار عالي است نه فقط مسير الكترون را بلكه مسير اتمها،نوترونها و...رامشخص مي كند.

 

 

صفحه28

تمام دانشمنداني كه درباره اكتشافات الكترون فعاليت مي كردند به اخذ جايزه نوبل مفتخر شده اند تومسون در سال 1906 وپرن وميليكان در1923 و ويلسون در سال 1927 جايزه مذبور را بردند.

بكرل وخانواده كوري راديواكتيويته را كشف مي كند

هانري بكرل(1908-1852)يك استاد فيزيك بود كه ابتدا درباره املاح اورانيم تحقيق و بررسي داشت و مشاهده كرد اين ماده معدني فلورسان مي باشد زيرا پس از قرار دادن صفحه عكاسي با سنگ معدن اورانيم در كشو ميز خود مشاهده كرد صفحه مذبور متأثر شده است بكرل معلوم نمود محرك ان روشنائي روز نيست بلكه پس از جستجوها اعلام كرد كه اورانيم و املاح ان هستند كه داراي خاصيت صدور دائمي تشعشات مخصوصي مي باشند و اين اشعه بر صفحه عكاسي اثر مي گذارند و هوا راالكتريسيته دار مي كنند پس بايد گفت در اين زمان راديو اكتيويته كشف شد.

پي ير كوري(1906-1856)كه يكي از استادان مدرسه فيزيك وشيمي در شهر پاريس درباره راديواكتيويته فعاليت مي نمود وبا همكاري همسرش بنام ماري كوري(1934-1867)مشتركا شروع به كار كردند .روزي مشاهده شد كه يكي از مواد معدني پچبلند منبع ايجاد تشعشعي مشابه با اورانيم است وحتي تشعشع ان چهار مرتبه قويتر مي باشد جاي شك وترديد نبود كه ماده معدني مذبور مي بايست شامل جسم راديو اكتيو از اورانيم بكرل باشد.بلاخره بعداز بررسي چندين تن سنگ معدن وجود پولونيم وراديم را در 1898اعلام نمود جسم اخير ميليونها بار فعالتر و قويتر از اورانيم است.

امروز كه حدود يك قرن از سالهاي آخر قرن نوزدهم مي گذرد خوب مي توانيمتصور كنيم وضع فكري مردان دانش در سنين 1895تا1900چگونه

 

صفحه29

بوده است اين سالها از لحاظ وفور اكتشافات با اغلب سنين ديگر قابل مقايسه نيست رونتگن اشعهxرا كشف كرد و بكرل راديواكتيويته را،واين دو نمود نه فقط تازگي داشتند بلكه افقهاي غير منتظره اي در نظرها مجسم كرد بعلاوه دو جاده جديد بوجود اورد يكي مطالعه در كيفيت تشعشع راديواكتيوي و دومي كشف اجسامي كه انرا توليد مي كنند.

دانشمندان براي سير در اين دو راه پخش شدند انگليسيها بخصوص در راه اولي و فرانسويان در راه دومي به حركت در امدند.

راترفورد سياح جهان اتم از زلاند جديد بود ودر سال 1871متولد شد وتحصيلات مقدماتي را در دانشگاه زلاندانجام داد وسپس به انگلستان رفت و به ازمايشگاهي كه تومسون در ان كار مي كرد جذب شد.

راترفورد به اتفاق استادش درصدد بر امد تشعشع راديواكتيو را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد ابتدا اشعه الفا(α)وبتا(β)وگاما(γ )را نام گذاري كرد پس از ان اعلام داشت اشعه α كه در خلاف جهت β انحراف مي يابد از ذراتي درست شده است كه داراي بار الكتريكي مثبت است وانهارا ذرات الفا(α)ناميد.

كشف اين موضوع ميل شديد در راترفورد بوجود اورد كه از ماهيت واقعي ذرات مذكور اگاه شود با كمك دانشمند ديگر ترجمه اي انجام داد آنان موفق شدند كه قسمتي از صادرات راديم را در لوله اي جمع اوري كنند و ان را با اسپكتروسكوب مورد امتحان قرار دهند و بلاخره در 1902 طيف هليم را مشاهده كردند راترفورد از اين موضوع نتيجه گرفت كه ذره αچيزي جزء هليم نيست مطلب مذبور انقدر اهميت داشت كه جايزه نوبل 1908 را به وي تقديم كردند و راترفورد به سمت استادي دانشگاه منچستر منصوب گرديد.

راترفورد طرحي از اتم تهيه نمود كه شباهت با منظومه شمسي داشت به معني كه يك هسته مركزي با بار الكتريكي مثبت تصور كرد كه الكترونهاي منفي در

صفحه30

اطراف ان حركت دوراني داشتند.گذشته از اين راتر فورد اظهار داشت كه اتم از لحاظ بار الكتريكي خنثي است پس بايد بار مثبت هسته از لحاظ قدرمطلق مساوي با با منفي مجموع الكترونها باشد.

انگاه با خود گفت :چون الكترون واحد بار را نمايش مي دهد پس بايد اتمي كه شامل چهار الكترون است داراي هسته اي واجد چهار واحد باشد.و اتمي كه 15 الكترون دارد بايد هسته اي داشته باشد كه داراي 15 واحد باردارا است بدين ترتيب مفهوم جديدي بوجود امد كه اختلاف اتمها با يكديگر فقط به واسطه الكترونها است و همين متفاوت بودن باعث مختلف شدن خواص فيزيكي وشيميايي مي گردد.

اين نظر جديد كه در سال 1913 به وسيله راترفورد به كنگره فيزيكدانان بروكسل اعلام شد باقاطعترين و قانع كننده ترين دلايل همراه بود.

كشف راديواكتيويته مصنوعي

پس از انكه پي ير كوري و ماري كوري پولونيم وراديم را كشف كردند 35 سال بعد داماد و دختر ان دو دانشمند تهيه عناصر راديواكتيو مصنوعي را اعلام نمودند.

فردريك ژوليو وارد مدرسه فيزيك و شيمي در پاريس شد وشاگردي دانشمند معروف"لانژول" را قبول كرد ايرن كوري نيز دستيار ما

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

ترمينالوژي پايه و مفاهيم


ترمينالوژي پايه و مفاهيم

تعريف و رياضيات كاربردي

در اول بخش 3 كلاس فيزيك ، ما قوانين نيوتن رابراي تحليل و تجزيه حركت اشياء مورد استفاده قرار مي دهيم . مجموعه اطلاعات و تأكيد بر آنها براي تعين سرعت يك شيء بكار برده شده است . اطلاعات تسريع يافته متعاقباً براي تعيين اطلاعات درباره سرعت و شتاب يا تغيير مكان يك شي ء پس از دادن يك دوره زماني بكار برده مي شود . در اين خالت ، قوانين نيوتن به عنوان يك برنامه مفيد براي تحليل حركتي و پيش بيني درباره موقعيت نهايي حركت شي ء اجرا مي شود . در اين بخش ، يك برنامه كاملاً مختلف براي تجزيه و تحليل حركت اشياء بكار برده شده است . حركت از ادراك كاري و انرژي تلقي مي گردد . تأثيري كه كار بر انرژي يك شي ء ( يا سيستم اشيائ ) دارد مورد برسي خواهد بود . نتيجه سرعت و يا ارتفاع اشياء مي تواند از اطلاعات انرژي پيش بيني شود . به منظور درك اين روش انرژي كاري براي تجزيه و تحليل حركتي ، مهم است كه در ابتدا يك درك اساسي از چند عبارت اساسي داشته باشيد . بنابراين ، درس يك اين بخش بر تعاريف و معاني چنين عباراتي به عنوان كار ، انرژي مكانيكي ، انرژي پتانسيل ، انرژي حركتي و قدرت توجه دارد .

 

در فيزيك ، كار به عنوان يك نيروي تأثير گزار بر شيئ تعريف شده است كه باعث جابجايي اشياء مي باشد . در اينجا سه لغت كليدي در اين تعريف وجود دارد – نيرو ، جابجايي ، هدف . به منظور اينكه نيرويي شرايط لازم براي انجام كار را بر روي شيء داشته باشد ، آنجا بايد يك جابجايي وجود داشته باشد و نيرو بايد باعث جابجايي گردد . در اينجا چندين نمونه جالب در مورد كار وجود دارد كه در زندگي روزمره قابل مشاهده مي باشد – اسب يك گاو آهن را بر روي زوين مي كشد ، پدري چرخ خواروبار را در راهروي مغازه خواروبار فروشي هل مي دهد ، يك دانشجو كوله پشتي پر از كتابش را بر روي شانه هاش حمل مي كند ، يك وزنه بردار يك وزنه را به بالاي سرش مي برد ، يك ورزشكار در رشته پرتاب وزنه ، وزنه را پرت مي كند و الي آخر . در همه مواردي كه در اينحا ذكر شد يك نيرو بروي شيء وارد شده است كه منجر به جابجايي شيء مي شود .

پنج جمله پائين را بخوانيد و تعيين كنيد كه آيا آنها نمونه هايي از كار هستند يا نه ؟ سپس موس را بر روي منوي ظاهر شده حركت دهيد و پاسخ را برسي كنيد .

 

جملات

معلم يك نيرو را بر روي يك ديوار بكار مي برد و خسته مي شود . يك كتاب از روي ميز مي افتد و بر روي زمين سقوط آزاد مي كند . يك گارسون سيني پر از غذا را بالاي سرش بوسيله دستهايش در طول اتاق حمل مي كند . ( دقت كنيد ، اين سؤال مشكلي است كه بطور مفصل در بخش بعدي مورد بحث قرار خواهد گرفت ).

يك راكت سرتاسر فضا را به سرعت طي ميكند .

 

پاسخ با توضيح :

موس را بر روي پاسخ فشار دهيد .

از لحاظ رياضي ، كار بوسيله دنبال كردن اين تساوي بيان شده است :

W=f*d*cosθ

 

در اينجا f نيرو ، d جابجايي و زاويه تتا به عنوان زاويه بين نيرو و بردار ميزان جابجايي تعريف شده است . شايد مشكل ترين جنبه تساوي بالا زاويه تتا باشد . ارزيابي زوايا به عنوان زاويه اي بين نيرو و جابجايي تعريف شده است . براي جمع آوري معني آن، سه طرح زير را دنبال كنيد :

 

 

طرح A :

يك نيرو در سمت راست بر روي شيء عمل مي كند كه آن به سمت راست جابجا مي شود . در يك چنين فاصله اي ، بردار نيرو و جابجايي بردار در مسير مشابه وجود دارد . بنابراين ، زاويه بين F و d درجه θ مي باشد .

 

طرح B :

يك نيرو بروي يك شيء بسمت چپ عمل مي كند كه بسمت راست جابجا شده است . در يك چنين فاصله اي ، بردار نيرو و بردار جابجايي در مسير مخالف وجود دارد . بنابراين ، زاويه بين F و d 180 درجه مي باشد .

 

طرخ C :

يك نيرو بروي شيء بسمت بالا عمل مي كند كه آن را بسمت راست جابجا كرده است . در يك چنين فاصله اي ، بردار نيرو و بردار جابجايي در گوشه راست بروي يكديگر وجود دارد . بنابراين گوشه بين f و d 90 درجه است .

بيائيد طرح c را با جزئيات بيشتري برسي كنيم . سناريو c شامل موقعيتي مشابه به گارسوني است كه يك سيني پر از غذا را در بالاي سرش بوسيله دو تا دستانش در طول اتاق حمل مي كند . آن در ابتدا جابجا مي شود وقتي كه گارسون كاري را بروي سيني كه او در حال حمل كردن در طول اتاق است انجام مي دهد ، نيروي ايجاد شده بوسيله گارسون بروي سيني يك نيروي بالابر مي باشد و جابجايي سيني يك جابجايي افقي مي باشد . در يك چنين مواردي ، زاويه بين نيرو و جابجايي 90 درجه است . اگر كار انجام شده بوسيله گارسون بروي سيني محاسبه شود ، پس نتيجه 0 خواهد بود . با توجه به گستردگي نيرو و جابجايي f*d* كوسينوس 90 درجه 0 مي باشد . ( بنابراين كسينوس 90 درجه 0 است ).

يك نيروي عمودي هرگز باعث جابجايي افقي نمي شود ، يك نيروي عمودي براي جابجايي اشياء افقي كار نمي كند .

تساوي براي كار سه متغير را ليست كرده است . هر متغير با يكي از اين سه لغت كليدي در تعريف كار مرتبط مي باشد . ( نيرو ، جابجايي ، هدف ) زاويه تتا در اين تساوي با ميزان نيرويي كه موجب جابجايي مي شود در ارتباط است . همانطور كه در بخش قبلي ذكر شد، وقتي يك نيرو به شيء در يك زاويه افقي وارد مي شود ، تنها يك قسمت از نيرو در جابجايي افقي ناشي مي شود . بيائيد نيروي زنجيره اي كه بسمت بالا و به سمت راست نيرو وارد مي شود تا نيرو را بسمت راست بكشد . اين تنها مؤلفه افقي نيروي كششي در زنجيره اي است كه موجب مي شود نيرو بسمت راست جابجا شود . مؤلفه افقي بوسيله زياد كردن نيرو ي f يافت مي شود كه بوسيله كوسينوس زاويه بين f وd را در اين حالت مشخص كرده است ، كوسينوس تتا در تساوي كاري به عامل هدف مرتبط مي باشد – آن قسمت نيرويي را كه در واقع باعث جابجايي مي شود انتخاب مي كند .

وقتي فشار زاويه را در تساوي كاري تعيين كنيد ، تشخيص اينكه يك تعريف دقيق دارد مهم مي باشد – اين زاويه بين نيرو و بردار جابجايي وجود دارد . مطمئن شويد كه از كاربرد هر گونه زاويه ole در تساويها خودداري مي كنيد . برا ينمونه ، فعاليت هاي شكل گرقته در آزمايشگاه كه همه آن سر بالايي است را مطالعه كنيد . نيرو يك گاري را براي بالا كشيدن از يك سرازيري با سرعت يكنواخت بكار برده مي شود . چندين زاويه در شيب سرازيري بكار برده مي شود ؛ حتي ، نيرو هميشه موازي با شيب بكار برده مي شود . جابجايي گاري نيز موازي با شيب ميباشد . از f و d در مسير مشابه وجود دارد ، زاويه 0 درجه مي باشد . با وجود اين ، اغلب دانش آموزان وسوسه قوي را براي فشار بر زاويه شيب تجربه مي كنند و آنرا بطور مساوي بكار مي برند . فراموش نكنيد ، زاويه در اين تساوي فقط زاويه ole نيست ؛ آن بعنوان زاويه اي بين نيرو و بردار جابجايي تعريف شده است .

هر جا يك كميت جديد در فيزيك ارائه شود ، واحدهاي متريك استاندارد با كميتهاي بحث شده مرتبط مي باشد . در مورد كار ( و همچنين انرژي ) واحد متريك استاندارد joile ( خلاصه شده بصورت "j " ) مي باشد . يك joule با يك نيوتن نيرو مساوي مي باشد كه منجر به جابجايي يك متر مي شود . به عبارت ديگر :

Joule يك واحد كاري است و

1 jole = 1 نيوتن *1 متر

در حقيقت ، هر واحد نيرو زمان را در هر واحد جابجايي را با يك واحد كاري مساوي مي كنند . بعضي واحد هاي غير استاندارد براي كار در زير نشان داده شده است . توجه كنيد در هنگام تحليل و برسي ، هر بخش با يك واحد نيرو با يك واحد جابجايي زمان بندي شده مساوي است .

 

واحدهاي غير استاندارد كاري :

بطور خلاصه ، كار نيرويي است كه بر يك شيء اعمال مي شود و باعث جابجايي آن مي گردد . وقتي يك نيرو اعمال مي شود تا يك شي ء را جابجا كند ، سه كميت بايد به منظور محاسبه مقدار كار شناخته شود . اين سه كميت شامل ، نيرو ، جابجايي و زاويه بين نيرو و جابجايي مي باشد .

.

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

بیوشیمی چیست


بیوشیمی

بیوشیمی علمی است که درباره ترکیبات و واکنشهای شیمیایی در موجودات زنده بحثمی‌کند.

دید کلی

اساس شیمیایی بسیاری از واکنشها در موجودات زنده شناخته شده است. کشف ساختمان دو رشته‌ای دزاکسی ریبونوکلئیک اسید(DNA)، جزئیات سنتزپروتئین ازژنها ، مشخص شدن ساختمان سه بعدی ومکانیسم فعالیت بسیاری از مولکولهای پروتئینی ، روشن شدن چرخه‌های مرکزی متابولیسموابسته بهم و مکانیسمهای تبدیل انرژی و گسترش تکنولوژیRecombinant DNA (نوترکیبی DNA)از دستاوردهای برجسته بیوشیمی هستند. امروزه مشخص شده که الگو و اساس مولکولیباعث تنوع موجودات زنده شده است.
تمامی ارگانیسمها ازباکتریهامانند اشرشیاکلی تا انسان ، ازواحدهای ساختمانی یکسانی که به صورت ماکرومولکولها تجمع می‌یابند، تشکیل یافته‌اند. انتقال اطلاعات ژنتیکی از DNA به ریبونوکلئیک اسید)(RNA( و پروتئین در تمامی ارگانیسمها به صورت یکسان صورت می‌گیرد. آدنوزینتری فسفات (ATP) ، فرم عمومی انرژی در سیستمهای بیولوژیکی ، از راههای مشابهیدر تمامی جانداران تولید می‌شود.

تاثیر بیوشیمی در کلینیک

مکانیسمهای مولکولی بسیاری از بیماریها ، از قبیلبیماریکم خونی و اختلالات ارثی متابولیسم ، مشخص شده است. اندازه گیری فعالیتآنزیمها در تشخیصکلینیکی ضروری می‌باشد. برای مثال ، سطح بعضی از آنزیمها در سرم نشانگر این است کهآیا بیمار اخیراسکته قلبیکرده است یا نه؟بررسی DNAدر تشخیصناهنجاریهای ژنتیکی ، بیماریهای عفونی وسرطانها نقش مهمیایفا می کند. سوشهای باکتریایی حاوی DNA نوترکیب که توسطمهندسیژنتیک ایجاد شده است، امکان تولید پروتئینهایی مانندانسولین وهورمونرشد را فراهم کرده است. به علاوه ، بیوشیمی اساس علایم داروهای جدید خواهد بود. درکشاورزی نیز از تکنولوژی DNA نوترکیب برای تغییرات ژنتیکی روی ارگانیسمها استفادهمی‌شود.
گسترش سریع علم و تکنولوژی بیوشیمی در سالهای اخیر ، محققین را قادرساخته که به بسیاری از سوالات و اشکالات اساسی در موردبیولوژیوعلم پزشکیجواب بدهند. چگونه یک تخم حاصل ازلقاح گامتهای نر و ماده بهسلولهای عضلانی،مغزوکبد تبدیل می‌شود؟ به چه صورتسلولها با همدیگر به صورت یک اندام پیچیده درمی‌آیند؟ چگونه رشد سلولها کنترلمی‌شود؟ علتسرطان چیست؟مکانیسمحافظهکدام است؟ اساس مولکولیاسکیزوفرنی چیست؟

مدلهای مولکولی ساختمان سه بعدی

وقتی ارتباط سه بعدی بیومولکولها و نقشبیولوژیکی آنها را بررسی می‌کنیم، سه نوع مدل اتمی برای نشان دادن ساختمان سه بعدیمورد استفاده قرار می‌گیرد.
مدل فضا پرکن (Space _ Filling)

این نوع مدل ، خیلی واقع بینانه و مصطلحاست. اندازه و موقعیت یکاتم در مدل فضا پرکن بوسیلهخصوصیات باندها و شعاعپیوندهای واندروالسیمشخص می‌شود. رنگمدلهای اتم طبق قرارداد مشخص می‌شود.

مدل گوی و میله (ball _ and _ Stick)

این مدل به اندازه مدل فضا پرکن ،دقیق و منطقی نیست. برای اینکه اتمها به صورت کروی نشان داده شده و شعاع آنهاکوچکتر ازشعاع واندروالسیاست.

مدل اسکلتی (Skeletal)

ساده‌ترین مدل مورد استفاده است و تنها شبکهمولکولی را نشان می‌دهد و اتمها به وضوح نشان داده نمی‌شوند. این مدل ، برای نشاندادن ماکرومولکولهای بیولوژیکی از قبیل مولکولهای پروتئینی حاوی چندین هزار اتممورد استفاده قرار می‌گیرد.

فضا

در نشان دادن ساختمان مولکولی ، بکار بردن مقیاس اهمیت زیادی دارد. واحدآنگستروم)(، بطور معمولبرای اندازه‌گیری طول سطح اتمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال ، طول باند C _ C ، مساوی 1،54 آنگستروم می‌باشد. بیومولکولهای کوچک ، از قبیلکربوهیدراتها واسیدهایآمینه ، بطور تیپیک ، طولشان چند آنگستروم است. ماکرومولکولهای بیولوژیکی ، ازقبیل پروتئینها ، 10 برابر بزرگتر هستند. برای مثال ، پروتئین حمل کننده اکسیژن درگلبولهای قرمز یاهموگلوبین ، دارای قطر 65 آنگستروم است. ماکرومولکولهای چند واحدی 10 برابر بزرگتر می‌باشند. ماشینهای سنتز کننده پروتئین در سلولها یاریبوزومها، دارای 300 آنگستروم طول هستند. طول اکثرویروسها درمحدوده 100 تا 1000 آنگستروم است. سلولها بطور طبیعی 100 برابر بزرگتر هستند و درحدود میکرومتر (μm) می‌باشند. برای مثال قطر گلبولهای قرمز حدود 7μm است. میکروسکوپنوری حداقل تا 2000 آنگستروم قابل استفاده است. مثلامیتوکندری را می‌توان با این میکروسکوپ مشاهده کرد. اما اطلاعات در مورد ساختمانهای بیولوژیکیاز مولکولهای 1 تاآنگستروم بااستفاده ازمیکروسکوپالکترونی X-ray بدست آمده است. مولکولهای حیات ثابت می‌باشند.


زمان لازم برای انجام واکنشهای بیوشیمیایی

راکسیونهای شیمیاییدر سیستمهای بیولوژیکیبه وسیلهآنزیمها کاتالیزمی‌شوند. آنزیمها سوبستراها را در مدت میلی ثانیه()به محصول تبدیلمی‌کنند. سرعت بعضی از آنزیمها حتی سریعتر نیز می‌باشد، مثلا کوتاهتر از چندمیکروثانیه(). بسیاری ازتغییرات فضایی در ماکرومولکولهای بیولوژیکی به سرعت انجام می‌گیرد. برای مثال ، بازشدن دو رشته هلیکسی DNA از همدیگر که برای همانندسازی و رونویسی ضروری است، یکمیکروثانیه طول می‌کشد. جابجایی یک واحد (Domain) از پروتئین با حفظ واحد دیگر ،تنها در چند نانوثانیه()اتفاق می‌افتد. بسیاری از پیوندهای غیر کووالان مابین گروههای مختلف ماکرومولکولی در عرض چندنانوثانیه تشکیل و شکسته می‌شوند. حتی واکنشهای خیلی سریع و غیر قابل اندازه گیرینیز وجود دارد. مشخص شده است که اولین واکنش در عمل دیدن ، تغییر در ساختمانترکیبات جذب کننده فوتون به نامرودوپسینمی‌باشد که در عرضاتفاق می‌افتد.

انرژی

ما بایستی تغییرات انرژی را به حوادث مولکولی ربط دهیم. منبع انرژیبرای حیات ، خورشید است. برای مثال ، انرژی فوتون سبز ، حدود 57 کیلوکالری بر مول (Kcal/mol) بوده و ATP ، فرمول عمومی انرژی ، دارای انرژی قابل استفاده به اندازه 12 کیلوکالری بر مول می‌باشد. برعکس ، انرژی متوسط هر ارتعاش آزاد در یک مولکول ،خیلی کم و در حدود 0،6 کیلوکالری بر مول در 25 درجه سانتیگراد می‌باشد. این مقدارانرژی ، خیلی کمتر از آن است که برای تجزیهپیوندهایکووالانسی مورد نیاز است، (برای مثال 83Kcal/mol برای پیوند C _ C). بدین خاطر، شبکه کووالانسی بیومولکولها در غیاب آنزیمها و انرژی پایدار می‌باشد. از طرف دیگر، پیوندهای غیر کووالانسی در سیستمهای بیولوژیکی بطور تیپیک دارای چند کیلوکالریانرژی در هر مول می‌باشند. بنابراین انرژی حرارتی برای ساختن و شکستن آنها کافیاست. یک واحد جایگزین در انرژی ،ژولمی‌باشد که برابر 0،239 کالری است.

ارتباطات قابل بازگشت بیومولکولها

ارتباطات قابل برگشت بیومولکولها از سهنوع پیوند غیر کووالانسی تشکیل شده است. ارتباطات قابل برگشت مولکولی ، مرکز تحرک وجنبش موجود زنده است. نیروهای ضعیف و غیر کووالان نقش کلیدی در رونویسی DNA ، تشکیلساختمان سه بعدی پروتئینها ، تشخیص اختصاصی سوبستراها بوسیله آنزیمها و کشفمولکولهای سیگنال ایفا می‌کنند. به علاوه ، اکثر مولکولهای بیولوژیکی و پروسه‌هایدرون مولکولی ، بستگی به پیوندهای غیر کووالانی همانند پیوندهای کووالانی دارند. سهپیوند اصلی غیر کووالان عبارت است از: پیوندهایالکترواستاتیک ،پیوندهایهیدروژنی وپیوندهای واندروالسیآنها از نظر ژئومتری ،قدرت و اختصاصی بودن با هم تفاوت دارند. علاوه از آن ، این پیوندها به مقدار زیادیاز طرق مختلف در محلولها تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

بیوشیمی بالینی

بیوشیمی بالینی یا بیوشیمی کلینیکی یکی از رشته‌هایعلومپزشکی است. این علوم بر پایه آزمایشهایی استوار است که بر اساس آنها در نتیجهتشخیص اختلالات در مقدار مواد تشکیل دهنده بدن ، بیماریهای مرتبط با آنها شناختهمی‌شود.


دید کلی

اینک در عصر تسخیر فضا و پیوند اعضا ،بیوشیمی یکی از پیشرفته‌ترین علومی است که دنیای بی‌جانشیمی را را با دنیایزیستشناسی پیوند داده و ثابت کرده است که بسیاری از بیماریها حتی بازتابهای روانی ،نتیجه تغییرات شیمیایی مواد تشکیل دهنده بدن انسان است و فیزیو پاتولوژی این مواد وارگانهای وابسته به شناخت بیماریها و درمان آنها کمک شایانی می‌کند.

امروزهدانش جدید بیوشیمی بالینی به مثابه چراغ پرفروغی ، فرا راه پزشکان در شناخت بسیاریاز بیماریها قرار گرفته است. پیشرفتهای تکنیکی و فنی در اندازه‌گیریآنزیمها ،هورمونها ،الکترولیتهاو متابولیتهای با مقادیر کم ورابطه انکار ناپذیر تغییرات این مواد با ایجاد بیماریهای گوناگون وسعت بی‌نظیری بهاین رشته از علوم پزشکی داده است.

آب مورد استفاده در آزمایشگاههای بالینی

آببر حسب درجه خلوص و نوع آن که درآزمایشگاهها مصرف می‌شوند عبارتند از: آب معمولی،آب مقطر،آبدیونیزهوآب استریل . برای حل نمودنسرمهایتجارتی که جهت کنترل بکار می‌روند، ساختن محلولهایی استاندارد ، محلولهای موردآزمایش الکترولتها و رقیق نمودن سرم بیماران باید از آب دیونیزه استفاده کرد. آبیکه در آزمایشگاههای تشخیص طبی بکار می‌رود باید دارای خواص زیر باشد: فلزات سنگین آن از 0.01میلیگرم در لیتر بیشتر نباشد و PH آن بین 7 - 6 باشد.

ریاضیات در بیوشیمی بالینی

نوشتن جواب آزمایشات با ارقامی که ارزش دارندمساله مهمی در کار آزمایشگاههای تشخیص طبی می‌باشد. بطور کلی بیوشیمی کلینیکی ،نوشتن جواب آزمایشها با حذف ارقام بدون ارزش با توجه و اندازه آن آزمایش صورتمی‌گیرد. مثلا در نوشتن جواب آزمایشهایگلوکز ،کلسترولواورهمی‌توان ارقاع اعشاری را حذف کرد. ولیدر گزارش دادن نتایج اندازه‌گیریکراتینوپتاسیم ،اعداد اعشاری نیز باارزش هستند و نباید حذف یا کامل شوند.

جمع آوری و نگهداری نمونه‌ها

جمع آوری و نگهداری نمونه‌ها یکی از مهمترینکارهای اولیه آزماشیگاه کلینیکی است. گرفتن خون با وسایل تمیز استریل ، جمع آوری ودقت در نوشتن نام بیمار ، زمان گرفتن نمونه ، نمره گذاری لوله ، استفاده از مواد ضدانعقاد مناسب و سانتریفوژ کردن به موقع خون از اعمالی است که از بسیاری از اشتباهاتاساسی آزمایشگاه جلوگیری می‌کند.

لوازم شیشه‌ای آزمایشگاه

لوازم شیشه‌ای که در آزمایشگاههای تشخیص طبی وجوددارند عبارتند از: لوله آزمایش ،پی‌پت ،بورت ،بالن ژوژه، قیف و ... . جنس شیشه بسیار مهمبوده و برای کاربرد آنان باید اطلاعاتی در این زمینه داشت. پیپت برای نقل انتقالمحلولها با حجم معین بکار می‌رود. بورتبرای اندازه‌گیری حجمها بکار می‌رود. با داشتن بهترین تکنسینها ، بدون داشتن وسایل نمی‌توان جوابهای درستی به دست آزمایششونده داد.

جدا کردن پروتئینهای پلاسما

در برخی از آزمایشهای بیوشیمی ، وجودپروتئین ، ایجاد کدورت ، رسوب ، تعلیق مواد و تداخل در عده‌ای از واکنشهای شیمیاییمی‌نماید. به همین جهت در انجام آن سری از آزمایشها درخون ،ادرارومایع نخاعی لازم است. پروتئینها را می‌توان به طرق مختلفی جدا کرد. مثل جذب آن بوسیله کائولن ،میکرودیفوژن ، دیالیز نمودن ، اولترافیلتراسیون و یا دناتوره کردن بوسیله حرارت کهاینها روشهای فیزیکی هستند. از طریق شیمیایی نیز می‌توان پروتئینها را رسوب دادمانند استفاده از واکنش بینآنتی ژن وآنتی کور.

روشهای آزمایشگاهی

روشهای بسیاری در آزمایشگاهی تشخیص طبی وجود دارد ازروشهای مورد استفاده در آزمایشگاهها می‌توان موارد زیر انجام برد: تجزیه وزنی ،تجزیه حجمی ، سنجش کدورت ،اسپکتروفوتومتری، فیلم فوتومتر ،فلوئورومتر ،الکتروفورز،کروماتوگرافی و ... .

آزمایشهای فعالیت کلیوی

عمل کلیه‌هاخارج نمودنمواد زیر از بدن و حفظ و جذب دوباره بعضی از مواد حیاتی مثلالکترولیتهامی‌باشد. بیماریهای کلیویبه سه دسته تقسیم می‌شوند: بیماریهایی که مستقیما به اعمال کلیه‌ها مربوط نمی‌شوند، بیماریهای مربوط بهکلیه‌ها و بیماریهای که بعد از خروج ادرار از کلیه‌ها اتفاق می‌افتد مانندغده‌های سرطانی مثانه. آزمایشهایی که درآزمایشگاههای تشخیص طبی برای سنجش فعالیت کلیه انجام می‌شود به قرار زیر است،آزمایشهای مربوط به میزان تصفیه گلومرولی ، آزمایشهای مربوط به فعالیتلوله‌های نفرونو آزمایشهای تجزیه کاملادرار.

آزمایشهای کبدی

اعمال کبدبه صورت زیر است: ساختن بسیاری از مواد مهم بدن مثل پروتئینها ، کلسترول ، اوره و ... ، ساختنفاکتورهایانعقادخون ، ذخیره نمودن بعضی از مواد مثلگلیکوژن ، غیر سمی نمودن بعضی از مواد متابولیزمی و داروها . آزمایشهایی که در مورد عملکردکبد انجام می‌شود به صورت زیر است: اندازه‌گیری بیلی‌روبینپلاسمایخون ، تشخیص بیلی‌روبین ادرار ، اندازه ‌گیری اوربیلی‌نوژن در ادرار و مدفوع ،سنجشآمونیاک و اوره خون و سایر مایعات بدن ، آزمایشهای فلوکولاسیون ، سنجش مقدار آنزیمهایآلکالین فسفاتازوآلدولازو آنزیمهای دیگر.

آزمایشهای مربوط به الکترولیتها

زندگی یک سلول زنده در رابطه با متابولیزمآب و الکترولیتها ، بستگی به سه عامل مهم دارد: تنظیم PH و یا در حقیقت ثابتنگهداشتن رابطه بین اسید و باز مایعات بدن ، تنظیم مقادیر کاتیونها و آنیونها درمایعات بدن و تنظیمفشاراسمزی مایعات بدن. اندازه ‌گیری الکترولیتهای بدن ارزش حیاتی داشته و باید درکمال دقت و درستی انجام شود. لوله‌هاینمونهبرداری ، ظروف آزمایش باید تمیز و عاری از هر نوع آلودگی باشند. آزمایشهایی کهدر مورد الکترولیتها صورت می‌گیرد، عبارتند از: آزمایش اندازه ‌گیریسدیم ،پتاسیم ،فسفر ،کلر ،بی‌کربنات،فشاراکسیژن ،فشاردی‌اکسید کربن و

ارتباط بیوشیمی بالینی با سایر علوم

بیوشیمی بالینی علم در حال رشدی استکه با بسیاری از علوم ارتباط دارد از جمله است: زیستشناسی ،شیمی ،پزشکی ،علوم آزمایشگاهیو ... .

بیوشیمی ساختمانی

بیوشیمی ساختمانی شاخه‌ای ازبیوشیمی است که به بررسی اجزای تشکیل دهنده ماکرومولکولها و مواد تشکیل دهنده سلولها وساختمان و شکل آنها می‌پردازد. این شاخه در ارتباط گسترده بامتابولیسم مواد سلولی است.

دید کلی

سلولها از بیومولکولهای متعددی ساخته شده‌اند که هر کدام دارایوظایف منحصر به فردی هستند. بین ساختمان و عملکرد ماکرومولکولها ارتباط مستقیمیوجود دارد. پروتئینها از ترکیباسیدهایآمینه تشکیل شده‌اند که بسته به توالی اسیدهای آمینه و پیوندهای شرکت کننده درساختمان آنها به شکلهای مختلف دیده می‌شوند و وظایف مربوط بخود را انجام می‌دهند. بطور مشابه ، اعمال اختصاصیپلی‌ساکاریدها ،اسیدهاینوکلئیک ولیپیدها را می‌توان بهعنوان نمای مستقیمی از ساختمان شیمیایی آنها به همراه زیر واحدهای مونومری مشخصآنها درک نمود که به شکل پلیمرهای وظیفه‌دار دقیقی به یکدیگر متصلشده‌اند.
برای هر کلاس مولکولها ، یک سلسله مراتب ساختمانی وجود دارد که درآن زیر واحدهایی با ساختمان مشخص توسط پیوندهایی با انعطاف پذیری محدود به یکدیگرمتصل شده تا ماکرمولکولهایی ایجاد نماید که ساختمان سه بعدی آنها توسط واکنشهایمتقابل ضعیف تعیین می‌گردد. سپس این ماکرومولکولها با یکدیگر واکنش نموده تاساختمانهای سوپرامولکولی و اندامکهای سلولی را ایجاد نمایند که بهسلولامکان انجام اعمال متابولیکی متعدد رابدهند.

هیدراتهای کربن

هیدراتهای کربن از مولکولهای مهم حیاتی هستند که به شکلذخایر انرژی ، سوخت ، واسطه‌های متابولیکی و همچنین در ساختار RNA ، DNA و دیوارهسلولی باکتریها ، گیاهان و اسکلت خارجیسختپوستان یافت می‌شوند. همچنین به شکل متصل بهچربیها و پروتئینها درسلول وجود دارند. هیدراتهای کربن در سه گروه عمدهمونوساکاریدها،اولیگوساکاریدهاوپلی‌ساکاریدها، قرارمی‌گیرند.
مونوساکاریدها آلدئید یا کتونهایی هستند که دارای دو یا چند گروههدروکسیل می‌باشند. از مهمترین مونوساکاریدها می‌توان بهگلوکز ،فروکتوزوگالاکتوزاشاره کرد. ساکارز ،لاکتوز ومالتوزاز فراوانترین دی‌ساکاریدها در طبیعتهستند. از پلی‌ساکاریدهای مهم می‌توانگلیکوژن ،نشاسته وسلولز را نامبرد. علاوه بر این قندها ،مشتقات قندهانیز به صورت فراوان یافتمی‌شوند.


لیپیدها

لیپیدها مولکولهای زیستی آلی و نامحلول درآب هستند که در ساختمانغشاهایسلولی شرکت دارند. همچنین ذخیره کننده و انتقال دهنده مواد سوختی متابولیسمیمی‌باشند. به علاوه به شکل پوشش مخاط سطحی در بسیاری از موجودات عمل می کنند. و بهعنوان جزئی از بخش سطحی سلول در شناسایی سلول ، ویژگی گونه‌ای و خصوصیات ایمنیبافتها شرکت دارند. لیپیدها از ترکیب اسیدها چرب و الکلها ایجاد شده‌اند. لیپیدهادو دسته هستند. لیپیدهای مرکب مانندفسفولیپیدها،اسفنگولیپیدها،مومهاو لیپیدهای ساده مانندتری گلیسریدها.

اسیدهای آمینه

آنالیز پروتئینها نشان داده است که پروتئینها اکثرا شامل 20نوعاسیدآمینه استاندارد هستند. به جز پرولین که گروه آمین آن از نوع ثانویه است سایراسید‌های آمینه ، α- آمینواسید می باشند. اسیدهای آمینه به چند گروهغیر قطبی،آروماتیک،قطبی بدون باروقطبی باردار، تقسیم بندی می‌شوند. اسیدهای آمینه علاوه بر شرکت در ساختمان پروتئینها به عنوان واسطه‌های واکنشهایمتابولیسمی نیز فعالیت می‌کنند.

پپتیدها و پروتئینها

پلیمریزاسیون L - آلفا آمینواسیدها توسطپیوندهای پپتیدی، اساس ساختمان پپتیدها وپرتئینها می‌باشد. پیوند پپتیدی یک اتصالCO-NHاست. بسیاری از هورمونها وناقلین عصبی یاتنظیم کننده‌های عصبیو برخیآنتیبیوتیکها ساختار پپتیدی دارند. پروتئینها دارای 4 نوع ساختمان هستند که در هرساختمان پیوندهای منحصر به فردی شرکت دارند.
پروتئینها را به دو گروهپروتئینهای ساده و ترکیبی تقسیم بندی می‌کنند. از پروتئینهای ساده می‌توان بهفیبرینوژن،میوزین،اکتین،کلاژن وکراتیناشاره کرد. پروتئینهای ترکیبی علاوهبر زنجیره پلی‌پپتیدی حاوی یک بخش غیر پروتئینی هم هستند کهسیتوکرومها،کاتالازها،پراکسیدازهاوهموگلوبین جزء این پروتئینها هستند که نقشهای کلیدی را در واکنشهای سلولی بر عهده دارند.

آنزیمها

بیشترآنزیمها ساختارپروتئینی دارند و باعث افزایش سرعت واکنشهای بیوشیمیایی به میزان 1012 - 106 برابر در مقایسه با واکنشهایی می‌گردند که در غیاب آنزیم انجاممی‌گیرند. اتصال سربسترا به آنزیم مستلزم مکمل بودن سوبسترا از نظر شکل فضایی وهمچنین بار الکتریکی با مکان فعال آنزیم است. بر حسب ویژگی کاتالیز آنزیمی آنها رابه 6 گروه اصلیاکسیدوردوکتازها،ترانسفرازها،هیدرولازها،لیازها،ایزومرازهاولیگازها، طبقه بندی می‌کنند.

اسیدهای نوکلئیک

اسیدهای نوکلئیک شامل DNA و انوع RNAها می‌باشند. واحدهایمونومری DNA دزاکسی ریبونوکلئوتیدها هستند. نوکلئوتیدها در واکنشهایی شرکت می‌کنندکه اعمال فیزیولوژیک بسیار متنوعی از قبیل سنتز پروتئین و اسید نوکلئیک ، واکنشهایزنجیره‌ای تنظیمی و انتقال سیگنال داخل سلولی و بین سلولی را شامل می‌شوند. مولکول DNA به عنوان واحد وراثتی محسوب می‌شود که از روی آن RNA که نسخه برداری شده و درساختارریبوزوم وپروتئین سازی، استفاده می‌شود.

ویتامینها

ویتامینها ترکبات آلی غیر از کربوهیدراتها ، لیپیدها وپروتئینها هستند که در طبیعت توسط تک یاخته‌ها ،سلولهایگیاهی و سلولهای تعدادی از جانداران تکامل یاخته ساخته می‌شوند. چون سلولهایبدن انسان قادر به ساختن ویتامینها نیستند. نیاز بدن به ویتامین باید ازمحیطزیست و به مقادیر لازم توسط مواد غذایی تامین گردد. ویتامینها بیشتر در ساختارکو آنزیمها شرکت می‌کنند. ویتامینهادر دو گروهویتامینهای محلول چربی (A ، E ، K و D) وویتامینهای محلول در آب (B و C) قرار می‌گیرند.

ارتباط با سایر علوم

بیوشیمی ساختمانی با بسیاری از علوم ازبیوشیمیگیاهی ،بیوشیمیبالینی ،زیستشناسی سلولی ،ژنتیک وفیزیولوژیگیاهی ارتباط دارد.

بیوشیمی گیاهی

بیوشیمی گیاهی شاخه‌ای ازبیوشیمی است. دانشی است تجربی که هدف آن بررسی طبیعت و مکانیسم واکنشهای شیمیای ویژه‌ای استکه در گیاهان روی می‌دهند. این شاخه از علوم ، دانشی نو‌ظهور است که در حال تکاملمی‌باشد.

دید کلی

گیاهان که منبع غذاها ، داروها و تعداد بیشماری از مواد آلیگوناگون هستند، در حقیقت گنجینه‌ای عظیم از ثروت پنهانی بشمار می‌روند که پیوستهتجدید می‌شوند. گیاهان علاوه بر آنکه نقش تلمبه آب بی‌اندازه پرتوانی را میان خاک وجو ایفا می‌کنند. با بقایای فسیلی خود منشا منابع لازم برای تمدن کنونی هستند. سلولگیاهی آزمایشگاه بنیادی این کارخانه شگرف ترکیبات آلی است. مهم آن است که تعیینشود گیاه با چه فرآیندهایی (فتوسنتز ،تعرق و (واکنشهایمتابولیسمی|متابولیسم))) دگرگونی‌های متعددی را باعث می‌شود که از چند ماده سادهآغاز می‌شوند و به تعداد بیشماری از پیچیده‌ترین مواد آلی حاصل از متابولیسم گیاهیمی‌رسند.
برخی از فرآیندها مانند فتوسنتز یا چرخه‌های تحولاتنیتروژن وگوگرد ، خصلتیعام دارند که به مولکولهای ساده متابولیسم اولیه مانندقندهاوآمینواسیدها و ... که در همه گیاهان مشترک هستند منجر می‌شوند. فرایندهای دیگر ،برعکس ، اختصاصی‌تر هستند و به فرآورده‌های متابولیسم ثانویه حاصل از استفاده موادمتابولیسم اولیه ، می‌انجامد. چنین است قلمرو بیکران و هیجان ‌انگیز بیوشیمی گیاهیکه هدف آن پاسخ به این پرسش معقول است که پدیده‌ها چگونه روی می‌دهند، بی‌آنکهبخواهد به پرسش غایت‌گرانهچراپاسخ دهد. مباحثی که در بیوشیمی گیاهی بحثمی‌شوند، در زیر شرح داده می‌شوند.

نقش آب در گیاهان

آبلازمه زندگی است. زندگی دردریاها تولد ‌یافته وواکنشهایمتابولیسمی ، مانند ساختارهایی که پایه و اساس این واکنشها هستند فقط در محیطآبکی انجام ‌پذیر هستند. آب در گیاهان علفی و اندامهای جوان در نگهداریحالت تورژسانسدخالت دارد. آب به عنوانمتابولیت در تهیه هیدروژن لازم برای ساختن زنجیره‌های هیدروکربنی دخالت دارد. آب درپدیده فتوسنتز نقش کلیدی دارد. آب از طریقتارهایکشنده ریشه جذب شده و از طریقآوندهایچوبی به تمام قسمت‌های گیاه منتقل شده و اعمال خود را انجام می‌دهد.

فتوسنتز

فتوسنتز که درکلروپلاست‌ها صورت می‌گیرد عبارت است از تشکیل قندها از H2O و CO2 به کمکانرژی نوری جذب شده بوسیلهکلروفیلو رنگیزه‌های فرعی. مباحثی که درمورد فتوسنتز در بیوشیمی گیاهی بحث می‌شود به صورت زیر است. شرایط فتوسنتز ، مراحلمختلف اخذ انرژی نوری و تبدیل آن به انرژی شیمیایی ، احیای CO2 به قندسه کربنی و در نهایت تشکیل قندهای مختلف از قند اولیه است. بازده فتوسنتز چه ازساخت قندها و چه از نظر میزان انرژی تولیدی در گیاهان مختلف ، متفاوت است.

تنفس در گیاهان

پدیده‌های تنفس با مصرفاکسیژن ودفعدی‌اکسیدکربن همراه هستند، این پدیده‌ها شامل تجزیه متابولیت‌های کربن‌دار است کهسرانجام پس از اکسایش به H2O و CO2 تبدیل می‌شوند. ایناکسایش همراه با آزاد کردن انرژی است که به صورتATPذخیره می‌شود. درگیاهان دو نوع تنفس دیده می‌شود: تنفس در همه موجودات زنده مشترک است و درتاریکی و روشناییانجام می‌شود وتنفس نوریکه فقط در روشنایی انجام می‌شود.

 

تغذیه نیتروژنی گیاهان

در گیاهان ، ترکیبات نیتروژن‌دار که از مواد اساسیسازنده موجودات زنده هستند، از مولکولهای کانی ساده ساخته می‌شوند. مشتقاتنیتروژندار از دو نظر حائز اهمیت هستند، از نظر کمی که ترکیبات نیتروژندار 30 - 6درصد وزن خشک گیاهان را تشکیل می‌دهند و از نظر کیفی که نیتروژن در ساخت بسیاری ازترکیبات اساسی متابولیسم مانندآنزیمها ،اسیدهاینوکلئیک و ... شرکت دارد. مباحثی که در این مورد در بیوشیمی گیاهی وجود داردشامل منابع نیتروژن ، استفاده گیاهان از نیتروژن هوا ، شکلهای مختلف ازت و ... است.

تغذیه گوگردی گیاهان

ترکیبات گوگردی بسیار فراوان هستند و در همهموجوداتزنده یافت می‌شوند، ولی تنها گیاهان و میکروارگانیزم‌ها می‌توانند از یونهای سولفاتخاک استفاده کرده و آنها را احیا کنند. مباحثی که در بیوشیمی گیاهی درباره اینتغذیه مطرح می‌شود شاملمنابع گوگرد ، استفاده از سولفات‌ها ، احیای سولفات فعال، ورود سولفورها در ترکیبات آلی و ... می‌باشد.


بیومولکولها

تمامبیومولکولهااز جملهکربوهیدراتها،پروتئینها ،لیپیدهاواسیدهاینوکلئیک در بیوشیمی گیاهی بحث می‌شوند. که شامل شکل و ساختمان این ترکیبات ومشتقات مختلف آنها ، وظایف و نقش آنها در گیاه و متابولیسم این مواد می‌باشد.

ترکیبات معطر

بیوسنتز حلقه معطر یکی از فرایندهای اساسی در بیوشیمی گیاهیاست. از مهمترین ترکیبات معطر می‌توانلیگنین(ماده سازنده چوب) و همچنین بسیاریاز اسانسها ، فلاونها ، آنتوسیانها و اسیدهای آمینه واجد حلقه‌های معطر(فنیل آلانینوترپیتوفان)و ... اشاره کرد. مواردی مانندتشکیل حلقه معطر ، انواع حلقه معطر ، نقش و متابولیسم آنها در بیوشیمی گیاهی بحثمی‌شوند.

ترپنها و آلکالوئیدها

تنوع قابل توجه انواع که در گیاهان دیده می‌شود،نمونه تازه‌ای از امکانات شیمیایی کارخانه گیاهی است. ترپنوئیدهاباآلکالوئیدهاوافلانوئیدهاجزو مواد ثانویه متابولیسم قرارداده می‌شوند. بعضی از ترپنوئیدها در پدیده فتوسنتز شرکت می‌کنند و چندهورمونگیاهی ، ساختار ترپنی دارند. در حال حاضر بیش از 2000 آلکالوئید شناخته شده‌اندو به علت خواصشان مورد توجه داروسازان قرار گرفته‌اند. مواردی مانند ساختمان اینترکیبات ، چگونگی سنتز و متابولیسم این مواد در بیوشیمی گیاهی بحث می‌شوند.

بیوشیمی رشد و نمو گیاهی

مجموعه پدیده‌هایی که با افزایش طول گیاه همراهاستنمونامیده می‌شود. نمو اندامهای گیاهی مانند نمو گیاه کامل با افزایشنمایی مشخص می‌گردد و بعد هر چه گیاه به حد بلوغ نزدیک می‌شود به همان نسبت نمواندامهای کاهش می یابد. مواردی مانند سنتیتک رشد ،تروپسیم‌ها، انواع هورمونهای گیاهی وساختار و نقش فیزیولوژیک آنها در گیاهان ،تشکیل گلو مکانیسمهای موثر بر آن و ... دربیوشیمی گیاهی بحث می‌شوند.

ارتباط بیوشیمی گیاهی با سایر علوم

بیوشیمی گیاهی با بسیاری از علوم ازجملهفیزیولوژیگیاهی ،زیستشناسی سلولی و مولکولی ،ژنتیک وبیوشیمی ارتباط دارد.

اخبار جدید بیوشیمی :

ساخت دستگاه اندازه گيري فاکتورهاي بيوشيمي خون در ايران

دستگاه اندازه گيري فاکتورهاي بيوشيمي خون به همت محققان اصفهاني ساخته شد.
سازنده دستگاه اتوآناليزر گفت : کاربرد اين دستگاه در آزمايشگاه تشخيص طبي به منظور اندازه گيري فاکتورهاي بيوشيمي خون مي باشد.
مرتضي فلاح افزود: دستگاه اتوآناليزر تماما به صورت خودکار و بدون دخالت دست ، فاکتورهاي انعقادي خون را مورد آزمايش قرار مي دهد که در مقايسه با دستگاه هاي روميزي از سرعت و دقت بيشتري برخوردار بوده و احتمال آلودگي اپراتور را نيز در بر ندارد. فلاح با بيان اين که براي ساخت دستگاه اتو آناليزر 5سال کار تحقيقاتي و هزار ساعت نفر کار مهندسي انجام شده است تصريح کرد: اين دستگاه از تکنولوژي بسيار بالايي برخوردار است در حالي که در دنيا تنها چند کشور محدود از جمله امريکا و ژاپن به ساخت چنين دستگاهي اقدام کرده اند ، ما در کشورمان توانستيم با وجود پيچيدگي کار اين دستگاه را بسازيم.

نتايج نويد بخش واکسن ژنتيکى مقابله با آلرژى

آزمايش هاى اوليه يک واکسن ضد آلرژى که پژوهشگران علوم پزشکى به کمک شيوه هاى مهندسى ژنتيک طراحى کرده اند،به نتايج اميدوارکننده اى منجر شده است .
نشريه بولتن بيوتکنولوژى ،وابسته به دفتر همکاريهاى فناورى و رياست جمهورى ،در شماره ۹۵ خود افزود : در جريان اين آزمايش ها،که در اتريش ، سوئد و فرانسه انجام شد،اين واکسن به طور چشمگيرى از حساسيت افراد مورد آزمايش به گرده گياهان کاست
اين گروه از پژوهشگران مىگويد،هم اکنون سرگرم توسعه واکسن هاى ژنتيکى ديگرى براى مقابله با انواع ديگر آلرژى هاست .
نتايج اين تحقيقات در نشريه "اقدامات آکادمى ملى علوم "منتشر شده است .
بنا به تخمين ها هم اکنون يک چهارم جمعيت جهان از نوعى آلرژى رنج مىبرند، که برخى از آنها مانند "آسم " ،جان بيماران را تهديد مىکند.
آلرژى اساسا ناشى از واکنش افراطى سيستم دفاعى بدن به ماده اى است که در واقع بىخطر است .
کار واکسن هايى که براى مقابله با بيماريهايى مانند سرخک يا فلج اطفال تجويز مىشود، اين است که سيستم دفاعى بدن را تحريک کنند.اما واکسن آلرژى بايد عکس آن را انجام دهد وبه گفته سرپرست اين گروه از پژوهشگران از دانشکده پزشکى وين ،شعله سيستم دفاعى بدن را پايين بکشد.
تيم تحقيقاتى به کمک مهندسى ژنتيک نمونه اى از گرده درخت غان را طراحى کرده است که در بدن افراد مبتلا به آلرژى ،پادتن هايى توليد مىکند که از شدت واکنش سيستم دفاعى بدن مىکاهد.
اين محصول همچنين از شدت واکنش سيستم دفاعى بدن به برخى از انواع ديگر گرده هاى آلرژى زا میکاهد.
البته شيوه هايى براى درمان آلرژى که از همين اصول استفاده مىکند وجود دارد اما با اين که اين شيوه ها مىتواند کاملا موثر باشد اما گاه عوارض جانبى جدى به همراه دارد.
پژوهشگران دانشگاه وين به کمک مهندسى ژنتيک موفق شده اند ضمن حفظ تاثيراين شيوه هاى درمانى ،عوارض جانبى آنها را حذف کنند.
آنها همچنين نمونه هايى از ساير مواد الرژى زا را ساخته اند و قصد دارنداين مساله را که آيا اين مواد نيز به عنوان واکسن قابل استفاده هستند يا خير ،بررسى کنند.

تشخيص زود هنگام اختلالات ژنتيكي جنين

واشنگتن‎ ـ شيوه‎ جديـدي‎‎ بـراي آزمـايـش‎ در دوران‎‎ جنيني‎ ابداع شده‎‎‎ است‎ كه به پزشكـان امكان‎‎ مي‎‎ دهد اختـلالات‎ ژنتـيكـي جـنيـن را زودتر تشخيص‎ دهند.

به‎‎ گزارش‎ پايگاه اينترنتي‎‎‎ سي بي اس‎ نيـوز, آزمايش‎ ترانس‎ لوسنسي‎ نـوكـال‎ بـا تصـويـر برداري‎ از جنين‎‎ و سنجش‎ ميزان ضخامت‎‎ پوسـت پشت‎ گردن‎‎‎ جنين و برخي‎ آزمايشهاي‎ ديگر خون به‎ پزشكان‎‎‎اين امكان رامي‎ دهد تـا اختـلالات‎ ژنتيكي‎‎ را از 11 هفتگي تشخيص‎ دهند.

پيشتر چنين‎ امكاني‎ وجود نداشت‎. مطالعات‎ نشان‎ مي‎‎ دهد كودكاني كه‎‎ مبتلا بـه سندرم‎ داون‎‎ هستند در دوران جنيني‎ يك‎ لايـه‎ اضافي‎ پوست‎‎ در پشت گردن‎‎ دارند كه‎ با ايـن شيوه‎‎ جديد اين‎‎ نشانه را مي‎ توان در اوايل‎ بارداري‎ تشخيص‎ داد. پزشكان‎ ابراز اميدواري‎ كـرده‎انـد در صـورت‎ فراگير شدن‎‎‎ اين آزمايش‎ ديگرسن مادر معياري‎ براي‎‎ تعيين‎ نوع آزمايش‎ نباشد و بسياري از مادران‎ با كسب‎ اطلاعات‎ صحيح‎ و زود هنگام‎از وضع‎ نوزاد خـود آرامـش‎ خـاطر بيشـتـري‎ در مدت‎ دوران‎ بارداري‎ خواهند داشت

عامل سكته هاي ناگهاني قلب كلامديا مينو مينا

عارضه سكتهناگهاني در افرادي كه فشار خون، كلسترول، تري گليسيريد و وزن طبيعي داشته و سيگارنيز نمي‌كشند مدتها مورد توجه جامعه پزشكي بود كه در اين پژوهش موفق شديم با بررسيرگ آئورت 200 نفر از قربانيان اين عارضه عامل بروز آن را كه ميكروبي موسوم به «كلامديا مينومينا» است شناسايي كنيم.
دكتر بهرمند با اشاره به اينكه اين ميكروباز جمله ميكروبهاي شناخته شده بوده‌است تصريح كرد: بر روي رگ آئورت قلب بيمارانمورد بررسي كه عمدتا سن كمي داشته و داراي هيچ يك از فاكتورهاي خطر سكته قلبينبوده‌اند، زخمهايي مشاهده شد كه عامل بروز آنها ورود اين ميكروب بوده است.
ويبا اشاره به اينكه عوارض خطرناك ناشي از اين ميكروب قابل پيشگيري است، خاطرنشانكرد: ‌بيماراني كه در قلب خود احساس درد مي‌كنند مي‌توانند با مراجعه به پزشك وانجام آنژيوگرافي يا گرفتن نوار قلبي نسبت به شناسايي و درمان اين بيماري اقدامكنند.
اين پژوهشگر انستيتو پاستور ايران در ادامه افزود: با سه هفته مصرف مداومداروهاي داكسي سايكلين يا تتراسايكلين مي‌توان اين ميكروب را به طور كامل از بينبرد و زخمهاي ايجاد شده را بهبود بخشيد.
وي تصريح كرد: بيماران بايد در دورهاستفاده از اين آنتي بيوتيكها قرصهاي ويژه قلب را نيز مصرف كنند تا همزمان با ازبين رفتن ميكروب، مشكل قلبي آنها نيز برطرف شود.
دكتر بهرمند در پايان خاطرنشانكرد: بيماراني كه با مصرف آنتي‌بيوتيك تحت درمان قرار مي‌گيرند پس از گذراندن كاملدوره درمان نيازي به عمل جراحي نداشته و مي‌توانند به راحتي به زندگي روزمره خودادامه دهند

قدمت نسخ خطی به کمک علم ژنتيک تعيين ميشود

محققان دانشگاه کمبریج موفق به ابداع شیوه‌ای برای تعیین قدمت و منشا دقیق نسخه‌های خطی قدیمی شده‌اند.
نسخه‌های خطی قدیمی اغلب روی پوست حیوانات نوشته می‌شده‌اند و محققان دانشگاه کمبریج با آزمایش نمونه DNA پوست، می‌توانند قدمت و منشا نسخه خطی را

مشخص کنند.
دکتر کریستوفر هو، استاد بیوشیمی دانشگاه کمبریج که سرپرستی این پروژه تحقیقاتی را به عهده داشته است، می‌گوید «با آزمایش نمونه DNA می‌توان

گونه جانوری که پوست متعلق به آن است را مشخص کرد. به این ترتیب اگر

برای مثال شما کتابی داشته باشید که در مور

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

امواج فراصوت


رفتار موجي ـ ذره‌اي
در سال 1901 ماکس پلانک (Max Planck: 1947-1858) اولين گام را به سوي مولکول نور برداشت و با استفاده از ايده‌ي تقسيم نور، جوابجانانه‌اي به اين سؤال داد. او فرض کرد که انرژي تابشي در هر بسامدِ ν ــ بخوانيدنُو ــ به صورتمضرب صحيحياز νh است که در آن h يک ثابت طبيعي ــ معروف به «ثابت پلانک» ــ است. يعني فرض کرد که انرژي تابشي در بسامد ν از «بسته هاي کوچکيبا انرژي νh» تشکيل شده است. يعني اينکه انرژي نوراني، «گسسته» و «بسته ـبسته» است. البته گسسته بودن انرژي به‌تنهايي در فيزيك كلاسيك حرفِ ناجورينبود‌ (همان‌طور كه قبل‌تر در مورد امواج صوتي ديديم)، بلکه آنچه گيج‌كننده بود وآشفتگي را بيشتر مي‌کرد،ماهيتِ «موجي ـ ذره‌اي» نور بود. اين تصور كه چيزيــ مثلاً همين نور ــ هم بتواند رفتاري مثل رفتار «موج» داشته باشد و هم رفتاري مثل «ذره»، به طرز تفكر جديدي در علم محتاج بود.

تعريف امواج اولتراسوند فراصوت

امواجفراصوت به شكلي از انرژي از امواج مكانيكي گفته مي‌شود كه فركانس آنها بالاتر از حدشنوايي انسان باشد. گوش انسان قادر است امواج بين 20 هرتز تا 20000 هرتز را بشنود. هر موج (شنوايي يا فراصوت) يك آشفتگي مكانيكي در يك محيط گاز ، مايع و يا جامد استكه به بيرون از چشمه صوتي و با سرعتي يكنواخت و معين حركت مي‌كند. در حركت يا گسيلموج مكانيكي ، ماده منتقل نمي‌شود. اگر ارتعاش ذرات در جهت عمود بر انتشار صوتباشد، موج عرضي است كه بيشتر در جامدات رخ مي‌دهد و در صورتي كه ارتعاش در راستايانتشار امواج باشد، موج طولي است. انتشار در بافتهاي بدن به صورت امواج طولي است. از اين رو در پزشكي با اينگونه امواج سر و كار داريم.

روشهاي توليد امواج فراصوت

روش پيزو الكتريسيته

تاثير متقابل فشارمكانيكي و نيروي الكتريكي را در يك محيط اثر پيزو الكتريسيته مي‌گويند. بطور مثالبلورهايي وجود دارند كه در اثر فشار مكانيكي ، نيروي الكتريكي توليد مي‌كنند وبرعكس ايجاد اختلاف پتانسيل در دو سوي همين بلور و در همين راستا باعث فشردگي وانبساط آنها مي‌شود كه ادامه دادن به اين فشردگي و انبساط باعث نوسان و توليد امواجمي‌شود. مواد (بلورهاي) داراي اين ويژگي را مواد پيزو الكتريك مي‌گويند. اثر پيزوالكتريسيته فقط در بلورهايي كه داراي تقارن مركزي نيستند، وجود دارد. بلور كوارتزاز اين دسته مواد است و اولين ماده‌اي بود كه براي ايجاد امواج فراصوت از آناستفاده مي‌شد كه اكنون هم استفاده مي‌شود.

اگر چه مواد متبلور طبيعي كهداراي خاصيت پيزو الكتريسيته باشند، فراوان هستند. ولي در كاربرد امواج فراصوت درپزشكي از كريستالهايي استفاده مي‌شود كه سراميكي بوده و بطور مصنوعي تهيه مي‌شوند. از نمونه اين نوع كريستالها ، مخلوطي از زيركونيت و تيتانيت سرب (Lead zirconat & Lead titanat) است كه به شدت داراي خاصيت پيزوالكتريسيته مي‌باشند. به اينمواد كه واسطه‌اي براي تبديل انرژي الكتريكي به انرژي مكانيكي و بالعكس هستند، مبدليا تراسديوسر (transuscer) مي‌گويند. يك ترانسديوسر اولتراسونيك بكار مي‌رود كهعلامت الكتريكي را به انرژي فراصوت تبديل كند كه به داخل بافت بدن نفوذ و انرژيفراصوت انعكاس يافته را به علامت الكتريكي تبديل كند.

روش مگنتو استريكسيون

اين خاصيت در موادفرومغناطيس (مواد داراي دو قطبي‌هاي مغناطيسي كوچك بطور خود به خود با دو قطبي‌هايمجاور خود همخط شوند) تحت تاثير ميدان مغناطيسي بوجود مي‌آيد. مواد مزبور در اينميدانها تغيير طول مي‌دهند و بسته به فركانس (شمارش زنشهاي كامل موج در يك ثانيه) جريان متناوب به نوسان در مي‌آيند و مي‌توانند امواج فراصوت توليد كنند. اين مواددر پزشكي كاربرد ندارند و شدت امواج توليد شده به اين روش كم است و بيشتر كاربردآزمايشگاهي دارد.

كاربرد امواج فراصوت

1. كاربرد تشخيصي (سونوگرافي)

2. بيماريهاي زنان و زايمان (Gynocology) مانند بررسي قلب جنين ، اندازه ‌گيري قطر سر (سن جنين) ، بررسي جايگاهاتصال جفت و محل ناف ، تومورهاي پستان.

3. بيماريهاي مغز و اعصاب (Neurology) مانند بررسي تومور مغزي ، خونريزي مغزي به صورت اكوگرام مغزي يااكوانسفالوگرافي.

4. بيماريهاي چشم (ophthalmalogy) مانند تشخيص اجسامخارجي در درون چشم ، تومور عصبي ، خونريزي شبكيه ، اندازه ‌گيري قطر چشم ، فاصلهعدسي از شبكيه.

5. بيماريهاي كبدي (Hepatic) مانند بررسي كيست و آبسه‌كبدي.

6. بيماري‌هاي قلبي (cardology) مانند بررسي اكوكار ديوگرافي.

7. دندانپزشكي مانند اندازه‌گيري ضخامت بافت نرم در حفره‌هاي دهاني.

8. اين امواج به علت اينكه مانند تشعشعات يونيزان عمل نمي‌كنند. بنابراينبراي زنان و كودكان بي‌خطر مي‌باشند.

9. كاربرد درماني (سونوتراپي)

10. كاربرد گرمايي

با جذب امواج فراصوت بوسيله بدن بخشي از انرژيآن به گرما تبديل مي‌شود. گرماي موضعي حاصل از جذب امواج فراصوت بهبودي را تسريعمي‌كند. قابليت كشساني كلاژن (پروتئيني ارتجاعي) را افزايش مي‌دهد. كشش در scars (اسكار=جوشگاههاي زخم) افزايش مي‌دهد و باعث بهبود آنها مي‌شود. اگر اسكار بهبافتهاي زيرين خود چسبيده باشد، باعث آزاد شدن آنها مي‌شود. گرماي حاصل از امواجفراصوت با گرماي حاصل از گرمايش متفاوت است.

ميكروماساژ مكانيكي

به هنگام فشردگي و انبساطمحيط ، امواج طولي فراصوتي روي بافت اثر مي‌گذارند و باعث جابجايي آب ميان بافتي ودر نتيجه باعث كاهش ورم (تجمع آب ميان بافتي در اثر ضربه به يك محل) مي‌شوند.

درمان آسيب تازه و ورم :آسيب تازه معمولا با ورم همراه است. فراصوت دربسياري از موارد براي از بين بردن مواد دفعي در اثر ضربه و كاهش خطر چسبندگي بافتهابهم بكار مي‌رود.

درمان ورم كهنه يا مزمن :فراصوت چسبندگيهايي كه ميانساختمانهاي مجاور ممكن است ايجاد شود را مي‌شكند.

خطرات اولتراسوند

سوختگي

اگر امواج پيوسته و در يك مكان بدونچرخش بكار روند، در بافت باعث سوختگي مي‌شود و بايد امواج حركت داده شوند.

پارگي كروموزومي

استفاده درازمدت از امواج اولتراسوند با شدت خيلي بالا پارگي در رشته دي ان اي (DNA) را نشانمي‌دهد.

ايجاد حفره يا كاويتاسيون

يكي از عوامل كاهش انرژي امواج اولتراسوند هنگام گذشتن از بافتهاي بدنايجاد حفره يا كاويتاسيون مي‌باشد. همه محلولها شامل مقدار قابل ملاحظه‌اي حبابهايگاز غير قابل ديدن هستند و دامنه بزرگ نوسانهاي امواج اولتراسوند در داخل محلولهامي‌تواند بر روي بافتها تغييرات بيولوژيكي ايجاد كند (پارگي در ديواره سلولها و ازهم گسستن مولكولهاي بزرگ

زمين لرزه:

 

زمين لرزه،‌تكان ناگهاني و سريع زمين در اثر آزادشدن انرژي ذخيره شده در سنگهاست. ممكن است اين انرژي ساليان سال در سنگ ذخيره شده و سپس ظرف چند ثانيه يا چند دقيقه آزاد شود. اكثر زمين لرزه ها،‌آنقدر كوچكند كه انسان آنها را حس نمي كند. از سوي ديگر، بعضي از زمين لرزه ها،‌خرابيهاي زيادي به بار مي آورند و صدهاهزار نفر را مي كشند. خطوط صورتي و نقاط موجود روي نقشه جهان بال، مناطق فعال لرزه اي را نشان مي دهند.

دو كمربنداصلي لرزه خيز در دنيا وجود دارد. يكي كمربند سيركوم- آرام كه اقيانوس آرام را دربرمي گيرد و ديگري كمربند آلپ كه بخشهايي از اروپا و آسيا را دربر مي گيرد. كمربند سيركوم- آرام، سواحل غربي آمريكاي شمالي و آمريكاي جنوبي، ژاپن و فيليپين را شامل مي شود.

سالانه،‌ميليونها زمين لرزه در زمين رخ مي دهد. اكثر زمين لرزه ها فقط چند ثانيه طول مي كشند اما ممكن است زمين لرزه هاي بزرگ چند دقيقه طول بكشند. تقريبا 90 درصد زمين لرزه ها در مرز ورقه ها رخ مي دهند يعني در جايي كه دو ورقه به هم برخورد مي كنند،‌از هم دور مي شوند يا در كنار هم مي لغزند. هنگامي كه اين ورقه ها، به طور ناگهاني حركت مي كنند، مقادير بسيار زيادي انرژي آزاد مي شود كه تبديل به حركت امواج مي شود. امواج زمين لرزه، شبيه امواج صوتي و امواج آب هستند. چرخش اين امواج در پوسته زمين است كه‌ سبب فروريختن ساختمانها،‌ شكستن پلها،‌بالاآمدگي كوهها، فرونشست زمين و در بعضي موارد، ايجاد شكافهاي بزرگ در زمين مي شود.

 

 

زمين لرزه ها به چه علت رخ مي دهند؟ دانشمندان اعتقاد دارند كه حركت ورقه هاي زمين، سنگها را خم كرده و باعث خروج آب از آنها مي شود لرزه شناسي چيست؟

لرزه شناسي مطالعه زمين لرزه ها و امواج لرزه اي است كه از درون زمين و در اطراف آن حركت مي كنند. لرزه شناس، دانشمندي است كه زمين لرزه ها و امواج لرزهاي را بررسي مي كند.

 

امواج لرزه اي چيست؟

امواج لرزه اي امواج انرژي داري هستند كه در اثر شكستن ناگهاني سنگهاي درون زمين يا در اثر انفجارايجاد مي شوند. اين امواج انرژي دار از درون زمين عبور مي كنند و توسط لرزه نگاشتها ثبت مي شوند.

 

 

انواع امواج لرزه اي:

انواع مختلفي از امواج لرزه اي وجود دارد كه به شيوه هاي مختلفي حركت مي كنند. دو نوع اصلي امواج لرزه اي عبارتند از امواج پيكري و امواج سطحي. امواج پيكري، از لايه هاي دروني زمين عبور مي كنند اما امواج سطحي فقط در سطح زمين، مانند موجهاي روي آب، جابه جا مي شوند. زمين لرزه،‌انرژي لرزه اي را هم به صورت امواج پيكري و هم به صورت امواج سطحي، منتشر مي كند.

 

امواج پيكري:

موج P:

نوع اول امواج پيكري، امواج P يا امواج اوليه هستند. اين موج، سريعترين نوع موج لرزه اي است. موج P، مي تواند از ميان سنگ جامد و سيالات، مانند آب يا لايه هاي سيال زمين، عبور كند. اين موج، ‌سنگ را فشار داده و مي كشد، همانطور كه امواج صوتي، هوا را فشار داده و مي كشند. آيا شما تا به حال صداي تق تق پنجره ها را به هنگام رعدو برق شنيده ايد؟ تق تق پنجره ها، به علت امواج صوتي است كه روي شيشه پنجره فشرده شده و كشيده مي شوند مانند موج P كه سنگ را فشرده كرده و مي كشد. گاهي اوقات، حيوانات مي توانند امواج P زمين لرزه را بشنوند. معمولا ما فقط مي توانيم تكان اين امواج را حس كنيم.

فلش جهتي را كه موج حركت مي كند، نشان مي دهد.

 

موجS:

نوع دوم امواج پيكري، موج S يا موج ثانويه است و دومين موجي است كه به هنگام زمين لرزه آن را احساس مي كنيد. سرعت موج S كمتر از موج P مي باشد و تنها از سنگ جامد عبور مي كند. اين موج سنگ را به بالا و پايين يا به دو طرف حركت مي دهد.

فلش جهتي را كه موج حركت مي كند، نشان مي دهد.

 

 

امواج سطحي:

موج لاو:

نوع اول امواج سطحي، موج لاو ناميده مي شود كه به افتخار A.E.H. لاو، رياضيدان انگليسي به اين نام ناميده شده است وي در سال 1911، روي مدل رياضياتي اين امواج كار كرد. اين موج، سريعترين موج سطحي است و زمين را از يك طرف به طرف ديگر حركت مي دهد.

فلش جهتي را كه موج حركت مي كند، نشان مي دهد.

 

 

موج ريلاي:

نوع ديگر امواج سطحي، موج ريلاي است كه به افتخار جان ويليام استروت، لرد ريلاي، به اين نام ناميده شده است وي در سال 1885، با روشهاي رياضياتي وجود اين نوع موج را پيش بيني كرد. موج ريلاي، روي زمين مي چرخد، درست مثل موجي كه روي درياچه يا اقيانوس مي چرخد. چون اين موج مي چرخد، زمين را به سمت بالا و پايين حركت مي دهد و در همان جهتي كه موج حركت مي كند، زمين را از يك طرف به طرف ديگر حركت مي دهد. اكثر تكانهايي كه به هنگام زمين لرزه احساس مي شود به علت موج ريلاي است كه مي تواند از بقيه امواج، خيلي بزرگتر باشد.

 

گاهي اوقات اين خمش و آبگيري، فشار زيادي روي سنگها ايجاد مي كند. سنگها تا حدودي الاستيك هستند و مي توانند بدون شكست خم شوند. آيا تا به حال يك نوار لاستيكي را كشيده ايد؟ شما مي دانيد كه اگر كشش را خيلي زياد كنيد، نوار لاستيكي پاره خواهد شد. لايه هاي سنگي ه تقريبا به همين صورت عمل مي كنند. اگر فشارخيلي زياد شود، لايه هاي سنگي شكسته شده و حركت مي كنند. هنگامي كه اين پديده رخ مي دهد، لايه ها در امتداد شكاف موجود در پوسته زمين، كه گسل ناميده مي شود، حركت مي كنند يا انرژي آزاد شده خط گسلي جديدي را ايجاد خواهد كرد. گسيختگي سنگها و حركت حاصل از آن، منجر به زمين لرزه مي شود.

 

اين عكس، عكس هوايي گسل سان آندرياس در كاليفرنياست. پيكانهاي قرمزكه شكاف پوسته را نشان مي دهند كه همان گسل سطحي است. اين گسل مرز ميان دو ورقه بزرگ است، ورقه آمريكاي شمالي و ورقه آرام. اين دو ورقه در جهات مخالف در امتداد هم مي لغزند. اين نوع مرز، مرز امتداد لغز ناميده مي شود. مرز امتداد لغز در واقع يك پارگي در پوسته زمين است. پيكانهاي سياه جهت حركت دو ورقه را نشان مي دهند.

اين خط گسلي احتمالا از همه مرزهاي انتقالي ديگر در دنيا بيشتر بررسي شده است. بسياري از زمين لرزه هايي كه هر ساله در گسل سان آندرياس رخ مي دهند، در كاليفرنيا، از ساحل مكزيكودر شرق سانديگو تا منطقه سانفرانسيسكو احساس مي شوند. كارت بعدي تخريبي را نشان مي دهد كه در طي زمين لرزه 11971 سانفرانسيسكو به وجود آمد.

اين عكس هوايي تخريبي را نشان مي دهد كه در زمين لرزه 2 فوريه 1971 در سان فرانسيسكو به وجود آمد. در طي اين زمين لرزه،‌پل آزادراه و جاده ها به شدت آسيب ديدند.

هنگامي كه سنگها گسيخته مي شوند، آزاد شدن انرژي سبب به وجود آمدن زمين لرزه مي شود. همانطور كه انرژي باد سبب مي شود كه امواج آب در درياچه يا اقيانوس حركت كنند،‌امواج لرزه اي هم از ميان لايه هاي زمين حركت مي كنند. اين امواج لرزه اي هستند كه باعث تخريب مي شوند و همانطور كه از زمين عبور مي كنند، مي توانند سبب لرزش و ايجاد ترك در زمين شوند. امواج لرزه اي، از كانون به همه طرف منتشر مي شوند.

امواج فشارشي،‌ نوعي از امواج لرزه اي هستند. اين امواج اولين امواجي هستند كه به سطح زمين مي رسند. به همين علت، به آنها امواج P يا امواج اوليه هم مي گويند.

امواج P، سريعترين امواج لرزه اي هستند. اين امواج با سرعت بسيارزيادي حركت مي كنند،با سرعت14000 مايل در ساعت در سطح تا بيش از 25000 مايل در ساعت در هسته زمين. امواج P قادرند از كل زمين عبور كنند. هنگامي كه امواج P به جسمي برخورد كنند، آن را فشار داده و مي كشند، مانند ضربات موتور قطاربه واگن كه به واگن بعدي انتقال مي يابد و به اين ترتيب تمام واگنهاي قطار حركت مي كنند. اين حركت مته اي، نخستين نشانه رخداد زمين لرزه است.

همانطور كه موج از يك خانه عبور مي كند خانه فشرده شده و كشيده مي شود. اگر خانه به اندازه كافي مستحكم نباشد، فرومي ريزد.

امواج برشي اندكي بعد از موج P به سطح مي رسند به همين علت آنها را امواج S يا امواج ثانويه مي نامند. سرعت امواج S تقريبا نصف سرعت امواج P است.اين امواج، در جهت حركت خود جسم را به بالا و پايين حركت مي دهند.

موج S فقط از جامدات عبور مي كند و به همين علت فقط از پوسته و گوشته زمين عبور مي كند. هنگامي كه موج S به هسته خارجي، كه از آهن و نيكل مايع تشكيل شده، مي رسد موج متوقف مي شود.

امواج سطحي سومين نوع موج هستند. اين امواج بيشترين تخريب را ايجاد مي كنند. اين امواج. در نتيجه رسيدن امواج P و S به سطح زمين به وجود مي آيند. سرعت اين امواج كمتر از امواج P و S است. امواج سطحي فقط در سطح زمين حركت مي كنند همانطور كه امواج آب فقط در سطح آب حركت مي كنند.

دو نوع موج سطحي وجود دارد: امواج لاو و امواج ريلاي. امواج لاو شبيه امواج S حركت مي كنند اما حركت اجسامي كه در مسير آنها قرار دارند به جاي بالا و پايين، از يك طرف به طرف ديگر است. امواج ريلاي شبيه امواج آب حركت مي كنند. امواج ريلاي، در مسيري مدور حركت مي كنند.

بزرگاي ريشتر، عددي است كه براي اندازه گيري بزرگي زمين لرزه به كار مي رود. بزرگا، اندازه گيري انرژي و قدرت امواج لرزه اي است كه از كانون منتشر شده اند. دانشمندان براي تعيين قدرت زمين لرزه از لرزه نگاشت استفاده مي كنند. لرزه نگاشت، ابزاري است كه مقدار حركت زمين را به هنگام زمين لرزه اندازه گيري مي كند.

هر عدد در مقياس ريشتر زمين لرزه اي را نشان مي دهد كه ده برابر قويتراز عدد قبلي است.

مثال: زمين لرزه اي با بزرگاي 6، ده برابر قويتر از زمين لرزه اي با بزرگاي 5 است. زمين لرزه اي با بزرگاي 9، ده هزار برابر قويتر از زمين لرزه اي با بزرگاي 5 است.

بزرگترين زمين لرزه اي كه تا كنون اندازه گيري شده است، در سال 1906، با بزرگاي 9/8 در سواحل اكوادور رخ داد. زمين لرزه هاي با بزرگاي 6 و يا بيشتر، زمين لرزه هاي مهمي هستند. زمين لرزه هاي با بزرگاي 7 و يا بيشتر قادرند خسارات زيادي به وجود آورده و تعداد زيادي از انسانها را بكشند.

هريك از گرافهاي اين صفحه، يكي از زمين لرزه هايي را كه روي لرزه نگار خوانده شده اند را نشان مي دهند. امواج لرزه اي، وسيله اي نوشتاري را حركت مي دهند كه بزرگاي زمين لرزه و طول زمان لرزش زمين در طي زمين لرزه را نشان مي دهد.

قدرت يا بزرگا، به صورت خطوط عمودي(بالا و پايين) ثبت مي شود. زمين لرزه قويتر، روي گراف خطوط طويلتري ايجاد مي كند.

دوام لرزه اي(مدت زماني كه زمين مي لرزد)، به صورت خطوط افقي نشان داده مي شود. دوام لرزه اي در گراف بالايي، حدود 40ثانيه است. هر يك از واحدهاي روي گراف، دوام يك دقيقه را نشان مي دهد. زمين لرزه پاييني حدود يك دقيقه و بيست ثانيه طول كشيده است.

كدام زمين لرزه قويتر بوده است؟

 

 

 

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

الكتريسيته


الكتريسيته

الكتريسيته از كلمه يوناني الكترون به معني كهربا گرفته شده است.چرا كه هرگاه كهربا را با پارچه پشمي مالش دهيم، اجسام سبكي مانند كاه را به خود جذب مي كند.

الكتريسيته جريان بارهاي منفي كه الكترون خوانده مي شوند است . ( الكترون ها ذراتي هستند كه بخشي از همه اتم ها را تشكيل مي دهند . ) اين بارهاي الكتريكي با واحدي به نام كولن اندازه گيري مي شوند . الكتريسيته شكل بسيار انعطاف پذيري از انرژي است كه آن را مي توان به شكل هاي متعدد ديگري از انرژي ، از جمله نور و گرما ، تبديل كرد . دو نوع الكتريسيته وجود دارد : جريان مستقيم(DC) ،كه فقط در يك جهت بر قرار مي شوند ، و جريان متناوب ( AC)كه در هر ثانيه بار ها تغيير جهت مي دهد .

رعد و برق : گاهي اوقات هنگام طوفان ، الكتريسيته به صورت طبيعي به شكل برق آسمان ديده مي شود. رسانا ها و عايق ها : رسانا ماده اي است كه بار الكتريكي به آساني در آن جريان يابد . فلز ها ، به ويژه طلا و نقره ، رسانا هاي خوبي هستند زيرا اتم هاي آنها الكترون هاي آزادي دارند كه انرژي را به آساني بين اتم ها انتقال مي دهند . عايق ماده اي است كه بار الكتريكي نمي تواند به آساني از آن عبور كند . مواد پلاستيك و لاستيك عايق هاي خوبي هستند زيرا الكترون ها در اتم هاي آنها محدودند و در نتيجه انرژي نمي تواند به آساني بين اين تام ها منتقل شود .
ايجاد الكتريسيته تقريباً همه اشكال انرژي را مي توان به الكتريسيته تبديل كرد . متوال ترين روش هاي ايجاد الكتريسيته روش هايي است كه در باتري ها و مولد هاي برق به كار مي رود . توان حاصل از باتري با تبديل انرژي شيميايي به انرژي الكتريكي حاصل مي شود . بيش تر مولد هاي برق انرژي گرمايي (حاصل از سوزاندن سوخت ) را به انرژي الكتريكي تبديل مي كنند . بعضي از مولدها از منابع طبيعي مانند نور خورشيد يا نيروي باد براي به دست آوردن انرژي الكتريكي استفاده مي كنند.

مولد هاي برق : با قطع خطوط نيرويي كه حول يك آهن ربا وجود دارد مي توان جريان اكتريكي ايجاد كرد . اين خطوط توسط يك سيم پيچ قطع مي شوند و الكترون هاي آزاد سيم به حركت در مي آيند . به اين ترتيب جريان الكتريكي در سيم ايجاد مي شود . اين اثررا با قطع خطوط به دفعات بيشتر ، يا افزايش تعداد دورهاي سيم پيچ يا قدرت آهن ربا مي توان افزايش داد . در نيرو گاه هاي برق سراسرجهان با استفاده از اين روش الكتريسيته در مقياس بالا توليد مي شود
باتري ها : باتري ها را مي توان محفظه ذخيره انرژي دانست . يك باتري معمولي شامل الكترود هاي منفي والكترود هاي مثبت و مايع يا خمير اسيدي به نام الكتروليت مي باشد . الكترود ها در الكتروليت حل مي شوند و يون ها را به وجود مي آورندكه باعث ايجاد باراضافي در الكترود هاي منفي و مثبت مي گردد. اين بار،هنگامي كه به مدار وصل گردد،جريان توليد مي شود. الكترونيك
الكترونيك شاخه جديدي از فيزيك است كه هر روز نقش مهم تري در زندگي ما ايفا مي كند . اين شاخه علمي به استفاده از الكتريسيته براي ايجاد سيگنال هايي كه اطلاعات را حمل مي كنند و وسايلي مانند كامپيوتر ها را كنترل مي كنند مربوط است . اين وسيله ها حاوي مدار هاي الكتريكي هستند كه جريان الكتريكي از آنها عبور مي كنند .بخش هاي كنترل كننده يك مدار ، مؤلفه هاي آن خوانده مي شوند ، كه شامل ديو ها و ترنزيستور هاست .

ماهيت الكتريسيته

ماهيت الكتريسيته به دليل وجود بارهاي الكتريكي در اتمهاي ماده است. در نظريه امروزي اتمي، اتم تشكيل يافته است از يك هسته مركزي كه داراي دو نوع ذره پروتون با بار مثبت و نوترون بدون بار است و ذرات بسيار ريزي بنام الكترون با بار منفي كه به دور هسته مي چرخند.

انواع الكتريسيته

الكتريسيته دو نوع است : الكتريسيته ساكن و الكتريسيته جاري.

الكتريسيته ساكن

هر گاه الكتريسيته توليد شده در محل توليد باقي بماند آنرا الكتريسيته ساكن مي نامند.

الكتريسيته جاري

از حركت الكترونها، الكتريسيته جاري به وجود مي آيد.

بار الكتريكي چيست؟

چرخش الكترون به دور هسته در اثر وجود نيروي الكتريكي بين آنهاست و نيز بعضي از اجسام تحت شرايط خاصي بر هم نيروي جاذبه يا دافعه الكتريكي وارد مي كنند. عامل اين نيروها به سبب خاصيتي است كه بطور ذاتي در الكترونها وجود دارد. لذا آن كميت فيزيكي كه اين خاصيت را توصيف و بزرگي نيروي حاصل از آنها را تعيين مي كند، بار الكتريكي ناميده مي شود .

قانون پايستگي بار الكتريكي

بار الكتريكي از هيچ به وجود نمي آيد و از بين هم نمي رود، فقط از يك جسم به جسم ديگر منتقل مي شود. اين بيان را پايستگي بار الكتريكي مي نامند.

چند نوع بار الكتريكي وجود دارد؟

دو نوع: بار منفي( بار الكترون با علامت e- ) و بار مثبت ( بار پروتون با علامت e+).

بارهاي الكتريكي الكترون و پروتون چه فرقي با هم دارند؟

از نظر مقدار يكي هستند اما علامتهاي مخالف هم دارند. توجه كنيد كه در نظر گرفتن علامتهاي منفي و مثبت براي بارهاي الكتريكي الكترون و پروتون يك اتمي قراردادي است و براي طبيعت اين علامتها مفهومي ندارند.

كمترين مقدار بار الكتريكي در طبيعت چقدر است؟

اندازه بار الكتريكي يك الكترون( يا يك پروتون) به عنوان يكاي طبيعي بار الكتريكي يعني كوچكترين بار الكتريكي موجود در ماده در نظر گرفته مي شود .

از رابطه q=n e چه نتيجه اساسي در فيزيك حاصل مي شود؟

اين رابطه نشان مي دهد بار الكتريكي نيز مانند ماده ساختمان دانه اي دارد. يعني همانطور كه ماده از ذرات ريزي بنام اتم درست شده است، بار الكتريكي نيز از ذراتي بنام الكترون(يا پروتون) تشكيل يافته است.

بار الكتريكي خالص يعني چه؟

يك اتم در حالت عادي از نظر الكتريكي خنثي است. يعني تعداد بارهاي مثبت و منفي آن با هم برابرند. اگر اين تعادل را با گرفتن يا دادن الكترون به اتمهاي يك جسم برهم بزنيم، ديگر جسم از نظر بار الكتريكي خنثي نخواهد بود. در اين حالت مي گوييم جسم داراي بار الكتريكي خالص است. به عبارت ديگر بارهاي الكتريكي خنثي نشده يك جسم را بار الكتريكي خالص مي نامند.

وقتي كه يك اتم الكترون اضافي دريافت مي كند داراي بار الكتريكي خالص منفي مي شود و اگر الكترون از دست بدهد به دليل وجود پروتونهاي اضافي خنثي نشده،بار الكتريكي خالص آن مثبت خواهد بود.

نيروي الكتريكي چگونه است؟

نيرويي را كه اجسام داراي بار الكتريكي به يكديگر وارد ميكنند، نيروي الكتريكي مي نامند.

س: قانون بنيادي الكتريسيته ساكن چگونه است؟

بارهاي الكتريكي همنوع يكديگر را مي رانند و بارهاي الكتريكي نا همنوع يكديگر را مي ربايند. به عبارت ديگر دو بار مثبت و منفي يكديگر را مي ربايند و دو بار مثبت يا دو بار منفي يكديگر را مي رانند.

روشهاي توليد الكتريسيته ساكن كدامند؟

 

به دو روش مي توان الكتريسيته ساكن توليد كرد: روش مالش و روش القاء.

توليد الكتريسيته ساكن يا باردار كردن به طريقه مالش چگونه است؟

اين روش مناسب اجسام نا رسانا است. هنگامي كه دو جسم نارسانا بر روي هم ماليده مي شوند، به علت اصطكاك و گرماي توليد شده، الكترونهاي آن جسمي كه سست ترند از اتمهاي خود كنده شده و بر روي جسم ديگر منتقل مي شوند. در اين حالت در جسمي كه الكترون از دست داده بار مثبت(+) و در جسمي كه الكترون گرفته است، بنا به قانون پايستگي بار الكتريكي، به همان مقدار بار منفي(-) به وجود مي آيد. مثلاً در صورتي كه يك ميله پلاستيكي( يا ابونيتي) را به پارچه پشمي مالش دهيم، الكترونها از پارچه به ميله پلاستيكي منتقل شده و ميله بار منفي و پارچه بار مثبت خالص پيدا مي كند. يا اگر به جاي ميله پلاستيكي از ميله شيشه اي استفاده كنيم، برعكس حالت قبل شيشه بار مثبت و پارچه بار منفي پيدا مي كند.

اجسام رسانا و نارساناي الكتريكي چگونه اند؟

پاره اي از مواد مثل فلزات به راحتي الكتريسيته را از خود عبور مي دهند. در اين مواد الكترونها با دريافت اندكي انرژي از اتمهاي خود كنده شده و به حركت در مي آيند. اين مواد را رساناي الكتريكي مي نامند. اما پاره اي مواد ديگر مثل چوب و پلاستيك الكتريسيته را به راحتي از خود عبور نمي دهند. الكترونهاي اين مواد براي كنده شده از اتمهايشان به انرژي زيادي نياز دارند و به اين علت به حركت در آوردن آنها خيلي مشكل است. اينگونه مواد را نارساناي الكتريكي مي گويند.

الكترون آزاد

در اجسام فلزي الكترونها به راحتي از اتمهاي خود جدا مي شوند و در درون جسم به حركت در مي آيند و موجب رسانايي الكتريكي مي شوند. اين الكترونها را الكترنهاي آزاد مي نامند.

انرژي پتانسيل الكتريكي:

اگر بخواهيم دو ذرة باردار ناهمنام (- و +)را با سرعت ثابت از هم دور كنيم، براي غلبه بر نيروي ربايش بين آنها بايد كار انجام دهيم اين كار انجام شده به صورت انرژي پتانسيل الكتريكي در بارهاي الكتريكي ذخيره ميشود.
همچنين اگر بخواهيم دو ذرة باردار همنام را (+ و +) با سرعت ثابت بهم نزديك كنيم. نيز بايد كار انجام دهيم.

تغيير انرژي پتانسيل الكتريكي يك بار الكتريكي در يك ميدان برابر انرژي است كهبراي جابجايي آن بار صرف ميشود.

اختلاف پتانسيل الكتريكي:

اختلاف پتانسيل الكتريكي بين دو نقطه: برابر است با تغيير انرژي پتانسيل الكتريكي بر واحد بار مثبت، وقتي كه واحد بار از نقطه اول به نقطه دوم جابجا ميشود.

كه در آن W كاري است كه ما براي جابجاييبار الكتريكي انجام ميدهيم .
DV اختلاف پتانسيل الكتريكي بين دو نقطه 1 و 2 (واحد آن ولت ميباشد)
DU اختلاف انرژي پتانسيل الكتريكي بين دو نقطه 1 و 2 واحد آن ژول ميباشد.

واندو گراف چيست ؟

دستگاهي است كه مولد الكتريسيته ساكن مي باشد . اين دستگاه داراي دو غلطك از جنس متفاوت است كه توسط تسمه اي به حركت در مي آيند . با حركت تسمه بارهاي الكتريكي به كلاهك منتقل مي شوند . نوع بار الكتريكي بستگي به جنس غلطكها دارد .

اختلاف پتانسيل الكتريكي

تعريف: عاملي را كه موجب جريان يا شارش بارهاي الكتريكي از يك نقطه به نقطه ديگر مي شود،اختلاف پتانسيل الكتريكي مي نامند.

تعريف پتانسيل الكتريكي

انرژي پتانسيل واحد بار را پتانسيل الكتريكي مي نامند.

وسيله اندازه گيري اختلاف پتانسيل چيست و چگونه در مدار قرار مي گيرد؟

 

ولت سنج است. اين وسيله با قسمتي از مدار كه مي خواهيم اختلاف پتانسيل دو سر آن را اندازه بگيريم، به صورت موازي قرار داده مي شود. براي اندازه گيري دقيق، مقاومت داخلي ولت سنج بايد خيلي زياد باشد تا از آن جرياني عبور نكند.

مولد يا باتري چيست؟

وسيله اي است كه با تبديل انرژي شيميايي به انرژي الكتريكي، بين دو نقطه اختلاف پتانسيل الكتريكي به وجود آورده و سبب شارش بارهاي الكتريكي مي شود. در واقع مولد به بارهاي الكتريكي انرژي مي دهد تا شارش نمايند. پيل يا مولد را با علامت نشان مي دهند.(|+ نمايانگر پايانه مثبت و -| نمايانگر پايانه منفي مولد است.)

تعريف نيروي محركه مولد؟

بيشترين اختلاف پتانسيلي كه مولد مي تواند به وجود آورد نيروي محركه آن ناميده مي شود.

مدار الكتريكي چيست؟

براي آنكه جريان الكتريكي برقرار بماند، بار به يك مسير بسته نياز دارد تا در آنن شارش كند. مسيري كه بارها در آن حركت مي كنند مدار الكتريكي ناميده مي شود

يك مدار الكتريكي ساده چگونه است؟

يك مدار الكتريكي ساده از دو قسمت تشكيل مي شود. اول مولد يا توليد كننده جريان الكتريكي، دوم مصرف كننده الكتريسيته و اين دو قسمت با سيم هايي با مقاومت ناچيز به هم وصل مي شوند براي اندازه گيري شدت جريان واختلاف پتانسيل در مدار، آمپرسنج و ولت سنج نيز به آن اضافه مي شود.

چگونه مي توان جريان الكتريكي به وجود آورد؟

براي به حركت در آوردن بارهاي الكتريكي بين دو نقطه بايد به وسيله اي بين آن دو نقطه اختلاف پتانسيل ايجاد نمود. باتري، دينامو، ژنراتور، پيل خورشيدي و واندوگراف از وسيله هاي رايجي هستند كه مي توانند بين دو نقطه اختلاف پتانسيل ايجاد كنند.

جهت جريان در مدار الكتريكي چگونه است؟

در يك مدار الكتريكي جهت واقعي جريان از قطب منفي باتري بطرف قطب مثبت آنست. اما به دليل تاريخي جهت جريان را بطور قراردادي از قطب مثبت بطرف قطب منفي باتري در نظر مي گيرند.

تعريف شدت جريان الكتريكي؟

آهنگ شارش بار الكتريكي( يعني بار شارش شده در يك ثانيه) را شدت جريان الكتريكي مي نامند..

شدت جريان را با نماد I نشان مي دهند و يكاي آن آمپر( A) است.

شدت جريان الكتريكي از چه رابطه اي به دست مي آيد؟

آهنگ شارش بار الكتريكي برابر است با نسبت بار الكتريكي شارش شده از هرمقطع مدار( q) به زمان شارش بار (t) يعني:

q = با ر الكتريكي . واحد آن در سيستم SI كولن C است.

t= زمان . واحد آن در سيستم SI ثانيه S است

I= جريان . واحد شدت جريان در سيستم SI آمپر ناميده مي شود.

 

وسيله اندازه گيري شدت جريان چيست و چگونه در مدار قرار مي گيرد؟

 

وسيله اندازه گيري شدت جريان در مدار آمپرسنج است. به اين منظور آنرا به صورت متوالي در مدار قرار مي دهند. براي اينكه جريان الكتريكي به راحتي از آمپرسنج عبور نمايد، مقاومت داخلي آنرا بسيار كم مي سازند.

 

تعريف يك كولن، يكاي بار الكتريكي؟

از رابطه q=It نتيجه مي شود يك كولن برابر يك «آمپر-ثانيه» است. به عبارت ديگر يك كولن مقدار بار الكتريكي است كه توسط جرياني به شدت يك آمپر در مدت يك ثانيه در مدار شارش مي شود.

مقاومت الكتريكي

مقاومت اجسام و مواد مختلف در مقابل عبور جريان الكتريكي از خود را مقاومت الكتريكي مي گويند. مقاومت الكتريكي را با نماد R نشان مي دهند و يكاي آن اهم است. مقاومت الكتريكي در مدار با نماد R نشان داده مي شود.

در واقع مقاومت الكتريكي اجسام به اين دليل به وجود مي آيد كه بارهاي الكتريكي هنگام عبور از ميان اتم ها ومولكول هاي جسم به آنها برخورد كرده و از سرعت و انرژي شان كاسته مي شود.

قانون اهم

بنا به قانون اهم نسبت اختلاف پتانسيل دو سر رسانا به شدت جرياني كه از آن مي گذرد مقدار ثابتي است كه به اين مقدار ثابت، مقاومت الكتريكي رسانا مي گوييم. يعني:

V = اختلاف پتانسيل . واحد آن در سيستم SI ولت است.
I = شدت جريان . واحد شدت جريان در سيستم SI آمپر ناميده مي شود

R = مقاومت الكتريكي . واحد آن در سيستم SI اهم است . يا ولت بر آمپر .

انرژي گرمايي مصرفي W در مقاومت الكتريكي

انرژي الكتريكي هنگام شارش بار الكتريكي در هنگام عبور از يك مقاومت به انرژي گر مايي تبديل مي شود . انرژي كه يك رسانا مصرف ميكند به عواملي مانند مقاومت رسانا - شدت جريان عبوري از رسانا- زمان عبور جريان و ولتاژ اعمال شده بستگي دارد و واحد آن در سيستم SI ژول ميباشد .

برخي از اجزاي مدارهاي الكتريكي و الكترونيك

مدارهاي الكتريكي و يا الكترونيكي از اجزاي متفاوتي تشكيل شده اند . قبلا يكي از اين اجزا مانند مقاومت را مطرح كرديم و اكنون به بحث در مورد اجزاي ديگر مدار مثل خازن و القاگر مي پردازيم
از خازنها در مدارهاي راديويي استفاده مي‌شود.

خازن - انواع خازن

كاربرد خازن:

با توجه به اينكه بار الكتريكي در خازن ذخيره مي‌شود؛ براي ايجاد ميدانهاي الكتريكي يكنواخت مي‌توان از خازن استفاده كرد .خازنها مي توانند ميدانهايالكتريكي را در حجم هاي كوچك نگه دارند ؛ بعلاوه ميتوان از آنها براي ذخيره كردن انرژي استفاده كرد.
خازن در اشكال مختلف ساخته مي شود.

انواع خازن بر اساس شكل ظاهري آنها:

1. مسطح
2. كروي
3. استوانه‌اي
انواع خازن بر اساس دي الكتريك آنها:
1. خازن كاغذي
2. خازن الكترونيكي
3. خازن سر اميكي
4. خازن الكترونيكي
5. خازن متغيير

ميدان الكتريكي:

 

تعريف : در فضاي اطراف هر بار الكتريكي خاصيتي وجود دارد كه به آن ميدان

الكتريكي گويند. اين ميدانهاي الكتريكي هستند كهبرهم نيرو وارد مي كنند.

واحد ميدان الكتريكي در سيستمSI ، نيوتن بر كولن است.

 

القاء بار الكتريكي چگونه است؟

تعريف: ايجاد بار در رساناها بدون تماس به يكديگر، القاء بار ناميده مي شود.

الكتروسكوپ يا برق نما چيست؟

وسيله اي است كه بر اساس القاء الكتريكي عمل مي كند و موارد استفاده آن عبارتند از:

1- پي بردن به وجود بارهاي الكتريكي كم و ضعيف در يك جسم.

2- تعيين نوع بار الكتريكي در يم جسم.

3- تعيين رسانايي يا نارسانايي يك جسم.

الكتروسكوپ تشكيل شده است از يك ميله فلزي كه در يك طرف آن كلاهكي فلزي و در طرف ديگر ورق نازك طلا( يا يك فلز ديگر) نصب شده و مجموعه در داخل يك جعبه شيشه اي قرار دارد.

با ر الكتريكي:

اندازه بار الكتريكي يك جسم برابر است با مضرب درستي از پايه آن :

اندازه با ر الكتريكييك جسم = تعداد بار ها * بارپايه

q =n*e

نكته : n (تعداد بار الكتريكي ) همواره مضرب درستي است از اعداد صحيح مي با شد
.يعني n=1,2,3,4,... ( عدد اعشاري يا كسري نمي تواند باشد )

 

قانون كولن:

هر گاه دو ذرة باردار q1و q2 به فاصله r از هم قرار بگيرند نيرويي بر هم وارد مي كنند .

توان الكتريكي

انرژي الكتريكي را كه توسط يك دستگاه در يك ثانيه به مصرف مي رسد، توان الكتريكي آن دستگاه مي نامند و با نماد P نشان مي دهند.

بهاي انرژي الكتريكي مصرفي:

بهاي انرژي الكتريكي مصرفي را كه بايد براي مصرف انرژي الكتريكي بپردازيم از حاصلضرب توان مصرفي در مدت زمان استفاده شده از دستگاه بستگي دارد.

W=Pt

براي صرفه جويي در مصرف انرژي الكتريكي چه بايد كرد؟

به طور كلي بايد در مصرف كليه وسايلي كه با انرژي الكتريكي كار مي كنند، مثل تلويزيون، لامپ روشنايي، اتو، يخچال، لباسشويي و غيره استفاده بهينه كرد. يعني ازمصرف غير ضروري آنها خودداري نمود. به خصوص هنگام اوايل شب كه مصرف برق زياد است، نبايد از وسايل پر مصرفي چون اتو و لباسشويي و كولر استفاده كرد. و همچنين مي توان براي روشنايي، لامپ هاي مخصوص كم مصرف گازي يا مهتابي را به كار برد.

مايعات مانند اجسام مي توانند ذخيره كننده الكتريسته ساكن باشند. اكثر فرآورده هاي نفتي، ذخيره كننده الكتريسته ساكن هستند، مخصوصاً فرآورده هايي كه خالص تر و روان تر باشند. مقدار ذخيره الكتريسته ساكن در فرآورده هاي نفتي متفاوت است. مثلاً در فرآورده هاي سفيد رنگ به مقدار زياد وجود دارد، در حالي در كه فرآورده هاي سياه رنگ مانند نفت كوره و قير مقدار آن تقريباً صفر است. جريان يافتن مواد نفتي از نقطه اي به نقطه ديگر و تماس آن ضمن حركت موجب الكتريسته ساكن است. مواد نفتي قبل از حركت و جا به جايي داراي بار مثبت و منفي بوده و از لحاظ بار الكتريكي خنثي هستند ولي به مجرد اينكه جريان شروع مي شود بارهاي منفي به وسيله سطح لوله و يا ظرف گيرنده جذب مي شود و فقط بار مثبت در داخل مواد نفتي باقي مي ماند.

 

 
 

زماني كه ماده نفتي در طول حركت، از پمپ ها، فيلترها و شيرهاي متعدد بگذرد، مقدار بيشتري الكتريسته ساكن توليد مي كند. از طرف ديگر پراكندگي، پاشيدگي و بهم خوردن مواد نفتي در داخل مخازن و وجود ناخالصي هايي مانند آب و تكه هاي فلز كه نتيجه زنگ زدگي است باعث افزايش الكتريسته ساكن خواهد شد.

چگونه و كجا خطر الكتريسته ساكن ظهور مي كند؟

هنگام جابه جا كردن مواد نفتي، الكتريسته ساكن توليد مي شود. در بارگيري مواد نفتي حتي اين خطر وجود دارد كه الكتريسته ساكن موجب آتش سوزي شود. فرض كنيد تانكري هنگام بارگيري اتصال زمين نداشته باشد، در اين حال محصول نفتي هنگام ورود به مخزن تانكر داراي بار الكتريسته مثبت است در صورتي كه لوله بارگيري در اثر حركت و جريان مواد نفتي داراي بار الكتريسته منفي است. در همين حال ماده نفتي كه داراي با ر مثبت است وارد مخزن شده ويك جريان الكتريسته مساوي ولي مخالف (منفي) بر سطح داخلي مخزن وارد مي كند. خط تفكيك الكتريسته ساكن روي ديوار مخزن، خود باعث ايجاد الكتريسته مثبت بر سطح خارجي ديوار مخزن تانكر مي شود. دو نقطه خطر در تانكر بوجود مي آيد.

 
 

وجود پتانسيل براي ايجاد جرقه بين لوله پركننده كه قسمت بيرون آن بار الكتريسته منفي است و لبه سوراخ اصلي كه قسمت بيروني آن داراي با الكتريسته مثبت مي باشد، باعث ايجاد جرقه در بين بخاراتي كه از مواد نفتي بلند مي شود شده و پس از مخلوط شدن با هوا مشتعل شده و انفجار توليد مي كند. براي جلوگيري از خطر آتش سوزي مي توانيم مخزن و يا تانكر را به زمين اتصال بدهيم. حتي بعد از اتصال زمين نيز مقدار كمي بار الكتريسته مثبت در سطح مايع نفتي و بار الكتريسته منفي در سطح داخلي مخزن براي ايجاد جرقه وجود خواهد داشت. براي مواد نفتي با فشار بخار زياد مانند بنزين، خطر كمتر از مواد نفتي است كه داراي فشار بخار كمتري هستند. زيرا فضاي خالي هنگام بارگيري بنزين به سرعت با بخارات بنزين پر شده و از (حد بالايي قابليت اشتعال) بالاتر رفته و خطر آتش سوزي را كاهش مي دهد.
چگونه مي توان خطرات حاصل از الكتريسته ساكن را در مواد نفتي كاهش داد

 
 

بطور خلاصه براي جلوگير از آتش سوزي در اثر الكتريسته ساكن مي توان موارد زير را به كار بست :

- وسايل حمل و نقل مواد نفتي مانند نفت كش ها، قطارها و حتي بشكه ها به زمين اتصال بدهيم و اطمينان داشته باشيم كه اين كار بنحو احسن انجام شده است.
- هنگام پر كردن مخزن هاي نفتي چه ثابت و چه متحرك بايد سعي كرد لوله بارگيري به ته مخزن برسد و از پاشيده شدن آن جلوگيري بعمل آيد.
- اگر نمي توانيد جلو پراكنده شدن ويا پاشيدن مواد نفتي در داخل مخازن را بگيريد بهتر است ميزان خالي كردن مواد نفتي را در داخل مخازن كمتر كنيد.
- تا حد امكان از ورود آب به داخل محصول نفتي جلوگيري كرده و مخصوصاً از بهم خوردن آب جمع شده در ته مخازن خودداري شود. بهترين راه، خالي كردن آب از شير پايين مخازن است.

- حتي المقدور سعي كنيد كه غلظت بخارات نفتي به حد قابليت اشتعال نرسد.
- هنگام تعويض مخزن از يك ماده نفتي سبك نظير بنزين به ماده نفتي ديگري كه داراي نقطه اشتعال بالاست دقت كافي داشته باشيد.
- هنگام پر كردن يك مخزن با عجله اين كار را انجام ندهيد، و از تلاطم مايع هنگام پر كردن جلوگيري كنيد.

 

دگینامه مايكل فاراد

 

تولد : 22 سپتامبر 1791 حومه لندن

فوت : 26 اوت 1867 لندن

زندگينامه مايكل فارادي :

امروز در جهان هر كجا در اثر تغيير ميدان مغناطيسيجريان القايي به وجود مي آيد و مولد الكتريسيته اي كار مي افتد و جريانالكتريسيته توليد مي كند اثري از فارادي ديده مي شود. مايكل فارادي پسرنعلبند انگليسي است كه در حومه لندن به دنيا آمد. او به سبب فقر و اينكه ازهمان اوان كودكي متكفل مخارج خانواده اش بود، تحصيلات ابتدايي را تمام نكرد واز سيزده سالگي مشغول به كار شد. كارش صحافي و توزيع روزنامه و به طور كليشاگردي يك مغازه كتابفروشي بود. دستهاي او در اثر كار صحافي، در حركت وسازندگي مهارت يافت و انديشه او سبب خواندن هر كتاب پيش از صحافي و هرروزنامه پيش از توزيع ، رشد يافت.

تصادف چنين بود كه همفري ديوي، فيزيكدان مشهورانگليسي، تهيه كارت دعوت براي سخنرانيهاي علمي خود را به اين كتابفروشي سفارشدهد و فارادي، زرنگي كرد و كارت دعوت چند جلسه رانيز براي خود نوشت و درجلسات حاضر شد. پس از سه يا چهار جلسه، موقعي كه فارادي در جلسه سخنراني رفت،كتابي جلد شده و مرتب همراه تقاضاي كار به همفري ديوي داد. اين كتاب سخنرانيهاي ديوي بود كه آنها را به صورت ماهرانه اي تنظيم كرده بود. درخواست فاراديقبول شد مشروط بر آنكه به عنوان كارگر در آزمايشگاه شيمي و فيزيك به كارنظافت بپردازد. اما او با تكيه بر دستهاي سازنده و انديشه پويا و جسجوگر خود،با سرعت به دستياري ديوي برگزيده شد و موقعي كه در آن زمان ديوي را برايسخنرانيهاي علمي به كشورهاي اروپايي دعوت كردند. مايكل فارادي نيز همراه ديويبود و حاصل اين سفر سي ماهه، براي او آموختن چند زبان زنده دنيا و آشنايي بادانشمندان معروف زمان و اطلاع از تجارب علمي آنها گرديد.

در سال 1815 پس از پايان اين مسافرت فارادي به كارپرداخت و پس از مدتي به رياست آزمايشگاههاي علمي انجمن سلطنتي انگليس رسيد. فارادي به عنوان يكي از بزرگترين دانشمندان آزمايشگر علوم تجربي ، به قوانينو اكتشافات بسيار مهمي دست يافت، به طوري كه در همان زمان نيز ارزش كارشمعلوم شد و همفري ديوي به همكاري با او افتخار مي كرد و مي گفت : « بزرگترينكشف من كشف وجود فارادي است

از آثار علمياو:

1- مطالعه در آثار شيميايي جريان الكتريسيته و كشفقوانين الكتروليز ( قوانين فارادي) و انتخاب اصطلاحات مربوط به الكتروشيمياييمانند : الكترود ، آند،كاتد،الكتروليت، . . .

2- موتور الكتريكي - در سال 1821 فارادي موفق شد كهاولين موتور الكتريكي را بسازد، او با گذراندن جريان الكتريسيته از يك چرخفلزي كه در ميدان مغناطيسي قرار داشت، توانست چرخ را به حركت در آورد. ان چرخمتكي بر يك محور رسانا بود كه از پايين نيز با سطح جيوه تماس داشت.

3- توليد الكتريسيته از راه القاي مغناطيسي - درهفدهم اكتبر سال 1831 به كشف اين پديده موفق شد كه حركت نسبي يك مغناطيس و يكسيم پيچ مي تواند جريان الكتريكي توليد كند. و از آن پس كه تكنولوژي توليدالكتريسيته از طريق ديناموها و آلترناتورها ( مولد هاي جريان پيوسته و متناوب ) شروع و تكميل شد. فارادي نه تنها در انديشه اختراع و اكتشاف و ساختن بود،بلكه « ياددادن » و به ويژه آموزش علوم به كودكان را وظيفه خود مي دانست. اواز همان ساله اي اوليه اي كه به سرپرستي آزمايشگاههاي علوم تجربي منصوب شد،در روزهاي مشخصي از هفته ( چهارشنبه ها) براي كودكان در محل ازمايشگاهسخنراني و آزمايش مي كرد. جالب است كه گفته شود هنوز سخنراني هاي علمي پس ازيك و نيم قرن، در سطحي گسترده هنوز ادامه دارد!

گرچه فارادي در 26 اوت 1867 وفات يافت وليكن تا زماني كهآثار الكتريسيته و مغناطيس مورد مطالعه و استفاده انسان قرار مي گيرد يادفارادي زنده است.

 

 

انتشار : ۴ دی ۱۳۹۵

http://kia-ir.ir

دفتر فنی دانشجو

توجه: چنانچه هرگونه مشكلي در دانلود فايل هاي خريداري شده و يا هر سوال و راهنمایی نیاز داشتيد لطفا جهت ارتباط سریعتر ازطريق شماره تلفن و ايميل اعلام شده ارتباط برقرار نماييد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما